نتایج مطلب ها برای عبارت :

pdfدختر نسبتا بد بهار

بهار 96 روستای سوچلما
بهار 96 روستای سوچلما عکسهای بسیار زیبا و جذاب از بهار سال 1396 با کیفیتی مناسب را براتون به نمایش میزارم امیدوارم از این عکسها خوشتون بیاد.
نظر انتقاد و پیشنهاد یادتون نره.
سوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:خروس، انگور، درفش، سنگ
ادامه مطلب
بازم خدا بهار داد: طبیعت و نوروز از نگاه دین با زبان شیرین شعر.
 
بازم خدا بهار داد : سید محمد مهاجرانی، نشر جمال
معرفی:
نعمت زیبا و سرسبز پروردگار همان که همیشه صدای پایش شنیدنی، شکفتنش دیدنی و عطرش بوییدنی است، همان که همیشه با شادی به استقبالش می‌رویم و رسیدنش را جشن میگیریم.چه نعمت ارزشمند و نازنینیهمه چیز آن زیبا و پر از خیر و برکت استو زیبایی اش نشانه زیبایی خداستو پیامش این است: طبیعت پر از بهار شد، دل هایتان را هم سرشار از بهار کنید.بها
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند هم از ویرانی لاشه اش می هراسد!مرگِ پرستوی من مرگِ بال نیست، زندگیِ قفس است!وطنت رهایی باد که بهار هم کوچیدنیست.
پ.ن: وطن پرستو بهار است ، و اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند ، پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند از ویرانی لانه اش نمی هراسد.(شهید سید مرتضی آوینی)
چگونه باید این را بفهمانم درختی که آب را از او دریغ کرده ای , بعد از خشکیدن با دریایی آب هم سبز نخواهد شد محبت وقتی به گاهش دریغ شود , دل مردگی به بار خواهد آورد . دیر شده و من خشکیده تر از آنم که با بهار دست هایت به زندگی باز گردم . #الهام_ملک_محمدی
 بهار که می گویند دلم سبک می شود و اما دلتنگی آمدنش همیشه آزارم می داده.از کودکی دوستش نداشتم بوی عید را می گویم.دلتنگی عجیبی سالهاست هر اسفند من را به بهار بی باران می خواند .و بغض کال آخر اسفند که روز های آخر سال می رسد به اشک.و تو فقط دوست داری تنهایی و فرو شکستن بغضت را .بی بهانه دنبال جایی هستی تا برایت بشود بهانه اشک.و این روز ها بهانه ها کم نیستند.نروی دنبال قطره های چشم زلالی اش تو را به بزمی دعوت می کند تا بر گونه هایت سرازیر شود و
دلم گرفته، برایم بهار بفرستیدز شهر کودکیم یادگار بفرستیددلم گرفته پدر! روزگار با من نیستدعای خیر و صدای دوتار بفرستیداگر چه زحمتتان می‌شود ولی این باربرای من قرار» بفرستیدغم از ستاره تهی کرد آسمانم راکمی ستاره‌ی دنباله دار بفرستیدبه اعتبار گذشته دو خوشه‌ی لبخنددر این زمانه‌ی بی‌اعتبار بفرستیدتمام روز و شب من پُر از زمستان استدلم گرفته برایم بهار بفرستید. .منیژه درتومیان
.
ان‌قدر به جان خانه می‌افتم که بندبند انگشتانم درد می‌گیرد، اما بهار نمی‌آید. 
هِی می‌روم حسم را در شلوغی خیابان‌ها بهاری کنم، اما بهار نمی‌آید.
روی صندلی آرایشگاه نیم‌خیز می‌شوم، نگاهم توی آینه صورتم را بالاپایین می‌کند و صدای ذهنم می‌گوید: بهار نمی‌آید.
سبزه سبز می‌کنم، به مامان می‌گویم گندید، می‌گوید پارچه را بزن کنار. می‌بینم قد کشیده، اما بهار نمی‌آید.
ماهی‌ قرمزها یک هفته قبل از سال تحویل مردند؛ چشم‌شان رو به بالا مانده و
بیست مدل طراحی ناخن با رنگ قرمز
طراحی ناخن با رنگ قرمز
طراحی ناخن مدل ها، تنوع و رنگ های مختلفی دارد. در دنیای مد این روزها، طراحی ناخن با رنگ قرمز مد شده است. به همین بهانه در این مقاله مدل های طراحی ناخن با رنگ قرمز را برای شما گردآوری کرده ایم. تمامی این طراحی ناخن ها با ترکیب رنگ قرمز، سفید، طلایی و . طراحی شده است.
بیشتر بدانید : آموزش تصویری سه مدل طراحی ناخن زیبا
طراحی ناخن با رنگ قرمز برای بهار 2019 - عکس شماره 1نیمه روز
وقتی در ریسرچت کانهو حمار در گل گیر کرده ای و کم مانده که سر به بیابان نهی! و جناب حافظ اینگونه دلداری می دهد: 

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی :(  
بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار (حافظ جان اینجا زمستان است و در د
یک روز بهار می شود با یک گل: تکلیف ما در دوران غیبت چیست؟ بخوانیم و عمل کنیم.
بهار که می آید، بهار فرج و ظهور . اما اینکه نقش من و شما، مسئولیت من و شما، وظیفه من و شما چیست؟ خیلی مهم است و موثر در آمدن امام . این کتاب را با دقت بخوان تا کار خودت را بدانی .
 
بریده کتاب(۱):
اگر اعتقاد دارید ظهور یکی از دو حالت:چیزی که کاری از دستمان برنمی آیدیا تکلیفی نسبت به آن نداریمبهتر است دست از خواندن ادامه ی این متن بردارید.اگر شما هم در مواجه با مشکلات اج
بهار 95 روستای سوچلما
بهار 95 روستای سوچلما
گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین / روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمینای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپر / برترینش کن برایم این زمان و این زمین . . .عید نوروز بر شما مبارک
 
سوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
قدیم ها هوای بهار با الان فرق داشت، یک لحظه ابر بود یک لحظه آفتاب، دلچسب بود اونم واسه ما که بچه بودیم و شوق تعطیلات بهاری را داشتیم. پاچه های شلوارمون را بالا میزدیم و با کاسه و جارو مشغول شستن فرش میشدیم، فرش های شسته شده از دیوار حیاط خونه ها آویزون بود و آفتاب میخورد، همه چیز بوی نو و تازگی میداد اما اومدن بهار برای من همیشه با یک غمی همراه بود مثل غم غروب جمعه، غمِ عصر روز سیزده بدر! گاهی فکر کردن به پایان جلوی لذت بردن از لحظات را میگیره. 
آنگاه که، شکوفه از شاخه های خشک دمید،و از میان ذراتِ خاکِ زمین،بهار، سر برکشید.کاش رویای روشن تو،چون خورشید بر هستی من می تابید.افسوس که،در فراقِ بهاری که بی تو رسید.گویی دگرباره روح امیدهمچون تمام  سالی که گذشت؛پر کشید.
بهار توییکه می آیی و دستهایمشکوفه می دهند ناغافل!تویی که با تمامِ خستگیباز هم آرامشی!باز هزار ستاره ی بی افولهزار پروانه ی بیقرارهزار شوق بی دلیل رادر خلوتِ آغوشِ من میریزی انگاربهار تویی. .شرح خستگی. یادش بخیر آن روزهای که نامش روزهای "خوب" بود.
روزهایی فارغ از هر تعلق.روزهای قلم به دست گرفتن های بی دغدغه، روزهای عاری از هرکپی و تایپ و.
چقدر خوب بود فقط و فقط برای تو نوشتن.از تو نوشتن روی کاغذ های کاهی  و به رخ کشیدن عطر ناب گل نرگس بر ب
1398/01/01       01 : 28 : 27
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
 آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
 آفتابی به سرم نیست
 از بهاران خبرم نیست
نفسم می گیرد
 که هوا هم اینجا زندانی ست
 هر چه با من اینجاست
 رنگ رخ باخته است
ارغوان
 این چه راز یست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
 که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
 ب
بهار دارد تمام می شود. ماه این روزها عجیب زیبا شده است. ساری گلین گوش می دهم و از هزاران حرف ناگفته در گلو رنج می برم. کاش می توانستم سازی بنوازم، نقشی بکشم، آوازی بخوانم. روزها را با سر اومد زمستون زمزمه کردن می گذرانم و شب ها را با گوش دادن به بندر تهران صبح می کنم. بهار سختی بود و گذشت. خوب که گذشت. سال ها بعد از این بهار یاد می کنم. بهاری که ماهش ماه شده بود، که بی نهایت پروانه داشت، بابونه هایش با طروات بود، با مریم و محسن گوجه پلو خوردیم و من ز
تصاویری از بهار و تابستان 98 روستای سوچلما
تصاویری از بهار و تابستان 98 روستای سوچلما در این پست قصد نمایش چند عکس بسیار زیبا از مناطق دیدنی روستای سوچلما را داریم.
ششمین بهار و تابستان ثبت شده در سایت رسمی روستای سوچلما
برای دیدن هر یک از عکسها در ابعاد بزرگتر روی عکس کلیک کنید.
برای دیدن عکسهای بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنیدسوچلما | وبسایت رسمی روستای سوچلما | عکس سوچلما
عاقبت روزی اردی‌بهشت ما هم از راه می‌رسد ؛ صدای خنده‌ی شکوفه‌ها گوش شهر را پر می‌کند و نوای زندگی در شریان‌هایمان به جنبش در می‌آید!عاقبت منجی ما می‌آید، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد .
آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه‌ی عشق می‌روی
از کوچه‌های خسته‌ی ما هم عبور کن

+ به والعصر قسم! مهدی ما آمدنیست .
 " اللهم عجل لولیک الفرج "
《 عیدتون مبارک 》
 
تابلو نقاشی سه بعدی طرح بهار
کد۱۲۳
۶تکه
ابعاد:قطر۷۰ سانت
جنس:MDF صفحه زیرین ABS
قیمت:۷۰۰,۰۰۰ تومان
ما را در اینستاگرام به نشانی:
instagram.com/silverrose.iran
دنبال کنید
جهت بازدید حضوری با شماره 09033162615 تماس حاصل فرمایید
انجمن بانوان هنرمند مهگل
تولد پانزده سال و چهارماهگی ام :)
به همین زودی، چهار ماه گذشت. من دختر بهارم و بهار را خیلی دوست دارم. با این حال گاهی تصمیم میگیرم عاشق پاییز باشم. که فصل تکاپو و تغییر است. معلوم است که بهار هم هست. اما هرسال بهار به نحو ناجوری به درس خواندن و آمادگی برای امتحانات آخر سال می گذرد. آنقدر که متوجه رفت و آمدش نمی شوم. نه اینکه نشوم. لذت کافی را ازش نمی برم.
نامه ای که پاییز پارسال خود چهارده سال و چندماهه ام به خود پانزده سال و چندماهه ام نوشته بود، پ
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
الشِّتَاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ یَطُولُ فِیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى قِیَامِهِ وَ یَقْصُرُ فِیهِ نَهَارُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى صِیَامِه.
زمستان بهار مومن است؛ از شب‌هاى طولانى‌اش براى شب زنده‌دارى و از روزهاى کوتاهش براى روزه‌دارى بهره می‌گیرد.
وسائل الشیعه: ج۷، ص۳۰۲، ح۳
مامان عکس فرستاده از حیاط پر از برف و ماشینی که تبدیل به ماشین برفی شده است و پایینش نوشته "فصلا عوض شدن" می خندم. ذوق می کنم. خب تا جایی که یادم است برف آمدن تا خود اردیبهشت زیاد برای شهری که در آن بزرگ شدم عجیب نیست. ولی انگار اینبار واقعا فصل ها عوض شدند. اینبار انگار یکهو تقویم ورق خورده و افتاده وسط بهمن! کولاک و قندیل های آویزان از سقف ها و مه و هر آنچه که شهری در حوالی دامنه ی کوهستان وسط زمستان می تواند به خود ببیند الان  در دومین ماه از فصل
دریا دریا تباین است میان مکانی که ایستاده‌ام و قله‌ای که گمان می‌کردم خواهم ایستاد. دبیرستانی بودم، آن روزها که حقیقت بر دیوار آرزو‌ها تکیه داده‌بود اما رفته‌رفته خود را تاراند تا هر چه بیشتر از خواسته‌ها فاصله بگیرد و من دانش‌گاهی شدم. انگار که بهار دبیرستان، تابستان و پاییز را نادیده‌گرفت و صاف به زمستان رسید. من را با وعدهٔ آینده‌ به دانش‌گاه آوردند، نگذاشتن رشته‌ای که دوست داشتم را بروم و حالا بعد از چهار سال حس می‌کنم که هیچ آی
 
بهار نارنج ها " عاشق " که می شوند عطرشان همه جا را بر میدارد! و تو بین بهارنارنج ها هم ، سرآآمدی :) داشتم خواص بهار نارنج را میخواندم مطمئن شدم تو با بهار نارنج ها نسبت رگ و ریشه ای داری! عاشقمی مهربونمی آرامش بخشمی قوت قلب و روحم البته نه ! در این مورد فراتر از بهارنارنج ها رفته ای!  تو خود قلب منی و تو خود روح و جانمی :) از تو هر چه بگویم کم گفته ام
فقط بدان که بهار نارنج ها هم پیش تو برگ می ریزند عزیزم  :)
 
بهار یکی از فصل های پرطرفدار بین ما آدم هاست. کسی به او بد و بیراه نمی گوید و همه او را سفت و محکم بغل می گیرند. بهار ساده نیست اصلا، پر زرق و برق است. انواع گل ها، انواع آب و هواها، انواع ات را در خود جای داده است.
امسال هم یک بهار دیگر به بهارهای عمرمان اضافه شد. اینکه چه درس هایی از بهار گرفتیم بماند برای خودمان. اما باید از خودمان بپرسیم، بهارهای بعدی را اگر دیدیم همینطور برخورد خواهیم کرد؟ بعضی هامان همینطور دمغ و سرد به او سلام خواهیم کرد
 تحلیل بهار 98 در مازندران - بهار 98 در مازندران گرم و پربارش رقم خورد .
 
بارندگی فصل بهار 1398 ایستگاه های مازندران :رامسر 249.6 م مسیاه بیشه 168.7 م منوشهر 167 م مبلده 154 م مآلاشت 146.8 م مقراخیل قائمشهر 136.7 م مکیاسر 131.6 م مساری 130.3 م مگلوگاه 125 م مپل سفید 124.3 م مبابلسر 115.4 م مبندر امیرآباد 108.3 م مدشت ناز 106.6 م مآمل 98.3 م مکجور 69.9 م ممیانگین دما فصل بهار 1398 ایستگاه های مازندران ( بر حسب درجه سانتیگراد ) :ساری 20.6آمل 20.1بابلسر 20دشت ناز 19.9قراخیل قائمشهر 19.8گلو
هر روز از کنار درخت شاه‌توت گوشه‌ی حیاط عبور می‌کنم اما تا همین صبح امروز شاه‌توت‌‌های تازه متولد شده‌اش را ندیده بودم، برگ‌های سبز گلدان خشک‌شده‌ام را هم، حتی گل‌های زرد و گوجه‌های کوچک بوته‌های گوجه‌ی مادر که حالا بزرگ و زیباتر شده‌اند را هم ندیده بودم، اصلا انگار بوی بهارِ درختان حیاط به مشامم نرسیده بود! 
حالا اما یک گوشه نشسته‌ام و در وزش آرام بادی که خبر از آمدن بهار می‌دهد به جوانه‌های سبز شده‌ی باغچه‌ها نگاه می کنم و از
اول دبیرستان بودم. نه سال پیش! معلم از نوروز و عید و دید و بازدید گفت. نظر خواست. بچه ها از بی‌حوصلگی و تکراری بودن و از این که کاش آدمها در تعطیلات برای خودشان بودند، نه در اسارت تعارف و عرف کلیشه‌ای، گفتن. حرفشون خیلی برام عجیب بود. پر از ذوق و اشتیاق بودم برای بهار. اون موقع ها آرزویی داشتم که الان به نظرم آرزوی سوخته س و الان آرزوهایی دارم که اون موقع ها بهشون میخندیدم.
نظر من الان، نظر همون بچه هاست که من فکر میکردم افسردگی گرفتن. که سعی میک
شایع ترین بیماری های فصل بهار
علاوه بر بیماری‌های ویروسی، بیماری‌های دیگری هم وجود دارند که در فصل بهار عود می‌کنند. به‌عنوان‌مثال فاویسم و باقالی دو واژه‌ای است که همیشه کنار هم می‌آید. فاویسم همان بیماری حساسیت به باقلاست.
بیماری فاویسم یک بیماری ارثی خونی است که به علت کمبود یکی از آنزیم‌های گلبول قرمز ایجاد می‌شود. این بیماری وابسته به جنس بوده و بیشتر در مردان دیده می‌شود. ارثی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. افراد مبتل
سلام مادرجان من، امیدوارم در روزهای دوری که این نامه را میخوانی حالت خوب باشد و من را دوست داشته باشی. پسرکم، دختر مهربانم دیروز که با عجله ی زیادی به جایی میرفتم به کسی برخورد کردم؛ او بهار بود عزیزکم. چند دقیقه ای با هم مشغول صحبت کردن بودیم. بهار چهره ی عجیب غریب زیبایی نداشت، پری نبود، شاهزاده نبود، شکل معمولی ای داشت. فهمیدم برای دیدنش لازم نیست گردن بلندی داشته باشی. فقط باید کمی. نمیدانم. میدانی مادر؟ به حرف هایی که میزنم مطمئن نیستم،
که آفتاب بیاید، نیامد.
که سبزه قبا شود دشت خیال، نشد.
که شکوفه کند درخت رویا، نشد.
که گل کند بوته‌ی آرزو، نشد.
که بهار بماند، آن هم نشد.
آفتاب که نیامد هیچ، گویا میشد در دل بهار پاییز شد، خشک شد، برگریزان شد، ولی حتی نفهمید.
انقدر بهار باشی که از پاییز درونت بی‌خبر باشی! این بدیع‌ترین اکتشاف من از من، زیباترین اکتشاف تاریخ بشریت هم که نباشد، اسمش را همین میگذارم چون تاریخِ بشریتِ من چیزی جز همین وجودِ شه‌ی شگفتی‌آفرینم نبوده و نیست.
پای
عزیزِ پاییزی من!‌ شبیه اولین اطلسی پیش‌مرگ پاییز دوستت دارم و چون درختی و سر خم کرده پیشِ پای خزان با تکه‌های تنم به استقبال لبخند بهاری‌ات می‌آیم!
عزیزِ پاییزی من! قول بده، قول بده در روزهای زرد پاییز مثل سیبِ کال روی شاخه همیشه سبز بمانی‌ و لبخند سرخت را در فصل سرد و خزان‌زده زیر برگ‌های افتاده‌ی نارنج جا نگذاری.
عزیزِ پاییزی من، بهار بمان! 
در فصل خرمالوهای رسیده و برگ‌های ترسیده به تپش‌های قلبت بسپار بهار را از یاد نبرند . سبز
معشوق پاییزی من، سلام!
احتمالا هنگامی که این نامه به دستت می‌رسد اولین سئوالی که می‌پرسی "این دو هفته کجا بودی؟" خواهد بود! پس بگذار در همین ابتدا برایت از ماجرای صبح سه‌شنبه بگویم.
صبح سه‌شنبه در حالی که گرد و خاک نشسته بر قاب عکس‌ها و گلدان‌های کلبه‌ را می‌گرفتم دستم به گلدان سفالی یادگاری‌ات خورد، همان گلدان میخکی که در ۱۳ ژانویه هدیه داده بودی؛ قبل از انجام هر عکس‌العملی گلدان روی زمین افتاد و شکست، واقعه‌ی تلخی بود، احساس کردم نی
.
کلافه‌ایم از این فصلِ ناخلف، دیگر
چرا بهار نمی‌آید این طرف، دیگر؟
چگونه با قلم و نان به خانه برگردد -
پدر که له شده در ازدحامِ صف، دیگر
کدام خانه؟ که اصلاً وطن نباید گفت -
به این مساحتِ ویران - مَع‌َالأسَف - دیگر
نه مریم آینه دارد، نه یاسمن شاد است
که خاک هیچ ندارد - مگر علف - دیگر
براهنی! چه کنم در سکوتِ این سرسام؟
نمی‌زنند ن دف دَدَف دَدَف، دیگر
زبانِ مادری‌ام در رسانه مُثله شده
چهار نقطه مگر مانده از شرف، دیگر؟ -
که شعرِ تازه به دنیا بیا
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک،آسمانِ آبی و ابر سپید،برگ‌های سبز بید،عطر نرگس، رفص باد،نغمۀ شوق پرستوهای شادخلوتِ گرم کبوترهای مستنرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهارخوش به‌حالِ روزگارخوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشت‌هاخوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌هاخوش به‌حالِ غنچه‌های نیمه‌بازخوش به‌حالِ دختر میخک که می‌خندد به نازخوش به‌حالِ جام لبریز از شرابخوش به‌حالِ آفتابای دلِ من گرچه در این روزگارجامۀ رنگین نمی‌پوش
خب ام وی جدید گات سون هم دقیقا یک ساعت پیش پخش شد و توی این یک ساعت ۳۷۹۴۵۶ عدد بازدید داشت.و همین طور در حال افزایشه.
این ام وی طرح کلی برای موزیک ویدیو نداشت و بیشتر پشت صحنه مثل نقاشی بودآهنگ هم جالب بود و ریتم نسبتا آرومی داشت.
به کلی من دوستش داشتم و واقعا زیبا بود.
امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
فردا هم لینکش رو با همین پست میزارم.
  در بهار پر گل این بوستاندست من تک ساقه پاییز ماندبرگهای خشک عشقی سوختهبر فراز شاخه ها آویز ماندگرچه دیگر آسمان ها تیره استشب ز دامان افق سر می کشدباز با پرواز مرغان بهارآرزویی در دلم پر می کشدمی فریبد دل به افسون ها مرامی سراید بر من این آواز هابال دارد بال دارد مرغ عشقباز خواهد کرد او پروازها((سیاوش کسرایی))
عید رو به این وبلاگ و تمام خواننده‌هاش تبریک می‌گم : ) عید برای من پر از خاطره و خوشی هست و امیدوارم برای شما هم همین‌جوری باشه.
بهترین عیدی‌ای که می‌تونم بدم این آهنگ بهارانه از یکی از بهترین موسیقی‌دان‌های ایرانی‌مونه.
بشنویم، رقص بهار از شهرداد
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرور
آب و هوای استرالیا بیشتر مواقع سال معتدل است اما به خاطر وسعت این قاره می تواند متشکل از چند اقلیم متفاوت باشد.
ایالت های شمالی بیشتر مواقع هوایی گرم دارند؛ ایالت های جنوبی زمستان های خنک تری را تجربه می کنند.فاصله ی دسامبر تا فوریه تابستان، مارچ تا می پاییز، ژوئن تا آگوست زمستان و سپتامبر تا نوامبر بهار میباشد.
در این قسمت آب و هوای شهرهای مهم استرالیا را بررسی میکنیم:
آب و هوای سیدنی
سیدنی آب و هوای مدیترانه ای دارد و در طول سال از بیش از 340
کومولونیمبوس:کومولونیمبوس ابر تیره ومتراکم بوده وضخامت عمودی آن نسبتا زیاد است.این ابر به شکل کوه یابرج عظیمی دیده میشود.قسمتهای فوقانی آن معمولا صاف ویابه شکل رشته ای یا مخطط دیده می شود که تقریبا در همه ی حالات قله سندان ویک دسته پر گستره میشود.ودر اکثر مواقع خبر از یک هوای بسیار ملتهب همراه با صاعقه وباران های رگباری وعمدتا تا شدید رامی دهد.www.Meteorolog/Iran.com
سلام.
دیروز با پاییز رفته بودم خونه دوستش بهار.(وبشون مشترکه)
زینب و زهرا هم بودن.
مثلا رفته بودیم کمک واسه مهمونی امروز که با دوستای دبیرستانشون گرفتن.
فقط ظرفارو شستیم و نشستیم به حرف و خنده.خخخ:)))
نوشمک آورد بخوریم در نگاه اول یکی شون سرمه ای بود و بقیه مشکی.0_0
از وسط که جداشون کرد چند تاشون سبز لجنی و چندتاشون زرشکی بودن.:))))))))))
هرکی می خورد کلی فکر میکرد که ببینه مزه چی میده.:)))
حوصله مون داشت سر میرفت که زهرا گفت خرک شیم از رو هم بپری
خیلی حالم گرفتست چشمام شده بارون بهار
اگه این متن رو میخونید برام کامنت بذارید
واقعا چه کار کنم ؟مدتهاست که قلبم از عشق یک طرفه میسوزه یه جورایی بی رگ شدم و احساس میکنم دیگه هرگز نمیخوام ازدواج کنم .
کاش خدا برای من و این حجم اندوه یه کاری کنه.
خدایا منم دل دارم
امضا سکوتی که تبدیل به اشک شد.
بی تو، چگونه بهار را باور کنم.

و حتی؛ اردیبهشتی که، در راه است.

شاید چرخشِ حیرانِ ثانیه ها و این تجلی رویشِ طبیعت،

و سرگیجه ی مدامِ عقربه های ساعت،

و این دقیقه نگارِ پر از سرعت،

و تمام روزگاری که در طوافِ زمین می گردند.

 حتی، تنها گنجشکِ نغمه خوانِ این ایام،

همه، حکایت از آوایِ شورِ دلِ تنگ من،

در گوشه ی دستگاهِ دل غمگین خلقت است!

اما در من، باور شیدایی بهار،

نه در شکوفه و نه در گل است!

و نه در آوای دل انگیزِ گنجشک پریشان حال است.

برای
botters یک جامعه قدیمی و نسبتا کوچک از توسعه‌دهندگان بات‌های آی‌آر‌سی هست. آنها یک ویکی که شامل مطالب فنی و غیر فنی راجب بات‌ها و همچنین چند کانال IRC(کانال #botters روی فری‌نود کانال اصلی آنهاست)  در این مورد دارند. اگر به ساخت بات آی‌آر‌سی علاقه دارید، این جامعه میتواند به شما کمک کند.
سلام .
شده بود مدتهای نسبتا مدیدی ننویسم ولی نشده بود که بخوام گرد و خاک روی سیستم رو بزدایم تا بیام و بنویسم . 
بعد از گذشت سه ماه و اندی نداشتن گوشی دلیلی شد تا حالا اینجا تایپ کنم . چقدر بی معرفتم من :) 
گوشیم در دست تعمیر هست و هزینه ای نسبتا گزاف رو دستم گذاشته . 
این روزها اُورت پول خرج میکنم . نه اینکه بگم پول دارم . نه به خدا . پوله که به راحتی از دستم در میره و من با چشمانی اشک بار باهاش وداع میکنم و اشک چشمانم بدرقه ی راهشه . ولی تهه همه ی ا
از فروردین که خیری ندیدیم
نه آن که رفته بود برگشت 
نه آن که بود وفا کرد 
بهار بود جانم ولی رنگ خزان داشت.
حالا اردیبهشت آمده.
کاش حداقل اردیبهشت کمی منصف باشد 
سفر کرده‌ای را باز گرداند 
عاشقی را به معشوق برساند 
مرگ نباشد، تولد باشد 
از فروردین که گذشتیم 
کاش اردیبهشت 
اردیبعشق شود.!
دریافت‌های ما از فیلتر تفکرات ما می‌گذرد و این امکان وجود دارد که پس از مدتی که یک تفکر نسبتا سازگار یافتیم در همان تفکر بمانیم. این یک تهدید برای نوع بشر است. بشری که عادت دارد کانال‌هایی را دنبال کند که حرف‌های معقول (بخوانید مطابق آنچه فکر می‌کنیم) می‌زنند. در دنیایی که اخبار متناقض اطراف ما را گرفته است چنین رویکردی اصلا نمی‌تواند مفید باشد. در ادامه با رسم شکل این مفهوم را نشان می‌دهیم.
ادامه مطلب
حس بهارهایی که بی تو می رسد کمتر از مرگ نیست.بهارِ بی باران، دل شیدا
را مجنون می کند. بهار هم بی تو حس غریبی دارد، شبیه دلتنگیِ هنگام رفتن
زمستان. و هر فصل که می آید و می رود،  یک سال اندوه ما مکرر می شود بی
تو.

این بهار هم می آید و باز اشک، تنها بهانه ای می شود برای دلتنگی ها و چشم
ها میزبانش. و تو ای تمام بهانه ی زندگی، باران شو و ببار از کرانه های
همیشه ابری آسمانِ غمگین دلم.
بگذار رگباری بی نهایت و صاعقه های بی تویی
ها مرا برساند به سر
امروز در همون حالی که رو به موت بودمیک آهنگی در ذهنم مرور میشدبدین شکل که میگفت:اگه یادش بره که وعده با من داره وای وای وایدل بیچارم رو به دست غم بسپاره وای وای وایای خدا بهار اومد گل من نیومد وای وای وایفصل کشت و کار اومد یار من نیومد وای وای وایدل من شکسته طاقت نداره والااگه پیغوم بده دیگه دوسم نداره وای وای وایوخیلی باحالم نه؟ =)روانی هم عمته! =))با تشکر =)))
همین حالا که پیاده کردن وویسای پاتولوژی بالاخره تموم شدن و دارم از پنجره ی کتابخونه ی خوابگاه به شاخه های تازه جوونه زده ی درختا و آسمون ابری نگاه می کنم، احساس می کنم خوشبختی خیلی دور نیست.دخترا دارن تو حیاط زیر نم نم بارون چرخ می زنن و بلند با اِبی می خونن.این روزای اوج، این روزای پر از حس.کاش تموم نشه هیچ وقت این روزا، کاش حسامون نمیرن هرگز. که بارون و درخت و جوونه و ترانه غریبه و بی معنی نشن یروز.من این آخریا که حالم خوب نبود، از تاریکیا نو
اشتباه نکنیدبه فهرست سیاه در جیب و حرفهای مگو نبود؛به ایثار بود!مستضعفان زورو نمی خواستند.که اگر ماندگاری در این بود؛بعد از دو سری من اسپایدرمن نمی آمد!آقای فُرمر پرزیدنت1، بجای ریترن آو بتمن2، یک بلیط بگیرید و بنشینید سعید جلیلی را تماشا کنید!
1. Former President: اگر الان در تابستان و تعطیلات باشیم، می شود بهار!2. Return Of Batman: ;)
از چه.
افسوس که نامه ی جوانی طی شد 
                      آن تازه بهار زندگانی دی شد 
                                      آن مرغ طرب که نام او بود شباب 
                                                      افسوس ندانم که کی آمد و کی طی شد 
از چه.
افسوس که نامه ی جوانی طی شد 
                      آن تازه بهار زندگانی دی شد 
                                      آن مرغ طرب که نام او بود شباب 
                                                      افسوس ندانم که کی آمد و کی طی شد 
باز بهار آمد، اما بی تو،در دلِ یلدای تاریک زمان،هنوز زمستان بی داد میکند…باران، جلوه ی رحمت است و بهاران مژده رهایی .اگر در عصر اندوه زمین، تنها خرسندی انسان آمدن تو باشد،تداعی شیرینِ حقیقت جاوید بهار، یعنی تو .و ما در تمامی بهارهای زمین،و در هر روز فروردین،به رویت اردیبهشت عاشقی که،نگاهت را به ارمغان بیاورد؛ به انتظار نشسته ایم.و چنین است که علی الدوام، این همه بی تویی را تاب آورده ایم.برآی، ای آفتابِ ناب و ای حُسنِ بی بدیل.ای خورشید
مگه میشه کتابی با عنوان روزی که برف سرخ ببارد کنار دستت باشه وتو بی توجه فقط درستا بخونی!!! حالا میخادفقط 20روز به کنکور مونده باشه :)وقتی برای اولین بار بازش کردم  با این ابیات مواجه شدم
به هیچ حیله در آغوش در نمی آئی 
مگر تو را ز نسیم بهار ساخته اند

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق 
یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است 
صائب تبریزی 
ماه مبارک رمضان، بهار قرآن
خداوند همیشه سفره خود را پهن کرده است و ما
مهمان او هستیم و در این دو زمان و زمین ما را هم به ضیافت دعوت کرده است،
هم در ماه مبارک رمضان فرمود شما جزء ضیوف الرحمان هستید برای این زمان،
هم در سرزمین وحی فرمود جزء ضیوف الرحمان هستید، حاجیان و معتمران جزء
مهمانان خدا هستند اما هر مهمانی، هر دید یک بازدید هم دارد فرمود من شما
را به عنوان مهمان دعوت کرده ام؛ ولی شما اگر مرا دعوت کنید من می آیم من
منتظر میزبانی شما هستم.
از اینکه داخل جمع های خودمونی مجبوریم نسبتا عادی برخورد می کنیم یکمی دارم خسته میشم الان ارومم خانمم ناراحت نیستم از محدودیت هایی که الان داریم از یه سری متنفرم و از یه سری متنفر تر و من خوشبخت ترینم وقتی خانمی مثل تو دارم. .فرشته ای که به داشتنش مغرورمزندگی من چه شربت دلنشینیهالهی قوربونت بشم نازنینم امیدوارم هرچی سریعتر تموم بشه به اندازه ای احساس تنهایی یه لحظه کردم که نزدیک بود خفه بشم امیدوارم فقط زودتر تموم بشه تقریبا رو
کنارِ من باشحتی اگر بهار نیایدحتی اگر پرنده‌ای نخواندحتی اگر زمستان طولانیاگر سرما نفس گیرحتی اگر روزگارمان پر از شبپر از تاریکی‌باز یکی‌ با نفس هایشعشق را صدا می‌‌زنددنیا پر از عطرِ بابونه است محبوبِ منبیا بودن را اراده کنیمبیا از سرِ انگشتانِ این احساس آویزان شویملبریز و مستتاب بخوریمدنیا پر از عطرِ بابونه است محبوبِ منبیا شگفتی دوست داشتن رابه سینه هامان بسپاریمبیا ساده باشیمساده باشیم و عاشق
سالها پیش، همان روزهای خوش و ناب کودکی وقتی ترنم لطیف بهار در دقایقم
جاری می شد؛
می دانستم امسال سال بهتری خواهد بود. بدون اینکه کاری
متفاوت انجام دهم؛ آن سال بهتر از سال های قبل می شد.
شاید آن روزها تنها
تفکر خوب بودنِ سال نو می توانست سالی خوش را برایم رقم بزند و اما این
سال ها، دیگر مثل روزهای کودکی هایم شاد و خوب نیست.
دیگر این "من" دیروز
بزرگتر شده و حالا می فهمد این خوبی های دیروز هم شاید به خاطر همان کوچکی
خیالش بوده.
می خواهم بغض
بهار، یا دقیق‌‌تر بگویم، عید، مثل خنده‌ی بعد از دعوای زن و شوهری‌ست. مثل رهایی بعد از گریه. مثل آسمان آبی، بعد از طوفان شن. رسالتش، غبار روبی و رنگ پاشیدن به دنیای خاکستری ماست و چه خوب رسولی‌ست. قرار نانوشته‌ای دارد که هرسال، تو را می‌فرستد در گل‌فروشی محله. بی‌تابی و عجله‌ات را می‌گیرد و مجاب‌ات‌ می‌کند سر صبر، میان گلدان‌ها بگردی و یک‌دل‌سیر، چشم بدوزی به گل‌ها. حسن‌یوسف و پیچکی برداری تا خانه‌ات سبز شود. فقط بهار است که تو را ر
نوروزتان خجسته باد ایرانیان!
رعایت حدود
از میان محوطه ای نسبتا
بزرگ پوشیده از درختان کهنسال جنوبی کهور در حال عبورم که چشمم می خورد به ردیفها
یی عقرب زرد و سیاه که اختصاصی این مناطق 
هستند می ایستم و به
حرکات این جانوران نگاه می کنم و بعد یاد نیش عقرب می افتم که نه از روی کین است
سعی می کنم در مسیر پایی بر این جانوران زیبا نگذارم. .باید اجازه داد هر حیوانی
زندگی خود را داشته باشد این دنیا برای هیچکس تنگ و تاریک نیست اگر که حدود یکدیگر
را رعایت م
دانلود آهنگ شروین حاجی آقاپور تمام من { بهترین کیفیت }
امشب میتوانید ترانه تمام من با صدای خواننده خوب شروین حاجی آقاپور را دانلود کنید
Exclusive Song: Shervin Hajiaghapour | Ta Man With Text And Direct Links In jazzMusic

متن آهنگ تمام من شروین
به جای من یه قاصدک یه روز میاد توو خواب توتو قدرشو بدونبعد من اگه نبود کسی به یاد من تو شعرمو بخونبه جای من شاید یکی بیاد که می فهمتتکه می بره فکرمو از سرتبعد من شاید یکی بیاد که می شناستتبیشتر از من می خوادتتمام من بیا ولی تو به مزار من
خواب می دود برای نشستن در چشمانت،من غصه می خورم!کلمات می رقصند وقتی طعم لبهایت را می چشند،من غصه می خورم!دکمه ها به خط می شوند برای در آغوش کشیدن تنت،من غصه می خورم!کفش ها برای تو جفتند!بهار برای تو زیباست!"شعر برای تو نازل می شود"و من.غصه می خورم که چرا نمی گویی.لباس کم می پوشی وقتی شعر بارید من در آغوشت بگیرم!چرا نمی گویی.دستم چقدر به دور کمرت می آید!جای لبهام روی پیشانی ت خالی ست!چرا نمی گویی غصه نخور دوستت دارم؟نمی گویی و من.غصه می خورم!
اینجا همان زمین است و رسم آدم ها، هنوز هم فراموشی.اما زمان ِ دلـــــــِ من به وقت دلتنگی؛همیشه . صبح، عصر، شب. دوباره بامداد و صبح و.شامگاهِ دلتنگی .گویی همه ی هستیِ مرا، در انجمادی چون قندیل بسته اند، و به سقف آسمانِ غم ها آویخته اند!گلو بغض آلود و چشم هایم تَر،اما، هنوز تو در خاطری.بهانه ی من، دوباره بهار می رسد از راه، بگو چگونه زیستن آغاز کنم بی تو!؟وقتی هرگز، در توانِ من، رسم، فراموشی نیست.راستی شاید؛من آدم نیستم. وقتی فراموش نمی
یاد پدر
آن سال سال پر بارانی بود و من پدر بیمارم را برده بودم تا ازمسیر ماهشهر به
امیدیه و بعد روستای سویره تا دهملا و مجددا در جاده ماهشهر یک دور قمری بزنیم
،مسیری مثلثی که از تپه ماهورهای نسبتا جنگلی و دست نخورده دشت هندیجان می گذرد که
با شکوه هست در عین حال که رگه های رودخانه زهره در حاشیه جاده دل و جان را می
رباید ،چه لذتی می برد پدر از دیدن این همه زندگی علیرغم بیماری و ملالی که دارد
.هی تکرار می کند  بهار پر باران اسفند
دیدنی ست و من با لذ
چه بازی ای بود دیشب.
سر پنالتی پرتغال یه لحظه خودمو جای بیرانوند تصور کردم، تمام تنم لرزید. گرفتن پنالتی رونالدو چیز کمی نیست.
طارمی جان آخه چرا فرزندم؟چرااا؟(این فقط یه گله است وگرنه طارمی از وقتی که پرسپولیس بود، بازیکن محبوب منه)
همیشه رونالدو رو بیشتر از مسی دوست داشتم ولی دیشب تا تونستم فحشش دادم:||
کواریشما از کجا پیداش شد آخه؟ لامصب این دو بازی قبلی کجا بودی پس؟ گل طلاییت رو به مراکش میزدی خو:(
بعد از بازی سردرد وحشتناک داشتم و مثل ابر ب
ساده نباش دیگر خبری در راه نیست.فقط یک گذر کوتاه بود، این بهار هم رفت.این بهار تیره و سیاه، رنگ آسمان نداشت. باز هم من از تو دورم و باز هم هیچ رویایی به حقیقت نرسید.باز هم روزگار رسید به گرمای سرسخت روزهای بلند تابستان.
باز هم ماه تیر.  طعم شور اشک چشم. بغض کال هر شب. ازدحام خاطرات دوران نوجوانی و جوانی ام.و کلماتی که آرامش روزهای بودنت را نمی تواند منتقل کند.
کاش هنوز کودک بودم. کودکی جسور که خسته از کلاس و درس، با کیفی پر از کتاب و بی
(برای دریافت فایل باکیفیت روی عکس کلیک کنید.)
 
دختران پدری
 
بهار آمده استو تمام می شود فصل های خدا!!!اما هنوز؛فصل انتظار تو ادامه دارد.دیگر همه بی تاب شده اند.این خبر از حادثه ای بزرگ می دهد.ما تمام می کنیم فصل انتظار تو را.
*****
 
امام من
روحم را، ذهنم را
و قلبم  را
به تو می سپارم
می دانم خوشبختی در سایه امام بدست می آید
و
تلاش می کنم تا یاوری برای شما باشم.
و جوانان کشورم را با کتاب آشنا می کنم
و می دانم این کار گامی بلند در راستای ظهور شماست.
م
سالی که نت از بهارش پیداست .
دیشب دوباره مهمون حرم بودم.
جایی که رفتنش دست خودتهولی برگشتنش دست دلت چون دل نمیکنه.
جایی که دور میشی از تمام دنیا و حرفا و ادما.
جایی که در تقابل پنجره فولاد و گنبد می مانی.
جایی که میفهمی هنوز خیلی عقبی
.
.شبی بس عجیب و اروم.
هوای مثل بهار.بارون نم نم.
زیارت عاشورا زیر بارونو شدت بارون هنگام سلام بر حسین (ع)و روضه مادر.
بگذار هرچه می خواهند بگویند.
دنیای من با شماست که معنا پیدا می کند.‬
‫#هم_از_
گاهی وقتی دلت بد گرفته است و حال و حوصله‌ی هیچکس را نداری، هم صحبتی با رفقای نسبتا مجازی حالت را کلی بهتر میکند! برگرفته از سخنان میرزا‌ی‌ــمان که بگویم(!)، این دوستی ها کاملا مجازی نیستند.! شاید در بستری باشند که واقعی نمی نماید، ولی تاثیرات آن چه مثبت و چه منفی، در زندگی‌ـهای واقعی‌ـمان هم هست! حتی شده با خواندن یک کامنت، چند ساعتی را کاملا شارژ شوم! اصلا همین کامنت بازی‌ـهاست که باعث می شود لپ تاپم را گاهی یک هفته تا یک ماه خاموش نکنم! ی
بابا ماشینش رو فروخته .همون که عید کم مونده بود آتیشمون بزنه اگه من بودم عید میفروختمش.
حالا هر کی چپ میره راست میاد میگه بهار ماشین بخر.
من ماشین نمیخرم اصلا دوست ندارم ماشین بخرم از اون طرف اگر ماشین بخرم میشه یه چیزی تو مایه های بی آرتی و اتوبوس هر کی بگه ماشین بده باید بدم بره و اگر هم ندم میشم آدم بده .چرا باید پولی رو که ریال ریال جمع کردم و بدم یه جا چیزی رو بخرم که هیچ وقت رویای داشتنش رو نداشتم؟ دیگه دارن میرن روی اعصابم
اینم وصف حالم از زبون حضرت حافظ :
گلبنِ عشق میدمد ، ساقی !  گلعذار  کو؟                 بادِ  بهار  میوزد ،   باده  ی   خوشگوار   کو؟
هر گلِ نو  ز گلرخی یاد  همی دهد   ولی                   گوشِ سخن  شنو  کجا  دیده ی اعتبار  کو؟
مجلسِ بزمِ عشق را غالیه ی مراد نیست                ای دمِ صبحِ خوش نفس،نافه ی زلف یار کو؟
حُسن فروشیِ گلم نیست تحمل،ای صبا!               دست  زدم  به  خونِ  دل ، بهرِ خدا نگار کو؟ 
شمعِ  سحرگهی  اگر  لاف ز  عارضِ تو زد         
دو تا دانه توی خاک حاصلخیز بهاری کنار هم نشسته بودند.دانه اولی گفت: من می خواهم رشد کنم! من می خواهم ریشه هایم را هر چه عمیق تر در دل خاک فرو کنم و شاخه هایم را از میان پوسته زمین بالای سرم پخش کنم. من می خواهم شکوفه های لطیف خودم را همانند بیرق های رنگین برافشانم و رسیدن بهار را نوید دهم. من می خواهم گرمای آفتاب را روی صورت و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هایم احساس کنم!
ادامه مطلب
دیشب خواب "ر" رو دیدم. خنده داره نه؟! خودمم ک بیدار شدم خندیدم گفتم آخه برا چی باید خواب اونو ببینم؟!
همه تو ی خونه ی نا آشنا مهمون بودن که اونجا میگفتن این خونه ی خاله است! وارد ک شدم ب همه سلام کردم. بهش نگا کردم و با ی نوع لبخندی جوابمو داد که انگار بچه اشم. اصلا چرا اون باید تو خونه ی خاله ی من مهمون میبود؟! با همون موهای بلند و عینک گردش تو خواب من بود. رفتم عینکمو زدم ک بتونم بقیه رو خوب ببینم. بعد من و اون از جمع جدا شدیم و رفتیم نشستیم با هم نق
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیستساقی کجاست گو سبب انتظار چیستهر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمارکس را وقوف نیست که انجام کار چیستپیوند عمر بسته به موییست هوش دارغمخوار خویش باش غم روزگار چیستمعنی آب زندگی و روضه ارمجز طرف جویبار و می خوشگوار چیستمستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اندما دل به عشوه که دهیم اختیار چیستراز درون پرده چه داند فلک خموشای مدعی نزاع تو با پرده دار چیستسهو و خطای بنده گرش اعتبار نیستمعنی عفو و رحمت آمرزگار چیستزاهد شر
همانطور که می دانید در مقاله قبلی در مورد مزایا گلسبردها توضیحاتی داده ایم می توان گفت از دیگر مزایای آن به کم جا بودن,قابلیت استفاده در همه مکانها، کیفیت و دوام طولانی و غیره اشاره کرد 
اکثرا افرادی که از وایت بردهای شیشه ای استفاده می کنند از انتخاب خود کاملا راضی هستند. ولی به هر حال هر محصولی به غیر از مزایایی که دارد، دارای معایبی هم می بادش که از معایت گلسبردها می توان به قیمت نسبتا بالا،رنگ بندی کم و شفاف بودن گلسبردها که باعث انعکاس ن
همیشه با نگاهی مرا خریده ای، بی اینکه خوب و بدی را اینجا به حسابم
بنویسی!که اگر میخواستی حساب کنی، همین جا حساب من با این اعمال یکسره بود!
آن هم مستقیم اعماق آتشت.
اما بخت یار است و من مسافر تمام فصل هایی هستم که تو مرا می نگری. و
سرمست از رُخ به رُخ شدنم با تو، همچون کودکی سرخوش از مهر مادر، تا تو
نگاه می کنی بساطِ دلم را جمع می کنم و می آورم درست، کنار آسمانت پهن می
کنم.
نه! خوب میدانم باز هم اشتباه از من است، و تو داری نگاه می کنی و من
آنقد
+تابستون
گرمای هوای تابستون امسال فکر میکنم  بیش از  هر زمان دیگه اس اونقدری که محاله دم ظهر و بعدظهر ها برم بیرون ،   ولی با وجود گرمای عجیب و خیلی شدید  اینروزا ، طعم خنک و یخ بستنی ،عطر مست کننده بهار نارنج و شربت گل سرخ،خِرچ خرچ کردن یخ نوشابه ای زیر دندون، آب دوغ خیار عزیز جون با عطر خوش نعناع و گل سرخ ، لباس های رنگی رنگی   و نخی خنک،خوابیدن زیر کولر با موی خیس، راه رفتن تو مسیر رودخونه که آبش خنکِ،روزای بلند  و طولانی  هر روز   ، و  یه ع
برندها
شانل – Chanel
گرلین – Guerlain
کریستین دیور – Christian Dior
کارتیر – Cartier
لانکوم پاریس – Lancôme Paris
گیونچی (ژیوانشی) – Givenchy
بالنسیاگا – Balenciaga
کاچارل – Cacharel
هرمس – Hermes
Lacoste
معرفی عطر های مناسب بهار
خدمات مجالس آریامن
+سرآغاز
نوشتن از اون دست کارهایی که من دوست دارم، فرقی نمیکنه پشت میز بشینم و شروع کنم به پُر کردن دفتر  برنامه هام یا اینکه تایپ کنم و صفحه مجازی وبلاگ را از نوشته ها پُر بشه،نوشتن از اون دست کارهای  دوست داشتنی برای من.
به ثبت رسوندن حس ها و ثبت کردن خاطرات  و حتی روزمرگی هایی که فکر نمیکنم روزی دلتنگ بشم برای مرورش.
دوست دارم اولین یادداشتم  را این‌چنین شروع کنم
به نام خالق خوبی ها و زیبایی ها
به دفتر یادداشت من، بهامین دختر زاده آخرین ر
تفاوت دوغ کفیر با دوغ های معمولی چیست؟
1- اولین و مهمترین تفاوت دوغ کفیر با دوغهای معمولی و بازاری این است که دوغهای دیگر طبع سرد دارند و بعد از خوردن آنها احساس رخوت ایجاد می شود وهمچنین خوردن آنها در فصول سرما دیگر لذت بخش نیست، اما دوغ کفیر طبع معتدل دارد و به جای رخوت و سردی احساس نشاط ایجاد میکند وبرای نوشیدن همه ی افراد با طبایع مختلف و در فصول مختلف سال مناسب است.
2- دوغهای معمولی در بازار حاوی مقدار نسبتا زیادی نمک هستند و برای افراد مست
اقایون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه ای.بابا یه چیزیم نگه دارین شاید یه روز عاشق شدین با یکی خواستین برای تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه ای ولی متاسفانه وقتی باشیم انقدر این هرمونای کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه ای
ببار  ابـر  بهار  ،  اینجا  سراب  استبپرسی حالِ مـا ، خیلی خراب  استبه  تاکستان   اینجا ،  رونقی  نیستزساقی هم بپرسی ، او بخواب استزمانی  باده  در خم ، رونقی داشت!کنون در جمع ما، قحطِ شراب استولی  ساقی  خمی ،  در  گنجه   داردکه عمری پشت پرده،درحجاب استبیــا   دردی کشِ  میخانـــه ها  باشکه  رنــدان  بلاکش را صواب  استشرابِ  هفت  سالـه  ،  جان  ببخشدرقیبِ   بی بدیلِ ،  جامِ   آب   استبزن  جامی ز می ،  از  غم  حذر کنکه دنیـا  بعدِ می ، مثلِ  
 کسانی که از کودکی زبان خوانده اند و سر کلاسهای زبان رفته اند برای این رشته ها ایده ال هستند. انتخاب رشته کنکور سراسری برای این دسته چندان سخت نیست ولیکن گاهی پیش می آید که داوطلبان سایر گروهها رتبه های خوبی در این کنکور می آورند و رتبه نسبتا خوبی نیز در کنکور اصلی خود می آورند. بهتر است خیلی منطقی تر باشید. بازار کار رشته های زبانهای خارجی خوب است و از طرفی کسانی که یک زبان دیگر را به خوبی بلندند دیگر یک نفر حساب نمی شوند و حالا دو نفر شده اند.
چند وقت پیشا یک پست با عنوان بازم مشهد» گذاشتم و از لطف خدا و امام رضا(ع) گفتم که قسمت کرده امسال چندبار به پابوسش برم.
اما مثه اینکه لطفا این امام رئوف تمومی نداره و در کمال ناباوری، بازم ما رو دعوت کرد که برای چهارمین بار در سال 96، چند روزی رو مهمونش باشیم.
البته سفر این دفه با تمام سفرای قبلی فرق داشت. چون بصورت کاروانی بود. و البته قرار شد دو نفره بریم.
و لذت سفر دوچندان میشه وقتی که با کمترین هزینه میخوای بری سفر! اونم برا یه زوج نسبتا خسیس
اعتقادات جدید بهنام:
من جدیدا به این نتیجه رسیدم که Work Hard, be Honest, Believe in God and Enjoy Your Life، تو الان چقدر از زندگی لذت میبری؟ تو که تازه الان در وضعیت نسبتا بهتری نسبت به دیگر هم سن و سال­های خودت هستی. حال ببین بقیه مردم چی کار میکنند.
من که الان به زندگی گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که توی تمام مراحل زندگی در اضطراب و دلهره چیزهایی که برای اون میجنگیدم بودم در حالی که دوستانی دارم که در مقایسه با من هیچ چیز ندارند ولی خیلی خیلی بیشتر از من از زندگی ل
 پرش پلک چشم 
پرش پلک چشم که در واقع لرزش پلک چشم می باشد، موضوعی عادی و بدون ضرر است. پرش پلک چشم معمولا  فقط چند دقیقه طول می کشد، اما گاهی اوقات پرش پلک 
چشم ممکن است چندین روز یا بیشتر نیز ادامه داشته باشد. اگر پرش پلک چشم شما به سرعت از بین نمی رود، بهتر است به چشم پزشک مراجعه کنید. اصطلاح پزشکی 
برای پرش پلک چشم، میوکیمیا است. در این مقاله از بخش چشم و چشم پزشکی دکتر سلام به بررسی پرش پلک چشم می پردازیم. اگر به پرش پلک چشم مبتلا هستید 
و این
بسم الله الرحمن الرحیم 
یه بنده خدا می گفت من یه اسپیکر و ضبط کوچولو دارم فلش خوان است نسبتا خوب کار میکنه این بیچاره هروقت باطری اش خالی و تمام میشه جیغ میکشه ❗❗
حال و روز بعضی از ما مالباخته ها هم همینه❗
در ارتباط با مردم باطری انسان کم کم خالی میشه بخصوص آنهائی که اهل خدا و دیانت و عبادت نباشند.
سرمایه عمر و نماز و عبادتها رو دادیم و دیگر هم کاسبی نکردیم دیگه نماز شب نخوندیم تا باطری پر بشه بعد دائم داریم از کیسه می خوریم
باطری وجودمان دار
تغذیه با جوانه گندم و جوانه تخمه
روش تولید بدون گندیدگی من
صبح، گندم پوست دار رو تمیز میکنم و میریزم تو یه آبکش. چند بار میشورم و میگذارم کنار سینک تو آشپزخانه. تا شب هر بار که رفتم آشپزخانه، یه دور گندم ها رو میشورم. فردا صبح، همه گندم ها جوانه های ریز زده اند، نسبتا خشک هم هستند. همه رو میگذارم تو ظرف درب بسته میگذارم تو یخچال. از امروز، 3 روز من جوانه دارم.
 جهت کانال. البته روش های دیگه هم هست منتهی با آبکش خیلی راحته
بهار دیده ی من نیست جز که عکس رخش                                            تلطفی بکن و عکس آن بهار بیار
ز بهرِ روشنیِ چشم کز رخش دورَست                                                    غبار ازان طرف و گرد از آن دیار بیار
من آن حدیث که گفتم نگاه دار و ببر                                                        هر آن جواب که گوید به یاد دار و بیار
در انتظار تو سعدی همیشه می گوید                                                     که ای نسیم سحر بوی زلف یار بیار
بعد استقبالتون ا
ونوشه گل بن، لیلی جانا خنده نکنده، لیلی جانا خنده نکنده
ته بوردن جا ممرض، لیلی جانا خشک هایته داره، لیلی جانا خشک هایته داره
گندم شه گیشه ره، لیلی جانا شونه نکنده، لیلی جانا شونه نکنده
برو برو بهار وارش
لیلی جانا راه دره مه چش
حدسم درست بود از اوّل، زن حال انتظار ندارد
مهمان نیاورید برایش؛ این خانه خانه‌دار ندارد
دیوار پیچ‌پیچ تخیّل، دیگر به گِل نشسته مخاطب!
حتا به قدر رنگ گُلی هم، از حرمتِ بهار ندارد
نه شاعرم نه زن نه اقلاً یک تن میان این‌همه تنها
اصلاً بدم می‌آید از این‌جا ـ این حس هم اعتبار ندارد ـ
باور نمی‌کنی به چه میزان، زشت است این عدالتِ ویران
از ری بگیر تا به شمیران، زن با کسی قرار ندارد
تند از کنار آینه رد شد، تا حس کند هنوز جوان است
زیرا که روبه‌روی و
آخ که چقدر این شعر راست می گوید 
بهار بی نقص و کامل و زیبا و رویایی، خود عشق است. من که عاشقانه دوستش دارم همه چیزش را از رنگ آسمان گرفته تا باران های بی گاه تا شکوفه زدن ها و سبزی سبزها 
پاییز اما انگار انسانی تر است تلخ و شیرین را کنار هم دارد. برگ های زیبایش، زرد شده اند که رنگی اند هوایش گرفته است که می بارد خنکی بادهایش بیشتر از اشتیاق، سردرگمی می آورد شاید برای همین است که دلم می خواهد پنجره را باز کنم و سردم بشود و بعد بروم زیر پتو
وزش باد نسبتا شدید در غروب روز یکشنبه 1398/3/5 علاوه بر قطعی برق بخشی از ساختمان بلوک دو و بلوک های مجاور، سبب پرتاب و شکستگی اشیاء پشت بام ساختمان من جمله آنتن های تلویزیونِ بعضی از ساکنین محترم شده است. لذا از ساکنین محترم خواهشمندیم نسبت به پیگیری وضعیت آنتن تلویزیون خود از طریق مدیریت ساختمان اقدام نمایند.
در صورت عدم پیگیری، تمامی اشیاء پخش شده در پشت بام من جمله آنتن ها، توسط کارگر تنظیف جمع آوری خواهد شد.
 
مدیریت ساختمان بلوک دو
تا که سر به روی پیکرم گذاشت، جز قلم، سری به دستِ من نبود
هیچ درد سر نداشتم، اگر: این زبانِ سرخ در دهن نبود
دستِ بی‌اجازه‌ی پدر، بلند. وای از زبانِ تلخِ مادرم
کاش در زبان مادریِّ من، زن بُنِ مضارعِ زدن نبود
مادرم وطن! بگو کدام دیو، بچه‌هات را به مرزها فروخت 
مادرم وطن! بگو پدر نبود، آن که هرگز اهلِ این وطن نبود
پای حجله‌های خون، برادرم، پاش را فروخت، یک عصا خرید 
او بدونِ پا به جشنِ مرگ رفت، بس که هیچ پای‌بندِ تن نبود
توی واژه‌نامه جای جنگ،
تابلو نقاشی سه بعدی و برجسته بهار
کد۱۲۳
این تابلوی شش تکه ی فوق العاده
علاوه بر سطح سه بعدی و شفاف
دارای ساقه ها،گلها و پروانه هایی برجسته و دست ساز است
که بر زیبایی تابلو افزوده اند
تابلو های مدرن با جدیدترین سبک نقاشی
در دنیا برای اولین بار در ایران
راه های ارتباطی با ما و مشاهده آثار
 
https://instagram.com/silverrose.iran
 
https://t.me/silverrose_iran
 

جهت هماهنگی برای بازدید حضوری با
 
۰۹۰۳۳۱۶۲۶۱۵

تماس حاصل فرمایید

برای ورود به فروش
خوش‌به‌حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش‌به‌حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش‌به‌حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش‌به‌حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش‌به‌حال جام لبریز از شراب
خوش‌به‌حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌نوشی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گ
احساساتی که جدیدا بهم دست میده خیلی متفاوت تر شده،شاید عادت کردم نمیدونم اما دیگه از یکباره ایجاد شدن تغییرات ناراضی نیستم،شبیه یه گل مقاوم شدم،شاید مثال گل یکم خودخواهانه باشه اما واقعا منظورم زیبایی و ظرافتش نیست،گلی که رسیدگی خاصی بهش نمیشه و نه خاک خوبی داره نه نور مناسب دریافت میکنه و حتی دیر به دیر بهش آب میرسه،اما زنده س!گل های زیادی داشتم،خیلی از اونها بارز حقیقی تشبیه من بودن؛
حالشون خوب بود بی اهمیتیهای من رو تحمل میکردن،اما یه
چشم زیبای تو شلتاقی رگبار بهار
می زند سلسله ی موی تو عشّاقت دار
خوش تراشیده تر از سنگ برلیان هستی
سرخوشی میوه ی چشمان تو در هر دیدار
قامتت طعنه به راش کهن جنگلهاست
می کند لرزش اندام تو شهری ناکار
قرص زیبای قمر هستی و مهتاب شبی
میگذارد ز تماشای تو غم پا بفرار
بت افسونگری و میل پرستش داری
از تو لات و هبل اکنون شده اند بیمقدار
می رسی میبری همراه خودت دل ها را
شده عشّاق تو خارج ز شمار و آمار
نازنین لعبت طنّاز محل ، زیبائی
خفته هر خانه جوانی ز خیالت
 
جاهای دیدنی اردبیل در تابستان و بهار جزو مقاصد اصلی مسافران
بوده و همه از مکان های دیدنی اردبیل بازدید می کنند. استان اردبیل
جاذبه های تاریخی و گردشگری بی مثالی دارد که طبیعت زیبا و مردم
خونگرم و مهمان نوازوآب و هوای خنک بخصوص در فصل تابستان .
 یاداشت های مهندس جوان
The Grand Death Game
 بازی بزرگ مرگ
 
 
.محصول جدید استدیو ما است G D D بازی بزرگ مرگ یا همون
.بزودی و به همراه اپ برنامه انتشار پیدا میکنه
 
.سبک این بازی به سبک بازی های شرکت راکستار گیم است
.که حجم نسبتا بالایی داره و از کیفیت بالایی نیز برخوردار است
 
توجه : تصویر ممکن است با نتیجه نهایی ، همخوانی نداشته باشد .
مواد لازم
ماهی نسبتا درشت : 1 عدد
گوشت چرخ کرده : 300 گرم
آلو بخارا : 200 گرم
مغز گردوی ساییده : 100 گرم
زعفران ساییده : نصف قاشق چایخوری
آبلیمو : 2 قاشق غذاخوری
نمک به مقدار لازم
طرز تهیه
ماهی را پاک کرده و شسته و آماده کنید .
آلو بخارا رو خیس کرده و هسته های آن را جدا کنید .
گوشت چرخ کرده را سرخ کنید و مغز گردو را تفت دهید .
با آلو مخلوظ نمایید و این مواد را در شکم ماهی ریخته و آن را بدوزید .
زعفران
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
دوباره صورتیِ صورتی‌ست باغ تنت
دوباره خواب مرا می‌برد که تا برسم
به روز صورتی‌ات ـ رنگ مهربان‌شدنت ـ
چه روزی آه چه روزی! که هر نسیم وزید
گلی سپرد به من پیش رنگ پیرهنت
چه روزی آه چه روزی! که هر پرنده رسید
نکی به پنجره زد پیشباز درزدنت
تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شکوفه کرد دوباره به شوق آمدنت
درخت شکل تو بود و تو مثل آینه‌اش
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
و از بهشت‌ترین شاخه روی گونه‌ی چپ
شکوفه‌ای زده بودی به
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب