نتایج مطلب ها برای عبارت :

کرکره ای دله خیلی وقته ها خوار

سلام
من برگشتم!!
اينم از آخر سربازی!
توی یه جزیره فوق حساس و امنیتی و فعالیت هاي سربازی زیاد و همچنین رد یه پیشنهاد کاری از اونجا اومدم خونه و واقعا خوشحالم.
الان چند وقته ناراحتی ندارم.
الان چند وقته خوشحالم.
الان چند وقته دنیا برام رنگارنگ شده!
الان چند وقته دارم به پیشرفت فکر میکنم دارم به روايت نصر فکر می کنم.
الان چند وقته که غمی از رفتن یکی از خوشحالی هام ندارم، چون دلايل خوشحالیم اينقدر زیادن که یکیش بره، بقیشون جاشو پر میکنه.
الان دارم س
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شايدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
دانلود انیمیشن گودزیلا: سیاره خوار Godzilla: The Planet Eater 2018 WEB-DL
فیلم Godzilla: The Planet Eater 2018 با کیفیت 1080p & 720p & 480p
نام فیلم: گودزیلا: سیاره خوار – Godzilla: The Planet Eater | ژانر: انیمیشن، اکشن، ماجراجویی
زبان: ژاپنی | مدت زمان: 01:30:30 | زیرنویس فارسی: به زودی | کیفیت: وب دی ال
حجم: 1.57 گیگابايت + 755 مگابايت + 373 مگابايت | امتیاز: 4.9 از 10
خلاصه داستان: اين انیمه درباره اتحاد میان انسان ها، بیگانه ها و گودزیلا با یکدیگر است تا در مقابل موجودی قدرتمند به نام گیدورا که قصد
سلام
گاهی اينقدر  زمان دیر میگذره که بايدالتماسش و کرد که نگذره ولی گاهی  لحظات شیرین خيلي زود میگذره   یوقتايی ممکنه به پشت سر نگاه کنم و ببینم که چقدر راه اومدم و چقدر دیگ دارم
خيلي وقته وبلاگ نیومدم چون تابستونم خيلي شلوغه ذهنم خيلي مشغول همیشه اصرار دارم تنهايی یکاری و انجام بدم تنهايی فکر کنم ویجورايی دوسندارم بارم رو دوش کسی باشه واسه همین خيلي دورم شلوغه
خداروشکر که داره مشکلاتمون حل میشه
دلم لک زده براي اون وقتايی که خودکارو 
سلام
-حالا که من برگشتم به اصل خودم و از همه ی اپلیکیشن هاي فضاي مجازی به گونه اي دوری جستم و اومدم اينجا که بنویسم همه رفتن و دارن میرن، تمام قدیمی هايی که میشناختم خيلي وقته که نمی نویسن، یا تو اين فضا نمی نویسن. خيلي ناراحت کننده ست و دلم گرفته حقیقتا.
- همین الان برام نوتیفیکیشن اومد که مسجد سلیمان زله اومده به بزرگی5.7 ریشتر :| فکر کنم فقط مردم ايران باشند که به زله به عنوان یک بلاي طبیعی نگاه نمیکنن . امیدوارم خسارت نداشته باشه، چه مالی
خيلي وقته ننوشتم!
* امروز وقتی داشتم‌ همینطور استوی‌هاي فالویینگام رو می‌دیدم، تو یه استوری پرسیده بود که دوست داشتین چه شغلی داشته باشین و چه کاری انجام بدین؟ بدون در نظر گرفتن شرايط اقتصادیش و پولشو غیره
* خب من اولین چیزی که به ذهنم اومد، نویسندگی بود! و یادم اومد که چقد وقته که زیاد ننوشتم!
* دلم نوشتن دوباره رو خواست و اولین جايی که تو ذهنم براي نوشتن پیدا کردم اينجا بود:)
چقدر قبلا راحت و بدون دغدغه و پر از شور و شوق تو وبلاگم مینوشتم ت
خيلي وقته هیچی مثل قبل نیس
خودم با خودم قهرهخيلي وقته با خودم کاری ندارم
باهاش صحبت نکردم .بهش انرژی ندادم حتی دعواش نکردم و سرش غر نزدم
نمیدونم چه اسمی میشه رو اين حالت گذاشت
خيلي بده که خود ادمم به خودش محل نذاره،شايد خيلي مسخره بنظر بیاد اين حالت ولی واقعا انرژیمو گرفته .
احتمالا میزان دلخوریم از خودم بالاست.
قبلا سر هر کاری  که میخواستم انجام بدم تموم انرزیم و حتی بیشتر رو براش میذاشتم و  اگه دست اخر جواب نمیداد حداقلش اين بود از خو
خيلي بهم ریختم امشب.خيلي.ولی خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفايی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خيلي دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولی با وجود همه اينا یه خوبی كه وجود داشت اين وسط اين بودش كه دیگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از اين شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تايمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صداي هیچكس نشنوم.خيلي ناراحت شدم امشب.خيلي زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه بايد همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خيلي خسته ام از اين وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه اين سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه اين حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
از بیکاری دارم سعی میکنم فارسی تايپ کنمهمسايه بالايی و پايینی هردتاشون یا هم پارتی گرفتنبا یکیشون دوستم و دعوتم کرد گفتم نمیرم خيلي وقته دیگه حس اين چیزا نیس ولی الان که 3 صبح تقریبا و از صدا خوابم نمیبره گفتم کاش میرفتم حداقل  نشینم یک گوشه به دیوار زل بزنم .
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بیام الان دیگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خيلي خودمو كنترل كردم ولی نشد بعدش فائزه زنگ بیست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خيلي باهام حرف زد از خواب بیدارش كردم ولی چون حالم بد بود هیچی نگفت خيلي اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بریم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور باباي همچی
سلام
خيلي وقته نیومدم اينچا
گرفتارم اما نه  هر وقت میگم گرفتارم انگار خدارو فراموش کردم نه خدايا
ولی واقعا شما نگاهم نکنید کارام به هم میریزه نگاه کنید
اما خب امیدم به خوددونه و بس الهی راضیم به رضات
از ما حرکت و از شمام برکت
امشبم هم ریخته بودم ولی خدا روشکر حالم خب شد
الهی به امیدی خودتون یا علی مدد
تو درمانگاه رفتم شرح حال بگیرم؛ پدر یه بچه شیر خوار ۱ ماهه بغلش بود ، شرح حال گرفتم؛ بعد گفت ما اين یکی رو آوردیم براي نمونه ! 
گفتم نمونه ی چی ؟؟؟ ادرار ؟؟؟ خون ؟؟؟؟ 
گفت نه ! 
اينها ۴ قلوان ! همشون یه مشکل دارن ! نمیتونستیم هر ۴ تا رو بیاریم ، براي همین ، اين یکی رو براي نمونه آوردم :))) 
همونجا اينقدر خندیدیم با پدر و مادربزرگ بچه که از گوشه ی چشمهامون اشک میومد ! :)) 
که به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهاي بروز شده بلاگفا رو میخونم .
اونقدر حس خاصی واسم داره که نمیتونم توصیحش بدم اصلا خيلي وقته که با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورايی حوصلشو ندارم
توی
خيلي از وبلاگهاي بروز شده کسايی رو میبینم که از جدايیشون مینویسن با رنج
و درد شدید کاش میدونستن اين روزها و اين دعا کردن ها و اين غمگین
بودنها میگذره و چند سال دیگه  اين روزها واسشون مسخره هست همین روزايی که
فکر میکنن اخ
خيلي وقته اينجا ننوشتم. اولین دلیلم حال خيلي خيلي بد روحی اون روزا یعنی ۴ماه اخیر بود دوست ندارم چیزی بنویسم که توش گله و شکايت و غم و غصه اس بعدم کنکور و بعدشم فعالیت اينستايی (فعالیت کاری) باعث شد دور بشم ازینجا
بشدت دارم کار میکنم تا جايی که مدت طولانی و چندین بار سخت مریض شدم و الانم اثرات کلر کماکان پابرجاست خدا رو شکر که کاری هست براي انجام دادن
اگر گفتنی مفیدی بود میام مینویسم فعلا اين روزا همش خسته و خوابالودم وگرنه همچنان وبلاگ
اول از همه تولد اقامون مبارک.
هر موقع اسم مولا میاد توی دلم اين صدا میپیچه.
سايه تون سنگینه مولا.
کجا رفته اون نگاتون.
کوچه خيلي وقته مونده.
چشم به راه قدماتون.
دوم روز معلم مبارک.
دانش اموزانم سنگ تموم گذاشتند دیروز.
روز خيلي خوبی بود.
فرشته پاک سیامک عباسی رو گوش بدید. اين اهنگ اخریشم که نمیدونم اسمش چیه گوش بدید. ببینید چطوری یه ادم از عرش به فرش میرسه. تنها خواننده‌اي بود که تو اينستا فالو میکردم و خيلي وقته انفالوش کردم.میدونی داستان چیه؟ شعر‌ها، نت‌ها، ‌آهنگ‌ها، ملودی‌ها، کتاب‌ها و همه چیزهايی که خالقش بايد از روحش مايه بذاره تو زمان تنهايی بهتر شکل میگیره. تبدیل درد و رنج تنهايی به هنر خيلي زیباتر از قشنگیاي زندگیه.اينو تو اهنگاي شادمهرم میشه دید به وضوح
سلام
خيلي وقته که یهو توی فکر و خیالات فرو میرم
تا چند لحظه که به خودم میام و می بینم مدتی از دور و برم جدا شده بودم
اگه بگم خيلي تحت فشارم حتما بی راه نگفتم
امروز توی راه یهویی فشار عصبی بهم امد و از یه درد زیاد از چشمم شروع و به سمت سر و شقیقه ام رفت
نزدیک نیم ساعت طول کشید و آبریزش بینی و اشک سرازیر شد
به سختی به خونه رسیدم
سردرد خوشه اي
اسم مریضیم اينه
از هر هزار نفر یک نفر ب اين مریضی گرفتار میشن
از نور و صداي بلند بايد دوری کنم
و هر لحظه ممکن
دیگه خيلي وقته که از چالشی که وبلاگ مونولوگ(تسنیم) راه انداخته بود گذشتهاين پستم به خاطر اين که گفته بودم شرکت می کنم،گذاشتم.
+ هم اکنون یه همچین خونه اي که براي خودم باشه تا بتونم هر بلايی که می خوام سرش بیارم رو از خداوند بزرگ خواستارم. :)
+ ببخشید عکس هم بی کیفیت شد.
ساعت 02:50 شبه.
من هنوز بیدارم
و خوابم نمیبره
چشمام خيلي خستس و خودمم خيلي خوابم میاد
اما فکرم خيلي درگیره
مغزم نمیذاره بخوابم
هزارتا تب تو مغزم باز شده ، به هزارتا چیز باس فک کنه، واس همین هنگ کرده
و کلا دیگه نه میتونه فکر کنه نه بخوابه
نمیدونم چجور ذهنمو آزاد کنم
حس جنسی منسیم هم رفته چن وقته
کلا خيلي بی‌حسم
روزا هم منگم
همه صداها انگار بم شدن
نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
رو هیچی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
کاش شب تموم شه سریع
~~~~~~~~~~~
گاهی یه چیز تو ذهنم بم میگه ک
خيلي وقته که دلم براي دخترکِ درونم تنگ شده .دخترکی که با لواشک و پاستیل ، ذوق می کرد یا دغدغه روزانه اش ، رنگِ لاکِ ناخن هايش بود .همان دخترکی که خنده هايش ؛ کودکانه و نگاهش ؛ دلنشین بود .گاهی دلم از قوی بودنم می گیرد .دلم میخواهد دوباره همان دخترک ظریفی باشم که با یک نگاه ،می شکست . اما نه از درون !صداي شکستنش را بغض می کرد ، و با اشک هايِ دانه دانه اش ، دلِ دنیا رامی لرزاند .قوی بودن ؛همیشه هم خوب نیست !!!
اين موجودات ماقبل تاریخ، که اصطلاحا به دهشت مرغان نامیده می‌شوند، یک رسته‌ی منقرض شده از پرندگان بی‌پرواز گوشت‌خوار بودند که بزرگترین گونه‌ی درندگان صخره‌اي در آمریکاي جنوبی و دوران نوزیستی، ۶۲-۲ میلیون سال پیش می‌زیسته‌اند. دهشت مرغان تا سه متر ارتفاع و وزنی به اندازه‌ی نیم تن داشتند و ظاهرا می‌توانسته‌اند به سرعت یوزپلنگ بدوند
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،بايد توی اين سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پايیز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پايان نامه ش است بهرادزبان رو هم بايد دوباره شروع كنه.با قرقی (پرايدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
وضعمان خيلي اسف‌بار است باور می‌کنید؟بچه ‌ام در خانه بیکار است باور می‌کنید؟در تریبون آنچه می گویند مسئولین به هماکثرا از نوع لیچار است باور می‌کنید؟ اينکه جايی قحطی وفقر است جايی زلهشیخ گفته کار کفّار است باور می‌کنید؟یک نفر را توی جنگل‌‌ها به دام انداختندبعد میگویند زمین‌خوار است باور میکنید؟ اکثر آنها که ما را منع قلیان می‌کنندکارشان قاچاق سیگار است باور می‌کنید؟ ما همین که زنده‌ايم و زندگی را میکنیمکارمان مصداق ايثار اس
همیشه خسته ام،خسته.ورزش هم كه تعطیل و بدنم كرخت هست و چند تا مریضی پشت هم امونم رو بریده.خستگی نمیذاره خيلي با نفسم بازی كنم.بازی میخواد،ازم میخواد كتاب چشم قلمبه اي ها رو براش بخونم.بدو بدو كنم اونم خيلي.اما من تا یه حدی میتونم و میكشم و بعدش میبرم.جوونی كجايی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟41 سالم شده.اي بابامن برم جمع كنم برم طالقان یه ذره بخوابم.
خداجونم چی میشد من ی ذره ی ذرها شانس داشتم بگو ی ذره ندارم که نیس ندارم شانس اين همه دعا و تلاش کردم اخرش هیچ که هیچ ۳ تا گزینه براي دعا گذاشتمیکیش که خيلي شیک پر شد و بزادرده نشددومیشم بگیر نگیر داره  که فک نکنم بشهسومیشم که عمرن بشههمیشه فک میکردم تورو دارم ولی خيلي وقته فهمیدم منو ندوستحرفا دعاهام برات بی اهمیتهمنو دوست نداری شايد من بندت نیستماي کاش میتونسی با براورده کردن ارزوم بعم ثابت کنی دوسم دازی۲۲ سال دعا کردمو هیچ کدوم براورده نش
‏ثُمَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یُخْزِیهِمْ ، وَیَقُولُ:" أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِیهِمْ ؟"

 .و در روز قیامت خوار میشوند و  بهشون گفته میشه: کجايه اونی /اون چیزی که (به جاي منِ خدا )خودتو براش به سختی انداختی؟
نحل 27
اينقدر گیر کردم روی مستقیم حرف زدن که جز مستقیم نمی تونم صحبت کنم انگار.
 
دارم یه چیز جدید می بینم. "گیر کردن توی ذهن".
قبلا می نوشتم اونچه رو که تو ذهنم بود. الآن خيلي وقته نمی نویسم "واقعا(به معنی با تمام وجود)".
نوشته هام نه "سفر کردنِ به ذهن"، پرتاب گیرکردگی هاي ذهنی شدن.
اين روزا، یه سطح ضعیفتری از "ارتباطِ خودم با خودم توی نوشته هام"و توی "حرف زدنم با بعضی آدما" پیدا می کنم.
و اين خوشاينده! چون راه ارتباطی هست به سمت مهساي گیرکرده پشت گرد و غبا
بعضی‌هام خيلي عجیبن. یه خانمی هست که هر چند هفته یک بار میاد درمانگاه. خيلي وقته دنبال کاراي طلاقشه، وقتی هم میاد سفره‌ی دلشو واسه‌ی ما باز می‌کنه. اما همممیشه با شوهرش میاد دکتر. امروز گفت که همین امروز حکم طلاقشون اومده. فکر کنین رفتن دادگاه حکم طلاق رو گرفتن و به‌جاي اينکه برن دفتر طلاق، شوهرش گفته بیا یه دکتر هم ببرمت، بعد میریم طلاق می‌گیریم
شنیده ها حاکی از اونه که همه فک میکنن من از مرز ازدواج گذشتم و در واقع خيلي وقته که رد کردم.دلم به حال خودم میسوزه از اينکه اينجا تو چنبن فرهنگی بزرگ شدم .آخه ببخشید ها قرار نیست هر .از اون ور اومد باهاش وصلت کرد که.به جهنم که هم خونه داره هم ماشین هم شغل پر درامد !!!دیوانه شدم از دست اين زندگی. دم خدا گرم که تنهايی رو برا خودش پسندید.اقا ايهاالمردم!! منو به حال خودم بزاریدشما ول کنید من زندگی میکنم .یه خورده به کار خودتون رسیدگی کنید به خدا اون دن
از اول بچگی تا حالا ماست و سالادو(سالاد شیرازی) و آب غوره رو با دَلار خوردیم(نمک سبز)،دوغو با کودکوته(کاکوتی) خوردیم و خيلي مخلفات دیگه که حالا تازه خيلي ها دارن مزشو تو دوغ هاي آماده امروزی ویا سفر به شمال تو غذاها میچشن.امروز که تو دوغم کودکوته ریختم به مامانم گفتم: مامان بقیه که اين چیزا رو ندارن چطور زندگی میکنن! آخه غذاهاي شمالو به لطف گیاهان کاملا خود-رو که هرررر جايییی سبز نمیشن،کجاي دنیا میشه خورد کجا! اونوقت دارن ویلا میسازن شهرک میسا
اوايل بهم می گفت آجی
بعد شد مامان
بعد تر آله
فکر می کنین چند وقته چی صدام می زنه؟ نامه!
 
+تو خونه ما، آدم بزرگا هم مثل بچه ها حرف میزنن.حالا گفت و گوی  اين چند وقت  اخیر اين طوری صورت می گیره:نامه یه چاي میریزی برامون؟ نامه میاي بریم بیرون؟ گوشی رو بده به نامه.نامه کجايی؟نامه کجا میری؟!
*نامه صورت دیگری از فاطمه است که خواهرزاده ی دو ساله ام مرا صدا میزند :)
++اون یکی خواهر زاده ام که بزرگتره بهم میگه: خاله فاطمهاما وقتی خيلي دوستم داره و میخواد
-چقدر نور می خواهید؟-آیا تاکنون در انتخاب نوع پرده خود به اين فکر کرده ايد که چقدر نور میخواهید؟-از دید شما پرده علاوه بر مشخصات نوع پارچه،رنگ،طرح و مدل پرده،هزینه،دوام و…به چه عوامل دیگری بستگی دارد؟-آیا تاکنون اندیشیده ايد که پنجره اي با قاب و شیشه زیبا در منزل خود بکار برده ايد اما در طراحی دکوراسیون داخلی تمامی زیبايی آنرا زیر پرده اي ضخیم پوشانده ايد؟ پنجره علاوه بر اينکه چشم اندازی است به دنیاي بیرون در دکوراسیون داخلیخانه نیز
روستاي شاهنجرین از توابع استان همدان هم اينک با معضلات جدیدی از جمله خشکسالی و هجوم آفات گوناگون مواجه است. آفت ساقه خوار» از بدترین نو آفات اين منطقه است که خسارات شدیدی را به باغداران اين نواحی وارد آورده است. اين در حالی است که سازمان جهاد کشاورزی در اين خصوص اقدامات مکفی را به عمل نیاورده و باغداران مجبورند سموم لازم را از بازار آزاد و با قیمت هاي گزاف تهیه نمايند. 
 
بهش پی ام دادم خواستم خوب شروع کنم منطقی مهربون خونسرد اروم ولی بعدش کم کم همه چیزاي بد یادم اومد باز بهم ریختم هر پیامی که ارسال میکردم خشمم بیشتر میشد و از پیامم و لحنم معلوم بود مث ادمی که داره میخنده یهو وسطش بغض میکنه و گریه میکنه :/ چیزی که خراب بشه دیگه به اين راحتی ها درست نمیشه. همه پیامام پاک کردم دیگه نمیخوام باهاش حرف بزنم :/ حرفام خيلي وقته زدم و اون انتخابش کرده ولی چرا اينو نمیخوام بفهمم نمیدونم؟ 
+دیگه تلپاتی جواب نمیده !
شب باشه از سر بیکاری بری ايمیلتو باز کنی!در کمال ناباوری یه ايمیل ک قبل تر ها ب دانشگاه همراه رزومه فرستاده بودی جواب داده شده باشه!!!بفهمی ک شهریور میری! اون وقته ک نمیدونی گریه کنی یا بخندی! نمیدونی چه عکس العملی داشته باشی گریه هاي فاطمه و مامان و خودم و تو فکر رفتن بابا خداياا دعاهاي شب قدرم چه زود برآورده شد خداياا ممنوننتم
دردمند، خواب رمیده، کوفته و بدخوی، پرتوقع و ناآرام، بی‌تعادل و خشم‌خوار است. تاب س ندارد. پس از کلنجار بسیار با خود.»1
وقتی اين چنین آدمی میشم در انتظار اوقاتی میشم تا تنها بشم که بتونم تا جايی که لازمه نودلیت بخورم و سریال کره اي ببینم. اين راه من براي آروم شدنه.
1- جلد یک کتاب کلیدر
کتابخونه چند وقته هر جمعه یه فیلم سینمايی پخش میکنه
از هفته پیش هری پاتر را شروع کرده
الان ردیف جلویی ما دو تا دختر بچه هستن که همراهشون یه پتو آوردن و جاهايی که فیلم ترسناک میشه سرسونو میبرن زیر پتوهه سبب شادی ما را فراهم کردند هرچند خودم هم بعضی قسمت هاش روسرینو آوردم جلوی چشمام و الان واسه اين که حواسم پرت بشه از فیلم دارم پست میذارم
♻️♻️ گروه صنعتی اندیشه ♻️♻️
با هدف ارائه خدمات و اطلاعات جامع در خصوص موارد ذیل، شروع بکار کرده است:
 
✅شیشه هاي سکوریت (میرال )✅ کرکره برقی✅درب هاي اتوماتیک شیشه اي✅جک پارکینگی✅پنجره هاي دوجداره✅ پنجره هاي سه جداره UPVC✅شیشه هاي امنیتی ( ضد گلوله)✅طراحی و نصب بلوک شیشه اي✅اجرا و نصب طلق پلی کربنات
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اينطوری گفت، شايد دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتی عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست میگی، اينم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش براي خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستی سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفیق، مال من خيلي وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
چند وقته با طرح#بیشتر_بخوانیم فیدیبو،دارم کتاب میخونم و چه لذتی از اين بالاتر:))
سعی میکنم کتابايی که میخونم رو با نظری که راجع به اونها دارم بنویسم.
1_کفش هاي آبنباتی_نویسنده:جوآن هریس_مترجم:چیستا یثربی_ نشر پوینده
اوايل داستان،خيلي باهاش ارتباط نگرفتم و خسته کننده بود،به مرور جذاب شد ولی از پايانش خوشم نیومد. کل داستان منتظر یه اتفاق بودم که خب چیز غیرمنتطره اي رخ نداد.
2_مادرم دو بار مرد_نویسنده:الیف شافاک_مترجم:حسن حاتمی_رهی
کتاب خوب وقابل
قبل‌ترها هرگز کسی رو بیشعور فرض نمیکردم و تمام ناکامی‌هاي روابط اجتماعی رو به‌پاي هرچیزی میذاشتم جز معیوب بودن فرد مقابل.اين باعث میشد بیشتر بار روابط رو روی دوش خودم بذارم. توی اين حالت اگه ناکامی‌اي پیش میومد نقد رو به توانايی‌هاي خودم وارد میکردم.امروز اما به یک‌باره خيلي چیزها تغییر کرد. بیشعوری رو به نحوی آشکار دیدم که جاي هیچ انکاری براش نمونده. سخت میدونین چیه؟ اينکه بیشعورها خيلي به ما نزدیکند، همین بغل گوشمون‌.باورم نمیشه من،
سلام به همگی 
وااااي باورم نمیشه خيليی وقته نیومدم و هیچی ننوشتم و هیچی نخوندم هعییی. یه زمانی واسه وبلاگ جونمونم میدادیم هعی:(
همه خوب هستین اون عقبیا صدا نمیاد دی:
قصد دارم به آدرس قبلی برگردم اينجا امنیت نداره دی:
+ دلم واسه تک تک بلاگر هايی که نیستن و یا در دسترس نیستن تنگ شده خيلي زیاد :(
فايده‌هايی که استقلال مالی براي شما به همراه دارد، گامی مهم در راستاي کنترل و مدیریت زندگی‌تان است. وقتی به لحاظ مالی مستقل باشید، گزینه‌هاي زیادی پیش رو خواهید داشت. مجبور نیستید نگران باشید که حساب بانکی‌تان می‌تواند از پس تعویض آبگرمکن خانه یا خرید خوار و بار براي مادر تنهايی که شغلش را از دست داده است بر بیايد.

ادامه مطلب
اين چند وقته کلی چیزا تو مغزم پر پر میزد که بنویسمشون.دلم میخواست بشینم یه گوشه و تمام ايده هامو منظم کنم و بنویسم.امروز بیشتر از هر روز دلم میخواد.ولی متاسفانه جمعه است و داداش خيلي فضولم خونس و نمیتونم بشینم و با خیال راحت بنویسم.دلم میخواست لپ تاپو بر میداشتم و میرفتم یه کافه ساکت و خلوت یه مدت زیادی تنها میموندم و مینوشتم.ولی خب مشکل اول اينه که صد نفرمیپرسن کجا میری با کی میری کی میاي تنهايی ماهم میايم چرا تنها میری واز اون طرفم ن
بعضی روزا ادم نمی دونه چشه.شايدم میدونه
دلش میخواد درباره اش با یکی حرف بزنه.
اما نمی دونه با کی.
اگه هم یکی پیدا شه ادم نمیدونه از کجا شروع کنه
اون وقته که ترجیح میدی سکوت کنی
در حالی که تو فکرت شلوغه.پر از حرفه.
و چه سخت می گذره اين روزاي پر از سکوووت.
یسری ادم هستن تو زندگیامون همش دروغ میگن بعد خیال
میکنن ما نمیفهمیم اخه نفهم چلمنگ بیشعور اسکول فکر میکنی فللان کارو بکنی من نمیفهمم 
مثل خودت نفهمم بدبخت من خيلي وقته هبر دارم 
بعد از هرچی ادما بدت بیاد عینهو دم وصلن بهت که بفهمنن 
چ غلطی میکنی 
بابا کسافط برو سرت تو زندگی خودت باشه اه 
بدم ازت میاد متظاهر نماي دروغگو و سواستفاده گر.
#دورشوازم #دروغگو
+ عجبا آدم واقعا با حرف هاي اين کانال هاي کنکوری ها انرژی میگیره :)
به نظر من اگه از الان واقعا براي هدفی که داره و دانشگاهی که مدنظرشه واقعا وقت بذاره پشتکار داشته باشه میتونه قبول شه
+ امروز کتابخانه مرکزی یه میزی بود که خيلي وقته یکی میاد از صبح تا بعد از ظهر میشینه اونجا و هی میخونه هی میخونه امروز وقتی که رفت ناهار بخوره کمی خم شدم میزش رو نگاه کردم دیدم یه جا نوشته در فکر تو بیدارم اينطوری    #عشق_هاروارد _هدف     به خدا :)
+ الان داشتم برمیگش
اصلا حرفم نمیاد
خيلي بهم فشار اومد، اين چند روزه فقط امتحان دادم
نمايشگاه امسالم تنها رفتم
تنهاي تنها؛ حتی یه عکسم نگرفتم
حرف واسه نوشتن دارم لیکن حال نوشتن رو نه
چند وقته خونه هم نرفتم
میخوام بگم خيليا جوونی حال میکنن و دنیا پشمشونم نیست
پشیمون میشم عین سگ چند سال بعد، اگه بفهمم کارايی که میتونستم انجام بدم و ندادم همش درست بوده و باس انجامش میدادم
چه محدودیت هاي چرتی رو تجربه کردم
چقدر راه هاي سخت و پر پیچ و خم پیمودم تا به اينجا برسم، ب
هیــچ کسی نمی تونه منو از تنهايی وتنها گذاشتن بترسونه !من همونی م که توی اوج تنهايی با تنهايی م زندگی کردم من همونی م که خيلي وقته وقتی حالم خيلي بده یه حصار بلند با سیم هاي خار دار . دور تا دور خودم می کشم .و همونجا پشت همون دیوارا تک و تنها خودم حال خودمو خوب می کنم اخه می دونی . اگه اجازه دادی کسی حالتو خوب کنهممنکه بهش عادت کنی .به همیشه بودن ادم ها هم اعتباری نیست اره  دختری به تنهايی ماه
 ابن سیرین گوید؛ اگر کسی بیند از شهر و دیار خود بیرون می رفت ندانست به کجا می‌رود دلیل که بیچاره و فرومايه شود
اگر بیند زن و فرزند با خود  می برد دلیل که همه بیچار خوار گردند اگر بیند مانند شتر می رفت دلیل که سعادت و دنیاي یابد اگر بیند مانند اسب یا خر می‌رفت دلیل کند تنگی مال و درازاي عمر
اگر بیند مانند ددگان می‌رفت تاویلش بد بود تا خاصه دردین اگر بیند که مانند مرغان شکاری هم می‌رفت بد است خاصه در دین اگر بیند که مانند غیر مرغان
دارم با تنهايی بدی دست و پنجه نرم میکنم ولی به خودم قول دادم زیر قولم نزنم. 
تا قبل از اينکه تکلیفم با خودم و زندگیم و آیندم مشخص نشه، وارد هیچ نوع رابطه اي نمیشم. 
تازه داشتم یه وبلاگی رو میخوندم دختر انگار من بود ولی چند ورژن بالاتر. من تازه اولاشم ولی اون خيلي وقته اين نوع نگرش ها رو داشت. 
میدونی یه نفر به دختر گفته بود : دختراي مثل تو رو دیدم، یجور خاصن ولی عاقبت همشون تنهايی و تنهايی و تنهايیه :(
مهم نیس. 
مهم اينه که بتونم خودمو کنترل کنم و
دوست دارید به سبک سنتی ازدواج کنید؟

دوست ندارم به سبک سنتی ازم خواستگاری کنن


شنبه ۲۰ بهمن ۹۷
۱۳:۰۲

من خيلي حالم بده. واقعا کم آوردم. من اصلا به ازدواج فکر نمیکردم یعنی همیشه میگفتم نمیخوام ازدواج کنم . ولی همیشه توی رویاهاي دورم یه کسی بود که میگفتم بالاخره به وقتش میاد.
الان سی سالم داره تموم میشه و من چند وقته خيلي به اين موضوع فکر میکنم. براي من معرف و واسطه زیاد بوده که همون تلفنی رد شدن. چون فکر میکنم خانواده ها تو ازدواج سنتی دختر یا پ
خيلي وقته انگاری نبودم اينجا، حتی یکم نگران بودم نشه برش گردوند.
توی توییتر بود. واقعیتش برام خيلي جالب بود. چون میشد هوايی زد. چیزهاي بامزه نوشت. چیزهاي بامزه خوند. دوست پیدا کرد. دوست واقعی که بری خونش و بیاد خونت. واسه دوستت زید جور کنی اونجا. اشنا شی. دعوا کنن پس تو هم بلاک انبلاک کنی. وقتی زید جدید زدی بیاي اعلام کنی.  
ولی.
از یه جايی دیگه ناراحت و مضطرب بودم. اشنا زیاد شد. براي بعضی از توییتام بازخواست میشدم. خودسانسوری شروع شد. ولع دیده شدن
♻️♻️ گروه صنعتی اندیشه ♻️♻️
با هدف ارائه خدمات و اطلاعات جامع در خصوص موارد ذیل، شروع بکار کرده است:
 
✅شیشه هاي سکوریت (میرال )
کرکره برقی
✅درب هاي اتوماتیک شیشه اي
✅جک پارکینگی
✅پنجره هاي دوجداره
✅ پنجره هاي سه جداره UPVC
✅شیشه هاي امنیتی ( ضد گلوله)
✅طراحی و نصب بلوک شیشه اي
✅اجرا و نصب طلق پلی کربنات
سلام شايد باور نکنی اما خيلي خيلي خسته شدم .خسته که میگم منظور م خستگی جسمی نیست واقعا از لحاظ روحی خسته شدم دلم یه تغییر میخواد یادم میاد یه بزرگی گفته بود هروقت چیزی خواستیداز امام زمان بخوايد منم الان با اين خستگی درد دل میکنم من خيلي وقته فقط نفس میکشم علائم حیاتی خوبه مثل ساعت کار میکنه.من راه علاج میخوام من خسته میشم وقتی میبینم چطور به من وزندگیم لطمه زدن والان راحت دارن زندگی میکنن و به رخ من میکشن .من چیکار کنم با اين درد بزرگ به خدا
اين غزل در تاریخ 31/4/1377 و در زمان دانشجویی آقاي حسن سعیدی خادم خالدی ، در گوهر دشت کرج سروده شده  و در رومه ی رايزن جوان کرج منتشر شده است .
چشمم نشسته در خون اي ماهرو کجايی صیدی اسیر بندم ، به دیدنم نیايی ؟ 
از خون شراب سازم گر عزم مِی نمايی جانم فدات سازم در خانه ام گر آیی
چشمم به در سیه شد ، شايد ز در درآیی حالی ز ما بپرسی ، مهری به ما نمايی 
عمری در انتظارت ، سر کرده ام که شايد با تو به سر نمايم ، ايام بینوايی 
خوار و زبون ز عشقت ، گردیده ام
خيلي خنده داره . یعنی راستش خيلي خنده داریم ؛ کارامون ، حرفامون ، نگاهمون ، رفتارمون ، قضاوت کردنامون ، یا حتی غرورموناين چند وقته اينقد اتفاقات جورواجور و دلخراش افتاده ، که آدم نمی دونه به کدومش بايد فکر کنه ، از کدومش بايد درس عبرت بگیره ، مواظب کدوم یکیش باشه 
واقعا آدم چی بايد بگه به اين جوون هايی که بدون گواهینامه و کلاه کاسکت ، با سرعت بالاي مرگ از سمت چپ خیابون چپی بلوار حرکت می کنند !!! آخه اين همه اشتباه و خطا مگه می تونه توی یه آدم جم
سلاااام چند وقته انرژی ازام میباره البته بگما انرژی که با خستگی همراه دیدین یه کاریو انجام میدید که بهش علاقه دارید وقتی تموم میشه هم خوشحالید هم خستم خداروصدمرتبه شکر گوشه چشمیم به من نگاه کردن ان شاءالله همه رو شامل رحمت قرار بدند .
من گاه گاهی سرمیزنم به اينجااما دوستان میخوننو هیچ رد پايم نمیزارند ماهم میايم بی انگیزه برمیگردیم .
راسی یه چیزی دلم کنار اومد .گذشت ازاش .بیشتر نمیگم مثل قبلاناراحت کننده ننویسم اين یه تیکم جهت اطلاع بود ه
چون خسته ام. چون رو پله برقی مدام آرنجم رو میذارم رو دسته هاش و پشت دستمو رو پیشونیم. چون خيلي وقته حتی تو سررسیدمم ننوشتم! چون خسته ام. انقدری که مثل قدیما نمیرم بشمرم ببینم چند روز میگذره که تو سررسید چیزی ننوشتم. 
راستشو بگم؟ چون ترسیده ام. دارم نگران خودم میشم. به بدنم نگاه میکنم و باورم نمیشه اين همه چاق شدم! راستشو بگم؟ برگشتم چون ترسیدم!
به تصویر زمینه گوشیم نگاه میکنم. خيلي خوب افتادم تو اون عکس! دماغم قلمی و سمت چپش اون چال ریز لپم. 
 دلم
شماهايی که میگم
شماها انسان نیستین
شما یه مشت نفهم آشغالید! 
یه مشت عوضی که توهم انسانیت دارید.
شماهايی که منو باگذشته ی من مقايسه میکنید.
شماهايی که یه رفتار اشتباهمو که خيلي وقته ترک کردم و دیگه تکرارنکردم ,صد هزاربار توی صورتم زدین شماها عوضی ايد نه انسان.
همونطور که زمین خيلي گرده نمی تونم ببخشمتون.
بخشیدما! خيلي بخشیدم
ولی می بینم که اصللللن دیگه لیاقت بخشش ندارید.
برید بمیرید.
من یه نفر توی گذشته یادم میاد چه کرده عمرا به ذهنم اجازه بدم
تو مسیر کربلا ، روی ویلچر نشستن و دستتون ب هیچ جا نرسیدن و ناتوانی ، جواب منصفانه ايه بعد اين همه آزار با نام حسین علیه السلام و کربلا ! جواب منصفانه ايه بعد اين همه تهمت و ظلم و ریا کاری!
بازم فخر بفروشید. ادامه بدید. بازم تهمت بزنید.
ادامه بدید.
  + حواسش هست اون بالايی با هر چی که باهاش فخر فروختید ، تاوان پس میدین!
هر جور که تهمت زدین ، خوار میشین!
 
بیماری اوتیسم خيلي وقته کرده ذهنمو مشغول و بصورت عجیبن غریبا گونه اي دوس دارم واقعیتشو درک یا شايدم کشف کنم!تئوری هاي خيلي زیادی راجبش هست و اونی که منو بیشتر کرد جذب ايشون اين بود که کسايی که اين بیماریو دارن هنوز از دنیاي قبلی خودشون کامل جدا نشدن و در ارتباطن با اون دنیا و دوستاي خیالی‌ در اين دنیا دارن و اين کاملن تئوری زندگی مجدد بعد از مرگ و حتا دنیاي شبیه سازی شده رو تحت تاثیر خودش قرار میده و خيلي تئوریاي دیگه که در اين مغال نمیگنجد:/
ممنون که به وبلاگ اين حقیر سر می زنید. 
راستش چند وقته درگیرِ پولدار شدن هستم و زمان براي متن نوشتن کم دارم. البته چندتايی داستان نوشته ام اما نتونستم تمامشون کنم. در اولین فرصت دوباره می نویسم. آدم هاي وراجی مثل من که عادت کردن حرف هاشون رو تايپ کنند سخته مدت زیادی ساکت بمونند.
براي همه تون بهترین ها رو آرزو می کنم. 
 
خورشید غروب کرده ولی هوا تاریک نشده.موج هاي سرکش آب جسورانه خودشونو ب ساحل ماسه اي جزیره خیالم می کوبن.صداي مرغ هاي دریايی که هنوز تا فصل کوچشون چند هفته اي مونده از اطراف ب گوش میرسه.من عاشق اين کنسرت بی نظیر طبیعتم،صداي ی دسته کوچیک مرغ دریايی با صداي موج هاي دریايی ک احاطمون کرده.جزیره ی من ی جزیره ی خیالی وسط اقیانوس ذهنمه.جزیره ی خیال ی جزیره ی کوچیکه که میشه تو ده دقیقه ی دور کامل و دورش چرخید.جزیرمون پره از موز و انبه و نارگیل و ی نوع د
14تیر 98
چند ساعتی می شد که از جلسه ی کنکور اومده بودم، اينستاگرامم رو اکتیو کرده بودم و با دوستام چت می کردم. مامان اومد تو اتاقم. معلوم بود یه چیزی می خواد بگه.گفتم مامان جان ولش کن اصلا بحثشم نکن. برو طبقه پايین لطفا، در اين باره هم حرفی نزن تو رو خدا.
گف:تو از کجا خبر داری؟ بهار بهت گفت؟
گفتم چیو میگفت؟ مگه نمیخواي در مورد کنکور صحبت کنی؟
گفت آها. نه یه چیز دیگه است. قضیه ی خواستگارته :)) خيلي وقته یه خواستگار داری که منتظر کنکورتن. سه ماهه منتظرن
- تو ترمودینامیک یه اصطلاحی داریم به اسم انتروپی» که آشفنگی یا بی نظمی یه مجموعه رو بیان میکنه
طبق قول معروف، تقریبا همه سیستم ها در  طبیعت، در راستاي افزايش بی نظمی جهان پیش میرن. به عبارتی هیچ واکنشی رو نمیشه پیدا کرد که در راستاي آنتروپی منفی حرکت کنه!
اما یه سری واکنش ها هستن که در راستاي انتروپی منفی اتفاق می‌افتند (البته بايد در شرايط آزمايشگاهی انجام بشن) نوبل شیمی 1977 به خاطر همین موضوع ترمودینامیک غیر متعادل» به ايلیا پریگوژی
نظافت لکه‌ روغن‌ بر روی‌ کاغذ دیواری‌ لکه‌هاي‌ روغن‌ را برروی‌ کاغذ دیواری‌،می‌توان‌ با پودر تا لک‌ از میان‌ برد.
مقدار زیادی‌پودر تالک‌ را برروی‌ لکه‌ها بپاشید و بگذاریدمدتی‌ بماند تا روغن‌
جذب‌ شود، سپس‌ آن‌ را بايک‌ پارچه‌ خشک‌ پاک‌ کنید و در صورت‌ وم‌ اين‌امر
را تکرار کنید.
نظافت‌ قاب‌ عکس‌هاي‌ طلايی‌قاب‌ عکس‌هاي‌ طلايی‌ را که‌ داراي‌ روکش‌فی‌ درخشنده‌ هستند، می‌توانید
با اندکی‌ماءالشعیر که‌ داخل
سلام
خيلي وقته که نیومدم اينجا  دلم بد جور هواي نوشتن و کرده اينقدر حرف براي نوشتن دارم که نگو  مرتضی رو پروفايلش پارسال زده بود زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت  توی اون زمان خيلي باهاش حال میکردم ولی الان نننننننه
اين چند روز اينقدر درگیر بودم که وقت نکردم ساک کتاب ها م باز کنم فقط ساک دستیم که پرونده ها و مدارک جاد و بود و باز کردم
تیر ماهم رسید ماهی پر از خاطره انگار برام نوشته شده اتفاقات عجیب و قشنگ
امیرالمؤمنین علی(علیه السلام):هرکس ما اهلبیت رادوست داردبايدچون ماعمل کندوجامه پارسايی برتن کند.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):نخستین موجودی که خداي عزوجل بیافرید, ارواح مابودو آنگاه آنهارابه توحید وتمجیدخودگویا کردسپس فرشتگان راخلق فرمود.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):شراب وايمان هرگز در درون یا دل کسی باهم جمع نمیشود.
پیامبر(صلی الله علیه وآله):شراب خوار به گوگرد می ماند.به او نزدیک نشویدکه شمارا بدبو میکند هم چنانکه گوگرد بدبو میکند.
ام
از همه ی بدبختیاي زندگی که بگذریم میتونیم به مسئله ی بزرگ و عمیق تنهايی اشاره کنیم
نمیدونم چرا اين روزا بیشتر از هر زمان دیگه اي تنهايی رو حس میکنم
امروز خوب فکر کردم
وضعیت عوض نشده!
قبلا با کسی نبودم که الان نبودنش اذیتم کنه
قبلا کسی نبود که تنهايی نداشته باشم تو بودناش
همه چی مثل قبله،چیزی که عوض شده منم،من تغییر کردم حساس شدم
یکی از دوستام که خيلي وقته ندیدمش میگفت ماهمش نیاز داریم کسی باهامون باشه که همه چیو باهاش تقسیم کنیم.
با کی قراره
یادتونه آذر 97 من اين پست رو گذاشتم؟
ممنون که یادتون اومد :)
براي اونايی میگم که زندگی شون براشون مهمه و دوست دارند توش شاد و سرحال باشن :) بیايیم اين هفته ی وسط تیر ماه رو دوباره کاراي عقب افتادمون رو انجام بدیم. بریم بیافتیم به جون گوشی هامون، سیستم هامون، میز کارمون. خانم هاي خونه برن سراغ کابینت و یخچال و بریم یه سری به روند روابط خانوادگی مون بزنیم. به کیا خيلي وقته حتی یه سلام هم نگفتیم؟
و کلی کاراي خلاقانه که مدام عقب افتاده.
برام بگید که
 
۱.من مسعله اينکه ی جاي درست و حسابی براي آرشیو کردن اهنگ هام داشته باشم خعلی وقته ک ذهن منو ب خودش مشغول کرده! حالا ک تقریبا دیگ سیستم خودمو دارم دلم میخواد ی کانال بزنم و اونجا آرشیو شون کنم. شايد چهارتا آدم دیگ هم خوششون اومد و از طرف دیگ خيلي دلم میخواد اکانت اسپاتیفاي بخرم. یعنی خعععلللیییااااا! ولی خب خودم بايد پولشو بدم و در اون حد الان پول ندارم. یس. اي نور هو مانی:/
۲. با پونه داره کارمون دوباره راه میفته امیدوارم نتیجه ها ک اومد بچه دا
خدايا واقعا شکرت بابت قبولیم توی تخصص .ولی با قبول شدنم تو شهر زادگاه زندگی بدجوری انگشت شستشو گرفته سمتم
اين چند وقته انقدر استرس کشیدم که ۲ کیلو لاغر شدم.خدايا چشه باباي من ول نمیکنه؟اينهمه خودمو سفت و محکم گرفتم .چند ساله فقط به خودم وابسته بودم.ولی الان واقعا یه بغل سفت و محکم میخوام.یکی که بهم بگه خره من میدونم همه چی خوب میشه و من دلم اروم بگیره
پی نوشت:خدا رو شکر اون دکتری که قرار بود بابام منو بهش قالب کنه در رفته و دیگه قرار نیس ب
اين روزام داره به آرامش بعد از طوفان‌هاااي زیادی که داشتم می‌گذره.
بالاخره افتادم توی اون بازه‌ی "زمان داشتن براي استراحت"ی که لیاقتشو داشتم (از نیاز گذشته بود دیگه!) براي روزهام حداکثر دو-سه ساعت کار درنظر می‌گیرم و بقیه‌ش رو به خودم و یه سری کارهايی که خيلي وقته انجام ندادم اختصاص میدم :)
مثلا بیشتر سنتور می‌زنم، کتاب می‌خونم، مراقبه می‌کنم، هارد و لپتاپم رو مرتب می‌کنم، خواب‌هايی که دیده‌بودم و تحلیل نکرده بودم رو تحلیل می‌کنم،
فکر میکنم یه ماه پیش بود که اتفاقی با عمه رفتیم به یه جلسه از انجمن گیاه خواری،به نظرم جالب میومد و هرکدوم از ادمايی که اونجا بودن کلی راجب تجربه هاشون و کتاب هايی که خوندن حرف زدن بعضیاشون نزدیک به 6 سال گیاه خوار بودن و لب به گوشت و هر چیز حیوانی دیگه نزده بودن،البته بايد بگم اونقدر روم تاثیر گذاشت که بلافاصله بعد از رسیدن به خونه فکر سرخ کردن مرغ به سرم زده بود،واقعا برام عجیب بود که چرا اينقدر گرسنه ام شده و معده م اينگاری که ترسیده باشه ال
بیت پاپ غمگین با ملودی گیتار و همراهی ویولن همراه با تکست پاپ غمگین جهت اجرا , که امیدوارم مورد استقبال شما هنرمندان قرار گیرد .از مشخصات اين بیت پاپ می توان به :


فضاي غمگین
ملودی گیتار
همراهی ویولن
تنظیم آتیک


اشاره کرد که می تواند زمینه مناسبی براي تکست هاي شما باشد .همچنین یک تکست پاپ غمگین نیز جهت تمرین و اجرا بر روی اين بیت پاپ غمگین در اختیار شما قرار می گیرد .

بیت پاپ غمگین

بیت پاپ غمگین با ملودی گیتار

دانلود بیت پاپ



تکست پاپ غمگی
نمیدونی چقدر دلم گرفته و دلتنگم که الان دارم با اين وضعیت که یکم پايین تَر شرحش میدم،تند و تند تاىپ میکنم.
عرضم به حضورتون که صبح دو تا (اشاره و وسطی) از انگشتاي دست راستم برگشت و کلی چسب پیچیش کردن تو سالن .بعدش یه سرویس درست خورد توی صورتم و عینکم رو خورد خاکشیر کرد ودماقم رو به فنا داد.بعدشم براده آهن رفت زیر ناخنم:)
اين که با اين وضع دارم مینویسم صرفا دلتنگیه و واي ازین دلتنگی اي که دارم با اين دنیاي غیر واقعی دور و برم.
یه بار راجع روابط دوست
بعضا دلم میخواد ذهنمو از سرم بکشم بیرون و باهاش یه گفت و گوی مسالمت آمیز داشته باشمبپرسمکه چرا اين قدر درهمو برهمهچرا اينقدر چیزاي ریزو بی محتوارو تو خودش جا میده و درگیرشون میشهبپرسمحتی دعوا کنمشبگم که خستم از دستتاز اين درگیری هاي بی وقت و بی مناسبتتولی آیا واقعا مشکلم اونه؟!نه.مشکلم خودمممنی که اين روزا به شدت درگیر کردم خودمومن که به طرز عجیبی تلاش میکنم از تنهايی فاصله بگیرم اما،هرچی بیشتر دستو پا میزنم،بیشتر خودمو تنها حس می
اقايون محترم یا نسبتا محترم یا هر چی اصلا.انقدر به یه خانم نگید بانو.زندگیم.عشق.نفس.زیبا.گلی. .یا هرکوفت دیگه اي.بابا یه چیزیم نگه دارین شايد یه روز عاشق شدین با یکی خواستین براي تمام عمر زندگی کنید به اون بگید.بله ما خانما میدونیم نه زندگیتونیم نه عشق نه بانو نه هر کوفت دیگه اي ولی متاسفانه وقتی باشیم انقدر اين هرموناي کوفتی بالا میره که باور میکنیم.اونوقت عاشق میشیم.بعد خر بیار باقالی بار کن.نگو برادر من.نگو پسر من.اسمش چه اي
آقاي: من امشب خيلي پاهام درد می‌کنه، تسنیم، دو سه ساعت پامو لگد کن!
تسنیم: دو ساعت من لگد می‌کنم، سه ساعت مهندس؛ قبوله؟
مهندس: من خودم پاهام درد می‌کنه، اول بايد بیاي پاهاي منو لگد کنی!
تسنیم: طبق قانون سوم نیوتون، هر کنشی را واکنشیست، برابر و در خلاف جهت. یعنی اگه پاي آقايو لگد کنی، انگار آقاي هم پاي تو رو لگد کردن.
مهندس: 0_0
مرحوم نیوتون: O_O
تسنیم: ^_^
جوجه به یه موجودی؟ میگه "گورگابه"، انقد کیف داره :) جوجه کیست؟ یه دختر جسور و جلب و تیز و فرز و زو
میدونی شهید زین الدین مرد با اخلاص خدا میدونی ما هر چی می کشیم از کسانیه که محرم و فاطمیه پیرهن مشکی میپوشن ریش بلند میکنن تو دم و دستگاه اهل بیتن کربلا و راهیان و مشهدشون براهه ولی خدا گواهه خدا گواهه یه جو قد یه جو مردونگی تو وجودشون نیست یه عده ریشوی بی ریشه اند که هنرشون بی آبرو کردن بقیه اس و فخر فروختن با داشته هايی که از خودشون ندارن که مراسم ها تموم میشه بعدش میشینن پشت سر بقیه حرف میزنن تهمت میزنن غیبت میکنن آبرو میبرن ظلم میکنن ،
متن آهنگ سیروان خسروی بنام تنها نزار
 
یدی از من ، آرزو هامومن از تو دارم ، تنهايیاموپروازو دیدیم ، بال و پرت رفتخاطره هامون ، از خاطرت رفتتنها نذار ، اين دیوونه روخالی نکن ، تو اين خونه رووقتی نیستی ، واسه کی بخونمتو نباشی ، واسه چی بمونمهر جايِ اين شهر ، ردِ من و توکی عاشقی کرد ، قدِ من و توگفتی میمونی ، اما دلت رفتخاطره هامون ، از خاطرت رفتخيلي وقته که اين خیابونتوو بارون ندیده ما رو با همدیگهبدونِ تو که دنیامی نهنمیخوام یه لحظه دنیا رو
زری الیزابت منم. البته نسخهٔ دیگهٔ من. می‌دونم اينکه آدم چند تا نسخه داشته باشه بده و اينا اما لازمه. باور کنید. مثلاً من اگه برم همین حرفايی که اينجا می‌زنمو پیش دوستام (حتی صمیمی‌ترینشون) بزنم یه جوری نگام می‌کنن که پشیمون می‌شم کلاً. نه اينکه نگاه‌‌کردنشون بد باشه‌ها نه؛ ولی یه‌جوریه. یه‌جور گنگ.
آره داشتم می‌گفتم. زری الیزابت اون نسخهٔ منه که دوست داره تو چشماش خورشید باشه ولی تو واقعیت لامپم توش روشن نیست. اينجا داره سعی می‌کنه خو
خيلي وقته پست نذاشتم
دلم تنگیده بود
در واقع از دی ماه تا الان وب بسته بود
و خداروشکر کسی متوجه نشد:)))))
الان یه مدته خسته ام
از وقتی که امتحانا شروع شده مخصوصا شباي قبل از امتحان یا میخوابم سحر پا میشم میخونم یا هم اينکه کلا نمیخوابم
مثلا همین دیشب
از بس تفاعَلَ یتفاعَلُ تفاعَل تفاعُل و فَعَّلَ یفاعَلُ فعِّل تفعیل و . خوندم که سرم داشت میپوکید
خوابم که تعطیل بود
امروزم مثه همیشه 0/25 ، 0/25 ازم کم میشه
یه مدتم شدیدن زدم تو کار فیلم دیدن شرلوک و کا
خيلي وقته که اون ریلکس بودنه اون الکی شاد بودنه و اون حسه خوبه پر زده رفته.آدم چشم میبنده و باز میکنه میبینه شت!چه قدر همه چی عوض شده!عوض؟نه بد شده.اينقده خودمو خسته میکنم که تا یه جا ثابت میشینم بدنم ذوق ذوق میکنه و از شدت کوفتگی بی حس میشه،شبا تا سر رو بالشت میذارم درد توی پاهام مثل مسکن عمل میکنه.اولین امتحان از اين ترم دیروز بود،پیاده رفتم سمت خونه ی اَ.خ نزدیک خونه شون که رسیدم دیدم داره از پالاي راه پله طبقه دوم نگام میکنه صدام زد،گفتم بی
اين مدت خيلي درگیر بودم . از کاراي آنیف گرفته تا دانشگاه لعنتی . بالاخره فرصتی پیدا شد که بتونم بنویسم . اين مدت همیشه بیان رو چک میکردم اما نمیتونستم چیزی بنویسم . خب حالا بگذریم اتفاقاي زیادی افتاده بعد الکامپ . اولین اينکه از اواخر شهریور به لینوکس مهاجرت کردم و اگه بخوام کلا راجع بهش بگم حرکت بجايی بود و دم مهراد گرم که پیشنهاد داد و الان واقعا احساس خوبی دارم بماند که یک هفته دهنم سرویس شد تا بتونم محیط توسعه ام اونی بشه که میخواستم و
یادمه یكی بهم میگفت تو خيلي صبوری هر كی دیگه اي بود اينطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه اي نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
اصول کلی در مورد میزان نیاز ویتامین‌ها در پرندگان و داران یکسان است و تفاوت‌هاي اندکی در اين زمینه وجود دارد؛
به‌طور مثال در پرندگان، فعالیت ویتامین D2 از ویتامین D3 کمتر است. ویتامین C تنها براي برخی از پرندگان  میوه خوار مثل بلبل ها ضروری است؛ با اين حال تجویز ویتامین C به پرنده‌هاي بیمار که توانايی ساختن آن‌ها را به حد کافی ندارند و از اين رو نیاز بیشتری به ویتامین C پیدا می‌کنند، مفید واقع می‌شود.
تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها به دلیل اخ
حدودا بیشتر از چهل روزی میشه که چیزی اينجا به یادگار نزاشتم و نتونستم بنویسم.هر بار که میاومدم بنویسم تقلايی براي نوشتنم نبود و نمیتونستم زورکی چیزی رو بنویسم که درونم ازش چندان دلخوشی نداره و نمیتونه خوب منو به خواننده خودم منتقل کنه.وقتی خودم از خودم مهم تر هستم نمیتونم درونم رو به آشوبی بی انتها بکشم.نمیتونم تقلاي درونم رو با کلماتی آروم کنم که هیچ حس تعلقی بهشون ندارم.تو نظرات دوستان و پیام هايی که بهم فرستاده میشد خيلي درخواست داشتم ک
چند وقتیست درگیر انتقال پرونده و درگیر بعضی بچه بازی هاي فرمانده پايگاه شدم
به اسم تربیت من میخوام برم جايی که می دونم تربیتش یعنی هر کدوم از بچه هاش یه حوزه بدی بهشون بهتر از خيلي فرمانده حوزه ها کار می کنن البته بعضا فرمانده حوزه اي سراغ دارم که تا ساعت 2 شب توی حوزه کار می کنه و خونه نمیره ولی زنگ میزنه زن و بچش میان دم در حوزه یکساعت باهم شام می خورن و دوباره کار !
فرمانده حوزه اي رو هم میشناسم که ساعت 2 شب بهش خبر دادن بسیجیت رو فلان جا توی گ
بر پايه تحقیقات اغلب متخصصین در زمینه‌ی سئو در هم اکنون حاضر سئو وبسايت از نقش بسار مهم‌تری نسبت به هر زمان دیگری برخوردار است؛ اما به منظور محافظت رنک براي مدت مدید، بهتر میباشد نحوه‌ی پردازش داده‌ها به وسیله گوگل ارزیابی و فهم شود . سوالاتی که در پايین مشاهده می کنید می‌تواند در اينترنت دوچندان همگانی باشد .
بهترین سئو کار 
هنوز سئو فنی از اهمیت برخوردار است؟» در صورتی که محتواي زیادی را بنویسیم، اين قابلیت وجود دارااست که ترافیک
امروز بر خلاف هر روز صبح صبحونه نخوردم با خودم گفتم حالا یه چیزی می خورم دیگه
ساعت 10 اين اينا بود که یکم انگور خوردم .
ساعت 11 دیدم یه کم حال ندارم گفتم شايد به خاطر گرسنگی باشه می خواستم از اين شکلات ژله ايا بخورم بعد گفتم ولش کن الکی قند مصنوعی به خورد خودت نده چیزی نمونده تا ناهار
سرکار بودم و شلوووغ
یه خانمه وسط صحبت جدی من یهو گفت صداتم قشنگه من :||||||  
اگه منو تو اون لحظه می دید هییچ وقت همچین حرفی نمی زدا تازه از ترس سکته هم می کرد :)
ال
هیچْ وقت نیست. بايد شتاب کرد. اين چند وقته سرم خيلي گرم است. (معلوم هم نیست به چی) وقت و سِ نوشتن نیست. تلوتلو می‌خورم.
آمده‌ايم شمال با بیژن. امشب شب آخر است. فردا برمی‌گردیم تهران. فرصت کم است. و دل‌ام نمی‌آید همین وقتِ کم را خرجِ نوشتن کنم. به‌هرحال، داشتم به لغتِ فروپاشی فکر می‌کردم. به چینشِ آواهاش. کِشِ واو و بعد پخشِ پ. و دو بخش‌اش: فرو و پاشیدن. حالا زیاده حرفی گفتم که نیست. اصلا وقتِ اين چیزها دیگر نیست. زنده‌ام و نگران. با هر دو چشم.
اونهايی که مثل من ايکس باکس دارن هر سه ماه مجبورن آدرس دی ان اس ايکس باکسشون رو تغییر بدن. آدرسی که معرفی میکنم رو بهش مراجعه کنید. و دی ان اس رو از اونجا بگیرین و تنظیم کنید. براي من که خيلي وقته دیگه نیازی به تغییر نداشته و راضی هم هستم.

روش کار رو از سايت شکن اينجا کپی میکنم:

از
صفحه خانه Xbox One، به بخش Settings > Network > Advanced settings
> DNS settings > Manual بروید.
(اگر گزینه Settings را نمی‌بینید،
My Games & Apps را انتخاب کنید و سپس به Settings بروید.)
نشانی 178.22.122.100 و
پارامترهاي مهم براي انتخاب پکیج شوفاژ دیواری گازی :
۱. نحوه اجراي دودکش ساختمان (عمودی تا بام یا داراي مسیر افقی)
۲. سطح زیر بنا یا متراژ واحد مسی
۳.  مقدار آب گرم مصرفی مورد نیاز
۴. تامین هواي تازه یا اکسیژن مورد نیاز براي احتراق سوخت مصرفی پکیج
شرايط محل نصب پکیج دیواری گازی:
۱.  بالاي اجاق گاز و ساير وسايل گرمازا نباشد
۲.  فاصله ی دستگاه با دیوار مقابل حداقل یک متر باشد
۳. حداقل فاصله با دیوار یا کابینت مجاور از دو طرف ۱۵ سانتیمتر باشد
۴. حد
حواستون به خواهر برادر هاتون باشه
نزارید حرفاشونو بریزن تو خودشون.انقدر باهاشون صمیمی بشید که تمامی حرفاشونو به شما بگن .اونا الان شکننده تر از همیشه هستند و ممنکه دست به راه ها و کار هاي اشتباه بزنند واگه راهنمايی نداشته باشند مسیر زندگیشون عوض میشه 

سعی کنید اگه اشتباهی ازشون دید بجاي سرزنش و دعوا کردنشون بالطافت و ارامش بهشون گوش زد کنید که کار اشتباه بوده و عواقب درستی نداره . اينطور برخورد ها باعث میشه اگر دفعات بعدی دچار اشتباه شدند
یه كوچولو خسته ام و نايی ندارماز صبح آبفاي كشور و دارايی سعادت آباد و گود پاسداران دنبال پولم و گود محسن ص و بعدش شركت بودم و خيلي خسته ام.فردا صبح میرم زنجان.4 صبح بايد پاشم و برم ترمینال غرب.یه جوری شدم.یه جوری كه خودمو نمیشناسم.خدايا به امیدت. 
دیروز بايد شمواد رو رد میگردم و میرفتم رو شپلی.گاف دادم،امروز توی منفی مطلق دادم رفت و بعد كه برگشت خرید زدم .15 درصد حداقل ضرر بودخيلي اشتباه بزرگی كردم.دورم شلوغ بود ،حرف و سر و صدا و تمركز بر فنا  رفت و اين اشتباه رو كردم.راه برگشتی نیست و تمام.چه روزی بود امروز.خسته ام و كلافهتوكل به خدا. 
چند وقته من ساعت هفت صبح رو ندیدم اصلا؟! :)
از خوبی هاي صبح زود بیدار شدن اينه که، صبح زود هیچ کانالی یا بلاگی آپ نشده معمولا. آدم ترغیب میشه همون چند تا کانالی که نگاه میکنه(من جوین نمیشم معمولا) رو هم دیگه کلا ول کنه و بگه اه اصلا چه کاریه؟ چرا اين همه بطالت؟! من کاراي مهم تری دارم (دو نقطه قلب قلب)
امروز میخوام برم یکی از دوستان دوره دبیرستانم رو ببینم. راستش احساس خاصی ندارم، خوشحالم. صرفا میگم اون اضطرابی که قبلا براي بیرون رفتن داشتم رو ندار
دانلود فیلم سرکوب
دانلود فیلم سینمايی سرکوب با کیفیت 1080p Full HD
دانلود فیلم سرکوب
گروه فیلم: اجتماعیسال تولید: 1397
سال انتشار: نامشخصکارگردان: رضا گورانبازیگران: باران کوثری، سارا بهرامی، الهام کردا، پردیس ه، رویا افشار، جمشید هاشم پور و.خلاصه داستان: یه کاری کرد وفاداری بشه عادت همه مون حالا همه مون وفاداریم اما اونی که بهش وفاداریم خيلي وقته که مرده.دانلود رايگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
الان چند وقته مدام دارم کتاب میخونم یه استرس عجیبی گرفتم همش فکر می کنم دیگه خيلي وقت ندارم برا کتاب خوندن  شبها قبل خواب به حسی که دارم فک میکنم به اينکه چه اتفاقاتی ممکنه بیفته که من دیگه نتونم کتاب بخونم
قسمتی از کتاب محبوب اين روزهام:))))) 
تو به اصفهان باز خواهی گشت :) 
تو عادت بدی داری به سفر کردن، ولی می‌دانم که بر می‌گردی. مگر نه اين که وطن تو همین جاست؟ همان کوچه؟ همین شهر؟ می‌روی و باز مثل همیشه بر می‌گردی به یاد من؛ به وطن. ايمان دا
نمیدونم کی قراره کاملا شرايط هامو درک کنم!وقتی موقعیت برام گنگ باشه سردرد میگیرمتمام فکر و ذکرم فعلا پیدا کردن یه کار پاره وقته که بتونم با کمک مزدش براي خودم تابستون بهتری رقم بزنم از بس فالوده خوردم دارم شبیه فالوده میشم برنامه ریزی هام خيلي دقیق بود تا اينجا از عملکردی که داشتم راضی ام خيلي خلاق تر و پر سن و سال تر از چیزی که هستم به چشم اومدم و اين جاي شکر دارهاحساسم بهم میگه که زیاد از حد اينجا صادقم :|[از شدت صداقت زیاد چشم هايش را میبند
هفده سالم بود که سر دردهاي میگرنیم شروع شد یادم نیس اوايل مسکن میخوردم یا نه؟ ولی یادمه حداقل ماهی دو سه روز سر درد داشتم .بعد رفتن مامان سر دردام خيليیی زیاد شد سه روز در هفته و اينجوری بود که مسکن ها به کیف من راه پیدا کردن. 
یادمه تو دانشگاه هر کی مسکن میخواست میومد سراغم .فلانی مسکن داری؟ و من میپرسیدم چی میخوری؟!
از استامینوفن و ژلوفن و بروفن و نوافن و ناپروکسن و سوماتریپتان و ارگوتامین سی و آرامبخش و ايندرال گرفته تاااااااا یه مدت خيليیی
دسته: عمرانبازدید: 1 بارفرمت فايل: docحجم فايل: 26 کیلوبايتتعداد صفحات فايل: 11ساختمان نماي ساختمان نماي سنگی آمود خشتی زبری
 
قیمت فايل فقط 7,150 تومان

مقدمه
در ساختمان‌سازی به سوی بیرونی یک ساختمان نما گفته می‌شود. در طراحی ساختمان، نما مهم‌ترین بخش به شمار می‌رود زیرا نما چارچوب کار براي بقیه اجزاي ساختمان را مشخص می‌کند. بسیاری از نماها ارزش تاریخی دارند و در کشورهاي گوناگون قوانین سختگیرانه‌اي در مورد موضوع تغییر نما وجود دارد که برخی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب