نتایج مطلب ها برای عبارت :

کدآهنگ پیشوازعباس بابایی فلک

کتاب پرواز تا بی نهایت
 
وقتی سریال شهید بابايي رو دیدم فکر می کردم حسابی شهید بابايي رو می شناسم اما وقتی کتابش رو خوندم اونم با این قصه های کوتاه و کوچولو، تازه فهمیدم نمی شناسمش.شهید بابايي همون شهیدی است که حضرت آقا می فرمایند:  من به حال او غبطه می خورم.”شهید بابايي انقدر بزرگ بود که تو سریالش هم جاش نشد!!!
 
بریده ای از کتاب:یک ماشین بیوک و یک ماشین پیکان در فرماندهی وجود داشت اما شهید بابايي همیشه پیکان را ترجیح می دادند . در یکی از سفره
رضا بابايي این روزها به نویسنده ای عصبانی و انتقادی تبدیل شده و کمر همت بسته تا هنجارهای نظام رسمی دین را به چالش بکشد. گرچه راقم این سطور موافق هر نوعی از اجبار در حجاب نیست (بین حجاب قانونی و اجباری می توان تفکیک کرد) و همه ابعاد تفکرات مشهور و قالبی از پوشش را مطابق هدف قرآن نمی داند (و لذا جداگانه باب تفکر در آیات پوشش را آغاز کرده ام) اما نوشته اخیر بابايي فراتر از نظام رسمی حجاب است و در باب پوشش  حاوی اظهارات مبهم تفسیری است
ادامه مطلب
مردم شهید بابايي را به ‌خوبی شناخته ‌اند و اکنون باید بیشتر پیرامون شخصیت مادرم صحبت کنم تا جامعه بداند مادرم برای تعالی پدر زحمت ‌های بسیاری را متحمل شده است. در حقیقت از دامن زن، مرد به معراج می ‌رود. همراهی و هم فکری مادرم با پدر توانست شرایط را برای رسیدنش به سرمنزل مقصود آماده و مهیا کند. در تمام شرایط سخت و نبودن‌ های پدر، مادرم بود که با تمام سختی‌ های پیش ‌رو اوضاع خانه را آرام می ‌کرد تا بتوانیم به درس و مشق خود برسیم.

ادامه مطلب
۱۵ مرداد سالروز شهادت شهید عباس بابائی
حضرت آیت‌الله ‌ای: همانند شهید بابايي دل‌ها را به هم نزدیک کنید؛ درون را پاک کنید؛ عمل را خالص کنید؛ برای خدا کار کنید؛ آن وقت خدای متعال برکت خواهد داد. عباس بابايي یک انسان واقعاٌ مؤمن و پرهیزگار و صادق بود.» 
باسمه تعالی
پاورپوینت شهید عباس بابايي» برای ارائه توسط معلمان و مبلغان، آماده ی استفاده میباشد.
این پاورپوینت بر اساس کتاب پرواز تا بینهایت» آماده شده است و این کتاب نیز در فایل فشرده وجود دارد.
صلوات فراموش نشود.


دریافت پاورپوینت و کتاب شهید عباس باباييحجم: 29.9 مگابایت
 
بسم‌الله.
سلام!
+

زائرِ رند حاجت‌ش این است:
مرده آید، شهید برگردد.
-آقای احمد بابايي-
پ.ن:عکس را به وقتِ چهلمین روز از آخرین زیارت بچه‌های هیئت گرفتم در نمازخانه‌ی فرزانگان یک. الحمدلله بابت این که خدا به‌مان لطف می‌کند و اجازه می‌دهد که هر از گاهی از این مراسم‌ها راه بیندازیم توی مدرسه. لا موثر فی الوجود الا خودِ تو خداوند. تاثیر بده به کارِ ما :)
من چجوری قربون مامانی که ساعت۱۱شب زنگ میزنه میگه تو تلگرام خوندم امشب ساعت ۱۲ونیم تا ۳ونیم یه سری امواج میاد،گوشیت رو خاموش کن و از خودت دور بذار که چیزیت نشه،نشم؟
اون لحظه فقط یه لبخند شیرین زدم و تو دلم قربون صدقش رفتم،بهش گفتم نه مامان خودتو نگران نکن،اینا شایعه است:)
آخه چجوری برای بابايي که زنگ میزنه میگه میخوام برات گوشت بخرم بیارم، از اونجا گوشت نخر چون قصابی آشنا نیست ممکنه گوشت بد بهت بده، نمیرم؟
چطوری دوری داداشی رو که میذاره از و
۱. من یه نگاه کارشناسانه به "عصر جدید" انداختم و به این نتیجه رسیدم که اگه مجری‌ش به جای احسان علیخانی، احسان کرمی باشه و اون مجری پشت صحنه‌ش یکی تو مایه‌های باربد بابايي باشه، داورا هم اینقد خشک نباشن، مثلا مهران غفوریان یا اون داور شب کوک که آهنگساز بود، باشن. واقعا برنامه خوبیه!
۲. اون روزایی که به شدددت دنبال جا بودیم، من هر روز کلی طرح میکشیدم. کلی کتاب میخوندم، کلی زندگیم نظم داشت و واقعا پیشرفت داشتم. تا اینکه رسیدیم به اینکه باید دو
جوری رتبه های برتر کشوری هنرو زدن ادم شک میکنه!اغا مطمئنین این هنر فقط بین تهرانیا نبوده؟
زبانم فقط یه اصفهانی داره!چرا با ما اینجوری میکنین تهرانیای فخر فروش:|
تبریز و مشهد و شیرازهم همیشه در صحنه هستن!
فقط لار کجاس که دو تا رتبه برتر داره؟؟
پس پریسا کفایتی کجاس؟من شرط بسته بودم این رتبه برتره:|
ارمین بابايي سمیرمی کو؟؟:/
موج و مرغابی: شعرهایی پرمحتوا و جذاب پیرامون خداشناسی.
 
موج و مرغابی : حمید هنرجو، به نشر
معرفی:
بعضی از شعر های کودکانه بی محتوا، برخی کم متحوا و بعضی مثل این کتاب سراسر محتوا هستند.شعر های زیبا حمید هنرجو که با تصویر گری خوب خانم سارا علی بابايي همراه است این کتاب را به یک کتاب خوب شعر پیرامون خداشناسی تبدیل کرده است.
 
ادامه مطلب
می‌گفت: 
پدرم خدا بیامرز نظامی بود، از اون آدم‌‌های مهربونِ کم حرف ولی جدی که کمتر کسی لبخند یا حتی اخمش رو دیده بود.
اون موقع‌ها ،حدود‌های سال تولد خودت یا حتی قبل‌تر، دانشگاه قبول شدن مثل الان نبود، کمتر کسی دانشگاه‌ قبول می‌شد تازه اونم سراسری!
خواهرم که قبول شد رفتیم پیش بابا و گفتیم "بابا زینب دانشگاه قبول شده"‌، یه نگاه به خواهرم کرد و گفت "چی قبول شدی بابا؟" زینب سرش پایین بود، انگاری خجالت می‌کشید به بابا نگاه کنه ، آروم گفت "پزشک
دانلود فیلم وای آمپول با لینک مستقیمکارگردان: علیرضا محمودزادهژانر: خانوادگی، کمدیسال تولید: 1396تاریخ انتشار: 1397مدت زمان: 90 دقیقهکیفیت ویدئو: WEB-DLفرمت: MP4تهیه کننده: داریوش باباييخلاصه داستان:خانواده آمپول‌چی که تولیدکننده آمپول هستند با وحشت فرزندان‌شان از آمپول مواجه می‌شوند؛ ولی در نهایت ورزش فوتبال و انتخاب برای رده‌های قهرمانی به کمک فرزندان‌شان می‌آید…بازیگران:هوشنگ حریر چیان، شهرام قائدی، علی صادقی، رضا شفیعی جم، حدیث فولاد
واقعا نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن دیگه نمیاد
با اینکه خیلی اتفاق ها افتاده و من دو جا مشغول به کار شدم ولی تا میام اینجا چیزی بنویسم مغزم خالی میشه
من به عنوان مشاور روانشناس تو مرکز اختراعی مشغول به کار شدم
با بچه های کنکوری در ارتباطم.
امروز یه دختره اومده بود پیشم حقیقتا دختر کوشا و زرنگی بود. تو هر فیلدی که وارد میشد جایزه میاورد فقط یه مشکل داشت بابايي داشت که از پیشرفت های جامعه به دور بود پدرش به شدت خودخواه و لجبازافسردگی د
دختر که باشی;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
سلامی به خوشی های کودکانه
امروز 24 تیرماه 98 روز دوشنبه است. دیروز ولادت حضرت رضا (ع) بود.
دیشب خونه کمیل دعوت بودیم . به همراه بابا .
طاها جون خیلی پسر خوب و آرامی بودی بابايي. دوست داشتی با وسایل دکوری و پارچ شیشه ای بازی کنی . با اینکه روی عسلی مبلمان گذاشته بود ولی چون اجازه ندادم دست نزدی . یاد گرفتی وقتی چیزی نباید دست بزنی ، دست کوچکت را مشت می کنی و با انگشت اشاره ی باز شده دستت را تکان میدی و خودت را قانع می کنی که دست نزنی. البته این رفتار در
برگزاری مراسم روز
عفاف وحجاب در کتابخانه عیسی رضایی برگزار شد

که خانم بابايي متنی
درباره ی عفاف و حجاب  که زن به خاطر عصمتی
که دارد و میراث دار  پاکی مریم است نباید
بازیچه هوس و آلوده به ویروس گناه شود صحبت های نمودندو با اشاره به اینکه هدف از تجمعات مردمی حجاب و عفاف ترویج این فرهنگ
در جامعه است و یکی از آسیب‌های بدپوششی و آرایش نامناسب، ضربه زدن به بنیان
خانواده‌‌هاست و در تمام دنیا عریانی، فروپاشی خانواده را به همراه دارد هدف اصلی
تشر
پدربزرگ بودی. رفتی. آرام و نجیب و باعزت. همان‌طوری که همیشه دوست داشتی. خداحافظی‌ات را همان روز اول فروردین کردی که وصیت‌نامه را درآورده بودی برای اصلاح. می‌رفتم و می‌آمدم و مشغولت می‌کردم که دست از نوشتنش بکشی. برایت یک لیوان شیر گرم آوردم؛ ولی حتا متوجه حضورم نشدی. چهره‌ات آشفته بود. بعد از خواندن وصیت‌نامه، چرایی آشفتگی‌ات را فهمیدم. روز آخر گفتی:رقیق‌القلب شدم» آن‌قدری که قلبت نا نداشت بتپد؛ و یک‌هو، دم ظهر یکشنبه ایستاد.
شب اول
 
چه درهَم کرده قاتل، مصحف قرآن زینب را
به خانه برده‌اند از سوی مسجد جان زینب را
 
همه با چشم گریان می‌روند از خانه‌ی مولا
چه می‌داند کسی حال دل ویران زینب را
 
تمام دختران بابايي‌اند و خوب می فهمند
چگونه این غم عظما شکست ارکان زینب را
 
نوحه و سینه‌زنی کوتاه با صدای مداح دل‌سوخته حاج جواد شکری
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخر
دامون و هیرمان یا الله گویان از در اتاق وارد شدند؛ آرازِ* کوچک خنده کنان خودش را به آغوش دامون انداخت و صدای "بیا بغل بابا"‌ی دامون در شلوغی افراد خانه گم شد.
آرمون* و آهو در کنار خود جایی برای دامون باز کردند و او در کنار همسرش آهو و هیرمان در گوشه‌ی دیگر سفره کنار سهند و احمد نشست‌.
دامون بسم الله سفره را گفت و همگی مشغول شدند، اما هنوز لقمه‌ی سوم را در دهان نگذاشته بودند که زلیخا رو به هیرمان گفت" امروز هاویر رو دیدم، از کوچه‌ی زهرا خانوم ای
به نام پروردگار ، آفریننده افراد فداکار و شجاع
 
 
برخی نامهای شهدای جنگ تحمیلی دفاع مقدس - مدافع حرم - غواص - تیپ : فاطمیون ، زینبیون ، .
نیروی های هوایی و دریایی و زمینی ، از سربازان تا سرداران
 
۱ - مصطفی چمران                 ۲ - مهدی باکری                          ۳ - محمود کاوه
۴ - علی صیاد شیرازی             ۵ - حسین خرازی                        ۷ - عباس بابايي
۸ - حسن باقری                     ۹ - محمد ابراهیم همت               ۱۰ - بهنام محمدی
۱۱ - سید محمد جها
من سه تا خواهرزاده دارم؛۶ساله و ۲ ساله و ۶ماهه که ۶ساله و ۶ ماهه برادرن و ۲ ساله پسر خاله اشون.
تو منطقه ی ما پیشوندهای خاله و دایی و. به صورت پسوند میاد.
۶ساله منو سعیده خاله صدا میکنه.
۲ ساله میخواست بگه سعیده خاله بلد نبود، یه بار شنید سعیده حاجی ( که همسایمونه) فک کرد به من میگن برا همین سعیده حاجی صدام میکنه.
حالا یکم از ماجراهامون بگم:
چند روز خواهرم به ج (۶ساله) میگه تنبیهت اینه بری تو اتاقت از تختت پایین نیای تا صبح.
ج میگه اگه من تنبیه بشم
ساعت یازده و نیم رسیدم فرودگاه و از ساعت دوازده دیگه همش بابا رو میگرفتم که تا گوشیشو روشن کنه باهاش حرف بزنم
ساعت دوازده و بیست دقیقه جواب داد.گفتم الان دقیقا کجایید؟ گفت تو اتوبوس فرودگاهم،  دلم یه ذره شده برات بابايي میرم هتل جا به جا که شدم میام دنبالت شام باهم بریم بیرون.فقط به مامانت بگو.
گفتم بابا شما دلتون یه ذره شده ولی من دیگه دل نداشتم دلم کلاااا تموم شده بود دیگه:))  ایندفعه دیگه من اومدم دنبال شما فقط به راننده اتوبوس بگید یه کم ب
‍ ‍ ‍ درود همراهان گرامی#نقد_شعر#انجمن_ادبی_شعر_باران#مدیریت_برنامه؛#بانو_مریم_راد#مورخ:۹۸/۴/۱۱سه شنبه#ساعت_شروع:2⃣2⃣*⃣*⃣*⃣*⃣*⃣درست لحظه دیدار ما هوا بد شدهوای آفتابی سرد و نامساعد شدشکست شیشه رویای ما و باد وزیدخلاصه عشق ما در کوچەها زبانزد شدو پای هر دوی ما را جدا ز هم بستندشبیه کوە یک دیوار بین ما سد شدچگونە مشقهای عاشقانە بنویسم!؟به جرم عشق این شاگرد درس خوان رد شدکسی شبیه تو دیشب بە خواب من آمدکه حرف تازەایی میزد دلم مردد شدو شور انقل
نیم ساعتی میشه که رسیدم خونه. داشتم آماده میشدم که پیش بابا بخوابم تا اینکه زن بابا بالاخره اومد و منم بابا رو بوسیدم و زود اومدم خونه.
اگه از حال بابا بپرسین میگم بهترن. بهتر یعنی اینکه بدتر نشدن و تو همون وضعیتشون استیبل شدن. بدتر از اغما یعنی مرگ. پس بابا بدتر نشدن و و بدتر نشدنشون یعنی اینکه بهترن. این نگاه من به حال باباس. پس الحمدلله.
امشب عقد محمد و عطیه بود و قسمت نشد که من اونجا باشم. تقدیر این بود که اون لحظات بالاسر بابا باشم و به بابای
مهدیه



مهرعلیان



محسن



4380530000





پریسا



عمویی



احمد



4380320571





رضا



مهرعلیان



بخشعلی



4391533723





فاطمه



صادقی



بیت اله



4390360000





زهرا



بابايي



جمال



4380418601
حدودا چهار سال سن داشتم. کودکی و هیجان های خاص خودش؛ اون دوران گِل بازی رو خیلی زیاد دوست داشتم اما حق کثیف کردن لباس هام رو نداشتم، همیشه حاجی بابا (پدربزرگم) هم با من گِل بازی میکرد و برام انواع و اقسام حیوانات و وسایل دیگه رو درست می کرد اون موقع ها بزرگترین هنرمند گِل بازی دنیا رو پدر بزرگم میدونستم و الان هم میدونم. پدربزرگم همیشه راهی برای کاشتن لبخند روی لبهامون پیدا میکرد اما محوریت داستان پدربزرگم نیست، برادر پدر بزرگمه؛ مَشَ نورالل
 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



 
 
 
 
هوا زمهریر بود. سوز و سرمای عصر آخرین هفته‌ی دی توی صورتمان شلاق می‌زد که به کوچه‌ی اعرابی ۲ رسیدیم. از سلطان تا کابوی. چطور مرد مارلبورو دنیا را فتح کرد» اسم نمایشگاهی بود که توی گال
نوزدهمین جشن حافظ 98 (دنیای تصویر) به دبیری امید معلم برگزار شد. این جشن با هدف بررسی اکرانِ سالانه سینما و تلویزیون ایران برگزار شد. در ابتدای جشن ایمان معلم روی سن آمد و از طرف مرحوم علی معلم به حاضرین خوش‌آمد گفت. پس از وی رضا یزدانی به اجرای قطعاتی پرداخت. امید معلم، دبیر این جشن نیز طی سخنانی بر استقلال جشن حافظ و هیئت داوران تاکید کرد. هیئت داوران نوزدهمین جشن حافظ به قرار جواد طوسی، محمدرضا لطفی، سید آریا قریشی، آذر معماریان، امید معلم،
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب