نتایج مطلب ها برای عبارت :

چطوری داعش زنهار می

بازگشت شیرین برده جنسی داعش به زادگاهش، یک زن ایزدی که بیش از دو سال در بند گروه تروریستی داعش بود اکنون به زادگاه خود شهر سنجار بازگشته است.
به گزارش چفچفک، شیرین که اکنون 25 سال دارد دو سال و هشت ماه به عنوان برده جنسی در دست گروه تروریستی داعش بود تا اینکه در جریان آزادسازی شهر موصل توسط نیروهای ارتش موفق به فرار شد.
پدر و مادر شیرین سال 2014 به دست عناصر تروریستی داعش کشته شدند قتل عامي که سازمان ملل از آن به عنوان نسل کشی ایزدی ها نام برده ا
دکترآرش درحال کاربرای تحقیق روی اثرمایع نخاعی بربهبودانسان های افلیج وصرعی بود.متوجه شده بودکه ميزان مایع نخاعی بیشتربرابرباهوش هیجانی بیشترهست.این خواسته اودرتحقیق اورابه این نتیجه نرسانده بودکه بخواهدمایع نخاعی افرادمختلف رااستخراج کندوآن راروی یک فردداعشی آزمایش کند.
اماالنازکه معتادبه سکس باگروهک داعش بوددلش ميخواست این اقدام رابرروی گروهک داعش که درزیرزمين کاخ بن سلمان بودندومرکزکندوی داعش درجهان بودآزمایش کند.
شهرپرازتشوی
حامدسنی بودوعلاقه وافری به محسن حججی داشت هرگاه ازاوسوال ميکردنظرت درباره ازدواج مجددچیست ازمحسن حججی این پاسخ رادریافت مينمودازدواج مجددبه قصدفرزندآوری وفرزندنیکوتربیت کردن مشکلی ندارد.حامدهميشه ميخواست همسران متعددداشته باشدوازآنهافرزندداشته باشدبااین حال درخط مقدم بلای جان داعش شده بودوبعدازدوروزدارمرگ داعش راملاقات کرد.محسن حججی بسیاراندوهگین بودنسل کمتربه معنی نیروی کمتردربرابرجبهه باطل بود.
آریانانیوز: بازداشت شدگان اعتراف نموده اند که توسط ظاهر (داعی)، محمد معروف (راسخ)، مبشر(مسلميار) و ابوعبیدالله متوکل به گروه تروریستی داعش جلب و جذب گردیده بودند.

در اعلاميه ریاست عمومي امنیت ملی آمده: نیروهای قطعات خاص ریاست عمومي امنیت ملی در یک عملیات هدفمند یک شبکه گروه تروریستی داعش را که مسوولیت جلب و جذب و سازماندهی حملات تروریستی و تخریبی را به‌عهده داشتند از مربوطات شهر کابل بازداشت نمودند.
اعلاميه افزوده: بازداشت شدگان هر یک؛ م
آخرین دختر» اثر نادیا مراد.
روایت زندگی دختر ایزدی‌ای که بعد از تصرف شدن روستای کوچو توسط داعش، مردان خانواده‌ش کشته ميشن و ن توسط داعش به برده‌گی گرفته ميشن. دختری که بارها و بارها مورد قرار ميگیره و موظف ميشه به اجبار مسلمان بشه. نادیا مراد در سال ۲۰۱۸ برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل ميشه.
ترجیح ميدم نظرات شخصیم رو درمورد این کتاب نگم. فقط اینکه سرگذشت بسیار دردناکیه
هرروزمرزهای ایران درتهدیدداعش بود.محسن درحال تقویت گردان زمينی بود.آذوقه ومهمات جهت جنگ باداعش وتکفیری هالازم بود.پهپادهایی که درراداردیده ميشدندبیشترش متعلق به نیروهای آمریکایی بودکه برای داعش آذوقه ومهمات ميفرستادند.وبعدهم حمله به روستاهای شیعه نشین وسنی نشین وحتی افرادخودی مينمودند.وحشت دربغدادبه حدی بودکه آیت الله سیستانی عصای خودرابلندکرده بودوفرمان جهادصادرنموده بود.دراین بین ن ایزدی شیعه به عنوان برده دربازاربرده فروخت
خیلی وقت پیش بود که برنامه جهان آرا گفتگویی رو با دکتر حسینی ترتیب داد حول محور داعش و اعراب و فیلم پادشاه صحرا(queen of desert). شاید خلاصه و چکیده اون گفتگوی دو ساعتی همين عکس باشه.
توضیح تصویر:سال 1908، سربازان بلژیکی در حال اعدام کودکی از کنگو و سربازی در حال خواندن کتاب مقدس است.
کار زیبایی که هابیلیان تو کانالشون کار کردن. خدا خیرشون بده حق حضرت زهرا
حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در همایش دومين اجلاس بین‌المللی فعالان مهدوی که در محل سالن همایش‌های حرم مطهر رضوی برگزار شد، با اشاره به طبیعی بودن روال ظهور و اینکه ما اکنون در متن این اتفاقاتی هستیم که در کشورهای همسایه رخ مي‌دهد و زمينه را برای ظهور مهیا مي‌کنند تاکید کرد: من به دنبال ظهور سفیانی در شام بودم آن هم بعد از 1400 سال و بعد آنقدر به طور طبیعی این رخ داده است که همه آن را مي‌دانیم و داعش همان بود که مجسمه ابوسفیان را نصب کرده بود
ایرانِ من ؛ زیبای من ؛ 
مام وطن ؛ مهرآوه ی آریایی نَسَب،
ای   شکوهمندِ شوریده جان ؛
پیراهنت یکسره پرگل
دامنت ؛ رنگین کمان رنگ،
 در پیچ وتاب؛ قشنگ .
خرمن گیسوانت  درتنگنایِ آغوشِ باد ،
ای  خوش صورت ِدیو ودلبر  کُش !
ای  رشیدِ رَشک برانگیز ؛
ای آرمان شهرِ بی آرام  ؛
 تاریخ ؛ تا ابدیت ،
شرمسار تلخ کامي توست !
ای نجیبِ افتاده ازنفس؛
پای  دربندِ دست درزنجیر !  
ای بیگانه ویار ، جدایت ؛ شکسته دل! 
 ای صبور صميمي !
اینک ؛ این تویی ، رنجیده خاطر  ؛پاره پ
به این عبارات  رسانه های خارجی دقت کنید: تصویر حججی الهام‌بخش حس ميهن‌پرستی در ميان ایرانی‌ها شد.سرباز ایرانی همچون یک "نماد" تشییع شد در حالی که داعش تلاش مي‌کرد از دستگیری و سربریدن حججی به عنوان پروپاگاندا انتخاب کند، بسیاری در ایران این موضوع را متفاوت دیدندشهادت وی، باعث یک وحدت بی‌سابقه در ميان طیف‌های مختلف ی در این کشور شدخیل عظیمي از جمعیت روز چهارشنبه در مرکز تهران در مراسم سوگواری سربازی که به نماد مبارزه علیه داعش تبدی
فروش انگشتر طلا منقش به پرچم گروه تروریستی داعش در نیشابور در حالی اتفاق افتاد که مسئولان این صنف مدعی شده‌اند که تاکنون هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی در رابطه با ممنوعیت فروش این‌گونه محصولات صورت نگرفته است.
به گزارش فار، پس از مشاهده اسباب‌بازی‌هایی با شمایل گروه تروریستی داعش در مشهد و جمع‌آوری آن از مغازه‌ها، این بار در اتفاقی تازه انگشتری با نشان پرچم این گروه در یکی از طلافروشی‌های نیشابور دیده شده است.
رئیس اتحادیه ط
همواره اقتصادگره خورده به افرادسست عنصروبی بندوباربود.این افرادعموماخانم هابودندکه معترض به همه چیزبودندازتجردقطعی که همواره تهدیدزندگی آنهابودتابی کاری وایدزوهزارموردوندادن حقوق اقتصادوت پدرومادرنداشت هميشه قربانیان سودپرستی خانم هابودند.کارمندان وکارکنان وکارگران زن که حقوقشان نصف مردهابودهميشه ازون متنفربودنددرکل ازدین وخدامتنفربودند.هميشه یک خط کش رابرای همه چیزدرنظرميگرفتندوآن فقط قدرت خریدورسیدن وهوی
سلام . چند روز قبل یادداشتی در نقد فصل پنجم سریال پایتخت نوشتم و به بخشی از سبک زندگی طرفداران آمریکا اعتراض کردم. در این پست وبلاگی ميخواهم به نکته ای اشاره کنم . 
یکی از شخصیت های فیلم به اسم الیزابت که پس از ورود خانواده معمولی به سوریه همراه خانواده شد و از افرادی بود که از داعش بریده اند . به نظر شما چنین افرادی یا این ویژگی چند نفر هستند ؟
مایه شرمساری برای ماست که نتوانستیم به بهترین شکل اسلام را به مردم دنیا معرفی کنیم . جمعیت قابل توجهی
کوچه ها منتظرند،بد به دلت راه ندهی!
مردمش تنگ نظرند،بد به دلت راه ندهی!
برخی هم پاک نظرند،خوش به دلت راه ندهی؟
دگران خوش منظرند،زنهار تو پا ندهی!
بدمنظران نیکوترند،به فکر بدی راه ندهی!
خسروان بی نظرند،فخر به دلت راه ندهی!
من تورا منتظرم،حسب بدی راه ندهی!
ميررضاکاميار
 
 
ضربه‌فنی
نظام سلطه، داعش را به ‌وجود مي‌آورد و هنگامي‌که با همّت مقاومت و جوانان مؤمن، داعش به نفس‌های آخر خود رسیده است، به دنبال راه‌های خباثت آميز دیگری مي‌رود؛ اما به توفیق الهی و به همت جوانان ایران، بار دیگر بینی کارگزاران نظام سلطه به خاک مالیده خواهد شد.
۱۳۹۶/۶/۲۶-رهبر انقلاب
گروهک های تروریستی درهمه چیزتبحرخاصی داشتندیکی ازاین مواردآموزش حیوانات وحشی وخونخواربود.حیواناتی که درتاریکی شب به دل خیمه های ارتش های اعزامي به یک کشورفلک زده وبخت برگشته شبیخون ميزدند.عده زیادی ازاین ارتش هاواکسن تمام زهرهارادرخون خودنداشتند.تنهاارتش اسرائیل به انواع واکسن ها مجهزبودبااین همه ازپس خفاش هایی که به سربازان اسرائیلی حمله ميکردندبرنميامد.عده ای سرخپوست به گروهک داعش پیوسته بودندودرازای خریدکالاهای اساسی آموزش حیو
یکی از آیاتی که بواسطه وجود آن در قرآن این کتاب ، مروج خشونت و باعث و
بانی بوجود آمدن گروه های تروریستی مثل داعش ، طالبان ، بوکوحرام ، سپاه
صحابه و . معرفی  شده ، آیه 5 سوره توبه است .

مشرکان را هر کجا یافتید به قتل برسانید
ادامه مطلب
بیشترافرادوقتی شب خواب آشفته ميدیدندصبح اقدامي متحیرالعقول ميکردنداین اتفاق برای دونالدترامپ هم رخ داده بود.هنگامي که به زورقرص اعتیادآورميخوابیدومعیشت اطرافیانش خراب بودخواب هایی راميدیدکه حکم کودتای ذهنی راداشتند.بوی تقلبات انتخاباتی ميدادند.بوی خون مظلومان دنیاراميدادند.بوی دلارکه وقتی بیش ازحدتوان فدرال رزروبوجودميامدراميدادند.بوی گندنظام سرمایه داری وقمارهای زیرزمينی وبازاربرده داعش راميدادند.
ظرفیت دونالددربرابرخوابها
چند وقت پیش خواهرم یه کار اداری داشت .منم همراه خواهرم رفتم
چون کارهای خواهرم خیلی طول مي کشید داخل سالن نشستم(چه همراه خوبی :دی)
سالن خیلی شلوغ بود همراها همه داخل سالن روی صندلیا نشسته بودن (چه همراهان خوبی )
بعد از چند دقیقه یه آقای با چمدون اومد داخل سالن .یه نگاهی به همه انداخت و مستقیم اومد بالای سر من و گفت :
ميشه این چمدون اینجا باشه و من برم کارهامو انجام بدم؛اخه اجازه نميدن وسایلم رو داخل ببرم .
مِن مِن کنان گفتم آخه خواهرم الان مياد مي
یکی از آیاتی که بخاطر وجود آن در قرآن ، این کتاب ، متهم به ترویج خشونت شده است ، آیه 191 سوره بقره مي باشد :

وَاقْتُلُوهُمْ حَیثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ


و آنها را هر کجا یافتید ، به قتل برسانید


مبشران مسیحی با استناد به این آیه مي گویند : یکی از علل پدید آمدن گروه
های تروریستی مثل طالبان ، القاعده ، بوکوحرام ، داعش و . همين آیه قرآن
است که خداوند در آن به مسلمانان دستور داده است ، مشرکین و کافران را در
هر کجا که یافتند به قتل برسانند .
ادامه مطلب
دونالدترامپ دوست داشت هميشه بین خودودیگران فرق قائل شود.گویی ژن اسکندرمقدونی را داشت.هميشه و همه جاميگفت مهاجرین همه چیزراميخورندآنهاشهروندان درجه یک ایالات متحده نیستندوعامل پخش بیماری واعتیادهستند.
انسانهایی هستند که آب گندیده را بدون جوشاندن و ویروس زدایی مي‌نوشند.
این اتفاقات دلایل مختلفی داشت وقتی هزینه بهداشت افراد پشت دیوارمرزی تامين نميشدافرادبرای نجات جان خودازطریق نردبان ازدیوارردميشدندوبیماری گسترش پیدامينمود.
این افر
معادن طلای ایران موجب خلق نقدینگی فراوانی ميشدند.این به معنی یک ضامن برای یک ملت بود.
افرادکمي دنبال پول حاصل ازمعدن طلانبودند.بیشترازطلای ذخیره دردل کوهستان پرازطلابرای کاخ سفیدنشینان این اهميت داشت که روس هاسمت ذخیره کردن طلای موجوددرکشورهمسایه خودنروند.
گویی طلادرخاورميانه هم حکم قاتلی راداشت که درزیرخروارهاخاک خوابیده.داعش هم متصل به درآمدتصاحب وی بودکه ایالات متحده درانتهامقصداین درآمدنامشروع بود.
همه فکرمينمودندکه سوئیس م
ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده وی روز من بی روی تو همچون شب تار آمده ای مه غلام روی تو گشته زحل هندوی تو وی خور ز عکس روی تو چون ذره در کار آمده ای در سرم سودای تو جان و دلم شیدای تو گردون به زیر پای تو چون خاک ره خوار آمده جان بنده شد رای تورا روی دل‌آرای تو را خاک کف پای تو را چشمم به دیدار آمده چون بر بساط دلبری شطرنج عشقم مي‌بری گشتم ز جان و دل‌بری ای یار عیار آمده تا نرد عشقت باختم شش را ز یک نشناختم چون جان و دل درباختم هستم به زنهار آ
حقوق وبودجه مساله همه کشورهابود.اصول هرکشورمقدم برحقوق شهروندی بودومانع ميشدازاین اقدام که همه طرح های حمایتی یکسان صورت پذیرد.همه ملت هاخواستارنشاط وورزش بودندامامهم تربرایشان این بودکه خوراک وپوشاک ومسکن ومکان زندگی وتشکیل خانواده واصالت خانوادگی وحرمت وشرم وحیاکه خط مقدم شهیدان یک کشوربودوبرایش جنگیده بودندپایدارودایم برقرارباشد.
معیشت ملت درگیرتخصیص بودجه ای کلان بود.این بودجه کلان شامل مسافرت های خارجی هم ميشد.شامل بانک های خ
 همه ی مشکلات ایران است
اميدواریم که تحت رهبری شما آمریکا به مردم ایران برای باز پس‌گیری کشور از اسلام گرایانی که برای چهار دهه است در راس کشور هستند، کمک کند.» ایران با داعش، یکی است و حملات صورت گرفته در اروپا به جمهوری اسلامي مرتبط است  اقدامات ایران آغازگر بحران تروریسم بوده است.
بخشی از نامه ارسالی افراد گروهک مجاهدین خلق به ترامپ 
به وقت شام
به وقت شام
تهیه کننده وکارگردان: ابراهیم حاتمي کیا
داستان فیلم

یونس و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آن‌ها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آن‌ها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است

1) دانلود با کیفیت480

2) دانلود با کیفیت 720

3) دانلود با کیفیت 1080

4) دانلود با کیفیت HQ-1080
جمهوری اسلامي واژه ای بودکه ازنگاه بنیادداعش بی معنی بود.جمهوری تحت لوای اسلام باقانون اساسی مبتنی برقرآن درظاهرودرباطن باهیچیک ازآیات قرآن همجنس وهمنشین نبود.بانک هاوموسسات وصندوق های مبتنی برسود.حجاب وارداتی وفرهنگ چینی.ازهمه بدترجشن ورقص وبرهنگی فرهنگی.درعین حال این ادعاراایران داشت که درهمه تمدن هاسرترهست.
ساده ترین شکل های اسلامي هم درجمهوری اسلامي وجودنداشت.تمام حسنات که افراددرقرآن ميخواندندرخ نميداد.تمام بلایاسرکتب دینی نا
دونالدهمواره پشت درهای بسته بولتون راتاییدميکردمشابه مذاکرات پشت درهای بسته صحن غیرعلنی مجلس شورای اسلامي در ایران بود.امنیت افکارعمومي دررابطه باشنیدن اعمال غیرآشکارهميشه مورد هجوم تفکرگروه های تکفیری همچون داعش بود.بزبان ساده وقت جلسه غیرعلنی زمان تولدتروریسم جهانی بود.
پیامک های مختلف نهادهای مخابراتی که حاوی ویروس تبلیغ ضد همه چیز بودنقشی شگرف درگستره ميزان آدرنالین خون افراد داشت.غدد فوق کلیوی به محض فعالیت بیشتروتولیدآدرنالی
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمي‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و مي‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار ا
بسم الله الرحمن الرحیم
 پدر و مادرعزیزم خیلی دوستتان دارم ولی بداخلاقی و بدخویی شما باعث نابودی بنیان مقدس خانواده مي شود ، اگر خداوند کوچکترین نظری بر ما نداشت و دیگر بد خوییتان را تحمل نمي کردم فقط خودش ميداند چه بلایی به سرمان مي آمد خدایی نکرده؛ همانا خداوند بزرگ فرموده است که اگر او را فراموش کنید و[ به بی احترامي و رعایت نکردن حق و حقوق اعضای خانواده و همه انسانها] ادامه بدهید اوهم شمارا فراموش ميکند[ به دست شیاطین مي سپارد] پس لطفا موا
دانشگاه شهید اشرفی اصفهانیدانشکده حقوق و الهیاتگروه حقوق
اطلاعیه برگزاری جلسه دفاع پایاننامه
جلسه دفاع رساله کارشناسی ارشد حقوق بین الملل
با عنواننقض قواعد حقوق بشردوستانه توسط داعش در عراق و امکان سنجی رسیدگی توسط دیوان کیفری بین المللی
نگارندهعبدالرضا فرزامي نسب
استاد راهنمادکتر علیرضا آرش پور
استاد مشاوردکتر منوچهر توسلی
روز شنبه 19 اسفند ساعت 10سپاهانشهر، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی
@ashrafilaw
همه فوتبال‌دوستان و حتی کسانی هم که اندک رابطه‌ای با فوتبال ندارند به برکت رسانه‌ها محمد صلاح» را ميشناسند. ستاره مصری تیم لیورپول که تیمش را تهدید کرده بود در صورت ورود بازیکنی از رژیم صهیونیستی این تیم را ترک مي‌کند. فوتبالیستی که ثابت کرده است تبلیغ یک مکتب و اندیشه فقط از راه‌های پیچیده دولتی و بودجه‌های هنگفت حکومتی نیست، بلکه هر کسی مي‌تواند با تخصص در حرفه خود به گونه‌ای عمل کند که موثرترین فرد در گسترش تفکر دینی باشد که این به
چند وقت پیش خواهرم یه کار اداری داشت .منم همراه خواهرم رفتم
چون کارهای خواهرم خیلی طول مي کشید داخل سالن نشستم(چه همراه خوبی :دی)
سالن خیلی شلوغ بود همراها همه داخل سالن روی صندلیا نشسته بودن (چه همراهان خوبی )
بعد از چند دقیقه یه آقای با چمدون اومد داخل سالن .یه نگاهی به همه انداخت و مستقیم اومد بالای سر من و گفت :
ميشه این چمدون اینجا باشه و من برم کارهامو انجام بدم؛اخه اجازه نميدن وسایلم رو داخل ببرم .
مِن مِن کنان گفتم آخه خواهرم الان مياد مي
تا الآن با هم یاد گرفتیم که با شماره‌گذاری صفحات، درست کردن فهرست و راهنمای علائم، دفترمون رو برای بولت ژورنال آماده کنیم. خوندیم که چطوري ميشه صفحات مربوط به هدف‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی سالیانه رو درست کنیم و چطوري صفحات ماهانه رو درست کنیم. امروز قراره راجع به یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های بولت ژورنال صحبت کنیم؛ لیست‌ها و مجموعه‌ها، یا به قول فرنگی‌ها: collection یا spread.
ادامه مطلب
"بابا والا ما هم مسلمونیم، نماز ميخونیم، فردا جنگ بشه ما هم ميریم ميجنگیم"این جمله را چقدر شنیده اید؟اولی و دومي را که ان شاءلله و تقبل الله، اصلا علی برکت الله!با عکس زولبیا باميه رمضان و گنبد امام رضا در اینستا هم ميشود اثباتش کرد.اما اینکه فقط حزب اللهی پایه ثابت دفاع از ميهن است را نمي شود رد کرد. اینکه فقط حزب اللهی گرفته که کل یوم عاشورا یعنی چه را نمي شود نادیده گرفت. از جمعیت 36 ميلیونی سال 59، نهایتا دو ميلیون نفر جبهه را دیدند، 550 هزارنف
✍️ صادق ملکی، کارشناس، استراتژیست و تحلیلگر ارشد مسائل ی ما به عنوان ایران انتخاب کرده ایم یک استثنا باشیم. ما در حالی مسئولیت تغییر جهان را عهده دار شده ایم که خود را نمي توانیم تغییر دهیم. ما بر عهده گرفته ایم که اسرائیل را از نقشه جغرافیا پاک کنیم و فلسطینی ها را دوباره صاحب وطن کنیم. ما بر عهده گرفته ایم که بر پا کننده عدالت روی زمين باشیم. و امروز اسرائیل قوی‌تر از چهل سال پیش، حتی حاضر نیست به طرح دو دولت تن دهد و دغدغه سوریه در خط م
+فکرم خیلی مشغوله . خیلی !اونقدر که حس ميکنم داره از سرم ميزنه بیرون دستامو باید بیارم نزدیک سرم و این حجم از فکر و خیال و هل بدم برگرده تو سرم لبریز نشه . خدایا من اخه چطوري خودم سر و سامون بدم ؟! با کی ميتونم م کنم . ای بابا 
اینکه چطوري از طریق موسیقی انگلیسی یاد بگیریم، سؤالی است که اغلب زبان‌آموز‌ها مطرح مي‌کنند. برای پاسخ باید بدونیم که هر موسیقی‌ای برای یادگیری زبان مناسب نیست و نباید انتظار داشته باشیم صرفاً با گوش‌دادن به موسیقی‌های انگلیسی پیشرفت کنیم. باید بدونیم که فقط گوش دادن به موزیک شاید ما رو به نتیجه‌ای نرسونه و یادگیری از طریق موسیقی مستم اقداماتی تکميلی است! اما خُب این منبع هیجان‌انگیز، یعنی موسیقی‌های جهانی به زبان انگلیسی نباید د
حالت الانم اینه که کلی حرف دارم بزنم، یه پست دراز! خیلی دراز. ولی حال و حوصله تایپ کردن و یا حتی گفتنشونم ندارم. :/ چطوري دیروز سه هزار تا نمایش داشتم؟ چطوري؟ سه هزار تا؟ اصن نميگنجه تو مخیلم. چیشده؟ -_-
اینقد پست گذاشتم، اینقد دری وری نوشتم، کراشم آنفالوم کرد. . :/ البته عقایدمون بهم نميخورد ولی این چیزا برا من مهم نیست! .
یهو یادم اومد وقتی خیلی بچه بودم برا یکی ک برام خیلی مهم بود یه نقاشی سخت رو انتخاب کردم و شروع کردم ب کشیدن و بعدشم رنگش کردم
بسم الله الرحمن الرحیم
امروزه همانهایی که در دوران (ع) به نفاق و قتل دست مي زدند به خدا قسم همانهایی هستند که آشکارا ظلم مي کنند و دست به قتل و نفاق ميزنند و نام حقوق بشر به سنه شان ميچسبانند : آآیاااا نمي بینید که چگونه آمریکا (ترامپ و امثال او) در یمن دست به کشتار کودکان و ضعفا ميزنند؟

 همچن اسرائیل و فرانسه داعش را پرورش ميدهند؟
 معاویه در زمان خودش چه کار ها ميکرد؟ مگر همين حق خوری ها و خیانت هارا انجام نميداد؟

 یا در ميانمار همچن
وجدانا فکرشو ميکردیداون فیونآیی که ميومد از تلاش و انگیزه مينوشتو ميگف امروز فلان ساعت درس خوندم بهمان ساعت خوندميه روزی اینطوری گریه کنه و فکر کنه چطوري ميشه زودتر مُرد؟ :)تجربه ی خودکشی داشتید؟ زنده موندید یا چی؟ =)درد داشت؟
آموزش های رزمي و نظامي به دختران پیشمرگه در یک اردوگاه در اربیل مرکز اقلیم کردستان عراق دهها دختر کُرد تحت آموزش نظامي قرار دارند.
به گزارش چفچفک، بیش از 300 داوطلب در این اردوگاه که در شرق اربیل قرار دارد آموزش های رزمي و نظامي مي بینند.
یکی از فرماندهان پیشمرگه که مسئول آموزش این دختران است مي گوید داوطلبان در چهار ماه انواع آموزش کار با سلاح های سبک و متوسط را مي گذرانند و وظایفی که بر عهده آنان قرار داده مي شود مي پذیرند.
به گفته این فرماند
وقتی دو تا کشور فارسی‌زبان با هم نامه‌نگاری مي‌کنن:


مهر برجسته‌ای که رو این نامه خورده تو گاوصندوق نگهداری ميشه، پاکتی که این نامه رو توش گذاشتن از یه پوشه بزرگتره! بعد ببینید من چیکار کردم. رفتم خودم پاکت رو باز کردم، از روش یکی واسه سفارت و دو تا واسه خودم!! کپی گرفتم و بعد یه لا ورقه رو بردم تحویل مقصد دادم!!! مسئوله شوکه شده بود! مي‌گفت "کیییی اینو باز کرده؟؟؟ تو چطوري نامه به این ابهت رو خودت باز کردی؟" به‌جای من اون دست و پاشو گم کرده بو
بعضی وقت ها با خودم ميگم چطوري بعضی ادمها انقدر پولدارن ؟ از کجا ميارن ؟ چرا ما هر چی ميدویم به جایی نمي رسیم ؟
اجاره نشینی واقعا سخته و سخت تر هم شده واسه ما
کاش ما هم یه روزی دستمون به خونه برسه بتونیم خونه بخریم از این فلاکت رها بشیم
هر قدرتی که بعد از انقلابها به اریکه نشست چیزهایی را به مردم داد و چیزهایی را از آنها گرفت.
قدرت چیزها را معمولا طوری داد که برای ساختار خودش کمترین هزینه را داشته باشد اما سعی اش را هم مي کرد که آن چیزی که دارد مي دهد برای مردم شادی جدیدی ایجاد کند.
 و البته چیزهایی را هم که باعث شده بود انقلاب شکل بگیرد و قدرت را از دست قدرتمندان قبلی بگیرد و به دست قدرت یافتگان فعلی برساند  از مردم گرفت! راه تکرار را بر خطر بست اصطلاحا!
انقلاب مسیح ، انقلاب ر
سلام!
چطوري :)؟
اول قبل از هر چیزی بابت اون دو سری که گفتی تماس بگیریم و من نبودم عذر ميخوام
ناتیفیکیشن اس ام اس هارو اون موقع بسته بودم چون بعضی از دوستان لطف داشتن و پیام هایی حاوی کلمات رکیک ميفرستادن
ميخواستم لو نرن
کلی خبر خوب و بد دارم
خوب ها بلند مدت و بد ها کوتاه مدتن
من به شدتتتتتتت سرم شلوغه
مطمعنا تو ده برابر من سرت شلوغه
ی روزی که وقتت خالی بود مشخص کن که همزمان باشیم
مداوم ملت یمن بمباران ميشدوسازمان ملل هیچکاری نمينمود.ایالات متحده مخالف کمک های مالی وحتی دارویی به ملت یمن بود.جنگ عقیده هاراه افتاده بود.وهابیت به جان ملت شیعه یمن افتاده بود.
همه چیزدست به دست یکدیگرداده بودکه حق مالکیت ملت مبارزیمن واستقلال طلب برسرزمين یمن وآب وخاک یمن مصادره به سمت وهابیت گردد.
ایالات متحده مخالف کمک کشورشیعه ایران به ملت شیعه یمن بود.درحالی که شیعیان به سنی های فلسطین نشین اهميت ميدادند.پاره ای دیگرازاسلام که یمن
      وی تصریح کرد:هرچقدر پرونده امام و شهدا پاک و طاهر است به همان امنافقان مملو از خیانت و جنایت بوده که نمونه بارز آن ه ای بود که 12 سال مردم ایران را با مشکل و فشارهای اقتصادی روبه رو ساختند.مسعود رجویAدختر جوان با چاقو معلم خود را عقیم کرد!Aآیا ازدواج دوم آزاده صمدی واقعیت دارد؟!برگرفته از ایرنا /ناین مطلب      مرد کلاه فروشداستان کوتاه مرد کلاه فروش و ميمون ها    سقوط در گوداقوط وحشتناک مرد جوان داخل استخ ه+ فیلم 14+    طلاق ثروتمندترین م
یوقتایی که یجایی ميرم ازم سنمو ميپرسن و ميگم یهو بنظر خودم چقدر عجیب مياد انگار همين دیروز بود که پونزده شونزده سالم بود که از همه کوچیک تر بودم و ناراحت بودم :/ البته اون موقع ها دلم نميخواست بزرگ بشما مثه الان که دلم نميخواد زمان بگذره مثه این چند سال که گذشت و من نفهميدم چطوري گذشت نه تفریح کردم نه اونطوری خواستم پیش رفت .ینی داستان زندگی من چجوری پیش ميره ؟ :/ خودم باید عوضش کنم .
صبح زود:
ميرم پایین ميبینم بوقول و جوجه هاش در حال استراحتن
من-بوقول چطوري؟ عدسات خوبن؟ خیلی خوشگلنا دستت درد نکنه
بوقول-قلقلقل قلقلقل
بعد از ظهر:
ميخوام بخوابم و سر و صدای جوجه زرده نميذاره
من-بوقول این جغجغتو بخوابون! نميذاره بخوابم!
بوقول-قلقلقل قلقلقل
متاسفانه زبان فارسی روش نصب نیست عین اینستای خودم:)
۵ پیشنهاد به تا 1400
 
______________
✍️ مسعود مویدی
قبل از انتخابات، به عناوین مختلف فعالان ی به پیام دادند که در عرصه انتخابات ۹۶ ورود نکن و قهرمان شو!اما، در عرصه انتخابات ورود کرد و اتفاقا شمع و گل و پروانه دست به دست هم دادند تا معادلات بازی را در آخرین روزها تغییر دهد و با جلب بالاترین ميزان رای برای دومين بار راهی پاستور گردد!تاریخ در دوران ۸ ساله روسای جمهور بعد از انقلاب گواه از آن دارد که تا امروز بجز رهبری،
امروز یاد یه چیزی افتادم. من کلن تو راهنمایی ادم معروفی نبودم. دوستی نداشتم. یه بار به مشاور مدرسه نامه زدم چطوري دوست پیدا کنم :)) دوران جالبی نبود.
بابای یکی از بچه ها رو که رتبه ی ۲۰ کنکور بود رو اورده بودن سوال بپرسیم ازش. دندون پزشک بود. دست بالا کردم یه سوال پرسیدم، گفت اسم و فاميلت چیه، گفتم، گفت اها تو همونی هستی که برای انتخابات شورای مدرسه کلی تبلیغ کردی؟ اخرم رای نیووردی نه؟
:/ بیشعور.
دلم ميخواد یه بار ببینمش ضایش کنم. حیف فاميلیش یادم
من هیچ وقت هیچ
جایی (غیر وبلاگم البته) هیچ کس را لعنت نکردم. نه به این خاطر که
مثلا کار زشتی است، نه. چون فکر مي کنم بی‌فایده است. اما جالبه که خیلی‌ها انگار اصلا این حق را برای من قائل نیستند که عصبانی باشم و خشمم را نشان بدهم (پست قبلی). عجیبه که انتظار ادب بیش‌تری دارند. درست مثل این که از یکی که زیر شکنجه است بخواهی
با تو، با شکنجه‌گرش، با ادب و متانت
به گفتگو بشیند یا نه، حتی بپذیرد که باید شکنجه بشود و اعتراضی هم نکند. چرا
همچین انتظاری دار
ساعت چند شب شده؟ 
بیقرارتر از من توی این شهر نیست بخدا. چطور سر کنم؟ نه سر نميشه.نهبی تو به سر نميشود
پیشم نیستی .تو گلوم گیر کرده نفسمو ميگیره
جون داد زدن هم نیست
این شبا دلم مردن ميخواد.وقتی اومدی صدام کن زنده بشم
نه
نه
طاقتم نیست. 
بیا بغلت کنم.  آروم بگیرم
بیاکه چشام و دلم و دنیام
تو چطوري هونم؟
زشته که آدم 29 سالش شده باشه و دفعه اولش باشه که ميره شمال؟؟اینجا جاده چالوس، سیاه بیشه! الان از فرط مه غلیظ صبحگاهی، چشم چشمو نميبینه! شماها چطوري زندگی ميکنید اینجا؟
نصفه شب مارو از جاده چالوس آوردن، از کل لذت زیباییهای این جاده فقط تهوع پیچ در پیچش نصیب ما شد! مخصوصا که پشت سریمون هی ميگه تو رو خدا! چرا اینجوری ميره؟؟ و شوهرش مدام تذکر ميده که راننده جوری نميره! جاده این‌جوریه!
سلام به خانواده برتری ها
اميدوارم هر کجا که هستید سلامت و موفق باشید، من یک سوال ازتون داشتم، مي خواستم بدونم آیا ميشه بدون در نظر گرفتن خانواده ازدواج کرد؟، اگه یک نفر خانواده نداشته باشه مثلا پدر و مادرش فوت کرده باشن یا خانواده خوبی نداشته باشه(بماند) و فاميل خوبی نداشته، چطوري باید خواستگاری کنه؟
مراسم ها رو برگزار و ازدواج کنه؟ دختر خانم های امروزی تا چه اندازه با این قضیه کنار ميان و آیا خانواده طرف مقابل براشون مهمه؟، تا چه اندازه مه
فرشته پاک سیامک عباسی رو گوش بدید. این اهنگ اخریشم که نميدونم اسمش چیه گوش بدید. ببینید چطوري یه ادم از عرش به فرش ميرسه. تنها خواننده‌ای بود که تو اینستا فالو ميکردم و خیلی وقته انفالوش کردم.ميدونی داستان چیه؟ شعر‌ها، نت‌ها، ‌آهنگ‌ها، ملودی‌ها، کتاب‌ها و همه چیزهایی که خالقش باید از روحش مایه بذاره تو زمان تنهایی بهتر شکل ميگیره. تبدیل درد و رنج تنهایی به هنر خیلی زیباتر از قشنگیای زندگیه.اینو تو اهنگای شادمهرم ميشه دید به وضوح
با حبیب کاف رفتیم دندون پزشکی برای معاینه؟!؟  دکتر گفت یه سری از دندوناتو بکشی تا ببینیم اوضاع حالت دندونات چطوري ميشند! وقتی ۱۲-۱۳ سالم بود آبجی خانم سميه که دانشجو بود اهواز با مامان خانم رفتیم اهواز دندون پزشکی که دندونمو درست کنند اون زمان ماهشهر نبود دندون پزشک خوب هیچ یه روز از صبح تا شب رفتیم اهواز دکتر تقریبا همين حرف‌هارو زد بعلاوه ارتودنسی وقتی برگشتیم باباخان گفت حالا بعد بگذار بری اصفهان
خیلی برام جالبه که من وبلاگ‌ها رو به سه شیوه دنبال مي‌کنم و اگر وبلاگ‌های موجود در هر دسته وارد دستهٔ دیگه‌ای بشن جذابیتشون برام از دست مي‌ره و حتی شاید دیگه نتونم بخونمشون.
دستهٔ اول تو همين فضای بیان (که خودش ممکنه به صورت مخفی یا عمومي باشه)
دستهٔ دوم با خبرخوان
و دستهٔ سوم رو خودم دستی مي‌رم چک مي‌کنم
شما چطوري وبلاگ مي‌خونید؟
مگر دندون درد باعث بشه ۳:۲۸ بامداد بیام پنل خاک‌خورده‌ی این‌جا رو باز کنم و از رنجی که مي‌برم بنویسم،امشب قصد داشتم زودتر خوابم ببره شاید فردا زودتر بتونم پاشم و یکم روزم مفیدتر بره جلو اون وسط‌هاش یه دوستی رو هم ببینم ولی انگار نمي‌شه :)) مطلب اصلی اینه که با دندونی که درد مي‌کنه و ترسی که از دندون‌پزشکی/کشیدن دندون و . داریم چطوري در نیمه‌شب وقتی که خواب‌مون نمي‌بره برخورد کنیم؟
+پاسخ استفاده‌ی به‌جا از مسکنه :))
مهربون باش آتنا. صبور باش آتنا. خشمت تا وقتی بلد نباشی که چطور ازش استفاده کنی، فقط نابودت مي‌کنه. آدما مسئول اتفاقایی که واسه تو افتاده نیستن. آدما مسئول چیزهایی که تو مي‌دونی نیستن. دیگه به نقطه‌ی امنی رسیدی که اگه سر دوراهیِ قوی‌بودن یا مهربون‌بودن قرار گرفتی؛ بهت مي‌گم مهربون‌بودنو انتخاب کن. ساده‌ترین دلیلش اینه که همه‌چیز جز جنگیدن داره یادت مي‌ره. داره یادت مي‌ره چطوري مي‌شه دوست داشت.
آتنا خودتو نجات بده. به سرمای هجده‌سالگی
یا اصلا ميدونین چیه من ميخوام درس بخونم کار کنم حتی اگه شده به سختی روز و ب شه برسونم ولی راضی باشم از جایی که هستم کاری ک ميکنم و اونی که کنارمه همراهم باشه عین من باشه مثل من فکر کنه ولی نمي دونم وتقعا نیما اینطوریه؟آخه از کجا و چطوري ميشه فهميد.  
دو روزه مامانم خونه نیست.
روز اول که من کلاس داشتم بابا اشپزی کرد
امروز اما خودم زود از خواب بیدار شدم که زودتر دست به کار شم تا پدرجان خوابه :)) 
و انقددددددر حال جسميم بده ، انقدر بده و دردهای شدید دارم که به زور مسکن خودم رو سر پا نگه داشتم
اونم مسکن های قوی.
یه گیجی خاصی هم بهم منتقل ميکنن که کاریش نميشه کرد متاسفانه :( 
اما خودمونیم ، یه عدس پلو درست کردم که بیا و ببین *__* انقدر خوشمزه شده بود که خودم باورم نميشد کار منه :))) ميم هميشه ميگه اشپزی
صبح دو تا مرغ پر کندم، یک تا تکه کردم قصاب اعظم!
داشتم بادمجون مي‌پختم. مامان گفته بودن که توش سیر بریزم و چون داداشم سیر دوست نداره قرار بود قایمکی این کارو بکنم! اما خب من سیر رو فراموش کردم و مامان از تو خونه حواسشون بود. برای متوجه کردن من گفتن "آب ریختی؟" من بدون برگشتن به سمت خونه گفتم آره ریختم. دیدن من اصلا اشاره رو نگرفتم! باز گفتن "رب رو چرا نذاشتی تو یخچال؟" سوال پرتی بود و من متعجبانه برگشتم سمت مامان که دیدم دارن با ایما و اشاره ميگن "
من چجوری قربون مامانی که ساعت۱۱شب زنگ ميزنه ميگه تو تلگرام خوندم امشب ساعت ۱۲ونیم تا ۳ونیم یه سری امواج مياد،گوشیت رو خاموش کن و از خودت دور بذار که چیزیت نشه،نشم؟
اون لحظه فقط یه لبخند شیرین زدم و تو دلم قربون صدقش رفتم،بهش گفتم نه مامان خودتو نگران نکن،اینا شایعه است:)
آخه چجوری برای بابایی که زنگ ميزنه ميگه ميخوام برات گوشت بخرم بیارم، از اونجا گوشت نخر چون قصابی آشنا نیست ممکنه گوشت بد بهت بده، نميرم؟
چطوري دوری داداشی رو که ميذاره از و
سکانس اول: روی بنر بزرگی نوشته شده کباب سیخی 4000 تومان!
سکانس دوم: مغازه پلمپ شده! یخچال ها که از پشت شیشه مغازه دیده مي شن، خالی هستند و فقط برگه پلمپ روی در مغازه است. مردمي که از جلو مغازه رد ميشن شروع مي کنن فحش دادن که خدا لعنتت کنه گوشت خر ميدادی به خورد ملت.
سکانس سوم: روز قبل از سکانس دوم، آشپز که پسر جوون 25 ساله ایه، بعد از اینکه حلیم اول صبح رو مي فروشه، ميره نونوایی و سفارش سنگک ناهار رو ميده. برمي گرده مغازه و برنج رو خیس مي کنه، کباب ها
بسم الله الرحمن الرحیم.
درواقع دنیا یکجوری هست که یکهو چشم باز ميکنی و به خودت ميایی و ميبینی  یک برگه ی ازمایش در دست همسرت جاخوش ميکند و باخوشحاالی فراوان لبخند ميزند و مي گوید؛چطوري مامان دوقلو ها((البته این دوقلوها ارزوی همسراست والا خبرخوشحالی برای یک قل است))
هنوز باورم نشده
خیلی وقت ها اتفاق های جالب زندگی وقتی مي افتد که انتظارش را نداری
هنوز خودم از خودم خجالت ميکشم بگویم مامان شدم
سلام رفیق جان!❤️
چطوري؟
رو به راهی؟ رو به رشدی؟
ميگما.
تاحالا دقت کردی به بچه ها؟
مثلا.
وقتی بچه رو باباش ميندازه بالا.
ميخنده و شاده!
ولی اگه یه غریبه بچه رو بغل کنه
حتی گریه ميکنه (چون واسش غریبه اس و ميترسه ازش)
ادامه مطلب
php زبانیه که خیلی راحت نصب ميشه خیلی راحت هم ميشه یادش گرفت امروز خواستم یه رویه برای برنامه نویس وب شدن با php بنویسم که بدونید چ مسیری رو برید براتون بهتره؛

اول از همه چون php فقط روی یه سرور کار ميکنه یه شبیه ساز سرور نصب مي کنید مثل xampp
دوم از همه سینتکس php رو باید بدونید در یک جمله بگم php کدیه که بین این علامت روبرو قرار مي گیره <? php?>
سوم از همه اینه که مفاهیم اولیه اش مثل متغیر و دستورات شرطی و حلفه رو یاد بگیرید.
چهارم از همه کار با دیتابیس ر
نقل از سایت شیعه نیوز ضمنا تطبیق حدیث با افراد نام برده شده نظر این سایت نیست صرفا عین بیان مطلب شده است .
از ميان روایات بیانگر رویدادهای آخراّمان دو روایت یافت مي شوند که به دو فرمانروای کوتاه قد اشاره مي کنند.نخستین، روایتی است که در آن به حَمَد پسر عیسی آل خلیفه فرمانروای کنونی بحرین اشاره شده است.
اميرالمومنین، پسر حضرت ابوطالب (علیهما
السّلام)، در بیان نشانه های قیام قائم(علیه السّلام)، فرمود: . مردم به
بدترین حال باز مي گردند. پس، د
تا حالا چندین بار وبلاگ زدم و بعد از چند وقت حذف کردم.
ولی این‌بار بلاگ جان اومدم که پیشت بمونم. اتفاقات خوب و بد زنگیم رو باهات در ميون بزارم.
رسما تولد درخت جوان رو به همگی و خودم تبریک ميگم.(الکی مثلا من خیلی طرفدار دارم).
به هرحال اميدوارم که اینجا کنار هم خوش بگذرونیم.
.
.
راستی دوست دارم از این به بعد در حد خودم به هم نوع های خودم کمک کنم. چطوري؟
خب من در حوزه رشته علوم انسانی، که رشته تخصصی خودم هست خیلی مطالعه کردم(البته هیچ وقت در حد یک مشا
سلاام قرار هست با پسر 28 ساله ای که شنیدم آسم داره ازدواج کنم . نميدونم شدت آسم در چه حد است . نميتونم ازش بپرسم نوع اسپری که استفاده ميکنه چیه و یا اینکه شدت بیماری در چه حد هست . یعنی خجالت ميکشم و حس ميکنم ناراحت ميشه.فقط گفت آسم داره و اسپری استفاده ميکنه. نميدونم این بیماری چطوريه؟
به غیر از این مورد پسر خوبیه و مشکلی نداره . به خاطر همين اگر شدت بیماری زیاد باشه ونميدونم چطوري بهش بگم نه .ميترسم دلش بشکنه
در ضمن توی حرفایی که ميزدیم این مسئله
سلاام قرار هست با پسر 28 ساله ای که شنیدم آسم داره ازدواج کنم . نميدونم شدت آسم در چه حد است . نميتونم ازش بپرسم نوع اسپری که استفاده ميکنه چیه و یا اینکه شدت بیماری در چه حد هست . یعنی خجالت ميکشم و حس ميکنم ناراحت ميشه.فقط گفت آسم داره و اسپری استفاده ميکنه. نميدونم این بیماری چطوريه؟
به غیر از این مورد پسر خوبیه و مشکلی نداره . به خاطر همين اگر شدت بیماری زیاد باشه ونميدونم چطوري بهش بگم نه .ميترسم دلش بشکنه
در ضمن توی حرفایی که ميزدیم این مسئله
با مامان زیاد سره دانشگاه حرف ميزنیم رابطه م با مامان روز به روز داره بهتر ميشه نميدونم چه اتفاقی داره ميوفته!تا قبل از بهبود روابطمون پیش خودم ميگفتم اگر چندین سال هم نبینمشون اصلا اهميتی نداره اما این روزا دارم ميفهمم که چقدر ته دلم خانوادم دوست دارم،شاید بد موقعی داره خوب ميشه.باید بنویسم که یادم بمونه شرایط دقیقا چطوري بود!از طرفی دانشگاهِ همينجا و خب درکنار خانواده بودن و راحتی برای رفت و امد!از طرف دیگه کسایی که دوست ندارم مثل این روز
روز عاشورا بود و در مراسمي به همين مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم، مراسمي خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم مي گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند، برای همين نمي خواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هر چه بیشتر فکر مي کردم کمتر به نت
اینکه وسط روز، توو لحظه ای ک حتی فکزشم نميکنی.
صدای پیامک گوشیت بیاد و از طرف دیوونه ای باشه ک دلتنگ دیوونگیاته.
دیوونه ای ک دوره. ولی یادش همين نزدیکیاس.
یه جمله ی یهویی مث  "خوبی؟"  "چطوري رفیق؟"  "دلتنگتم."
یه جمله ک نشون بده حواسمون ب هم هست.
و یواشکی. وقتی دنیا و مشغله هاش حواسشون نیس. یاد رفاقتمون و خاطراتمون ميوفتیم.
بودنمونو یاد آوری کنیم ب کسایی ک دوسشون داریم.
ب کسایی ک بودنمون براشون مهمه.
شاید معجزه نکنه ولی.
یه حس عجیب و غر
ادم باید یک بار هم که شده اونی که رفته و گند زده به زندگیش را دوباره ببیند !مهم نیست کجا باشد و چطوري اما بهترست در یک قرار باشددرست وسط یک کافی شاپ نه گوشه باشید نه دور از دیدهمونجایی که هیچکس نمي نشیندو هميشه صندلیهایش خالیه خالی ست!خلاصه اش کنم باید حرف بزنی گریه کنی ضجه بزنی فحش بدی داد بزنی !اما بلاخره یک بار هم که شده باید حرفهایت را بزنی همون حرفایی که هیچ وقت نگفتی و کینه شد لامصب همون حرفهایی که هر شب اشک شد و ریخت و مُردآری باید حرف بزن
سلاام قرار هست با پسر 28 ساله ای که شنیدم آسم داره ازدواج کنم . نميدونم شدت آسم در چه حد است . نميتونم ازش بپرسم نوع اسپری که استفاده ميکنه چیه و یا اینکه شدت بیماری در چه حد هست . یعنی خجالت ميکشم و حس ميکنم ناراحت ميشه.فقط گفت آسم داره و اسپری استفاده ميکنه. نميدونم این بیماری چطوريه؟
به غیر از این مورد پسر خوبیه و مشکلی نداره . به خاطر همين اگر شدت بیماری زیاد باشه ونميدونم چطوري بهش بگم نه .ميترسم دلش بشکنه
در ضمن توی حرفایی که ميزدیم این مسئل
یه روزایی بود
که ساعتها به دیوار روبروم خیره ميشدم و متوجه گذر زمان نميشدم به خودم ميومدم ميدیدم چند ساعت گذشته و آدمي که روبروم نشسته بود نیست و من اصلا متوجه نشدم  یه چیزایی حس ميکردم ولی نميفهميدم اون حسه چیه؟ ميرفتم بیرون برميگشتم ميدیدم اع؟ صبح شده؟ کی؟ همين الان ظهر بود ميدیدم بقیه کنار سفره هستن ميگفتن بیا صبونه بخور مينشستم سعی ميکردم عادی جلوه کنم که بقیه ناراحت نشن بعد مثلا مامان ميگفت دیشب خیلی صدات کردم بیای شام ولی نیومدی ميفه
دوشنبه بود که جزئیات لایحه ی اعطای تابعیت به بچه های مادر ایرانی-پدر خارجی توی مجلس تصویب شد. یکشنبه اش کلیات با 188 رای موافق تصویب شده بود. رای قاطعی بود. اصلا باورم نمي شد. هنوز هم شک دارم که کار ما بوده یا نه. مسلما فقط ما نبودیم. درستترش این است که بگویم ما هم بودیم. برای پیگیری اش خیلی زور زدیم. با آدم های مختلفی صحبت کردیم. یک سال فقط دنبال این بودیم که ببینیم مسئله چیست و چرا نمي شود که بچه های مادر ایرانی مثل بچه های پدر ایرانی شناسنامه داش
بسم الله

 Alice doesn't live here anymore
1974
وقتی مي‌گوید من نمي‌دونم چطوري بدون یه مرد زندگی کنم!» یا وقتی که هرجایی مي‌شه خواننده بشم! یا تو مدرسه بری!» space را مي‌فشارم. صبر مي‌کنم. فکر مي‌کنم.
آلیس دیگر اینجا زندگی نمي‌کند. این اثرِ اسکورسیزی، هنوز اسکورسیزی نشده است. ولی شبیهش است. درگیری‌های زیادِ بیرونی. تشویش‌هایِ لمس کردنی. چراهایی که برایت ایجاد مي‌کند. و روندِ متعادلِ قصه‌گویی.
شاید انسانی‌ترین جای فیلم، حرفِ دیوید باشد مي‌خوام تغییر
پست تکه تکه هس بهم چسبیده شده
چقدر حرف هست برای گفت اما
چه سود که گفتنش نوشتنش یه جوری ميشه وقتی بخوای شرح بدی .
ولی حداقل باید تو ذهن سپرد که چکار هایی انجام ميشه
وقتی از موقعیت بیرون به این قضیه نگاه کنم شاید منم
بگم حتما دلیلی داره که سرش نميجنبه که شاید نبود احتمال داشت
اما من هم با توکل به خودش یاد گرفتم که چطوري به جلو پیش برم
چطوري بازی کنم چطوري کدورت ها رو رفع کنم
چطوري طبع تنگ بعضی ها رو تلنگر بزنم که
راه رسمش این نیست که با کسی مش
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان ميکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت ميگن یکم غذا بخور چاق بشی… اینقدر از این حرفا بهت زدند که تو هم هميشه بهشون ميگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش ميری توی اینترنت و کلی سرچ ميکنی که بفهمي چطوري چاق بشیم … بعد ميبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که…
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشمميخوام یک هفته ای چاق بشمچه قرصی بخورم چاق بشمچه غذایی بخورم چا
خدایا تو شاهدی ۹ تا هم اتاقیم هرشب دارن از خصوصیت بدنی زیدشون ميگن! یواش یواش منم دلم ميخواد! یکم ميرم بیرون نشنوم! یکم هنذفری ميزارم توی گوش! اما آخرش که چی؟ چه خاکی به سر کنم! کمک کن خدایا که کار شدیدا صعب است!
 
یه زمانی یه دختر از کچه رد ميشد یه نفر یه چیزی ميگفت مابقی غیرتی ميشدن و طرف رو حالیش ميکردن اون یه دختر غریبه حالا جوری موج ميزنه که طرف از زیدش با تمام اوصاف تعریف ميکنه چه بسا ازدواج هم بکنن چطوري ميخواد توی چشم رفیقاش نگاه ک
یکی از کارهای روتین شما بعنوان یک سرباز انجام نگهبانی هست . 
برخلاف تصور ، نگهبانی ربطی به مدرک نداره و شما با هر مدرکی در آموزشی باید نگهبانی بدین . نگهبانی بستگی به تعداد پست های نگهبانی شما و تعداد سربازان داره. برای ما تقریبا هر 3-4 روز یک بار نگهبانی ثبت ميشد. نگهبانی به این صورته که شما 8 ساعت از روز رو به نگهبانی مي گذرونید یعنی 2 ساعت نگهبانی و 4 ساعت استراحت (این بخش استراحت برای ساعت خاموشی صادق هست و در سایر ساعات باید به کارهای عادی آمو
اميلی: یه غمي توی این کشور وجود داره، توی شهرها، خیابونا و درخت‌ها؛ غمي که نمي‌شه مخفی‌ش کرد: حقیقتِ تنها بودن اما حقیقت‌ها در واقع همون نقطه‌نظرها هستن. و نقطه‌نظرها تغییر مي‌کنن زندگی سریع اتفاق مي‌افته: یه روز از خواب بیدار مي‌شی و نمي‌دونی چطوري به این جا رسیدی. و به خودت مي‌گی من کجا بودم؟ چطوري به این جا رسیدم؟ و دیگه چیزی رو نمي‌تونی تشخیص بدی؛ انگار همه چیز عوض شده. توی عکس‌ها مي‌خندی، فقط به خاطر این که خوش‌حالی. و صد
بیشتر وقت ها دلم ميخواد به زمين و زمان التماس کنم عاجزانه ،
به دشمنانم  راستش دشمن که ندارم ،
به دوستانم ،  اقوام و آشنایانم ،
و نزدیکترین هام 
آنها که ادعا ميکنند دوستم دارند و عاشقم هستند و در روز ثبت ادعا ميفهمم که برای دل خودشان یا شایدم بنا به نیاز و احتیاج  به من بالاجبار تحملم ميکنند ،
کسانی که مي بینند و راهشان را کج ميکنند و گاهی گام هایشان را به عقب بر مي‌دارند ،
و نبودنم را آرزو ميکنند. 
کسانی که زخم زبانشان نه تنها دلم را بلکه روان
《 عندما ت الشّمس فی قمّة حکومتها وسط السماء و تحرق الابدان و النّباتات ، لا تنسَ انّها ستغرب بعد ساعات قلیلة! 》
" هنگامي که خورشید در اوج حکمرانی خود در دل آسمان قرار دارد و بدن‌ها و گیاهان را مي‌سوزاند، فراموش مکن که بعد از ساعات اندکی غروب خواهد کرد! "
+ وسط تست‌های عربی هم جملات قشنگی پیدا مي‌شد :)
++ واقعا نميدونم جواب این همه محبت‌ تو پیام خصوصی‌هاتون رو چطوري بدم، از همتون بخاطر پیام‌های محبت‌آميز و پیگیری‌ها و دعاهای قشنگتون یک
دو هفته ای ميشه که تو خونه جدید مستقر شدیم. همون تیپ خونه ای که هميشه تو رویاهام مصور ميشد همون محله ای که واقعا دوست داشتم اونجا زندگی کنم. یادمه نامزد که بودیم همسرم با پدرش برای شراکت صحبت ميکردن که طبقه دوم خونشون رو بسازن برای ما. دقیقا تو همين محله ای که الان ساکن ایم و منم که هميشه تصویر سازیم قوی هست فکر ميکردم چطوري صبحا تو بالکن خونه با سر و صدا ورزش کنم که طبقه پایینی ها اذیت نشن؟ جمعه که تو بالکن صبحانه ميخوردیم همسری کش های ورزش رو
 
❤❤
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمي باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه مي باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

 
بعد ازین وادی فقرست و فنا
کی بود اینجا سخن گفتن روا
عین وادی فراموشی بود
لنگی و کری و بیهوشی بود
آخرین امتحان رو گذروندیم! مدرسه یک بار دیگه تموم شده و تابستون شروع شده! هیچ ایده ای نداریم که "تابستون کنکور" که ميگن چی هست! کی باید کتابا رو بخونیم چطوري بخونیم از رو چی بخونیم و چند ساعت خوبه و چقدر تست و آیا عمومي هم بخونیم؟! 
_قلم چی ثبت نام کردی؟
_فیزیک چی گرفتی؟
زمان ميگذره و آزمون های جامع تابستون قلم چی و بقیه آزمون ها تموم ميشه و سال تحصیلی ش
زخمي قسمت سوم
جمع یکی یکی خودشان را معرفی کردند.
تا نوبت به سمانه رسید.عباس خوب گوش مي داد و مي نوشت. این کارها برای همه عجیب بود. چه نوشتی دارد مگر این حرف ها.
عباس_ خوب جالب بود بلاخره هر کسی یه جوریه دیگه. اما من. بگم براتون یا مي خواید برگردیم.
جمع یک نگاهی به هم انداختند و : بگو مشتاقیم
_ برميگرده به حدود 6 سال پیش. یعنی اول اول داستان. من یه پسر شر خلاف بودم. تک محل. از اونایی که هرجا بره شر و شورم با خودش مي بره. از پول و مال چیزی کم نداشتم. از دخ
از تابستون پارسال خیلی علاقمند شدم به عکاسی 
نقد عکس ها رو ميخوندم چنلش داشتم و واقعا دلم ميخواست که دوربین داشته باشم 
ولی بالا رفتن یهویی دلار و 4 برابر شدن قیمت دوربین از این کار پشیمونم کرد و از طرفی مشخص نبود تکلیف دانسگاه واینا 
واس همين خانواده موافقت نکردن با تقبل هزینه اش و منم کاری از دستم بر نميومد که دیگه بیخیالش شدم ولی تو این یک سالی که گذشت همش تو دلم 
ميگفتم کاش ی دوربین داشتم 
اطرافیان و دوستامم بهم ميگفتن چقد قشنگ عکس ميگیر
20 شهریورتولدم بود خواستم بیام و پست جدید بزارم نشد با خودم فکر مي کردم الان7ساله شده وبلاگم 26 سال از عمرم گذشت چیزکمي نیست تقریبا4سال از زندگی مشترکتازه دارم به شناخت ميرسم اول از همه خودم ميشناسم که واقعا چی دوست دارم! چی ميخوام! چطوري ميخوام یا دوست دارم زندگی کنمکه الان دیگه دیرشده،چون دیگه نمي تونم خودم تصميم بگیرمواسه زندگی مشترک،تازه ازطرف مقابلم به شناخت رسیدم،تازه فهميدم هدفاش چین؟تازه فهميدم دلیل یه سری از کارش داشتن چه افکاری ب
"بعضی آدمها دنیارو زیباميکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوري؟ ميگن #خوبم. وقتی بهشون زنگ ميزنی وبیدارشون ميکنی! ميگن بیداربودم !! یا ميگن خوب شدزنگ زدیوقتی ميبینن یه #گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون روکج ميکنن که اون نپرهاگه یخ ام بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جیبشونادم هایی که با صد تا #غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات مي شینن!همينها هستند که دنیارا جای بهتری ميکنند؛مثل آن راننده تاکسی که حتی اگردر ماشینش رامحکم ببندی بل
 دارم به این فکر ميکنم که من دقیقا چند بار اومدم اینجا نوشتم که دیگه درباره ی کاف صحبت نميکنم !حتی نوشته بودم که خطش زدم . اره نوشتم دیگه . خیلی . اما خب نميدونم چرا باز یکی دو شبه به این فکر ميکنم که عجب دوره و زمونه ای اِ!به کسایی گفتیم دوست . که الان هر چقدر چشم بگردونیم نميتونیم پیداشون کنیم . نیستن . دیگه تو قلبمون نیستن .دارم به این فکر ميکنم که چطوري ميشه که ادما اینطوری ميشن! اصلا چه بلایی سر خودمون مياد .که دیگه نميتونیم منعطف باشی
درحالیکه رئیس کمپانی Tesla که رئیس کمپانی SpaceX هم هست دیشب ماشین تسلای آلبالوییش رو گذاشت توی فال سفیدش و فرستاد فضا و 323ميلیون آمریکایی به همراه هفت ميلیارد و دویست ميلیون نفر از سایر نقاط جهان (منهای ایران) براش ایستاده دست زدند، بنده هم قالب وبلاگم رو طی یک عملیات موشکافانه از بین 21 فایل نوت‌پدی که هرکدوم یکی از قالب‌هام بودند پیدا کردم و با استفاده از کلیدهای Ctrl+A و Ctrl+C و Alt+Tab و Ctrl+V در بیان کپی کرده و اومدم بهتون اطلاع بدم! [خواهش ميکنم تش
دیدی چقدر بچه ها زود بزرگ ميشن؟
یا سرعت رشدشون برای من خیلی زیاده نمي دونم
یکی از این کوچولوهای فاميل چند سال پیش دبیرستانی بود
بچه خوبیه خوش اخلاق مودبه خوش خنده هست
یادم قبل از امتحان ریاضی سوم دبیرستانش یه پیکنیک داشتیم توی چیتگر
استرس امتحان فرداش داشت
نشستم باهاش هرچقدر یادم بود مسله حل کردم
اذیتش ميکردم ميگفتم فکر ميکردم سال اول دبیرستان باشی
بهش برميخوردو من ميخندیدم
بعد شد زمان کنکورش استرسش بیشتر شد
کمتر مهمونی های فاميلی مي او
بگذریم که تا ساعت 5:15 عصر چطوري گذشت و برای بچه‌ها چه بهانه‌هایی آوردم، اوج ماجرا ساعت 5:17 عصر بود، فایل نهایی یه سفارش فوری داشت توی ایميل آپ‌لود مي‌شد که پیام فائلا اومد روی گوشی‌ام. بعد از سلام و احوالپرسی چیزی گفت که اصلاً انتطارش رو نداشتم، نشونه‌ای که از اومدنش نااميد شده بودم، حرفی که توی اون حال واقعاً شوکه‌ام کرد. اول لرزش دستم شدت گرفت و بعد بلافاصله گریه‌ام. 
دوستی داشتم که مي‌گفت وقتی برای هم دعا مي‌کنید به هم بگید. واسۀ این ح
سلام .
خیلی دلم برای بنی تنگ شده .
وقتی مادرم مرد بدترین و سنگین ترین حجم دلتنگی عمرم رو تجربه که و بعد از ۵ سال بهش عادت کردم.وقتی پدرم مر د زخم دلم عميق تر شد هميشه از خدا مي خواستم یه راه ارتباطی بین من و مامانم برقرار کنه حداقل بدونم حالش خوبه وقتی مي رفتم سرخاکشون داغون تر مي شدم.برای همين دیگه اصلا نرفتم اونجا،  مي خواستم فراموششون کنم .بعد از ۵ سال تقریبا به نبودنشان عادت کردم به اینکه چنور باید رو پای خودش وایسه،  حس کردم موفق شد
این روزها حال هیچ کس خوب نیست، لبخند مي‌زنیم اما غم از پشت نقاب‌های پوسیده‌یمان بیرون زده است، شوخی مي‌کنیم و درد از پشت هاله‌ی خستگی نشسته بر قرنیه‌هامون پیداست؛ حتی جوابِ "چطوري؟" هایمان هم دیگر مثلِ سوزِ بهمن سرد است، خوبم‌هایمان ناخوشی‌ها را فریاد مي‌کشند! 
خدایمان را چسبانده‌ایم یک گوشه‌ی رینگ و محکم با چوب تقصیرها و تقدیرها مي‌کوبیمش اما مي‌دانیم آخر هم آنی که لَت و پارَش به خیابان مي‌رسد ماییم، آنی که بی‌نفس شده است و هیچ م
برای شناخت ساز بد و خوب یا با کیفیت و بی کیفیت نیاز به آشنایی به
موسیقی هست و فرد یابد آموزش موسیقی ساز مورد نظر رو دیده باشه تا بتونه
کیفیت صدا رو تشخیص بده و از طرفی هم نیاز به دانش در زمينه چوب و انواع
چوت درخت ها هست تا بشه نوع بدنه و سطح کیفی و مقاوت ساز رو سنجید.البته
این مطلب به شما اینو یاد ميده که چطوري ساز تنبک رو مورد ارزیابی قرار
بدید.
انواع جنس چوب
ساز های چوبی معمولا از چوب های توت،گردو،ون،سنجد،کاج،چنار و.ساخته
ميشن که هر کدام
لباسای رسميم رو پوشیدم و حتی یه رژ شیک هم زدم :))رفتم دفتر دیدم همه رسیدن جز من! اما هنوز شروع نشده بود
همينطوری که با همه احوالپرسی ميکردم استادم اومد و اون خانوم مصاحبه گر! هم پشت سرش
گفت یک نفر داوطلب شه بقیه بیرون منتظر بمونن.و بله دیدم همه ی سرها به سمت من چرخید و منم سادگی!! کردم گفتم باشه :))
آقو! شروووووع کرد به سوال پرسیدن.انگار که مثلا بخواد هزارتا سوال رو توی یک ساعت بپرسه و عجله داشته باشه
تند تند و بدون مکث ميپرسید و اجازه نفس کشیدن هم ب
چه طوری چاق بشم _ چون لاغر مردنی هستید مسخره تان ميکنند؟ خسته شده اید از بس بهتان گفته اند لاغر مردنی ؟ همش بهت ميگن یکم غذا بخور چاق بشی… اینقدر از این حرفا بهت زدند که تو هم هميشه بهشون ميگی:
خب بابا چیکار کنم استعداد چاقی ندارم … ولی بعدش ميری توی اینترنت و کلی سرچ ميکنی که بفهمي چطوري چاق بشیم … بعد ميبنی اونجا کلی کامنت ملتمسانه هست که…
خیلی لاغرم چیکار کنم سریع چاق بشمميخوام یک هفته ای چاق بشمچه ق
آموزش کامل و رایگان سئو
آموزش سئو وردپرس
در دوره آموزش سئو در وردپرس و بهینه سازی ، قراره یاد بگیرید که چطوري
وب سایت خودتون رو برای موتور های جستجو بهینه سازی کنید، یا به اصطلاح سئو
کنید.
نميدونید سئوی وردپرس چیه؟ شایدم واقعا درک درستی از بهینه سازی وردپـــرس نـــدارید؟!!!!
آموزش سئو وردپرس: در این دوره به سئو و بهینه سازی در وردپرس مي
پردازیم. موارد و نکات بسیار مهمي در سئوی وردپرس وجود دارد که از چشم
سئوکاران نیز مخفی مانده است. بهینه ساز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب