نتایج مطلب ها برای عبارت :

پسرعموی هات من

بسم الله مهربون :)
اولین بار کی دیدمش؟ خونه ی عمه ی بزرگم. از اهواز اومده بودن. باباش که میشه پسرعموي بابام رو قبلا زیاد دیده بودم، چندباری اومده بود خونمون، میدونسته م یه پسر داره که داروسازه ولی خودش هیچ وقت نیومده بود شهر مادری من! دومین بار کی دیدمش؟ عروسی دخترعموم. یه پسر با موها و چشم های قهوه ای که خیلی خاکی و مهربون بود‌. حالا پسرعموي بابام زنگ زده و منو برای همین پسرش خواستگاری کرده!
امیدوارم خدا به من رحم کنه با شرایط الانم، خصوصا که م
دیشب مهمان بودیم 
یک زن خوب دارد پسرعموي شوهرم .یک زن تمام عیار
یک مشعله خوب هم یکی از حضار مهمانی داشت یک مشعله تمام عیار. و آن این که دختران و پسران را برای ازدواج به هم معرفی می کرد
زن خوب مهمانی در حینی که مشعله خوب مهمان داشت غلغل می زد و برای پسری از اقوام دست به کار شده بودند انواع دخترها را از توی گوشی با مشخصات و تیپ و ترتیب و قیافه برانداز می کردند حرگت شیرینی کرد:
رو به همسرش گفت: عزیز تو دختری چیزی نمی خوای!
نه که دخترهای لیست زیاد بو
بچه که بودم اخر هفته ها با مینی بوس میرفتیم شاهی خونه خالم، وقتی ماشین به خاطر دست انداز های پل تلار بالا پایین میشد از ذوق میترکیدیم که بلاخره رسیدیم، کوچه خالم اینا قبل ایستگاه بود به خاطر همین مازودتر پیاده میشدیم، خواب ترسناک بچگیام این بود که ماشین وایستاد، مامان و خواهرم پیاده شدن و تا من بخوام پیاده شم یهو در بسته میشه و ماشین میره میره به نا کجا اباد تو دلم خالی میشد
شمال جنگل زیاد داره، اما ما زیاد جنگل نمیریم، شاید مثل همون که م
یه سال و خرده‌ای پیش عموی
ما صد میلیون تومن داد دست دوتا پسرهاش. به هر کدومشون. گفت با این ۱۰۰ تومن هر کاری
می‌خواین بکنین. اون موقع دلار ۳ و۴۰۰ بود. این دو نفر خوشحال بودن که یهو نفری
۱۰۰ میلیون تومن پول بهشون رسیده. یکی از پسرعموها ۵ تومن گذاشت رو پولش و رفت یه رنوی
۱۰۵ تومنی خرید. عاشق تفریح و جاده و عشق و حاله. همیشه یا تلو تلو می‌خوره یا یه چیزی
دود می‌کنه. به این معروفه که تا حالا یه روز هم تو زندگی‌ش کار نکرده.
اون یکی پسرعمو ۱۰۰ تومنش
رو ر
(در نظر داشته باشید که دارم در مورد فضای کوچیک روستا باهاتون صحبت میکنم.)
رفته بودم خانه عمه و حرفها حسابی طول کشید. اذان تمام شده بود که خداحافظی کردیم. عمه تمام سبزی های تازه اش را ریخت برای من. خواستم برای خودش سبزی بچینم که محمدرضا گفت شما بفرمایید. بعد هم رفت توی خانه. مانده بودم چجور حالیش کنم که مردانگی اش را برای خودش بگذارد! و اصلا حالی اش کنم یا نه؟ چیزی نگفتم. 
محمدرضا نوه عمه است. گمانم که بیست و پنج سال را دارد. راستش خوشم نیامد. از
دانلود صوت جلسه نهم:
سوال: آیا مومن و شیعه به برخی بیماری ها از نوع جذام و بیماری زشت مبتلا میشود یا خیر؟
خیر مبتلا نمیشود و این بیماری ها مانند یک نوع نفرین و لعنت هست که امامان و فرزندان و مومنین مبتلا نمیشود.
نکته: برخی روایات مفاد آن این استکه مومن به این قبیل بیماری ها مبتلا میشود. مثلا فلان چیز را نخورید که سبب فلان بیماری مثلا پیسی میشود. پس معلوم میشود که مومن باید به سفارش امامان عمل کند تا به این بیماری ها مبتلا نشود.
نکته: مومن آل فرعو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب