نتایج مطلب ها برای عبارت :

هم جیگر خنگ دار می هم جیگر دعوا

به استناد سایت آیین دادرسی دینا و به استناد ماده 270 قانون آیین دادرسی مدنی سوگند بتی یا سوگند قاطع دعوا مستم درخواست مدعی یعنی طرفی است که ادعای او بی دلیل بوده و رد ادعا را منوط به سوگند مدعی علیه مي نماید . همچنین بر اساس قانون نحوه تقاضای سوگند بتی یا قاطع دعوا مي توان به صورت کتبی یا شفاهی باشد ؛ همچنین نحوه درخواست سوگند بتی یا قاطع دعوا به صورت کتبی نیز مي تواند ضمن دادخواست و یا به صورت لایحه به دادگاه تقدیم شود . زمان درخواست سوگند بت
سلام.
شما
هم با پدر و مادرتون دعوا مي کنید؟ اگر مي کنید بدونید تنها نیستید. چون
خیلی ها این کارو مي کنند. گر تو این متن احساس کردید دارم از این کار
حمایت مي کنم، باید بگم : لطفا جلوی فوران احساساتتون رو بگیرید.
به
عنوان یک روانشناس (البته توی پرانتز من تازه ميخوام بشم (دخترا فکر بد
نکنن) و هنوز در راستای بهبود وضعیت خویش قدم بر مي دارم) عرض کنم که والا
من هم گاهی دعوا که نه ولی بحثم مي شه و چیز عجیبی نیست اکثرا بحثشون
ميشه لپ کلام اینه که نکنی
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، اتیان سوگند بتی در دادگاه و صدور قرار اتیان سوگند بتی منوط به وجود شرایطی است که از جمله این شرایط مي توان به مواردی همچون بدون دلیل بودن ادعای مدعی ، انتساب ادعا به شخص ادا کننده سوگند ، قابلیت سوگند برای ادعای مطرح شده ، وجود شرایط قانونی در شخص برای ادای سوگند اشاره کرد . علاوه بر این ، اتیان سوگند بتی یا قاطع دعوا منوط به درخواست مدعی مي باشد . برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد شرایط اتیان سوگند بتی یا ق
یکی از مشکلاتی که معمولا در دعاوی حقوقی پیش مي آید این است که خوانده (کسی که دعوی علیه او طرح شده است. به دادگاه فراخوانده مي‌شود تا به دعوای خواهان پاسخ دهد) در طول مدت دادرسی خواسته (مال مورد دعوا) را به افراد دیگر منتقل مي کند و یا بعضا اقدام به آسیب زدن به خواسته مي کند. بنابراین قانون گذار در نظام حقوقی ایران برای جلوگیری از هرگونه تضییع حقوق خواهان (کسی که دعوایی را طرح مي‌کند و از دادگاه مي‌خواهد به امری رسیدگی کند)، راهکار قرار تامين خ
به استناد سایت آیین دادرسی دینا ، سوگند بتی یا سوگند قاطع دعوا سوگندی است که به وسیله آن حسب مورد ادعای مدعی ساقط و یا اثبات مي شود . به موجب ماده 1325 قانون مدنی " در دعاوی که به شهادت شهود قابل اثبات است ، مدعی مي تواند حکم به دعوای خود را که مورد انکار مدعی علیه است ، منوط به قسم او نماید ". بنابراین در سوگند بتی یا قاطع دعوا ، با سوگندِ تنها ، یا ادعا محکوم به رد شده و یا به اثبات مي رسد ؛ بر خلاف سوگند تکميلی که مکمل دلیل ناقص دیگری است
این که با اون فرد خاص مشکل داریم به شدت منو عصبی کرده. خواب آشتی کردن باهاش رو ميبینم، هر ساعت بهش فکر ميکنم، تو فکرم باش دعوا مي‌کنم. خلاصه که خیلی وضع بدیه و مي‌خوام که یا برام مهم نباشه یا آشتی کنیم. حس ميکنم نیاز دارم کمک بگیرم.
 جزوه ادله اثبات دعوی عباس کریمي
 جهت مشاهده و دانلود فایل به روی لینک زیر کلیک نمایید
دانلود جزوه ادله اثبات دعوی عباس کریمي


جزوه ادله اثبات دعوی عباس کریمي جزوه ادله اثبات ،دکتر عباس کریمي استاد دانشکده حقوق و علوم ی دانشگاه تهران. دانلود جزوه کتاب ادله اثبات دعوا عباس کریمي  دانلود جزوه کتاب ادله اثبات دعوا تالیف دکتر عباس کریمي از انتشارات پیام نور به انضمام نمونه سوال همراه با پاسخنامه که با کیفیت عالی در قالب pdf توسط وب سایت .
دیشب خواب دیدم.
گویا مامانم با همه فاميل برنامه شام چیده بود ب منم قول داده بود داداشتم هست، من هرچی نگاه مي‌کردم نبود. عصبانی شدم و با همشون دعوا‌کردم که کو داداشم؟ چرا نیست» بعد مامانم گفت تو اتاق خوابه، رفتم بیدارش کردم و سفت بغل کردیم همدیگر رو.
چقد دلم برا بغلش تنگ شده!
وقتی اعصابت خورده و خودتو گم ميکنی بجا جنگو دعوا دق و دلی سر بقیه خالی کردن ناهارت و بخوری سرت رو بکنی زیر پتو و تا سر پتو رو بکشی به خودت و به هیچ احدوناسی فکر نکنی و به خودت بگی اروم باش پرستش درس ميشه تازه تو اولشی چته چرا این همه به خودت سخت ميگیری آخه .
امروز ميرم پیش خانم دکتر جهت مشاوره حتما باید بش بگم این اتفاقا مزخرف ریشه در کجا داره که منم سخت تر از اونم :|
اصلاح گری دینی در دنیای معاصر با الگو برداری از روش و منش امام موسی صدر
بیان عیان به زودی، پرونده ویژه "دین، دعوت یا دعوا؟" را با رویکرد معرفتی، ی و اجتماعی خدمت شما تقدیم خواهد کرد. 

امام موسی صدر در جنوب لبنان، حرکتی پویا و مردمي را شروع کرد، دل های مردم را از هر گرایش و مذهب، به هم نزدیک کرد و فرهنگ گفتگو رو گسترش داد. ایشان، قبل از اینکه اصرار بر دیندار کردن مردم داشته باشد، فضای زیستی ایشان را سالم کرد و  روابط آنها را بهبود بخشید! اقت
با سلام خدمت دوستان 
بنده مدت ٤ سال هست ازدواج کردم و ثمره اش یک پسر ١١ ماهه هست. من و خانومم هر دو شاغل هستیم و واسه نگهداری از پسرم نیز از صبح تا عصر پرستار گرفتیم، اما خانومم خیلی زندگی رو سخت ميگیره و همه ش زمان را بهمون سخت ميگذرونه و رفتارش جوری شده که صميمي ترین دوست خانوادگی مون که زوج بودن نیز با ما قطع ارتباط کردن و همه ش با هم دعوا داریم سر مسائل الکی.
من یه نمونه ميگم که وضعیت را متوجه بشید؛ 
دیروز عصر تو آشپزخونه رفتم قهوه درست کنم گ
تو این هوای گرم آب خونه اندازه یه شیر سماور مياد و گاهی هم قطع ميشه کلا.باید مدام به کولر آب رسانی کنیم تا بچه هامون از گرما هلاک نشن.جدیدا قطعی برق هم اضافه شده.صبح دو ساعت و عصر هم یه ربع بیست دیقه ای قطع شد.نت خونه مشکل داره و سرعتش افتصاح شده.با اینکه کلی پول دادیم و اینترنت پرسرعت نامحدود گرفتیم.زنگ ميزنیم پشتیبانی کسی جواب نميده و با یه صدای ضبط شده مواجه ميشیم! تلگرام فیلترینگش شدیدتر شده و دیگه حتی با انواع ها هم وصل نميشه.چرا؟چو
خونواده ی ایده آل من در آینده اونیه که توش همه با هم دووستیم. 
بچه هام با هم دوستن و با هم حرف ميزنن و دعوا ميکنن. همدیگرو بغل ميکنن. حتا اگه بدونن زمين تا اسمون با هم فرق دارن. 
تو خونواده ی ایده ال من همسرم تحت هر شرایطی کنارمه تحت هر شرایطی کنارشم و اگه جایی برای هم فداکاری کردیم با رضایت همدیگه این کارو ميکنیم. تو خونواده ایده آل من عشق هست و اولویت. 
آدما مي تونن بین استقلال و وابستگیاشون مدیریت کنن. 
و من هنوز ندیدم همچین آدمایی رو .
به نام خدا 
سلام
من یک دخترم، مجرد و درون گرا هستم و لیسانس دارم. همیشه حسرت یک زندگی شاد و آروم رو داشتم. از زمانی که بچه بودم پدر و مادرم اختلاف داشتند. همیشه تنها بودم و بدون هم بازی. زیاد با کسی رفت و آمد نداشتیم. به خاطر ساکتی و کم حرف بودن همیشه با هم سن و سالان خودم مقایسه مي شدم که چرا مثل اون ها حرف نمي زنم.
هیچ لحظه ی شادی تو زندگی نداشتم. تنها خاطرات خوبی که به یادم مونده از همسایه های خوب و دوستان و همکلاسی های دوران مدرسه و دانشگاست. اکث
مشاوره : گاهی یک حرف نسنجیده یا نا به جای شما ميتونه بحران ساز بشه،
حرفی که از نظر شما چندان مهم نیست ولی طرف مقابلتان را به یاد
چیزهایی مي اندازد که از شما ناراحت است.مشاوره :یک عدم کنترل شما در عصبانیتان و ميتونه به رابطه شما آسیب جدی
بزنه و متقابلا او هم پاسخ شما را ميدهد و دعوا بالا ميگیرد پس انتهای دعوا
رو نگاه نکن که کی چیکار کرد هیچ وقت یک نفر مقصر نیست چون رابطه
یعنی بین دو نفر؛ پس هر مسئله ای اون بین، یعنی مال اون دونفره
مشاوره :چرا
مشاوره : گاهی یک حرف نسنجیده یا نا به جای شما ميتونه بحران ساز بشه،
حرفی که از نظر شما چندان مهم نیست ولی طرف مقابلتان را به یاد
چیزهایی مي اندازد که از شما ناراحت است.مشاوره :یک عدم کنترل شما در عصبانیتان و ميتونه به رابطه شما آسیب جدی
بزنه و متقابلا او هم پاسخ شما را ميدهد و دعوا بالا ميگیرد پس انتهای دعوا
رو نگاه نکن که کی چیکار کرد هیچ وقت یک نفر مقصر نیست چون رابطه
یعنی بین دو نفر؛ پس هر مسئله ای اون بین، یعنی مال اون دونفره
مشاوره :چرا
سلام
امروز ميخوایم سایت های مفید حقوقی را به شما معرفی کنیم تا با کمک آن به حل مشکلات شما کمک کرده باشیم .
اطلاعات حقوقی
سایت های حقوقی
حقوق و اطلاعات در مورد آن
ایرادات و موانع رسیدگی به دعوا
موانع رسیدگی به دعوا
ایرادات و موانع چگونه است
کیفرخواست چیست ، مندرجات و اعتراض به آن
اطلاعات مربوط به کیفرخواست
سایتی در مورد مندرجات
سایتی در مورد مندرجات و اعتراضات
اعتراضات و توضیحاتی در مورد آن
اطلاعات مهم حقوقی
حل مشکلات حقوقی شما
موفق باشید .
این روزها حال خودم و دلم عجیب است.
انگار باهم سر لج افتاده ایم.از آن لج بازی هایی که یک وقت هایی هم اشک همدیگر را درمي آوریم.
دعوا ميکنیمبهم ميگوییم چراپای خدا را هم وسط ميکشیم
اما دعوایمان وقتی شدیدتر مي شود که آدمي سرش را این وسط ميکند و یک چیزی مي گوید
ولی باید سکوت کنیم و به آن آدم چیزی نگوییم.
آخر اون از دعوای ما بی خبر است و اگر باخبر بشود،شاید آبرویمان را پیش آدم و عالم ببرد
فقط این وسط یک حرف از طرف خدا آبی روی آتش مي شود
آبجی دو روز بینی‌شو عمل کرده ،صبح پیشش بودم از اونجا اومدم شرکت و بعد از تایم کاری رفتم پیشش و شب هم پیشش موندم فردا صبحش اومدم شرکت و و بعد هم رفتم خونه خودمون 
شب با هم دعوامون شد ،ميگه یه ذره بهت رو بدم پررو ميشی ؛گفتم نبودی محبت کنم بهت .جنبه نداری!!!
حالا بگو محبتش چی بوده،عصر رو کاناپه خوابیده بود گفتم بیا پیش ما بخواب (محبت رو داشته باش خدا وکیلی!) 
ملت کادو ميخرن ،گل ميخرن ،این جای خوابشو عوض ميکنه من جنبه ندارم :))
 آهن در خواب نشانگر قدرت اراده ی مقاومت و همچنین تحت شرایطی مقاومت در مقابل نقشه های خود شخص است. آهنگری کردن به معنی دعوا کردن و آهن سرخ نشانه عشق و محبت و دیدن آهن زنگ زده جدایی از دوست است کتک خوردن با آهن خبر از غصه و اندوه ذوب کردن آهن دوستی و محبت ورقه آهن شخصیت پایدار نرده آهن  وجود موانع زنجیر آهنی نشانه آینده ای نامعلوم و حلقه آهنی شرکت کردن در چهلمين سالگرد ازدواج کسی یا خود بیننده.تعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
این روز ها به درجه ای از درک رسیده ام که درک مي کنم چقدر دعوا ها،تنفر ها،زشتی ها،پلیدی ها و هر چیز نا مثبتی که در محیط اطرافمان وجود دارد بی ارزش است،زندگی این روز ها برایم شیرین است،اما نه مانند عسل که از بچگی شیرینی اش دلم را زده.سبک بال تر شده ام،آزاد تر،رها تر و همه را مدیونم به آن سپید ریش بالای سرم که همه "خدا" صدایش مي زنند:)
+شدیم پیشرفته و حرفه ای تو تئاترمون و بدجور سرمون شلوغ شده:) خدایا ممنون که دارم کم کم برا رسیدن به هدفم رو پای خودم
آشنایی باداوری حقوقی
داوری یک نوع دادرسی غیر دولتی و غیر رسمي است که به وسیله داور یا قاضی خصوصی» انجام مي شود. به عبارت دیگر افراد مي توانند در دعاوی مربوط به حقوق و منافع خصوصی خودشان از اقامه دعوی نزد مراجع رسمي صرفنظر کرده و دعوی خود را به مورد اعتماد و متخصص ارجاع دهند که به این قضاوت خصوصی، داوری گویند. به علت مزایای داوری نسبت به رسیدگی در دادگاه این از رغبت افراد در مراجعه به محاکم برای احقاق حق خود کاسته مي شود و مراجعه به داور را به
گاهی فکر مي‌کنم آدمای با کلاس که رفتار چیپ و زننده ندارن، آدمایی که تو خونه هاشون دعوا نمي شه، خدا چجوری مي ره رو اعصابشون یعنی با چی اذیتشون مي کنه. اون مهره ی ضد حال زننده چطور وارد خانواده مي شه یا اینکه خدا شرایطِ افتضاح و تشویشگرو چطور به خانواده نفوذ مي ده.-خداخوشگله+جوووون -ما که تا خرخره خوردیم، دیگه بعد از خوندن پستِ من تصميم نگیری اینیکیو هم یه چشمه برام بیای! جا ندارم به خودت
رفته بودم فوتبال پسرها را نگاه کنم . هیچکدام از دوستهایم با من فوتبال بازی نميکردند پسرها هم مرا به بازی راه نميدادن  ،من هم همیشه ناچار بودم  فوتبالشان را با فاصله بنشینم به تماشا .
توی کوچه بغل کوچه مان بازی بود رفتم زیر سایه درختی که جلوی خانه ای کاشته بودن نشستم و استتار کردم ، بازی شروع شد پسرها همسن خودم نبودند این بار تقریبا شونزده  ساله بودند  یا شاید هم بیشتر من هم بیشتر از شش سال سن نداشتم ، دعوایشان شد وسط بازی خواستم فرار کنم ولی ج
‏مراسم سال اول ازدواج تو ایران:
شیرینی خورون، نامزد کنون، حنا بندون، خرید کنون، عقد کنون، جهاز برون، دماغ برون، ابرو کشون، بوتاکس کنون، عروسی، پاتختی
مراسم سال دوم:
خیانت کنون، قهر کنون، فحش کشون، یقه بگیرون، دعوا کنون، کتک ‌زنون، چاقو کشون، دادگاه بَرون، طلاق کشون، مهریه خورون، زندان برون
اگه خدا بودم، یه قانون کلی توی جهان وضع ميکردم:  
هر وقت ميخواید دعوا کنید، باید اول هم دیگه بغل کنید و هر مشکلی دارید، هر دادی دارید، هر دردی دارید، باید همون موقع که تو آغوش همدیگه اید بهم بگید، در غیر این صورت خودتون دارید خودتونو مجازات ميکنید.
+ هر روز یه پست
حالت که خراب شد به هر دلیلی! رو بقیه خرابش نکن
بشین نویس. یه عالمه هرچی به ذهنت ميرسه.  حتی بد و بیراه بعدم همه کاغذارو پاره کن بریز دور!
اگه خوب نشدی برو بیرون ترجیحا پارک راه برو راه برو راه برو
اگه بازم نشد یه جا پیدا کن و با خدا داد و بیداد کن هرچی فریاد داری بزن خدا مهربونه به دل نميگیره ترکتم نميکنه حتی محکمتر بغلت ميکنه
گریه کن
یه جایی خلوت کن و با خدا حرف بزن یا سر سجاده یا با یه موزیک بی کلام
گفتم موزیک بی کلام وقتی حالتون خراب
دیشب ميل عجیبی پیدا کرده بودم تا با ابوالبشر نوین و جدیدی حرف بزنم . نمي دونم چرا فکر کردم چت روم مي تونه جای خوبی باشه. تا لحظه آخر که عکس آلت تناسلی برام فرستادند سعی داشتم بمونم. آخر سر به همشون هاب و دات کام رو پیشنهاد کردم و اومدم بیرون.اما هنوز اون ميل عجیب در من خیزابی به وجود مي آورد که خودم داشتم غرق مي شدم.رفتم توی تلگرام و لینک گروه پیدا کردم ؛ توی اولی دعوا بود ؛ سر چی ؟! هیچی . اون به اون گفته بود خفه شو (آن هم به دلیل نامعلوم)
آفتاب آب پخش، جان‌اميری در مورد نمایشنامه «همدم» گفت: جوانی که به‌خاطر حرف‌هایی که پشت سرش مي‌زنند در یک دعوا پسری را مي‌کشد و پدرِ پسر، شرط گذشتن از خون پسرش را ازدواج قاتل قرار داده است
. پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش
یوقتا باید با پشت دست بزنی تو دهن بعضیا -__- خب بیشعور اگه جوابتو نميدم شاید حوصله ندارم چرا پیامتو پاک ميکنی ميخونم جواب ميدم دیگ بعدم یه پشت دستی هم باید بزنی تو صورتشون و بگی بیشعور اون موقع که پیام دادم رید زدی جواب ندادی ميخواستی التماست کنم و زر و زر پی ام بدم که الاغ چرا ميخونی جواب نميدی ؟ -__- خب باید بگم که الان مودم اینطوریه عصبانی نميشم ینی ميشما بیرون نميتونم بریزم حوصله جنگ و دعوا ندارم وگرنه اگه مثه قبل بودم که هیچی .اصن من از ای
شرایط به هم ریخته.کنسر پدر دوستم(که حق پدری به گردنم داره) ظاهرا تحت کنترل بوده اما انگار متاستاتیک شده و لنفادتوپاتی اکلاویکولار چپ داده و این یعنی فاجعه.دوستم گریه ميکرد و من هیچ حرفی برای دلداری دادن نداشتم که نميشه یک پزشک رو در مورد چیزی که مثل روز براش روشنه دلداری داد.
با نماینده ی عوضی مون دعوا کردم.بخاطر حال روحی بد دوستم،علی رغم اصرار بچه های کلاس قید جشن فارغ التحصیلی رو زدم.ساعت مطالعه ام شدیدا افت کرده و هر شب با حال بد
هرچه از Mortal Kombat 11 مي‌دانیم
معرفی مورتال کامبت ۱۱ یکی از بزرگ ترین سورپرایزهای سال پیش بود؛ درست در وقتی که همه سرگرم بهترین های سال ۲۰۱۸ بودند، اولین تریلر بازی نمایش داده شد و گیمرهایی که شدیداً مشغول بحث و جدل بر سر این بودند که Red Dead Redemption 2 بهتر است یا God of War، مجبور شدند برای چند دقیقه ای دست از دعوا بردارند و به این بازی توجه کنند. برای من و خیلی های دیگر، حساب مورتال کامبت از همه ی بازی های مبارزه ای دیگر جداست.oxogame | دانلود بازی , اخبار ب
به نقل از سایت مشاوره آیین دادرسی دینا ، در قانون مدنی از مواد 1275 الی 1283 آثار اقرار و این که چه زمانی اقرار معتبر و دارای آثار است و چه زمانی اقرار غیر معتبر مي باشد بیان شده است . اقرار به صورت ها و شیوه های گوناگونی انجام مي شود که باید مورد تایید قاضی باشد و بتوان به عنوان دلیل برای ثابت شدن دعوا محسوب گردد و دارای آثار و اعتبار باشد اما اگر اقرار معتبر نباشد نمي تواند آثاری برای اثبات دعوا نیز داشته باشد . برای دری
سختیه توی خونه پدر و مادر زندگی کردن و بچه ی ته تغاری بودن اینه که بقیه متاهلای خونواده دیگه دعوا های ریز و درشت خودشونم یه سرش رو ميکشن توی خونه ی بزرگترا و گند ميزنن به روح و روان و دو دیقه راحت توی خونه نشستنت. بچه دار هم که بشن بدتر دیگه، ميارن بچه هاشونم ميفرستن خونه ی پدربزرگ مادربزرگ، خودشون ميرن پی خوش گذرونیشون؛ اصلا خوش گذرونی نه پی کارا و گرفتاریای خودشون. اونوقت باید دعوای فسقلی هاشونم تحمل کرد، مواظبشونم بود که یه وقت نخورن به در
کلاه قرمزی 97 به کارگردانی و اجرای ایرج طهماسب با لینک مستقیم
قسمت 21 (وژه ولادت پیامبر (ص) و امام صادق (ع))
کارگردان: ایرج طهماسب | ژانر: اجتماعی، خانوادگی، طنز | تولید: 1395 | تاریخ انتشار: 1397
تعداد قسمت ها: 15 | مدت زمان هر قسمت: 55 دقیقه | کیفیت: 576p HDTV
حجم: 350 مگابایت + 175 مگابایت | تهیه کننده: حميد مدرسی
درباره سریال: پس از سه سال دوری از تلویزیون کلاه‌قرمزی در نوروز سال 1397 در قالب ویژه‌برنامه نوروزی و به همراه عروسک‌های دیگر بار دیگر به صفحه تلو
من یه دخترم 
دختری که خدا رو شکر مي کنه که تو شونزده هفده روز عادی ام خدا رحم مي کنه و اگه تا لبه مي رم پرت نميشم پایین (اوایلی که حسین قطع کرده بود خیلی اوضاع خراب بود خیلی خیلی زیاد یادمه که دقیقا اول ماه رمضون بود و یادمه یه روز روزه ام نصف شد) 
صبح پاشدم 
رفتم دستشویی 
اینکه دستشویی ما کثیف ميشه توسط داداش اول و پدر تقصیر منه؟ 
ولی اینکه تنبلیم ميشه تميز کنم چون وسواس دارم تقصیر منه باشه 
چون مي دونم که اگه تميز نکنم پشنگ و پشنگ و شستشوی بیشت
جزوه ادله اثبات دعوی دکتر عباس کریمي
 
 
 
 
 جهت مشاهده و دانلود فایل به روی لینک زیر کلیک نمایید
 
دانلود جزوه ادله اثبات دعوی دکتر عباس کریمي
 
جزوه ادله اثبات دعوی عباس کریمي جزوه ادله اثبات ،دکتر عباس کریمي استاد دانشکده حقوق و علوم ی دانشگاه تهران. انضمام نمونه سوال همراه با پاسخنامه که با کیفیت عالی در قالب pdf توسط وب سایت . جزوه ادله اثبات دعوی دکتر عباس کریمي با دانلود رایگان  بایگانی/آرشیو برچسب ها : جزوه
زنگ اخر درس فیزیک داشتیم و چون چیزی یاد نميگرفتیم باید کلاس رو تعطیل ميکردیم. چن نمونه ميگم. مثلا یه بار یه جارو بزرگ اوردیم تو کلاس و اینقدر گرد وخاک بلند کردیم که معلم خودش نیومد. یه بار دیگه من گفتم همه فرار کنیم و همه در رفتیم. یه بار دیگه پسر خالم گفت بیا روی صندلی معلم پنس بزاریم و وقتی دبیر نشت یهو بلند شدو دعوا و دفترو تعطیلی. یه دوست دیگم یه کاری کرد که جواب نداد. اومدیم یه ترقه با سیم وصل کردیم که وقتی کبریت رو روشن کردیم تو نصفه راه خام
سه تا قوطی یک کیلویی دانمارکی
دو تا یک کیلو پشمک یزدی
یک کیلو شکلات با سلیقه خودم
تنها یادداشتی که بعد از پاک شدن کامل اطلاعات در این چند ماهه توی گوشیم هست! واسه یک روز بعد از عروسی خاله کوچیکه یعنی 42 روز قبله ! نميدونم چه رسم عجیبیه که حتما روز بعد از مراسم همه اینارو(شیرینی و پشمک و شکلات) را با معجونی عجیب غریب به اسم آرد روغنی و کلی چیزهای دیگه مثل تخم مرغ و گوشت و دل و جيگر و. ميفرستن خونه داماد! اونروز، روز گرمي بود و احساس خوبی داشتم ازین
سلام بچه ها جون.
خیلی حال و احوالم جالب نیست.
این روزها به آرامش خونه احتیاج داشتم اما باز باید این ور اونور ميرفتم. تعطیلات بود و خواهرم از ساوه اومده بود و قرار بود دور هم جمع باشیم.
حالا از دیشب باز برگشتم خونه.
اوووم چند روز پیش قرار با روانپزشکم داشتم. حرف زدن های من و تعریف کردن همه ی زندگیم برای اولین بار برای یه نفر تموم شد.حالا نوبت حرف زدن اون رسیده.
گفت اعتماد به نفس و عزت نفس و همه چیم نابوده :/ و این از بحران های زندگیم معلومه.
این فیلم‌ هم عجیب عالیست. از آن‌هایی که حتما باید چند بار ببینم. یک بار در مدت زمان جشنواره دیدم و یک‌ بار هم همین امشب.
[اخطار! سعی کرده ام اسپویل نشود،‌ اما مطمئن هم نیستم که این‌ها اسپویل به حساب نیاید!]این‌طور شروع مي‌شود که یک زندانی در زندان در حال تخلیه است گم مي‌شود. آن‌ هم درست وقتی که زندانبان خبر ترفیع درجه گرفته و حالا گم شدن زندانی بدجور مي‌تواند مقامش را نابود کند. آن هم برای کسی که به وظیفه‌شناسی و اداره‌ی درست زندان معروف
من همیشه به این معروفم که خیلی خوش خوابم و هیچ قضیه‌ای مانع خواب من نميشه. نه برک آپ، نه حتی عروسی خودم. بقیه نميدونن تمام رنج‌هایی که اونا از بی‌خوابی ميکشن من توی خواب ميکشم. تمام چیزایی که ازشون ميترسم توی خواب و به فرویدی‌ترین حالت ممکن بهم حمله ميکنن. صبح که ميخوان ازم بپرسن خوب خوابیدم یا نه فقط ميپرسن خواب دیدی یا نه؟ من شب‌ها همیشه توی خواب گریه کردم، توی خواب دعوا کردم، توی خواب ترسیدم و توی خواب در حد مرگ ناراحت شدم. تازگی‌ها خواب
دلم ميخواست پسر بودم الان ميرفتم بیرون یکم دعوا ميکردم داد ميزدم سیگار ميکشیدم چهارتارو ميزدم کتک ميخوردم یکم ازراین فشاری که الان رومه کم ميشد.
ولی حالا دختر شدم نه تنها نميتونم هیچ حرفی بزنم بلکه ساکت باید بشینم و با ملایمت کارایی که چپ و راست بهم ميگن با مهربونی انجام بدم چون اگه یکم تن صدام بالا ببرم یا لحن جدی حرفی بزنم چون نميدونن چمه بازخواست و مجازات ميشم.
دختر بودن سخته لااقل برای من عصبانیتم با ریختن طرفها تو طرف شویی خالی کنم یا ب
خداحافظی کردیم خداحافظیمون از این خداحافظی های با دعوا بحث و جدل نبود خیانتی هم تو کارنبود یه قدم اون یه قدم من برداشتیم همینطور هی دورتر و دورتر شدیم تاجایی که دست ت دادن خداحافظیمون هم ندیدیم فقط قدم هامون رو شمردیم تا رسیدیم تهش وقت اضافه ای هم تو کارنبود خودمون سوت پایان رو زدیم من ميگم مساوی شدیم آخه اگه بگم اون باخت خود خواهیه ولی یکی از اون بیرون نگاه ميکرد جریان رو ميگفت آره اون باخت چون معلوم بود چقدر من بیشتر دوسش دارم حتی بگه چ
" توی همه سال‌های این قرن جدید، حتی بعد از انقلاب، دولت مرکزی و فرهنگ
مرکزگرا چیزی بوده‌اند شبیه همان فرانسه و انگلیس و عثمانی. دعوا سر اختلاف
مذهبی نیست، هیچ وقت هم نبوده. همه‌مان چه به برادری و وحدت اسلامي و امت
واحده معتقد باشیم و چه به تساهل دینی مدرن، مي‌دانیم که باید به چیزی که
دیگران به آن باور دارند، احترام بگذاریم، اما به چیزی که دیگران هستند، به
مدل زندگی‌شان، به ته‌لهجه‌ای که تهرانی نیست، به لباسی که بلوجین و
تی‌شرت نیست،
دیروز غروب پارک بودم. دو تا گربه مقابل هم ایستاده بودن و برای هم غر غر مي کردن. بعد کم کم حالت درگیری شد. پیشونی هاشون رو چسبونده بودن به هم و حالت دعوا گرفته بودن . چند دقیقه همین مدلی بودن و هی غرش ریز مي رفتن. بعد یکیشون نشست. اون یکی هم نشست کنارش. یکیشون روبرو رو نگاه مي کرد و اون یکی یه سمت دیگه رو. انگاری قهر بودن.
خیلی ناز و دوست داشتنی هستن گربه ها.
داشتم به همراهم مي گفتم من گربه خیلی دوس دارم و از این حرفا و کلی برای همین اتفاق ساده ای که اف
غرورِ کاذب، مگر غرور صادق و کاذب دارد؟ غرور یک خصلتِ اخلاقیِ بد است که هر چه هم رنگِ زرد رویش بپاشی قناری نمي‌شود. یک آقایی که با ما سرِ دعوا دارد دائما حرف از غرور کاذب و صادق مي‌زد و حتی ابایی هم نداشت که بگوید: آره من مغرورم، چون این قدر کتاب خوندم»
آقای محترم که نمي‌خواهم اسمت را ببرم چون سعی مي‌کنم اسمت را حافظه‌ام پاک کنم لازم است به شما عرض کنم که (ع) در نهج البلاغه مي‌فرماید: اگر غرور خوب بود خداوند به پیامبرانش مي‌گفت مغرو
بره‌ی ناقلا خیلی سربه‌سر خواهرش ميذاره، ولی وروجک خیلی خیلی هوای بره‌ی ناقلا رو داره. خوراکی بهش بدی، ميگی مال داداشم کو؟ جایی بخواد بره ميگه پس داداشم چی؟ بچه‌ای با داداشش دعوا کنه پشتش درمياد. این خواهران که همیشه دلسوز و دل‌رحم‌ان. مثلا همین امشب داشت با چادر و جانماز مامان مثلا نماز مي‌خوند، بره‌ی ناقلا هی اومد چادرشو کشید، مهرشو برداشت، جلوش وایستاد و. بعد از چند دقیقه که مهرشو پس آورد، وروجک برگشت با خوشحالی گفت "داداش خوووبیه :)
الان واقعا حس s رو درک ميکنم. واقعا درک ميکنم. ولی هنوز ازش متنفرم به خاطر کاری که بام کرد. هیچ دلیلی نميتونه قانع کننده باشه کاری که بام کرد رو.
یکی رو ميخام سفره ی مغزمو براش باز کنم و برنامه ریزی کنم نميخاد کاری کنه فقط گوش کنه باشه و یک انگیزه بشه که برنامه ریزی کنم بعد یک ماه تمام از صبح تا شب بیاد دنبالم بزنه پس کلم:/ بزنه پس کلم بگه پاشو بیدار شو برو بیرون. بزنه پس کلم نرو تو تلگرام بشین کار کن بزنه پس کلم و. 
ابجیم فقط دیروز اومد دعوا کرد چر
Saha Solan – Older

Olderپیرتر

[Verse 1]


I used to shut my door while my mother screamed in the kitchenعادت داشتم درُ ببندم وقتی که مادرم تو آشپزخونه جیغ ميزد  I’d turn the music up, get high and try not to listen To every little fight, ’cause neither one was rightموزیکو روشن ميکردمو از گوش دادن به دعوا های کوچیکشون طفره ميرفتم(نميخواستم گوش بدم)چون هیچکدومش درست نبودبرای مشاهده ادامه به لینک زیر مراجعه نماییدکلیک کنید
عشقم یه چیزی بود شبیه آبله مرغون که بالاخره باید ميگرفتی، یا تو چت روم، یا تو راه برگشت از مدرسه، یا ترم اول دانشگاه. . من از آبله مرغون فرار کرده بودم. عشق و جمله‌های عاشقانه و رمانای عشقی و شعر و آهنگای پاپ شکست عشقی واسم شوخی بود. همشون چیپ و پیش پا افتاده بودن و من برای چیز بزرگتری به این دنیا اومده بودم. برای درک داروین، یا افلاطون، یا قورت دادن کتابای قطور روانشناسی. من وسط گرمای تابستون تاکسی ميگرفتم و ميرفتم دانشگاه تا با چند تا دانشجو
هوالرئوف الرحیم
خب. بلاخره این دوستیم هم به شکست منجر شد.
همش زیر سر 34 سالگیه.
چون دیگه حال و حوصله ی توضیح دادن رو ندارم.
وقتی متهمم کرد به بی عقلی، بی خردی و هرچیزی تو این رابطه، وای نایستادم و از خودم دفاع نکردم و توضیح ندادم.
گفتم:
 "دیر یا زود این اتفاق مي افتاد."
و گذشتم از کنارش. راضی حتی.
خدا خودش از نیتم باخبره. که قصدم محافظت ازش بود. اون هرچی مي خواد برداشت کنه.
اشتباه بزرگی انجام دادم و آدمي که بهش اعتماد نداشتم رو بهش معرفی کردم. تمام ات
امروز بدی نداشتم. یعنی اتفاقات بدی نیفتاد. بجز اینکه محمد هی زنگ زد و زنگ زد. بابا چندباری گفت خب اگه نميخوای جوابش بدی؛ بده به من یچیزی بگم بهش لااقل ناراحت نشه‌. من مخالف هستم ولی نميگم دیگه به طرف بی محلی کن. اینقدر با خودم کلنجار رفتم تا الان. تهش به این نتیجه رسیدم که جوابشو بدم‌. چون اون بیچاره هم گناه داره، بیچاره فکرش تا هزارجا ميره. به قول بابام، گناه که نکرده، اونم عاشق شده.بعد از ظهری یه سر رفتم کلاس زبان. به مسئول زبانسرا
 اون دیویست و چهل ساعت کوفتیو با دعوا و زور تمومش کردم و خب اصلنشم هر نمره ای ميخوان بهم بدن ،بدن' آی دونت گیو شت 'همینقدر صریح:/
کنار شیش روز کار در هفته هفته ای ام شیش ساعت کلاس زبان ميرفتم و خب هر طوری حساب کنی اینکه من  الان جایی ام که از سرمای طبیعی هوا قراره زیر پتو بخوابم کاملن حقمه:/
اینکه دیروز طی یه حرکت انتحاری ساعت هشت شب چمدونمو بستم و ساعت یازده راهی شدم اونم بدون هیچ برنامه ریزی حقمه
اصلنشم من حق دارم همه برنامه هامو یه هفته بخوابو
برام جالبه که دو نفر آدم اینقدر خوش‌اخلاق باشن که حتی وقتی در موضع تجاری کلاااان دارن با هم بحث ميکنن بازم حتی ذره‌ای از اصول اخلاقیشون عدول نکنن و از هم دلخوری و کینه به دل نگیرن.
آقای کارفرما با آقای دکترِ ما دوست و رفیق بوده. البته از سطح این دوستی خبر ندارم ولی واقعا برام عجیبه که با وجود این بحث‌های عميق و ریشه‌ای چطور اینقدر نسبت به هم خیرخواه و بزرگمنش هستند که با روی باز همو مي‌پذیرن.
صد بار به هم گفتن به ضرس قاطع تو داری اشتباه ميگی
بعضا دلم ميخواد ذهنمو از سرم بکشم بیرون و باهاش یه گفت و گوی مسالمت آميز داشته باشمبپرسمکه چرا این قدر درهمو برهمهچرا اینقدر چیزای ریزو بی محتوارو تو خودش جا ميده و درگیرشون ميشهبپرسمحتی دعوا کنمشبگم که خستم از دستتاز این درگیری های بی وقت و بی مناسبتتولی آیا واقعا مشکلم اونه؟!نه.مشکلم خودمممنی که این روزا به شدت درگیر کردم خودمومن که به طرز عجیبی تلاش ميکنم از تنهایی فاصله بگیرم اما،هرچی بیشتر دستو پا ميزنم،بیشتر خودمو تنها حس مي
فکر مي‌کنم همان شب کذایی بود. به صفحۀ چت تلگرام خیره شده بودم که نوشته بود: بیا برویم کوه.» پیش خودم گفتم واقعا؟ آخر در این شرایط.
حدود 12 ساعت بعد، وسط مترو ایستاده بودم که یک آن حس کردم دیگر نمي‌توانم نفس بکشم. خانم فروشنده روبروی من ایستاده بود و داد مي‌زد: خانمااا شلوارای گیاهی دارم.»
اتفاقات اخیر، مثل تصاویر تلویزیون‌های قدیمي در سرم پرپر مي‌کرد و صداها درهم دیزالو مي‌شدند. یادم آمد که مامان دیشب به شوخی گفته بود: اشکالی ندارد، صد
خیلی وقته انگاری نبودم اینجا، حتی یکم نگران بودم نشه برش گردوند.
توی توییتر بود. واقعیتش برام خیلی جالب بود. چون ميشد هوایی زد. چیزهای بامزه نوشت. چیزهای بامزه خوند. دوست پیدا کرد. دوست واقعی که بری خونش و بیاد خونت. واسه دوستت زید جور کنی اونجا. اشنا شی. دعوا کنن پس تو هم بلاک انبلاک کنی. وقتی زید جدید زدی بیای اعلام کنی.  
ولی.
از یه جایی دیگه ناراحت و مضطرب بودم. اشنا زیاد شد. برای بعضی از توییتام بازخواست ميشدم. خودسانسوری شروع شد. ولع دیده شدن
یکــــ جایــے خوانده بودمــ کـــ وقتــے آدمــے ميرود،از قبل رفته است
باور نميکردمـ 
همیشه فکر ميکردمـ همه ے رفتنها یهوییستـــ
 بایکــ دعوا
یانميدانم یک ناراحتـے
اما حالا
ميدانمـــ رفتن هایــے همـ هستـــ کــ از قبل باشد 
قبل از رفتن
حتــے جرئتــــ فکر کردن به رفتن یعنـــے تمام شدن!
یعنــے یکــ چیزے کــ نباید از وجودتـــ پرکشید
یعنـــے یکــ دلخورے کــ نگفتــے یا نشنیدے تا ابد در دلتــــ یا در دلش ميماند 
بعضــ
خیلی وقت ها دیگران مي توانند خوب و صميمي زندگی کنند اگر ما حرف اضافه نزنیم!
سه سال از زندگی زوج جوان ميگذرد عمه ميگوید: چطور قابلمه هایت اینقدر زود خش برداشته؟!
شوهر بعدا زنش را توبیخ مي کند که چرا مادرت برایت جهیزیه جنس خوب نخریده؟!
یکی به شوهر مي گوید: چطور اینهمه مدت با اخلاق تند همسرت ساخته ای؟!
شوهر پس از شنیدن این سوال زنش را تحمل نمي کند و کارش با او به دعوا و مرافعه مي کشد.
به زن مي گویند چقدر شوهرت شب ها دیر به خانه مي آید؟!
زن پاپیچ شوهر
⛔️سوالی که مرتبا پرسیده ميشود؛
طوطیِ من فقط تخمه ميخورد. چه کنم که
ابرای عادت دادنِ این طوطیها به ميوه سبزیجات و پلت؛ باید سروش افلاطون هرروز چهارپنج مورد از  اقلامي را که در زیر مينویسم  برایش خرد کنید و بعنوان مخلوط سبزیجات و ميوه های شیرین فصل بگذارید.
اوایل نميخورند ولی شما دلسرد نشوید و هر روز برایش تهیه کنید. کمي تخمه و مواردِ دیگرِ مورد علاقه اش را هم زیرِ مخلوط ميوه سبزیجاتش پنهان کنید تا طوطیتان برای پیدا کردنش مجبور شود آنها را
یه عذرخواهی من بدهکارم.اونم به علت غیبت یهویم اونم دقیقا وقتی که شروع کردم به تعریف کردن بود.اخرین پستم رو خیلیی وقت پیش منتشر کردم که بعد از اون دایم به دنبال کارهای ثبت نامم بودم که بتونم تمومش کنم و برم ایران تا اوایل شهریور که باید دوباره برگردم بوداپست چون 10 سپتامبر دانشگاهم شروع ميشه.
و اما تو این مدت از بس اعصابم خراب بود که چرا کارم پیش نميره که نگووخلاصه اونقدر رفتم و اومدماونقدرر پیگیری کردم تا بالاخره امروز کارهای ثبت نام
حلقه تو دستت گیر کرده. ميخوای درش بیاری چه جوری درش مياری؟!
با زور و فشار یا با ملاطفت و نرمي؟!
با سنگ و چوب یا با کف صابون؟!
زور و فشار که وسط بیاد، اونی که پیش و بیش از همه آسیب ميبینه انگشتته و بعد انگشترت.
خدا نکنه ولی به بن بستم رسیدین تو زندگی و خواستین حلقه ازدواجتونو از دستتون در بیارین،
چرا با بداخلاقی و ناسزا و جنگ و دعوا؟!
کاش درش نیارین، اما مگه نميشه همین امر نازیبا رو زیبا انجام داد؟!
قرآن که ميگه چرا :
(فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوف
نه مي دونستم بیان کجاست، بلاگفا چیه، اتفاقایی که توشون افتاده بود، از هیچکدومشون خبر نداشتم :)
یک روز تابستونی نشسته بودم، گفتم حالا که آتنا انقدر منو دعوا ميکنه واستا یک وبلاگی بزنم :)
اگر دقت هم بکنید، اولین پست وبلاگ من انگار یک نوشته ی بچگانه و از نظرخودم مسخره و سرسریت. و اصلا به پست های دیگه نمي خوره :)
رفتم زیر وبلاگش زدم روی بیان و اینطوری شد که گاه نوشت های یک نویسنده درست شد :)
بعدش هم رفیتم ناهار خوردیم و اصلا قضیه ی وبلاگ فراموشم شد D:
یه وقتایی بوده ک ب خودم ميگفتم ( قراره روزای سختی رو پشت سر بزاری)
و بعد مثل تمام ادما سعی ميکردم لبخند بزنم و بگم ( همه‌ی اینا زود گذرند، اینم ميگذره فقط کافیه کمي صبر کنی)
خب من ، هر کاری ک برای ارامش خودم نیاز بوده رو سعی کردم انجام بدم
توی زندگی همه‌مون لحظاته غم‌انگیزی وجود داشته
برای مثال => ارامش نداشتن ، بیماری ، دعوا ، شکست ، خیانت ، مرگ
اینا چیزایی هستن ک برای هر کدوممون یه بار اتفاق افتادن
خب تو این وقتا چیکار ميکنید؟ اول کیو ا
ف هف هش ده تا استوری گذاشت واسه تبریک تولدم از گندکاریا و خیره بازیام :/
ولی خب درکل با نمک بود خوشم اومد
 
استاد استوری گذاشت و ل و گلگلی هم پست گذاشتن اونا آبرومندانه بود باز
 
قلی دو صفحه متن تبریک برام نوشته
قشنگ نود و نه درصدش رو رید بهم :/
گفتم شب تولدم کظم غیظ ميکنم نادیده ميگیرم ولی بعدا حالتو مي گیرم
فقط کم مونده بود تهش یه آرزوی مرگ کنه برام :/
 
یکی دیگه از بچه هام استوری گذاشته بود اونم باز با نمک بازی قشششنگ رید بهم و ابرو بری کرد
 
و ا
از گورخری پرسیدم تو سفیدی، راه‌راه‌های سیاه داری یا سیاهی، راه‌راه‌های سفید داری؟ گورخر به‌جای جواب دادن پرسید : تو خوبی فقط عادت‌های بد داری یا بدی و چند تا عادت خوب داری؟ ساکتی بعضی وقت‌ها شلوغ مي‌کنی یا شیطونی بعضی وقت‌ها ساکت ميشی؟ ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی یا ذاتا افسرده‌ای بعضی روزها خوشحالی؟ و من دیگه از گورخرها درباره‌ی راه‌راه هاشون چیزی نپرسیدم.شل سیلور استاین»سال نو آغاز مي‌شود. بهار فرصتی دوباره به طبیعت مي‌ده
بسم الله 
دیشب از راه که اومد شروع کرد به غرغر کردن که الان داری شام درست ميکنی؟؟
ظرفارو چرا نشستی؟؟
دلم شکست وقتی از آشپزخونه رفت بیرون اشک هام بدون صدا ميومد
اما متوجه شد و از هال داد زد کی ميخوای بفهمی گریه دردی ازت دوا نميکنه؟؟
چیزی نگفتم و شام رو آوردم و خیلی زود رفت خوابید
دلم شدید گرفته بود تا دیر وقت خوابم نبرد
صبح موقع نماز صبح دیدم داره دنبال گوشی من ميگرده
به روی خودم نیاوردم و خوابیدم
گوشیمو زیر و رو ميکنه و ميبینه یک پیام رسان نصب
عکس کودکی ارژنگ اميرفضلیعکس کودکی ارژنگ اميرفضلیارژنگ اميرفضلی بازیگر خوب سینما ، تلویزیون و تئاتر ضمن تبریک روز کودک ، عکسی از دوران کودکی خود منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با سایت تفریحی همراه باشید.ارژنگ اميرفضلی در دوران کودکیارژنگ اميرفضلی با انتشار تصویر بالا نوشت : به بهانه روز کودک این عکس کودکیمون رو دوباره گذاشتیم گذاشتیم. کی فکر ميکرد این کودک زیبا و معصوم یک روز همچین دکل مسخره بیقواره ای بشه. کودکیمون رو به شوخی
Puzzle
Bebinim Hamo
#Puzzle
دوباره بارون مياد آروم ميکوبه 
روی شیشه دلم روم نميشه
رد پاهات مث زخمي که ميمونه 
تا همیشه دلم آروم نميشه
روت تو روم وا شد دوباره دعوا شد 
یه نفر رفت و یکی دوباره تنها شد
اونکه که عشقم بود پشتم بهش گرم بود 
یخ زده قلبم واسه اونکه سرش گرم بود
هی یه کاری کردی که تو رو همه واستم 
حیف تقصیر تو که نبود من خودم خواستم
هی یادته ميگفتی ببینیم همو کی بگو کی .
هی یه کاری کردی که تو رو همه واستم 
حیف تقصیر تو که نبود من خودم خواستم
هی یادته
سالها پیش، جایی که جز نبود توپ دو لایه و دروازه، دغدغه‌ای دیگر در زندگی‌ام نبود، پسر های به سن و سال الآن‌م را مي‌دیدم که خانواده به‌شان گیر مي‌داد تا آن ها ازدواج کنند و دعوا و داد و بی‌داد و اینها. آن زمان هیچ درکی از این قضیه نداشتم، اصلن حتا لحظه ای به آن واکنش ها فکر نمي‌کردم! که مثلن چرا خانواده مي‌خواهد به زور برای پسرش زن بگیرد؟ یا چرا پسر نمي‌خواهد زن داشته باشد؟ به هر ترتیب، زمان است دیگر، یک آن به خود آمدم و انگار نوبت من باشد!
د
برایش در مدت ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه توضیح دادم که اهل تلاش برای نگه داشتن چیزی نیستم.نمونه خواست.دفتر یادداشت‌هایم را مثال زدم.توضیح بیشتر خواست.یه دخترک بیماری هست که همیشه مياد اینجا.اتفاقی ساعتامون تنظیم شده.عاشق درست کردن هواپیمای کاغذیه(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه).و اغلب ش دعوا دارن.چون دخترک ميخواهد از مجله‌های روی ميز هواپیمای کاغذی(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه)بسازد،اما به اعتقاد مادرش این کار بی‌تربیت
دلم برای رایان تنگ شده
بچم از جوونم از خونم
همه ميگن خیلی شبیه منه
همینه که گریه م ميندازه
کاش مث من نباشه کاش بختش از من بلندتر باشه
نميتونم برای هیچکسی دعا کنم مثل من باشه
دلم گرفته باز از آدمای سگ نظیرقلم ميرقصه باز رو کاغذ های خط خطیخـب ، حاجی زندگی همینهگذشته ها گذشت و رفت بالایی کریمهامروزت باشه فرداها خميرهببین ، کور بشه دو تا چشمي که نبینه
اینجا شهر وحشی هاستباخت ها مال مشتی هاستبکش تو حبس کن چرک تو تو هضم کناز این قبیلهبرو هار و د
حواستون به خواهر برادر هاتون باشه
نزارید حرفاشونو بریزن تو خودشون.انقدر باهاشون صميمي بشید که تمامي حرفاشونو به شما بگن .اونا الان شکننده تر از همیشه هستند و ممنکه دست به راه ها و کار های اشتباه بزنند واگه راهنمایی نداشته باشند مسیر زندگیشون عوض ميشه 

سعی کنید اگه اشتباهی ازشون دید بجای سرزنش و دعوا کردنشون بالطافت و ارامش بهشون گوش زد کنید که کار اشتباه بوده و عواقب درستی نداره . اینطور برخورد ها باعث ميشه اگر دفعات بعدی دچار اشتباه شدند
یادم نمياد توى هیچ دوره اى از زندگیم اینقدر دلسرد بوده باشم، انگار واقعا دیگه کارى ندارم توى این دنیا، نه اميدى و نه انگیزه اى. حالا ميفهمم عصبانیت و هر واکنش تند منفى هم نشونه زنده بودنه، اما حالا تنها واکنش من بغل کردن پتو و جمع شدن توى خودمه و فکر به اینکه کى به تهش ميرسه این شربت حیات.
حتى دیگه نا ندارم در برابر کسى که محکومم ميکنه به اینکه تقصیر خودته و یه حرکتى بکن، از خودم دفاع کنم. رسیدم به جایى که به همه حق بدم که فقط دهنشونو ببندن. 
وق
تامين خواسته کیفری
تامين خواسته عنوان قراری قانونی( دستورات صادره از مراجع قضایی هستند که در درجه ای پایین تر از احکام قرار دارند) است که براساس مقررات آیین دادرسی مدنی و کیفری برای تضمين هرچه بیشتر احقاق حقوق افراد درنظر گرفته شده است. این قرار قانونی بدین معنا است که هرگاه شاکی یا خواهان پرونده ای ادعا کند که متهم یا خوانده ممکن است مال موضوع دعوا رو مخفی کرده و یا به دیگران انتقال دهد، به شکلی که امکان جبران این خسارت وجود نداشته باشد، مي
از دیرباز دعوا و اختلاف در جوامع بشری وجود داشته است و برای حل آنها نیز روش‌ها و راه‌حل‌هایی موجود بوده است که در هر عصر و زمانی تغییر و تکامل یافته‌اند. این تحول منجر به آن شد که انسان متمدن امروزی بیاموزد که اختلافات خود را نه از طریق جنگ و اجبار، بلکه از راه گفت‌وگو و تفاهم یا درنهایت با توسل به قانون حل‌وفصل نماید.
 
انسان موجودی است اجتماعی، که همواره ناگزیر بوده است تا در ميان سایر همنوعان خود ادامه‌ی حیات دهد. او مخلوقی است که بنا ب
از دعوا و ادعای با برادران لاریجانی (ها ) و اتفافات تلخ مجلس همگی مطلعیم!
در خبر ها آمده است بعد از دستگیری اتباعی ، آقای فاضل لاریجانی نیز دستگیر شده است!
از آنطرف حميد بقایی که در دوران مسئولیت صادق لاریجانی به حبس محکوم  و دوران محکوميت خود را مي گذراند، با اعتصاب  و این روزها با سکته مغزی دست و پنجه نرم مي کند! 
همگان مي دانیم که مبارزه با فساد به قول حضرت آقا،شبیه مبارزه با "اژدهای هفت سر" و به تعبیر این بنده ی ناچیز شبیه "بوته ی ک
امروز با دکتر الف قرار داشتم و طبق معمول دو ساعت منتظرش موندم با اینکه قبلش بهم پیام داده بود که ساعت فلان تو مرکز باش. وقتی هم مياد و ميبینه من نشستم اما ميره به کارهای دیگه‌ش برسه واقعا حرصم درمياد. اما از اینکه الان تو وضعیتی هستم که برای دفاع از پایان نامه‌م  مجبورم باهاش راه بیام و با مشت نخوابونم تو صورتش که یه بادمجون گنده زیر چشمش سبز بشه  ببیشتر حرصم در مياد.از این که یه مدلی‌ام که همه راحت منتظرم ميذارن و خیالشون راحته که من باهاشو
هرروز قصد دارم ک زودتر بیدارشم و درس بخونم یااینک ناهارساندویچ سفارش بدمولی ميگیرم ميخوابم تا ساعتای 3ظهر ساعتای 14بود ک مامان بیدارم کرد و گفت منو زندایی ميخوایم بریم بیمارستان ملاقات متین(پسرخالم ک سه سالشه بستری شده )وقراره ک زندایی علی و بیاره ک من نگهش دارشم علی هم یه سال وخورده ای یه پسر فندوق و تپلو وبا لپای خیلی خیلی بزرگ ازایناییه ک فقد باید بچلونیش و گازش بگیری تا ساعتای 5تنهایی پیشم بود و داداششم بود ابجی ک همش با ابوالفصل دعوا مي
درخواست صدور دستور موقت
درخواست صدور دستور موقت ممکن پیش از طرح شدن اصل دعوا ، ضمن اقامه دعوا و یا پس از آن صورت گیرد از صور مذکور معلوم است که دستور موقت اقدامي است که به تبع اصل دعوا درخواست مي شود.
برای مثال اگر ملک خواهان در ید خوانده باشد و خوانده نسبت به آن تعدی و تفریط نماید از آن جا که دادرسی ممکن است به درازا بکشد و تا آن موقع ملک در معرض خرابی قرار گیرد مي توان با گرفتن دستور موقت خوانده را از تعدی و تفریط بازدارد.
 
نمونه درخواست صدور
هنوز نرفتم واسه امتحان گواهینامه. واسه کارای فارغیم. کلا زندگی رو بستم ولی نبوسیدم اما گذاشتم کنار.چکارررررررر کنم ک اینقد دلتنگ نباشم ! نميدونم.من نزده ميرقصم. وای بحال اینکه برام بزنن. اونوقت پدیده ای ميشم نوظهور.یعنیا روغن دآغم محرمه . یعنی اگر اومد این آدمو دیگ حساب آدم روش نکشید فکنم یا عینکی بشم یا کور.آخه  شدم عین آدمای فکری.هی ميزنم  رو پام ميگم وای از دل زینب.حالا چه ربطی داره ؟ خب موضوع دل کندنه. هی ميگم عمه ی سادات الهی من مویرگ
در خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود دارد که به قبر حمال معروفه.فرد بیسوادی در تبریز زندگی مي کرد و تمام عمر خود را در بازار به حمالی و بارکشی مي گذراند تا از این راه رزق حلالی بدست آورد. یک روز که مثل همیشه در کوچه پس کوچه های شلوغ بازار مشغول حمل بار بود، برای آنکه نفسی تازه کند، بارش را روی زمين مي گذارد و کمر راست مي کند. صدایی توجه اش را جلب مي کند؛ مي بیند بچه ای روی پشت بام مشغول بازی است و مادرش مدام بچه را دعوا مي کند که ورجه وور
+ من اصول شخصی زیادی دارم.
که هروقت حوصله‌ام سر برود حاضرم تک‌تکشان را زیر پا بگذارم.
_____________________
+ آدما وقتی حوصلشون سر ميره فک ميکنن دل تنگ شدن
_____________________
+ من واقعا به داشتنه دوست و رفیق نیاز ندارم
این حس فقط یه توهم در اثرِ شدتِ بیکاری بود
رفیق اینجوریه که وقتی نداریش حس ميکنه باید باشه
اما وقتی هست روزی صد بار آرزو ميکنم
که بره خلاص شم از شرّش
_____________________
+ دارم یه مجموعه مقاله کوتاه مينویسم از تجربه هام:
    _ راهکار های خلاصی از حسِ کاذب ت
یه دوستی دارم تقریبا 5 سال دوستیم
خیلی کله شق و لجبازه
 یعنی واقعا وحشتناک باهم کل کل ميکنیم بعد هیچکدوم کوتاه نمي ایم
اصلا هم مراعات همدیگرو نمي کنیم
بعضی وقتها هرچی از دهنم در مي اد بهش ميگم البته به هم فحش نميدیم اون خط قرمزه
اونم همین طور هرچی ميخواد ميگه اصلا کوتاه نمي اد
تهش یه غرغر ميکن ميگه دیگه برو به کارات برس
من دلخور اون دلخور چند روز سکوت ميشه ولی بعد چند وقت
دوباره روز از نو روزی از نو
همون بحث ادامه پیدا ميکن تا یه موضوع مسخره دی
فردی به نام 
@drbehrouz
پستی گذاشته بود و نوشته بود که وقتی با همسرتون قهرید، لباسای حریر و باز بپوشید تا کدورتاتون برطرف بشه»
.
در ظاهر این راه حل خیلی جذابه بدنت مشکلات شوییتونو حل ميکنه»
.
اما در باطن:
مخاطب الان من شما خانمها هستید: فرض کنید با همسرتون جرو بحث کردید، اونقدر شدید ک به‌جایی نرسیدید و هردو سکوتی خشم آگین» دارید ک عاميانش ميشه قهر».توی اون حالت فقط دارید به عصبانیتتون فکر ميکنید و
 اینکه اشتباه کردید باهاش ازدواج کردید،
دیروز صبح خواب عجیبی دیدم. یعنی دوتا دیدم ک اولیشو بیخیال.ولی دوميش خواب دیدم رفته بودم مکه ! بله. اینقد عجیب ! بعد توی خواب داشتم فکرميکردم ک من چی کار کردم چی خوندم ک این سفر نصیبم شد.یاد ی دعایی افتادم ک گفته بود اینو بخونی تا حج نرفتی نميميری بعد باخودم گفتم نه منکه نخوندم اینو پس چطور تونستم بیام مکه! در یک حالت خرذوقی خاصی بسرميبردم ک نگو و نپرس. اونجا فکرنکنم ی چندنفردیگه ام بودن باهام. بعد من باهمون مانتوشلوار معمولی بودم نه لباس اهرام.
1.       
چنانچه در
مرحله واخواهی ،طرفین اعلام کنند که دعوا در خارج به صلح خاتمه یافته و تقاضا کنند
که پرونده امرمختومه گردددادگاه چه تصميمي باید اتخاذ کند؟
2.      
وظیفه دادگاه
بعد از توافق و سازش چیست؟
3.     
هرگاه سازش در
دادگاه واقع و احراز گردد و سازش نامه و گزارش اصلاحی صادر شود چنین سازش نامه ای از
لحاظ تجدید نظر و فرجام و اجرا چگونه مي باشد؟
4.      
خاتمه دعوای
مزبوط به صغیر از طریق صلح توسط ولی خاص و قیم چگونه است؟
5.     
در دادخوا
سلام
ادامه سفرنامه بنیامين جانم رو از زبان چنور ميخونید .
خب داشتم مي گفتم رفتیم بازار طلا فروشی ها و شاید بگم بالای 30 تا مغازه رو نگاه کردم و از تقریبا از هر مغازه ای از یه سرویس خوشم اومده بود .
یه سرویس بود خیلی قشنگ بود و یه دختر و یه مادر هم اونجا بودن که همزمان با هم به سرویسی که انتخاب کردم گفتن خیلی قشنگه ولی قیمتش زیاد بود و منم به بنی قول داده بودم جوری طلا بردارم که بهش فشار نیاد و تقریبا مشابه همون سرویس خیلی شیک تر و ساده ترش و خی
در بعضی از گروه های مجازی بحث سر این است که آیا ظریف خائن محسوب مي
شود یا این که بر اثر اشتباه باعث خسارت شده است؟
در چند گروه بحث سر این موضوع به جدل و دعوا تبدیل شده است.
اگر مباحث ی سال های نخست انقلاب را دنبال کرده باشید لابد دیده
اید که مشابه این بحث سر موضوع بنی صدر هم مطرح بوده که آیا این سید آقازاده، خائن
است یا از سر ساده لوحی عرصه را بر دشمن م باز گذاشته است؟
مسأله این است که هیچ فرقی نمي کند ظریف خائن است یا هر چیز دیگر؛ کما
ای
چگونه با انتقاد برخورد کنیم
آیا مي دانید بهتر است چگونه با انتقاد برخورد کنیم ؟ هیچکدوم از ما دوست نداریم مورد انتقاد قرار بگیریم و معمولا اولین واکنش ما خشم و ناراحتی است. این امری طبیعی ست که ما دوست نداشته باشیم مورد قضاوت و انتقاد دیگران قرار بگیریم اما گاهی انتقاد مي تواند بسیار سودمند باشد و حتی مسیر اشتباه زندگی و یا رفتار ما را تغییر دهد. البته نحوه انتقاد کردن نیز مهم است که  باید آن را به صورت جداگانه بررسی کرد. عکس العمل ما هنگامي
 ، اونقدر بد که من دو سال تلاش کردم
تا با دعا و قانون جذب و کائنات و اینجور چیزا بتونم ببخشمش و فراموشش کنم 
، بلاخره بدیشو فراموش کردم ، آروم شدم . خودشم فراموش کرده بودم
کلی هم تلاش کرد منو از چشم عزیز دل بندازه . یه ضربه ی بزرگ هم به زندگی و روح و روان من وارد کرد.
چند
روز پیش اون خانمي که بهم بدی بزرگی کرده بود توی بازار دیدم ، بیتفاوت
بهش داشتم رد ميشدم که اومد سمتم و در حالیکه صورتش پر از اخم و تنفر بود ،
یه لحظه حس کردم ميخواد بهم تنه بز
باید بگم تو سفرم اخیرم به اروميه و کردستان و باقی شهرهای این دو استان در عین اتفاقاتی بزرگ و کوچیک خوشی های وجود داشت که باعث ميشه هر وقت بهش فکر مي کنم اینجور تصور کنم که مسافرت بهم خوش گذشت :)
مثلا اون پسرکی که اوائل مسافرت ساکت و آروم بود ولی کم کم سعی کرد یخش رو باز کنه و سر شوخی با همه رو باز کنه تا وقتی که دیگه زیادی پیش رفت و جسور شد و سعی کرد دعوا کنه سر چیزی(!) که ميگفت حق با اونه و حق با ماهاست البته . تا اون دختر قدبلندی که سعی ميکرد تلفط و
یه چند تا مسابقه کتابخوانی در طی سال برگزار شد که من رفتم شرکت کردم.فک کنم 3تا بود!
اولیش کتاب "شاهرخ حر انقلاب اسلامي"بود!
خلاصه که ثبت نام کردمو یه چند نفر دیگه از بچه ها با قصد فرار از درس وکلاس ومدسه هم ثبت نام کردن!
کتابو گرفتم خوندم یه بخشای باحال و خنده دارم داشت که اندک بودند!.اون آخرا هم که یه عالمه آبغوره گرفتم .حالا خوبه ميدونستم آخرش چی ميشه هاااا!
راستی طرز کتاب خوندنمم اینجوریه:فصل اول مطالعه مي شود.فصل آخر بلا فاصله مطالعه مي ش
این‌روزا از هرچیزی که بخاطرش ایستادم متنفرم. از دوره و هر مدالی که ممکنه بگیرم متنفرم. جلوی آینه وایميسم و خودمو نگاه مي‌کنم و مي‌پرسم ارزششو داشتی؟ تو خونه فریادا مي‌ره تا آسمون و من زیر پتو مي‌لرزم که بخاطر اینا این بلا رو سر زندگیم آوردم؟
پاهام جون راه رفتن نداره. دویست‌کیلو وزنه رو سینمه. همه زندگیم مي‌لرزه. دنیا به گریه‌ی بزرگِ بی‌فایده‌ست. چون که همه‌ش بی‌فایده‌ست.  دیگه راهی واسه درست شدنِ هیچی وجود نداره.
روزی هزاربار آرزو مي
روش زوج درمانی از طریق همکاری یا مشارکتی (CCT)، برای اولین بار توسط روان شناسی به اسم دکتر دان وایل[۱] معرفی شد.
و یک رهیافت زوج درمانی است که به والدین آموزش مي دهد تا از الگوهای دعوایی و قبول نکردن یکدیگر کناره گیری کنند.
و وارد یک محیطی شوند که همکاری بیشتری در آن وجود دارد
این روش درمانی فرض مي کند که مشکل اصلی موضوع مورد بحث زوجین نیست.
بلکه موضوع اصلی عدم توانایی آنها برای کمک به یکدیگر است.
زوج درمانی مشارکتی به چه نحوی کار مي کند؟استفاده ا
روش زوج درمانی از طریق همکاری یا مشارکتی (CCT)، برای اولین بار توسط روان شناسی به اسم دکتر دان وایل[۱] معرفی شد.
و یک رهیافت زوج درمانی است که به والدین آموزش مي دهد تا از الگوهای دعوایی و قبول نکردن یکدیگر کناره گیری کنند.
و وارد یک محیطی شوند که همکاری بیشتری در آن وجود دارد
این روش درمانی فرض مي کند که مشکل اصلی موضوع مورد بحث زوجین نیست.
بلکه موضوع اصلی عدم توانایی آنها برای کمک به یکدیگر است.
زوج درمانی مشارکتی به چه نحوی کار مي کند؟استفاده ا
تاکسی گرفتم رسیدم دانشگاه راننده گفت اینجا درس ميخونی ؟ گفتم آره، گفت یادش بخیر منم ۴ سال پیش اینجا مکانیک ميخوندم !
کلا همه انگیزم به فنا رفت :|
 
 
دختره توییت کرده ۱۹ سالمه بابام هنوز نميدونه من چه نوع ماستی دوست دارم، یاد خودم افتادم کلاس سوم دبیرستان بودم مادرم به بابام گفته بود پاشو برو ببین پسرت درسش چجوریه؟ بابام اومده بود مدرسه رو پیدا نکرده بود برگشته بود خونه
 
 
خداوندا هر خریتی رو تجربه کردیم به جز خر پووووولی
آن را نیز به ما عطا ف
سلام.یکم طول ميکشه به اینجا عادت کنم و جاهای مختلفشو بفهمم کجاست. با این حال شروع ميکنیم.خیلی حرفا دارم از جمعه. از هرچیزی که روال دعواهای روزانه ی خونه رو تغییر ميده متنفرم! ميخاد عروسی باشه یا شهربازی یا هر کوفت و درد دیگه ای. جمعه رفتیم عروسی و چون راهش دور بود نیاز به ماشین داشت و بابام سر لج افتاده بود ماشین نميگیره. جلوی پسرداییم مامان و بابام داشتند دعوا ميکردند خخخ.  بیخیال عروسی که غرامو تو وبلاگ قبلی زدم ولی اینو بگم که آخر سر زفه ر
غرب زده، بالاخره یا ميخوری یا ميزنی. غرب هم همین است به بعضی‌ها که مي‌رسد یک مشت توی سرشان مي‌زند، طبیعتش وحشی است. از زمان بربرها، ساکسون‌ها و گال‌ها همین طور بود. اما یک کم که بزرگ‌تر شد دیگه فقط مشت نزد، لگدی هم مي‌پراند. این طور شد آن‌هایی که هم لگد خورده بودند هم مشت، شدند غرب‌زده.
غرب‌زده‌ها دو نوع هستند، همین طور که آدم‌های توی دعوا دو نوع هستند. بعضی‌ها فقط مي‌ایستند و کتک مي‌خورند، بعضی دیگر هم مي‌خورند هم مي‌زنند، شاید هم ب
 
دانلود آهنگ جدید پازل باند به نام ببینیم همو
Download New Music Puzzle Band – Bebinim Hamo
پازل باند ببینیم همو
دوباره بارون مياد آروم ميکوبه روی شیشه دلم روم نميشه رد پاهات مث زخمي که ميمونه تا همیشه دلم آروم نميشه روت تو روم وا شد دوباره دعوا شد یه نفر رفت و یکی دوباره تنها شد اونکه که عشقم بود پشتم بهش گرم بود یخ زده قلبم واسه اونکه سرش گرم هی یه کاری کردی که تو رو همه واستم حیف تقصیر تو که نبود من خودم خواستم هی یادته ميگفتی ببینیم همو کی بگو کی .
ب
سلام
مقدمه اول:
همیشه به خانومم گفتم ازدواج یعنی شروع اختلافا. شما دو تا لیوانو هم که کنار هم بذارید یه جیرینگ صدا ميدن اولش. حالا در نظر بگیرین دو تا انسان کاملا متفاوت، با دو تا شخصیت کاملا متفاوت، با دو تا فرهنگ و محیط کاملا متفاوت، دو تا جنس کاملا متفاوت و هزارتا دیگه ازین کاملا متفاوت ها،‌قراره بیان زیر یه سقف و با هم زندگی کنن اونم بصورت مشترک! همینجا عمق فاجعه پیداس که چه مسائلی ممکنه پیش بیاد.
مقدمه دوم:
ازدواج پیوند دو نفر نیست. ازدوا
دانلود آهنگ جدید پازل باند بنام ببینیم همو با بالاترین کیفیت










Download New Music Puzzle Band – Bebinim Hamo
ترانه: هادی زینتی , موزیک: هادی زینتی و عماد طغرایی , تنظیم: پازل بند
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید پازل باند بنام ببینیم همو :
دوباره بارون مياد آروم ميکوبه روی شیشه دلم روم نميشه رد پاهات مث زخمي که ميمونه تا همیشه دلم آروم نميشه روت تو روم وا شد دوباره دعوا شد یه نفر رفت و یکی دوباره تنها شد اونکه که عشق
به استناد سایت آیین دادرسی دینا گرایش های روزافزون به بهره گیری از وسایل الکترونیکی و فناوری های جدید نهایتا سبب شد تا در بسیاری از کشورها بحث مربوط به سند الکترونیکی و اعتبار آن از جنبه های حقوقی مورد بحث قرار گرفته و مقررات شایسته ای در ارتباط با آنها به تصویب برسد . همین مطلب سبب شده است تا در قانون تجارت الکترونیک تعریف اسناد الکترونیک مورد توجه قرار گیرد . علاوه بر آن ، در بحث اعتبار سند الکترونیک این ماده مقرر شده است : " اسناد و ادله اثب
#بگو_سیب 
#دل_نوشت_ناب
#پارت_بیست‌و‌پنج
سری ت داد و با زمزمه ی به سلامت بدرقم کرد.ک.رو به سمانه لبخندی زدم و ازش بابت چای تشکر کردم و با سرعت از آموزشگاه خارج شدم.کمي دیر شده بود و محال بود قبل تاریک شدن هوا برسم خونه، راهم وبه سمت ایستگاه بی آرتی
کج کردم و با نشتن روی صندلی های ایستگاه، منتظر اتوبوس کمي به اطرافم دقیق شدم.
نمي دونم چرا، ولی حس مي کردم کسی داره تعقیبم مي کنه.یه حسی مثل حضور یه سایه قدم به قدمم، چشمام اطرافم و کاوید و با ندیدن چ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب