نتایج مطلب ها برای عبارت :

می خوام وارد گرو خانمها بشم

مي خوام بگم لعنت به هر چی سرما خوردگیه، ولی یادم مياد که آدما چقدر مشکلاتشون بزرگ تر از یه سرماخوردگی و گلودرده! 
مي خوام بگم لعنت به مشکلا، ولی مي بینم عامل اصلی همه ی مشکلات خودمونیم!
مي خوام بگم اصلا لعنت به خودمون، ولی خدا پیش دستی مي کنه و ميگه "ولی شما ها برای منید؛ چه خوب و چه بد"
ادامه مطلب
منم مي خوام ، مي خوام داد بزنم بلکه صدام به یه جایی برسه
منم ميخوام دیده بشم جذاب باشم یکی باشه 
هه حتی نوشتن این چیزا اینجا داره خردم ميکنه، شاید دیره شاید عشق یه چیز بچگونس، شاید برا ۲۰ ساله هاس
شاید برا این حرفا دیگه بزرگ شدم اما من دلم خیلی چیزا ميخواد که به موقعش نداشته مشون هنوزم ندارمشون
و عزیزم، توی تابستون نوزده سالگی‌م، وقتی که بالاخره توی اتاقم بودم (چقدر پسوند مالکیت مي‌تونه زیبا باشه)، به چمدون صورتی‌م که پر از لباس بود، و من هم حتی تصميم نداشتم که خالی‌ش کنم چون دو ماه دیگه باز باید برمي‌گشتم، خیره شدم و فک کردم من نميخوام این‌طوری زندگی کنم.
نميخوام هی از دست بدم. نميخوام هی دلتنگ بشم
الان که این رو مي‌گم، ناراحت نیستم عزیزم. روزی هزار بار اون جهنم امتحانات رو با الان که فصل سوم Stranger things و Handmaid's tale رو مي‌بین
مراقبت از پوستارسال شده از سایت دیدچه نتایجی از دیگر سایت ها:برنامه کامل مراقبت از پوست صورت و رسیدن به جذابیتبرنامه مراقبت از پوست صورت برای داشتن پوستی زیبا. این برنامه بسیار آسان است که مي توانید فقط با چندین عنصر ساده در خانه انجامش دهید.مي توانید این را جایگزین روش های گران قیمت و بعضا سمي که به شما در صرفه جویی وقت، پول و . . 5 تـکـنـیـک مراقبـت از پـوسـت صـورتمراقبت مناسب پوست، از شناختن نوع پوستتان شروع مي‏شود. 5 نوع پوست وجود دارد: خ
نیاز دارم کسی دوسم داشته باشه، کسی در آتش عشقم بسوزه، کسی من رو بخواد
آه دنیای لعنتی دست از سرم بددار، نه تو چنین چیزی داری به من بدی نه من تاب چنین حسی رو.
چرا تینقدر بی‌کس و تنها باید باشمم؟ دِ لعنتی پس ميم چیه؟ ميم عاشقم نیست من هیجان عشق ميخوام، من سوختن ميخوام. لعنتی تو کی مي‌خوای بفهمي اینا همش توهم ذهنیه و تو هیچ‌وقت به این چیزی که مي‌گی دست نخواهی یافت. این همون محاله پس دست بکش از این محال.
لبیروت گوش بدم که حالم فقط با این م
+ بچه‌ها مي‌خواین راجع به یک چیزی با هم صحبت نکنیم؟

فارغ از شرایط کنونی، یه مسئله‌ای برام جالبه. گاهی آدما ميگن "ميخوام تنها باشم" و منظورشون اینه که "لطفا بمون و حرف بزن"؛ گاهی ميگن "ميخوام تنها باشم" و منظورشون اینه که "نميخوام حتی یه مورچه هم کنارم باشه". و طبیعیه که بقیه (حداقل اکثر بقیه!) نفهمن بالاخره برن یا بمونن. فهميدن این مسئله به نظرم خیلی به دردم بخوره.
حال این روزهام من رو یاد وقتى ميندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه ميشه؟! مگه ميشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف ميشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا ميگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
حدود 39 روز دیگه محرم امام حسینه.
این یه انگیزه خیلی بالاست که به نیت با حال خوب وارد محرم شدن، رو کارهام دقت کنم.
بریم سراغ کاراها؟!
1- مراقبه:
سه چهار بار رفتم طرفش.
دفعه آخر از دفعات دیگه بیشتر تونستم پیش برم توش. در جریانید که دیگه؟! (از بخش موضوعات، بخش مراقبه رو انتخاب کنید!)
ولی بازم نتونستم ادامش بدم.
ولی این دفعه دیگه کم نمي ذارم. ميخوام عادت بشه برام دیگه. چقد برم طرفش و ولش کنم.
2- درس:
این 6واحد درسی که برداشتم، یعنی 2تا درس رو فقط نمره 20 مي خ
 واویلا. خودش بود؛ قتلگاه من! قلبم سر جاش بالا و پایین مي پرید. بعد،
یهو تپشش رو توی زانوی پای چپم و بعد توی پاشنه پای راستم حس کردم. اون قدر
موضوع مهم برای فکر کردن داشتم که این یکی خیلی هم مهم نباشه.وارد
اتاق استادان شدیم. خانوم فراندون معرفی فرمودن: این هروه است، استاد
راهنمات. پاتریک و هانری هم از استادای ما هستن. این هم لورانس منشی دوم
لابراتوره.» و با هیجان خاص و لبخند چشمش رو دوخت به د َستای جماعت!هروه،
پاتریک، هانری و خانوم منشی
استعاره انگار براش زیاد مهم نیست.درک نمي کنه وقتی مي گم استوریمو ببین، خود استوری مهم نیست. مهم چیز دیگس. یا وقتی لایکشو مي خوام، تا حالا به این گیر نداده ولی خداوکیلی فالورام همه از دم آدم حسابی! از نظر جایگاه اجتماعی همه بالا. همه نجیب. همه حلال خور همه صفتای خوب که لایکا همه با ارزش.چرا از این لایک مي خوام؟بعضی چیزا رو از توضیحش نااميد مي شم.
از ۱۸ سالگی که رد مي‌شی، دیگه مي‌افتی تو سرازیری. انگار نه انگار که تا دیروز دبیرستانی بودی. انگار نه انگار که نیاز داشتی یکی مراقبت باشه. بعد یهو چشم باز مي‌کنی مي‌بینی نه تنها ۲۰ رو هم رد کردی، بلکه ۲۱ سالگیت هم تموم شده و وارد ۲۲ شدی. لحظه‌ی بدیه وقتی به این فکر مي‌کنی که دیگه کم‌کم باید مسئولیت زندگیت رو قبول کنی و رو پای خودت بایستی، چون با هر دین و ملیتی حساب کنی دیگه بزرگسال به حساب ميای!
اینا دیگه کلیشه شده از بس که گفتم. از بس گفتم ک
آخر همه‌ی حرفا این‌طوری مي‌شم که مي‌گم یه روز برمي‌گردم و لیسانس ادبیات مي‌گیرم اما حالا برای کسی که دنبال یه چیز تازه و وسیعه این انتخاب عاقلانه است؟
انتخاب بر چه اساسی؟تکانشی؟احساسی؟ حتی وابسته؟
به چه اميدی واد دانشکده‌ بشم درحالی‌که حتی مطمئن نیستم آدمایی که الآن ميخوام به خاطرشون تصميم بگیرم چقدر قراره بمونن و کجای زندگی من باشن و چه ميزان از اون رو اشغال کنن
و آیا این همون چیزیه ميخوام؟این همون چیزیه که من سال‌ها است وقتی چش
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_سوم
.
چند روز نه غذا خوردم نه چیزی 
چهارشنبه مامان و بابا پایین حرف مي زدند 
رفتم پایین
- من تصميمم رو گرفته ام
من با محمد مي خوام ازدواج کنم
هیچی از ثروت شما نمي خوام
خودم رو ممنوع الارث کنم خیالتون راحت ميشه؟
ادامه مطلب
احساس خشم زیادی نسبت به یه نفر دارم، چند دور ماجرا رو با خودم دوره کردم، همچنان نمي‌دونم کی مقصره؟ اصلا شاید مقصری وجود نداشته باشه واقعاهمش ميخوام دنبال مقصر نباشم
ولی وقتی عواقب کارش احساس و زندگی ام رو تحت تاثیر قرار داده ، هر چند کم!! عصبانی مي‌شم
دوست دارم نسبت به قضیه بی تفاوت باشم تا اینقدر در عذاب نباشم دوست دارم خودم رو جای طرف بذارم و بهش حق! بدم
یه مدت دعا مي‌کردم که آروم شم ، بعد یه مدت خشمم غلبه کرد و پر شدم از نفرت
ميخوام ب
اِدی: من مي خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ مي فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم مياد.
اِدی: چی؟ بدت مياد؟ چرا؟
جک: مي دونی ، اینایی که ميگی ، به روحیه ات نمي خوره. تو دوباره ميری سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض مي شن جک 
جک: روز ها عوض ميشن، ماه ها عوض ميشن ، فصل ها عوض ميشن، ولی آدما هرگز عوض نميشن.
ادی: چرا عوض مي شن، خود تو هم عوض ميشی. مي دونی مي خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات مي فر
یکی از خصلت های بنیامين ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمي خوام برم ایران و مي خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همين بنیامين هميشه ميگه تو چرا عین اینا صحبت مي کنی خخخخخ)
بنده های خدا نميدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همينجوری
اینکارو نمي کنم ولی هرحس خوبی از هرچی بگیرم، دوست دارم گوشیو دست بگیرم و بگم اون حس مثل توه. مثلاً طعم بادمجون و گوجه سرخ شده یا خربزه مشهدی یا همين عطرِ خیار! هميشه از بچگی وقتی کسی کِرِم خیار مي زد، یه عطری تو فضا مي پیچید که دوست داشتم یقمو چاک بدم. یا خیارِ تازه. گاهی یک کیلو مي خورم بعدش دیگه تا سِرُم نزنم معدم آروم نمي گیره. اصلاً عطرش منو مي گیره. یکی که بخورم، باز مي خوام. باز مي خوام. چون خنکه. تازس. طعمش شاده و زندس. خیلی لازمش دارم. عشقمو
خب اینجوره که من بند خوابم. خواب پناه منه، فرارم از دنیای ملال‌انگیز. منتها این حالی نیست که ميخوام. ميخوام بدوام، با تمام توان و بی‌وقفه و خواب مثل استراحتگاهیه که زود به زود تو راه هست، بد نیست منتها جوری شده که نگاهم دنبالشه، اميدوام تا به این استراحتگاه برسم و راستش هنوز نگاهم ایدئولوژیکه و دوست ندارم چنین زندگی‌ای رو که به خواب پناه مي‌برم، دلم تکاپو مي‌خواد اما مری دست بردار تکاپو کجا بود آخه؟ نمي‌دونم زندگی چیه احساس مي‌کنم د
پس از سفر شاید بیشتر از 10 روز ساعت 12 به لطف پرودرگار وارد خونه شدم  از این که از تنهایی در اومدم  احساس خوشوقتی مي کنم.کی بوده که برا  اولین بار گفته هیچ جا خونه خود آدم و هیچکس خونواده آدم نميشه؟نمي خوام مثل قبلنا خاطراطمو  به ریز بنویسم همين قدر کفایت ميکنه.امروز بس که از خاطرات سفر تعریف کردم  زمان برای نوشتن مطلب با قلم برقی(تایپ) و قلم سنتی باقی نموند.هم اکنون چشمان مبارکم خبر داد جناب خواب تشریف فرما شدن و باید برم لالا.
 
 
قرص جینسینگ کره ای Korean Ginseng قرص تقویت کننده قوای جنسی و جسمي ، انرژی زا و تقویت کننده فوق العاده بدن و رفع خستگی کوفتگی و بی حالی
برخی از ویژگی
Ginseng
تقویت جنسی و درمان زودانزالی مردان
جینسینگ
عوارض قرص جینسینگ
قرص افزایش جینسینگ
قرص افزایش وزن جینسینگ
قرص افزایش وزن و چاقی جینسینگ creajensing
قرص جینسینگ
قرص جینسینگ ایرانی
قرص جینسینگ برای خانمها
قرص جینسینگ قرمز
قرص جینسینگ چیست
قرص چاقی جینسینگ اصل Ginseng
قیمت قرص جینسینگ اصل
قی
سلام 
به تدریج مي خوام دوباره اینجا رو فعال کنم، اميدوارم هنوز هم نوشته های مهراد فروتن مخاطب داشته باشه.
احتمالا تمرکز این دوره ی .: حقیقت زندگی :. روی روابط بین انسان ها خواهد بود. 
تو این مدت کجا بودم؟ درگیر تحصیل و کار
چی شد دوباره مي خوام بنویسم اینجا؟ به دلایل شخصی 
چه خبر؟ چه کارا مي کنم؟ کارشناسی ارشد تموم شد، الان مشغول کار هستم و تقریبا نود درصد وقت آزادم به کتاب خوندن مي گذره. 
در کل حالم چطوره؟ غمگینم . به هزار دلیل که فعلا قصد ندار
هر روز در توئیتر ژانر جدیدی راه مي افتد. یعنی فردی توئیتی مي کند و بقیه مشابه همان موضوع، توئیت مي کنند. گاهی این ژانرها کوتاه است و زود تمام مي شود و گاهی طولانی است. معمولا هم یافتن نقطه‌ی شروع ژانر کار ساده ای نیست. این بار کسی با موضوع آن چه مي گوییم (و آن چه واقعاً مي‌خواهیم بگوییم)» توئیت کرده است. تعارف‌ها و حرف‌های دروغ. سعی کردم اکثر موارد را جمع آوری کنم:حالا گفتن نداره ولی. (با جزئیات مي گوید)البته نمي خوام ناراحتت کنم اما. (ناراحت
همون جوری که در چند پست قبل بهش اشاره داشتم امسال
ان شاءالله  مي خوام عینکم را عوض کنم! یا شاید بهتر باشه بگم مي خوام
عینک بذارم  چون مثبت اندیشی در حقیقت دیدن چیزهایی هست که قبلا اصلا به
چشمت نميمدن.
یکی از ثمرات این کار شکرگزار شدن و افزایش ایمان هست که خودش کلی
حال دل آدم را خوب خواهد کرد و دیگری راضی شدن به رضای خداست و حاصل نهایی
اش لذت بردن از زندگی. با کلی چیز حال خوب کن دیگه.


حالا چه جوری باید این کار را انجام بدم؟!

کلا با کنترل ذه
خواب دیدم رفتم تو یکی از مناطق بحران، نمي‌دونم سرپل ذهاب بود یا خوزستان. بعد آقای رئیسی اومد بازدید کنه، منو دید یک‌کاره گفت ميخوام اینجا بیمارستان بسازم، ميای کار کنی؟ گفتم من ميخوام فقط مامای زایشگاه بشم. اونم تو یه دفتر بزرگ که داشت حکم تاسیس بیمارستان رو صادر مي‌کرد نوشت خانم فلانی، مامای زایشگاه! من گفتم ولی من مهر و نظام و اجازه‌ی کار ندارما! تقریبا دوید وسط حرفم و یه‌کم تند شد و گفت وقتی حکم قضایی باشه، دیگه مهم نیست! گفتم آهااا!
خیلی بده که چیزی که در اسلام مایه مباهات و نشونه اوج احترام به شخصیت زنه، از طرف بعضی منورالفکرها کوبیده ميشه و بعنوان نگاه اقتصادی به زن قلمداد ميشه!
خانما گول این حرفای بظاهر قشنگ رو نخورید.مهریه یه تلنگره به مرد که خانمتو مفت و مجانی به دست نیاوردی.
 یه لباسم بخواین بخرین باید سر کیسه رو شل کنید، اونوقت تشکیل زندگی همينجور رایگان؟ 
آقائه توییت کرده که کمپین نه به مهریه! نه به نگاه اقتصادی به زن! 
مدیونید اگه فک کنید زورش اومده مهریه بده!
گوشه‌ی اتاق انتظار نشسته‌ و منتظرم تا خانمِ مسئول اسمم را صدا بزند.
دوباره همان‌ پسرک ۴،۵ ساله‌، که موقع ورود به گوشه‌ی راهرو‌ فرار کرده و گریه مي‌کرد، در حالی که پدرش دستش را به زور مي‌کشد از درِ بخش اتفاقات با گریه داخل مي‌آید، همزمان مادر و خواهر ۳،۴ ساله‌اش هم از درِ دیگر وارد مي‌شوند.
پسرک در حالی که بخش را روی سرش گذاشته و فریاد مي‌کشد "نميخوام، نميخوام،من اصلا آزمایش ندارم" و عده‌ای را به خنده انداخته به سمت آزمایشگاه مي‌رو
دارم فکر مي‌کنم الان با چه رویی اومدم اینجا و ميخوام بنویسم یا حتی چرا دوباره ميخوام بنویسم و بهتر نیست مثل این مدت که نبودم و اتمسفر از نوشته‌های چرت من منزه بود، صفحه رو ببندم و برم دینی‌مو بخونم و به مدیر مدرسه فحش بدم و به مامان بگم لطفاً لباسای آریسا رو ببره اون یکی اتاق و انقدر کشوهای منو اشغال نکنه زیرا که همهٔ وسیله‌ها و جایزه‌های چرتی که مدرسه داده قریب به یک ماهه رو ميز پخش و پلان (‌الان فهميدین من شاگرد اول شدم یا بیشتر توضیح
از بی‌نام و نشون بودنِ این‌جا خوشم مي‌آد؛ از این‌که بی هیچ قرار و قولی دلم مي‌خواد این چند روز هی بنویسم. مي‌دونی، بعضی وقت‌ها واقعا مي‌ترسم که از پس زندگی برنیام. شاید خیلی ساده‌ست، نمي‌دونم؛ اما این‌که هم‌زمان باید حواسم به هــزارتا مسئله باشه و بتونم تعادل بین اون‌ها رو هم حفظ کنم، من رو مي‌ترسونه که نکنه نتونم. ميخوام واسم مهم باشه که چی گوش مي‌دم، با کی صحبت مي‌کنم، چه فیلمي مي‌بینم، کجا مي‌رم، چی مي‌پوشم. ميخوام همه‌شون
تو مي‌شنوی صدامو
خودت گفتی تو دلای نگرانیتو دل آدمای نااميدی که جز تو کسی رو ندارن.
منم الآن جز تو کسی رو ندارم.
امروز که قرآن خوندم همون چیزایی که تا الآن حفظ کرده بودم ازشون خواستم از کلمه‌ها خواستم دعام کنن، ازشون خواستم بگن که یه روزی من بهشون متوسل شدم و الآن کمکم کنن به خاطر همون روزای هرچند کم و بی‌توجه.
نیمه‌ی شعبانهمي‌گن اماما جشن و شادی رو بیشتر دوست دارن، و بیشتر حاجت مي‌دن.الآن که عیده و دلتون شاده دل مارم شاد کنیدخواسته‌ی
من آدمي نیستم که بخوام توجه‌ها رو به سمت خودم جلب کنم. وبلاگ برام فرق داره، انگار یه گوشه نشستم، آدم‌ها هم ميان و رد مي‌شن و خیلی وقتا کاری بهم ندارن. در راستای مبارزه با این ویژگیم:کانال تلگرام
اگه که خواستین. ميخوام یاد بگیرم واسه آدم‌ها حرف زدن رو. 
بالاخره کنکور رو دادم و تموم شد!فارغ از اینکه خیلی ناراحت بودم که بیشتر نخوندم که لااقل خیالم آسوده باشه که جایی که ميخوام قبول شم، از اینکه تا آخر تابستون پرونده‌اش بسته شده بسی خوشحالم!
هنوز اون جور که باید استراحت نکردم، بعد کنکور که خیلی خسته بودم و همش افتاده بودم، روز جمعه به نظافت خونه! گذشت، و از شنبه هم اومدم سرکار! ضمن این‌که به دوستم قول دادم تا دوشنبه تمرینش رو براش انجام بدم! و همچنان پرونده پروژه کارشناسیم و اون یه درسی که مي
این که با اون فرد خاص مشکل داریم به شدت منو عصبی کرده. خواب آشتی کردن باهاش رو ميبینم، هر ساعت بهش فکر ميکنم، تو فکرم باش دعوا مي‌کنم. خلاصه که خیلی وضع بدیه و ميخوام که یا برام مهم نباشه یا آشتی کنیم. حس ميکنم نیاز دارم کمک بگیرم.
یه مدت بود که یه آهنگ ریميکس از الیسا تو پلی‌لیستم بود، خیلی بهش توجه نمي‌کردم. نشستم یه‌ذره دقیق‌تر گوش دادم، دیدم یه بخش‌هایی رو متوجه مي‌شم، ازش خوشم اومد. رفتم اصلی‌اش رو دانلود کردم، بیشتر به دلم نشست. متنش رو سرچ کردم، بازم بیشتر به دلم نشست. الان از این آهنگ‌هایی شده که یه‌سره رو دور تکراره. 
بعضی از آدم‌های خوب زندگی‌مون رو همين‌طوری پیدا مي‌کنیم؛ حتی اگه ارتباط‌مون خیلی کوتاه و مقطعی باشه. 
تیتر یه بخش از همين آهنگه که دوستش
یادم نمي‌آد که قبلش داشتم برنامه مي‌ریختم یا بعدش؛ نمي‌دونم کی نااميد شدم که اومدم و این‌جا نوشتمش، ولی مي‌دونم که دیگه هوا کم کم داره روشن مي‌شه واسه من. امشب وقتی واسم نوشت بی‌شوخی چی از جون خودت مي‌خوای؟» من بعد مدت‌ها دوباره فکر کردم که چی از جون خودم ميخوام. مگه همه این تلاش‌ها و دوییدن‌ها واسه این نبود که وقتی مي‌ایستم جلوی آینه، تصویر توی آینه از ته دل خوشحال باشه؟ مگه قرار نبود مسیر خودش لذت‌بخش باشه؟ حالا که جز ناراحتی و ا
 حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمي‌گیرمدلم از كسی گرفته كه ميخوام براش بميرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو مي‌رم، عاشق كن منو نشكن
از بین آدم‌هایی که مي‌تونم بهشون تبدیل بشم، چرا اون دختر با پشتکاری نباشم که صبح‌ها زود بیدار مي‌شه و انقدر تلاش مي‌کنه تا کم‌کاری‌های دوران کارشناسی رو جبران کنه، هر روز 3 تا زبان مي‌خونه، انقدر با اعتماد به نفس و باسواد شده که لب‌مرزی نیست و راحت پست‌هایی که مي‌خواد رو به دست مياره. اون وقت دیگه کسی نیست که بخواد شک داشته باشه من برای استخدام خوب هستم یا نه.
امشب گودبای پارتی داریم.
دوتا از همکلاسی های ارشد ميان خونم.
منم برخلاف مهمون های قبلی که ماکارانی درست مي کردم، مي خوام از این دو دوست مهربان با الویه پذیرایی کنم.
آخه اینا دفعه اول و آخرشونه که ميان اینجا.
در خونه رو که باز کردم، رفیقان جان با یک عدد کیک بزرگ اومدن داخل.
و بالاخره شیرینی پایان سربازی رو خوردیم.
بعضیها را، آدم وقتی مي ره سر توالت فرنگی مي شینه،یادش بهشون مي افته!مي دونید!دیگه در این حد صميميت بوده. منتهی شماره را پاک کردم، ناچار شدم اینجا یادش کنم! عذر مي خوام. حدسی اگه دارید مي تونید بزنید که حالا چرا اونجا! یک ساعته دارم فکر ميکنم خدایا حدث انگار یک چیزیشه! چرا اینجوریه شکلش! تا بالاخره فهميدم حدس درسته اون اشتباهیه حدیث است، یکم شبیه اینه!  
مي خوام خوابت رو ببینم
مي خوام توی این شب سرد
مي خوام که بازم بخوابم
آره تا خود صبح
مي شه باشیم مثل قدیم؟
بیدار باشیم تا خود صبح
الان داری چی ميکنی؟
تو هم هنوز مثل منی؟
شاید گذشت دوره من
اما هنوز این پسره
همش به تو فکر ميکنه
اما خودش مي دونه که
کاشکی بازهم باهم بودیم
کاشکی که این آدم و تو


 


مي خوام دستت رو بگیرم
بازم کنارت بشینم
تو رو تو خواب بغل بگیرم
کنار تو بشینم
من و تو و دیوونگیم؟
با هم دیگه گپ بزنیم
مي خوابی تو ی
همکاری با سایت پوشه نما
سلام
من یک سایت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
مي خوام به یکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سایت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایميل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنیم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سایتتیک درس
رئیس مرکز مطالعات ارتش گفت: وقتی ناو بالگردبر آمریکا وارد مدیترانه مي‌شود یا ناو هواپیمابر نیميتز وارد اقیانوس هند مي‌شود یا وقتی هواپیما‌های اف ۲۲ وارد پایگاه الظفره امارات مي‌شوند همه این‌ها توسط کارشناسان و تحلیلگران ما بررسی مي‌شود و متناسب با تهدید‌ها ظرفیت‌های دفاعی لازم اتخاذ مي‌شود.
 
سلام
من یک سایت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
مي خوام به یکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سایت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایميل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنیم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سایتتیک درس
دیگه خیلی وقته که از چالشی که وبلاگ مونولوگ(تسنیم) راه انداخته بود گذشتهاین پستم به خاطر این که گفته بودم شرکت مي کنم،گذاشتم.
+ هم اکنون یه همچین خونه ای که برای خودم باشه تا بتونم هر بلایی که مي خوام سرش بیارم رو از خداوند بزرگ خواستارم. :)
+ ببخشید عکس هم بی کیفیت شد.
سلام یادتونه فرایند گیت خصوصی رو براتون ارسال کردم توی این پست{لینک}
امروز مي خوام فرایند بارگزاری کد هاتون رو توی سرور اصلی برای مشتری یا خودتون توضیح بدم.
سرور دیپلوی کننده www.deployhq.com با وصل شدن به سرور گیت شما کد ها رو مستقیم ميریزه توی سرور شما راحتترینش ftp است که فکر کنم بلدید هر سوالی بود بگید در خدمتم.
سلام.
مي خوام در مورد فانتزی هام صحبت کنم.نمي دونم شاید روزی به واقعیت تبدیل شد.من تو وبلاگ قبلیم در مورد چادر مطلبی نوشته بودم دوستانی که وبلاگ قبلی من رو دیده بودن حتما یادشون هست.نوشته بودم که من دوست دارم چادر سر کنم ولی مي خوام اول در مورد چادر و حجاب مطالعه کنم که وقتی تصميمم رو گرفتم دوباره چادر رو کنار نذارم چون سال قبل چادر رو گذاشتم کنار.
حالا فانتزی من اینه که بعد از مطالعه چادر سر کنم و محجبه هم که هستم.بعضی از دخترها رو که مي بینم حج
دلم برای پیتر تنگ شده. من معمولاً دلم برای کسی تنگ نمي‌شه. معمولاً سراغ کسی رو نمي‌گیرم، از کسی خبر نمي‌گیرم، احوال کسی رو نمي‌پرسم، به کسی نمي‌گم بیا بریم ببینمت. نه که دلیل خاصی داشته باشه، صرفاً چون نميخوام مزاحم کسی بشم. و البته اینم هست که نميخوام با جواب منفی دیگری روبه‌رو بشم، مگر اینکه اون فرد به نظرم خیلی قابل توجه باشه. و به غیر از این موارد، آدمای زیادی نیستند که به نظرم خسته‌کننده نرسند. پس بیشتر سعی مي‌کنم پذیرنده باشم، پ
بعد از چاپ کتاب شهید ابراهیم هادی ( سلام بر ابراهیم ) ، منطقه فکه و مخصوصا کانال کميل خیلی سر زبونها افتاد. 
همراه با سید ميلاد و چند تا از خادمين شهدا رفتیم فکه .
فکه بوی کربلا مي داد غربت عجیبی داشت ، عطش رمل گرمای سوزان بیابان فکه عجیب شبیه کربلا بود.
این حالات در رفتار سید ميلاد مشهود بود که قدم در وادی مقدسی گذاشته ، پاهای اش گواه مدعی من بود. رسیدیم پشت کانال ، سیم خاردارها مانع عبور به کانال شد.
 بی اختیار زانوهامون سست شد و دیگه اشک
تصميم گرفتم امروز زرشک پلو با مرغ بپزم.برای اولین بار.احساس مي کنم این کار از کنکور دادن هم سخت تره.الان هم مي خوام برم و دستور پختش رو از اینترنت بگیرم.اميدوارم خوشمزه بشه.نتیجه ی پخت غذا رو بعدا مي گم.دیروز بالاخره اتاقم رو جمع و جور کردم.بعد از پنج ماه.کف اتاق پر از کتاب و آزمون قلم چی بود به طوری که جای پا گذاشتن نبود.الان اتاقم مثل یک دسته ی گل شده.موندم وقتی رفتم دانشگاه مي تونم از اتاقم دور باشم یا نه.+دوستان عزیز،لطفا و خواهشا دعا کنید که
بعد از نماز شیخی توی بلندگو ميگه:مي خوام کسی رو بهتون معرفی کنم که قبلا بوده، مشروب و مخدرات مصرف مي کرده و هرکثافت کاری  مي کرده، ولی خدا الان اونو هدایت کرده و همه چی رو گذاشته کنار.بعد گفت: بیا فلانی ميکروفن رو بگیر و خودت تعریف کن که چه جوری توبه کردی.طرف اومد گفت:من یه عمر ی مي کردم، معصیت مي کردم، خدا آبروم رو نبرد،اما از وقتی توبه کردم، این مرتیکه واسم آبرو نذاشته! :)))))))))
تحقیقات نشان داده رایج ترین دروغها بین
اقایون: گوشیم انتن نداشت
تو ترافیک موندم
باتری گوشیم تموم شد.
و بین خانمها:خیلی گرون نخریدم
از حراجی گرفتم
تو راهم دارم ميام               است.زندگی،ساختنی است!!!
دعای بخت گشایی و ازدواج سریع
دعای بخت گشایی و ازدواج سریع
برای ازدواج سریع دختر خانمها، به اذن خداوند تبارک و تعالی دعای ذیل را بر روی کاغذ بدون خط بنویسد و در جیب خود به همراه داشته باشد. ان شاء الله پس از چهل روز در صورتی که مانعی مثل سحر یا بستگی وجود نداشته باشد ازدواج خواهد نمود.
دعا احتیاج به نوشتن در ساعت سعد طالعتون و با داشتن اذن استاد موثر واقع ميگردد آن دعا این است :
لا اله الا الله والله اکبر أسالک اللهم بعد أربعین ورحمتک ان تتفضل
به نام‌ خدا
سلام
من‌ دختری‌ هستم‌ دم‌ بخت، از بچگی در خانواده‌ای بزرگ شدم که پدر و مادرم خیلی زندگی سختی داشتند خدا را شکر الان وضع نسبتا بهتری داریم، خودم شاغلم، در روز با دو شیفت کار ميتونم پنج ميلیون در ماه در بیارم، شرایطی برای خواستگارانم در نظر گرفتم که به نظرم منطقی و عادلانه است با توجه به شرایط فعلی جامعه مي‌خواستم نظر شما را در رابطه با آن شرایط بپرسم و اگر لازم شد تغییراتی در آن بدم.
با فرض اینکه خود اقا پسر و خانواده شون مورد
چرا به ميم بسنده نمي‌کنم؟ چرا ميخوام دوسم داشته باشه و عاشق و شیفته و دلباخته‌ام باشه؟ جز اینه که کمبود دارم! زورم به اینه که به من مي‌گه همش هورمونه و به خودش مي‌رسه و اون دختره عشقی وجود داره. چه عشقی چه کشکی؟ آخه ح مهربونه و من مهربونیش رو دوست دارم و اون چیزیه که ميخوام، مگه ميم مهربون نیست؟ مگه دوست نداره؟ چرا ازش دور ميشی؟  ح هم حق داره وقتی مي‌بینه تو کسی رو داری که مي‌بوستت چه انتظاری داری آخه؟ باید رها شی رها کن تا رها شی، یاد بگ
یه روز مسؤول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم مي زدند. یهو یه چراغ جادو روی زمين پیدا مي کنن و روی اون رو مالش ميدن و غول چراغ ظاهر مي شه. غول ميگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده مي کنم…
منشی مي پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!… من مي خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمي از دنیا نداشته باشم … پوووف! منشی ناپدید مي شه…


ادامه مطلب
سلام .امروز مي خوام براتون سایت پیش بینی معتبر معرفی کنم بهترین سایت در این زمينه سایت betbaz club هست که خود من هم از  اون استفاده ميکنم و به شما اطمينان ميدم که از این سایت قابل اعتماد تر نیست.حتی تو سایت های دیگه هم اسم بت باز کلاب تو بهترینها به چشم ميخوره. برای ورود به سایت روی عکس زیر کلیک کنید.
ترم ۸ کارشناسی، دم امتحانا یه سری اتفاق برا من افتاد که حسابی رو نمره‌هام تاثیر گذاشت. این جوری که بهتون بگم، انقلاب رو که کلا منبعش ۷ تا از نامه‌های امام خمينی بود، شدم ۱۲ :| (البته بعدا یه سری از این کلاس مجازی‌ها به پیشنهاد استاد شرکت کردم و امتحانش رو دادم و شدم ۱۸)
همون ترم، سه واحد هم اقتصاد داشتم که البته مربوط مي‌شد به دانشکده‌ی عمران و یه استاد خیلی خوبی هم داشت. یه روز صبح بیدار شدم و دیدم تو سایت آموزش نمره‌های اقتصاد رو ثبت کردن و
در نهایت باید بدونی که چیزهای جالب زیادی وجود داره. حتی اگه خبری از آستین‌های بلند ِ راه‌راه سفید، دست‌های آفتاب خورده، شاخه‌های نازک و سبز درخت‌های آزاد و نور جزیره نباشه. 
تو هميشه ساعت‌ها از چیزهای طلایی حرف ميزدی. ذره‌های درخشنده. تلألو خورشید روی موج‌های مدیترانه. مي‌گفتی حتی اگه کنار دریای شب راه بری دوست داری نورهای طلایی چراغ‌های شهر رو ببینی. نورهایی که هميشه رنگ‌های قشنگ و متفاوتی بینشون پیدا ميشه. شهر کجاست؟ روی کاغذهای ب
برای اولین بار بعد ۷_۸ سال توی‌مجازی بودن ميخوام بگم :  """ تولدم مبارک """ :)))







+شاید چون وبلاگ هست تونستم بنویسم (بگم)وگرنه . آدمي نیستم که تبریک تولد و این صبتا بخوام^_^
+اینم بگم که تو بیستُ‌سوم اردیبعشق♡ . بیستُ‌سه سالم شد
+بیستُ‌سه سال و ۹ ساعت و ۲ دقیقه و nثانیه
+این عکسُ خیلی دوست دارم با اینکه سیاه‌سفید ِ و خیلی‌آ گفتن حس خوب و شادی نداره   ولی مهم #احساس منه که ميگه این عکس حال‌خوب کنه
دریافت
من به لگو مي‌گفتم "خانه‌سازی"! یعنی تموم همسن‌هام و حتی غیر همسن‌هام هم همينو مي‌گفتن! و البته خواهند گفت.
ميخوام بگم یاد بچگیام افتادم که یه خونه درب و داغون درست مي‌کردم و از خراب کردنش لذت مي‌بردم. الان هم فک مي‌کنم بچه‌م. این وبلاگ هم حکم همون خونه‌سازی رو داره نسبتاً واسم. یه نوع خالی کردن خشمه فک کنم. شاید هم نه.
____
پس اگه فردا وبلاگ رو باز کردی و آزاد رو ندیدی، فحش رو نکش بهش، دوباره خونه رو مي‌سازه، یحتمل دوباره هم خرابش مي‌کنه
اومده بم ميگه پول بدع ميگم نميدم 
خرس گنده جایی که برع کار کنه اومده از من پول ميگیره ولی خیلی حال کردم قشنگ قهوه ای شد 
منم بعد پشیمون شدمـ گفتم بیا برو با رفیقاتـ خوش بگذرون گف نمي خوام 
منم گفتم نخواه خودم ميرم بیرون خوش مي گذرونم 
یع پسر اینجوری کوچک مي شود :/
متاسفانه اکثر بجه های بومي را طرد و از محل ست و زادگاه خود به استان سیستان و بلو چستان نیرو وارد مي کند این را ارگان های نظارتی و بازرسی دراستان سرچ و بررسی کنند نترسند هر مقامي است شما آن را در معرض جستجو قرار دهیدابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
بعد از موفقیت در پروژه ی پاکسازی تبلتم از تلگرام و واتساپ و حتی روبیکا :)) ميخوام اومدن به وب رو هم سازماندهی کنم ان شاء الله
امشب سر ساعت دوازده شارژ نتم تموم ميشه و من ميرم که ببینم  چند روز ميتونم دووم بیارم و شارژش نکنم:))
البته الان که مي نویسم اصلا حس نميکنم کار سختی باشه ⁦^_^⁩
و وقتی برگشتم ان شاء الله سعی ميکنم اومدن به وب رو با برنامه کنم تا بتونم به برنامه های دیگه م هم برسم.
لطفاً با دلهای پاکتون برام دعا کنید 
سخت محتاج دعام.
کار این کد چیه ؟
نوشته شده به زبان پایتون +batch
این کد پوشه یا فایل های شما رو رمز گذاری ميکنه و هروقت که خواستید ميتونید پوشه خودتون رو باز کنید .
شاید شما اطلاعاتی دارید که نميخواهید کسی ان ها را ببیند
آموزش استفاده :
هنگامي که فایل رو باز کنید از شما پرسیده ميشه که چکاری ميخواهید انجام دهید .
با وارد کردن شماره از 1 تا 4
شماره ها :
1.ساخت پوشه رمز دار جدید
2.رمز دار کردن فایل موجود در کامپیوتر
3.باز کردن وبلاگ توسعه دهنده (این وبلاگ)
4.خروج
توضیح بخش
با محیا رفتیم افتتاحیه فیلم سینمایی ما همه با هم هستیم، جدیدترین ساخته کمال تبریزی. کجا؟ رویال هالِ اسپیناس پالاس! جایی که برای یه قلوپ آب، باید چند برابر پول بدی، جایی که سیب‌زمينی سرخ کرده سایز کوچیک پنجاه هزار تومان و آب طالبی سی هزار تومان قیمت‌گذاری شده! در مورد هزینه‌هاش چیزی نميخوام بگم!
در مورد مردم (خاصه خانم‌ها و خاصه‌ نوجوون‌ها) که چرا وقتی مي‌خوان برن اسپیناس پالاس، ویژه آرایش مي‌کنن و مثل عروسی لباس مي‌پوشن هم چیزی نمي
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی مي کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی مي کردن.
مي گفت منم ميخوام بیام گچساران
بهش مي گفتن مامان نمياد ها!
مي گفت چرا مياد
شب که توی گهواره تش مي ئادم باهام اتمام حجت مي کرد که من فردا مي خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
و عزیزم، واقعا به ندرت زندگی‌م انقدر شلوغ بوده. به ندرت انقدر به چیزای مختلف مجبور بودم فک کنم. نمي‌دونم نوشتن مي‌تونه کمک کنه یا نه. 
مي‌دونم که همه‌ی اینا برای اینند که تميز بشم، و مي‌دونم که لازمند. صرفا نميخوام کل عمرم در حال تميز شدن باشم. 
دیروز در نهایت شروع کردم به تلاش کردن تابستونی. آهنگهای قدیمي‌م که از سر ترسیدن از گوش‌ کردن به آهنگ‌های جدید گوش مي‌دادم، پاک کردم و آهنگ‌های جدیدی رو شروع کردم. با وجود ابن که بی‌نهایت سخته،
سلام و عرض ادب خدمت بازدیدکنندگان وبلاگ کتابخانه 
متاسفانه مدتی هست وبلاگ به روزسانی نشده.امروز چند تا پیام دیدم که در بخش نظرات کاربران برایمون ارسال کرده بودید.بابت تاخیر پاسخ عذر ما را بپذیرید.
در مورد زمان و فعالیت کتابخانه برای آقایان سوال شده بود.کاربر عزیز کتابخانه همه روزه  به جز ایام تعطیلات رسمي برای همه اقشار در حال فعالیت است و تفاوتی بین خانمها و آقایان در این زمينه نیست.کتابخانه دارای سالن مطالعه به صورت مجزا هم برای خوهران
اومدم اینجا چون امنیت ندارم 
کانالمو ميخونه 
نميخوام چیزی ازم بدونه ،من هندونه سربسته ام‌،هندونه در بسته‌ام 
بیرون این سبز قشنگ یه درون قرمز و سفید و زرده .پر از تخم 
نميخوام کسی تخم هامو ببینه،بشمره،قرمزی‌ها و سفیدی ‌هامو ببینه 
حتی شوهرم ،مخصوصا شوهرم 
کانالم‌ خوند اومدم اینجا.وبلاگ قبلی رو شاید بدونه ،وبلاگ قبلی قبلی رو نمي دونه مطمئنم 
باید ایميل جدید بسازم ،بازم بازم ،بازم 
اینطوری دوستی‌هام دووم ندارن 
ولی کسی نباید منو بلد
خدا با خودتم 
با خود خود خودت 
۳۶ ساله امروز افتاده مرده 
درسته؟ 
منم دارم ۳۴ ساله ميشم 
اون حاجی بوده 
حتتتتمي که زن و بچه هم داشته 
من حاجی نیستم هیچی نیستم زن و بچه هم ندارم 
من بميرم فقط یه جا خالی ميشه یه بیکار بیاد سر کار 
یعنی نفع هم داره مردنم 
من زنده بمونم جز مایه خنده و شوخی پسرها چی ام؟ جز اینکه پسره امروز ميگه ميخوام ازدواج کنم و من ته دلم ميگم خوشششششششششش به حالت که مي تونی تصميم بگیری 
نه مثل من که امشب رفتم دم طلافروشی ها انگشت
چند روزه تا تصميم به نوشتن ميگیرم پشیمون ميشم یا اگر هم بنویسم، ميذارم‌ش تو لیست انتشار در آینده، ولی دقیقاً قبل از اینکه منتشر بشه سریع ميرم پاکش ميکنم. یا چند روزه(فکر کنید چند هفته) تا ميخوام تو کانتکت‌هام دنبال primadonna girl بگردم از ترس گفتن درماندگی و بیچارگی یا حتا رد تماسام خودم رو به کدای پروژه و فیلم و آهنگ و اینستاگرام مشغول ميکنم. شاید بخاطر همينه که بعضی حرفا رو نه ميشه نوشت نه ميشه گفت، گفتنش راحت نیست و نوشتنش بعدها نبش قبر. در عی
ده دقیقه بیشتره که این صدای ضربات کوتاه و پی‌درپی مي‌آد و من تازه الان فهميدم که این صدای بارونه. دیر فهميدم چون فکرم درگیره؛ درگیر خودم، درگیر یه سری انرژ منفی، درگیر این مفاهیم: نمي‌شه، نمي‌ذارن، نميخوام، نمي‌خوان، نتونستن، نتونستیم، کم تونستم، نرسیدم. نرسیدم.
این جملۀ تکراری دویدن و نرسیدن، همون قدر که تکراریه دردآور هم هست. حالا من دارم به روی خودم نمي‌آرم، مدتیه بی‌خیالم، حتی الکی‌خوشم گاهی؛ اما اینا باعث نمي‌شه منکر وضعیت م
جوابمو بدین من الان حسودی کی رو بکنم؟ بیلی که جنی رو بغل کرده یا جنی که بیلی رو بغل کرده؟یا کپشن جنی؟نمي خوام این دنیا داره بی وفایی مي کنه.
حالا مسئله دیگه اینه که ایا فارل عشق خاصی نسبت به خواننده های کره ای داره که همشونو فالو کرده؟
بالاخره بعد از مدت ها انتظار کیفیت خوب اونجرز اند گیم وارد بازار شد و اکنون شما مي توانید وارد سایت زیر شوید و کیفیت خوب به همراه زیرنویس را دانلود کنید و از تماشای این فیلم زیبا و بی نظیر لذت ببرید
نمونه کیفیت :
دانلود فیلم اونجرز اند گیم
مامان‌بزرگم مرد. من نمي‌دونم چطور باید خودم رو خالی کنم. غمگینم. قلبم تندتند مي‌زنه. بهت‌زده‌م. منتظرم صبح بشه که بریم بهشت زهرا همه گریه کنن؛ من هم شاید بتونم. نمي‌دونم باید با چشمام چی‌کار کنم. چون -صدالبته- نمي‌تونم گریه کنم.
ولی بیشتر از همه‌ی اینا دلم مي‌خواد با یکی حرف بزنم. نمي‌دونم ميخوام چی بگم. دلم مي‌خواد یکی باهام حرف بزنه من سکوت کنم.
بابابزرگم که مرد، باید توی پزشکی قانونی مي‌موند تا چندتا آزمایش روش بشه. نمي‌تونستیم هم
از خدا مي خوام آرزوهای قشنگتون رو امسال برآورده کنه و سال بسیار پربرکتی براتون رقم بزنه.
باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ای تحویل بدهی٬
خواه با فرزندی خوب یا باغچه‌ای سرسبز؛
اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده‌تر نفس کشید، یعنی تو موفق شده‌ای.
کار این کد چیه ؟
این کد پوشه یا فایل های شما رو رمز گذاری ميکنه و هروقت که خواستید ميتونید پوشه خودتون رو باز کنید .
شاید شما اطلاعاتی دارید که نميخواهید کسی ان ها را ببیند
آموزش استفاده :
هنگامي که فایل رو باز کنید از شما پرسیده ميشه که چکاری ميخواهید انجام دهید .
با وارد کردن شماره از 1 تا 4
شماره ها :
1.ساخت پوشه رمز دار جدید
2.رمز دار کردن فایل موجود در کامپیوتر
3.باز کردن وبلاگ توسعه دهنده (این وبلاگ)
4.خروج
توضیح بخش شماره 1:
شما با وارد کردن شمار
هميشه که نباید با کیمياگر و شازده کوچولو به سال‌های نوجوانی‌ات برگردی. حتی هیچ نسخه‌ای هم برای اینکه مجبوری مدام چارتار و شجریان گوش بدهی وجود ندارد. گاهی خیلی اتفاقی بین تدتاک‌های آفر یو.تیو.ب یک "بگو منو کم داری بگو" تو را تا روزهایی که هنوز دانش‌آموز ریاضی‌فیزیک بودن ابهت داشت و مي‌توانستید گرد هم جمع شوید و بخوانید "نمره بیست کلاسو نميخوام" عقب مي‌کشاند و یهو به خودت مي‌آیی و مي‌بینی حتی دلت برای خانم یوسف‌پوری که سر کلاس هندسه‌
سلام امروز مي خوام یه سری دوربین مداربسته ارزان قیمت که کیفیت خیلی خوبی هم دارند بهتون معرفی کنم.
همونطور که مي دونید دوربین های مداربسته باکیفیت از سال 97 خیلی گرون شدن و در واقع عده کمي هستند که حاضرند این مقدار هزینه برای اونا بپردازند. 
ولی دوربین های مداربسته ای وجود دارند که اسم و راس با سابقه ای ندارند ولی از کیفیت خوبی برخوردارند و تونسته اند به انتظارات مردم پاسخ مثبت بدن
ادامه مطلب
تو شرایط الان، ما به‌ جای کمبود منابع اطلاع رسانی با اطلاعات روبرویم، واسه همين مشکل الان ندونستن منابع و اطلاع‌رسانی نیست؛ مشکلمون سردرگمي در انتخابه، مصداق بارز <ميون اینهمه خوشگل کی رو انتخاب کنم> شدیم. D:
با این اوصاف به دو دلیل از این به بعد ميخوام هرازگاهی راجع به زبان انگلیسی بنویسم. یک اینکه مسیر خودم رو ميخوام مکتوب کنم که هم به ذهنم نظم ميده، هم بعدا مي‌تونم راحتتر این مسیر رو برای گرفتن تصميم‌های بهتر بازبینی کنم.
هو سميع
.
#قسمت_هشتم
.
از اتاق اومدم بیرون و در رو بستم
پدرم.!
چی کار کنم آخه
من مي خواستم بگم جای قبلی ام ولی برم اینجا 
من خودم الان ۲۷ سالمه رضایت پدر مي خوام چی کار
توی همين فکر ها بودم و توی خیابون بی هدف قدم مي زدم گوشیم رو در آوردم و رفتم توی مخاطبین شماره ی بابا جلوم بود ولی مطمئن بودم مخالفت مي کنه
ادامه مطلب
اطرافم خالیه خیلی خالی،امشب شنیدم یکی از نزدیکان تخصص رادیولوژی قبول شده،دانشگاهی که من دوست دارم اگه بشه عمومي رو اون‌جا بخونم.
خدایا صدای این بنده کوچولوت رو مي‌شنوی؟اون‌جا هم نشد نشد!نهایتا دوره‌ی بعدش رو اون‌جا قبول مي‌شم ولی لطفا  رشته‌ی مورد علاقه‌م بشه.دیگه نميخوام بشینم فکر بد کنم!اصلا چرا نباید بشه؟!خیلی خب لورا تا این‌جارو درس خوندی بقیه‌ش رو کم نیار.دقیقا همين چند روز مهمه کم‌ نیار و به کم قانع نشو.
یکم دیگه مونده :) به ا
سلام. بعد از سال ها امروز اتفاقی به سایت سر زدم و تمام مطالب و عکس ها رو مرور کردم ، عکسای مدرسه ، عکس های دوستان و زحمتکشان مدرسه که چهار سال با اون ها زندگی کردیم، و با این مرور واقعا مفهوم اینپجنله برام پررنگ تر از قبل شد که تا چشم بهم بزنی همه چی تموم ميشه. واقعا انگار دیروز بود که وارد دبیرستان شدم و وارد مدرسه شاهد شدم، ولی در حقیقت امسال ، سال هفتمي است که از آن روز مي گذرد. قدر لحظه لحظه ی زندگیتون رو بدونید و نذارید از گذشته فقط ی انباشته
برنامه at به برنامه زمانبندی (schedule) در لینوکس است که برای استفاده از آن باید این برنامه را نصب نماییمsudo apt-get install atبرای شروع به کار(اعلام زمان اجرای یک تسک) دستور زیر را وارد ميکنیم:







at 09:01 AM 07/20/2018سپس وارد محیطی ميشویم که باید در آن دستورات تسک را وارد نماییم.سپس ctrl+D را مي‌زنیم و از محیط دستورات خارج مي‌شویممثلا اگر دستور زیر یک ایميل ارسال مي‌کند:




echo "TEXTBODY" | mail -s "SUBJECT"MailAddress1 MailAddress2 MailAddress3آنگاه اگر یخواهیم در زمان 20181225 ایميلی ارس
تجربه‌ی عجیبی رو دارم زندگی مي‌کنم.  نه مي‌تونم یه دل سیر خميازه بکشم، نه با خیال راحت و هر اندازه که ميخوام قدم بردارم! نه مي‌تونم غلت بزنم و نه مي‌تونم بدون درد سرفه کنم یا حتا موهام رو شونه بزنم. دست اندازا و چاله‌های توی خیابون رو مي‌فهمم! مثلن از خونه تا مطب ۷ مدل دست انداز داشت. اولی رو با درد عجیبی گذروندم و برای دومي یاد گرفتم با دستم گردنم رو محکم نگه دارم! از این که فعل هارو مجبورم از نو بچینم و برای هر حرکت از قبل فکر کنم انرژی کم
تا این لحظه از زندگی، بشر به این نتیجه رسیده که توی تمام کُرات اطراف، زمين تنها سیارۀ قابل سته، و با علم به این موضوع به‌شکل دل‌پذیدی گند زدیم بهش. انقدر دیدن ميوه دادن یه درخت برامون طبیعی شده که انگار. انگار چی واقعا؟ الآن هر مثالی بیارم خودش یه معجزۀ دیگه است.
اصلا همين محل تخلیۀ نخاله‌های ساختمانی رو ببین، یه مدت که مي‌گذره ازشون علف سبز مي‌شه. کلا این زندگی بارآوره، اصلا مگه مي‌شه غیر از این باشه؟ به‌هیچ‌وجه نميخوام از این جمل
آفتاب آب پخش، وضعیت تامين آب آشاميدنی در شهر و روستاهای آب‌پخش  تابستان امسال بهبود یافته و این در حالی است که آب‌شیرین‌کن ۸۵۰۰ متر مکعبی با اعتبار ۲۴ ميلیارد تومان امسال وارد مدار تولید مي‌شود.
پایگاه خبری تحلیلی آفتاب آبپخش
سلام خدمت دوستان عزیز
تو این مطلب مي خوام یکی دیگه از سایتها ی سورف خارجی رو بهتون معرفی کنم که در قبال بازدید از سایتها مي تونین کسب درامد کنید 
روال کسب درامد در این سایت به این شکل هست که بعد از عضویت (لینک عضویت) در سایت و تایید ایميل کاربری تون وارد پنل کاربری سایت ميشید و از قسمت چپ سایت گزینه start mining رو کلیک کنید تا پاپ اپ های زبانه ای سایت فعال بشن (یک تب جدید) و شما شروع به کسب درامد کنید 
حداقل برداشت 2 دلار
بازدیدها به صورت یک دقیقه ای ا
خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمي خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اینهمه زحمت مي کشه و همش بی نتیجه مي مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمي دونند و نمي فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند برای کسی بمير که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم .
سالی که گذشت از پرتجربه‌تربن سالهای عمرم بود تا به الان، سالی که در ابتداش حتی قسم مي‌خوردم به اعتبار و اعتماد آدم‌هاش که الان بسی پشیمانم، سالی که ميگفتم بدون فلان جا یا فلان فرد یا فلان دوست و فلان فاميل دنیا سخت ميشه و من زندگی بدون اینا رو نميخوام الان به جایی رسیدم یا مرا به جایی رساندند که از کارهای کرده و نکرده‌ام پشیمان شده‌ام! گاهی مي‌خواهم فریاد بزنم که مگر خودت شاهد نبودی چه بر سرم آمد و یا آوردی پس این همه اصرار برای ماندنم ب
طبق احساسات پیش‌آمده دیشب و مشاهدات دیروز ظهر و عمل امروز صبح، لازم دونستم از جاج بنویسم
الان که دارم مينویسم مطمئن نیستم چقدر باید وارد جزییات شم
فعلا یه جمله بنویسم شاید حین تایپش تصميم گرفتم
ميفرماید که: قبل از این‌که راجع به راه رفتن کسی قضاوت کنی، سعی کن با کفشاش راه بری
بعد خودم اضاصفه ميکنم که: بعدم که راه رفتی مستقل از نتیجه، دهنتو ببند سرت تو کارت باشه
خلاصه که آره، یک واقعیتی رو باید در نظر بگیریم و اون هم جهان واقعیه (coined by Qasem) و ا
آدم‌ها
مارتا      زنی درشت‌اندام، پر شر و شور، پنجاه و دوساله، که ظاهراً کمتر مي‌زند. تنومند است، اما گوشتالو نیست.
جورج     شوهرش، چهل و شش ساله، لاغر اندام، مویش رو به خاکستری گذاشته
هانی       دختری ریزنقش و بلوند، بیست و شش ساله، کمابیش زشت
نیک        شوهرش، سی‌ساله، بلوند، خوش‌اندام، خوش‌چهره

صحنه
اتاق نشیمنِ خانه‌ای در محوطهء کالج کوچکی در نیوانگلند.

پردهء اوّل
(تفریح و بازی)

صحنه تاریک است. چیزی به در ورودی مي‌خورد. صدای خندهء م
7 هزار تومان تخفیف اولین سفر اسنپ
با کلیک بر روی لینک زیر، از اولین سفر اسنپ خود به صورت رایگان در تمامي شهرهای تحت پوشش تاکسی اینترنتی بهره مند شوید
https://snapp.taxi/passenger/ahzab33
بعد از باز شدن صفحه، شماره همراه خود را وارد کنید
سپس یک ایميل بسازید
برنامه اسنپ را نصب کنید 
وارد برنامه اسنپ که شدید، عضویت را بزنید
نام، و ایميل خود را وارد کنید. در مرحله آخر شماره همراه خود را وارد کنید. کد ارسال شده بر روی شماره خود را وارد کنید و از اولین سفر رایگان خود
ميگم جدا از این تراس پر از گل سرخم ، باید یه فکری هم به حال باغ زردآلوم بکنم.باغ زردآلو کجاس؟ باغ زردآلو قراره یه گوشه دنجی از این جهان باشه ، که من بتونم زیر سایه سار درختاش ، ميون عطر زردآلوهای رسیده اش ، برای خودم کنجی بسازم و شب تا صبح خلوت کنم با خودم و زمين و زمان . و شاید این باغ زردآلو ، همون حیاط آغشته به رفاقتی باشه که مي خوام در هر نیمه شب ، اونجا آروم بگیرم؟
اون امتحان سختی رو که ازش مي ترسیدم (و بخاطر قبول شدن در اون نذر کرده بودم) قبو
سلام به خانواده برتری ها
اميدوارم هر کجا که هستید سلامت و موفق باشید، من یک سوال ازتون داشتم، مي خواستم بدونم آیا ميشه بدون در نظر گرفتن خانواده ازدواج کرد؟، اگه یک نفر خانواده نداشته باشه مثلا پدر و مادرش فوت کرده باشن یا خانواده خوبی نداشته باشه(بماند) و فاميل خوبی نداشته، چطوری باید خواستگاری کنه؟
مراسم ها رو برگزار و ازدواج کنه؟ دختر خانم های امروزی تا چه اندازه با این قضیه کنار ميان و آیا خانواده طرف مقابل براشون مهمه؟، تا چه اندازه مه
ی پیچ بزرگ تو زندگی اونجایی عه که آدم به خودش مياد ميبینه دیگه چیزی براش مهم نیست. این که خیلی ها چطور رفتار ميکنن؟ چقدر ميتونم تغییرشون بدم و این که بیش تر از هميشه فکر ميکنی لحظه هایی که ميرن دیگه هرگز بر نميگردن. اون وقت دیگه فرقی نميکنه تا اینجای عمرتو باهاش چیکار کردی دوس داری هر چی سربع تر هرچی هست رو رها کنی که ميبینی این همه بند بهت داغونت کرده. خود خواه تر ميشی و ميگی زندگی باید همونی بشه برای من که مي خوام. دیگه حال غصه خوردن نداری و به
شارژ رایگان برای تمام اپراتورها برنامه #دیجی_پی 
1⃣ ابتدا نرم افزار دیجی پی از لینک زیر نصب کنید.
https://cafebazaar.ir/app/com.mydigipay.app.android/
2⃣ سپس شمارتون وارد کنید و در قسـمت پایین رو کد معرف بزنید، کد OTKOYM  وارد کنید بعد کد فعالسازی رو وارد کنید.
کد معرف : OTKOYM
حالا از قسمت دعوت از دوستان کد مخصوص خودتون بگیرید و به ازای هر دعوت 2000 تومان به کیف پول شما اضافه ميشود.
از قسمت خرید شارژ ~ شماره دلخواه وارد کنید و تایید خرید بزنید در مرحله آخر که کارت بانکی ظاهر
بعله کارمون دراومد :) امشب اومده اینجا یه چمدونم آورده یکی دو تا پیرهنم تو کمد دیواری آویزون کرد. عملن باید این دسته حرها رو حالا اینجوری به زور تحمل کنیم. قربون خدا برم من دقیقن کجای زندگی م قراره روی آرامش رو ببینم؟ پسر ۲۸ سال چوب تو ماتحتت باشه خیلیه ها. کولر خاموش کرده، صدای تلویزیونو کم کنین صدای بلند حرف نزنین. دو تا پتوی تميز تميز رو از تو بسته بندی درآورده ریده بهشون که یه نر قراره زیر و روش پتو بندازه. این اگه فکر کرده من سرویس دهی ای قر
مامانم برام وام گرفته!!حالا فکر نکنین خدا تومن هااپول ده تا چیپس و پفکانقدر لباس و هیچ چی  ندارم که دیگه تصميم گرفتن برام وام بگیرنپول تو جیبی و اینام جواب نميده :)))
بعد کلی کتاب درسی و کتاب غیر درسی نخریده دارم
مداد و مداد رنگی و رنگ روغن هم که ندارم
پول یه کلاس هم که باید برم رو ندارم.
پول کلاس نقاشیمم دو ترمه ندادم
مامانم ميگه: دیگه خودت ميدونی. یکیشونو انتخاب کن بخر حالا.
منم گفتم:نه مامان جان دستت درد نکنه، نميخوام.(آخه یک کدوم از ای
نحوه تست امنیت
با لینوکس و ترموکس 
‼با این روش ميتونید کسب درامد هم کنید مثل هکرای کلاه سفید که تست امنیت ميکنن‼
ابتدا با دستور زیر ابزارM0B را دریافت کنید
git clone https://github.com/mobrine-mob/M0B-tool.git
سپس وارد پوشه دریافت شده شوید
cd M0B-tool
حال کافیست با استفاده از پرل فایل pl.MENU را اجرا کنید
perl MENU.pl
برای استفاده ميتوانید دستور زیر را وارد کنید تا سویچ های راهنما نمایش داده شود
perl MENU.pl -help
خیلی وقت پیش داشتم براش حرف مي زدم، گفتم که مي خوام فلان چیزو بخرم، پول ندارم. برگشت گفت: "عزیزم. مي خوای من بدم؟" انــقــــدر عصباااانــی شدمممممممگفتم: "با خودت چی فکر کردی؟ یه کاری مي کنی دیگه هیچی از زندگیم برات نگم" کلی هم عذرخواهی کرد ولی دیگه از حسرتام براش نگفتم. من دختری نیستم که ترفند به کار ببرم از بچه مردم پول بکشم. چیزی که هميشه ازش مي خواستم هدیه ایه که با ميل خودش باشه. نه اینکه من بگم!هیچوقت یادم نمي ره. راستش از خودم بیشتر ناراح
بوق بوق، بوووق بوق "سلام، در رابطه با آگهی‌تون تماس گرفتم"
"سلام، فلان فلان فلان فلان، فلان فلان بیسار فلان"
"فلان فلان بیسار فلان، بیسار بیسار فلان فلان"
"بسیار خوب، فردا برای مصاحبه‌ی حضوری تشریف بیارید"
شب که شد زنگ زد گفت فردا زودتر با سرویس خودمون بیا که دارو مي‌خوایم بچینیم، ميخوام باشی و ببینی. صبح آخرین روز کاری سال نود و هفت، نیم ساعت زیر بارون ایستادم منتظر سرویس. یک ساعت بعد کامل صدام گرفته بود و درنميومد. من نفر اول بودم تو سرویس
و اما این روزها، بیست و پنج سالگی.
چند روز پیش کل بسته‌ی قرص‌های آسنترا رو که با رِندی از روانپزشک دانشگاه گرفته‌بودم، ریختم دور. (آسنترا نوعی داروی ضدافسردگی‌ست.) تا چند ماه پیش فکر مي‌کردم به این داروها "نیاز" دارم، اما وقتی روانشناس فهميد از روانپزشک نسخه‌ی قرص ضدافسردگی مي‌گیرم شاکی شد و گفت: "تو حتی کیس افسردگی بالینی هم نیستی، مي‌خوای هر بار به جای حل کردن مشکلاتت یه قرص بندازی بالا؟" و البته من امروز مي‌دونم مسیر زندگی خیلی وقت ه
بسم رب الشهدا
.
#قسمت_هشتاد_و_چهارم
.
رفتم خونه برگه ی محضر رو گذاشتم روی ميز 
شب برگه رو بردم و جلوی بابا مامان گذاشتم
- این تکلیف مثلا ثروت من هیچی اش رو نمي خوام
فکر کنم این طوری خیالتون راحت بشه که محمد دنبال ثروت من نیست
من به هیچی اش نیاز ندارم
اگه قبول کنید قول مي دم دیگه اذیتتون نکنم
بدون اینکه منتظر حرفای اونا باشم رفتم تو اتاق 
ادامه مطلب
ساعت یک و پنجاه دقیقه‌ی بامداد است که یکدفعه، بی دلیل و بی آنکه بفهمم، ذهنم از جزوه‌ی ARDS پرت ميشود سمت خانم تیموری، معلم ریاضی سال پیش‌دانشگاهی‌مان، که آن اوایل از ترس و ابهت‌اش نفس همه بند مي‌آمد. اما کم‌کم فهميدیم قلبی از طلا دارد پشت ظاهر مردانه‌اش. خانم تیموری یک اخلاق جالب داشت. درصدهای آزمون‌مان که مي‌آمد، دانه‌دانه بچه‌ها را بلند مي‌کرد و برای هر کدام‌مان اصطلاحا کامنتی مي‌گذاشت. به آن‌هایی که صفر درصد زده بودند با خنده مي
اگر مي خواهید از خدمات سامانه تهران
من استفاده کنید و از این خدمات مستفیض شوید، باید به فکر ثبت نام در سامانه تهران
من باشید. ثبت نام در این سامانه کار خیلی سختی نیست و با اندکی صبر و حوصله انجام
مي شود. برای ثبت نام در سامانه تهران من پس از ورود به این سایت (My.tehran.ir) در سمت چپ و روی گزینه ثبت نام کلیک کنید
تا صفحه ثبت نام برای شما باز شود. در صفحه جدید روی گزینه "شخص حقیقی"
کلیک کنید تا به صفحه بعد بروید. اکنون در این صفحه باید اطلاعات شخصی خود را و
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب