نتایج مطلب ها برای عبارت :

منه طعنه نزارین

مغزم، دلم، روحم، جسمم مدام طعنه می‌زنند که ۲۸ام هم گذشت، پس چه شد آن وعده و وعیدها و من خودم را به کوچه علی چپ زده و طعنه‌ها را بی پاسخ گذاشته و به باقی کارهای مانده مشغول می‌شوم. به "خود" قول داده‌ام، تیر نگذرد، جهادیِ تیر نگذرد.تا یار که را خواهد!
بی تو ای دوست در این کوی دویدن تا کی؟         خون دل خوردن و واپس نگردیدن تا کی   به گلوی نی هجر تو دمیدن تا کی؟                    نازنین طعنه ی اغیار شنیدن تا کی؟    توچه دانی که من بی تو چه سان می گذرد        گویی از کالبدم قوت جان می گذرد   رفتی و با دگران باده ی رندانه زدی                     جام ها بی خبر از عاشق دیوانه زدی   هیچ دانستی از آن می که به پیمانه زدی            آتش شمع ،  تو در خرمن پروانه زدی   با تو الحق سخنی بیش نمی باید
بسم الله الرحمن الرحیم 
با مخاطب خود چگونه ارتباط برقرار می کنید ؟
آیا برای او نیز بهره ای از ارتباط قائل هستید ؟چرا که او به ناگزیر یک طرف ارتباط است.
آیا به واکنش های او و تاثیرات گفتار در مخاطب توجه دارید ؟
برخی ها سخن خود را بیان می کنند و به طرف مقابل اصلا نظر ندارند و برای او فرقی نمی کند من حرف خودم را بزنم بعد هر چه باد آباد
ولی آیا قوانین عقل و شرع و عرف یا به تعبیری انسانیت و دیانت هم همین حکم را تائید می کند؟
هرگز
اگر بنی آدم اعضای یک
چهارسال دانشگاه و توی خوابگاه زندگی کردن بزرگترین درس های زنرگیم رو بهم داد من میتونم از صفر صفر شروع کنم میتونم روی پاهای خودم بایستم وقتی هیچ کس کنارم نبود و با تمام وجود تلاش کردم اشتباه نکنم برای رهایی از تنهایی هرکاری نکنم والان ثمره ان روزهایم سکوت صبری است که امشب به ان رسیدم او نمی دانم وقتی کنارم می ایستد وضو گرفته و نگاهم میکند و طعنه نداسته هایم را می زند هیچ حسی در من به وجود نمی اورد به جز حس پست بودنش وقتی میگویم نمازت دیر شد می
خدایا وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه نمیکنی هر چی دست دراز، کنم گریه کنم! تو اعتنا نمیکنی حسرت معجزتم موند به دلم دیگه امیدی ندارم تو بخوای صدام کنی ماه و پنهون میکنی، که من نفهمم اینجایی! چرا از دل غریب رد بلا نمیکنی آقا جان ناقابله یه هدیه ای فرستادم واسه دلخوشیم شده هدیه رو وا نمیکنی! اونایی که بات بدن! خیلی رفیقی باهاشون اما به من میرسی اخماتو وا نمیکنی بین بنده هات شدم یه نقطه ی سیاه و تار واسه بخشش دلم حکم و روا نمیکنی حتی وقتی که
گیر خودرو یکی از رایج ترین آپشن هایی است که بعد از خرید روی ماشین ها نصب می شود. تجربه ای که بنده دارم از گیر اینه که یا اصلاً گیر نزارين یا بهترینش رو بزارین. پیشنهاد من برند ایزی کار است. اگر اصل اش که کره ای است رو پیدا کردین که عالیه. من خودم مدل تصویری E7III را گرفتم و حدود 5 ساله استفاده می کنم. و کاملاً راضی هستم. اخیراً هم رفت داخل ماشین لباسشویی و قشنگ شسته شد :(  و تازه روز بعد از پهن کردن شلوارم، متوجه شدم :) ولی خوشبختانه بعد ازچند
گلچین پیامک های تسلیت و اشعار حسینی مخصوص اربعین
السلام ای وادی کرببلا
السلام ای سرزمین پر بلا
السلام ای جلوه گاه ذوالمنن
السلام ای کشته های بی کفن
 
عکس نوشته های جدید ویژه اربعین حسنی 97
چهل روز شکستن چهل روز بریدن چهل روز پی ناقه دویدن
چهل روز فقط طعنه و دشنام شنیدن چه بگویم؟
چهل روز اسارت چهل روز جسارت چهل روز غم و غربت و غارت
چهل روز پریشانی و حسرت چهل روز مصیبت چه بگویم؟فان وسرگرمی
خانم باربارا بیتز ۱۲۲۷ صفحه‌ کتاب نوشته با عنوان " معاینات بالینی و روش گرفتن شرح‌حال" که وقتی بخوانی اش _ تازه اگر کامل بخوانی _ یاد میگیری که چه طور از روی ظاهر مریض به مشکل درونی‌اش پی ببری. البته صرفا "یاد میگیری" و اینکه "بتوانی" هم خودش یک پروسه‌ی طولانی چند ساله‌ی سر و کله زدن با بیمارها را می‌خواهد. آن وقت ما ، انتظار داریم همه‌ی آدم‌های اطرافمان_بدون اینکه کتابی در مورد چگونگی شناخت ما خوانده باشند!_ از روی چهره‌مان بفهمند که دردما
 حتی یک صفحه هم نخوانده ام. سه شنبه امتحان دارم و این روزها کارم این بوده که کتاب جبرخطی را می آورده ام کارگاه و می خوانده ام. بجز دیروز و امروز. دیروز جمعه بود. صبحش داربست بستیم، ظهرش خوابیدم و شبش قسمت چهارم چرنوبیل دیدم.امروز ولی بی حوصله ام. بی انگیزه ام. آنقدر که به بشیر هم که آمده بود داخل کمی زیر کولر خنک بشود هم گفتم که چقدر این چند روز بی حوصله ام. دیشب به عرفان گفتم که احساس می کنم دچار فرسایش شده ام، احساس فرسودگی می کنم. به هر حال مدتی
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور / حافظ

راه دشواری را در پیش گرفتم. راهی دراز و اکثرا مه آلود که حتی تا دو متری قدم
هایم را به سختی میبینم. گاهی روز ها که از سرزمین های قحطی زده میگذرم از
شکمم بانگ گرسنگی برمیخزد و لب هایم فریاد العطش میزند. بعضی شب ها که با
صدای زوزه ی گرگ ها از خواب میپرم تا صبح نمیتوانم چشم بر هم بگذارم. گاهی
روز ها که برق تیغ راهن به طمع غارت مال و منالم میدرخشد تکان های وحشت
ر
سارا هم رفت بیرون و
با طعنه به فیلیسیتی گفت)):مثلا الان کشف کردید
که اگر روی ارتفاع باشه کار می کند؟به همین خیال باش.))
سارا زبان درازی کرد
و رفت.سیسیلی و فیلیسیتی امتحان کردند,ولی دیدند باز هم همان طور است.به داخل کلبه
برگشتند.آن ها درحال غذا خوردن بودند و پدرومادرشان درجست وجوی آن ها ؛هلیکوپتر،آن
منطقه هایی که ممکن بود آن ها آنجا باشند را گشت،اما اثری از آن ها نبود.در آن
کلبه یک نقشه به دیوار زده بود که تاکنون آن ها متوجه اش نشده بودند.سارا نا
ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» اثر ماتئی ویسنی‌یک.
مایرهولد کارگردانیه که تصمیم میگیره تئاتر ریچارد سوم شکسپیر رو بر روی صحنه ببره و تلاش میکنه به کمک این تئاتر، به ظلم نظام کمونیستی‌ای که در اون زندگی میکنه اشاره کنه و طعنه بزنه ولی حتی با مقاومت اعضای خانواده‌ش رو‌به‌رو میشه و متوجه میشه ایدئولوژی حکومت کمونیستی‌ای که در اون زندگی می‌کنه، حتی به درون اعضای خانواده‌اش هم نفوذ کرده و از همه جهت تحت فشاره.
یه نمایشنامه‌ی فوق‌العاده‌ی دی
چشم زیبای تو شلتاقی رگبار بهار
می زند سلسله ی موی تو عشّاقت دار
خوش تراشیده تر از سنگ برلیان هستی
سرخوشی میوه ی چشمان تو در هر دیدار
قامتت طعنه به راش کهن جنگلهاست
می کند لرزش اندام تو شهری ناکار
قرص زیبای قمر هستی و مهتاب شبی
میگذارد ز تماشای تو غم پا بفرار
بت افسونگری و میل پرستش داری
از تو لات و هبل اکنون شده اند بیمقدار
می رسی میبری همراه خودت دل ها را
شده عشّاق تو خارج ز شمار و آمار
نازنین لعبت طنّاز محل ، زیبائی
خفته هر خانه جوانی ز خیالت
Amir Tataloo
Beo Key
#AmirTataloo
بگو کِی 
بگو کی 
بگو کو 
کجاست
بگو تو دهنت بگو 
تقصیر من نی تقصیر توئه
کاری کردی بهت بد پیله کنه 
انقده میکنی تبلیغ خودتو
یهو پر سگ میشه دورت هی 
دلم پر سنگ ریزه شده حیف
پاهام انگار زنجیر شله ولی کیف 
میکنم بالم سبکه نیستی
انگار کسی نیست سنگینش کنه 
بگو کی حالمو بد نکردی کی
راهمو سد نکردی بگو کی
 آ لعنتی بگو کِی
روزمو شب نکردی 
کی تو جمع منو معذب نکردی
بگو کی ها 
لعنتی بگو بگو کی 
مخو سوراخ میکنه حفاری 
مغزمو ایید و رفت خوا
ممکنه خیلی از شما پیش از قبلا این نامه را خوانده باشید اما نامه به حدی زیباست که هرچی بخونید از خوندن اون سیر نمی شوید و پی به شخصیت والای چارلی چاپلین میبرید چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با "اونا اونیل" ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدر
فیلسوفی
تماما مدرن و کاملا دین‌دار. او مسیحی بود و اگرچه مذهبش پروتستان بود، اما با پاپ
ژان پل دوم هم ملاقات داشت؛ پاپی که خود نیز یک فیلسوف پدیدارشناس بود.

او به‌خاطر
همین جنبه دینی‌اش درست شناخته نشده. البته در ایران مشهور است. او را به عنوان یک
هرمنوتیسین، اگزیستانسیالیست، پدیدارشناس و منتقد ادبی می‌شناسند. اما این امر فقط
یک طرف چهره اوست؛ زیرا او یک الهی‌دان تمام‌عیار هم هست و همه وصف‌های سابقش ذیل
الهیاتش قرار می‌گیرند؛ برای مثا
امروز فیلمی دیدم از دوربین مداربسته‌‌ای، که در آن زنی می‌خواهد از خیابانی رد شود. و اگر توضیحات پایین فیلم را نمی‌خواندم، شاید هیچ‌گاه تا انتها نگاهش نمی‌کردم. چرا که هیچ‌ مسئله‌ی حیرت‌آوری در فیلم نبود.
زن دیگری از آن سوی خیابان می‌آمد این‌ور. رسید کنار زنی که ما فقط حجم سیاهی از او می‌دیدیم. انگار که آشنای دوری باشند یا همسایه‌ای. و شاید هم سری تکان دادند به هم که سلام. زنی که می‌آمد، خارج شد از کادرِ بی‌کیفیت تصویر.
و زنی که باد کم
شگفتا سبک‌سرانی
که بر سرکشی‌شان شادان‌اند و حسابشان نزدیک است.
شگفتی‌آورند
سفیهانی که گمان می‌کنند آتش درون با خنده فرو‌می‌نشیند؛ ولی جای شگفتی نیست از بوزینه‌ای
که شادی‌اش در مزدوری برای پلنگان باشد و لاشخوری که خوشحالی‌اش از سفاکی کفتاران است.

وااسفا گاوریشی
که با جهل به ندانسته‌هایش سردماغ است.
عجبا
مضحکه‌ای که با لودگی، هوشیاران را بهت‌زده‌ی غفلتش می‌سازد.
تعجب‌آور است بی‌عرضه‌ای که گمان می‌کند با فکاهی جانسوزش خرابکار
خیری که ز آشنا ندیده این مردای کاش غریبه ای به دادش برسدآهسته خبر کنید بابایش راتا لحظه ی آخرِ جوادش برسد**گویید به آقای خراسان از پاانگار عصای دستتان افتادهنه مادر و خواهری، کسی اینجا نیستمظلوم تر از خود شما جان داده**ای کاش که خواهری بیاید از قمزیر بغل تو را بگیرد آقاآبی به لب خشک جوادت ریزدتا که پسرت تشنه نمیرد آقا**این زهر چه با دل جوانش کردهدارد ز لبش جرعه ی غم می ریزدفرموده ای اشک ماهی دریا همدر این عزای عمر کم می ریزد**یک مشت لبی که هلهله
* بـهمن 93 وقتی تصمیم گرفتم که دل به دریا بزنم و تصمیمم رو عملی کنم خرت و پرتم رو داخل این ساک و کوله ریختم و راهی شدم . می دونستم راهی که انتخاب کردم پر از طعنه و کنایه ست ولی عزم کرده بودم که گوشهام در و دروازه باشه و صبرم زیاد . گفتم بذار بقیه فکر کنن تو خودخواهانه همه رو فدای خودت کردی . الانم اصلا برام مهم نیست بقیه چی فکر کردن مهم برای من این بوده که حالا به نسبت اون چیزی که میخواستم نصیبمون شد .
دیشب عکسهای آرشیو رو بالا و پایین میکردم یهویی چش
این کتاب گزینهٔ اشعار شفیعی کدکنی است که ظاهراً در کنار گزینهٔ دیگری که انتشارات دیگری آن را به چاپ رسانیده با هم یک مجموعه‌گزینه! حساب می‌شوند. شعرها از آغاز دوران شاعری شفیعی کدکنی با زبانی که معلوم است تحت تأثیر ترکیبی از سبک هندی و عراقی الهام گرفته شروع می‌شود، جاهایی رد پای الهام از زبان اخوان ثالث دیده می‌شود، به سنین میان‌سالی نویسنده که می‌رسد زبان آثار پخته‌تر و به خاطر همزمانی با فضای قبل از انقلاب ی‌تر می‌شود. هر چقدر
 
 
 
 
 


 

 
 

 
 
 
 

 
 
 
 

 

 


 


 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
عکس پروفایل
عکس پروفایل | عکس نوشته | عکس پروفایل خاص | عکس پروفایل جدید
 
 
 


 

 
دانلود فیلم و سریال رایگان ایرانی
روزی که بعد از ده سال کشمکش وارد خانه‌مان شدیم، این صحنه، حالیمان کرد که برای نفس راحت کشیدن خیلی زود ست!

خانه هیچ شباهتی به خانۀ تازه عروس‌ها نداشت. به غیر از یخچال و گاز و ماشین لباس‌شویی و جاروبرقی و چند تا قابلمه و چند خرده‌ریز، هیچ‌چیز دیگری هم نداشتیم و همۀ این کارتن‌ها کتاب و لوازم شخصی من بود. این "چیزِ زیادی نداشتن"، آخرین اثرات ترکش ده سال کشمکش ماجرای ازدواج ما بود. ولی ما خیلی راضی بودیم. دست به‌کار شدیم. دیوارها را رنگ زدیم، ک
حدیث چشم بیمارت به قرآن بستگی داررد


حدیث
چشم بیمارت به قرآن بستگی دارد
کلام
حق در این وادی به انسان بستگی دارد
سر
بازار عشق تو خودم را عرضه میدارم
غلامی
را خَرد یا نَه به سلطان بستگی دارد
عیارش
فرق خواهد کرد در شهر نجف اما
طلای
ناب در دنیا به ایوان بستگی دارد
به
حمدالله والمِنَه ، علیٌ حُبهُ جُنَه
بهشتی
دوزخی بودن به ایشان بستگی دارد
برای
فتح عالم گوشه ی چشم علی کافیست
در
خیبر اگر وا شد به فرمان بستگی دارد
خدا
را ما اگر در مرتضی دیدیم باکی نی
متن تبریک ولادت النقیمتن تبریک ولادت النقیدر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زیباترین متن ها و اس ام اس های تبریک ولادت النقی الهادی را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه اس ام اس ، در ادامه با مجله پارسی سرا همراه باشید.متن تبریک ولادت النقیای آفتاب عالمیان هادیا (ع) سلامای نور چشم هاشمیان هادیا (ع) سلامای چارمین علی (ع) خدا یا علی (ع) مددای مقتدای فاطمیان هادیا (ع) سلامولادت دهمین پیشوای پرهیزکاران بر شما مبا
حمیدرضا صدر منتقد سینما و پژوهشگر در تازه‌ترین پست اینستاگرامی خود، یادداشتی را درباره رابین ویلیامز بازیگر فقید سینمای جهان و پنجمین سالی که از خودکشی‌اش می‌گذرد، منتشر کرده است که بدین شرح است: از وداع رابین ویلیامز پنج سال گذشت. به این عکس دوران کودکی رابین ویلیامز خیره شده ام. پسری با نگاهی ساده و صمیمی در جامه ای آراسته که به دوربین چشم دوخته. چگونه می شود چنین پسری در بزرگسالی اش با آن همه محبوبیت و معروفیت زندگی اش را با دستان خ
ما را به مجلس آقا کشید و رفت


ما را به مجلس آقا
کشید و رفت
دیوانه ای که از قفس
آخر پرید و رفت
دلگیر بود طعنه ی ما
را شنید و رفت
شکر خدا که فاطمه او
را خرید و رفت
از خاطره ام نمیرود
آن سوز آن صدا
یک یا حسین گفت و دلم
رفت کربلا
او شامل عنایت
پروردگار شد
پای حسین ماند اگر
ماندگار شد
روزی که رفت کشورمان
داغدار شد
دلهایمان میان حرم
بیقرار شد
هرگز نمُرد رمز دوامش
حسین بود
او یک رفیق داشت که
نامش حسین بود
دیدم به خواب خوش که
به دستش پیاله بود
در بین روضه ر
یه گرامر زبان هست به اسم "گذشته در آینده". با دیدن اولین پستی که تحت عنوان چالش "تصور آینده" بود، ذهنم flashback زد به زمانی که کانون زبان میرفتم. عنوان پست من برگرفته از اون گرامره. :) خب دیگه بریم سر اصل مطلب!
 
 صدای گوشیم بلند میشه. یه چشمم بازه یکی بسته، نیمه هوشیارم. دست میبرم به سمت میز کنار تختم تا گوشیم رو جواب بدم.
+ سلام. صبح به خیر نفس مامان.
- سلام مامان. خوبی؟ بابا چطوره؟ صبح تو هم به خیر!
+ الحمدلله. ما خوبیم. بیدار شدی دخترم؟ الان بیداری کامل
روش زوج درمانی از طریق همکاری یا مشارکتی (CCT)، برای اولین بار توسط روان شناسی به اسم دکتر دان وایل[۱] معرفی شد.
و یک رهیافت زوج درمانی است که به والدین آموزش می دهد تا از الگوهای دعوایی و قبول نکردن یکدیگر کناره گیری کنند.
و وارد یک محیطی شوند که همکاری بیشتری در آن وجود دارد
این روش درمانی فرض می کند که مشکل اصلی موضوع مورد بحث زوجین نیست.
بلکه موضوع اصلی عدم توانایی آنها برای کمک به یکدیگر است.
زوج درمانی مشارکتی به چه نحوی کار می کند؟استفاده ا
روش زوج درمانی از طریق همکاری یا مشارکتی (CCT)، برای اولین بار توسط روان شناسی به اسم دکتر دان وایل[۱] معرفی شد.
و یک رهیافت زوج درمانی است که به والدین آموزش می دهد تا از الگوهای دعوایی و قبول نکردن یکدیگر کناره گیری کنند.
و وارد یک محیطی شوند که همکاری بیشتری در آن وجود دارد
این روش درمانی فرض می کند که مشکل اصلی موضوع مورد بحث زوجین نیست.
بلکه موضوع اصلی عدم توانایی آنها برای کمک به یکدیگر است.
زوج درمانی مشارکتی به چه نحوی کار می کند؟استفاده ا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب