نتایج مطلب ها برای عبارت :

مدل آینه قدی

 حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهای آشناییباز لحظه‌های غم‌انگیز جداییباز لحظه‌های ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپای دنیای تو موندم مثل عاشقای عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آينه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
قاب آينه فلوریدا یکی از زیباترین و پرفروش ترین قاب های دیواری موجود
امکان ست شدن با انواع کنسول ها دیواری و زمینی حتی به صورت تک 
جنس فایبرگلاس هست سبک و مقاوم نشکن و عمری
آينه شده شیشه پشت نقره بالاترین کیفیت
انتخاب رنگ با مشتری رنگ آلمانی براق ثابت قابل شستشو 
در دو سایز
تکی  و تعدادی 
ارسال به شهرستان داریم 
 مگر نمی گویند جلوه ی تو، در آينه های شکسته هویداتر است؟من اگر آينه هم نباشم برای تو، در تو که این روزها شکسته ام.سنگ را در دستانم بنگر.با خود؛ خویش را شکستم.هنوز هم مات این شکستنم.شکسته هایش را هنوز به هم نیاویخته ام، که سنگی دگرباره به دستم داده ای.چگونه تحمل کنم؟مگر نه این که تو منی و من تو ؟و من همه از تو هستم .و تو در من، گاه نهانی و گه آشکار.یا کدر شده آينه دلم یا ترک ندارد. که تو نظر نمی کنی.ترک بردار ای دل، تا خریدارت شوند.شده ام
آينه بغل ماشین در دو سمت خودرو قرار
گرفته است تا به راننده کمک کند همه پیرامون خود را در نظر داشته باشد. به جز آينه
بغل ماشین یک آينه هم در داخل خودرو و در وسط قرار گرفته است که فعلا موضوع این
بحث نیست. به طور کلی آينه ها به این دلیل در خودرو ها کار گذاشته می شوند که دید
راننده را نسبت به قسمت های کور روشن کنند. وقتی راننده روی صندلی خود می نشیند،
رو به جلو است و از هر آن چیزی که در پشت سرش اتفاق می افتد، بی خبر خواهد بود.
این بی خبری به راحتی و در یک
یه پیراهن آبى آسمانى تنم میكنم كه بلندى اش تا ساق پاهام میرسهروبروى آينه مى ایستم تا موهامو درست كنم از شوق لبخند بزرگى رو لبام میشینه كم پیش میاد اینجورى دندونامو بین لبخندهام ببینم تو چشمهاى خودم خیره میشم و یاد یه بیت شعرى كه داشتم براى چشم هات مینوشتم میفتم "چشمانت پرنده ایست." و لیوانى كه از حواس پرتم به چشم هات میفته جلوى پام  و چند تكه میشه .با صداش به خودم میام و دوباره خودمو در آينه میبینم ، یه رژ گونه ى صورتى میزنم و یه رژ لب صو
قاب آينه و کنسول زیبای نگین سبک و مقاوم نشکن و عمری جنس فایبرگلاس
انتخاب رنگ با مشتری
ارسال به شهرستان
تکی و تعدادی
قیمت ۱.۳۰۰.۰۰۰
مجموعه تجهیزات دکوری تولید و عرضه کننده محصولات آرایشگاهی با قیمت های استثنایی
با کمترین هزینه سالن خود را به بهترین شکل زیبا کنید
#تجهیز آرایشگاه #قاب آرا یشگاهی
#آينه آرایشگاهی #آرایشگاه های مدرن
#کنسول آرایشگاهی
صوفی بیا که آينه صافیست جام را
صوفی بیا که آينه صافیست جام را
غزل شماره هفت حافظ شیرازی ( صوفی بیا که آينه صافیست جام را ) به همراه معنی و تعبیر فال حافظ ، برای مطالعه این شعر زیبا و تعبیر فال آن با سایت سرگرمی پارسی سرا همراه باشید.
متن غزل شماره هفت حافظ
غزل شماره هفت حافظ
صوفی بیا که آينه صافیست جام را
تا بنگری صفای می لعل فام را
راز درون پرده ز رندان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی مقام را
عنقا شکار کس نشود دام بازچین
کان جا همیشه باد به د
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مراسایه او گشتم و او برد به خورشید مرا
جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منمیارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نمازکان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در دیده منآينه در آينه شد: دیدمش و دید مرا
آينه خورشید شود پیش رخ روشن اوتابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا
گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلکگوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا
نور چو فواره زند بوسه بر این باره زندرشک
رهایم کردی و رهایت نکردم!گفتم حرف ِ دل یکی ستّهفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی،کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند!چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستمو چهره ی تو را دیدم!گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستمو صدای تو را شنیدم!دلم روشن بود که یک روز،از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!حالا هم،از دیدن ِ این دو سه موی سفید آينه تعجب نمی کنم!قفط کمی نگران می شوم!می ترسم روزی در آينه،تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشندو تو از غربت ِ  برنگشته باش
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیستاین قافله از قافله سالار خراب است اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست تا آينه رفتم که بگیرم خبر از خویش دیدم که در آن آينه هم جز تو کسی نیست من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست امروز که محتاج توام، جای
سلام خوبید؟ 
آقا یه چیزی هست یه مدته درگیرم باهاش، البته از قبل تر ها هم باهاش درگیر بودم ولی یه مدته بیشتر درگیرم، حس میکنم صورتم اصلا قرینه نیست، درسته تو آينه معلوم نیست یعنی اگه بخوام خیلی دقت کنم معلومه فقط، ولی تو عکس ها و مخصوصا این اواخر توی چند تا فیلمی که خودم رو دیدم خیلی به نظرم ضایع بود، چشم هام تا به تا به نظر میرسه دماغم به یه طرف بیشتر مایله، صورتم هم که اصلا فاجعه ست، یه طرفش انگار باد کرده، موندم این چیزها چرا تو آينه انقد تو
بوفه، مدل آينهدو سال ضمانت کالا.
برای اطلاع از قیمت ها، با واحد بازرگانی و فروش تماس بگیرید:شماره تماس 36070342_021و آیدی تلگرام https://t.me/salesarjanchoob
همچنین میتوانید از نمایشگاه و شوروم ما در محل کارخانه بازدید فرمایید.
https://t.me/joinchat/AAAAAEf6G_7xas526EGl3Q
https://arjanchoob.ir
#ارژن_چوب #ارژن_چوب_شرق#کیفیت_را_لمس_کنید!
شامل: تخت خواب، پاتختی، میز آرایشی و آينه، کمد لباس، بوفه، میز تحریر.
دو سال ضمانت کالا.
تغییر طرح و رنگ به سلیقه مشتری.
برای اطلاع از قیمت ها، با واحد بازرگانی و فروش تماس بگیرید:
شماره تماس  36070342_021
و آیدی تلگرام  https://t.me/salesarjanchoob
همچنین میتوانید از نمایشگاه و شوروم ما در محل کارخانه بازدید فرمایید.
https://t.me/joinchat/AAAAAEf6G_7xas526EGl3Q
https://arjanchoob.ir
#ارژن_چوب_شرق
#کیفیت_را_لمس_کنید!
#سرویس_خواب_نوجوان #تختخواب_نوجوان #تخت_خواب_نوجوان #پاتختی_چوبی #پاتختی
شما هر آينه زیباترید از خورشید
به یک مشاهده دل می برید از خورشید
 شما که ماه شب بی ستارگی منید
 همیشه یک سر و گردن سرید از خورشید
 سپیده­ دم که به دیدار صبح می­آیید
 چه آبروی بدی می برید از خورشید
 شما در آمده بودید و در تحیر محض
 دلم ردیف غزل می­خرید از خورشید
 ولی چگونه غزل شرمگینتان نشود
 که رنگ و روی طلایی پرید از خورشید
 اگر بهانه چشم شما نبود اصلاً
 کسی ترانه نمی­آفرید از خورشید
 تمام آينه­ های جهان گواه منند
 شما هر آينه زیبا­تر­ید از
برای من، افسردگی ی سگ سیاه نیست.افسرگی، تناقض بین خودم هست و تصویرم در آينه جریان زندگی؛بین میل شدیدم به کتاب و نخواندن، بین ارادتم به کار و بی کاری، بین نیازم به معاشرت و تنهایی درجمع، بین رقصیدن و خوشگذروندن با جلف بازی و تک خوری.افسردگی، تمارض به عادی بودنه.
خوبی موتورسواری برای خانما اینه که پارک دوبل ندارهبدیش اینه که به جاش تک چرخ داره، همزمان هم باید چرخ جلو رو بالا نگه داری هم حواست به سرعتت باشه هم به آينه نگاه کنی ماشین عقبی نزنه بهت هم مواظب باشی نری تو ماشین جلویی  :)))))) 
عادت کرده‌ام ، دیگر عادت کرد‌ه‌ام شب‌هایی که غمگینم، نگرانم، ناراحت یا عصبانی‌ام خوابش را ببینم‌.
 شبِ بدی را سپری کرده بودم و با چشمان اشک‌آلود سر روی بالش گذاشتم، طبق معلوم میانش رسید و امضایش را زیر خوابم زد؛ صبح در نگاهِ آينه به خودم خیره شدم و حاصل خوابِ نصف و نیمه‌ی دیشب را در پلک‌های ورم کرده و سردرد منزجر کننده‌ام دیدم، آرام شروع به زمزمه کردم و از آينه دور شدم، ظرف‌ها را شستم، پیازهای خرد شده را روی اجاق گذاشتم، برای بار صدم ز
چند ساله بودم؟ یادم نیست؛ کجا بودم؟ یادم نیست ؛ چه کسی بود؟ حتی این یکی را هم یادم نیست!
حالا که بهتر فکر می‌کنم می‌بینم هیچ کدام از جزئیات بالا مهم هم نبود که یادم بماند، مهم آن تک جمله‌ای بود که وسط صحبت‌ کردنش ناگهانی و بی‌هوا گفت 《دماغت کجه؟》 ، به معنای واقعی کلمه " کُپ " کردم، آنقدر غیرمنتظره بود که زبانم بند آمده بود!
_دماغم؟ نه!
_چرا دماغت یه ذره کجه! صدات هم تو دماغیه!
_صدام؟ اره انحراف بینی دارم احتمالا برای همینه!
نیم ساعت بعد در خانه
چرا دولت‌ها
از ظرفیت‌های رسانه در مدیریت نظام بازخورد غافل‌اند؟

 فرض کنیم در خانه تنها
یک آينه داشته باشیم و آن را بگذاریم در حمام بخار گرفته. برای دیدن خویش باید
مدام بخار را از روی شیشه کنار بزنیم و از همه این‌ها بدتر، چون حمام مرطوب است پس
از مدتی شیشه زنگار می‌بندد. همان‌طور که زنگار بیشتر می‌شود، آينه غمازی خویش را
بیشتر از دست می‌دهد، ما چهره خویش در آن نمی‌بینیم. حالا کار اشتباه برخی دولت‌هاست
که آينه رسانه را به اتاق بخار می‌ف
یادم نمی‌آد که قبلش داشتم برنامه می‌ریختم یا بعدش؛ نمی‌دونم کی ناامید شدم که اومدم و این‌جا نوشتمش، ولی می‌دونم که دیگه هوا کم کم داره روشن می‌شه واسه من. امشب وقتی واسم نوشت بی‌شوخی چی از جون خودت می‌خوای؟» من بعد مدت‌ها دوباره فکر کردم که چی از جون خودم می‌خوام. مگه همه این تلاش‌ها و دوییدن‌ها واسه این نبود که وقتی می‌ایستم جلوی آينه، تصویر توی آينه از ته دل خوشحال باشه؟ مگه قرار نبود مسیر خودش لذت‌بخش باشه؟ حالا که جز ناراحتی و ا
دلم میخواست بنویسم ولی نمیدونستم از کجا شروع کنم!
خودمو گم کرده بودم.
انقد که حرفای مختلف شنیدم وقضاوت شدم خودمو گم کردم.
امروز یه دوست گذشته منو یادم اورد.
یادم اومد من همیشه اینجوری که حالا قضاوت میشم که بچم نبودم.
الانم نیستم.‌
خواستم گوشه گیر بشم از قضاوتا.
خواستم تنها باشم ازحالِ بداینکه آدمایی رو دوس داشتمو حاضر بودم تا قله قاف برم براشون ولی بودو نبودم ،حال خوب وبدم براشون مهم نبود.
که تواین گوشه گیری وانزوا وخوندن کتاب ملت عشق
دختری را میشناسمهرشب موهای بلند مشکی اش راروی بالشت رها میکنددر رویای نوازش عاشقانهوزنی راکه در حسرت نوازش موهای سپید کوتاهشهرشب آهسته اشک میریزد صبح دخترک قبل از همه از خواب بر میخیزدموهایش رادر آينه شانه میزندوبامهارت تمام چشمان سرخ زن راپشت انبوهی از ارایشپنهان میکند.خ سعادتی_پامچال  
ای آنکه بی تو با همه عالم غریبه‌امبا تو چه آشنایم و با غم غریبه‌امبی‌پرده دوست دارمت ای گل! ولی چه سود؟من با زبان روشن شبنم غریبه‌امدردت به جان عاشقم افتاده پس چرادر لحظه‌ی شنیدن آن هم غریبه‌ام؟!هم دارمت به ثانیه‌ای هم ندارمتعمری اگرچه با تو ندارم.؛ غریبه‌امدر من بمان و آينه را روسپید کنای با من ِ همیشه مجسم! غریبه‌ام!
و بالاخره یک روز سر وکله ش در زندگی مان پیدا میشود؛ تک آرزوی ته نشین شده دلمان را میگویم.من؟بالاخره یک روز اینجا مینویسم که بعد از بافتن موهایم دوربین محبوبم را در دست گرفتم و از خود واقعی نقش بسته در آينه که چندین سال انتظارش را میکشیدم عکس گرفتم تا یادم بماند که دیگر رسیدن»،رویا نیست
سلام مـوى سپیدم خوش آمدی به سـرم 
رسیده‌ای که بگویی چقدر خون‌جگرم
تو را در آينه دیدم شناختم اما 
مرا در آينه دیدی؟ چه آمده به سرم
خبر برای من آورده‌ای که پیر شدی 
خبر برای تو آورده‌ام که با خبرم
به هر دری که زدم بسته بود باور کن
نوشته‌اند به پیشانیم که در به‌ درم
بهار بود و به بهمن کشید و رفت که رفت
از آن به بعد کمی تیر می‌کشد کمرم
"علی فرزانه موحد"
+ تو یه تصمیم شک دارم، نمیدونم چی درسته و چی غلط، شما تو این شرایط چکار می‌کنید که به راه‌حل ب
با فروشگاه آنلاین لاکی همراه باشید
نسل جدید لاک
لاک آينه ای محبوبیت فراوانی در بین علاقه مندان مد و زیبایی دارد. به چند دلیل، برای خشک شدن نیاز به دستگاه UV ندارد و نحوه استفاده از آن آسان است. لاک آينه ای ظاهر زیبایی به ناخن می دهد که با داشتن پیگمنت بالا کیفیتی مثل پودر کروم دارد. از دیگر دلایل محبوبیت آن می توان به زمان کوتاه خشک شدن این لاک اشاره کرد. کیفیت تمامی برند های این نوع لاک رضایت بخش است پس اولین برندی که دوست داشتید را می توان انتخ
  
دلم سه شنبه شبی باز راهی قم شد کنار درب حرم، بین زائران گم شد نگاه چشم ترم تا به گنبدت افتاد دوباره شیفته ی رنگ زرد گندم شد به یاد مشهد و باب الجواد افتادم سرود عاشقی ام، یا امام هشتم» شد به محض بردن نام امام آينه ها لبان آينه هایت پر از تبسم شد به استحاله کشاندی مرا به لبخندی دو چشم مملو اشکم، دو خمره ی خم شد سلام برتو و بر خاندان اطهارت.
 
فیلم سوفی و دیوانه رو دیدم و به این فکر کردم که آدم ها حق دارن از آخرین ها خبر داشته باشن. حق دارن که حداقل بتونن به چشمای کسی که خبر دارن قراره هیچ وقت نبیننش برای آخرین بار نگاه کنن یا حتی بغلش کنن.
یادمه یه نفر بهم گفته بود بازیگر خوبیم. خیلی خوب بلدم وانمود کنم آدما واسم مهم نیستن.بدم اومده بود از حرفش ولی راستش من بازیگر خوبیم. 
یه بازیگر که نقش اصلیش از الان شروع میشه.
 آغاز وانمود کردن.
+ ابتدای رقص با آهنگ های غمگین بود. باید روی ریتم حر
به فاصله پنج ساعت تار موی دیگه ام سفید شد
اتفاقی دیدمش وقتی جلوی آينه با آواز عاشق قمیشی موهایم راشانه میکردم
سفید شدنش را به چَشم دیدم  قَلبم گرفت خفگی کار دستم داد و اشک از گوشه چشمم چکید با ریختنش لبخند تلخ نبودنت روی لبهایم آمد 
یادم آند گفتی توجیهم کردی خطایی نداشته ای 
لمسش کردم وتکرار کردم تو یادگار ترین روز منی
پریشانی ام تمامی ندارد. انگار در طول روز کش می آید. شب میفتد روی غلتک حماقتم و رشته هایش از هم میگسلند. اما از بین نمیرود. پریشانی من پادذره ای دارد که مرده است. صبح ها توی آينه به آن لبخند میزنم. و او جوابم را با یکی از انگشت هایش میدهد. سعی میکنم پریشانی ام را لابه لای این کلمات جا بدهم، نمیشود. یک جایش میزند بیرون. نفس کم می آورد. سینه اش خس خس میکند و میفتد روی دست هایم. پریشانی ام اما نمیمیرد. هرگز.
ممکن است شما فقط نقل مکان کرده باشید یا درحال گشتن دنبال یک خانه کوچک باشید یا شاید به فکر تغییر دکوراسیون منزل خود هستید.
برخی از ترفند های شناخته شده طراحی داخلی وجود دارند که طراحان داخلی به کار می گیرند و شما هم به راحتی و با حداقل تلاش و هزینه می توانید انجام دهید. بعضی وقت ها چیزهای کوچک تاثیر بزرگی به همراه دارند. این می­تواند یک آينه، یک نقاشی، یک لامپ یا حتی یک گیاه باشد. شاید شما میخواهید دیوار خود را نرم و لطیف کنید؛ روشن کردن یک ا
درب های شیشه ای
 
کاربرد درب های شیشه ای در کابینت آشپزخانه بیشتر مربوط به ردیف بالایی کابینت ها میباشد. در این سبک از طراحی، ظروف داخل کابینت آشپزخانه بیشتر مورد توجه و نمایش قرار میگیرند و تا حدود زیادی این قفسه ها بیشتر برای نمایش جزئیات داخل کابینت ها بکار میروند.
ایده ای جالب در کابینت شیشه ای
 
در این مدل از کابینت آشپزخانه میتوان پشت کابینت را به سمت پنجره آشپزخانه قرار داد. در این روش نور خورشید از داخل قفسه کابینت عبور میکند و
استفان: از خودم متنفرم
دکتر: گزشته تغیر ناپزیره استفان
مهم نیست چقدر دردناکه
نمیتونیم اتفاقات رو عوض کنیم
ما نمیتونیم به گذشته برگردیم استفان
همه باید یاد بگیریم بپزیریمش

فیلم آينه سیاه بندراسنچ 2018 پیشنهاد میکنم نبینید :)
مدتیه دارم سعی میکنم یادم بمونه توی آينه خودم رو ببینم؛ تجربه ی عجیبی دارم که هربار قیافه ام برام تازگی داره.
یوقتایی اصلن حوصله هیچی بازی کردن با برنا رو ندارم و دلم میخواد آزادانه به دنیای بزرگترها سرک بکشم.
یوقتایی دلم میخواد یه خواب سیر بکنم، کلی وقت هدر بدم و بعدش یه برنامه ریزی خوب بکنم و اجراش بکنم.
الان هم آنقدر خسته ام که یادم نمیاد درین پست چه مطالبی میخواستم بذارم!
شناختِ هویت»  آدمی، یعنی کیستی و چیستی خود» از دل‌مشغولی‌های اصلی اندیشمندان از گذشته تاکنون بوده است و آنها همواره کوشیده‌اند از زاویه‌های مختلف علمی و با رویکردهای متفاوت چارچوبی نظری برای این مسئله ترسیم کنند. در عرفان اسلامی این بحث زیر عنوانِ معرفت نفس» یا خودشناسی» مجال طرح یافته است.و مولانا :ای نسخه اسرار الهی که توییو ای آينه جمال شاهی که توییبیرون ز تو نیست هرچه در عالم هستاز خود بطلب آن چه خواهی که تویی
خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌های بعد از پایان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیست‌کارهای روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آينه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پایانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه
یک غمی روی دلم هست، خدا میداند
که چه‌‌ها می‌رود از ذهن و چه‌ها می‌ماند
زخم‌هاییست که در آينه‌ام پیدا نیست
می‌چکد درد، ولی خاطره‌ها می‌ماند
راه‌مان از هم اگر دور و جدا نیست، چرا
هرچه من می‌دوم این فاصله‌ها می‌ماند؟ 
می‌دهی وعده‌ی آسانی بعد از سختی
آخرش می‌روم و این گله‌ها می‌ماند
وقتی مجبوری به خاطر رفقا بیای سینما، فیلم مثلا کمدی ایرونی ببینی :|
نگذاشتن این هفته برم شهرمون، اهل فیلم درست و درمون هم که نیستن!
دارم فکر می کنم منم از فردا بشینم فیلمنامه بنویسم، انصافا میتونم یه چیز مثل فیلمنامه فیلم آينه بغل بنویسم.
+ گوگل میگه برای ولنتاین برنامه داره، به گوگل اسیستنت بگید مثلا Hey ogle, I'm single سرگرمتون میکنه، حالا الان تو سینما نمیشه، ولی اومدم بیرون حتما امتحانش میکنم!
رونق اقتصاد هنر» رونق هنر» نیست/برنده حراج میلیاردی تهران کیست؟
سعید فلاح‌فر هنرمند و منتقد حوزه تجسمی ضمن نقد برخی تحلیل‌های ارائه شده درباره فروش میلیاردی آثار در حراج تهران، بر وم بازتعریف نسبت اقتصاد و هنر تاکید کرد. به گزارش خبرنگار مهر، سعید فلاح‌فر هنرمند عکاس و کارشناس حوزه هنرهای تجسمی در قالب یادداشتی، درباره اقتصاد هنر و نسبت هنر با اقتصاد و مقولاتی مرتبط با این مفهوم از جمله اقتصاد گالری‌داری و حراج تهران پرداخته است.
برای داشتن خانه‌ای آرام و زیبا باید تمام قوانین فنگ شویی را رعایت کرد.
در این مطلب با 7 اشتباه رایج در چیدمان خانه که معمولاً افراد علاقه مند به این حوزه مرتکب می‌شوند آشنا خواهید شد.
به گزارش مجله دلتا، فنگ شویی یعنی ایجاد هارمونی و تعادل در فضای خانه و داشتن آپارتمانی کاملاً هماهنگ و هارمونیک؛ بنابراین اگر می‌خواهید خانه‌ای پر از انرژی مثبت و آرامش بخش داشته باشید باید تغییراتی را بر اساس راهنمای فنگ شویی اجرا و تمام چیزهایی که بر خلاف
سودسپرده نقش مهمی درمکانیزم واردات و صادرات داشت ازیک طرف زمانی که متناسب باقدرت خریدنبودکالابه خارج قاچاق میشدوازطرفی وقتی متناسب باقدرت خریدبودتولیدداخل میخوابیدوموادمخدروسیگاروغیره به داخل کشورقاچاق میشدوموادغذایی زیادی درگیرفسادناشی ازاحتکارمیشدند.بسیاربودندکالاهایی که تاریخ مصرف گذشته بودند موجب هزارجورمرض میشدندوبخش درمان دچارهزینه بالایی بود.
بانک و بیمه هم جهت بقاازدادن بهانه به رسانه ها کم لطفی نمی کرد.بسیاربودندتراز
مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آينه
رفتی و به ظلمت است این محفل منتوفان غمت وزیده بر حاصل منسنگت که چنین زده که بر خاک شدی؟ای آينه شکسته تر از دل من////////////این خانه بی تو مثل زندان شده استهر روز مرا شام غریبان شده استآرامش این خانه ! بدون تو بییندریای دلم اسیر توفان شده است///////////
بیمار که ای ؟ ای شده بیمارت ، منبی یار نمانده ای ، منم یارت منتو می روی و هزار غم می آیدتو می روی و شدم عزادارت من
https://www.instagram.com/p/BfaRHkCh3k3/?taken-by=s.hhabibpour
درود
پسرم 21 سالمه، من از یک شخصی خوشم اومد و هنوزم میاد، بهش پیشنهاد دادم رد کرد که این اولین بار تو زندگیم بود و هم آخرین بار، از اون موقع سیستمم به هم ریخت، تا الان که حدودا هشت نه ماه شده، رفتم دکتر، با دکتر کلی حرف زدم که یه جاش برام جای سوال شده، گفتم من از آينه فراری ام (خوشم نمیاد خودم رو ببینم)، نمیدونم چرا ولی از این حرفم نسبت به حرف های قبلیم بیشتر تعجب کرد، و سوال من از شما؛
یعنی نشده شما از خودتون متنفر باشید؟
قرص نوشت سرترالین و B6
یک پای ثابتِ حرف هایم تویی.اما میگذارمت کنار آينه ی غبار گرفته ی ایام و چند صباحی می خواهم خود را غرق کنم در ازدحام همین دنیا،اصلا می خواهم از خود تهی باشم و هجوم ببرم به پهنه ی لایتناهی امواجی که می گویند بی زاری از آن بی معناست!هی بال و پرم را بکوم به دسته ی قلمی لرزان و واژه های محبوسِ در اسارت را، جاری کنم روی سپید صفحات مجازی و حرف هایی را بنویسم کهبیشتر به کار مردم می آید تا جان اسیر خودم. شاید به پاس آزادی روح کلمات، از اینجا عبور کنم و م
آينه وزمین:اگر ما در فاصله 10 سال نوری خود در فضا یک آیینه غول پیکر قرار دهیم و سپس از روی زمین با تلسکوپ آیینه را تماشا کنیم . طبق نظریه علمی ما 20 سال پیش خود را خواهیم دید…Advertisements REPORT THIS AD Rainy Boy در 30 ژوئن 2014 در 00:17من مدتیه این نظریه به یه صورت کامل تر تپ ذهنمه.از چند فارغ التحصیل ارشد و یه دکترای فیزیکم نظر خواهی کردم.این همون بخش گمشده نظریه انیشتینه بخش مکان نه زمان.ما میتونیم با در نظر گرفتن مکان های مختلف مسله زمان و سرعت های بالا رو حل کنی
بعضی وقت ها نباید خوشحال باشینباید خیالت راحت باشدباید دلت بشکندباید با خودت مواجه شویو درست و غلط را در غیر حال خوب خودت بشناسیباید بدانی دلت سنگ است تا بشکنی تا خوشحال نباشی، خوشحال کنیباید بدانی شکستن بد نیست، باید شکست تا فهمید لگدمال شدن سخت تر است و بسیار سخت ترباید خود را در خود جستجو کرد تا سختی وجودت را بشکنیو برای شکستن این؛باید بفهمی سنگ چیستباید با خودت هر بار آشنا شویآخر خود آن آشنایی است که هر از گاهی با خویش بیگانگی میکند گم
حدسم درست بود از اوّل، زن حال انتظار ندارد
مهمان نیاورید برایش؛ این خانه خانه‌دار ندارد
دیوار پیچ‌پیچ تخیّل، دیگر به گِل نشسته مخاطب!
حتا به قدر رنگ گُلی هم، از حرمتِ بهار ندارد
نه شاعرم نه زن نه اقلاً یک تن میان این‌همه تنها
اصلاً بدم می‌آید از این‌جا ـ این حس هم اعتبار ندارد ـ
باور نمی‌کنی به چه میزان، زشت است این عدالتِ ویران
از ری بگیر تا به شمیران، زن با کسی قرار ندارد
تند از کنار آينه رد شد، تا حس کند هنوز جوان است
زیرا که روبه‌روی و
تکست آهنگ عقربه رضا پیشرو
وقتی ساعتا میرن ، نگاها به ساعتا خیرسوقتی آدما از آينه بیزارن ، أ تاریکی در میرنبسه هرچی ساکت بودبسه هرچی صبر کرد و راکد موندبسه دیگه وقت پرواز همین الانهرسید به گوش خدا فریادشباز اون رویا هارو کشید تووی دفترش.
ادامه مطلب
رشد کار : برخی اخبار صرف نظر از آنکه پرده از  واقعه ای خاص برمی دارند از  موضوع یا مسئله ای عام هم حکایت می کنند .  شاید از نظر برخی ، آن واقعه ،رخدادی باشد از قبیل هزاران رخدادِ مشابه و معمول  که - حداکثر  - با ابراز تأسفی  می توان  از کنارش گذشت  و بعد از سپری شدنِ زمان ،  ارزشِ خبری  خود را از دست می دهد  و شایسته یادآوری هم نخواهد بود .اما آنکه در آينه اخبار، نقش موضوعات و مسائل پایدار رامی جوید ، با این قبیل اخبار،  طرزِ برخوردی دیگر اخ
*این نوشته حرف  این روزها من خواهد بود برای تمام افرادی که میشناسمیه روز جمع می‌کنم میرم و فقط یه یادداشت براتون میذارم:"گفته بودم حالم خوب نیست."»
*شرایط همچنان پا برجاست, سخت و وحشتناک
* به خودم تو آينه  نگاه کردم و گفتم بسه دیگه چرا خسته نمیشی دختر ، داری میمیری،قید همه چیز رو بزن و خلاص اما
* بابت تایید نکردن کامنت ها شرمنده.
* اگر نبودم به حمدالله مُردم :)
تو نیستی که ببینیچگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است!چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست!چگونه جای تو در جان زندگی سبز است!*هنوزپنجره باز است.تو از بلندی ایوان به باغ می نگری.درخت ها و چمن ها و شمعدانی هابه آن ترنم شیرین به آن تبسم مهربه آن نگاه پر از آفتاب می نگرند.*تمام گنجشکانکه درنبودن تومرا به باد ملامت گرفته اند؛ترا به نام صدا می کنند!هنوز نقش ترا از فرازِ گنبدِ کاجکنار باغچه،زیر درخت ها،لب حوضدرونِ آينهء پاک آب می نگرند*به خواب می ماند،ت
به خدا همین چند دقیقه پیش یه غم بزرگ داشتم چون به این نتیجه رسیدم که قیافم جلب توجه می کنه. بدم میاد جلب توجه کنم. رفتم تو آينه خودمو نگاه کردم با خودم گفتم: "خاک تو سرت شبیه **هایی" بعدم خواستم بیام اینجا بنویسم: "چرااااا انقدر قیافم غلط اندازهههههه؟!" درس می خوندم یادم رفت بیام.می دونی چیه؟ الآن متوجه شدم.گیس بستم که مو ازش رد می شه. از بازدید کننده ها کسی بخواد، عکس می دم ببینید. خیلی بامزس. اونه که جلب توجه می کنه. من نیستم.به گیسم نگاه می کنن نه
مقاله جذابیت در سینما » اولین یادداشت در جلد اول کتاب آينه جادو است که در واکنش به فیلمهای روشنفکری که جذابیت و جذب مخاطب اهمیتی نمی دادند نوشته شده است. اما اهمیت آن بیش از اینهاست. این مقاله اولین متن سینمایی است که خود آوینی میخواست تا در قالب کتاب خوانندگان بخوانند اما محتوای آن به اندازه آنچه که از او علیه سینمای موجود غرب مشهور شده است، مشهور نیست! وقتی از دریچه تفسیر مرحوم مددپور و بحث سینمای اشراقی آوینی را بفهمیم شاید کمتر متوجه با
چیدمان اتاق خواب کوچک

 
شما می توانید با به کار بردن ترفندهایی هوشمندانه در چیدمان اتاق
خواب کوچک اتاق خواب خودتان را به جایی دنج و استراحتگاهی آرامش بخش تبدیل کنید.
 
با استفاده از ایده های هوشمندانه مانند استفاده از مبلمان چند کاره و . می توانید
حیاتی دوباره به فضای کوچک اتاق خواب خود بدهید.
 
 
_ از پالت رنگی به شکل محدود استفاده نمایید و در صورتی که نمی خواهید
تنها از رنگ سفید استفاده کنید از دیگر رنگ های روشن مانند رنگ های
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
دوباره صورتیِ صورتی‌ست باغ تنت
دوباره خواب مرا می‌برد که تا برسم
به روز صورتی‌ات ـ رنگ مهربان‌شدنت ـ
چه روزی آه چه روزی! که هر نسیم وزید
گلی سپرد به من پیش رنگ پیرهنت
چه روزی آه چه روزی! که هر پرنده رسید
نکی به پنجره زد پیشباز درزدنت
تو آمدی و بهار آمد و درخت هلو
شکوفه کرد دوباره به شوق آمدنت
درخت شکل تو بود و تو مثل آينه‌اش
شکوفه‌های هلو رسته روی پیرهنت
و از بهشت‌ترین شاخه روی گونه‌ی چپ
شکوفه‌ای زده بودی به
پام و که توی آرایشگاه گذاشتم بوی بهبود ز اوضاع موهام نمی‌آمد. از لحظه‌ی نشستن روی صندلی تا لحظه‌ی نگاه کردن توی آينه بعد از کوتاهی، لحظه به لحظه احساس زشت‌تر شدن و خراب‌تر شدن وضعیت و داشتم. بماند که با غم و چهره‌ی کدر توی آينه نگاه کردم و ادای راضیا رو درآوردم ولی توی دلم کلی غصم بود.
برای صورت و ابروم روی صندلی نشسته بودم و در حین انجام شدنش توی آينه به خودم، پوست تیره شدم، جوشای خیلی خیلی زیاد شدم و چشمای نیمه‌بازی که ازش غم دنیا میبارید
وقتی در ریسرچت کانهو حمار در گل گیر کرده ای و کم مانده که سر به بیابان نهی! و جناب حافظ اینگونه دلداری می دهد: 

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی :(  
بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار (حافظ جان اینجا زمستان است و در د
شب نشینان فلک چشم ترش را دیدندهمه شب راز و نیاز سحرش را دیدندتا خدا سیر و سفر داشت همه شب وزاشکغرق در لاله و گل رهگذرش را دیدندآسمان دید بودا و قمر شمس شموستا که منظومه شمس و قمرش رادیدندهر زمان رو به خدا کرد درآن خلوت اُنساو دعا کرد و ملائک اثرش را دیدندجلوه اش جلوه ای از نور خدا بود و زعرشهمچوخورشید به سرتاج سرش را دیدندهمه سیراب از این چشمه رحمت گشتندسائلان بخشش دُرّ و گهرش را دیدندروز پرسیدن هرمسئله ازعلم و کمالپایه دانش و حُسن نظرش را دی
در انتخاب بهترین وسایل برای پذیرایی کوچک، به کارگیری برخی از اصول طراحی داخلی می تواند به شما کمک کند. به طور مثال وجود آينه در بزرگ تر نشان دادن فضا شما را یاری خواهد داد. بنابراین اگر پذیرایی شما فاقد پنجره های بزرگ و نورگیر است، با استفاده از آينه می تاونید فضا را روشن تر و البته بزرگ تر نشان دهید. از جمله وسیل دیگری که می توانید در تزیین پذیرایی کوچک شما را یاری کند، انتخاب لوستر و آباژورهای مناسب است. سعی کنید این وسایل رو
هر آنکه در دو جهان آبرو طلب کرده استهر آينه دل او رو به حیدر درآورده استخودم مقابل ایوان‌طلای او دیدمچقدر سفره‌ی این آستانه گسترده استگناه‌کار بیا و چو طفل پاک برو.که پرده‌پوش دو عالم دراین سراپرده استبه آفتاب رسد آنکه خاک او بوسیدکه پیش پای علی، ذره آسمان‌گرد استضریح نیست که نخل عطای باغ علی‌ستهزار امید رطب در هواش پرورده استاز آه سینه‌ی بیمار آستان علیهوای شهر نجف، خود شفای هر درد استکه بود غیر علی جانشین پیغمبر؟
برای فاطمه زوج ِ ف
مشخصات فنی دستگاه تنظیم نور چراغ ایتالیایی مدل HBA18A تاپ اتو - ToPAuto
 
1-    تنظیم نور مکانیکی توسط نورگیر آينه ای2-    مجهز به نور سنج مدرج آنالوگ3-    دارای پنل اندازه گیری ثابت4-    پایه ثابت بر روی چرخ های متحرک5-    دارای سیستم تنظیم کشویی بر روی ستون عمودی
 شرکت بازرگانی بارمان
"اگر بت ها را واژگون کرده باشی کاری نکرده ای ،وقتی واقعا شهامت خواهی داشت که خوی بت پرستی را در درون خویش از میان برداشته باشی‌."
نیچه
کسی هست که خیلی دوستش دارم، هم از بودن باهاش لذت میبرم هم رنج می کشم، هر نگاهم و هر حرفم مملو از علاقه و حسادت به طور همزمانه. مگه میشه دوتا حس همزمان نسبت به یکنفر وجود داشته باشه، هم عشق و هم نفرت :/
در واقع هر وقت میبینمش دلم می خواد جامو باهاش عوض کنم، موقعیت، خانواده، ظاهر و هر چیزی که داره رو داشته باشم، اینج
ایستاده بود جلوی آینۀ کوچک روی میز و سعی می‌کرد خودش را ببیند. خودش را خم می‌کرد، از گردن به پایین را نمی‌دید، راست می‌ایستاد، صورتش را نمی‌دید! از اینکه فقط می‌توانست بخشی از خودش را ببیند عصبانی شد که: "من می‌رم خونه‌مون، آینۀ شما منو درست نشون نمی‌ده!".
راست می‌گفت، آينه کوچک بود.
**
موقع رفتن، آینۀ قدّی جلوی در را دید، مکث کرد، خودش را دید؛ تمام و کمال. خندید و رفت.
 
حاشیه:
با این کارش، مثالی که همیشه می‌شنیدم را به چشمم دیدم؛ انسان را
اشعار زیبا امروز صبح یکی از دوستانم برای من فرستاد 
که میگفتن زمان سرودن اشعار زیبا انگار بنده روبه رویشان بودم 
البته وقتی خودمم خوندم همچین حسی رو بهم داد 
سپاس گزارم عشق من 
دختری روبه روی آينه ها،
ضجه زد از خودش گریزان شد
گفته بودی که چادرت زیباست 
یادش آمد دوباره  ویران شد 
چند سالی اگرچه اورفته 
بازهم درعشق کوشیده 
چادرش راصبح هرروزی
گریه کرده ، بعد پوشیده
طبق عادت،عصرهرجمعه
برمزاری آب می پاشد 
می رود قلب خسته خودرا
در جوار شهید بسپ
دانلود آهنگ جدید بد شدی از امو باند با بهترین کیفیت + پخش آنلاین
بد شدی با من دیدی شکستم
یه روزی رفتی ببین چه خستم
Download Ahang Jadid 98 Emo Band Benam Bad Shodi

دانلود آهنگ امو باند به نام بد شدی
 با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸
متن و ترانه آهنگ امو باند – بد شدی
بد شدی با من
دیدی شکستم
یه روزی رفتی
ببین چه خستم
این فاصله منو پیرم کرد
دنیا غریبه با احساسم
خودمو تو آينه می بینم اما انگار که نمیشناسم
توی خلوت خودم همش یه گوشه تنهایی می شینم
سکوتِ بغضمو می شکنم و خودمو
انگار همین دیروز23 سالم بود و اینجا از حسم نوشتم.چند روز دیگه27 سالم میشه و من نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت فقط از فک کردن بهش دلم میگیره.
این روزها بزرگترین سرگرمی من تماشا کردن فیلم.من بهش می گم فرار کردن از خودم.اما ادم مگه تا ابد می تونه از خودش فرار کنه و خودش نبینه.هر  روز تو آينه از خودت می پرسی این منم؟ دختری که اینجاست منم؟ می گذری و میری اما حسش ته قلبت.انگار یکی با ناخن ته دلت خراش می ده.
از مدرسه و همکارهام خسته ام دلم میخواد زودت
قبل‌ترها هرگز کسی رو بیشعور فرض نمیکردم و تمام ناکامی‌های روابط اجتماعی رو به‌پای هرچیزی میذاشتم جز معیوب بودن فرد مقابل.این باعث میشد بیشتر بار روابط رو روی دوش خودم بذارم. توی این حالت اگه ناکامی‌ای پیش میومد نقد رو به توانایی‌های خودم وارد میکردم.امروز اما به یک‌باره خیلی چیزها تغییر کرد. بیشعوری رو به نحوی آشکار دیدم که جای هیچ انکاری براش نمونده. سخت میدونین چیه؟ اینکه بیشعورها خیلی به ما نزدیکند، همین بغل گوشمون‌.باورم نمیشه من،
امسال درباره‌ی شهید بهشتی چیزی ننوشتم. دلیلش این است که فکر می‌کنم جامعه‌ی ما از زاویه‌ی هر کسی از ظن خود شد یار من ، در حال تولید هزاران شهید بهشتی است و این اصلا اتفاق مبارکی نیست. این روزها با گسترش رسانه‌های شخصی هر کس بنا به سلیقه‌اش فیلمی یا صوتی و یا جمله‌ای از ایشان منتشر می‌کند و با لحنی دریغ‌دار توضیحی از خود به اول و آخرش می‌افزاید که بهشتی این بود و کاش بود و اگر بود وضع ما این نبود. تا چندی پیش، بهشتیٍ اگر بود  اصلاح‌طلب بود
چند دقیقه بدون باز کردن شیر آب روی صندلی حمام نشسته بودم. عاقبت از ترس اینکه مستر به دوش نگرفتن و صدای آب نیامدن از حمام شک کنه و در حمام رو باز کنه و چهره اشک آلودم رو ببینه دوش رو باز کردم. دست و پام رو گرفتم زیر دوش اما خودم عقب تر روی صندلی نشسته بودم و به پهنای صورت اشک می ریختم. مسبب حال بدم مستر بود. یا لااقل دقیقه های اول من این فکر رو می کردم. از رفتارش در برابرم بدم می آید. به حال زارم در آينه نگاهی انداختم و با صدای از نطفه خفه شده گریه کرد
اون روز هم یه روز عادی مثل بقیه ی روزا بود، مثل همیشه آدمی نبودم که با دونستن این که تمام امتحانا داغون بوده،یاشنیدن این که فلانیا پشت سرت حرف میزنن، فلان جای ت مشکل داره، بهمان جای اجتماع مشکل سازه، فلان کودک تحت ظلمه، یا دیدن اونی که میخوای نبینیش، یا حس این که طرفت خودش و برات گرفته یا هرچی، به هم بریزم و قابل شکستن باشم و مثل همیشه فارغ و آسوده بودم.
حتی فکرش رو هم نمیکردم و نمیکنم که تونستم با یه جمله‌ی بی‌ربط انقدر بغض کنم، انقدر فر
شد ربیع الاول و خوش رنگ و بو دارد ربیع
از بهار و عیش و مستى گفتگو دارد ربیع
عید زیباى برائت از عدو دارد ربیع
عید میلاد دو دلدار نكو دارد ربیع
 
میلاد آينه مهربانی‏ها، خاتم پیامبرن، رحمت زمین و آسمان، بر پیروان یکتاپرستش مبارک باد!
انجمن بانوان هنرمند مهگل
چهره ام از یادت میرود
سخنم 
صدایم
احساسم
و کم کم از زیاد میرود - - >خودت،، 
عنوانش -->زندگی در زمان حال است
گذشته ها را میریزد دور
.
در آينه ی دیگران حتی خودت را نمیشاسی 
چه برسد بخواهی نظر بدهی
کم کم یادت میرود #که_این_که_هستی_تو_نیستی!
نیستی#و_رفتنت_چندان_عجیب_نیست!!
دستگاه ویبره پولیش و پرداخت کاری به دو نوع تقسیم بندی می شود :
دستگاه ویبره کروی تک موتور است و در وسط دستگاه لنگی قرار دارد . به دلیل این که در وسط دستگاه لنگی قرار دارد نمی توان برای قطعات و ابعاد بزرگ استفاده نمود و برای قطعاتی استفاده می کنند که قطعات خیلی بزرگ نباشند .
دستگاه ویبره مکعبی دارای دو موتور است . از این دستگاه برای قطعات بزرگ استفاده می شود مثل سطل های برنجی و فریم آينه .
کاربرد دستگاه های پولیش و پرداخت کاری:
از این دستگاه ها بر
گفتم : کبوترِ بوسه
گفتی : پَر
گفتم ‍: گنجشکِ آن همه آسودگی
گفتی : پَر
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان
گفتی : پَر
گفتم : التماسِ علاقه،
بیتابیِ ترانه،
بیداریِ بی حساب
نگاهم کردی
نه انگشتت از زمینِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه پر» از بامِ لبانِ تو پر کشید
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزارِ انتظار من بجوشد
عاشقم کردی ! همبازیِ ناماندگارِ این همه گریه
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاهِ گریه های من ایستاده است
حالا بدونِ تو
رو به روی آينه می ایستم
م
‍ سلام!حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیس
اگردر سایت های فارسی کمی درباره تابلو مونالیزا جستجو کنید مطالب متنوع زیادی را خواهید دید…به همین دلیل از تکرار مطالبی که در وبسایت های ایرانی آمده خودداری میکنم.هر آنچه که در بالاست همان است که در پایین است و هر آنچه که در پایین است همان است که در بالاستاین جمله ای است که در میان دستنوشته های داوینچی پیدا شده است…همچنین اگر این جمله را در کنار علاقه داوینچی به روش آیینه ای نوشتن بگزاریم احتمالا روش کار محققین برای بررسی رازهای مونالی
امشب کنار رودخونه بودم روی یه سنگ نشستم‌پاهام رو داخل آب میذارم . خنکیش کمی از التهاب درونیم رو خاموش میکنه هندزفریام رو درمیارم یه گوشیش رو میذارم . با اون گوشم به صدا آب گوش میدم  پلی لیستم رو باز میکنم .دستم میره روی آیدا در آينه شاملو .میخونه ."تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسیدتا عطشآب‌ها را گواراتر کند؟ تا در آئینه پدیدار آئیعمری دراز در آن نگریستممن برکه‌ها و دریاها را گریستمای پری‌وار ِ در قالب ِ آدمیکه پیکرت جز د
.
کلافه‌ایم از این فصلِ ناخلف، دیگر
چرا بهار نمی‌آید این طرف، دیگر؟
چگونه با قلم و نان به خانه برگردد -
پدر که له شده در ازدحامِ صف، دیگر
کدام خانه؟ که اصلاً وطن نباید گفت -
به این مساحتِ ویران - مَع‌َالأسَف - دیگر
نه مریم آينه دارد، نه یاسمن شاد است
که خاک هیچ ندارد - مگر علف - دیگر
براهنی! چه کنم در سکوتِ این سرسام؟
نمی‌زنند ن دف دَدَف دَدَف، دیگر
زبانِ مادری‌ام در رسانه مُثله شده
چهار نقطه مگر مانده از شرف، دیگر؟ -
که شعرِ تازه به دنیا بیا
استاد ما می‌گفت من حتی وقتی یک مگس روی دستم می‌نشیند، از خودم می‌پرسم علتش چیست و این مگس برای چه کاری آمده؟
و من اضافه می‌کنم خدا بسیار مربی خوبی ست. همه‌ی حرف‌ها را مستقیم نمی‌گوید. گاهی آدم‌ها و حادثه‌ها را می‌کند آينه‌ای که خودت را تویش ببینی.
گاهی حرف را خودش می‌زند و یا تبدیلش می‌کنم به یک سوال و می‌گذاردش در دهان دیگران.
گاهی پیش می‌آید که می‌بینی قشنگ برای روزت سناریو چیده! از آدمی که توی کتابخانه در گوش بغل دستی‌اش پچ پچ می‌
ملقمه ای از طعم گس "راهنمای مردن با گیاهان دارویی"، شعف پختن لازانیا واسه دوستات،دلهره ی از دست رفتن تصاویر رویاهای قديم،ترس به راحتی از مدار خارج شدن.مثه اون الکترون لایه ی آخر که با کم ترین نیرویی برای همیشه هویتشو از دست میده. و تلخی چند سوال:  تاکی اوج هر احساس مهمی به قعر چاه میرسه؟از شرم حضور تا خجالت و خواستن و ترس از دست دادن و هزاران احساس دیگه،میشه یه آينه رو به قلبم که انعکاسش تا اعماق تاریکی چاه منو میبرهتا کی از تو کم بیارم؟
حدسم درست بود به لبخند می روی


یک روز تلخ آخر اسفند می روی


نزدیک فصل وصل، بهار پر آرزو


چون برگ های خسته ز پیوند می روی


دنیا ولی همه قفس و من در این غمم


کاخر چه فرق، کزین بند می روی!؟


نقشست آنچه می رود از ذهن آينه


حک گشته ای به دل هر چند می روی


حالا که می روی سئوال دلم را جواب ده


خیس است چشم من تو به لبخند می روی!؟
                                                                                 "ع.شیرخانی (ابر)"
                       
 به اسم حی داور .
ما تشنه زخمیم ، بزن تا که توانی
ما کوه صبوریم ، تو فرهاد جوانی
در آينه ی صیقلی از سوء تفاهم
ما باطل و کفریم ، تو خود حق عیانی
رفتست ز یاد من وتو مستی دیشب
ورنه قدح خرد شده ، هست نشانی
ما تشنه خون هم وگرگان به تماشا
بیچاره غریبی که کند گله ، شبانی
امروز ، نه این قصه تلخ از تو شنیدم 
زخمیست تمام تنم، از نیش لسانی
                                                        "ع.شیرخانی(ابر)"
نمی‌دانم که موهای سرم را از بیخ ماشین کنم یا خیر. مادربزرگم همین روزها می‌میرد و اگر کچل باشم، توی مراسم‌ و این‌ها باید با کله‌ی کچل ظاهر بشوم و خب مگر چه اهمیتی دارم من و موهایم؟ هیچ. که هیچ اگر سایه پذیرد، من همان سایه‌ی هیچم. اما کچل بودنم باعث جلب توجه دیگران می‌شود. اگر چه من هم مثل دیگر ابنای بشر ‌ی توجه دیگرانم اما توجه این قوم به من از جنس آزاردهنده‌ایست که آن‌ را نمی‌خواهم. و این است که نه، کچل نخواهم کرد. علاوه‌بر این‌ها، ا
به رنگ عشق قسم که همیشه یکرنگ و وفا داراست  و بی بهانه می درخشد

 لحظاتی که به پای هم سپری شد بهترین اوقات زندگی
مان بود.چشم درچشم هم اگفته ها خوانده ایم و سکوت هم  را مهرترجمه کردیم و تبسم هم را ترانه
می سرودیم

اما نگاه ناشناسی که اکنون به یکدیگر واگذارمی
کنیم و خرمن حسرت رادر آن درو می کنیم از تسلب و تاثرچیست؟

آن روزگار  برای دیدن
روی هم ،گذرنامه  وروادیدی  صادرنمی کردیم و در صفحه دلهایمان  نیازی به مهر و ویزا نبود. مهر1 بود و مهر2.

 هما
چسب آکواریوم کاسپین مدل شفاف
چسب آکواریوم کاسپین مدل شفاف یک چسب سیلی همه کاره ساخت کشور ایران است شرکت دقیق شیمی (شرکت وابسته به گروه صنعتی فومن شیمی) که شروع فعالیت آن اواخر سال ۱۳۷۷ می باشد تولید کننده این محصول است . از جمله تولیدات شرکت دقیق شیمی چسب است که با نام تجاری کاسپین ( caspian ) محصولات خود را به فروش می رساند.
این محصول ساختار شفافی دارد و برای سطوح شفاف مانند شیشه و بلور و آينه و امثال آنها بسیار مناسب است. حجم چسب موجود در چس
اعتقاد با رسم شکل، از "تو" به "خود" رسیدن، بوىِ اسفند، عرق تن زایر، فشار و ذکر روىِ لب ها، صورت هاى منتظر براى له کردن و جلو رفتن و چنگ زدن به ضریح، حکایت سفرِ ناتمام همه اعتقادها، باورها و ایمان هایمان، انعکاس زرد رنگ بوسه اى بر گنبدِ طلایى حرم رضوى در بالاىِ پشتِ بام و کنار دیوار در سال هزار و سیصد و پنجاه خورشیدى از مجموعه عکس هاى حمید عربلین: تجربه و مواجهه با مفهوم "زیارت" لذت بخش، نوستالژیک و دردناک بود، جماعت مومن، مردمان آرام و وحشت زده،
متن در مورد ۱۳ بدر 98 : متن زیبا در مورد سیزده به در سال 98 اس ام اس سیزده بدر سال جدید عکس نوشته سیزده بدر + پیام تبریک سیزده به در 98 اس ام اس های روز طبیعت و سیزده بدر اس ام اس و جمله های جدید مخصوص سیزده بدر شعر زیبا در مورد سیزده بدر
متن در مورد ۱۳ بدر 98 : متن زیبا در مورد سیزده به در سال 98
آهای سیزدتون بدر / دشمناتون در به در
رفقاتون گل به سر / گرفتاریاتون زود بدر
خوشیهاتون هزار برابر
 
سیزدهتون مبارک
امیدوارم با جمع کردن هفت سی
زنید از شعف جام صهبا به همرسیدند زهرا و مولا به همبشارت ز مرجان و لؤلؤ دهیدرسیدند آری دو دریا به همبه توصیف آن واژه حیران شودبریزد حروف الفبا به همعلی گشت زهرا و زهرا علیدوتا آينه رو به مهتاب ِ همربودند از هم دل و دیده راو دادند عمری تماشا به همعجب باغبانی‌ست امشب رسولکه پیوند زد تاک و طوبی به همچه تلفیق بکری‌ست! در نزد آنبریزد خطوط چلیپا به همازل تا ابد مات این لحظه شدو لبخند زد کل دنیا به همملک بهر یک لحظه دیدارشانبدوزد زمین و زمان را به هم
دلم نمیخواد تا فردا بخوابم .که اگه بخوابم دلم میخواد حالا حالاها بیدار نشم .هر لحظه حس میکردم دمای بدنم بیشتر میره بالا و بیشتر به اون تب عصبی مسخره نزدیک میشم . مدت هاست که سعی میکنم کنار بیام باهاش اما نمیشه . ینی وقتی فهمیدم که که به محض مشغول شدن ذهنم و گره خوردن افکارم . دچار تب شدم و بعد که پاشدم برم پذیرایی در مقابله با مامان یکم تند حرف زدم . البته نه کلمه ی بدی . لحنم کلافه و شاکی و بی اعصاب و حوصله بود . یه لیوان برداشتم و یه ویت
 
خوش باش دل ای دل! پس از آن چله‌نشینیافتاده سر و کار تو با ماه‌جبینی
در سیر الی الله به دنبال تو بودیمای گنج روانی که عیان روی زمینیدر خَلق تو آمیخته شد آينه با آبحیف از تو که با هر کس و ناکس بنشینیتمثیل غم عشق تو با قلب ظریفمیک باغ انار است و یکی کاسه‌ی چینیلبخند تو با اخم تو زیباست که چون سیبشیرینی و با ترشی دل‌خواه عجینی
 
+ شاعر : بدیع
? کمد لباس اتاق‌ها را از نوع دو در و مرتفع انتخاب کنید.
? در اتاق نشیمن به ترکیبی که بر اثر باهم‌آیی رنگ‌ها و اشیا ایجاد می‌شود، دقت کنید. در صورت امکان از چرخه رنگ‌ها در دکوراسیون منزل استفاده کنید تا در انتخاب رنگ اشتباه نشود.
? یک آباژور یا گلدان گل بزرگ در گوشه هال، همیشه جلب توجه می‌کند.
? اگر در خانه شما، اغلب رنگ‌ها، خنثی و بی‌روح هستند، یکی از اشیای بزرگ، مثل کاناپه را از رنگ‌های تند انتخاب کنید تا ترکیب کامل شود.
? آ
1- در 18 روز اول تابستان سال 1397، از منظر شاخص اوزون تهران 7 روزش ناسالم برای گروه های حساس بود. در 18 روز اول تابستان 1398، این رقم برا اوزون 9 روز ناسالم برای گروه های حساس و 1 روز ناسالم برای تمام گروه ها بود. یعنی 10 روز هوای ناسالم و خطرناک.  یعنی 42 درصد افزایش آلودگی هوای شهر تهران.
اوزون آلاینده ای است که توسط خودروها تولید می شود. چه مرگ مان شده است؟ تغییر نحوه ی تردد ماشین ها در شهر باعث شده که ملت بیشتر ماشین سوار شوند؟ یک بطری نیم لیتری آب معندی
هانی می‌گه وقت رقص باید خودت رو رها کنی، چرا این کار رو نمی‌کنی؟ و من هر بار که جلوی آينه‌های باشگاه دارم حرکت جدیدی که ت یادم داده رو تمرین می‌کنم از خودم می‌پرسم چرا خودم رو رها نمی‌کنم؟ 
و هر وقت که دست به نوشتن می‌برم، می‌پرسم چرا خودم رو رها نمی‌کنم؟
و هر وقت که غرق خیالاتم می‌شم از خودم می‌پرسم چرا نیروی تخیلم رو از این داستان‌های تکراری رها نمی‌کنم؟
این رها کردن چطوریه؟ من مانع رو خوب حس می‌کنم، ولی اصلاً نمی‌تونم بشناسمش. تا
آدم باید چقدر قوی باشه که جا نزنه ؟ اینو از خودم پرسیدم وقتی تو راه برگشت به خونه بودم. آدم باید چقدر قوی باشه و چقدر کلمه داشته باشه که برای خودش از امید بگه ؟ بگه که زندگی سیاه نیست درحالی که وسط تاریکی وایستاده! یجوریم که انگار رو لبه‌ی دره موندم و ت که بخورم مقصدم مرگه . ولی نمیتونم از کنار پرتگاه بیام کنار. اونجا موندم و به خودم میگم که زندگی سیاه نیست ، آدما سیاه نیستن، قلبت سیاه نیست . بعد میخوام که این حرف‌ها رو باور کنم . باورم میکنم .
تو را به جای همه نی که نشناخته‌ام دوست می‌دارمتو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارمبرای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر نان گرمبرای خاطر برفی که آب می‌شود، برای خاطر نخستین گلبرای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشانتو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارمتو را به جای همه نی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم.جز تو، که مرا منعکس تواند کرد؟ من خود، خویشتن را بس اندک می‌بینم.بی تو جز گستره بی کرانه نمی‌بین
بعضی از آدمها مثل زالو اند تا خونت نمکن ولکنت نیستن.
فقط زالو درمانی نکرده بودم که اونم امروز انجام دادم.خیلی وحشتناک بود.اصلا نگاشون نکردم نمیدونم چی شکلی بودن و چه شکلی شدن چون اگه نگاه میکردم اجازه نمیدادم دوتاشون روی شقیقه هام خون بخورن.یکی بهم گفته بود بزاق دهن زالو باعث باز شدن عروق مغز میشه .اینو من پارسال به مامانم گفته بودم این دیگه تو ذهنش بود.دیروزهم یکی از فامیلهاش اومد گفت پسرم میگرن داره اونم زالو درمانی کرده.دیگه وقتی من امروز
برای داشتن یک دفتر کار خوب نیاز نیست حتما هزینه‌های زیادی پرداخت کنید. شما راه‌های بسیاری دارید. عوامل بسیار زیادی باعث می‌شود که کارمندان در یک محیط احساس خوب داشته باشند و محیط کاری خود را به خوبی نام ببرند.اول از هر چیزی باید به هوای محل کار و سیستم تهویه آن توجه کنید. معماران، دفترهای کار را طوری طراحی می‌کنند که سیستم تهویه آن به صورت طبیعی برقرار باشد. یعنی سعی می‌شود هر اتاقی پنجره داشته باشد و یا با پارتیشن اداری جدا
امروز خواستم در مورد چگونه شاخ مجازی شویم که خیلی مهمه براتون بگم:

انگلیسی تایپ کردن (خیلی خیلی مهمه).
دیرتر جواب دادن به PV (هرچه دیرتر شاخ تر ، اصلا جواب ندی یعنی ته شاخی).
جواب کامنت ندادن (به هیچ وجه من الجود).
عکس سلفی گرفتن با دسته چوب (مونوپاد).
عکس های دسته جمعی ، مهمونی آخر هفته.
گرفتن عکس همراه با ماشین (هر چی شاسی بلندتر ، شاخ تر).
عکس گرفتن با مشروب ، سیگار ، قلیون (سیگار دستت باشه یعنی خیلی شاخی).
گرفتن عکس های یهویی توری ، خال توری ، یونی
واسه‌شون قصه تعریف کردم. من همیشه قصه تعریف می‌کنم. تفت می‌دم. حتی گاهی برای خودم هم قصه تعریف می‌کنم. گفتم که یه بار ما می‌خواستیم خودکشی کنیم. انگار که یه بار مثلا یکی بخواد بره نون بگیره، یا یکی بخواد بره زیارت، یا هر چیزی. منظورم اینه که خودکشی کردن ما هم یه چیزی توی همین مایه‌ها بود. یعنی مسئله‌ی خاص و مهمی نبود. خیلی معمولی، تو یه روز عادی. خب؟
بعد یه رفیقی هم داشتیم، نشستیم مغزهامون رو ریختیم رو هم و گفتیم به چه رو‌ش‌هایی می‌شه خود
روزی چند بار تصمیم می‌گیرم آن صفحه‌ی کپک زده‌ی متروک مانده‌ی بی‌مصرف را برای همیشه ببندم و تمامش کنم اما یک چیزی مرا به آن‌جا وصل کرده است. یک چیزی به جز تو. گفته بودم اگر مانده‌ام فقط به خاطر تو مانده‌ام، دروغ نگفتم؛ اما چیزی که نمی‌گذارد آن صفحه را ببندم، حتا اگر تو هم دیگر آن‌جا نباشی آن عدد مزخرف بالای صفحه است. ۶۵۵ پست ناقابل. ۶۵۵ عکس در شش سال که خدا می‌داند هر کدامشان چقدر وقتم را گرفته. امروز رفته بودم آن قديمی‌ها را نگاه می‌کرد
یه وقتایی یه حسایی تا حدی زیاد میشه ک آدمو فلج میکنه. فلج واقعیاااااا! مثلن یه طوری ک ن میشه حرف بزنی، ن گریه کنی، ن بخندی، ن بنویسی، ن داد بزنی، نه.
حتی وقتی میبینی. نمیتونی ببینی انگار.
یه همچین حالی دارم الان!
یه چن وقته اینطوری شدم! مینوسم. ولی دیگه حال ندارم ادامه بدم.واسه همین ناخودآگاه میکشه سمت چرت و پرت گفتن!
ولی میدونین. یه سری حقیقتایی هست ک میشه گفت و میشه نوشت ولی. امیدی ب فهمیده شدنش نیس درواقع
یه چیزی توو مایه های اینکه ماه
سرویس خواب نوجوان، مدل آلتون
شامل: تخت خواب، پاتختی، میز آرایشی و آينه، کمد لباس.
دو سال ضمانت کالا.تغییر طرح و رنگ به سلیقه مشتری.
برای اطلاع از قیمت ها، با واحد بازرگانی و فروش تماس بگیرید:شماره تماس 36070342_021و آیدی تلگرام https://t.me/salesarjanchoob
همچنین میتوانید از نمایشگاه و شوروم ما در محل کارخانه بازدید فرمایید.https://t.me/joinchat/AAAAAEf6G_7xas526EGl3Qhttps://arjanchoob.ir#ارژن_چوب_شرق#کیفیت_را_لمس_کنید!
( رفیق بی کَلک )
مادرِ من  مادرِ من
ای همه یِ باورِ من
یادم میاد اون قديما
زمستونا ، تابستونا
وقتی شب از راه میرسید
تاریکی از پنجره ها
سَر میکشید به خونه ها
بغض تو گلوم پیله میکرد
غم تو دلم گولّه میشد
اونوقت تو بودی از پسِ
غصه ها در میومدی
زمستونایِ سرد سرد
پشت در خونه یِ گرم
برف تو کوچه قُلّه میشد
آتشِ غصه هایِ من 
خاموش میشد با خنده هات
گرمی و آرامشِ آن
اطاقِ سردم تو بودی
شادابی و سرخیِ این
چهره یِ زردم تو بودی
رو راست بگم مادرِ من
دوایِ دردم تو
آیینه‌های
فراموش

نگاهی به کتاب
روزهای بی‌آينه» مجموعة خاطرات منیژه لشکری»

 

کهنسالان
و جوانان دوران جنگ هر کدام تصویری از آن روزها در خاطر دارند. از ایشان که بگذریم
این واژه برای دهه شصتی‌ها، مفهومی است شگفت‌انگیز. شاید خاطرات شفافی از روزهای
جنگ نداشته باشند اما تاثیر آن را از بن جان حس کرده‌اند. اخبار جنگ، اتوبوس‌های
خاکی رزمنده‌ها، نوای آهنگران، شایعه‌ها و افسانه‌سازی‌ها، خاطرة تشییع پیکر شهدا
و. همه خاطرات خاکستری‌ای هست
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب