نتایج مطلب ها برای عبارت :

لحظه ای عشق

امان از عکس هايی که فقط اسلايدهاي خوب زندگی رو به نمايش میذارند
عکسی که ظاهرا همه با مهربان کنار هم ايستادند و هر بی خبری با خودش فکر می کنه چقدر صمیمیت بین اين افراد هست اما اي داد از وقتی که اون لحظه، فقط لحظه ی کوتاهی بین دو لحظه بحث و جدل و ناراحتیه و فقط به اجبار دوربین تغییر قیافه داشته و البته همون تغییر قیافه هم گاهی براش زورکی بوده. کسی که حتی براي نگاه کردن به دوربین هم واهمه داشت یا حتی به اجبار یک مسافرت اجباری اما اي کاش توی
حسین* آیه هاي اشک آلود سوره فتح و ظفر خداست
سوره اي نه مکی و نه مدنی؛
که تنهاي تنها در کربلا نازل شد.
الف لام حسین*!
حروف مقطعه اي که تفسیرش با خون است. 
و اين خون، خط سرخ خداست
یک طرف با حسین*، یک طرف بر حسین*!
حسین* یک لحظه است؛
لحظه اي که انسان میمیرد تا انسانیت زنده شود.
لحظه اي که انگار اسرافیل صور گرفت و م کرد
و استخوانهاي پوسیده انسانیت از لابلاي خاکهاي سرد جاهلیت بیرون آمد و روح گرفت.
حسین لحظه ايست که تمام نمیشود.
گویی مکان به تماشا
دلم لحظه اي را می خواهد !که تو باشی …همین کنار نزدیک به مندرست روبروی چشم هايمهمنفس نفسهايمخیره شوم به لبهايتدست بکشم به تک تک اعضاي صورتتبعد چشمهايم را ببندم و …” ببوسمت ”آن لحظه دنیاي من تمام می شود .” به خدا که واقعاً تمام می شود
نشستم تو یکی از دهنه هاي  پل خواجو ، هنوز جاي دندون عقلی که دیروز کشیدم درد می کنه .درد نبودنش تا مدت ها توی دهانت حس میشه ،
در اين لحظه به تمام شدن نیازمندم ،تمام شدن هرچیز ،هرکس
 وفکر می کنم هیچ وقت تمام نمیشود .
پ .ن:غول سیاه افسردگیتو بردی .
میگن زندگی قویترین چیز عالمه، حتی وقتی نمیخوايش، به مسیر خودش ادامه میدهراست میگن
من
هر شب
هرشب 
هر شب
آرزو میکنم هرگز صبح نشه، فردا نشه
آرزو میکنم زمان تو همین لحظه متوقف شه و تا ابد همین حالا بمونه
و نکته اينجاست که همین لحظه، گند ترین لحظه ايه که تا الان وجود داشته، و البته بهترین لحظه اي که در مقايسه با آینده وجود خواهد داشت.
براي تولدم یه پست پیشنویس کردم که تو اين دو هفته وقت داشتم، دلشو نداشتم کاملش کنم. خط آخرش اين بود که من بیست و چها
گاهی یک میز در گوشه‌ترین جاي طبقه‌ی دوم یک کافه می‌شود تمام چیزی که از چشم باز کردن، در هر چشم بر هم زدن و تا چشم بستن به آن فکر میکنی. گاهی هم تصور یک نیمکت توی یک پارک تاریک که با خنده و شوخی از میان نیمکت‎هاي دیگر انتخاب شده تمامت را درگیر میکند و لحظهاي از فکر کردن به آن ثانیه‌هايی که دیگر قرار نیست هیچوقت تکرار شوند، فارغ نمی‌شوی.
می‌توان عاشق لحظه‌ها شد، مثلا آن لحظهاي که رو به یک منظره‌ی خاص ايستاده‌اي و طنین یک صداي گوش‌نواز د
یک روز بهاری
عصر بارونی
چايی دست استاد
صحبت هايی که تو رو از اين دنیا میبره به عالم عشق و مستی و راستی
بعضی لحظه ها جزو عمر آدم حساب نمیشه بنظرم اينا لحظه هايی هستن که با تمام وجود کاری رو انجام میدید هرچقدر هم کوچیک و با قلبتون.
بعضی وقتا براي فرار از یه موقعیتی میریم خودمونو میندازیم تو یه چاه دیگه!
بعد یهو وسط راه میبینیم چقدر سردرگمیم!
نه خوشحالیم از کاری ک کردیم نه مطمئن از درستیش!!
شايد یه چیزايیم از دست دادیم.
اين حس خیلی بده
نمیدونم چرا یهو اينهمه متغیر میشم؟! یه لحظه تو نقطه ی جوش و لحظه اي بعد انجماد!!
انگار دوتا آدم در من دارن زندگی میکنن همزمان.
 حال من دست خودم نیست، دیگه آروم نمی‌گیرمدلم از كسی گرفته كه می‌خوام براش بمیرمباز سرنوشت و انتهاي آشنايیباز لحظه‌هاي غم‌انگیز جدايیباز لحظه‌هاي ناگزیر دل بریدنبازم آخر راه و حس تلخ نرسیدنپاي دنیاي تو موندم مثل عاشقاي عالمتا منو ببخشی آخر، تا دلت بسوزه كم كممثل آینه روبرومه، حس با تو بودن مندارم از دست تو می‌رم، عاشق كن منو نشكن
یک روز می رسدقصد ماندن داری؛اما بهاي ماندن را نههرلحظه دلش را شکسته ايو نمیدانی به کدام لحظه قسم بخوریکه اينبار لحظه ها خوب خواهد بود؛که بگذار بمانم!
پ.ن: ايراد انسان آنجاي گذشته اش بود؛که فراموش کرد ذاتا رفتنیستمگر اينکه تلاشش خلاف اين را ثابت کند
راستی شعر چیست؟
آیا شعر جز ثبت لحظه هاي حس شده است؟
آیا شعر جز حسی است که در لحظه ها اتفاق میافتد؟
لحظه هايی که شعر به سراغ شاعر میآید چه لحظه هايی است؟
آیا آن لحظه ها به اختیار شاعر است؟
وقتی نوجوان بودم همیشه از خودم میپرسیدم که چرا همه شاعر نیستند؟
چرا بعضیها میتوانند دنیا را شاعرانه ببینند و بعضی نمیتوانند؟
و بعد به خودم میگفتم کاش همه شاعر بودند.
آن وقت از خودم میپرسیدم لحظه هايی که شعر به سراغ شاعر میآید شاعر چه حالی دارد؟
به نقل از جعفر
                 
تا حالا دقت کردید با چشم بند زدن چه لحظه هاي نابی رو از دست میدید؟!
وقتی خوابی و سردته،یکی از عزیزانت میاد و پتو رو روت میکشهیه لحظه ی کوتاه چشمات رو وا میکنی و بهت لبخند میزنه،تو ايندفعه آروم تر از قبل میخوابی.
وقتی نور از پنجره ی اتاقت میفته رو چشمات،با یه اخم شیرین بیدار میشی و پشتت رو به نور میکنی و به خوابت ادامه میدی یا بیدار میشی و صبح خوبی رو شروع میکنی.
وقتی یه لحظه ی کوتاه چشمات رو باز میکنی و همسر/پدر/مادر/خواهر یا برا
دانلود تیتراژ سریال لحظه گرگ و میش از محمد معتمدی ( کیفیت 320 اورجینال)
دانلود موزیک ابتدايی و پايانی سریال جدید شبکه سوم سیما به نام لحظه گرگ و میش اثر خواننده موسیقی ايرانی محمد معتمدی
شاعر: محمد مهدی سیار, اهنگسازی: فرید سعادتمند, تنظیم: هومن نامداریDownload New Music Mohammad Motamedi – Hala Ke Miravi
موسیقی سریال گرگ و میش در ادامه مطلبدانلود آهنگ | متن آهنگ | موزیک باران
. لحظه ها ، لحظه ها و لحظه هاهر لحظه، هر دقیقه، هر ثانیه، همه و همه منتظر اند.منتظر تر از هر منتظرند!.قرار است کسی متولد شود؛ کسی که امید هر ناامیدی ست.کسی که قرارِ هر بیقرار است!.نمیدانم کیست! ولی هر که هست، کار همه دست اوست، همینقدر را میدانم!.همینقدر را میدانم، که بدون او دیگر عشق و امید معنا ندارند، اصم مطلق میشوند، گنگ تر از هر گنگ!.بدون او جهان، ناقص است!بگذریم.هر گاه حالم از اين دنیا سر تا سر نفرت، بهم میخورد، به او فکر میکنم، با خو
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
قبلنا اسم هاي آدما ،چهره هاشون ،حرفاشون و تموم گذشته اي که با هم داشتیم لحظه به لحظه تو ذهنم بود.تو هر لحظه میدونستم قبلا چی گفته چی فکر میکرده و نظرش چیه.خب اين ویژگی تا حدیش خوبه ولی از یه جايی به بعد آزار دهنده میشه؛یه اشتباه رو میخواي ببخشی نمیشه چون هر لحظه جلو چشمته ،میخواي تغییرش رو بپذیری نمیشه چون با تموم گذشتش تو ذهنت داریش و طرز فکرت سايه میندازه رو آدمی که الان جلوته  و نمیتونی واقعیت رو تفکیک کنی.
نمیدونم آگاهانه بود یا نه ،ولی حد
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
و قسم به کوچ پرستو‌ها!و آن لحظه‌ که از سوز تنهايی به گرماي آغوشت پناه آوردم!
و قسم به چشم‌هاي منتظرم!
آن زمان که بی تو لحظهاي خوابِ آرامش را ندید!
و قسم به شقايق‌ها!
که داغ تو را تا ابد به سینه حبس کرده‌اند
و به قاصدکی که سال‌هاست قاصد نرسیدن‌هاست
و به تیک‌تاک شوم ساعتی که ثانیه‌هاي نبودنت را فریاد می‌کشد!
"و قسم به زمان"
به تمام لحظه‌هاي نبودنت.
به بغض‌هاي در گلو رسوب کرده
به جیغ‌هاي در حنجره مرده
و به نگاه‌ی که در انتظار آمدنت به کوچه
لحظه تلخ ترکیدن بغض حامد زمانی حین بازسازی صحنه کتک خوردنش از پلیسارسال شده از سايت دیدچه نتايجی از دیگر سايت ها:لحظه تلخ ترکیدن بغض حامد زمانی حین بازسازی صحنه دستبند زدن .لحظه تلخ ترکیدن بغض حامدزمانی حین بازسازی صحنه دستبند زدن و کتک خوردنش از پلیس/متهم ردیف اول حادثه فرودگاه مهرآباد در دادگاه علنی با مُشت توی سرم می کوبیدند و می گفتند عمار داره اين خاک!» . (ویدیو) لحظه تلخ ترکیدن بغض حامد زمانی حین بازسازی صحنه .(ویدیو) لحظه تلخ ترکید
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
از مرز خوابم می‌گذشتم،
سايه تاریک یک نیلوفر
روی همه اين ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه اين نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

در پس درهاي شیشه‌اي رویاها،
در مرداب بی ته آیینه‌ها،
هر جا که من گوشه‌اي از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود.
گویی او لحظه لحظه در تهی من می‌ریخت
و من در صداي شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می‌مردم.

بام ايوان فرو می‌ریزد
و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون‌ها می‌پیچد.
کدامین باد بی‌پروا
دانه اين نیلوفر
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
تکنولوژی امروزه کارها را نسبت به گذشته بسیار آسان تر کرده است.اما دغدغه هايی نیز به وجود آورده است، براي مثال : آیا فلاش در عکاسی براي چشم نوزاد خطرناک است؟ یکی از مهترین سوالات خانواده هايی است که نوزادان خود را براي عکاسی به استودیوهاي عکاسی میبرند.
با ظهور ابزارهاي جدید، عکس گرفتن از اولین لحظات زندگی فرزند تازه متولد شده تان چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد. مثل همه پدر و مادرها مسلماً شما هم دوست دارید از لحظه تولد نوزادتان عکس بگیری
دخترکی خرد سال ز من پرسید:چه میکشی در نوجوانی؟
 شیرین است ايا؟
در پاسخ گفتم:نوجوانی شیرین است گر مدارا کنی با چند چیز.دخترک کنجکاو خواست بداند آن چند چیز را.
بگفتم:براي خود قوانین تصویب کن ،براي خودت ارزش قائل باش،از لحظه لحظه زندگیت استفاده بِه کن و سخن بزرگان را راه نماي زندگیت قرار بده ابتدا بزرگان خود را بشناس.
کتاب بخوان ،کتاب بخوان و کتاب بخوان اما در کنار درست و بدان هرچه براي درست میکنی براي خودت میکنی ،به پدر و مادرت احترام بگذار و
انتخاب هاي لحظه به لحظه ی آدم جهت خوشبختی یا عدم خوشبختی ش رو نشونه می گیره. اگر انسان عاقل باشه، چرخه ی انتخاب و عملش یه چرخه ی درست و بالا برنده میشه و اگر چرخه معیوب باشه، دست و پا می زنه و واپس رانده میشه با تقلاهاش در چرخه ی معیوبش.
وقتی سالها تنها میشی
وقتی با تنهايی خو میگیری
وقتی به همه دردات عادت میکنی
وقتی هیچ چیزی دیگه بیشتر ازین غمگینت نمیکنه
غمگین ترین لحظت
میشه لحظه دیدن پیک آخرت توی لیوان مشروبت
آخ که چه دردیه دیگه اين آخری
انگار فرو ریختن آخرین دیوار قلعه ت میون یه جنگ نا برابر
زمان می میرد
و تویی زنده می شود .
مرگِ ثانیه ها را میشمارم
تاتولدِ اي دوباره!.
دنیا به من آموخت که 
بدونِ تو مردن بِه
ازحالا
تارسیدن به بهشتِ بین الحرمین
"تنها نقطه ی عروج"
شوقِ پرواز دارم.
امان از لحظه اي که نخواهی ام
امان از روزی که رهايم کنی
امان از لحظه ی غفلت که شاهدم باشی حسین جااااااان.
#اللهم عجل لولیک الفرج
#آقاي خوبِ غزل هاي من سلام.
هلیا! یک سنگ بر پیشانی سنگی کوه خورد.
کوه خندید و سنگ شکست.
یک روز.کوه می شکند.
خواهی دید.
.
زندگی طغیانی ست بر تمام درهاي بسته و پاسداران بستگی.
هر لحظه اي که در تسلیم بگذرد لحظه اي ست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد.
.
به روزهاي اندوه باری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد.
و به روزهايی که هزار نفرین، حتی لحظه اي را بر نمی گرداند.
بار دیگر شهری که دوست می داشتم»
#نادر_ابراهیمی
پ.ن: کتاب متفاوتی بود از اين بزرگ مرد.فقط.کمی تلخ بود و تلخ ت
یک لحظه اگر حواسمان پرت شود
یک لحظه اگر یادمان برود براي اوییم
یک لحظه اگر حواسمان نباشد
دشمن قسم خورده یمان و نفس از دشمن بدترمان
میدانید کی را میگویم؟
همان لحظه که به احترام عظمتش،دو ثانیه بیشتر رکوعمان را طول میدهیم. و حواسمان هم از زمین و زمان پرت است.دوستی مارا میبیند و تعریفی ازنماز خواندمان میکند و میرود
و یک لحظه! شیرینی تعریفش.
و اگر همان لحظه نگوییم اشهد ان لا اله الی الله
اگربه یاد دل سربه هوايمان نیاوریم که جز او دلبری ندا
امشب که شب بیست و سومه یاد اون روزی افتادم که ساکت نشستم، بلند نشدم بگم چرا داری سخت‌ترین لحظه‌هاي زندگی یک زن رو مسخره می‌کنی،چرا تویی که با اين پوشش و اعتقاداتی داری اين‌کار رو می‌کنی.بلند نشدم بگم اون شهیدی که مسخره‌ش می‌کنی هرچقدر با اعتقادات تو نخونه بالاخره همسر و امید یک زن بوده، یکی هم‌جنس خودت، چطور به خودت اجازه می‌دی اين‌طور باشکوه‌ترین لحظات و در عین حال سخت‌ترین لحظه‌هاش رو مسخره کنی.
حرف نزدم سکوت کردم.نمی‌گم رفتم نشس
تمام روز هاي دلتنگی م را با قلمم گذراندمو به خداي احد و واحد سوگندهیچ کسی مانند قلمم اين گونه به من وفادار نبود زمانی که رهايش کردم .و حتی انگاه که از شدت عصبانیت فراموشش کردم و یا حتی ان لحظه اي که تلاش براي گم کردنش داشتمچیزی از خودش ، که در قلبم به یادگار گذاشته بود . جوانه میزد و سکوت کرده بود قلمم ؛همان که میبینی نیست .دنیايی هم از او در درونم پنهان است ولی کسی نمیبیند قلمم وفا دار استوقتی دوستش نداشتم هم من را دوست داشت وبین تم
باور نمیکنم!فکر کنم بیشتر از یک ماه است که هر وقت به ساعت نگاه میکنم،ساعات و دقايقی مثل هم میبینم!۲:۲۲ یا ۱۶:۱۶ و حتی ۳:۰۳ دقیقه!اين ساعت‌ها و دقیقه‌ها،درست جلوی چشمانم جفت میشوند.مثلِ همان لحظه که داشتم لقمه‌ی نان و پرچمم را توی دهانم میگذاشتم،همان لحظه که کرم مرطوب‌کننده به صورتم میزدم و یا آن لحظه که جوراب‌هاي گرم و کاموايی‌ام را پا میکردم و حتی همین لحظه که مشغولِ‌ نوشتن هستم! همین الآن در کمالِ تعجب و شگفتی ساعت ۱۲:۱۲ دقیقه است و دیگر
بعضی از آدما همه چیز رو نگه میدارن همه چیزه
پولو نگه میدارن 
وسايلشونو نگه میدارن
عشقو نگه میدارن
مهربونی رو نگه میدارن
همه چیرو
نگه میدارن
براي روزی که اسمشو گذاشتن روز مبادا
اما روز مبادا
فقط یه بهونه ی دیگس براي اينکه 
خوشبخت نباشیم
اگه یه لحظه فکر کنید که اين آخرین باره که کسی که دوستش دارید رو می بینید، 
یادت میره روز مبادا رو
فقط یه لحظه فکر کنید
بعد میتونید تصمیم بگیرید که مهر ومحبتو
خرج کنید
یا بذارید براي روز مبادا.
-فقط بیست سالم بود و از آن به بعد دیگر، درباره همه چیزم دیگران تصمیم گرفتند. در آن لحظه اشتباهی کردم، اشتباهی که توضیح دادنش مشکل است. غیر قابل درک است، اما لحظه ی تعیین کننده‌ی تمام زندگیم بود و دیگر هرگز نتوانستم به عقب برگردم. -اشتباهی بازگشت ناپذیر در سن و سال جهالت! -بله. -در اين سن و سال است که آدم‌ها ازدواج می کنند، اولین بچه‌شان را می‌آورند، شغل خودشان را انتخاب می کنند. یک روز خیلی چیزها را می‌فهمند و درک می کنند اما دیگر خیلی دیر است
سلام
خیلی وقته که یهو توی فکر و خیالات فرو میرم
تا چند لحظه که به خودم میام و می بینم مدتی از دور و برم جدا شده بودم
اگه بگم خیلی تحت فشارم حتما بی راه نگفتم
امروز توی راه یهویی فشار عصبی بهم امد و از یه درد زیاد از چشمم شروع و به سمت سر و شقیقه ام رفت
نزدیک نیم ساعت طول کشید و آبریزش بینی و اشک سرازیر شد
به سختی به خونه رسیدم
سردرد خوشه اي
اسم مریضیم اينه
از هر هزار نفر یک نفر ب اين مریضی گرفتار میشن
از نور و صداي بلند بايد دوری کنم
و هر لحظه ممکن
در زندگی لحظه‌هايی هست که دلت می‌خواهد مثل پنیر پیتزا کش بیايند.، طولااانی! تمام نشود. آن‌قدر می‌ترسی که هی ساعتت را نگاه می‌کنی!
مثل وقت‌هايی که بوی خاک باران خورده می‌پیچد توی هوا و دوست داری ریه‌ات اندازهٔ جنگل‌هاي گیلان باشد براي فرو دادن آن همه عطر.!
مثل قدم زدن دوشادوش کسی که هی انه سرت را می‌چرخانی تا نیم‌رخ صورتش را ببینی!
مثل لحظهٔ تمام شدن یک مکالمه تلفنی وقتی هنوز دلت نمی‌آید گوشی را بگذاری؛ انگار که ته‌ماندهٔ صدايی ه
دیدین یه آدمی میاد توی زندگیتون و از حضورش واقعا لذت میبرین دوسش دارین بعد یکبارا میفهمین وقتی کنارشین کارهايی میکنید که از پايه غلط اند   اون لحظه متوجه نمی شین بعدش میبامین که قابل جبران نیست من یه دختر دايی دارم دقیقا همینه خانوادم خیلی تلاش میکنند از من دورش کنن ولی تا الان فايده نداشته و اينبار با حضورش کاری کردم که حدود دا میلیون بهم ضرر زده و بدجور دارم میسوزم ولی مداگ میگم حقت بود بايد اين بلا سرت میومد تا حکمت دوری ازش رو اينبار بفه
نمی‌دونم اين تعریف، زیرمجموعه‌ی "اسم سرخپوستی من" قرار می‌گیره یا نه، ولی اگه بخوام ده ماه اخیر خودم رو نام‌گذاری کنم، چیزی جز اين نخواهد بود: "تهی از معنا"
گاهی میزان تلخی و درد به قدری هست که قول و قرارت رو می‌شکنی و ازش می‌نویسی، چون نیاز داری که شنیده بشی و ابرازش کنی. اون دیو سیاه رو فراموش نکردم و نمی‌کنم اما انصاف اينه که وقتی روزنه‌اي از نور رو می‌بینی، حتی اگه دیری نپايد و دمی کوتاه رنگ بده به لحظه‌هات، زیبا اينه که اون رو هم بنوی
سکوت
تفرقه کوتاهیست از تاریکی در تره ی سیاهی شب ، اين روزها و شبها آرامش معناي دیگری دارد و سکوت نجواي بی کسی است .
بی هدف در بیابان ، در خیابان و در کوچه ها پرسه میزنم شايد اي نگار من 
یکی از اين شبها بتوانم
در ره مهتاب رویت را ببینم .
کاش امشب یا شب هاي دیگر تو باشی و من همچنان در جستجوی تو و در عطر بوی تو غرق باشم .
اي نگار راستین من اي مهربان من و اي زیبا ترین ترانه ی سکوت من در کدامین کوچه ها آرمیده اي ؛
من در اين تاریکی و در اين شب و در اين سکوت ب
سلام. بعد از سال ها امروز اتفاقی به سايت سر زدم و تمام مطالب و عکس ها رو مرور کردم ، عکساي مدرسه ، عکس هاي دوستان و زحمتکشان مدرسه که چهار سال با اون ها زندگی کردیم، و با اين مرور واقعا مفهوم اينپجنله برام پررنگ تر از قبل شد که تا چشم بهم بزنی همه چی تموم میشه. واقعا انگار دیروز بود که وارد دبیرستان شدم و وارد مدرسه شاهد شدم، ولی در حقیقت امسال ، سال هفتمی است که از آن روز می گذرد. قدر لحظه لحظه ی زندگیتون رو بدونید و نذارید از گذشته فقط ی انباشته
اين
آخرین بار است که من در اين وضعیت هستم. آخرین بار است که پشت میزم، کنار پنجره
نشسته‌ام و به مانیتور به اين شکل خیره شده‌ام. آخرین بار است که اينچنین در ساعت
چهار و سی و چهار دقیقه عصر شانزدهم اردیبهشتی با یک ماگ پر از آب خنک در کنار دست
در حال تايپ کردن هستم و دماي هوا نوزده درجه است. آخرین بار است برگ‌ها حرکت می‌کنند
و من عمه تو نیستم. از امروز، از اين لحظه تا زنده هستم، و حتی اگر نباشم همچنان عمه
تو شده‌ام و تو عزیز من هستی. دیگر نمی‌توانم
توی فیلم ملک سلیمان نبی یه لحظه اي هست که به پیامبر خبر میدن که تو محل حکومت شون شورش شده. درحالیکه پیامبر و یارانشون در دورترین نقطه هستن. یه کشتی میسازن و باد اون کشتی رو با سرعت به اونجا میرسونه. و درست در حال میرسن اونجا که شورشیا خیلی جلو اومدن و مردم دارن ناامید میشن ولی همچنان دارن مبارزه میکنن. شايد دیگه به مرحله اضطرار رسیدن. تو اون لحظه وقتی کشتی میرسه واکنش مردم خیلی قشنگ بود. لبخند رضايت رو صورتشون نشست و انگار خیالشون به کل راحت شد.
چه برايم به جا گذاشته‌اي؟ همه‌ی آنچه هست دور و برم
اين تمام غنیمتم از توست: نامه‌هايت، امید مختصرم
همه را از برم، قلم به قلم، واژه‌هاي تو آسمان من است
گفته‌اي از گذشته‌ها بگذر من ولی با تو باز همسفرم
می‌کشم بر تنی که می‌لرزد، یک به یک اين حروف روشن را
چه حقیرند پیش اين خورشید، همه ابرهاي روی سرم
واژه هايت مرا بغل شده‌ و در دلم لحظه لحظه حل شده‌ و
قطره قطره مرا عسل شده‌اند، در گلوگاه بغض‌هاي ترم
اين که تکثیر می‌شود در من، سرطان طلايی کلم
لحظه ها، نتهاي سازی است که موسیقی دلداگی مرا در کوچه هاي انتظار میسرايد.من در عبور از لحظه ها با تو سفر میکنم تا انجا که خلقت را هنوز ،خالقی نیافریده بود و نگاه مرا در چشمان تو ،به رنگ عشق اراست.تا خلق جهانم همه ،طلب باشد و مطلوب در ذکر لبانی که بر لبان تو بوسه استعبور میکنم از فاصله هايی که در آتش عشق میسوزد و میرساند دستان مرا به لطافت شعر سرانگشتانتعاشقی ،وعده اي نیست که بیايد و برود.قالبی نیست که شکل بدهیم و شکل پذیردقراری نیست ک
فقط در همین حد بدون که دیشب همان شب مهتابی تاریک خلوت کنار رودخانه خروشان و نسیمی بود که میگفتم. 
بدون اينکه برنامه‌بریزم براي چنین فضايی، اون شرايط به وجود آمد.
چند تا کلید واژه می‌گم براي گفتن حرفم. شايد بعدا بیام تکمیلش کنم
موتور ‌سواری
یاد گرفتن موتور سواری
خلوت، رودخونه، صداي زیباي آب و نور خیلی کم توی تاریکی شب که مثل نور مهتاب بود.
چشمايی که برق می‌زدند.
خجالتی که در عمق صدا و حرکاتش می‌دیدم
بو کردن لباس‌هاي جامانده من. عطر تنم رو ا
ما یه خانواده ی همیشه مسافریم . و اين خوشبختانه یا متاسفانه از ویژگی هاي یه زندگیه که زن و مردش از دو دیار متفاوتن و خودشون هم در شهر ثالثی زندگی میکنن‌. اين بار مسافر دیار همسر بودیم . مشهد الرضاي عزیز، و به تبعش روستاي پدریِ همسر، لحظه به لحظه ش برام آبستن هزاران کلمه نوشتن بود. احساس میکنم برخلاف دفعات قبل که اشتیاقم به نوشتن رو لابلاي مشغله هاي روزمره گم کردم، بايد بنویسم، بايد . 
 
سحر شده،خواب به چشمم نمی ايد.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
تو سراشیبی سقوط بودم که دستمو گرفتی.
منو بردی به مهمونیه بهشت،به میزبانیه ماهه کاملت.
اما با اين همه
سیر نمیشم از نگاه کردن به دستاي تو.
که کارش بخشیدن و شفا دادنه.
اين بغض به گلو نشسته و اين اشک براي همیشه ی تو چشماي من خونه کرده.
چطور از آرزوی خواستنت کم کنم.وقتی هرروز دلتنگ ترم.
 
دلم سرگردون بین یه عالمه نگاه و خواستن و نخواستن هرلحظه هزار تیکه میشه.
تا بیام پیداش کنم و بند بزنم گم میشم بین صداهاي عقلم.حالا جهنم رو ببین!
حق بده که به
در امروزیم و غصه فردا داغدارمان کرده که نکند فلان شود نکند بهمان شود
در امروزیم و افسوس گذشته رنجورمان که چه شد چه بود
لحظه لحظه روز هاي عمرمان در درگیری است درگیری که نمیدانم کی قرار است تمام شود ملالی نیست
اما بايد دانست از زندگی چه چیز را میخواهی  زندگی را یا لحظه  را یا ارامش را یا همه چیزو
تا بیايم اين و به جمع برسیم 40 سالگی و گذروندیم
حالا در اين سن در اين فکرم که زندگی بستر است بستری براي عبور    عم تمام زندگی هارا نگاه میکنم دست اند
عاشق روزايی هستم که برف گوله گوله میباره. اين روزا بخاطر سال نو میلادی کارتناي با تم کریسمس که توش از برفه نشون میده و من مست میشم. برفم که میباره پرده ها رو میزنم کنار که لحظه به لحظه تماشاش کنم. ظهر برگشتنی برف تموم شد. بچه ها رفتن آهن ربا بخرن که بعدش هوس کردن برف بازی کنن. سه تايی بازی میکردن و من تو ماشین بودم و مست صداي خنده و شادی جوجه ها. چیزی که میدیدم کل زندگی من بود سریع گوشیمو برداشتم و فیلم گرفتم از کل زندگیم. اين فیلم شده شارژر من. الا
دیروز تولدم بود.از هر وقتی معمولی تر بود؛از روزهاي عادی عادی تر بود.اول به خودن گفتم آدم بايد کسی داشته باشه که تولدش با عشق بهش تبریک بگه.بعد گفتم آدم بايد کسی داشته باشه که لحظه هاي خاص براش بسازه،کسی که تو حس مهم بودن بده،خاص بودن بده.براي من‌اما همه چی عادی بود؛تبریکهاي اون چند نفر هم که تبریک گفتن ته دلم جا نگرفت. 
پ.ن.من هم بايد براي دیگران لحظه هاي خاص درست کنم و بهشون اين حس رو بدم‌که خیلی مهم اند؛همون طوری که واقعا هستن.نبايد اين مهم
انتظاری که زندگی رو مختل نکنه و تمام جوانب کارها و افکارت رو تحت شعاع قرار نده انتظار نیست! 
در اين شش سال لحظاتی هست که هنوز برام تکراری نشده هرچند که ده‌ها بار تکرار شده، لحظاتی که کاملا قابل پیش‌بینی هستند و هر بار ناب بودنشون رو تا اعماق وجودم حس می‌کنم. لحظات خداحافظی و لحظات دیدار!
لحظه‌ی خداحافظی‌اي که سنگینی دلتنگی رو به جان می‌خرم، لحظهاي که همه و همه پنهانش می‌کنند تا ضعیف نشم تا بتونم ادامه بدم، لحظهاي که فقط آرمین و صداقت
.
حسی شبیه دیر رسیدن به ايستگاهیک لحظه بعد رد شدن آخرین قطار 
  
                              امید صباغ نو                                                                                                                                                                        
دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش!
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش!
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد!  
اينگونه اگر نیست به دنبال خودت باش!
پرواز قشنگ است ولی بی غم ومنّت
منّت نکش از غیر و پر و بال خودت باش!
صدسال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش!
درد درد ، بعد از کمرنگ شدن هم آثارش را ابدی میکند ، شايد نمیخواهد فراموش کنیم که چقدر محکم و قوی تر از ماست اگر دردی نابودمان نکند، مقاوممان میکند، اما لحظه اي غرورش را زمین نمیگذارد و جاي درد را ترمیم نمیکند ، آثارش را براي همیشه در زندگیمان به یادگار میگذارد و می‌رود ، اما اين پايان یک رفتن نیست ، انگار پاي ماندن دارد ،شايد هم چیزی بین اين دو وجود دارد ، یک چیزی بین ماندن و رفتن ، چیزی که احساست را به دوگانگی میگیرد و درد کمرنگ شده ات را ز
فرمول آرامش در زندگی چیست ؟
 زندگیِ بسیار ساده است به آن شرط که شما آن زمان که دراز‌ کشیده‌ايد فقط دراز کشیده باشید و زمانی که راه می‌روید فقط راه بروید زمانی که غذا می‌خورید فقط غذا بخورید و به همین ترتیب نیز همۀ کارهايتان را انجام دهید .
زیرا آن زمان که شما دراز می‌کشید به اين فکر می‌کنید که کی بلند شوید زمانی که بلند شدید فکر می کنید که بعد آن بايد کجا بروید زمانی که دارید می‌روید به اين فکر می‌کنید که چه بخورید و به همین ترتیب . فکر شم
امید، بزرگ‌ترین شوربختی است.تو وقتی امید داری، یعنی فکر می‌کنی قرار است در آینده‌اي دور یا نزدیک به چیزی برسی. اين به معناي اين است که در حال حاضر چیزی را نداری، یعنی کمبود و فقدان.
کمبود و فقدان یعنی رنج، یعنی رنج کشیدن به امید فردا و از دست دادن امروز. تباهی امروز براي فردايی که معلوم نیست اصلا بیايد یا نه.
من می‌گویم بهتر است به چیزی امید نداشته باشیم و از همین الان و درست از همین موقع لذت ببریم.
بهتر است فکر نکنیم بعد از اين چه خواهد شد، س
داشتم الان چت می‌کردم. یکی سنم رو از من پرسید و من اشتباهی گفتم بیست سالمه. بعد درستش کردم. از طرفم پرسیدم اون چند سالشه. جواب داد هجده. اون لحظه به اين فکر کردم که خب تازه مدرسه رو تموم کرده.بعد نگاهم به سن خودم افتاد. یهو فهمیدم حداقل شش سال از اين بیست و یک سال بیخودی تلف شدن. چه چیزها که می‌شد توی اين مدت یاد گرفت و هیچکس نتونست، چه کتاب‌ها که می‌شد خوند و خونده نشد، چه آهنگ‌ها که میشد گوش داد و چه رویاهايی که می‌شد دنبالشون کرد و حداقل بر
الان یه جور نبردی درونم داره اتفاق میوفته اسمشو میزارم نبرد من
چون جنگی درون من اما بی سرو صدا داره اتفاق میوفته درون تفکراتم
افکارم در یک لحظه به هم میریزن و در لحظه اي دیگه سرشار از سکوت میشن
تشنه پیشرفتم اما تمايل براي بازگشت به حالت س منو داره از حرکت باز میداره
میخوام قدم بردارم به سمت رویاهام
اولین قدم!
اهسته و بی سروصدا
یک دقیقه تامل:بخاطر سالهاى که در اين دیار نفس کشیدم وبارها بعد
از اون بخاطر سفر به اين خطه از سرزمینم بر خلاف تمام مستند نگاران
ودوستان که فقر اين منطقه رو به رخ کشیدن که منکرش نمیشم اما نجابت وهوش
واستعداد وامیدى که در لحظه لحظه زندگى مردم اين منطقه وجود داره برام
همیشه پر رنگتر از فقرى هست که بواسطه عوامل داخلى ویک عده سوءاستفاده گر
براين منطقه سايه افکنده، از نظر من ايران با تنوع اقوامى که در اون زندگى
میکنن ايرانه وتک تک اقوام ايرانى
قدیم ها هواي بهار با الان فرق داشت، یک لحظه ابر بود یک لحظه آفتاب، دلچسب بود اونم واسه ما که بچه بودیم و شوق تعطیلات بهاری را داشتیم. پاچه هاي شلوارمون را بالا میزدیم و با کاسه و جارو مشغول شستن فرش میشدیم، فرش هاي شسته شده از دیوار حیاط خونه ها آویزون بود و آفتاب میخورد، همه چیز بوی نو و تازگی میداد اما اومدن بهار براي من همیشه با یک غمی همراه بود مثل غم غروب جمعه، غمِ عصر روز سیزده بدر! گاهی فکر کردن به پايان جلوی لذت بردن از لحظات را میگیره. 
طبیعتِ اينجا همون سبزی رو داره که من دوست دارم. سبزِ روشنِ اول اردی‌بهشت. یاد حرف چند سال پیشم میفتم که "هر سال اردی‌بهشت سفر کنیم". هم‌سفر ها سر و صدا راه انداختن و میخندن. دوست داشتنی‌ن. یه کم دور میشم ازشون. رو یه سنگ، وسط جنگل، تنها. هوا یه کم بادی‌ه. صداي درخت ها وحشت رو به جونم میندازه. پیش خودم میگم "من قوی هستم، من قوی هستم، من قوی هستم."بلند میشم، قدم برمیدارم. تپش قلبم رو حس میکنم. هر لحظه محکم تر. هر لحظه تندتر. مصمم هستم که جلو برم. نمی
همه اين تغییرا از وقتی شروع شد که حس کردم اولویت آخر هم نیستم اره دقیقا وقتی که به خودم اومدم و دیدم نیستم 
بودم اما حقیقت اين بود که نبودم نامرئی شده بودم برا همه 
نشستم با خودم دودوتاچارتا کردم و دیدم چقدر تو اين مدت به خودم بد کردم وقتی داشتن ذره ذره اعتماد به نفس منو میگرفتن وقتی تحقیر میشدم وقتی هر حرفی میزدم بهم القا میشد اشتباه میکنم درست فکر نمیکنم سطحی نگرم و و و 
برگشتم دیدم پشتم خالی خالیه و چیزی که اون لحظه اذیتم کرد اين بود که خود
تصمیمی که گرفته و قراره چندماه دیگه اجرا بشه خیلی روی زندگی من و همسر تاثیر میذاره اون لحظه که داشت راجع بهش حرف میزد با هر جمله اش من ناامیدتر و غمگین تر میشدم ولی بروز ندادم و سکوت کردم 
فقط تو دلم گفتم پس ما چی ؟
بعدشم تا همین چند لحظه پیش کلی غصه خوردم و از آینده ی مبهمی که پیش رومونه ترسیدم
یه لیوان چايی ریختم براي خودم براي رفع خستگی و پیشگیری از سردرد احتمالی 
حین خوردن چاي رفتم تو فکر
به اين که چندبار از وقتی من و همسر به هم رسیدیم اين ا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب