نتایج مطلب ها برای عبارت :

قاسم هنوز زنداس

عسل می بارد از لب ها، چه شیرین ست مردن ها
دعا می جوشد از خیمه، میان چادر زن ها
تنی تب کرده در خیمه، سری بی تن شده آن سو
و قاسم میل میدان کرد که مولایش تک و تن ها
خلاصه بی زره آمد شبیه حضرت حیدر
به بابای حسن رفته، چه شیرین ست رفتن ها
میان رفت و آمد ها کسی ورد زبانش من
و قاسم بر زمینش زد، امان از کبر دشمن ها
خود ازرق به میدان شد که من جنگ آورِ رزمم
ذبیح دست قاسم شد، اسیر آن همه فن ها
دم میدان علمدار و صدای آفرین قاسم
همه محو تماشایش، چه شیرین ست دیدن ها
تصویری از حاج قاسم سلیمانی با یکی از شهدای قنیطره را مشاهده کنید.

خبرنگار دفاعی امنیتی گروه ی باشگاه خبرنگاران جوان: تصویری از حاج قاسم سلیمانی با "جهاد مغنیه" یکی از شهدای قنیطره را مشاهده کنید.
منبع:باشگاه خبرنگاران جوان
اسامی سی وشش تن ازفرزندان ونوادگان ائمه واقع در کوه سفید که روی زیارت نامه نوشته شده بود
قاسم بن
امیرالمومنین.محمدوابراهیم وجعفر وعبدالله وسیدشرف الدین امام زین
العابدین.ومحمد وابراهیم ابن امام جعفرصادق.سلطان حاذق ابن امام محمد
باقر.زکریا ابنامام موسی کاظم.سلطان شاه فضل ابن علی بن موسی.زکریا وحسین
وعبدالله ونجم الدین ابن امام محمد تقی.عبداللع شعیب انباءعلی النقی 
اسمعیل ومحمد وحسین انباءامام حسن عسگری.سید شرف الدین ابن علی.قاسم بن
از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوزپیش چشمت می کنم گم دست و پایم را هنوز غربتم را با تو قسمت می کنم از راه دورمی پذیری دست های بینوایم را هنوز ؟ بشنو آواز مرا از سایه ها و سنگ هامردم اما نیست پایان ، ماجرایم را هنوز چیست آیا جرم انسان جز به دنیا آمدن؟آنکه می آرد نمی بخشد خطایم را هنوز؟ در زمین جایی ندارم آرزویم مردن استآسمان نشنیده می گیرد دعایم راهنور 
مثل نیلوفر اسیر خواب مردابم هنوز
یا که آن مرداب پیری در تب خوابم هنوز
شاید آوای شباهنگی میان جنگلم
یا شبیه آسمان در دست مهتابم هنوز
یا که شاید تکه ابری سرد و بارانی شدم
یا که در دریای چشمی مثل گردابم هنوز
ماهی ام ، فکر فرار از تنگ های شیشه ای
در تمنای خیال رود پر آبم هنوز
رودم اما، یک مسافر، میروم تا مرز عشق
مثل نیزاری ولی در فکر تالابم هنوز
موجهای خسته ی دریا کنار ساحلم
بی قرار خواهش دریای بیتابم هنوز
هر کسی باشم و یا در هر کجای این جهان
من به د
راستش من هنوز از آن آدمها نشده‌ام که از تنهایی و خلوتشان لذت ببرند و استفاده‌ای مفید کنند. من هنوز برای رابطه‌ای دست و پا میزنم، هنوز دلم را به مخاطب‌های واهی توییتر و اینستا خوش کرده‌ام، هنوز از خودم فرار می‌کنم. اما من این آدم نخواهم ماند. من تغییر می‌کنم و یک روز واقعا تنهایی‌ام را بغل می‌کنم و با یک خروار کتاب و سوال و ایده خلوت می‌کنم.
سد معبر
سد معبر
کارگردان: محسن قرایی
تهیه کننده: بهمن کامیار

داستان فیلم

سد معبر» داستان مردی به نام  قاسم را روایت می‌کند که کارمند اداره سد معبر شهرداری است. قاسم به هر دری می‌زند تا وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشد. در این راه با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد. .

1) دانلود با کیفیت 480
2) دانلود با کیفیت 720
3) دانلود با کیفیت 1080
4) دانلود با کیفیت HQ-1080
اگرچه دل به کسی داد،جان ماست هنوز           به جان او که دلم بر سرِ وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد                  نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل،ز خاطرش بگذار                            جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد                به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست                  وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب و دستم گیر             
دانلود فیلم خوب بد جلف
دانلود فیلم ایرانی خوب بد جلف با لینک مستقیم و کیفیت عالی (اچ دی)
شما عزیزان میتوانید فیلم خوب بد جلف را از رسانه مجاز تب مووی با سرعت بالا دریافت نمایید.
کارگردان : پیمان قاسم خانی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
تهیه کننده : محسن چگینی , عبدالله اسکندری
ژانر : کمدی / اجتماعی
مدت زمان فیلم : ۱۰۷ دقیقه
نمونه کیفیت : کلیک کنید
بازیگران
: حمید فرخ نژاد , پژمان جمشیدی , سام درخشانی , ویشکا آسایش , مانی حقیقی
, نسیم ادبی , نیوشا ضیغمی , آز
شب واقعه
قاسم بن حسن در آن جمع نورانی حضور داشت و از گفت و شنودهای آن شب بین عمو و اصحابش بر خود می بالید و شور و التهاب سراسر وجودش را فرا گرفت. با خود نجوا کرد. آیا من هم مشمول این وصال خواهم شد؟ امکان دارد چون نابالغ هستم مقصود امام نباشم. ازجای برخاست و از میان صفوف خدادوستان و حق باوران گذشت زبانش به سختی او را یاری می داد. رو به ابا عبد الله علیه السلام کرده عرض کرد عموجانم آیا من هم در زمره کشته شدگان خواهم بود؟
 
همه چشم ها به طواف این قامت
 باید که ره بپویمو هنوز نمی دانمنام رمز شب را.باید که عشق بورزمو هنوز نمی دانممعمای بوسه هایت را.باید که زندگی کنمو هنوز نمی دانمآیا خطر کردنچون و چرایی بی پایان داردیا یک گُل پَرپَر است.بی شک باید که بمیرمو هنوز نمی دانمآیا آن شعله پرانبه خواب رفته و برای ابدبه خاموشی گراییدهیا راهی دیگرو رویای نوری دیگردست ما را گرفتهبه پیش می بردپیشبه فراسوی این باد تهی.
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم میریزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نمیدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسایلم رو میبرم جای جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که باید دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نمیشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
دانلود سریال هیولا با کیفیت Full HD و لینک مستقیمدانلود
رایگان سریال هیولا ، دانلود کامل هیولا ،
دانلود سریال هیولا ، دانلود سریال هیولا با
کیفیت عالی
قسمت 14 (قسمت چهاردهم) اضافه شد
 
کارگردان: مهران مدیری | بازیگرها: مهران مدیری ، فرهاد اصلانی ، شبنم مقدمی ، گوهر خیراندیش ، شیلا خداداد ، محمد بحرانی
 
درباره فیلم:
  هیولا » جدیدترین ساخته مهران مدیری، به نویسندگی پیمان قاسم خانی» و
تهیه کنندگی سید مصطفی » است که بازیگرا
از لحظه ای که خبرداده اند پسرک از دوچرخه پرت شده پایین تا امروز چند روز میگذرد ؟ پسرک هنوز روی تخت بیمارستان است و من هنوز احساس میکنم در یکی از سریال های آبکی صدا و سیما گیرافتادم  و اینقدر سناریو اش آبکی ست که دکتر ها مثل همه ی دکتر های سینمایی میگویند فقط معجزه 
میشود برای پسرکمان دعا کنید؟ خواهش میکنم :( 
+میترسم خیلی زیاد سین اگه چیزی برای داداشش اتفاق بی افته دووم نمیاره
دانشجویان زیر هر چه سریعتر به امور فارغ التحصیلان مراجعه نمایند.
سید سجاد فقیه
عاطفه قاسم خانی
سیده زهرا میرسالاری
فرحنوش جهانگیری
عاطفه سلامات
سحر نواصری
گلشن احمدپور
عباس بالدی
نجمه حمیدزاده
سیده زینب پورفرجی
افروز درزی
فاطمه دلفی اهوازی
فرزاد چرخاب
محمد عمرانی
سودابه غلامیان
آتنا آتشی
سحر داودی
هیام نواصر
فعل می‌بینه» در گۊیش‌های مختلف زبان گیلکی:
پیلارۊدبار: وینه
رشت: دینه
لاجؤن: اینه
کلأچئه: ینه
سیاکؤلؤرۊد: إینه
قاسم‌آباد: دینه
سختسر: وینه
آمل: وینه
ساری: وینده
مثال در جمله
آمل: اۊنتا تره وینه.
لاجؤن: اۊ تأ اینه.
کلأچئه: اۊن تره ینه.
رشت: اۊن ترا دینه.
(فارسی: اۊن تؤ رؤ می‌بینه)
گوشی های هوشمند بلک بری یک نام تجاری مشهور است که در حال حاضر کاهش یافته است
مسلما بعد از امدن و طوفان های اندروید کم رنگ تر شده است
بله در سال های قبل شرکت بلک بری درخواست های زیادی داشت و جز بهترین گوشی های سال بود ولی با امدن اندروید کم رنگ تر شده است
وفاداران زیادی هنوز هم به شاه توت یا بلک بری هنوز هم وابسته اند 
یکی از چیز هاییی که هنوز هم شاه توت توانسته پابرپا باشد پشتیبانی عالی برنامه های بلک بری است.
تا حدود زیادی کمک می وند تا در بازار
دختره هرروز داره یه آرزوش و زنده به گور میکنه، هرروز خوشیا مثل ماهی از زیر دستش سر میخورن و غما جا رو براش پر میکنن و هرروز با بعد جدیدی از غصه آشنا میشه ولی هنوز به مضخرف ترین شکل ممکن امیدواره و نمیخواد شرایط و بپذیره. یکی نیست بهش بگه لعنتی هنوز چن روز ازش نگذشته که به وضوح تهش و دیدی و گفتی اگه این جهنم نست پس چیه.
دختره خله.
این همه راه جلوی پاش بود و با انتخابا و تصمیمیای غلط گند زذ به همشون.
این همه خوشی داشت و کاسهی صبرش بد جایی لبریز شد
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتی میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتی غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
هنوز فکر میکنی برایم مهم نیستی؟ كه به تو فکر نمیکنم؟!از بویِ لباسهایم می فهمند که عطر تو را میزنماز عطر تنم می فهمند که در خاطره هایم قدم می زنیاز محو نگاهم به ماه می فهمند كه دلتنگ توامدیگر نمی توانم پنهانت كنماز نوشته هایم می فهمند هنوز از تو می نویسم .
 نام کتاب : رفاقت به سبک تانک
نویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب خاطرات رزمنده داوود امیریان وهم رزمانش است که به صورت طنز در قالب یک کتاب آمده است و دارای ۱۱۱» صفحه به همراه عکس های کاریکاتوری مرتبط به متن است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشد قطعه ای از کتاب :  تا به حال غصه دار نه دیده بودمش قرص روحیه بود اسمش قاسم بود و کارش خبر شهادت دادن به دوستان و اقوام بود این طور خبر شهادت برادر کسی را می داد سلام ابراهیم حالت
در مدرسه، به بچه هامون
هنوز زندگی کردن را یاد نداده
هنوز عادی ترین مفاهیمی مثل اهمیت دادن به دیگران را یاد نداده
.
دنیایی از اطلاعات را به سمت او سرازیر می کنیم
 
و نهایتا موجودی خودخواه و بی اخلاق را پرت می کنیم تو دانشگاه یا جامعه
اسامی دانشجویانی که گواهی نامه موقت آنان آماده تحویل می باشد.
فاطمه حیدری آل کثیر
مهرناز باستی
بنفشه عزیزی
فرخنده طیبی
مریم عسگری
سیدمحمد
علیرضا فلاح مقدم
محسن مینایی
سعید آرین نیا
عبدالرضا محمدیان
مسعود امام
عاطفه قاسم خانی
فاطمه صفی خانی
فرشید بهرامی حموله
وسط طوفان افکارم به این نتیجه رسیدم از بس همیشه تو سایه ایستادم و جسارت حرف زدن و دیده شدن نداشتم، هیچ‌وقت و هیچ‌جا آدم مهمی نخواهم‌شد و این حقیقت تلخ چند ساعتی دنیای من رو به تاریکی فرو برد. باید چراغی روشن کنم، باید محکم‌تر بایستم، باید صدام رو به گوش دیگران برسونم قبل از اینکه دیر بشه. جرات این رو دارم که بگم من تو یه زمینه حرفی برای زدن دارم؟ هنوز نه، هنوز نه.
آدم عاشق تر از عاشق
درست نمیدانم ولى میگویند :
حوا بود که سیب را تعارف کرد
و چرا آدم خورد ؟؟
ساده نبود ، عاشق بود 
نمیدانم اما حوا برایش با ارزش بود
با ارزش تر از بهشتى که ﻣﻮﻨﺪ :
مفت از دست داد
سیب هنوز شیرین است
هنوز هم ادم بهشت را
به لبخند حوا میفروشد
فقط اگر
حوایش ، هوایش را داشته باشد .
مذهبی، اسلامگرا، انقلابی و میهن‌دوست قطعاً هستم؛
سنّتی، پان‌اسلامیست، محافظه‌کار و ناسیونالیست قطعاً نیستم؛
حزب‌اللهی، اصولگرا، اصلاح‌طلب و روشنفکر هم نمی‌دانم هستم یا نیستم؛ شاید باشم، شاید نه. چرا که متأسّفانه هنوز که هنوز است، تعاریف روشنی ازشان ارائه نشده است که مورد قبول همۀ موافقان و مخالفانش باشد.
این روز ها، مثل شیشه ای شکسته ام و دلم هزارن قطعه .
دیر زمانی ست در اوج به سکوت نشسته ام، بی آنکه شوقی برای لب گشودن در من موج زند.
چهره ام را با نقاب لبخندهای مصنوعی پوشانده ام تا از قاب رُخم، کسی درون خسته ی مرا نخواند.
 و هنوز که هنوز است؛ چشمان خسته ام در عمق دلتنگی ها، غرق در بی خوابی است.
و این سحرها که در میان انبوه خاکسترِ خاطرات تلخ نشسته ام،
و در میان بغض ها. گاه و بی گاه، دلم می شکند،
به یاد می آورم که بی تو،
سال های سال است، من در دری
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزدیک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وایسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز میشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وایساده
اینم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
وقتی بچه بودم شوهر خاله ام که بهش می گیم دایی برای من و خواهرم دوتا عروسک کادو گرفته بود؛عروسک من بزرگ بود با موهای طلایی و لباس توری صورتی.حتی با عروسکهای الان مقایسه اش می کنم هم واقعا چیز تکی بود.یادمه همه بچه ها عاشقش بودند و کلی اصرار می کردند تا باهاش بازی کنند.گم شد یا شاید یدنش.هنوز که هنوز مثل یه چیز تموم نشده توی ذهنم هست.
امروز یکی از بچه ها یه عروسک با خودش آورده بود که یه لباس توری کرم رنگ تنش بود اون که دیدم یاد عروسک خودم افتادم
تنها به دنبال توام؛ در انتهاهای ناکجا. کاج، فریاد ساکت زمین، آسمان را نشانه گرفته؛ آسمان بیدادگر را. و مدتهاست که دیگر دلبستهٔ آبی آسمان نیست. آب هنوز ساکت است اما باد هیاهویی بی سر و ته به‌پا کرده است: هیاهویی به رنگِ بی‌رنگیِ خود. اینجا ناکجاست و آب هنوز آبی است. اینجا سپیداری احساس سستی می‌کند. و شقایقی را آشنایم که در هر غروب، زیر باریکه‌های گرم شفق، همواره داغ خود را می‌فراموشد و تا فلقِ فردا- چه‌قدر بچگانه - خود را می‌فریبد.
ای نشان د
اینجا همان زمین است و رسم آدم ها، هنوز هم فراموشی.اما زمان ِ دلـــــــِ من به وقت دلتنگی؛همیشه . صبح، عصر، شب. دوباره بامداد و صبح و.شامگاهِ دلتنگی .گویی همه ی هستیِ مرا، در انجمادی چون قندیل بسته اند، و به سقف آسمانِ غم ها آویخته اند!گلو بغض آلود و چشم هایم تَر،اما، هنوز تو در خاطری.بهانه ی من، دوباره بهار می رسد از راه، بگو چگونه زیستن آغاز کنم بی تو!؟وقتی هرگز، در توانِ من، رسم، فراموشی نیست.راستی شاید؛من آدم نیستم. وقتی فراموش نمی
کلا نمیتونم بگم که سال خوبی بود یا نه همه چی داشت 
از یه نظر یه جورایی خیلی رفتم جلو  ولی از یه نظر تو یه مورد دیگه هنوز موفق نشدم به این شکل!! 
جلوتر های زیادی مونده 
آدم تا زندست اصلا نمیتونه امیدوار نباشه 
خلاصه مثل همه و مثل همه ی سال های قبل و سال هایی که خواهند آمد زندگی پر از اتفاقات ریز و درشت است  که جاشون فقط تو ذهنه نه تو پست و کاغذ و قلم اصلا گفتنش یعنی چی! 
:) مگه نه؟ 
اما سال جدید اگر خدا فرصت و اجازه ش رو بده با قدرت پیش به جلو خواهیم
دیشب حدود ساعت۴ونیم، زله ی ۳/۳ریشتری اومده و من و همسرم نفهمیدیم:/
همه میگن خیلی وحشتناک بود،از خواب بیدار شدن و فرار کردن:/
مگه میشه خوابمون انقدر سنگین باشه؟؟؟!!!!
خدایا،لطفا اگه قرار شد بازم زمین بلرزه،وقتی باشه که بیدار باشم تا فرار کنم.
من خیلی از زیر آوار موندن می ترسم،کم کم داره به فوبیا تبدیل میشه.
خداجون من جوونم هنوز،اون قضایا مونده هنوز:)
دانلود آهنگ سامان جلیلی عاشقتم | متن و بهترین کیفیت موزیک
ترانه ای بسیار زیبا و شنیدنی از خواننده سامان جلیلی با نام عاشقتم همینک از رسانه بزرگ جاز موزیک
Exclusive Song: Saman Jalili – Asheghetam With Text And Direct Links In jazzMusics
متن آهنگ عاشقتم سامان جلیلی»───♫♫●|●|●♫♫───
این که هنوز عاشِقَم و این که هنوز به یادتم … !این که هنوز یه جا دارم حتی توی خیالتماین که دارم غرورمو بدون تو میبازم … !من که هنوز با همه چی به خاطرت میسازم … !»──|♫●|──هنوزم بهت وفادارم ه
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارمتورا نمی دهم از دست، تا توان دارمسری به مستی نیلوفران صحراییدلی به روشنی باغ ارغوان دارم»اگرچه مرده ای، ای عشق! نعش نامت راهنوز هم که هنوز است بر زبان دارمچراغ یاد تو را در کجا بیاویزمکز این کبود نفس گیر در امان دارم؟میان سینه من آتشی است چون فانوساگرچه خواستم این شعله را نهان دارمعبدالجبار کاکایی
شهید بهمن بهاروند ساتیاروند
فرزند: قاسمتاریخ تولد: 1327/12/10محل زندگی: شهر خرم آباد روستای ناصروند تحصیلات: دیپلم کارمند آموزش پرورشتاریخ شهادت: 1365/10/23محل شهادت: بم باران شهر خرم آباد گار شهید: گار شهدای ناصروند توابع خرم اباد
ادامه مطلب
 
نام سریال : هیولا
نام انگلیسی : Hayoula
نوع : سریال شبکه نمایش خانگی
تعداد قسمت : 17 قسمت
دسته بندی : سریال ایرانی نمایش خانگی
موضوع : کمدی و خانوادگی
محصول کشور : ایران
کارگردان : مهران مدیری
تهیه کننده : سید مصطفی
نویسنده : پیمان قاسم خانی
سال انتشار :1398
 فیلمودین
سوالی که برام پیش میاد اینه که هنوز هستن آدمایی که وبلاگ بنویسن و وبلاگ بخونن؟ یا همه توعیتر و اینستاگرام باز شدن؟ این خاصیت نسل ماست که زود به زود یه چیزایی دلمون رو میزنه؟ 
گوشیای قدیمی دلمون رو میزنه! راه های ارتباطی قدیمی برامون راه ارتباطی املی ای محسوب میشه. با کلاس اونیه که فالوعر بالای اینستاگرام داشته باشه! با کلاس اونیه که توعیت هاش ریتوعیت بشه هزاران بار. با کلاس اونیه که رابطه هاش به روز باشه! نه فقط شکلش حتی فرد مقابل ش. 
این خاصی
آقای عراقچی در تازه‌ترین شاهکارشون فرمودن آمریکا که با ما فشار بیاره، باید افغان‌ها رو از کشور اخراج کنیم آقای عراقچی، شما احتمالا درد پناهنده بودنو نمیدونی، ویزای مالی داری به حال
احتمالا هرگز افغان های ایران هارو از نزدیک ندیدی و نمیدونی اون پنج ملیون نفری که میگی چندنفرشون تو همین خاک نکبت زده به دنیا اومدن
وقتی با دهن پرباد میگید ما برای افغان‌ها هزینه کردیم خبر ندارید آموزش رایگان برای افغان‌ها که حکم رهبر انقلابتونه هنوز یه جوک
ترکیب تیم فوتبال ذوب آهن ایران در دیدار با الاتحاد عربستان در مرحله یک هشتم لیگ قهرمانان آسیا اعلام شد.


 
بخش ورزشی مجله خبری ورزشی اسپورت‌استار
 
به گزارش خبرگزاری فارس، ذوب آهن در این مسابقه که از ساعت 20:30 در امارات برگزار می شود به شرح زیر است:
محمد باقر صادقی، وحید محمد زاده، محمد نژاد مهدی، میلاد فخرالدینی، مسعود ابراهیم زاده، حمید بوحمدان، قاسم حدادی فر، رضا حبیب زاده، زبیر نیک نفس، دانیال اسماعیلی فر و حمید مطهری
 
انتهـــــــــــ
دیدین چطور کلی از زمستون گذشت،چطور این ترم تموم شد،دی که رفت یادم اومد چطور خودمو از کتاب خوندن عقب کشیده بودم،جز کتابای درسی دست به هیچ کتابی نزدم و راستش زیاد به خودم بابت امتحانا سختی ندادم هنوز نتیجه ی تنبلیام نیومده و نمیدونم چه کردم من هنوز امیددارم که اتفاق خوبی قراره بیوفته اما از تایمش اطلاعی ندارم،خیلی کارا انجام دادم،از دیدن ح.ه و آشنایی با م.آ و و ونوشتمشون ازم رمز نخواین من خجالت میکشم.
به زودی قراره استارت یه کتاب رو بزنم که حس
×هر کسی تو زندگیش یه جوری به چالش کشیده میشه، انسان اومده تا با رنج رشد کنه، نه اینکه الان بخوام شکایت کنم ها نه، نمیخوام بگم بابا خداجان گیر آوردی منو هی دم به دقیقه یه چیزی میذاری تو کاسه ام؟ نه اینم نمی خوام بگم، من میخوام اینو بگم فقط: خداجان لطفا بینش، درک و شعورش رو هم بذار تو کاسه! مبهم نوشتم؟ نمیدونم شاید، ولی حال باز کردن مطلب رو ندارم!
 
××اسباب کشی انجام شد ولی هنوز من له لهم، هنوز نتونستم یه دل سیر بعدش استراحت کنم که بخواد این خستگی
هنوز مینویسم و هنوز امیدوارمهنوز دست از بودن میان کلمه هایی که حاصلم رو توصیف میکنند برنداشتم هنوز دست از کاغذ و قلمی که سستی انگشتام رو بیشتر میکنه دست بر نداشتم.نمیدوتنم دقیق بگم چه حالی دارم وچرا به این حال روزی که الان منوآشفته کرده دچار شدم.چرا ؟مقصرش خودم بودم؟زیادی در اوهام داخل شدم که خروجش سخت بود یا اینکه خیلی از پس با مهر بودنش دچار تشویش شدم؟اصلا چرا ذره ذره کلماتش رو بوجودم خریدم؟چرا خودم رو در در و دیوار اتاقی گم کردم که نمیتو
باید از اول شروع کنی. همه همین را میگویند. اما زندگی که شطرنج نیست؛ آدم وقتی محبوبش را از دست میدهد که دیگر واقعاً نمیتواند از اول شروع کند بیش‌تر چیزی است شبیه ادامه دادن بدون او.
+اولین تماس تلفنی از بهشت
در تاریکى متوجه نشده بودم پدرم کنارم نشسته است
با حسى شبیه گناهکاران زمزمه کردم:
این اواخر بعضى شب ها بى خواب مى شم.
با مهربانى زمزمه کرد: مى گذره. هنوز جوونى. هنوز خیلى زوده که به خاطر غصه هات بى خواب بشى. نترس. اما وقتى به سن من برسى چیزهایى
بسم الله

صدای
پاهایش را می‌شنوم. خودم را جمع می‌کنم. من از صدای پا می‌ترسم. من از ترسیدن از
صدای پا می‌ترسم. من از همه‌‌ی پاهای روی زمین، می‌ترسم. دوست دارم آدم‌ها با دست‌هایشان
راه بروند. صدای پاهایش نزدیک‌تر می‌شود. من می‌میرم. می‌دانم. می‌دانم. آخ» آنقدر
صدایش نزدیک بود که فکر کردم خودم آخی گفتم. سرم را چند سانتی جلو بردم. پایش روی
تکه شیشه‌ای رفته بود. شیشه‌های پنجره‌ی اتاق من بود. هنوز به یاد دارم. روزهایی که
برنامه‌ی هفتگی درس
خیلی ها هستند، توی زندگی آدم ها می آیند و می روند. ذوب میشوند و حل، و دریغ از ذره ای که دیده شوند. تمام بودن و عظمت و بزرگی آنها، خلاصه می شود در پشتِ خاطراتی که بعدها هر بغض کال را به اشک می رساند و عطر خیس گونه های تبدار را، در خلوتِ شبانه های تار، به التماسِ بارانی آسمان آشنا می کند. و در میان این همه رفته هایی که رفته اند، هنوز مانده عطر تو ، توی خانه، توی کوچه، توی تمام روزگارِ من.گاهی می اندیشم، گرچه رفته ای اما هنوز که هنوز است، هست تر ا
به روال زندگیم نگاه میکنم
همیشه این موضوع که معلولیت خواهر بزرگترم باعث شده هنوز در خانه باشد آزارم میداد ، همه ما انسان ها به دنبال بهترین ها هستیم و غالبا هیچ وقت خواهر نخواهد توانست طعم یک زندگی شیرین و ناب را تجربه کند ، تا مدت ها دوست نداشتم زودتر از او ازدواج کنم یا در عالم کودکی با خودم مثال میزدم که دختر فلان خاله یا عمه همسن خواهرم هستندو هنوز خواستگاری نداشته اند و با این حرف ها باری از روی دوش خودم برمیداشتم اما هیچکس نمیتواند درک
تو این هفته خیلی حالم بد بود و همش عصبی بودم.دلم میخواست یکی رو بزنم و فکر میکردم با این کار اروم میشم.
تا دیروز که تصمیم به یه سفر خارج از شهر تو طبیعت گرفتیم :)
یکی از بهترین سفرهام و با ارامش ترین سفر هام بود ولی من دقیقا اون موقع هایی که تنهاییروی تاب نشسته بودم یه کم نور خورشید و یه باد ملایم هم بود و شعر های فاضل نظری را بیت به بیت میخواندم فهمیدم هنوز زندگی پر از قشنگیه و امیده.
پ ن :ولی یه گربه اونجا بود کلی بهم استرس وارد میکرد میترسیدم
ما دخترا هیچوقت برای رسیدن به آرزو هایمان منتظر کسی نبودیم هیچوقت خودمان باورمان نشده جنس دومیم ضعیفیم هیچوقت نتوانستیم  خودمان را قانع کنیم بخاطر نگاه کسی توی خیابون نخندیم  لباس های رنگی نپوشیم آزادانه و باشوق روی جدول راه نرویم  ما دخترها تا دلتان بخواهد چیزی هایی که حقمان بوده را نداشتیم  به اسم دختر بودن کار هایی که دوست داشتیم را نکردیم و برای چیزی به نام آبرو خیلی دخترانگی ها نکردیم ولی هنوز دلمان خوش است به گل های روی لباسمان
 به
دانلود فیلم دم سرخ ها با کیفیت 1080P
دانلود فیلم ایرانی دم سرخ ها
انتخابی کاربر
https://www.salamcinama.ir/download/PYBq/jKYqQ
کیفیت 1080hq
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/1080hq/jKYqQ
کیفیت 1080p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/1080p/jKYqQ
کیفیت 720p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/720p/jKYqQ
کیفیت 480p
https://www.salamcinama.ir/downloadf/PYBq/480p/jKYqQ
نام فیلم : دم سرخ ها ژانر : کمدی
سال انتشار : ---
مدت زمان : --- دقیقهکارگردان : آرش معیریان بازیگران : جواد رضویان، بهنوش بختیاری، اندیشه فولادوند، رضا شفیعی جم، علی صادقی، رضا ناجی
اخرای ساله و کلی کار ریخته سرم،دوشنبه با دوستام تا دیر وقت کنسرت بودیم حال روزم عوض شد بهتر شدم،خوب بودما بهتر شدم.
یکی از ارزوهای نصفه نیمه م رفتن به کنسرت پازل باند بود که خب رفتم D:
اونقده سرد بود که تا مغزاستخونم یخ کرد بود،اثرات سرما رو هم الان دارم حس میکنم گلو درد و سردرد و کوفتگی بدن.
"کیمیاگر" رو تا صفحه 205 خوندم و سخت علاقه مندم ادامه ش رو بخونم اما سردرد ولم نمیکنه،بهتر که بشم تمومش میکنم.
شاید باورش مشکل باشه اما هنوز کتابای مسابقه رو
بسم الله الرحمن الرحیم.
درواقع دنیا یکجوری هست که یکهو چشم باز میکنی و به خودت میایی و میبینی  یک برگه ی ازمایش در دست همسرت جاخوش میکند و باخوشحاالی فراوان لبخند میزند و می گوید؛چطوری مامان دوقلو ها((البته این دوقلوها ارزوی همسراست والا خبرخوشحالی برای یک قل است))
هنوز باورم نشده
خیلی وقت ها اتفاق های جالب زندگی وقتی می افتد که انتظارش را نداری
هنوز خودم از خودم خجالت میکشم بگویم مامان شدم
 چند روزی بیشتر نمانده ست تا اتمام بیست و دو سالگی ام. من اما هنوز هم که هنوز است گیج و گنگ و مبهوت نشسته ام به تماشای دنیا. امروز داشتم فکر میکردم این که آرام نیستم یعنی باید از نو شروع کنم. از نو درباره ی انسان فکر کنم. درباره ی انسانیت. خدا را  از نو بجویم. حق را. باطل را. درست را. غلط را. دین را. کفر را. ممات را. حیات را. حرام را. حلال را. راه را. بی راه را. دنیا را. آخرت را. نور را. ظلمت را. خودم را. دیگران را. همه چیز را. همه چیز را از نو بخوانم. همه چیز ر
در کوچه پس کوچه‌های ذهن ول می‌گردم و دنبال یک نشانه‌ام که شوق و میلی برای زندگی در دستانم بگذارد. خسته‌ام، خیلی خسته، دلم هیجان و آدرنالین و جوانی می‌خواد‌. هنوز با خودم و سنم و محدودیتم کنار نیامده‌ام. خسته‌ام از این اوضاع و سردرگمم و افسردگیم بیش از آنکه هورمونی باشد ناشی از بی‌هدفی و بی‌انگیزگی‌ست.
راستی من از زندگی چه می‌خواهم؟ شاید هنوز امیدوارم که شق القمری کنم و این عذابم می‌دهد. راضی نمی‌شوم و این پرفکشنالیسم خود اشتباه زندگ
درست بعد از گذشت 6 ماه نه تنها یادم نرفته، سیر از دیدار نیستم، برای مسافرت های دیگری برنامه ریزی نکرده ام، بلکه همه اش با خودم دو دو تا چهار تا می کنم ببینم می شود بزودی باز هم عازم کربلا شوم!؟
فکر می کنم کم گذاشته ام،
شاید هم دلتنگی را بهانه کرده ام،
اصلا شاید دردی دارم که درمانم تویی امام حسین جانم!
بین تمام خبرهای شبکه ی خبر، هنوز واژه ی عتبات دانشگاهیان را خوب می بینم و خبرش را می خوانم و دلم می لرزد و وسوسه می شوم و یک آن، ترس تمام وجودم را می
خدا این قابلیت رو به پسرا داده که از یه دختری خوششون بیاد،راجبش فکر کنند،بررسی کنند،یه نگاه به سرتا پای خودشونم نندازن حتی!و سرشونو بندازن پایین برن به دختره پیشنهاد ازدواج بدن.
تازه همون لحظه هم از دختره جواب مثبت یا منفی یا نظرشو بخوان!!
دخترِ بیچاره هم دو راه داره.یا عصبی بشه (که قطعا میشه) و بروزش بده و سرتا پای پسره رو قهوه ای کنه.یا اینکه بروز نده و محترمانه طرفو بپیچونه که بره رد کارش.
بعد از سالها به این درجه از عرفان رسیدم به خودم مسلط
پیِ نشستنی به انتخابِ بختپائیده سایه‌ها به رهگذار و در هوای ما-که بسته‌ایم به مرگ چنان که بسته‌ایم به سایه‌هایمان-بال می‌گشاید این بازِ شوخ‌میان دو پرواز جا می‌کند اکنون به شانه‌امآری، خلافِ نوشته، قصه آغاز و پایان ندارد؛ برین خاکدان هر چه بینی کهنه‌ست‌(قاسم هاشمی‌نژاد) ‌پ.ن: 
- حالا که مرگمان را، مرگ مردم را انتظار می‌کشند، به قول گلسرخی باید که قلب ما، سرود و پرچم باشد». برای سیل نود‌وهشت چیزی نمی‌شود نوشت، ما چه می‌دانیم، ما
قبلاً اینجا پرسیده بودم که دوست دارید جای چه شخصیتی در چه داستانی باشید، حالا دارم فکر می‌کنم شاید هر کدوم از ما توی برهه‌ای از زندگی شبیه یه شخصیت باشیم، شاید هنوز اون داستان رو نخوندیم یا حتی شاید هنوز اون داستان نوشته نشده باشه. اگه بخوام شخصی به این قضیه نگاه کنم در حال حاضر دارم چیزی شبیه جان ری‌ورز در داستان جین ایر می‌شم. شاید چند ماه دیگه بیام بگم نه این نیستم، شاید هم چند سال دیگه نویسندۀ داستانی باشم که واقعاً دارم از سر می‌گذرو
کتابفروش کیهان که دید دنبال ادبیات مللم، کتاب کارت‌پستال‌هایی از گور» را بهم معرفی کرد. بی‌اطلاعیم از نسل‌کشی سربرنیتسا و ذوقم از کمک ایرانی‌ها در آن برهه مرا به خریدش سوق داد. نویسنده، امیر سولیاگیچ خود آن زمان 17 ساله بوده و کارت زرد مترجمی سازمان مللش او را از آن مهلکه می‌رهاند تا اکنون روایت‌گر سال‌های محاصره باشد. این کتاب که پایان یافت، خواندن کتاب ر» را که قبلا رها کرده بودم از سر گرفتم. کتابی که پشت جلدش از رسول حیدری‌ای می‌گ
⭕️ چند روزی صدای تیر و تفنگ از منطقه شیعه‌نشین کشمیر می‌آید، ارتش چند هزار نفره‌ی وحشی هند برای گرفتن به ناحق منطقه شیعه‌نشین کشمیر که در پاکستان قرار دارد، این شهر را اشغال کرده‌اند.
هنوز خون شیعیان #میانمار داغ است، هر روز خون شیعیان و زیدیان یمن بر زمین ریخته می‌شود، هنوز که هنوزه وقتی در کوچه‌های سوریه قدم ‌می‌زنیم خانه‌هایی می‌بینیم که ویرانه هستند، آنوقت چنین جنایتی نمکی روی زخم پیکر جهان اسلام می‌شود.
⭕️ چه زمانی قرار است
گمانم یک هفته‌ای بود که ستاره‌ی کسی روشن نشده بود. دیروز با خودم گفتم نکند که این حرف‌ها را برای خودم تایپ می‌کنم؟! نکند که کسی به این خانه سر نمی‌زند و مجبور شوم که درش را تخته کنم؟! دروغ چرا؛ دلسرد شده بودم. از تمام دنیا عصبانی بودم و حس کردم که بیهوده تایپ می‌کنم. غمگینم. از سکوت وبلاگ‌ها غمگینم. ما وبلاگی‌ها باید کاری کنیم که وبلاگ دوباره رونق بگیرد. چه کار؟ نمی‌دانم. هنوز نمی‌دانم. ولی اگر هنوز مرا می‌خوانید جمله‌ای برایم بنویسید که
متن آهنگ بابک مافی به عشق تو
میخوام که فکر کنم الان تو فکرمی میخوام که فکر کنم دلتنگی یه کمیمیخوام که فکر کنم دلگیر شدی ازم ولی دلت میخواد که برگردی بازمهنوز با عکس تو سرگرم سرگرمم رفتی نفهمیدم انگار هنوز گرمموقتی تو زندگیم انقدر اثر داری چه فکری میکنی که تنهام میذاریای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونم.ای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونممعروفم من به تنهایی معروفی تو به زیباییت معروفم من که دلتنگم نیستی ولی اینجاییصدات کردم نمیشنیدی نگا
چه عجیب درخاطرم میمانی، اگرچه جا نمیشوی و میدانم که میدانی عذرم موجه است در این تنگی.چه عجیب مطلوبی مینمایی که راهِ دور شدنم از تو برایم زود بن بست میشود اما راه نزدیک شدنم دراز و بی منتهاست.وای بر من!یعنی چقدر دور شده ام که صدایم هنوز به تو نرسیده از دیشب!دیشب زیر اشکهایم دراز کشیده بودم و خسته از بیداری، که پرسیدم آیا دیگری هم خدایی چون تو خوب دارد؟میدانم که شنیدی و تقصیر از دوری من است که هنوز پژواکی نگرفته ام.چه غم دارد اینکه حتی میفهمم می
دانلود قسمت سیزدهم 13 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت سیزدهم ۱۳ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری



کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت سیزدهم: 7 مرداد 1398


تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم. هوشنگ ش
اک بنداک بند یعنی چه؟ همه فک میکنند اک بند یعنی کالایی کا مستقیما از شرکت سازنده امده و هنوز باز نشده. در واقع اینطور نیست!در زمان حکومت شاه ایران از انگلستان خیلی کالا دریافت میکرد و همه در بندر ابادان تخلیه میشد.در ان زمان کالاهایی که از کشور انگلستان به ایران وارد میشد یک برچسب روی هر جهبه میزدن که رو اون برچسب به انگلیسی نوشته شده UK BAND که UK به معنای مخفف UNITED KINGDOM که یعنی پادشاهی متحد.کارگران تخلیه در بندر این نوشته را اک بند میخواندند و فک
دانلود سریال هیولا با لینک مستقیم
دانلود سریال هیولا
سریال هیولا جدیدترین ساخته مهران مدیری می باشد این سریال هم مثل سریال های قبلی آقای مدیری با موضوع کمدی (طنز) است. سرپرست فیلمنامه برعهده پیمان قاسم خانی. شما می توانید این سریال جذاب و دیدنی را از سایت پیشگام مووی بصورت کامل (تمام قسمت ها) دریافت و دانلود کنید.
قسمت اول تا سیزدهم اضافه شد
 
کارگردان : مهران مدیری
 
موضوع : کمدی
 
سال ساخت : 1397
 
سال پخش : 1398
 
محصول : ایران
 
دانلود قسمت چهاردهم 14 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت چهاردهم ۱۴ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری



کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت چهاردهم: 14 مرداد 1398


تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم. هوش
گاهی این بزرگتر های اطرافم را درک نمی کنم ، آن زمان که بچه بودم عروسکی داشتم که بی اندازه دوستش داشتم و همه جا با خودم می بردمش مثلا کلاس دوم سوم ، اما همه اش مورد تهاجم بزرگتر ها قرار می گرفتم که تو آخر دیگر بزرگ شده ای چرا عروسک به دست می گیری خجالت نمی کشی؟؟ و من عمیقا به فکر می رفتم که آیا واقعا بزرگ شده ام؟؟ و به خاطر همین همیشه با خودم فکر می کردم پس دیگر به سنی که الان دارم برسم بزرگ بزرگ می شوم .اما حقیقت این بود که من هنوز آن زمان بچه بودم
دانلود قسمت یازدهم 11 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD

قسمت یازدهم ۱۱ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری

 

کارگردان: مهران مدیری | ژانر: اجتماعی، کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت یازدهم: 24 تیر 1398

تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL

نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی

خلاصه داستان:
با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از
نوادگان آنها می‌رسیم.
دانلود فیلم سینمایی نازلی Nazli با کیفیت فول اچ دی 1080p Full HD
فیلم نازلی به کارگردانی محمود معظمی با لینک مستقیم
دانلود فیلم نازلی
کارگردان: محمود معظمی | ژانر: خانوادگی، درام | سال تولید: 1394 | تاریخ انتشار: سال 1397
مدت زمان: 82 دقیقه | نوع: ویدئویی | مخاطب: خانواده | کیفیت ویدئو: WEB-DL
حجم: متفاوت | تهیه کننده: جمشید سهرابی زاده و محمد شهبازی
خلاصه داستان: داستانی از یک عشق، دیرینه و اتفاقات کهنه است که با برگشت نازلی به خانه باغ پدری اش، دوباره دستخو
 مگر نمی گویند جلوه ی تو، در آینه های شکسته هویداتر است؟من اگر آینه هم نباشم برای تو، در تو که این روزها شکسته ام.سنگ را در دستانم بنگر.با خود؛ خویش را شکستم.هنوز هم مات این شکستنم.شکسته هایش را هنوز به هم نیاویخته ام، که سنگی دگرباره به دستم داده ای.چگونه تحمل کنم؟مگر نه این که تو منی و من تو ؟و من همه از تو هستم .و تو در من، گاه نهانی و گه آشکار.یا کدر شده آینه دلم یا ترک ندارد. که تو نظر نمی کنی.ترک بردار ای دل، تا خریدارت شوند.شده ام
حوالی ساعت ۲۳:۲۰ پنجشنبه ۲۰ تیر به‌وقت تهران، دسترسی به وب‌سایت توییتر ازطریق اپلیکیشن و مرورگرهای دسکتاپ، موبایل دچار اخلال شد و پیغام «Something is technically wrong» برای کاربران به نمایش درمی‌آمد. مشکل حوالی ۱۵ دقیقه بامداد جمعه ۲۱ تیر برطرف شد و وضعیت این شبکه‌ی اجتماعی به حالت عادی بازگشت. خوشبختانه مهندسان توییتر سریع‌تر از همکاران خود در فیسبوک مشکل این شبکه‌ی اجتماعی را حل کردند و حدود یک ساعت بعد از ایجاد مشکل، توییتر به ف
از وقتی رفتم کلاس اول مادرم به شدت روی دیکته وسواس داشت و اگرچه نمره ای به جز ۲۰ هیچوقت براش قابل قبول نبوده و نیست اما در مورد دیکته و غلط های املایی همیشه می‌گفت اگر میخوای آدمی بشی که غلط غلوط بنویسی ترجیح میدم دیگه نری مدرسه اصلا! و این جوری شد که من هم به شدت حساسم نسبت به غلط های دیکته ای و نگارشی و تلفظ مثل امروز که توی مترو آقایی که سفره یکبار مصرف می‌فروخت و داد می‌زد که پُرفَراژ هم داره و شرایط طوری نبود بهش تذکر بدم و فقط حرص خوردم ی
از وقتی دور برم را شناختم،  دیدم تنها کشوری که جرات کرده روبروی قلدر هفت تیرکش، دنیا بایستد ایران است.
من خوشحالم که ایرانی هستم، نه به خاطر کوروش که نمیشناسمش. حتی اگر استوانه صلحش را اولین سند حقوق ‌بشر بدانند، آخر هر قدر هم سعی کنم آن را نمی‌توانم بخوانم، چه کنم اومل هستم و اعتمادی به مترجم های انگلیسی خط میخی ندارم!
خمینی را که شناختم خوشحال شدم، که هر چند بار بخواهم، میتوانم وصیت نامه اش را بخوانم و حقوق انسان را در آن ببینم.

خوشحالم که
سوالی که برای خودم خیلی بدیهی بود اما برای همه عجیب وا مگه میشه؟ عروسی مثلا جدا از مسئله با کلاسی یا بی کلاسی، جدا از مسئله غرب زدگی و تعاریف اشتباه از زیبایی من فکر میکنم مهم ترین دلیلم اینه، موی رنگ شده سنو بالا میبره و تو ذهن من کسی که موهاش رنگ شده دیگه بزرگ شده و زن خونه اس من نمیخوام زن خونه باشم، من میخوام همون دختر بچه ای باشم که کتونی میپو‌شه، میدونی چرا چون نمیخوام مرگ ارزو هامو باور کنم چون میخوام فکر کنم هنوز وقت دارم واسه تلا
متن آهنگ جدید شاهین میری به نام وقت رفتن
ترانه و موزیک: ایمین, تنظیم: هومن آزما
Download New Music Shahin Miri – Vaghte Raftan
متن ترانه شاهین میری به نام وقت رفتنبا خودم گفتم برگردم تا برگردیهر کاری تونستم کردم تا برگردیروزای تلخمو تنهایی شب کردممن تا جایی که میتونستم صبر کردمتازه قلب من کنارت آروم گرفته بودوقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بودتازه داشت دلم دوباره پا میگرفت که تورفتی و هنوز نمیدونم واقعا چطوراین همه سال رد شد اما من هنوز همون جوری میخوامت عمق عش
بدنبال روزنه‌ای ام. هرچقدر که می‌خواهد کوچک باشد. از آفتاب آموخته‌ام که چگونه باید از ریزترین روزنه‌ها خود را به تو رساند و دستهایت را به گرمی گرفت. چگونه باید روی موهایت مکث کرد و آخرسر صورتت را بوسه باران کرد. من همهٔ اینها را از آفتاب آموخته‌ام. از کسی که هیچوقت نمی‌تواند تو را روی پاهایش بنشاند و هر روزِ خدا، صبح زود، می‌آید و روی پاهایت می‌نشیند. و تو می‌گذاری‌اش. تو می‌گذاری‌اش اما مرا نه!؟
بگذریم. غیر از گذر راهی نیست. آسمانم را ب
جلسه‌ی دادگاه بود. دو متهم رو که به اتهام ضرب و جرح دستگیر شده بودن وارد جلسه کردن.
قاضی که هنوز پرونده رو باز نکرده بود گفت: آقایون! من هنوز پرونده‌ی شما رو که از کلانتری -یا آگاهی- فرستادن باز نکردم، پس از محتواش خبر ندارم، فقط عنوان پرونده روش نوشته شده. تا قبل از این‌که پرونده رو باز کنم، خودتون داستان رو صادقانه تعریف کنین، بنده هم قول می‌دم تا جایی که قانون اجازه می‌ده به خاطر صداقت در گفتارتون، بهتون کمک کنم.»
دو متهم شروع کردن به حرف
تو درس‌هامون یک قانون قشنگ حکم‌فرمایی میکنه که اینه؛
form follows function
چند وقت پیش برای معاینه حالت کلی بدنم به یک متخصص رجوع کردم. خانم دکتری که جز به جز ماهیچه ها استخوان‌ها اتصالات، زاویه ها، چرخش ها و ضعف و قدرت و را بررسی کرده بود و چیزهایی برایم تعریف کرد از حالاتی که در روزمره احتمالا با آن مواجه میشوم و علت هایشان. و من هنوز که هنوز است جزئیات آن را در اتفاقات روزمره و وجود خودم متوجه میشم. این یک اتفاق جالبه که هر عملی که به نظرتون پیش پا
سال‌ها پیش گفته بود اگر پسردار شدم اسمش را "سعید" می‌گذارم، وقتی خبر پسردار شدنش رسید منتظر بودیم یک سعید کوچولو به جمع خانواده اضافه شود؛ هنوز چند ماهی نگذشته بود که گفتند اسم تغییر کرد، مادرش خواب دیده و حالا شده سبحان! دوباره چند وقت بعد سارا گفت:_عمه! میدونی اسم نی‌نی‌مون چیه؟
_اره! سبحان کوچولو
_نه! اون قبلا بود الان قراره یه چیز دیگه بذاریم!
_شما هم اخر برا این بچه اسم نمی‌ذارین!
احمد: حالا اگه ندیدی اخرش هم دنیا اومد تا به جای پسر، دختر
 
دانلود قسمت چهاردهم 14 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD
قسمت چهاردهم ۱۴ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری
 
 
کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت چهاردهم: 14 مرداد 1398
تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL
نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی
خلاصه داستان:با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شریف به زمان حال و زندگی یکی از نوادگان آنها می‌رسیم. هوشنگ شرافت که
دلم میخواد برم رو پشت بوم. 
و سیگار بکشم
و سیگار بکشم و اشک بریزم
تا وقتی که بتونم خورشید رو ببینم.
ببینم که آسمون سیاه، سورمه ای میشه، بعد کمرنگ تر، و بعد آبی میشه و بعد با زرد ترکیب میشه.
دیده بودی؟ 
وقت غروب
تو پاییز و زمستون. دیدی؟ 
ابرا قرمز میشن. دیدی چقدر قشنگه؟
دیدی بعضی وقتا، صبحا؟ ماه پیداست. تو آسمونه. دیدیش؟ 
دوست دارم بشینم رو پشت بوم و اشک بریزم.
سیگار ندارم.
نمیدونم، شاید خوابم نبره.
و خب، رو پشت بومم نمیرم.
فقط اشک میریزم
 خیال می کردم کارم با دمپایی ابری هم راه میفتد ولی باید کفش آهنی به پا می کردم."خب راستش ف تا چکش نخورد شکل نمیگیرد ولی باید حواست باشد ضربه را کی و کجا می زنی. ممکن است فرم بدی بگیرد، خراش بردارد و خلاصه آنطور که باید نشود."مدتیست دستانم را دور خودم حلقه زده ام. بیشتر به خودم حق میدهم. کمتر خودم را سرزنش میکنم و دارم آرام آرام یاد میگیرم چه ضربه ای را چگونه باید مهار کنم تا شکل بگیرم. فکر میکردم کار ساده ایست. اما یک وجه انکار ناپذیر دارد. در مو
فیلم سینمایی سد معبر Blockage 2017 با کیفیت 1080p Full HD
فیلم سد معبر به کارگردانی محسن قرایی با لینک مستقیم
دانلود فیلم سد معبر Sade Ma’bar
کارگردان: محسن قرایی | ژانر: اجتماعی | سال تولید: 1395 | تاریخ انتشار: تابستان 1397
مدت زمان: 82 دقیقه | نوع فیلم: سینمایی | مخاطب: خانواده | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: بهمن کامیار
خلاصه داستان: قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری، در تلاش است وضعیتِ زندگیِ خود را بهبود ببخشد، اما در این راه با
۱ - بر طبل شادانه بکوب، یار پسندید مرا. 
هرچند که ح. من ُ توی یک مخمصه‌ی جدید انداخت، ولی ارزش‌ش ُ داشت. 
 
 
۲- روش‌های تربیتی صددرصد موثر.
برادرم به م. که نه‌سالشه، می‌گفت که توی کارتون پاندا گ‌فوکار» بازی کرده و استاد شیفو هم به‌ش هنرهای رزمی ُ یاد داده. م. هم می‌گفت اگه راست می‌گی، چرا تا حالا نشون‌ت ندادن؟» من‌م گفتم هنوز وارد داستان نشده؛ توی قسمت‌های آینده نشون‌ش می‌دن.» باور کرد.
امروز هم ناخن‌هاش، اندازه‌ی ناخن‌های من ش
با اینکه ده سالی می شود که در زمینه بهینه سازی سایت ها برای حضور در رتبه های بالاتر رقابت بالا گرفته اما شواهد نشان دهنده اینه که این مبحث از خیلی وقت ها پیش وجود داشته اما نه به شکل امروزی که بیشتر به میدان جنگ شبیه است تا رقابت سالم.
اول برای اثبات گفته هایم تاریخ درج شده در بالای این صفحه را ببینید بعد به ادامه بحث بپردازیم.
متاسفانه امروز با اینکه بهینه سازی اهمیت بیشتری یافته اما هنوز هم بسیاری سعی دارند تا با روش های غیر قانونی به جایگاه
به نام خدا
پنج شنبه 98/1/22
سختی هایی که وعده داده بودن از همون لحظه ی بیدار شدن شروع شد.
آب خرم آباد قطع شده بود.
بعد از صبحونه راه افتادیم تا از یه جاده ی فرعی به "معمولان" برسیم.کنار رودِ با صلابتی که هنوز هم قدرت داشت، روستاهای تخریب شده و پل های شکسته به چشم می خوردن.
بعد از حدودا یک ساعت به معمولان رسیدیم.
اکثر جهادی ها جمع شده بودن توی مسجد شهر که مسجد جامع خرمشهر رو به ذهن تداعی می کرد.
بیل به دست به سمت خونه ای که باید برای کار تحویل می گرفتی
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
بسم‌الله
هنوز ناامید نشدم از خوبی.
از آدم‌هایی که بی‌چشمداشت خوبند،
بی‌توقع می‌بخشند
و بی‌دلیل مهربانی می‌کنند.
الحمدلله که خدا گاهی اوقات در کارهایی که مردانگی می‌خواهد، مردانی را سر راهم قرار داده که رسم مردانگی بلدند.
چطوریه که دلت برام تنگ نمی شه؟! نمی بینی منو.؟! نمی خوای؟!! نمی شناسی.؟! این همه برف اومد. بارون اومد. . یه بار صدام نکردی ببینیم، اِسمِمونو بلدی هنوز یا نه؟. اصلاً یادت رفته.! اونقدر که جا نبود منم بمونم گوشه دلت!.
چهار شب پیش به پرستار گفتم:  دستامو نبنده به تخت!. قول دادم، پیشونیمو دیگه با پیچ گوشتی زخم نکنم!!! که مورچه ها بریزن بیرون!. پرستار پیره مثل همه پیرا مهربونه. قبول کرد.
اومدم نشستم تو محوطه، با عکس تو!.
آتیش و صدای دور یه جغدِ بدبخت ک
یه چیزی که برام مونده خواب‌هامن. لذت عمیق تو خواب رو هنوز از دست ندادم. آخرین باری که کابوس دیدم یادم نمیاد و معمولا بدخواب نمی‌شم. ناخودآگاهم خلاقیت‌های زیادی نشون می‌ده در ساختن رویاهام که بی‌خلاقیتِ بیداریم رو میشوره میبره. 
مدح وسرود امام زمان ع ویژه عروسی
 بریز  ساقی دمادم می به جامم    مست مستم 
ازآن می که تولایش بنامم
مست،،،
که حُبّش برده از سر عقل هوشم،،،مست،،،
که مادر شیر به عشقش ریخته کامم
مست،،،

نخورده مست مستم،،بگیر مولا تودستم
شده عمری سر راهت نشستم  
مولا مولا حق پرستم
عزیزم زاروبیمار توهستم
جونِ جونم
بیا مولا هوادار توهستم
جون،،
ببخشا گر گنه کردم کم وبیش‌
جون،،
توگل باشی ومن خار توهستم
جون جونم
نخورده مست مستم،،بگیرمولا تودستم
شده عمری سرراهت نش
یادت هست؟
شبی گفته بودی
که هیچ وقت نرو
که وقت میروی دلتنگ میشوم
همان موفع عهد کردم که اینجا پاک نخواهد شد
که مرگ من است روزی که اینجا ستاره اش برای همیشه خاموش شود
اما
تو رفتی
حالا چه کنم؟
عهد من پابرجاست
اما
رطب خورده منع رطب خوردن خطاست.
خیلی مختصر، دوستانی که نوشتۀ وبلاگ هیولای درون دربارۀ دورهمی وبلاگی نمایشگاه کتاب رو خوندن از این مطلب بگذرن؛ دوستانی هم که هنوز درباره‌اش اطلاع ندارن لطف کنن به این لینک برن (راستش هرجور حساب کردم دیدم باتوجه به خود نوشته و نظرات بچه‌ها گذاشتن لینک بهتر از اینه که من درباره‌اش بنویسم).
برنامۀ خودم هنوز مشخص نیست؛ ولی همه‌جوره دارم سعی می‌کنم که به این برنامه‌ برسم.
پنجشنبه نوشت: به امید خدا فردا می‌آم.
نشستم تو یکی از دهنه های  پل خواجو ، هنوز جای دندون عقلی که دیروز کشیدم درد می کنه .درد نبودنش تا مدت ها توی دهانت حس میشه ،
در این لحظه به تمام شدن نیازمندم ،تمام شدن هرچیز ،هرکس
 وفکر می کنم هیچ وقت تمام نمیشود .
پ .ن:غول سیاه افسردگیتو بردی .
دانلود قسمت 8 سریال هیولا,دانلود قسمت هشتم سریال هیولا,
دانلود قسمت هشتم 8 سریال هیولا Hayoola با کیفیت 1080p Full HD
قسمت هشتم ۸ سریال هیولا به کارگردانی مهران مدیری
لینک دانلود قرار گرفت
کارگردان: مهران مدیری | ژانر: کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار قسمت هشتم: 3 تیر 98
تعداد قسمت ها: 15 اپیزود | مدت زمان هر قسمت: یک ساعت | کیفیت: WEB-DL
نویسنده: پیمان قاسم‌خانی | حجم: متفاوت | تهیه‌کننده: مصطفی
خلاصه داستان: با مرور افتخارات یک خانواده‌ی اصیل و شری
انتصاب حجت الاسلام رئیسی به ریاست قوه قضائیه توسط رهبری معظم، سبب شد تا بعد از چند سال ،سرعت مبارزه با رانت و اختلاس بیشر شود نمونه آن پرونده پدیده مشهد است که امروز بسته شد!.
اماآقای صادق لاریجانی در حالی قوه ی قضائیه را ترک کرد که هنوز شبهات و ابهامات زیادی در خصوص نزدیکانش بدون پاسخ رها شده است.
انتصاب پرویز فتاح به ریاست بنیاد مستضعفان یکی دیگر از انتصابهای انجام شده ی این روزهای رهبر  انقلاب است .
آقای سعیدی کیا در حالی بنیاد مستضعفان ر
خب ب سلامتی و میمنت ظاهرا مامانم رتبه امو ب هرکی ازش پرسیده گفته تازه احتمالا رتبه های پرسال و پیلارسال رو هم گفته و خب چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ـــــــــــــــــهنوز فکر اینکه ب S راستش رو بگم یا نه دارم!ــــــبین هزار راهی گیر افتادم:/ـــــــــبریم ببینیم ب چی میرسیم:(
آوریلجلو شومینه، تلفن دم دستم است. سمت راست، دری که به سالن و راهرو باز می‌شود؛ و در انتهای راهرو، در ورودی. او ممکن است یکراست بیاید و زنگ ورودی را بزند. کی است؟» و بگوید منم.» و یا به محض ورود به دایرهء ترانزیت تلفن بکند: من برگشته‌ام، و حالا برای انجام برخی تشریفات در هتل لوتسیا هستم.» از علائمی هم که نشانهء ورودش باشد خبری نیست. ممکن است تلفن کند، یا سرزده برسد. احتمال همین چیزها می‌رود. به هر جهت می‌آید. او یک مورد استثناء نیست. دلیل خ
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جایی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس های مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اینجوری به جای اینکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدایا منو ببخش !!
خدایا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدایا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدایا غلط کردم اصلا ! غلط به معنای واقعی کلمه!
خدایا منو ببخش ':(((
خدایا به خداوندیت ق
کتاب دختران خرمشهر : پنج روایت کوتاه از دخترانی بزرگ شده در جنگ
 
کتاب دختران خرمشهر : اختر دهقانی، نشر مجنون
بریده کتاب(۱):
با ناله گفت خدایا شکر، این همه دنبالت گشتم حالا باید پیدایت کنم.با صدای شرم آلود گفتم چه کارم داشتی؟ بعد تا برسیم اون ور کارون دیگه تحویلم نگرفت، وقتی پیاده شدیم گفت: آهای همگی برگردید.وقتی رفتیم پیش قایق رو به من کرد و گفت: اسمت چیه؟گفتم: سعیده.گفت: زن من میشی؟گفتم: آره.نادر: گفت همه تون دیدید که سعیده خانم با من نامزد کرد.
این را از مادرم بپرس. او بهتر می داند. حتما به خاطر دارد وقتی هر شب  رخت ها را توی حیاط پهن می کرد، من صدای گریه اش را می شنیدم و سخت در آغوشش می گرفتم. آن وقت اشک هایش شدت می گرفت و کودکی ام خیس می شد. بعد درش می آوردم و میچلاندمش و آرام بین لباس ها روی بند رخت پهنش می کردم و آرزو میکردم زودتر خشک شود.
آغوش؟ 
این را از باد بپرس. او خوب یادش است که یک صبح، دور باغ های شهر را از زمین تا خدا حصار کشیدند. 
آخر، شب قبل بی محابا وزیده بود و دل چند شکوفه را لر
سلام
-به خودم قول داده بودم که امسال خیلی کتاب بخونم و از دیشب خوندن کتاب ششم رو آغاز کردم و خیلی از این بابت خوشحالم، کتاب هایی که دارم میخونم اکثرا روانشناسی هستن، یعنی باید حتما دوباره و شاید چند باره بخونمشون، یکسری هاشون با هربار خوندن مطالب جدید بهت میفهمونن، آگاه ترت میکنن و این خیلی جالب و جذابه برای من.
- گفتم ترم قبل 100 شدم امتحانم رو یا یادم رفت؟ خلاصه که بعله من و یکی دیگه از دوستام که بقول خودش همه رو از روی من نوشته بود 100 شدیم و تا
چیزی که هنوز بهش عادت نکردم، واژه ی "خانم مهندس" ه.
تازه داشتم با فامیلیم کنار میومدم.
"مهندس" و "محدثه" شبیه هم هستش. ولی من با دومی راحت ترم

*مامان و بابا اومدن تهران. واسه اولین بار فردا مرخصی گرفتم که باهاشون برم بیرون :)
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب