نتایج مطلب ها برای عبارت :

فیگور رتوی استوری

استوري اینستاگرام یکی از بهترین ابزار ها برای تعامل داشتن با مخاطب هاتونه پس برای همین ما این پست رو راجب آموزش استوري اینستاگرام گذاشتیم تا سریع اون رو یاد بگیرید. این ابزار شگفت انگیز تبدیل به یک تفریح برای جوون ها و یک ابزار قدرتمند برای کسبوکار ها شده! …اخبار تکنولوژی
استوري هاشُ چك میكنم حالم بد میشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب میشه؟
استوري هاشُچك میكنم حالم بد میشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت میشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب میشه؟
ملت کی میخوان بفهمن وقتی به من پیام میدن و سین نمی کنم
یعنی دوس ندارم سین کنم
لازم نیست بیان اس هم بدن که برو فلان کوفت رو چک کن
بهمان درد رو چک کن
اومده پیام داده فلانی واس تولدت فلان چیزو استوري کنم؟
قبلا یه بار گفتم نمیخوام اصلا کسی استوري و اینا بذاره
بعدم الان انتظار داره مثلا چی جوابشو بدم ؟
وای آره خوبه دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنونم؟
خدایا من چرا انقدر در همه زمینه ها ریدم
اگه بی منته دیگه گفتنش چیه؟
بعد میگین مثبت درمورد شون فکر کن و ف
عکس نوشته دختر – بعضی دخترها هستن خیلی حساسن
بعضی دخترا هم حساس هستن و هم زود عاشق میشن
اگر از اون دخترای حساس و احساسی و زود عاشق شو هستید شاید بخواید از این عکس نوشته ها برای پروفایل مجازیتون استفاده کنید .
اگه دوست دارید نامزدتون برایتون هدیه گردنبند بخره اینو استوري کنید . خخخ
 
http://bilmek.ir/pic-gilr-love/مجله خبری سرگرمی فانوس
به نام خدا
با سلام و احترام
در این جلسه قبل از شروع طراحی محتوای الکترونیکی برحسب موضوع آموزش ، به تنظیمات  مقدماتی برنامه (  استوري لاین 3 ) می پردازیم که شامل مراحل زیر می باشد:
1 - نصب فونتهای فارسی و به ویژه فونت کاربردی  کتاب فارسی اول دبستان تحت عنوان Mj_FARAZ  
2 - تنظیم زبان  برنامه  و ذخیره اطلاعات برحسب دقیقه
 3- تنظیمات اندازه صفحه نمایش یا همان اسلایدها 
4 - تنظیمات اسلاید مستر از نظر نوع فونت فارسی ، اندازه ، رنگ و .
5 - تنظیمات پلیر
6 - تنظ
عکس نوشته غروب جمعه چون غروبهای جمعه معمولا یجور عجیبی دلگیره
میتونید از این عکسا برای پرفایل مجازیتون استفاده کنید
حال و روز جمعه ها از خود جمعه غم انگیز تره
همش تو لینک زیر
 
http://bilmek.ir/pic-friday/مجله خبری سرگرمی فانوس
این روزها، استوري به یکی از محبوب‌ترین قابلیت‌های اینستاگرام تبدیل شده و زندگی کاربران این شبکه‌ی اجتماعی را بیش از پیش دستخوش تغییر کرده است.
اگر از جمله کاربران اینستاگرام محسوب می‌شوید، احتمالا تا به‌حال این موضوع را دریافته‌اید که قابلیت استوري این شبکه‌ی اجتماعی، دورهمی‌ها، گردش‌ها و سفرهای شما با دوستان یا خانواده را نسبت به قبل تغییر داده است. حتما تاکنون دست‌کم بارها در یکی از روزهای آخر هفته که به رستوران مراجعه کرده‌ا
ف هف هش ده تا استوري گذاشت واسه تبریک تولدم از گندکاریا و خیره بازیام :/
ولی خب درکل با نمک بود خوشم اومد
 
استاد استوري گذاشت و ل و گلگلی هم پست گذاشتن اونا آبرومندانه بود باز
 
قلی دو صفحه متن تبریک برام نوشته
قشنگ نود و نه درصدش رو رید بهم :/
گفتم شب تولدم کظم غیظ میکنم نادیده میگیرم ولی بعدا حالتو می گیرم
فقط کم مونده بود تهش یه آرزوی مرگ کنه برام :/
 
یکی دیگه از بچه هام استوري گذاشته بود اونم باز با نمک بازی قشششنگ رید بهم و ابرو بری کرد
 
و ا
به سرم افتاده که یک کسب و کار خونگی رو شروع کنم و رب، مربا و میوه‌های خشک‌ خونگی بفروشم. از الان به دیزاین ظرف‌هاش، لوگو و اسمش، بک‌گراند استوري‌های پیج، چاپ کردن برچسب، لیست  قیمت و هزارتا چیز دیگه فکر می‌کنم و احساس می‌کنم همین الآنه که از بمباران ایده‌هام بترکم! :)))
یه نفری زورم به سه نفر می چربه! بچه بازی که نیست! دست کم می گیری منو؟ من یه شهرو حریف میشم به گریه ها و کم خوابیام که نیست! من به جای به در و دیوار زدن و حرف و حرف و حرف زدن یهو عمل می کنم! سکوت می کنم و نگات می کنم بعد یهو یه کاری می کنم که تا چند ماه تو شوک ش بمونی. حالا برو حرف و حرف و حرف بزن. تهدید کن. جیغ و داد کن. استوري بذار. صفات خودتو به من نسبت بده. اونی که لم داده و داره لبخند می زنه و تماشات می کنه منم. 
من تو آرامش مطلقم. 
یکی از ویژگی‌های نسبتا تازه‌ی اینستاگرام که توجه کاربران زیادی را به خود جلب کرده است، بخش Stories یا همان استوري است. در این ویژگی جدید، کاربران اینستاگرام می‌توانند عکس‌ها و ویدئوهای کوتاه خود را از اتفاقات روزمره‌شان در قسمت Stories آپلود و منتشر نمایند. در تعداد انتشار این تصاویر و ویدیوها محدودیتی وجود ندارد و کاربران می‌توانند هر تعداد که خواستند را آپلود کنند و این تصاویر و ویدئوها تا 24 ساعت پس از انتشار به‌صورت اسلایدشو برای فالووره
دیروز ظهر، دخترعمه ی نازم به دنیا اومد و من عکسش رو استوري و پروفایل واتساپم گذاشتم. 
حالا از صبح دارم با حجم پیام هایی روبرو میشم که بد برداشت کردن
شیطونِ درونم میگه سرکار بذارمشون بگم دختر خودمه
+دوست مامانم فکر کنم اشتباهی شماره ی من رو به اسم مامانم سیو کرده، صبح پیام داده تبریک میگم نوه دار شدی
من:|||
به همسرم میگم چقدر توقعات بالا رفته، دیگه منتظر بچه ی من نیستن، منتظر نوه ی منن
+بقیه هم دارن بچه دار شدنم رو تبریک میگن، خلاصه که انگار مادر
کلا مملکت خیلی وقته بی صاحاب شده و معلوم نیس مسئولان محترم کجا هستند
یکی از بخشهایی هم که کلا بی صاحابه موسسات آموزشی آزاد هستند
نه به مدارس دولتی و غیر دولتی که همش شاکی هستند که نظارت خیییلی بیش از حد هست
و نه به این موسسات که مجوز می گیرند و هر طور دلشون میخواد تبلیغ میکنند
هم در حوزه فعالیت هاشون که تقریبا هر کار با ربط و بی ربطی که به پول نزدیکشون کنه انجام میدن و کسی هم نیس نظارتی داشته باشه و هم در زمینه تبلیغاتشون در سطح شهر و عناوین جعل
چه کاریه واقعاً انقدر معذب می شم می شینم دور سفره یا میز، یهو یکی می گه: "به دوربین نگاه کنید". زیاد موضوعو باز نکنم چون خیلی رایجه ولی من اذیت می شم. من از غذاهای خودمم عکس و استوري نمی ذارم مگه چای یا قهوه یا همچین چیزی که با یه شعر بشه مچش کرد یا یه موزیک روی فیلم خودنش.پولو ماهیچه جلو آدم باشه، عکس گرفتن نداره آخه.نمی دونم. شاید من طرز فکرم متفاوته ولی خب این متفاوت بودنه حس خوبی بهم نمی ده. زشت هم هست به کسی بگی: "نگیر!"
دیدین ایرانیا خیلی اهل پز دادن خیلی تابلو و نمیدونم فخر فروشی و پاچه خواری و چاچلوسی هستن ولی ممکنه در باطن از یارو حالشون به هم بخوره؟ خیلی شو آف دارن؟ این دو تا ایرانی از وقتی اومدن گروه قبلی من توی انتاریو، به فاک دادن دو تا از دخترا رو.
یعنی افتضاح شده همه چی.
از صبح تا شب این 4 تا دارن به هم پز میدن همه چی رو و شو آف میکنن اوننم چیزای چرت و پرتو، مثلا: تولدت مبارک صفدر اقا، بعد اینو استوري میکنن، بعد استوري رر دوباره پست میکنن. این دو تا ایران
استعاره انگار براش زیاد مهم نیست.درک نمی کنه وقتی می گم استوريمو ببین، خود استوري مهم نیست. مهم چیز دیگس. یا وقتی لایکشو می خوام، تا حالا به این گیر نداده ولی خداوکیلی فالورام همه از دم آدم حسابی! از نظر جایگاه اجتماعی همه بالا. همه نجیب. همه حلال خور همه صفتای خوب که لایکا همه با ارزش.چرا از این لایک می خوام؟بعضی چیزا رو از توضیحش ناامید می شم.
لبریز از حرف که نه، لبریز از بروز احساساتم. دوست دارم حس های درونی ام را که شاید خیلی هم عمیق نباشد را با جملات یا شعر های جگرسوز با دیگران به اشتراک بگذارم. اگر کانال تلگرامم شلوغ تر بود یا نه همین کانال بود اما تلگرام را پاک نکرده بودم. یا اینستاگرام و را پاک نکرده بودم الان توی یکی دو تا از آن تریبون های غم، مثلا می‌نوشتم: "یاد عبور ماه از آن کافه ها به خیر/ از یاد رفت قصه‌ی ما، یاد ما به خیر" یا چه میدانم آهنگی را استوري می‌کردم که می‌خواند
استوري های اینستاگرام رو بعد از جلسه م با آ نگاه میکنم
آخر جلسه بر خلاف میلم منو برد سمت چیزهایی که سابقا با نام علاقه ازشون یاد میکردم. گفتم آ من حس میکنم دیگه هیچ چیزی تو دنیا نیست که بهش علاقه داشته باشم حس میکنم که دیگه هیچی نمیخوام
حس میکنم مسیر روبرو رو باید برم و هیچی دیگه قرار نیس منو خوشحال کنه
میپرسم میشه آدم چیزیو دوست نداشته باشه؟ میگه نمیدونم به نظرت میشه؟!
میگم البته هنوز وقتی تبلیغ کارگاه بازیگری تئاتر میبینم ته دلم یه چیزی وول
 کلی باهام حرف زده استوري بوس و غیره.
یعنی من عاشق مامان دوستمم ترم پیش هم دانشگاه بودیم هر از گاهی بهم زنگ میزد از دوستم امار میگرفت (امار مثبت)
مثلا یه بار دوستم مسموم شد رفتیم بیمارستان سرم و غیره مامانش که بعدا
فهمید کلی نگران شده بود.دوستمم هر چی میگفت خوبه باورش نمیشد.
زنگ
زد به من گفت چی شده منم گفتم خیالتون راحت حالش خوبه.یکم تو غذا
خوردن لوسه بعضی چیزا را میخوره بعضی چیزا را نه.با این وجود کلی روش کار
کردم تا بهتر شده.
مامانش
 
.: خیلی عکس نگرفتم ولی این بهترینشونه که مستقیم از استوري اینستا منتقل کردم!
.:. امشب توی بین الحرمین، دعاهای همه تون رو از توی گوشی خوندم و چند تا نماز به نیابت از شماها خوندم. جاتون خیلی خالیه.
.:.:  عجیب ترین مختصات دنیاست.
00:00
چند شب پیش داشتم اپیزود ۳۹ دیالوگ باکس رو گوش می کردم. خوابم برد. خواب دیدم زهرا اومده خونمون و من براش این اپیزود رو گذاشتم. خوابمون برد و ۱۲ شب بیدار شدیم.
زهرا گفت الان چجوری بخوابیم؟
گفتم باز دیالوگ باکس گوش میدیم. از شدت آرامشی که میده خوابمون میبره :))
تو خواب دیالوگ باکس ^___^
________
پریشب یه خوابی دیدم پر از آدم هایی که سال تا سال نمی بینمشون.
________
دیشب خواب عارفه رو دیدم. عارفه کیه؟ قبلا تو اینستاگرام فالوش میکردم و اصلا پست و استوري هاش رو ه
۴ سال‌ش است. داداییِ کوچک‌ترِ همان پسرک 18 کیلو و 300 گرمیِ شش مطلب قبل. این یکی 13 کیلو و 700 گرم است. بله! خیلی ریزه‌میزه است! از دادایی‌اش بیش‌تر لج‌بازی می‌کند و کم‌تر حرف می‌زند. تن به بوسه نمی‌دهد و اگر حس کند چنین قصدی داری، مثل ماهی از بین دستان‌ت می‌گریزد.
آن‌روزهایی که آمده‌بودند خانه‌مان، زاینده‌رود آب نداشت. همین شد که اصلن دوروبر آبِ نیسته و پل‌های رویش پیدایمان نشد. هفته‌ی بعدش که دیگر رفته‌بودند و مقامِ مهمانیت‌مان (!) را ب
از جنگل ک اومدیم اونقدخسته بودیم ک تا ظهر خوابیدیم و مامان ناهار بادمجان خورش درست کرد رفتم تواینستا دیدم خاله استوري گذاشته ک تولد پدربزرگمه ب مامان گفتم و تعجب کرد یادش رفته بود بعد ب دایی زنگ زد و برنامه ریختیم ک شب بریم خونه پدربزرگ وایزش کنیم کیک و میوه واجیل وخرت و پرت خریدیم ک بریم منم رفتم ی دوش گرفتم و حاظر شدیم ک دایی بیاد و بریم ابجی قبل اینک دایی شون بیان با .بابا رفت تا توی شهر دیدم دوتا پلاک و زنجیر خریده اسم انگلیسی خودم و
خیلی وقته ننوشتم!
* امروز وقتی داشتم‌ همینطور استوی‌های فالویینگام رو می‌دیدم، تو یه استوري پرسیده بود که دوست داشتین چه شغلی داشته باشین و چه کاری انجام بدین؟ بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادیش و پولشو غیره
* خب من اولین چیزی که به ذهنم اومد، نویسندگی بود! و یادم اومد که چقد وقته که زیاد ننوشتم!
* دلم نوشتن دوباره رو خواست و اولین جایی که تو ذهنم برای نوشتن پیدا کردم اینجا بود:)
چقدر قبلا راحت و بدون دغدغه و پر از شور و شوق تو وبلاگم مینوشتم ت
هر سال همین تکرار هرسال همین تکرار هر سال خودمونو گول میزنیم که سال نو و فلان و اینا واقعیت اینه همه این چیزی نیست جز مشتی خزعبلات که ما برا خودمون ساختیم . ما همه اش برای خودمون چارچوب ساختیم . هیچ چیزی جذاب نیست حتی لحظه مزخرف تحویل سال یعنی چه آخه ؟؟ سال رو تحویل میدیم خودمون اصن تغییری میکنیم ؟؟؟ یه نگاه به این جامعه تخمی بندازیم . همه ما مصرفی شدیم همه امون از عرف پیروی میکنیم نیازی نیست به جامعه نگاه بندازیم همین استوري های مسخره اینس
بی مقدمه می گویم، اگر می دانستم کار پروژه ای که دکتر فیروزی می گفت پیاده کردن دو ساعت و نیم وویس جلسه است و فعلا دو ساعتش 22 صفحه آچهار شده، واقعا قبول نمی کردم. این روز ها که تقریبا می توان گفت کمی شلوغ است. این روز ها مدام به این فکر می کنم که پختگی این است که روایط خانواگی، روابط عاطفی، مشکلات و مسائل اصلا نباید در استوري ها و پست ها و عکس های پروفایل نفوذ کنند که اگر اینطور باشد، انگار چیزی کم است. حانیه چند وقت پیش یک استوري گذاشته بود با این
استوري گذاشتم "فقط تماشای تو" با عکس یخ در بهشتی که توش دوتا نی بود و پشت زمینه کوله اش با درختای ولیعصر.نیلو پرسید واقعا منظورت اونه؟ گفتم اوهوم.
یکم ساکت موند. گفت فکرشو نمیکردم.
.
.
گف دیشب که داشتم باهات چت میکردم فلانی دید و گف که تو آدم خاصی هستی، منم تایید کردم.
هیچی نگفتم
پرسید الان چه حسی داری؟
گفتم از فلانی بدم میاد.
.
.
داشت پشت تلفن با یکی راجبه تاثیر نمیدونم چی رو فلسفه ی نمیدونم چی حرف میزد
داشتم فکر میکردم چه جوریه که انقدر انقدر انقد
ابتدا سند خودتان را تنظیم کنید. یک سند جدید با ابعاد 1080 در 1920 پیکسل باز کنید، که سایز عالی برای اینستاگرام می باشد. 
حالا تصمیم بگیرید که میخواهید از چه رنگ یا گرافیکی در زمینه کاور استفاده کنید. برای یک نتیجه ساده، خیلی راحت یک لایه جدید را با هر رنگی با استفاده از ابزار Paint Bucket (کلید G) پر کنید.
اما برای جریان کار خلاقانه تر، من از یکی از این زمینه های گرادینت زیبا از وبسایت Envato Elements استفاده میکنم. زمینه را در یک لایه جدید کپی و پیست کن
اینکه ندونی دنبال چی هستی و چی میخوای حقیقتا خیلی ترسناکه،شازده کوچولو رو خیلی وقت پیش چندبار خونده بودم و بلاخره فرصت اینکه ببینمش پیدا شد،نشستم پای انیمیشن.اون تیکه ای که خلبان رو بردن بیمارستان،با دیدن استوري های اینستاگرام ف.ح و اسکرین شات چتش با فلانی همزمان شد.دلم یهو ریخت و چیزی که از چشام میومد پایین شبیه اشک بود ولی میشست و میبرد و پهن میکرد اندوه جدید رو.
اونقده مثال جورواجور زدم واسه ی خودم تا راحت تر فراموشت کنم،فراموش کردن تو ی
چقدر دلم میخواد حرف بزنم چقدر دلم میخواد بشینم تا صبح بنویسم و درد و دل کنم‌. ولی نمیدونم چجوری سر حرف دلم باز کنم. امشب یک چییزی فهمیدم که با بولد کردن خوبیای طرف اونو خواه و ناخواه مجبور میکنین و بهش انرژی میدین که خودش هی بهتر و بهتر کنه. با توجه و محبت.
داشتم با یه دوستی حرف میزدم بهش گفتم همه ما بدیای خودمون داریم حالا شما بدیای من برات اهمیت نداره ولی یکیم هس که اونقدر این بدیای من براش غیرقابل تحمل که حالش ازم بهم میخوره! ینی همه جور ادمی
این رو گذاشتم استوري اینستا؛ اما فکر می‌کنم کسایی که نوشتن بخشی از زندگی‌شون شده بهتر بتونن جواب بدن. لطف می‌کنید نظرتون رو بگید؟
پی‌نوشت: منظور من صرفا برای یه نویسنده نیست؛ اما یکی از دوستام حرف جالبی زد: ننوشتن برای نویسنده مرگه؛ بد نوشتن ننگ.
از آدم دودوزه و دروغ گو و موذی انقدررر بدم میااااد -___- یه دوستی دارم از دبیرستان باهم بودیم بعد اونسال که کنکور دادیم من رفتم دانشگاه اون موند پشت کنکور گفت من میخوام پزشکی قبول شم هی همینجور موند پشت کنکور  هی بهش میگفتم مهی بیا بریم بیرون یه هوایی به مخت بخوره میگفت مامانم نمیزاره :/ مامانم میگفت از دانشگاه زیاد براش نگو حسودی میکنه حسرت میکشه خدایی هم سال اول دوم مامانش نمیزاشت بیاد با ما بیرون بعد یه مدت گفت مامانم گوشیمو گرفت گفتم عجب آ
منصور ضابطیان استوري گذاشته از مراسم فارغ التحصیلی دانشجوهای پزشکی دانشگاه تهران
بعد دارم مقایسه میکنم با سالها پیش و مراسم فارغ التحصیلی مزخرف و به درد نخور خودمون که من هیچ برنامه ای واسه رفتن نداشتم از بسکه متنفر بودم از اون دانشکده و آدماش فقط پولمو داده بودم که بچه ها تندیسمو بهم بدن مثلا یادگاری که خسته و کوفته از باشگاه اومدم خونه و مامانم به زور فرستادم برم. از سر تا ته هزینه پذیرایی و مجری و تندیس و فلان رو که خودمون دادیم یه کمدین
سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابیم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اینا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک
 اگر استراتژی و تدبیر شما برای اینستاگرام یک دوی ماراتون آرام و یکنواخت میباشد باید بدانید کمپین‌ها مانند دوی پر سرعت میباشد. آنها انرژی بیشتری در بازه ی زمانی کوتاه تر مصرف می کنند و نتایج و دور اندیشی آنها سریع تر ثمر میدهد.
 
انواع کمپین در اینستاگرام
۱- کمپین های اطلاع رسانی: در حین اطلاع رسانی و آگاهی باید برای افزایش دیده شدن کمپانی و محصولات و سرویس‌هایتان به شدت تلاش کنید.
2- کمپین انگیزشی: ایجاد کردن و ساخت فعالیت‌های ارزشمند در کم
خانم باربارا بیتز ۱۲۲۷ صفحه‌ کتاب نوشته با عنوان " معاینات بالینی و روش گرفتن شرح‌حال" که وقتی بخوانی اش _ تازه اگر کامل بخوانی _ یاد میگیری که چه طور از روی ظاهر مریض به مشکل درونی‌اش پی ببری. البته صرفا "یاد میگیری" و اینکه "بتوانی" هم خودش یک پروسه‌ی طولانی چند ساله‌ی سر و کله زدن با بیمارها را می‌خواهد. آن وقت ما ، انتظار داریم همه‌ی آدم‌های اطرافمان_بدون اینکه کتابی در مورد چگونگی شناخت ما خوانده باشند!_ از روی چهره‌مان بفهمند که دردما
بله اینم از امشبمون:-)
با مامانم اینا دعوام شد سر اردو ی هسل خب من معرفی کردم این گروهو ب فاطمه حالا انصافه اون بره من نرم؟؟؟ ایشالا ک سفرش ب خوبیو خوشی با دل خوش بره و برگرده ولی این رسمش نی
چرا من نمیرم؟چون من یه مامان بابای نگران دارم ک امنیتو برام فقط تو خونه میبینن :-|   و در امتداد این تفکر زندگی منو گوه برمیداره دلتون نخاد 
آآآآآههههههه فاطمه ای ک بدن این پستو میبینی امیدوارم یه روزی شاهد این پست باشی ک داره از جزایر قناری یا ته تهش دگ پار
امام حسن مهربان سلام
این نوشته ایست از علی اصغر که چندین سده بعد از شما به این دنیا رسیده
چند شب پیش سالروز تولد شما بود. همین
میخواهم در مورد همین "همین" بنویسم
جرقه ی این حرفها وقتی زده شد که یک توئییت خواندم، که میگفت کسی سال گذشته در روز میلاد شما از بی عائلگی دلگیر بوده و دوستش به او میگوید که بیاید و از شما بخواهد تا شما از خدا برایش بخواهید و حالا امسال همسری دارد و فرزندی در راه.
چی شد دقیقن که از زندگی من کمرنگ شدید؟ چی شد که اهل توسل نی
هر وقت می‌خواهم سبزی پاک کنم، سبزی‌ها را سر و ته جلویم می‌گذارد. البته به نظر من سر و ته است، از نظر او درستش این است. اصلا سر و ته بیشتر چیزها، از نظر من متفاوت است؛ مثلا آن مکان از بادمجان که از نظر من سر است، از نظر دیگران دم است؛ البته همانطور که گفتم این موضوع فقط شامل بادمجان نمی‌شود، الان که در حین نوشتن این متن فکر می‌کنم، می‌توانم بگویم این موضوع، در مورد تمام میوه‌ها، مرکبات، سبزی‌جات، صیفی‌جات و خیلی جات‌های دیگر که شاید الان
نزدیک دو ساعت بلکه بیشتره که حرف زدیم . حرف زد از ناراحتی هاش . از همه چی ! دل و زدم به دریا و ازش پرسیدم هنوز هم باهاش ارتباطی داری ؟! منتظر نه بودم اما گفت اره هر از گاهی سلام احوال پرسی داریم . بهش گفتم پس نرفته ! گفت چرا رفته . خیلی وقته که رفته . بهش میگم این سبد گل های خشک شده توی این اتاق . اون تلفن هایی که میگی هر از گاهی هست . این میشه بودن !گفت بودن ؟نه !نه!گفتم پس میشه نصفه نیمه رفتن . نصفه نیمه رفتن هم به درد لای جرز دیوار میخوره !ا
گوگل بعد از چندین‌ماه به اولتیماتوم‌هایی که می‌داد جامه‌ی عمل پوشاند و گوگل‌پلاس» را از دسترس کاربرانش خارج کرد، اینستاگرام و فضای رنگارنگش هم که از همان ابتدا برای آدم‌هایی مثل من که در نوشتن بسی حرّاف‌اند، ساخته نشده بود و این روزها صرفاً در حد همان استوري‌گذاشتن‌های هر چند هفته یا هر چند ماه یک‌بار رفع نیاز می‌کند، با نوشتن روی کاغذ هم که چند سالی هست میانه‌ای ندارم. پس چه باید بکند این آدم پر از حرف که حالا دارد به یک سکوت بزرگ
سلام :)
1. امروز رفتم یه جایی. با تپ سی. بعد دلم میخواست تو راه به راننده تپ سی کرانچی تو کیفمو بدم خوشحال بشه :( اخه خیلی عصبانی و ناراحت بود :( بعد روم نشد با خودم گفتم اگه بهش خوراکی بدم بدتر ناراحت میشه. الان دارم غصه میخورم کاش بهش کرانچی میدادم به درک اگه داد میزد سرم :(
2. میدونم هم تو اینستا گفتم هم تل ولی یه دوست پیدا کردم یه هاپوی پشمکی :) برا اولین بار از حیوونی نترسیدم و بغلش کردم و نازش کردم. ملی هم باهام دوست شد. دلم براش تنگ میشه. دماغ دک
داشتیم از دردسرهایی که وبلاگ نویسی برامون ایجاد کرده بود کامنت میذاشتیم براش، انتظار داشتم بیاد مثل همه بگه آقا چیکار داری کی چی میگه، تو وبلاگتو بنویس، اونقد بنویس تا چشش درآد، اما خیلی راحت گفت توصیه میکنم کلا ننویسی! حتی تاکید کرد به این قضیه فک کنم. فک کردم دیدم خیلی هم حرف بدی نیست! اینکه من چیکار کردم و چیکار میخوام بکنم مگه برا کسی مهمه؟! یه جورایی اینکار شبیه همون استوري گذاشتن های اینستا میمونه!
اصلا دنیای وبلاگ یه جورایی مثل همون
۱.خب دوباره رفتم تو سایت و دیدم و متوجه شدم که الف نشدمخب بازم خدا رو شکر به جز شما به کس دیگه ای نگفته بودم خخخخخدا لعنت کنه کسیو که سیستم گلستان رو راه اندازی کرد -_-مزخرف تر ازین سیستم نداریم واقعا!!به هر حال یکمی پوکر شدم چون این ترم به معنای واقعی کلمه خودمو پا.ره کردم(با عرض عذرخواهی)و درس خوندم. اگه پاتولوژی عوضی یکم زحمت میداد به خودش و اون سه برگه ای که واسش جواب نوشته بودمو میخوند یکمی نمره ام بیشتر میشد و.هعی ولش بابا آخرش که همه یه مد
اما آن‌ها دروغ‌گو هستند، و می‌دانند که دروغ‌گو هستند، و
می‌دانند که می‌دانیم که دروغ‌گو هستند و با این وجود با صدای بلند دروغ می‌گویند
نِژ داره می‌خونه و چیزی نمونده بزنم زیر گریه. هنوز از
مطلب قبل‌م بیست‌و‌چهارساعت نمی‌گذره. دوزِ ورزش و مطالعه‌م رو بالاتر بردم، از
تخت ت نخوردم و همه‌ی این‌ها از وخامت اوضاع خبر می‌ده. انگار یه حقیقتِ پنهان
بوده که جا انداختم‌شو این اتفاقات باعث‌شدن صاف بخوره توی صورت‌م. همه‌چیز و همه‌کس
ت
1-1- یک دنیا سپاس بابت تبریکهای قشنگتان در پست تولدم. ان شالله تولدتان جبران کنم! =)
2-1- دلم می خواست آن خبر خوب را، که در لیست آرزوهای خیلی شدیدم، رتبه ی 2 را دارد (یعنی فقط یک چیز هست که بیشتر از آن می خواهمش!) روز تولدم بشنوم. اما اتفاقی که افتاد این بود که یک روز قبل از تولدم فهمیدم همه حساب و کتابهایم غلط از آب در آمده و آن خبر، به صورت یک خبر بد به من رسید! چیزی که می خواستم به سرانجام نرسیده بود. خیلی سعی کردم محکم باشم و اصلا خودم را نبازم. در جوا
۱. سوم راهنمایی که بودم رفتم کانون زبان. اون زمان اکثر دوستام کلاس‌های موسسه‌های دیگه رو شرکت می‌کردن. من هم روزی که وارد کانون شدم خیلی زبانم قوی نبود ولی با این وجود توی آزمون تعیین سطح pre1 قبول شدم. pre1 جزء سطح بزرگسالان محسوب می‌شه. توی اون کلاس فقط من دانش‌آموز بودم! یکی پرستار بود، یکی استاد دانشگاه و… بین این همه فاطمه پارتنر من شد. فاطمه دانشجوی سال دوم مهندسی پتروشیمی تهران بود. اون ترم تابستون بود و اومده بود شهر خودش. خواهر فاطمه ه
هیچ وقت نمی‌تونم تشخیص بدم کدوم صدا برای کدوم پرنده‌س، به غیر از کلاغ که البته الان دیگه صداشون رو خیلی کم می‌شنوم؛ فکر کنم خیلی‌هاشون از این خراب‌شده رفته باشن. می‌گن توی شهر ما زندگی کردن برای کلاغ‌ها سخت شده. با خودم گفتم ای کاش به جای این همه پروانه یه دسته کلاغ میومدن این جا؛ ای کاش به جای این که برن از این شهر، می‌موندن و عین مزرعه حیوانات متحد می‌شدن و حقشون رو از ما آدما می‌گرفتن؛ حتمن باید مثل پشه‌ها یه آزاری بهمون برسونن تا به
دانلود آخرین نسخه اندروید اینستاگرام Instagram 84.0.0.0.14

شرح برنامه :
اینستاگرام یک شبکه اجتماعی
برای به اشتراک گذاشتن عکس ، فیلم و تماس های زنده تصویری ( لایو ) و به
عبارتی یک روش ساده برای ضبط و به اشتراک گذاری لحظات جهان است. دوستان و
خانواده خود را در اینستاگرام دنبال کنید تا ببینید چه اتفاقی می افتد و از
اکانت های سایرین در سراسر جهان آن چیزهایی را که شما دوست دارید و به
اشتراک می گذاشته اند را کشف کنید.
با پیوستن به
جامعه اینستاگرام با بیش از
عکس بالا همچینی یه ماجرایی داره که اول نداشت؛ این بیت از ترانۀ فی عیونک الیسا رو خیلی دوست داشتم و گفتم بذار یه بار تو واتس‌اپ استاتوس بذارمش. یه چند نفری اومدن و دیدن و فقط یه نفر پرسید اینی که نوشتی یعنی چی؟ 
بعد گفتم خب بذار استوري اینستا بذارمش که محدودیتم کمتره و بیننده‌اش بیشتر. باز تعداد بالاتری دیدن، اما فقط یه نفر معنی‌اش رو پرسید. 
فکرم مشغول شد. تقریباً مطمئنم از حدوداً 70 نفری که این عکس رو دیدن فقط یه نفر تونسته بخوندش و معنی‌اش
از اول هفته است که خودم دانشگاه را تعطیل کردم. هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده است. یک روز صبح تا ظهر را برای از بچه های پیش دبستانی که در حال بازی کردن بودند فیلم برداری کردم. این شغل من نیست، من بیشتر شبیه یه بازیکن ذخیره هستم که در مواقع لازم تعویض می شود و به میدان میرود. تجربه منحصر به فردی بود، این که یکدفعه میان چندین نفر که اکثر آن ها جنس مخالف اند، قرار بگیری و هیچ کدام از  انها را نمیشناسی و باید حداقل ارتباطی با آن ها برقرار کنی.
از اونجای که م
در حالی می‌نویسم که ذهنم پر از درد است. اگر خدا پشت انقلاب نبود هزار باره نابود شده بودیم.
پس از رصد صفحات انقلابی ایسنتاگرام طی این چند روز دردی به دردهایم افزوده شد که بی نظیر است. سرم را روی بالشت میگذارم و چشم‌هایم انتظار خواب می‌کشد ولی گویا یک نفر دارد از داخل اتاق جمجمه‌ام به دیواره‌های سرم مشت می‌کوبد.
یکی از روش‌های عملیات روانی "دفاع بد" نام دارد؛ ما مذهبی‌ها کاملا قربتا الی الله و بدون خودآگاهی داریم با همین شیوه به خودمان ضربه
وارد قطار شدم، پاهایم بسیار دردناک بود، خیلی راه رفته بودم، علاوه بر آن، کفش‌های تازه‌ام پشت پایم را آزرده بود و تاول کوچکی ایجاد کرده بود و خودش هم سبب باز شدن و به‌تبع، سوک شدنش شده بود. مثل اکثر اوقات، صندلی‌ای برای نشستن ندیدم، قطار خلوت بود، دردِ پایم مجبورم کرد که فکر کنم حالا که خلوت است، کمی بی‌فرهنگی شاید اشکالی نداشته‌باشد. خرده فرهنگم با خرده دردم در حال جدال بودند که سرانجام دومی پیروز شد و کف قطار نشستم. زانوهایم را بغل ک
رِی: همین الان یه جایی توی لندن، یه درخت کریسمس هست که زیرش چند تا هدیه هست که هرگز باز نمی‌شن؛ اگه از این ماجرا زنده بیرون اومدم می‌رم اون خونه رو پیدا می‌کنم، از مادری که توی اون خونه‌س عذرخواهی می‌کنم [که پسرش رو کشتم] و هر مجازاتی که برام انتخاب کنن رو قبول می‌کنم: زندان. اعدام. مهم نیست؛ چون حداقل اگه زندان باشی یا اگه مرده باشی، توی بروژِ لعنتی نیستی. لعنتی. شاید جهنم همینه که مجبور باشی تا ابد توی این بروژِ لعنتی بمونی 
در بروژ
بعضی وقتها بعضی کارها شاید خیلی ساده و ابتدایی به نظر بیاد. اما کار راه اندازه. حالا همین کاره خیلی مفید نیست. اگر نشه کسی جونش یا مال و موقعیتش به خطر نمیافته! اما اگر انجام بشه، ممکنه یه نفر رو خوشحال کنه"خوشحال شدن آدمها" برام مهم شده. و انجام دادنش سخت شده برام.نمیدونم چون مهم شده سخت شده یا چون سخت شده اهمیت پیدا کرده؟قبلا اگر میتونستم باعث خوشحالی کسی بشم دریغ نمیکردم. برام راحت بود این کار یه دختر شلوغ پلوغ که حواسش به همه بود.اما از وقت
سلام
خو همیشه ک نباید بگم یاد داشت چندمه تاریخ داره دیگه هروخ خاسم بخونم میفهمم دیگه اول از همه از اون روزی بگم ک با بچها رفتیم بیرون صبونه بخوریم و خیلی خوش گذشت الان بخام ب صورت مرور بگم میشه اول از همه منو الهه تو مترو بد شبنم دنبال خروجی بد زنگ ب ساجده هنو نیومده خاب ساجده پیاده روی تاکسی گرفتن ک مرتیکه بیشور ده تومن گرف ما ک راضی نبودیم بد پارک ملت بد دنبال جا بودن بد تنها گذاشتن الهه بد متوجه شدن نداشتن نان بد خبر ب ساجده ک اون بگیر بد با ش
   
  
یک ماهی میشه چیزی ننوشتم.
و ننوشتن میتونه دو تا علت داشته باشه: یا اینکه چیزی برای نوشتن نداشته باشی و یا اینکه چیزایی که میخواستی بنویسی زیاد بودن و نمیدونی چی بنویسی.
این ننوشتن یک ماهه منم دلیلش مورد دوم بوده در واقع.
هی میگفتم امروز برم اینو بنویسم و یا اینقد خسته بودم و بی حال که نشده یا اینکه کلا فراموش کردم.
ماه رمضون بود و بیشترین مشکل بحث خواب بود. برای سحری خوردن که بیدار میشدم تا میمومدم دوباره بخوابم باید بیدار میشدم که برم سر
تیر عجیب و غریب بود واسه‌م؛ هزارتا تجربه جدید داشتم که می‌تونم برچسب اولین» روشون بزنم. در موردشون به کسی نمی‌گم، فراموششون نمی‌کنم، عکسی در موردشون منتشر نمی‌کنم، برای این‌که تا ابد فقط مال خودم بمونن و وقتی دور و برم کسی نیست برم یواشکی اون عکس تقاطع فردوسی و خمینی رو نگاه کنم و الماس بالای سرم مثل سیمزها سبز شه. می‌دونی، یه جایی داشتیم از بالای کوه برمی‌گشتیم، یه قدم مونده بود غروب شه، ولی پشت سرمون ماه کامل بود و ما با هر پیچی که دو
عنوان نوشتهبازدید امروزبازدید کل


حذف پستم و عدم پاسخگویی ویرگول!
زمان انتشار : ۱۶ تیر ۱۳۹۸
تعداد لایک : ۲
تعداد کامنت : ۲

۰
۴۳

استارتاپ ایرانی VS استارتاپ خارجی :)
زمان انتشار : ۱۶ تیر ۱۳۹۸
تعداد لایک : ۸
تعداد کامنت : ۱

۲
۹۹

آموزش بازاریابی اینترنتی ( 6 تکنیک ساده و کاربردی)
زمان انتشار : ۱۵ تیر ۱۳۹۸
تعداد لایک : ۴
تعداد کامنت : ۰

۰
۳۰

آموزش کسب درآمد از یوتیوب رایگان 【در ایران】
زمان انتشار : ۱۵ تیر ۱۳۹۸
تعداد لا
 
روزهای یکشنبه رو هیچوقت دوست نداشتم دلیل خاصی هم بابت این قضیه ندارم به گمانم سختترین روزهای هفته هست اما خب روزهای یکشنبه رو باید جوری بگذرونم که تلخیش روحس نکنم،ازصبح که چشمم به دنیابازشدوخدابازهم فرصت زندگی کردن روبهم هدیه داد،نمازم روخوندم وناگهانی یاد گذشته هاافتادم یاددوستان ودبیران دوران دبستان وراهنمایی ودبیرستان افتادم خیلی عجیب بود اسم وفامیل یه سریاشون رو یادم نبود،یادحرف مامان افتادم که هربارکه میگفت اسم دوستام ودبیرا
ثبت نام در اینستاگرام یکی از راحت‌ترین عضویت‌های موجود در اپلیکیشن‌های اجتماعی است. در همان ورود اول، از شما خواسته می‌شود که اطلاعات اکانت خود را برای ورود به اکانت وارد کنید. اگر این اولین مراجعه‌ی شما است، می‌توانید با لمس گزینه‌ی Sign Up و سپس Signup with email or phone number وارد صفحه‌ی ساخت اکانت شوید تا با وارد کردن ایمیل یا شماره تلفن خود، در برنامه ثبت نام کنید. اگر از روش ایمیل استفاده کنیدT می‌توانید بدون تأیید لینک فعال‌سا
#پارت27((امیر))قطع کرد ولی بلافاصله یه چیزی تغییر کرد نمیدونم چی ؟ به زور رهام دو لقمه غذا خوردم و برگشتم خونه از رهام تشکر کردم یه تشکر پر از متلک و کنایه و شوخی شاید واسه خنده یه ذره دیر بود ولی این سد مسخره این زیپه رو لبام که نمیزاشت بخندم و امروز درستش کردم با هم بودیم استراحت کردیم ساعت 6 بود که باهم راه افتادیم ضبط تموم شد یه موزیک جدید اماده کردیم در کمال بی میلی یه استوري از خودم گرفتمتظاهر کردم خوشحالم و حالم بهتره  چون دیگه
ثبت نام در اینستاگرام یکی از راحت‌ترین عضویت‌های موجود در اپلیکیشن‌های اجتماعی است. در همان ورود اول، از شما خواسته می‌شود که اطلاعات اکانت خود را برای ورود به اکانت وارد کنید. اگر این اولین مراجعه‌ی شما است، می‌توانید با لمس گزینه‌ی Sign Up و سپس Signup with email or phone number وارد صفحه‌ی ساخت اکانت شوید تا با وارد کردن ایمیل یا شماره تلفن خود، در برنامه ثبت نام کنید. اگر از روش ایمیل استفاده کنیدT می‌توانید بدون تأیید لینک فعال‌سا
ثبت نام در اینستاگرام یکی از راحت‌ترین عضویت‌های موجود در اپلیکیشن‌های اجتماعی است. در همان ورود اول، از شما خواسته می‌شود که اطلاعات اکانت خود را برای ورود به اکانت وارد کنید. اگر این اولین مراجعه‌ی شما است، می‌توانید با لمس گزینه‌ی Sign Up و سپس Signup with email or phone number وارد صفحه‌ی ساخت اکانت شوید تا با وارد کردن ایمیل یا شماره تلفن خود، در برنامه ثبت نام کنید. اگر از روش ایمیل استفاده کنیدT می‌توانید بدون تأیید لینک فعال‌سا
ثبت نام در اینستاگرام یکی از راحت‌ترین عضویت‌های موجود در اپلیکیشن‌های اجتماعی است. در همان ورود اول، از شما خواسته می‌شود که اطلاعات اکانت خود را برای ورود به اکانت وارد کنید. اگر این اولین مراجعه‌ی شما است، می‌توانید با لمس گزینه‌ی Sign Up و سپس Signup with email or phone number وارد صفحه‌ی ساخت اکانت شوید تا با وارد کردن ایمیل یا شماره تلفن خود، در برنامه ثبت نام کنید. اگر از روش ایمیل استفاده کنیدT می‌توانید بدون تأیید لینک فعال‌سا
لیندا خوشگله عاشقتم عروسک
ایولrezavsoghiقشنگهamirhossein.s54لعنتmohamad_abbasi_4❤❤❤❤❤mahmoodrezaee.68یعنی چی؟؟؟shaah_inلعنت به حالی که دلتنگشیlindakiani_nafasamقربونت برم منsalary6777@lindakiani4 inja kojastahmad_ghasemian_73لیندا خوشگله عاشقتم عروسک ❤❤❤❤❤❤❤❤❤moradzadehoseinدرود بر مهربانو کیانیmeysam_shojaaههplaanakhar@lindakiani4 جانمr.s.sina84برفه؟!alirezaee087عشقی لینداsadaf__khosraviبه به ، چه بارررررونی hossien.gh53عریزمممممjabjabiiلعنت .farshid_nematiدلواپس کی شیطونtmmmrmfdymohammadrezaharampanahiسلام صبحتون زیبا وپرنشاطhamid_moghimi1992❤❤❤❤❤❤
در سالهای اخیر برخی از کشور های حاشیه خلیج فارس خصوصا عربستان ، تجهیزات و تسلیحات نظامی بسیاری را از آمریکا خریداری کرده و حتی ترامپ شخصا به عربستان آمد و گاو شیرده خود را دوشید.
 هدف اصلی صهیونیسم جهانی از تجهیز عربستان ایجاد جنگ نیابتی با ایران از طریق تحریک  عربستان است و می خواهند ایران را با عربستان درگیر جنگ کنند و بیله خودشان در امان بمانند و خصوصا رژیم صهیونیسیتی را از خطر نابودی توسط ایران نجات دهند علاوه بر آن پایگاه های موشک
رومه جام‌جم نوشت: موبایلش را می‌گیرد جلوی صورتم؛ عکسی از یک قبرستان می‌بینم! دست از کار می‌کشم و دنبال حرفی، نکته‌ای، چیزی در تصویر قبرستان می‌گردم. چیزی یادم می‌آید و بلافاصله برای روح پدر تازه در گذشته‌اش آرزوی آرامش می‌کنم، اما هنوز متعجبم! توضیح می‌دهد که بهترین سنگ قبر را خریده‌اند و سنگ قبر پدرشان را که در عکس می‌بینم با آنهایی که در پس زمینه هستند، خیلی فرق دارد؛ جنسش درجه یک است و گران‌ترین سنگ قبر موجود در بازار. شما بودی
از ظهر سایت سنجش رو باز گذاشته بودم و هی رفرش میکردم، یکی از دوستام تو تل پیام فرستاده بود و رفتم ببینم چیه ک همون لحظه تو ی کانال هم پیام اومد نتایج اعلام شد:/ قلبم وایساد:/رفتم تو سایت اعلام نتایج جست و جو و .خشکم زد این اصلا اون چیزی نبود ک باید باشهخلاصه اش کنم اونقدر فاجعه اس ک فقط هنگ کردم.زنگ زدم ب مامانم و فقط تونستم بگم نتایج اومده و دیگه هیچی انگار قدرت تکلم ندارم.زنگ زدم ب دوستم و فقط گریه کردم گریه کردم گریه کردم و گریه کردم و گریه کر
به نام کسی که میداند اخر قصه جریان چی چیست!
تیر پارسال من این نوشته را در "معرفی خود" در یکی از انجمن های داستان نویسی، در پروفایلم نوشتم:
در حال حاضر که سال 97ایم ساعت 4 و 7 دقیقه بعد از ظهر ،یکم تیر.یک کنکوری نچندان خوشبخت 98
بعدش رفتم و درسم را خواندم. یادم است داشتم شیمی جامع را میخواندم. یادم است.
حدودا یک سال و 12 روز بعد این نوشته را به پروفایلم افزودم:
حدودا یک سال و 12 روز بعد از نوشته شدن عبارت چند خط بالاتر "کنکوری نچندان خوشبخت". امروز 13 تیر 98
قبل از اینکه سالِ پیش چارلی مسیر زندگیش رو انتخاب کنه، دوتا نقشه برای آینده‌ش داشت. پلنِ A، فیزیک بود. اما من یک نقشه‌ی جایگزینِ دیگه‌ هم داشتم؛ چیزِ دیگه‌ای هم بود که - تقریبا - به اندازه‌ی فیزیک دوستش داشتم. اگر که چارلی مجبور می‌شد بخاطر مخالفت‌ها یا تواناییِ کمش یا هر چیزِ دیگه‌ای بیخیالِ فیزیک بشه، قصد داشت که پلنِ Bش رو دنبال کنه.
پلنِ B، گرافیک کامپیوتری بود؛ یا کمی به‌خصوص‌تر، انیمیشن. اگر که پلنِ A در رویایی‌ترین حالتِ خودش به سِ
تقریبا ۱۲ سال از زمانی که استیو جابز به
روی صحنه آمد تا اولین نسل از آیفون را معرفی کند می‌گذرد. محصولی که سرآغازی بر
انقلاب گوشی‌های هوشمند بود و مفهوم نمایشگرهای تمام لمسی را به الگویی فراگیر
برای همه گوشی‌ها تبدیل کرد. تا پیش از این، نیمی از قسمت جلوی گوشی‌های هوشمند به
صفحه کلیدهای فیزیکی اختصاص داشت و نیم دیگر آن به نمایشگر دستگاه بود. اما آیفون
همه چیز را تغییر داد.

ادامه مطلب را دنبال کنید.

البته این
۱۲ سال مسیر پر فراز و نشیبی
را ب
پکیج ۳ در ۱ میلیونی!!
روزانه چند میلیون تومان درآمد کسب کن!
اثبات درآمد ها در دو ویدیو داخل متن
با تخفیف استثنایی ۵۰ درصدی تا آخر ماه
یک از جامعترین پکیج های درآمد میلیونی از اینترنت با چند روش بی نظیر
در این پکیج ۳ روش حرفه ای و مطمئن
درآمدزایی از اینترنت برای شما آورده شده و می توان گفت یکی از بی نظیرترین
پکیج های درآمد زایی از اینترنت می باشد.
درآمد شما از این روش ها متفاوت از
همدیگرست. روش اول روزانه از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان و روش دوم ا
پکیج ۳ در ۱ میلیونی!!
روزانه چند میلیون تومان درآمد کسب کن!
اثبات درآمد ها در دو ویدیو داخل متن
با تخفیف استثنایی ۵۰ درصدی تا آخر ماه
یک از جامعترین پکیج های درآمد میلیونی از اینترنت با چند روش بی نظیر
در این پکیج ۳ روش حرفه ای و مطمئن درآمدزایی از اینترنت برای شما آورده شده و می توان گفت یکی از بی نظیرترین پکیج های درآمد زایی از اینترنت می باشد.
درآمد شما از این روش ها متفاوت از همدیگرست. روش اول روزانه از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان و روش دوم از
پکیج ۳ در ۱ میلیونی!!
روزانه چند میلیون تومان درآمد کسب کن!
اثبات درآمد ها در دو ویدیو داخل متن
با تخفیف استثنایی ۵۰ درصدی تا آخر ماه
یک از جامعترین پکیج های درآمد میلیونی از اینترنت با چند روش بی نظیر
در این پکیج ۳ روش حرفه ای و مطمئن
درآمدزایی از اینترنت برای شما آورده شده و می توان گفت یکی از بی نظیرترین
پکیج های درآمد زایی از اینترنت می باشد.
درآمد شما از این روش ها متفاوت از
همدیگرست. روش اول روزانه از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان و روش دوم ا
پکیج ۳ در ۱ میلیونی!!
روزانه چند میلیون تومان درآمد کسب کن!
اثبات درآمد ها در دو ویدیو داخل متن
با تخفیف استثنایی ۵۰ درصدی تا آخر ماه
یک از جامعترین پکیج های درآمد میلیونی از اینترنت با چند روش بی نظیر
در این پکیج ۳ روش حرفه ای و مطمئن
درآمدزایی از اینترنت برای شما آورده شده و می توان گفت یکی از بی نظیرترین
پکیج های درآمد زایی از اینترنت می باشد.
درآمد شما از این روش ها متفاوت از
همدیگرست. روش اول روزانه از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان و روش دوم ا
پکیج ۳ در ۱ میلیونی!!
روزانه چند میلیون تومان درآمد کسب کن!
اثبات درآمد ها در دو ویدیو داخل متن
با تخفیف استثنایی ۵۰ درصدی تا آخر ماه
یک از جامعترین پکیج های درآمد میلیونی از اینترنت با چند روش بی نظیر
در این پکیج ۳ روش حرفه ای و مطمئن
درآمدزایی از اینترنت برای شما آورده شده و می توان گفت یکی از بی نظیرترین
پکیج های درآمد زایی از اینترنت می باشد.
درآمد شما از این روش ها متفاوت از
همدیگرست. روش اول روزانه از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان و روش دوم ا
پکیج ۳ در ۱ میلیونی!!
روزانه چند میلیون تومان درآمد کسب کن!
اثبات درآمد ها در دو ویدیو داخل متن
با تخفیف استثنایی ۵۰ درصدی تا آخر ماه
یک از جامعترین پکیج های درآمد میلیونی از اینترنت با چند روش بی نظیر
در این پکیج ۳ روش حرفه ای و مطمئن درآمدزایی از اینترنت برای شما آورده شده و می توان گفت یکی از بی نظیرترین پکیج های درآمد زایی از اینترنت می باشد.
درآمد شما از این روش ها متفاوت از همدیگرست. روش اول روزانه از ۱۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان و روش دوم از
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب