نتایج مطلب ها برای عبارت :

فیلم با زن داداش خوابیده اتفاقی

مامانم خیلى زن خوبیه ! 
از اون خوبا که بابام دوستْ داره و هى قربونش میره و هى دورش میگرده !
چند سال پیش یه روز داداش بزرگم اومد و گفت عاشق شده !
میگفت طرف دختره خیلى خوبیه !
از اونا که تو دانشگاه جزء نمره اول هاست !
از اونا که ته منطقن و میشه یه عمر زندگیو باهاشون ساخت !
از اونا که حرف نمیزنن هرجا،هر چیزیو نمیگن !
خلاصه اینکه خیلى دختر خوبیه !
وقتى اینا رو تعریف میکرد داداش کوچیکم اخماش تو هم بود!
وقتى ازش پرسیدم چته، با حرص گفت خب آخه چه جورى میشه عا
امروز خوب بود خودش آخر شب من راضی بودم ولی تماس تصویری خانوادگی با داداش و دیدنش بعد بیست روز بهترش کردولی آخرشب که بعد خیلی وقت مامان رو مثل قدیما بغل کردم و به نفساش گوش دادم خیلی بهتر شد.+بابا هم اومد داداش رو دید و باهاش احوال پرسی کرد و رفت اونطرف وایساد.چشاش دلتنگیشو داد میزد++امروز مث مزه آلبالو خوب و دوسداشتنی بود
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزدیک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وایسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز میشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وایساده
اینم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
مغازه رو تازه عوض کرده داداش .پیج مغازه حضرت برادر دست منه . یعنی کلا پیج رو من زدم . عکس گرفتن از جنسای مغازه هم کار منه و ادیت و پست کردنش . تا فروش اینترنتی .یجوری سرم رو گرم کرده ولی همچنان فاطمه حوصلش سر میره [گریه]هر شب یک ساعت بحث میکنیم ک مشتریایی ک از طریق پیج آشنا شدن کیان :) با من حساب کنه . ولی همچنان به من هیچی نمیده . با اینکه امشب اعتراف کرد نصف مشتریایی ک داره از پیجن این ته ته ( زبون خویش را گاز گرفته ) . فدا سرش . اینقدر همی
گاهی وقتا به خودم میگم خجالت نمیکشی بعد از رفتنش میخندی؟ شرمت نمیاد داری خوش میگذرونی؟»
نمیدونم. هیچی نمیدونم. 
من خجالت میکشم خوشحال باشم وقتی هنوز میبینم در خانواده م کسی از یاد داداش منفک نشده. 
من دلم میخواد خوشحال باشم که خانواده م بجای نبودن داداش دلشون به خنده های من خوش شه.
اما؛ نمیتونم. 
من نهایت 6 ساعت میتونم ممتد بگم و بخندم و در جمع باشم. امتحان کردم ک میگم. 
واقعا احساس می کنم بند بند وجودم از کش دادن این زندگی خسته س. 
خسته تر از
قدیما، همه چیز یه جور دیگه بوده!
اونهایی که میخواستن برن حج، اول میرفتن بدهکاریاشونو صاف میکردن، از همه حلالیت میطلبیدن، بعد با خیال راحت میرفتن حج.
الان انگار رسم و رسوم حج رفتن هم عوض شده!
زنگ زدم به مشتریمون، و این چندمین باری بوده که برای حساب و کتابش بهش زنگ میزدم. خودمو آماده کرده بودم که بهش بگم این چه وضعیه آقای فلانی؟ چندبار برا یه حساب باید زنگ زدت بهت؟ که ناگهان ازونور خط صدا اومد: بفرمایید.
_آقای فلانی سلام، فلانی هستم از شرکت فلان
 نام کتاب : رفاقت به سبک تانک
نویسنده : داوود امیریانانتشارات : سوره مهرتوضیحات :این کتاب خاطرات رزمنده داوود امیریان وهم رزمانش است که به صورت طنز در قالب یک کتاب آمده است و دارای ۱۱۱» صفحه به همراه عکس های کاریکاتوری مرتبط به متن است و مناسب گروه سنی ( ج و د ) می باشد قطعه ای از کتاب :  تا به حال غصه دار نه دیده بودمش قرص روحیه بود اسمش قاسم بود و کارش خبر شهادت دادن به دوستان و اقوام بود این طور خبر شهادت برادر کسی را می داد سلام ابراهیم حالت
- چند وقته که ننوشتم ؟ خودم حسابش از دستم در رفته ! این روزا درگیر یه چیزی ام که به من مربوط هم نیست ولی خب از فکرم بیرون نمیره و همه دارم پیش خودم حساب و کتاب میکنم که این دفعه اگه دیدمش اینو بهش میگم ، فلان حرف رو میزنم فلان مساله رو میگم و هربار که میبینمش به خودم میگم " سرت به کار خودت باشه و توی حریم شخصی دیگران فضولی نکن " . درسته که این دیگران موجود خیلی مهمیه برای من ولی اگه پیش ما هم معذب باشه دیگه کسی براش نمی مونه که بخواد پیششون راحت باشه
انگاشته ، فيلمی اکشن و مهیج محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی کریستوفر نولان و با هنرنمایی جان دیوید واشنگتن و رابرت پتینسون می‌باشد. انگاشته داستانی اکشن و حماسی دارد که اتفاقات آن در سراسر دنیا در جریان است. داستان رسمی این فيلم هنوز مشخص نشده است و…
دانلود Tenet 2020 + دانلود دوبله فارسی فيلم Tenet 2020 + دانلود دوبله فارسی فيلم تنت 2020 + دانلود رایگان فيلم Tenet 2020 + دانلود زیرنویس فارسی فيلم Tenet 2020 + دانلود فيلم Tenet 2020 + دانلود فيلم Tenet 2020 با زیرنویس فار
سلام
من یه دختر 24 ساله هستم. از نظر دیگران زیبا هستم و خیلی هم به خودم می رسم. خانواده خوش نامی و ثروتمندی هم دارم، پدرم و برادرهام تو بازار مغازه دارن، اینا رو گفتم که از شرایطم آگاه بشید. 
اما مشکلی که دارم اینه که خیلی کم خواستگار دارم، یعنی تا حالا فقط سه نفر اومدن خواستگاری که اونم بعد شب خواستگاری رفتن و و پشت سرشون رو نگاه نکردن. من همیشه برام جای سوال بود با این شرایط چرا انقدر کم خواستگار دارم تا اینکه آقا پسری که تو دانشگاه باهاش آشنا
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور.
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرین نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین سکرات موته شاید.
توفیق اجباری به ترک تعلقات.
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
این سفر اخری رو دارم کاملا زمینی تجربه میکنم.مثل دوران دانشجویی.خیلی برام نوستالژیک و جذابه.سفرم خیلی بد داره پیش میره به علت گرونی بلیط هواپیما سفر زمینی انتخاب شد.بعد که رسیدم شهر غریب معلوم شد جشن چند روز عقب افتاده و من نمیرسم بهش .بعد که خواهر خواستگار نسبتا محترم زنگ زد.گرمای هوا خیلی برام ازار دهنده بود.کارای اداریم طول کشید.تو این شهر به این بزرگی یه دفتر خدمات پستی پسدا نمیشد.دوستم که مدارکشو برام فرستاده بود نصفه بود و کل
با سلام!
دوستان یکی با پست های که میذارم مخالفه ، یعنی میاد به جای اینکه بزنه موافقم ( همون فلش رو به بالا ) میزنه مخالفم ( همون فلش رو به پایین ) خب! شاید از یکی از پست هام خوشش نیاد ، بقیه پست هام چی . . . ؟؟؟ نمیدونم دشمنی داره ، یا میخواد اذیت کنه !!!
خب! یه حرفم با خودش دارم که داداش اگه پست هام عیب و ایراد داره ، بیا بگو اصلاحش کنم. چرا کی مخالف رو میزنی و در میری؟
اگه من حرفی زدم که ناراحت شدی ، بگو معذرت خواهی کنم.
با پسرخاله کل انداخته بودم سر بازی! میگفت من و پسردایی همه رو میبریم. گفتم اگه من و پسردایی باهم تیم بشیم از تو و پسردایی قوی تر میشیم. گفت ما حتی از تو و داداشت هم میبریم! گفتم من بهت رحم کردم که اسم داداشمو نیاوردم! حالا که خودت خواستی پس مسابقه میدیم ببینیم کیا قوی ترن!
فکر میکنید چی شد؟
آخرش من و پسرخاله باهم گروه شدیم و از داداش و پسردایی بردیم! =))
 امشب عروسی پیمان، پسر بزرگ داداش ایرج است.
به اش گفتم باورم نمی شود دارد عروسی می کند. گفتم تولدش خیلی خوب یادم هست که در بهمن ماه بود.
 خه نه بندان (حنابندان) را خانواده ی عروس که از اقوام نزدیک اند، دو شب پیش در شهرستان گرفته بودند؛ البته که آن جا حال و هوای خودش را دارد.
 دیروز عصر چند ساعت با یوسف و عادل مشغول تزئین بودیم. بعد از شام منزل داداش هوشنگ بزن و برقص راه افتاد که چیزی نزدیک به ۳ ساعت یکبند ادامه داشت!
 صدای باندها هیراد را اذیت می

.
همسر شهید روح‌الله قربانی:
.
به محضر حضرت آقا، رهبر خوبان که رسیدیم بعد از درد و دلها به ایشان گفتم:
حضرت آقا، روح‌الله چند ماه قبل از شهادتش به من گفت:
_ صدای پای امام زمان میاد، می‌شنوی؟
باور کن که من صدای پای امام زمان رو میشنوم.
.
حضرت آقا لبخند زدند. لبخندی شیرین و عمیق که خیلی برایم جالب بود. سرشان را تکان دادند و فرمودند: خوش به سعادتش.
@shahid_roohollah_ghorbani
1. امروز حال نداشتم از ماشین پیاده شم داداشم رفت نون خرید بستنی نذری دادن بهش :| حالا اگه من میرفتم نون و خرما میدادن شانس نداریم که :|
بعد همزمان داداش من رفت تو صف اشتباهی جلو یه اقای رفتگر وایساد. بهش گفتم برو پشتش وایسا. رفت پشتش بعد پسره داداشمو فرستاد جلو. همچین چشمام قلبی شد :)) ادما هرچی هیچی ندارن مهربونترن :))
2. امروز همه تو خونه با هم دعوامون شد، بعد یهو تو اون فضای سنگین بابام زارت خورد زمین و همه پکیدیم :))
3. یه فيلم یافتم خیلی باحاله. Level 1
تا خوابیدم شد ساعت7صبحمامان اینا ساعت9صب بیدارشدن و درحال جمع کردن وسایلا بودن حالا منم خوابم میمومد و هرکدوم شون از ی طرف منو صدا میکردن ک بیدارشد دیر شد دایی همش زنگ میزنه بیدارک شدم اصلا حوصله نداشتم چشام از بیخوابی پف کرده بود ابجی حاظرشد سریع و بادایی شون ساعت11رفت ماهم تا حاطرشدیم شد ساعت یک و طبق معمول همیشه دیر میرسیم یه جا توی راه یادمون افتاد ک قلیون و نیاوردیم روزش اصلا حوصله نداشتم ک ب مامان کمک کنم توی ماشینم بابا همش میگفت و
بعد مدت ها امروز رفتم انجمن، با یه کادو برای استاد، مسئول انجمن می گه شیرینی ازدواجت رو آوردی؟ یه مدته نیستی نکنه ازدواج کردی.
رفتم وسایل الویه بخرم، میگم کالباس بده، یه دونه کالباس بزرگ بهم داده می گه بزار توی فریزر، بعدا دوتایی با هم می خورید، راستی نگفته بهت ذرتم بخر؟!
می گم داداش گرفتی مارو ها، من مجردم.
رفتم یه جا مصاحبه، طرف گفت سختت نیست با خانومت بیای تهران زندگی کنی؟ گفتم من که تو رزومه نوشتم مجردم.
میگم نکنه ما شوهر کردیم خودمون
مادر از طبقه‌ی پایین صدامون کرد.
ما هم به رسم کمی فراموش شده‌ای، روی پله‌ها شروع کردیم دویدن. که انگشت شست پامون همراهی نکرد و زیر تنمون پیچید و، شد آنچه شد :)
داداش هم که پشت سر ما بود گفت، این حرکتا از سن شما گذشته دیگه.
و راستش شدید به فکر فرو بردم.
27 سال.
یعنی نیمی از فرصتم رو از دست دادم، تازه اگه عمرم طبیعی باشه و .
و حالا که فکر می‌کنم هنوز دست‌آورد مهمی کسب نکردم.
آدم خوبی نیستم
و وقتی هم باقی نمونده
چه حس بدیه.
پس ازین که دختر نوجوان داداش کارفرما یه چیزی درمورد حجاب گفت که من از بدیهی بودن اشتباهش تعجب دهنم باز موند و نتونستم ذهنمو جمع کنم و از چیزایی که میدونم براش بگم، و فقط تونستم باتعجب بگم : وااا چه حرفا! ، به این نتیجه رسیدم که یه بار دیگه از اول سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنم به خوندن، تا اگه پس فردا علی بزرگ شد و یه سوالی ازم کرد، حضور ذهن داشته باشم که راهنماییش کنم.
چه بلایی دارن سر نسل نوجوان ما میارن با این شبهه های آبکی؟؟ بچه ها رو وا
سلام
بعد از مدت ها خودم رو مجبور کردم بنویسم.هرچقدر که تونستم و از هر چیزی که به ذهنم اومد.
از همین حالا هم خسته شدم! اونقد حرف ننوشته و نگفته دارم که کلا قر وقاطی شده ذهنم ولی خب میشه نوشت کم کم.و از همین الانم هم بنویسم باز خوبه موضوع جدید دیگه اضافه نمیشه به نگفته ها
ده روزی میشه که داداش رفته تهران برای کارش و خب کار پیدا کرد و موندگار شد. دو سه روز پیش هم چمدون وسایلشو فرستادیم براش و این روزا هممون دلتنگشیم. این هم یه مرحله زندگی ما سه تا بو
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمیاد ها!
می گفت چرا میاد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
یکشنبه بیست و سوم تیر ماهامروز با هانا رفتیم کلاس نقاشی توی مهد کودکی که قراره بره مهد کودک   روز اول خوبی داشت. یه زنبور و یه قورباغه کشید      البته با کمک مربی    امیدوارم یه روزی برسه که شاهد پیشرفتش باشم 

دوشنبه بیست و چهارم 
جلسه دوم با یه مربی دیگه بود. این خانمه مربی نقاشی ثابته  اون دیروزی خاله کلاسشون بود    مربی از هانا پرسید میخوایی زرافه یاد بگیری؟  و هانا بعد از چندین دقیقه که سعی داشتم مجابش کنم که باید همکاری بکنه جواب داد که
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
  عروسی پیمان هم به خوشی تمام شد.
وقتی با ساقدوش هاش وارد سالن شد و یکی یکی با مهمان ها دست داد یا روبوسی کرد، بغضم گرفت. انگار تصویرهایی از گذشته تا حال پیش چشمم به سرعت مرور شد.
 شب خوبی بود؛ پیمان پرانرژی و شاداب بود و بچه ها از عادل و یوسف و رحمان و رامین و بقیه، سنگ تمام گذاشتند و لحظه های قشنگی شکل گرفت. خانواده ی داداش ایرج و داداش هوشنگ -که پسرعمو و دامادمان است- از قدیم یک خانه بودند و بچه هایشان با هم بزرگ شدند. از روزی که هر خانواده در یک
آی الان دلم خنکککه آی خنکه :) بالاخره بعد چند وقت تونستم حرفمو به یکی از اونایی که تو مخمه بزنم همین دوستم که چند پست پیش گفتم ! بهش گفتم که ازش ناراحتم و واقعا این دوستیمون ارزش نداره خودشم دیگه واسم ارزش نداره :/ ینی ارزشش شده واسم قد یه دوست مجازی حتی میخوام بگم کمتر بهش ولی نگفتم کمتره ! ولی واقعا کمتره دوستای مجازیم خیلی بامرام تر و مهربون ترن تا اینا واسم ارزش قائلن اما اینا چی بدتر باعث ناراحتیم میشدن :/ بهش گفتم خلاصه ! دلم خنک شد ^_^ ادم
بسم
الله الرّحمن الرّحیم»
خوب، راستش این است که در مورد بازگشت کتاب‌هایی که امانت می‌دهم چندان صبور
نیستم. نه این‌که خواندن کتاب‌هایم را به کسی پیشنهاد نکنم یا آن‌ها را امانت
ندهم، اما مثلاً چند هفته که از قرض دادن کتاب می‌گذرد، هی چشمم به جای خالی آن
کتاب در کتابخانه می‌افتد و با خودم می‌گویم: ای بابا! داداش بردار بیار دیگه
کتابو. چی‌کار می‌کنی؟» بدیهی است ‌که کسی که کتاب را امانت می‌گیرد، خوب است که
آن را در زمان معقولی بخواند و ب
این چند وقته کلی چیزا تو مغزم پر پر میزد که بنویسمشون.دلم میخواست بشینم یه گوشه و تمام ایده هامو منظم کنم و بنویسم.امروز بیشتر از هر روز دلم میخواد.ولی متاسفانه جمعه است و داداش خیلی فضولم خونس و نمیتونم بشینم و با خیال راحت بنویسم.دلم میخواست لپ تاپو بر میداشتم و میرفتم یه کافه ساکت و خلوت یه مدت زیادی تنها میموندم و مینوشتم.ولی خب مشکل اول اینه که صد نفرمیپرسن کجا میری با کی میری کی میای تنهایی ماهم میایم چرا تنها میری واز اون طرفم ن
تو مترو نشسته بودم ( بغل دستمم یه نفر نشسته بود )
داشتم تو برنامه گپ که یکی از دوستام گروه باز کرده بود چت می کردیم . . . ^_^
یه دفعه بغل دستیم بهم گفت:
به اون دوستت بگو مخ دختر رو نمیشه اونطوری زد . . . !!! O_o
حالا کاری به اون ندارم که از کجا فهمید اون دوستمه . . . +_+
برگشته میگه:
داداش به اون دوستت بگو اگه خواست براش کلاس آموزشی میذارم . . . @_@ دو جلسه اولم رایگان حساب میکنم.
با خودت هم که رفیقیم برا تو هم پنج جلسه رایگان میذارم. #_#
خلاصه اینکه نمیدونم چرا دوتا
صبحش سنجش اعلامیه زد که امروز نتایجو میدیم.بعد چند دقیقه اون اعلامیه رو حذف کرد و اعلامیه جایگزینی زد با محتوای اینکه نه غلط کردیم فردا میذاریم! اکثر رفقا میگفتند که احتمالا همین امشب میزنن و واسه این گفتن فردا که سایت شلوغ نشه!! من هم از حدود ساعت هشت شب شروع کردم به رفرش زدن سایت سنجش!هر سی ثانیه یک رفرشاز جمله اعمال مشترک همه ی کنکوری ها در همه ی نسل ها!!» تا حدود ساعت ده شب این کار عبث و بیهوده رو تکرار کردم!دیگه بیخیالش شدم و گفتم بذار امشب
مرد عنکبوتی به درون دنیای عنکبوتی نام فيلمی انیمیشنی محصول سال ۲۰۱۸ و به کارگردانی پیتر رمزی می‎باشد. در این فيلم انیمیشنی با شخصیت مای مورالس بیشتر آشنا می‌شویم. نوجوانی که به طور اتفاقي با مرد عنکبوتی دیدار می‎کند و صاحب قدرت‎هایی می‎شود که…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
بچه که بودم حسرت یه برادر بزرگتر رو داشتم. به نظرم یه برادر برای اینکه حامی باشه، باید بچه ی اول باشه یا حداقل چند سالی بزرگتر.
اما کم کم بهم ثابت شد برادر برای حامی بودن، نیازی به بچه ی اول یا بزرگتر بودن نداره . برادر تو هر سنی و هر شرایطی، میتونه یه حامی و دوست خوب باشه.
نمیدونم کی این موضوع رو فهمیدمشاید وقتی تو اولین اردوی دانش آموزیش برام کتاب خرید یا شایدم روزی که گوشواره های گل رو خرید یا روزی که باهم گل گفتیم و گل شنفتیم
عید ام
صبح زود، از روستا که گذشتیم، خودش راه افتاد دنبال‌مون. مسیر رو بهمون نشون می‌داد. هر چند که ما نیاز نداشتیم کسی راه رو بهمون نشون‌ بده. اما به هر حال همه واسه‌ش ذوق می‌کردند و متعاقباً اینم هی خودش رو می‌مالید بهشون تا اونا نوازشش کنند. نزدیک من که می‌شد، کف کفشم رو مانع می‌کردم که بیشتر از این بهم نزدیک نشه. تو چشماش نگاه می‌کردم و بهش می‌گفتم که ازش خوشم نمیاد. حتی یه چندباری هم پارس کردم تا بفهمه چه سگی هستم. بعد از ظهر بارون قطع شده بود
فامیلای عروس : یه اتاق خالی کنین و فرش وگل کاری کنین گل میاد خونه شما و گل نگهداری کنین
فامیلای داماد : چای تو چایدون / قند تو قندون / زن داداش خوش اومدی / حجله‌تو بالا ببندم از کدوم شهر اومدی 
راه بوشهر دور دور / آب بوشهر شور شور / ما میریم عروس بیاریم چشم دشمن بشه کور
فامیلای عروس: اومدیم اومدیم انشاله نگین دیر اومدیم راه دور و خرج سنگین یا بزرگون اومدیم 
علاءالدین نام فيلمی ماجرایی و فانتزی محصول سال ۲۰۱۹ و به کارگردانی گای ریچی می‎باشد. این فيلم بر اساس انیمیشنی کلاسیک به همین نام و با اقتباسی آزاد از داستان‌های هزار و یک شب ساخته شده است. علاءالدین ، ماجراهای پسری فقیر و سرگردان را روایت می‎کند که در خیابان‎های شهر آگرابا از مغازه‎ها ی می‎کند. اما پس از اینکه او به طور اتفاقي یک چراغ جادوی اسرارآمیر را پیدا می‎کند ، زندگیش دگرگون می‎گردد و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان ف
یک نفرصبح رامیکند بیدارچونکه خوابيده بوددراغوش من بی پدرسرک درکارما میداشتصبح دگردیدم درپشت سمن خوابيده چشمای افت زده اش خجالتی بودروزدگردیدم دست درسینه نرگس کردهبازدیدم باشقایق عکس هم آغوشی زدهدررونق بازاریش بازبوسه ای ازیاسمن گرفتعادی شده بود طلب تاقچه خالی ازمن میکردمانده بود فقط از یاس وچنتای دگر میترسیدکه چشمک بزندوباصبح هم بازی شودباراخردرحیاط داشت پیراهن ارغوان رامیکشیدناگاه دیدم انگشترعقیقی لای انگشت فیروزه کرددیدم ولی ب
سلام:)
خوب خسته وکوفته طوری با بدن درد برگشتم خونه، کارای حسابم رو دختر عمه سریع ردیف کرد و صنف هم برام امضا زدن که من توی بندر ساکن و مشغول کارم که دسته چکم هم بیاد، که بتونم باهاش اون چک ضمانتی مبلغ بالایی رو که شرکت ازم خاسته رو خودم بدم، چون مبلغ یک میلیارد تومن بود نمیتونستم از خانواده بخوام همچین ریسکی رو بکنن، برا همین تلاشم کردم که دسته چک به خودم بدن که خیلی هم سخت بودولی شکر خدا انجام شد، مثلا نوبتم شده بود توی بانک بعد باید یک معرف ام
بره‌ی ناقلا خیلی سربه‌سر خواهرش میذاره، ولی وروجک خیلی خیلی هوای بره‌ی ناقلا رو داره. خوراکی بهش بدی، میگی مال داداشم کو؟ جایی بخواد بره میگه پس داداشم چی؟ بچه‌ای با داداشش دعوا کنه پشتش درمیاد. این خواهران که همیشه دلسوز و دل‌رحم‌ان. مثلا همین امشب داشت با چادر و جانماز مامان مثلا نماز می‌خوند، بره‌ی ناقلا هی اومد چادرشو کشید، مهرشو برداشت، جلوش وایستاد و. بعد از چند دقیقه که مهرشو پس آورد، وروجک برگشت با خوشحالی گفت "داداش خوووبیه :)
خب ساعت منم دو روزیه که رسیده.یکشنبه از دفتر که برگشتم خونه بابا منو دیدن و بسته به دست اومدن که : یه بسته برات رسیده من بازش کنم؟!!! اینقد خودم ذوقشو داشتم ولی خب ذوق بابا رو که دیدم گفتم باز کنینمامان گفتن: بابات از ظهر که بسته اومده منتظره تو بیای که بازش کنهخیلی صبوری کرده که تا نرسیدی باز نکنه بسته ی پستیت رو
خلاصه اینکه بسته رو باز کردیمساعت رو نگاه کردن و گفتن خیلی قشنگه.روی دستم بستم و هی ذوقشو کردممیدونین مدل ذوق کردن من چه
یه دوستی دارم توی حوزه کاری ما و کلا تو زمینه کاری ترانسفرماتور غولیه برا خودش و همه به سرش قسم میخورن طوری که همه مدیرهای نیروگاهها شماره مستقیمشو دارن ،هم سن و سال خودمونه ولی یه استعداد ذاتی خاصی تو این زمینه داره و در رابطه با کارش همه نرم افزارهای مرتبط با کارشو بلده، چند روز پیش که باهاش سر یه پروژه بحث میکردیم بهم تعریف میکرد: یه وقتایی باید اینهمه مهارت و استعداد و دانش رو کنار بذاری و ادای گوسفند در بیاری تا بچه ت یه قاشق غذا بذاره ده
تماشای آنلاین فيلم سوختن Burning 2018 با دوبله فارسی
دانلود فيلم سوختن Burning 2018 با دوبله فارسی
نام فيلم: سوختن – Burning ژانر: درام، معمایی محصول کره جنوبی تاریخ انتشار: 2018 مدت زمان: 02:28:13 خلاصه داستان: دو دوست دوران کودکی که در یک مزرعه‌ی روستایی در خارج سئول بزرگ شده‌اند، به‌طور اتفاقي یکدیگر را ملاقات می‌کنند. آن‌ها سال‌هاست که همدیگر را ندیده‌اند و باهم بیرون می‌روند و یاد خاطرات گذشته را زنده می‌کنند و …ایران پارس وید
رفیق خوب اونیه که در تمام لحظه های غم و شادی کنار تو باشه
حرفت رو بخونه قبل از اینکه خودت بخوای چیزی بگی
و حالت رو بهتر کنه فقط با بودن کنارت
روزتون مبارک قشنگای من :))
حنای عزیزم روزت مبارک عشقولم
ایمانی نمیدونم میخونی یا نه ولی روزت مبارک رفیق قشنگم
ماجده و یگاانه دوست داشتنیم روزتون مبارک
ارام و فائزه عزیزم روز شماهم مبارک ☺
مریم عزیزمم روز تو ویژه مبارک ☺
پریسا سادات گل ملینای عزیز روزتون مبارک
نیلو جان بهار جان روزتون مبارک
محمد جواد
پست تیارا رو خوندم
یاد نوه خاله های خودم افتادم
سه تا نوه پسری داره با یدونه دختری
بچه دختر خاله م که ساکته
اما امان از دوتا بچه اولی های پسر خاله م
چند روز پیشا اومده بودن خونه مون
وحشیه وحشیه
با چشم غره بهشون نگاه می کردم
مامانشون انگار نه انگار
عاقا ما بچه کوچیک خونه مون نداریم خب وسایل دکوری زیاد تو خونه س
سعی هم میکنیم خوب نگه داری کنیم
اونوقت این وحشیا به هیچی رحم نمی کردن
من اگه سه تا کره خر زبون نفهم مثل اینا داشته باشم واقعا سعی میکنم ت
چقدر یه شب می تونه سخت بگذره وقتی پیشم نباشی چه قدر. الهی فدات بشم امیدوارم خواب بخوابی و آروم باشی الهی فدات بشم عزیزم. .دوستت دارم زندگیم نمی تونم الان حال خودم را وصف کنم الهی قوربونت بشم فقط امیدوارم که امشب زودتر تموم بشه الهی قوربونت بشم نازنینم .دورت بگردم زندگیم سخت گذشته تا الان خوب بخوابی الهی قوربونت بشم نازنینم. .عاشقتمممممممممممممممممم عارفه من امیدوارم خوب و آروم خوابيده باشی خانمم،لاقعن این تنها چیزی که الان می
همیشه یکی از سوال های مهم زندگیم درباره خودم این بود که:من چرا انقدر فوتبالی ام؟اول من داداش ندارم :)اصلا فوتبال بازی نکردم حالا نمیشه گفت اصلا ،خیلی زیاد دوبار اونم شاید .
بابام خیلی فوتبالی نیست و اصلا تیم مورد علاقش با من فرق داره:|
مامانم هم ضربه شدیدی از فوتبال دیدن من خورده .
یه بار فوتبال ایران و یادم نمیاد کجا رو داشت،من داشتم نگاه میکردم و گوشی مامانم هم دستم بود داشتم بهش ور میرفتم بعد یهو ایران گل زد من از شدت خوشحالی گوشی از دستم پرت
هر چی فکر می‌کنم نمیتونم خودم رو آروم کنم تنهایی.
مادر
سلام.
من باز اومدم اینجا. 
مصاحبه که تموم شد ته دلم گفتم کاش قبولم نکنن.
از بس که دودلم. کاش حداقل اونها منو نمی پذیرفتن تا از این فکر کردن ها راحت می شدم.
مادر، هنوز نمیدونم میخوام واقعا که کار کنم؟ اونم کارِ کارمندی؟
کاری که همیشه نقدش کردم و به آسیب هاش برای یه #خانم فکر کردم. 
بغض دارم، نمیدونم چرا.
به شدت دلتنگم.
تو مصاحبه دوم وقتی شرایط رو بیشتر و بهتر توضیح داد فهمیدم این کار چیزی نیس
1. آقا من بعد راه افتادن کارگاه علاقه مو به غذا پختن، غذا خوردن، ظرف شستن و سایر موارد خونه داری از دست دادم!!! و دست پختم به طرز فاجعه ای بد شده :(
2.خانمای شاغل! شماها واسه شام چی درست میکنید؟!! من وقتی برمیگردم اونقدرخسته م که جمله همیشگیم اینه: "خیییلی خسته م. حوصله ندارم شام درست کنم! نون و پنیر بخوریم؟!!"
3. گفتم خواهرزاده همسر منتقل شده یه شهری نزدیک اینجا. البته نزدیک از اون جهت که ما تا شیراز 1400 کیلومتر راه داریم! وگرنه 300 کیلومتر اصولا نزدیک
بلاخره یه جورایی از زیر تیغ خرداد بیرون اومدم!اخیرا کارای بچگانه ی زیادی ازم سر زد و بابتش متاسف؟نه!متاسف نیستم،فقط یه سری اینگار که از من ناامید شده باشن ناامید شدن و تقصیر من نیست نباید الکی به کسی دل خوش کرد که.
اگر شاهد رفتارهای بچگانه م بودید متاسفم.
خوابای عجیب غریب میدیدم درهم برهم و آخرینش درعین چرند بودن دلچسب بود.
باب رو دیدم که خیلی مهربونانه بهم ابراز علاقه کرد و ازم خواست چیزی ازش نپرسم و فقط واسش یه قلب ارسال کردم،جذاب بود چون ح
سبک زمینه حضرت زهرا(س)---------------------------تو کوچه غم نصیبی،مادر و طفل غریبیدارن مـیرن سمـت خونـه  باروی نیـلـیحسـن  داره  ورده  زبــونکجایی بابا شد نیمه جونمـادرم از ضـرب سـیلی وغـریبـی تـو ، تـو شهرمون((  امان از غریبی(۳) وای  ))

با یـه قـد خمیـده ، با رنـگ روی پریدهخونه رو جارو میزنه،به دیوار تکیه میدهزیـنـب می بینه مـادرشوبا دست میگیره پـهلوشوچنددفعه توی خونه دیدهمی گیره از علی رو شـو((  امان از غریبی(۳) وای  ))


تو تاریکیه دل شب ، پیچیده صدای
در این لحظه، در حالی‌که چشم‌های خودم پر از خوابه، وروجک رو روی پام خوابوندم. شکمم از بس قار و قور می‌کنه می‌ترسم بیدار بشه! گشنمه در حد سومالی! مامان و بابا و داداش وروجک رفتن جشن قرآن بره‌ی ناقلا. مدیر مهدشون گفته بچه نیارین که مثل پارسال جشن خراب میشه. ظاهرا کلی هم براش هزینه و برنامه‌ریزی کردن.
از دیشب نگم براتون که چه خنده‌بازاری بود :) من اگه مامان بشم و دخترم کاملا تابلو، دو شب جلوی چشم من بشینه کیک بپزه و تزئین کنه، میرم کمکش، میگم اگ
سرم گیج میره معدمم درد میکنه پشتیبانم برام اس ام اس داده دست مریزاد و من پوزخند میزنم میگم واسه چی دقیقا ؟  ایده ال گرای درونم بهم تشر میزنه خاک برسرت ببین این مدت چی بودی که بخاطر یه پیشرفت کوچیک ملت ساز و دهل راه انداختن و مامان درونم میگه چیکار داری دخترمو چش نداری ببینی بعد این همه مدت داره کم کم رو غلتک می افته من دوباره پوزخند میزنم 
یک شنبه ساعت هشت صبح میخوام برم خونه صاد  برای ح اتفاق افتاده بود که من ازش بی خبر بودم احساس مادریو دارم
دانلود فيلم های اسکات ادکینز
مجموعه فيلم های scott adkins
تمامی فيلم ها با کیفیت 720 BluRay
در صورت وجود دوبله نسخه های دوزبانه اضافه شده است.
فيلم هایی در سایت قرار گرفته است که scott adkins بازیگر اصلی فيلم بوده است و نقش فرعی در فيلم ندارد.

twin rozblog
سلام
یه سوال از دختران دارم؛
اگه خواستگاری رو رد کرده باشید، اما اون بیاد مجلس ختم یکی از اعضای خانواده تون نسبت بهش نرم میشین یا ازش عصبانی میشید؟، من دو بار ازشون جواب رد شنیدم. مقصرش خانواده م بودن. خودم میدونم.
از اقوام شنیدم یکی از برادرانش تصادف کرده فوت شده، جمعه مجلس ختمش هست به بابام گفتم بیا بریم. شاید خدا خواست و نظرشون عوض شد. بابام میگه نمیاد. مجبورم تنها برم. بالاخره از اقوام دور ما هستن. فکر نکنم ایرادی داشته باشه، داداش خدا بیام
+ این همه شهر ایران رو رفتم. تو چند تاشون زندگی کردم. تو نصفشون فامیل دارم. من گشتم، پیدا نکردم. شما هم نگردید، جایی مثل داش علی تو هیچ کجای ایران پیدا نمی‌شه. می‌دونم اسمش داداش علیه، اما من از بچگی گفتم داش علی و الان دیگه عوض نمی‌شه. اونایی که نمی‌دونن، یه بستنی‌فروشیه.
+ دیشب بعد از چهار سال دوباره تو اتاق خودم خوابیدم. ولی دیگه حس اتاق من رو نداشت، چون به جای فرشم و تختم و لباسام و استیکرام، وسایل دایی‌اینا توش بودن. هیچ حسی توم برنینگیخت
مستند ارثیه پدری» روایتی متفاوت از زندگی محمدرضا شاه پهلوی در گذر زمان است. داستان فيلم از تاجگذاری او در سال 1346 آغاز شده و تا زمان مرگ او در مصر در سال 1359 ادامه دارد.
مستند در 15 سکانس روایت شده است که هر کدام از آن بیانگر اتفاقي مهم در زمان محمدرضا پهلوی است. هر سکانس از این فيلم به نام یکی از فيلم‌های زمان شاه نامگذاری شده است و عنوان آن متناسب با موضوع آن سکانس است. این موضوع به جذاب شدن این مستند آرشیوی کمک شایانی کرده است.
پخش از شبکه مستن
دارم به این فکر میکنم که هیچ چیز اتفاقي نیست :) 
مدتی هست برنامه ی قطعی یک سال آینده ام رو ریختم و احتمالا تو این یک سال تو این شهر خواهم موند. 
اول که پیشنهاد کار بعد از فارغ التحصیلیم از طرف اول مسئول اورژانس بیمارستان "ب" و بعد هم دیروز از طرف رییس دانشکده امون برای بیمارستان خصوصی خودمون. 
آشنا شدن با یه گروه تو کافه ی محبوبم و شرکت کردن تو جلساتشون و ملاقات آدم های متفاوت ، درست وقتی که قراره تو این شهر دیگه کسی کنارم نباشه تا چند ماه آیند
ایام ایام امتحانات بود.از اونجایی که از بچه های ورودی جدید بودم فقط به اول شدن فکر میکردم. آنقدر خودم رو غرق کتابها می کردم که فراموش میکردم بایستی غذایی می خوردم. به وضع ظاهرم هیچ توجهی نداشتم. امتحانات به پایان رسید؛ چند هفته بعدش دعوتنامه ای به دستم رسید که من رو به جشن دانشجویان ممتاز دعوت کرده بودن. به قدری درگیری واسه خودم درست کرده بودم که حتی توی اون مدت وقت نکرده بودم صورتم رو اصلاح کنم. جشن فردا بود و من امروز کلی کلاس داشتم. زمان گذش
سلام :)
شده تا حالا وقتی یه اتفاق بد براتون میوفته برای بار چندم، به خودتون بگید از شانس منه؟ من بدشانسم من دستم نمک نداره؟
من دارم سعی میکنم این جمله رو از زندگیم حذف کنم چون فکر میکنم با گفتنش فقط دارم از زیر بار مسئولیت اون اتفاق که باعث وبانیش بی دقتی و سهل انگاری من بوده شونه خالی میکنم.
مثلا من سه بار در زندگی تجربه زندگی در خوابگاه رو داشتم، یکبار در دوره کارشناسی به مدت یک ماه، یکبار در دوره کارشناسی ارشد که فقط آخر هفته ها میموندم و به
گاهی وقتا دلم‌ میخواد ساعت ها بشینم و بنویسم حرف بزنم برگردم به  عقب به دوران خوب اولین روزهای که برای دیدنش لحظه شماری میکردم روزهایی که به شوق دیدنش ۱۰ ساعت تو راه بودم تا بیام ببینمش بعضی وقتا اونقدری که تو راه بودم کنارش نبودم یعنی ۲۰ ساعت تو راه بودم تا بیام و برگردم ولی کمتر از اون تایم کنارش نبودم ولی برام اونقدری لذت بخش بود که هنوزم دارم بهشون فک میکنم یه جیزی ته دلم اروم اروم داره میلرزه نمیدونید چه حس قشنگی بوده  رفته رفته اونقدر
سلام
فيلم  یکی از پروژه های درسی رو براتون گذاشتم امیدوارم که بتونید برا ساخت پروژه هاتون ازش الگو برداری کنید.
برا مشاهده فيلم ها روی لینک های زیر کلیک کنید.(اگه با کلیک روی لینکها فيلم ها پخش نشدند اول دانلود کنید به ببینید)
اگه هم سوالی دارید به ایمیل زیر ارسال کنید.
nemati2994@gmail.com 
فيلم اول      
فيلم دوم


        
فيلم ترسناک
فيلم های ترسناک زیادی در تاریخ سینما ساخته شده است.
ترسناک ترین فيلم های سینما
فيلم های که چه در درون مایه و چه در لوکیشن ها و آهنگ ها ترس را در بیننده ایجاد میکنند.
بهترین فيلم های ترسناک تاریخ
در این قسمت لیستی از این فيلم ها را ارائه میکنیم.
تخته گاز یک فيلم سینمایی به کارگردانی محمد آهنگرانی و تهیه کنندگی مسعود تکیه و سید محسن جاهد در سال 97 تولید شده است. این فيلم موضوعی کمدی-اجتماعی دارد. فيلم برداری آن در تهران بوده است.
بازیگران مطرحی و نام آشنای زیادی در این فيلم نقش ایفا کرده اند.
ادامه مطلب
نوزادهای افرادفقیرنیازبه داروودرمان وخوراک وپوشاک وامنیت روحی روانی داشتندامااین اتفاق ازنگاه پدرومادرهاباپول میسرمیگردید.افراددنبال تشکیل خانواده نبودندوگرانی امان انسان هایی که دلشان ضعف میرفت رابریده بوداین اتفاقي بودکه پس ازبحران بزرگ اقتصادی دراسفندماه سال1396تااسفندماه1397شمسی بوجودآمده بود.نقدینگی کم دردست افرادباعث اتفاقي جدیدشده بودپول سمت تامین نیازاصلی افرادنمیرفت خرج تولیدهم نمیشدپول درچیزی سنگ میشدکه هیچ فردی قدرت خ
دانلود فيلم Aladdin 2019 با لینک مستقیم
دانلود رایگان فيلم علاءالدین 2019 با کیفیت عالی
کیفیت WEB-DL 1080p 720p (عالی) قرار گرفت
پیشنهاد ویژه دارم حتما نگاه کنید.
 
ژانر : هیجان انگیز | خانوادگی | فانتزی
محصول : 2019 آمریکا
امتیاز: 10/7.5
کیفیت: BluRay 1080p
کارگردان : Guy Ritchie
بازیگران : Billy Magnussen, Will Smith, Naomi Scott
خلاصه داستان :داستان ماجراهای پسری فقیر و سرگردان را روایت می‎کند که در خیابان‎های شهر آگرابا از مغازه‎ها ی می‎کند. اما پس از اینکه او به طو
روما ، فيلمی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی آلفونسو کوارون می‎باشد. فيلم رم موفق به کسب شیر طلایی در جشنواره ونیز شد. این فيلم وقایع یک سال از زندگی یک خانواده‎ی طبقه‌ی متوسط در مکزیکو سیتی در اوائل دهه هفتاد میلادی را به نمایش می‌گذارد و تمرکز اصلی داستان فيلم بر روی خدمتکار این خانواده می‎باشد و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
فيلم صلح شکن با دوبله فارسی Peace Breaker 2017 BluRay
فيلم صلح شکن با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p & 480p
نامزد یک جایزه از جشنواره Golden Trailer Awards
نام فيلم: صلح شکن – Peace Breaker | ژانر: جنایی | محصول چین | تاریخ انتشار: سال 2017
زبان: دوبله فارسی + چینی | مدت زمان پخش: 01:52:12 | زیرنویس فارسی: دارد
حجم: 2.23 گیگابایت + 1.04 گیگابایت + 501 مگابایت | امتیاز: 6.0 از 10
خلاصه داستان: یک پلیس که در حال رفتن به مراسم خاکسپاری مادرش هست، به طور اتفاقي با مردی ناشناس در جاده تصادف می‎
دانلود دوبله فارسی فيلم The Face Reader 2013نام فيلم: چهره خوان – The Face Readerژانر فيلم: درام، تاریخیتاریخ انتشار: سال 2013زبان: دوبله فارسی + کره ایمدت زمان پخش: 02:19:50زیرنویس فارسی: داردحجم: 2.78 گیگابایت + 1.39 گیگابایت + 714 مگابایتامتیاز: 6.9 از 10خلاصه داستان:یک چهره خوان و پیشگو به نام فاکیون، به همراه برادرزن و پسرش در دهکده ای دور افتاده زندگی میکنند اما به دلیل شهرت در این کار به شهر دعوت میشود و به طور اتفاقي به درگاه پادشاه راه پیدا میکند و…عوامل دوبلاژ:د
سلام
من یه دختر 19 ساله م،  با یه خانواده سنتی و معمولی، راستش ما کلا اهل تفریحات دسته جمعی با خانواده نیستیم، یعنی من خودم به شخصه حسرت اینو دارم که یه دفعه فقط یه بار با اعضای خانواده بریم رستوران، یا حتی یه آبمیوه بزنیم، اوضاع مالی مون شاید خیلی تعریفی نداشته باشه اما در اون حد خراب نیست که نتونیم هرازگاهی یه کم بریز و بپاش کنیم!
یکی این موضوع و موضوع بعدی اینکه من گاهی وقت ها نگاه میکنم به دوستام میبینم چقدَر رابطه شون با هم سن هاشون توی فا
موسیقی بی کلام فيلم های ترسناک
تبحر خاصی در ترساندن تماشاچیان دارد، حال پرسش اینجاست که علت ترسناک
بودن موسیقی متن این دسته از فيلم های پرطرفدار سینما چیست و در ساخت
موسیقی متن فيلم های ترسناک از کدام ساز های ترسناک و کدامین نت استفاده می شود که شنیدن نوای این فيلم ها اینچنین لرزه بر اندام تماشاگر می اندازد.
 
 #خاطرات_شهدا
 
خودم گلوله بارانش کردم
یکی از رفقا و هم دانشگاهی هایش تعریف می‌کرد که با محمد پینت بال می‌رفتیم. به شوخی به شهید دهقان گفتم: آقا همه تیرها عین این بازی‌های کامپیوتری به سر و کله من خورد. او گفت: اشکال نداره داداش! چه چیزی بهتر از اینکه بی سر شهید شوی. خودم گلوله بارانش کرده بودم، به شوخی گفتم چیزی نصیب تو نمی‌شود محمد! همه تیرهایی که نثارت کردم به سینه و پهلو‌هایت خورد. وقتی که پیکرش را آوردند و نحوه شهادتش را فهمیدم نابود شد
حس یه پیرمرد توی سال 1347 رو دارم؛ از سر صبح دارم سنتی گوش می دم.بزارید چند تاش رو این جا عاپ کنم :ساغرم شکست ای ساقیخوب شد - همایون شجریانزیر سقف خیال - همایون شجریاندیشب هم فيلم زیاد دیدم؛ تا دم دمای 7 صبح . ترجیح می دادم نخوابم چون نگران ژاویر بودم و به فردی که نزدیکش خوابيده بود حسودیم می شد. خیلی زیاد. این که ژاویر خوابش سنگینه و می شه توی خواب نوازشش کرد؛ یا حتی نگاهش کرد؛ یا اصلا همون هوایی رو نفس کشید که ژاویر بازدمش رو درش دمیده.فيلم هایی که
اصلا فکرش را هم نمیکردم نمره ی کافی را بیاورم. ولی وقتی صدایم کردند و گفتند برو اتاق 101. با ترس و اشتیاق رفتم. اتاق خالی بود و خانمی روی یک صندلی روبروی یک مونیتور نشسته بود. در را باز کردم و لبخند زدم، نمیدانستم باید بگویم سلام یا های! در بستن را لفتش دادم که گفت های! نفس راحتی کشیدم و گفتم های!. نشستم، سوال اولش سخت نبود پرسید از خانواده ی بزرگی می آیم یا کوچک. گفتم کوچک، من فقط یک داداش دارم. خانم گویا که موضوع خوبی پیدا کرده بود گفت راجع برادرت
بعد از چند هفته اصرار من، همسر بعد از چکاپ دستمان را میگیرد و با هزار بدبختیِ ترافیک و جای پارک و دوندگی و وای دیر میشه، میرسیم به سانس ساعت ده و ۵۰ دقیقه. البته با چند دقیقه تاخیر. همسر دل خوشی از فيلم‌های ایرانی ندارد و این بار هم با روی گشاده به خاطر من می‌آید. چکارکنم که سینما بدون حضرتش به من نمی چسبد وگرنه با رفقا می‌رفتم.  می نشینیم به تماشا و فيلم هی جلو می‌رود و من هی توی دلم حرص میخورم که لااقل این بار فکر میکردم فيلم طوری باشد که او ه
ای تپل های روی زمین دانلود فيلم تپلی و من رو از سایت شب دی ال پیگیری کنید
این فيلم یک فيلم کودکانه به حساب می آید.
اما اینکه چه کسی همچین نامی رو برای فيلم مذکور انتخاب کرده هنوز مشخص نیست.
تپل به آدمی اتلاق می شه که نه خیلی لاغر هست و نه خیلی چاق
اما در فيلمی که ما میبینیم اون بچه که بازی میکنه تپل نیست بلکه چاقه
اونم نه یه ذره و دو ذزه هزار ذره
راستش میشه گفت یه جورایی آدم هم میافته توی شک و نمی تونه فرق سره رو از ناسره تشخیص بده
در هر صورت
برای د
سلام دوستان
من یه دخترم که یه ساله ازدواج کردم، یه برادر بزرگتر از خودم دارم که اون هم متاهله و برادر *2 ساله دارم که مجرده، مشکل خونواده ی ما همین برادر کوچیکه است، ایشون تو بچگی به خاطر تشنج و زردی دچار اختلال ذهنی شدند، البته از نوع خفیف، به لحاظ حرکتی مشکلی نذارن ولی خب یه مقدار شیرین عقله.
تا سوم راهنمایی هم بیشتر نتونست بخونه، کاری هم که بلد نیست، نه راننده است نه خیلی اجتماعیه، فقط در این حد که بره از سر مغازه برای خونه وسیله بخره، البت
برای دانلود فيلم وای آمپول همین الان اقدام کنید
فيلم سینمایی ایرانی وای آمپول اثری از علی صادقی یکی از فيلم های جذاب تلوزیون است
که مخاطبان زیادی را به سمت خود جذب نموده است.
این اثر زیبا نوعی از احساس دو گانگی را در شخص پدید می آورد و به شخص اینگونه القا می کند که کار تمام است و نمی توان آمپول دوم را تزریق کرد
سپس علی صادقی وارد جریان فيلم می شود و عده ی زیادی هم او را همراهی میکنند
همراهی کسانی که فيلم را دیده اند همانا
و بر زمین خوردن علی صاد
سلام بر دوستان:)
چقد هوا گرم شده اره؟ من احساس میکنم وسط خورشید دارم زندگی میکنم دقیقا روی نوار استوای خورشید اینا:)
کف پاهام از حرارت راه رفتن توی خونه، کلا پوسته پوسته شده ومیسوزه، داداشم میگه من راضی نیستم تو غذا درست کنی صورتت داغون شده قرمز شده خیلی بدنت حساس شده میگم نه هوا گرم شده، کولرها هم نمیشکه گاهی یا برق قطع میشه. سه تا کولر روشن دلم براشون میسوزه واقعایکیش چندروز پیش موتورش سوخت از فشار گرما وحرارت تازه هم خریده بودیم یعنی توی ا
کوکو نام یک فيلم انیمیشنی ساخته شده توسط کمپانی پیکسار است که توسط استودیوی سینمایی والت دیزنی منتشر شده است. این فيلم انیمیشنی داستان پسرک ۱۲ ساله‌ای را روایت می‌کند که خانواده‌اش را مدت زیادی است از دست داده و در پی ملاقات دوباره‌ی آنهاست و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
این فيلم تاریخی و مهیج که بر اساس واقعیت ساخته شده است و در آن کریس ایوانز به ایفای نفش می‌پردازد ، در مورد همکاری عده‌ای از ماموران باتجربه و حرفه‌ای با چند اتیوپیایی برای نجات هزاران پناهنده در اوایل دهه‌ی هشتاد میلادی می‌باشد و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
مدتی بود که احساس میکردم مثل قبل نیست. خیلی خوب کار نمیکرد، میدونستم یه چیزیشه ولی هی خودمو به اون راه میزدم، نه من به روی خودم میآوردم نه اون، ولی میدونستم یه چیزیشه.
یخچالمونو میگم!
 مریض احوالیشو میشد از شیرهای ترشیده، میوه های کپک زده و نون سنگکای بیات شده توی فریزر فهمید، تا اینکه پنجشنبه دل رو زدیم به دریا و دکتر آوردیم بالا سرش.
دکتر گفت این از تو برفک داره، باید تا شنبه صبر کنید که برفکاش آب بشه. حضرت آقا گفت ما تا یه ساعت دیگه برفکا
یه کتابی میخوندم از داستان های واقعی از زندگی کسانی که از فقر مطلق به ثروت مطلق رسیدن؛ بعضیاشون انصافا شانسی و کاملا اتفاقي یه کار معمولی رو شروع میکنن و پولدار میشن. البته کسی نبود یه شبه پولدار شده باشه؛ و خیلیاشونم با زحمت فراوان به ثروت رسیده بودن. برای من اونایی جالب بودن که با یه شغل معمولی ثروتمند شدن. اولین چیز اینه که خدا به هرکی بخاد روزی میرسونه حتا با شغل عادی. دومیش اینه که حتا تو شغل عادی هم آدم اگه انصاف داشته باشه و ناشکری نکنه
[دانلود فيلم ایرانی، فيلم سینمایی ایرانی، دانلود کلمبوس، دانلود رایگان فيلم، دانلود قانونی، کلمبوس + بازیگران، کلمبوس + دانلود]
کلمبوس فيلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه‌کنندگی هاتف علیمردانی ساختهٔ سال ۱۳۹۷ است.
این فيلم در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۷ در سینماهای ایران اکران شده. از بازیگرانی که ایفای نقش کرده می توان
ادامه مطلب
فيلمسازی حرفه مزخرفی است. فيلم‌ساختن، معنی‌اش ارتباط با تماشاگران، رفتن به جشنواره‌ها، خواندن نقدها و مصاحبه‌ کردن‌ نیست. معنی‌اش این است که هر روز صبح، ساعت شش از خواب بیدار شوی. یعنی سرما، یعنی باران، یعنی گل و شُل، و اجبار به حمل پروژکتورهای حجیم و سنگین!

فيلم‌سازی یک حرفه‌ی اعصاب‌خُردکُن است که در یک نقطه‌ی مشخص از آن، مجبور می‌شوی همه‌چیز را در درجه‌ی دوم اهمیت قرار بدهی؛ حتی خانواده‌، احساسات و زندگی خصوصی‌ات را. البته شای
بسم الله الرحمن الرحیم قربة الی الله گفت:خوابش رو دیدم خواب محمود رضا رو؛با لباس کار.لباس رزم.لباس سبز.لباس سبز لجنی،مهربون بود، مثل همیشه؛خندون بود، مثل همیشه؛.گفتم محمودرضا وقتی رفتی رو تله ی و زخمی شدی اذیت شدی؟
گفت:آرهاما بخاطر خدا تحمل کردم و از اون مرحله رد شدمچون واقعا میخواستم شهیدبشم و شهادتو دوست داشتم.گفت:و این یک رویای صادقه بود.
محمودرضا،این غزل رو به یادت، با صدای خودت میخونم داداش،تو گوشم زمزمه کن رفیق 
در ابتدای امر بگم اگر می خواهیم فيلم را دانلود کنید روی لینک دانلود فيلم شاه کش کلیک نمایید 
نقد و بررسی فيلم دیدنی شاه کش:
از نظر من این فيلم حداقل استاندارهای سینمایی را داشت و مهناز افشار ستاره ی سینما خوب توانست در این فيلم خود را نشان دهد.
از نقطه نظر یک سینماگر ارائه ی فيلمهای اینچنینی از این جهت که فضای متفاوتی را معرفی می کنند حائز اهمت بسیاری است.
کولاک و مه شدید و تصویر برداری در این فضا ما را با برخی چیزهای دیگر پیوند می دهد.
فيلم سی
ببینید| فيلم


قسمت آخر فيلم محرم 1397 منتشر شد. همراهان
عزیز هر هفته یک قسمت از فيلم محرم در سایت پخش خواهد شد و بعد از گذشت 24
ساعت از پخش فيلم در سایت، فيلم در کانال روستای فرخزاد منتشر خواهد شد .انتهای پیام/
سایت روستای فرخزاد
بله عرض مینُمودم، شیخ ما امروز بد جور depressed شده بودندی
فلذا به گنجینه فيلم خود مراجعه نُموده و فيلمکی را از آن بیرون آوردیم
Troy نام این فيلم است
محصول سال 2004 امریکا
حدودا 200 دقیقه هیجان، خشونت و عشق!
فيلم قشنگی هست. من فيلم بین نیستم و میتوانم تعداد فيلم هایی که دیده ام را با انگشتان دستم شمارش کنم. این فيلم را قبلا به طور اتفاقي دانلود کرده بودم، اما اولین بار بود که می دیدمش.
دوست دارم آشیل باشم: قوی، شجاع، مطمئن؛ در عین حال میخواهم برای ارزش ه
واقعا روزگار عجیبی شده دیگه خبری از فيلم خوب نیست اگرم باشه مخاطب نداره. روز چهارشنبه ای رفته بودم به تنها سینمای هنر و تجربه شهرمون دریغ از یک مخاطب . فيلم به واسطه حضور تنها یک نفر اکران شد! تا آخر نشستم. فيلم پنج رو دوست داشتم. پر بود از صحنه هایی که از دوران بچگی بخاطر داشتم و انگار از اون روزها ،هزار سال گذشته و نیست شده اند. کاش کمی حمایت میشدند این فيلم ها و سینماهایی که اسم سنگین هنر و تجربه رو به دوش میکشند.
.
یه بار یه اتفاقي برام افتاد که با سکوت کردنم فقط حس خیانت به خودم داشتم.اونروز هرچقدر خواستم حرف بزنم همه حرفام تبدیل شد به سکوت و سکوت و سکوت.انگار کلمه ها مثل بغض تو گلوم بودن ولی كلمه ای پیدا نمیشد.از اون روز هروقت به اون ماجرا فکر میکنم حس بدی بهم دست میده.امروز یه اتفاقي افتاد.ناراحتیم بروز دادم برعکس همیشه که ناراحتیمو تو دلم دفن میکردم و به خاطرش عذاب میکشیدم.باهم قهر کردیم ولی به خاطر برخوردم اصلا ناراحت نیستم.باید متوجه شه که
بلید رانر ۲۰۴۹ نام فيلمی علمی تخیلی محصول سال ۲۰۱۷ و به کارگردانی دنیس ویلنو است. این فيلم دنباله‌ای بر فيلم بلید رانر محصول سال ۱۹۸۲ به شمار می‌رود. در خلاصه داستان این فيلم آمده است ، ۳۰ سال پس از اتفاقات قسمت اول ، یک بلید رانر جدید یک راز مخفی شده را کشف می‌کند که می‌تواند جامعه را به آشوب بکشاند. این اکتشاف ، او را وارد سفری برای یافتن ریک دکارد می‌کند ، یک بلید رانر سابق که ۳۰ سال است ناپدید شده است و…اپیزو فيلم | دانلود رای
یادمه در زمان های خیلی دور، اونموقع که هنوز وقتی از آهنگ تیتراژ فيلمی خوشمون میومد واکمنو میگرفتیم رو سوراخ سوراخای جلو تلوزیون و کل خونواده رو به مدد کج و لوج کردن قیافمون ساکت نگه میداشتیم تا آهنگه رو ضبط کنیم، افشین یه موزیک ویدیو داشت که توش میخوند دیگه ازت. دیگه ازت بدم میاد، پیشم نیا عروسک. بهونه گیر اخمو، عروسک بی نمک»
بعد اینطوری بود که دختره بعد کات کردنشون توهمی شده بود، تو‌ در و دیوار و دستشویی فک میکرد پسره وایساده داره براش
مدیر پردیس سینمایی آزادی درباره شرایط اکران و برنامه ی پخش فيلم‌های روی پرده اعلام کرد: متاسفانه فروش گیشه برخی فيلم‌هایی که اکنون روی پرده هستند به قدری ضعیف است که آدم احساس نگرانی می‌کند.
رضا سعیدی پور با اشاره به شرایط فروش فيلم‌ها و ارزیابی‌اش از گیشه ماه مبارک رمضان توضیح داد: از مجموع فيلم‌هایی که در حال اکران هستند، سه فيلم که دو تا از آنها اکرانشان پیش از ماه رمضان آغاز شده، مانند متری شیش‌ونیم»، تگزاس» و سامورایی در برلین»
شیر شاه نام فيلمی انیمیشنی محصول سال ۱۹۹۴ و به کارگردانی راجر آلرز و راب مینکاف می‎باشد. در خلاصه داستان این فيلم آمده است ، شیر جوانی به نام سیمبا که فکر می‎کند باعث مرگ پدرش شده است ، خود را گناهکار می‎داند و از هویتش به عنوان پادشاه آینده فرار می‎کند و…اپیزو فيلم | دانلود رایگان فيلم و سریال با لینک مستقیم
بسم الله
دوست دارم فيلم ایرانی ببینم. آنقدر فيلم غیرایرانی دیدم که یادم رفته چطور باید به چشم‌هایت خیره شوم. این خارجی‌های دو دقیقه‌ای که نمی‌فهمند دو ساعت و نیم دست دست کردن برای یک چشم در چشم شدنِ طولانی، چه زحمتی دارد. راستش را بخواهید این را حتی فيلم‌های ایرانی هم نمی‌دانند. آنقدر از بدجنسی‌ها و خیانت‌ها و طلاق‌ها و بدبختی‌ها فيلم ساخته‌اند که یادشان رفته هنوز هم می‌شود دل بست و بازش نکرد. دوست دارم فيلم خودم را بسازم. فيلم اضطراب
با توجه به فيلم هایی که دانلود کردم ، میخوام به شما چند فيلم پیشنهاد کنم که ببینید البته در زمان خودش نقدش رو خواهم نوشت اما خب تا اون زمان
1.- جنگجوی درونPeaceful Warrior
2.Hichki سکسکه
3.Joy
4.انیمه your name
5.A.Beautiful.Mind
اینها به نظرم جزئ بهترین ها بودن ، اگه شما هم فيلمی میشناسید بهمون معرفی کنید.
دانلود فيلم خاله قورباغهسال ساخت : 1395سال انتشار : 1397نویسنده و تهیه کننده: فرشته طایرپو کارگردان: افشین هاشمیخلاصه داستان خاله قورباغه:فيلم خاله قورباغه» از هفتم اسپند ٩۵ در دکورهای مستقر در پلاتوی بنیاد سینمایی فارابی، با طراحی‌های مجید لیلاجی و اجرای میرنظام الدین مدنی، طی ١١٠ روز توسط محمد رسولی فيلمبرداری شده است. جلوه‌های بصری فيلم را دکتر امیررضا معتمدی انجام داده و تدوین فيلم بر عهده سپیده عبدالوهاب و افشین هاشمی بوده است. ‎موسی
توی تمام فيلم ترسناک های خارجی، همیشه یه موضوع هست که چند نفر و کنجکاو می کنه، ( و اون موضوع همه شونو به کشتن میده!!! ) و اونو توی اینترنت جستجو می کنن و کلی مطلب درباره ش به دست میارن ( حتی توی فيلم slender man عکس تمام قربانی ها رو نشون میده که یکی شونم یه دختر ایرانیه! ) بگذریم. چرا اینترنت اونا این جور اطلاعاتو داره ولی اینترنت ما نداره!؟ اینترنت اونا پر از ماجراجوییه .
البته حتی توی فيلم هم یه حالت مصنوعی داره. از این ترفند فقط توی فيلم هری پاتر هن
دانلود فيلم ایرانی سلام علیکم حاج آقا با کیفیت بالااول از همه بگم برای دانلود فيلم سلام علیکم حاج آقا می توانید یک سر به وبسایت های مختلف فيلم بزنید و ورژن های مختلف آن را دانلود نماییدبه یاد داشته باشید که فيلم سلام علیکم حاج آقا یک فيلم طنز بسیار مفرح و تاثیر گذار است
که از تاثیر آن نمی توان غافل بود.
از جمله نکات مثبتی که در این فيلم وجود دارد ساخت آن توسط کارگردان بزرگ میهنمان حسین تبریزی است.
حسین تبریزی می تواند نا ممکن ها را ممکن کند
عل
تغییراتی که در حین خواب در مغز رخ می‌دهد، در حقیقت روی تمام بدن تأثیر می‌گذارد.
همه‌ی ما می‌دانیم که داشتن یک خواب خوب شبانه برای سلامتی ضروری است و با وجود یک استراحت کامل است که می‌توانیم بهترین عملکرد جسمی و ذهنی را داشته باشیم، اما زمانی که می‌خوابیم اتفاقات زیادی در بدن ما رخ می‌دهد. در این گزارش قصد داریم ببینیم وقتی خوابیم در بدنمان چه اتفاقي می افتد؟
۱– مغز از خواب سبک شروع می‎کند و به سمت خواب عمیق تر می‎رودخوابی که در آن فرو م
1. این متنو یه جا دیدم : "کسی که بخواد رو مخ باشه موز خوردنشم صدا خیار میده." و به این نتیجه رسیدم که چقد رو مخ داداشمم :|
2. چقد امروز گرم بود.
3. تو خیابون بودم، خیابونای سمت ما خیلی خلوتن و مخصوصا تو ساعتی که من میرم کلاس خیلی دیگه هیچکی نیست :| غرررق گوشی بودم و یه دفعه حس کردم سمت چپ سرم رفت کلا :| و همزمان صدای آهن اومد. خلاصه که کله من بود که زارت خورده بود به این تابلو آهنیا که اسم کوچه موچه رو می نویسن. بعد یه لحظه برگشتم ببینم کسی دید یا نه دیدم ی
دانلود فيلم Dora and the Lost City of Gold 2019
دانلود رایگان فيلم Dora and the Lost City of Gold 2019 با کیفیت عالی
دانلود فيلم Dora and the Lost City of Gold 2019
نام فيلم: دورا و شهر گمشده طلا
ژانر: ماجراجویی، خانوادگی
زبان: انگلیسی
کارگردان: James Bobin
ستارگان: Isabela Moner, Q'orianka Kilcher, Benicio Del Toro
محصول کشور: استرالیا، آمریکا
سال انتشار: 2019
امتیاز کاربران: 4.6 از 10
امتیاز منتقدین: 51 از 100
مدت زمان: 102 دقیقه
خلاصه داستان:
نوجوانی ماجراجو به نام دورا که بیشتر کودکی&
امروز قصد نداشتم در وبلاگ پست بگذارم چرا که حرف هایم بر قلبم سنگینی نمی کردند . بهار برایم موسم دور هم جمع شدن خانواده است و با اینکه جمعیت مان آنقدر ها هم زیاد نیست اما دل خوش می شوم به همین دیدار های سالی یکباری ،که جانمان را هم چون بهار شکوفه باران می کند و روح تازه ای به جان های خسته ی مان برای شروع سالی جدید با دغدغه های تکراری اش، می دمد ،که اگر همین دیدار های سالی یکباری نباشد شاید هیچ گاه دایی ام را نبینم . امروز اتفاقي افتاد و چون درکش ن
با دو تا دیگه از دوستام و مامانم رفتیم مراسمش.جالبه که دوستای نزدیک اون زمانش هیچکدوم نیومده بودن.برای خودمم عجیبه واقعا.این دوستم همکلاسی دبیرستانم بود و همون موقع هم باهاش چندان ارتباطی نداشتم.این چند سال هم کلا ازش بیخبر بودم.نمیدونم چرا واقعا شایدم به خاطر فشارهایی که گاهی رومه کنترل نداشتم روی خودم.رفتیم اونجا و کلی توی بغل خالش گریه کردم.کلی همونجا گریه کردم و چشمم که به عکسش میوفتاد گریم بیشتر میشد.هیچوقت گریه هام دست خودم نبوده.هیچ
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب