نتایج مطلب ها برای عبارت :

عاقبت زن تسوسولان

 در دل و جان خانه کردی عاقبتهر دو را دیوانه کردی عاقبتآمدی کاتش در این عالم زنیوانگشتی تا نکردی عاقبتای ز عشقت عالمی ویران شدهقصد این ویرانه کردی عاقبتمن تو را مشغول می‌کردم دلایاد آن افسانه کردی عاقبتعشق را بی‌خویش بردی در حرمعقل را بیگانه کردی عاقبتیا رسول الله ستون صبر رااستن حنانه کردی عاقبتشمع عالم بود لطف چاره گرشمع را پروانه کردی عاقبتیک سرم این سوست یک سر سوی تودوسرم چون شانه کردی عاقبتدانه‌ای بیچاره بودم زیر خاکدانه را دردانه
می رسی نامه ی بر باد ولی بعد از مرگمن تو را می برم از یاد ولی بعد از مرگ"*من اسیرم به غمت، بندی زلفت شده اممی شوم عاقبت آزاد. ولی بعد از مرگگفته ای بر سر قبرم قدمی می آییمی شود خانه ام آباد ولی بعد از مرگ؟راضی ام، من به خدا راضی به مردن هستممی شود گر دلتان شاد ولی بعد از مرگ.یاد من یاد غزلهام اگر افتادیدیاد این قطعه ی فریاد. ولی بعد از مرگبنویسید به سنگ لحدم: راه نگار.عاقبت سوی من افتاد ولی بعد از مرگعاقبت پای به روی سر من نیز گذاشتدلبر
بسم الله الرحمن الرحیم
ما زیادی دنیارو جدی گرفتیم 
زیادی دلمونو بهش بستیم.
اخه این دنیا چی داره مگه ؟؟
دنیایی که توش براحتی بچه های بی گناه رو میکشن 
دنیایی که پر از سختیه

تواین مدت  خیلی فکر کردم دیدم این جا اصلا ارزش یه سری چیزهارو نداره نه خوشیش موندگاره و نه غمش
تنهاچیزی که برای آدم می مونه خدا و اهل بیته
تنها کسی که پشت و پناه آدمن فقط خداست و اهل بیتش.
و چقدر خدای مهربونی داریم و چقدر خدا دوستمون داره  و ما نمیدونیم
هرچن
عاقبت روزی اردی‌بهشت ما هم از راه می‌رسد ؛ صدای خنده‌ی شکوفه‌ها گوش شهر را پر می‌کند و نوای زندگی در شریان‌هایمان به جنبش در می‌آید!عاقبت منجی ما می‌آید، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد ، و بهار می‌رسد .
آقا بیا بخاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه‌ی عشق می‌روی
از کوچه‌های خسته‌ی ما هم عبور کن

+ به والعصر قسم! مهدی ما آمدنیست .
 " اللهم عجل لولیک الفرج "
《 عیدتون مبارک 》
یک عدد من روبروی ضریح امام رئوف ، به یادتون تک تک تون هستم،این بار فقط  نام میبرمتون و دعا با خود خود خودتون  چون من به دعاهای تو دلی ادم ها آگاه نیستم ، از صمیم قلب امیدوارم‌ هرکسی که از گروه الوبلاگیون میشناسم بره به راه صلاح خودش و عاقبت به خیر باشه.
تحریم ظریف منو یاد یه انیمیشن قدیمی انداختیادتونه یه خمیر کرم رنگ بود تو برنامه کودک؟ (خمیره شکل آدم بود همه کاری هم میکرد، یه بارم جورابشو میخواست بدوزه، دوخت به دستش، بعد جورابه رو کشید تو لامپ، دوخت به لامپه) قسمت جورابه رو پیدا کردم. ازینجا دانلود کنید.یه بار خواست گندشو جبران کنه، رفت جارو برقی آورد، اول خودش داشت جارو میکشید، بعد جاروئه قاطی کرد از دستش در رفت هرچی تو صحنه بود اعم از قاب عکس و میز و صندلی رو خورد، آخر سرم خود خمیره رو خو
عن الرضا علیه السلام عن أبیه موسی بن جعفر علیه السلام قال کتب الصادق علیه السلام إلی بعض الناس، إن أردتَ أنْ یختم بخیر عملُک حتّی تقبض و أنت فی أفضل الأعمال فعظّم للّه حقَّه أنْ لاتبذل نعماءه فی معاصیه و أن تغتر بحلمه عنک وأکرم کل من وجدته یذکر منا أو ینتحل مودتنا ثم لیس علیک صادقا کان أوکاذبا إنما لک نیتک و علیه کذبه
عیون اخبار الرضا علیه السلام، للشیخ الصدوق، ج2، ص4، باب فیما جاء عن الرضا علیه السلام من الأخبار المنثورة، ح8

از امام رضا علی
 نم نمڪ دارم بہ تو احساس پیدا مے ڪنم
هے ورق بر مے زنم هے آس پیدا مے ڪنم!
چشم هاے گرد و شیرینے ڪہ دل را مے برد،
من درون چشم تو گیلاس پیدا مے ڪنم!
هیچ حسے در جهان زیباتر از این نیست ڪہ،
من بہ اسم ڪوچڪت وسواس پیدا مے ڪنم!
در نمازم فڪر مے ڪردم بہ زیبایے تو،
ڪافرم ڪردے بیا اخلاص پیدا مے ڪنم!
فرض ڪن من باشم و تو در ڪنار زندہ رود،
واے بانو.مے روم عڪاس پیدا مے ڪنم!
خوب گشتم هیچ سنگے لایق دستت نبود،
صبر ڪن من عاقبت الماس پیدا مے ڪنم!

 
عاقبت می توانم غلبه کنم به این حال، به این وضع .؟ عاقبت به پا می خیزم ؟ 
 
 
پی نوشت:
 
  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">


 
دیروز یه اقای خیلی محترمی یه چیز تازه بهم یاد داد
من نمیدونستم ولی ایشون گفتن فاطمه یعنی جدا شده از آتش :)
مطمئنا که معنای اسم، تضمین نمیکنه عاقبت منم خوب باشه
من اگه درست زندگی کنم و بلد بشم به خدا چشم بگم(اینم ازون رمان عقیق یاد گرفتم میگفت خدا نمیخواد ما خوب باشیم میخواد ما چشم بگیم) در اونصورت عاقبت به خیر میشم
 
یه چیز دیگه هم بهم یاد دادن ایشون
اونم این بود که ما اجازه نداریم قوانین دیگرانو بشکنیم باور میکنید اینو اصا نگفتن؟ ولی بهم یاد د
رویا. کابوس. کابوس. رویاکاش چیزی این وسط تغییر میکرد
کاش هیچ وقت بیدار نمیشدم
وقتی هم که بیدار میشدم مرده بودم کامل
کاش از سکوتم میخواندی
چه حرف ها که سالها نهفته داشتم
و عاقبت خواهم مرد.
حتما دور از تو
حتما تنهای تنهای تنها
باور کن حرف مسخره ای نیست.
نتایج کنکور به زودی اعلام میشه و کارنامه اعمال منتشر می کنند!
اگر رشته مورد علاقتون قبول شدین که ناز شصتتون!
اگر نه سخت نگیرید و اوقات تلخی نکنید.
 
اینایی که پول و شهرت و قدرت دارن هیچکدوم کنکور قبول نشدن!
اصلا چون قبول نشدن به این چیزها رسیدن!
 
در عوض این روزها و سن ها زمان مستقل شدن و آزادی بیشتر گرفتنه از کانون خانواده!
عاقبت خوب واسه اونیه که بره دنبال علاقه اش.
 
وقتی متاهل شدم خیلی از پای سجاده نشستنام کم شد،یهو یاد مسئولیتای تازم می‌افتادم و مثلا پا میشدم شام درست کنم
وقتی فسقل خان به دنیا اومد تسبیحات حضرت زهرا هم دچار همین مصیبت شد.
ی دلتنگی عجیب و غریبی برای خلوت و سجاده و عبادت دارم.
ی ترسی از عاقبت این غفلت تدریجی آزارم میده.
نماز صبح همیشه معضل بزرگ زندگیم بوده:(((((((((((
دلم به اول وقت خوندنای دست و پا شکستم خوشه.نه نه خدایای دلم فقط به رحمت خودت خوشه.
در حال خوندنش هستم . چقدر روال زندگی اون زن برام قابل درکه . چند خط و بند که می خونم کتاب رو می بندم ! طاقباز کف اتاق دراز میکشم و به سقف خیره میشم . به خودم که میام می بینم دقایق طولانی به هیچ چیزی فکر نکردم . 
هنوز تمومش نکردم . برای خوندن کتاب باید سرم دنج باشه . فعلا انواع صداها توی سرم موج مکزیکی میزنه . تمرکز خوندن کتاب رو ندارم ولی دلم میخواد تمومش کنم . اطلاع از عاقبت سرنوشت اون زن برام جالبه . 
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود               تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت                  تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت                          در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست بریده بود خمار غمم سحر                         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام                         روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کاو نکاشت مهروز خوبی گلی نچید
عاقبت دوستی و دشمنی با امیر المومنین علیه السلام در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله
شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:
٧- قال: أخبرنی أبو الحسن علی بن محمد بن خالد المیثمی قال: حدثنا أبو بكر محمد بن الحسین بن المستنیر [ قال: حدثنا الحسین بن محمد بن الحسین بن مصعب ] قال: حدثنا عباد بن یعقوب قال: حدثنا أبو عبد الرحمن المسعودی، عن كثیر النواء، عن أبی مریم الخولانی، عن مالك بن ضمرة، قال: قال أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام: أخذ رسول
بسمه تعالی( تقدیم به شهید مدافع حرم مهدی اسحاقیان و رزمندگان جبهه مقاومت )قسم به خون تازه ات - به جسم پاره پاره ات –به فیض جاودانه ات –شدی حبیب قلب ما –ستاره ی قریب ما –كجا رود به دین ما –ستم شود به مثل ما – حزین شود ولیِ ما-جز این كه ما فدا شویم –شریفه ی فنا شویم – لایق مصطفی شویم – اگر به غیر این كنیم –شیعه او نمی شویم – منجی ما بیا بیا –صاحب امر (عج) ما بیا – عاقبت ختم رسول –اشرف خلق انبیاء - قاصد رهبرم شدم – عشق اگر طلب كند –بنده به س
مغازه رو تازه عوض کرده داداش .پیج مغازه حضرت برادر دست منه . یعنی کلا پیج رو من زدم . عکس گرفتن از جنسای مغازه هم کار منه و ادیت و پست کردنش . تا فروش اینترنتی .یجوری سرم رو گرم کرده ولی همچنان فاطمه حوصلش سر میره [گریه]هر شب یک ساعت بحث میکنیم ک مشتریایی ک از طریق پیج آشنا شدن کیان :) با من حساب کنه . ولی همچنان به من هیچی نمیده . با اینکه امشب اعتراف کرد نصف مشتریایی ک داره از پیجن این ته ته ( زبون خویش را گاز گرفته ) . فدا سرش . اینقدر همی
درپارک لاله فائزه بااقدام به فال گیری درآمدکسب میکرد.روزی پسری که اسمش محسن بودازکنارش ردشدوخواست که فالش رابگیردپسرکه اسمش محسن بودگفت بایک نگاه به سرتاپای اووگفت که مصیبتی بزرگ نصیبش میشود.محسن روزبعدهم ازکنارش ردشدوگفت هنوزنمردی؟فائزه فالگیرگفت خیلی دوست داری بمیرم مزاحم فالگیری من میشی؟محسن گفت فالگیری عاقبت نداره.دیگرمحسن راندیداماهرروزمتوجه میشدکه وابستگی زیادی به محسن پیداکرده وهرشب کابوس میدید.صبح تاشب دنبال راهی بودکه به
 چند روزی بیشتر نمانده ست تا اتمام بیست و دو سالگی ام. من اما هنوز هم که هنوز است گیج و گنگ و مبهوت نشسته ام به تماشای دنیا. امروز داشتم فکر میکردم این که آرام نیستم یعنی باید از نو شروع کنم. از نو درباره ی انسان فکر کنم. درباره ی انسانیت. خدا را  از نو بجویم. حق را. باطل را. درست را. غلط را. دین را. کفر را. ممات را. حیات را. حرام را. حلال را. راه را. بی راه را. دنیا را. آخرت را. نور را. ظلمت را. خودم را. دیگران را. همه چیز را. همه چیز را از نو بخوانم. همه چیز ر
به نظرم گمشده زندگی من ، خلوت و مطالعه عمیق و شعر است . در این لحظات خودم را تا عمق وجودم پیدا میکنم و حتی گاهی ممکن است با خواندن این چند سطر ساده چنان عمیق در خیالات خودم غرق شوم که خیسی اشک را روی صورتم حس کنم : 

با خودم فکر میکنم تمام زندگی ای که جلو چشمانم خواهد امد عاقبت بخیرم میکند یا نه . 
دارم با تنهایی بدی دست و پنجه نرم میکنم ولی به خودم قول دادم زیر قولم نزنم. 
تا قبل از اینکه تکلیفم با خودم و زندگیم و آیندم مشخص نشه، وارد هیچ نوع رابطه ای نمیشم. 
تازه داشتم یه وبلاگی رو میخوندم دختر انگار من بود ولی چند ورژن بالاتر. من تازه اولاشم ولی اون خیلی وقته این نوع نگرش ها رو داشت. 
میدونی یه نفر به دختر گفته بود : دخترای مثل تو رو دیدم، یجور خاصن ولی عاقبت همشون تنهایی و تنهایی و تنهاییه :(
مهم نیس. 
مهم اینه که بتونم خودمو کنترل کنم و
شهداء اینجا حتا معنای شهادت رو هم دارن خراب میکنن اینقدر دورو شدن که از شهادت هم واسه پیش بردن هدف شون استفاده میکنن!! لابد فکر میکنن ما بهم برسیم از شهادت جا میمونیم هه! این که دیگه ثابت شده اس که شما دلسوز ما نیستید! و ثابت شده اس که معنای شهادت رو هم نمیدونید! حالا اگر خیلی نگران عاقبت بخیر شدن ما هستید مثل همیشه! محض اطلاعتون باید بگم که ما با هم شهید میشیم تا شما بعضیا بفهمین که همین که خدا هست کافیه تا شما بعضیا بفهمین خداوند محبت است ، م
عاشقی پیداست از زاری دلنیست بیماری چو بیماری دلعلت عاشق ز علتها جداستعشق اصطرلاب اسرار خداستعاشقی گر زین سر و گر زان سرستعاقبت ما را بدان سر رهبرستهرچه گویم عشق را شرح و بیانچون به عشق آیم خجل باشم از آنگرچه تفسیر زبان روشنگرستلیک عشق بی‌زبان روشنترستچون قلم اندر نوشتن می‌شتافتچون به عشق آمد قلم بر خود شکافتعقل در شرحش چو خر در گل بخفتشرح عشق و عاشقی هم عشق گفتآفتاب آمد دلیل آفتابگر دلیلت باید از وی رو متاباز وی ار سایه نشانی می‌دهدشم
لذت زاید الوصفی هست در آخرین لقمه غذای کسی که نان و پیاز و سبزی و کبابش را تا آخر خوب مدیریت کرده. اولی ها را با نان زیاد برداشته؛ فقط برای هدف کوتاه مدت سیر شدن. و ذخایری از کباب و سبزی باقی گذاشته برای لذت اساسی لقمه پرملات آخر. مزه لقمه آخر از این جهت که زیر زبان باقی می ماند خیلی مهم است. شما هم با این نکته موقع خوردن مغز بادام آشنا شده اید؛ وقتی مغز آخری که اتفاقا ترگل ورگل تر از بقیه بود و کف دستتان بعنوان سوگلی نگهش داشته بودید از بد حادثه ت
چند دقیقه بدون باز کردن شیر آب روی صندلی حمام نشسته بودم. عاقبت از ترس اینکه مستر به دوش نگرفتن و صدای آب نیامدن از حمام شک کنه و در حمام رو باز کنه و چهره اشک آلودم رو ببینه دوش رو باز کردم. دست و پام رو گرفتم زیر دوش اما خودم عقب تر روی صندلی نشسته بودم و به پهنای صورت اشک می ریختم. مسبب حال بدم مستر بود. یا لااقل دقیقه های اول من این فکر رو می کردم. از رفتارش در برابرم بدم می آید. به حال زارم در آینه نگاهی انداختم و با صدای از نطفه خفه شده گریه کرد
به فارسی طبل است  دیدن نان در خواب خبر مکروه سخن دروغ است فکوری پیدا و روشن و این جمله دلیل بر زننده آن کند.
ابن سیرین گوید: اگر دید با تبیره پای کوبد و رقص کند دلیل است بر غم و اندوه و اگر دید او تبیره مفرد همی زد دلیل که سخن باطل گوید یا کاری ناصواب کند بدان مشهور شود و بعضی از معبران گویند تبیره در خواب آواز خوش است باطل است.
کرمانی گوید:اگر دید تبیره میزد دلیل که کارهای باطلند با شمعت که در او هیچ اصل نباشد و با مردم  هر وعده که دهد جمله د
با چه کسی می توانیم نشست و برخاست داشته باشیم؟
حضرت امام صادق علیه السلام
انْظُرْ إِلَى کُلِّ مَا لَا یَعْنِیکَ مَنْفَعَةً فِی دِینِکَ فَلَا تَعْتَدَّنَّ بِهِ وَ لَا تَرْغَبَنَّ فِی صُحْبَتِهِ فَإِنَّ کُلَّ مَا سِوَى اللَّهِ مُضْمَحِلٌّ وَخِیمٌ عَاقِبَتُه‏
دقّت کن که هر کسی در امر دینت نفعی به تو نمی رساند، به او توجّه نکن و به همنشینی با او مایل نباش. زیرا هر چه غیر از خداست نابودست و عاقبت ناگواری دارد.
وسائل الشیعة» ج ۱۲ ص ۲۴
عاقبت منکر غدیر و نفرین امیر المومنین علیه السلام بر او (به روایت اهل تسنن)
عبد الحمید بن هبة الله بن ابی الحدید از علمای اهل تسنن می‌نویسد:
و ذكر جماعة من شیوخنا البغدادیین أن عدة من الصحابة و التابعین و المحدثین كانوا منحرفین عن علی ع قائلین فیه السوء و منهم من كتم مناقبه و أعان أعداءه میلا مع الدنیا و إیثارا للعاجلة فمنهم أنس بن مالك. ناشد علی ع الناس فی رحبة القصر أو قال رحبة الجامع بالكوفة أیكم سمع رسول الله ص یقول من كنت مولاه فعلی مولا
هوالرئوف الرحیم
گفتم حالا که نهم هست و چهارشنبه هم هست برم گوشش رو سوراخ کنم.
دختر سی ساله ای که وقتی دیده هام رو تو خونه تعریف کردم، مامان گفت احتمالا خودکشی کرده بوده، تو CPR بود و انقدر جو متشنج بود که منصرف شدم و گذاشتم سر فرصت با آرامش.
رفتیم خونه مامان جون مهربون. اونجا هم اون بنده ی خدا می خواست بیاد و باز انقدر جو اون طرف هم متشنج بود که زود جمع کردیم و اومدیم.

پی نوشت:
به رضا میگم، اینهمه زحمت بکش بچه بزرگ کن تو سی سالگی که تازه می خوای ثمر
چگونه آیات دین و زندگی را مفهومی بخوانیم؟
در این بخش قراره راجع به مطالعه صحیح درس دین و زندگی صحبت کنیم.
همان طور که می دانید درس دین و زندگی کنکور با ضریب 3، اهمیت ویژه ای دارد و جزء درس های مهم به حساب می آید. 
سؤالات دین و زندگی غالباً در دو بخش آیات و متن طبقه‌بندی می‌شوند و نگاه خاص طراحان کنکور به موضوع آیات و ترکیب آن با سؤال‌های مربوط به متن است به طوری که چه متن فارسی و چه متن عربی آن تقریبا بالای 60 درصد سؤالات کنکور را شامل میشود! 
( خسته از عشق )
گرچه که رفتی ومن ، سوختم ازاین جفا
عشقِ تو دیگر مرا ، نیست بسَر بی وَفا
چشمِ شَرَر بارِ تو ، داده فنا هستیم 
شُکرکنم شد خموش ، آتشِ این ماجرا
سنگ شده این دلم  ، مثلِ دلِ سنگِ تو
عاقبت از این سفر ، راه نمودم جدا
سینه یِ پُر شورمن ، شد تُهی ازمهرِتو
دل شده ازمحبس و ، قیدو رَسَن هارَها
گوکه دلی رانبود ، خون شده ازعشقِ تو
با غم و هجرانِ تو ، نیست دگر آشنا
یاکه دوچشمی زاَشک ، دردلِ شب رنگِ خون
اَشک نریزد دگر ، چشمِ تَرم در مَسا
از تو بُتی
بعد مرگش اولین سوال تو ذهنم این بود ک :این ک به این راحتی مرد.واسه زندگیش برنامه ریزی کرده بود واسه آیندش ، شغلشحالا ینی همه چی تموم؟میدونی جوابش چیه؟اینه ک آدما نباید به این دنیا وابسته باش. اول فکر میکردم ک ولش کن این ک مرده اگر قرار ماهم اینطوری بشیم پس دیگ تلاش واسه چیه؟حالا فهمیدم واسه اینه ک اگه رفتی اونور زندگی باارزشی ک اینجا داشتی واست ارزشمنده.دقیقا نمیدونم دلیلش چیه اما مطمئنم این دنیا واسه "saveخوبی هاست"اگه الان تلاش نکنیمکلی فرصت
سلام 
۲۴ سال پیش در چنین شبی بشارت تولدت را در همین سرزمین دریافت کردم. وشوق و جدی وصف نپذیر
تولدت به ماه قمری مبارک
هدیه تولدت یک طواف بر دور بیت بود با نماز داخل حجر اسماعیل و دعای :رب هب لی ذریة طیبة انك سمیع الدعاء. و نیز : ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین واجلنا للمتقین اماما 
امیدوارم عاقبت بخیر باشی و مصداق هر دو آیه.
جملات بالا متن پیغام پدرم از مکه مکرمه بود که چند ساعت پیش دریافت کردم
چقدر اشک ریختم .
خیلی حسرت‌ها تو دلم زند
از صبح که بیدار شده بودم بعد از کارهای روزمره به دیوار هال تکیه زده و به روبه رو زل زده بودم.یک ساعت در همان حال زمان را به هدر داده بودم.گویی مرده ام و استخوان در بدن ندارم.در ذهنم به دنبال دلیل و رمز این بی حوصلگی بودم.عاقبت به این نتیجه رسیدم که راز در هورمونهاست.سالهاست که من هر وقت به زمان و ساعت بیولوژیک بدن نزدیک می شوم دل از زمین و زمان میبرم.دلم نمی خواهد با احدی حرف بزنم و کسی سکوت دلم را بشکند و سالهاست که کس حرمت این خودخواهی را
هو الرحمن الرحیم
تاریخ تولدبه آدم یادآوری می کندهر آمدنی، رفتنی داردو ثانیه ها و دقایق و ساعات شمارش معی هستندبرای رفتنو اما اینکه بخواهیم چگونه برویمبستگی به این دارد که چگونه زندگی کنیم

و یک سال دیگر .
شهادت ، به تعویق افتاد .و نشد ، که بنویسند .به سال1397/12/12 .تاریخ شهادت را .
چگونه خواهیم بود ؟!
چگونه خواهیم ماند؟!
چگونه خواهیم رفت ؟!+ می شود به رسم رفاقت دعایم کنید !عاقبت بخیری .شهادتافتخار خدمت بیشتر به پدر و مادر 
گاهی واقعا سخت میشه، زیاد درگیرش نیست، ولی وقتی فکر میکنه ترسناک میشه براش که نکنه! اینم بیفته تو این وضعا شاید برای ایناست برای سوال هایی که پشت سر این دغدغه میاد زیاد فکر نمیکنه برای همون همینطوری داره میگذره و! با خودش فکر میکنه نکنه اینطوری بشم منم درگیر این مشکلات چرت و پرت بشم که زندگی هارو آرزو ها رو حیف میکنه و نابود فکر هایی که الآن ها داشت همش نیست و نابود بشه سفر هایی که میخواست بره! 
شاید بعضی ها قبول نکنن و دلیل هایی رو بیارن برا
عبد الحسین خان سپهر در ذکر وقایع سال 1317 قمری درباره قحطی کُردستان (در زمان مظفرالدین شاه قاجار) می نویسد: قحطى در کُردستان به حدى بود که چندین روز مردم نان پیدا نمى کردند و برگ درخت مى خوردند چنان که زنى که به حسن و کثرت مو معروف کردستان بود و چند طفل داشت و از براى آنها نان پیدا ننمود، ناچار گیس خود را مقراض(قیچی) کرد و به خانه اى برده به سه هزار و ده شاهى فروخت و آن همه پول را به بازار برد و نان نیافت.
 (عاقبت) در روز 9 صفر 1317، مردم کُردستان شوریدن
خیلی ذوق نکنین رفقا و فرزندانم،
کسانی که خیلی پیر درون فعالی دارن،
معمولا فقط همین یه مورد خوب بلدن، یعنی خوب تصمیم بگیرن، خوب برنامه ریزی کنن، و .
بلد نیستن که دل کسی رو به دست بیارن، بلد نیستن صبور باشن (قبلنم توضیح دادم)، بلد نیستن خوب و دلنشین و صبورانه رفتار کنن.
شماها همتون، اعم از دختر و پسر، بابا لنگ درازو دیدین.
دیدین اون جرویس خیلی صبور و قابل اعتماده؟ خیلی صبوره و باهوش.
این قسمت صبر و حوصله رو کسانی که پیر درون دارن، فاقدش هستن.
فکر
ترکه های درخت آلبالو : تا حالا از جنگ در کردستان چیزی شنیدی؟ بیا مفصل بخوان!
 
ترکه های درخت آلبالو، عصر داستان
معرفی:
این کتاب درباره ی یک معجزه ی واقعی است. کتابی درباره ی وضعیت خاص کردستان. وقتی این داستان را می خوانید متوجه می شوید که شرایط جغرافیایی و اقلیمی کردستان به شکلی بوده که دموکرات ها و کموله ها غلبۀ کامل بر منطقه داشته و آزادسازی آن فقط می تواند یک معجزه باشد.اگر برای تربیت فرزندت از خدا کمک بخواهی حتی وسط فساد و بی دینی هم که باشد
کعبه
ی جود و سخایی یا جواد(ع)
مظهر لطف و صفایی یا جواد(ع)
ای
که هستی نور بزم معرفت
در ره دین کشته گشتی عاقبت
ای
سراپا فضل و احسان و کرم
درعزایت دیده ی ما بحر غم
 خیمه ی اسلام را بودی ستون
چشم ما از داغ تو دریای خون
تو
گل خوشبوی باغ حیدری
معنی آیات حمد و کوثری
نور
چشمان علی موسی الرضا (ع)
شد ز داغت شیعه بر غم مبتلا
نام
تو درمان درد شیعیان
داغ تو برده ز ما صبر و توان
اهل
عالم تا قیامت سائلت
همسر تو عاقبت شد قاتلت
ای
علی موسی الرضا را نور عین
تشنه جان
خدایا، بنده‌ی روسیاهت چگونه شکرت را بجا آورد؟ خدایا، مگر می‌شود توان ادای شکر همه‌ی نعمت‌هایت را داشت که آن هم بدون عنایتت محال است.
خدایا، جهالت این بنده‌ات را انتهایی نیست مگر به لطفت که شامل حال این ظالم شود که براستی ظالم به خود است.
خدایا، وقتی مرور می‌کنم زندگی‌ام را، آمدنم را، بودنم را، مگر می‌شود که بودنت را ندید، مگر می‌شود زندگی را بی تو در فهم آورد.
خدایا، زندگی سخت است و دنیا هزار رنگ و هزار حیله دارد و چه سراب‌هایی که گویی ه
 
حر بن یزید ریاحی»
اولین کسی بود که آب را به روی امام بست و اولین کسی شد که خونش را برای او داد. عمرسعد اولین کسی بود که به امام نامه نوشت و دعوتش کرد برای آن‌که رهبرشان شود و اولین کسی شد که تیر را به سمت او پرتاب کرد. کی می‌داند آخر کارش به کجا می‌رسد؟ دنیا دار ابتلاست.
با هر امتحانی چهره‌ای از ما آشکار می‌شود، چهره‌ای که گاهی خودمان را شگفت‌زده می‌کند. چه‌طور می‌شود در این دنیا بر کسی خرده گرفت و خود را ندید؟
می‌گویند خداوند داستان ابل
یه سری بچه مثبت در این روزگار هستند که با نامحرم حرف نمی زنند ،سرشان را از زمین بلند نمی کنند، دوستانشان همه از جنس خودشان هستند ،جلسه های هفتگی خاصی شرکت می کنند که اخلاق و راه زندگی را به آن ها نشان می دهد، اردو های گروهی قم و مشهد و کربلا می روند و .
اما این بچه مثبت ها اگر اندکی بخواهد از این رویه خدا پسندانه ای که در پیش دارند تخطی کنند (به واسطه ی ورود به دانشگاه یا ازدواج با شخصی که سبک و سیاق متفاوت دارد یا رفتن سراغ کاری که لازمه اش باز ب
+ این همه شهر ایران رو رفتم. تو چند تاشون زندگی کردم. تو نصفشون فامیل دارم. من گشتم، پیدا نکردم. شما هم نگردید، جایی مثل داش علی تو هیچ کجای ایران پیدا نمی‌شه. می‌دونم اسمش داداش علیه، اما من از بچگی گفتم داش علی و الان دیگه عوض نمی‌شه. اونایی که نمی‌دونن، یه بستنی‌فروشیه.
+ دیشب بعد از چهار سال دوباره تو اتاق خودم خوابیدم. ولی دیگه حس اتاق من رو نداشت، چون به جای فرشم و تختم و لباسام و استیکرام، وسایل دایی‌اینا توش بودن. هیچ حسی توم برنینگیخت
عاقبت توتالیتاریسم
می
گویند تقدیر این بودکه ملت آلمان به جای انقلابی سوسیالیستی، در دام فاشیسمِ حزب
نازی بیفتد. اما چرا چنین شد؟ بی‌گمان بسترهای اجتماعی و ی برای این اتفاق
مهیا بوده‌اند و مهمتر از همه، ملت آلمان  (در اواخر دومین دهه از قرن بیستم)
به التیام غرور جریحه‌دار شده خود (با شعارهای پرشور نازی‌ها که قرار بود دوباره
آنها را به اوج اقتدار بازگردانند) می دادند، بیشتر گرایش داشتند، تا رسیدن به
بهشت برابری که مارکسیست‌ها وعده می
رسانه را اگر امری ایستا در نظر بگیریم، جذب مخاطب را در میزان فراگیری و تطابق طبع آن با عموم مردم باید جست. اما رسانه فقط ایستا نیست. پویایی رسانه ما را از کم‌بود مخاطب نمی‌ترساند، که ما را از کم‌بودن رسانایی برحذر می‌دارد. رسانایی یک رسانه، توانایی آن در برانگیختن مخاطب برای انتشار رسانه است؛ یعنی همان رابطۀ نرخ جذب با تعداد مخاطب فعلی. ساختارهای ایستای رسانه، ما را به طرح و طبع مطبوعات به ذائقۀ مخاطب و نهایتاً ذائقه‌بازی می‌خواند؛ ولی
درآینه
نگاه کن،

اگر صورتی
زیبا داری کاری مناسب جمالت انجام بده

واگرقیافه
ات نامناسب است،

زشتی
کرداررا به زشتی صورت میفزار
افلاطون
(صورت وجمال زیبا دلیل این نیست که همه عکس هات رو نشون دیگران بدی
 باید از این نعمت ؛از این هنر خداوند خوب استفاده کنی ،نه این که اوج بی
حیایی رو به رخ بکشانی.


اما هرچقدر هم قیافه زشت باشه بدتر از کردار و رفتار زشت نخواهد بود
.

خدایا به فریادمان برس .

الهی عاقبت بخیر بشیم)
متوکل بن هارون که در مقدمه صحیفه سجادیه به عنوان راوی اصلی صحیفه معرفی شده است می گوید: روزی یحیی بن زید بن علی (ع) {نوه امام سجاد (ع)} را بعد از شهادت پدرش دیدار نمودم. یحی بن زید از من پرسید آیا تو پسر عمویم جعفر بن محمد { امام صادق(ع)} را ملاقات کرده ای؟ گفتم: آری. گفت: آیا از او شنیدی که عاقبت کار من چه میشود؟ 
گفتم: امام گفت تو نیز مانند پدرت به دلیل قیام علیه بنی امیه کشته می‌شوی. پس چهره‌اش دگرگون شد. به او گفتم: فدایت شوم، من مردم را دیدم ک به پس
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید عشققایقی در طلب موج به دریا پیوستباید از مرگ نترسید، اگر باید عشقعاقبت راز دلم را به لبانش گفتمشاید این بوسه به نفرت برسد شاید عشقشمع روشن شد و پروانه در آتش گل کردمی توان سوخت! اگر امر بفرماید عشقپیله ی رنج من ابریشم پیراهن شدشمع حق داشت! به پروانه نمی آید عشق
فاضل عزیز
وقتی از خودت فاصله می گیری، نه یک سانت و نه یک متر و یک کیلومتر، که سال ها، سال های نوری، درست لحظه ای که باور می کنی این موجود عجیب و غریب "تو" هستی، معجزه ای می رسد که ناگهان به یادت می آورد که بودی، چه بودی، و چه می خواستی باشی
وقتی باور کرده بودی تنها نیستی، باور کرده بودی باید تلاش کرد و تنها نماند، غرق در دنیای دیگران شد، فرصتی برای "تو" بودن نداری، زمان کم است، درست در همان لحظه، خاطرات ورق می خورند، برمی گردند به چند سال قبل، و تو می شوی هم
اصلا باورم نمی شد که در یک مدت طولانی حتی فرصت نداشته باشم که به وبلاگ اختصاصی خودم سر بزنم!!!! اما آنچه که من رو به این فضای دنج و خلوت!! کشانده موضوعی است که نه ناراحتم می کند و نه خوشحال؛ اتفاقی که لابد حکمتی دارد ولی من آن را نمی فهمم، جالب اینجاست که من حتی درجه ی اهمیت آن را هم نمی دانم!!این روزها زیاد صحبت از آن است که خانه ی خدا کجاست؟؟ تا بحال فکر می کردم خانه ی خدا همان است که در مکه است؛همانجایی که در داستان ها خوانده ایم که حضرت ابراهیم(ع
انیمیشن ایرانی کلیله و دمنه با کیفیت فول اچ دی 1080p Full HD
کلیله و دمنه با لینک مستقیم به کارگردانی علیرضا توکلی بینا
دانلود انیمیشن کلیله و دمنه
کارگردان: علیرضا توکلی بینا | ژانر: انیمیشن، کمدی، خانوادگی | تاریخ انتشار: پاییز 1397
مدت زمان: 82 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: کودک و نوجوان | کیفیت: HD
حجم: 2.1 گیگابایت + 1.6 گیگابایت + 1.1 گیگابایت + 598 مگابایت
خلاصه داستان: داستان این انیمیشن درباره دو شغال به نام‌های کلیله و دمنه است که با حوادث تلخ و شیری
نام فارسی فیلم : ستاره های روی زمین
ژانر : درام ، ماجرایی ، خانوادگی ، هندی
محصول کشور هندوستان
امتیاز : 8.4 از 10
کیفیت : BluRay 720p
حجم : 1.3 گیگابایت
مدت زمان : 2 ساعت و 45 دقیقه
زیرنویس هماهنگ : دارد
دوبله فارسی حرفه ای و جذاب
صوت دوبله بصورت جداگانه
دو زبانه (صوت دوبله و صوت زبان اصلی)
خلاصه داستان : ایشّان آواستی (دارشیل سفری) کودکی نه ساله است که یک سال در کلاس سوم مردود شده و بر خلاف برادر بزرگترش -که همیشه بالاترین نمره‌ها را می‌گیرد- در کلاس از همه
وارد غرفه‌ی نمایشگاه اروند شدم و به سمت نمایشگاه کتاب‌ رفتم، بزرگ‌ نبود و همین نشان می‌داد که نمایشگاه بزرگ‌ کتاب، اروند نیست، بین کتاب‌ها یکی‌شان چشمم را گرفت، برداشتم و همزمان پرسیدم "امسال شلمچه نمایشگاه کتاب داره؟" و جواب گرفتم "نمیدونم خبر ندارم، ولی فکر کنم داشته باشه. آره هست" ، مقصد بعدی رسیدن به غروب شلمچه بود، وارد نمایشگاه که شدم فهمیدم که نمایشگاه بزرگ کتاب امسال در شلمچه هم نیست، این را می‌شد از غرفه‌های کوچک کتاب فهمید،
بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی که زندگیشو و گذاشت و رفت 
خیال کردم دوستم نداشت
بعضیا گفتن نکنه  نخواستت که اول زندگی انقدر راحت ازت برید
راستش توی علاقش شک کردم .
به خودم گفتم نکنه واقعا !!!!!!.
اما برام قابل قبول نبود
هیچ کس نمیدونست که همون اول بامن شرط کرد که مانعش نشم.
باتمام  این بی قراری ها با همه شک و شبهه ها میگم فدای سر امام حسین علیه السلام فدای سر حضرت زینب سلام الله.
امین به هرچی میخواد میرسه
هرحرفی بزنه یروز بهش میرسه .
ارباب بی کفنم ، برات سینه میزنم


ارباب
بی کفنم ، برات سینه میزنم
وقتی
میدی کربلا بنویس اسم منم
مرغ
دلم با اسم کربلا دیوونه میشه
پر
میزنه سمت حرم بازم میخونه میشه
دستگاه
تو خیلی سِمَت ها میده به یه عاشق
اما
دل عاشق یه لحظه از دیوونگیشه
دم
به دِقه کرم میدی تموم نمیشه این گنج
عشقتو
انداختی به دل بدون زحمت و رنج
با
اینکه من یه عمره هیچ کاری برات نکردم
ولی
به دادم رسیدی تو لحظه های بغرنج
.
حسین آقام ، حسین آقام ، حسین عزیز زهرا .
اَلا رب العالمین ،
ساربان ابرو مه آمد کاروان  اندیشه کن
حامل بارِگران است راهِ حکمت پیشه کن
راه بسی خوف خطرگِرداب دریا پیشِ رو
خاک شیران ساربان .حق مرم پیشه کن
گرشویم تسلیم راهزن عاقبت ذلت رسد
با  کمالِ  اقتدار مصلحت را پیشه  کن
شیوه ی دشمن گهی داد و فریاد و رجز
پیرِ بُرنای زمان را عسگری ره پیشه کن
تاریخ 19/2/1398
علی عسگری صادقآبادی 
پاینده باد حضرت امام ی رهبر گرامیطلوع خورشید
×اولین باری که کتاب بیشعوری رو خوندم متوجه شدم به شخصه در خیلی از موارد بیشعورم!!! اولش خواستم کتمان کنم ولی بعد دیدم نمیتونم خودم رو گول بزنم که، پس بهتره خوشحال باشم که خودم فهمیدم و می‌تونم رفتارم رو اصلاح کنم! اما قضیه به اون سادگی هم نبود و خب کلی زمان برد تا تونستم چند مورد رو درست کنم و با بقیه همچنان در حال دست و پنجه نرم کردنم! حالا چرا اینو گفتم؟ جون از بعد خوندن کتاب متأسفانه فهمیدم  خیلی از اطرافیان نزدیکم هم بیشعور هستن! دلم میخواس
بسم الله الرحمن الرحیم از هرکه می پرسیم چرا نیامدی فلان دعوتی؟ جات خالی بود؟ میگه گرفتارم دیگه مشغله ها زیاد شده!جالب است بدانیم گرفتاری انواع دارداگر مشغله ها کار خیر باشه و کار حلال و مناسب، خوبه (البته اگه به جایی آسیب وارد نکند مثلا خانواده یا رسیدگی به والدین که در اینصورت نیز مطلوب نیست.)ولی اگر گرفتاری حکایت از حرص به جمع آوری مال دنیا بکند یعنی انسان زندگی اش با یک شغل می چرخد ولی حرص می ورزد و بدنبال پول جمع کردن بیشتر است خوب نیستچ
یهو از پشت چپر پیداش شد. من
لال شدم و سالار هم فقط تونست بگه : یا خدا! این دیگه چی بود؟!
 
حسنعلی ولی انگار نه انگار.
خنده ای کرد و گفت : چته پسرجان؟! اون که باید ازش بترسی خداست! یا کمِ کمش بابای
خودت یا بابای این یکی، وقتی از صدای جیک جیکتون ردتونو می گیرن و میان پشت باغ انگوری
سر وقتتون. من که عددی نیستم! ولی نکن این کارا رو. عاقبت نداره به این برکت. به
تیر غیب گرفتار میشی ها!
 
بعدشم دو تا حبه انگور انداخت
دهنش و راهشو گرفت و رفت.
 
سالار هنوز خودش
نمیدونم دعای خیر کی بود که اتفاقی نیوفتاد .
هیچ وقت سوار ماشین شخصی ، آژانس  نشدم ،،، البته خیلی ها بهم گفتن آرام سوار ماشین شخصی نشیاا !
دیرم بود و مجبور شدم سوار ماشین آژانس بشم
از لحظه که من سوار شدم راننده آهنگ گذاشت ،، با خودم گفتم همه اهنگ میذارن عیبی نداره ، یه کمی گذشت  دوبار صدای آهنگ بلند کرد ،،با خودم گفتم ایرادی نداره حتما این آهنگ رو دوست داره
منم همین جوری بیرون داشتم نگاه میکردم به ماشیناو پیاده رو و آدم ها
نکته :دقت کردین

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زینب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زینب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
من اما برترین آدم‌ها را از نگاه خود در دو دسته دیده‌ام. آن قدر که شده بود گاهی می خواستم دنیا را از این کشف غیر تازه‌ام که اخلاق ورزشی» واقعا وجود دارد، خبر کنم. بله دسته‌ی اول ورزشکاران‌اند. هرچه جلوی ایشان تواضع بورزی، نه تنها ذره‌ای غرور نمی‌گیرند بلکه در کمال تحیّر، در عین قدرت متواضع تر برخورد می‌کنند. بیشترین حس امنیت روحی را -حتی اگر اختلافات عقیدتی زیادی داشته باشیم- زمانی دارم که با دوستان ورزشکارم هستم. در مقابلشان می‌توانی خ
امروز به اتفاق خانواده رفته بودیم امام‌زاده برای زیارت. امام‌زاده‌های اینجا معمولا تنها نیستند. مردم معتقدند اگر مرده‌هایشان را نزدیک قبر و ضریح آن‌ها دفن کنند، شفاعت‌خواه عزیزانشان می‌شوند؛ به‌همین‌خاطر حیاط امام‌زاده‌ها معمولا پر از قبرهای کوچک و بزرگ است، پر از مردگانی که روزی مثل ما زنده بودند و درگیر قصه‌های خودشان. فکر کردن به این قصه‌ها همیشه ذهن مرا مشغول می‌کند و ماحصلش می‌شود نگاه کردن به قبرها بعد از زیارت.
امروز هم ط
قسم به دیده‌ی یعقوب و بوی پیرهنی
قسم به شوق اویس و به جذبه‌ای یمنیقسم به برقِ دو چشمی حسینی و حسنی"قسم به وعده‌ی شیرینِ مَن یَمُت یَرَنیکه ایستاده بمیرم به احترام علیعلی امام من است و منم غلام علی"فقط علیست که باید خود انتخاب کندمرا بنا کند او یا مرا خراب کند"به ذره گر نظر لطف بوتراب کندبه آسمان رود و کار آفتاب کند"علیست نعره‌ی طوفانی‌ام خدا را شُکررسید امامِ خراسانی‌ام خدا را شُکرمرا کشاند قراری هزار شُکر آقامرا رساند قطاری هزار شُکر آق
 ساقیا برخیز و درده جام راساقیا برخیز و درده جام راغزل شماره هشت حافظ شیرازی ( ساقیا برخیز و درده جام را ) به همراه معنی و تعبیر فال حافظ ، برای مطالعه این شعر زیبا و تعبیر فال آن با سایت تفریحی همراه باشید.متن غزل شماره هشت حافظغزل شماره هشت حافظساقیا برخیز و درده جام راخاک بر سر کن غم ایام راساغر می بر کفم نه تا ز بربرکشم این دلق ازرق فام راگر چه بدنامیست نزد عاقلانما نمی‌خواهیم ننگ و نام راباده درده چند از این باد غرورخاک بر سر نفس نافرجام ر
در این مورد پستی نذاشتم ،نمیدونم چرا! شاید چون خجالت کشیدم شاید چون ترسیدم و هزارتا شاید دیگه. تو اطرافم برای دوستانم زیاد اتفاق افتاده و خب طبیعی بوده براشون و میدونستن که جهت سرگرمیِ و مشکلی باهاش نداشتن.اما خب برای من درک و هضمش همیشه سخت بود.آقای دکتر بود،حدودا34 ساله.از استان دیگه ای میومد اینجا تا تدریس کنه، اونم نه برای همه، برای 10 نفر که یکیش من بودم.متاهل بود و خب حلقه ش آدمو قرص میکرد به تعهدش.بعد از اتمام دوره کوتاه مدتش وقتی میرفت
هر انسانی با اندکی اندیشیدن درون
خود و تفکر در سامان هستی به نظام یکتای گردون یقین پیدا می‌کند.
گویی دستگاه هستی یک پیکره‌اند که
از فرمانی واحد پیروی می‌کنند. چنانچه در کنجی از کاینات پدیده‌ای مایه‌ی
ناسازگاری با آرایش یکتای حاکم بر هستی شود؛ در گوشه‌ای دیگر کمبود آن برمی‌گردد. چنانچه
بدسلوکی به بی‌قرینگی کشیده شود، درازدستی به سیطره‌ی مخلوقات شمرده می‌شود و
گواهی بر تکثر در وحدت آفرینش خداوند سبحان قلمداد می‌شود و به تباهی بخشی از
فرا رسیدن سال نو همیشه
نوید بخش افکار نو ، کردار نو و تصمیم های نو برای آینده است. آینده ای که
همه امید داریم بهتر از گذشته باشد. شهر در سال نو ، ۳۶۵ روز سلامتی ، شادی
، پیروزی ، مهر و دوستی و عشق را برای شما آرزومندیم. خدایای رحمان نوید
میلاد سال نو را بر دوش نسیم بهاری گذاشت تا این امانت سبز را به رسم آغاز
به خالق سپارد.
حلول سال 1398 و تولد
دوباره طبیعت ، عید فرخنده و کهن نوروز باستانی را که یادگار نیاکان و پیام
آور دوستی ، عشق و محبت ، با لطاف
یک لحظه دنیا روی سرم  خراب شد. همه به او نگاه میکردند. خودش هم نمیدانست چرا این دکمه را فشار داده است. مهندس کارخانه و استاد رنگشان عین گچ شده بود. من دست به سینه و به دیوار تکیه داده بودم. بدترین کلید ممکن را زده بود، کلید emergency ! مهندس این طرف و آن طرف میپرید و اضطراب عجیبی داشت. گفته میشد این خط 12 سال بدون توقف کار میکرده است. همه به ما دو نفر زل زده بودند و زیر لب می گفتند این دو مخابراتی این جا چکار دارند، اصلا همه چیز تقصیر اینهاست و کلی دری ور
تقریبا جلد یک بود که متوجه شدم کتاب پر از پارادوکس شده ! تازه هرچی به اخرش میرسیدم احساس میکردم با شعور من مخاطب بازی شده ! جلدای دوم و سوم اوضاع بهبود پیدا میکنه پس باز هم صبور باش !
تو چند جلد کتابایی که از نادر خوندم متوجه شدم نادر شیوه ی مباحثه رو بیشتر به کار برده البته اگر بشه این اسم روش گذاشت ! با نویسنده در این مباحثه همراه میشی و خودت جای قهرمانان کتاب میزاری ، جملاتی رو از طرفشون مزه مزه میکنی میسنجی و به نشانه ی تایید سر تکان میدهی و ی
ما ترسیده ایم. باید هم بترسیم! از منتشر کردن هر متنى که روزى شاید مدرکى باشد علیه ما در دادگاه انقلاب اسلامى، از نشر هر عکسى که شاید شامل محتواى مجرمانه باشد در قانون اسلامى ایران. از داشتن وى پى ان. از فالو کردن یا نکردن آدم هاى خاص. ما باید هم بترسیم از سر به راه نبودن. اما مگر مى شود به عنوان یک شهروند، برق را درست مصرف کنى، آب را به یاد شهرهایى جز پایتختِ یک کشور خشکسالى زده کم مصرف کنى، غذایت را در حد توان با گرسنه ها شریک باشى، اما به وقتِ ش
سلام دخترکمسلام جان و دلم


امروز می خواهم برایت از یکی از قرارهای من و مادرت بگویم، قراری که قبل از ازدواج و شروع زندگی مشترک، با هم گذاشته بودیم و کم کم هنگام عمل به آن فرا می رسد و آن  اینکه نه اهواز که شهر پدری تو است بمانیم و نه اردبیل؛ شهر مادری ات.هر یک از من و مادرت اهداف مشترک و البته مختصی از این قرار داشتیم؛ که اهداف مشترک مان البته بیشتر مد نظرمان بود تا اهداف اختصاصی. مهم ترین هدف مشترک مان، پیشرفتی است که به نظرمان با این دوری و هجر
از نظر امام زمان(عجل الله نعالی فرجه
الشریف) بهترین عمل در ماه مبارک رمضان
چیست؟

در زمان غیبت صغری اهل ری نامه ای
نوشتند و به شیخ صدوق پدر داده اند و در آن، این دو سوال را از محضر مبارک امام عصر ارواحنافداه پرسیدند، شیخ صدوق نامه را گرفت و به
بغداد رفت و توسط یکی از نواب اربعه خدمت امام زمان(عج) نامه را تقدیم کرد و جواب گرفت. آن حضرت در جواب نامه فرمودند:

بهترین عمل در ماه رمضان فراگرفتن مسائل شرعی و آگاهی دینی و
بهترین حاجت، طلب عاقبت به خیری
نام کتاب: کلت طلایی
نویسنده: SILVERSEA HORSE
ژانر: پلیسی، عاشقانه
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 271
خلاصه‌ی داستان:
داستان در مورد دختری به اسم یگانه است که به اجبار، به راه خلاف کشیده شده و به یک قاتل تبدیل می‌شه و حالا می‌خواد انتقام بگیره و…
 
فرمت قابل دانلود: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت پی دی اف
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
۲- برای باز کردن
امام، مقاومت» را از روی هیجان‌زدگی انتخاب نکرد، از روی احساسات زودگذر
انتخاب نکرد؛ پشتوانه‌ی انتخابِ مقاومت از سوی امام بزرگوار ما یک
پشتوانه‌ی منطقی،عقلانی،علمی و دینی است.
اولا:
یک جزء این منطق این است که مقاومت، واکنش طبیعیِ هر ملّت آزاده و باشرف در
مقابل تحمیل و زورگویی است؛ دلیل دیگری لازم ندارد. هر ملّتی که برای شرف
خود، برای هویّت خود، برای انسانیّت خود ارزش قائل است، وقتی ببیند یک چیزی
را میخواهند به او تحمیل بکنند، مقاومت م
به یاد شهدای دلاور
ارتش

به یاد شهدای گمنام
هوانیروز

"شهید
منصور وطن پور" 




- از اولین
خلبانان (کبرا) و فرماندهان هوانیروز ارتش

- مسئول آموزش
پایگاه هوانیروز اصفهان و کرمانشاه

- فرمانده پایگاه
هوانیروز اهواز

- فرمانده عملیات
هوانیروز در جنوب

.

.

متولد = اراک

.

شهید منصور وطن پور

از اولین افسران
ممتاز جذب شده هوانیروز

و از متخصصان و
نخبگان ارتش

که دوره های عالی
آموزش را پشت سر گذاشته بود

و در رشته ها و فنون
مختلف دارای توانایی بود

ایشان ه
دیده را با دیدن روی تو دریا می کنم
گُم شدم اما تو را یک روز پیدا می کنم
تو سراپا نازی و من هم سراپایم نیاز
عاقبت من هم خودم را در دلت جا می کنم
حرف ناگفته زیاد است و کسی غمخوار نیست
سفره دل را فقط پیش شما وا می کنم
مسجد و میخانه دیگر جای این بیچاره نیست
من همین کنج دل خود با تو نجوا می کنم
قصه شمع و گل و پروانه را با من مگو
من در این وادی خودم را زود رسوا می کنم
لاف عشق تو زدن کار من بی مایه نیست
من خودم هم با خودم هر روز دعوا می کنم
عاشقی با شاید و اما
فاطمه یکی از بهترین‌های بیان در مطلب مفید جدیدش در مورد اثر شتر مرغی نوشته و توضیح داده است که افراد به صورت طبیعی گرایش به شنیدن و پیگیری اخبار مثبت دارند و وقتی اخبار حاکی از چیزی است که برخلاف میل آن‌هاست مثل کبک سرشان را در برف فرو می‌برند تا با ندیدن واقعیت‌های تلخ را حذف نمایند.
فاطمه ضمن مطلب از پادکستی که با این موضوع شنیده و مقاله‌ای تکمیلی که در پایان مطلبش معرفی کرده چندین مثال آورده، من هم بدون نیاز به فکر زیاد می‌توانم چند مو
کی به حجله کی به حجله شازده دوماد با زنش کی بگرده دوره حجله خواهر کوچیگ ترش*** جینگ جینگ ساز بیارو از بالی شیراز بیار سوریا گویید مبارک بادا ایشالا مبارک بادا *** آقوی سبا جووووونه صبا از ما به چند از ما به یکیک ماه تیز کنم ریز کنم پیش بیبیم ببرم او نخوره من چه کار کنم *** اسب آوردیم تو حیاط عروس خانم شد سوارخیر بیبینی ننه ی عروس ای گل از خونت در آد *** در خونه ی عروس خانم آب رکنی رد میشه چوب ب یارید پل ببندید عروس خانم رد بشه*** راه شیراز دوره و آ
 
 
( وَ کَانَ ، مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الاِسْتِخَارَةِ )
 
 
ترجمه:از دعاهاى آن حضرت (ع) است در استخاره
***
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ بِعِلْمِکَ ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اقْضِ لِی بِالْخِیَرَةِ [1]
 
ترجمه:خدایا! من از تو خیر مى‏خواهم چون به همه چیز دانائى، پس درود بر محمد و آل او فرست و براى من خیر مقدر فرما.
 
وَ أَلْهِمْنَا مَعْرِفَةَ الِاخْتِیَارِ ، وَ اجْعَلْ ذَلِکَ ذَرِیعَةً إِلَى الرِّضَا بِمَا قَ
برای تو، و همه آن‌ها که تویی خواهند بود؛
هرچند بعید به نظر می‌رسد.


 

در شرایطی به سر می‌برم که با بندبند وجودم
وجدان می‌کنم معنای زندگی در گرو طول، عرض، عقلانی بودن و یا مفید بودن آن نیست.
هر تلاشی که برای افزایش دادن عیار معنای زندگی داشته‌ام با شکست مطلق مواجه شده.
حالا من، و بسیاری از کسانی که می‎‌شناسم، تا حد قابل توجهی در شلاب پوچی فرو رفته‌ایم.
سنگینی گل و لایی که اطراف بدنمان را گرفته راه رفتن را اگرچه هنوز غیرممکن نکرده
ولی مسیر
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و با لحن محتاطی او را صدا کردخانم معلم او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نیتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمره 9گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمرۀ قبولی نگرفته استپسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می‌شود. می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟خانم معلم با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم؟!!. این ممکن نی
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست
بخوانید که هم اکنون خواندم و به شما هم پیشنهاد میکنم
توبه نصوح
 نصوح مردی بود شبیه زنها، صدایش نازک بود، صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت.
او با سوء استفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار دلاکی میکرد و کسی از وضع او خبر نداشت. او از این راه، هم امرار معاش میکرد و هم برایش لذت بخش بود.
گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار توبه اش را می شکست.
 روزی دختر شاه به حمام رفت و مشغول استحمام شد. از قض
نیم ساعتی میشه که رسیدم خونه. داشتم آماده میشدم که پیش بابا بخوابم تا اینکه زن بابا بالاخره اومد و منم بابا رو بوسیدم و زود اومدم خونه.
اگه از حال بابا بپرسین میگم بهترن. بهتر یعنی اینکه بدتر نشدن و تو همون وضعیتشون استیبل شدن. بدتر از اغما یعنی مرگ. پس بابا بدتر نشدن و و بدتر نشدنشون یعنی اینکه بهترن. این نگاه من به حال باباس. پس الحمدلله.
امشب عقد محمد و عطیه بود و قسمت نشد که من اونجا باشم. تقدیر این بود که اون لحظات بالاسر بابا باشم و به بابای
خواص درمانی خواندن سوره های قرآن
 
 
 
در برخی از روایات برای هر یک از سوره های خواصی ذکر شده است که در ادامه بخشی از این خواص براتون ذکر میگردد.
رفع سرماخوردگی و زکام: خواندن سوره شرح
درمان تاری دید چشم: خواندن سوره انفطار
رفع آبریزش چشم: خواندن سوره عبس
درمان آب مروارید: خواندن سوره بینه
درمان بیماری کبد: خواندن سوره قصص
رفع بی خوابی: خواندن سوره انبیاء
به خواب نرفتن: خواندن سوره نبأ
بندآمدن ادرار: خواندن سوره شرح
عدم سقط جنین: خ
نشسته بودم کنار تخت و سعی می‌کردم بی‌صدا اشک بریزم. خوب نبودم و تمام غصه‌های عالم ریخته بود در دلم. میان اشک‌ریختن‌هایم، صدای اشک‌ریختن‌های او را هم می‌شنیدم؛ یک صدای میومیوی ضعیف. حدودا یک‌ساعت پیش پسرعمه‌ام او را برده بود و انداخته بود در خیابان؛ یک بچه گربهٔ لاغروی نحیف و بیمار را! آدم‌های بی‌رحم. از آدم‌هایی که با حیوانات دشمن‌اند می‌ترسم، از آدم‌هایی که نسبت به موجودات ضعیف‌تر از خودشان رحمی ندارند می‌ترسم، از آدم‌هایی که
تو چه دورانی زندگی میکنیم تو چه روزگاری کسایی که دور و برمون میبینیم که مشکل دارن یه دردی دارن یه غمی دارن ولی نمیتونیم کاری انجام بدیم که دارن ذره ذره اب میشن عمرشون داره تموم میشه ولی نه میتونیم بهوشون راهی و روشی بگیم و نه میتونی حتی کمی خوشحالشون کنیم از همسایه تااا فامیل  دور تا مردمی که میبینی که مثل خودت مثل خونواده ی خودت دارن این ور اونور میزنن که جا نمونن که اگه بمونن دیگه .نمیتونن ادامه بدن که زندگی از روشون رد میشه مردمی که هر جای
شبها و غروبها میرم پیاده روی کنار اقیانوس،
و فروب آفتاب رو تماشا میکنم،
و اینقدر پشه منو زده که تمام دستام دون دونه.
ببینین،
اینجور ادمها، آدمهایی که "پیر درون" دارن،
آدمهای خوبی هستن معمولا، خوبن، سالمن، کاملا میدونن چی درسته و چی غلطه، معمولا آدمهای تنهایی هستن،
معمولا سطح فکر خوبی دارن،
معمولا سعی میکنن خلاف جریان حرکت کنن، خیلی فکر میکنن، توی تنهاییای خودشونن،
کنار خونه شون ممکنه بهترین و زیباترین بارها و کلاب ها باشه ولی اینها اونجا
786
روایات خواص عقیق

روایات عقیق  برگرفته از کتاب حلیة المتقین از علامه محمد باقر بن محمد تقی مجلسی
1.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: دوست دارم هر مومنی پنج انگشتر در دست کند، عقیق بابت دفع فقر، فیروزه بابت گشایش کار، یاقوت بابت دفع پریشانی، حدید بابت غلبه بر دشمنان، درنجف بابت آسان شدن امور
2.منقول است که حضرت امیر المؤمنین (ع) چهار انگشتر در دست می کردند، انگشتر یاقوت برای شرافت و زینتش، فیروزه برای نصرت و یاریش، حدید صینی برای قوتش و عق
786
روایات خواص عقیق

روایات عقیق  برگرفته از کتاب حلیة المتقین از علامه محمد باقر بن محمد تقی مجلسی
1.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: دوست دارم هر مومنی پنج انگشتر در دست کند، عقیق بابت دفع فقر، فیروزه بابت گشایش کار، یاقوت بابت دفع پریشانی، حدید بابت غلبه بر دشمنان، درنجف بابت آسان شدن امور
2.منقول است که حضرت امیر المؤمنین (ع) چهار انگشتر در دست می کردند، انگشتر یاقوت برای شرافت و زینتش، فیروزه برای نصرت و یاریش، حدید صینی برای قوتش و عق
با یاد و نام خداوند و به امید بر آورده شدن حاجات و سلامتی و به راه راست هدایت شدن تمام انسان ها ؛
هر روز یک صفحه 
صفحه پانصد و پنجاه و نه  سوره الطَّلاق ( 12 – 6 )
 
سورةُ الطَّلاق
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏
 
أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتَّى یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنّ
وقایع دردناک عاشورا تا بعد از ظهر که هنگامه شهادت امام حسین علیه السلام بود یکسری جنایات را به خود دید و از شهادت امام حسین (علیه السلام) به بعد سرزمین کربلا شاهد فجایع و جنایاتی خاص در مورد اهل بیت پیامبر بود.  سال 61 ه.ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از این که امام حسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند. آنها به سوی خیمه‌های حرم امام حسین (علیه‌السلام) روی آورد
تعبیر خواب مسافرت رفتن


تعبیر خواب مسافرت رفتن و سفر کردن چیست؟
تعبیر خواب سفر کردن و مسافرت رفتن زیارتی به مشهد و کریلا و خارج از شهر و تفریحی با ماشین، قطار، هواپیما، اتوبوس و پای پیاده با دوست، فامیل،خانواده، همسر و حتی تنهایی + دیدن قصد سفر کردن مرده و دیگران و برگشتن از سفر با سوغاتی از خواب های متدوال ما در رابطه با تعبیر خواب سفر می تواند باشد.
در حالت کلی دیدن خواب سفر کردن و مسافرت نشانه تغییر و تحول در زندگی می باشد و این تغییر و تح
به مثنوی که میرسیم پر از داستانهای زیبا و دلنشین و گاه تلخ و غمگین است . اما مثل همه چیز در دنیا ، این داستانها هم یک ظاهری دارند و یک باطنی . در نگاه اول ظاهر داستان به چشم میاد  و اگر در ظاهر بمانیم شاید داستانهای هزارو یک شب بسی جذابتر از داستانهای مولانا باشند اما بقول خود مولانا اساس کار باطن داستانهاست که باید رمز گشایی شوند چرا که گفته :بشنوید ای دوستان این داستانخود حقیقت نقد حال ماست آندفتر اول ، اولین داستان حکایت شاهی عادل است  که عا
۵ پیشنهاد به تا 1400
 
______________
✍️ مسعود مویدی
قبل از انتخابات، به عناوین مختلف فعالان ی به پیام دادند که در عرصه انتخابات ۹۶ ورود نکن و قهرمان شو!اما، در عرصه انتخابات ورود کرد و اتفاقا شمع و گل و پروانه دست به دست هم دادند تا معادلات بازی را در آخرین روزها تغییر دهد و با جلب بالاترین میزان رای برای دومین بار راهی پاستور گردد!تاریخ در دوران ۸ ساله روسای جمهور بعد از انقلاب گواه از آن دارد که تا امروز بجز رهبری،
هوالمحبوب
وقتی اوضاع یک جامعه، نا‌به‌سامان و آشفته است، رجوع مردم
به سمت خرافه بیشتر می‌شود. خرافه‌پرستی، مربوط به فرهنگ و جغرافیای خاصی نیست. در
میان تاریخ هر قوم و قبیله‌ای، در لا‌به‌لای صفحات تاریخ هر کشوری، مشتی از این
خرفه‌پرستی‌ها به چشم می‌خورد. تجربه ثابت کرده است که انسان زمانی به دامن خرافه
چنگ می‌زند که از هیچ محل دیگری امید نجات نداشته باشد.

سنت‌های خرافی، جایی هستند که مردم غصه‌های خودشان را در آن
چال می‌کنند. وقتی فس
بدترین ساعت‌های
روز بهترین زمان برای رفتن به کتاب‌فروشی است؛ مثلا ساعت 14 و 53 دقیقه. علت این
تقارن خلوت بودن کتاب‌فروشی است. خلوت بودن هم به این دلیل مهم است که غالبا کتاب‌فروشی‌ها،
نسبت به تعداد کتاب‌های‌شان، کوچک هستند و فضای حرکت میان قفسه‌ها تنگ است. به
جاده دوطرفه یک بانده می‌مانند. اگر طرف مقابل از جنس موافق نباشد که دیگر هیچ. به
دلایل فرنگی و فرهنگی باید با چنان مهارتی مماس و موازی او رد شویم که حتی یک
مولکلول از دو طرف به هم نخورن
 قتل میترا استاد به دست همسر ت­مدارش سوژه­ای شد برای بسیاری از واکاوی­ها و تحلیل­ها و حتی تسویه حساب­های ی. صرف نظر از تحلیل­های ی و واکاوی­های اطلاعاتی و جنایی این قضیه، آنچه که بایسته است پیشتر از این دست تحلیل­ها بدان توجه شود فروپاشی معنویت در سبک زندگی­های سکولار است.
 
زندگی که در آن تربیت دینی رنگ باخته، حدود و ثغور حجاب و عفاف در آن فرسنگها با یک خانواده مذهبی فاصله دارد و هیچ سنخیتی با یک رجل ی در حکومت اسلامی ندار
مهاجرت یکی از ارکان تمدن جهان است. مقابله با
آن یعنی مقابله با رشد و شکوفایی و تعالی فرهنگی. ممکن است مخالفت با آن دلایل
گوناگونی داشته باشد، یا به اشکال مختلفی مطرح شود. ولی همیشه محکوم به شکست است. در
جنگهای صلیبی، اروپا به دور خود دیوار بزرگی از: توهمات کشیده بود. انکیزاسیون
اجازه هیچگونه تبادل فکر با مسلمان ها را نمی داد. ولی عاقبت چه شد؟ جریانی بنام
سکولاریسم این دیوار را از بین برد. الان بزرگترین جمعیت فعال اروپا، جمعیت مهاجر
است. زیرا ج
جادوی کتاب  با یادی از استاد ارجمند دکتر
باستانی پاریزی
لحظاتی که با کتاب طی
می شود به حقیقت سرخوشانه لحظاتی ست که مفهوم فرهنگی آدمی در عالم  تعریف می شود.کتاب که می خوانی ابدیتی خجسته
ترا از این سوی تاریخ به سو می کشاندو اگر فاصله ای اندک باشد با خشت جان تو پر می
شود. وقتی  با این دوست سرشار از سکوت و
معنا ارتباط داری  احساس آرامش روحی می کنی
و در وجودت حس سلامتی و پاکی همراه با اعتماد بنفس موج می زند پرنده ای هستی در
آسمان همه پروازها پ
بسم الله الرحمن الرحیمالّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهمانسان محور اصلی هدف آفرینش خلقت از سوی پروردگار عالمیان است. نیاز به راهنما و راهبر نیز از مهمترین موهبت ها و عنایات اراده الهی جهت هدایت، رشد و سازندگی انسان بوده است. انسان سرکش و عصیانگر با فراموش کردن هدف آفرینش خلقت و پشت کردن به راهنما و راهبر فرستاده شده از جانب حضرت حق تعالی، راه زوال و نابودی خویش را هموار نموده است. جدال و جدل انسانهای سرکش و ا
وقتی میگوییم "حکومت"، منظور تمام نهادهایی هستند که طبق قانون اساسی، قدرت و بودجه بین آنها تقسیم شده و در ازاء آن، وظایفی بعهده آنها گذاشته شده است. لذا منظور فقط دولت (قوه مجریه) نمی باشد. سوال مهمی که بصورت تئوری حداقل دو قرن  بسیاری از متفکران را بخود مشغول کرده – هر چند بطور عملی بشر هزاران سال است که با انواع حکومتها به آن جواب داده-  آنست که وظیفه حکومت چیست و مرزهای وظایف، مسئولیتها و دخالتهای آن کجا باید باشد؟ یا بطور عامه حکومت تا کجا
سروده مثل خورشید
بگذارید
بنویسم
از دشمنی
معذورم
و مثل طلوع
خورشید
چشم دیدن
همه را دارم!
 ماهشهر ع-بهار
رواقی مکتب تحمّل بی شکایت مصائب!
می گویند مکتب
رواقی هم مکتب جهان میهنی ست وهم مکتب خوب زیستن است،به تعبیری عبور از عسرت به
فرج است تا زندگی علیرغم رنج و مصائبش برای انسانها آسانتر شود زیرا میوه آگاهی که
بشریت را از چاه ویل تاریکی نجات داد چه در اسطوره های نیاکان اقوام شرق و غرب و
چه در زمانه یونانی گری تا عصر خرد باوری دکار ت و کانت ساده  ب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب