نتایج مطلب ها برای عبارت :

شوهرم انگشتم میکنه نی نی سایت

اومدم اینجا چون امنيت ندارم 
کانالمو میخونه 
نمی‌خوام چیزی ازم بدونه ،من هندونه سربسته ام‌،هندونه در بسته‌ام 
بیرون این سبز قشنگ یه درون قرمز و سفید و زرده .پر از تخم 
نمیخوام کسی تخم هامو ببینه،بشمره،قرمزی‌ها و سفیدی ‌هامو ببینه 
حتی شوهرم ،مخصوصا شوهرم 
کانالم‌ خوند اومدم اینجا.وبلاگ قبلی رو شاید بدونه ،وبلاگ قبلی قبلی رو نمی دونه مطمئنم 
باید ایمیل جدید بسازم ،بازم بازم ،بازم 
اینطوری دوستی‌هام دووم ندارن 
ولی کسی نباید منو بلد
 
آقای گرجی پورگفت وا دختر بهت یاد ندادن با عمت اینطور صحبت نکني بی تربیت؟
 
دردونه که از تعجب دهانش باز مونده بود گفت بابا چی گفتی؟الان؟
 
آقای گرجی پور نازی اومد وگفت خجالت بکش بابا تو صدا میکني؟
 
دردونه گفت :وای خاک بر سرشدیم مامان بابا از دست رفت .وبلند داد زد مـــــــــــــــــــــــامــــــــــــــــــــــــان؟
 
شادی خانم از تو آشپز خونه در حالی که ترسیده بود باعجله اومد گفت :
 
هان چیه  ترسیدم دختر این چه طرز صدا کردن قلبم اومد لوز
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم ، هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده.
قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمیرسید ولی هر وقت که مادرم با تلفن حرف میزد می ایستادم و گوش میکردم و لذت میبردم.
بعد از مدتی کشف کردم که موجودی عجیب در این جعبه جادویی زندگی می کند که همه چیز را می داند. اسم این موجود اطلاعات لطفآ بود ، و به همه سوالها پاسخ می داد. ساعت درست را می دانست و شما
دیشب مهمان بودیم 
یک زن خوب دارد پسرعموی شوهرم .یک زن تمام عیار
یک مشعله خوب هم یکی از حضار مهماني داشت یک مشعله تمام عیار. و آن این که دختران و پسران را برای ازدواج به هم معرفی می کرد
زن خوب مهماني در حیني که مشعله خوب مهمان داشت غلغل می زد و برای پسری از اقوام دست به کار شده بودند انواع دخترها را از توی گوشی با مشخصات و تیپ و ترتیب و قیافه برانداز می کردند حرگت شیریني کرد:
رو به همسرش گفت: عزیز تو دختری چیزی نمی خوای!
نه که دخترهای لیست زیاد بو
گفته بودم که ترس بین احساساتی که میشناسم از همشون کشنده تره . از شنبه قراره برم پانسیون تو خونه نمیتونم درس بخونم خودشون بمونن و خونشون از بس نگران بودم براشون  ولی الان میگم به من چه اصلا .دوروزه قفسه سینم درد ميکنه گوشمم همینطور تو گوگل سرچ کردم به چیزای جالبی نرسیدم حس میکنم انگشتم کج شده و میترسم ، وقتهایی که خونمون تو سکوته رو دوست دارم کاش میتونستم مغزمم ساکت کنم جدیدا متوجه شدم شستن دستام بهم ارامش میده ولی به نظرم بهتره یه جایگزین د
یجور یِوَری و لمی نشستم صندلیِ عقب ماشین،هوا تاریکه،بیرون خلوت.یک دسته موی تاب خورده ی بلند ریخته روی صورتم. دور انگشتم میپیچمش.زل زدم به کفش هام. ی ماشین رد میشه انگار باند متحرکه  "مرددمم شهررر بگوووشیییددد".دلت خوشه ها خوابیم‌ خواب.چرا نيومد بابا.دور و دور  تر میشهبا ریتمش به زور ی حرکتی به خودم میدم "امشب سر هر کوچه خدا هست"هنوزم دلت خوشه.چند دقیقه بعد یکی دیگه.چیه جریانشون.
اینوقت شب چه حالی دارن ماشین های تک سرنشینِ باندیمردیم ا
دیروز ظهر تو شرکت وقتی داشتم با حرص و عصبانيت درباره‌ شوهرم مطلب میذاشتم زنگ زد و گفت عصری مامان می‌خواد واسه بابا تولد بگیره ساعت پنج میگیره ک کارگرشونم باشه آخه واسه باباش شکلات نذر کرده بوده کارگرشون 
گفتم جشن رو اگ آبجی بزرگه‌ت میگیره نمیام ،گفتش نه مامان داره جشن برگزار ميکنه
پرسیدم یعني کیک رو فاطی نمیپزه؟ گفتش نه مامان پول داده بخرن کیک 
رفتیم و کیک رو آبجی بزرگه‌ش خریده بود و مراسم، مراسم آبجیش بود .
با اینکه از اول میدونستم دروغ
چکار کنم شوهرم بهم خیانت نکنه:ما باید بدانيم که اینها فقط مردان نيستند که خیانت می کنند.
اما ن آن نيز را انجام می دهند، بنابراین بهتر است .
به دنبال دلیل خیانتبه جای این که به یک درگیری جنسیتی تبدیل شود، باشیم.
یکی از خصوصیات ازدواج، تعهد و پایبندی هر یک از همسر به یکدیگر و حقوق متقابل است.
به گونه ای که این تعهد پایه و اساس زندگی مشترک خواهد بود.
در غیر این صورت، اعتماد متقابل بین همسران یا اعضای خانواده کمتر و کمتر خواهد شد.
چکار کنم شوهرم
دیروز یه خبری به گوشم رسید
داشتیم درمورد یکی از دوستای قدیمیم حرف میزدیم
و اونقدر این خبر ناراحت کننده بود که محکم زدم تو صورتم.یعني دستمو بالا اوردم و با همه ی قدرتم پنج انگشتم رو روی صورتم فرود اوردم
تو اون لحظه داشتم به اون فکر میکردم که چقدر پست و خقیر شده که کارش به همچین رفتاری و همچین گفتاری کشیده.برای همین یه نظرم اومده بود که کوبوندن پنج انگشت روی صورتم، بهترین واکنشه برای تخلیه احساساتم
اما دو ثانيه بعد به خودم فکر کردم که "من عاش
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
من "سیندا" و شوهرم "باد کافمن" اهل ایالت آرکانزاس هستیم. بسیار هیجان زده و خوشحالیم که به رتبه های بالای کاری شرکت خود دست یافته ایم. آغاز کار ما با "تیم ناسیونال" همراه با دعای خودمان بود. در تابستان سال 2002، من و باد بر سر اینکه کار جدیدی را شروع کنيم، مدام در حال کشمکش بودیم.
ادامه مطلب
میدوني،من آدم بغضای همیشگی بودم
آدم نباریدنآدمی که اکه ابری باشه، ابرای بزرگیه که هیچکس نمیفهمه پشتشون یه عالمه بارون تلنبار شده است 
هر ادمی تو زندگیش دردایی داره. منم،
هیچوقت نگفتم دردای من از بقیه دردترن!نگفتم سلطان غمم و نخواستم کسی حتی بفهمه غمگینم.
 خواهر نداشتم. تا تو اغوش مهربونش راحت غمامو زار بزنم تا سبک شم
 همه غمام بغض شدن چسبیدن به گلوم
من داد نزدم های های گریه نکردم، برای هیچکسی خودمو لوس نکردمهیچکسی نداشتم سرمو بچ
مخاطبای گوشیمو که میگردم،دلم میگیره.
یعني چی که عکس تکی شوهرت رو میذاری پروفایلت؟ یا پروفایلتو پر میکني از طرح های گرافیکی اسم شوهرت!!
یه گروه عضوم که همه ی اعضاش خانومن، حالا وقتی پیام میاد چی مینویسه؟
امیر می پرسه: عزیزای دل، چیکار کنم ته دیگم خوب بشه؟
علی میگه: بیا پی وی بهت یاد بدم:/
یا مثلا اصغر(مرد تنها) عکس لباس شبش رو میذاره، میگه فروشیه، بخدا فقط یه بار پوشیدم:/
من نمیگم همه باید عکس خودشون رو بذارن،نه.منم همیشه عکس خودم رو پروفایلم ني
از مدتها قبل دایی ، پرویز بهش پیشنهاد داده بود که همگی به اتفاق خواهرشوهرها یه آخر هفته رو بریم گردش. اتفاقا خواهرشوهر بزرگم هفته پیش اومدن شهرکرد و قصد داشتن با هم بریم بیرون اما وقتی شوهرش شنيد این هفته با دایی شوهرم قرار گردش داریم گفت ما نمیاییم. اون یکی شوهرخواهرشوهرم هم که مشکل قلبی داره یه مقدار حالش نامساعد بود و گفت ما نمیایم. و چقدر اعصاب خردیه که یک نفر برنامه بریزه و بقیه قر و اطوار بیان. چون قبلا اکثر گردش و مسافرتها رو شو
جلوی دوستاش کار بد آبجی بزرگه‌شو گفتم و خیلی بهش برخورد 
شخصیت بی‌خود و مزخرفی دارم‌،عجول،غیر منطقی و.
دفاع کرد از آبجی‌ش ولی همه موافق بودن با من  و گفتن کاری ک برا آبجی‌ت انجام دادی حماقت بوده ، کار آبجی‌ت خیلی بد بوده و همیشه بدی رو با خوبی نباید جواب داد
با اینکه تو این شیش سال کارد رو ب استخونم رسوندن تا حالا اینطوری جلو جمع بازگو نکرده بودم و به شوهرم حسابی برخورد  ، از کارش دفاع کرد و بقیه متفق القول مخالفت کردن باهاش و بیشتر بهش ب
مهموني دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نيست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگراني هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن
مفیدستان:
به گزارش جام جم آنلاین، توصیه می‌شود نکات زیر را هنگام خوابیدن رعایت کنيد:
وقتی به پهلو می‌خوابید، یک بالش میان دو زانویتان قرار دهید و سعی کنيد مانع از افتادن و قرار گرفتن پاهایتان روی هم بشوید. همچنين می‌توانيد یک حوله کوچک زیر کمرتان قرار دهید.
زماني که به پشت می‌خوابید بهتر است یک بالش زیر زانوهایتان قرار دهید.
علاوه بر این،‌ گذاشتن حوله زیر انحنای پشت موثر است.
اگر تشک‌تان خیلی نرم است، شاید خوابیدن روی سطح زمین برایتان
دخترم سرما خورده حسابی و این دو روز گذاشتمش خونه مامانم
با امروز میشه سه روز که صبح ها میبرم و اونجا میذارمش و بعد از کارم ناهار میخورم و شب میام خونه.
دیروز یعني روز دوم مامانم بهم گفت بیا و دخترتو بذار پیش منو بهم پول بده براش ( مامانم پرستاری ميکنه از بچه ها) نمی تونستم بگم نه که !!
بهش گفتم نمیتونم پولی ک از بچه ها میگیری رو بهت بدم گفت تو بهم دویست بده، باید جاهاز بخریم واسه آبجی و تو بیا دخترت رو بذار اینجا .نبرش مهدکودک.
گفتم باشه ولی بابا چ
کتابِ یادت باشد، نيازی به تعریف ندارد‌. بین کتاب‌های روایت‌شده از زندگیِ شهدا، از بین اون‌هایی که امسال خواندم، بهترین بود. زندگی این شهید و همسرش پر بود از شاخصه‌های جوانِ تراز انقلاب. تحصیل و تهذیب و ورزش، همزمان با هم و به احسنِ وجه پیش می‌رفت و هیچ‌کدام مانع از دیگری نمی‌شد. عشق هم که نردبان رسیدن به خدا بود.
روایت کتاب عالی و دقیق و جذاب بود. عجیب هم نبود. همسر شهید، حافظ قرآن (حافظه قوی) و دارای ذوق و احساسِ منحصر به فردی بود. غم و شا
من الان چی بگم؟اینگار تا اومدم قطره استریل چشمی بزنم و چشمم ببندم و انگشتم بذارم پایین چشمم و نگهدارم،کنکور تموم شد.از کنکور خاطره خوش ندارم زماني که با ع.پ و حرص خوردن بابت کنکورش گذشت رو یادم نمیره،هیچ وقت فراموش نمیکنم که سفر بودم و توی اون APP خاطره انگیز بهم پیام داد و با آنتن نصفه نيمه بهم رسید،نوشته بود تقصیر توعه تمام این مشکلات.فکرشم میکردم یه روز همچین حرفی بهم بزنه.
و بعدم قضیه کنکور و فلاني و
بیخیال
اما امروز عجیب بودا چندین بار
همان گوشه‌ی همیشگی نشسته بود و مثل همیشه کتاب می‌خواند.
_بده ببینم اون چیه که هر روز می‌خونيش؟
زیر چشمی نگاهم کرد، کتاب را بست و توی کوله پشتی انداخت؛ لبخند تصنعی زد و "هیچی" را آرام زمزمه کرد.
بلند شدم و نزدیکتر رفتم، بند کوله را کشید و پشت سرش پنهان کرد همزمان "نه" آرامی هم از حنجره‌اش گریخت. دست انداختم پشت سرش و گوشه‌اش را گرفتم، با اصرار کوله پشتی را برداشتم و کمی دورتر نشستم؛ چیزی نگفت و فقط به دست‌هایم خیره شد.
زیپش را کشیدم و گفتم "با ا
هر لحظه که میگذرد،هرروز که میگذرد، احساس میکنم که دیگر این من نيستم که داخل این اتاق‌ها راه میروم این من نيستم که میرود بازار و خرید میکند این من نيستم که درس میخواند احساس میکنم که اگر لای لپتاپم را باز کني گرد و خاک‌های چیزی که قبلا من بوده میزند بیرون رو دکمه‌های کیبرد را که نگاه کني اثر انگشتم را میتواني تشخیص بدهیو میدانم که اگر بمیرم تنها چیزی که میتواند ثابت کند من قبلا این جا بوده‌ام همین اثر انگشت‌هاست که تا چندوقت بعد از م
+ یکی از فامیلامون خیلی تو درس باهام کل کل داره،یه سال ازم کوچیک تره.وقتی رتبش اومد به همه گفت ۸۰۰ شده،من چون میشناختمش گفتم این اگه واقعا۸۰۰شده بود الان منو نابود کرده بود،اما چون خودش بهم پیام نداده یعني کلکی در کاره.
خلاصه مامانش هر جا منو میدید میگفت امسال هرچی شد برو،بخاطر پزشکی نمون.همه که نباید پزشک بشن،البته دخترم امسال خیلی سختی کشید تا این رتبه رو به درست آورد.
حالا صداش دراومده که خانوم،مامایی استان خودمون قبول شده
سوال اینه آیا
چرا مادر زن ها انقدر دومادشون رو دوست دارن؟ خیلی عجیبه ! یه ذوق و شوق عجیبی دارن برا دوماد، قبل از اینکه بخواد بیاد پا میشن با شوق همه جارو مرتب میکنن، غذاهایی که صد سال یبار میپزن بار میذارن، به دختر تشر میزنن که برو به خودت برس، هی میپرسن کجاست؟ پس چرا نمیاد؟احساس میکنم عقب گرد میزنن به دوران جووني خودشون، شوق و ذوق های خودشون، یا شاید شوق و ذوق هایی که اون موقع تو دوران عقد کردگی خودشون از ترس چشم غره های باباها سرکوب میشد حالا میاد رو!
نمید
در روشنای خاموشی : داستان بعضی زندگی ها آنقدر زیباست که ختم در یک کتاب نمی شود
 
در روشنای خاموشی : فاطمه اکبری، نشر آهنگ قلم، مروج
معرفی:
خیلی از زندگی ها دچار مشکل می شود چون زن و مرد و یا بچه ها مشکلی دارند که همه شیریني ها را مبدل به تلخی می کند. دلیلش هم بد زندگی کردن ماست.در روشنای خاموشی داستان زیبا و پر روح یک زندگی است که هم شیرین بوده، هم موفق و هم پر از زیبایی.حتماً حتماً بخوانيد. نکات بسیار زیادی را خواهید آموخت.
بریده کتاب:
مادرم شوکت،
آثار سرماخوردگی هفته پیش هنوز هست و اینطور که معلومه فعلا باید فین فین و فرت فرت کنم. آریان خدا را شکر بهتره. پنجشنبه شب بعد از مدتها قسمت شد پسر خاله ام اینا رو دعوت کنم. از صبح ندا اومد کمکم و بالاخره مهموني برگزار شد. صبح جمعه پرویز با سردرد شدید از خواب بیدار شد و کل روز رو در حال استراحت بود. از ظهر من و آریان هم رفتیم توی اتاق دیگه که سر وصدای آریان اذیتش نکنه. بچه ام هم همکاری کرد و کلی خوابید. عصر خانواده دایی پرویز اومدن خونه مادرشوهر و ما
جعبه میوه:
سال 1380 بود . برای کار به میدان تره بار رفتم. در آنجا خانمی را دیدم که جعبه میوه ای را در دست داشت . از او خواستم که کمکش کنم ، او پس از تعارف قبول کرد .
او زود با من آشنا شد و وقتی فهمید که  بیکارم گفت من نياز به مستخدم دارم . با او به منزلش رفتیم . خانه بزرگی داشت .
او گفت حدود دو سال است که  شوهرش از وی جداشده و همسر دیگر گرفته . او تنوع طلب و خیانتکار بود و من هم به همین خاطر از او طلاق گرفتم .
او از من خواست نقش شوهر برایش بازی کنم و ماهانه
سلام سلام سلااااام :)
من با کلی تاخیر اومدم.جوجه با عموش رفته بیرون 
و از اونجا که این یه فرصت غنيمت برای پست نوشتنه احتمالا از بیشتر جزییات چشم بپوشم و اصلی ترین حرفامو بزنم.
خوب شیراز رفتنم چطوری شد؟؟ حتما خیلی هاتون اینستا رو چک میکنيد و میدونيد دیگه؟؟ من از شمال رفتم تهران .یه شب تا عصر خونه ی دوست خوبم نوستال بودم که از بچه های وبلاگیه.بعدش دقیقا وسط غذا خوردن و گپ زدن یهو چشمم به ساعت خورد و فهمیدم وااااای خیلی دیرم شد برای فرودگاه :/
اینج
سايت متر به متر جهت راحتی و سهولت شما عزیزان معمار برای دریافت پروژه های دانشجویی و اجرایی و همچنين آموزش های مفید نرم افزاری در جهت استفاده صحیح شما بزرگوارن بنا شده است .عزیزاني كه تمایل به فروش فایل های خود در زمینه معماری دارند و همچنين دوستاني كه در شغل مرتبط معماری فعالیت میكنند در جهت معرفی محصولات خود نيز میتواننند با ما در تماس باشند.
سئو رایگان
بسم الله
 
دیروز همراه خواهر دومی، به بازار رفتم و چند چیز میز رنگی رنگی برای خودم خریدم. خرید برای بستن بار و بندیل جهتِ سفری دوباره را از همین روزها شروع کردم. هنوز چهل روزی باقی‌ست. چهل روز! وقت ورزشم را از روز به شب منتقل کردم و همزمان با بودن خانواده‌ی یکی از عموها در خانه، من به اتاق آمدم و ورزش کردم. باید خودم را به جنبش می‌انداختم تا خوشحال‌تر شوم. ورزش، واقعا خوشحالم می‌کند. حتی اگر فلسفه‌ی هیچ‌کدام از حرکاتی را که انجام می‌دهم ندا
سلام دوستان
این روزها تقریبا همه صفحه اینستاگرام دارن و ممکنه پیج های مختلفی رو ببینيد، دیدین بعضی از افراد لحظه به لحظه زندگی شون رو به اشتراک میگذارن که اکثرا هم زن و شوهرهای بین رنج 21 تا 28 ساله هستن.
داستان عشق شون رو مینویسن، خلاصه که تمام زندگی شون رو از اینکه چی میخورن و کجا میرن و روابط با شوهرشون و غیره رو ریز به ریز به اشتراک میگذارن، جزئی ترین بخش های زندگی رو مینویسن و عکس میگیرن. و اکثرا هم نوعروس هایی هستن که فقط تجملات و مصرف گر
ظهر (فردای آخرین روزی که در پست قبل نوشتم ) که رفتم خونه زکیه، دلم می‌خواست فقط حرفای خوب بزنم ولی نشد. یه لحظه بغض کردم و زکیه دیگه ول کن قضیه نشد. منم تعریف کردم. از شرایط و آنچه هست و نيست. و زکیه خوب می‌فهمید من چی می‌گم. می‌فهمید اینکه من می‌گم من و مصطفی هیچ‌وقت با هم قهر نکردیم یعني چی‌. می‌فهمید شرایطم رو: باردار و با یک بچه کوچولو که مرتب باید ببرش دستشویی، همش تنها! خونه مامان و تحت فشار و از همه مهم‌تر "چشم انتظار". زکیه از همه چیز به
"شیرین"
ملقب "ام رستم" دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و
همسر فخرالدوله دیلمی(387ق. ـ 366ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او
اولین پادشاه زن ایراني پس از ورود اسلام بود. او بر مازندران و گیلان ،
ری ، همدان و اصفهان حکم می راند به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است .


سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود : باید خطبه و سکه به نام من کني و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .ام
رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور ش
شبا که میخوایم بخوابیم، حاجعلیاقا بعد ازین که یه ساعت رو کله و دست و پای من میپره و از هفت ناحیه ناقصم ميکنه، میره پیش باباش و مث جوجه ها سرشو زیر دستای بابا فرو ميکنه که یعني کمرمو ماساژ بده تا خوابم ببره! اگه هم باباش خواب باشه انقد اعتراض ميکنه تا بیدار بشه (والا رضاخان هم با اون همه زورگویی نمیتونست اینجوری وسط خواب و بیداری از باباش ماساژ بگیره!)
پنج دقیقه که ماساژ گرفت دوباره میاد میپره رو سر و فرق من!
دوباره میره پیش باباش
دوباره میاد.
و
دوستان ازین تفکرا نداشته باشین که وای چه خوب.
نخیر.
بهترین شریک زندگی، شریک زندگی ای هست که یه آدم بالغ باشه.
نه خیلی پیر درون داشته باشه، نه خیلی کودک درونش فعال باشه. یه balance از هر دو رو داشته باشه.
به شخصه، با یه شریک زندگی بالغ راحت تر زندگی و تا میکنم تا کسی که عین پیرمردا میشینه همه رو امر و نهی ميکنه و به این و اون میپره و هی گیر میده خودتو درست کن و اصلاح شو و.
آدم بالغ هست، که زندگی باهاش لذت بخشه. نه کسی که ریسک های کودکانه و گاهی حتی احمق
سلام 
اولین شعر در خارج از فضای عاشقانه رو نوشتم شاید زندگی دوباره رو شروع کردم شاید دوست تنهایی هامو پیدا کردم دوستی که بهترازهزاران آدم زمینيه نمیدونم چه جوری شروع شد و چه جوری تموم میشه بزارید ازشعرم بگم با تمام علاقه ی که به شعر دارم در یه روز گرم تابستون برا رونمایی کتاب استاد عزیزم رفتم نگارستان تو راه برگشتن تنها تراز همیشه بود زمان تنهایی من کلمات تو سرم میچند اما کنار هم نمیتونم رو کاغذ بنویسم توسرم شعر میشن اما رو کاغذ نمیان سوار
وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ۸۴شعرا-
و براى من در [میان] آیندگان آوازه نيکو گذار 
خدا انساني رو که لایق بهشته با دو گزینه معرفی می‌کنه : ۱-ایمان و ۲-عمل صالح 
این دو تا که با هم باشن زمینه تقوا فراهم میشه  و بعد هم ان شاالله رستگاری.
بعضی هامون شاید فکر کنيم این دو کار چقدر سخت و دست نيا فتنيه اما واقعیت اینه که گاهی میشه با اصلاح چند رفتار و تفکر اشتباه ،به این دو گزینه دست پیدا کرد.
یکی از آرزوهای اکثر آدم ها جاودانگی تو دنياست
مسابقه ای در کار نيست ! 
 
 یکی تو ۲۳ سالگی ازدواج ميکنه و اولین بچه شو ۱۰ سال بعد به دنيا میاره.!
اما اون یکی ۲۹ سالگی ازدواج ميکنه و اولین بچه شو سال بعدش به دنيا میاره!
 
 یکی هم ۲۵ سالگی فارغ التحصیل میشه ولی ۵ سال بعدش کار پیدا ميکنه!
یکنفر دیگه هم ۲۹ سالگی مدرکشو میگیره و بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا ميکنه.!
 
 یک نفر هم از خوش اقبالیش! ۳۰ سالگی رئیس شرکت میشه اما از بخت بد در ۴۰ سالگی فوت ميکنه.!
اون یکی دیگه ۴۵ سا
دیروز با دوستای راهنمایی بعد از 7 سال اینا جمع شدیم دور هم. کلی حرف زدیم و خندیدیم و از هم دیگه خبردار شدیم و خوش گذشت. و چقدر تفاوت ها توو چشم میزد.
بچه ها قلیون کشیدن و من قهوه خوردم. دوست دارم درباره ی بچه ها بنویسم.
1. سین : دو سال و نيمه که فقط به خاطر لجبازی ازدواج کرده ولی شانس آورده. شوهرش رو دوست داره و میخواد به زودی بچه دار بشه. جالبه که سین دقیقا هم سن منه، توو یک روز به دنيا اومدیم!
میگفت شوهرش فکر ميکنه خیلی چشم و گوش بسته بوده، ولی نبوده.

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدني به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زینب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زینب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
آره . این انتخاب خودم بود تا حرف ندارم چیزی نگم یا وقتی دستم درد ميکنه نارسا ننویسم‌. فکرا رو میزنم کنار، پنجره رو میکشم به چپ تا هوا بیاد .لپتاپ رو باز میکنم. مقاله ی ۴۴ ام :اختلال ناهماهنگی رشد» که میگه: هماهنگی حرکتی ضعیف در کودکان  از سالهای قبل از ۱۹۳۷ مورد توجه قرار گرفته بود و.» سال ۱۹۳۷. اگه تو آلمان بودم شغلم چی بود؟ تازه چند سال سایه ی سیاه و شوم جنگ از زندگیم دور شده بود، یه شِف بی حوصله بودم که تو یه رستوران  که بعد اون همه دریدن و
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
به نظر میرسه که گاهی خواب یه لذت دیگه  ای داره. آنقدر لذت بخشه که دوست نداری هیچ وقت تموم
بشه. زمان زیادی بود که یه خواب لذت بخش رو تجربه نکرده بودم تا دیشب دوباره این لذتی
که داشت فراموش میشد رو تجربه کردم. نمیدونم چرا مدت ها بود که از خواب اینقدر لذت
نبرده بودم. شاید به خاطر دغدغه های فکری زیادی بود که داشتم.  شاید هم به خاطر اینکه ورزش سنگین نمی‌کردم. شاید هم
دلیلش آب و هوا بوده.

 ‌

به نظر من ورزش سنگین باعث این خواب عمیق و لذت بخش
شده. تمام ع
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر میکني دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شاید تو داری کج میبینيش؟شاید اونقدرها هم کج نيستشاید اصلا کج نيست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس ميکنه ساختماني که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب ميکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
یه بار یه جمله قشنگ شنيدم از یکی:
وقتی بارون میباره،
همه پرنده ها دنبال یه سرپناهن؛
ولی عقاب برای خیس نشدن بالا تر از ابر ها پرواز ميکنه.
پس شاید،

این دیدگاه آدماس که تفاوت هارو خلق ميکنه.
شاید برای موفق شدن باید دیدگاهتونو تغیر بدین*
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر ميکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی میکني باهاش کنار بیای
و هم حس میکني این ادم انگار داره تغییر ميکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا میکني نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض ميکنه و تو هم سعی میکني خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
چند روزی هست که خبر گم شدن دوربین‌ِ فیلم‌برداری‌شان پیچیده ، همسایه‌‌ی تقریبا جدیدمان را می‌گویم ، گویا دوربین در خانه و جایی جلوی دید قرار داشته است و کسی آمده و برده است! البته همه‌ی این‌ها را خودش می‌گوید؛ می‌گوید که دوربین کنار تلویزیون بوده است و حالا نيست ، تمام سوراخ سُمبه‌های خانه را زیر و رو کرده است ولی دریغ ، پول نقد هم در خانه داشته است اما حتما محترم وقت پیدا کردن آن‌ها را نداشته و فقط دوربین را برداشته و متواری شده اس
از همه چیت میزني، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نيستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم ميکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بین حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود ميکنه و همه چی اوار میشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه میاد پیام میده صدات ميکنه و ناله
ی حس بدی دارم
هروقت مامانم اینا خونمون هستن علی یکم سرد برخورد ميکنه
ساکته و توخودشه
من از این رفتارش بدم میاد
قبلا اینجوری نبود
گرم بود میجوشید و می گفت و میخندید
ازوقتی من حالم بد شده و از اومدن مامانش دلم شاد نمیشه
اونم بدخلقی ميکنه
چیزی که عوض داره گله نداره
از تکرار خسته ام . از زیاده روی . از خشم و صدای بلند . از لحن بد . از نيشخند.از برداشت غلط.من از تکرار حرفِ از در این متن خسته ام ‌‌‌‌. من از گفتنِ خسته ام ، خسته ام:/  کارای بیهوده ، حرفای اشتباه . بدبین بودن و اسمون ریسمون بافتن. انگاری مغز منو و مغز ادماهای زیادی ویروس گرفته و پر از کپی اطلاعات هرز و باطله ست که سرعتمونو کند ميکنه. مارو گیج ميکنه .و وقتمون رو تلف. 
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
سئو چیست راهی است برای رسیدن به جایگاه‌های برتر در صفحات جستجو گوگل. احتمالا برای شما این تمایل پیش آمده است که مثلا اگر فردی خرید بلیت هواپیما را جستجو کرد, به وبسايت شما آید و از شما خرید کند. سئو راهی است برای رسیدن به این هدف.
سئو چیست به صورت دقیق‌تر به مفهوم بهینه سازی موتورهای جستجو و به صورت کامل‌تر یعني بهینه سازی برای موتورهای جستجو است. بی‌راه نيست اگر بگوییم گوگل سلطان موتورهای جستجو است و ما در بهینه‌سازی برای موتورهای جستجو,
هاجر. میگما حکم اینکه آدم بی اجازه از جیب شوورش پول برداره چیه؟ ل. هاجر. مثلا" وقتی حواسش نيست ورداریم اونم نفهمه الهام. ااااا هاجر توام ل. هاجر. بله منم الهام. من با همراه بانکش ب حسابم میریزم بعدم پیامک هاشو پاک میکنم هاجر. تو دیگه خیلی تیزی خیلی بزی ل. هاجر. حکمش چیه؟ ل. خودت چی فکر میکني؟ هاجر. من فکر میکنم از شیر مادرم حلال تره نظر تو چیه؟ الهام. منم همینطور فکر میکنم ل. نه درست نيست الهام. کجاش ایراد داره هاجر. بیا پاسخگو باش ل. عه خب
سلام .امروز می خوام براتون سايت پیش بیني معتبر معرفی کنم بهترین سايت در این زمینه سايت betbaz club هست که خود من هم از  اون استفاده میکنم و به شما اطمینان میدم که از این سايت قابل اعتماد تر نيست.حتی تو سايت های دیگه هم اسم بت باز کلاب تو بهترینها به چشم میخوره. برای ورود به سايت روی عکس زیر کلیک کنيد.
هفت سال پیش آقای ب از یکی از دوستاش میخواد که براش یه وام 20 میلیوني بگیره و قول میده خودش اقساطش رو پرداخت کنه و در ازای اون وام یه چک 20 میلیوني هم به دوستش میده. آقای ب نمیتونه اقساط رو پرداخت کنه و اون دوست شروع ميکنه به پرداخت اقساط. بعد یه مدت یه پولی دست آقای ب میاد و میاد به دوستش میگه بیا شریکی یه کاری رو راه بندازیم. - دوستش همچنان در حال پرداخت اقساط آقای ب بوده-  خلاصه شریک میشن و یه کاری رو راه میندازن و آقای ب یه چک 60 میلیوني میده دست کس
اگه کسی از وقت شریفش مایه میذاره و به شما کمک ميکنه،
بله به شما لطف ميکنه.
ولی بیشتر ازون داره به خودش هم لطف ميکنه.
اگه وظیفه کسی نيست انجام کاری،
و داره از سر حسن نيت اونکارو انجام میده،
بدونين که داره جای چیزی رو توی مخش پر ميکنه.
بعضی ادمها، دوست دارن مفید باشن.
دنبال یه راه برای مفید بودن میگردن.
نمیگم همه اونهایی که به شما کمک میکنن، اینطورین.
نه.
ولی وقتی کسی در به در دنبال کمک کردنه و خودش میاد پیشنهاد میده، یا حتی خودش پیشنهاد نمیده ولی
برای همون دختره:
نه عزیزم همه شون گرگ نيستن.
اتفاقا هیچ کدوم گرگ نيستن.
همه شون آدمن.
ما چون نمیشناسیمشون فکر میکنيم عوضی هستن.
بچه ها مقاله خنگولیم یه سايتیشن جدید داره!
شد شش تا!
حالا اون استاد دانشگاه اکسفورد مقاله رو ننوشته و هنوز ازم تقدیر و تشکر نکرده و سايت هم نکرده!
ولی این مقاله دو روز قبل چاپ شده.
شش تا.
خدایا شکرت.
بچه ها معمولا توی سه سال تهش 15 تا سايتیشن دارن.
همه هم از سال دوم به بعد.
خیلی از سايتیشن ها هم از پایان نامه میاد و یا خود طر
نوش طب یک سايت بسیار خوب در زمینه فروش انواع دومنوش های سلامتی هست و شما میتوانيد در سايت دمنوش مورد نظرخودتون رو تهیه کنيد.
البته در این سايت مقالات خوبی در زمینه سلامتی و تناسب اندام گزاشته میشه که میتونيد از مقالات خوب ان بهره ببیرید و استفاده کنيد، امیدواریم که ما را در این سايت و مقالات این سايت خوب بتونه به شما کمک کنه.
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب دیده و درد ميکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب دیده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم ميکنه
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب دیده و درد ميکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب دیده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم ميکنه
دنبال نوشته جدید بودمشاید هم میخواستم از حال و هوایی که دارم فرار کنم و بگم که من نمیتونم تغییر کنم مداوم و باید هموني باشم که خودم میخوام.اونم سخت بودهر دوی این عامل که میخواست منو به خودم برسونه سخت بود و نمیتونست منو به راهی بکشونه که بیشتر دنبالشم.فکر کردن به آدم های دور وبرم بیشتر منو به این فکر فرو ميکنه که من به چی میخوام برسم و دنبال چی هستم و میخوام برای بودن چه کسی تلاش کننم و بودن چه کسی رو تو زندگیم فراموش کنم.تنها چیزی که منو واد
"pin ش کني بالای لیست.هی حرفش شه.اولین suggested سرچ اینستاگرامت".
خسته تنها و تحت فشارم نمیدونم دقیقا چیه که اذیتم ميکنه،خیلی تعدادشون زیاده اما از همه شون مهم تر روابط عاطفیه مگه نه؟
امروز از سايت شماره 3 که بیرون اومدم هوای سرد و بادی که میومد روحم با خودش برد،بعد از هشتا قدمی که به سمت سالن برداشتم روحم نشست سرجاش.
پریشب راس ساعت سه از خواب پریدم نمیتونستم نفس بکشم اولین باری نبود که این اتفاق میوفتاد اما شدت ترسش هیچ فرقی نداشت،از طرفی تهوع و س
متن جایگزین یا Alternative Text كه به عناوین “Alt attribute”، “Alt text” و یا “تگ (آلت) Alt” نيز معروف می باشد ، بیانگر توضیح كوتاهی از عنوان یك تصویر در یك صفحه وب می باشد.یكی از نكات در بهینه سازی تصاویر سايتتان ، استفاده از ویژگی (آلت) Alt است.تگ (آلت) Alt و تگ عنوان در تقویت جایگاه مطالب در نتایج موتورهای جستجو و بهبود دسترسی كاربران اینترنتی بر روی وب‌ سايت شما تاثیر گذار هستند.در تصاویر به كار رفته در وب‌ سايت شما ، تگ (آلت) Alt بیانگر موضوعی ا
سیدارتها» اثر هرمان هسه.
سیدارتها‌ی برهمن‌زاده بعد از تجربه‌ی سال‌ها برهمن» بودن، تصمیم می‌گیره به شمن»‌ها بپیونده و حقیقت دنيا و حقیقت دروني خودش رو از آیین اون‌ها بیاموزه. با بودا» ملاقات ميکنه و حتی سال‌ها بعد به دنيا و لذت‌های اون روی میاره. اما هیچ‌کدوم اونو به حقیقتی که جستجو ميکنه نمی‌رسونن.
با خوندن خط به خط این کتاب، ناخوداگاه آدم تک تک اون سوالات رو از خودش می‌پرسه و تلاش ميکنه هم‌قدم با سیدارتها، حقیقت دروني خودش و م
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وایستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
میگفت خشمت زیاده
غیر تنفس عمیق و.باید چیزایی که ناراحتم ميکنه را به بقیه بگم مثل الان که دارم اینجا مینویسم
یه سری آدم الکی گاهی میان رو مخم یه آدمایی که سال هاس گاهی ندیدمشون و شاید مدت ها نبینمشون
ذهنم بی کاره.بی کاره بی کار واسه همینه میگرده یه چیزی پیدا ميکنه که بهش مشغول بشه
به حق این ماه عزیز و روزهای پر نور خدای مهربون نور بپاش به روح و جسم این بنده ی ناشکرت تا قدر زندگی و نعمت هاشو بدونه
نشستم روبه روی کافی شاپ کتابخانه پاتوق تماس با
سلام چند وقت قبل براتون درباره سايت بت باز کلاب گفتم.خب حالا میخوام براتون درباره سايت بنفیت صحبت کنم که بسیار سايت خوبیه و اون هم مانند بت باز زیر نظر گروه بنفیت قرار داره کسایی که از سايت بت باز ، حضرات و لایو بت استفاده میکنند بدونن بنفیت در واقع در راس این سايت ها قرار داره . در ضمن حداقل برداشت هم ۵۰ هزار تومنه .
ورود به سايت بنفیت
یک آدمی رو تصور کنيد که وقتی ازش تعریف میشه هیچ عکس العمل خاصی از خودش نشون نمیده. نهایت لبخند بزنه وقتی ازش انتقاد میشه بازم هیچ عکس العملی نشون نمیده و تشکر ميکنه . اغلب خستس و حوصله ی هیچ کس رو نداره . برای فراموش کردن مشکلات خودش به مشکلات بقیه گوش میده. در بیان کردن احساسات خیلی ضعیف برخورد ميکنه . اغلب کم میاره در جواب بعضی سوالات توی موقعیت های مختلف دقیقاً چی باید بگه ! خیلی ساکته . جدیداً داره بد قول میشه البته سعی ميکنه با بد قولیش به
سلام
ازتون میخوام به کامنتم جواب بدید و راهنماییم کنيد .من ۲۳ سالمه و یه
خواهر ۳۴ ساله دارم همیشه اذیتم ميکنه میخواد جلو بقیه منو بد جلوه بده و
خودش رو خوب از طرف من کارهای زشت ميکنه و به همه میگه که کار من بوده و من
هم هر چی میگم کار خودشه و میخواد منو اذیت کنه هیچکس باور نميکنه .
همه بهم میگن به خواهرت حسودی میکني مگه چیکارت کرده در صورتی که همه چی برعکسه
. تو رو خدا بیاید بگید واسه چی این کارا رو با من ميکنه ؟
خسته شدم به
خدا .بیخشید شاید کام
p.p1 {margin: 0.0px 0.0px 0.0px 0.0px; text-align: left; font: 13.0px 'Helvetica Neue'}



همیشه نفر جلویی یه سؤال بی جوابه. 
کیه؟ اینجا چه ميکنه؟ از کجا اومده؟ به کجا میره؟ حالش چطوره؟ سنش چقدره؟ داره به چی فکر ميکنه؟ توی ساکش چیه؟ اون لنگ را واسه چی دستش گرفته؟
این سؤالها اینقدر درگیرت ميکنه که یکدفعه چشم باز میکني میبیني نفر جلوییت عوض شده. سؤالهای بی پاسخت در مورد قبلی را کنار میگذاری و سعی میکني این نفر جلویی جدید را تحلیل کني.
 کیه؟ اینجا چه ميکنه؟ از کجا اومده؟ به کجا میره؟
 یادتون میاد قدیما تو کتاب زبان یه درسی بود به اسم تیتر این پست! که
در مورد مضرات تلویزیون نوشته بود و این که چقدر خانواده را از هم دور
ميکنه و اگه نباشه چقدر خانواده بهم نزدیک تر میشن
احتمالا هم دلیلش این بود که به جای این که همه ی اعضای خانواده در زمان  واحد
به سمت رو به رو نگاه کنند ، بهم دیگه توجه کنند و به جای صحبت در مورد
برنامه های اون! در مورد خودشون صحبت کنند،شایدم واسه این که وقتشون واسه
برنامه های الکی تی وی هدر نره.
الان یه پیامی ق
 
همانطور که گفتیم هفت سايت با سايت کوین پات کار می کنند که باید در هر هفت سايت ثبت نام کرد. همان طور که دیدید با ثبت نام در سايت کوین پات به صورت خودکار در پنج سايت ثبت نام شده اید که در ادامه معرفی خواهیم کرد. در این پست به معرفی و ثبت نام در اولین سايت از این هفت سايت، یعني سايت Bonus Bitcoin می پردازیم.
ادامه مطلب
هر وب سايتی با توجه به بازدید . سن و خیلی مسایل دیگه ارزش مادی داره اگر می خواید بدونيد ارزش وب سايت شما چه قدر است سايت < ارزش وب سايت من چه قدر است > رو بهتون معرفی می کنم.
نمونه هایی از وب سايت هایی که بررسی کردیم :
1) سايت ایران اکازیون 2) سايت پردیس هاستینگ 3) سايت پردیس آی تی
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری ميکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ ميکنه |:  
یه فامیل جالبی دارم ، سه بار منو تو این سال 98 دیده هر سه بار هم پرسیده که چه رشته ایی میخونم ، میگم فلان ، میگه : عه همینجا ؟ میگم بله ، میگه فلان دانشگاه اینجا ؟ میگم بعله ! بعد تو هر سه دفعه من علامت تعجب شدم که چرا اینجوری ميکنه ! واقعا یادش میره یا نه یه مردم ازاریی داره تو وجودش!
. حوصله ی هیچی جز خواب رو ندارم ، کی تموم میشه این دانشگاه یکم بگیرم بخوابم ! به تحویل پروژه فکر میکنم مغزم داغ ميکنه |:  
سلام میخوام براتون سايت معتبر معرفی کنم.خب،سايت معتبر و خوب باید ویژگی های مهمی را داشته باشد. واریزـو برداشت آسان .کاربری راحت و عادلانه بودن ضرایب. خلاصه کلام.به شما سايت betbazclub رو معرفی میکنم که بی شک از بهترین سايت های ایرانه برای ورود روی عکس زیر کلیک کنيد.
روز اول که اومد حیاطمون، کوچیک و ناز بود، از آدما می ترسید و فرار می کرد. کم کم بهش نزدیک شدیم و نازش کردیم و غذا دادیم،الان دیگه یه عضو از خونوادمون شده. گربه ی نازم رو میگم:)
شنيده بودیم گربه بی وفاست بخاطر همین فکر نمی کردیم پیشمون بمونه و اسم خاصی براش انتخاب نکردیم و اسمش شد"پیشی".
الان؟ هر وقت دلمون براش تنگ میشه کافیه سرمون رو از در ببریم بیرون و بگیم "پیشی؟ پیشی؟" تا خودش رو برسونه دم در و برامون ناز کنه.
روزایی که سرگرم درس و کاریم و خودم
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اولین سايت ایراني کسب درآمد که در اینجا معرفی خواهم کرد، سايت فیس نما است. سايت فیس نما یک شبکه اجتماعی ایراني و به زبان فارسی هست که نما و کارکردی شبیه به سايت ف.ی.س.ب.و.ک دارد (البته در استانداردهای پایین تر). در کنار این، سايت فیس نما یک منبع برای درآمد زایی ماهیانه است و قسمتی در آن برای کسب درآمد در نظر گرفته شده است. ثبت نام در این سايت و کار با آن را شدیدا به شما پیشنهاد می کنم. برای آشنایی با سايت فیس نما و کسب درآمد از آن به ادامه مطلب توجه
مرحوم دولابی نقل کردند که:
در همسایگی مرحوم شهید مطهری خانم بی‌حجابی زندگی می‌کرد که یک باره چادری شده بود. خودش تعریف کرده بود که ما اصلاً اهل دیانت نبودیم. یک بار به قصد تفریح با شوهرم به مشهد رفتیم و چند روزی که آن‌جا بودیم در تفریحگاه‌ها گذراندیم.
روز آخر که می‌خواستیم به تهران برگردیم من از خیابان جلوی حرم مطهر امام رضا(ع) عبور می‌کردم که از خیابان نگاهم به ایوان حضرت افتاد. سلامی کردم و  رد شدم.
شب خواب دیدم که حضرت رضا(ع) فرمودند: کس
خب ساعت منم دو روزیه که رسیده.یکشنبه از دفتر که برگشتم خونه بابا منو دیدن و بسته به دست اومدن که : یه بسته برات رسیده من بازش کنم؟!!! اینقد خودم ذوقشو داشتم ولی خب ذوق بابا رو که دیدم گفتم باز کنينمامان گفتن: بابات از ظهر که بسته اومده منتظره تو بیای که بازش کنهخیلی صبوری کرده که تا نرسیدی باز نکنه بسته ی پستیت رو
خلاصه اینکه بسته رو باز کردیمساعت رو نگاه کردن و گفتن خیلی قشنگه.روی دستم بستم و هی ذوقشو کردممیدونين مدل ذوق کردن من چه
بهش پی ام دادم خواستم خوب شروع کنم منطقی مهربون خونسرد اروم ولی بعدش کم کم همه چیزای بد یادم اومد باز بهم ریختم هر پیامی که ارسال میکردم خشمم بیشتر میشد و از پیامم و لحنم معلوم بود مث ادمی که داره میخنده یهو وسطش بغض ميکنه و گریه ميکنه :/ چیزی که خراب بشه دیگه به این راحتی ها درست نمیشه. همه پیامام پاک کردم دیگه نمیخوام باهاش حرف بزنم :/ حرفام خیلی وقته زدم و اون انتخابش کرده ولی چرا اینو نمیخوام بفهمم نمیدونم؟ 
+دیگه تلپاتی جواب نمیده !
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
اپلیکیشن مک در دنيای فناوری امروزی به این معتقد است که داشتن یک پلتفرم ساده برای سرویس مدرسه به تنهایی کافی نيست  و از یک سو کاربران و اولیا محترم دانش آموزان با اپلیکشن ها و سايت های زیادی آشنا هستند و از سوی دیگر بازار کسب و کاردیجیتال  به دلیل تعداد حضور شرکت ها داغ تر شده است به همین دلیل هوشمند سازی سامانه راهکاری است برای ایجاد تمایز اپلیکیشن راننده این امکان را فراهم میکند تا با اشتراک گذاشتن موقعیت لحظه به لحظه با اولیاء و مسئول
سلام
چند روز پیش رفته بودم یه نمایشگاه کتاب کوچیک تو شهرمون اونجا یه کتاب خریدم به اسم " از شنبه" و از طریق این کتاب با سايتی آشنا شدم که نویسنده ی این کتاب سايت رو راه اندازی کردهـ
به نظرم سايت خوبیه و چند تا کلیپ رایگان و ویس می تونيد تو این سايت مشاهده کنيد و گوش کنيد.
https://www.bishtarazyek.com/
اسم سايتش بیشتر از یک نفر هست.
همکاری با سايت پوشه نما
سلام
من یک سايت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
می خوام به یکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سايت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایمیل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنيم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سايتتیک درس
آگاهی از رتبه سايت و چگونگی وضعیت سايت یکی از کارهایی است که مدیران وب سايت ها دوست دارند انجام دهند. اینکه سئوی سايت شما در چه وضعی است یا چه خطاهایی در سايت وجود دارد همگی نياز به دانش کار با ابزار مختلف دارند.
اما راه ساده تری هم وجود دارد که هاست ایران پیش پای مدیران سايت ها گذاشته، اینجا را ببینيد.
کافیست در کادر جستجوی هاست ایران آدرس سايت خود را وارد کنيد تا پس از چند لحظه آمار خیره کننده ای از سايت شما ارائه دهد. مواردی مثل وضعیت بهینه س
 
,آدرس جدید ترک دی ال,ادرس جدید سايت 1448,آدرس جدید TurkDl,ادرس جدید سايت تصویرفا ,آدرس جدید سايت مووی باز ,آدرس جدید سايت  نيم فیلم,ادرس جدید سايت ,آدرس جدید Bia2movies,ادرس جدید Bia2movies Site,آدرس جدید سايت Bia2movies,آدرس جدید سايت Bia2movies 2 Net, 
 
جهت ورود به سايت کلیک کنيد
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد ميکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم ميکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نيا پاییز بیا، وقتی دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتی امید مثل پرنده ها از دلم کوچ ميکنه بیا، وقتی هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
 
سلام
من یک سايت آماده کردم به نام پوشه نما با ادرس poshenama.ir
می خوام به یکی از وبلاگسازان فعال را مدیر این سايت کنم
اگر کسی تمایل به همکاری داره به ایمیل زیر پیام دهد تا همکاری را آغاز کنيم
poshenama@gmail.com
 
با تشکر- مدیریت مولتی سايتتیک درس
آژانس دیجیتال مارکتینگ وب ترا در زمینه طراحی سايت تخصصی فعال می باشد :
همچنين از جمله خدمات دیگر ما شامل موارد زیر می باشد :
طراحی سايت شرکتی
طراحی سايت حرفه ای
طراحی سايت اختصاصی
طراحی سايت خبری
طراحی سايت اختصاصی
سئو و بهینه سازی
طراحی سايت آژانس مسافرتی
درصورتی که نياز دارید وارد بازار آنلاین شوید و فروش خود را چند برابر کنيد تیم ما می تواند شما را هم در زمینه طراحی سايت و هم در زمینه دیجیتال مارکتینگ راهنمایی کند.
داشتن حس و حال خوب هم آرزوست! 
مدتیه که حالم اصلا خوب نيست اما حدودای یه هفته ای هست که خیلی حالم بده، اونقدر حالم بده که احساس میکنم قلبم داره از جاش کنده میشه خودمم اصلا نا ندارم و بی حوصلم :|
یه حس مثل دست و پا زدن برای رسیدن به سطح آب از یه عمق ده متری واسه یه آدم ناشی که هر چقدر هم تلاش ميکنه بازم نوک انگشت های پاش زمین رو حس ميکنه .
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب