نتایج مطلب ها برای عبارت :

شاید هم فکر میکنی حرفام فقط به حومه نم

معاوضه اپارتمان با باغچه 100 متری الی 500متری در شهرستان شهریار حومه غرب تهران با امکانات سند شش دانگ ، آب برق گاز دربهترین قسمت شهریار جهت اطلاعات بیشتر در مورد قیمت باغ و باغچه لطفا تماس بگیرید .
بزرگترین مرکز خرید و فروش باغ باغچه باغ ویلا در شهریار و حومه
بر گزاری مراسم چهلم مر حومه خاور شهرکی
بر گزاری دعای کمیل با حضور مداح  حاخ حبیب مهماندوست مردم و رو حانی محل
بر گزاری نماز عید قربان مسجد محل به امامت حاج آقا جهانتیغ
رفتن به منازل مر حومه صدیقه علی ، کربلایی علی خواجه داد مهماندوست ، مر حومه خاور شهرکی پس از اتمام نماز عید قربان ابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
فروش ویلا 200 متری حومه املشفروش ویلا قدیمی قابل ست 70 متر با 200 متر محوطهزمین- دارای دو خواب- بر جاده اصلی آسفالت - ویوی عالیجنگل و رودخانه - بهار خواب نیمه کاره میتوان ساخت باهزینهکم. دارای امتیازات اب برق گاز- مدارک معتبر سند در دستاقدام تایید شورا.  واقع در حومه شهرستان املش قیمت 260000000 توماناملاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
 سلام به هرکی حرفام رو خوند:) یک کوچولو دیر امدم .
یسری ادما هستن واقعا نیاز به روان درمانگر دارن روان کاوه یا هرچیز دیگه ای که هست آخه چرا تا کی میخوان این اخلاقاشونو تو خودشون نگه دارن .
دلم میخواست حرفام رو بزنم باهاشون خیلیییی محترمانه و مودبانه ولی متاسفانه وقتی حرفای من با اون همه ارزشی که داره یکی ک شعورشم پایینه بیاد سرت بخاطرش داد بزنه قطعا ک نتیجه خوبی نمیده و ارزشی نداره خودمو خراب کنم .
سختی کشیدن در گرو موفقیت می ارزه تو بدترین
اینقده از پستای اخیرم زدم که نمیدونم ایا میشه جبرانشون کرد یا نه از قرارام و حرفام با ا.م و اتفاقایی که افتاده و بیدار شدن از خواب غفلت،از ف.ح خیلی دلخورم خیلی خیلی خیلی،وقتی به کاراش فکر کردم غمم گرفت دلم شکست،من اشتباه های زیادی توی انتخاب دوست کردم.یه چندتا کتاب خریدم بعدا براتون میگم.
نمیخوام بگم چیشده و چرا دارم این حرفارو میزنم،دیدین امسال هم نتونستم برم نمایشگاه کتاب تهران؟،دنبال کارم،نمیخوام بشینم تو خونه و الکی الکی وقتم تلف شه،ف
فروش زمین 1 هکتاری در حومه چمخالهفروش زمین 10000 مترمربع بلند کاملا محصور با بلوک ابعاد بسیار عالی,کوچه هشت متری از دوضلع دارد, امتیازات انرژی پای زمین, قابل تفکیک,داخل جزیره, نزدیک اتوبان جدید و شهر. بهترین برای زندگی و تفریح با امنیتو آسایش وصف ناپذیر, اطراف رودخانه منتهی به دریا پر آب, مکانی تفریحیتوریستی مناسب شهرک سازی. واقع در شهر ساحلی چمخالهقیمت توافقی زیر قیمتاملاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
فروش ویلا 500 متری شخصی ساز حومه لاهیجانفروش ویلای لوکس شخصی ساز 110 متر بنا با 500 متر زمیندوبلکس نما تمام سنگ. کابینت ام دی اف. باربیکیو تمام سنگ. متریالعالی , انشعابات آب برق گاز - چاه آب اختصاصی - ویوی بینظیرموقعیت عالی فاصله با دریای چمخاله 15 دقیقه - فاصله با استخرتوریستی لاهیجان 15 دقیقه - مکانی دنج و با امنیت بالا - ویویابدی که هیچوقت ساخته نمیشود. واقع در لاهیجان-روستای ارباستانقیمت کل 450000000 تومان
املاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه
خرید باغ ویلا در شهریارشهرستان شهریار،استان تهران، ایران رضی ابادخرید ویلا باغ استخردار در شهریار. شهریار قیمت 5,000,000,000 تومان. 1732 m2 زمین; 600 m2 ساختمان; 2 طبقه; 3 اتاق. فروش ویلا استخردار در شهریار. شهریار قیمت .خرید باغ ویلا در شهریار | باغ ویلا در ملارد | باغ ویلا در محمدشهرخرید فروش و قیمت باغ ویلا در شهریار ، باغ ویلا لاکچری در ملارد و محمدشهر ،خرید باغ ویلا در زیبادشت و خوشنام ، خرید باغ و باغچه ، زمین ،املاک صنعتی در شهریار ملارد و .خانه ویل
دهنم مزه‌ی استفراغ و خون گرفته. مثل اون روز که محکم زدی تو دهنم. مثل اون روز که از درد بالا می‌آوردم. مثل اون روز که دستات شونه‌هامو ت میداد و اسممو صدا میزد و من تو رو دور و سیاه می‌دیدم. دورتر و سیاه‌تر. نقطه و سیاهی مطلق.
امروزم با دیدن آخرین پستت مزه‌ی خون پیچید تو دهنم. بیا یه بار دیگه در جواب حرفام با عشق بکوب تو دهنم.
هاجر آدم نمیشه.
کم کم دارم عادت میکنم به لیلا ،به دغدغه هاش، حساسیتاش، احساستش 
تنها چیزی که الان یکم فقط یه قدم میتونه عقبم نگه داره اینکه
آیا اونم همینقدر حوصله خرج میکنه پایه حرفام؟
نمیدونم ، این یه نکته رو میزارم تو یه گوشه ذهنم و بقول خودم منتظر نتیجه میمونم
میتونه تبدیل به یه دوست خوب بشه خوبه خوب
سلام به همه عزیزان امیدوارم روزتون به خیر و پر ازشادی باشه

من هروقت با خدا درددل می کنم قرآن رو میذارم کنارم و آخر حرفام قرآن رو باز می کنم و حرف خدا رو می خونم؛ حرف هایی که کاملا مربوطه به حال و هوای من در اون لحظه. و در پایان وقتی قرآن رو میبندم اون رو روی قلبم میذارم و کلی انرژی می گیرم.
ادامه مطلب
از دور که به خودم و زندگیم نگاه میکنم میگم نه دیگه آدمای جدیدی قرار نیس ولرد زندگیم بشن زندگیم اونقدر حال بهم زن هس که خودمم میخوام ازش فرار کنم از زندگیم از خودم از اطرافیانم 
یا مثلا وقتایی که حوصله ندارم با ادمای جدید اشنا بشم نمیخوام بدونم کی اند چی اند و حتی اسمشون چیه!چون همیشه پیش خودم میگم همه ادمارو هم که بشناسم هیچ کس حاصر به شناختن تو نیس! شايد حرفام عجیب باشن و هیچکس نفهمه چی میگم. نمیدونم هرشب سعی میکنم تو ذهنم خودم با آدمی که نمیش
که به بیشتر از ده سال پیش برمیگرده بعضی شبها قبل خواب وبلاگهای بروز شده بلاگفا رو میخونم .
اونقدر حس خاصی واسم داره که نمیتونم توصیحش بدم اصلا خیلی وقته که با حرفام نمیتونم احساسمو شرح بدم یه جورایی حوصلشو ندارم
توی
خیلی از وبلاگهای بروز شده کسایی رو میبینم که از جداییشون مینویسن با رنج
و درد شدید کاش میدونستن این روزها و این دعا کردن ها و این غمگین
بودنها میگذره و چند سال دیگه  این روزها واسشون مسخره هست همین روزایی که
فکر میکنن اخ
چندوقتیه همه‌چیو انداختم به تعویق. هزارتا کار دارم و یک‌هزارمشم انجام نمیدم. بعد کلافه میشم و با عمق وجود میفهمم آدمیزاد به کار و تقلا زنده‌س. ولی بازم همه‌چیو میندازم به تعویق. به فردا و پس‌فرداها. مثل توپی که شوت ميکني جلو و میدونی توی راهی که داری میری ده دقیقه بعد بازم توپه‌ رو میبینی.
تولد مامان کی بود؟ از همون زمان خواسته براش نامه بنویسم. اینقدر که نوشته‌هامو دوست داره، اینقدر که نامه دوست داره، اینقدر که من برا هر جایی و راجع‌به ه
نمیدونم چرا هرجایی که هستم حس میکنم تنهام. نه اینکه گوشه گیر باشم اتفاقا با اکثرِ آدمای اطرافم خیلی راحت هم صحبت میشم ولی نمیتونم شبیه هیچکدوم باشم. حرفام با آدما خیلی زود ته میکشه و کمتر آدمی پیدا میشه که با هم حرفای مشترک داشته باشیم.
میگن آدما شبیه کسایی میشن که دوسشون دارن! راست میگن؟
پس چرا من نمیتونم شبیه کسی بشم؟!
 
یه حسی بهم میگه یه روزی دلم خیلییی برای این روزام تنگ میشه!
بهش پی ام دادم خواستم خوب شروع کنم منطقی مهربون خونسرد اروم ولی بعدش کم کم همه چیزای بد یادم اومد باز بهم ریختم هر پیامی که ارسال میکردم خشمم بیشتر میشد و از پیامم و لحنم معلوم بود مث ادمی که داره میخنده یهو وسطش بغض میکنه و گریه میکنه :/ چیزی که خراب بشه دیگه به این راحتی ها درست نمیشه. همه پیامام پاک کردم دیگه نمیخوام باهاش حرف بزنم :/ حرفام خیلی وقته زدم و اون انتخابش کرده ولی چرا اینو نمیخوام بفهمم نمیدونم؟ 
+دیگه تلپاتی جواب نمیده !
هر آدمی یه روی بد داره.
یه روی تلخ .به قول معروف گل بی خار کجاست.
من همیشه دوست داشتم اون روی تلخ بنیامین رو ببینم .
از روزی که وکیلش شدم بخاطر خریدن سربازی و ارتباط مون واقعی شد .
و روزهایی که کارت سربازیش دستم رسید و یک هفته بعدش طی یک اقدام یهویی بلیط خرید برای اومدن ، اون روی تلخش رو شناختم ‌و جالبیش اینجا بود اون روی تلخش عین اون روی تلخ خودم بود مدل پسرانه ش ، برای همین خیلی برام قابل درک بود .و احساس کردم بیشتر دوسش دارم .وقتی اومد ا
ایزوگام تهران روف
برای اجرا , نصب , سفارش خرید و اعزام نصاب ایزوگام تهران و حومه با ما تماس بگیرید.09125705349 – 22533080کلی و جزیی
خدمات عایق کاری و اجرا و نصب ایزوگام , قیرگونی و آسفالت و براورد قیمت و هزینه تمام شده ایزولاسیون
اجرا , نصب و تعمیرات ایزوگام پشت بام , سرویس بهداشتی , شیروانی,دیوار , ایرانیت
استخر , باغچه , روف گاردن , منبع و مخزن آب , پی و فونداسیون , کف سازی , زیرسازی و موزاییک
اجرا نصب و تعمیرات قیرگونی و آسفالت پشت بام , ساختمان , محوطه ساز
 
سلام سلام شهید نوری 
برادری ميکني در حقم
چند دقیقه ای ب حرفام گوش بده
 
یه جوری یه جوری دلم از این دنیا گرفته که.
باور کن اینقدر بد دیدیم از دنیا که.
برادری کن در حق منه عاشق 
و این روزا خیلی با ما باش
خیلی
تا این سختی بگذره.
 
دلم میخواد برم رو پشت بوم. 
و سیگار بکشم
و سیگار بکشم و اشک بریزم
تا وقتی که بتونم خورشید رو ببینم.
ببینم که آسمون سیاه، سورمه ای میشه، بعد کمرنگ تر، و بعد آبی میشه و بعد با زرد ترکیب میشه.
دیده بودی؟ 
وقت غروب
تو پاییز و زمستون. دیدی؟ 
ابرا قرمز میشن. دیدی چقدر قشنگه؟
دیدی بعضی وقتا، صبحا؟ ماه پیداست. تو آسمونه. دیدیش؟ 
دوست دارم بشینم رو پشت بوم و اشک بریزم.
سیگار ندارم.
نمیدونم، شايد خوابم نبره.
و خب، رو پشت بومم نمیرم.
فقط اشک میریزم
فروش باغ میوه ، با درختان هلو ،سیب ، زردآلو ، گردو و در متراژهای مختلف با سند شش دانگ از 100 متر الی 10000 متر در شهرستان سرسبز شهریار
خرید زمین شما با قیمت منصفانه در شهریار لطفا تماس بگیرید .
فروش زمین -باغ -باغ ویلا - باغچه در قطعات مختلف در حومه غرب تهران شهریار کلیه مناطق زیر ::
بکه (شهریار) - اصیل‌آباد - ترپاق تپه - رنگرز (شهریار) - حصارساتی - سقرچین (شهریار) - قجر تخت‌رستم - قجرآباد - فرارت - قشلاق مهرچین - قلعه نو (شهریار) - کردامیر - یبارک - مهرآذین
و من فردی که از اکنونِ خود در رنج ست،اینکه اکنونمون تباهِ آینده مون بشه،میصرفه؟
باید خودم به حرفام عمل کنم.
امروز عصر توی بنای قدیمی کاروانسرای شاه عباسی یه جمع پیر اما جوون دیدم!پیر از دیدِ سن و سال،جوون از دیدِ دل!
محفل شاهنامه خوانی داشتن.
از در ورودی که داخل شدم دیدمشون اونقدر در نگاه اول تحت تاثیر چهره های مهربون و جذاب شون قرار گرفتم که سریعا از اون عصر بخیر های پر انرژِی توی دلم حواله شون کردم.
"گریز دلپذیر"از آنا گاوالدا» و "پیرمرد و د
۳.مردی پیر و تنها در خانه‌ای در حومه‌ شهر زندگی می‌کرد. او هرگز خانه را برای مدت طولانی ترک نمی‌کرد. اواسط تابستان روز جمعه نامه‌رسان به خانه‌ی او آمد و پیرمرد را صدا کرد. اما هیچ جوابی نشنید. از پنجره داخل خانه را نگاه کرد و پیرمرد را غرق در خون دید. وقتی پلیس رسید، یک رومه‌ی سه‌شنبه، دو بطری شیر گرم و یک بطری شیر سرد پیدا کرد و روز بعد، قاتل دستگیر شد. پلیس چطور آنقدر سریع او را پیدا کرد؟
.
یه بار یه اتفاقی برام افتاد که با سکوت کردنم فقط حس خیانت به خودم داشتم.اونروز هرچقدر خواستم حرف بزنم همه حرفام تبدیل شد به سکوت و سکوت و سکوت.انگار کلمه ها مثل بغض تو گلوم بودن ولی كلمه ای پیدا نمیشد.از اون روز هروقت به اون ماجرا فکر میکنم حس بدی بهم دست میده.امروز یه اتفاقی افتاد.ناراحتیم بروز دادم برعکس همیشه که ناراحتیمو تو دلم دفن میکردم و به خاطرش عذاب میکشیدم.باهم قهر کردیم ولی به خاطر برخوردم اصلا ناراحت نیستم.باید متوجه شه که
آی الان دلم خنکککه آی خنکه :) بالاخره بعد چند وقت تونستم حرفمو به یکی از اونایی که تو مخمه بزنم همین دوستم که چند پست پیش گفتم ! بهش گفتم که ازش ناراحتم و واقعا این دوستیمون ارزش نداره خودشم دیگه واسم ارزش نداره :/ ینی ارزشش شده واسم قد یه دوست مجازی حتی میخوام بگم کمتر بهش ولی نگفتم کمتره ! ولی واقعا کمتره دوستای مجازیم خیلی بامرام تر و مهربون ترن تا اینا واسم ارزش قائلن اما اینا چی بدتر باعث ناراحتیم میشدن :/ بهش گفتم خلاصه ! دلم خنک شد ^_^ ادم
+ دختر میفهمی یعنی چی؟؟این یعنی اعلام جنگ!
- من می تونم و مجبورم که تحمل کنم:)نمی دونم چه اتفاقی میفته و چقدر این من داغون رو می خوان داغون تر کنن اما به هیچ وجه از حرفام کوتاه نمیام ، به هیچ وجه ، گفتم که شروع کنم تا تموم نکنم اروم نمیشمنه تنها سست نمیشم که با تک به تک کلماتتون با اینکه نابود میشم اما قدرت و انگیزه میگیرم :)آخرش اینه بگین از این خونه برم ، میرم به خدا که میرم.چه اهمیتی داره که بهم میگه نفهم که میگه درک این کتاب ها رو ندارم و میگ
سرما خوردم درد دارم دردمو به کی بگم بتونه درک کنه بعد سال ها یکی رو پیدا کردم که بتونم حرفتمو بهش بزنم بتونه درکم کنه حالا چی هی بهونه ی کار دارم کار دارم میاره نمیتونم باهاش حرف بزنم زنگش هم میزنم جواب نمیده داره کاراشو میکنهبعضی وقتا سکوت بهترین راه حله ولی بعضی ادما نمیزارن که سکوت کنی هی می خوان ازت حرف بکشنکیه که درد منو بفهمه کیه اخه کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دلم یه نفر میخواد همیشه پیشم باشه یکی که همه ی حرفام رو بفهمه یکی که درک کنه من چی میگ
من همون اول که با شهدا دوست شدم تصمیم گرفتم که شهدا رو به بچه های مدرسه معرفی کنم . خب مدرسه مون انجمنیه از این رو خواستم شهدا را به بچه ها معرفی کنم البته اینم بگم مدرسه مون عالیه هم بچه ها خوبن هم معلم هاو تقریبا هیچ وقتم جلوی فعالیت منو نگرفتن خدا خیرشون بده. بریم سراغ ادامه ی حرفام من سعی خودم رو کردم از طرفی موفق بودم و از طرفی نه . من نتونستم تقریبا کاری کنم بچه ها معرفت پیدا کنن به شهدا ولی توانستم تعدادی شهید رو به بچه بشناسونم الان بچه
دلم واسه سالهایی که میگفتم اره، این کار رو میکنم و بعد میرفتم میکردم، تنگ شده. نه به کسی میگفتم نه استرسی داشتم و نه چیزی، چون میدونستم که اره میرم انجامش میدم
الان چی؟ به عالم و ادم خبر میدم اره تو فکر فلان و فلان و فلان کارم. انجامش میدم؟ نه. به این فکر میکنم که به کلی ادم گفتم و هی داره جلوشون بد میشه. نه اینکه برام مهم باشه اونا الان چه فکری میکنن. بلکه واسه خودم ثابت میشه چقدر حرفام بی اعتبار شدن.
حالا اولین بخش برنامه، اواز خوندنه.
من صدای خ
چیدمان مبل و نهارخوری در دکوراسیون منزلسرویس
مبل راحتی در بازار در اندازه‌ها و سایز های متنوع موجود است. روال روتین و
عادی این نوع مبل‌ها در اندازه 9 نفره و 7 نفره است. همچنین میز نهار خوری
بسته به فضای شما در اندازه‌های متنوعی موجود است. میزهای نهار خوری با
تعداد 4 نفره، 6 نفره، 8 نفره و 12 نفره به وفور در بازار و فروشگاه های
مبلمان یافت می‌شود. حال اگر فضای زیادی در اختیار دارید می توانید از یک
سرویس مبل 9 نفره و یک نهارخوری 12 نفره در دکوراس
رحلت حاجیه خانم اکبری همسرتان باعث تاثر و اندوه اقوام ووابستگان در نهور گردید ضمن عرض تسلیت به بازماندگان و طلب صبر و طول عمر برای آن خاندان همدردی خودرا در این مصیبت باشما ابراز داشته و برای آن مر حومه غفران الهی را مسئلت داریم
                                                                
از یک اخلاق اقایون خوشم میاد و ادن اینه هیچیییی براشون مهم نیست :) ینی دنبال جیگول پینگول نیستن مثلا من الان  با قالب وبلاگم درگیری پیدا کردم حوصله جیگول پینگول ندارم و با جمله "زیبایی در سادگی" این قالب همینجوری گذاشتم.
دیگه عوضش نکنم صلوات :/
بابام نی رفت شیراز  مامانمم سرکار منم حوصلم سر رفته. پنج شنبه و جمعه عصرهاش خیلی کوفت. الان بیکارم و هیچ کار خاصی نکردم که بنویسم ولی تا بتونم چرت و پرت میتونم بگم :| کانال تلگرام زدم نمیدونم چرا ولی زدم س
چیدمان مبل و نهارخوری در دکوراسیون منزلسرویس مبل راحتی در بازار در اندازه‌ها و سایز های متنوع موجود است. روال روتین و عادی این نوع مبل‌ها در اندازه 9 نفره و 7 نفره است. همچنین میز نهار خوری بسته به فضای شما در اندازه‌های متنوعی موجود است. میزهای نهار خوری با تعداد 4 نفره، 6 نفره، 8 نفره و 12 نفره به وفور در بازار و فروشگاه های مبلمان یافت می‌شود. حال اگر فضای زیادی در اختیار دارید می توانید از یک سرویس مبل 9 نفره و یک نهارخوری 12 نفره در دکو
مدت هاست که وقت نکردم بیام اینجا.توی این دو سه ماهه اخیر مشکلات زندگیم زیاد شدن که دیگه حتی نمیتونم به یه آینده روشن فکر کنم.صبح تا شب گرفتارم و هر وقت هم بیکارم هزار تا فکر و خیال میکنم.
وضعیت مالیم ، وضعیت خانوادگیم ، وضعیت درآمدم ، وضعیت روابطم و . خیلی وخیم شده و راستش دیگه نمیکشم.میخوام از خیلی هاشون فرار کنم و دوباره برگردم عسلویه و به یه کاری شبیه به کار قبلیم ادامه بدم.قرار نیست من همه مشکلات رو حل کنم و خیلی هاش از عهده من هم بر نمیاد.ح
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه، پسری هستم 23 ساله، تازه لیسانس گرفتم، یه مشکل دارم امیدوارم راهنمایی های شما کمکم کنه. 
بنده همه چیز رو برای خودم بزرگ و  غول میکنم، هر چیزی که شما فکرش رو بکنید، پشت هر فکری که میکنم یه ترس پنهان خوابیده و از انجام هر کاری دلهره دارم، روابط عمومیم خوبه، خون گرم هستم، تو جمع که میشینم همه از حرفام میخندن، مسئولیت پذیرم، یعنی شونه خالی نمیکنم از کار.
اینا رو گفتم که بدونید گوشه گیر و درونگرا نیستم ولی این مشکل زن
فروش زمین 300 متری در ارتفاعات املشفروش زمین 300 متری بر دوم جاده, خاکی تمیز قابل افزایشتا 600 متر. ویو عالی مکانی دنج با امنیت بالا - مدارک معتبرسند در دست اقدام تایید شورا. واقع در حومه شهرستان املش قیمت متری 300000 تومانقیمت کل: 90000000 توماناملاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
میدونی یه حسی هست به اسم حسه خلا !حسه تهی شدن!شايدم اسمش یه چیز دیگه باشهاما یهو خالی میشی!انگار قلب نداشته باشی اصن! یا شايدم خیلی داشته باشی!نمیدونم!دلت میخواد با کسی حرف بزنیو دلت نمیخواد با کسی حرف بزنی!آهنگ گوش ميکني ولی حسشو نداریگریه ميکني ولی حسشو نداریزندگی ميکني ولی حسشو نداری!دوس داری حرف بزنیاما حال نداری زبونت رو بچرخونیحتی نه حال نوشتن داری و نه تایپ کردنشايد اصن حرف خاصی هم نداشته باشی!این حسه ممکنه یه مدتی ذهنت،روحت و جسمت ر
فروش زمین مسی 315 متری لنگرودفروش زمین 315 متر با سند ششدانگ - کوچه کاملا نوسازو بدون آلودگی چشمی شیک ساخت و غیر بومی کامل. مکانیآرام و بدون هیچ سر و صدایی. واقع در حومه لنگرودقیمت متری 450000  تومانقیمت کل: 141000000 تومان
املاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
فروش باغ کیوی 1700 متری املشفروش باغ کیوی ۱۷۰۰ متر با بر ۳۸ متر کاملا فنس کشی شده,دارای ۱۲۰ اصله نهال و چاه اب و لوله کشی کل زمین قطره ایامتیازات آب برق گاز جلوی زمین دارد, منطقه جنگلی و خوش آبو هوا واقع در حومه شهرستان سرسبز املش قیمت متری 90000 تومانقیمت کل: 153000000 توماناملاک گیلان خرید و فروش زمین باغ هکتاری خانه ویلا آپارتمان در گیلان
نمیدونم من از دید اطرافیان آدم بسیار مرموز و شیادی هستم !!!! سال قبل کسی بهم گفت " بیش از حد مظلوم نمایی ميکني؟ " شايد حق با اون بوده و هست !!! من فقط مظلوم نمایی میکنم و هیچ خبری از درد و ناامیدی نیست !! یا یکی دیگه بهم گفت تو دو سوم ت توی زمین ! شايد حق با اون هاست ولی نمیدونم من فقط میخوام خودم باشم یعنی من با درد بی حوصله ام و نمیتونم بخندم وقتی درد دارم .شايد هم حق با کس دیگری ست باید پارک مو عوض کنم
خدایا.یه وقتایی از خواستن خواسته‌هام میترسم!شايد خیر من در اون‌ها نباشه.شايد با داشتنشون از تو دور بشماما هیچ وقت از این که خیرمو دست تو بسپرم نمیترسم.خیالم راحته که بهترین رو نصیبم ميکني.آرامشی میخام که با هیچ طوفانی نلرزه و این ممکن نیست مگر در رضایت تو.پس شکرت میکنم برای تمام نعمت‌هایی که به من دادی.
تا حالا شده
 یه ادمی رو در نظر بگیری که یسری ویژگی های اخلاقی مزخرف داره که تو رو متنفر میکنه . و تو مجبوری باهاش بسازی به هر جهت . 
یه مدت میگذره هم تو سعی ميکني باهاش کنار بیای
و هم حس ميکني این ادم انگار داره تغییر میکنه و انگار داره ادم میشه! 
دوباره یه مدت میگذره
حس مثبت پیدا ميکني نسبت به این ادم که نه انگاری این ادم داره اخلاقای گندشو عوض میکنه و تو هم سعی ميکني خوب باشی باهاش.
.
.
.
 اما دقیقااا 
یجایی که باهاش اوکی میشی و میری بزرگترین ل
یاد و خاطره 20 شهید روستای شاهرخت و شهرستان زیرکوه گرامی داشته شد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما مرکز خراسان جنوبی، کریمی قدوسی نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر نهادینه شدن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، گفت: امنیت امروز کشور مدیون خون شهدا است که باید راه شهدا ادامه یابد.
 
یادم افتاد فلانی میگفت شما،یعنی ما، یک خصوصیت خانوادگی دارید فک کنم از مامانجون رندوم بین نوه هاش به ارث رسیده، اونم اینه که واسه یکاری که مدنظرته کلی تلاش ميکني خودتو به آب و آتیش میزنی، وقتی که نزدیکه ابراهیم شوی و آتش برتو گلستان و نتیجه بگیری ی تک میرینی تو هرکار کردی و دست از تلاش میکشی و ماجرا رو مچاله ميکني و پرتاب اونطرف.
خب فک کنم راست میگفت.
جالبیش اینجاست که اونوقت میگم آخیش و میرم واسه ایونت بعدی.اینم ی مدلشه.میتونه گونه ای اختلال
فروش زمین مسی 1200 متری گرمجانفروش فوری دو قطعه ۱۰۰۰ و ۱۲۰۰ متر زمین با کاربری مسی وابعاد عالی داخل و انتهای کوچه یکطرف وصل به رودخانه زمین بلند مسطح,امتیازت فول جلوی زمین و اطراف خانه های مسی. محصور باسیم خاردار,پروانه خور, اولی سند ششدانگ تکبرگی اقدام شده و  ۲ الی ۳ ماهه تحویلمیگردد و دومی با نسق و شورایی. هر کدام پروانه بخوای فوری میگیرم.واقع در حومه رودسر , روستای گرمجان و ناصرسرا قیمت متری 230000 تومانقیمت کل: 276000000 توماناملاک
فروش زمین 5000 متری کاربری مسی املشفروش یک قطعه زمین مسی ۵۰۰۰ متر  برآسفالت دارای سه بر جادهو یکطرف بعد از جاده رودخانه با یک ترانس اختصاصی و سه عدد چاه۱۸ متر ارتیزن. یکی با پروانه و همه پراب و زیادی اب دارد, مسطح پراز درختان میوه و مرکبات و غیرمثمر, اطراف خانه و با امنبت بسیارعالینیمه کوهستانی. کاملا داخل طرح هادی و کاربری مسی و کاملا محصوربا میله های اهنی و فنس است و قابل تفکیک. واقع در حومه شهرستان املش قیمت متری 250000 تومانقیمت
احساسات مثل مجموعه ای از چند طیف پیوسته هستن


که با ادامه حرفام به این نتیجه میرسین

درکل احساسات یا خوشایندن یا ناخوشایند

یه سری از احساسات هم بسته به شرایط و خود فرد یا خوشاینده یا ناخوشایند

اگه احساسات خوشایند رو سرچ بزنید

اولین چیزی که براتون میاره عشقه
هرچند از نظر من جزو دسته سومه نه اول
به هر حال این حس خوشایند جزو یکی از پیچیده ترین هاست
قرار نبود راجب عشق بنویسم و قرار بود به طور کلی راجب احساسات نظر بدم
ولی دیدم نمیشه و تصمیم گرفت
دراز کشیدی رو به آسمونِ بدون ماه.رادیو چهرازی میگه هومیوپاتی میدونی چیه؟اخم ميکني-در تعریفی دیگر هر دارویی بتواند در انسان سالم ایجاد علامت کند، می‌تواند همان علامت را در فرد بیمار درمان کند.-سرتو کج ميکني که یعنی چی؟بیشتر میخونی.یعنی اگر دردو رقیق کنی توی آب و بخوریش میشه درمون.-جمشید میگه خوردمش.-فکر ميکني که آخ یادش رفت دلبرو رقیق کنه.بعد فکر ميکني که دلبرو میشه رقیق کرد؟توی کدوم دریا؟.انگاری دلبرها هر جا که برن، ردّشون روی هر چی که
انجام خدمات نقاشی منازل، دفاتر، اداری و تجاری با تیم با سابقه نقاشی ساختمان اصفهان در تمام نقاط ایران، تهران و حومه
انواع نقاشی داخلی ساختمان با کمترین هزینه و کیفیتی بی نظیر با رنگ های ایرانی و خارجی بی بو و قابل شستشو
اجرای بهترین رنگهای روغنی پلاستیک اکرولیک توسط نقاش ساختمان حرفه ای دارای کارت مهارت نقاشی از سازمان فنی و حرفه ای کشور
با بیش از 15 سال تجربه ، آماده قرارداد با مدارس و شرکت های اداری و تجاری
مشاوره و بازدید رایگان در زمان
سوت قطار می پیچه توی سرم ، همهمه شد باز خبری دویده
واگن ها میشه خالی و دل من ، آره آره به مقصدش رسیده

ورودی صحن تو هستم آقا ، بی نفس اضافه وارد میشم
دستم و روی سینه می گذارم و ، فقط به زیر لب سلامی میدم
تموم حرفام میشه توی سلام ، خلاصه ی خلاصه ی خلاصه
دست خالی اومده ام آقا جون ، همراه من چن تا تیکه لباسه

قدم قدم به سمت یک پنجره ، سقاخونه دوباره غوغا شده
توی صف شلوغ اون می ایستم ، حادثه ها برام چه زیبا شده
میون آینه کاری های حرم ، شکسته ام حال خوشی ن
بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند
 
مبله . شیک . راحتاما دو روز که توش زندگی ميکني ، دلت تا سرحد مرگ میگیره بعضی آدمها مثل یه قلعه هستند ،خودت را می کشی تا بری داخلش ،بعد می بینی اون تُو هیچی نیست جز چند تا سنگ کهنه و رنگ و رو رفته اما .بعضی ها مثل باغند میری تُو ، قدم میزنی ؛ نگاه ميکني عطرش رو بو می کشی ؛ رنگ ها رو تماشا ميکني میری و میری آخری در کار نیست به دیوار که رسیدی بن بست نیست میتونی دور باغ بگردی 
چه آرامشی داره ؛ همنفس بودن با ک
 به کام ساقی …
 به نام هوالباقی…
 مے گفت خوشم نمیاد مشروب بخورے ؛
منم نمےخوردم ؛
ولے امشب مے خورم…….
بد نیست بخورم بسلامتے اونے ک مے گفت : سرما خوردم ولے من بازم محکم بغلش مے کردم و مے بوسیدمش … بسلامتے اونے که مے پیچونه و جواب تماس
رو نمیده و دهن آدمو از استرس سرویس میکنه؛
بعد میاد راحت میگه : گوشیم رو بے صدا بود نفهمیدم…. بسلامتے پسرے که وقتے میره مهمونے خونه فامیل زنگ مے زنه و نیم ساعت باهات حرف میزنه تا بهت نشو
فروش زمین 547 متری سنددار رانکوه املشفروش زمین 547 متر مربع مسی مسطح با سند شش دانگ تک برگ جنگلی,ویوی عالی, امتیازات اب برق گاز تلفن پای زمین و سایر امکانات و شهر وجاها و مناطق دیدنی و کوهستانی و توریستی و ییلاقی نزدیک, اطراف تهرانی نشین و نوساز زیرساختهای منطقه جدید و نوسازی شده و محل انجا دارای چند شهرک و. به دریای خزر نزدیک  و به جاده شاهی کمربندی املش اول شهر زیبای رانکو کمتر از ۵۰۰ متر فاصله- فاصله کم با شهر موقعیت و امنیت عالی
همیشه وقتی خیلی ناراحت میشم
به هر دری میزنی تا یکم فقط یکم من آروم شم
کارایی که من دوست دارم انجام میدی
مراقبمی
ازم حمایت ميکني
تنهام نمیذاری
همیشه بهم فکر ميکني
دنبال اینی که چطور میشه پیشرفت کنم؟
حال و هوام خیلی برات مهمه
به نیازهام توجه ميکني و بهش پاسخ میدی
درکم ميکني
برام وقت میذاری
باهام مهربونی
دوستم داری
به فکر خوشحال کردن منی
همیشه همراهمی
فقط خداست که بیشتر از تو برام مایه میذاره
وقتای ناراحتی برام کادو میگیری
وقتایی که هیچکس حوا
حس نوشتنم نمیاد.اما ننویسم هم حرفام یادم میره.الان توی قطار از فلورانس به شهر هم گروهیمون هستیم.
بقیه رفتن  ظهر و فقط من موندم و دوست اندونزیایی.
قطاری که مثل کارتونای بچگی از تو باغ و کوه رد میشهنه مثل قطار تهران کرمان که بیابون و بیابون.
ایستگاهای قطار دقیقا مثل همون که متیو رفت دنبال انه شرلی که ببردش خونه.
تاریکه و دیگه هیچ جا معلوم نیست
از وقایع خاص انسان شناسی این روزا این بود که تو گروهی که استاد نیست بچه ها راحت ترنتو موزه
و اینقدر یُسر ِ مع العسرَت را در چشمم فرو نکن،از خودم شرمم می آید !:)
 
به وقت خنده های شیرین ِ ۲۸ / ۳ / ۹۸ ، پس از گریه های تلخ ِ ۲۷ / ۳ / ۹۸
+هرچند ما به تقدم و زیادت ِ عسرت واقفیم اما شما آنقدر خدایی ، که با یسرهای هرچند کم و کوچکت جانمان را تازه ميکني،قلبمان را راضی ميکني.و چه خوب که شما اینقدر خدایی،به رغم اینهمه نابندگی ِ ما!:)
هیچوقت نمی تونستم حرفم رو مستقیم بگم
برای مستقیم حرف زدن باید حرف داشت،
باید خیلی حرف داشت
طوری که اون وسطا  سکوت نخواد حاکم بشه
حاکمیت که به سکوت بیاد  دیگه نمیشه حکومت رو ازش بگیری
اون وقت تو بهش عادت ميکني
اونقدر بهش عادت ميکني
که دیگه برای یک کلام حرف زدن هم سکوت رو ترجیح میدی
بعد کانتکت گوشیتو بالا پایین ميکني بعد از یه مکث کوتاه صفحه گوشیتو خاموش ميکني و به چایی که سرد شده خیره نگاه ميکني!!
 
                 
تا حالا دقت کردید با چشم بند زدن چه لحظه های نابی رو از دست میدید؟!
وقتی خوابی و سردته،یکی از عزیزانت میاد و پتو رو روت میکشهیه لحظه ی کوتاه چشمات رو وا ميکني و بهت لبخند میزنه،تو ایندفعه آروم تر از قبل میخوابی.
وقتی نور از پنجره ی اتاقت میفته رو چشمات،با یه اخم شیرین بیدار میشی و پشتت رو به نور ميکني و به خوابت ادامه میدی یا بیدار میشی و صبح خوبی رو شروع ميکني.
وقتی یه لحظه ی کوتاه چشمات رو باز ميکني و همسر/پدر/مادر/خواهر یا برا
تو کوچه پس کوچه ها ی قدیمی دور حرم نمیدونی چی انتظارتو میکشه درست عین زندگی یهو میری تا ته یک کوچه بعد کلی پیچ میفهمی بن بست بوده یا یهو یه کوچه باغ پیدا ميکني یا یه جا یه کوچه پیدا ميکني و می پیچی و خب چند بلوک رو تو یه دقیقه دور میزنی . بر عکسِ خیابون کشی های منطقیِ محله ی های نوساز که 2 به علاوه 2 توش همیشه 4 میشه نه کمتر نه بیشتر
سلام. خبری نیست جز اینکه از سرخوشی های آغازی مسیر کاسته شده است از روزهای بخشیده شدن. یادم رفت به تو بگویم که حالم خوب است نمیدانم چرا، طبیعی تر بود که نباشد اما هست. یادم رفت برایت بگویم که به چه فکر می کنم: به اینکه همه ما می توانستیم قهرمان باشیم و آسودگی خاطری داشتیم به اندازه ی "محمد زارع"*. برایت نگفتم که روزی بالاخره دیر خواهد شد شايد در یکی از همین روزهای جوانی.
راستی حالت خودَت چطور است؟ نگو که خسته و آزرده ای یا که احساس ميکني از چشم دی
بسم الله الرحمن الرحیم
خوبیِ آدمایی که یکم از لحاظ ذهنی با ما متفاوتن می دونین چیه؟ این که خیلی راحت و رو راست حرف دلشون رو می زنن.
بعد از کشیک بیمارستان، صبح ساعت 6 دیگه آف بودم. خواستم برم خونه یادم افتاد دوشنبس. فرهاد یه بار دوشنبه منو برده بود یه جا روضه (صبح) و به این امید که هر هفته هست راه افتادم برم صبحانه مو اونجا بخورم :)
رفتم و دیدم که بـــــله. خیابونِ شلوغ نشون از برپاییِ مجلس داره. خلاصه ماشین رو پارک کردم و رفتم. یه خونه ی قدیمی توی ی
خانم اکسیژن!
عینک میزنی اما همیشه تاکیید ميکني که نمره چشمت خیلی پایین نیست و فقط برای مطالعه میزنی!اما من از وقتی دیدم که روی چشمت هست.بله نمیخوای نشان دهی نقصی داری.بله کمال گرا دوست داشتی.
هر دفعه باید عذر خواهی کنم بابت همان دفعه که با تنه زدن و با کلیشه ی همیشگی ایرانی اشنا شدن دو جوان سه ثانیه چشم در چشم شدیم.شايد بازوی نحیفت درد گرفته بود اما از روی غرور خم به ابرو نیاوردی بلند نشدی و فریاد بزنی سکوت کردی و من دستپاچه تر از ان بودم که بتو
دیدی وقتایی که نصف شب از خواب بیدار میشی و آب میخوای،مجبوری کورمال کورمال راه بری تا برسی به یخچال؟
توی راه به احتمال زیاد به دیوار و وسیله ها میخوری، درد رو تحمل ميکني اما سعی ميکني صدات در نیاد!
بر اساس اون تصویر ذهنی که از قبل داشتی سعی ميکني موانع رو پیش بینی کنی تا با کمترین دردسر برسی به یخچال.
وضعیتِ الانِ من هم همینجوریه!!!
توی تاریکی مطلق دارم کورمال کورمال سراغِ نور رو میگیرم.
تصویر ذهنی که از قبل دارم بهم قوت قلب میده که ادامه بدم،حت
دانلود دوبله فارسی فیلم Once Before.I.Die.1966کیفیت BluRay 720p اضافه شدلینک اصلاح شددانلود
بازیگران : Ursula Andress, John Derek, Richard Jaeckel
کارگردان : John Derek
محصول : آمریکا
سال تولید : ۱۹۶۶
زبان : دوبله فارسی
فرمت : MKV
حجم :۱٫۵GB
نام پارسی فیلم : میان مرگ و زندگی
خلاصه داستان : مدت کوتاهی پس از پرل هاربر ژاپن به جزایر فیلیپین حمله می کند. گروهی از سربازان بازی Polo و خانواده هایشان در حومه شهر دور هستند. ستاره بیلی …
شهریار فروش زمین ارزان مناسب باغ ویلا کد492 - خرید و فروش زمین 492 .شهریار فروش زمین ارزان مناسب باغ ویلا کد492 . برای خرید و فروش باغ ویلا،باغ و باغچه زمین،سوله،در شهریار ملارد صفادشتخرید و فروش زمین و باغ در شهریاربیش از 1408 آگهی خرید و فروش زمین و باغ با قیمت های مناسب در شهریار و حومه شهر.خرید زمین در شهریارجستجوی زمین برای خرید در شهریار تهران. فروش باغ ارزان در شهریار در شهریار - 23000 متر زمین دارای سند. آب و برق و با قیمیتی بسیار عالی و ارزا
بدبختی است که شاعر یک شهر باشی وعشقت نخواندت و نماند به پایِ توراضی شوی به اینکه شنیدی فقط که اوحالش به هم نمیخورد از شعر های توهر شب پناه میبرم از تو به مثنویاسطوره های کل جهانم عوض شدهمن با زبانِ کوچه و بازار من شدمبا من چه کرده ای که زبانم عوض شده موندم ، زخم خوردم از قلبمچون نمیشد از عشق برگردمبا غرورم ، یه شهر همدردهبس که شعرامو زندگی کردممن یه عُمره تمام درداموقِصه کردم برای یک دنیاشعر گفتم برای این مردمکه تو حرفامو بشنوی تنهابشنوی تن
وسط حرف زدن میگه: تو بعضی وقتها هم هیجان زده و مضطربی ولی تظاهر ميکني که مشکلی نداری. تایید میکنم ولی تاکید میکنم که اون استثناست که متوجه این موضوع شده وگرنه خیلی ها متوجه نمیشن. میگه: خودت لو میدی، لرزش نامحسوس صدات، فراز و فرودهات حین حرف زدن لوت میده. میگه: تو اینجور مواقع انگشت کوچیکه و انگشت حلقه دست راستت رو جمع ميکني و با دست چپت باهاشون بازی ميکني، در یه دقیقه بیشتر از پنجاه بار انگشترت رو تا نوک ناخنت میاری و میبری جای اصلیش. به اینجو
دلت میخواد خودت رو گول بزنی . پس تمام قوای خودتو بسیج ميکني که دلیل و برهان بتراشی و مستندات جور کنی . یه جورایی برای خودت پرونده سازی ميکني چون .
چون دلت میخواد اینجور فکر کنی !
مبهم بود ؟!
یک مثال میزنم . یک موقعیت و یک آدم را به شکلی میبینی که دلت میخواد ببینی و نه اونجور که واقعا هست !
مثل خطای بینایی یا شنوایی با این تفاوت که عمدی هستش !
آه از وقتی که شواهد نقض کننده میخورن توی صورتت و تو مجبوری بپذیری که حقه ی ذهن خودت بوده و نه حقه ی بیرون !
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شايدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
من هروقت میخوام برم بیرون در خونه مونو قفل میکنم
همسری: در رو چرا قفل ميکني؟
من : من همیشه درو قفل میکنم!
همسری: عزت ممکنه ناراحت بشه ها!!!
من: وا ناراحت چرا؟
همسری:آخه اون درخونه شو قفل نمیکنه تو هم نکن
من: خواهشا از این حرفا مد نکن!ناراحت میشه  بهش برمیخوره!!! شايد اون دلش بخواد وسایلشو دو دستی تقدیم بکنه به من چه!من نمیتونم قفل نکنم،شايد اونام بخوان برن بیرون من که نمیتونم به هوای اونا درخونمو قفل نکنم بگم اونا حواسشون هست
همسری: .
من: :دی
وا
هوالرزاق
✅حمـل و نقـل مبلمـان و اثـاثیـه منـزل بصـورت حـرفـه ای✅اڪیپ ماهـر و تخصصـی دراسبـاب ڪشـی✅ارسال ڪارگر جهت تخلیه وبـار گیــری✅بارچیــن حـرفـه ای✅ارسال ڪامیـونـت مسقف بـه تـمام نقـاط شهر اصفهان✅ڪامیـونـت سـرپـوشیـده مجهز به پتو و ضربه گیر✅جـابجـایی لـوازم سنـگیـن بـصورت حـرفـه ای✅یخچـال سـایـدبـای سـایـد✅گـاوصنـدق و شیشه میــزغـذاخــوریسرویس دهی به تمام نقاط شهر اصفهان و حومه در اسرع وقت
09011447878 - 09169168955
اگر شما هم به دنبال لوکس ترین باغ تالارها، ویلاها و تشریفات خاص و زیبا برای برگزاری مراسم ها و عروسی تان هستید اطلاعات موجود در سایت ما را مطالعه کنید بی شک در تصمیم گیری بسیار کمکتان خواهد کرد.از آنجایی که امروزه برگزاری عروسی در باغ تالارها بسیار رایج شده است و عروس و دامادها تمایل بیشتری در برگزاری مراسم در آن را دارند، کسب اطلاعات در این زمینه نیز بسیار حائز اهمیت است.
اجاره باغ تالار
اولین موردی که هنگام اجاره باغ عروسی به ذهن می رسد م
ی پیچ بزرگ تو زندگی اونجایی عه که آدم به خودش میاد میبینه دیگه چیزی براش مهم نیست. این که خیلی ها چطور رفتار میکنن؟ چقدر میتونم تغییرشون بدم و این که بیش تر از همیشه فکر ميکني لحظه هایی که میرن دیگه هرگز بر نمیگردن. اون وقت دیگه فرقی نمیکنه تا اینجای عمرتو باهاش چیکار کردی دوس داری هر چی سربع تر هرچی هست رو رها کنی که میبینی این همه بند بهت داغونت کرده. خود خواه تر میشی و میگی زندگی باید همونی بشه برای من که می خوام. دیگه حال غصه خوردن نداری و به
تعمیر پکیج ایران رادیاتور (تعمیرات پکیج ایران رادیاتور)در شیراز و حومه توسط کارشناسان خبره با کمترین هزینه. عیب‌یابی پکیج ایران رادیاتور و تعمیر پکیج ایران رادیاتور در محل شما تنها با یک در تماس اسرع وقت انجام می‌پذیرد. برای تعمیر پکیج ایران رادیاتور خود کافیست با شماره های درج شده در پایین صفحه تماس حاصل فرمایید تا تعمیرکاران متخصص در تعمیر پکیج در زودترین زمان ممکن و با مناسب‌ترین هزینه اقدام به انجام تعمیر پکیج شما نمایند.
پکیج رادیا
عشق الهی من؟چند روزه نتونسیم درست و حسابی باهم صحبت کنیم راسش اصلا مهم نیست دیگه واسم تکلیف موسسه چی میشه یا کتابم میدونی عزیزم ؟همه این کارها واسه اینه که بتونم پیشت راحت تر و اسوده تر باشمولی متاسفانه خیلی بعضی از موارد بی مورد وقت گیر شدنددقایقی که احساس میکنم پیشم نیستی و از من بی خبری راسش خیلی رنج اور و کشندس حس دلتنگی ام که این روزها بیداد میکنه خودت هم بهتر میدونی خانمم اکثر حرفهام و فکرهام را تنها می تونم به شما بگم بقییه ان
نذر صدوچهارده هزار صلوات.
هی فکر ميکني به ته ذکر رسیدی، به شمارنده که نگاه ميکني میبینی کلی هنو ازش مونده!
تو معنویت هم اگه مثل معصومین نبودند گمان میکردیم به ته معنویت رسیدیم، ولی وقتی به اونا نگاه ميکنيم میبینیم کلی عقبیم.
و خوب برخلاف شماره اندازها، کمالات اهل بیت قابل احصا نیستند پس همیشه این حالت وجود داره و نمیرسه وقتی که انسان احساس بی نیازی نسبت به انجام اعمال داشته باشه.
صوفی چه فکر میکنه نمیدونم؟!
+ حس میکنم دیوار زندگیم کج رفته بالا.حس میکنم هرکاری کنم دیوار زندگیم همچنان کج میره بالاحس بدیه- چرا فکر ميکني دیوار زندگیت کج رفته بالا و نمیشه درستش کرد؟شايد تو داری کج میبینیش؟شايد اونقدرها هم کج نیستشايد اصلا کج نیست+نمیدونممثل یه مهندس شکست خورده شدم که حس میکنه ساختمانی که ساخته کجه مهندسی که به بن بست خورده.- ولی یه مهندس خوب با احساساتش خونه نمیسازه و تصمیم نمیگیره . میشینه حساب کتاب میکنه ببینه کجا رو اشتباه کرده و تلاش
شايد این فرق من و صبر و یه مشت زمزمه است
شايد این حسرت یک نگفتن درد دل است
شايد این آتش یک کوه پر از غم باشد
شايد این ترس نگاه از همه ی تن باشد
آتشی از نفسم میگذرد
بی دلیلم بی دلیلم پی خود
شايد این در پی خود بودن یک تن باشد
یا فراری ز تنی پژمرده
یا که احساس نفهمیدن این تن باشد 
شايد آن حس غریب نقطه ی امیدی بود
که زمین را به نگاهی وصل کرد
و سپهر را به دو دستم می داد
و مرا از همه ی این شايد ها دور کرد
سایه ام را همراهم کرد
بار ترس را از دوشم برداشت
 و ته
با خودم عهد کرده بودم که برای هر کتابی که می‌خوانم مفصل بنویسم تا این طوری مجبور باشم دقیق‌تر بخوانم. این مطلب نشانی از عهدشکنی‌ست. شايد پاری اوقات مجبور به این کار شوم. و اما بعد؛

پاییز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصل‌های سال این نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شده‌اند). رمان شاعرانه با جریان سیال خیال است. گاهی کلمات طنین دارند و آهنگین هستند (چیزی مانند سجع). یکی از نکات جالب د
آهنگ‌های شیش و هشت سعد المجرد تو گوشم رو دور تکراره و دارم لاکی رو که یه ساعت پیش زدم، می‌کَنَم که می‌بینم دیگه نمی‌تونم مقاومت کنم و حرفام رو اینجا ننویسم.
اتفاق‌های ناگهانی عمر کوتاهی دارن؛ منظورم همونایی هستن که آدم ادعا می‌کنه کارد رو به استخون رسوندن؛ اما ناامیدی‌هایی که خشت‌خشت روی هم قرار می‌گیرن، آروم‌آروم دورت عمارتی رو می‌سازن که هرقدر هم معماری‌اش قوی باشه، از هر طرف بری به خودت می‌رسی؛ البته اگه اصلاً به خودت زحمت بلند
یه موقع هایی خدا به زور بغلت میکنه
تو گریه ميکني
میگی: نمیام .منو بذار زمینمیگم بذارم زمین
نمیذاره
ورت میداره با خودش میبرتت 
توی بغلش دست و پا میزنی 
میگی: ولم کن میگم میگم نمیام
ولت نمیکنه
عینهو بچه ها لج بازی ميکني،نق میزنی، دری وری میگی
لبخند میزنه بهت
بعدش که یکم میگذره تازه میفهمی چیکار کرده برات
خیلی کیف میده .خیلی . وقتی میفهمی انقدر حواسش بهت هست.
خندم گرفته از خودم.
از بچه بازیام.
 
 
 
شنیدی که میگن تو اعماق دریاها هیولاهایی زندگی میکنن که از نسل دایناسورها هستن!؟ حالا اگه کلی از اونا رو توی دریا و نزدیک ساحل ببینی چکار ميکني!؟ سلاحها و تجهیزاتت رو آماده کن و پیشرفته تر کن و به جنگ هیولا های دریایی بامزه برو. بازی ایرانی بتلفیش» یک بازی به سبک دفاع از قلعه فانتزی است که از منطقه خود با سلاحها و تجهیزات قدرتمند و پیشرفته ای در برابر هزاران هیولای دریایی خطرناک دفاع و مبارزه ميکني.
اپک مینی
از اینجا تا نگاه تو  ، بقدر آسمان راه هست دلم لبریز یاد تو ولی بیتاب بیتاب استنگاهت میکنم دایم که  شايد قسمتم گردی نمیدانم دلت اینجاستنگاهم ميکني گاهی؟ تمام قصه ها باقی تمام عشق ها جاریامان از قصه عشقی که بی فرجام و تو خالیچه دلگیر است این قصهچه دل خسته است این دنیاچه بی آهنگ و بی موزونروان است روزگار مادلم از این سکوت بیزارازاین بی همزبانی زاراز اینکه ذره ای امید به درمان نیست، نالان استدلم از دست تو زار است
 
گزارش کارآموزی حسابرسی شرکت واحد اتوبوسرانی و حومه
 
 خلاصه
شركت واحد اتوبوسرانی عملاً از تیرماه 1335 شروع به فعالیت نمود . در ابتدا با تأسیس خط ‏یك با كرایه بلیط یك ریالی خدمات اتوبوسرانی آغاز گردید و سپس بتدریج خطوط اتوبوسرانی موجود ‏از بخش خصوصی تحویل گرفته شد . شروع به كار شركت و احد اتوبوسرانی به معنای پایان كار ‏اتوبوسرانی های بی بند و بار بخش خصوصی در تهران بود و آنچنانكه از مندرجات سال 1335 مستفاد ‏می گردد این اقدام دولت هم
سگ باهوش

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد. سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.
قصاب به دنبالش راه افتاد. 
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد. 
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند. 
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه
برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره
مردا بخاطر این دارن منقرض میشن ک جنس مخالفشون صداشون میکنه داداشی!/:فکرشو بکن پول کافه رو حساب ميکنيچسناله هاشو تحمل ميکني،آخرشم صدات میکنه داداشی!نه ناموسا خودت باشی دوست نداری منقرض شی؟ -__-من ک هر سری دوس دارم آب شم برم تو زمین/:
پیش‌نویس: همیشه از اینکه شناخت و علم کمی نسبت به یه موضوع داشته باشم احساس ضعف و ترس می‌کنم؛ مثلاً بعضی از نقاط ضعفم توی ترجمه باعث شد برم سراغ ویرایش؛ می‌دونم که توی شناخت شخصیت آدم‌ها، طرز تفکر و قصدشون از بعضی تصمیمات خیلی ضعیف هستم و به‌خاطرش برای بعضی افراد زمان زیادی رو صرف می‌کنم؛ حتی دو تا مشکل جسمی هم دارم که به‌خاطر همین ترسم رفتم ته‌وتوی قضیه‌اش رو درآوردم. حقیقتاً یکی از نقاط ضعفم اینه که شناختم از خودم هم خیلی کمه. این به کن
روز هشتم
نمیدونم شمایی که داری این مطلب رو میخونی تا حالا عاشق کسی شدی که دوستتون نداره ؟
کسی که میخوای کنارش باشی اما اون نمیخواد کنارت باشه
کسی که وقتی پیش اون هستی احساس خوشبختی ميکني ولی اون وقتی کنار تو هست حتی ذره ایی احساس نمیکنه خوشبخته
کسی که هر لحظه و هر ثانیه باهاش حرف میزنی جلو اینه ،حین راه رفتن ،بیدار شدن اما اون حتی لحظه ایی هم بهت فکر نمیکنه
کسی که میخوای تا اخر عمرت باهاش باشی اما اون نمیخوادت
نمیدونم تا حالا برای شما هم پیش ا
گاهی اینقدرها دلت دنبال یک نشانه است.
گاهی هزار بار نگاه ميکني، تصمیم میگیری و منصرف میشوی.
گاهی منتظر یک اتفاقی تا آن را ربط دهی.
بگذریم.
بهانه میخواهد احوالت را پرسیدن.
شايد هم جرات.
راستی خواب دیدم رهسپار دیار ما شده ای.
با واژه ای به نام ِ student of life آشنا شدم .واژه ای که قلبمو آروم میکنه چون من عاشقِ یادگرفتنم .میتونم بگم لحظاتِ عمیقی که حس ِ  لذت اعماق وجودمو پُر کرد وقتایی بود که داشتم چیزی یادمیگرفتم .سر کلاسا ،موقعِ درس خوندن،کتاب خوندن ،پادکست گوش دادن ،با مریضا و ادمای مختلف حرف زدن و بودن کنارِ خودم.و این واژه میتونه یادم بندازه که جهتم باید به چه سمت باشه.
.
امشب شب سومه .شب سومی که آرومم .که دستِ سیاهِ افسرده‌گی از گلوم برداشته شده .ذهنم آرومه .قدمام مح
مامان از ظهر که اشتباها نامش را بردم نگاهت از من دور نمیشود. نه از من. نه از هاله ی دور و بر من. یعنی تا دورترین نقطه نسبت به من که وقتی نگاهش ميکني من باز هم تووی میدان دیدت باشم.
سهوا اسمش را جای اسم داماد فلانی گفتم و دیگر به این کار ندارم که بحث سر لباس عروس و تالار و اینکه لباس پف دار به آدمهای قدبلند هم می آید، بود.
برخلاف دفعه های قبل که اسمش را میگفتم، اینبار نگاهت نگران شده. شايد قبلا نمیدانستی یا حتی باور نمیکردی که تا این حد خودم را درگ
نوشته ی خاصی نیس. دوس نداشتید نخونید.
چند سالِ بعد عصر یک روزِ ابری دلت برای مادربزرگ و پدربزرگت تنگ میشود و بی هوا تصمیم میگیری به دیدنشان بیایی. بنیامین که بیشتر از هرکس وابسته به توست دنبالت راه می افتد و تو دلت نمی آید دلِ کوچکش را بشکنی و او را هم با خودت همراه ميکني. مسیر هشتاد کیلومتری بینمان را طی ميکني. مستقیم راه منزل مادربزرگ را در پیش میگیری. زنگ میزنی ولی خودت را معرفی نميکني. درِ حیاط که باز میشود مادربزرگت سرک میکشد تا ببیند کیس
همه ماجرای دو دوستی که اول دلش رو میشکنه و روی شن های ساحل مینویسه و وقتی محبت میکنه روی سنگهای صخره مینویسه رو شنیدیم. بعد به دوستش میگه :باید خوبی هارو به یاد داشتو بدی ها رو روی شنها بنویسیمکه سریع از بین بروند.

به نظر من این حرف ها در مورد دل اشتباهه
شايد اینجوری خوب باشه اما نمیشه.
چون دل یه بلور قشنگ و زیباست. 
وقتی محبت ميکني:
انگار اون بلور رو پاک کردی و جلا دادی
این بلور چندی بعد دوباره خاک بر میداره و دائم باید جلاش بدیم و اون جلا هم
زمانی فکر ميکني درست میگی 
اما بعد از مدتی سالی به دلایل و پافشاری که میکردی احساس خوبی نداری 
در اون زمان دیگه نتیجه گیری ميکنيم و اعلام ميکنيم که یقین داریم در مورد چیزی که داریم ادعا ميکنيم 
اما بعد مدتی خود زمان بهت نشون میده که خیلی کوچیکی و بزرگتر از تو جلوی من نتونستن طاقت بیارن 
ثابت قدم باشن 
میگن حتما کاری ميکني مشکوکی 
ولی واقعا فن و تردستی و راه عجیب غریب نداره فقط از نگاه ها و نفس ها رد میشه
در ازای چیزی با ارزش تر
یه جور پروسه س
اینکه کسی توی دنیای واقعی نفوذ کنه به وجود مجازیتو بخواد نوشته هاتو بخونه بد نباشه.ولی وقتی اون ادم تو رو از قبل بشناسه و شروع کنه مدام درباره نوشته هات حرف بزنه یا با اونا تو روقضاوت کنه یا دربارشون ازت سوال بپرسه رقت انگیزه.من مینویسم تا مغزمو خالی کنم از فکر و حرفایی که نمیتونم به کسی بزنم.کسایی تو رو میخونن که نظرشونو بهت اعلام نمیکنن یا اگه حرفی بزنن که ناراحتت کنه یا قضاوتت کنن یا هرچی برای ادم مهم نیس.چون ادمهای مجازی نقشی تو زندگی
طولانیه و خوندنش یا نخوندنش فرقی به حالتون نداره! ولی جانِ خودتون کپی نکنید دیگه:/
از صبح کلافه دورِ خودم میچرخم. هزار بار صفحه ی گوشیو برای پیامی یا تماسِ از دست رفته ای چک میکنم. حتی بلاک لیست گوشیو چک میکنم و احتمال میدم شمارتو اشتباهی فرستادم اونجا که خبری ازت نشده ولی نه. دیشب که تا صبح خواب به چشمام نیومد و الانم حتی با وجودِ بی خوابی دیشب نمیتونم بخوابم. از دیروز هزار بار شمارتو دونه دونه روی صفحه تایپ کردم ولی آخرش قبل از اینکه تماسو بز
یسری ادم هستن تو زندگیامون همش دروغ میگن بعد خیال
میکنن ما نمیفهمیم اخه نفهم چلمنگ بیشعور اسکول فکر ميکني فللان کارو بکنی من نمیفهمم 
مثل خودت نفهمم بدبخت من خیلی وقته هبر دارم 
بعد از هرچی ادما بدت بیاد عینهو دم وصلن بهت که بفهمنن 
چ غلطی ميکني 
بابا کسافط برو سرت تو زندگی خودت باشه اه 
بدم ازت میاد متظاهر نمای دروغگو و سواستفاده گر.
#دورشوازم #دروغگو
هر اتفاقی بیفته من بخاطر همه تلاش هایی که همه این سال ها کردی همه بالاپایینایی که تجربه کردی همه اتفاقایی که پشت سر گذاشتی محکم محکم بغلت میکنم بهارم :)فردا حواستو حسابی جمع کن 
فردا نذار هیچی جلوی موفق شدنتو بگیره 
هرچی بلدی بزن و برگرد 
تو بخاطر بهار بودنت عزیزی 
هیچوقت خودتو با هیچکس مقایسه نکن حتی گذشته خودت فقط سعی کن الان کاریو انجام بدی که فکر ميکني حال دلتو بهتر و بهتر میکنه و کیف ميکني باهاش 
برات بهترین بهترین و بهترین ارزوهارو دا
داشتم شربت پرتقال میخوردم.شربتو غلیظ ریخته بودمهی آب بستم بهش که شیرینیش کم بشههی آب بستم هی آب بستم.به جایی رسید که دلم درد گرفت و این یعنی که دیگه بسّهبا خودم فکر کردم که رابطه هم همینطوره.اولش غلیظ و در شور شروعش ميکني، همه چیز رنگیه همه چیز قشنگهبعد یواش یواش اشتباها و اختلافا نمودار میشنهی آب میبندی به رابطه که از حجمش کم نشهاما شیرینیش کم میشه .و الخ تا جایی که میگی دیگه بسسسه».رابطه صحیح؟همونقدر که به آبِ شربت توجه میشه، ش
دخترکی خرد سال ز من پرسید:چه میکشی در نوجوانی؟
 شیرین است ایا؟
در پاسخ گفتم:نوجوانی شیرین است گر مدارا کنی با چند چیز.دخترک کنجکاو خواست بداند آن چند چیز را.
بگفتم:برای خود قوانین تصویب کن ،برای خودت ارزش قائل باش،از لحظه لحظه زندگیت استفاده بِه کن و سخن بزرگان را راه نمای زندگیت قرار بده ابتدا بزرگان خود را بشناس.
کتاب بخوان ،کتاب بخوان و کتاب بخوان اما در کنار درست و بدان هرچه برای درست ميکني برای خودت ميکني ،به پدر و مادرت احترام بگذار و
احتمالا شما هم تو زندگیتون تا حالا منتظر یه نشونه برای حرکت به سمت چیزی که می‌خواید بودید یا اینکه خبری از جانب غیب بهتون بیاد که شما راهنمایی کنه که چطور بهتر قدم بردارید. معمولاً وقتی که آدم‌ها در تنگنا قرار بگیرند این حس نیاز بیشتر سراغشون میاد. ذهن آدم‌ یه مقدار تنبله و علاقه نداره که خودش رو درگیر تحلیل‌های پیچیده بکنه و گاهی هم می‌دونه که تصمیمش اشتباه یا پر ریسک هست امّا احساسش می‌خواد که این کار رو انجام بده. پس چی بهتر از این که ی
شیخ رجبعلی خیاط :
❄️در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت میبارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!
باخود گفتم شايد معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده!
جلو رفتم دیدم او یک جوان است!
او را تکانی دادم!
بلافاصله نگاهم کرد و گفت چه ميکني!
گفتم : جوان مثه اینکه متوجه نیستی!
برف، برف!
روی سرت برف نشسته!
ظاهرا مدت هاست که اینجایی!
مریض می شوی!
خدای ناکرد
خیلی چیزها هست که میشود در موردش نوشت و اینکه چرا نمی نویسم هم دلیل خاصی ندارد :) کمی تنبلی و کمی از خیلی چیزهای دیگر :) 
زندگی به تندی خیلی کند! می چرخد :) 
از همه رویدادها که بگذریم می رسیم به حس خوبی که از شنیدن اسمم می گیرم :)  احساس میکنم یک جور آشتی و آشنایی با خود است. بس که همیشه با اسم فامیل خوانده شده بودم. 
شايد درک این موضوع برای بقیه کمی مشکل باشد، ولی وقتی اسمت از اسامی خاص هست که در کشور خودت هم روتین نیست ولی اینجا با آهنگ درست تلفظ می
دلم یه ون میخواد با یه کاروان با کلی وسایل خوب  چرخ خیاطی و این جور چیزا پارچه هم مثلا بعد باهاش برم مناطق دور افتاده ی ایران
براشون چیزایی که میتونم درست کنم و ازشون چیزایی که میتونن دریافت کنم
فقط و فقط خوش بگذرونم
کتاب قصه هم میبرم:)
شايدم خودم برای بچه ها قصه گفتم
شايد براشون تاب درست کردم شايد سرسره براشون خریدم شايد. شايد. شايد.
وقتی‌ام خیلی غمگینی، انقدر که غم استخون بتر شده و به قول سعدی "کارد به استخوان رسد"، به این فک ميکني که خب این نهایتِ غمه و اگه امروز و فردا تموم نشه بالاخره توی یکی از همین سالای نزدیک قصش تموم میشه دفترش بسته میشه و فقط ازش یه خاطره‌ باقی میمونه برای عبرت و سرمشقِ تمامی عمر.
ولی هیچ‌وقت همه چیز اونجوری که ما میخوایم پیش نمیره. چشمات و باز ميکني و میبینی که میشه خیلی بیشتر از این‌ها غمگین بود و نمرد، میشه خیلی بیشتر درد کشید و به جای امید
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب