نتایج مطلب ها برای عبارت :

سعید محمدی وقتی گفتی نامرد زی من کمروم برد

از همه چیت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بین حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چی اوار میشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه میاد پیام میده صدات میکنه و ناله
این روزا تنهام ساکت و بی انگیزهاشکای گرمم به مژه هام آویزهآخه تو چجوری میری ولی میمونیبیچارت میشم تو هوای بارونیمونده تو یاد چقدر خاطره دارم از تو ای دادوای از این دل گرفتم در احساساتمو گلمیدونی رفت همه فکر و خیالت خاطرت تختدنیا نامرد تورو گرفت منو تنها ترم کرد
قبلا هم گفته ام،واااااااااقعا خیلی سخت است که آدم آب کمی ببنده به خیک قهوه یا نسکافه اش!رقیق شدن طعم این نوشیدنی مثل روان شدن فکّ طرف مقابل به فحش دادن است! نسکافه رقیق دقیقا فحش است! همونقدر نچسب و آزار دهنده :))یک شات از مت جامونده ، باید بشورمش و تو اون قهوه درست کنم بلکه نتونم زياد آب ببندم به خیکش!خدا رحمتت کنه مت ! امروز ساعتت از کار افتاد! چرا یک باطری براش نخریدی نامرد قبل از رفتنت!:))
یادمه یكی بهم میگفت تو خیلی صبوری هر كی دیگه ای بود اینطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتي عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزي كه سرم اورده بود وقتي منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
اگر میدانستی برای این قالی رنگ رنگ چه گلهای زيبایی بر سر دار رفتند تا خانه ات زيباتر شود خلع نعلیک میکردی و هر قدمت را ورود به جنت میپنداشتی؛ به سلام آمنین چه نیمه شبها که در سکوت جبهه هایش نقش "محرابی" میزدند و اللهم ارزقنا شهادت میخواندند برای زيباتر شدن "گلفرنگ" سرخ فردای عملیات چه "افشان" ها بافتند با شاخه هایشان شمشادها؛ وقتي زنجیر هیئتی حسین (ع) شدند در شور آخر شب ارونداین نقش "تلفیقی" زيبا که میبینی اثر هنر دست و دل سرو قامتانی ست که ه
ولایت امیر المومنین علیه السلام واجبی که ترک شد (به روایت اهل سنت عمری)
ابن مردویه اصفهانی از علمای اهل سنت عمری روایت کرده است:
٤٨. ابن مردویه، عن أبی هارون العبدی، قال: كنت أرى رأی الخوارج لا رأی لی غیره، حتّى جلست إلى أبی سعيدالخدری فسمعته یقول: أمر الناس بخمس فعملوا بأربع و تركوا واحدة، فقال له رجل: یا أبا سعيد، ما هذه الأربع الّتی عملوا بها؟ قال: الصلاة، و اكاة، و الحج، و الصوم- صوم شهر رمضان-. قال: فما الواحدة الّتی تركوها؟ قال: ولایة عل
*موقعیت:سر جلسه ی امتحان ریاضی 
+پیس پیس،نلی؟
_ها؟
+برگت رو بده جوابا رو چک کنم بریم.
_باشه.
(برگه ی امتحانیم رو به باران که پشت سرم بود،دادم و خودم با برگه ی باطله ام مشغول شدم)
دبیر اومد بالای سرم:نلی برگت رو ببینم؟میخوام ببینم فلان سوال رو تونستی حل،کنی یا نه؟
_اه خانم الان نه،دارم یه مسئله رو حل می کنم حواسمو پرت نکنید.(داشتم از استرس می می مردم:/)
دبیرکه رفت برگم رو پس گرفتم و از جلسه اومدیم بیرون.
*زمان اعلام نمرات:
من و باران: خانوم ما مطمئنیم
تو شهر کوفه / شدم آواره / قلب شکسته‌م / شده پر از درد

آقا کجایی / تا که ببینی / تنهام گذاشته / این شهر نامرد

شهرِ نامردی و دروغه اینجا

وفا نمونده تو وجود این ها

میگم به زير لب با اشک و گریه

میا به کوفه ای عزيز زهرا

آقای من به کوفه نیا

این شهر کینه جای تو نیست

دروغه وعده‌ی همگی

تو کوفه هیشکی پای تو نیست

آقای من به کوفه نیا»


ادامه مطلب
دیشب داشتم سربه سرش میزاشتم اذیتش میکردم نامزدیه دیگه ازاین چیزا زياد اتفاق میوفته اونم هی میخندید میگفت حالتو میگیرم وایسا ! خلاصه اینکه ما اومدیم بخوابیم منم همچنان کرم میریختم عاقا نامردی نکرد یه دونه از شیکمم نیشگون گرفت ینی درد داشتااااااااااا نمیدونم چجوری خودمو کنترل کردم جیغ نکشم فقط اینو فهمیدم که احساس کردم خفه شدم بعدشم گررررریه بدبخت خودشم شوکه شده بود فک نمیکرد اینجوری درد بگیره !! هیچی دیگه شونصد بار دوراز جونش گفت غلط کردم
سعيد: روایتی شیرین و متفاوت از زندگانی نوجوانی سنی
سعيد: نرجس شکوریان فرد
بریده کتاب(۱):
مادر در دلش، اعتقاد داشت به خانواده ی پیامبر؛ به اهل بیت. و الا که توسل و نذر در میان آن ها که اهل سنت بودند چندان رسم نبود.اما مادر در سال های پیش هم برای حال تب دار دخترش متوسل شده بود به حضرت اباالفضل.حتی بعضی مسیحی ها هم یک دل دارند که با حسین و ابالفضل مصفا می شود. و یک پنجره فولاد که خیلی ها دخیل بستن به آن را گشایش در کارشان می دانند.
 
ادامه مطلب
دوستان همه میدونیم که همه ساله روز دهم ماه ذی الحجه، مصادف است با عید قربان یا عید الاضحی که از عید های بزرگ مسلمانان می باشد. بنابر روایات دینی، در این روز خدا به ابراهیم خلیل فرمان داد اسماعیل را ذبح کند.
او اسماعیل را به قربانگاه برد ولی جبرئیل همراه با قوچى» فرود آمد و ابراهیم آن را به جای اسماعیل قربانی کرد. به خاطره همین ضمن تبریک عید سعيد قربان به مسلمانان عزيز کشورمان ایران به بیانی ها گلم نیز تبریک میگم و به دوستان گلم که در بیان پید
مادر پیر سارا پانصد میلیون چک کشیده [نمیدانم چرا ولی حتما ربطی به سارا دارد] و حالا برای پرداخت آن دچار مشکل شده‌اند. مادر پیر را به زندان می‌اندازند. سارا عذاب وجدان میگیرد و در به در به دنبال پول می‌دود تا اینکه تصمیم می‌گیرد از سعيد، دوست‌پسر آیدا، کمک بگیرد. سعيد ثروتمند و خفن است و پانصد میلیون برای‌ـش چرک کف دست است! البته به همان نسبت آدم پست و رذلی هم هست. [نکته اخلاقی تا اینجا: دوست‌پسر پول‌دار انتخاب نکنید.] سعيد چک پانصد میلیونی
زندگی همه با یاد تو.شادی همه با یافت تو.و جان آنست که درآن شناخت تو است.موجود نفسهای جوانمردانی.حاضر دلهای ذکر کنندگانی.از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی.از دور می پندارند و نزدیک تر از جانی.ندانم که در جانی یا خود جانی.آنی که خود گفتي و چنانکه خود گفتي آنی.
بسمه تعالی( تقدیم به شهید مدافع حرم مهدی اسحاقیان و رزمندگان جبهه مقاومت )قسم به خون تازه ات - به جسم پاره پاره ات –به فیض جاودانه ات –شدی حبیب قلب ما –ستاره ی قریب ما –كجا رود به دین ما –ستم شود به مثل ما – حزين شود ولیِ ما-جز این كه ما فدا شویم –شریفه ی فنا شویم – لایق مصطفی شویم – اگر به غیر این كنیم –شیعه او نمی شویم – منجی ما بیا بیا –صاحب امر (عج) ما بیا – عاقبت ختم رسول –اشرف خلق انبیاء - قاصد رهبرم شدم – عشق اگر طلب كند –بنده به س
بسم رب القلم
این متن مربوط به این پست عزيز دل هست.
پست
.
+من که چیزي نمیفهم !
برا خودت
-نامرد!
+وا! ، منکه مردونه اعتراف کردن :/
-راست میگی :)
+خوب؟
-آها
راستش، نمیدونم قصد و غرضی بود یا نه!
اما سوالش چه قشنگ بود بسی.
اما عزيز دل برادر این سوال رو بدون جواب نمیپرسن!
 راستی چی پرسید؟
+ سوال: دین من  میگه من اجازه ندارم این کار رو انجام بدم!
-جواب: خوب اشکالی نداره، عقاید هرکس برای خودش مهم و قابل احترامه!
+فقط خودش؟
-خودش و هرکس که هم عقیدشه!
+کسی که هم عقی
 بسم الله الرحمن الرحیم
برای اولین بار مجبور شدم برم بنزين بزنم
تو دلم آشوب بود چجوری جلو اون همه مرد و تو اون محیط پیاده شم و.
تو صف بودم نوبتم شد با اکراه و ناراحتی درِ ماشینو باز کردم
دیدم راننده کناری اشاره میکنند پایین نیاین من براتون میزنم
مسئول جایگاه با فاصله تو سایه نشسته بودند و کارت خوان دستشون.
ایشونم تا دیدند من میخوام پیاده شم کارت خوان رو گذاشتن رو صندلی و بدون حرف زدن با من برام بنزين زدند
حتی برای اینکه کارت بکشم اجازه نداد
سال‌ها پیش گفته بود اگر پسردار شدم اسمش را "سعيد" می‌گذارم، وقتي خبر پسردار شدنش رسید منتظر بودیم یک سعيد کوچولو به جمع خانواده اضافه شود؛ هنوز چند ماهی نگذشته بود که گفتند اسم تغییر کرد، مادرش خواب دیده و حالا شده سبحان! دوباره چند وقت بعد سارا گفت:_عمه! میدونی اسم نی‌نی‌مون چیه؟
_اره! سبحان کوچولو
_نه! اون قبلا بود الان قراره یه چیز دیگه بذاریم!
_شما هم اخر برا این بچه اسم نمی‌ذارین!
احمد: حالا اگه ندیدی اخرش هم دنیا اومد تا به جای پسر، دختر
این مثنوی حدیث پریشانی من استبشنو که سوگنامه ی ویرانی من استامشب نه اینکه شام غریبان گرفته امبلکه به یُمن آمدنت جان گرفته امگفتي غزل بگو غزلم، شور و حال مُردبعد از تو حس شعر، فنا شد، خیال مُردگفتم مرو که تیره شود زندگانیمبا رفتنت به خاک سیه می نشانیمگفتي زمین مجال رسیدن نمی دهدبرچشم باز، فرصت دیدن نمی دهدوقتي نقاب، محور یکرنگ بودن استمعیار مهر ورزيمان، سنگ بودن استدیگر چه جای دلخوشی و عشق بازي استاصلاً کدام احمق از این عشق راضی استاین عشق
دیروز شنبه ۱۷ فروردین بود . مثل اون قدیما که بعد از عید تشنه دیدارت بودم بهت زنگ زدم . گفتي دندون عقلت رو کشیدی با بیهوشی کامل . هی ناز کردی، هی نازت رو کشیدم . هی سر به سرت گذاشتم . خیلی خندیدیم. اونقدر که گونه هام درد گرفت. گفتي استرس نداشتی. بالاخره دکتر دندون پزشک کار خودشو بلده . نگرانی نداره که . مثل اینه که قورمه سبزي نگران باشه من خوب می پزمش یا نه. کلی خندیدم به حرفهات. گفتي لپت ورم کرده و قلمبه شده . قربون صدقه ی لپ قلمبه ات هم ر
دانلود اهنگ سعيد اسایش خوشگلی خوشگلی تو دلبری دلبری تو
دانلود آهنگ امشب به قلبم شبیخون زدی سعيد آسایش
دانلود اهنگ سعيد اسایش خوشگلی تو
دانلود آهنگ گلی خوشگلی گلی دلبری گلی از همه زيباتری

دانلود اهنگ گلی خوشگلی ازسعيدشایسته
دانلود آهنگ گلی خوشگله گلی دلبره
دانلود آهنگ سعيد آسایش خوشگله در به درم کردی تو
اهنگ خوشگله خوشگله تهی
متن تبریک عید غدیر خممتن تبریک عید غدیر خمدر این مطلب مجموعه ای از جدیدترین و زيباترین متن ها و اس ام اس های تبریک عید غدیر خم را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه اس ام اس ، در ادامه با مجله پارسی سرا همراه باشید.متن تبریک عید غدیر خمعمریست به عشق تو اسیریم علیمست از خم باده غدیریم علیداریم تمنا ز خداوند علیبا حب ولای تو بمیریم علیعیدالله الاکبر، عید غدیر خم مبارک بادگوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگوهمه را جمع کن و در وسط راه بگوبرو بر منبر و با
وقتي که در کشاکش میدان عشق مغلوب شدم و اطرافیان نامرد معشوقه‌ام را به نامردی ربودند و حسن و جوانی و آزادگی و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسلیم شدند در خویشتن شکستم.از ادامه تحصیل در دانشگاه طب وا‌مانده بودم و از عشق شورآفرینم هیچ خبری نداشتم، ازدواج کرده بود نمی‌دانستم خوشبخت است یا نه؟ تقریباً سه سال پس از این شکست سنگین روز سیزده بدر رفتم در کنج خلوتی زير درختی، تنها نشستم و به یاد گذشته‌های شورآفرین تهران اشک ریختم، پر از اشتی
اومدن خونتون. از روز قبلش توی فکرم بود که چه کار‌هایی با هم می‌کنیم. ولی نکردیم. همه چیز خیلی پاک و زيبا بود. صبح یه صبحانه ساده، کلی حرف زدن و بازي با دارت. بعد از ظهرش پیتزا و بازم بازي با دارت. همه این پنهان‌کاری ها زيبا‌یی‌های خودش رو داره.
بهت گفتم که دلم می‌خواست که چیکار کنم باهات. بهم گفتي قلبت نامنظم می‌زنه. دوستت دارم چیزي بود که گفتم و میمیرم برات جیزي که تو گفتي.
I have you now. But still.I will never really have you.
تو رفتی پیش یه مشاور و بهت گفته
غریب قریب: آگاهی به سرگذشت حرم امام رضا(ع) رنگ دیگری به زيارتمان خواهد داد.
غریب قریب : سعيد تشکری
معرفی:
آروم آروم که کتاب رو ورق می زنی، خوب گوش کن….صدای هق هق گریه های نویسنده میاد… بلند، مداوم…آروم آروم که با کتاب مأنوس می شی، قصه ها رو لمس میکنی…میشد سعيد تشکری رو دید وقتي که لرزيد و زانوهاش سست شد. وقتي خمید و جلوی ضریح شکست…
خلاصه:
در ۱۲ دوره از تاریخ به ذکر تاریخ حرم امام رضا (ع) می پردازد، آباد شدن ها و تخریب شدن ها. کتاب رو باید نیمه شب
گفتم : کبوترِ بوسه
گفتي : پَر
گفتم ‍: گنجشکِ آن همه آسودگی
گفتي : پَر
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان
گفتي : پَر
گفتم : التماسِ علاقه،
بیتابیِ ترانه،
بیداریِ بی حساب
نگاهم کردی
نه انگشتت از زمینِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه پر» از بامِ لبانِ تو پر کشید
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزارِ انتظار من بجوشد
عاشقم کردی ! همبازيِ ناماندگارِ این همه گریه
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاهِ گریه های من ایستاده است
حالا بدونِ تو
رو به روی آینه می ایستم
م
 
  …اینك به سویت آمده ام.
 
اول)
خدای مهربان من!
اینك آمده ام كه گفتي بیا .  
به نجوا نشسته ام كه گفتي بخواه .    
نامت را می برم كه گفتي بگو.  
می گریم كه گفتي ببار .
امیدوارم كه گفتي مایوس مباش.  
ای آموزگار درس لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ !  
ای گوینده ان الله یحب التوابین !
اینك پاسخم بده كه به ندای ادعونی استجب لکم سرمستم.
تو آن قدر مهربانی كه حساب ندارد و آنقدر كریمی كه اندازه ای  برای آن نمی یابم .
تو آنقدر با من " تا " كرده ای كه تصو
من داشتم گریه میکردم، داشتم گریه میکردم و تو چشمات رو بسته بودی 
برام از مزه و بوی هُلو میگفتي
نمیخواستم گوش بدم
تو برام از موزيک هُلو گفتي
یه قوطی عطر هُلو بهم دادی و گفتي که برای همیشه شاد باش
قرار بود من برم،اما تو رفتی
حالا من هرروز در اون قوطی رو باز میکنم و میبویم؛
من اون قوطی رو دارم اما برای همیشه شاد نیستم,تو فقط میخواستی عذاب بکشم،وقتي به مهمونی میرم و هُلو میبینم،وقتي دوشیزه ای با لباس صورتی و سفید نزدیکم میشه و گونه هاش شبیه هُلو س
حرف زياد است اما حرف زدنم نمیآید. به این حالت میگویند یبوست فکری. یبوست اگر درمان نشود میشود بواسیر، زشتی بیرون میزند. بواسیر درمان نشود میشود شقاق و سرطان و مرگ. اما طب اسلامی برای همهی بیماری ها درمان دارد. برای یبوست سنا. سنای مکی و گل محمدي ـ صلوات نداشت؟ ـ برای یبوست جسمی است این ها. یبوست فکری که دارم چه داری طبیب! سنای مکی و گل محمدي. نفهمیدم. این ها چیست که میگویم اصلا. چرا دارم چیزي میگویم اصلا. پاک دیوانه شدهام. بس. مرگ بر آمریکا. شک کن. ه
میخواستم تا یادم نرفته تعبیرت کنم
اما ابن سیرین توی حرف "خ" تو را نداشت!
یعنی میخواهد بگوید دروغ میگویم که خوابت را دیده ام؟؟
دارد یادم میرود. 
دیشب
کی
از پشت پنجره خانه ات
گفتي بس نیست نگاه کی؟ نمیخواهی خودت صاحب خانه شوی؟
آهان! گفتي: عبدی أطعنی أجعلک مثلی، أنا حیّ لا اموت اجعلک حیّا لا تموت، أنا غنیّ لا أفتقر أجعلک غنیّا لا تفتقر، أنا مهما أشاء ی أجعلک مهما تشاء ی
غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند.
مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:
اگر گفتي چرا خداوند مگس را آفریده است؟» 
غلام گفت:
خداوند مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی امید بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولی من دیگه خوابم نبرد.نشستم پای لپتاپ و مثل همه ی وقتایی که دلم میگیره برات تایپ میکنم.نامه هایی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم این فکرا غلطه ولی چی میشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم امید؟ چون بعد تو، تنها امیدم برای زندگیه.
عجیبه ولی گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
صبح خواب می دیدم بیمارستانیم و شما باید دوباره عمل کنی. مثل همان روزها شاد و سرحال بودی. با هم می خندیدیم. زن دایی خواست که ازمان عکس بگیرد. بغلم کردی و سرمان را به هم چسباندیم و باز خندیدیم بیدار که شدم هنوز شیرینی همان یک لحظه را با خودم داشتم. تمام روز چشم هایم پر از آب شد و خالی شد و دوباره. 
مثلا وقتي وسط کلاس قرآن، قرآن شما را برداشته بودم و خطت را روی آن دیدم که مثل همیشه حاشیه نویسی کرده بودی یادت می آید؟ می گفتي این کتاب برای خواندن و ی
- چرا آدم ها هیچ وقت به احساساتم توجه نمیکنن؟
+ مگه اصلا احساساتتو نشون دادی بهشون؟ مگه خودت اینو نخواستی که فقط توی تنهایی هات اشک بریزي؟ نمیتونی بقیه رو مقصر بدونی.
- من فقط. فقط یکی رو میخوام که حرف هام رو گوش بده. میدونی چی میگم؟ یعنی یکی که گوش شنوام باشه. 
+ مگه خودت نبودی که گفتي گوش شنوا نمیخوای؟ مگه نگفتي که میتونی خودت با خودت سر کنی؟ دوستات همیشه بودن، ولی تو هیچ وقت نبودی. همیشه خودتو ازشون جدا کردی بهشون گفتي که میتونن پیشت از نار
ذهنم مشغول بود. نمی دانستم باید حرف های تجمع یافته را بگویم یا نه. اما می دانی که من اهل نگفتن نیستم. گفتم و چه خوب کاری بود گفتن شان. هنوز جمله ام تمام نشده بود که کلمات آغشته به حمایت و مهربانی ات احاطه ام کرد. گفتي و آرام شدم. گفتي و دلم گرم شد از داشتنت. گفتي و اشک صورتم را پوشاند از درک کردنت. گفتي و جوانه های به بار نشسته مان بیشتر ریشه دواندند در درونم. تنها چیزي که توانستم در پاسخ به صدای گرمت بگویم این بود که "امروز نیمه اردیبهشت است!"
"نیمه
دلم تنگ است . حالم خوب نیست . کم آورده ام .سرما خورده ام . جسمی و روحی داغون هستم . کاش بیایی و آرامم کنی . کاش بیایی و دلداریم بدهی . چقدر نشانه می فرستی ؟؟؟ حواسم هست . فکر نکن که نمی فهمم . گزارش چشمهایت . عکسها . پرنده ی حرم رضوی . تسبیح گلی .شعرهای حافظ و حضورت که چقدر نزدیک است . تاکید جمله ی " آدمها بی دلیل سر راه هم نمیان " . لب تاب قدیمی . عکسهای قدیمی . نوشته های قدیمی .
چرا اینقدر از نور گفتي؟ چرا اینقدر از پرنده گفتي ؟ نخستین پر
به فاصله پنج ساعت تار موی دیگه ام سفید شد
اتفاقی دیدمش وقتي جلوی آینه با آواز عاشق قمیشی موهایم راشانه میکردم
سفید شدنش را به چَشم دیدم  قَلبم گرفت خفگی کار دستم داد و اشک از گوشه چشمم چکید با ریختنش لبخند تلخ نبودنت روی لبهایم آمد 
یادم آند گفتي توجیهم کردی خطایی نداشته ای 
لمسش کردم وتکرار کردم تو یادگار ترین روز منی
اللهم اهل الکبریاء والعظمه
واهل الجود والجبروت و اهل العفو و الرحمه .

با آرزوی قبولی اعمال و عبادات در ماه ضیافت الهی و تبریک عید سعيد فطر به اطلاع کلیه برادران و خواهران ایمانی می رساند نماز عید سعيد فطر صبح روز عید ساعت 6:30دقیقه صبح در محل گار شهدای شهر کدکن به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین بوژمهرانی امام جمعه محترم کدکن برگزار خواهد شد.
دبیر شورای زکات شهرستان شبستر با بیان اینکه در سه ماهه اول سالجاری بیش از ۴ میلیارد ریال زکات در سطح شهرستان شبستر جمع آوری شده افزود: آزادی دو زندانی همشهری، کمک به جهیزيه ، درمان و تحصیل از جمله مصارف زکات در سه ماهه اول بود.
مهندس محمدي قلعه تصریح کرد: طبق برنامه ریزي ها تا انتهای سالجاری بیش از ده میلیارد ریال جمع آوری خواهد شد.
بگذار ریز ریز خاطرات مان را اینجا بگذارم مثلا آن روزي که با اسنپ داشتم می رفتم حوزه هنری. توی راه مامان زنگ زد گفت: بابات نگرانه. خیالش رو یک جوری راحت کن. تعجب نکن. بعد گوشی را داد به تو. (تو نه شما!) صدایت پر از نگرانی بود. گفتي: خیلی مواظب باش ها. شوخی نگیر. این ها احتمالا دنبالت آمدند. گفتم: نه بابا جون. تنها نیستم. زود هم بر می گردم. گفتي: بهرحال من نگرانم. خیلی مواظب باش ننت. اینا آدمای عوضی ای هستن. من می شناسم شون. شب که برگشتم با هم خندیدی
هادی امروز بعد از نمازش دعا کرد. برای خودش، خانوادش ودوستش سعيد. گفت: خدایا دوستم سعيد
رو خیلی کمکش کن در مسابقه دو اول بشه. خدایا کمکش کن درساشو خوب بخونه. خدایا
بچه ها، پدر و مادر ها، وقتي هادی برای خانوادش و دوستش دعا می کرد، خدا یه فرشته ای رو مامور
کردبرای دعاهای هادی امین بگه.اون فرشته می گه: افرین هر دعایی که برای دیگران می کنی برای 
خودت هم بر اورده می شه.
در همین رابطه پیامبر(ص) فرمودند: دعایی که کسی پشت سر برادر دینی خود می کند، با هفت
هفته گذشته هفته خاصی بود. به قول خودم در رویا هم نمی‌دیدم که چنین اتفاقی بیفتد. سفر. خوابیدن زير ستاره‌ها، چادر تاریک، آب‌انبار. قرار ملاقات در شهر خودش، پارک آبشار، اسلایدر، آهنگ شهرام شکوهی،مشاهده غروب خواجو، نماز مغرب و عشا، موبایل کافی، کوه‌صفه، دراز کشیدن روی چمن‌ها و صحبت در مورد نحوه آشنایی با همسر و دغدغه‌ها و . آبمیوه خوشمزه. 
خوابیدن لای چمن‌های پر گل در میان دشت. گرفتن عکس‌های متنوع. 
آخرین خداحافظی را یادت می‌آید؟ -آیا ا
بزودی بزرگترین فروشگاه مچ بند و ساعت هوشمند سام دیجیتال در استان سیستان و بلوچستان شهرستان سراوان افتتاح خواهد شد.
بهترین ها را از ما بخواهید.
بهترین برندهای روز دنیا
کیفیت کالا + رضایت مشتریان عزيز = فروشگاه سام دیجیتال
منتظر ما باشید.
باتشکر سعيد محمدي
ماجرا از یک جمله ساده شروع شد؛ آخه سعيد چطور همچین اشتباهی کرد! 
اشتباه سعيد مهم نبود، قضاوت و ملامت کردن سعيد بود که مهم بود و همین کافی بود تا تقدیر من را درگیر ماجرایی کنه که در همون موقعیت قرار بگیرم و حالا سعيد قصه من باشم. حالا میفهمیدم، حالا حق را به خودم نه به خودمان میدادم، حالا همه چیز درست بود! رازي که سالها در صندوقچه دلهامان پنهان کرده بودیم، رازي که در چشمان هم خوانده بودیم و میخواستیم تا ابد پنهانش کنیم هویدا شد. انگار ماجرا از
توو فرودگاه که منتظر بودیم برگشتی سمتم و گفتي "یه سریام هستن که وقتي میان هیشکی منتظرشون نیست سخته ها"منم همینجوری که ده دیقه بود زل زده بودم به نخ مشکی زير دومین دکمه کاپشن سیاهت، گفتم "توو این دنیا واسه هر کی، لااقل یه نفر هست که منتظرش باشه" ولی دیگه اشاره نکردم که واسه ی تو بغلت وایساده و ده دیقه و سی ثانیه ست زل زده به نخ مشکی زير دومین دکمه کاپشنی که برای سومین باره تنت میبیندش.
من نیستم مانند تو، مثل خودم هم نیستم
تو زخمی صدها غمی، من زخمی غم نیستم
با یادگاری از تبر از سمت جنگل آمدی
گفتم چه آمد بر سرت؟ گفتي که محرم نیستم
مجذوب پروازم ولی دستم به جایی بند نیست
حالا قضاوت کن خودت، من بی‌گناهم، نیستم؟
خواندی غزل‌های مرا، گفتي که خیلی عاشقم
اما. نمی‌دانم خودم. هم عاشقم هم نیستم

نجمه زارع
در نهایت باید بدونی که چیزهای جالب زيادی وجود داره. حتی اگه خبری از آستین‌های بلند ِ راه‌راه سفید، دست‌های آفتاب خورده، شاخه‌های نازک و سبز درخت‌های آزاد و نور جزيره نباشه. 
تو همیشه ساعت‌ها از چیزهای طلایی حرف میزدی. ذره‌های درخشنده. تلألو خورشید روی موج‌های مدیترانه. می‌گفتي حتی اگه کنار دریای شب راه بری دوست داری نورهای طلایی چراغ‌های شهر رو ببینی. نورهایی که همیشه رنگ‌های قشنگ و متفاوتی بینشون پیدا میشه. شهر کجاست؟ روی کاغذهای ب
 گفت: زندگی یک سربالایی سنگلاخ و بی پایان شده که این وسط چند تایی خوشی سرزده و کوتاه هم دارد.
گفتي: خوب همین چندتا سرزده ارزش داره، مگه نه؟
رویش با من بود. گفتم: نمیدونم وسط یه سربالایی که باید دائم مراقب باشی عقب نری و چپ نشی خوشی رو چطور می فهمی؟
گفت: اتفاقا خوشی ها هم همون وقت که داری عقب عقب می ری و دیگه اختیار زندگیت دست خودت نیست سراغت میاد و میچسبه بهت.
گفتي:چطور آدم وسط افتادن خوشی رو می فهمه؟ چرا عادت شده همه میگن که خوشی وقتي سراغت میاد ک
چه بهار دلگیری.اصلا بهار همیشه دلگیر بوده، نمیدونم چرا بقیه انقدر ذوق اومدنش رو دارن‌.چه ذوقی داره شروع یه سالِ دیگه بدونِ تو؟!
چقدر رنگ سبزِ این روزهای شهر تو چشم میزنه و حالمو بد میکنه‌.
راستی بهت گفته بودم فصل بهار اذیتم میکنه؟ بهار هیچوقت مالِ من نبوده، درست مثل تو.
اگه یه روز خواستی بیای، بهار نیا پاییز بیا، وقتي دارم پا به پای طبیعت برات میبارم بیا، وقتي امید مثل پرنده ها از دلم کوچ میکنه بیا، وقتي هوای دلم ابری و تیره است بیا‌.
بذا
دانلود فیلم متری شیش و نیم
دانلود فیلم ایرانی متری شیش و نیم با لینک مستقیم و کیفیت عالی (اچ دی)
شما عزيزان میتوانید فیلم متری شیش و نیم را از رسانه مجاز تب مووی با سرعت بالا دریافت نمایید.
(تماشای این فیلم به افراد زير ۱۵ سال توصیه نمی‌شود)
کارگردان : سعيد روستایی
نویسنده : سعيد روستایی
تهیه کننده : سیدجمال ساداتیان
ژانر : اجتماعی
مدت زمان فیلم : ۱۳۰ دقیقه
نمونه کیفیت : کلیک کنید
بازيگران : پیمان معادی , پریناز ایزدیار , نوید محمدزاده , فرهاد اصل
بسم رب الشهدا و الصدیقین 
پاسدار رشید سپاه اسلام محسن محمدي که جزو مدافعان حرم بود ، شب گذشته در رزمایش آمادگی سالیانه نیروهای رزمی تیپ انصارالمهدی(عج) استان زنجان در منطقه دادلو زخمی و بر اثر شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل شد.
شهادتت مبارک
@zakhmiyan_eshgh
امروز با ببری افتادی دنبالم که ببی( ببری)مامانو بیوره(بخوره)، منم با شوق و ذوق تو می دویدم و نوی خونه دنبالم می دویدی و می خندیدیم. یهو وقتي نشسته بودم اومدی از پشت بغلم کردی گفتي مامانی دوستت دارم
خوش تر از اون حال تابحال نداشتم از دوست داشتن و دوست داشته شدن
برای تو عشق من به تو وقتي تماما قابل درک خواهد شد که مادر شده باشی
به حق این شب عزيز از این ماه عزيز و به حق این بارون رحمت خدا داره می باره، از خدا میخوام التماس کنم که بزرگوارت کنه، خالصت
حالا نه که مهم باشه تا الان خوابم نبرده و صبح احتمالا بابا بیاد دم در اتاق یه سری ت بده و بگه "خوشمون باشه با این دخترای سحرخیزمون" و من انقدر خوابم بیاد که نتونم حتی بگم "به خدا ساعت چار خوابیدم".حالا نه که خیلی اذیتم کنه ولی نمیگفتي باید موهامو کوتاه کنم بهتر بود. چون عادت کردم به خودم. راحتم اینجوری.حالا خیلی هم واجب نیس گفتنش ولی اگه بین "واقعا انقدر ماندگاری عطره زياده؟" یه سری بچرخونی و یه نیم نگاهی سمت من بندازي هم بد نیست. ثواب داره ی
مادرم
زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن.
زمان تشییع و تدفینم گریه نکن .
فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و
ن ما عفت را. وقتي جامعه مارا و بی حجابی گرفت ، مادرم گریه کن که
اسلام در خطر است.
 وصیت نامه شهید سعيد زقاقی
از آدمای دورم خسته شدم، و ازشون حالم بهم میخوره! جمله تکراریه؟ به درک. وقتي ده سال دیگه برگشتم اینارو بخونم عمقشو میفهمم (:
امروز با یکی که فکر میکردم ازم بدش میاد بیرون بودیم، و بعد که میخواستیم جدا شیم نمیدونستیم بریم کافه یا نه (باورم نمیشه! حاضر بود باهام بره کافه! کن یو بیلیو ایت؟) ولی خب اینقدر کارا کرده که باعث شه منم چندان باهاش اوکی نباشم! بعد که خواستیم جدا شیم گفت خوش گذشت! من تو شوک بودم و فقط بهش چشمک زدم. کل مسیری که تنها بودمو داشتم
گل سرخ ایرانی(گل محمدي) گیاه مقاوم
بهنام اوجاقلو اعلام کرد: خروج هشتاد تن گلمحمدي در استان و علاقه مندان به استان زنجان از کشت این گیاه استقبال کردند.
مدیر باغبانی جهاد کشاورزي زنجان ، در مصاحبه ای با ISNA، گفت: "با توجه به ت های وزارت جهاد کشاورزي برای توسعه محصول کم مصرف ، سازمان جهاد از این طریق جایگزين کاشت محصولات مصرف پایین از محصولات مصرفی بالا در برنامه کاری خود قرار داده است ، لازم به ذکر است که توسعه گل محمدي، در واقع، بوته های گل
خدا با بنده هایش یک فرقی دارد که برای درد دل جذابترش می کند
وقتي دردی داری و نزدیکانت می فهمند اصرار پشت اصرار می آورند که جان من بگو چته؟! چرا اخمات تو همه؟! چرا زانوی غم بغل گرفتی؟!
اما وقتي گفتي و فهمیدند معمولا ماجرا تمام می شود. انگار که موضوع غصه تو این بوده که دردت را نمی دانستند و حالا با دانستنش همه چیز حل شده است. انگار که یک آخیش هم به آنها بدهکار شده ای بعد از شنیدن رازت. حتی بعد از آن کمتر با تو حرف می زنند، نکند که توقع بیجایی داشته با
دانلود دوبله فارسی فیلم The Accidental Detective 2015نام فیلم: کارآگاه خصوصی – Tam jeong deo biginingژانر: کمدی، هیجان انگیزانتشار: 2015زبان: دوبله فارسی + کره ایمدت زمان پخش: 02:00:06کیفیت ویدئو: عالیفرمت: MKVحجم: 958 مگابایت + 509 مگابایتامتیاز: 6.5 از 10خلاصه داستان:دائه مان مردی پر کار است او به کارهایی نظیر طراحی کتاب های کمیک، مدیریت وبسایت، بچه داری و کارآگاهی مشغول است. حالا او تصمیم دارد پلیس شود اما نگهداری از کودک خردسالش برای او دردسرهای زيادی فراهم کرده است. اولین
2489 - منوچهر محمدي» ضدانقلاب فراری
و از عوامل فتنه 18تیر 78 ، درباره احمد باطبی» ضدانقلاب فراری و حامی
تحریم ایران، افشا کرد: باطبی که آن زمان خود را نماد جنبش دانشجویی ایران
معرفی کرد، یک شیاد به تمام معنی بود . وقتي در زندان بودیم به دروغ
می‌گفت در اعتصاب غذا است و زير بیانیه‌های اعتصاب ما امضا می‌کرد، اما
بعدا می‌دیدیم که یواشکی غذا می‌خورد .”لینک کوتاه منبع: yon.ir/mzdr120
دانلود فایل اصلی
رتبه های برتر نفرات کنکور زبان 98

نام
نام خانوادگی
رتبه
شهر

صالح
شاملو
1
تهران

امیرشایان
چادگانی پور
2
اصفهان

شهریار
رحائی فیروزآبادی
3
تهران

پریناز
باستانی
4
تهران

کسری
محمدي
5
تهران

توصیه می شود برای انجام انتخاب رشته تخصصی، مشاوره انتخاب رشته کنکور، انتخاب رشته کنکور سراسری 98 تمامی رشته ها، اعلام نتایج اولیه و تحلیل کارنامه کنکور که فردا چهارشنبه در سایت درخت دانش اعلام خواهد شد می توانید بر روی لینک های زير کلیک نم
یم فوتبال آوِس که مهرداد محمدي را در اختیار دارد روز گذشته دیدار تدارکاتی با تیم ناسیونال برگزار کرد که با نتیجه 2 بر یک به برتری رسید.
مهرداد محمدي در این دیدار موفق شد یکی از دو گل تیمش را به ثمر برساند و این اولین گل او برای تیم جدیدش بود.
پدربزرگ بودی. رفتی. آرام و نجیب و باعزت. همان‌طوری که همیشه دوست داشتی. خداحافظی‌ات را همان روز اول فروردین کردی که وصیت‌نامه را درآورده بودی برای اصلاح. می‌رفتم و می‌آمدم و مشغولت می‌کردم که دست از نوشتنش بکشی. برایت یک لیوان شیر گرم آوردم؛ ولی حتا متوجه حضورم نشدی. چهره‌ات آشفته بود. بعد از خواندن وصیت‌نامه، چرایی آشفتگی‌ات را فهمیدم. روز آخر گفتي:رقیق‌القلب شدم» آن‌قدری که قلبت نا نداشت بتپد؛ و یک‌هو، دم ظهر یکشنبه ایستاد.
شب اول
پریروز برای اولین بار وقتي تئی بغلم بودی، دستاتو دور گردنم حلقه کردی، منو بوسیدی و گفتي (مامان دودت دارم)
فقط تونستم بگم الحمدلله خدایا شکرت، منم خیلی دوستت دارم دخترم
خداجان
این دخترک بنده ی خودته
ففط سر من منت گذاشتی، فرصت رشدی در اختیارم قرار دادی، لطفی کردی، ینده ت رو امانت دستم سپردی
عشقشم خودت کاشتی تو دلم تا براش مادری ای بکنم که شمه ای از محبت تو به خودش رو لمس کنه
حالا درسته بچم میدونمش و دوستش دارم
ولی بخاطر اینکه حیفه بنده ایت که م
سلام به هیئتی های عزيز خواستم به شما بگم که این هیئت ۷ ساله است و از سیستم دایناکورد بهرمند است و من از شما می خواهم که به این هیئت بیایید.
                      
                                        هر ده شب محرم 
                                         از شام بهرمندیم
آدرس:منطقه۱۱،خیابان هلال احمر،خیابان شهید خورک،بن بست محمدي،پلاک۵
          از ساعت۱۷:۰۰  تا ساعت۲۲:۰۰
                            مراسم سیاهپوشان هم برگذار می شود.
عنوان: خانه لهستانی هانویسنده: مرجان شیر محمدينشر: چشمهتعداد صفحات: 209سال نشر: چاپ اول 1395
تعریف این کتاب را زياد شنیده ام. یک بار که به کتاب فروشی می روم سراغش را از خانم فروشنده می گیرم اما تمام شده است. فراموشش می کنم و به صورت غیر منتظره در فیدیبو گردی های شبانه پیدایش می کنم. شروع می کنم به خواندن. می خوانم و می خوانم تا صبح می شود. پسرک کوچک راوی با آن نگاه جزئی نگر اش و با بیان مسائلی که برایش جالب و مهم است دلم را می برد. روز ها وقت مطالعه کرد
وقتي در ریسرچت کانهو حمار در گل گیر کرده ای و کم مانده که سر به بیابان نهی! و جناب حافظ اینگونه دلداری می دهد: 

ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی :(  
بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز
دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی
سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن
ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی
دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر
از در عیش درآ و به ره عیب مپوی
شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار (حافظ جان اینجا زمستان است و در د
بسمه العزيز
باران که می بارد دلم می خواهد با دوستی بنشینم کنج یک کافه، قهوه ای بنوشم و شعری، و گپ و گفتي باران که می بارد دلم عجیب بهانه می گیرد و در به در بی قرار کسی ست که نیست باران که می بارد باران که می بارد
      
تهران، بهمن 96 (قبل برف)
         
این چه حس و حال عجیبیه که من دارم؟ خدایا تحملش برام سخته! یه چیزي تو دلم داره داد میزنه. ولی بی صدا. نمیشنومش. دلم برای یه چیزي تنگ شده که به گمونم هیچ وقت نداشتمش. به گمونم اونقدر از دو ساعت پیش تا حالا فکرای متنوع اومدن و رفتن که ذهنم خسته شده. انگار که واقعا با تک تک آدمایی که بهشون فکر کردم حرف زدم و تو تک تک جاهایی که بهش فکر کردم راه رفتم و همه اتفاقایی که بهش فکر کردم برام افتاده. تو همین دو ساعت. واقعا فکر کردن آدمو خسته میکنه. چرا فکر میکنم
شب شهادت حضرت امام کاظم علیه السلام

به یاد امام و شهدا

به یاد چهره های نورانی

مردان خدا











متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت 



نام شهدای عزيزي

که در این فیلم م
Kash
#RezaBahram
کاش راه دوری بین ما بود 
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود 
گر ندیده بودمت ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است
عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است 
که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی
تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتي تا ابد میمانی
دیدی آخر که تو رفتی و من اینجا ماندم
دیدی که آخر ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی ها دیدی آخر تنها ماندم
دل توبه کردی و شکستی دل 
با چه رویی عاشق هستی
تو امی
دل به دریا ها زدمچشم  به آسمانت گشودمو از ته دل  خواندمتکه دارو ندارم تویی وتکه کلامم نام توست جز تو لایق عشق کیست؟ جز تو همراه همیشه حاضر کیستگفتي بخوان مراخواندمتحال تو اجابت کنکه مهربان مهربانمیشکر برای روزي دیگر و روزگاری دگر 
تقدیم به همسر عزيزم 

مرا در شعر هایم پیدا کن ای زن
و عشقت را بیا حاشا کن ای زن 
بیا در خلوتم تنها ی تنها 
کم امروز و فردا کن ای زن
بیا با من بزن بر طبل مستی 
بیا در من هی تو غوغا کن ای زن 
بکن عاشق ترین بدنام شهرم
نمی ترسم مرا رسوا کن ای زن 
بیا قافیه ی اشعار من باش
عشق را پشت هم معنا کن ای زن
برایت سورپرایز دارم امشب
بیا و تو کم بد تا کن ای زن

سعيد فلاحی (زانا کوردستانی)
فقط چون خودت گفتي :نَبِّئ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفورُ الرَّحیم»*وگرنه از این سمت که نگاه کنیم، أَنَا الَّذِی أَسَأْتُ.أَنَا الَّذِی أَخطَأْتُ.أَنَا الَّذِی اعْتَمَدْتُ.»**
 
+ من کسی جز تو ندارم که به دادم برسدمی توانی مگر این دوست به دادم نرسی؟!»
 
* حجر/۴۹
** عرفه
 
چهارمین جشنواره گل محمدي و گیاهان دارویی دودانگه
زمان:  ۱۲ الی ۱۴ تیر  ٩٨
راه دسترسی به جشنواره : 
الف) ساری‌، سه‌راه تاکام، جاده دودانگه، بخش دودانگه، شهر فریم   
ب) پل سفید، جاده پل‌سفید به دودانگه‌‌، بخش دودانگه، شهر فریم 
ساری تا دِدونگه، تِسته زَمبه پِل 
لِتکا کارِمبه، تِسته چَن رَقِم گِل 
گِلاب گِرمه، گِلِ سوری ته وِسته
وَلکه دِل ره اورگ هاکِنی مه دِل 
 ترجمه فارسی 
به خاطر تو، از ساری تا دودانگه را پل می‌سازم 
به خاطر تو، در باغم
نه هنوز نپذیرفتم، که آدم‌ها تنهان. تو هم انقدر واقع‌بین نباش. گاهی ذهنت رو از این اسارت در بیار. گاهی خاطره‌ها رو مرور کن. گاهی خیال کن. گاهی رویا بباف.گاهی شب‌ها وقتي خیلی روبه‌راه نیستی مغزت رو آزاد کن. گاهی تصور کن. روزهای گذشته رو. تصور کن حرفی که هیچ وقت نتونستی بگی رو گفتي. کاری که هیچ وقت نتونستی بکنی رو کردی. جایی که هیچ وقت نتونستی بری رو رفتی. با کسی که هیچ وقت نتونستی باشی بودی و همه چیز اونجوری بوده که تو می‌خواستی.همیشه سخت‌گیر و
ای باب حاجت همه ای قبلۀ مرادنور الهُدی، ولیِّ خدا، سید العِبادخیرالامم، محیط کرم، آسمان جودابن الرضا، امام نهم، حضرت جوادباب عطا و مظهر جود خدا توییمولا تویی، امام تویی، مقتدا توییقرآن بُوَد ز مدح و ثنای تو شمّه ایجز مهر تو به گردن ما نیست ضمّه ایبحر سه گوهری گهر عرش بحر نورکل ائمه را تو جواد الائمه ایروح رضا، روان رضا، در وجود توستتا روز جود اگر هست جود توستدشمن خجل ز لطف و عطا و کرامتتاز کودکی به عالم خلقت امامتتاز ماه عارضت شده شرمند
 محسن جان ! دیروز که نمی دانم حوالیِ چه ساعتی بود آمدی کنارم.آمدی کنارم و من که مدت ها بود فقط شنونده ی خوبی شده بودم حرف می زدم و تو گوش می کردی.دیروز که بغض تا پشت پلکم آمده بود تو آمدی کنارم و آرام گفتي با من حرف بزن.نه که دور و برم پر باشد از آدم های بی معرفت که گوشی برای شنیدنِ حرف هایم نداشتند نه!خیلی وقت ها سراپا گوش بودند که من حرفی بزنم، خیلی وقت ها با بی تابی هایم بی تاب تر شده بودند تو که خوب می شناسی عزيزانِ مرا، ما جانمان برای هم می ر
وای وای وای که امروز عالی بوددددددددددددددددددمحمد عالی بودددددددددددددرسته الان رفتی و نیستی دیگه ولی خیلی خوشگذشت امروزززززززززززسر صب پاشدم که برم سر کار وقتي یادم افتاد که ساعت هفت رفتی همینجور که حاضر میشدم اشکمم میریختهی ارایشمیکردم باز اشکم میریخت و خراب میشد ارایشمگوشیمو برداشتم که بهت ویام بدم ولی دیدم صب بخیر نگفتي حتی نگفتي که راه افتادی اخه بهت گفته بودم تا راه افتادی بهم خبر بده نگرانت نشمولی هیچ‌پیامی نداشتم ازتبهت پیام
#آتش:
در آتش کینه
نشسته است دل ام
و خاطره هایش
را آتش می زند

#سعيد_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعيد فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
متن آهنگ سیروان خسروی بنام تنها نزار
 
یدی از من ، آرزو هامومن از تو دارم ، تنهاییاموپروازو دیدیم ، بال و پرت رفتخاطره هامون ، از خاطرت رفتتنها نذار ، این دیوونه روخالی نکن ، تو این خونه رووقتي نیستی ، واسه کی بخونمتو نباشی ، واسه چی بمونمهر جایِ این شهر ، ردِ من و توکی عاشقی کرد ، قدِ من و توگفتي میمونی ، اما دلت رفتخاطره هامون ، از خاطرت رفتخیلی وقته که این خیابونتوو بارون ندیده ما رو با همدیگهبدونِ تو که دنیامی نهنمیخوام یه لحظه دنیا رو
بدینوسیله متن اطلاعیه سازمان دامپزشکی استان به شرح ذیل به اطلاع می‌رسد؛
ضمن تبریک قرا رسیدن عید سعيد قربان به استحضار مردم شریف استان یزد می‌رساند، با توجه به قرار گرفتن این عید در فصل گرما و زمان تکثیر  شیوع کنه‌ها و امکان انتقال بیماریهای مشترک بین انسان و دام مخصاصً بیماری تب خونریزي دهنده کریمه کنگو» به جهت اهمیت حفظ سلامت شهروندان، ذبح تمامی دام‌های قربانی در روز عید سعيد قربان در محل کشتارگاه‌های دام استان صورت می‌پذیرد.
به هم
#شب:
نشسته است بر دامن شب
ماه نقره فام
بی قرار است
دیداری روی ستاره های شب را

#سعيد_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعيد فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
#سحر:
سحر شده نازنین
بی تو نمی شود روزه گرفت
بانگ اذان صبح
از لب تو
هر سحر شنیدنی است
#سعيد_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعيد فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
 
‏یه لحظه غفلت کنم و دلخوشیامو یاد خودم نیارم، همه ته دلم ته نشین میشن
شربت خاکشیریه زندگیم.
اینو دیشب نوشتم و توی دو سه تا از این شبکه های اجتماعی گذاشتمش! احتمالا کسایی که دو سه بار دیدنش بگن فک کردی چه جمله قصاری گفتي! ولی دلیل اصلیش اینه که واقعا این قضیه وجود داره. شیش ماهیه که همه چیز به هم ریخته و من
ادامه مطلب
سلام و وقت بخیر
دیشب بالاخره پروژه منزل جناب آقای مهندس محمدي تموم شد.
اقدامات انجام گرفته در این پروژه:
طراحی،اجرا و نظارت دکوراسیون کل منزل شامل:
کابینت آشپزخانه
میز تلویزيون
مخفی کردن ستون های پذیرایی
کمدی اتاق خواب (طبق سفارش و با توجه به نیاز کاربردی مشتری،این کمد دیواری به صورت معمولی ساخته شد)
کمدی اتاق کودک
جالباسی ورودی
قرنیز کل ساختمون
و .
مبارکشون باشه و ان شاالله روزهای خوبی رو کنار عزيزانشون در این خونه سپری کنند
سلام هیک عزيزم
حالت چه طور است؟
من؟ خوبم. واکسنم را زده ام و دستم کمی درد می کند، اما به جز آن خوب خوبم.
خب، می دانی، نوشتن این نامه حس خیلی خیلی عجیبی دارد. خودت می دانی چرا. شاید هم نمی دانی. به هر حال، حس عجیبی ست.
داشتم به این فکر می کردم که چرا بلد نیستم عین آدم با آدم ها صحبت کنم. نگاهی به رفتار خودم کردم. اول بگویم که، ترجیح می دهم با مردم تلفنی حرف بزنم تا اینکه رو در رو، و چت کردن را همیشه ی خدا به تلفنی حرف زدن ترجیح می دهم. اصلا به جز یکی دو ن
سلام!
چطوری :)؟
اول قبل از هر چیزي بابت اون دو سری که گفتي تماس بگیریم و من نبودم عذر میخوام
ناتیفیکیشن اس ام اس هارو اون موقع بسته بودم چون بعضی از دوستان لطف داشتن و پیام هایی حاوی کلمات رکیک میفرستادن
میخواستم لو نرن
کلی خبر خوب و بد دارم
خوب ها بلند مدت و بد ها کوتاه مدتن
من به شدتتتتتتت سرم شلوغه
مطمعنا تو ده برابر من سرت شلوغه
ی روزي که وقتت خالی بود مشخص کن که همزمان باشیم
نگو نمیخاهمت ، بی تو زندگی معنا ندارد به من زنگ نزنبه دیدنم بیااین تلفن لعنتی دست اغوش نداردرفتی. رفت از دلم امید حسرتت. مرا به رسوایی کشیدخسته ام. مثل سرباز برگشته از جنگکه ببیند شهرش نیست.مثل پرواز بعد از شلیک توفنگکه ببیند دگر بالش نیست. بعد هشت سال انتظارکه ببیند یارش نیست.  
بابا موسم گل رو گوش میده با صدای خانوم پوران و با خواننده همخوانی میکنه. من دارم قرمه سبزي و زرشک پلو درست میکنم؛ میگه خسته نکن خودتو. غذا از بیرون میگیریم؛ گفتم درست میکنم فردا که سرکارم بخوری بدونی خیلی دوستت دارم. گفت میدونم دوستم داری بیا چای بخوریم؛ چای دم کردم با گل محمدي و بهارنارنج و هل و زعفران و دارچین. چای خوردن رو با تو دوست دارم که بهترین رضای دنیای منی.
 هر کی دیگه ای بود اینطوری ریکشن
نشون نمیداد یادمه همون ادم کاری کرد که خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه
خودش نتونستم رفتار کنم یادمه وقتي عذر خواهی کرد ازم بابت هر چیزي که سرم
اورده بود وقتي منتظر کلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی که هنوز
نبخشیدم همون ادمه ادم کینه ای نیستم ولی نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر
دیگه هم میگفت هر اتفاقی که بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم
گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون فرد وقتي ازم معذرت خواهی کرد د
و چرایی دوست داشتن یک سوالیستو چرایی دیگر دوست نداشتن یک سوالیست،مبهموسوال اندودکه جوابش مرا به یغمآیی سرد میکشانددیگر نمیدانم کجا میروم ولی جواب آن به یک نقطه پایان میپذیرد#مرگوقتي در بی جوابی به هزار هزار جواب شاید قانع کننده میرسمو باز تو جواب نداده ای و من در ابهامجواب پیدا میکنم و به جواب نمیرسم تا دلم فصل بسته شدنش را آهسته آهسته حس میکندو من از تو جواب خواسته بودم وو حتی نمیدانم وقتي میگفتي چشمانت بسته بود یا بازولی #مرگ در دلم نفوذ
خرید تضمین كالا در تجارت بین الملل - بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه ، ایالت متحده و ای
تنوع کار قدرت انتخاب شما را بالا می برد. ما در این وبسایت مقالات متنوعی درمورد تضمین كالا در تجارت بین الملل - بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه ، ایالت متحده و ای عرضه نموده ایم.
بروزترین پایان نامه ها و تحقیقات تضمین كالا در تجارت بین الملل - بررسی موضع حقوقی آلمان ، انگلیس ، ایتالیا ، فرانسه ، ایالت متحده و ای با فرمت doc
تا همیشه آشنا : زندگی حضرت روح ا… به روایت تصویرهایی کوتاه و منقطع
تا همیشه آشنا : محمود محمدي نسب، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)
معرفی:
این مجموعه تصویرهایی است از زندگی مردی خواستنی تر از باران، تصویرهایی کوتاه و منقطع مثل خود باران، همیشه آشنا.
بریده کتاب(۱):
دوسه نفر از ایران آمده بودند آقا را ببینند یکی شان آشنا بود وقتي آمدند تو حاج مهدی دست امام را بوسید وگریه کرد حبس طولانی وشکنجه موهای سر وصورتش را سفید کرده بود. آقا نشناختش.گف
#قلم:
در دهان قلم
مشتی از دردها تلمبار است
که برگ های بر باد رفته ی
دفتر عمر مردی را
قلم می زنند
#سعيد_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعيد فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
#باران:
بیا باران را 
از انحصارِ چتر 
بیرون بیاوریم
من تشنه ی شعرهای بارانی ام
 
#سعيد_فلاحی (زانا کوردستانی)
#شعر_سپکو
@ZanaKORDistani63
سپرای میخانه
کانال شعرهای سپکو(سپید کوتاه) سعيد فلاحی(زانا کوردستانی)
https://t.me/sepkomikhaneh
https://www.instagram.com/zanakordistani?r=nametag
http://mikhanehkolop3.blogfa.com
تصمیم دارم در آینده هم که قطعا خونه ی بزرگتر و با امکانات تری میگیرم و احتمالا مهمون ها ی بیشتری دعوت میکنم همینقدر ساده و راحت برگزار کنم پذیرایی هام رو! 
حدس میزنین هلناز برای نهار مهمونش امروز چی تدارک دیده بود ؟؟؟ 
بعله 
آبدوغ خیار !!!! 
مواد لازم : 
خیار 
ماست
آب 
کمی دوغ ترش 
نمک 
فلفل 
گل محمدي 
پونه 
نعنا 
گردو 
کشمش 
نان سنگک تست شده ی خشک شده ! 
بعله .
شما همه رو با هم مخلوط میکنین از شب قبل ، میذارین یخچال و ظهر که همزمان با مهمونتون م
اشتباه نکنیدبه فهرست سیاه در جیب و حرفهای مگو نبود؛به ایثار بود!مستضعفان زورو نمی خواستند.که اگر ماندگاری در این بود؛بعد از دو سری من اسپایدرمن نمی آمد!آقای فُرمر پرزيدنت1، بجای ریترن آو بتمن2، یک بلیط بگیرید و بنشینید سعيد جلیلی را تماشا کنید!
1. Former President: اگر الان در تابستان و تعطیلات باشیم، می شود بهار!2. Return Of Batman: ;)
متن آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش
متن آهنگ : کاش راه دوری بین ما بود
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود
گر ندیده بودم ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتي تا ابد میمانی 
دیدی آخر که تو رفتی و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم 
دل توبه کردی و شکستی د
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">


 
اهنگ امیر عباس گلاب به نام بازم رفت
 
پری روز خانواده هرچه کردن من از خواب بیدار نشدم که نشدم اخه حوصله داشتم؟؟؟ حاضر بودم بسوزم ولی بیدار نشم اخه بیدار میشدم که چی بازم ص
عَفیف طَبَّارَه به نقل از دکتر گوستاولویون در کتاب تمدن غرب می نویسد:
وقتي در مورد فتوحات عرب و عوامل پیروزي های ایشان به بحث و بررسی می پردازيم، خواننده به خوبی متوجه می شود، که عامل انتشار و گسترش قرآن قدرت و زور نبوده است. به حقیقت عرب ها ملت های مغلوب را در رعایت اصول و شعایر دینشان آزاد می گذاشتند. اگر بعضی اوقات برخی از قبایل و شعوب نصرانی به تمامی به اسلام روی می آوردند و اسلام را به جای مسیحیت انتخاب می نمودند، و زبان و لغت عربی را به عن
نوزدهمین جشن حافظ 98 (دنیای تصویر) به دبیری امید معلم برگزار شد. این جشن با هدف بررسی اکرانِ سالانه سینما و تلویزيون ایران برگزار شد. در ابتدای جشن ایمان معلم روی سن آمد و از طرف مرحوم علی معلم به حاضرین خوش‌آمد گفت. پس از وی رضا یزدانی به اجرای قطعاتی پرداخت. امید معلم، دبیر این جشن نیز طی سخنانی بر استقلال جشن حافظ و هیئت داوران تاکید کرد. هیئت داوران نوزدهمین جشن حافظ به قرار جواد طوسی، محمدرضا لطفی، سید آریا قریشی، آذر معماریان، امید معلم،
دانلود مسابقه رالی ایرانی 2کارگردان: آرش معیریانژانر: کمدی، خانوادگی، مسابقه ایتاریخ انتشار سری دوم: 1398مدت زمان هر قسمت: 1 ساعتکیفیت WEB-DLفرمت: MP4تهیه کننده: سعيد ابوطالببازيگران:فرزاد حسنی، امیرحسین رستمی، نیوشا ضیغمی، ترلان پروانه، امیرعلاس گلاب، فردین ناجی، کامبیز دیرباز، کامران تفتی، سیاوش خیرابی، نیما شاهرخ شاهی، بهناز شفیعی، متین ستوده، سمیرا حسینی و سالی بسمهتوضیحات:رالی ایرانی یک سریال ویژه شبکه نماشی خانگی است که اولین فیلم مسا
نام سریال : فاصله ها ژانر : اجتماعی کارگردان : حسین سهیلی زاده سال تولید : ۱۳۸۹ کیفیت : عالی کانال پخش کننده : شبکه سه
بازيگران : شاهرخ استخری , بهاره افشاری , نیما شاهرخ شاهی , دانیال حکیمی , مریم کاویانی , نیما شاهرخ شاهی , حسن جوهر چی , رضا توکلی و …
خلاصه داستان : محسن کریمی فردی مذهبی و خوشنام در محل و مورد اعتماد همگان و محل رجوع اهالی برای حل مشکلاتشان است. او متوجه سستی ایمان پسرش، سعيد در نماز و تکالیف شرعی شده و راه چاره ای می جوید. اما یک حاد
سلام.سلام بر تو که بی نهایتی. یکتایی و مهربان. تو که بقول مولانا  خود دعا و استجابتی"  هم ز اول تو دهی میل دعا  /   تو دهی آخر دعاها را جزا  " می نویسم  ، از هرآنچه که پیش می آید ، میدانم میدانی  آرزوهای آدمی تمامی ندارند اما گاه هیچ آرزوی در میان نیست ، صرفا نوشتن است که آرامم میکند، بی هیچ خواهش و تمنا و آرزویی ، صرفا میخواهم برایت بنویسم میدانم ، نگفته و ننوشته میدانی ،  این نوشتن  بخاطر فراموشکاری خودم هست و لاغیر مینویسم فراموش نکنم
وقتي می رویاین خودنویس یادگاری ات را هم با خودت ببروقتي می رویاین عطر رااین همه خاطره رااین یاد تو را که همیشه با من است .وقتي می رویاین دوستت دارم را .این بوسه را هم .با خودت ببرمی روی ! برو ولی وقتي میرویمن را هم با خودت ببر !
فیلم شعله ور
خلاصه داستان فیلم شعله ور
فیلم سینمایی شعله ور درباره‌ی کسی است که تمام سعی خود را می‌کند که زندگی بی دغدغه‌ای داشته باشد اما تنش‌های روحی،‌ خانوادگی و محیطی او را در محاصره قرار می‌دهند.
بازيگران فیلم شعله ور
امین حیایی، دارا حیایی، زری خوشکام، بهمن پرورش، فرید قبادی، مژگان صابری و پانته‌آ مهدی نیا
سایر عوامل فیلم شعله ور:
در ادامه با عوامل فیلم شعله ور آشنا خواهید شد.
نویسنده: حمید نعمت‌الله، هادی مقدم د
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب