نتایج مطلب ها برای عبارت :

رمان معشوقه حذاب ترباب

یادمه تو كتاب لذات فلسفه از قول ناپلئون بناپارت نوشته‌بود كه زنها دوست دارن تا ابد معشوقه باشن.
حتی دور این جمله خط كشیده بودم.
ما حتی دوست داریم آدمایی كه تو رابطه‌های قبلیمون بودن هم تا ابد دوسمون داشته باشن.
ما حتی رابطه های یك طرفه هم یه جورایی حفظ میكنیم كه به خودمون ثابت بشه هواخواه زیاد داریم منتها این ماییم كه طرفو نمیخوایم.
مثلا بعد از چند سال یاد فلان خاطر خواهمون میفتیم و یه مسیج بهش میدیم كه مطمئن بشیم هنوز فراموش نشدیم.
این مكال
دانلود جدید ترین و بهترین و زیبا ترین و قشنگ ترین رمان های ایرانی و خارجی و دانلود رمان شفق
دانلود رمان شفق با فرمت های pdf  apk و دانلود رایگان کامل ترین نسخه های رمان شفق و دانلود رایگان
بهترین و جدید ترین و قشنگ ترین و زیبا ترین و باحال ترین و دانلود رمان شفق با فرمت های pdf  apk
زیبا ترین و جدید ترین رمان های سال اخیر و دانلود رایگان رمان شفق با فرمت های مختلف و دانلود رمان شفق
قشنگ ترین زمان های امروزه و دانلود رامان های جدید و باحال از نویسنده
 
قشنگ ترین و باحال و زیبا ترین رمان های ایرانی با فرمت های مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت های pdf و apk
زیبا ترین و کامل ترین نسخه های رمان دژکوب و دانلود رایگان رمان های ایرانی و خورجی و دانلود رمان دژکوب
دانلود رمان دژکوب با فرمت های  pdf  apk و دانلود کامل ترین نسخه های رمان دژکوب و دانلود رایگان با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترین و کتاب های ایرانی و خارجی با فرمت های مختلف و دانلود رمان دژکوب با فرمت های خوب

ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز و علاقه مندان به کی پاپ و کی درام و رمان های اون ها !در حال حاظر من  در حال کامل کردن اولین رمان خود یعنی رمان عشق و حقیقت ( لی مین هو و پارک مین یانگ ) هستم .
علاقه مندان می تونند با مراجعه به وبلاگ  کافه وی درام و کی پاپ هم این رمان و هم رمان های دیگر را دنبال کنند .
از اونجایی که این پست قرار پست ثابت وب مون بشه من اخبار جدید این رمان را همین جا به روز می کنم 
برای مشاهده کامل رمان اینجا کلیک کنید 
برای مشاهده فصل ۱ اینجا کلیک کنید
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های pdf  apk و دانلود رایگان کتاب های ایرانی و خارجی و دانلود رایگان با لینک مستقیم
دانلود رمان های جدید و باحال ایرانی و خارجی و دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های عالی و خوب
قشنگ ترین و باحال ترین و جدید ترین و زیبا ترین و جالب ترین رمان های خارجی و ایرانی و دانلود رمان همسر کوچک من
دانلود رمان همسر کوچک من با فرمت های مختلف و دانلود رایگان رمان جدید همسر کوچک من با لینک مستقیم
بهترین و جدید ترینو زیبا ترین رما
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه یه خبر میخواستم بدم که تقریبا برای من و ترمه جون ( نویسنده رمان عشق نهفته ) مهمهمن و ترمه جان تصمیم گرفتیم یه رمان ماکانی رو باهم شروع به نوشتش کنیم و این رمان ماکانی اصلا عاشقانه نیست و هیچ ربطی به خواننده بودن رهامیر نداره پیشنهاد میدم بخونید و مطمئنم لذت میبرین این رمان اسمش ( افسار زندگی) هستش که با مشارکت مشاور وبلاگمون خانم رضوان نعیمی و به ما کمک میکنه !!ممنون میشم اگه طرفدارای رمان من و رمان عشق نهفته ب
یعنی کاوه چکار کرده بود؟ چرا همچین بلایی سرش اورده بودن؟! کاوه هر چقدرم در حقم برادری نکرد. اما باز سایه  و تکیه گاهی بود که دلم حداقل به بودنش خوش بود. به اینکه اگر روزی، جایی گرفتار شدم لااقل برادرم هست. بلاخره که دستم را میگیرد. درسته کاوه برای ستایش پدری نکرد اما ستایش دلش به بودن پدرش خوش بود. اما کاوه بد کرد. نه به خانوادش ! بلکه به خودش، به زندگیش، به ایندش. چرا بعضی از ادمها با اینکه میدونن راه زندگیشون رو اشتباهی رفتن باز به اون راه ادام
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

دوست نادیده ای در این صفحه برای بنده نظر گذاشته بود که درمورد مجموعه داستان "تخران" هم چیزی بنویسم.
ضمن تشکر از لطف آن عزیز باید بگویم از انتشار تخران الآن بیش از 6 سال میگذرد و اگرچه هنوز قرص و محکم از آن مجموعه داستان دفاع میکنم اما به نظرم آنچه باید درموردش گفته میشد گفته شده و هر کس مایل باشد میتواند نقد و نظرها را با یک جستجوی ساده بیابد.
حالا بیشتر دوست دارم خبر بدهم که انشاالله در کمتر از یک ماه دیگر قرار
من هم مثل خیلی از شماها کتاب خوندن رو با داستان‌ها و قصه‌ها شروع کردم. بعد آروم آروم کشیده شدم سمت رمان‌های ایرانی و خارجی. دوران نوجوانی بیشتر به رمان‌ها و داستان‌های فانتزی و علمی تخیلی علاقه داشتم. بعدها گوش به زنگ بودم ببینم کی چه کتابی می‌خونه تا من هم اون رو بخونم. توی دانشگاه بیشتر از هرچیزی کتاب شعر و رمان می‌خوندم. تا اینکه یه روز به نظرم رسید چه کار بیهوده‌ای! چرا به جای این همه داستان ماجرایی، نباید بشینم و یک کتاب علمی‌تر بخون
پیرمرد و دریای ارنست همینگوی در نگاه اول یک رمان ساده است و داستان ساده‌ای دارد. به قدری ساده که وقتی کتاب را برای اولین بار تمام کردم، چند دقیقه‌ای ذهنم به این پرسش مشغول بود که چرا باید پیرمرد و دریا جایزۀ ادبی نوبل بگیرد؟ چه چیزی در کلمات پیرمرد و دریا جریان دارد که آن را در مقایسه با دیگر رمان‌های هم‌عصرش ممتاز می‌کند؟ چرا این رمان از دیگر رمان‌های همینگوی باید محبوب‌تر و معروف‌تر شود؟
حال که زادروز ارنست همینگوی است و نوشتن از او ب
تعداد صفحات : ۲۷۷
خلاصه ای از داستان رمان:داستان روایت‌گر زندگی (محسن)، پسری است که به دلایلی از شهر خود دور شده و در شرکتی مشغول به کار است. زندگی محسن در تنهایی و انزوا خلاصه می‌شود تا اینکه متوجه رازهای پی در پی همین زندگی ساده و به ظاهر آرام می‌شود.رمان سنتر
سحر شده،خواب به چشمم نمی اید.کتابها دور و برم پخش شده اما من چهار ساعت سرم در یک کانال اجتماعی بوده و یک رمان دنباله دار را بی هدف صفحه زده ام.دوران دبیرستان را سالهاست که پشت سر گذاشته ام.سالهاست که من بزرگ شده ام اما هنوز گرفتار رمان و داستان و زندگی نامه ها هستم.سرم که در کتابی فرو می رود .بلند شدنم سخت است.نه بی نظمی هال حالم را به هم می زند و نه اشپزخانه نامرتب.من چهار ساعت به همین نقطه میخکوب شده ام و کتاب خوانده ام.پیش ترها حال مادر را با کت
دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی



دانلود رمان عاشقانه همخونه از مریم ریاحی


در
این مطلب از سایت کافی نت ونوس ، رمان عاشقانه دیگری را برای دانلود شما
دوستان قرار داده ایم . رمان همخونه یکی از رمان های زیبای عاشقانه نوشته
خانم مریم ریاحی است


 


 





نام کتاب : همخونه


نویسنده : مریم ریاحی


تعداد صفحات : ۲۲۹ صفحه


زبان کتاب : فارسی


موضوع : رمان عاشقانه


نوع فایل : PDF
داستان کوتاه چیست؟ داستان کوتاه حجم خیلی کمی نسبت به رمان دارد در داستان کوتاه نویسنده نباید به حاشیه پردازی کند. داستان کوتاه شامل  داستانک داستان بلند و داستان نیمه بلند است.  بحث  ما، داستان کوتاه است. داستان کوتاه معمولاً بین ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷  و ۸ صفحه است. داستان کوتاه ممکن است هزار کلمه دو هزار کلمه یا پنج هزار کلمه داشته باشد. داستان  کوتاه تنها یک شخصیت قهرمان دارد. یک شخصیت در تمامی حوادث حضور دارد. زندگی یک فرد یا نهایتا سه شخصیت
یک روزهایی می آیندکه از گفتنِ «خسته شدم » هم خسته می شویم!یاد میگیریم که هیچکس در این دنیانمی تواند برای خستگی ما کاری کند .هیچ کس نمی تواند برای معشوقه ی از دست رفته ی مان،شناسنامه ی المثنی گم شده یمان توی سفرحقوق دو ماه عقب افتاده مان استاد بداخلاقی که دو ترم متوالی حالمان را می گیرددندان های خراب عصب کشی نشدهکاظم سعیدزاده
آخرای اردیبهشت قصد داشتم از بخشندگی بنویسم. اما نه.
خوب شد ننوشتم.
چون شب قدر بود که فهمیدم اون مفهومی که من از بخشندگی خوشایند توی ذهنم دارم، خیلی هم خوشایند نیست.
و البته عید فطر بود که با خوندن بخش های ابتدایی رمان "دختری در قطار" مطمئن شدم که بخشندگیِ مدنظرم خیلی جالب نیست.
حالا ارتباط محتوای اون رمان با بخشندگی در چیه، توضیحش آسون نیست. خیلی جزئیه!
ولی بالاخره یه روزی می نویسمش!
این روزا لابلای کارای فرهنگیان و نیم نگاهی که به پایان نام
یک روزهایی می آیندکه از گفتنِ خسته شدم » هم خسته می شویم!یاد میگیریم که هیچکس در این دنیانمی تواند برای خستگی ما کاری کند .هیچ کس نمی تواند برای معشوقه ی از دست رفته ی مان،شناسنامه ی المثنی گم شده یمان توی سفرحقوق دو ماه عقب افتاده مان استاد بداخلاقی که دو ترم متوالی حالمان را می گیرددندان های خراب عصب کشی نشده
 
 
ادامه مطلب
رمان نویسان، خود محصول دوره و زمانه و جامعه‌ای هستند که در آن زندگی می‌کنند.» این گفته روشن می‌کند که با تغییرات جامعه، رمان نیز تغییر می‌کند و شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد.
کارلوس فوئنتس در آغاز مقاله‌ی سروانتس و نقد خواندن می‌گوید:
اگر از من بپرسند عصر جدید از چه زمانی آغاز شد، می‌گویم از آن زمانی که دن کیشوت لامانچا در سال 1605 میلادی دهکده‌ی خود را ترک گفت، به میان دنیا رفت و کشف کرد که دنیا به آنچه او درباره‌اش خوانده، شباهتی ندارد.
ب
دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی pdf + رایگان


دانلود رمان عاشقانه حباب رنگی


 دانلود رمان: حباب رنگی
  نوشته: الف_صاد
  ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
  تعداد صفحات کتاب: پی دی اف 255


 


 







برای دانلود رایگان روی لینک زیر کلیک کنید

http://venusnet.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%86%da%af%db%8c/
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
تعداد صفحات : 620
خلاصه رمان :  
داستان درباره دختری به اسم هلنا هستش که بعد از تحویل مادرش به اسایشگاه پسر صاحب خونه از خونش ی میکنه و با گفتن خبر ی به صاحب خونه , صاحب خونه اونو میندازه بیرون و تا اینکه با اشنا شدن با یک خانم….
رمان سنتر
بزرگی که روزگاری در جایی زندگی کرده، می گردند ببینند چی از خودش بجا گذاشته.
تخت و تاج
اسلحه و لباس
قصر و کاخ
بنا و ساختمان
شکارگاه و مطبخ
ابزار و وسایل شخصی
معشوقه ها و دوست و رفقا
و.
تنها یادگاریی که از هفده هیجده روز حضور خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها در قم وجود داره《بیت النور》محل عبادت ایشانه.
-حرم که خوب مزارشون هست-
یه خانم 26 تا 28 ساله مجرد اینقدر عزیز که میشه نیست مگه بخاطر بندگیش.
خوبه زائرین قم به اینجا هم سری بزنن.
تعداد صفحات : 304
خلاصه رمان : 
 داستان در مورد زندگی شمیمه.دختری که پدر و مادرش واز دست داده و اش زندگی میکنه. سختی های زندگی از یه طرف و سخت گیری های خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خونه فراری بشه.ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه ای روبراش رقم زده.زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده. روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خونه اش قراره برای شمیم تبدیل به یه کلبه امن بشه و سرنوشتش طور دیگه ای رقم بخوره
پایان
تعداد صفحات : 468
خلاصه رمان :  
دختری به اسمِ الناز از خانواده ای معمولی با دغدغه هایِ یک زندگیه عادیدختر شیطون …سرِ یک دنده بودن، در یک بازیه کودکانه راهی رو انتخاب
میکنه که توش علامت سوال زیاد هست….
رمان سنتر
با خودم عهد کرده بودم که برای هر کتابی که می‌خوانم مفصل بنویسم تا این طوری مجبور باشم دقیق‌تر بخوانم. این مطلب نشانی از عهدشکنی‌ست. شاید پاری اوقات مجبور به این کار شوم. و اما بعد؛

پاییز؛ نوشتهٔ الی اسمیث
اولین رمان جدی بعد از برگزیت که از اولین مجموعه از چهارگانهٔ فصل‌های سال این نویسنده است (به گمانم دو فصل دیگر هم منتشر شده‌اند). رمان شاعرانه با جریان سیال خیال است. گاهی کلمات طنین دارند و آهنگین هستند (چیزی مانند سجع). یکی از نکات جالب د
تعداد صفحات : 828
خلاصه رمان :  
اگر تمایل به خوندن این رمان دارید،جلد اول رو از همین سایت می تونید دانلود کنید وبخونید با همین اسم "پاورقی زندگی" جلد اول رو حتما بخونید چون نصف داستان توی جلد اول اتفاق می افته .در جلد اول خوندید که پسری در اثر تصادف بینایی خود را از دست می دهد بعد از گذشت دو سال خانواده اش تصمیم می گیرند برای او همسری انتخاب کنند.
داستان به سمتی کشیده می شود که دختری به اسم مریم سر راه او قرار می گیرد و باقی ماجرا.
در جل
تعداد صفحات : ۳۳۴
خلاصه ای از داستان رمان:
 
بوفالو، نیویورک: آبشارهای رعدآسا، تیم های ورزشی بزرگ و… لرد خون‌آشام‌ خائنی که به آرامی عقلش را ازدست می دهد.راجموند گرگر یک خون‌آشام‌ و ارباب بی چون و چرای نیویورک سیتی است. او مطیع هیچکس به جز ارباب خود نیست. کریستوف، لرد خون‌آشام‌ تمام شمال شرقی آمریکا است و پایگاهش در بوفالو و نیویورک سیتی است. او خون‌آشامی پیر است… خیلی پیر. فهمیدنش آسان است چون به آرامی درحال از دست د
نام کتاب: کلت طلایی
نویسنده: SILVERSEA HORSE
ژانر: پلیسی، عاشقانه
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 271
خلاصه‌ی داستان:
داستان در مورد دختری به اسم یگانه است که به اجبار، به راه خلاف کشیده شده و به یک قاتل تبدیل می‌شه و حالا می‌خواد انتقام بگیره و…
 
فرمت قابل دانلود: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت پی دی اف
دانلود رمان کلت طلایی با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
۲- برای باز کردن
سروده فکر فردا
رو
به آسمان
در
شبی پر ستاره
به
دل می گویم
روزگار
بیدمشکی بشریت کی می رسد
از
پشت جبهه عرق بیدمشک هم رسیده است
سر
می کشم و به ستاره ها نگاه می کنم
منورهای
بسیاری از بالای سرم عبور می کنند
به
سرباز کناری می گویم
اینها
ستاره های بشری هستند
ببین
چقدر حقیرند
با
چه هدفهای شومی
روشن
می شوند
بیا
پنهان شویم در عمق شب
بیاد
معشوقه های معصوم
معشوقه
های تنها
معشوقه
های ناامید
حیف
است این همه ستاره وکهکشان را
این همه هستی را
از
دست بدهیم
جنگ
ا
دستش را روی دهانم گذاشت و گفت: -تورو خدا دیگه نگو. من مقصرم. میدونم. اعتراف کردم. حالام حاضرم هرجوربخوای تنبیه بشم تا جبران بشه. از پشت پرده اشک به چشمانش خیره شدم و بعد خندیدم و گفتم: -تنبیه؟؟؟ هر چی که بگم؟ -آره. قسم میخورم قبول کنم. -تنبیهت اینه که از حالا تا دنیا آمدن بچه دیگه حق نداری تنها سفر بری. - ای به چشم. اصلا هر جا خواستم برم اول ازت اجازه میگیرم .خوبه قربونت برم؟؟؟ -حالاشد پایان امیدوارم از خواندن این رمان لذت برده باشید.مو
دانلود کتاب رمان دختر خراب,دانلود رمان
عاشقانه,دانلود رایگانرمان دختر خراب,دانلود رمان دختر خراب بدون
سانسور,دانلود رمان دختر خراب,دانلود رمان ایرانی

خلاصه ای از رمان دختر خراب


نمیدونم باید چی بگم و از کجا شروع کنم اما بهترین کلمه برای شروع بدبختی و بدشانسیه

دو تا بچه بودیم و البته تنی هم نبودیم من و برادرم کیوان…….پدرم عرق خور و معتاد و ……هر اشغالی

که نباید باشه بود و مادر هم از اون بد تر یه زنیکه خیانت کار تمام عیار که وقتی بابام
دارم به این فکر میکنم چقدر کار خوبی کردم که به حرف خواهرم گوش دادم و کتاب ملت عشق رو خوندم. گاهی اوقات  خیلی با الا همزاد پنداری میکنم. چقدر شبیه این زن بودم! و چقدر نصیحت ها و حرفهای شمس به من تلنگر زدند. چه خوب که بعضی از نویسنده ها همچین رمان های اموزنده و تکان دهنده ای مینویسند. یک جوری که فکر میکنی این رمان فقط برای اینکه تو متحول بشی نوشته شده! گاهی اوقات بعضی از قانون های شمس چنان منو تو فکر فرو میبرد که واقعا زمان رو فراموش میکردم. وقتی دا
برگشت معشوقه
رجعت معشوقه:برگرداندن معشوقه از راه دوربرای برگشت همسر و نیز برای برگشت نامزد یا شخصی را که دوست دارید و کلا برای برگشت شخص غایب این دعای گرفته شده از قرآن بسیار مجرب و مفید میباشد.نوشتن این آیات در ساعت سعد و با داشتن اذن استاد باید باشد تا تاثیر گذاری داشته باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ یَنْسِفُهَا رَبِّی نَسْفًا فَیَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا لَا تَرَىفِیهَا عِوَجًا
 
وَلَا أَمْ
تمام خاطراتش اینجا،درست همین جاکنارم نشسته اند،یکی یکی به دیدارم می ایند و دور و بَرَم رو محاصره کرده اند ،هرچی بیشترمینشینم و فکر میکنم بیشتر مهمان ثانیه هایم میشوند،اماعکسهایش بزرگترین مصیبتهای تاریخ هستند،حتی درعکسهای شادومهمانی وعروسیهای شادمان، اکنون عکسهایش بوی غم میدهندحتی لبخندهایش در شادترین مراسمهایمان حال غمگین است،به عکسهایش نمیتوانم نگاه کنم حتی نگاه گذرا . هرغذایی میخورم طعم دستپختش مرا دیوانه میکند،همین باعث شده اش
تمام خاطراتش اینجا،درست همین جاکنارم نشسته اند،یکی یکی به دیدارم می ایند و دور و بَرَم رو محاصره کرده اند ،هرچی بیشترمینشینم و فکر میکنم بیشتر مهمان ثانیه هایم میشوند،اماعکسهایش بزرگترین مصیبتهای تاریخ هستند،حتی درعکسهای شادومهمانی وعروسیهای شادمان، اکنون عکسهایش بوی غم میدهندحتی لبخندهایش در شادترین مراسمهایمان حال غمگین است،به عکسهایش نمیتوانم نگاه کنم حتی نگاه گذرا . هرغذایی میخورم طعم دستپختش مرا دیوانه میکند،همین باعث شده اش
بازگشتِ تو خوب است، امّا، دیگر اسمی از آن زن نیاور!
هر زنی بود فرقی ندارد، بعد از این اسمی اصلاّ نیاور!
گرچه خورشیدِ بی‌آسمانم، می‌توانم درخشان بمانم
هی نگو اسم معشوقه‌ات را! ماه در روزِ روشن نیاور!
من فقط دوستت دارم و بس؛ خواهشی هم ندارم جز این که:
ماجراهای بی‌قیدی‌ات را، گوشه‌ی حُرمتِ من نیاور!
این‌همه گل که دیدی و چیدی، شک ندارم که حتماً شنیدی:
عطرِ مریم فقط ماندگار است؛ بی‌خودی لاله سوسن نیاور
یوسفِ بی‌ملاقاتیِ من! - گرچه با دست‌های
محسن مشکلات خانوادگی فراوانی داشت مداوم دربیمارستان میخوابیدومستقیم به داروهای اعتیادآوروصل میشد.وقتی کسی به اوسرنمیزدپروانه تنهافردی بود که سمتش میرفت.پروانه فردی دارای نفوذمالی بوداین نفوذمالی رابواسطه رمان های محسن دربازارزیرزمینی رمان بدست آورده بود برای محسن مهم این بود که به فردی تکیه کند که اگربگویدنروآن فردنرودوپروانه این خصوصیت را داشت ازهرلحاظ پروانه و محسن به یکدیگرتاابدالدهرمیآمدندچون هردوزیرقسم و سوگندی که یادکرده ب
هرمان هسه آلمانی را بسیار پسندیدم .عجیب و غریب انگار شخص خود من است! انقدر انگار شخص خود من است که احساس می کنم دندانهای پیشین فک پائینش هم مثل مال من به جرمگیری  احتیاج دارد!
هیجان انگیز ترین چیزی که دمیان دارد می گوید این است که در تو کسی هست که از همه چیز تو خبر دارد و ریز و درشت خطاهایی که از تو سر می زند از اراده او نشات می گیرد و او سعیش را می کند که تو را به شکل منحصر به خود شخص خود تو به راهی ببرد که دلش می خواهد. به راهی که نهایتا کل زندگی ت
بالاخره کتاب صد سال تنهایی رو تموم کردم . با
اینکه چند فصل اول زیاد جذاب نبود چون بیشتر درگیر یادگیری اسامی شدم ولی به مرور
داستان جذاب شد . خب همونجور پشت جلد نوشته شده سرگذشت 6 نسل از خانواده بوئندیا
هست که محکوم به تنهایی هستن و جالبی داستان اینجا بود که سرگذشت اجداد برای نوه
ها هم تکرار میشد . تو این رمان علاوه بر مسائل روزمره خانواده بوئندیا به مسائل
ی نیز پرداخته شده و نبرد بین حزب آزادیخواه و حزب محافظه کار و همچنین مبارزه
کارگرا
تا حدی دشوار می‌نماید در مورد نویسنده‌ای که من‌او»یش مرا به رمان‌خوانی ترغیب کرد، و سیاهٔ صدتایی‌ رمان فارسی‌اش مرا به جهان کلاسیک رمان غربی آشنا کرد، و نشت‌نشا» و سرلوحه‌ها»یش مرا علاقه‌مند به مقالات فارسی کرد، تند و تیز نوشت. اگر بخواهم در مورد ر ه ش» صادقانه و خلاصه بگویم همین کافی است که تمام غلط‌های سادهٔ داستان‌نویسی را به سادگی می‌شود در این رمان پیدا کرد. مثلاً چه؟ زنی که شبیه مردها حرف می‌زند (احتمالاً موی فرفری دارد،
بالاخره امتحانای ترم چهارمم از یازدهمه تموم شده بالاخره یه تابستون دیگه اومد و این تابستونم اول آخر تکرار ناپذیر میشه برا خودش با همه ی خوبی ها و بدیاش از بیستم دوره ی خودکاویم شروع میشه و سرم یکم گرم میشه طبق معمول از بیکاری خسته شدم و اطرافیانم متعجب مامان امروز میگف دختر تو کلا یه هفته تایم استراحت داری ولی همونم نمیتونی تحمل کنی راس میگه روز مرگی اذیتم میکنه اونم نه یکم خیلی خیلی زیاد دلم تنوع میخواد دلم تجربه های جدید میخواد و چال
تعداد صفحات : 1000
خلاصه رمان :  
 یک داستان عاشقانه است با تم ورزشی …ماجرای یه آدم که که مثه بقیه آدم ها دنبال آرزوهاشه …اما اینبار مشکلاتی سر راهش قرار گرفته که به خواست تنها ربطی نداره … اینبار بحثه بودنه … بحث اثبات کردن … باید بگه “هســــــــــتم” تا بقیه هم بشنون و بدونن…پایان خوش
“راوی اول شخص و دختر هست”
 
رمان سنتر
وقتی که در کشاکش میدان عشق مغلوب شدم و اطرافیان نامرد معشوقه‌ام را به نامردی ربودند و حسن و جوانی و آزادگی و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسلیم شدند در خویشتن شکستم.از ادامه تحصیل در دانشگاه طب وا‌مانده بودم و از عشق شورآفرینم هیچ خبری نداشتم، ازدواج کرده بود نمی‌دانستم خوشبخت است یا نه؟ تقریباً سه سال پس از این شکست سنگین روز سیزده بدر رفتم در کنج خلوتی زیر درختی، تنها نشستم و به یاد گذشته‌های شورآفرین تهران اشک ریختم، پر از اشتی
​صفحۀ ۳۳۹ بودم، ۱۱ صفحه بیشتر نمونده بود کتاب تموم بشه که وسط‌های صفحه از حس طعم یه رمان خوب ایرانی مطمئن شدم. سبک و روایت و راوی و شخصیت‌پردازی و زمکان و بیان و کلی اصلاحات ادبی دیگه رو می‌تونم پشت‌سرهم زنجیر کنم و برای هرکدوم یه صفت بذارم؛ اما به‌جای همه‌چی می‌گم اگه دنبال یه رمان خوب ایرانی هستید سمفونی مردگان نوشتۀ عباس معروفی رو بخونید.تیرگی‌های داستان چندبرابر روشنی‌هاشه و نویسنده هیچ رحمی به شخصیت‌های بی‌نواش نکرده، هیچ رحم
تعداد صفحات : 775
خلاصه رمان :  
گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کرد و بی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زد
این قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی که خلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته 
دومرد با دودیدگاه متفاوت که
بتلفیلد ۵ یک بازی ویدئویی در سبک تیراندازی اول شخص است که توسط استودیوی دایس وابسته به الکترونیک آرتز ساخته و توسط الکترونیک آرتس در ۲۰ نوامبر ۲۰۱۸ برای پلتفرم‌های پلی‌استیشن ۴، مایکروسافت ویندوز و اکس‌باکس وان منتشر شد.رمان سنتر
786

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت بازدید کنندگان و کاربران وبلاگ علوم ماورادر خصوص علوم ماورا اگر سوالی دارید و نیز اگر خواسته و یا مشکلی در زندگی روزمره دارید میتوانید به آدرس ایمیلoloomgarebah@yahoo.com موردتون رو ارسال نمایید تا در اسرع وقت بررسی شود.
این موارد در غالب های زیر مورد بررسی قرار میگیرد:دعانویسی-انجام
احضار موکل-سرکتاب دیدن و باز کردن-مشخص کردن طالع و عنصر شخص-بررسی ستاره
بخت برای ازدواج-یررسی وجود سحر طلسم و جادو-ابطال هرگونه سحر و
فقط دلم می‌خواد این چند روز یه نفر اسم این نویسنده رو جلوم بیاره؛ الآن چند روزه درگیر ویرایش یه رمان ششصد صفحه‌ای از ایشون هستم که ورژن امریکایی رمان‌های کاربرهای نودوهشتیاست؛ یعنی همون‌قدر مزخرف.
حالا اینش به من ربطی نداره؛ ولی کتاب مزبور استراحت، آرامش و سه تا دیدار دوستانه رو از بنده گرفته.
قبلا گفته بودم سرعت ویرایشم پایینه، خدا رو شکر خیلی خیلی بهتر شده؛ ولی برای این کار هنوز زمانم کمه، احتمالا امشب و فردا شب خواب ندارم.
این چند روز
تعداد صفحات : 21
خلاصه داستان :
دیروزش را فریاد زدم شاید یادش بیاید ، ولی رفت و دیروز و امروز و فردا را با هم از یاد برد 
او به اغما رفت که شاید بازگردد ، من جایی میان عشق و باور معلق ماندم شاید بیاید و ببخشد دستهای تردیدم را
رمان سنتر
باید هجرت کرد
گاه از خود
گاه از شهر و دیار 
گاه از گناه
و گاه از نفس
اما باید هجرت کرد به سوی کمال
راه مرد می خواهد و مرد راه بودن استقامت و خطر می طلبد
باید هجرت کرد از هوای نفس به سوی هوای معشوق 
باید مرد سفر بود و خطر تا یار پذیرا باشد
کاش مرد میدان بودیم
راه حسین مرد میدان می خواهد
حسین زمان ۳۱۳ یار طلب می کند
و شهادت مرد می طلبد
باید هجرت کرد به سوی فنا شدن در ذات احدیت 
باید هجرت کرد به سوی مرد شدن
#راحیل
#مثلا_عارفانه #دلنوشته #عکاسی #هجرت #
درسته که اولای مهرو داشتیم اسباب کشی میکردیمو بعدشم تقریبا تا آخرای مهر دانشجو بودم،ولی حس میکنم از اونوقت تا الآنمو یکم به بطالت گذروندم!
تا تقریبا آذر ماه شک داشتم که میخوام دوباره کنکور بدم یا نه و این شک تقریبا داشت منو دیوانه میکرد!
تا بالاخره تصمیممو گرفتمو خواستم که دانشجو بشم.
جالبه اوایلش مصمم بودم که میخوام کنکور بدمو برای همینم خودداری شدیدی میکردم از خوندن کتابای جدید.
اصلا کتابامو گذاشته بودم توی کارتون و کمد که چشمم بهشون نیف
پیشگفتار.
این رمان صرفابراساس تخیل میباشدواحتمال اینکه دراین بازه زمانی رخ بدهدغیرممکن هست.تحلیلگران براین باورهستنداین اتفاق درآینده ای دوررخ میدهد.تمامی شخصیت هاوخصلت های اخلاقی افرادبرپایه تخیل نویسنده نوشته شده است.بااحترام به مخاطبان ازهرگونه کپی برداری ازسایت رمان ویژه بپرهیزید.

صبح شده بیدارشونورابیدارشونورا!!!
نوراچشمان آبی خودرابازکردوبه حال خمیازه کشیدن گفت عح من نمیخواهم مهدکودک بروم.اونجاخاله فاطمه وخا
خلاصه رمان معلول:

سارا دبیر درس الهیات و فلسفه در یکی از دبیرستان های مذهبی واتیکان است او ۳ سال است که وارد این حرفه شده و کلاس هایش به شدت جذاب و پر مخاطب است تا اینکه در اواسط سال تحصیلی شاگردی جدید به جمع دانش آموزان او می پیوندد شاگردی با نام مارگاریتا ، او فلج است و حتی نمی تواند صحبت کند خانواده ی او می گویند او در ۱۰ سالگی زمانی که در اتاقش تنها بود خود را از ساختمان پایین انداخته و به این روز افتاده است ، مارگاریتا با اینکه فلج است اما
سلام دوستان عزیز!قسمت اول رمان "عشق ابدی ولیعهد"
درضمن بگم من زیر15سال دارم و این رمان رو در حد سنم مینویسم.
پ.ن:بخاطر کیفیت بعضی از تصاویر پوزش میخوام چون تو نت پیدا نکردم مجبور شدم اسکرین بگیرم

در گذشته ی دور
امپراطوری بر سرزمین باگجه حکومت می کرد.پسر امپراطور 23سال سن داشت اما تا به حال
به کسی علاقمند نشده بود و هیچ وقت قصد ازدواج نکرده بود تا اینکه . . . .


 

ادامه مطلب
می روم ،می ایم 
چای میخورم در حیاط دانشگاه قدم میزنم
کتاب میخوانم .
با خودم صحبت میکنم.اشک از گونه های خودم پاک میکنم .
مثل پرنده ایی زندانی در قفس قلبم به دیوار سینه ام میکوبد و ارامش میکنم یک قرص میخورم و او این بار اهسته ترمی کوبد.
رفقایم را که با معشوقه هایشان میبینم بغض میکنم .بغضم را قورت می دهم و میخندم 
اه تنهایی عجب بازیگری از این دخترک نازک نارنجی ساخت
انجا که مادرم از من می پرسید 
خوبی؟
اشک از گونه هایم پاک میکنم و می گوی
تو ماهی و من ماهی این برکه کاشیاندوه بزرگی است زمانی که نباشیعلیرضا بدیع::من سفره‌ی صبحانه و تو نان لواشیاندوه بزرگی است زمانی که نباشیجانم به فدای تو و آن جسم ظریفتاز عطر دل‌انگیز تو و حجره‌ی کاشیمی‌رقصد و مست است و خمیر تو به دستشدر طبخ تو شاطر کند، ای جان چه تلاشی!از وزن تو کم کرد و به حجم لبت افزودباری! که به یک بوسه بگردی متلاشیگفتی که مقصر خود آرد است به من چه!یا می‌خورد آب این غلط از شاطر ناشیدر متن تمام جلسات از تو سخن بودکیفیت داغان
 
دیدید یه وقتایی با خوردن اتفاقی بادام تلخ چه حالی به آدم دست می‌ده؟ می‌خوای یه چیزی بخوری که زودتر اون طعم از بین بره، اما جرئتش رو نداری که دوباره بادام برداری؛ برای من قضیۀ قهوه‌ی سرد آقای نویسنده همین‌طور بود. الآن نه می‌تونم برم سراغ یه رمان ایرانی، نه می‌تونم این طعم تلخ رو تحمل کنم.
دربارۀ داستان بگم؛ رمانتیک لوس، جنایی آبکی، روایت متوسط، شخصیت‌پردازی افتضاح و معمای بی‌مزه‌ای که آخرش طرح شده بود؛ حتی غلط رایج هم داشت: همزاد پن
بالاخره
بعد مدتها ، هفته پیش کتاب کوری رو تموم کردم و میخوام برداشتم از این رمان رو با
شما دوستان اشتراک بذارم .
اولین چیزی که تو این رمان جلب توجه میکنه این هستش که هیچ کدوم از شخصیت ها اسمی ندارن و فقط با عناوینی نظیر دکتر ، زن دکتر ، پسرک لوچ و . سر و کار داریم بر خلاف رمان صد سال تنهایی که پر از اسامی مختلف بود و باعث گیج شدن خواننده میشد تو این رمان با وجود اینکه عناوین زیاد هستن اما باعث گیج شدن خواننده نمیشه . همونجور که در مقدمه کتاب هم گف
خانم نعیمی به عنوان مشاور وب بنده هستش و افتخار مصاحبه با من رو داده امیدوارم لذت ببرید من به عنوان مشاور شما سوالاتی رو میخواستم بپرسم تا همه طرفدارا ازتون اطلاعات کافی داشته باشند وبتونند به راحتی به سایت شما اطمینان کنند !بله حتما در خدمتماول از همه لطفا خودتونو معرفی کنیدخب من رایا هستم 14 سالمه متولد 84 ماکانی ام علاقه خاصی به موسیقی هنر های نمایشی و کتاب دارم و خودمم دیگه معلومه در حد توان دست به قلم دارم و اهل تهرانمآیا رمان دیگه ای غ
سلام در این مطلب همراه باشید با عکس نوشته زیبا با نام گلبرگ که معنی آن (تلفظ: lbarg) (= برگ گل) (در گیاهی) هر یک از برگهای یک گل، برگ گل، (به مجاز) (دختر) همچون برگ گل، (به کنایه) معشوقه ای که بدنش مانند برگ گل لطیف و نازک باشد، (در قدیم) (به مجاز) چهره، رخسار - هر یک از اجزای پوششی گل، چهره و رخسار می باشد جملات تصویری و متن دار زیبا و جدید اسم گلبرگ مناسب برای پروفایل و یا لوگو در تلگرام، انواع مختلف مدل ها و طرح های قشنگ مناسب برای پروفایل و یا لوگو در
اگه در حال خوندن کتاب جین ایر هستین یا قصد دارین که بخونینش، این سطور پایین رو نخونین.

من از اول حق رو به سنت‌جان ریورز دادم که با وجود عشق تند و تیزش به روزامند، اون رو به همسری انتخاب نکنه. قبل از اینکه نویسنده با زبان جین ایر بگه که چرا.
شیفته‌ی سنت‌جان شدم با اون قدرتش در مهار تمنیات.
با اون بینشش که کاملا شفاف به خودش فهمونده بود که روزامند به زودی براش تبدیل به عروسک کسل‌کننده‌ای میشه.
و به نظرم شارلوت برونته نخواسته بود که پازل رو کام
اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ،السلام عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ اَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ،اَلسَّلامُ عَل
زیر پست یه پیج با نویسنده ش بحثم شد 
اسم پیج chera raha khonbas هست .
در آخر متهم شدم به توجیه خیانت ، و فمینیست بودن 
خب اگه میدونستم ادامه رمان این پیج تهش منجر میشه ب اینکه نویسنده زن دوم بشه عمرا اگه میخوندم 
خدایا هیچ وقت من را در چنین شرایط قرار نده 
البته مطابق گفته های نویسنده مجبور به ازدواج دوم شده ولی باز دلبریش برای شوهرش و عشقش برام قابل هضم نبود کلا اعصابم خرد شد 
آخرش بلاکش کردم 
و اینکه ناراحتم تو جامعه ای زندگی می کنم که زن دو
دور هم نشستیم و داریم از قدیم حرف می‌زنیم، از بچگی‌مون. می‌گم من به‌شکل عجیبی برای بزرگ شدن عجله داشتم، برای مدرسه رفتن، برای هجده‌سالگی به بعد و جالب اینه که الآن هم اصلاً دلم نمی‌خواد به گذشته برگردم و هنوز هم برای آینده یه‌کَمَکی شوق‌وذوق دارم؛ تنها دلتنگی‌ام برای عزیزانی هستش که از دست‌شون دادم.
ناشناخته‌ها به‌خاطر ناشناخته بودن‌شون جذابن و به‌نظرم همینه که من رو به آینده علاقه‌مند می‌کنه. خب مطمئناً زندگی من طوری نیست که هر
روزی که دوباره وبلاگم را راه انداختم برای انتخاب اسم مردد بودم. بین اسم قبلی وبلاگم و اسم‌هایی که همیشه برای وبلاگ دوست داشتم و از میان همه آبلوموف انتخاب شد که هیچوقت به آن فکر نکرده‌بودم.آن روزها رمان آبلوموف را می‌خواندم و در هر بخشش خودم را حس می‌کردم، پر بودم از حس همدردی با آبلوموف، حس نفرت از خودم، حس نیاز به تغییر، حس گم شدن. در نهایت به جای تغییر، رمان را کنار گذاشتم و با اسم آبلوموف نوشتم و نفرتم از آبلوموف درونم بیشتر شد. همین!هرب
 رونمایی از ترجمه انگلیسی ۵ کتاب ایرانی در لندنپنج کتاب ایرانی که در سال جاری به زبان انگلیسی ترجمه شده است،‌ همزمان با نمایشگاه کتاب لندن در انگلستان رونمایی می‌شود.    ۲۱ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۲ فرهنگی ادبیات و نشر نظرات رونمایی از ترجمه انگلیسی 5 کتاب ایرانی در لندنافشین شحنه‌تبار، مدیر انتشارات شمع و مه، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا‌، از برنامه این انتشارات برای حضور در نمایشگاه کتاب لندن خبر داد و
 
از کجا کتاب بخریم؟
 
این روزها بازار خرید کتاب داغ داغ است. خیلی‌ از دانشجویان و دانش‌آموزان دنبال کتاب درسی و دانشگاهی هستند و برخی از آنها نیز علاقه‌مندان خرید کتاب دست دو که نسخه نو آنها در بازار نیست یا سال‌هاست چاپ نمی‌شود.
برخی نیز به دنبال خرید کتاب داستان یا رمان هستند تا بتوانند در این شب‌های طولانی پاییزی وقت خود را صرف مطالعه و خواندن رمان یا همان کتاب داستان کنند.
در این میان خرید کتاب‌های الکترونیکی هم رو
1. دیدی یه وقت‌هایی انقدر درگیر یه اتفاق هستی که باقی زندگی می‌ره تو حاشیه؟ مثلاً کارهایی که باید برای شرکت یا برگزاری یه جشن انجام بدی انقدر جنبه‌های مختلف زندگی‌ات رو تحت‌الشعاع قرار داده که از روزمرگی درمی‌آی و ممکنه کنارش چند تا کار مهم هم درست انجام نشه یا فراموش بشه. دارم دربارۀ اون حس خلائی حرف می‌زنم که بعد از تموم شدن یه جشن یا مراسم تجربه می‌کنم؛ شاید همه‌چی خیلی هم خوب یا حتی دل‌پذیر پیش رفته باشه‌ها؛ اما بعدش یه خب این هم گذ
به نام دوست
نمیدانم چرا اهالی فرهنگ و سایت های ادبی کتاب هایی برای مطالعه در ایام عید معرفی میکنند؟ از خودم تا حالا دو سه بار نظر خواسته اند و من هم چند کتابی معرفی کرده ام اما چیزی که برای خودم اثبات شده این است که میزان مطالعه م در ایام عید به شدت پایین می آید! یا مهمان داریم یا مهمانی هستیم یا باید در کنار اعضای خانواده حواسمان را بدهیم به برنامه های درپیتی تلویزیون!
حالا محض این که دلمان از عزاداری این روزهای تعطیل نابود کننده بیرون بیاید
خداوندا
بلندای دعایت را
عطایم کن
تو ای معشوقه ی عالم
از این پس
عاشقی را پیشه ام فرما
خدایا
راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی میکنم طغیان مپندارش
کریما من گنه کارم
تو بخشنده
بگو آیا امید بخششم بی جاست؟!
خودت گفتی بخوان
میخوانمت اینک
مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تو را
نوری عنایت کن
دو دست خالی ام را
رحمتی دیگر عطا فرما
صورت‌های خندان، خنده‌های بزرگ، خنده‌های بزرگِ مصنوعی، محبت‌های الکی، صورت‌های بزک کرده‌ی ساختگی، بینی‌های ساختگی، گونه‌های ساختگی، ابروهای ساختگی، لب‌های ساختگی، عضلات ساختگی، زیبایی‌های ساختگی، سر تا پای ساختگی. زیبایی‌های پودری مصنوعی.
بدم نمی‌آمد مثل مهمانی باغ زعفرانیه‌ی رمان شب یک شب دوی بهمن فُرسی یک بازی اعدام راه بیندازم تا کثافتی که پشت چهره‌ی بزک کرده و لبخندهای اغراق آمیزشان پنهان شده بود آشکار شود.
بدم نمی‌آمد آخ
وقتی کودک و نوجوان! بودم یک سری کتاب‌های داستانی بود که دنبال می‌کردم و حتما می‌خواندم. مخصوصا وقتی وارد دنیای یک سری کتاب‌ها می‌شدم،‌خیلی سخت می‌توانستم از صمیمیت و گرمای آن کتاب‌ها بیرون بیایم. برای اینکه باز هم آن صمیمت و گرما را تجربه کنم باز هم می‌رفتم و ادامه‌‌ی آن کتاب‌ها  و سری‌های بعدی‌شان را می‌خواندم. البته اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، نه فقط صمیمیت، بلکه تجربه‌ی احساس تلاش برای به دست آوردن چیزی مهم و اثر‌گذار، اخلاق، ص
نگران نباش سوزی اصلا نگران نباش مارگارت به فکرماهست همیشه به فکرماهست.این سخن جوزف که معلولیت بینایی شنوایی داشت به خواهرش سوزی بود.
هردومعلولیت روانی ناتوانی در نه گفتن داشتندوقادربه حرکت نبودند.هوابسیارسردبود.پدرآنهابه هیچ عنوان مسئولیت پذیرنبودوتمام خرج آنهارامارگارت بادرامدناشی از پس اندازخوددربانک وسودآن و همچنین نوشتن رمان های مرتبط بافقروسرمایه گذاری وت های کثیف اقتصادی وغیره میپرداخت.مارگارت اهل گدایی نبود.تنها به است
امان از این نخوابیدن های الکی . داره حالم از خودم بهم میخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم دیگه واقعا حالم از خودم بهم میخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن . درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نمیکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع . از فردا کلا خوابمو تنظیم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم . رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم . ح
زن و مرد همراه خانواده مرد به سفری رفته اند . هر کدام از مسیر جداگانه ای به مقصد رسیده اند . سفر کاری است و زحمت آور. برای بازگشت هم به ناچار همسفران باید از هم جدا شوند ماشین گنجایش همه را ندارد. زن که از تنهایی سفر کردن به دور از ونگ و وونگ بچه ها خیلی لذت می برد فداکارانه داوطلب می شود که خودش برگردد تا مرد بتواند مادر و خواهرش را هم علاوه بر بچه های خودش به مقصد برساند. قرار می شود که مرد وقتی مسافرهایش را پیاده کرد بیاید توی ترمینال و زنش را هم
رمان دیزالو از آندرومدا
نام کتاب: دیزالو
نویسنده: آندرومدا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 566
خلاصه‌ی داستان:
ماهورا زند گریمور مطرح سینما، قربانی یک سوءظن غلط ساختگی می‌شود…
سناریوی تلخ و ناجوانمردانه‌ای که الوند رستگار، استار سینما برایش چیده…
 
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
۲- برای باز کردن فرمت پی‌دی‌اف از برنامه‌ی ادوب ریدر استفاده نمایید.
۳- فایل‌های رمان
 محمود دولت آبادی با وجود آنکه این روزها به عنوان یک چهره ادبی شناخته می‌شود، اما فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرد، او که متولد ۱۰ مرداد سال ۱۳۱۹ بود، در سال ۱۳۳۸ به تهران آمد و سال بعد در تئاتر پارس مشغول کار شد. از آغاز دهه چهل در کلاس‌های نمایش آناهیتا شرکت کرد و به بازیگری تئاتر رو آورد و آرام آرام نوشتن را هم به صورت موازی آغاز کرد. او در دههٔ چهل در نمایشنامه‌هایی از برتولت برشت و بهرام بیضایی و اکبر رادی نقش بازی کرد.
کلیدر» معروف
هجده تیر نود و هشت ! به سلامتی بیست سال گذشت! بیست سال دیگر هم باید بگذرد تا معلوم شود زیر سینک آشپزخانه نظام چه سوسکهایی لانه کرده بودند! یا شاید لانه کرده اند هنوز هم!
وقتی سال شصت و هشت امام را تشییع می کردند جمعیت داد می زد که علی رغم هشت سال جنگ و آوارگی و گاها گرسنگی علی رغم هزاران ترور علی رغم همه ویرانی ها از کرده خود در انقلاب پنجاه  و هفت پشیمان نیست
اما امروز! امروز بیست دقیقه ای برجام را تصویب می کند با هر ای دست می دهد زیر با
1) Sina Derakhshande - Sarsari ( سینا درخشنده - سرسری )
2) Sina Derakhshande - Havaye Eshgh ( سینا درخشنده - هوای عشق )
3) Sina Derakhshande - Hese Ghashang ( سینا درخشنده - حس قشنگ )
4) Sina Derakhshande - Deldar - Remix ( سینا درخشنده - دلدار - ریمیکس )
5) Sina Derakhshande - Bem Mikhandi ( سینا درخشنده - بم میخندی )
6) Sina Derakhshande - Ye Nafar ( سینا درخشنده - یه نفر )
7دانلود رمان
نام کتاب: دیزالو
نویسنده: آندرومدا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
ناشر: رمانسرا
تعداد صفحات: 566
خلاصه‌ی داستان:
ماهورا زند گریمور مطرح سینما، قربانی یک سوءظن غلط ساختگی می‌شود…
سناریوی تلخ و ناجوانمردانه‌ای که الوند رستگار، استار سینما برایش چیده…
 
فرمت قابل دانلود رمان: پی دی اف و اندروید
دانلود رمان دیزالو با فرمت پی دی اف
دانلود رمان دیزالو با فرمت اندروید
 
توضیحات:
۱- کاربر عزیز، برای دانلود کافی‌ است بر روی لینک هر فرمت کلیک نمایید.
1. اولین بار که رفتم کتابخونه ملی بهار 95 برای پایان‌نامه‌ام بودش. همین که پشت میز نشستم گفتم اینجا یکی از اون جاهاییه که نمی‌ذاره من به پایانِ خودم برسم. الان که دارم فکر می‌کنم می‌بینم جهل می‌تونه یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های انسان باشه، که اگه نبود علم هم بی‌معنی می‌شد. و چه روزهای سختی که من به یه شاخۀ جهلم پناه بردم تا درد یه شاخۀ دیگه رو فراموش کنم.
2. حدوداً دو ماه پیش کتاب سواد روایت نوشتۀ اچ. پورتر ابوت رو خریدم؛ این کتاب رو نشر اطراف
هوا خیلی خوب است، نه زمستان است و نه تابستان، بوی بهار میدهد انگار، صدای جیک جیک گنجشک‌های نشسته روی شاخه‌ی شاه‌توت هم آتش لذتش را شعله‌ورتر می‌کند، خلاصه برای یک حالِ خوب، لااقل هوا مناسب است.
وارد آشپزخانه شدم، مادرم پشت ظرف‌شویی ایستاده است و برای خودش شعر‌ می‌خواند، صورتش غمگین و ته چشمانش نم اشکی نشسته است، گفتم:
 _چیه؟
_ هیچی! 
_نه بخدا بگو، باز چی شده؟
_ هیچی بخدا!
نگاه‌ش کردم، نگاه‌م کرد، خندید! 
گفتم: پس چرا داری لالایی می‌خونی
پیشگفتار.
رمان براساس تصاویری که ازافراددرفیلم های ی نمایش داده شده نوشتن ماننداستفاده ازجریان سیال ذهن میباشدسعی شده دراین رمان ازجریان سیال ذهن پرهیزشود.قصدداریم افرادمنفوردنیای ت راازبعدخوب آن تجزیه وتحلیل کنیم.
.
همیشه درراهروهارخ میدادلابی وانشانویسی جدیدبرای سخنرانی شخص رئیس جمهوریاپادشاه وحتی سوالات خبرنگاران هم برایش حدومرزخاصی درنظرگرفته میشد.
ازنگاه دونالدترامپ ملت ایران درسال های تحریم گرسنه ترازقبل میشدن
 دوشنبه ی محنت 
دو روز روزه داری متصل با یک استکان آب 
سرگشته در خیابان و بیابان 
به زور پیدا شدن هلال ماه 
زنده شدن خاطرات سخت فطر گذشته در فطری رنجبارتر
تعطیلات همواره بدشگون خرداد
بختک افتادن به زندگی
بی خبری و رها شدگی ِ ناگهان
چشم انتظاری هولناک
باز رفتن شان به سواحل شمالی نقشه
ماندن در سیاهچال شمال شرقی نقشه
پیدا شدن مزاحم یا مزاحمان تلفنی 
بیماری . تهوع . تهوع . لکه های خون 
اضطراب
حالتی متوسع تر از مرگ
در رفتگی انگشت اشاره ی دست چپ
+تو سطحی‌یی.تو سطحی‌یی. نمی تونی. نمی تونی.الان نشستی و به خیال خودت داری فکر میکنی، اما نمی تونی. 
÷چرا میتونم. اونقدر بهش فکر می کنم تا بتونم.
+کِی اون وقت؟ تا شنبه میخوای دست دست کنی؟ نمیشه که. معلوم نیست.
÷میشینم کتابای مورد علاقه‌مو دور می کنم؛ میشینم رو کاغذ ویژگی هاشو مینویسم.از دل شخصیت هام شخصیت خودمو در میارم.
+هی کتاب. کتاب. اره خب. کتاب نسبتا زیاد خوندی. ولی چه فایده وقتی نشستی قلم بزنی. عرق بریزی. اون همه ایده ی در نطفه مرده. اون ه
دانلود کتاب سه 3 رفیق از ماکسیم گورکی pdf دانلود بصورت رایگان از سایت ونوس نت. دانلود رمان سه رفیق

گورکی در سه رفیق، به همانگونه که در
رمانهای دیگر خود، چه در ارائه احساسات جمعی و چه در ارائه احساسات
قهرمانان رمان، نشان می­دهد که از مهارت شگفت­ انگیزی برخوردار است.



بخشی از متن کتاب:
در هر جماعت یکی هست که خود را در محل و
موقع مناسب خویش احساس نمی‌کند، و این وماً به این معنا نیست که او بهتر
یا بد‌تر از دیگران است. لازم نیست که شخص فکر
یه عکسه طنز الان گذاشتم که به نویسنده های رمان ماکانی بر نخوره یه شوخیه خودمونی بود خودمم دارم مینویسم دیگه ناراحت نشید و اینکه فردام با موزیک جدید میتریم دیگه. ایرانی اصله اینهمه مغزموم فسفر از دست داد و در اخر اگه تو کامنت به جای چشات اصله ایرانه مینوشتیم چشات ایرانیه اصله الان چهار بلیط برده بودیم /=اها راستی پارت سی و چهارمم بخونید خودم عاشقشم 
شانزده سال by منیژه آرمین
My rating: 3 of 5 stars
شخصیت های این رمان اگرچه شخصیت های دو رمان قبلی آرمین یعنی "شب و قلندر" و شباویز هستند اما برای ارتباط برقرار کردن با این اثر نیازی نیست ااما آن دو رمان را خوانده باشید.خب نویسنده در پرداخت شخصیت هایی که از رمان های قبلی آورده کمی مسامحه کرده اما چیز زیادی را از دست نخواهید داد "احمدشاه گریه می کرد و از آغوش مادر جدا نمی شد. محمدحسن میرزا تقریبا فراموش شده بود و این فراموش شدگی را همواره به یاد داشت. وداع
 
آنتوان دو سنت ـ اگزوپری (۱۹۰۰-۱۹۴۴)، نویسنده و خلبان فرانسوی، حدود هشتاد سال پیش داستان مکاشفه‌ای را که در صحرای افریقا برایش اتفاق افتاده بود نوشت و نام اثرش را Le Petit Prince (شازده کوچولو) گذاشت. اگزوپری ۴۴ سال زیست و در سانحه هوایی کشته شد. زبان اصلی رمان اگزوپری فرانسه است. او رمانش را اولین بار در امریکا منتشر کرد.
شازده کوچولو از بهترین کتاب‌های قرن بیستم محسوب می‌شود. این رمان به بیش از ۲۵۰ زبان دنیا ترجمه شده و خوشبختانه بارها مترجمان ا
نخستین رمان نوشته شده درمورد ابوذر غفاری، صحابه بزرگوار پیامبر (ص). 
 
این کتاب، دومین جلد از چهارگانه‌ی نصرالله قادری است که برای چهار صحابه پیامبر (ص)، یعنی سلمان، ابوذر، بلال و مقداد، نوشته شده است.
 
 
مهم‌ترین مسئله در درخشندگی این اثر، قلم بسیار زیبا و هنرمند نویسنده است، که مخاطب را با کلمات بازی می‌دهد و در عین حال چنان روان و ساده نوشته شده، که از خواننده توان زمین گذاشتن کتاب را می‌گیرد.همچنین، عدم به کار بردن کلمات ناآشنا، روای
امروز تولد خواهرم بود، از صبح کلی به خودم رسیدم و بهترین لباسم رو پوشیدم.
خواهرم میگفت عالی شدی، شیطون میخوای من به چشم نیام؟
خندیدم و تو دلم گفتم حیف هیچوقت به چشمِ اونی که باید، نیومدم.
عصر که شد مهمون ها یکی یکی اومدن، خواستم درو ببندم که باهاش روبرو شدم. فکر کردم مثل همیشه توهم زدم اما نه.انگار واقعا خودش بوداما آخه اون که قرار نبود بیاد.
خودمو زدم به کوچه علی چپ و دعوتش کردم بیاد تو، سرشو انداخت پایین و وارد شد. تو کل مهمونی زیر چشمی نگ
یوسف ار عاشق شده، قطعاً زلیخا داشته
عاشقِ ، عاشق شده، پس تا جنون جا داشته
مهربانی، هر دو سر، دیوانگی ها رو به رو
گرکه دریا موج در خود . موج دریا داشته
دل سپردن های مجنون، گر هزاران هر نفس
صدهزاران دلبری، چشمان لیلا داشته

ابر گر اینگونه می بارد بدون چشم داشت
 گوشه چشمی بر دلِ دلخونِ صحرا داشته
تا نباشد از سوی چشمانِ معشوقان، کشش
کوشش عشّاق، حکمِ خواب و رویا داشته
واژه ها تکراری امّا ، حرف دل ها ، تازه است
آتش عشّاق را معشوقه برپا داشته         
بسم الله

Zoo
2017
تو باعث شدی در زندگی کوتاهش به اون خوش بگذره، این کاریه که تو کردی، تو باعث شدی قسمتی از یک کار باشه، یک کار خیلی بخصوص»
درباره‌ی ماجراهای نجات حیوانات در زمان جنگ‌ها چندتایی فیلم دیده بودم. و خب برایم خیلی جذاب است قصه‌ی نجات‌ها. بخصوص در بسترِ تاریخ. یک تاریخِ واقعی. جنگ‌هایی که رخ داده. قصه‌هایی که گذرانده شده. و نجات‌هایی که صورت گرفته. تاریخ. و تاریخ. این معشوقه‌ی بزرگِ مخوف و ناشناخته‌ی من. :)
این فیلم، روایتِ یک نجات
چند وقت پیش که رفته بودم تو گروه ترجمه، یه مسابقۀ ترجمه گذاشته بودن که واقعا ساده بود، منم شرکت کردم؛ اما اصلا بهم مزه نداد. وقتی با م دربارۀ رمان‌هایی که خوندیم صحبت می‌کنیم نمی‌آم هرچی مقالۀ تخصصی در زمینۀ ادبیات داستانی خوندم براش تکرار کنم. راستش دیگه وقتی که با ن می‌رم کافه منچ بازی نمی‌کنم؛ چون اصلا بلد نیست و اون برد هم بی‌مزه می‌شه. از این نمونه‌ها کم نیست و غرض از گفتنش این نیست که نشون بدم خیلی فهمیده‌ام و اینجور حرفا، نه. قضیه
مردی که عاشق همکارش می‌شود و زن به عشق او جواب رد می‌دهد، دوره‌‌ای نقاهت را می گذراند و احساسات خود را زیر و رو می‌کند تا مرهمی بیاید بر این درد
 
کتاب برخلاف اینکه رمان نیست اما سیر منطقی دارد، حرف‌های شاید تازه، و البته صادقانه
 
من کتابشو دوست داشتم. ولی راستش رو بخواید به مرد حق نمیدم که انقد ناله کنه! طرف تو همین کتاب حداقل از پنج شیش تا عشق قبلیش و زن طلاق داده‌ش حرف میزنه. واقعا دلم میخواد ببینمش بزنم زیر گوشش. همه‌ی رو امتحان کر
محبوب من
کتاب دنیا را که ورق بزنیم به صفحات سیاهی بر می خوریم که در دل تاریخ ماندگار شده اند جنگ و خونریزی و غارت و چپاول ثمره تنها خودخواهی و حرص و آز انسانها نیست جهان محتاج عشق است همین عشق اگر تبدیل به نفرت شود فاجعه می آفریند کسی چه می داند شاید فرمانده ها و شوالیه های جنگجو عشاق شکست خورده ای بوده اند که گریزی جز پوشیدن لباس رزم نداشته اند و بی رحمانه بر چهره تاریخ شمشیر زده اند و فاتحانه از روی جنازه حریفان تاخته اند.
زمان یورش شوا
آخر سالی افتادم به جون وبلاگ و همه عکس های پست های قبلی رو پاک کردم. جدیدا بیشتر رمان می خونم و به این نتیجه رسیدم که زیباترین تصاویر آنهایی نیستند که با چشم میبینیم بلکه اونایی اند که نویسنده برامون تصویر سازی کرده.
این نتیجه گیری جدید سبب شد که من دیگه عکسی توی وبلاگ منتشر نکنم و صرفا فقط بنویسم و بنویسم و این نوشتن رو هم برام سهل تر میکنه. دیگه دغدغه گرفتن عکس و ادیت کردن و بارگذاری و قس علی هذا وجود نداره و راحت تر هر چی به مغزم میرسه انجا جا
سلام دلم برات خیلی تنگ شده بود…
پسرک از شادی در پوست خود نمی‌گنجید …راست می‌گفت …خیلی وقت بود که ندیده بودش … دلش واسش یه ذره شده بود …تو چشای سیاهش زل زد همون چشهایی که وقتی ۱۵ سال بیشتر نداشت باعث شد تا پسرک عاشق شود و با تهدید و داد و عربده بالاخره کاری کرد که با هم دوست شدن …

دخترک نگاهی به ساعتش کرد و میون حر ف‌های پسرک پرید و گفت : من دیرم شده زودی باید برم خونه … همیشه همین جور بوده هر وقت دخترک پسرک رامی‌دید زود باید بر می‌گشت…
پ
۱. تاکنون بیش از ۱۲۹ میلیون کتاب متفاوت به چاپ رسیده است.
طبق آمارهای گوگل ۱۲۹۸۶۴۸۸۰ عنوان کتاب تا سال ۲۰۱۰ در سراسر دنیا به چاپ رسیده است. 
 "حتما این عدد تاکنون افزایش پیدا کرده پس میشه مطمئن بود که انتخاب های زیادی برای مطالعه داریم."
۲. گرانترین کتابی که تا امروز فروخته شده ۳۰.۸ میلیون دلار قیمت داشته است.
بیل گیتس با پرداخت ۳۰.۸ میلیون دلار مجموعه خطى لستر (دست‌نوشته‌های لئونادو داوینچی) را خریداری کرد. 
 "اما خیلی نگران نباشید چون اح
یکی از استادامون برامون کتابی گرفتن که از خود نویسنده به دست ما رسیده؛ که از قضا خود ایشون داخل کتاب یه چیزایی یادداشت کرده؛ برای من خیلی هیجان انگیز بود که یادداشت مستقیم نویسنده رو بخونم. بنابراین اون کتاب که دست نوشته نویسنده رو داشت خودم برداشتم. و خدا رحم کرد که خودم برداشتم؛ چون یکی از همکلاسی هام گفت من اگه باشم پاکش میکنم خودم مینویسم. فکرشو کن میخاست دست خط نویسنده کتابو پاک کنه!!!! 
یه رسم خیلی خیلی خوبی تو کشورهای اروپایی هست که نو
توی هفته‌ای که گذشت برندۀ بوکر بین‌المللی سال ۲۰۱۹ معرفی شد. از بین شش رمان کاندید امسال، سیدات القمر بود که تونست جایزه رو به نویسندۀ عمانی خودش، جوخة الحارثی، و مترجم آمریکایی‌اش، مارلین بوث، برسونه. این اولین‌باره که یه اثر عربی جایزۀ بوکر رو می‌بره.
تا قبل از سال ۲۰۱۶، جایزۀ بوکر فقط به آثار رمان‌نویس‌های بریتانیایی و بعضی از کشورهای متحدالمنافعش تعلق می‌گرفت؛ اما از این سال به بعد، بخش آثار بین‌المللی بوکر هم تشکیل شده و آثار
کتاب مذکرات طفلة (خاطرات دختربچه) رو امسال از بخش کتب عربی نمایشگاه بین‌المللی خریدم و یکی دو ماه پیش خوندمش. کتاب اولین رمان نوال السعداوی بوده؛ البته منظورم اولین رمان چاپ‌شده نیست، اولین رمانی که نوشته. اون‌طور که خودش تو مقدمۀ کتاب گفته سال اول دبیرستان که بوده دبیر زبان عربی‌شون تکلیفی می‌ده که یه انشای سه‌صفحه‌ای با موضوع آزاد بنویسن و نوال سعداوی هم طی یه هفته یه دفتر رو پر می‌کنه و اسم نوشته‌اش رو هم می‌ذاره مذکرات طفلة اسم
 بینوایان
- ویکتور هوگو، شاعر، نمایشنامه و رمان‎نویس فرانسوی در قرن نوزدهم (۱۸۸۵ ـ ۱۸۰۲) یکی از مشهورترین داستان‎نویسان رمانتیک این قرن است.
پدر وی از فرماندهان ارتش ناپلئون بود. ده ساله بود که مادرش از پدرش طلاق گرفت. چند سال بعد با اینکه مادر هوگو می‎خواست او وکیل شود اما ویکتور دنبال نویسندگی رفت.
ادامه مطلب
و اما رمان‌ و داستان شخصیت‌ محور.
از رمان‌های ماجرا محور زیاد گفتیم. ولی اغلب کسایی که کمتر کتاب می‌خونن،
میگن که آیا نمیشه همۀ این حرف‌ها رو با دیدن فیلم و سریال هم تجربه کرد؟ آیا جلوه‌های
ویژۀ سینمایی بهتر نمی‌تونه کلاس‌های جادوی سیاه هاگوارتز رو بهمون نشون بده؟ آیا بهتر
نیست به جای اینکه ده تا صفحه توصیف بخونیم تا بفهمیم وسط جنگ‌های جهانی چه خبر
بوده، اسلحه به دست بگیریم و برای نجات سرباز رایان به میدون جنگ بریم؟
من فکر می‌کنم اقتب
برشی از کتاب پرنده خارزار (مرغان شاخسار طرب)
 
پرنده خارزار - متن کامل 
نام کتاب : مرغان شاخسار طرب
نویسنده: کالین مک کالو
مترجم: مهدی غبرائی
ناشر: نیلوفر
قیمت: ۶۵,۰۰۰ تومان 
در افسانه ها آمده است که پرنده ای است که تنها یک بار در عمر خود میخواند . آنگاه در میان شاخ های وحشی آواز سر میدهد بر درازترین و تیزترین خار می نشیند و در حال مرگ زیباترین آوازش را می خواند . آوازی آسمانی که به بهای جان او تمام می شود. داستان مهاجرت و زندگی یک خانواده و ا
نیکلای گوگول را بیشتر با عنوان نویسنده کتاب یادداشت های یک دیوانه می شناسند اما داستان جالب دیگری دارد به نام دماغ. خواندن این کتاب را به همه آدم های دنیا مخصوصا کسانی که می خواهند دماغ خود را به دست تیغ جراح بدهند توصیه می کنم چرا که شاید به کل نظرشان درباره ارزش و جود دماغ و دست نزدن به آن عوض شود. فضای رمان دقیقا روسیه زمان نیکلای است و تنها قسمت نا واقعی ماجرا یک دماغ است. دماغی که از لای نون و بی هیچ دلیل مشخصی بیرون می آید و داستان خود را ش
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب