نتایج مطلب ها برای عبارت :

رفتی دور دوراتو کردی حالا اومدی که چی

تو رفتي رد پایت در دلم ماندشكوه خنده هایت در دلم مانددلم را با سحر خوش كرده بودمغروب ماجرایت در دلم ماندشریك درد هایم بودی اماغم بی انتهایت در دلم ماندهزارویك شبم چون باد بگذشتطنین غصه هایت در دلم ماندعلا رغم سكوت ساده منسفر كردی صدایت در دلم ماندوحالا مثل یك رویای برفیتو رفتي رد پایت در دلم ماند
دانلود آهنگ جدید سروش فرهمند دوراتو بزن
Download New Music Soroosh Farahmand Dorato Bezan
آهنگ جدید سروش فرهمند بنام دوراتو بزن
اصلا برو دوراتو بزن برمیگردی دوباره به من ولی فکرشم نکن من دوباره دل بهت بدم
من دیگه مثل قبل نیستم نمیگیرم حتی سراغت یه قدم دیگه دورتر میشی دیگه نمیشم اون آدم سابق

ادامه مطلب
دیر اومدي و داری
زود از بغلم می ری
تو عاشق من بودی؟ 
یا عاشق تغییری؟
آرامش من اون شب
وقتی که تو رفتي مُرد
تو رفتي و رویامو
طوفان تو با خود بُرد
بخت بد یعنی تو که قرار نداشتی
اختیاری واسه ی فرار نداشتی
حالا حال تو و حال من خرابِ
بی تو و با تو واسم دنیا سرابِ
باز اومدي اما نه
من در تو گرفتارم
با این که بدی بازم
من در پی اصرارم
دیر اومدي و داری
زود از بغلم می ری
تو عاشق من بودی؟
یا عاشق تغییری؟
محمد رحیمی
کاش میموندی خانوم کوچولو کاش حالا که بعد ده سال اومدي میموندی کاش حالا که قلب کوچولوت تشکیل شده بود میموندی کاش حالا که اروم با پاهای کوچولوت لگت میزدی میموندی کاش حالا که شده بودی همه ی دنیای مامان بابات میموندی کاش بودی چشمای مامان وبابات که فکر میکردن همه دنیا تو چشمای تو جمع شده میدیدی کاش میموندی ولباس چين چين صورتیدا میپوشیدی ودلشونا میبردی کاش فقط 3ماه دیگه تحمل میکردي. بمیرم که امشب اخرین شب سه نفر بودنتونه بمیرم که امشب باهم نشس
دانلود آهنگ جدید مسعود صادقلو بنام بی عاطفه با بالاترین کیفیت










Download New MusicMasoud Sadeghloo – Bi Atefe
ترانه و موزیک: مسعود صادقلو , تنظیم: مسعود جهانی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید مسعود صادقلو بنام بی عاطفه :
پرسه میزنم تو خیابونا سرمو میگیرم بالا رو به خدا گرفته دلم حتی نمیدونم کجا دارم میرم گرفته دلم یه به تو دلم گرم بود توام که اینجوری زدی به دلم رفتي زدی تو بدجوری یه به تو دلم گرم بود توام که بد کردي
دانلود آهنگ ریمیکس باز منو کاشتی رفتي از مرتضی
دانلود ریمیکس باز منو کاشتی رفتي از مرتضی
باز منو کاشتی رفتي تنها گذاشتی رفتي دروغ نگم بجز من
دانلود آهنگ باز منو کاشتی رفتي لیلا فروهر

دانلود آهنگ باز منو کاشتی رفتي از محمود رامتین
دانلود آهنگ باز منو کاشتی رفتي شهره

ریمیکس باز منو کاشتی رفتي مرتضی
باز منو کاشتی رفتي متن
پدربزرگ بودی. رفتي. آرام و نجیب و باعزت. همان‌طوری که همیشه دوست داشتی. خداحافظی‌ات را همان روز اول فروردین کردي که وصیت‌نامه را درآورده بودی برای اصلاح. می‌رفتم و می‌آمدم و مشغولت می‌کردم که دست از نوشتنش بکشی. برایت یک لیوان شیر گرم آوردم؛ ولی حتا متوجه حضورم نشدی. چهره‌ات آشفته بود. بعد از خواندن وصیت‌نامه، چرایی آشفتگی‌ات را فهمیدم. روز آخر گفتی:رقیق‌القلب شدم» آن‌قدری که قلبت نا نداشت بتپد؛ و یک‌هو، دم ظهر یکشنبه ایستاد.
شب اول
از همه چيت میزنی، از همه اصولت میگذری خودتو تا حد اون میاری پایین بعد بهت میگه من درحد تو نیستم بودن با تو اعتماد به نفسمو کم میکنه و بهت نمیرسم پس میرم چون اگه باشم حالم بده! قشنگه نه؟همه دلخوشیت بین حال بدش اینه که براش با همه فرق داری بعد میاد مستقیم بهت میگه بعد از اینهمه سال شدی یکی مثل بقیه! همه دلخوشیتو میگیره اون کور سوی امیدتو نابود میکنه و همه چي اوار میشه رو سرت.میره تنهات میذاره و هروقت دلش تنگ میشه میاد پیام میده صدات میکنه و ناله
Amir Tataloo
Khaar
#AmirTataloo
میدونی خار که میگین چيز بدی نیس
کارش محافظت از گل اما بازم خاره
میفهمی خار
تنها دعام اینه که بمونی برام
با حرفاتو صدات روحو نوازش میکنی
چشات دنیامه هر صبح تو همه دنیامو بازش میکنی
با خنده هام عشق میکنی
دلمو با خنده خامش میکنی
تو تنها دلخوشیم بودی
همیشه جون بهم میدن لبات
من فقط با تو زندگی نمیکنم
زندگی میدم برات زندگی میدم برات
دل من خون و داغونه برات
تو میدونی 
همه چيزو از تو این چشای خستم میخونی
بدنم روح نداره وقتی تو نیستی
دانلود آهنگ اومدي خوش اومدي مهدیصاد
mehdisad - Umadi Khosh Umadi
 
اومدي خوش اومدي ولی دیگه دیره
فکر کردي کسی نیست جاتو بگیره تو قلب من
دیگه جایی نداری باید تنهام بزاری
من سر حرفو با قلبت باز کردم حسمو ابراز کردم
دروغ گفتی میمونی من خودم احساس کردم
شدی با من غریبه یه دفعه هیشکی ندیدت
این دفعه بی شکو بی تردید خداحافظ غریبه
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
دیشب اونقدر پکر و درب و داغون رفتي گرفتي خوابیدی که یه آن دلم لرزید که نکنه بیش از حد غصه بخوری و زبونم لال یه بلایی سرت بیاد 
شنیدن صدات از توی اتاقم  درحالی که دیشب یه ساعت خوابیدم و دارم زیر فشار کتابهام له میشم مثل آب روی آتیشه . شاید ندونی چقدر عاشقانه دوستت دارم همین که صدای ریش تراش قرمزت رو می‌شنوم یعنی من هنوز خیلی خوشبختم 
خداروشکر که هستی لطفا‌ حالا حالا ها باش
روزهای سخت میگذرن بالاخره ولی تو دووم میاری ، ما دووم میاریم و از این ط
٠٠:٠٠ 
مادرجون رو به پسر عمه : اره مادر جون تو اینِستاگرام یه عکس دیدم زده بود فلانی .
من : اینْــستگرام عزیز نه اینِـستاگرام :|
مادرجون : خب حالا همون 
بازم مادر جون : اره مادر داشتم میگفتم تو تِلِگِرام هم یکی یه ویس فرستاده بود که .
من : تِلِگْـرام مادر جـــون تِلِگِـرام :|
مادر جون : وای دیوونم کردي دختر حالا شدی برای من بالا بالا یاد میدی تلفظ کنم ؟:/
من : :||||| 
پی نوشت : و گاهی هم مینویسیم از مهربانی این زن .
که دنیا نباشد اما او باشد :) 
- نارین -
هی سارا ؛ می بینی چه قدر ازت رد شدم؟! از کجا اومدم کجا؟!از اون جایی که توی زل آفتاب نشسته بودم رو نیمکت حیاط و تو اومدي کنارم و بدون این که خیلی نگام کنی باهام حرف می زدی ؛ می خواستی ببینی چمه. همه چيز هم با سپیده ربط داده بودین به رومینا. البته که ربط داشت ؛ اون روز خیلی همه چيز روی اعصابم بود؛رومینا بیش تر . رومینا یه روز اومد و فرداش دیدم رابطه داره کجا می ره؛بست فرند سیو بود به جانِ شما ؛ نمی دونم چي شد تهش دستاش قرمز شد.خیلی جالبه که اگه همین رو
وای وای وای که امروز عالی بوددددددددددددددددددمحمد عالی بودددددددددددددرسته الان رفتي و نیستی دیگه ولی خیلی خوشگذشت امروزززززززززززسر صب پاشدم که برم سر کار وقتی یادم افتاد که ساعت هفت رفتي همینجور که حاضر میشدم اشکمم میریختهی ارایشمیکردم باز اشکم میریخت و خراب میشد ارایشمگوشیمو برداشتم که بهت ویام بدم ولی دیدم صب بخیر نگفتی حتی نگفتی که راه افتادی اخه بهت گفته بودم تا راه افتادی بهم خبر بده نگرانت نشمولی هیچ‌پیامی نداشتم ازتبهت پیام
پنهان شدی در برف ها ، بدجور بی تابم

من کودکی کز شوق بُردن ، دست می سابم

یک ، دو ، سه . ، ده ، حالا تمام حدس هایم را .

امّا تو را هر قدر می گردم نمی یابم

برگرد ، باشد ، باز هم این بار بردی تو

برگرد من سردم شده ، برگرد ، دریابم

اصلاً تو رفتي تا که خیلی زود برگردی

شوخی نکن ، برگرد ، می بینی که بی تابم

.

.

.

بی تابی ام دست خودم که نیست می دانی

من کشته ی این خنده هایِ زنده ی قابم

تو رفتي و چشمان من بی تاب از گریه

تو رفتي و عمریست من از غصّه بی خوابم

.

.
یادت هست؟
شبی گفته بودی
که هیچ وقت نرو
که وقت میروی دلتنگ میشوم
همان موفع عهد کردم که اینجا پاک نخواهد شد
که مرگ من است روزی که اینجا ستاره اش برای همیشه خاموش شود
اما
تو رفتي
حالا چه کنم؟
عهد من پابرجاست
اما
رطب خورده منع رطب خوردن خطاست.
+ هی
- جونم؟
+هستی؟
-هستم
+اهههه
-:)
+چرا نمیری از دستت راحت شم؟؟؟
-کجا برم؟
+نمیدونم، برو یجایی که دیگه نباشی، دیگه حست نکنم!
-جایی رو ندارم برم عزیزم، تازه کجا بهتر از پیش تو بودن :)
+اههه، برو گمشو ببینم حوصلتو ندارم
-تو بگو کجا برم، چشم من میرم
+نمیدونم، برو همون جایی که ازش اومدي
-:/
+چه مرگته، راستی اصن از کجا اومدي یهویی تو زندگی کوفتی من، ها؟؟؟
-نمیدونم:/
+تو چي میدونی پس؟
-تو از کجا اومدي؟
+ها؟
معلومه
-:)
+چته؟
-هیچي؛ خوش به حالت میدونی از کجا اومدي
 در دل و جان خانه کردي عاقبتهر دو را دیوانه کردي عاقبتآمدی کاتش در این عالم زنیوانگشتی تا نکردي عاقبتای ز عشقت عالمی ویران شدهقصد این ویرانه کردي عاقبتمن تو را مشغول می‌کردم دلایاد آن افسانه کردي عاقبتعشق را بی‌خویش بردی در حرمعقل را بیگانه کردي عاقبتیا رسول الله ستون صبر رااستن حنانه کردي عاقبتشمع عالم بود لطف چاره گرشمع را پروانه کردي عاقبتیک سرم این سوست یک سر سوی تودوسرم چون شانه کردي عاقبتدانه‌ای بیچاره بودم زیر خاکدانه را دردانه
تا حالا شده تو یه موقعیتی گیر کنی و یه مشکلی برات پیش بیاد که بمونی توش که حالا باید چيکار کنی!
نه کسی هست بهت کمک کنه و نه میتونی از کسی بگیری
و یهو این وسط یه راه حلی به ذهنت میرسه و حلش میکنی!!!
بگذریم از ذوق و شوق بعدش که آخ جون چه خودم تنهایی حلش کردم!! ولی عایا شده تا حالا؟؟
شده؟
هر چند کوچيک در حد حل مسئله ریاضی!
اگر شده ممنون میشم اینجا شرح بدی بعدا میگم چرا :)
مردی که عاشق همکارش می‌شود و زن به عشق او جواب رد می‌دهد، دوره‌‌ای نقاهت را می گذراند و احساسات خود را زیر و رو می‌کند تا مرهمی بیاید بر این درد
 
کتاب برخلاف اینکه رمان نیست اما سیر منطقی دارد، حرف‌های شاید تازه، و البته صادقانه
 
من کتابشو دوست داشتم. ولی راستش رو بخواید به مرد حق نمیدم که انقد ناله کنه! طرف تو همین کتاب حداقل از پنج شیش تا عشق قبلیش و زن طلاق داده‌ش حرف میزنه. واقعا دلم میخواد ببینمش بزنم زیر گوشش. همه‌ی رو امتحان کر
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم : مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردي امشب چه با ناله غم از هر دیده می بارد دلم در سینه می نالد مرا دیوانه کردي مرا دیوانه .
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم 
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی
به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردي
امشب چه با ناله
غم از هر دیده می بارد
دلم در سینه می نالد
مرا دیوانه کردي مرا دیوانه کردي
رفتي مرا تنها به دست غم
دانلود اهنگ اومدي تو زندگیم تا تو بیای غمم بره (ایوان باند) با لینک مستقیم با متن
دانلود آهنگ جدید ایوان بند بمونی برام♫ دانلود اهنگ جذاب و شنیدنی آی دیوونه بمونی برام از خیالت نمیشه درام . اومدي توو زندگیم؛ تا تو بیای، غمم بره…
آهنگ جدید ایوان بند به نام بمونی برام بمونی برام موزیک جدید ایوان بند با . اومدي توو زندگیم تا تو بیای غمم بره بی اراده هر دفه میبینمت دلم بره.
دانلود آهنگ جدید ایوان بند به نام بمونی برام عکس جدید ایوان بند عکس
حالا درست یک هفته شده که صدایت را نشنیدم بابا جانم اما همچنان خوشبختم که چشمانت را دارم.
بغضم بند نمی آید. تحمل نمی کنم. این انتخاب من است! قبلا هم گفته بودم. تو خط قرمز منی. همان نقطه ضعفی که آدم ها اگر با آن امتحان شوند کم می آورند. به خودت هم گفته بودم که تو همانی. تعجب کردي و جدی نگرفتي درست مثل اینکه دارم مزخرف می گویم. یادت هست؟ حالا که این همه در سکوتی حرف هایمان یادت می آید؟ 
-"خدا غول چراغ جادو نیست که هر چه تو می خواهی بدهد"
عزیزم من دلم م
تا حالا به لیست شماره های توی گوشیت نگاه کردي؟؟؟؟هر کدوم چيو یادت میارن؟؟؟تا حالا پرسیدی چرا شماره این باید توی گوشی باشه؟؟؟فکر میکنم گاهی وقتا ما دوستامون رو موضوع بندی میکنیم.اگر نگاه اقتصادی داشته باشیم، میگیم فلان دوست موقع بی پولی میتونه قرض بده.اگه نگاه هنری داشته باشیم، میگیم فلان دوست در این زمینه میتونه کمک کنه.اگه . اگه . اگه .همش خوبه، نمیگم بد.ولی کاش لا به لای اون همه شماره، حداقل باشه شماره ای که مواقع دلتنگی و دلگیری ا
رهایم کردي و رهایت نکردم!گفتم حرف ِ دل یکی ستّهفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی،کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری منتظرت خواهم ماند!چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بستمو چهره ی تو را دیدم!گوشهایم را بر زخم زبان این آن بستمو صدای تو را شنیدم!دلم روشن بود که یک روز،از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!حالا هم،از دیدن ِ این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم!قفط کمی نگران می شوم!می ترسم روزی در آینه،تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشندو تو از غربت ِ  برنگشته باش
 محسن جان ! دیروز که نمی دانم حوالیِ چه ساعتی بود آمدی کنارم.آمدی کنارم و من که مدت ها بود فقط شنونده ی خوبی شده بودم حرف می زدم و تو گوش می کردي.دیروز که بغض تا پشت پلکم آمده بود تو آمدی کنارم و آرام گفتی با من حرف بزن.نه که دور و برم پر باشد از آدم های بی معرفت که گوشی برای شنیدنِ حرف هایم نداشتند نه!خیلی وقت ها سراپا گوش بودند که من حرفی بزنم، خیلی وقت ها با بی تابی هایم بی تاب تر شده بودند تو که خوب می شناسی عزیزانِ مرا، ما جانمان برای هم می ر
_ گاهی انقدر دلت گرفته که دوست داری یه مشت سنگ برداری و بزنی شیشه احساست را بشکنی.اصلا دنبال چي میگردی تو این قاب خالی، خب سنگ را بردار بزن خودتو خورد کن، تو که همش دنبال خودت اینجا می گردی؟
میدونی اگر آدمش بودی الان باید کجا بودی و حالا اینجایی؟؟؟
_ که چي؟ خسته ام چيه باز دارم راه را اشتباه میرم؟ با خودم بودم، بازم تو اومدي؟
چي که چي؟ من نرفته بودم که بیام، این تویی که یادت میره منو ببینی!
راستش را بخوایی دارم یقین پیدا می کنم  که نمیدونی، خ
بعد مرگش اولین سوال تو ذهنم این بود ک :این ک به این راحتی مرد.واسه زندگیش برنامه ریزی کرده بود واسه آیندش ، شغلشحالا ینی همه چي تموم؟میدونی جوابش چيه؟اینه ک آدما نباید به این دنیا وابسته باش. اول فکر میکردم ک ولش کن این ک مرده اگر قرار ماهم اینطوری بشیم پس دیگ تلاش واسه چيه؟حالا فهمیدم واسه اینه ک اگه رفتي اونور زندگی باارزشی ک اینجا داشتی واست ارزشمنده.دقیقا نمیدونم دلیلش چيه اما مطمئنم این دنیا واسه "saveخوبی هاست"اگه الان تلاش نکنیمکلی فرصت
گفتم : کبوترِ بوسه
گفتی : پَر
گفتم ‍: گنجشکِ آن همه آسودگی
گفتی : پَر
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان
گفتی : پَر
گفتم : التماسِ علاقه،
بیتابیِ ترانه،
بیداریِ بی حساب
نگاهم کردي
نه انگشتت از زمینِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه پر» از بامِ لبانِ تو پر کشید
سکوت کردي که چشمه ی شبنم،
از شنزارِ انتظار من بجوشد
عاشقم کردي ! همبازیِ ناماندگارِ این همه گریه
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاهِ گریه های من ایستاده است
حالا بدونِ تو
رو به روی آینه می ایستم
م
حتما تاحالا پیش اومده که با دوستانتون صندلی داغ بازی کنید و سوال کم بیارید. در این پست میتونید 141 سوال پیدا کنید که از دوستان بپرسید. :) اگه سوال جالبی در ذهنتون هست بگید به لیست اضافه بکنیم. در ضمن اگر خواستید میتونید در نظرات به هرکدوم از سوالات هم خواستید جواب بدید. (^_-)

1. یه بیوگرافی از خودت میگی؟2. چقدر میتونی به شرق بری، بدون اینکه به غرب برسی؟3. اگه مجبور باشی یه کرم رو بخوری، چجوری میپزیش؟4. اگه یه ماهی بودی، دوست داشتی چه نوع ماهی باشی؟5. ا
پریروز برای اولین بار وقتی تئی بغلم بودی، دستاتو دور گردنم حلقه کردي، منو بوسیدی و گفتی (مامان دودت دارم)
فقط تونستم بگم الحمدلله خدایا شکرت، منم خیلی دوستت دارم دخترم
خداجان
این دخترک بنده ی خودته
ففط سر من منت گذاشتی، فرصت رشدی در اختیارم قرار دادی، لطفی کردي، ینده ت رو امانت دستم سپردی
عشقشم خودت کاشتی تو دلم تا براش مادری ای بکنم که شمه ای از محبت تو به خودش رو لمس کنه
حالا درسته بچم میدونمش و دوستش دارم
ولی بخاطر اینکه حیفه بنده ایت که م
دانلود آهنگ دم شاهچراغ علی عبداللهی
Ali Abdollahi - Dame Shacheragh
 
دم شاهچراغ زیر چهلچراغ وعده کردي
رفتي تو حرم پشیمون شدی توبه کردي
چشماتو سرمه کردي جونم خوب کردي
موهاتو شونه کردي جونم خوب کردي
ماره دیوونه کردي جونم خوب کردي
بی وفایی هم انداره داره کاکو دل گله داره
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
آمده‌ام بنشینم به حساب و کتاب. آمده‌ام تا یکبار هم که شده، با خود روراست بوده باشم. 
من کِی از لقمه‌ی آماده‌ای گذشته‌ام که حالا توقع گوشهٔ چشمی دارم؟ من کِی از راستی خودداری نکرده‌ام که حالا توقع سربلندی می‌برم؟ من کِی با فرازی به غرور نرسیده‌ام که حالا توقع ناامیدنشدن از نشیب را دارم؟ من کِی فتح خیبر کرده‌ام که حالا منتظر دژهای استوار قلبم باشم؟ من کِی صبر داشته‌ام که توقع عفو دارم؟ من کِی استوار مانده‌ام که حالا انتظار سبکباری دارم
تا حالا شده درگیر اشتباهات تایپی بشید و کار از کار گذشته باشه . و فقط یک لبخند از سر خجالت باقی بمونه.  
اومدم یک نصیحت دوستانه به همه شاعران محترم عرض کنم دیدم به جای همه نوشتم عمه . 
خلاصه اینکه به عمه شاعران محترم نصبحت کردم.  به هر  حال خانواده ها هم در پیشبرد اهداف نقش دارند .  
پ . ن : فکر کردي فقط خودت از این اشتباهات داری ؟؟؟
اونور آبیا میگن هر آدمی یه  the one دارهیکی که مثل یه نبات میفته تو چای زندگی آدم و بیشتر از هرکسی زندگی رو شیرین میکنه.همونی که بهترین قطعه پازله برای کامل کردن  آدم.همونی که گمه.همونی که همیشه نیست.همونی که همه عالم و آدم دنبالشن و چپ و راست واسش شعر سرودن و داستان گفتن و فیلم ساختن و ساختن و سرودن و . در وضعیتی هستم که اگه این عزیز گمگشته از در اتاقم بیاد تو و بگه " های هانی! من اومدم! "  اونوقت پامیشم زانومو میارم بالا و همینجوری لی لی میرم
به طور تخمینی میتوانم بنویسم لعنت خدا بر آنچه که تو را از نوشتن منع کند. حالا که این صفحه را باز کرده‌ام پی برده‌ام. اینجا را دوباره باید سروسامان بدهم. همانطور که خودم را. همانطور که با نوشتن، خودم را. دست‌ها و انگشت‌هایم را به کیبورد سابق، به لغات، به نیم‌فاصله‌ها، به رهایی. این حجم از اجحاف در حق فضایی که پنجره‌ام رو به زیبایی‌ها و دایره‌های دوستی‌ست، به دور از انصاف است. حالا که کنترلی نیست. حالا که من اینجا خود خود سین هستم. اینجا که
نمیدونم چند وقت یه ساعت دوساعت یا حتی بیشتر زل زدم به لست سینت به تویی که این چند روز موقع پیام دادن من مدام آف میشدی اما حالا نمیدونم واسه کی اما عکستو عوض کردي و مدام آنلاینی به من میگی میخوام تنها باشم اما خودت چي؟! امیدوارم مثل توجیه های همیشه ت دنبال اهنگی متنی چيزی باشی وگرنه هیچوقت نمیبخشمت.
فکرکنم که امروز شلوغی خواهم داشت.چندروز قبل بود که متوجه شدم بهزاد از همه جا لفت داده. نه تو اینستا بود، نه واتساپ؛ نه تلگرام. برامم اصلا اهمیتی نداشت.ولی امروز صبح یهویی بهم خبر رسید که انگار از ایران رفته. همونموقعم میخواست که بره، ولی فکر نمیکردم به این سرعت.درواقع نمیدونم؛ تونست آخرش اقامت بگیره، یا پناهنده شد‌‌. فقط میدونم رفت؛ حتی چه کشوری هم نمیدونم.بهزاد رفت، ولی بعد از اینکه قلب منو لگدمال کرد. رفت و یه تیکه از خاطرات تلخ
اغا هفت ماهه تو این کمپ از شر موش یه روز خوش نداریم،خدایا واس چي موشو خلق کردي،قبل ازینکه با موش مستقیم روبرو بشم همیشه موش و همستر و خوکچه هندی رو خوشگل میدونستم،اما حالا بیشتر از هرچيزی تو دنیا ازشون بدم میاد.چن وقت پیشا یه تله دستی ساختم که موش بگیرم اتفاقا تله کار کرد و تو این مدت چهارتا موش گرفتم(البته موش که چه عرض کنم هیکلشون اندازه گربه بود)هردفه با خودم گفتم ک ایندفه گرفتم به بدترین نحو ممکن میکشمش اما دلم نیومد.
نگو نمیخاهمت ، بی تو زندگی معنا ندارد به من زنگ نزنبه دیدنم بیااین تلفن لعنتی دست اغوش نداردرفتي. رفت از دلم امید حسرتت. مرا به رسوایی کشیدخسته ام. مثل سرباز برگشته از جنگکه ببیند شهرش نیست.مثل پرواز بعد از شلیک توفنگکه ببیند دگر بالش نیست. بعد هشت سال انتظارکه ببیند یارش نیست.  
امروز تصمیم گرفتم ازت دور شوم
از دورترین فاصله ها به چشمانی که نمیبینم. به دستانی که لمس نمیکنم. زل میزنم.
ازت دور می شوم تا به خودت نزدیک شوی
نزدیک نمی شوم که آزرده خاطر نشوی 
که فلبم تیکه تیکه نشود از زخم زبون زدنات
یه روز هایی از زندگی باید از هم فاصله بگیریم تا به درد هم زخم بیشتر نزنیم
نزدیک هم که باشیم درد بیشتر می شود و دور باشیم یه درد دیگر.
ازت دور می ایستم و درگیر نگاهی می شوم که ازم دریغ کردي
درگیر حرف هایی می شوم که ازم گرفتي
قشنگی فا
کُلی حرف داشتم واسه نوشتن 
از اولین تجربه دندون پزشکیم تا مرگ یه مرد مهربون دوست داشتنی
هر دفعه که اومدم و تایپ کنم به این فکر کردم حالا رفتي دندون پزشکی که چي به مردم چه ربطی داره که تو رفتي دندون پزشکی بعد همین طور خودمو قانع میکردم که دیگه نیاز نیست همون قدر ریز مثل سابق بنویسی
کُلی کار ریخته سرم (مثل همیشه)
کُلی سختمه برنامه ریزی کنم که حد و مرز نداره
طبق برنامه ریزی پیش رفتن حس خوبی داره اما بهم ریختن برنامه ریزی بسیار تا بسیار ناراحت کنن
سلام 
اقا این عمم و بچه هاش دارن میان(استان فارس زندگی نمیکنن)
بعد من دیشب خونه مامان بزرگ موندم.صبح ساعت پنج اومده مامان بزرگم زنگ زده بهشون کجایید.اومده داد و بیداد که بلند بشید ساعت شش اونا اباده هستن یک ساعت دیگه میرسن کار داریم:/من و س جان اول صبحی موی کنان و روی ن داریم میگیم والا به لا از اباده تا مرودشت که خونه مامان بزرگه سه ساعت راهه:/
مگه قبول میکرد
حالا نیم ساعت پیش زنگ زدیم گفت تاززززززه رسیدیم اباده:/
از ساعت پنج که زنگ زده خد
فکر کنم این نقل قول از بیهقی هست که میگه: " من هر موقع روز شنبه برای کار به دیوان میرفتم، نقصانی در کارم حس میکردم، دلیلش هم تعطیلی روز جمعه بود"
حالا من هم چند هفته ای بود به دلایلی کار رو تعطیل کرده بودم, حالا که میخوام دوباره کارها رو شروع کنم، مثل بیهقی شدم و خیلی دست و دلم به کار نمیره.
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرین دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرین دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چيز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچيکه پتو را میکشی
شاید بی ربط ترین موضوعی که تا حالا برای پستی نوشته باشم این باشه.حالا شایدم بنویسم و مربوط بشه.اخه من همیشه اول موضوعو مینویسم بعد شروع میکنم نوشتن پست رو.برگردیم به چند هفته پیش که هنوز وسطای امتحانام بودم.(ابرها روی سرش جمع میشود و کلیپ پلی میگردد)یک عصر فوق العاده گرم تقریبا تابستونی بود.اوایل تابستونی که ما هنوز داشتیم امتحان میدادیم.پس واقعا تابستون نبود،حداقل برای من :|داشتم بهش پیام میدادم که خب آقا من نویسنده ام و بله و ازین حرفا.ا
ماه بانوی عزیزم
چقدر ما دو تا انحصار طلب بودیم مگر می شود تمامیت یک شخص را متعلق به خود دانست؟
ما دو نفر تمامیت خواه بودیم بدون کمترین گذشت و ایثار
با وجودیکه شیی نبودیم که کسی بخواهد تملکمان کند ما تنها به دنبال تملک همدیگر بودیم و این خاصیت عشق است
ما با تمام وجود عاشق هم بودیم با تمام جان همدیگر را می خواستیم باید ابرها را می شکستیم و با هم به آسمانها می رفتيم.
اصلاً زمین جای مناسبی برای عشق نیست خالق زیبائیها وقتی من و تو را می آف
فاااککلی نوشتم پست نشد دختره یه ساله سرکار میره. حداقل تا سال بعدم هستحقوق خوب میگیره طبیعتا تا حالا پس اندازم داشتهبعد میگم تو که دوست پسر داری و انقد جدیین چرا ازدواج نمی کنی؟میگه موقعیت ندارم! کارم موقتهبعد تو فامیل ما پسره یه اسکناس پنجاهی تا حالا تو جیبش نبوده براش زن میگیرن. 
بعد از مدتها دوباره برگشتم. ده روز نبودم. راستش تقریبا ۷ روز رو خونه نبودم. رفتيم کرج اولش و بعدش تهران و بعدش قم و بعدش برگشتیم خونه.
میدونم که الان میخاید بیاید بگید عهههه چرا تهران اومدي به ما خبر ندادی که همو ببینیم. از کامنت های زیادی که این ده روز گذاشتید مشخصه چقدر محبوبیت دارم :)))
ولی خب انقدر همه چي تند تند بود که نمیشد قرار وبلاگی بزارم . حتی اولش قرار نبود تهران بریم . بعد قرار شد یه روز باشیم و صبح که اومديم بریم قم فهمیدیم یه روز دیگه
تا حالا احساس وسیله بودن کردي؟منمشدم یه وسیله برای برآورده شدن خواسته های دیگراناحساس یه جعبه ابزار رو دارماحساسات من اصلا اهمیت ندارهبه موقع بخورن،همه چيز نظم داشته باشه،بچه باید اونی باشه که باید،خواسته هاش برآورده،مگه دیگه چيزی میمونه؟مگه خواستن یا نخواستن من مهمه؟توی تمامی مواردکی بشه بهم بگه:تاریخ مصرفت تموم شده
بابا داری چيکار می کنی؟ 
چرا نمی فهمی دارم جلوش تحقیر میشم:( 
چرا نمی‌فهمی دلم برات تنگ شدهبابا چرا نمی فهمی؟
من آدم سکوت نبودمترسوم کردي بابا. بدجورم ترسوم کردي.
سارای ایران این شهر و‌تا حالا صد بار رو سر آدماش خراب کرده بود.
ولی سارای بدون تو ترسوئه.می ترسه بدون تو بمونه تا ابد.
 می نویسم که یادم نره، نمی بخشمت،به خاطر تک تک این لحظه ها نمی بخشممممممت. قول میدم تلافی کنم،شک نکن شک نکن.
از سر لج بازی افتادم به جان زندگی
زندگی هرگز نکردم، در زمان زندگی
دل به دستت دادم و حالا خودم فهمیده ام
دل شکستن می شود گاهی زبان زندگی
من که خود کوهی ز گل های پریشان بوده ام
خود پریشانم کنون در بوستان زندگی
هر کسی از بوستان دل گلی بر چيد و رفت
خار ها مانده برای باغبان زندگی
گاه می گیرد زمان، چيزی برای امتحان
وای اگر که عشق باشد امتحان زندگی
تو اگر چه باز می گردی ولی رفتي زیاد
چون فراموشیست تنها ارمغان زندگی
نوش دارویی که بعد از مرگ می ایی، عزیز
سوره‌ی کوثر اومد / دلبر حیدر اومد

شیعه‌ها گل بریزد. مادر اومد 2

می‌زنم دل به دریا / سر میذارم به صحرا

غم ندارم تو سینه. جان مولا 2

غرق شور و شادی، آسمونا امشب / به عشق فاطمه، نام مولا بر لب

یا زهرا / بانوی دوعالم خوش اومدي

یا زهرا / کوثر مجسم خوش اومدي

(یا زهرا - خوش اومدي ) 2


ادامه مطلب
دیدید وقتی برای ابرو برداشتن میرید پیش شهین خانوم اولین جمله ای که میگه اینه: وای ابروهاتو دفعه قبل کی برداشته؟! خیلی خرابشون کرده!!!
فکر کنم دندونپزشکا هم بین خودشون همچين چيزی دارن، یعنی هیچ کدوم کار اون یکی رو قبول ندارن
مثلا دندون پیشت رو نشون میدی تا معاینه کنه، یهو میگه: عه دندون آسیات رو کی پر کرده؟ خیلی بده بیا خودم برات از اول پرش کنم:/
مورد داشتیم همراه مریض رو خوابوند رو یونیت تا معاینه اش کنه، توجیهشم این بود که تا اینجا اومدي حیفه
ساعت نزدیک هفته غروبه ولی انگار تازه سر ظهره. جمعه هم که هست مثل این که خاک مرده ریختن تو کوچه خیابون.حالا هی هر سال گرمتر میشه هیچکسم ککش نمیگزه که خودمون داریم این بلا رو سر زمین بدبخت بی زبون میاریم.حالا یه فلش بک بزنید به دوران بچگی. من که یادمه دقیقا سر ظهر همش تو کوچه بودم و بازی میکردم ولی اصلا اونوقتا گرم نبود. الان که شب هم باد گرم میزنه تو صورت ادم. 
تو فرجه ها رو یادتونه یه هفته زودتر رفتم دانشگاه که درس بخونم؟
یه روز تو کتابخونه یکی از پسرای هم کلاسی رو دیدم
گردنش کبود بود
حالا ما به رو خودمون نیاوردیم به هیچکسم نگفتیم استغفر ا. گویان گفتیم بابا خب شاید به جایی خورده اینجور شده
آخه کبودیشم خیلی وسیع بود ها
گفتم حالا کار خاک بر سریم که کرده باشه دیگه انقدر که کبود نمیشه :دی
حالا تازگیا یه عکس از گردنِ کبودِ ناشی از خاک بر سری کاری دیدم
اون مدلی بود تقریبا
یعنی احتمالا این هم کلاسی ما هم.
هر کسی عاشق نشد دیوانه نبست !!!
هر که دیوانه نشد پروانه نیست .♥
در پی عشق تو دل دیوانه شد .
شمع گشتی و دلم پروانه شد♡
از لهیب عشق تو افروختم♥
عشق را به سادگی نفروختم.
ناگهان .
           ناگهان .
ناگهان در بی کسی ها گم شدم .
رفتي . رفتي و افسانه ی مردم شدم♥
♥♥♥
تاکی چشم انتظاری ؟؟؟
تاکی ؟؟؟
بس که چشم را به راهت دوختم  سوختم.
اصلا تا  به کی دیدار چشمت در خیال ؟
زندگی با آرزوهای محال♡ 
اما حیف زندگی را باختم 
زندگی را به هیچ باختم.
# اکرم  رشنو
دانلود اهنگ محسن لرستانی خیانت کردي ابروم بردی
محسن لرستانی خیانت کردي آبروم بردی
اهنگ کردي خیانت کردي ابروم بردی
اهنگ کرمانشاهی خیانت کردي ابروم بردی

اهنگ خیانت کردي ابروم بردی فرشاد ازادی
دانلود اهنگ سوزیا از غلامیاری
خیانت کردي ابروم بردی مسعود جلیلیان
دانلود آهنگ محسن لرستانی ظالم
"تو مثل رودخانه‌ای ترکم کردي
برای همین است
گاهی ماهی‌های مرده در خود پیدا می‌کنم
بازگشتن‌ات، 
جوانی اَست
بازنمی‌گردد
تو از انتهای این خیابان بیرون رفتي
و آن انتها هنوز
بر سینه‌ی جهان سوراخ است
چرا نمی‌تواند برف؟
چرا نمی‌تواند برف
بر گذشته ببارد؟
چرا نمی‌تواند برف
این خیابان را ورق بزند؟
چرا 
چطور 
چگونه سفر کنم
تو مرده‌ای
و فاصله‌ات از تمام شهرها یکی‌ست
ماهی‌ها به سطح آب آمده‌اند
عید به سطح آب آمده است
عمق به سطح آب آمده است
و تنها
Hi
من بالاخره اومدم:/
ینی اونقدی ک بعد کنکور دهنم صاف شد قبلش نشد.
والا
حالا ول کنین اینا رو
بزارین تعریف کنم براتون که چقد سر کنکور دهنم صاف شد:/
من کله صبح ساعت شیشو نیم پا شدم که ساعت هشت برسم قوچان
ینی بابام با سرعته بالای اون سرعتی که هی بوق میزنه اومد که من بیچاره برسم که کنکور عاااااالی مو بدم:/
حالا.
عمومیا مو که هیچي
اصن حرفشو نزنین
ریاضیمو خوب دادم
اقتصادمم خوب دادم حالا
دیگه بعدش ادبیات و عربی به پنجام نمیرسه
شایدم زیر بیس شه اصن
بجون
یه پست توی فیس بوک یه نفر دید که نوشته بود یکی از استادا، بعد دو سال تحمل بیماری به دیار باقی شتافت. 
تعجب زده شد! گویی هیچ وقت باخبر نشده بود.
تاریخشو نگاه کرد. خبر واسه سه سال پیشه!
یادش اومد کم کم که مراسم ترحیم هم توی دانشگاه با هم برگزار کردن. اینکه با دختر اون استاد حرف زده بود.
اینکه استادو توی دانشگاه توی اون دو سال دیده بود. اینکه یه درسو از بخش برق دانشکده گرفته بود و استاد بهش گفته بود که از من فرار کردي؟
.
انگار یه قسمتی از خاطره های ا
برشی از یک قسمت زندگیم  که به لحاظ زمانی خیلی هم دور نیست رو بخاطر آوردم و ناخودآگاه تماماً لبخند شدم .
وقنی دوخت آخرین کیفم تموم شد ساعت ۵ ونیم عصر شده بود.   (دوخت و مونتاژ قسمت آخر کار نیست  و بعد از اون تمیز کاری و ریزه کاری و رنگ لبه و سمباده ش میمونه) 
همین دیروز بود دیگه . درست ۶ روز از وقتی که خلق کردنش رو شروع کردم گذشته بود .
آلارم گوشیم داشت خودکشی میکرد اما توان خاموش کردنش رو نداشتم .  فقط با صداش پرت شدم به دو روز قبل که بعد از ظهر همین
روزی که اینجا از کنکور ارشد نوشتم فکر نمی‌کردم اینقدر زود به آن نزدیک شوم و استرس و خیالش خیلی زیاد نبود؛ اما حالا که فقط دو روز مانده، پر از خیال و استرس و حسرتم، حسرت اینکه کاش جدی‌تر گرفته بودم.
من تمام که نه اما با شرایطی که داشتم، تلاش زیادی برایش کردم و نمی‌دانم نتیجه‌اش چه می‌شود، کاش خوب باشد.
حالا در این دو روز لطفاً برایم دعا کنید و انرژی تان را بفرستید که خیلی خیلی نیاز دارم.
 
 
به ادعای خودت با تمام جراتت بودی
به باور من تو دل آدم بودن و ماندن و پذیرفتن مسئولیت و زندگی شانه به شانه نداشتی
نه ادعا تو مهمه نه باور من، تو رفتي زشت و نازیبا و من تمام شب به این فکر میکردم چه خوب که رفتي باید می رفتي تا من کسی را که دوستش دارم و دوستم دارد را می شناختم و شانه ام را به شانه اش تکیه می دادم .
 
 
 
 
 
مثل ارامش و درخشش خورشید که طوفان رو اروم کرده باشهمثل یه فرشته که از اسمون اومده باشهدرست کنارم نشست و بهم سلام کرد صبر کنتا همین جا هشت سال برام آرزو بودو حالا به شیرینی تمام داشت بر اورده میشدخیلی کیف میده ارزویی که با همه وجودت میخاستیو درست توی سوسو زدن های از دست رفتشیدفعه ممکن بشهمیخاستم بهش بگم داشتم بهت زنگ میزدم که اومديو حال از خوشحالی از استرس از این همه حس های خوب هم زده فراموش کردم رمز گوشیم رو :)خندید و دستش رو سمتم دراز کرد، 
همین دیگه.جدیدن میای تو ذهنم باز ولی دیگه اون چيزای قشنگ خوبت یادم نمیاد
چيزای اعصاب خورد کنت یادم میاد.
همه جوابایی که باید بهت میدادم و ندادم؟
همه بارهایی که بیخیال همه چي شدم چون میترسیدم ازینکه دوسم نداشته باشی؟ازینکه بری؟!
خب رفتي الان!منم تا جایی که میتونستی دور کردي از همه جا.فاک یو.
فاااک یو.
حالا نه که مهم باشه تا الان خوابم نبرده و صبح احتمالا بابا بیاد دم در اتاق یه سری ت بده و بگه "خوشمون باشه با این دخترای سحرخیزمون" و من انقدر خوابم بیاد که نتونم حتی بگم "به خدا ساعت چار خوابیدم".حالا نه که خیلی اذیتم کنه ولی نمیگفتی باید موهامو کوتاه کنم بهتر بود. چون عادت کردم به خودم. راحتم اینجوری.حالا خیلی هم واجب نیس گفتنش ولی اگه بین "واقعا انقدر ماندگاری عطره زیاده؟" یه سری بچرخونی و یه نیم نگاهی سمت من بندازی هم بد نیست. ثواب داره ی
فامیلای عروس : یه اتاق خالی کنین و فرش وگل کاری کنین گل میاد خونه شما و گل نگهداری کنین
فامیلای داماد : چای تو چایدون / قند تو قندون / زن داداش خوش اومدي / حجله‌تو بالا ببندم از کدوم شهر اومدي 
راه بوشهر دور دور / آب بوشهر شور شور / ما میریم عروس بیاریم چشم دشمن بشه کور
فامیلای عروس: اومديم اومديم انشاله نگین دیر اومديم راه دور و خرج سنگین یا بزرگون اومديم 
وقتی تصمیم گرفتي که یه کاری رو انجام بدی ، حالا فرقی نداره که چي باشه از رفتن به دستشویی عمومی ، خرید از مغازه ، صحبت با دیگری و . اصلا به خودت نگو حالا وایسا تا یه جای بهتر پیدا بشه ، چون واقعا اکثر اوقات پیدا نمی کنی و مجبور می شی برگردی و یا حتی مسافت بیشتر با اعصاب خوردی بیشتری رو بری تا به کارت برسی !!
پس در اولین مکان و در اولین فرصت کارت رو انجام بده و مطمئن باش که پشیمون نمی شی
وقتی تصمیم گرفتي که یه کاری رو انجام بدی ، حالا فرقی نداره که چي باشه از رفتن به دستشویی عمومی ، خرید از مغازه ، صحبت با دیگری و . اصلا به خودت نگو حالا وایسا تا یه جای بهتر پیدا بشه ، چون واقعا اکثر اوقات پیدا نمی کنی و مجبور می شی برگردی و یا حتی مسافت بیشتر با اعصاب خوردی بیشتری رو بری تا به کارت برسی !!
پس در اولین مکان و در اولین فرصت کارت رو انجام بده و مطمئن باش که پشیمون نمی شی
نه هنوز نپذیرفتم، که آدم‌ها تنهان. تو هم انقدر واقع‌بین نباش. گاهی ذهنت رو از این اسارت در بیار. گاهی خاطره‌ها رو مرور کن. گاهی خیال کن. گاهی رویا بباف.گاهی شب‌ها وقتی خیلی روبه‌راه نیستی مغزت رو آزاد کن. گاهی تصور کن. روزهای گذشته رو. تصور کن حرفی که هیچ وقت نتونستی بگی رو گفتی. کاری که هیچ وقت نتونستی بکنی رو کردي. جایی که هیچ وقت نتونستی بری رو رفتي. با کسی که هیچ وقت نتونستی باشی بودی و همه چيز اونجوری بوده که تو می‌خواستی.همیشه سخت‌گیر و
میگه : مامان دلم برات تنگ میشه
میگم منم دلم برات تنگ میشه عزیزم
میخنده و با شیطنت میگه پس نرووووو
راحت ترین و بهترین راه حل
نان برداشتم و داشتم پنیر میذاشتم ک دید با همون ناراحتی توی صداش از رفتنم و همون چند قطره اشکی ک هنوز خشک نشده بود گفت: مامان شما برو اونجا ساندویچ بخرید بخورید تا گرسنه نمونیداااا (دقیقا افعال را جمع ب کار میبرد )
چند روزیه روی بازوش ی دونه کوچولو زده؛ با خوشحالی فراوان ب همه میگه جووووش زدممممم دارم بزرگگگگ میشمممم. چند ر
دانلود آهنگ سه روزه هست که رفتي از تو خبر ندارم
 
سه روز هست که رفتي از تو خبر نداروم
ز این غم جدایی چطوری طاقت بیاروم
آی دامن چين چين رفتي که بیای فردا دوباره
این رسم کجایه روزگاره
چشمم به درو دل بیقراره
بره خدا پشتو پناهت هی بره سیر بکنم نگاهت
ای وای گلم ای وای گلم رفت
عزیز جونم تاج سرم رفت
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
امروز با ببری افتادی دنبالم که ببی( ببری)مامانو بیوره(بخوره)، منم با شوق و ذوق تو می دویدم و نوی خونه دنبالم می دویدی و می خندیدیم. یهو وقتی نشسته بودم اومدي از پشت بغلم کردي گفتی مامانی دوستت دارم
خوش تر از اون حال تابحال نداشتم از دوست داشتن و دوست داشته شدن
برای تو عشق من به تو وقتی تماما قابل درک خواهد شد که مادر شده باشی
به حق این شب عزیز از این ماه عزیز و به حق این بارون رحمت خدا داره می باره، از خدا میخوام التماس کنم که بزرگوارت کنه، خالصت
باشه آقا باشه
گفته بودی هرکاری بگی باید بگیم چشم. ولی دیگه بیل بزنیم و سیمان تو کیسه کنیم؟
حاجی انصافا عنوان استخدامی ما این نیستا
حالا ما که بیلم زدیم و تو کیسه پر هم کرديم. ولی فقط چون بار اوله و نمیخوام بار اول نه بیارم که بگی نق نقو ام. ولی آخرین بارمه حالا از من گفتن. میدونی که میتونم ی جوری نه بیارم که تو شرمنده بشی خیر سرم روانشناسم.
همون خیر سرم!
و گاهی نمیدانی راه کجاست و به سرمنزل نمی رسی اینم حکایت ماست
بعضی وقتا داری میری ولی به خودت میای که ای دادی بیداد راه و اشتباه رفتي ولی قربون خدا برم که راهنماست دمی شما گرم آخدا اااااا
 
حال و هوام این روزا شبیه خودم نیس نمیدونم چرا شاید به خاطره اینه که هواسم به خودم نبوده شاید نمیدونم والا ولی باید فردا حالا یکم حواسم به خودم باشه به خودم برسم  ایشالا
 
خب دیروزم که سالگرد ازدواج حضرت مادر با حضرت مولا بود به به واقعا که دل شیعه به شادی ارب
      داشتی با خیالِ خوش و راحت، با تلفن همراهت وَر می رفتيهمین دیروز، همین چندی پیش و همین سال ها. داشتی تنهایی ات را با سرگرَم شدن به یک وسیله، پُرمی کردي که یکهو شک می کنی به آن که مبادا این وسیله، ناگهان در دستانِ بی دفاعت آتش بگیرد. خبرِ خوبی نیست وَ البته حِسِّ خوبی!
متن آهنگ امین حبیبی بنام تو دنیامو عوض کردي
من اینجوری نبودم تو منو دیوونه کردي تو بودی که منو مست شبو پیمونه کردي
من اینجوری نبودم تو شدی بلای جونم تو باعث شدی من عاشق بشم از عشق بخونم
تو دنیامو عوض کردي من اهل عشق نبودم بخاطر تو و چشماته که انقدر حسودم
حسادت میکنم حتی به عطر رو لباست دلم میخواد فقط یک عمر به من باشه حواست
هر بار که میبینم تو رو قلبم تند تر میزنه این دل برای دیدنت هر روز پر پر میزنه
هربار که میبینم تو رو انگار تو رویا گم شدم از
دو نفر بیان تو اتاقتون کردي حرف بزنن، فکر کنن نمی‌فهمی. نگاه‌های سرخوشانه‌ی تو رو هم به شِر شیت* بودن تعبیر کنن.
بعد وسط حرفشون نظر بدی:
منظورش از دالاهو همون کِرِنده که یه آبشار خوشگل وسطشه. چجور کردي هستی تو؟
* یعنی: گیج، خل.
درجه‌ی زشت بودنش ولی دیگه نمی‌دونم چقدره |:
بعد از این همه سال تو اینستاگرام فالوش کردم و یه جورایی توپ رو انداختم تو زمین اون. اما نمی‌دونم این که اونم منو فالو کرد به این معنیه که توپ الان تو زمین منه یا نه. به نظر میاد معلوم نیست توپ کجاست و در واقع توپ گم شده.
+ حالا شاید تولدش رو تبریک بگم و توپ دوباره بیفته تو زمینش. یه کامنته دیگه. زیر پستی که خودش گذاشته.
+ شاید هم بهش پیشنهاد بدم که هم دیگه رو ببینیم.البته این مورد دیگه گل به خودی حساب میشه.
+ دارم راجع به یه خانم ۶۰ ساله صحبت می‌کنم.[
1. امروز حال نداشتم از ماشین پیاده شم داداشم رفت نون خرید بستنی نذری دادن بهش :| حالا اگه من میرفتم نون و خرما میدادن شانس نداریم که :|
بعد همزمان داداش من رفت تو صف اشتباهی جلو یه اقای رفتگر وایساد. بهش گفتم برو پشتش وایسا. رفت پشتش بعد پسره داداشمو فرستاد جلو. همچين چشمام قلبی شد :)) ادما هرچي هیچي ندارن مهربونترن :))
2. امروز همه تو خونه با هم دعوامون شد، بعد یهو تو اون فضای سنگین بابام زارت خورد زمین و همه پکیدیم :))
3. یه فیلم یافتم خیلی باحاله. Level 1
به طور رسمی ، دو روز دیگه تا فارغ‌التحصیلیم مونده . البته ۳تیر یه امتحان جامع داریم ولی خب حس جالبیه که در جواب سوال تموم نکردي ؟ بگی دو روز مونده 
از چهارسال اتفاق‌های عجیب و دیدن آدم‌های جورواجور و تحقیر شدن‌ها به دست استاد و پرسنل بیمارستان و همه همه، حالا فقط دو روز مونده و میدونم که این چهارسال فقط نمونه‌ای بود از اتفاق‌ها و آدم‌هایی که تو سال‌های آینده زندگی پیش روم قرار میده  
بی‌انصاف نباشم ، روزهای خوب ، حس‌های خوب و آدم‌های
زهرا جان سلام

خدا سال 97 که شد دوبار در کمتر از یک ماه در خواب بی بی و عمه هشدار داد که قرار است از پیش ما بروی ولی ما و خصوصا من جدی نگرفتم. حتی یادم است بی بی به ماما زنگ زده بود و داشت صحبت می کرد که نگران است و برایت صدقه بدهیم. شنیدم و بی خیال با خودم گفتم این هم یکی از نگرانی های همیشگی بی بی است.
بعد تعطیلات  فروردین آن صبح زود که می خواستیم حرکت کنیم تو بیدار شدی و عمه تو را بغل کرده بود و سرت را زیر چادرش برده بود و با گریه می گفت: " زهرا جان یع
امروز صبح،دوستم را دیدم که دستش را باز کرده بود. ماه پیش در مدرسه بر اثر یک اتفاق دستش شکسته بود.
وقتی به پیشش رفتم میگفت درد میکند،اما از گریه خبری نبود.بعد که فهمیدم دستش شکسته و گریه ای نکرده بود برایم جالب شد.
امروز عصر داشتم از پارکی رد میشدم که او را ،در حالی که زانوی غم بغل گرفته بود از دور دیدم.
اول متوجه نشدم و خواستم او را غافل گیر کنم،پس از پشت به او داشتم نزدیک میشدم که صدای گریه اش را شنیدم
نگاهی به او انداختم و بغلش نشتم و بهش گفتم:
-
+هعععععی
-چي شده؟
+هیچي.، گرفته :(
-چي گرفته؟
+دلم .
-مگه چاهه که بگیره؟ :)
+نمیدونم.، تا حالا بهش فکر نکردم :(
-عججججب
+اوهوم.،دمت گرم
-چرا؟
+چون متوجهم کردي:(
- به چي؟
+اینکه دلم چاهه، اونم یه چااااه عمییییق و تاریک
-خواهش میکنم، من ممنونم!
+چرا؟
-چون راحت فهمیدی:)
+اوهوم:(
.
-بخند :)
+نمیشه
-چراااا؟
+چون گرفته
-آها
سین سکوت محض
 میدونم عشق قیمت نداره ولی شعار دیگه کافیهحالا بازیداستان از کجاشروع شدبارهاوبارهابرام پیش اومده ک کسی محبتی نموده وازته دلم خواستم اون شخصرا باپرداخت مبلغی ازنیت خیرم مطلع کنم ولی هیچگاه نشدهحالا میخوام این بازی رو راه بندازم که هرکی هرکی رو دوس داره،.بادعایاتماس یا پیام یا مبلغی ازته دل» ( دیدید بازم شعرشد)عشق رو برسونه همین.نقدا این حسابارو عشقولانه فرماییدتا اطلاع ثانوی ۶۱۰۴۳۳۷۹۳۸۶۱۳۱۷۹و۶۲۸۰۲۳۱۴۹۰۸۰۲۹۸۹به امیدروزی ک ب زودی ه
متن آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش
متن آهنگ : کاش راه دوری بین ما بود
کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود
گر ندیده بودم ای یار
عشق دیدی خانه ات خراب است عشق هرچه گفته ای سراب است
این چه حق انتخاب است که ندارم خبر از دلدار
تو همانی که رگ خواب مرا میدانی تو همانی که به درد دل من درمانی
باورت کردم و گفتی تا ابد میمانی 
دیدی آخر که تو رفتي و من این جا ماندم دیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندم
تنها یار بی کسی یا دیدی تنها ماندم 
دل توبه کردي و شکستی د
 
 
 
تو همانی که رگ خواب مرا می دانیتو همانی که به درد دل من درمانیباورت کردم و گفتی تا ابد می مانیدیدی آخر که تو رفتي و من اینجا ماندمدیدی آخر که ز پرواز دلت جا ماندمتنها یار بی کسی ها دیدی تنها ماندمآهنگ شاد ارکستری تالار برای عروس و دامادترکی فارسی کردي عربی شمالی لری لکی
دلم تنگ است . حالم خوب نیست . کم آورده ام .سرما خورده ام . جسمی و روحی داغون هستم . کاش بیایی و آرامم کنی . کاش بیایی و دلداریم بدهی . چقدر نشانه می فرستی ؟؟؟ حواسم هست . فکر نکن که نمی فهمم . گزارش چشمهایت . عکسها . پرنده ی حرم رضوی . تسبیح گلی .شعرهای حافظ و حضورت که چقدر نزدیک است . تاکید جمله ی " آدمها بی دلیل سر راه هم نمیان " . لب تاب قدیمی . عکسهای قدیمی . نوشته های قدیمی .
چرا اینقدر از نور گفتی؟ چرا اینقدر از پرنده گفتی ؟ نخستین پر
بیا بیا قرش بده هانی
مث اینکه امشبم واس ما نی
برو اونور تر خو جا نی!
واسه دوس نداشتنت راه نی.
بایسشو ببین جون بابا
اومدم دنبالت حالا
همه میگن هانی پاشو سوار پراید شو حالا
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
اسم من آنپان منه آنپان منه
هانی هم عشق منه عشق منه
PT. 1‏

هانی هانی. جون بله روبات؟!
بیا بریم شام بخوریم الان جیسوگ میاد
شام چيه شام چيه
یه غذای نونیه یکم ماست و شیره واسه من و اونیه
PT. 2‏

کککک خودش گفت بزار هاااااا من قصدی ندا
فیل هم که باشی
خستگی چشمانت را نه خرطومت میپوشاند و نه گوشهایت.
حالا به هیبتت هم نمی آید، خب نیاید!
وقتی اخبار شبانگاهی اعلام میکند کوهی خسته از دلتنگی، شبی با پای خود به روستای چوپانی رفت که چندروزیست نیامده  تا لالایی فلوت برای قیلوله کوهستان بخواند، من چه چيز را پنهان کنم؟
حالا بگذریم که نام این حجم دلتنگی را رانش زمین گذاشته اند تا عشق همچنان فرهادی بماند و تنها کام خسروها شیرین شود.
من.ساده 20 بهمن 92
صبح امروز در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور: در قضایای بین ما و اروپاییها، علت اینکه مشکلات باقی میماند، تکبر آنهاست. به گفته وزیر خارجه ما که زحمت هم میکشد، اروپا ۱۱ تعهد داشته و به هیچکدام عمل نکرده. وزیر خارجه که ملاحظات دیپلماتیک دارد، بصراحت این را دارد میگوید.حالا که ما شروع کرديم به کاهش تعهدات، آنها می آیند جلو. خب پرروها! شما که به ۱۱ تعهدتان عمل نکرديد؛ حالا ما تازه شروع کرديم به کم کردن تعهدات و این فرایند قطعا ادامه پیدا خواهد کرد.
دانلود آهنگ از روزی که رفتي داغونم عشقم
 
از روزی که رفتي داغونم عشقم
حالو روزم خوش نیست دلگیرم عشقم
دلمو شکستی رفتي از پیشم
خسته ام از این دنیا خسته ام من
یه دلشکسته از این عشقتم من
یه روح سرگردان از عشقتم من
به اون خدایی که قسمم دادی از این جدایی پشیمونم عشقم
از این دوریت پشیمونم من عشقم
در حقت بد کردم از پیشت رفتم
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
همه ماجرای دو دوستی که اول دلش رو میشکنه و روی شن های ساحل مینویسه و وقتی محبت میکنه روی سنگهای صخره مینویسه رو شنیدیم. بعد به دوستش میگه :باید خوبی هارو به یاد داشتو بدی ها رو روی شنها بنویسیمکه سریع از بین بروند.

به نظر من این حرف ها در مورد دل اشتباهه
شاید اینجوری خوب باشه اما نمیشه.
چون دل یه بلور قشنگ و زیباست. 
وقتی محبت میکنی:
انگار اون بلور رو پاک کردي و جلا دادی
این بلور چندی بعد دوباره خاک بر میداره و دائم باید جلاش بدیم و اون جلا هم
قسمت ششم 
 
 +یعنی
چي ؟؟
 بک :
یعنی اینکه تو از دخترا خوشت میاد یا می بینیشون احساسی پیدا می کنی ؟؟
 + خوب
.  اره ، اینو به هر پسر دیگه ای بگی
همینو بهت میگه چون این ذات انسان که یه احساس خاصی نسبت به جنس مخالفش داشته باشه
!!  به اطرافت نگاه کن ، از انسان بگیر تا
حیونات همه جف هستن ، پس باید همچين حسی باشه
  بک :
ولی سهون میگه که از دخترا خوشش نمیاد .
+ اون ؟؟ اون که با نگاهش  به دخترا دلشونو می بره اینو گفته می تونم بگم حرف
چرت زده !! اون پوکرفیست اعظم
می‌دونید در مورد پول چه حسی دارم؟ یاد این بازی‌ها میفتم که باید هی بدویی
و سکه جمع کنی. از زمین خوردن ها و هر بار از نو شروع کردن ها که بگذریم
بخش غم انگیزش اینه که کلی زمین خوردی و پا شدی و باز دویدی و سکه جمع کردي
و حالا می خوای ارتقا بدی کاراکتر رو. مثلن میخوای یه شیلد ساده بگیری و می
بینی که عه؟! باید کل سکه هاتو بدی :))) و صفر بشی. بگذریم که یکی از لحظات
مصیبت بارش اینه که کلی دوتادوتا چارتا میکنی که چه قسمتی رو ارتقا بدی. و
میدونی بخش بدترش
میخوام حرف بزنم،راجب آدمایی که اومدن تو زندگیم،بعضیاشون موندن،بعضیاشون رفتن،بعضیاشون با دروغ منو شکستن،به هرحال.حالا میخوام حرف بزنم
میخوام بگم که چقدر از تعداد آدمایی که برام مهم بودم کاسته شده،آدمی که عاشقش بودم و اولین عشق واقعی زندگیمو باهاش تجربه کردم،و حالا اثری ازش تو زندگیم نیست.شاید حتی خودم خواستم که نباشه.اینجوری بهتره،انتظار آدما رو پیر میکنه.میخوام بگم یاد گرفتم دیگه بهش فکر نکنم.یاد گرفتم هروقت لازم باشه فراموش کنم
بگذار ریز ریز خاطرات مان را اینجا بگذارم مثلا آن روزی که با اسنپ داشتم می رفتم حوزه هنری. توی راه مامان زنگ زد گفت: بابات نگرانه. خیالش رو یک جوری راحت کن. تعجب نکن. بعد گوشی را داد به تو. (تو نه شما!) صدایت پر از نگرانی بود. گفتی: خیلی مواظب باش ها. شوخی نگیر. این ها احتمالا دنبالت آمدند. گفتم: نه بابا جون. تنها نیستم. زود هم بر می گردم. گفتی: بهرحال من نگرانم. خیلی مواظب باش ننت. اینا آدمای عوضی ای هستن. من می شناسم شون. شب که برگشتم با هم خندیدی
مواد لازم برای کیک مرغ
سیــنه مرغ:دو عدد
ژامبون مرغ:۲۵۰ گرم
پیازچه:نیم کیلو
گردو:دویست و پنجاه گرم
نان تست:به میزان لازم
ماست:یک سوم سس مایونز مصرفی
سس مایونز:به میزان لازم
خامه:صدگرم
 کیک مرغ 
 طرز تهیه:
گردو را ریز خرد کنید، ژامبون مرغ را هم ریز خرد کنید. سپس سیــنه مرغ را با پیاز و نمک و فلفل و کمی آب لیمو پخت ریشه ریشه کنید. پیازچه ها را شسته و ریز به صورت حلقه 
حلقه خرد کنید ( هم خود پیاز هم برگهای آن را)، حالا سس ما*یونز و ماست و خامه را با هم
Federer و Djakovic (جاکویج) الان چهار ساعته دارن مسابقه میدن! همین الان و واقعا چهار ساعت طول کشیده بخاطر سطح بازی و نزدیک بودنشون.
حالا کار به این ندارم، تو کل زمین بازی بطور واضح صدای تشویق برای فدرر بیشتر از جاکویچه و چيزیکه برای من جالبه اینه خودشو از تک و تا ننداخته و همین سه دقیقه پیش نتیجه نزدیک به باختش رو به برد صد در صد اون ست تغییر داد!
تفسیری ندارم واقعا!
الان باز است ست رو برد شدن ۹-۸ به نفع جاکویچ و حالا این ست تعیین کننده س
ببینیم چي میشه!
ا
 گفت: زندگی یک سربالایی سنگلاخ و بی پایان شده که این وسط چند تایی خوشی سرزده و کوتاه هم دارد.
گفتی: خوب همین چندتا سرزده ارزش داره، مگه نه؟
رویش با من بود. گفتم: نمیدونم وسط یه سربالایی که باید دائم مراقب باشی عقب نری و چپ نشی خوشی رو چطور می فهمی؟
گفت: اتفاقا خوشی ها هم همون وقت که داری عقب عقب می ری و دیگه اختیار زندگیت دست خودت نیست سراغت میاد و میچسبه بهت.
گفتی:چطور آدم وسط افتادن خوشی رو می فهمه؟ چرا عادت شده همه میگن که خوشی وقتی سراغت میاد ک
هوالمحبوب
 
حالا که توی این گرمای کلافه‌کننده، نشسته‌ام پشت میز کارم و مادام بوواری از لای دست‌هایم سُر می‌خورد و در انتظار خیانت اِما چشم‌هایم روی هم می‌رود، حالا که چشمم به آخرین پیامک آن دوست نامهربان است و مرددم بین جواب دادن و ندادن، دقیقا در همین لحظۀ باشکوه، جای تو خالیست!
حالا که سینی به دست جلوی  چشم‌های سیاه و قهوه‌ای و سبز و آبی خم و راست می‌شوم و دریای مواج هیچ چشمی غرقم نمی‌کند، جای تو خالیست.
حالا که عطر هیچ کس مستم نمی‌ک
 ساعت را نگاه می کنم دل شب است و باز من بیدارم.چيزی در درونت بی خوابت کرده اصلا چند وقت است زیاد معنای خواب شب را درک نمی کنی.چند صباحی فاصله افتاد فکر کردي دیگر تمام شد و اما نشده بود.کتاب را دستت می گیری اما هنوز نقطه رهایی را نمی فهمی باید خسی شوی تا بخوانیش.خس نشده میقاتم آرزوست.دلم نوشتن می خواهد. بنویسم برایت خوب است؟ رهایش کن .باز هم در بند خویش.چقدر این تعلق آزارت می دهد تا کجا؟ فکر می کنی چرا چنین شده؟بی ربط نمی نویسی؟یاد سحرهای
 ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ
 
 ﺳﻴﺎوش ﻗﻤﻴﺸﻲ 6/8 سنگین        
 Dm                                                C                     Dm 
عسل بانو هنوزم پیش مائی         اگر چه دست تو تو دست من نیست
Dm                                                      C               Dm هنوزم با تو ام تا آخرین شعر         نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
Dm      C       Gm                        F       C               Gm  Dm
 حالا هر جا که هستی باورم کن                بدون با یاد تو تنها ترینم
Dm   C          Gm           
کلمات، همان خیالاتِ خوشم بودند که با خود بردی. با تو آمدند تا هر شب از فواصلِ دور، یک آسمانِ پر ستاره بسازند و بر سرِ خواب‌های در تبعیدم، خراب شوند.
نیامدی و منتظر هیچ‌کسی نماندم. و تقوا که بلد نبودم من. من از نسل همان کودکان پخمه و نایابی بوده‌ام که زود کفنمان کردند و هرچيز را از جلوی دستمان جمع کردند. از "کجا" نازل شدی و مشغول به پرستیدنت بودم وقتی دنیا را از بت پرستی نهی می‌کردي.
رفتي و تقوا بلد نبودم من که. گم شدم در هیجاناتِ گنگِ لمس‌ها
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب