نتایج مطلب ها برای عبارت :

دل کندن از هر چیز مخصوصا از آدما رو یاد بگیر

یه عده آدما حضورشون یه چيزی شبیه معجزست!
مث یه دستی که دمِ پرتگاه جلوی سقوطِتو میگیره؛
مث یه امیدِ تازه توی اوجِ ناامیدی؛
مث یه روزنه ی نور توی تاریکیه مطلق؛
مث خیلی چيزای قشنگ دیگه.
یه عده آدما بزرگترین نشونه ی حضورشون لبخندیه که گاه بیگاه بی دلیل میشینه روی لبات حتی اگه از وجودشون یه دنیا دور باشی:)
یه عده آدما یعنی :]
از این یه عده ها داری توی زندگیت؟!
میدانی اینکه *دقیقا* بیست و دو خط بنویسی و در آنی پاکشان کنی یعنی چه؟یعنی دوباره هوای کندن به سر دارم.خدا بخیر کناد:)
+آن ۲۲ خط هم البته شرحی از واقعه ای در رابطه با کندن بود.اما مجملش با اصل داستان هم‌آهنگ تراست.برای همین اینطور شد!:)
دانلود اهنگ ایمان غلامی اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگير mp3
کلیپ اهنگ اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگير با لینک مستقیم
دانلود آهنگ آهای دنیا من خسته شدم ♫ دانلود اهنگ آهای دنیا من خسته شدم جونمو بگير به نام آدما با صدای ایمان غلامی به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ ایمان غلامی بنام آدما Download Song Iman Gholami Adama . آهای دنیا من خسته شدم جونم و بگير ک خیلی پــُرَم آهای دنیا. دانلود آهنگ با .
دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی آدما دانلود آهنگ جد
دانلود اهنگ ایمان غلامی اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگير mp3
کلیپ اهنگ اهای دنیا من خسته شدم جونمو بگير با لینک مستقیم
دانلود آهنگ آهای دنیا من خسته شدم ♫ دانلود اهنگ آهای دنیا من خسته شدم جونمو بگير به نام آدما با صدای ایمان غلامی به همراه تکست و بهترین کیفیت.
دانلود آهنگ ایمان غلامی بنام آدما Download Song Iman Gholami Adama . آهای دنیا من خسته شدم جونم و بگير ک خیلی پــُرَم آهای دنیا. دانلود آهنگ با .
دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی آدما دانلود آهنگ جد
اِدی: من می خوام برم پیش خواهرم، اونجا یه شیرینی فروشی بزنم. برای روز تولدت یه کیک بزرگ می فرستم.
جک: من از کیک تولد بدم مياد.
اِدی: چی؟ بدت مياد؟ چرا؟
جک: می دونی ، اینایی که میگی ، به روحیه ات نمی خوره. تو دوباره میری سراغ ی چون تو یه ی.
اِدی: آدما عوض می شن جک 
جک: روز ها عوض میشن، ماه ها عوض میشن ، فصل ها عوض میشن، ولی آدما هرگز عوض نمیشن.
ادی: چرا عوض می شن، خود تو هم عوض میشی. می دونی می خوام رو کیک تولدت چی بنویسم ؟ جک موزلی. هه آره برات می فر
احتمالا شده تا بحال شنیده باشین که "ما تجربمون بیشتره" یا اینکه " ما بهتر میدونیم" و یا "ما صلاح تورو میخوایم"! و با این بازی کلمات جوون تر ها رو مجبور به کاری میکنن که بر خلاف میلشونه!!
چه استعدادهایی که تو این گرداب غرق نشده و چه سالهایی که برای لذت نبردن از زندگی اجباری تلف نشده!!
چی میشه که جبر خونواده ها انقدر زياد میشه که آدما رو از عشق کردن با چيزی یا کسی که دوس دارن منع میکنن؟!
تا دنیا دنیاس یه جای خالی تو قلب آدما باقی میمونه که جاش با هزارا
+ لعنتی. آدما رنگین.کاش آدما عدد بودن!-  ولی اعداد خشن ان، زمختن و حوصله آدمو سرمیبرن.هیچکی آدمای عددی رو دوست نداره.+اما اونا دروغ نمیگن.درسته که عبوس و خشمگین میشینن جلوت ولی تو میتونی تا ابد بهشون اعتماد کنی.تا ابد میتونی به اون پنج زشت کچلی که ابروهاش تو هم گره خورده و دست به سینه جلوت نشسته و چپ چپ نگاهت میکنه اعتماد کنی که پنج میمونه! زبونشون رو که بفهمی میتونی راحت باهاشون کنار بیای. اما امان از رنگ ها.همین آبی دشمن! یه روز برمیدا
《.فکر می‌کردم تا چند ماه دیگه کارا و حرفاش برام تکراری بشه ولی نشد اون هر بار چيز تازه‌ای برای ارائه داره.》حرف قشنگی نیست؟ یا حتی این روحیه روحیه‌ی جالبی نیست ؟ این بزرگ‌ترین ترس من از هر نوع رابطه‌ایه، ترس از معمولی شدن و تکراری شدن و وقتی این ترسم بزرگ‌تر می‌شه که از اول چيزی برام معمولی به‌نظر مياد وقتی چيزی برای من معمولی شروع بشه دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم شوری رو توش به وجود بیارم.
این چند روز زياد به پارسال فکر می‌کنم به همه‌ی تصو
نمیدونم چرا هرجایی که هستم حس میکنم تنهام. نه اینکه گوشه گیر باشم اتفاقا با اکثرِ آدمای اطرافم خیلی راحت هم صحبت میشم ولی نمیتونم شبیه هیچکدوم باشم. حرفام با آدما خیلی زود ته میکشه و کمتر آدمی پیدا میشه که با هم حرفای مشترک داشته باشیم.
میگن آدما شبیه کسایی میشن که دوسشون دارن! راست میگن؟
پس چرا من نمیتونم شبیه کسی بشم؟!
 
یه حسی بهم میگه یه روزی دلم خیلییی برای این روزام تنگ میشه!
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
لا تَقومُ السّاعَةُ حتّی یذهَبَ الحیاءُ مِنَ الصّبیان و النّساءِ؛
روز قیامت بر پا نخواهد شد مگر این که شرم و حیاء از ن و کودکان رخت بربندد.
بحار الانوار، ج 6، ص 315 --------------------------------- پ.ن:میگن یه زمانی آدما فقط یه رو داشتن. ظاهر و باطنا یکی بود. میگن اولین و آخرین ابراز علاقه فقط مال همسر بود. اما الان. آدما شدن فقط یه نقاب. راست گفتن که آدمای این دوره فقط از دور دوست داشتنین. باز هم یه غروب ج
دانلود آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی با بالاترین کیفیت











Download New MusicAli Ashabi – Asheghe Ghadimi
ترانه: اشکان جعفر نژاد , تنظیم: شاهین طاها
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …










 
متن آهنگ جدید علی اصحابی بنام عاشق قدیمی :
دلم عاشقه قدیمیته خرابه چشمای مشکیته دوست دارم مگه حالیته آخه دیوونه فقط با تو عاشقی میشه اگه تو بیای چی میشه بی تو مگه زندگی میشه آخه دیوونه دونه دونه نم نم بارونه دل کندن از من چرا واست آسونه برگرد خو
چقدر دلم واسه یه سری روزا تنگ شده. نه بخاطر اینکه حالم خوب نیست، نه. حالم خیلی هم خوبه فقط یه خاطراتی توی گذشته هممون هست که شاید معمولی باشه اما بااینحال برامون خاص‌ه. خیلی هم زياد. و با گذشت چندین سال هم که برگردی و سراغشون بری فقط باعث لبخندت میشه. اونم نه به این خاطر که خیلی دوره خوبی داشتی اون زمان، نه. فقط یه سری آدما بودن، یه سری اولین‌ها و دوستی‌ها و حال و هوایی بود که تکرار نمیشن چون اون آدما دیگه توی زندگیت نیستن.غم‌انگیزه ولی گاهی
مهربون باش آتنا. صبور باش آتنا. خشمت تا وقتی بلد نباشی که چطور ازش استفاده کنی، فقط نابودت می‌کنه. آدما مسئول اتفاقایی که واسه تو افتاده نیستن. آدما مسئول چيزهایی که تو می‌دونی نیستن. دیگه به نقطه‌ی امنی رسیدی که اگه سر دوراهیِ قوی‌بودن یا مهربون‌بودن قرار گرفتی؛ بهت می‌گم مهربون‌بودنو انتخاب کن. ساده‌ترین دلیلش اینه که همه‌چيز جز جنگیدن داره يادت می‌ره. داره يادت می‌ره چطوری می‌شه دوست داشت.
آتنا خودتو نجات بده. به سرمای هجده‌سالگی
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور.
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرین نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین سکرات موته شاید.
توفیق اجباری به ترک تعلقات.
دانلود آهنگ از این آدما دورم کن مسعود صادقلو
masoud sadeghloo - az in adama dooram kon
 
از این آدما دورم کن بدو خوب نداره خستم
اونا که دست مردونه دادن فهمیدیم چقدر پستن
از این آدما دورم کن نمیخوام هیشکیو اصلا
تا وقتی کارشون گیره همشون دورمون هستن
این روزا تشنه ی یکم مردونگیم اما که حیف نیست
لااقل تو بام بمون نزار بشه چشمای من خیس
 
برای دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
خیلی عجیبهانگار آدما با هم هرچی بدتر باشن بیشتر دلشون واسه هم میسوزه. البته این واسه همه صدق نمیکنه!!!!!!!!!!!!!بعضیا اصن تهوع آورنبیشتر از این  ک ب مرگ اون فکر کنم ب حال و روز خودمون فکر میکنمما آدما همیشه فک میکنیم این دنیا ابدیه در حالی ک نمیدونیم معلوم نیس تا چند ثانیه دیگه نفس میکشیم یا ن!!انسان بیشعور ترین فرد نسبت ب کسیه  ک کلی بهش خوبی کردهآخه ما چطو میتونی شکر گذار نباشیم در حالی ک میبینیم میشنویم میشیم میخندیم سلامتی و امنیت و.خیلی چی
دلم قطار می‌خواد، یه مسیری که حداقل چهل و هشت ساعت راه باشه و به حرم حضرت معصومه منتهی بشه. چند روز تنها باشم و هیچ‌کس باهام حرف نزنه. گوشیم تو مسیر بشکنه و از این فضاها هم جدا بشم.
در بهتم نسبت به آدما. فکر می‌کردم انقدر که همه افکارشون با من ناهماهنگه، حتما هیچ دو نفری نیستن که هم‌فکر باشن. ولی پس چرا انقدر این روزا همه دارن حرفای همو کپی می‌کنن؟ چرا من اصلا نمی‌فهممشون؟ اگه به خوندنشون ادامه بدم، ممکنه دق کنم از نفهمی!!!
اعتراف می‌کنم تو ک
اکثر آدما دچار نوعی مرضن
اصرار میکنن بیان تو زندگیت
اصرار میکنن که بمونن
و بعد مدام آزارت میدن
از مواضع خودشون بهیچ وجه حاضر نیستن پایین بیان اما انتظار دارن تو خیلی از ارزشهاتو زیر پا بذاری به خاطرشون!!
حالا این خاطر معلوم نیست تا کی قراره باشه اصلا؟؟!!
طوری وانمود میکنن که فقط خودشون درد کشیدن یا گرفتاری دارن و اون گرفتاریا هم خیلی بزرگن و میخوان تمام غم و غصه هاشونو رو سر شما خراب کنن و شما هم باید هرطوری و به هر قیمتی شده حالشونو خوب کنین.
نمیدونم این یه فکت علمیه یا نه.ولی ما آدما کلا سختمونه از چيزی که بهش عادت کردیم جدا بشیم.از شیر مادر مثلا.از همون اول این مقاومت کردنمون در برابر تغییر کردن شرایط و جدایی مشخصه.خیلی وقتا ما فکر میکنیم که آدم وابسته‌ای نیستیم.فکر میکنیم خیلی قوی‌ایم و جدایی هیچ وقت ما رو اذیت نمیکنه.ولی وقتی که لحظه‌ی خداحافظی میرسه میفهمیم که چقدر ضعیفیم.میفهمیم که چقدر دلمون نمیخواد دست دوستمون و ول کنیم بریم برای آخرین بار.
میفهمیم که خداحافظی کردن هرب
بعضی وقتا توی خیابون مترو ایستگاه اتوبوس و هزارتا جای عمومیه دیگه ممکنه با آدمای زيادی برخورد داشته باشیم. مثلا یه سوال میپرسن جواب میدیم لبخند میزنن لبخند میزنیم به یکی کمک میکنیم با کسی که کنارمون نشسته یا ایستاده همصحبت میشیم. به این آدما میگیم رهگذر. رهگذری که شاید همون اولین ملاقاتمون آخرین ملاقات باشه. ما معمولا به  رهگذرا دل نمیبندیم؛ وابستش نمیشیم و وقتیم ازش جدا میشیم غصه نمیخوریم. ولی اگه وسیع تر نگاه کنیم همه ی ما رهگذریم برای
بیخیال هوا چرا یه دفعه اینهمه سرد شد؟؟؟ پریروز از خواب که بیدار شدم یه لحظه وحشت برم داشت که نکنه یک مهرهست و من بی خبرم؟ در این حدچه اموجی زشتی:|
 
 
بگذریم ازین سرما. چند روز پیش تو خیابون صحنه ای دیدم، اندکی زياد ناراحتم کرد. واقعه ی مورد نظر مربوط به پیرمردی بود که لیف میفروخت. یه خانمی اومدو قیمت لیفارو پرسید،دونه ای پنج تومن بود. خانم دوتومن گذاشت کف دست پیرمرد که یه لیفو گرفته بود سمتش و گفت اینو بگير نمی خوام:| 
راستش خیلی ناراحت شدم. مگه
دنیای عجیبی شده انگار دیگه توی دنیای ما آدما از محبت خاری گل نمیشهآدما پیچیده و پیچیده تر شدن آدمایی که حتی سکوتشون هم صدای دروغ میدهتوی این روزایی که هر لحظه اش باید منتظر یه خبر بد باشی و مدام دلت میگیره و باز خودتو آروم میکنی و به خودت میگی که ناشکری نکن شاید از این لحظه ای که الان توش افتادی یه لحظه ی بدتری هم وجود داره که احتمال داره نصیب تو بشه مدام در حال قیاس کردن خودت و شرایطتت با آدما وشرایطشونیبه یه حس کلافگی دچار شدی که نه دیگه او
قبلنا اسم های آدما ،چهره هاشون ،حرفاشون و تموم گذشته ای که با هم داشتیم لحظه به لحظه تو ذهنم بود.تو هر لحظه میدونستم قبلا چی گفته چی فکر میکرده و نظرش چیه.خب این ویژگی تا حدیش خوبه ولی از یه جایی به بعد آزار دهنده میشه؛یه اشتباه رو میخوای ببخشی نمیشه چون هر لحظه جلو چشمته ،میخوای تغییرش رو بپذیری نمیشه چون با تموم گذشتش تو ذهنت داریش و طرز فکرت سایه میندازه رو آدمی که الان جلوته  و نمیتونی واقعیت رو تفکیک کنی.
نمیدونم آگاهانه بود یا نه ،ولی حد
امروز خودم را ورق زدم و آدمی را یافتم که من نبودم.
من آدمی بودم که در لابه لای شلوغی ذهن و قلب ادما گم شدم.
زندگی من درست مثل کشیدن ناخن روی تخنه سیاه مدرسه آزار دهنده بود. و روحمم همینطور. روحم به همون اندازه آسیب دیده بود.
من خودم رو از بین قضاوت آدما بیرون کشیدم.
من خودم رو از دست آدما نجات دادم. 
من امروز آدمی رو دیدم که دور از من ایستاده بود. نفس میکشید و زندگی میکرد. و من او را نمی شناختم.
من هر روز از توانایی هام دور میشم و به نقطه ضعف هایم نزد
میدونیمشکل من اینکه نمیتونم خودمو به یه زندگیِ عادی راضی کنم![و آدم های اطرافم برعکس من هستن!]نمیتونم پنت هاوسم رو بیخیال شم! =)رویای تورنتوفراریِ قرمزم!پسرخالم بعد کنکور در حال روحیه دادن بودو همشون هم داشتن برای سال بعد منو آماده میکردنامروز با عصبانیت و حرص میگه انتخاب رشته کنو دلایلی رو واسم ردیف میکنه که به نظرم مياد منطقیِ.!منطق در کنارِ رویا!کدومش بهتره؟زندگیِ عادی ساختنیا از هیچی بیای رویاهاتو واقعی کنی؟ریسکه نه؟اونوقت میگن چرا ن
حضرت علی علیه السلام درباره متاع دنیا می‌فرمایند:
مردم! خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک وباآلود که از آن چراگاه دورى‌تان باید نمود. دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه تر تا ثروت آن را روى هم نهادن. آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون.
آیا هیچ عاقلی به تکه گیاهی خشک و بی‌روح توجه می‌کند مخصوصا اگر آغشته به ویروس وبا باشد؟!! خواسته‌های دنیوی همین حا
بسم الله الرحمن الرحیم
دور زندگی می کنیم، از همه ی خانواده
دیشب وقتی پدربزرگ و مامان جون و خاله هات داشتن با دخترک خداحافظی می کردن.
می گفت منم میخوام بیام گچساران
بهش می گفتن مامان نمياد ها!
می گفت چرا مياد
شب که توی گهواره تش می ئادم باهام اتمام حجت می کرد که من فردا می خوام با پدر بزرگ و مامان جون و مامان ع برم گچساران
صبح بعد از نماز صبح راه افتادن همه و رفتن
دخترک توی گهواره خواااب.
چقدر ئل مامان جون و پدربزرگ نرفته براش تنگ شده بود
چقد
چرا باید همه با هم تنها باشیم چرا تنها های عالم هم دیگه رو از تنهایی در نمیارن
یه چيزی بگم فقط خدا نیست که تنهاست ما ادمام تنهاییم و این تنهایی هم لازمه ما آدما یه عده تنهاییم که یه زندگی جمعی ساختیم و این طبیعیه . آدما با هم متفاوتن پس نباید توقع داشته باشیم که ما رو بفهمن .اگه بیشتر هم رو تحمل میکردیم انقدر تنها نبودیم .اگه خودمون رو با همه داشته و نداشته هامون دوست داشتیم همه چی حتی تنهایی مون برامون ارزشمند بود .
قبلش که پیام های پست " چرا هی
عصبیم ، از همه چی ، از همه آدما ، از خودم ، از زندگی میخوام تنها باشم !تنها باشم تا بتونم برگردم به روال عادی ، خسته شدم از اینکه به همه توضیح دادم تک به تک ! از سوال اینکه جوابا اومده نتیجه چیه دیگه حالم بهم میخوره .کاش درک کنن و نپرسن
تقلا با تلاش فرق دارد.تلاش را کاری ندارم.
میخواهم از تقلا بگویمت.بگویمت که تقلا خوب نیست و تو شاید حتی آن را از تلاش هم بهتر بلدی.
تقلا وقتی ست که در آبی و رو به غرق شدن ، دست و پای آن وقتت میشود تقلا ، غرق ترت میکند.
و تو میدانی چند بار غرق شدی از تقلا. و تو میدانی چقدر به دیگران نهیب زدی برای دورکردنشان از تقلا.اما خودت .!
تقلا نکن دختر.میدانم از غرق شدن میترسی.اصلا برای همین میگویم تقلا نکن.آرام بگير.دست و پا نزن.هرچه قرار باشد بشود میشود.تو خودت
این روزام داره به آرامش بعد از طوفان‌هااای زيادی که داشتم می‌گذره.
بالاخره افتادم توی اون بازه‌ی "زمان داشتن برای استراحت"ی که لیاقتشو داشتم (از نیاز گذشته بود دیگه!) برای روزهام حداکثر دو-سه ساعت کار درنظر می‌گیرم و بقیه‌ش رو به خودم و یه سری کارهایی که خیلی وقته انجام ندادم اختصاص میدم :)
مثلا بیشتر سنتور می‌زنم، کتاب می‌خونم، مراقبه می‌کنم، هارد و لپتاپم رو مرتب می‌کنم، خواب‌هایی که دیده‌بودم و تحلیل نکرده بودم رو تحلیل می‌کنم،
.
معنی دلبستن: دل در گرو محبت کسی آوردن
معنی پیوستن: بهم بسته شدن، چسبیدن
معنی دل کندن: از چيزی صرف نظر کردن، ترک کردن
معنی گسستن: جدا کردن، تمام شدن، نابود شدن
معنی خاطره: آنچه بر کسی گذشته و در حافظه اش مانده
معنی حافظه: عارضه ی ضبط و نگهداری مطالب و وقایع
معنی عارضه: اتفاق، پیش آمد، مرض عشق
معنی فاصله: مسافت بین دو چيز یا دو کس
معنی دلتنگی: گرفتگی دل از اندوه
معنی التهاب: افروخته شدن‌، زبانه کشیدن، اضطراب
معنی اضطراب: هیجانی ناخوشایند همراه بی
می خوام بگم لعنت به هر چی سرما خوردگیه، ولی يادم مياد که آدما چقدر مشکلاتشون بزرگ تر از یه سرماخوردگی و گلودرده! 
می خوام بگم لعنت به مشکلا، ولی می بینم عامل اصلی همه ی مشکلات خودمونیم!
می خوام بگم اصلا لعنت به خودمون، ولی خدا پیش دستی می کنه و میگه "ولی شما ها برای منید؛ چه خوب و چه بد"
ادامه مطلب
کلی وقت میذارم، میشینم خودمو تحلیل شخصیت می‌کنم، شخصیت دور و نزدیک خودمو ترسیم می‌کنم، گیر و گورهای ساده و پیچیده، نرمال و آنرمال، شایع و غیرشایع روانیمو درمیارم، برچسب‌های عجیب و غریب به خودم می‌زنم و با خودم میگم اینا بدترین مشکلات دنیاست و درصدد برمیام که با همکاری یک متخصص رفعشون کنم. در آخر هم که حسابی از خودم شاکی شدم و به اندازه‌ی کافی در باتلاق ناامیدی و تنهایی دست و پا زدم، به این نتیجه‌ی بدیهی! می‌رسم که بالاخره بعضیا اینجوری
قضیه تلفنه!
چند جا خوندم که کسانی هستند (شبیه من) که از صحبت تلفنی فراری‌ان. میگن اسمش فوبیای زنگ تلفنه. من فوبیای سوسک دارم و میدونم که فوبیا یعنی وحشت، تنگی نفس، خشکی دهن، تپش قلب، افت قند خون و احتمالا خواب آشفته، پس بعید میدونم که همهٔ آدمایی که پیام نوشتاری یا پیغام صوتی رو به صحبت لایو تلفنی ترجیح میدن، فوبیا داشته باشن! 
خیلیا بیشتر ری‌اکشن‌شون به حرف‌هایی که میشنون تو میمیک صورت و زبان بدنشونه و تلفن مجبورشون میکنه به جمله ساختن‌ه
آموزش ویژه تهیه دنت خانگی شکلات »
شکلات به خوراکی‌های مشتق از کاکائو گفته می شود. این ماده خوراکی پر طرفدار و انرژی زا، بطور معمول از ترکیب شیر،شکر، کره کاکائو و پودر کاکائو با نسبت‌های متفاوت 
ساخت می‌شود
دنت یکی از دسرهایی هست که همۀ و مخصوصا بچه ها عاشق آن میباشند.
نوعی دسر که طعم های متنوعی از میوه های گوناگون گرفته تا انواع شکلاتی و کاراملی را شامل می شود. اما طعم شکلاتی آن یک چيز دیگر هست.
دنت یکی از دسرهایی هست که همۀ و مخصوصا بچه ها
 اکرم خانم امروز یه مقدار خرید کرده بود. زنبیلش سنگین بود و با زحمت اونو می برد. احمد داشت تو کوچه بازی می کرد. اکرم خانم رو دید که داره چقدر اذیت می شه. سریع دوید سمت اکرم خانم وگفت:
سلام اکرم خانم ،اجازه بدین من اینو تا خونه براتون میارم. اکرم خانم گفت: سلام به روی ماهت، خدا خیرت بده پسر مهربونم. ان شا الله دست به خاک بزنی طلا بشه. بگير مادر که از نفس افتادم. احمد هم زنبیل رو گرفت و تا خونه اکرم خانم برد. اکرم خانم باز ازش تشکر کرد و یه دونه شکلات
میشه پرنده باشی اما رها نباشی
میشه دلت بگيره 
اسیر غصه ها شی
حالا که اسمونم‌دنیاس تازه ای نیست 
اونوقت ی جا بشینی محو گذشته ها شی‌
ترسیده باشی از کوچ
اوج رو‌ندیده باشی
واسه ی مشت دونه اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی 
در گیر سایه ها شی 
مفهوم زندگی رواز ياد برده باشی 
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی 
از ترس ریزش اشک غمگین و بیصدا شی.
من بیشتر از اینکه صبور باشم، حسودم.
به چی یا کی، خیلی مهم نیست، من به هر اتفاقی که یه سمتش تو باشی و طرف دیگش خودم نباشم حسودم.
من ساعتای زيادی به عکسای تو خیره می‌شم و به آدمایی نگاه می‌کنم که چقدر شبیه من نیستن. به لبایی که تو رو صدا می‌زنن، به گوشایی که از تو می‌شنون،  به چشمایی که تو رو می‌بینن.
و به این فکر می‌کنم که چقدر آرزو داشتم، تا همه اونا من بودم.
آدما، مرگ مشخصی دارن که حتما ازش بی‌خبرن، اما من مطمئنم از حسادت دق می‌کنم.
میخوای بگی من عجیبم؟ که تو اینجوری نیستی؟ هیچکس نیست؟ فقط منم که به عمل آدما عکس العمل نشون میدم و عین احمقا و آویزون ها رفتار نمیکنم؟ که با کسی دوست بامعرفت میشم که اون معرفت نشونم میده، که عاشق کسی میشم که عشق بهم میده، که کسیو که قیدمو میزنه فراموش میکنم، که کسیو که اذیتم میکنه. نه. اذیتش نمیکنم. فقط عین بچه ها فرار میکنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
میدونی مردم دنبال چی هستن؟ دنبال یک آرامش دائمی. هیچکی از آرامش بدش نمياد. گاهی یک سری چيز ها آرامش رو از آدم میگیره. اگه به چيزی یا به کسی وابستگی پیدا کنیم اون چيز آرامش رو از ما میگیره و خلاصه از ما سواری میگیره! و اگه وابسته بشی دل کندن از اون، کار حضرت فیله! پس باید اول سعی کنیم وابسته نشیم. نه اینکه وابسته شدیم بخوایم بعد دل بکنیم.
ادامه مطلب
متن آهنگ مهدی احمدوند به نام درد تقدیم به شما عزیزان Mehdi Ahmadvand - Dardمتن آهنگ درد مهدی احمدوند :
عشق درده خیلیارو دیونه کرده
وقتی اسیرت کنه روزای خوشت بر نمی گرده
همیشه معشوق شاهه عاشق مثه برده
همیشه عاشق قبلشو یه جایی گم کرده
افتادم به پای اون که نمیخوادم
وقتی همه دنیات و رویاتشه یه آدم
بفهمی ای کاش که هنوز هستی تو يادم
بخاطر عمری که من پای تو دادم
چند تا خط حرف دارم باهاتو چند تا خط درد و دل
از وقتی تنها کردی منو تو خیابون ول
یکیو ترجیح دادی به م
اونی که دارن حقشو ناحق میکنن
دوماه داره میدوئه باز اونا قویترن 
دیشب تا صب نخوابیده و از بی انصافی آدما شوکه اس و باورش نمیشه ذات آدم میتونه انقدر بد باشه
کیه؟؟کیه؟؟
مَنَم مَنَم مَن مَن
خلاصه که با ذکر خدایا جز تو کسی و ندارم حواست باشه یکمم سمت منو نگاه کن کفه ترازوی اینور سبکه سپردیمش دست خودش
دعا کنید برای عدم وجود اعتماد بنفس در وجود این جانب که بره بالا بلکه یه ذره کم بشه نا امیدیمون
توجه کردین جدیدا هیچ چيز جالب جذاب و جدید وجود نداره همه احساس میکنی تکرارینازبرنامه های تلویزیون تا شعر تو کتابها تا زیبایی آدمازیبایی دیکته شدستجذابیت دستکاری شدهبه همین خاطر جدیدها هم تکرارینباید به طبیعت بکر پناه برد
معرفت به ذاتِ آدماست.
نه پیشینه، نه جایگاه و نه نسبت!
معرفت،
یه چيزی شبیهِ یه مهره ی یاقوتی رنگ ِ
که دور قلبِ بعضی هامون هست 
پیوسته به یه نخِ نامرئی!
دورِ قلب ِ بعضی هامون نه!
بیخودی تو آدما دنبالِ توجیه نگردین!
معرفت به ذاتِ آدماست.
---------------------------------

معرفت دُرّ گرانی است.
خونواده ی ایده آل من در آینده اونیه که توش همه با هم دووستیم. 
بچه هام با هم دوستن و با هم حرف میزنن و دعوا میکنن. همدیگرو بغل میکنن. حتا اگه بدونن زمین تا اسمون با هم فرق دارن. 
تو خونواده ی ایده ال من همسرم تحت هر شرایطی کنارمه تحت هر شرایطی کنارشم و اگه جایی برای هم فداکاری کردیم با رضایت همدیگه این کارو میکنیم. تو خونواده ایده آل من عشق هست و اولویت. 
آدما می تونن بین استقلال و وابستگیاشون مدیریت کنن. 
و من هنوز ندیدم همچین آدمایی رو .
بیست و دو سال و یک ماهه هستمبا کوفتگی هایی بیشتر از بیست و دو سال و یک ماهه بودناما با امید!امید به عشقعشق اگر عشق باشد مرده را هم زنده می کندحتی در صد و دو سال و یک ماهگی هم امید دارم به باز عاشق شدن و باز و باز
 
× این یه اعترافه برای من که همیشه از سنم فرار می کردم چون منم از ۱۵ سالگی عاشق آدم های دست نیافتنی شدم که از من بیشتر از ۱۰ سال بزرگتر بودن!
 
× یه وقتایی نمی دونم من کیم! کسی برای خودم یا کسی برای دیگران!! 
دوست دارم برای خودم باشم . 
 
منطق چيزی هستش که خیلی از آدما ندارن. به منطق شعور رو هم اضافه کنین. خیلی خوشحالم که دوستان و عزیزانی تو زندگیم هستن که بهشون احساس نزدیکی میکنم و اعتماد کامل دارم و میتونم همه حرفامو باهاشون در میون بذارم و این دو ویژگی منطق و شعور + مهربانی رو دارن هرچند که تعدادشون از انگشتان یک دست هم کمتره اما باز هم همینکه هستن خیلی برام ارزش دارن :)
آدما وقتی تخیل شون بیشتر از عقل و استدلال شون کار میکنه خطرناک میشن دست به جنگ می زنند، آدم می کشن، دروغ میگن، خودشون رو بالاتر از همه چی میبینن و از همه بدتر عاشق میشن.
پ ن 1 : نقد کوتاهی برای سرخپوست در دست تحریر است دیر یا زود.
پ ن 2 : آخرین پله از کتاب سلاخ خانه شماره پنج را میگذرانیم.
پ ن 3 : وقت آزاد زياد و چالش 3 ساعت در روز زبان را به راه انداختم.
پ ن 4 : خبرهای خوب از کلاس میرسد گفته اند تا سه شنبه آینده قطعی می شود.
پ ن 5 : عجب سریالیست این بری، صد
پسرا  ایرانی همه
دنبال دختر سفید و تپل و در صورت امکان قدبلند هستن.
از دخترای مظلوم خوششون نمياد
اگر بهشون نزدیک بشید مخصوصا اگر متاهل باشن فقط به کردنتون فکر میکنن.
ببین ینی یه جوری که خودت هم دهنت باز میمونه. اینقد توله سگ و گرگ هستن.
پ ن: بوی بستنی پاک مياد
هییی
شب، اوقات عجیبی‌ه برای خونه. وقت خواب، که خونه به خواب می‌ره، همه اهالی خونه به خواب می‌رن و تو بیداری! سیاهی شب، میدوعه تو خونه، فرششو پهن می‌کنه رو اثاث‌ها، و صداشو زمزمه می‌کنه تو گوشت و از رازهاش می‌گه. به خودت می‌آیی می‌بینی وسط اون تاریکی‌ها داری یه چيزایی می‌بینی، گاهی خوب، بیشتر ترسناک!
انگاری تو این حال، خونه میره رو مود ماورایی‌ش، میتونه جزیی از کل دنیای ناشناخته‌ی دیگه باشه و تو، توی این دنیا تنهایی.
اما وقتی یکی بیدار باش
چقدر تلخ بود کتابو میدیدم میخواستم ازش فرار کنم :(
از کتابخونه امانت گرفته بودم و دوبار تمدید کردم از ی طرف نصفشو که خوندم دیگه نمیخواستم بخونمش و از طرف دیگه نمیخواستم کتاب رو کامل نخونده تحویل بدم تو این دو روزه تمومش کردم خوب شد کامل خوندمش
چقدر گریه کردم برای مرگان و هاجر
ولی میدونم ما آدما قدرت تحملمون بالاس وقتی چاره ای نداری ، نداری دیگه
تمام روز به انتظار تبغزل تخت را بخوانم  شبگهی لیلی ،گهی مجنون بسترگهی دشمن به خون،گه تل خاکستر نیامدی،تر شدم ،عزیزبسان زهر،هلاهل شدم ،مریضنپرس از برای من هم؟آری! مقصر تویی!به خواب دیده امازدست رفته توییقسم به صبح صادق از خواب زود پریددلم که نام تورااز دهان همی شنیدتو ياد نمیکنی مرا ومن هردمبياد تواشک میرود از هردودیدهآهِ پر دردم مرا زدست خود گرفته ای و برده ایبه دست غم دل من را سپرده ای؟نشد که این رسم عاشقی   ،تو.بگذریم   حضرت ع
اپیزود اول: حدود یه هفته پیش، یه شب با یاسمن رفتم بیرون. یک ساعت و نیم دقیق، غرق شدم تویِ حرفاش. تویِ درداش. تویِ دردایی که حسشون می‌کردم. که تویِ منم همون دردا ریشه داشتن. همونا چيزایی بودن که باعث می‌شدن ساعت سه شب یهو از خواب بپرم و بزنم زیر گریه. که براش از ریشه‌دار بودن این دردا گفتم. اینکه شاید بزرگتر و عاقلتر شیم ولی نمی‌تونیم ریشه‌ی این دردا رو بِکَنیم و بندازیم دور. چونکه با ریشه‌هایِ خودمون گره خوردن. این گره‌ها هیچوقت باز نمی شن. [L
اینقدر گیر کردم روی مستقیم حرف زدن که جز مستقیم نمی تونم صحبت کنم انگار.
 
دارم یه چيز جدید می بینم. "گیر کردن توی ذهن".
قبلا می نوشتم اونچه رو که تو ذهنم بود. الآن خیلی وقته نمی نویسم "واقعا(به معنی با تمام وجود)".
نوشته هام نه "سفر کردنِ به ذهن"، پرتاب گیرکردگی های ذهنی شدن.
این روزا، یه سطح ضعیفتری از "ارتباطِ خودم با خودم توی نوشته هام"و توی "حرف زدنم با بعضی آدما" پیدا می کنم.
و این خوشاینده! چون راه ارتباطی هست به سمت مهسای گیرکرده پشت گرد و غبا
به نام او.
بعضی وقتا دلم به حال خودم خیلی می‌سوزه.
وقتایی که به عکس صفحه گوشیم نگاه می‌کنم و خودمو میبینم که چه آروم و بی صدا لبخند زدم، انگار که هیچ دردی ندارم.
اگه کسی پیدا بشه و توی چهره ام دقیق خیره بشه غم چشمامو میبینه،اما طبق معمول من کسی رو ندارم که به غم های توی چشمام زل بزنه و بگه آروم باش من کنارتم.
اینکه همه‌ی آدما در واقعیت موجودات تنهایی هستن برام اثبات شده اما من همیشه دنبال این بودم که عکس این موضوع رو برای خودم ثابت کنم که هی
یکی از اساتید اطفالمون می‌گفت بچه‌هایی که شب به دنیا میان سیکل خواب و بیداریشون معمولا بهم می‌خوره.
مامان تعریف می‌کنه که واسه تولد من، از همون سرشب دردش می‌گیره و می‌ره بیمارستان و دوتایی مبارزه و تلاش رو شروع می‌کنیم. در نهایت من ۶_۷ صبح به دنیا میام. از وقتی يادم مياد همیشه‌ی خدا شبا دیرتر از همه‌ی موجودات اطرافم می‌خوابیدم. گاهی حتی شب(های) قبلم نخوابیدم و خوابمم مياد ولی باز دلم نمیخواد بخوابم! سمانه می‌گفت تو لذت سحر بیدار شدن رو
چند سا ل پیش دوستم یه دفتر کاهی خوشگل بهم هدیه داد که صفحاتش خط کشی نبود و روی جلدش هم طرح ساده و زیبایی داشت
تصمیم گرفتم چيزایی توی اون بنویسم که هرگز از نوشتن اونا و بعدا اگر احیانا موند بعد از مرگم از افشا شدنش، شرمنده و یا پشیمان نشم.
این شد که دفتر دوسال خالی موند
دیدم اوراق زیبا دارن به بطالت می گذرونن
اومدم و نوشتم
گاهی خوشگل
گاهی خرچنگ قورباغه
گاهی قطرات اشک روش چکید
گاهی چيزایی نوشتم که پشیمان شدم
این دفتر عمرم که الآن اییییینهمه از ا
بعضی از آدما همه چيز رو نگه میدارن همه چيزه
پولو نگه میدارن 
وسایلشونو نگه میدارن
عشقو نگه میدارن
مهربونی رو نگه میدارن
همه چیرو
نگه میدارن
برای روزی که اسمشو گذاشتن روز مبادا
اما روز مبادا
فقط یه بهونه ی دیگس برای اینکه 
خوشبخت نباشیم
اگه یه لحظه فکر کنید که این آخرین باره که کسی که دوستش دارید رو می بینید، 
يادت میره روز مبادا رو
فقط یه لحظه فکر کنید
بعد میتونید تصمیم بگيرید که مهر ومحبتو
خرج کنید
یا بذارید برای روز مبادا.
من آدمیم که خودم گند می زنم، خودم هم ناراحت می شم. پشیمون می شم. حالا یا می گم پشیمونم یا می گم ولش کن بابا. آخه بعضیا اگر ازشون معذرت خواهی کنی، داغ دلشون تازه می شه و بدتر سوارت می شن. سمتشون نری بهتره.فقط اینو بگمگاهی حس می کنم گند زدنام تمومی نداره.
توی آزمایشگاه ایستاده بودیم تا نوبتمون بشه واسه دیدن نمونه ی زیر میکروسکوپ. صدایی پشت سرم گفت: انقدر بدم مياد از این آدمااا. برگشتم و دیدم داره به من نگاه میکنه. بهش گفتم از کدوم آدما؟ گفت شما قدبلندا که حق ما رو خوردین. بار اول نبود که این حرف رو میشنیدم. بهش گفتم از آدمایی که سرماخوردن و بیحالن چی؟ خندید گفت نه از اونا خوشم مياد. اون یکی گفت وقتی مریض میشی چقد مظلوم میشی. زود برو خونه حالت بده.
نمونه رو دیدم. ازش عکس گرفتم. کوله م رو گذاشتم ر
از کجا شروع می کنیم به اهمیت دادن به آدما توی ابعاد شخصی زندگیمون؟‌
اصلا تعریف شخصی چیه؟ خب واضح اینه که شخصی و غیرشخصی واسه هر کسی یه بازه ای از کارا رو پوشش می ده. اما با این حال، با همون تعریف شخصی از شخصی! یعنی خودمون می دونیم چی واسه خودمون شخصی هست و چی نیست.
یه بار یه نفر گفت که ما به خاطر بقیه باید به ظاهرمون اهمیت بدیم! که حال بقیه بهتر شه با دیدنمون! و اونجا بود که کلا ذهنم hang که چطور ممکنه یکی اینجوری به ماجرا نگاه کنه؟
فک کنم که خشمی
دو تا از عزیزای دلم و زندگیم در حال و وضعیت نامساعد و ناگواری هستند. و قسمت ناراحت‌کننده‌ترش اینجاست که کیلومترها ازم دورن و بهشون دسترسی ندارم. 
میشه برای حال دلشون و گشایش مشکلاتشون دعا کنید. 
خیلی خیلی دلم گرفته.
چطور میشه که ما آدما حاضر میشیم به هر دلیل و توجیهی پا بذاریم رو گلوی لحظات و زندگی اطرافیان‌مون و نذاریم حتی یه نفس راحت بکشن.
:'(
به خودم قول دادم تنها بمونم ولی شکستن غرور و له شدن و انتظار بیخودی رو متحمل نشم  
گاهی اشک میریزم گاهی دلم بغل میخواد یه بغل از جنس دوس داشتن ولی خودمو نگه میدارم و تحمل میکنم  :(
دیگه نمیخوام اشتباه کنم و دیگه اشتباه نمیکنم
خدایا دستمو بگير سفت تر دستمو بگير خدا جونم :*
چند وقته من ساعت هفت صبح رو ندیدم اصلا؟! :)
از خوبی های صبح زود بیدار شدن اینه که، صبح زود هیچ کانالی یا بلاگی آپ نشده معمولا. آدم ترغیب میشه همون چند تا کانالی که نگاه میکنه(من جوین نمیشم معمولا) رو هم دیگه کلا ول کنه و بگه اه اصلا چه کاریه؟ چرا این همه بطالت؟! من کارای مهم تری دارم (دو نقطه قلب قلب)
امروز میخوام برم یکی از دوستان دوره دبیرستانم رو ببینم. راستش احساس خاصی ندارم، خوشحالم. صرفا میگم اون اضطرابی که قبلا برای بیرون رفتن داشتم رو ندار
از اون سریال های می که اگه نبینینش از دستتون رفته، من که خیلی خیلی خوشم اومد و باید امیدوار باشم که فصل پنجمی هم داشته باشه، سرچ که کردم ریلیز دیتی برای فصل پنجش نیافتم. کلا خیلی از سریال های کارآگاهی خوشم مياد، مخصوصا از نوع کلاسیکش مثل پوآرو  و  خانم مارپل ولی سبک این سریال متفاوت بود و البته جذاب. خیلی لذت بردم.
مردن اتفاق تلخی واسه بقیه دورو بریاستولی خود ادم اگ خوب بوده باشه اونورم واسش خوبه اگه بد بود اونورم واسش بده امیدوارم همه اینور خوب باشن تا ی اونور خوبی داشته باشناصلا باورم نمیشدبا اینکه ی کنتاکی پیدا کرده بودیم راضیبه مرگش نبودمولی بر اثز ی مرگ طبیعی از دنیا رفتواقعا واسه همه سخته مخصوصا خونوادش 
اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم.دوست داشتن که دست خود آدم نیست ، اتفاقی نیست که براش تصمیم بگيری ، پیش مياد. اما اون می گفت گاهی تو باید برای دلت تصمیم بگيری وگرنه ممکنه دلت تصمیمای خطرناکی برات بگيره ، منم یکی از همون تصمیمام ، زندگیت رو پای من نسوزون !! نمی دونستم چرا دوست داشتنش کبریت پر خطره.نمی دونستم چرا یه تابلو ورود ممنوع سر در زندگیش نصب کرده اما می دونستم که حاضرم برای وارد شدن بهش هر جریمه ای رو بدم. می دونستم که ر
اونائی که مثِ ما مستأجرن، تقریبا دیگه اواسطِ تابستون دنبالِ خونه جدیدن و به فکرِ جابجائی و اثاث کشی. تلخیِ قیمت گزافِ اجاره بها و آشفتگیِ یک هفته ایِ زندگی و از همه مهمتر بدن دردو که نادیده بگيریم، بنظرم اثاث کِشی شیرینی ها، جذابیتها و درسهایی هم داره.
1️. برای حواس پَرتایی مثِ من، پیدا شدنِ "گُمشده"ها اگه تنها فایده اثاث کِشی باشه، بازم می ارزه.☺️ ریموتِ ماشین، دسته چک، کارتِ ملی، حلقه ازدواج، فلش مموری، اوراقِ امتحانی دانشجوها، شارژر گو
(:
یک سال پیش فارغ از این که چه اتفاقاتی افتاد و چقدر این سال کذایی به هممون سخت گذشت ولی چيزایی واسه هممون داشت که نمیشه راحت بیخیالش شد.
مهم ترینش این بود که به مرگ به شکل یه چيز عجیب غریب و دور نگاه نکنیم،نه مرگ درست نزدیک ماست توی هر نفسی که میکشیم ولی به قول شعبان علی باید جوری زندگی کنیم که وقتی مرگ اومد سراغمون هیچ حسرتی نداشته باشیم شاید هنوزم دلم براش تنگ بشه شاید هنوزم تو خیابون چشم های شبیه چشای اون دلم رو بلرزونه.درسته هنوز یه وقتایی
شنیدید می گن نذارید کسی زياد تنها بمونه، عوض می شه؟ یا، کسی تا حالا به خودتون گفته تنهاییتو کش نده، عادت می کنی، سخت گیر میشی.»؟تنهایی طولانی مدت تو رو به خودت نزدیک می کنه. خودتو بهت می شناسونه. مخصوصا قدرت ها و تواناییاتو. و وقتی بدونی نه از دست دادن هیچ چيز تو رو می کشه، و نه نداشتنشون برای مدت طولانی یا حتی هیچوقت، دیگه حاضر نمی شی آرامش، صلح، راحتی فکر و زمانتو از دست بدی. و این به خاطر ترس، انزوا یا نفرت از همه نیست! به خاطر درک تازه ای از
شنبه اول باید برم بخیه دندونامو باز کنه!!!!بعد باید برم دندونمو پر کنه!!!!
بعدم ساعت 6 عصر باید برم ترمینال که برم جزیره!!!!
خدایا این 35 روز رو تموم کن تا بره هر چه سریع تر
امیدوارم زود تموم بشه و راحت باشم اونجا
مخصوصا ایکه وضعیت آماده باش هم هست!
اصلا حس خوبی ندارم برای رفتن به جزیره سیری

برام دعا کنید
کلا امروز خصوصا این ساعتا تو مود دپرس شدیدم :(اون از آهنگ مزخرف غمگینی که صب اومدنی، راننده تاکسی گذاشته بود و تا الانم داره تو مخم تکرار میشه، 
اونم از فیلمی اعصاب خرد کنب که با دوستان عزیز هم اتاقی توی سینما دیدیم و هنوزم حس بدی دادم.
و اینکه امشب آخرین شبیه که دیگه توی این خوابگاهم و این برام ناراحت کننده تره. خوابگاه کنار همه ی بدی هاش خوبی های خاص خودش رو داره، خصوصا اگه هم اتاقیای راه بیا و خوبی داشته باشی.
اینکه دیگه احتمال دیدن یکی از د
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.همه چيز
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.بتا 3
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.بتا 1
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.فرش
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.بتا 2
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.خبر
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.همه چيز
من مث چيز ادا درمیارم. براى قوى بودن! براى مثلا قوى بودن. ادای آدمی که خیلی داره حال می کنه با اوضاع، وقتی بی نهایت ترسیدم. ادای آدمی که اعتماد به نفس خوبی داره، وقتی از شدت اضطراب حتی صدامم داره می لرزه. ادای آدمی که خوشحاله وقتی دارم دق می کنم و بغض به گلومه. ادای آدمی که خوشبخته، وقتی حسرت های تصور نشدنی ای تو ذهن و قلبش داره. چهره ام یه دختر بشاشِ بااعتماد به نفسِ مغروره، درونم یه دختر تنهای مضطرب که دلش می خواد بعضی از آدما گاهی بغلش کنن به
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.دانلود1
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 6
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.بتا4
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.گرافیک
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.گراف تور
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.عرقیات 12
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آل سینگ
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.طرح های گرافیکی
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.سایت همه چيز
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 2
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 11
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 10
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 3
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 4
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 5
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 9
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.عرقیات 1
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.ویدئو بات
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.طرح لایه باز شما
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 7
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.طرح لایه باز
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.باران صدا
موسسه حقوقی بین الملل همای راستین میهن شماره ثبت 2905 متشکل از تیمی متعهد و کارآزموده به ارائه خدمات حقوقی ، اداری و ثبت شرکت ،ثبت برند و تغییرات شرکتها و تامین مهندس و اخذ رتبه در سطح کشور مخصوصا استان تهران مشغول به فعالیت می باشد.آلفا 8
تاسیسات و زیرسازی در بازسازی ساختماندر اکثر سرویسها و حمامهای قدیمی مشکلاتی نظیر نشت آب و نم به بدنه و سقف طبقه زیرین و عملکرد نامناسب لوله های فاضلاب ( به دلیل کهنگی و جمع شدن جرم در لوله ها و کاهش سطح مقطع مفید ) و همچنین استشمام بوی فاضلاب دیده می شود . لذا لازم است بعد از کندن کامل کف سرویسهای بهداشتی به منظور بازسازی ساختمان وضعیت لوله های فاضلاب به دقت بررسی و در صورت مشاهده ایراداتی نظیر عدم سیفون یا پیچ و خمهای اضافی و فراوان در مسیر لو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب