نتایج مطلب ها برای عبارت :

دعا باصدای عبدالباسط

یک آیه از سوره یوسف با صدای استاد عبدالباسط که مربوط به شاهکار حلب سوریه در دهه پنجاه هست. یکی از هنرمندانه ترین مقاطع همه تاریخ که مضمون آیه رو به بهترین شکل ممکن توی صدا میشه دید. برای حاضرین در جمع هم انقدر جالب هست که اگر دقت کنید دست میزنن! چیزی که من از اجراهای عبدالباسط فقط در دو مورد دیدم. و اصولا به روایتهای مختلف خواندن یک کلمه در یک مقطع و یک نفس در تلاوتهای عبدالباسط و منشاوی، کم اتفاق می افته.
وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْ
یک آیه از سوره بقره با صدای استاد عبدالباسط که مربوط به ختم مجود اول (ختم الارباع) هست. به نظرم جنس دعا برای سلامتی آدما با توجه به سن و سالشون فرق داره. هر چی سن کمتر باشه، فکر آدم بیشتر درگیر میشه و در نتیجه بیشتر، دوست داره از ته دل دعا کنه. 
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ
إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی
لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ(186)و چون بندگان من (از دوری و نزدیکی
یک آیه از سوره واقعه با صدای استاد عبدالباسط که در روزهای آخر ماه رمضان منتشر شد. اگر تا الان دو تلاوت -تکویر-فجر و قمر-رحمن از عراقِ دهه 50 رو داشتیم، الان باید واقعه-طارق رو هم اضافه کنیم. منظور از همون تلاوت معروفیه که خب اینجا فقط توی مجالس ختم کاربرد داره! این مجموعه مربوط به سفر به عراق هست که اتفاقا عکسهای زیادی هم ازش هست. توضیحات دیگه ای هم قبلا دادم که توی لینک محافل عراق میتونید دنبال کنید. هر چند گفته میشه در سال 1956 بوده ولی به
 
دورۀ نوجوانی، وارد کلاس های حفظ قرآن شدم. اما بعد از سه سال به دلیلی این دورۀ طلایی نیمه کاره رها شد و بهرۀ من از آن زمان فقط هفت جزء قرآن بود. (برای حفظ باقیماندۀ قرآن همچنان حسرت به دل مانده ام.) :(
از بچگی به تلاوت قاریان مصری علاقمند بودم. مخصوصاً به تلاوت های مجلسی استاد عبدالباسط علاقه بیشتری داشتم. اما هیچ وقت موفق نشدم از شیوۀ تلاوت های زیبا و دلنشین ایشان پیروی کنم. برعکس، در زمینۀ ترتیل، شیفتۀ سبک استاد منشاوی بودم. اما هرچه تلاش کردم
موزیک ویدئوی #جدید.« دنیا.»_________________________باصداي #جمشید_مهنانیتنظیم : امین محمدزادهترانه سرا : موسی فکورکارگردان : محمد آرتین
ارتباط و رزرو مجالس 09158842628__________________________________________________
:::دانلود آهنگ  :::.
.::: مشاهده آنلاین موزیک ویدیو :::.
.::: دانلود موزیک ویدیو  :::.
 سایت اختصاصی جمشید مهنانی
خاله کبری ۱۲ سالش بود که زن حاج احمدشد. خاله کبری وقتی از آن زمان حرف میزند غصه اش میگیرد، چشمهای 
ریزش پر ازغم میشود و چین های پیشانی اش بیشتر خودنمایی میکنند.می گوید:
خدابیامرزا چشم ک باز کردم منو داد به احمد. میدونی خاله جون زن سوم یه مرد ۳۰ ساله شدن خیلی سخته.از صبح که بیدار میشدم باید امرو نهی سکینه خانوم و قمر خانوم رو گوش میکردم. اگه کار نمیکردم گلایمو به حاج احمد میکردن و اوضاع بدتر میشد . اون وقت دیگه زیر کتک های اون سیاه و کبود میشدم.
خا
صبح که اومدم خونه
دیدم عشقم خوابه .بی سرو صدا یه دوش گرفتم و رفتم تو تخت پیش عزیز ترین
موجود زندگیم.اول نشستم و یه دل سیر نگاش کردم آخه از دیشب تا حالا که ازش
دور بودم دلم براش تنگ شده بود. همه زندگیم بود.همه وجودم وقتی میرفتم سر
کار یا بیرون که خانمیم باهام نبود یه تکه از وجودم که نه همه قلبم پیشش جا
میموند.
دراز کشیدم رو تخت و نفسم رو بغل کردم . الهی قربونش برم
بیدار شد.همونجوری یه لبخند بهم زد.یه لبخندی که حاضر بودم همه جونمو براش
بدم.اصلا و
لبخند بر لب، آخرین نفر وارد شدم، سلام کردم، احوال پرسیدم، دست دادم، سال نو مبارک گفتم، روبوسی سه‌تایی کردم و بعد به سمت مبلی رفتم که تک‌نفره باشد. نشستم و برای این‌که نقل شکوه‌ی سالخورده‌تر‌های مجلس نشوم که: این جوون‌ها همه‌ش سرشون تو گوشیه!» گوشی‌ام را در کیفم گذاشتم و کیفم را کنار پایم جا دادم. 
دمی سکوت برقرار شد اما به محض چیدن اسباب پذیرایی، سکوت، به کلی از میان رفت. یکی از کودکان مجلس، چُنان زیر گریه زد که گویی مار نیشش زده باشد،
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب