نتایج مطلب ها برای عبارت :

خیلی سختن بری ای یار ولی طاقت اتاروم

+ لعنتی. آدما رنگین.کاش آدما عدد بودن!-  ولي اعداد خشن ان، زمختن و حوصله آدمو سرمیبرن.هیچکی آدماي عددی رو دوست نداره.+اما اونا دروغ نمیگن.درسته که عبوس و خشمگین میشینن جلوت ولي تو میتونی تا ابد بهشون اعتماد کنی.تا ابد میتونی به اون پنج زشت کچلی که ابروهاش تو هم گره خورده و دست به سینه جلوت نشسته و چپ چپ نگاهت میکنه اعتماد کنی که پنج میمونه! زبونشون رو که بفهمی میتونی راحت باهاشون کنار بیاي. اما امان از رنگ ها.همین آبی دشمن! یه روز برمیدا
خيلي بهم ریختم امشب.خيلي.ولي خوبم الان.حالم بهتره.+گاهی وقتا یه حرفايی هرچقدر هم كه ساده باشه بدجور دل ادم میشكنه.خيلي دلم شكست امشب.اشك تو چشام جمع شد.ولي با وجود همه اينا یه خوبی كه وجود داشت اين وسط اين بودش كه دیگه مُرد واسه من.+امشب ارزو كردم واسه همیشه دور شم از اين شهر.اونقدر دور شم كه دست هیچكس بهم نرسه. 
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تايمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صداي هیچكس نشنوم.خيلي ناراحت شدم امشب.خيلي زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه بايد همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خيلي خسته ام از اين وضعیت.ولي میدونم میگذره تموم میشه راحت میشم از همه اين سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه اين حرف زد با خودم فكر كردم مگه میشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
بالاخره بعد دوساعت گریه كردن و با سه تا ادم مختلف حرف زدن تونستم به خودم بیام الان دیگه بهش فك نمیكنم اولش كه با زهرا حرف زدم خيلي خودمو كنترل كردم ولي نشد بعدش فائزه زنگ بیست دیقه هم لا اون گریه كردم بعدش شفق پی ام داد ی ی ساعتم با اون حرف زدم گریه كردم گفت كه میاد پیشم گفتم نه نیاد  خيلي باهام حرف زد از خواب بیدارش كردم ولي چون حالم بد بود هیچی نگفت خيلي اروم شدم الان ارومم حالمم خوبه بريم كه به زندگیمون ادامه بدین اصن گور باباي همچی
امروز در همون حالی که رو به موت بودمیک آهنگی در ذهنم مرور میشدبدین شکل که میگفت:اگه یادش بره که وعده با من داره واي واي وايدل بیچارم رو به دست غم بسپاره واي واي واياي خدا بهار اومد گل من نیومد واي واي وايفصل کشت و کار اومد يار من نیومد واي واي وايدل من شکسته طاقت نداره والااگه پیغوم بده دیگه دوسم نداره واي واي وايوخيلي باحالم نه؟ =)روانی هم عمته! =))با تشکر =)))
همیشه خسته ام،خسته.ورزش هم كه تعطیل و بدنم كرخت هست و چند تا مریضی پشت هم امونم رو بريده.خستگی نمیذاره خيلي با نفسم بازی كنم.بازی میخواد،ازم میخواد كتاب چشم قلمبه اي ها رو براش بخونم.بدو بدو كنم اونم خيلي.اما من تا یه حدی میتونم و میكشم و بعدش میبرم.جوونی كجايی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟41 سالم شده.اي بابامن برم جمع كنم برم طالقان یه ذره بخوابم.
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیستطاقت بار فراق اين همه ايامم نیستخالی از ذکر تو عضوی چه حکايت باشدسر مویی به غلط در همه اندامم نیستگو همه شهر به جنگم به درآیند و خلافمن که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست به خدا و به سراپاي تو کز دوستیتخبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنیبه دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیستسعدی
فردا قراره یه تصمیم بزرگ بگیرم. یه اتفاق بزرگ تو زندگیم قراره بیفته.
بعد از اون همه روزهاي سخت و طاقت فرسا، چند روز خوب به لطف خدا رسید. حالا که اون مشکلات حل شده و امیدوارم آتش زیر خاکستر نباشه، فردا بايد یه تصمیم بزرگتر بگیرم.
اينجا می نویسم که یادم باشه
دانلود آهنگ اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه ارون افشار
 
آخرش باخت دلم با همه چی ساخت دلم. نیستی و من تاب ندارم. اگه با من نباشی میخام دنیا نباشه. به اين. دلشوره ها عادت ندارم. محاله بی تو من طاقت بيارم. منه دلواپس و تنها نزارم.
دانلود آهنگ آرون افشار دلشوره دانلود آهنگ دلشوره آرون افشار بی تو آوار شدم از همه بیزار . اگه با من نباشی میخوام دنیا نباشه به اين دلشوره ها عادت ندارم
دانلود آهنگ جدید آرون افشار با نام دلشوره با کیفیت هاي مختلف ب
سرد و بی طاقت و یک ریز، دلم می لرزددو قدم مانده به پايیز، دلم می لرزد.می رسی، شط نگاهت چه تماشا داردموج با موج گلاویز. دلم می لرزد.بعد می میرم و می میرم و می میرم و بازمن و یک حسّ غم انگیز، دلم می لرزد.وَ تو می آیی و می آیی و می آیی و می.از صداي نفست نیز دلم می لرزد.من پر از حرفم و صد مُهر خموشی بر لبو تو از حنجره لبريز. دلم می لرزدپايیز نزدیکه.خيليا رو یاد خاطراتشون میندازه!دوباره بارون، دوباره قدم زدن هاى تنهايى!!!لعنت به پايیز؛که به حق پادش
زمانی فکر میکنی درست میگی 
اما بعد از مدتی سالی به دلايل و پافشاری که میکردی احساس خوبی نداری 
در اون زمان دیگه نتیجه گیری میکنیم و اعلام میکنیم که یقین داریم در مورد چیزی که داریم ادعا میکنیم 
اما بعد مدتی خود زمان بهت نشون میده که خيلي کوچیکی و بزرگتر از تو جلوی من نتونستن طاقت بيارن 
ثابت قدم باشن 
میگن حتما کاری میکنی مشکوکی 
ولي واقعا فن و تردستی و راه عجیب غریب نداره فقط از نگاه ها و نفس ها رد میشه
در ازاي چیزی با ارزش تر
یه جور پروسه س
براي تو، و همه آن‌ها که تویی خواهند بود؛
هرچند بعید به نظر می‌رسد.


 

در شرايطی به سر می‌برم که با بندبند وجودم
وجدان می‌کنم معناي زندگی در گرو طول، عرض، عقلانی بودن و یا مفید بودن آن نیست.
هر تلاشی که براي افزايش دادن عيار معناي زندگی داشته‌ام با شکست مطلق مواجه شده.
حالا من، و بسياری از کسانی که می‎‌شناسم، تا حد قابل توجهی در شلاب پوچی فرو رفته‌ايم.
سنگینی گل و لايی که اطراف بدنمان را گرفته راه رفتن را اگرچه هنوز غیرممکن نکرده
ولي مسیر
من اوصولا سالی ی بار شايد خواب ببینم . شايد دو بار ! اتفاق عجیب اين بود که همه ی چیزايی ک به اصطلاح خواب میدیدم اتفاق میوفتادن ! حالا یا مستقیم یا به نحوی . وقتی میچیندی کنار هم میدیدی بی ربط نیستن .اوايل خب ترسناک بود !چون من خواب ادمايی رو میدیدم که روز هاي بعدش طی اتفاقی فوت میشدن ! یا مریضی اي براشون پیش اومده بود . یا یه خبري از اين دست .فکر کنم اولين اتفاق جدی اين بود که چند روز بعد از خوابی که دیدم طاقت نیوردم و به مامانم رفتم گفتم خال
درد جزئی از زندگیم شده. 
خدااااااااااا تحملم داره تموم میشه.
به معناي واقعی تمام تنم درد میکنه. 
خدايا بخاطر اون روزهايی که درد نداشتم و یادم رفت شکرت و بجا بيارم هزاران بار شکر
اگه همزمان کلیه و سر و دل و روده ومعده مفصل و چشم و قلبتون 
درد نمیکنه از ته دلتون خداروشکر کنید
همه اينها عوارض یه درد کوفتیِ!!! همه با هم حمله میکنن!!!
دارم کم کم، کم ميارم. 
چیزی نمونده یه سال بشه.
صبح نوشت:
یکم از اون دردها رفتن پی کارشون الان. 
دلم میخواد به خود
روزها خيلي عادی می گذرند،گاهی وقت ها دوباره احساسات کهنه و قدیمی هجوم می‌آورند و من با چشم هاي داغ و خیس و خسته به خواب می روم،اما خوبی اش اين است که دیگر یاد گرفته ام اين لحظه ها گذراست،چشمانم را می بندم و می‌دانم فردا بايد روز بهتری باشد،فردا بايد فراموش کنم و دوباره روز از نو.در اين پنج شش سال اخیر زندگی ام مهم ترین هنری که یاد گرفته ام همین بوده است:فراموش کردن وقتی که بايد.رها کردن وقتی که بايد.وگرنه که آدم طاقت هزاران بار نشخوار کردن
از عطرش روی مچ دستم زدم. هی که راه میرفتیم هی عطرشو توی نفسم فرو میکردم و چقد حالم خوب میشد. چقد زیاد حس میکردمش ک انگار واقعا هست. اين عطرشو خودم برداشتم آخراش بود و من قاپیدمش آخه چشمم دنبالش بود. دوتا عطر ازش دارم ک شدیدا بوی خودشو میدن.و من ب اين فکر میکردم ک وقتی بوی عطرش تا اين حد توی وجودم انقلاب میکنه پس اگر خودش بود چی میشد.امروز ی لحظه ب سرم زد برم بهش بگم بس نمیکنی نکبت ؟؟؟ ولي دیدم اينجوری ک فايده نداره. بدرد نمیخوره اينجور راه ها وقت
گاهی اوقات تنها چیزی که میتونه حالتو خوب کنهیه زَد و خوردِ فیزیکیه
به قوله چیز؛ حداقل الان چنتا زخم واقعی رو بدن و صورتم هس
تا میتونستم زدم و خوردم
فقط اون تیکَش که
زیر دو خَمِشو گرفتم و چسبوندمش به زمین
قشنگ خیمه زدم روش ، ت نمیتونس بخوره
بش میگفتم بگو گو خوردم
میگفت گو خوردم
میگفتم بلندددد ترررررر
داد میزد کمک میخواس
جیگرم حال میومد
سظح لذتم خيلي داش بالا میرف
خدايا ببخش
_________
البته اينم بگم
خودش اول پرو بازی درآورد خواس حمله کنه
من فقط
رفع تاول پاتاول پا را با چه روش هايی می توانیم درمان کنیم اين عارضه چگونه پدید می آید و چه روش هايی براي برطرف کردن آن موثر خواهند بود
 دردناک، سوک، آزار دهنده و طاقت فرسا؛ صحبت از تاول پا است. ضايعه اي که با وجود کوچکی به خوبی توان خانه نشین کردن ما را دارد؛ اما اين تاول هاي کوچک چه هستند؟
چه طور می شود با آنها مبارزه کرد؟ چگونه می توان درد آنها را کاهش داد؟
 
ادامه مطلب
نویسنده: نادر ابراهیمی
.
مردی در تبعید ابدی، زندگی نامه صدرالدین محمدبن ابراهیم
قوام شیرازی ملقب به ملاصدرا یا صدرالمتالهین از نوجوانی تا مرگ است.
حضرت ملاصدرا، در نوجوانی، پس از مرگ پدر، براي شاگردی
استادانی چون شیخ بهايی ومیرفندرسکی به قزوین که در آن زمان پايتخت کشور بوده است
سفر میکند و خيلي زود به مرتبه تدریس و سپس ملايی میرسد، و در همان دوران نیز به
دلیل درک نشدن توسط عوام و دشمنی ملاهاي درباری نان به نرخ روز خور به ناکجاآباد
تبعید می
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شايدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
داستانک
ماههاست منتظرم که بیايی کنارم بنشینی، دستم را توی دستهايت بگیری، زل بزنی توی چشمهايم و با مهربانی و نگرانی بپرسی:"خيلي سخت است؟" 
بعد من بغض کنم و بگویم "خيلي" و زودی بغضم بترکد و بلند بلند گریه کنم و با کلماتی بريده بريده از ترسهايم بگویم و از تمام شدنهايم و از خشمهايم .
اما خداي من! آن جمله ی احمقانه ی اشتباهی ات که "فلانی هم اين روزها را پشت سر گذاشت" و آن جمله ی نفرت انگیزِ حال به هم زن ات که "نمی توانم بیايم، طاقت دیدن اين صحنه ها را ن
می بینی پايیز چقدر شبیه زنهاست؟
حوصله اش که سر می رود, بند اصلاح را بر می دارد
می کَند علف هاي هرز را, بلوند می کند موهايش را
گرم می شود, سرد می شود, طاقت ندارد, تعادل ندارد
همه چیز را به هم می ریزد باد می وزد
در آخر اما… آرام… آرام… می بارد.
زن, پايیز است با موهاي بلوند
صورتی اصلاح شده و نم نمِ اشک….
_____________________________________________
بعضی وقتا به سرم میزنه یه وب جدید با یه اسم جدید بزنم ولي زود پشیمون میشم.
دلم یه تحول تو روحیم میخواد اما خيلي بی اراد
زمین و زمان می دود تا بهار.وحس می کنم اين روزها هیچ کسی نمی‌داند در دلم چه می‌گذرد جز تو.گفتی: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)امسال هم باز بايد عید غریبی داشته باشم و بی تو و محال است فراموشیِ اين سال بی تــــــو و درد افزونتر بی او.چقدر سال هايم اندوه است هر سال. و چه دلخوشم من که هر عید تصنعی، چاشنی تبريک هاي یخ زده ام در اين همه اندوه، میگویم: صد سال به اين سالها!اين هم شد حرف حساب؟ که چه بشود؟ صد سال د
☁️
زندگی متحیر کننده و شگفت انگیزه ، 
و همینطور مهیب و عظیم و ترسناک
و بعدش باز تورو حیرت‌زده می‌کنه ! 
و درفاصله‌ی بین شگفت‌انگیز بودن و ترسناک بودنش ،
زندگی خيلي معموليه و جریانِ عادیِ خودش رو داره  
موقعی که برات روی خوب و شگفت‌انگیزش رو نشون میده ،
 تا میتونی هرلحظه رو با دمی به درون بکش و ازش استفاده کن ،
 به‌وقتِ ترسناک بودنش قوی باش و طاقت بيار ، 
و وقتی باز روالِ عادی‌ و نرمالش رو به‌دست اورد آروم باش و حالا وقتِ بازدمه  
و ه
گاهی آدم فکر می کند دوام نمی آورد، فکر می کند اين بار را طاقت نمی آورد، به خودت می گویی "اين یک بار را دیگر دوام نمی آورم!" . میگویی "اين بار را دیگر نع!" میگویی "اين یکی را دیگر امکان ندارد!" . اما دوام می آوری، همه دوام می آورند! همه و همیشه . هر اتفاقی که باشد هر چقدر هم تلخ هر چقدر هم وحشتناک . من اين را دیگر باور کرده ام! فقط بايد اجازه بدهی زمان دست هاي خشن و زبرش را بکشد روی تنت با همان دست هاي زبر، زخم هات را مرهم بگذارد گیرم کمی هم بسوزد
شوپنهاور در جايی گفته بود: اگر کسی براي ما بسيار ارزشمند باشد ، بايد اين راز را از او پنهان کنیم چنان که گویی جنايتی را پنهان میکنیم اين واقعیت خوشايند نیست، اما حقیقت دارد؛ آدم ها طاقت مهربانیِ بسيار را ندارند».من اين حرف شوپنهاور را دست کم براي سطوح معمول حیات قبول دارم. وقتی با یک انسان معمولي بیش از حد مهربان باشی و مدام در مهربانی شکستش دهی، ناخوداگاه دده و گریزان می شود.شايد در برقراری ارتباط با انسان هاي معمولي، اين نصیحت سعدی نسخ
هیچوقت، به زندگی هیچکس غبطه نخور.
تو نمیدونی اون چه سختی هايی رو توی زندگی از سر گذرونده
نمیدونی چه شبايی رو با اشک به صبح رسونده
نمیدونی چه لحظاتی رو ترسیده، یا چه سالهايی رو تنها مونده
شايد اون عادت نداره از رنج هاش براي کسی بگه
شايد اگه تو جاي اون بودی، اونه مه رنج و غصه رو طاقت نمی آوردی.
هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودت مقايسه نکن.

وقتی دوستی رو که فک میکردم از خوشبخت ترین آدماي کره زمینه بعد از چندسال تو خیابون دیدم، چنا
شرايط بیمه دندانپزشکی

امروزه
با توجه به شرايط جامعه مخارج زندگی هنگفت و طاقت فرسا است. اما بايد به
اين نکته توجه داشت که می توان با بررسی شرايط بیمه دندانپزشکی هزینه هاي
زندگی را تا حدودی کاهش داد. با ما همراه باشید تا بصورت کلی با بیمه و
شرايط آن بیشتر آشنا شوید.
ادامه مطلب
شايد بسياری اين پرسش براي آنان مطرح شود که در گرما چه کسی توان روزه گرفتن دارد؛ روزه گرفتن براي ما نیست بلکه براي آنانی است که بی کار هستند و در هواي خنک و خوب زندگی می کنند.
اما بايد گفت که زمانی که روزه تشریع شد، پیامبر اکرم (ص) در سیبري زندگی نمی کردند بلکه در جزیره العرب بودند و گرماي طاقت
ادامه مطلب
در روايت دارد که:
پس از آفرینش بهشت، چبرئیل گفت:
پروردگارا! کدام بشر است که به چنین مهمانخانه اي نیايد؟!!!
ندا رسید: نگاه راهش بکن.
دید در راهش گودالها و خار وخاشاکها و غول ها و. یعنی چه محرومیتهايی.
بايد پانزده ساعت شکمش را بگیرد
زبانش را کنترل کند
شب کوتاه بین الطلوعین خوابش لذیذ و برخاستنش طاقت فرساست ولي بايد نماز صبح را بخواند.
راه بهشت است.
بايد پول را از دلش کنده باشد یک پنجم منافعش را بدهد
گفت: اگر اين راه بهشت است، مشتری اش کم است!!!
همت
چیزی ک نگرانش بودم اتفاق افتاد
اونوقتی که به همسرم بله گفتم، نمیدونستم ک همچین چیزهايی هم ممکنه پیش بیاد
اون هم انقدر زود
طول مدت محرمیت مون دو و نیم ماه بود که حدود 20 روز و در سه مرتبه، طعم فراق رو چشیدیم.
بعد از عقد هم، خيلي.! 
تلخ ترین تجربه ی زندگی من همین فراق 24 روزه ی بعد از عقدمون بود.
و هنوز به آرامش نرسیده دوشنبه شب همسرم گفت همون که نگرانش بودیم شد زهرا.
گفتم چی؟
گفت حوزه ترم تابستونه ارائه نمیده.
و اين، براي همسر شهرستانی من یعنی بی ج
️️•ईह•◍⃟⭐️•ईह• "شـبَ‌"ست و موعدِ دیــدار سراغ از من نمی‌گیری؟شُـده، "بی‌مِهری‌اَت" تــکرار سراغ از من نمی‌گیری؟به گرمی، یا تبِ خواهش، به شوقِ عشق وُ آرامشنَبــودی لحظه‌اي "غمخوار" سراغ از من نمی‌گیری؟شکفته "غنچه‌ی" لبخند، به "دیدارت" شَوَم خرسندبمــانَم تــا "سَــحَر" بیــدار، سراغ از من نمی‌گیری؟شـقايق‌، نسـترن چیدم، به "سازَت" جمله رقصیدم، به دستم پنجه‌یِ "گیتـــار" سراغ از من نمی‌گیری؟خیـابان خیـس و "بـارانی" هـوايِ "بو
بسم اللهسخت دلتنگم ، دلتنگم ، دلتنگ از شهربار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهربار کن ، بار کن ، اين دخمه طراران استبار کن ، گر همه برف است اگر باران استبار کن ، دیو نِیَم ، طاقت دیوارم نیستماهی گول نیم ، تاب خشنسارم نیستمن بیابانیم ، اين بیشه مرا راحت نیستبار کن ، عرصه جولان من اين ساحت نیستکم ِ خود گیر ، به خیل و رمه بر می گردیمبار کن جان برادر ! همه بر می گردیماشتران را یله سازید ، ستوران را همکاهلان را بگذارید ، شروران را همهان که بی تاب و هوس با
بیشتر مردها خیال میکنند ازدواج کردن شبیه خریدن یک رز جاودانه است، شايد هم حق داشته باشند که چنین خیالی ذهنشان را پر کند. به هر حال اين همه میروند و می آیند و خرج میکنند و سختی میکشند و یک چیز خيلي با ارزش به دست می آورند. حالا دلشان میخواهد بگذارندش قشنگ ترین جاي خانه تا هر وقت با جسم و روح خسته و کبود زیر فشارهاي دنیا به خانه برگشتند یک چیز حال خوب کن منتظرشان باشد.
زن ها شايد گل باشند اما گلِ رزِ جاودانه نیستند که یک بار براي همیشه براي به دست
یادمه یكی بهم میگفت تو خيلي صبوری هر كی دیگه اي بود اينطوری ریكشن نشون نمیداد یادمه همون ادم كاری كرد كه خرد شدم اما بازم صبور بودم مثه خودش نتونستم رفتار كنم یادمه وقتی عذر خواهی كرد ازم بابت هر چیزی كه سرم اورده بود وقتی منتظر كلمه ی بخشیدم بود حرفی نزدم تنها ادمی كه هنوز نبخشیدم همون ادمه ادم كینه اي نیستم ولي نمیتونم ببخشمش یادمه ی نَفَر دیگه هم میگفت هر اتفاقی كه بیوفته من فقط تو رو باور دارم یادمه اونم گذاشتو رفت باورت نداشت به من همون
از یکشنبه ذهنم درگیر حرفاي دکتره. خيلي سخت بود واسم اينکه دکتر دوباره زل بزنه به پروندم و حرفايی با مضمون "سخته"،"طول میکشه"،"چیزی تغییر نکرده" بگه. دقیقا از همون روز تا امروز حرف یه کار پزشکی رو میزدم و سعی در راضی کردن خانوادم داشتم که خودمم از موفقیتش اطمینان ندارم.‌‌ بهم میگن اين همه صبر کردی و زحمت کشیدی یکم دیگه صبر کن بالاخره تمام میشه. درسته.یکم بی طاقت شدم.
باشه. هنوز هم صبر میکنم و اين مشکلی که براي من غیرژنتیکی و بی سابقه تو خ
نیروهاي جهاد، سریع خاکبرداری را شروع کردند . به نوبت خانه هاي مردم را می ساختند. مردم هم کمکشان می کردند و برايشان غذا می پختند. تا وقتی خانه ها درست شود، با چوب و شیروانی براي خودمان کپر درست کردیم. حتی داخلش را گِل و گچ کردم و خوشگل شد. 
 
یک روز آمدند  گفتند امروز نوبت شماست تا خانه تان را بسازند و بعد کاغذ و خودکار دستشان گرفتند و گفتند: اينجا خانه علیمردان حدادی است، دلم پر از شادی شد. خانه ها را با سنگ و چوب و تخته بالا آوردند. هر روز برايشا
در گرماي خيلي زیاد طاقت‌فرسايی نشسته‌ام و براي یک
دوستی سوگواری می‌کنم. و از اينکه سیستم نرم‌افزاری شرکت نیم‌فاصله نمی‌گیرد و ما
را عادت داده است به فاصله انداختن، که حالا توی اين صفحه مدام برگردم و یادم
بیايد می‌توانم نیم‌فاصله بگذارم خسته‌ام. قصه. مرثیه می‌خوانم. براي دوستی‌اي که‌
در ظاهر آرام و رونده است. خنده دارد. لباس قشنگ دارد. هدیه دارد. میهمانی و بزم
دارد اما زیرپوستش بیمار است. مرده است و اين مرده بودنش خيلي واضح است. براي من
میلرزم به خودم.
از بغض تو، از ترس خودم.
از اينکه فردا همین بغض گلومو بگیره و من جوری دلم تنگ شه که نفهمم کجا نگاهشو جا گذاشتم.
از روزاي امروز تو،از فرداي خودم.
من دارم سخت میلرزم
.
.
.
من دعا میکنم.چون تنها حربمه.
اما جوری ترسیدم که میخوام بعضی دعاهامو پس بگیرم.
تو رفیق تو.داشتنتو بذار تو اولویت که من از بی تویی سخت میترسم!
.
.
♫ حالا بذا برات بخونم که:
طاقت ندارم دور شی از من اين آدما از درد من دورنقلبم تویی بغضم ولي دریاست دریا رو با دریا
شرايط بیمه دندانپزشکی

امروزه با توجه به شرايط جامعه مخارج زندگی هنگفت و طاقت فرسا است. اما بايد به اين نکته توجه داشت که می توان با بررسی شرايط بیمه دندانپزشکی هزینه هاي زندگی را تا حدودی کاهش داد. با ما همراه باشید تا بصورت کلی با بیمه و شرايط آن بیشتر آشنا شوید.

ادامه مطلب
رفقايی که از دل مسجد قیام کرده بودند، در زیر خیمه حضرت زینب همدیگر را پیدا کردند و رفیق هاي چخ‌چخی [١] براي هم شدند! رفقايی که براي اعزام به سوریه خودشان را افغانی جا زدند! رفقايی که هر جا بودند بساط شوخی و خنده هم جور بود! رفقايی که با هم، قول و قرار گذاشته بودند که هر کس زودتر شهید شد بايد شفاعت کند و اذن شهادت دیگری را از امام حسین بگیرد و گرنه شهید پستی هست!١. به معناي جون جونی - اصطلاحی که شهید مرتضی عطايی زیاد استفاده می‌کرد.پ ن: مستند عابدا
در یکی از صحنه‌هاي من، دنیل بلیک» در یک بانک مواد غذايی دولتی نظام سرمايه‌داری کشور انگلستان که در آن به طبقه‌ی فرودست سهمیه‌ی مواد خوراکی اختصاص می‌یابد، مادری یکی از کنسروهاي لوبیا را در گوشه‌ا‌ی بلادرنگ و به دور از چشم دیگران باز می‌کند و با ولع تمام، بی‌اراده به دهان می‌ریزد و ناگهان درهم می‌شکند. کسی که پیش از آن هرگز، گرسنگی طاقت‌فرسايش را به‌خاطر شرافت و عزت‌نفسش به‌رو نیاورده‌است.  
یکی از شوک‌آورترین و تاثیرگذارترین ص
یه كوچولو خسته ام و نايی ندارماز صبح آبفاي كشور و دارايی سعادت آباد و گود پاسداران دنبال پولم و گود محسن ص و بعدش شركت بودم و خيلي خسته ام.فردا صبح میرم زنجان.4 صبح بايد پاشم و برم ترمینال غرب.یه جوری شدم.یه جوری كه خودمو نمیشناسم.خدايا به امیدت. 
باز هم شاهد شستشوی حیاط براي چندمین بار هستم،الان نظر دادن که حیاط چربه://
بايد شب با پودر لباسشویی حیاط رو بشورن:|||
چرا شرکت آب و فاضلاب،بخاطر مصرف بیش از حد آب،جریمه نمیکنه تا انقدر آب هدر نره؟!!
۶ونیم صبح،پا شده حموم رو آب کشیده:(
دیشب دوش گرفتم،الان باز گیر داده لباساتو بنداز ماشین T_T
در جریان باشید طبق فتواي جدید ايشون،دست ها رو با وايتکس بشورید، پوستتون نرم میشه.
من گفتم خوشم نمیاد کفشام رو زود زود بشورم،اما هر دفعه همسر بیچارم بره بیرون
دانلود آهنگ جدید آرون افشار يار جونی
Download New Music Aron Afshar – Yare Jooni

آرون افشار يار جونی
دانلود اين موزیک زیبا اختصاصی از لینک بالا کلیک کنید

متن آهنگ يار جونی از آرون افشار
 
می روی و من از رفتنت بی قرارم
طاقت بی تو بودن ندارم ندارم
میروی و مرا می کشد فصل دوری
ابر بارانیم بی تو بايد ببارد
يار جونی يار جونی
هم درد و درمان واسه جونی
دیروز و امروز کلی خرید کردم. فرداحدود ساعت 18 مشهد رو ترک می کنم دلم در تنهايی پوسید فکر کنم مثل قبل ها دیگه طاقت تنهابودن رو ندارم. همیشه گفتم وقتی مرد از بیرون میاد خونه بايد چراغ خونش روشن باشه دو تا چشم منتظرش باشن با کسی که انتظارشو اومدنشو کشیده چشم به چشم بشه. خوبیِ خونه یا چهار دیواری و یه سقف به همیناست اگه اينا رو نداشته باشه هیچی نداره مثل قبرستون.
ساعت 22 گذشته هر روز صبح و بعد از ظهر پیاده میرفتم حرم اما امرز بعد از ظهر کارهايی داشتم
دیروز بايد شمواد رو رد میگردم و میرفتم رو شپلی.گاف دادم،امروز توی منفی مطلق دادم رفت و بعد كه برگشت خرید زدم .15 درصد حداقل ضرر بودخيلي اشتباه بزرگی كردم.دورم شلوغ بود ،حرف و سر و صدا و تمركز بر فنا  رفت و اين اشتباه رو كردم.راه برگشتی نیست و تمام.چه روزی بود امروز.خسته ام و كلافهتوكل به خدا. 
هر روز که میگذره، تاریکی اين فکر که بخش زیباي زندگی من تموم شده بیشتر قلبم رو فرا میگیره. بزرگترین خوشی من در زندگی محاصره شدن توسط افرادی که دوست داشتم بود. وقتیکه مهاجرت کردم هم من در زندگی اون ها کمرنگ میشدم و هم اونها در زندگی من. و همگی ما با زندگی به اصلاح جدید خودمون کنار میومدیم و جلو می رفتیم اما همیشه احساس میکردیم یک چیزی سر جاش نیست و هر از گاهی زیر پامون خالی میشد. علاوه بر اين فاصله که خودش به تنهايی خود بار دوری رو به دوش میکشه،
بیست و دو سال و یک ماهه هستمبا کوفتگی هايی بیشتر از بیست و دو سال و یک ماهه بودناما با امید!امید به عشقعشق اگر عشق باشد مرده را هم زنده می کندحتی در صد و دو سال و یک ماهگی هم امید دارم به باز عاشق شدن و باز و باز . 
 
× اين یه اعترافه براي من که همیشه از سنم فرار می کردم چون منم از ۱۵ سالگی عاشق آدم هاي دست نیافتنی شدم که از من بیشتر از ۱۰ سال بزرگتر بودن!
 
× یه وقتايی نمی دونم من کیم! کسی براي خودم یا کسی براي دیگران!! 
دوست دارم براي خودم باشم . 
 
شناختن نقطه ضعف ها بیشترین کمک رو می کنه که آدم برطرف شون کنه.یه ست اسپیکینگ داده بودم براي تصحیح.
هرچند که خيلي پیشرفت کردم(به طور منسجم از اردیبهشت دارم براش تمرین میکنم)؛ اما بازم نمره م اونقدری که می خواست نشد.
البته آزمون آزمايشی ندادم، فقط براي یک مصحح یه ست فرستادم که نظرش در مورد صحبت کردنم یه نمره ی متوسط بود(25 از 30).
خب راستش ته دلم ناراحتم. چون اگه نمره ی بالاتری میگرفتم، میتونستم با خیال راحت تر براي بقیه ی اسکیلا تمرین کنم. اما الان
همه ما دوست داریم اندامی خوش فرم و متناسب داشته باشیم.رسیدن به اندامی ايده آل و متناسب و حفظ آن به خودی خود انجام نمی‌شود و نیازمند تلاش مستمر است.
اگر پس از تلاش‌هاي زیاد به وزن ايده آل خود رسیدید ، حال بايد بتوانید وزن خود را در بلندمدت کنترل کنید.
بیشتر افراد فکر میکنند که براي رسیدن به تناسب اندام و حفظ آن بايد کارهاي سخت و طاقت فرسايی را انجام بدهند.اين یک تصور اشتباه است.tarahisite
یک نیروی عجیب و خستگی ناپذیری در من حلول کرده ک نه تموم میشه و نه درست میشه.حس نفرت ب اين زندگیحس درموندگی.حس اتیصال. بیخود ک نیست ک دلم از هر آرزوی محققی چشم بسته و دارم اونقدر ب آدم گوشه گیری تبدیل میشم ک براي جواب دادن ب یک پیام معمولي هم اونقدر فکرمیکنم و کج و راست میشم ک آخم درمیاد.برام در اين برهه از زمان سخت ترین کار طاقت اوردنه.در عین خوشبختی هاي کوچیکی ک هست اونقد اسیر بدبختی هاي بزرگ ترش هستم ک میل آنچنانی براي اون چیزا نمیمونه.بیش
مهربان‌ترین دوستی که ۱۰۰۰ سال‌ست خواهرم بوده و من بزرگ‌ شدنش را در مقابل چشمانم ندیدم!
خواهرم
دیروز که با چنین متنی از جانب تو مواجه شدم، لرزه بر تنم افتاد. 
در آنجا گفته بودی: 
وقتی سرحالم ۱۶ سالم است.
وقتی خسته‌ام ۲۵ ساله هستم.
 
پرسیدند هم‌اينک چند سال داری؟!!! و تو پاسخ دادی هزار سال!! روی برادرت سیاه. همان برادری که همواره می‌گفت: بنا دارد تا در گام نخست دوستت باشد. اما برادرت اگر لیاقت داشت، اگر همچو یک دوست می‌توانست برايت برادری کند،
دانلود آهنگ سه روزه هست که رفتی از تو خبر ندارم
 
سه روز هست که رفتی از تو خبر نداروم
ز اين غم جدايی چطوری طاقت بياروم
آی دامن چین چین رفتی که بیاي فردا دوباره
اين رسم کجايه روزگاره
چشمم به درو دل بیقراره
بره خدا پشتو پناهت هی بره سیر بکنم نگاهت
اي واي گلم اي واي گلم رفت
عزیز جونم تاج سرم رفت
 
براي دانلود به ادامه مطلب برویددانلود آهنگ
شباهت من به آدمی که همیشه از دست برخی رفتارها و اخلاقش فراری بودم مرا دیوانه می‌کند. هر چه زمان رو به جلو می‌رود و بزرگ‌تر می‌شوم بیشتر شباهت‌هاي من به او برايم ملموس می‌شود. گویی که او آینده‌ی من است. و اين مسئله مرا سخت در آغوش غمی شدید و خشم و ناامیدی می‌کشاند و تحملش برايم طاقت‌فرسا می‌شود. می‌ترسم، از اين حجم شباهت من به او شدیداً می‌ترسم. من هم می‌توانم گاه دقیقاً مشابه او برخی رفتارهايم همینقدر تحمل‌ناپذیر و منزجرکننده و استرس
تیپ بهاره افشاری در روسیه بازیگر زن کشورمان که بتازگی به روسیه سفر کرده است با انتشار عکسی از خود در شهر سن پترزبورگ , پیج خود را بروز رسانی کرد. بهاره افشاری براي اکران فیلم سریک مدتی است که به روسیه و شهر سن پترزبورگ سفر کرده است
بهاره افشاری بازیگر کشورمان عکسی از خودش را در سن پترزبورگ روسیه منتشر کرده است.
بهاره افشاری نوشت:

از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
کوریم و نمی بینیم
بسم‌الله.
سلام!
+
من به واسطه‌ی رفت‌وآمدم توی مدرسه و گاهی مشق معلمی کردن و هیئت عقیله‌ی عشق دوستانِ دانش‌آموز زیاد دارم. تعداد خوبی‌شان دهه‌ی هشتادی اند.
اولين برخوردم باهاشان برمی‌گردد به سفر مشهد هیئت عقیله‌ی عشق. به خاطر اين که یک سال مسئول برگزاری بازارچه‌شان بودم، بچه‌هاي هیئت به اين نتیجه رسیدند که من مسئول یک گروه‌شان باشم.
تجربه‌ی سخت ولي عزیزی بود.
حالا بعد از کمی بیش‌تر از یک سال وقتی جنسِ دغدغه‌هاشان، نوع نگاه‌شان به م
به ویلاي ما دستبرد زدن یعنی ی شده یعنی غارت کردن یعنی بردن و شايدم خوردن و یه آبم روش!لطفا سارقین رو شناسايی کنید و خيلي محترمانه بهشون بفرمايید آخرین بارشون باشه!دیروز رفتم  ساحل،آب رودخونه چند روزی است منحرف شده راه رو به طرف کناره دریا بسته چون نخواستم از تو آب عبور کنم منصرف شدم یهو یادم اومد قرار بود برم کارخونه چه بهتر از الآن؟ نزدیک کار خونه که رسیدم  نگهبانو دیدم دم در روی صندلی نشسته بود منو که دید به طرفم اومد طبق معمول گزارش دا
متاسفم. هرچند ک احتمالا اين روز ها، حتا گمان نمی بري به اين صحبت ها و توی دنیاي متفاوتِ جدیدت، خالی از من و اين فکر هاي غبار نشسته قدیمی، توی دالانِ تنهايی خودت نشستی و همنشینِ سکوت و افکارِ ترسناک مورد علاقتی. اما من بايد بگم، ک متاسفم. براي تو؟ یا براي خودم. تعداد سالهاي اين تراژدیِ تلخ خيلي زود دو رقمی می شه و حالا، ک انگار با ابدیت تنهام بیشتر وقت دارم، ک فکر کنم و به یاد بيارم. حتا توی اين روز ها و اين جايگاه، بسيار متفاوت با وضعیتِ توام، سه
اينقدر عصبانیم که اندازه اي براش نیست پدرم همیشه دوستان زیادی داشت البته اقوام زیادی هم داره و اين اقوام و دوستان بخصوص هم صنفی هاش ترجیح میدن ازدواج بچه هاشون با هم باشه تا غریبه چند سال پیش یکی از دوستان بابام همینطور براي خواستگاری اومد و من اينقدر از اين پسر بیزار بودم که حالم رو بهم میزد هر طور میگفتم علاقه اي بهت ندارم نمی فهمید و الان دقیقا دوباره یکی دیگه اومده باز از همان دوستان پدرم هر چقدر فریاد زدم من از اين ادم بدم میاد باز پدرو
.
.
میدانـے
امشبــ چو دیگر شب ها باز هم دلمــ هواے عطرٺــ را ڪردهـ.
هر چہ برايش میگویمـــ ڪ اے دل تو لیاقٺــ آن صحنــ و سراے را ندارے.
نمیشنود. دل اسٺ دیگر منطق ندارد.
امشبــ دلمــ میخواسٺ روبہ روے گنبدٺ باشمــ.
لب ها را بدوزمــ و فقط چشمــ باشمــ.
امشبــ دلمــ حال و هواے مشہد دارد 
هـے میگوید ڪ منــ امام رضا دوسٺ دارمـ.
امشبــ دلمــ بیدارے میخواسٺ.
بیايم در صحن بنشینمـــ.
تڪیه زنم بر در و دیوار حرمٺ.
زائرانت را نگاهـ ڪنم.
پرچمتــ را ن
از غربتت، چشمان ما را اختياری نیست
بر روی قبرِ خاکی ات، سنگ مزاری نیست
کاشانه ام آباد باشد، قبر تو خاکی؟!
جانم به قربانت مرا دیگر قراری نیست
با اين همه شاگرد، ماندم از چه در کوچه.
در شام فتنه، عاشقی و جان نثاری نیست
اشرار یثرب، ناسزا و هیزم و آتش
اين رسم، رسم بردنِ پرهیزکاری نیست
در هست، آتش هست اما میخِ بر در نه
ضرب لگد نه، هول دادن نه، فشاری نیست
غصه نخور، اين دود می خوابد، خدا را شکر.
پشت در اين خانه يار بارداری نیست
شیخ و بزرگ شهر را وقتی ک
واقعا چرا بايد از روغن موتور با کیفیت استفاده کرد؟
زمانی که از روغن بی‌کیفیت و نامرغوب استفاده کنید، در حقیقت باعث می‌شود تا کثیفی‌هاي ناشی از احتراق داخل موتور باقی بمانند. اين سیاهی‌ها به تدریج روی یکدیگر جمع می‌شوند و باعث اختلال در عملکرد پیستون و در نتیجه کاهش کارايی موتور می‌شوند. از طرف دیگر زمانی که روغن مناسبی را براي موتور خود انتخاب نکرده باشید، روغن به خوبی به دیواره سیلندر نمی‌چسبد و در زمان حرکت پیستون‌ها باعث ايجاد ساي
رفاقت‌مان چندین ساله است، از سال‌هاي مدرسه و دوران راهنمايی تا امروز! 
خيلي وقت بود که تلاش می‌کردیم دوباره ۳ نفری دور هم جمع شویم و هربار نمی‌شد،انقدر درگیر زندگی و مشکلات خودمان شدیم که از جمع دور افتادیم، مریم ولي از من با معرفت‌تر بود،خبر ازدواج پری را زودتر فهمید، خبر بچه‌دار شدنش را هم، اين ۲ ساله ۴،۵ باری هم به خانه‌اش رفته بود، من اما نمی‌شد، یا من نبودم یا موقع بودنم با مریم جور نبود.
اين روزها هم پدرم سکته کرده و چند روزیست بیم
بهار، یا دقیق‌‌تر بگویم، عید، مثل خنده‌ی بعد از دعواي زن و شوهری‌ست. مثل رهايی بعد از گریه. مثل آسمان آبی، بعد از طوفان شن. رسالتش، غبار روبی و رنگ پاشیدن به دنیاي خاکستری ماست و چه خوب رسولي‌ست. قرار نانوشته‌اي دارد که هرسال، تو را می‌فرستد در گل‌فروشی محله. بی‌تابی و عجله‌ات را می‌گیرد و مجاب‌ات‌ می‌کند سر صبر، میان گلدان‌ها بگردی و یک‌دل‌سیر، چشم بدوزی به گل‌ها. حسن‌یوسف و پیچکی برداری تا خانه‌ات سبز شود. فقط بهار است که تو را ر
امروز تو سنت ايمیل گوشیم چنتا ايمیل پیدا کردم که هیچ یادم نمیومد کی نوشته بودمشون. مال دو سال پیش بودن. دوتاشون یه انگلیسی خيلي خفنی بود واسه اجازه ترجمه یه مقاله. حتا یادم نمیاد اونارو چجوری نوشتم. جدن چرا؟ چجوری آدم ممکنه اين چیزا یادش بره؟ من قبلنا فک میکردم یه چیزاي اينجوری، خفن و خاص! از یاد آدم نمیره. ولي حالا میبینم که رفته.
جدا از اون دوتا ايمیل انگلیسیه، اون چنتا ايمیل دیگه رو نمیدونم چرا یادم رفته بود. چون اونام چیزیا مهمی بودن، براي
روز جمعه خونه پدرم بودم بخاطر اين که مادرم حالش خوب نبود.
تقریبا ساعت دو عشقم زنگ زد گفت میام دنبالت میدیم خونه خودمون منم خيلي بی طاقت بودم و در حالی که دوس نداشتم دارم رو تنها بزارم.
ولي توی دلم حسی بود که میگفتم سالگرد ازداجم دوس دارم پیش عشقم باشم.
گفتم باشه بهادین جون بیا دنبالم.اومد توی ماشین گفتم خيلي بی حوصله هستم سال گرد ازدواج خوبی نداشتیم.
بهادینم گفت غصه نخور ظرف هارو شستم واست خونه رو همش مرتب کردم. 
منم که توی دلم میگفتم اينم خو
معشوق پايیزی من، سلام!
حال که اين نامه را می‌خوانی تازه کار آب دادن به گل‌هاي شمعدانی ضلع شرقی باغچه‌ را تمام کرده‌ و با کتابی از نویسنده‌ی جوان فرانسوی رو به منظره‌ی دل‌انگیز غروب پنج‌شنبه نشسته‌ام؛ شربت آلبالو را در لیوان ریخته و به روزهاي گرمِ ژوئیه‌ی ۲۰۱۹ فکر می‌کنم ؛ آه که چه روزهاي ملال‌انگیز، گیج کننده‌ و طاقت‌فرسايی بود . بگذریم، نمی‌خواهم با یادآوری آن روزها خاطرت را مکدر کنم.
از خودت بگو! حال تو چطور است؟ روزهاي تابستانت
ماه رمضان هم به اتمام رسید. چند باری قصد کردم که راجبش بنویسم اما نشد تا اينکه زمان از دست رفت و اين ماه به پايان آمد اما به هر حال به خودم گفتم سعی خود را بکنم تا چند کلامی از اين ماه بنویسم.
ماه رمضان، ماهی که براي ما ايرانیان علاوه بر مذهبی بودن آن، نوستالژی‌هاي خاصی را به همراه دارد. از بچگی‌هايمان گرفته که اصرار داشتیم ما را براي سحری بیدار کنند تا اينکه بتوانیم تا ظهر دوام بیاوریم و روزه کله گنجشکی بگیریم. از سحری‌هايی که به اصرار مادر ب
تو زندگی همه آدمها روزهاي سخت و تلخ وجود داره اصلاً تا اين ناخوشیها نباشن قدر روزهاي خوب رو کسی نمی دونه همیشه سعی کردم تو سختیها و تلخیها مزاحم اطرافیانم نشم و سعی کردم مراعات حالشون رو بکنم اگر چه می دونم رسم درستش اينه که بايد با هم باشیم . اما اين اخلاق بد یا خوب یه جورايی نهادینه شده برام
روزهاي سختی بر ما گذشت اما آروم آروم با یه رعد و برق و طوفان و بارون تند رنگین کمان رو هم دیدیم
خواب دیدم دریا وحشی شده و امواجش تا پنجره هاي خ
رژه یکی از بیخودترین بخش هاي سربازی محسوب میشه. حتما رژه نیروهاي مسلح رو در تلویزیون دیدین. هفته اول آموزشی بودیم که جناب سروان فلانی (اسم نميارم ، از اسرار پادگانه) ما رو براي رژه برد. نحوه کار چنین بود که بايد به جلو می رفتیم و با فرمان گردان حرکات مختلف رژه رو انجام می دادیم که بیشتر به بالا آوردن پاي چپ مربوط می شد. قبل از اينکه بیشتر بحث رو ادامه بدم یه نصیحت دارم. جوگیر نشید و پاهاي خودتون رو به زمین نکوبید و گرنه مشکلات زیادی از جمله کمر د
ساعت 4 صبحه، نیم ساعت پیش با گریه ی امید بیدار شدم. طبق هر شب، گشنه اش بود،شیرش رو خورد و خوابید.
ولي من دیگه خوابم نبرد.نشستم پاي لپتاپ و مثل همه ی وقتايی که دلم میگیره برات تايپ میکنم.نامه هايی که هیچوقت ارسال نمیشن.
میدونم اين فکرا غلطه ولي چی میشد اگه تو پدر پسرم بودی؟ دنیا به آخر می رسید یا از بزرگی خدا کم می شد؟
راستی بهت گفتم چرا اسمش رو گذاشتم امید؟ چون بعد تو، تنها امیدم براي زندگیه.
عجیبه ولي گاهی نگاهش مثل توعه، همونقدر شیطون و دلر
سرود
( ماه روی نیزه ها )
هرچه دارم از تو دارم
نیست طاقت بی قرارم
بنگر اي فرزندِ زهرا
یک نظر بر حالِ زارم
نامِ زیبايِ تو باشد
آبرویم ، اعتبارم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روز جزا
ثارالله   ثارالله
عاشقِ زارِ تو هستم
من که بیمارِ تو هستم
بر همه دنیا ببالم
چون که زوارِ تو هستم
در دو عالم سر فرازم
که عزادارِ تو هستم
خاکِ مزارت شفا
هدیه یِ خوبِ خدا
ماهِ رویِ نیزه ها
شافعِ روزِ جزا
ثارالله  ثارالله 
شاهِ من ماهِ مُ
فرض کن من فراموشکارم تو بیا یادم بيارکه اولين بار که دیدمت تو بدترین روزاي عمرم بود ک چشمم از هرچی مرده بیزار بود تو اون روزايی ک بدترین بحران زندگی ما بود و شروع شد. ت  قدیمی ترین یادگاری اون روزايی تو شاهدترینی.وقتی ک براي اولين بار با چشماي خیس دیدمت هیچوقت فکرنمیکردم آخرین بارهم همین چشما دوباره تکرار بشن. من اما تصور دیگه اي داشتم.حالا من هروز باخودم مرور میکنم روزهامون رو بدون اينکه یادم باشه.بیاباهم مرورکنیم و بخندیم. بیا باهم تکرار ک
#خاطرات_شهدا 
اي که بر تربت من می‌گذری، روضه بخوان
یک دوست دیگری هم داشت که به واسطه شهید خلیلی با او آشنا شده بود. همین بنده خدا تعریف می‌کرد: با شهید دهقان امیری در گار شهدا بهشت زهرا(س) قرار داشتیم وقتی رسید، حدود دو ساعت سر مزار رسول حرف زدیم.
بعد سر خاک بقیه شهدا رفتیم و هر شهیدی را که می‌شناخت سر خاکش می‌ايستاد و حدود یک ربع راجع به شهید صحبت می‌کرد، جوری حرف می‌زد و خاطره تعریف می‌کرد که انگار سال ها با آن شهید رفیق بوده است.
گرماي ط
تپلی .آخ که چقدم فحش تو دلم دارم جمع میکنم واسه گفتنه بهت اما میدونم ک هیچوقت نمیتونم بگم. فقط شايد تا اون موقع ک بخاي از خر شیطون پیادع بشی و منو بخاطر گناهاي کردع و ناکرده سابق و آیندم عفو کنی شايد دیگ واقعا زنده نباشم. نه اينکع بخوام برم خودمو پرت کنم بکشم نع.آخه هر آدمی طاقتی داره .ولي آدم از تو بی طاقت ترسراغ ندارم. یکبار چندوقت پیشا از ن پرسیدم ک ب نظرت کاف هم دلتنگه ؟ گفت عمرا میدونی تپلی همه همینو میگن. خودمم نظرم همینه. اخه دیگ غیبتت
نمايندگی پیامک صوتی
 
******
اين دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نامهربون میخوام ازت دل بکنم
سخته ولي من میتونم سخته ولي من میتونم / اين جمله رو اينقد میگم تا که فراموشت کنم
پیامک صوتی
 
 
 
******
همیشه از همان ابتداي آشنايیمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی
را میدیدم اکنون شد آنچه نبايد میشد
خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
تبلیغات صوتی
 
******
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده اي که دور دور رفته اي.
اما دور شده بودی تا پا به
نمايندگی پیامک صوتی
 
******
اين دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم / خداحافظ نامهربون میخوام ازت دل بکنم
سخته ولي من میتونم سخته ولي من میتونم / اين جمله رو اينقد میگم تا که فراموشت کنم
پیامک صوتی
 
 
 
******
همیشه از همان ابتداي آشنايیمان در هراس چنین روزی بودم و کابوس خداحافظی
را میدیدم اکنون شد آنچه نبايد میشد
خداحافظ دلیل بودنم خداحافظ . . .
تبلیغات صوتی
 
******
فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده اي که دور دور رفته اي.
اما دور شده بودی تا پا به
من آدم فراموشی نیستم. آدم هی پشت گوش انداختن و هی به بیخیالی زدن.من حتی آدمايی ک مدتهاي طولانی یا حتی کمی رو باهاشون حس خوبی داشتم نمیتونم کامل فراموش کنم. مثلا آقاي عین.عوضی ک بعدازاينهمه زحمتی ک واسه خودشو و مغازش کشیدیم اخرش با بدترین شکل ممکن ازش جداشدیم و کارمون کم کم داشت بیخ پیدا میکرد. هنوزم از یاداوری اون روزايی ک هی میرفتیم دم کلانتری حالم بد میشه. نه بخاطر فضاي بدش نه. بخاطر یاداوری روزايی ک مارو مثل نزدیک ترین کساي خودش میدید وقتاي
گاهی واقعا سخت میشه، زیاد درگیرش نیست، ولي وقتی فکر میکنه ترسناک میشه براش که نکنه! اينم بیفته تو اين وضعا شايد براي ايناست براي سوال هايی که پشت سر اين دغدغه میاد زیاد فکر نمیکنه براي همون همینطوری داره میگذره و! با خودش فکر میکنه نکنه اينطوری بشم منم درگیر اين مشکلات چرت و پرت بشم که زندگی هارو آرزو ها رو حیف میکنه و نابود فکر هايی که الآن ها داشت همش نیست و نابود بشه سفر هايی که میخواست بره! 
شايد بعضی ها قبول نکنن و دلیل هايی رو بيارن برا
اين سخن محسن رضايی خطاب به دکترمحمودبودکه بسياری ازنهادهاي تصمیم گیرنده رادراقتصادايران حذف کرده بود.مهمترین نهادشوراي پول واعتباربودکه تصمیم به انحلال آن راگرفت
ازنگاه محسن رضايی شوراي پول واعتبارمغزاقتصادبود.بصورت دستوری نرخ سودسپرده رابدون درنظرگرفتن تورم وگرانی کاهش دادند.سپس نرخ ارزوطلاافزايش یافت.بصورت کلی سرمايه گذارسمت جايی میرفت که سودنامتعارف داشته باشد.بزرگترین ترس شوراي منحل شده پول واعتبارخلق نقدینگی حاصل
کتاب جشن حنابندان : روايت هايی کوتاه، جذاب و خواندنی از جنگ که از خواندنشان خسته نخواهی شد.
کتاب جشن حنابندان : محمدحسین قدمی، نشر سوره مهر
تبلیغ و تقریظ آقا:
مقام معظم رهبري:روز و شبی چند در لحظه هاي پیش ازخواب، درفضايی عطرآگین و مصفا و در معراج شور و حالیکه سطور و کلمات نورانی اين کتاب به خواننده ی خود عطا می کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم، هم بر آن قطره ی عشقی که در جان اين نویسنده افکنده و چنین زلال اندیشه و ذوقی را بر قلم او جاری ساخته است
به نظرم پس از جدال هاي از سر کدورت و دلتنگی ِ بسيار ، اتفاقی در سینه ی آدم می افتد که حالی غریب را رقم می زند . دسته اي از رنجش ها هستند که فراموش نمی شوند اما اگر میان ما و اویی که دوستش داریم همچنان دلی مشترک در حال تپیدن باشد ولو میانه ی حضور بی وقفه و ناساز اغيار ، ولو وسط کوهی از گلايه و گریه ، می شود شبی طاقت فرسا را از اين دنده به آن دنده گذراند و بر خلاف میل باطنی نمرد و توانست فردا صبحش آفتاب سمج را تماشا کرد در  هواي چهل درجه ی  اين تموز ،
سلام تابستان !
فصلِ خوبِ خاطره انگیزِ من .
نفسِ گرمِ تو را دوست دارم ،بویِ فراغت می دهد
بادهايِ لطیف و ملايمِ بعد از ظهرت ؛مرا یادِ بازی و شیطنتِ کودکی ام می اندازد
یادِ روزهايی که آمدنت ؛پايانِ درس و مشغله ها بود
نامِ تو تداعیِ کوچه هايی شلوغ ،و هیاهوی کودکانِ بازیگوش است .
تو هر چقدر هم که گرم و طاقت سوز باشی ؛من به حرمت لبخندِ کودکی ام ؛تو را دوست دارم .
آغوشِ آرام و بی دغدغه ات ؛جان می دهد براي تفریح ،برايِ سفر ،برايِ فراموشی .
با اين که ت
مفیدستان:
به گزارش جام جم آنلاين، توصیه می‌شود نکات زیر را هنگام خوابیدن رعايت کنید:
وقتی به پهلو می‌خوابید، یک بالش میان دو زانویتان قرار دهید و سعی کنید مانع از افتادن و قرار گرفتن پاهايتان روی هم بشوید. همچنین می‌توانید یک حوله کوچک زیر کمرتان قرار دهید.
زمانی که به پشت می‌خوابید بهتر است یک بالش زیر زانوهايتان قرار دهید.
علاوه بر اين،‌ گذاشتن حوله زیر انحناي پشت موثر است.
اگر تشک‌تان خيلي نرم است، شايد خوابیدن روی سطح زمین برايتان
از دور شايد آروم به‌نظر برسم،اين‌قدری که با خیال راحت روزها n ساعت وقتم رو بذارم فیلم ببینم و بقیه‌ش رو بخوابم و درصد باقی‌ مونده رو هم گاهی بزنم بیرون ولي خب اين‌طوری نیست،بازه‌ی بین کنکور تا نتايج یکی از طاقت‌فرساترین‌ زمان‌هاست و حالا من دقیقا توی همون زمانم.استرسم می‌شه تب‌خال و از گوشه‌ی لبم می‌پره بیرون،جوش‌هاي همیشگی بازم سر جاشون پررنگ‌تر و متورم‌تر از قبل می‌شن،من و صورتم اما؟خوش‌حال و بی‌خیال به‌نظر می‌رسیم ولي مسئ
خيلي وقته اينجا نیومدم تا از خودم یکی از روزمرگی هامو به جا بزارم ،ترجیح دادم تو دفترم همه شون رو ثبت کنم.
اما اينجا رو هم دوست دارم و دلم طاقت نیاورد که نیام.
نمی دونم از کجا شروع کنم و از چی بنویسم، از سال نویی که برام بدترین سال نو بود به خاطر از دست دادن یکی از عزیز ترین افراد زندگیم اصلا هیچی ازش نفهمیدم، یا از ۳ تا از بدترین نمره اي هايی تا حالا گرفتم و از خودم اصلا توقع همچین نمره رو نداشتم.
بهترین بخش اين چند وقت دیدن دوباره (د) بود هر
درست مثل روزشماری که تا تمام شدن دنیا نصب کرده اند و مردم بعد از چند روز غم داری و سوگ فهمیده اند که کاری جز "زندگی کردن" ندارند ؛ نشسته ام و گذر روزها را می نگرم و زندگی میکنم ، منظورم اين است که بعد از مدت ها دیشب در خانه ی مادربزرگه جمع مجردهاي بدون شوهر را تشکیل دادیم و تا نصف شب به صرف آجیل صحبت میکردیم و از هر دری سخنی بود . به مامان به خاله و به "ر" و بقیه ی بچه ها نگاه کردم ؛ زندگی جریان داشت . به روزهايی که من نبودم و اين جمع ها بر پا بود ، به ش
1)خب از اون شب سخت ترین امتحان کارشناسیم بنویسم : امتحان پرستاری مراقبتهاي ویژه
شامل مباحث ccu-icu-دیالیز هست دیالیز رو به عنوان میان ترم دادیم و حذف شد و موند دو بخش دیگه
تو مبحثccu تمام مباحث بیماریهاي قلب و عروق که ترم 4 خونده بودیم تکرار شد و مباحث آریتمی ها و
پیس میکر و جراحی قلب بهش اضافه شد.
خب مشخصه سخت ترینش آریتمی ها و تفسیر نوار قلب بود.icu مروری بود به بیماریهاي تنفس و درمانهاشون
ولي به شیوه اي کاربردی مثلا طرز قرار دادن انواع لوله هاي
مغزم یک ايالت جداست، یک امپراطوری مستقل و خودکامه !
خودم بارها دیده‌ام که جنگجویانش در سکوت مرگ‌بار اتاق به پیکار با هم برخاسته‌اند و هم را متلاشی کرده‌اند، نبردی آنچنان سخت و طاقت‌فرسا که جنگ گلادیاتور‌ها هم در مقابلش بازیچه‌‌ی احمقانه‌یست؛ قاضی سنگدلی هم دارد که مدام می‌پرسد و حکم‌هاي عجیب‌گونه می‌دهد، مثلا همین چند روز پیش براي دادی از روی عصبانیت اعصابِ متشنجم را به رگبار بست!
دخترکی تخس، بهانه‌گیر و زودرنج هم‌ گاهی حوالی سل
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
گوهرناب 
 سه حکايت کوتاه، اما تاثیر گذار
1ـ از کاسبی پرسیدند: چگونه در اين کوچه پرت و بی عابر کسب روزی می‌‌‌‌‌‌
کنی؟!


 گفت: آن خدايی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا می‌‌‌‌‌‌کند
چگونه فرشته روزیش مرا گم می‌‌‌‌‌‌ کند.

  2ـ پسری با
اخلاق و نیک‌‌‌‌‌‌ سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می‌‌‌‌‌‌ رود،

 پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دخترنمی‌‌‌‌‌‌
دهم!

 پسری پولدار اما بدکردار به خواس
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
آموزش لینوکس
 لینوکس یک سیستم عامل است که از هسته اصلی یا Kernel سیستم عامل دیگری به نام UNIX برداشت شده است. امروزه آشنايی و کارکردن با سیستم عامل لینوکس براي افرادی که داخل حوزه فناوری اطلاعات  و شبکه هاي کامپیوتری فعالیت دارند خيلي مهم و ضروری است. مخصوصا براي برنامه نویسان ، به صورتی که در آگهی هاي استخدام برنامه نویس شرکت هاي بزرگ و تیم هاي مهم یکی از شرايط ذکر شده تسلط به اين سیستم عامل قدرتمند می باشد. از اين روی آموزش لینوکس یکی از مه
همه چیز سرجاي خودش هست:لباسها،استکانها،قندان،سماور،اجاق گاز،پتوهاو بالشها اما اویی که بايدباشد نیست،گلهاي گلدانهازردوپژمرده هستن و یک هفته اي میشود سماور به جوش نیومده تاچايی تازه دم خانه را عطراگین کند،قناریهاگوشه قفس کز کرده اند ونمیخوانند گویی اوازشان را گم کرده اند،هیچ قابلمه اي رو اجاق نیست وغذايی پخته نشده و همه چیز گویی در یک مه صبحگاهیی ان هم ازنوع پايیزی پنهان شده،سجاده اش بعد از خوانده اخرین نماز_نمازصبح_بازنشده و نجواي دعا
همه چیز سرجاي خودش هست:لباسها،استکانها،قندان،سماور،اجاق گاز،پتوهاو بالشها اما اویی که بايدباشد نیست،گلهاي گلدانهازردوپژمرده هستن و یک هفته اي میشود سماور به جوش نیومده تاچايی تازه دم خانه را عطراگین کند،قناریهاگوشه قفس کز کرده اند ونمیخوانند گویی اوازشان را گم کرده اند،هیچ قابلمه اي رو اجاق نیست وغذايی پخته نشده و همه چیز گویی در یک مه صبحگاهیی ان هم ازنوع پايیزی پنهان شده،سجاده اش بعد از خوانده اخرین نماز_نمازصبح_بازنشده و نجواي دعا
 
یک وقت هايی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیاي مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند … مردان» خاص نمیشود. مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. اين روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیاي ن می گویند. در حالی که حق و درد و دنیاي هر زنی یکی از همین مردها است.یکی از همین مردهايی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. از همین هايی که از ۱۸ سالگی دوی
با چند روش ساده کوليک کودکتون رو
برطرف کنید
گمون می­کنید کودکتون کوليک داشته باشه؟ اصلاً در مورد
کوليک چی می­دونید؟
در اينجا قصد داریم تفاوت کوليک با ساير امراض و بی­قراری­هاي
کودک را توضیح بدیم تا به راحتی با چند تا تکنیک ساده از شرش خلاص بشید و دچار اشتباه
نشید.
اول از همه بايد بدونیم به چه چیزی کوليک گفته میشه و بعد
از تشخیص صحیح اون سراغ راهکار درمانی بريم.
کوليک ناله­هاي سوکیه که در چند ماه آغازین تولد کودک
پیش میاد و دل سنگ رو هم آب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب