نتایج مطلب ها برای عبارت :

خدایا تو معرکه ای چه نوع جمله است

بچه ها بی تی اس تو VMAS تو دو بخش K-POP و  BEST COLLABRATION نامزد شده.اي ن دفه دیگه راي گیری در کار نیست.پس فقط بايد دعا کنیدخدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا خدايا
خدايا خدايا خدايا خد
خش خش ، خش خش رفتگران شهر ارواح
می روبند کوچه ها را به جاروی نهان اسرار
خش خش ، خش خش
دم صبح است و به اندوهی خواب
همه ارواح درون یک خیال بی تاب
یک مسافر می رسد از راه ، ترسان ترسان
عرق می ریزد
آفتاب غربت شهر ، سايه اش را جان می بخشد
روح زنی بی رنگ و رو ، در اضطراب نرسیدن ، می آید به سمت او
کاسه اي آب به دستش می دهد 
لبخند مرده اي می زند  
در پی خواب خویش می رود
خش خش ، خش خش
کودکان روح بی کارند
نمی خوانند حتی یک کتاب
سر شب میخوابند
صبح ، از خستگی خواب
حال اين روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه میشه؟! مگه میشه یكم اين زندگى براى ما نچرخه؟! خدايا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف میشه متنفرم از اين شرايط . متنففففففر! بخدا اين زندگى نیست خدايا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
ظلمی بیشتر از اين نیست که با معرکه یا علی
خواهان نگاه بر امریکا و همه مستکبر بی علی
اين مکر و استکبار از وقت دشمنی با مولا علی
امت اسلام را در رنج انداخته و در فکر فقد علی
فقدان مولا هرگز نشود آنان بی نصیب اند از علی 
 در راه ولايت از خدعه آسیب دیده ايم ما یا علی
در اندیشه ات ماتم گرفتیم و نشان دادی سید علی
 
 چه کودکانه به دنیايی آمدیم که میگفتند مثل دعواست!انسانیت هايمان وسط معرکه تیزی خورد و زخم معده گرفت!باشد، اين نیز بگذرد اما،بد نیست روز حساب هم به جاي پول خورد، چسب زخم بدهند!پ.ن: ان شاءلله ثواب داره دلنوشته عاشقانه ازش استفاده احسن بشه.!
بی غبار آمده‌ام پیش تو آیینه شوم
تا خودت را به تماشا بگذارم بروم
تا رسیدن به قرار ازلی راهی نیست
پا اگر بر سر دنیا بگذارم، بروم
سهم من از همه عشق همین شد که گلی
گوشه‌ی خاطره‌هايت بگذارم، بروم
پ.ن؛
هر چه خواستم حرفم گفتنی نبود، انگار براي اين بخش از احساسات کلامی نساخته‌اند یا به قول فرشتگان "قالوا ماذا قال ربکم، قالوا الحق"
مدح تو کی با سخن کامل شود
وحی بايد بر قلم نازل شود
《همیشه حرف دلم با تو نیمه تمام گذشت.》
از دیشب همش بی اختیار اين جمله رو میگم
"داغ رو دلمه" دارم میسوزم انگار یه تکه ذغال داغ گذاشتن رو جگرم
آه میکشم و نفسم بالا نمیاد
خدايا خدايا حرفم بزنم میزنی تو دهنم
باشه من بد ولی بگو کی خوب بود؟ کدومشون عزیز دردونت بودن؟ کدومشون دل مارو نشدن
خستم از نفس کشیدن 
"کم‌تر حرف بزن و بیش‌تر گوش کن!"
خانه‌اي که من در آن بزرگ شدم، پر بود از فعالیت‌هاي مختلف. مادرم مدام در حال طرح‌ریزی فعالیت‌هاي کارآفرینی جدید بود و من و خواهرانم به شدت مشغول اجراي آنها بودیم.»
در میان اين هرج و مرج، پدر اما، لنگرگاه آرامش و ثبات و مسئول پشتیبانی از خانواده بود. وی می‌نویسد: پدرم فرد ساکتی نبود. اما به اندازه‌ بقیه‌ ما حرف نمی‌زد. اين حالت، باعث ايجاد یک تعادل معرکه در خانواده شده بود. ما می‌دانستیم هر اتفاقی که بیفتد
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود               تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت                  تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت                          در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست بریده بود خمار غمم سحر                         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام                         روزی ما ز خوان قدر اين نواله بود
هر کاو نکاشت مهروز خوبی گلی نچید
 چند ساعت به عید مانده، راضیه دلش از آن ماهی تپلی هايی می خواهد که بیرون می فروشند و گوشش به حرفهاي مادر که اصرار می کند آن ماهی ها هم از همین ماهی هاي داخل حوض هست، بدهکار نیست!!!
فیلم قشنگی بود و بازی ها مثل همه اين فیلمايی که اين چند روزه دیدم عالی. فقط همینو بگم که اين فیلم کلی جايزه برده ؛ اين دختر کوچولو هم به خاطر اين فیلم، جايزه بهترین بازیگر کودک جشنواره فجرو برده و چقدر هم بازیش معرکه بود. اون بغضاش و اون چپ چپ نگاه کردناش دل ما را برد.
ی
معلم: سلیم جان، با مکتب» جمله بساز.سلیم: فاروق وردک حدود ده سال وزیر معارف افغانستان بود و فعلآ وزیر مشاور ریس جمهور غنی در امور پارلمانی معلم: من گفتم با مکتب» جمله بساز. جمله تو اصلا مکتب نداشت. سلیم: نخیر استاد، جمله من حدود یک هزار مکتب داشت که شما متوجه نشدید.معلم: چه گفتی؟ من متوجه نشدم؟ تو فکر کردی من احمقم؟ برو از صنف بیرون.مجیب! ايستاد شو. با پول» جمله بساز.مجیب: در حکومت حامد کرزی، فاروق وردک وزیر معارف افغانستان بود.معلم: پسرم، کج
چه جالب است !!!
ناز را می کشیم .
آه را می کشیم .
انتظار را می کشیم.
فریاد را می کشیم .
درد را می کشیم .
ولی بعد از اين همه سال آنقدر نقاشی خوبی نشده ايم که بتوانیم دست بکشیم 
از هر آنچه که آزارمان می دهد .
آخر یکی نیست به او بگوید ما که می دانیم دوستمان نداری پس چرا 
با حرف ها و نگاه هايت کنايه مان میزنی 
اما خدايا گله اي دارم گناه من چیست ؟
خودش اول نگاهم کرد خدايا
به خواهش صدايم کرد خدايا 
گناه اين غم و جدايی گردن اوست
که او آخر رهايم کرد خدايا
#
حدیث مهمی نقل شده و جزء وصاياي حضرت امام مجتبی (ع)  نیز آمده است به اين مضمون : " وَ اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا »: براي دنیايت چنان باش که گوئی جاودان خواهی ماند و براي آخرت چنان‌ باش که گوئی فردا می‌میری .اين حدیث معرکه آراء و عقائد ضد و نقیض شده است: 1.برخی می‌گویند مقصود اينست که در کار دنیا سخت نگیر و بگو " دیر نمی‌شود " ولی نسبت به کار آخرت همیشه بگو وقت بسیار تنگ است. 2. در
خدايا از ما چاق ها بردار بده به خیلی لاغر ها .خدايا مارا به درجه باربی طوری برسان.+آیا میدانستید چاق ها مهربون تر هستند؟ نمیدونستی؟ واه نیمه ی مفید عمرت بر فناست که :اا بله ما بدلیل ترشح هورمون لپتین مهربون تر از شما خوشگلاي لاغر هستیم :))) برید بوسوزید برید دیگه .  +اينقدم اين جمله ی آیا از چاقی خود رنج  می برید رو اول تبلیغاتون نگید . ما خییلی هم با چاقیمون حال میکنیم .رنج کوجا بود؟؟-سرعت تردمیل را روی 5.0کیلومتر تنظیم میکند!+راستی من واقعا فکر م
درباره ی نقد نسبت به برنامه هاي صدا و سیما که صد جلد کتاب میشه نوشت. اما چند تا نکته ی کلی هست که دلم نمیاد نگم.
اول اينکه؛ کاش برنامه سازان، و همچنین مدیران رسانه، اول یک آمارگیری از سطح روحیه ی جامعه داشته باشن تا ببینن بیشتر چه سبک از سریالها براي جامعه ی امروز ما لازمه. اين نکته خیلی حیاتیه. اما متأسفانه صدا و سیماي ما اونقدر غیرکارشناسی عمل میکنه که بعد از گذشت اينهمه سال و اين همه پیشرفت علوم روانشناسی و علوم مدیریت رسانه، و علی رغم ادعاه
گاهی مسیر جاده به بن‌بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رودگاهی همان کسی که دم از عقل می‌زنددر راه هوشیاری خود، مست می‌رودگاهی غریبه‌اي که به سختی به دل نشستوقتی که قلب خون شده بشکست می‌روداول اگر چه با سخن از عشق آمدهآخر خلاف آنچه که گفته است می‌رودواي از غرور تازه به دوران رسیده‌ايوقتی میان طايفه‌اي پست می‌رودهر چند مضحک است و پر از خنده‌هاي تلخبر ما هر آنچه لايقمان هست می‌رودگاهی کسی نشسته که غوغا به پا کندوقتی غبار معرکه بنشس
بی تو تنهايی من مثل بهشت است بهشتبا تو اين معرکه ی عشق چه زشت چه زشتتو پری چهره ولی دیو صفت بودی وايچه کسی با قلمش عقد مرا با تو نوشتبشکند آن قلمی که به تو پیوندم زدو چه بد کرد کسی که گل جان تو سرشتبه پرستاری من آمده بودی اماخانه ی قبر مرا ساخته اي خشت به خشتبذر نفرت که میان دل من میکاریمطمئنا نشود غیر علف چیزی کشتبه خدا مثل بهشت است جهنم بی توبی تو دنیاي من از جنس بهشت است بهشت
یه كوچولو خسته ام و نايی ندارماز صبح آبفاي كشور و دارايی سعادت آباد و گود پاسداران دنبال پولم و گود محسن ص و بعدش شركت بودم و خیلی خسته ام.فردا صبح میرم زنجان.4 صبح بايد پاشم و برم ترمینال غرب.یه جوری شدم.یه جوری كه خودمو نمیشناسم.خدايا به امیدت. 
خدايا، بنده‌ی روسیاهت چگونه شکرت را بجا آورد؟ خدايا، مگر می‌شود توان اداي شکر همه‌ی نعمت‌هايت را داشت که آن هم بدون عنايتت محال است.
خدايا، جهالت اين بنده‌ات را انتهايی نیست مگر به لطفت که شامل حال اين ظالم شود که براستی ظالم به خود است.
خدايا، وقتی مرور می‌کنم زندگی‌ام را، آمدنم را، بودنم را، مگر می‌شود که بودنت را ندید، مگر می‌شود زندگی را بی تو در فهم آورد.
خدايا، زندگی سخت است و دنیا هزار رنگ و هزار حیله دارد و چه سراب‌هايی که گویی ه
تا یه ذره سر کلاس وقت پیدا میکنم براي استراحت ذهنم پرواز میکنه میره اون دور دورا نمیفهمم چی میشه که یهو میفهمم تايم استراحت تموم شده!در اين حد حواس پرت =)
یه صداهاي عجیب غریبی منو بیخیال همه چی کردن،وقتی دراز میکشم اينگار از کف پاهام کم کم بی حس میشه و رفته رفته خوابم میبره متوجه نمیشم تا کجاي بدنم اين کرخی پیش میره اما واقعا معرکه س!شايد به خاطر ايمی پرامین باشه نمیدونم.
خیلی کار دارما خیلی ولی هیچکار نمیکنم!!!قبلا اگر 50 درصد کارارو انجام میدا
⁉️چرا پس انداز کنیم؟ چرا به جاي خوشگذرانی در امروز بايد به فکر فرداها باشیم؟1 – حادثه خبر نمی کندانسان از پوست، گوشت، استخوان، خون و اندکی احساسات تشکیل شده و از قدیم به حق گفته اند که حادثه هیچ وقت خبر نمی کند.با هزینه اي سرسام آور بخش بهداشت و در مان که اين روز ها سر به فلک می کشد و بیمه هايی که به گفته بسیاری از صاحب نظران جنبه تزئینی دارند اگر پس انداز نداشته باشیم کلاهمان پس معرکه خواهد بود.2 – مرگبه اين فکر کرده‌ايد که اگر خداي ناکرده ر
حق روز ازل کل نعم را به علی دادبین حکما حُکم حَکم را به علی داد
معناي یدالله همین است و جز اين نیستکاتب که خدا بود قلم را به علی داد
می‌خواست به تصویر کشد قدرت خود رادر معرکه شمشیر دو دم را به علی داد
عمّال شیاطین همه ماندند تهی‌دستتا احمد محمود علم را به علی داد
یاران ولايت به خدا اهل بهشتندالله کریم است، کرم را به علی داد
هر مملکتی تابع فرمان امیری استايران، دلِ افتاده به غم را به علی داد
از نسل علی یک علی آمد به خراسانیعنی که خدا کل عجم را ب
 
امروز پشت دستمو داغ میکنم که هیچ بسته پستی رو غیر پست مرکزی به هیچ جا نفرستم !!
به هیچ جايی غیر از پست !!
نمیدونستم تیپاکس هاي مناطق دیگه بد مسیرن ! بخدا نمیدونستم 
نمیدونستم دوستام رو اينجوری به جاي اينکه خوشحال کنم ناراحت میکنم
الان بغضم بعد از یکربع ترکید ':(((
خدايا منو ببخش !!
خدايا توبه میکنم بخدا توبه میکنم !!
خدايا من نمیدونستم باعث ناراحتی دوستام میشم':(((
خدايا غلط کردم اصلا ! غلط به معناي واقعی کلمه!
خدايا منو ببخش ':(((
خدايا به خداوندیت ق
غیر حیدر چه کسی شافع م بشود
جز علی کیست که بر فاطمه همسر بشود
عشق مولا نشود قسمت هر بی سر و پا
تا ملک سجده کنان سائل اين در بشود
تا سحر شیعه فقط ذکر علی میگیرد
تا که مشمول دعاي شب مادر بشود
در زمین گشتم و در اوج فلک هم حتی
هیچکس نیست که هم پايه ی حیدر بشود
تیغ ابروش کند معرکه در میدانها
لشکری در پی یک حادثه بی سر بشود
جز علی هیچکسی لايق اين منسب نیست
تا که بر خلق جهان سید و رهبر بشود
حق علی، قبله علی ، اصل عبادات علی
منکرش گفته نبی بزدل و کافر بش
 از هر کسی براي کمک بهم، داره واقعا باورم
میشه، قسمتم اينه به هدفم نرسم!! خدايا کمک کن!!! نوکرتم کمک کن!! خرتم
کمک کن! واقعا احساس میکنم دارم سکته میکنم!!
خدايا خودت کمک کن! هر
روز اوضاع داره قاراشمیش تر میشه! سخت تر میشه! اين همه رفتم تهراان دست از
پا دراز تر برگشتماگه قراره بقیه عمرم هم همین اوضاع بدبختی باشه، خیلی
ملو و اروم امشب تمومش کن راحت بشم!!!تمومش کن دمت!!!
خدايا مراقب ما که نبودی، مراقب خودت باش لااقل!
به نظر من جمله یک روح در دو جسم کلا غلطه
تا ۷ساعت پیش به اين جمله معتقد بودم و حالا نیستم.
چطور میتونه کسی ادعا کنه که با همسر، دوست یا هر شخص دیگه اي روحی ست در دو بدن؟ مگه طرف مقابل خصوصیات، رفتار و علايق متفاوت نداره؟ مگه نه اينکه یه انسان مجزاست؟؟؟
نظر شما چیه؟؟مخالفید یا موافق؟؟ ‍
ادامه مطلب
شايد وقتی جمله کسانی که تاریخ نمیخوانند محکوم به تکرار آن هستند» را خوانده یا شنیده باشید بعد از تحسین اين جمله و عباراتی بدین مضمون مخاطب چنین جملهاي رو فقط و فقط مسئولین و حاکمین و منصب‌دارها بدانید و رد شوید و بارها و بارها در چاه تکرار تاریخ زندگانی خود بیوفتید و از ذهنتان نگذرد که تاریخ‌‌تان را با تمام اتفاقات خوب بدش را ثبت کنید!بار دیگر، اما مصمم‌تر به خود یادآوری کنیم که تجربه‌هاي کوچیک و بزرگِ شکست و پیروزی را بنویسیم تا فرام
شب جاي دلتنگیهاي ساده ولی زیاد من را ندارد نمیدانم یا دلتنگیهايم مثل من بزرگ شده یا شب گنجايش ندارط سخته اينجور زندگی کردن خدايا مرا به دعاهاي کمیل پنح شنبه هاي مسجد دانشگاه ببخش یااصلابه خاطر روضه هاي جان سوز آذری ببخش یا اصلا به خاطر اين جمله اگر خسته جانی بگو "یا حسین"دلتنگم براي اين زندگی ساده 
 
پ ن:اينو چن وقت پیش نوشته بودم شايد اون موقع دلم بارانی بوده
یه جمله جادویی وجود داره
هروقت از دست کسی ناراحتم که دیگه چرا به یادم نیست با خودم میگم من به دنیا نیامدم که فکر و ذکرم اين باشه خودمو به یاد دوستانم بندازم به دنیا اومدم که به همه کمک کنم عشق بورزم و محبت کنم
وقتی ناراحت میشم که چرا کسی از من قدردانی نمیکنه میگم به دنیا اومدم که عشق بورزم و کمک کنم به همه حتی اگر قدردانی درکار نباشه
وقتی کسی دلم را میشکنه با خودم میگم به دنیا اومدم دل همه رو ترمیم کنم نه اينکه منتظر عشق باشم
با اين جمله واقعا آ
سلام
خیلی وقته که نیومدم اينجا  دلم بد جور هواي نوشتن و کرده اينقدر حرف براي نوشتن دارم که نگو  مرتضی رو پروفايلش پارسال زده بود زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که عهد عهد غم است و زمان زمان سکوت  توی اون زمان خیلی باهاش حال میکردم ولی الان نننننننه
اين چند روز اينقدر درگیر بودم که وقت نکردم ساک کتاب ها م باز کنم فقط ساک دستیم که پرونده ها و مدارک جاد و بود و باز کردم
تیر ماهم رسید ماهی پر از خاطره انگار برام نوشته شده اتفاقات عجیب و قشنگ
هر چه مصیبت داریم از همین دو جمله است
سبکسری میکنیم و سهل انگاری،
به آن دو کلمه اي که میدانیم عمل نمیکنیم
همین
پ.ن: حواسم به منم هست؟ نه خیلی (عطف به همان جمله اول)
لعنت به اين ذهن قالب زده برنامه اي، عزیز من برنامه نمیخواد اگر روزی بايد براي خودت وقتی بگذاری بگذار چه یک ساعت چه ده ساعت
#انگیزشیزندگی،معرکه ی خوشی و غم است!روزهاي خوب دارد، روزهاي پُر از سیاهی هم دارد!گاهی ناامیدیم و از دنیا بُریده، گاه سرشاریم از عطرِ خوشِ ايمان و لبخند از روی لبمان پاک شدنی نیست!در کنار همه ی سربالايی ها و سرپايینی ها، کاش یادمان باشد که خودش گفته " لا تحزن ان اللّه معنا ".
www.hotelyalda.comهتل آپارتمان یلدا مشهد
برقراری تعادل میان وظايف و کارهاي گوناگون در زندگی‌ آسان نیست. کار، درس، خرده‌کاری‌هاي هر روزه‌ی زندگی؛ درحالی‌که بايد هواي دوستان و خانواده را هم داشته ‌باشید! به همه‌ی اينها زمانی را که نیاز دارید به خودتان برسید هم اضافه کنید. در چنین معرکهاي بی‌شک برنامه ریزی روزانه به شما کمک می‌کند. با برنامه ریزی، مدیریت و کنترل کارها آسان‌تر می‌شود، می‌توانید میان اهداف کوتاه‌مدت و بلند‌مدت تعادل برقرار و کارها
✍✍✍✍✍خدايا دانشی ده ؛ غم نگیرم،بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم،خدايا از شهامت بی نصیبم،شهامت ده که آرامش بگیرم،خدايا ؛ اين تفاوت بر من آموز،که در گمراهی مطلق نمیرم،ابرها به آسمان تكیه میكنند، درختان به زمین و انسانها به مهربانی یكدیگر.گاهی دلگرمی یک دوست چنان معجزه میكند كه انگار خدا در زمین كنار توست.جاودان باد سايه دوستانی كه شادی را علتند نه شریک،و غم را شریكند نه دلیل .
کتاب جمله هايی که خدا دوست دارد: بیان رابطه ی بین ايمان به خدا و سخنان روزمره
 
کتاب جمله هايی که خدا دوست دارد : غلامرضا حیدری ابهری، نشر بوستان فدک
معرفی:
اين کتاب نوشته حجه الاسلام حیدری ابهری است که در آموزش توحید به کودکان آثار متعددی دارد، که مورد استقبال کودکان و خانواده ها قرار گرفته است.اين کتاب در ادامه همان آثار نوشته شده که البته رویکرد جدیدی در اين زمینه دارد.پس از مطالعه ی اين اثر، کودکان در می یابند که بین ايمان به خدا و سخنان رو
بعضی ها می گن حجاب محدودیت می یاره در صورتی که شنیدیم یا اين جمله رو دیدیم که:
حجاب محدودیت نیست،مصونیت است.
من با اين جمله موافقم یعنی از وقتی که برنامه ی عصر جدید اجراي دختران نینجا رو دیدم، بهم ثابت شد که حجاب محدودیت نمی یاره.
نظر شما چیه؟
اين روزها روزهاي سخت و خسته کننده‌ايه ، از صبح که بلند میشم ذهنم مدام در حال دو دوتا چهارتا کردن‌هايیه که هیچ نتیجه‌اي هم نداره.در روز حداقل یکی ، دو وعده خواهرم به من میگه" خدا بزرگه، خدا کریمه"، عصر همین جمله رو من به اون میگم، دوباره شب دوتايی با هم به مامان می‌گیم و باز اين روند ادامه داره و اين دفعه مامان اين جمله رو به ما میگه، یه دور کسل کننده و ملال‌آور !
یاد جمله‌ی اون بنده‌خدا افتادم که می‌گفت "خدا نکنه اين خدا کریمه تو خونه‌ی کسی
خدايا واقعا شکرت بابت قبولیم توی تخصص .ولی با قبول شدنم تو شهر زادگاه زندگی بدجوری انگشت شستشو گرفته سمتم
اين چند وقته انقدر استرس کشیدم که ۲ کیلو لاغر شدم.خدايا چشه باباي من ول نمیکنه؟اينهمه خودمو سفت و محکم گرفتم .چند ساله فقط به خودم وابسته بودم.ولی الان واقعا یه بغل سفت و محکم میخوام.یکی که بهم بگه خره من میدونم همه چی خوب میشه و من دلم اروم بگیره
پی نوشت:خدا رو شکر اون دکتری که قرار بود بابام منو بهش قالب کنه در رفته و دیگه قرار نیس ب
اين روز ها به درجه اي از درک رسیده ام که درک می کنم چقدر دعوا ها،تنفر ها،زشتی ها،پلیدی ها و هر چیز نا مثبتی که در محیط اطرافمان وجود دارد بی ارزش است،زندگی اين روز ها برايم شیرین است،اما نه مانند عسل که از بچگی شیرینی اش دلم را زده.سبک بال تر شده ام،آزاد تر،رها تر و همه را مدیونم به آن سپید ریش بالاي سرم که همه "خدا" صدايش می زنند:)
+شدیم پیشرفته و حرفه اي تو تئاترمون و بدجور سرمون شلوغ شده:) خدايا ممنون که دارم کم کم برا رسیدن به هدفم رو پاي خودم
خدايا.یه وقتايی از خواستن خواسته‌هام میترسم!شايد خیر من در اون‌ها نباشه.شايد با داشتنشون از تو دور بشماما هیچ وقت از اين که خیرمو دست تو بسپرم نمیترسم.خیالم راحته که بهترین رو نصیبم میکنی.آرامشی میخام که با هیچ طوفانی نلرزه و اين ممکن نیست مگر در رضايت تو.پس شکرت میکنم براي تمام نعمت‌هايی که به من دادی.
نمیدونم تا حالا با کلمه اي یا جمله اي، شنیدن حرفی یا دیدن صحنه اي بهتون تلنگر وارد شده یا نه!؟ من خودم با همه ی اين ها تلنگر خوردم. ولی جمله اي که توی زندگی کاری من بیشترین تاثیر رو  داشت یک جمله از وبلاگ دوست خوبم اقاي شاهین کلانتری بود که میگفت:
"قلم، از ماهی لیز تر است! دست نجنبانی سر میخورد توی گرداب روزمرگی"
چقدر راست میگفت. چقدر اين جمله پر معنا بود. من گاهی اوقات حتی اگه یک روز بخاطر مشغله هاي زندگیم دست به نوشتن نمیبردم. روز بعد تن به اهمال
به نام خداي انسانها وقتی داشتم به صداي زیباي منوچهر نوذری گوش میکردم که در چهره جک لمون نقش بسته بود تنها یک جمله براي همیشه توجهم را به خود جلب کرد و در ذهنم ماندگار شد "میچ !!! .میچ!!!. زندگی یعنی ارتباط بین انسانها هااا!"  .اين یک جمله از فیلم سه شنبه ها با موری بود که با اقتباس از رمانی به همین نام ساخته شده بود.زمان زیادی به اين جمله فکر کردم ،با اين جمله خندیدم و با اين جمله گریه کردم .به راستی خلاصه اي از تمام زندگی بود .هر چه عمیق تر اندیشید
الهی شکر
کربلا و اربعین و معجزه
معجزه . . هر گاه ذهن را درگیر می بینم به قلبم که مراجعه می کنم مطمئمن است. چرا نباشد اکر در مسیر باشد و توکل به الله اکبر با همه ی تجربه ها و دیده ها در اين سال سی.
و باز هم معجزه از پی معجزه هاي پی در پی که شمارش دیگر از دست خارج است. همیشگی است . صبح و شام
خدايا دوستت دارم.
خدايا شکر
ساعت شش و اندی عصر راه افتادم. ساعت ده، پايانه مشهد بودم. به نماز. و اين نماي و منظره‌ی پايانه چقدر خوب است که صاف می‎خورد به حرم و گنبد. خدا خیرشان دهد ـ اگر خرابش نکنند. ـ الان ساعت چهار و پنجاه و سه دقیقه است و دارم می‎نویسم و رادیو گوش می‎دهم. دارد شعری از شفیعی کدکنی درباره‎ی جوانی را آواز می‎خواند. معرکه است اين سنتی. حیف اين گوش ها که عمری ـ در دوران جاهلیت اولی البته ـ به شنیدن خزعبلات معاصر گذشت. و چه خوب است اين رادیو. در اتوبوس با او آ
وزش باد نسبتا شدید در غروب روز یکشنبه 1398/3/5 علاوه بر قطعی برق بخشی از ساختمان بلوک دو و بلوک هاي مجاور، سبب پرتاب و شکستگی اشیاء پشت بام ساختمان من جمله آنتن هاي تلویزیونِ بعضی از ساکنین محترم شده است. لذا از ساکنین محترم خواهشمندیم نسبت به پیگیری وضعیت آنتن تلویزیون خود از طریق مدیریت ساختمان اقدام نمايند.
در صورت عدم پیگیری، تمامی اشیاء پخش شده در پشت بام من جمله آنتن ها، توسط کارگر تنظیف جمع آوری خواهد شد.
 
مدیریت ساختمان بلوک دو
ضبط حرکات افراد و حیوانات (از جمله پرندگان و ات) به دلیل توسعه دستگاه هاي GPS و دوربین هاي ویدئویی کوچک و ارزان قیمت بسیار آسان شده است. با اين حال، هنوز مشکل است که دلیل انجام اين حرکت ها (از جمله محرک هاي خارجی و یا فرآیندهاي ذهنی خودشان) را از سوابق رفتاری بفهمیم.

ادامه مطلب
داداشم فردا کنکور داره، بالاي تخته وايت برد تو اتاقش نوشته: به نامِ عادل ترین
دارم فکر میکنم منظورش چیه؟ یعنی داره میگه خدايا همون اندازه اي که تلاش کردم نتیجه بگیرم؟ یا می‌گه خدايا اگه یه جاي زندگیم کم گذاشتی اينجا عدالت به خرج بده و برام جبران کن؟ :))
واقعا هم تلاش کرد و من امیدوارم نتیجه ش رو خیلی با برکت تر ببینه! ولی من بودم شب کنکورم یه همچین حسی داشتم که : خدايا من که اونقدری که بايد نخوندم و بلد نیستم، احساس میکنم همشو یادم رفته :/ خودت ب
نمیدانم حضور دوباره ات را در زندگیم به فال نیک بگیرم یا 
هستی و من عجیب حس خوبی دارم 
نمیدانم آیا چیزی که در ذهن دارم یک نتیجه گیری قطعی است یا نه ولی وقتی سه فرصت خوب بریدن بود ولی چیزی بریده نشد اگر اين معنايش بودن نیست پس چیست
خدايا ممنون
دلم میخواهد دفعه دیگری که بخواهم بنویسم در شهر محبوبم باشم و مشکلم حل شده باشد خدايا می شود اين محال را ممکن کنی جان من
توجه در مورد انواع مختلف ابرها دانشمندان را به سا ختار ابر هاي رعد وبرق زا راهنمون كرد.ابرهاي كومولونیمبوس از جمله ابرهايی است كه بیشترین رعد وبرق تولید شده مربوط به اين نوع ابرهاست،البته ابرهاي دیگر نیز احتمال درا بودن پتانسیل رعد وبرق را دارند.ابرهاي زیر از آن جمله اند: استراتو کومولوس،(stratocumuIus)،كومولوس(cumuIus)، نیمبو استراتوس(nimbostratus)آلتو كومولوس(aItocumuIurs) آلتواستراتوس(aItostratu)سیروس(cirrus).در سال هاي 1920تا1930با اندازه می گیری میدان الکتریکی و دا
مردان متولد سال مار جذاب، احساساتی و شوخ‌طبع هستند و ن متولد سال مار زیبا هستند و اين زیبايی عامل کامیابی آن‌ها می‌شود.اصلا نسبت به مار احساس منفی نداشته باشید. ژاپنی‌ها براي تعریف از ن معمولا اين جمله را می‌گویند: عزیز من، تو یک مار واقعی هستی» و اين جمله بار معنايی مثبتی براي ن ژاپنی دارد. حال آن که در کشور‌هاي غربی اصلا نمی‌توان براي تعریف و تمجید از کسی از چنین جملهاي استفاده کرد.یک متولد سال مار در لباس پوشیدن بسیار خوش
خستم ! 
خیلی خسته ! اصلا دیگه حوصله خودم ندارم ! 
+ اي کاش اينجوری نبود دنیا :(،
+ خدايا چرا بابا جی الان پیش ما نیست
+ خدايا نتیجه کنکور چی میشه ‌‌
+خدايا دیگه حوصله هیچ کس ندارم نه اين جا نه اونجا .
+ دوست دارم حذفش کنم بره ولی  نمی تونم بهش معتاد شدم میدونم! 
+ خدايا دلم گرفته از همین دوستان بیانی 
+ دلم گرفته از همین دوستان مجازی 
+ خسته خسته خسته  حوصله سریال دیدن ندارم. 
+ حوصله نقد و داستان ندارم 
پ.ن: هنوز همون سه تا سریالم تموم شون نکردن
من متولد اصفهانم، به غیر از یکبار آن هم در سالهاي دور، به شهرهاي جنوبی ايران سفر نکرده ام، ولی باور عمیقی از درون به من اين احساس را میدهد که ریشه ام در جنوب ايران است. مادرم روزهاي کودکی و نوجوانی اش را در آبادان گذرانده است و خود را خوزستانی میداند، و از کودکی، مدام به ما گوشزد کرده است که شما اصفهانی نیستید! براي همین من کمتر خودم را اصفهانی میدانم و دلم براي مردم جنوب، شهرهاي جنوب و شهرهاي جنگ زده خوزستان میتپد و دلم بدجوری آنجاست!
من عاشق
خدايا یه کم درد و دل کنیم خدايا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهايی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از اين رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت میدونی جه بدبختی هايی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی اين حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدايا سنمو ببین یه نگاه به منو هم سنام بنداز اين همه درد برام زیاد نیستش اين همه بدبختی ا
تقریبا دوازده سیزده ساله به نظر میرسه. شايدم بیشتر . یه شال وسط سرش انداخته. با مامانش اومده مسجد. مامانش میره نماز میخونه اون با حالت تدافعی و خشمگینانه میشینه یه کناری تا نماز مامانش تموم بشه و برن.
توی فکر فرو میرم. دوباره همون فکر همیشگی میاد سراغم. قبلنا یه جمله معروف توی ذهنم داشتم که مادری که چادریه ولی نتونسته تفکر چادری بودن رو به دخترش منتقل کنه خودشم چادرشو بهتره کنار بذاره. حالا جمله م توی ذهنم تبدیل شده به اينکه مادری که خودش نما
ساقی شبیه ساقی کوثر نیامدهجز او کسی به جاي پیمبر نیامدهجز او براي فاطمه همسر نیامدهاز کعبه جز علی احدی در نیامدهیعنی کسی به پاکی حیدر نیامدههر کس غلام فاطمه شد در پناه اوستشاهی که عرش دوش نبی جايگاه اوستدر معرکه سلاح نبردش نگاه اوستاين گیسوی سیاه که تنها سپاه اوستبر شانه اش سیاهی لشکر نیامدهاولاد مرتضی همه ذاتاً مطهرندقرآن ناطقند، شفیعان مندشاهان روزگار غلامان قنبرندخدّام عرش گوش به فرمان حیدرنددور و برش که قحطی نوکر نیامدهابروش وق
دوسه روزه میخونم و از فردا سه روزی رو شروع میکنم که معادل 9 واحده رسما سنگین ترین روزهاي تاریخ دانشگاه و پیش رو دارم  ( از اين سخت ترم بوده )
استرس فردا و پس فردا و پس اون فردا ودیگر مسائل کلا انرژیمو گرفته بود خدا روشکر بعد از ظهر تونستم کام بک بزنم  و دوباره بلند بشم الان واقعا حووصله ام نیست که به هیچی  فکر کنم حتی به امتحان فردا فقط دلم میخواد که دست پر برگردم  از اين سه روز سخت که بايد فقط بشینم پاي جزوه و کتاب خدايا خودت کمکم کن
حوصله ام وا
۱. بابام هر سال که نفرات برتر اعلام می‌شه، با یه شوق و ذوق خاصی همه‌ی نفرات رو نگاه می‌کنه… باور کنید برق توی آسمون چشماش رو می‌شه کامل دید… بعدش می‌گه: یادش به خیر! منم یه روزی مثل همینا بودم…»
[هر سال نگاه می‌کنه ها… :| حتی زمانی که من خوندم کنکوری نبودم!]
و من با شنیدن اين جمله غمگین‌ترین موجود دنیا می‌شم… اين که هیچ‌وقت نمی‌تونم به دخترم / پسرم همچین جملهاي رو بگم… :(
۲. شارژ گوشیم تموم شد و از اون جايی که کاملا گوش به زنگِ اعلام نتا
خدايا نذار امید هامون ناامید بشه
امشب به خاطر جمله ی یه کسی خیلی .
به اوضاع احوالمون دلسوزاي انقلاب سوخت.
که دارن یه جور هدر میرین میسوزن و کسی هم نیست از نیت هاي پاکشون  از درستکاریشون استفاده کنه !
وسط فیلم ايستاده در غبار پاشد رفت خونشون
حین رفتن حس منو دید و میدونست دغدغ هی منم چیه یه جور غریبی داشت گلايه میکرد
انگار که هنوز هم با اين سن امید داره یه جا به کار گرفته شه یه گوشه ی کار رو بگیره زیر لب با خودش میگفت
خب که چی داره میگه که یه هم
سلام
نفهمیدم چی شد ولی مثه اين که یک ماه تموم شد اونم چه ماهی ماه از اون ماه هاي باحال و درجه یک ماه رمضان
خلاصه امروز دیگه نبايد منتظر حال و هواي افطار باشیم نبايد به سفره افطار نگاه کنیم تا وقت اين برسه که افطار کنیم نبايد دیگه وقتی میرم کاشون منتظر ساعت هفت و جزء خوانی باشم وخلاصه ماه خدا رفت ولی سفره لطف خدا پهنه و جمع هم نمیشه ما از سر سفره بلند نشیم وگرنه خدا سفرشو جمع نمیکنه
ولی واقعا تنها کسی که هوامونو داره خود خداست و بس
4شنبه غروب رفتیم طالقانطالقان رو واسه استراحتش دوست دارم،چند هفته س قبل از طالقان رفتن كار اسكله و مصیبت هاي بنادر رو دارم و میرم طالقان فقط میخوام فراموشش كنم و بس.دوشب خوب خوابیدم و با پشه گزیدگی و خوردگی كنه برگشتم و تمام بدنم میخاره اما می ارزه.زمین رو هنوز درست نكردم و پول هم دستم نبوده اما ايشالله تا 2 هفته دیگه یه حركتهايی میزنم.5شنبه قربونی كشتیم واسه نفس و گوشتش رو قسمت كردیم،كله و سیرابی رو هم تمیز كردم اما دلم نبود خودمون بخوریم
من پسری بودم که براي خوشحالی و شادی هام دلیل نمیخواستم، من براي خنده هام نیاز به هیچ جوک و حرف و صحنه ی  خنده داری نداشتم.
تمام اون زمان هايی رو یادم میاد که وقتی دلم خنده هاي حال خوب کنی میخواست یهو میزدم زیر خنده، اونقدی از ته دل بود که همه شوکه میشدن میخواستن بدونن چِم شده،
فکر میکردن اتفاقی افتاده، اما فارغ از اينکه من براي خندیدن هاي بی محابا م نیاز به فلسفه و منطق و حادثه نداشتم.
همه ی اون روزهايی رو یادم میاد که هی میگفتن مگه دیوونه اي؟
و گاهی نمیدانی راه کجاست و به سرمنزل نمی رسی اينم حکايت ماست
بعضی وقتا داری میری ولی به خودت میاي که اي دادی بیداد راه و اشتباه رفتی ولی قربون خدا برم که راهنماست دمی شما گرم آخدا اااااا
 
حال و هوام اين روزا شبیه خودم نیس نمیدونم چرا شايد به خاطره اينه که هواسم به خودم نبوده شايد نمیدونم والا ولی بايد فردا حالا یکم حواسم به خودم باشه به خودم برسم  ايشالا
 
خب دیروزم که سالگرد ازدواج حضرت مادر با حضرت مولا بود به به واقعا که دل شیعه به شادی ارب
 حتی یک صفحه هم نخوانده ام. سه شنبه امتحان دارم و اين روزها کارم اين بوده که کتاب جبرخطی را می آورده ام کارگاه و می خوانده ام. بجز دیروز و امروز. دیروز جمعه بود. صبحش داربست بستیم، ظهرش خوابیدم و شبش قسمت چهارم چرنوبیل دیدم.امروز ولی بی حوصله ام. بی انگیزه ام. آنقدر که به بشیر هم که آمده بود داخل کمی زیر کولر خنک بشود هم گفتم که چقدر اين چند روز بی حوصله ام. دیشب به عرفان گفتم که احساس می کنم دچار فرسايش شده ام، احساس فرسودگی می کنم. به هر حال مدتی
بی هدف روی صفحه کلید ضربه میزنم و فکر هايی که تو ذهنم اين روزها رژه میرند واژه به واژه کنار هم قرار میگیرند و جمله هايی میسازند که فقط خودم میفهمم
میدونی گاهی وقتا  اون چیزی نمیشه که میخواي اون چیزی میشه که اونا میخوان. حتی اگه با تمام وجود تلاش و ايستادگی کنی.
دیشب موقع نماز مغرب یه حرفی زدم که خودم هم قبولش نداشتم ولی گفتم اما تا امروز ظهر همه چی دست به دست هم داده بودند که یادم نره خدا با منه 
که یادم نره خدا حواسش به  منه. که یادم نر
یه مطلبی از ايمه روايت شده بود که کسی که پدر خودش رو به قتل برسونه عمرش کوتاه میشه. من اين جمله رو خیلی  سال پیش مطالعه کردم و از اون به بعد همیشه اين جمله رو دیدم که تو فیلما اتفاق میفته! تو نود و نه درصد فیلماي ايرانی و خارجی که دیدم پسرانی که پدرشونو کشتن تو فیلم کشته شدن! 
روايت بعدی درباره احترام به والدینه که شنیده بودم کسی که به توصیه والدین عمل نکنه شکست میخوره؛ بازم نودونه درصد فیلما ازدواج هايی که والدین مخالفن به ضررشون تموم میشه.
ج
داستانک
ماههاست منتظرم که بیايی کنارم بنشینی، دستم را توی دستهايت بگیری، زل بزنی توی چشمهايم و با مهربانی و نگرانی بپرسی:"خیلی سخت است؟" 
بعد من بغض کنم و بگویم "خیلی" و زودی بغضم بترکد و بلند بلند گریه کنم و با کلماتی بریده بریده از ترسهايم بگویم و از تمام شدنهايم و از خشمهايم .
اما خداي من! آن جمله ی احمقانه ی اشتباهی ات که "فلانی هم اين روزها را پشت سر گذاشت" و آن جمله ی نفرت انگیزِ حال به هم زن ات که "نمی توانم بیايم، طاقت دیدن اين صحنه ها را ن
وقتی بهی تو کافه بهم گفت: پنجشنبه ها که با توام تا آخر هفته بعد انرژی دارم از بس میگیم و میخندیم و شوخی میکنی و فراموش میکنم خیلی چیزارو،خوشحال شدم، خداروشکر که میتونم براي کسی تو یه سری شرايط انرژی باشم.وقتی همکار البته بیشتر دوست جونم فائزه، بعد از دیدن فايل هاي صوت ولحن که قسمت بندی کرده بودمش گفت: بغض کردم از خوشحالی معصومه،ان شاءاللّه قرآن جايی دستت رو بگیره که فکرشو نمیکنی، خوشحال شدم.خدايا خوشحالم که میتونم گاهی حال بعضی هارو خوب کنم.
قیامت است خدايا؟،صداي صور کجاست
تمام زنده ذلیلیم ، دلِ جسور کجاست
به زخمه ی چه کنم هاي شهر گم شده ام
کجاست کوی صفا، خانه ی سُرور کجاست؟
شدند خیلِ خلايق مرید گوساله
کجاست موسیِ عمران و راه طور کجاست
چقدر یوسف ما زخمی یهودا شد
زِ چاه تا به زلیخا پلِ عبور کجاست
صداي تیشه ی فرهاد را کسی نشنید؟
کجاست عزتتان!؟شوکتِ غرور کجاست؟!
شبِ سمور نخواهم در اين هجومِ بلا
براي یک شب راحت، لبِ تنور کجاست ؟*
مرا چنین منگر ! روزگار بد تا کرد.!
ملامتم مکن اي ی
تنها بايد کمک رو از خدا خواست خدايی که تا دیروز غمی نبود خداي خوبی بود رحمان بود اما الان
که سختی هست صبری هست
خداي دیروز نیست !
حتی اگه گلايه اي هست دلگیری هست بايد از خدا خواست تا راهشو بگه
/بندگی ما/
اين رو امتحان کردن جواب گرفتن توصیه میکنم شما هم امتحان کنید
اينکه دقیقا همون لحظه اي که فکر میکنی با عقل خودت میتونی به یکی جوابی بدی یا نوعی از سختی هست که تو اون لحظه کاری از دست خدا برنمیاد نعوذ بالله  اما عملا داریم اين رو میگیم ( مثل اينکه
براي زبان آموزی نشسته بودم پاي ویدئویی در یوتیوب، که رسیدم به اين جمله:
your brain is very od at throwing away things it doesn't need
اين جمله در پاسخ به اين پرسش بود که چرا لغاتی را که حفظشان کرده‌ايم سریع از یاد می‌بریم. و اين عبارت صحیح از نظر من بسیار جامع‌تر از آن بود که تنها منحصر به مدیریت حافظه باشد.
بعضی از قوانین اگر چه به ظاهر براي توضیح پدیده‌اي خاص در یک رشته بیان می‌شوند اما با صرف نظر از جزئیات و فرمول‌ها، می‌توان به آن‌ها دیدی جهان شمول داشت، یکی از
یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اينکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته بايد یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشین درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اينکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی اين که سوالايی که از کسی میپرسیدی و حرفايی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها براي من یا بقیه اتفاق افتا
دیروز تنها فامیلمون که اينجاست خونمون بود  . درمورد اينکه احتمال داره خونمون بره شهر دیگه اي باهاش صحبت کرد مادرم و  فامیلمون که من عمه صداش میکنم گفت گلی پیش ما بمونه قدمش سر چشم . دختر بزرگشم که کلاس ششم دبستان خیلیی خوشحال شد دوس داره پیششون باشم و خب اين خیلی خوبه که منو دوس داره و از اينکه 1 سال پیششون زندگی کنم خوشحال شده :)خب خدا رو شکر دل نگرانیم از اين بابت رفع شد . نیاز به کرايه و اينام نیس دیگه چون از شرکت ر اينا میگو میارم براشون که یه
امشب دو جمله‌ی قابل تامل و دلنشین شنیدم و خوندم.
اول:
کار کردن عرضه می‌خواهد نه پول». اين جمله را از کسی شنیدم که عملکردش گفتارش را تايید می کرد و حرفش را عملی کرده بود.
دوم:
پدر و مادر حرفه‌اي بچه را با عرضه بار می‌اورند نه شاگرد اول ». اين هم قابل تامل است و شايد ریشه‌ی حل بسیاری از مسائل و کلید خلق بسیاری از آرزوها و خواسته ها در همین ايجاد و پرورش عرضه باشد.
ب
هو الرئوف الرحیم
جامونده و خواب مونده و ناامید از همه جا دیدی؟
من م
ماه رمضون امسال چه زود تموم شد
بدجوری احساس خسران می کنم
میگن عید فطر یه جلوه اي از قیامت ه
خسران خسران
خدايا دیگه از خودم امیدم رو بریدم مگر خودت نگاهی کنی و راهم بندازی
سال هاي قبل با اين که غصه م از تموم شدن ماه رمضون بیشتر بود
اما یه شعف و شادی عمیق به خاطر عید داشتم
و می گفتم خدا اين عید رو گذاشته برا اون بنده خوباش که از غصه تموم شدن ماه رمضون
قالب تهی نکنن
ولی ام
در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقايد خود آزادند. | تمام اقلیت‌هاي مذهبی در حکومت‌اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمايند و حکومت‌اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند. | اقلیت‌هاي مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود. (آبان 57) | من و ساير ون در حکومت پستی را اشغال نمی‌کنیم، وظیفه ون ارشاد دولت‌ها است. (دی 57) | ون نبايد رئیس جمهور شوند.»
ما دیگر نمی‌توانیم
جمله اي تاثیر گذار از پدر بهنام
حرکت به سوی اهداف بزرگ مثل رانندگی در یک جاده مستقیم و بلنده که انتهاي اون معلوم نیست و تا دور دست­ ها ادامه داره. آدم وقتی ابتداي راه هست و به انتهاي جاده نگاه میکنه، میبینه که دو طرف جاده در افق با هم تلاقی پیدا کردند و شايد بترسه و با خودش فکر کنه "اين غیر ممکنه که من بتونم با ماشینم از اين مسیر باریک عبور کنم" و از حرکت به سمت هدف خودش منصرف بشه. ولی بهنام، هیچ وقت اسیر افکار منفی نشو. مسیرت رو با قدرت ادامه بده
به فارسی طبل است  دیدن نان در خواب خبر مکروه سخن دروغ است فکوری پیدا و روشن و اين جمله دلیل بر زننده آن کند.
ابن سیرین گوید: اگر دید با تبیره پاي کوبد و رقص کند دلیل است بر غم و اندوه و اگر دید او تبیره مفرد همی زد دلیل که سخن باطل گوید یا کاری ناصواب کند بدان مشهور شود و بعضی از معبران گویند تبیره در خواب آواز خوش است باطل است.
کرمانی گوید:اگر دید تبیره میزد دلیل که کارهاي باطلند با شمعت که در او هیچ اصل نباشد و با مردم  هر وعده که دهد جمله د
اينکه وسط روز، توو لحظه اي ک حتی فکزشم نمیکنی.
صداي پیامک گوشیت بیاد و از طرف دیوونه اي باشه ک دلتنگ دیوونگیاته.
دیوونه اي ک دوره. ولی یادش همین نزدیکیاس.
یه جمله ی یهویی مث  "خوبی؟"  "چطوری رفیق؟"  "دلتنگتم."
یه جمله ک نشون بده حواسمون ب هم هست.
و یواشکی. وقتی دنیا و مشغله هاش حواسشون نیس. یاد رفاقتمون و خاطراتمون میوفتیم.
بودنمونو یاد آوری کنیم ب کسايی ک دوسشون داریم.
ب کسايی ک بودنمون براشون مهمه.
شايد معجزه نکنه ولی.
یه حس عجیب و غر
قبلا ها یه جمله خونده بودم از کتابی که واقعا یادم نمیاد از کدوم کتاب بود. ولی خوب خیلی به مذاقم خوش اومد و به کار میبردم و یه جورايی بهم انگیزه ی بیشتر تلاش کردن میداد. اون جمله اين بود:
کسانی که شبها بیشتر از بقیه بیدار میمونن و دیرتر میخوابن , چیزهاي بیشتر از  زندگی میخوان. 
اما الان بعد از گذشت چند سال به نتیجه ی دیگیری رسیدم. 
کسايی که از دنیا و زندگی چیز بیشتر میخوان, همونايی هستن که صبحا یک ساعت زودتر از عموم مردم بیدار میشن. 
شب بیداری ب
در یکی از روزهاي تلخ زندگانی ام وقتی  براي خفه کردن صداي هق هق هايم سر آستینم را گاز میگرفتم، فکری به سرم زد که شايد به ظاهر احمقانه بیايد‌. 
از خودم عکس گرفتم و در گوشه اي پنهانش کردم تا احدی جز خودم به آن دسترسی نداشته باشد . امروز اتفاقی به آن عکس رسیدم . 
هزاران بار بوسیدمش، موبايل را در آغوشم گرفتم، سپس دوباره عکس را بوسیدم. چشمهايش را، اشک هايش را، چین هاي پیشانی اش را، دهانش را که از هق هق نیمه باز بود، موهاي پسرانه ی آشفته اش را . همه اش ر
خدايا سمت کوه بورم یا دریا
کجه قرار بیرم مه دل بوه وا
اگه دوه مه دور تار و لله وا
مه تن اينجه درا مه دل با کیجا
 
حال و هوا داشته نرگس بانو
چشم جلا داشته نرگس بانو
قد رعنا داشته نرگس بانو
امر خدا داشته نرگس بانو
مهر و وفا داشته نرگس بانو
 
چنده من هارشم اين دار و اون دار
 
از دست عاشقی دل دارمه نخار
الهی بمیره دشمن برار
مه قسمت نیبو خرابه کنار
 
حال و هوا داشته نرگس بانو
چشم جلا داشته نرگس بانو
چادر سیا داشته نرگس بانو
امر خدا داشته نرگس بانو
مهر
سنگ فیروزه
سنگ هاي فیروزه اي در ايران و جهان داراي کاربردهاي وسیعی می باشند. از جمله موارد مورد استفاده سنگ فیروزه در سنگ درمانی می باشد که در درمان بسیاری از امراض 
مورد استفاده قرار می گیرد. سنگ فیروزه داراي انواع و اقسام گوناگونی می باشد که از جمله انواع سنگ فیروزه می توان به فیروزه ی عجمی، شجر، چغاله سفید و نیم رنگ، 
فیروزه عربی، گل کاسنی، خاکه و غیره اشاره نمود. فیروزه یکی از پرطرفدارترین سنگ ها در ايران و در بین مسلمانان هست به خاطر احا
بیشتر انرژی جوانان ما صرف چنین مباحثی می شود 
 چه جمله کوتاه و جامعی 
اللهم عجل لولیک الفرج 
                                                                                                                                                                آمین 
از جمله قوانینی که لايحه آن توسط قوه قضايیه تنظیم و به مجلس ارسال شد و پس از تصویب به عنوان قانون، لازم الاجرا شد ؛ قانون نظارت بر رفتار قضات می باشد که از جمله قوانین کاربردی و مورد نیاز بود. جهت مشاهده اين قانون کلیک کنید 
قانون نظارت بر رفتار قضات
بالاخره جم و جور میشم تا برم سراغ نتايج
وارد سايت میشم و موقع وارد کردن مشخصات دعا دعا میکنم
خدايا از هزار بیشتر نشه دیگه میشه که بشه؟!
فاصله بین زدن اينتر و باز شدن صفحه هزار سال برام میگذره
و سرانجام کارنامه اعمالم رو می بینم 
اسکرول ریزی می کنم و درصدهام رو می بینم
نفس عمیقی می کشم و می رم سراغ قسمت رتبه
رتبه:ششصد(و خورده اي!)
خوابم یا بیدار؟! خدايا مرسی!
و یه تشکر ویژه از خودم((((:
سلام خودم
هوا گرگ و میشه و ساعت حوالی 6 صبح  پروژه تحلیل همین الان تموم شد
دلم یجوریه نمیدونم چرا آخه .
اين روز هارو با سال پیش مقايسه میکنم میبینم همه چی عوض شده  واي چقدر تقییرات داشتیم خیلی ادما از زندگیم رفتن و خیلی اندک وارد شدن
جدا خیلی زمان همه چیزو درست میکنه  گذر زمان حوبه کی گفته بده واقعا خیلی خستم ولی خوابم نمیاد نمیدونم چرا
فکرم درگیر بود خیلی الان اروم شده خدارو شکر
خدا خودش کمک کنه  کارام به روال پیش بره تا همه چیز حل بشه
خدا
برخی اتفاقات ساده آدم را عمری درگیر خود می کنندمثلا یک نظر به چهره فردی، عشقی را بیدار می کند که تا ابد گریبان آدمی را می گیرد. عشقی که چون تیغی دو لبه گاهی سعید و گاهی .اصلا انتظار نداشتم جمله چی میگی بچه؟!» براي من چنین نقشی ايفا کند. خیلی دوست داشتم ببینمش اما روزگار چنین نخواست تا یک سال بعد فهمیدم چرا یکدفعه عاشق او شدم.سال 92 جمعی با تکاپوی بسیار خود را به سوریه رساندند. بعد از دربه‌دری‌هاي زیاد، موقع برگشت به ايران در فرودگاه دمشق، حید
هادی امروز بعد از نمازش دعا کرد. براي خودش، خانوادش ودوستش سعید. گفت: خدايا دوستم سعید
رو خیلی کمکش کن در مسابقه دو اول بشه. خدايا کمکش کن درساشو خوب بخونه. خدايا
بچه ها، پدر و مادر ها، وقتی هادی براي خانوادش و دوستش دعا می کرد، خدا یه فرشته اي رو مامور
کردبراي دعاهاي هادی امین بگه.اون فرشته می گه: افرین هر دعايی که براي دیگران می کنی براي 
خودت هم بر اورده می شه.
در همین رابطه پیامبر(ص) فرمودند: دعايی که کسی پشت سر برادر دینی خود می کند، با هفت
زنجبیل به کنترل اشتها کمک می‌کند. با مصرف زنجبیل هر روز صبح احساس
نیاز به خوردن کمتر می‌شود. بهترین روش مصرف زنجبیل به منظور کاهش وزن،
جوشانده زنجبیل یا آب زنجبیل است. براي تهیه جوشانده زنجبیل لازم است ابتدا
مقداری آب را جوشانده و سپس دو تکه زنجبیل را به آن اضافه کنید.
گاهی اوقات راهکاری ساده همچون افزودن زنجبیل به وعده صبحانه با فوائد متعددی براي سلامت همراه است.

به
گزارش ايسنا، زنجبیل از جمله طعم‌دهنده‌هاي نوشیدنی چاي
سال جدید شروع شده است و .دارم فکر می کنم ؛به روزهايی که رفت .به لحظاتی که خندیدم .لحظاتی که اشک ریختم .و تمامِ ثانیه هايی که کنارِ عزیزانم گذشت .با سرعت ، مرور می کنم ؛اتفاقاتِ خوب و بدی را که برايم افتاد .آدم هايِ جدیدی را که وارد زندگی ام شدند .و آدم هايی را . که از زندگی ام رفتند .دیگر قرار است یک جمله ی "یادش بخیر" قبل از خاطراتِ خوبِ آنسالم بیايد .قرار است  بشود ؛ "پارسال" .من تمام اين روزها را زندگی کردم ،خوب هايشان برايم امید بود ، و
منفی کردن در زبان ترکی استانبولی
با زبان فارسی تفاوت دارد. واژه منفی کننده در ترکی یک پسوند به نام değil
است که صرف می‌شود و بعد از واژه‌ها و در انتهاي جمله قرار می‌گیرد.
مهم‌ترین نکته‌اي که در ساخت جمله منفی بايد در نظر بگیرید اين است که در
اين نوع جملات صفت صرف نمی‌شود و به شکل ساده خود می‌آید. ساختار جمله منفی
اين گونه خواهد بود:

ضمیر + شکل ساده و صرف نشده صفت یا اسم + شکل صرف شده واژه değil

جدول صرف واژه değil


Ben … değilim
من … نیستم.

Sen … değils
هر کسی میتونه جمله هاي خوب و ماندگار بگه که اون جمله منحصر به خودش باشه.  اما اين حرفا فقط از زبان کسی تاثیر گذار خواهد بود که خودش بهش عمل کرده باشه. شخص بايد بزرگ باشه تا بتونه بزرگی رو یاد بده. 
من یه دفترچه داشتم که اسمشو گذاشته بودم دفترچه موفقیت و توش مثل سخنان بزرگان ولی از خودم می نوشتم. یعنی جملات متعلق به خودم بود. یه جورايی تجربه ها و کشف هاي خودم بود. اما متأسفانه خیلی از اين حرفاي خردمندانه رو فقط نوشته بودم هرگز عمل نکرده بودم. ولی
نمیدونم ولی چرا احساس میکنم که به جايی داره میرسه
از نشانه هاش حدس میزنم از اينکه یه اتفاقی ان شاء الله که خیر ! قراره بیوفته
از سنگ اندازی ها از سردرگمی ها از لنگیدن کار میفهمم
از اينکه شرايطی دارم قرار پیدا میکنم که به قول جمله ی معروف یا الان یا هیچ وقت دیگه
حالتی که دیگه برام حجتی داره باقی نمیمونه نزدیک خیلی نزدیک
حالتی که اگه توکل نکنم عجله کنم دقت نکنم خسرانشو خواهم دید شايد تا اخر دنیا که وقتی همه جمع بشن
که اين برام بزرگترین کابوسه
از متن کتاب: 
" بند کفش ها بسته شدند. سر میز نشستم و منتظر نیمه شب ماندم. نیمه شب آمد، اما افراد گشت نیامدند .بايد سه ساعت می گذشت، ساعت هايی که تحملشان دشوار بود و بعد آن ها آمدند. مادر پالتوی دم دستی که دور یقه اش نوار مخملی داشت، را برايم گرفت، درونش خزیدم. او گریه کرد. من دستکش هاي سبز را به دست کردم. مادربزرگ از راهروی چوبی، درست همان جايی که کنتور گاز بود، گفت: شک ندارم که دوباره بر می گردی.
من به اين جمله از روی عمد توجه نکردم اما بی آنکه بدان
شخصی
وارد مسجد پیامبر صلّی اللّه علیه و آله شد وگفت : یا رسول اللّه ! به من
قرآن بیاموز ! حضرت او را به یکی از یارانش سپرد ، او دست اين تازه وارد
را گرفت و به کناری برد و براي تعلیم او سوره زال را تلاوت کرد ، همین
که رسید به آیه فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرّهٍ خَیراً یَرَه و مَن یَعمَل
مِثقالَ ذَرّهٍ شَرّاً یَرَه (70) هر که به مقدار ذرّه اي خیر یا شرّی
انجام دهد آن را خواهد دید . آن عرب کمی فکر کرد و به معلّم خود گفت : آیا
اين جمله وحی است ؟ معلّم گف
امروز با یک خانم تو کنسولگری دعوا کردم. دارم به اين نتیجه می‌رسم که درسته که آدم بايد صبور و با حوصله و با فرهنگ و خوش‌برخورد و ملايم باشه، ولی اگه زیادی صبور باشه بقیه، ولو به صورت ناخودآگاه، اون رو مفری براي در رفتن از زیر بار مسئولیت خودشون قرار میدن. قبل از بقیه‌ی آدماي دور میزش اونجا بودم و دونه دونه کار همه رو انجام می‌داد و اونا می‌رفتن و بعدیا میومدن و وقتی من کارمو می‌گفتم با حالت "اي بابا!" می‌گفت یک لحظه صبر کن دیگه! مدل کار من با
در نگاه کلی، یکی از اهداف اصلی احداث پارک علم و خلاقیت در مجموعه پیشرو، درک بهتر مباحث مطرح شده در کتب درسی دانش آموزان به ویژه کتاب علوم آنهاست. جانورشناسی از جمله قسمت هايی است که غالبا به واسطه عدم دسترسی معلم و دانش آموزان با موضوع، در همان سطح تفسیر و توضیحات تئوریک خلاصه میگردد و در بیشتر مواقع به نشست کامل و جامل موضوع در ذهن دانش آموزان ختم نمی گردد. مجموعه پیشرو با در نظر گرفتن اين نیاز و انجام برنامه ریزی هاي لازم، اقدام به گردآوری
اين غزل در پائیز 86 و فی البداهه در جلسه ی جشن امام رئوف توسط آقاي حسن سعیدی خادم خالدی سروده شده است :
هست میلاد گرانقدر رضا ، شاه هدی 
بلبلان رقص کنان چهچهه زن پر ز نوا
خرّم از یمن وجودش همه ی دشت و دمن
گوئیا فصل بهار است به هنگام شتا
آنکه ثامن به حجج هست و شه کشور دل
راضی حکم خداوند و مسمّی به رضا 
آستان حرمش مأمن هر فرد غریب
ضامن آهو و سلطان غریب الغربا
مشهدش کعبه ی آمال همه تا به ابد
خاکبوس حرمش ماه به هنگام مساء
اختر و ماه و خور و جمله تمام افل
سال هاست می نویسم
همیشه دستگاه هاي تايپ قدیمی را دوست داشتم
یک بار از نزدیک دیدمش و علاقمندتر شدم
الان دیگه با سیستمم رفیقم و سال هاي متمادی است که با اين می نویسم
دلم براي دفترهايم که بسیار در آن ها نوشته ام تنگ شده
و البته وقتی که به مرگ فکر میکنم به اين فکر میکنم که چیا نوشتم؟ و کاش محو بشه از صفحه کاغذها و کسی نتونه بخونه
نوشتن حال ادم خوب میکنه حالا هر مدلش
انگار یه سری جمله و واژه است که بايد برون ریزیش کنی بدون اينکه مخاطبی داشته
خدايا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدايش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پاي شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشايد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهايت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
یک بار در پرینستون از طریق پست جعبه‌اي مداد دریافت کردم. آنها همه سبز پررنگ بودند و روی هریک با حروف طلايی اين جمله نوشته شده بود ریچارد عزیزم، دوستت دارم! پوتسی.» اين جعبه مداد از آرلین بود. (من او را پوتسی صدا می‌زدم.)
چه جمله‌ی قشنگی و من هم او را دوست دارم اما می‌دانید که انسان چطور بدون اينکه خواسته باشد مدادش را اينجا و آنجا رها می‌کند. براي مثال گاهی که می‌رفتم پیش پروفسور ویگنر تا فرمولی یا چیزی را به او نشان بدهم مدادم را روی میز ا
گاهی براي مسیری اينقدر سختی کشیده اي که فقط شنیدن یک خسته نباشید گرم می تواند آرامت کند. خوابت نمی برد تا اين جمله را نشنوی. نه از هرکسی، از یک نفر که می فهمد. و چقدر می چسبد اگر آن یک نفر بلد راه باشد. 
چیز پیچیده اي نمی‌خواهم بگویم، بلدترین اين راه را پیدا کرده ام، یا حداقل یکی از بلدترین ها را! نه از سر لجاجت می گویم نه از سر بی حوصلگی.
جاهايی را دویده ام که هر کسی بلد نبود، جاهايی را شب و روز، تنها تنها دویده ام. جاهايی که خیلی ها با چند قدم رسی
درد جزئی از زندگیم شده. 
خدااااااااااا تحملم داره تموم میشه.
به معناي واقعی تمام تنم درد میکنه. 
خدايا بخاطر اون روزهايی که درد نداشتم و یادم رفت شکرت و بجا بیارم هزاران بار شکر
اگه همزمان کلیه و سر و دل و روده ومعده مفصل و چشم و قلبتون 
درد نمیکنه از ته دلتون خداروشکر کنید
همه اينها عوارض یه درد کوفتیِ!!! همه با هم حمله میکنن!!!
دارم کم کم، کم میارم. 
چیزی نمونده یه سال بشه.
صبح نوشت:
یکم از اون دردها رفتن پی کارشون الان. 
دلم میخواد به خود
خدايا خودت میدونی چی میخوام.
نمیام هِی الکی همشو برات بازنویسی کنم.بیکار هم نیستم.خودت میدونی اين روزها چقدر گرفتارم.حتی یه مدته فرصت نکردم به آرزوهام فکر کنم.
آرزوهام تغییری نکرده ، همون قبلیان.همونا که هیچ وقت نشد.همونا که داره از یادم میره.
خدايا ، بعضی وقتا حس می کنم میتونی ولی کاری نمی کنی.ببخش رُک حرف میزنم.من اصولا آدم رُکی نیستم.اما امشب فرق میکنه.امشب شب آرزوهاست ، پس لطفا لَج نکن باهام.انصاف نیست.
سال ۹۸ نزدیکه.همون دم تحویل
غذاهاي شکم پر از جمله پرطرفدارترین غذاها به شما می
روند که متاسفانه بیشتر افراد تصور می کنند که تهیه کردن آنها کار بسیار
سختی است. اين در حالی است که تهیه اين غذاها نسبت به بسیاری از موارد دیگر
آسان تر می باشد. از جمله یکی از بهترین نمونه ها می توان به گوشت و سیب زمینی سوخاری اشاره کرد که بسیار مقوی و خوشمزه است. اگر دوست دارید با طرز تهیه گوشت و سیب زمینی سوخاری آشنا شوید، ما را در ادامه اين مقاله از آشپزی ها همراهی کنید.




ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب