نتایج مطلب ها برای عبارت :

حسین جانم آبروی دوعالم وحید شکری

راستش را بخواهىآمدم!؛هر شبنه یك بارنه دو باربه تعدادِ تمام شب هاى بعد از نبودنت،آمدمو هر بار این شك به جانم مى افتاد؛نیستى یا خودت را به نبودن زده اى!؟ اما اینبار صبح كه چشم باز كردى،پشتِ دربِ خیالَت را بخوان.برایت تا بینهایت نوشته ام؛جانم،آمدم،به اندازه ى تمامِ دقایقى كه داشتَمَت.نبودى اما!
دانلود مداحی جواد مقدم مجنون و مدهوش و مست و قلندرم
شب 23 رمضان 95هیئت بین الحرمیننوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیمجنون و مدهوش و مست و قلندرمالحمدلله که گدای مادرممشمول الطاف خالق داورمشاهانه میگویم نوکر حیدرمعاشقی بی دل از تبار سلمانمبنده ی حیدر و شاه خراسانمسائلم سائلم سائل انگشترموَ تصدق علی شاه کریمانمعلی جانم علی جانم علی جانمولی الله ثارالله عشق الله علیاسدالله سیف الله ثارالله علیاُذُن الله وجه الله عین الل
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.




یا اباعبدالله یا اباعبداللهیارا دلبر و دلدارا ماه جهان آرا میکشد عشق تو آخر سر ما راجانا سید و مولانا حضرت سلطانا تشنه تو هستم سید العطشاناجانم جانم به صدای نوکرات به دلهای مب
این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما نگرانم در فکر تو بستم چمدان راو همین فکر مثل خوره افتاده به جانم که بمانم چیزی که میان تو و من نیست غریبی است صد بار تورا دیده ام ای غم به گمانم؟! انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟! بگذار به دنبال تو خود را بکشانم ای عشق!مرا بیشتر از پیش بمیران آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم
بسم الله الرحمن الرحیم.
مسافرم برگشت.
با کوله باری از تجربه با کوله باری از خاطره
پلاکش رو که از گردنش درمی اورد گفت:بعد از 81روز این از  من جدا میشه
ولی من که میدونم پلاک جدا شد ولی هیچ کس نمیتونه هوایی که به سرش افتاده رو ازش جدا کنه
خداروشکر 
که فداییه زینب سلام الله شدی 
جانم  همه وجودم فدای فداییه زینب سلام الله.
سوره‌ی کوثر اومد / دلبر حیدر اومد

شیعه‌ها گل بریزد. مادر اومد 2

می‌زنم دل به دریا / سر میذارم به صحرا

غم ندارم تو سینه. جان مولا 2

غرق شور و شادی، آسمونا امشب / به عشق فاطمه، نام مولا بر لب

یا زهرا / بانوی دوعالم خوش اومدی

یا زهرا / کوثر مجسم خوش اومدی

(یا زهرا - خوش اومدی ) 2


ادامه مطلب
دانلود مداحی جواد مقدم بابا ببین به دام غصه ها اسیرم
شهادت امام جواد (ع) 95هیات بین الحرمین تهراننوحه واحد
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیبابا ببین به دام غصه ها اسیرمرو خاک حجره سر میذارم و میمیرمجوونم اما داغ زهرا کرده پیرمزهر جفا آتیش زده بال و پرم روهی زیر لب صدا میکردم مادرم رومیکشیدن رو خاک حجره پیکرم روسوز زهر کینه به قلب من نشستهراه نفس رو بسته خیلی دلم شکسته
متن مداحی بابا ببین به دام غصه ها اسیرم جواد مقدم
میسوزه تمو
بیمار می شویم، دوا لطف می کنند
دلمرده می شویم، دعا لطف می کنند
هر قدر هم که پشت، بر این خاندان کنیم
بر ما همیشه آل عبا لطف می کنند
ما غافلیم و زود فراموش می کنیم
این قوم، بی صدا به گدا لطف می کنند
آن قدر با وقار و بزرگند، وقت جود.
از پشت درب و زیر عبا لطف می کنند
هرجا حسين گفته شود صحن کربلاست
هرجا که هست کرب و بلا لطف می کنند
با این همه گناه شدم زائر حسين
خیلی به من امام رضا لطف می کنند
برگ برات خویش گرفتم به روی دست
امضای شاه طوس روی برگه ی من است
بیا جانم!
بیا و دل به مهر کسی بده که وقتی از تو دور است ، هر روز صبح عکسهایت را مرور کند و دلش برایت از دور ضعف برود.
بیا  و مهر کسی را به جان بخر که وقتی حواست به نگاهش نیست ، چشمانش را ببندد و در دل آرام دعایت کند.
بیا و عاشق کسی باش که هر روز عصر باز هم عکس هایت را مرور کند ، آنقدر که این بار طاقتش طاق شود ، تلفن را بردارد و با شوق به صدای بوق ممتدی گوش دهد ، که انتظار صدایت را می کشد.
بیا و دلداده ی کسی شو که وقتی به او فکر می کنی ، دلت برایش هری بریز
شاید برای خیلی ها 
رویاهای ما
خنده دار باشد.
اما همین که بافکرش هم عشق می کنم
برایم کافی ست
همین که به یقین برسم" الاعمالُ بالنیّات"
خودش یک دنیا رسیدنه
مثل همان که; سالهادرخیالِ خود
باکوله باری از عشق
پیاده عازمت می شدم
و آخر هم شدم!!!!.
وحالا دوباره همان خیالات با
بارهای دوچندان به سرم می زند.
چقدر سنگین تر قدم برمی دارم این بار
چقدر سخت تر و شیرین تر است سفرِعشق!!!!.
نمی دانم به یادِ محمدابراهیم
یا حتی همان حبیب که بارها برایت جان داد
اما
یکهو فهمیدم که چقدر خودم را دوست دارم. خود تنهایم را. ساعت ۲:۴۲ دقیقه ی بامداد روزی در اردیبهشت بود من از استرس امتحان نخوانده که می رفت که معدل قشنگم را خراب کند و از معده ی ترش لعنتی حاصل دو لیوان قهوه ی دوست نداشتنی که به زور شکر نوشیده بودمشان نشسته بودم و هیچکس نه در واقعی و نه در مجازی نبود که دلداری ام بدهد! سرم را در آغوش بگیرد یا که بگوید که فدای سرت که درس نخوانده ای. فدای سرت که تمام سیستم سلامت و خواب و معده و همه چیزت را همین یک ترم به
متن آهنگ مهدی یغمایی بنام شهر آشوب
دل از ما میبرد دائم نگاری که تو باشی
جهان خلاصه است به کناری که تو باشی
برایت به جز عشق چه شعری بسرایم
که از شوق تو ای عشق غم از دل بزدایم
من برایت بی قرارم فدایت هر چه دارم
چه حالی بهتر از این که باشی در کنارم
بخند آرام جانم چه کردی مهربانم
که جاری می شود اسم تو دائم بر زبانم
عاشق منم باور کن ای جان فقط لب تر کن
با خنده هایت جانا حال مرا بهتر کن
شیرین شهر آشوبم تا با تو هستم خوبم
تنها تویی محبوبم ای جان
من برایت ب
دانلود آهنگ جدید وحيد گودرزی مرهم
Download New Music Vahid Goodarzi Marham
آهنگ وحيد گودرزی بنام مرهم
باز هوای ابری و من تو خیابون
هنوز هستم به یاد دیدارمون زیر بارون
ترانه و موزیک : وحيد گودرزی + تنظیم : میثم اکبری +میکس و مسترینگ : محمد تقی پور
 
ادامه مطلب
متن آهنگ علی منتظری به نام مهربانم
Text Music Ali Montazeri Called Mehrabanam
✿●✿ مهربانم جانم نبضم✿●✿✿●✿ ضربانم دست من نیست✿●✿✿●✿عشقت افتاده به جانم ✿●✿✿●✿ای پری رو اسمت شده ورد زبانم✿●✿
به لینک زیر مراجعه نمایید :
 
متن آهنگ علی منتظری مهربانم جانم نبضم ضربانم
matnetaraneh.rozblog.com
آمدمممممم
جانم به قربانمممممم
ولی حالا چراااا

بعد صد سال و اندی بازگشتم به وطنم بیان
درگیر روزمرگیه شدیدی بودم که با فوت دخترعموم شکسته شد.
روزها رو شب میکردم و شب ها را روز
تا اینکه یک خبر ناگوار به من نهیبی زد.
باعث شد از خودم دائما سوال کنم که چرا واقعا زنده ام.
چرابرای چی خلق شدمباید کجا برمچیکار کنم
الان 3 روزه که دیگ نیست و من همون شب اول کلی گریه کردم
دقیقا شب کنکوربله من دوباره کنکور دادم.رشته ریاضی
شب کنکور دیدم
 
دانلود پاورپوینت هم خوانی" مادرم زهرا"
 
دانلود پی دی اف هم خوانی " مادرم زهرا"
 
 
 
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
دخترت هستم و مهربان مادری
دست من، دست تو، تو بهشت منی،جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
هستی­ام حسينو دل دهم دست تو
تا ظهور مهدی، مأنم هستی تو، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
منصوره، معصومه، زکیه، حکیمه
دخترت هستم و مادری فاطمه، جانم
مادرم زهرا مادرم زهرا (2)
مادرم زهرا مادرم
ــــــــــــ
از فروردین که خیری ندیدیم
نه آن که رفته بود برگشت 
نه آن که بود وفا کرد 
بهار بود جانم ولی رنگ خزان داشت.
حالا اردیبهشت آمده.
کاش حداقل اردیبهشت کمی منصف باشد 
سفر کرده‌ای را باز گرداند 
عاشقی را به معشوق برساند 
مرگ نباشد، تولد باشد 
از فروردین که گذشتیم 
کاش اردیبهشت 
اردیبعشق شود.!
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم : مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردی امشب چه با ناله غم از هر دیده می بارد دلم در سینه می نالد مرا دیوانه کردی مرا دیوانه .
اهنگ مریم چرا با ناز متن کیفیت بالا 320 و لینک مستقیم 
مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی
به جانم شعله افکندی مرا دیوانه کردی
امشب چه با ناله
غم از هر دیده می بارد
دلم در سینه می نالد
مرا دیوانه کردی مرا دیوانه کردی
رفتی مرا تنها به دست غم
امروز کسی را دیدم که در پس عینک آفتابی‌اش در نگاه اول شبیه تو بود. همان نگاه اول وجودم را لرزاند، یادت افتادم، دلتنگت شدم ولی نبودی!
نبودنت بر تمام جانم نشست. دوباره با خودم مرور کردم که چرا نگاه تو هیچ‌گاه قسمت من نشد! سهم من از این زندگی چیست؟
بی تو چیزی برایم دوست داشتنی نیست.
بیا.
Hoorosh Band
Shabhaye Niloofari
#HooroshBand
صدا بزن منو بگیر ازم غمو 
شانه به شانه پا به پا
بیا بگیر دست مرا 
ببر تو رویای شبونت
نوازشم کن و 
دوباره عاشقم کن و 
برای روییدن خنده رو لبات
دلم میخواد خودم بشم بازم بهونت
نیست بجز هوای تو در سرم
با تو خوشم ای همه باورم
آرام جان من تویی
 بمان کنار من همیشه
منو از این شبای نیلوفری
از خواب خوش تا به کجا میبری
نفس تویی و بس فقط بمان کنار من همیشه

چشمانت 
منو سپرده دست رویا
بیا بشین در بر من تا 
خیره بشم به موج گیسوی 
چو در
تورو میشناسم از گریه


تورو
میشناسم از گریه ، تورو میشناسم از تکیه
خودت
رو از خودت دارم ، خودت دادی به من هدیه
تورو
میشناسم از بابا که تو هیئت بزرگم کرد
از
اون ی هایی که تا اینجا بزرگم کرد
تورو
میشناسم از گریه ، مصیبت روز عاشورا
توی
هر روز عشق من نوشته روز عاشورا
تورو
از محتشم های رو دیوار حسينیه
تورو
از پیرمردای گرفتار حسينیه
تورو
از گریه ی مادر که با اشکاش شیرم داد
از
اون اشکی که عشق تو به چشمای فقیرم داد
تورو
از روضه ی زینب که بدجوری تک
نمی‌دانم چه اصرار بیهوده‌ایست که ننویسم؛ آن‌هم حالا که بیشتر از هر وقتی انبوهِ کلمات شُره می‌کنند به حجمِ سرم و سرریز می‌شوند تا نرمه‌ی انگشت‌ها! احساس می‌کنم آنقدر در نادیده‌انگاری افراط کرده‌ام که بوی ماندگی گرفته‌اند. امروز اما انگشت‌ها را یله داده بودم سمت کاغذ و گوش به زنگ نشسته بودم که سوت‌ْکشان بیایند و رد بشوند از انگشت‌ها و قطارِ خسته‌ام دمی بیاساید. وقت نوشتن اما جمله‌ها چندپاره شد. چندتاشان گم شدند. یکی دوتاشان به کندی
و می‌رسیم به ترس. ترس از تغییر کردن. ممکن است آنچه امروز برایش می‌جنگم فردا کنار بگذارم؟ این جنگ تا کجا ادامه دارد؟ 
خدایا مرا در راهم ثابت قدم بگردان. تنها تو از نیتم آگاهی و تنها به تو پناه می‌برم. از تو می‌خواهم جانم را از من بگیری، پیش از آنکه بخواهم تردید کنم؛ و سختی‌های دنیا را به من بچشانی، پیش از آنکه خوشی‌ها اراده‌ام را سست کنند. 
مرگ شیرین است، اگر با زنده ماندن بخواهی آدمی شوی که نمیشناختی‌.
با
عرض تسلیت بمناسب شهادت سالار و سرور شهیدان امام حسين (ع) و یاران ایشان و
ایام سوگواری تاسوعا و عاشورای حسينی خدمت تمامی کاربران و بازدید کنندگان
وبلاگ علوم ماوراآبروي حسين به کهکشان می ارزد
یک موی حسين بر دو جهان می ارزد
گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست
گفتا که حسين بیش از آن می ارزد
کاش بودیم آن زمان کاری کنیم
از تو و طفلان تو یاری کنیم
کاش ما هم کربلایی می شدیم
در رکاب تو فدایی می شدیمایام سوگواری حسينی تسلیت باد
دوستت دارم و از گفتنش ابایی ندارم
بگذار مرا هر چه میخواهند بخوانند این مردم
چون لیلی من تو باشی
مجنون و مستم گر بخوانند دردی نیست
درد آن است که من مجنون باشم و تو لیلی نباشی
سکوتم را بنگر
فریادهای خاموشم را نمی بینی
عشق را در چشمانم و در اندوه نگاهم نمی بینی
من فریاد خاموشم
ناله پردرد عشق بی فرجامم
مسافری خانه بدوشم
سربازی بدون وطن
وطنم، سرزمینم، خانه ام دل زیبای توست
چشمان و لبانت 
آه از چشمان و لبانت که قبله گاه من بودند
دریغ شدند از من در ک
گناهت هیچ  هست وگناه من فراوان است به جرم غفلت من, توشدی درگیر این دنیاتمام جرم عالم رابه جانم نوش میباشداگر دنیا رها سازددلت را از گناه منفدای چشم مست توفدای قلب پر صبرتکه گشته مبتلای غمز جرم و انتخاب مندلم میگیرد از دنیادلم از دست دل، خون استدلم بیتاب، بی تابی قلب مهربان توستپر از مهر و صفایی توعزیز جان جانی تو دعا کردم که تاجان هست نبینی هیچ دردی تو نشی هرگز تو در بندیهمه دردت بجان منهمه شادی برای تو همه شور و نشاط زندگی باشدنصیب قلب پا
قبلا راجب پسر همسایه گفتم براتون،که کل بچگیمون باهم بود،بعد کلا کودکی عاشقانه ای داشتم من
وقتی اهنگ کی بهتر از تو از عارف خیلییی رو بورس بود،ما هم در دوران جاهلیت به سر می بردیم-_-بعد با این اهنگ دوچرخه میروندیم دو تایی، یه روز قرار شد من و خانواده ی گرامی یه هفته بریم مشهد.منو علی رو غصه گرفته بووود که یه هفتهههه بازی نمیکنیییم،بعد اومدیم برا هم نامه بنویسیماین اهنگو باز کردیم شروع کردیم نوشتن،حالا متن نامه:
علی جانم،علی جانم،در این سفر د
ازازل در طلبت چشم ترم گفت حسين
 هرکجا بال زدم بال وپرم گفت حسين 
مادرم داد به من شیر محبت اما من حسينی شدم از بس پدرم گفت حسين 
هرچه دارم همه ازلطف پدر بود که بنشسته به بالین سرم تا به سحر گفت حسين 
تاکه نام گل تو واشد به لبم بازپدر گفت شکر خدایا پسرم گفت حسين 
اگر به جز عشق حسين در سرم باشد خداکند که روز آخرم باشد 
از عشق علی مددگرفتیم آن چیز که می شد گرفتیم .
توی یادواره شهدا یک خادم واقعی بود، شنیده بودم نه تنها کمک حال برگزارکنندگان بود بلکه از نظر مالی هم کمک قابل توجهی کرده بود، یک روز ازش پرسیدم چقدر کمک مالی به یادواره کردی؟؟
معلوم بود نمی خواهد بگوید،  حرف را عوض کرد، مسئول کمک های مردمی یادواره آمد و گفت وحيد آقا کمک خوبی کرده اند، دوست داشتم بهش بگم که چقدر به داشتن چنین برادری افتخار می کنم.
شهید وحيد مرشدی از مرزبانان ناجا19اردیبهشت 1396 درهنگ مرزی بانه در درگیری باگروهک تروریستی پژاک ب
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هایم، خدای خستگی هایم ، خدای  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
متن نوحه حسين جان فدایی توام با صدای حاج مهدی سلحشور
حسين جان حسين جان فدایی توام
زائرها تو دل صحرا
قطره قطره شدن دریا
رسمشون عشقه و راهشون کربلا
می پیچه نغمه ای تو باد هلا بیکم
صدای صابخونه میاد هلا بیکم
با هر قدم جهان میشه خاک پاشون
با هر قدم حرم می بینه چشماشون
با هر قدم میرن تو قلب آقاشون
حسين جان حسين جان فدایی توام
ادامه مطلب
این روزها دخترکِ خیابانِ انقلابِ درونم، یاغی شده و حرف های بو دار میزند.
سرم پر از حرف و حرف و حرف است اما قفلِ عقلم، مانع جاری شدنش می شود.
می ترسم از این هیاهوی درون. یا سرم بر باد می رود یا آرزوهایم.
موهایم طغیانگر شده اند و حریفشان نیستم.
هوا رو به گرمی می رود و آن پیراهن کوتاه گل گلی ام در کمد برایم چشمک میزند اما. پیراهنی که باد به رقصش در نیاورد چه سود.
آه از روابط.قوانینشرعیات و عرفیات.
چه کسی جواب ذوق های کورشده ام را می دهد؟ جواب
امروز، از اون روزاست که خانومِ خونه دار درونم هوس خونه داری کرده:)
میخوام برم با انرژی ظرفا رو بشورم، دستمال بکشم، لباسا رو تو ماشین بندازم و اتاق رو جمع و جور کنم.
انقدر این حالتم برام عجیبه که یه ربعه دارم از خودم میپرسم: نلی،جانِ من خوبی؟؟؟
بعد هم باید برم کنکور ثبت نام کنم( انشاالله آخرین و بهترین کنکورم باشه، بلند بگین آمین )، بعدترش هم میرم سراغ کتاب های عزیزتر از جانم که کلی دلم براشون تنگ شده.
+ کلا یه هفته است تل نصب کردم، نمیدونم چجوری
من وحشی ام نه حسين
من فحش میدم و فحش میخورم نه حسين 
صدای وق وق منه که از خونه میره بیرون نه حسين
لعن و نفرین ننه ی منه که به دخترش می خوره نه لعن و نفرین ننه ی حسين به اون. 
من عرضه نداشتم همسر پیدا کنم و نه حسين




اتفاقا تو جواب یکی از کامنتها نوشتم که قبل طلاق فقط منفی هاشو می دیدم (خریت!) و بعد اینکه اون گفت نمیخوامت خوبیهاش اومد جلو چشمم 
و کدوم خوبی ای از این بالاتر که اون می تونست منو از این خونه ی لعنتی ببره بیرون با عزت 
درست بعد از گذشت 6 ماه نه تنها یادم نرفته، سیر از دیدار نیستم، برای مسافرت های دیگری برنامه ریزی نکرده ام، بلکه همه اش با خودم دو دو تا چهار تا می کنم ببینم می شود بزودی باز هم عازم کربلا شوم!؟
فکر می کنم کم گذاشته ام،
شاید هم دلتنگی را بهانه کرده ام،
اصلا شاید دردی دارم که درمانم تویی امام حسين جانم!
بین تمام خبرهای شبکه ی خبر، هنوز واژه ی عتبات دانشگاهیان را خوب می بینم و خبرش را می خوانم و دلم می لرزد و وسوسه می شوم و یک آن، ترس تمام وجودم را می
محرم آمد.
بوی بغض می اید.
بوی پیراهن مشکی.
بوی فریاد یا حسين.
دیگرنزدیک است که فریاد بزنیم:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسين،سید و سالار نیامد.
خدایا کمکان کن تا در این ماه یا حسين »گفتنمان سبب با حسين بودنمان » شود
فرا رسیدن ماه عزای حسينی را به همه عاشقان حسين(ع) تسلیت می گوییم.
میدونی؟
- فک میکنه یهویی رفتن باعث راحت رفتنه :)
+آره، به بقیه که فکر نمیکنه، بزار راحت باشه!
-یعنی خودخواهه؟
+نه، نمیشه اینطوری گفت، شاید دست خودش نباشه
-نچ، قبول ندارم، فقط وقتی عزرائیل بیاد، رفتنت دست خودت نیست
+راست میگی، اینم حرفیه:(
-بخند :) ، خودخواهی و قول هاش برای خودش
+نچ، نمیشه، داغونم:(
-هععععععی، امان امان امان
+اوهوم، راستی سکوت!
-جانم؟
+الان که شکسته، میدونم مث تو جز سکوت هیچی بهتر نیست!
-آره رفیق، مال من خیلی وقته که شکسته:)
+:(
-:)
سین سک
دانلود مداحی حسين سیب سرخی سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت
هییت روضه العباس علیه السلام
جلسه هفتگی 29/4/98
نوحه شور
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحی
سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت
بی تابم از الان واسه محرمت
با روضه رفتنم با گریه کردنم
حق داری گردنم سلطان کربلا
اربابی به خوبی شما ندیدم
دنیا رو به غیر کربلا ندیدم
من عشقی جز توی کربلا ندیدم
اربابم حسين حسين عزیز زهرا 
 
متن مداحی سر خم نمیکنم جز رو به پرچمت حسين سیب سرخی
 
رو میز
روزی از روزها بود
فرشته ای از غروب احساسم در من طلوع کرد
به روشنایی خورشید، به پاکی باران، و به تقدس یک خیال کودکانه
با یک سبد واژه های شیرین
به نگاهی به وسعت آسمان
و یک بغل لاله های سرخ و زرد و ارغوانی
و ذهن خسته من
پر از تردید
در ازدحام پرغبار بی قراری ها
به غروب نزدیک می شد
شراره های گیسوانش بر روح یخ بسته ام می تابید
و لطافت دستانش خراش جانم را مرهم بود
دستانی به نرمی شاعرانه ها
که آرام، آرامه‌ی جانم شد
.
در سکوت به پرواز پرستوها خیره می شدی
حسين* آیه های اشک آلود سوره فتح و ظفر خداست
سوره ای نه مکی و نه مدنی؛
که تنهای تنها در کربلا نازل شد.
الف لام حسين*!
حروف مقطعه ای که تفسیرش با خون است. 
و این خون، خط سرخ خداست
یک طرف با حسين*، یک طرف بر حسين*!
حسين* یک لحظه است؛
لحظه ای که انسان میمیرد تا انسانیت زنده شود.
لحظه ای که انگار اسرافیل صور گرفت و م کرد
و استخوانهای پوسیده انسانیت از لابلای خاکهای سرد جاهلیت بیرون آمد و روح گرفت.
حسين لحظه ایست که تمام نمیشود.
گویی مکان به تماشا
قسم به آتش جانم، که بی تو زنده نمانم
قسم به روح و روانم، که هست مهر تو جانم
 
قسم به دار و ندارم، که بی تو جلوه ندارم
قسم به نور امیدم که از تو شعله‌نم
 
به جان آتش جانم نشان آتش‌تان را
ز شور شعله ندانم ز بوی جبهه نخوانم
 
قسم به بوی جنان و به بال شاپرکانت
نشان کوی شما را ز داغ سینه نشانم
 
قسم به زمزم چشمت، قسمت به آیه ی روحت
قسم به فتح و فتوحت، که غم شکسته روانم
 
بیا بکش دل ما را به جلوه های محمد
که بعد جلوه‌ی جانت دگر به دهر نمانم
 
ز معتقی که
.
( زینتِ پدر )

دُختِ حیدر خواهرِ ناموسِ دین
فخرِ نسوان آلِ هاشم را نگین
زینب است پرورده ی خیرالنسا
خطبه هایش در اِسارت آتشین
زینِ اَب ، زینت بوَد بر پنج تن
چون علی باشد به هنگامِ سخن
پاکیش والاتر از مریم بوَد
اُسوه باشد درحیا این شیرِ زن
نامِ زینب زنده کرده کربلا
کهنه کی  گردد قیامِ نینوا
چون ابوفاضل علمداری نمود
سرنگون هرگز نشد خونین لِوا
در میانِ عاشقان عاشق ترین
در کلاسِ عشق او لایق ترین
مرغِ طوفانِ بلا بنتِ علی
در وفایش از همه صادق ترین
ک
چشمای خسته و سردرد و یه عالم سیستم به هم ریخته که باید اصلاح بشن
ژینو برای بار اخر فامیلم رو صدا زد و من برای بار اخر دستم رو به نشانه"جانم،صبر کن الان میام"بالا آوردم.
پریسا طراح لباسه وارد سایت شد و هی چشماشو درشت میکرد،کنار صندلیم متوقف شد؛
یه تیکه از مغزم منتظر بود سوالی از طرف اون پرسیده بشه و جواب محاسبه کنه و بگه 
و تیکه ی دیگه ای مشغول ترسیم نقشه ساختمان بغلی بود
پریسا دقیقا طبق محاسبه ژینو 2/5 ساعت اونجا ایستاده بود و خیره خیره به کشیدن
ببرد از من قرار و طاعت هوش// بت سنگین دل سیمین بناگوش
نگاری چابکی شنگی کله دار// ظریفی مهوشی ترکی قبا پوش
ز تاب آتش سودای عشقش// بسان دیگ دایم می زنم جوش
چو پیراهن شوم آسوده خاطر// گرش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانم// نگردد مهرت از جانم فراموش
دل و دینم دل و دینم ببردست// بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش
دوای تو دوای توست حافظ// لب نوشش لب نوشش لب نوش.
جهـــــــان مال من و من از جهانم
ز این نعمت که داده شادمــــــانم
به درگاه خدا صد حمد و هم شکر
که او الهام کــــــرده هم به جانم
چه غم دارم خدا هر جا که حاضر
هر آنچه خــــــــواهد او تسلیم آنم
نبـــــــــودم من مرا این گونه داده
کنون هستم قـــــــــوی و پر توانم
که او را می پرستم هم مددخواه
خداوند کـــــــــــــــــریم و مهربانم
اگـــــــــــر لطفش مرا یاری نماید
همیشه شاد و مـن هر د م جوانم
مدد گر او کنــــــــــــد با صبر بسیار
بدنبال صف
هر وقت اسم امام کاظم ع میاد ناخودآگاه یاد این صفت بارز ایشون
میوفتم.(کظم غیض)
هر وقت هر شرایطی عصبانی میشم یا یه نفر 
عصبانیم میکنه یاد امام موسی کاظم ع میوفتم.
میگم مگه امامت نیست؟؟
خب امام ینی چی؟؟ینی الگوی تو.ینی کسی که پیشوای توئه.
پس باید از ایشون الگو بگیری.خشمتو بخوری.عصبانیتتو فرو ببری.
امام موسی کاظم (ع) اینقد مظلوم بودن که بیشتر
 سالای زندگیشونو تو زندان بودن.
اگه الان امام رضا ع دارین.اگه امام رضا ع رو میشناسیناگه از سفره
اشعار حسين جنتی لادانی + علت بازداشت حسين جنتی لادانی چیست اگر چه به صورت رسمی علت بازداشت این شاعر اعلام نشده اما گفته می شود حسين جنتی پس از شعر خوانی در دانشگاه اصفهان به اتهام 
 
نگرد بیهده! یک سکه ی سیاه ندارم
 
به کاهدان زده ای ! هیچ غیر کاه ندارم
 
جز اینکه هیچ ثوابی تمامِ عمر نکردم،
 
دگر  - به صاحب قرآن قسم - گناه ندارم!
 
خیالِ خیر مبر، من سرم به سنگ نخورده ست،
 
زِ توبه خسته شدم، حالِ اشتباه ندارم!
 
اگر به کشت
آینده من را این روزها شکل میدهد. گاهی دلم می لرزد و ناامید می شوم. گاهی به خودم و دانشم می بالم و با خیال امن می نشینم.
اما
راستش را بخواهم بگویم از این که کسی را که دوست دارم از دست بدهم چهار ستون بدنم می لرزد . من با او خندیدم به وسعت دلم و گریه کردم از سویدای جانم 
باید باشد
باید برای من بماند
بگذار بگویم عاشقش شده ام 
کلی اتفاق خوب و کلی اتفاق بد افتاده و من مثل کسی که پیمانه به دسته گیجم ومنگ. از اتفاقات خوب خوشحال باشم یا غصه دار اتفاقات بد.راستش دلتنگم دلتنگ آرامش و مهربانی بی چشمداشت.تولد دختری و عروسی خانواده همسر باهرسختی بود خوب برگزار شد .اما فشار اقتصادیش کمرشکن شد.ابزار نقاشی برای کلاس دختری کلی هزینه برداشت که خوب دختری با معلم زبانش نیمه دعوایی کرده که چون میدانم علت چیست حف رابه دختری دادم و تصمیم گرفتم ازکلاس عمومی استفاده کنم براش.و ات
در دیده اشک و بر لبم لبخند بوده.
چون در کنار جام زهرم قند بوده.
زندانی عشق تو بوده جسم و جانم.
دیوانه با دیوانه ای همبند بوده.
بی تو تمام ماه های سالم ای عشق.
اسفند یا اسفند یا اسفند بوده.
جسمم اگرچه آب شد چون #برف اسفند.
روحم ولی محکم تر از الوند بوده.
سوزانده ام در پیشواز مقدم تو.
در شهر هر چه عنبر و اسپند بوده.
اینروزها نای تپیدن هم ندارد.
قلبی که بی اندازه قدرتمند بوده.
حالم شبیه حال یک بیمار قلبی ست.
که سالها در حسرت پیوند بو
امروز روزم قشنگ بودبه قشنگی وقتی که به ایده‌ی تو دیوانه‌وار میخواستم پاهایم را در شن‌های کویر و خنکیِ آب‌های دریا فرو ببرم.به قشنگی وقتی که دل بستم به لقبِ شبدر سبزِ چهاربرگِ سحرآمیزی‌ که تو به من تحفه کردی.به قشنگی وقتی که کوفته‌های خاصِ دست پختِ دلپذیرت را زیر زبانم فراموش‌نشدنی دیدم.و به قشنگی وقتی که تو را دیدم.جیغ بزنم تا احساساتم دنیا را فرا بگیرید؟!من با دیدنِ تو،با خودم و‌ دنیا رفیق‌تر شدم و حالا چیزِ ارزشمندی برای محافظتی
.
( یاضامن آهو )
دارم هوایِ مرقدت ای شاهِ مندل می طپد در سینه ام ای ماهِ من
.
از کودکی نامت شده وردِ زبانعشقت در این دنیا شده همراهِ من
.
کمتر زِ آهو نیستم مولا بیاتا بنگری بر محبسِ جانکاهِ من
.
افتاده ام در بندِ صیّاد زمان آقا نظر کن بر اسارت گاهِ من
.
چون بچه آهو بر مزارت سر نَهمدستی کشی  تا بر سرِ گمراهِ من
.
بر پنجره فولادِ تو گشتم دَخیلکافی نبوده، همّت کوتاهِ من؟
.
مهمان شدم گاهی اگر بر سُفره اتقانع نشد گویا دل خود خواهِ من
.
لایق نبودم در کنار م
خانواده ی شهید بودن به حرف راحته ولی تو عمل
دایی جانم سی سال مفقود الاثر بود، هم رزماش میگفتن شهید شده ولی پدربزرگ و مادربزرگم هیچوقت باور نمی کردن، میگفتن اسیر شده بر می گرده.
اسرا هم برگشتن و دایی من نیومد.
از ساعت 11شب به بعد، به پدر بزرگ و مادربزرگم زنگ نمی زدیم چون چشم به راه داییم بودن و با هر زنگِ نیمه شب، قلبشون تند میزد.
بنیاد شهید 3 بار مجلس ترحیم گرفت ولی بازم باور نکردن، نمیخواستن که باور کنن.
با اصرار زیاد بعد بیست و چند سال، بالاخ
دردا که گشت با من، بیگانه یار جانیبا دست خود مرا کشت، لب تشنه در جوانیمن از نفس فتادم، بر خاک رخ نهادماو می‌زند به مرگم، لبخند شادمانیای بلبلان بنالید ای لاله‌ها بریزیدشد باغبان دل را گار جان خزائیغم‌‌ها بدل نهفتم، در دم بکس نگفتمبردم بگور با خود صد غصة نهانیلب تشنه‌ام ثوابی، ای امّ فضل آبیبالله این نباشد، پاداش مهربانیبر دیده‌ام ستاره، در سینه‌ام شرارهبا قلب پاره پاره، رفتم ز دار فانیعمرم چو عمر یک آه، کوتاه بود کوتاهشد اول حیاتم
وای خدا من چقد  احمقمچقد بیشورمچرا واقنخودش گوشی منو برمیداره عکس میندازه اشکالی ندارهمن ک برداشتم میگه ای بابا من عکس فلان دارم چرا دس میزنیدمیخاسم خوشحالت کنم خباینه جوابمب درک اصنب درک ک ب همه میگی جانم ب من میگی بلیاخه بیشور من خودم دعای شبمو روزم این بود ک مهرم از دلت برهبد تو باید برگردی ب من بگی بلی اصن بگو ها بکو حرف بزن ن اینکه بلیباشه خدارو شکر اصن من خودم میخاسم اینجوری بشه حالا شده چ بهتر من.کاش اونی ک باید دس از سرم بردارهبابا من
این غزل در تاریخ 31/4/1377 و در زمان دانشجویی آقای حسن سعیدی خادم خالدی ، در گوهر دشت کرج سروده شده  و در رومه ی رایزن جوان کرج منتشر شده است .
چشمم نشسته در خون ای ماهرو کجایی صیدی اسیر بندم ، به دیدنم نیایی ؟ 
از خون شراب سازم گر عزم مِی نمایی جانم فدات سازم در خانه ام گر آیی
چشمم به در سیه شد ، شاید ز در درآیی حالی ز ما بپرسی ، مهری به ما نمایی 
عمری در انتظارت ، سر کرده ام که شاید با تو به سر نمایم ، ایام بینوایی 
خوار و زبون ز عشقت ، گردیده ام
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعایت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه های این دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "این همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
و یک خستگی،یک خستگی که سالیان است در من زندگی میکند و ریشه دوانده در تمامی وجودم. این خستگی قابل بیان نیست.نمیتوان به کسی گفت حتی آنکس که به او عشق میورزی.شاید در بیان احساساتم زیاده روی کردم شاید من تحمل این را ندارم که زندگی مرا اینطور ترتیب بدهد بی پول و مزایا هرچند وضعیتم از خیلی ها بهتر است و از خیلی ها بدتر ولی تحملش را ندارم.این خستگی که تمام من شده و مثل خوره پی و جانم را میخورد را چگونه باید به کسی نشان بدهم؟که میفهمد؟ خود آدم هم کم می آ
فردا روز جهانی هتروکرومیا س.
وقتی پنج سالم بود آرزو داشتم یه دختر داشته باشم که چشماش عین چشمای بابا باشه.بابا یه قصه برای چشماش داشت .میگفت چشم عسلیش مال یه سرباز جوان اس راییل یه میگفت وقتی بچه بوده چشمش سنگ میخوره و میبرنش اونجا برای درمان چون تو ایران نمیشد درمانش کرد بزرگتر که شدم دیدم فقط بابا نیس که چشماش انقدر جذاب و تا به تاس. کسای دیگه هم بودن توی فامیل.
من هنوزم آرزو دارم یه بچه با چشمای تابه تا داشته باشم 
روز این آدمای خیلییییی
یه سوال
کیا اینجا رو می خونن؟
منظورم اینه که کیا وقتی اسم وبلاگ رو میبینن ، میزنن روش تا ببینن چی توش منتشر شده، نه فقط اینکه اسمشون توی دنبال کننده ها باشه
اینو برای اطلاعات شخصی خودم میخوام
فقط می خوام یه عدد دستم بیاد ، هر چند که اعداد همیشه گول زننده اند
و اونایی که می خونن، نظرشون چیه راجب وبلاگ؟
+ چند وقتی بود که دلم می خواست یه روزنوشته بزارم ، یکم خاطره، یکم حرف دل، یکم گِله ،نشد ولی، نذاشتن، نذاشتید ، نتونستم.:)++ چقد غریبه شدم توی همه
دو سه روز مونده به امتحان و بخاطر تست زدن یکی از مسرا میرن خونه مامانم که خونه خلوت باشه وقتی هر دو با همند صدای بازیشون بلنده و نمیشه تمرکز کرد. امروز فسقلی جانم داوطلب شد بره مامانم خونه برادرم مهمون بودن و فسقلی هم خوش خوشانش شد و رفت اونجا. دوبار بهش زنگ زدم حرف زدم و الان که نه شب هست واقعا دیگه دلتنگیم اذیت میکنه انقدر دلتنگشم که ابدا نمیتونم تمرکز کنم. زنگ زدم که بچموو بیارین با دایی جونش رفته ددر. شازده هم بدتر از من هی میگه نمیخوام تنها
سلام
روزها اینقدر گرمه ولی باید وایساد باید با تمام حرف و حدیثا جنگید باید ربات تموم بشه باید پرینتر ساخته بشه باید کانال تحویل گرفته بشه و
این روزا کارم فقط دویدنه  فقط دارم میدوم امروز به خودم اومدم دیدم صبح تا ظهره نشستم بگذرم
ولی تا روتخت بیمارستان بودم به این فکر کردم که دیدی حاج ممد دیدی مردنم زیاد سخت نیست یهو یه بشکن  و یاعلی  ولی کاری که عوض داره گله  چی چی نداره مام گله نداریم شکري خدا
تا چن وقت مجبورم شبا تنها باشم ولی خب  یاد
عزیزِ پاییزی من!‌ شبیه اولین اطلسی پیش‌مرگ پاییز دوستت دارم و چون درختی و سر خم کرده پیشِ پای خزان با تکه‌های تنم به استقبال لبخند بهاری‌ات می‌آیم!
عزیزِ پاییزی من! قول بده، قول بده در روزهای زرد پاییز مثل سیبِ کال روی شاخه همیشه سبز بمانی‌ و لبخند سرخت را در فصل سرد و خزان‌زده زیر برگ‌های افتاده‌ی نارنج جا نگذاری.
عزیزِ پاییزی من، بهار بمان! 
در فصل خرمالوهای رسیده و برگ‌های ترسیده به تپش‌های قلبت بسپار بهار را از یاد نبرند . سبز
زمان همیشه به تغییر آدم ها کمک کرده! زمانی نمیگذره که میبینیم دیگه اون آدم قبلی نیستیم و یه جورایی فرق کردیم؛ گاهی بهتر و گاهی متاسفانه بدتر!
ولی تو همه ی این تغییرها همیشه حسابم با او فرق داشته و داره و ان شاءالله خواهد داشت!
من هیچ وقت حس و حالم با امام رئوفم عوض نشده 
هیچ وقت دوست نداشتم تو حرم عکس بندازم چون حس میکردم وقتم تلف میشه
هیچ وقت دوست نداشتم جز برای غذا و استراحت و استحمام تو هتل باشم
هیچ وقت دوست نداشتم فقط یه جا بشینم و بعدش پاشم
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جوادای سلام جود بر جود و عطایت یا جوادایکه بارد جود از دست گدایت یا جوادای صفای دل حریم با صفایت یا جوادای دوای دردمندان خاک پایت یا جواددوست و دشمن کنند مدح و ثنایت یا جوادای کرم داران درم داران گدای کوی توحسن کل انبیا در طلعت دلجوی توخوی احمد خوی حیدر خوی زهرا خوی تونخل طوبی سایه ای از قامت دلجوی توچشم خلقت دست خلقت سوی خلقت سوی توکعبه جان همه دارالولایت یا جوادای غبار کاظمینت آبرو را آبروای محمد هم بنام و هم به
یه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو میخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
شب نیمه شعبان

به یاد مداح اهل بیت
{ع}

ذاکر عارف و دلسوخته

"شهید مجتبی
تهرانی" 




هزار مرتبه جانم بگیر
و جانم دِه

سپس کرم کن و یک لحظه
رو نشانم دِه

.

به زیر قدم های خویش
خاکم کن

غباری از سر کویت به
ارمَغانم ده

.

ز خشکسالی اشکم،
نمانده برگ و بَری

کرامتی کن و اشکی به
دیدگانم ده

.

بسوز حنجره ام را به
آتش جگرم

خروش نالهٔ یا صاحب
اّمانم ده

.

به چشمهٔ ظلماتم نیاز
نیست، بیا

شهید خویش کن و عمر
جاودانم ده

.

سُرور و غم چه تفاوت
کند، حکیم تویی

همان که
دانلود مداحی محمود کریمی دیگه واسه چی بمونم
محرم 92نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیدیگه واسه چی بمونم حالا که تو بی سپاهیتو رگام می جوشه خونم حالا که تو قتله گاهیمن عازم میدونم نمی تونم که بمونمخودمو تو گودال به عمو جونم می رسونمضربان قلب من یا حسن یا حسينآسمونا هم میگن یا حسن یا حسينعمو حسين عمو حسين ببین بریده نفسمعمو حسين عمو حسين زنده بمون تا برسممتن مداحی دیگه واسه چی بمونم محمود کریمییه تنه زدی به میدون پسر تو
پدر بزرگوار شهید حاج حسين معزغلامی:
وقتیکه من برای مداحی به مسجد می رفتم , به حسين میگفتم که زمان مداحی من , جلو میاد و بین جمعیت بشینه تا من بتونم به درستی کارم رو انجام بدم. 
اون موقع حسين ۴ سال داشت و واقعا به حرف من گوش میداد و همون یکبار تذکر باعث شد ، حسين تا قبل از شهادتش نیز در زمان مداحی من خیلی نزدیک نیاد ؛و واقعا حسين گوش به فرمان بود !!
 @Agamahmoodreza
 وقتی میدانید یک نفر دوستتان دارد وقتی میدانید حضورتان مهم است، حتی در حد چند ثانیه.وقتی میدانید اگر بی خبرش بگذارید خود خوری میکند.وقتی همه ی این ها را بهتر از خودش میدانید، پس چرا یکهو غیبتان میزند؟چرا میروید و دیگر خبری ازتان نمیشود؟!پیش خودتان چه فکری میکنید؟!لابد میگویید مشکل خودش است ، میخواست دوست نداشته باشد.اینطور که نمیشود جانم! مثل این میماند که تو با هزار امید و آرزو پیش دکتر بروی بعد دکتر بگوید من کار دارم میخواستی مریض ن
حالا درست یک هفته شده که صدایت را نشنیدم بابا جانم اما همچنان خوشبختم که چشمانت را دارم.
بغضم بند نمی آید. تحمل نمی کنم. این انتخاب من است! قبلا هم گفته بودم. تو خط قرمز منی. همان نقطه ضعفی که آدم ها اگر با آن امتحان شوند کم می آورند. به خودت هم گفته بودم که تو همانی. تعجب کردی و جدی نگرفتی درست مثل اینکه دارم مزخرف می گویم. یادت هست؟ حالا که این همه در سکوتی حرف هایمان یادت می آید؟ 
-"خدا غول چراغ جادو نیست که هر چه تو می خواهی بدهد"
عزیزم من دلم م
همین چند ساعت پیش رسید
رسید و من عطر حسين را در چشمان اشک آلودش دیدم.
وقتی که از خانواده‌ای کپرنشین می‌گفت که آن‌ها شبی را میهمان‌شان بودند
جدا جز حسين چه کسی می‌تواند قلب‌ها را این طور نزدیک کند؟
هنوز که صحبت می‌کند اشک توی چشم‌هایش حلقه می‌زند
این حسين کیست؟
دوستی دارم که نام کاربری اش جامانده بود
حالا که جا مانده‌ام می‌فهمم او چه می‌گفت
قطعا من لیاقت این سفر را نداشتم. حتی عطر هزار بار رقیق شده‌اش هم دارد بند بند وجودم را از هم پار
تقدیم به همه‌ی نوکران اباعبدالله علیه السلام::تنها حسين ِ فاطمه آقای نوکر استهیئت تمام معنی دنیای نوکر استما را برای سینه زدن آفریده اندخدمت در این حسينیه تقوای نوکر استداغ حسين بهانه‌ی ابراز حاجت استاشکِ میان روضه تمنای نوکر است"صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسين"این معجزی از آه ِ مسیحای "نوکر" استم برای فاطمه این چهره آشناست مُهر کبود ِ سینه‌اش امضای نوکر استنوکر بهشت هم برود سینه می زندبیت الحسين عرش معلّای نوکر است
{امام زمان(عج) از منظر روایات - شماره 30}
 
همانند زنبور
 
امیر المومنین(ع) می فرمایند: "به سان زنبور در میان پرندگان باشید. تمامی پرندگان آن را ضعیف می شمارند، و اگر می دانستند چه برکتی در درون خود دارد، چنین نمیکردند.
با مردم با زبان ها و بدن هایتان معاشرت کنید و با قلوب و اعمالتان دوری گزینید.
قسم به کسی که جانم به دست اوست، آنچه را دوست دارید نخواهید دید، مگر پس از آنکه برخی از شما در چهره ی برخی دیگر آب دهان بیاندازند و برخی از شما برخی را دروغگ
تو ماهی و من ماهی این برکه کاشیاندوه بزرگی است زمانی که نباشیعلیرضا بدیع::من سفره‌ی صبحانه و تو نان لواشیاندوه بزرگی است زمانی که نباشیجانم به فدای تو و آن جسم ظریفتاز عطر دل‌انگیز تو و حجره‌ی کاشیمی‌رقصد و مست است و خمیر تو به دستشدر طبخ تو شاطر کند، ای جان چه تلاشی!از وزن تو کم کرد و به حجم لبت افزودباری! که به یک بوسه بگردی متلاشیگفتی که مقصر خود آرد است به من چه!یا می‌خورد آب این غلط از شاطر ناشیدر متن تمام جلسات از تو سخن بودکیفیت داغان
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرین دختر مش حسين و زیبنده خانوم بود! مش حسين حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرین دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسين و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچیکه پتو را میکشی
دانلود آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع | کیفیت 320 و 128
همینک برای شما کاربران جاز موزیک ترانه عشق ممنوع با صدای شهرام شکوهی را آماده کرده ایم
Exclusive Song: Shahram Shokoohi | Eshgh Mamnoo With Text And Direct Links In jazzMusic
متن آهنگ شهرام شکوهی عشق ممنوع
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه ای دل دل دیوونه تو که تنها نشستی کنج می خونه
توی این شهر پر از تابلو ممنوعه عاشقی جرمه واسه عاقل و دیوونه دل دیوونه
ای وای ای وای ای وای ای وای ای وای
دل دیوونه دلی که خونه توی
تنها چیزی که واقعا خوشحالم می کنه مرگ است . زندگی طعم مزخرفی به خودش گرفته که دهانم را شیرین نمی کند . این حس ام ناشی از دوست داشتن نیست . ناشی از خستگی  و نفهمیدن و نرسیدن است . مثل خوره افتاده به جانم که نکنه تمام این مدت  کسی جای من بود و من نمی دونستم . نشانه ها
خبر مرگ ب و همسرش را شنیدم از ته دل فقط به خدا گفتم کاش من جای ب مرده بودم .ب و همسرش خوشبخت بودند و سالهای سال می تونستند تو عکس های دونفره لبخند بزنند . به نظرم مرگ هم عادلانه نیست .

پن
خب همونجور که تو پست قبل گفتم  php رو شروع کردم و از طرفی گفتم فعلا جاوااسکریپت رو همینجا نگه میدارم . این چند روز رو فکر کردم و نتوستم بدون جاوااسکریپت عزیزتر از جانم ادامه بدم تصمیم گرفتم فعلا با همون جاوااسکریپت ادامه بدم . با اینکه دوست ندارم این حرفو بزنم ولی میگم php عزیز هنوز خیلی زوده که بیام سراغت پس بیخیال من شو و فعلا وسوسه ام نکن !‌ :)
اینجا فقط میمونه برنامه ریزی خوب ! چون از یه طرف درسا دانشگاهه که این ترم باید پاس کنم (با توجه به این
حسين شیبانی متولد سال 1381 از شهر شیراز است. او اصالتا لر دشمن زیاری شهرستان نورآباد ممسنی است. حسين شیبانی تقریبا دوسال علاقه مند به موسیقی و خوانندگی شده است برای این جوان خوش صدا ارزوی موفقیت داریم
آیدی اینستاگرام: hosinsheibani@
دانلود آهنگ جدید مهدی حسين پور تمام منی
Download New Music Mehdi Hoseinpour Ta Mani
آهنگ مهدی حسين پور بنام تمام منی
نقش حنا روی دست نازت حلقه طلا دست رو دست یارتآخه تا کی باشم چشم به راهت برو عزیزم خدا پشت و پناهت
ترانه: مهدی حسين پور, موزیک و تنظیم: علی اسماعیلی
 
ادامه مطلب
چو به کار قتل خویشم همه در حیات عشقمبی‌خودی چو قسمتم شد همه در جهات عشقم   سوی من نگیرد آدم که سویی ندارد این کممن سوی شما بگیرم که دم نجات عشقم به شبان به روح خیزم که زمامدار روحمبه زبان روح گویم که شه فلات عشقم زاهدان و حلقه‌بازان هر شبی به جوب ریزمعاقلان به مرگ بیزم که دم ممات عشقم شاعران و لغوگویان که دُم دراز دارندهمه را لگام گیرم، چه گویی که لات عشقم خامشان به خواب بخشم هدیه‌های لامکانیهر که جان دهد جهانی بدهم که ذات عشقم حافظ صفات
تهران که بودم رفته بودم دیدنشان. یعنی آنها دعوتم کردند و من رفتم. قد یک قرن مهربانی‌شان گرمم کرد. آخرین باری که فرصت شد خداحافظی درست و حسابی کنم را خوب یادم هست. اشک جای خودش را به بغض داد. بغض سنگینی که راه گلویم را بسته بود. گفتم فراموشم‌ نکنین و بغض از گوشه چشمهام چکید روی سنگفرش‌های سرد پیاده روی بهشت زهرا.
چند ماه گذشت. من نرفتم. آنها آمدند.این همه راه تا کرمانشاه را. صدایم کردند، یک جورِ آشنا و مهربان. رفتم که جواب بدهم، دلم را لابلای
تهران که بودم رفته بودم دیدنشان. یعنی آنها دعوتم کردند و من رفتم. قد یک قرن مهربانی‌شان گرمم کرد. آخرین باری که فرصت شد خداحافظی درست و حسابی کنم را خوب یادم هست. اشک جای خودش را به بغض داد. بغض سنگینی که راه گلویم را بسته بود. گفتم فراموشم‌ نکنین و بغض از گوشه چشمهام چکید روی سنگفرش‌های سرد پیاده روی بهشت زهرا.
چند ماه گذشت. من نرفتم. آنها آمدند.این همه راه تا کرمانشاه را. صدایم کردند، یک جورِ آشنا و مهربان. رفتم که جواب بدهم، دلم را لابلای
✍✍
ملک الشعرای چشم هایت.
بیا  و  آرام بنشین
جان آرامم !
 که وقت  سرور است وسرودن!
شامگاه  شعرنوشیدن است.وشیدایی چشیدن
تأخیرنکن
بیاوبنشین برسر کارستان خویش
توفقط بنشین و موی پریشان کن
تنها  ؛ بنشین و آشوب کن درشهر دل 
می شود روی بچرخانی وبنشینی ام درمقابل؟
شعرگفتنم می آید.!
می شود چشم بگشایی وشراب  بریزی در جام  جانم
دوسه جرعه نگاه کفایت می کند کام تفتیده را .
بیا  ؛بیابنشین و خنده  سرکن که جهان  جان می گیرداز ترانه ی تبسم ت.
تو زلف بگشا
ت
هر آدمی جنگ دارد
سالهایش شاید کم و زیاد شود
ولی دفاع همچنان هست.
همچون8سال دفاعِ مقدس
این افسارگریخته
صدامِ من 
کِی خواهد مُرد؟!
جنگیدن با خیال
 با قوه ی وهم 
حسين فهمیده میخواهد
یا حسين علم الهدی؟!
خیالِ خالی از اوهام جهادگر میخواهد
روحیه ی انقلابی می خواهد
حسين ها نیروی درون می خواهد
کاش خیالی جز به بهشتِ کربلا نبود
کاش خیالی جز به مشبک های ضریحش نبود
وکاش درمقابل چشمان;جز پنجره ای رو به بقیع نبود
روحم بازوانِ توانمندِ انقلابی می خواهد
گاهی هوا یه جوریه که انگار بهاره و همون لحظه به هزار دلیل نامعلوم غمگینی تلنبار شنیدن یک واقعیت شرم اور حتی به شوخی، مهمونی های ناخوانده و عقب ماندن از برنامه، جا ماندن گوشی همسر جان و رفتنش به ماموریت، به صدا دراومدن زنگ خانه و باز هم عقب ماندن، دلتنگی برای همسر، دلتنگی برای یک دل سیر بازی با بچه ها،  دلتنگی برای یه دل سیر حرف زدن با رفیق جانم، بهانه ها و تزهای من دراوردی مهد بچه ها و چه و چه و چه جمع میشوند که من همه اشان را با تفت دادن زرشک ت
دانلود فیلم سرکوفت
کارگردان: کریم رجبی
ژانر: کمدی، خانوادگی
سال تولید: 1397
تاریخ انتشار: زمستان 1397
مـدت زمان: 90 دقیقه
کیفـیت: WEB-DL
فرمت: MP4
تهیه کننده: سی من سینما
 
خلاصه داستان:
مجید (وحيد رحمتی) برای خواستگاری از فرشته (ویدا جوان) منتظر بازگشت پدر او از سفر خارج است،‌در صورتی که بر خلاف تصور او مظفرخان (سید مهرداد ضیایی) از زندان آزاد شده و به خانه باز می گردد. از آنجا که خانواده مجید کاملا موجه و متشخص بوده و بر خلاف آنها پدر،‌برادر
هو الرحمن الرحیم
شهید ذبیح‌الله عالی به کارگزینی سپاهِ ساریدست نوشته داده بودهکه چون درآمدم زیاده و زمین و باغ و کشاورزی دارم،دو هزار تومن از حقوقم کم کنید!

+ سپاهی !بسیجی!حزب اللهیمتهم هستند چرا همیشه به جای مردم ایرانبه کمک مردم سوریه , لبنان و عراق و یمن و .میروند !در چند روز گذشته در صف مقدم کمک به مردم سیل زده گلستان و شیراز بوده اند !اما آن هایی که شعار " نه غزه نه لبنان , جانم فدای ایران " است کجا هستند ؟!هنوز سفرهای نوروزی شان در ترکیه ,
سلام . با توجه به وظیفه ذاتی که ما مسلمان برای آگاهی بخشی به بقیه مردم داریم تصمیم گرفتم که یک جزوه 8 صفحه که شامل سخنان استاد وحيد جلیلی است را بین دوستان جوان و نوجوان مسجدی توزیع کنم . از اونجا که می دونستم متن های طولانی در فضای مجازی جذابیتی بین دوستانم ندارد ، بر چاپ روی کاغذ اصرار داشتم . جزوه " ایران در هجوم دیمنتور ها " شامل هشت صفحه سخنان استاد وحيد جلیلی درباره مشکل و معضل این روزهای ایرانی ها در سیاه نمایی و احساس بد داشتن نسبت به همه
آهنگ زیبایی که انتهای مستند برادران شنیدم ، و بعد از جستجو پیداش کردم . آهنگ لبیک یا حسين از حاج صادق آهنگران . 
دانلود ویدیو - دانلود صوت 
لبیک یا حسين»؛ جدیدترین اثر باشگاه ترانه و موسیقی راه» به مناسبت اربعین حسينی منتشر شد.
این اثر با صدای حاج صادق آهنگران و با شعری از محمدمهدی سیار و احمد الحجیری تولید شده است. 
ملودی لبیک یا حسين» ساخته مهدی زنگنه و تنظیم آن بر عهده کامران میرزایی می‌باشد. ضبط این اثر در استودیو آفاق صورت گرفته است.
به یاد امام
و شهدا

به یاد فرمانده دلاور
و گمنام

پاسدار و بسیجی
دلسوخته

"شهید حسين
امامی" 




متولد = آبادان

.

- معاون امور دریایی
قرارگاه حضرت خاتم الانبیا {ص}

- معاون طرح و
عملیات قرارگاه کربلا

- معاون طرح و
عملیات قرارگاه نجف

و

.

شهادت = اسفند ۶۳ /
عملیات بدر

.

برادر کوچکترش

"شهید حمید
امامی"

نیز در آغاز جنگ

به مقام شهادت رسید

.

.

بخشی از وصیتنامه

شهید حسين امامی :

.

سنگینی خون
شهدا بر گردن شما مسئولین

بالاخص برادران سپاهی
خوا
سوزن عشقت را به دستان لرزانم میگیرم و نخی تیره رنگ جلوی چشمانم خودنمایی
می کند.
آرام نگاه خسته ام را می دوزم به روزهای پرخاطره ی بودنت. یاد
تو و خاطراتت تمام دل و جانم را گرفته است.
دارم شکاف هایی را که از
روزهای نبودنت در دلم ایجاد شده آهسته آهسته رفو می کنم.

با خودم می گویم کاش بود و مثل آن روزها، دست دلم را میگرفت و هر دو با هم
دلتنگی های خاموش روزگار را مرور می کردیم از غم های انباشته شده بر روی
دلم می شنید و تمام اندوه سینه ام را بر ش
#نص_امامت  امام حسن و امام حسين (علیهما السلام)✅رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:✨الحسن و الحسين امامان، قاما أو قعدا✨حسن و حسين (علیهما السلام)، امام هستند، چه قیام کنند، چه صلح نمایند.الإرشاد، شیخ مفید، ج2، ص30.علل الشرائع، شیخ صدوق، ج1، ص211.کفایة الأثر، خزاز رازی، ص38.التعجب من أغلاط العامة فی مسألة الإمامة، کراجکی، ص 129.إعلام الورى بأعلام الهدى مرحوم طبرسی، ص 209.مناقب آل أبی طالب ،ابن شهرآشوب، ج3، ص 394.بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج36، ص 2
باید هم عیدی علی دو برابر باشد!
عیدی رجبیون شعبان است و الحق او رجبیترین رجبیون است
دو برابر گرفت
یکی برابر مادر و ارباب مهر آب
یکی برابر پدر و سلطان فرقِ شکافته
نمیدانم چه سرّیست که شعبانیها به محرم میرسند و عاشورایی میشوند
از اول هلالش، حسين و عباس و علی های حسين.
تا قرص کاملش مهدی فاطمه!
علیهم السلام
هر مامانی اخلاق منحصر به خودشُ داره
اینجوریه که نوبت من که میشه میگه امام خمینی(ره) گفته هر کی خودش کار خودشو انجام بده۱
به بقیه که می‌رسه میگه کمک کردن به دیگران عبادت است۲
( زورکی بلندم میکنه که کاراشونو انجام بدم یا کمک کنم )

+دهه ی اول زندگیمو اینجوری سپری کردم
دهه ی دوم رو هم می‌گذرونم
دهه ی سوم اما . حتما این مقام رو به بچه ام واگذار میکنم♀️♂️
++منابع گفته های مقام معظم مادری
( من که بی سند مدرک به گفته هاش عمل کردم گفتم شاید بخوایید بدو
خونه ی علی چراغونهکه مظهر ِ وفا اومدهحسين به زینب مژده میدهکه ساقی کربلا اومدهمدینه. ستاره بارونه وآسمون. ترانه می خونه وغما از. دل ما بیرونه ولب امِ بنین. خندونهحسين قرارت.  زینب کس و کارتدست علی رو سرت و . حسن کنارت::علی تا دستت و می بوسهدل حسين هوایی میشهبا گریه می گه: پسرمیه روزی کربلایی میشهتو خوبا. از همه سری ودل دشمن و حتی می بری واخه تو. هستی مادری و معلم علی ِ اکبریقسم به آهت. به اون روی ماهتدشمن فراری میشه با. اخم ِ نگاهت::چی م
فکر کنم اولین باریه که دارم خدا رو به‌خاطر سرماخوردگی شکر می‌کنم. این چند روز انقدر تو مؤسسه جنگ اعصاب داشتم که فقط همین مریضی و عوارضش می‌تونست حواسم رو پرت کنه تا کمتر حرص بخورم. به همین صدای دلبرم قسم.
ن می‌گه تو الآن داغی، متوجه نیستی، دو روز که تو خونه بمونی می‌فهمی چی به چیه. بهش می‌گم من با مهارت‌ها و رزومه‌ای که دارم باید خیلی بی‌عرضه باشم که بی‌کار بمونم. اما الآن که دارم برنام‌هام رو مرور می‌کنم می‌بینم اصلاً زمانی برای کار خ
به نام خداوند بخشنده مهربان.
به نام خدا که کلمه پناه جویان و گفتار پرهیزکاران است و پناه می برم به خدای بلندمرتبه از ستم ستمگران و نیرنگ حسودان و سرکشی ظالمان و او را میستایم برتر از ستایش ستایش گران.
خدایا! تویی یگانه بی شریک و پادشاه مطلق. در فرمانرواییت مخالفت نشوی و در پادشاهیت هماوردی نداری.
از تو میخواهم که بر بنده و فرستاده ات محمد درود فرستی و سپاس نعمتهایت را چنان قسمت من کنی که مرا به کمال خشنودیت نایل گرداند. و به لطف عنایت خویش، م
بسم الله النور 
بیست و دوم بهمن نود و هفت بود که رفتم قم خودِ حضرت معصومه میدانند که من چقدر وقتی پیششان میرفتم ابراز همدردی و درد و دل میکردم تا اینکه واقعا یار فرستادند برایم یک یار واقعی. از آنهایی که عجیب بوی شهادت میدهند .
تمام سکنات و رفتارهایشان عطر عشق میدهد جانت برایشان میرود بس که صبورند
آنروز برای حضرت معصومه سلام الله علیها جانم دعوتنامه بردم یک برگه که خیلی چیزها نوشته بودم برایشان. 
انداختم داخل ضریح و دعا کردم و خواهش کردم که ا
و چرایی دوست داشتن یک سوالیستو چرایی دیگر دوست نداشتن یک سوالیست،مبهموسوال اندودکه جوابش مرا به یغمآیی سرد میکشانددیگر نمیدانم کجا میروم ولی جواب آن به یک نقطه پایان میپذیرد#مرگوقتی در بی جوابی به هزار هزار جواب شاید قانع کننده میرسمو باز تو جواب نداده ای و من در ابهامجواب پیدا میکنم و به جواب نمیرسم تا دلم فصل بسته شدنش را آهسته آهسته حس میکندو من از تو جواب خواسته بودم وو حتی نمیدانم وقتی میگفتی چشمانت بسته بود یا بازولی #مرگ در دلم نفوذ
میدونم زمان شهادت امام صادق علیه السلام اما محبت امام که در دلها با گذر زمان کم نمیشه!
حقیقتش داشتم با خودم بحث میکردم
خیلی این کارو میکنم و متاسفانه اکثرا هیچکدوممون قانع نمیشیم:دی
یکی از طرفین بحث !! به شعری جالب از امام صادق اشاره کرد که خواستم اینجا بنویسیم
این شعر رو اول بار در کتاب جاذبه و دافعه علی از شهید مطهری خوندم اگر درست یادم باشه
می فرماید:
تعصی الاله و تظهر حبه
هذا لعمری فی الفعال بدیع
لو کان حبک صادقا لاطعته
ان المحب لمن یحب مطی
عجب آشفته بازاری شده ست اما مثل پری که در مقابل باد است ایستاده ام نه آن گونه که تو تصور میکنی محکم ایستاده ام پر قدرت ایستاده ام و برنامه ها دارم خدامن همیشه هست همیشه کنارمه و حتی زمانی که من بچگانه قهرمیکنم اوعاشقانه به من می نگرد و چقدر زیباست در اوج دلخوری با صدای اذان بیدار شی و از شرمندگی نتونی بخوابی نتونی بی اعتنا باشی دشمن آدمم براش دعوت نامه نمیفرسته که وقتی با خدا قهرم برام میفرسته روزگارم ارومه امروز بعد از مدتها از آذوقه ی که بر
امشب که شب بیست و سومه یاد اون روزی افتادم که ساکت نشستم، بلند نشدم بگم چرا داری سخت‌ترین لحظه‌های زندگی یک زن رو مسخره می‌کنی،چرا تویی که با این پوشش و اعتقاداتی داری این‌کار رو می‌کنی.بلند نشدم بگم اون شهیدی که مسخره‌ش می‌کنی هرچقدر با اعتقادات تو نخونه بالاخره همسر و امید یک زن بوده، یکی هم‌جنس خودت، چطور به خودت اجازه می‌دی این‌طور باشکوه‌ترین لحظات و در عین حال سخت‌ترین لحظه‌هاش رو مسخره کنی.
حرف نزدم سکوت کردم.نمی‌گم رفتم نشس
تو این صفحه توضیحات خیلی خوب و کاملی درباره شهید حسين کاووسی فر نوشته شده
http://defapress.ir/fa/news/205140/شهید-حسين-کاوسی-فربنده-مخلص-خدا-مطیع-امام-و-عاشق-شهادت-بود
 
اما این هم خاطرات گروه مون : (هر کدوم از زبان یکی از بچه های گروهه)
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب