نتایج مطلب ها برای عبارت :

توان شیطنت هایم

امروز کنکور کارشناسی ارشد بود !
از مهرماه سال پیش نخوندم تا همین امروز .
راستش را بخواهی از مهر ۹۳ نخواندم تا به امروز
میترسم از نرسیدن به نتیجه دلخواه
میترسم
من آدم تنبلی هستم ، تنبل و نامید ، تنبل و بی هدف
از سال ۸۵ مسیرم را گم کرده ام ، خیلی ها را مقصر میدانم از جمله خودم را
توان ایستادن ندارم
ضعیف شده ام ، نمیدانم 
نمیدانم های زیاد شده است به قدر ندانستن هايم
ایده آل هايم رنگ باخته اند
ازدواج کرده ام امازیستنم  همچون مجردهاست.
خسته ام
خسته
من اما فکر میکنم
 تو عاشق خوبی برای من هستی ،
 آنقدر خوب که بتوانم دوست داشتنت را فریاد بزنم 
و به بودنت افتخار کنم 
عاشق خوبی هستی
 چون میتوانی هربار که دیدی أم 
دست خالی نیایی ،
 شاخه گلی برایم بخری
 و خوراکی ها و کتاب های مورد علاقه أم را توی کیفت قایم کنی تا بگردم ،
 پیدایشان کنم
 و جیغ های بنفش بکشم،
پا به پای شيطنت هايم بدوی
 و به نفس نفس بیوفتی اما گلایه نکنی ، 
خرابکاری هايم را با عشق ببینی ،
 در مقابل عصبانیتم لبخند بزنی 
و بگویی چق
ابرهای بی شماری درونم می گریند . و من با دست خطی اندوه بار می نگارم قامت الف هايم خمیده , طوفان اشک نقطه ها را برده و در این حال چه می توان خواند از نوشته هایی که فقط نگارنده می فهمد کجای کلماتش درد دارند ??? #الهام_ملک_محمدی
تو رفتی رد پایت در دلم ماندشكوه خنده هایت در دلم مانددلم را با سحر خوش كرده بودمغروب ماجرایت در دلم ماندشریك درد هايم بودی اماغم بی انتهایت در دلم ماندهزارویك شبم چون باد بگذشتطنین غصه هایت در دلم ماندعلا رغم سكوت ساده منسفر كردی صدایت در دلم ماندوحالا مثل یك رویای برفیتو رفتی رد پایت در دلم ماند
دلدار تویی و دلگیر منم . عجیب نیست که هر وقت که نمی دانم باز چم شده است , اینجا روی بهانه هايم اثر انگشت تو کشف می شود گفتنش آسان نیست , اصلا حرفی که در مورد تو باشد را نمی توان گفت , یک پا رازی . که باید از هر نوشته , یک کلمه در مورد تو را برداشت آنها را کنار هم گذاشت تا شاید ردت آشکار شود گنج من . #الهام_
خیلی وقت است که مستقیم حرف نزده‌ام و طفره رفتم و حرف‌هايم را پیچاندم دور خودم؛ طوری که گاهی خودم هم یادم می‌رود منظورم از گفته‌ها و نوشته‌هايم چه بوده؛ گاهی این حرف‌های پیچ‌دار گردنم را می‌گیرند و آن‌قدر فشار می‌دهند که دیگر نه می‌توانم حرف بزنم و نه گوش دهم. حرف‌هايم دیگر مهم نیستند.
دو تا دانه توی خاک حاصلخیز بهاری کنار هم نشسته بودند.دانه اولی گفت: من می خواهم رشد کنم! من می خواهم ریشه هايم را هر چه عمیق تر در دل خاک فرو کنم و شاخه هايم را از میان پوسته زمین بالای سرم پخش کنم. من می خواهم شکوفه های لطیف خودم را همانند بیرق های رنگین برافشانم و رسیدن بهار را نوید دهم. من می خواهم گرمای آفتاب را روی صورت و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگ هايم احساس کنم!
ادامه مطلب
نشسته ام روی صندلی، دست هايم را به هم گره زده ام .
هرچه فیلم جلوتر می‌رود حس می‌کنم قلبم  تند تر می‌زند، بعد یک هویی از یک جایی به بعد بغض می‌گیرتم، بعدِ بعدِ بعد تر آن جا که مامانِ  از تلوزیون صحنه ی کشته شدن پسرش را می‌بنید، بغضم می‌ترکد و اشک هايم سرازیر می‌شود
فیلم تمام شده ولی هنوز توی فکر فائزه و شهاب داستان هستم.
هنوز فکر میکنی برایم مهم نیستی؟ كه به تو فکر نمیکنم؟!از بویِ لباسهايم می فهمند که عطر تو را میزنماز عطر تنم می فهمند که در خاطره هايم قدم می زنیاز محو نگاهم به ماه می فهمند كه دلتنگ توامدیگر نمی توانم پنهانت كنماز نوشته هايم می فهمند هنوز از تو می نویسم .
اجرای آلاچیق
انواع آلاچیق :
انواع آنرا می توان به چند دسته تقسیم کرد قدیمی ترین نوع آلاچیق چوبی  هستند که در طرح ها ی مختلف ساخته می شوند. امروزه علاوه بر چوب از ف نیز می توان در ساخت آلاچیق بهره برد در گذشته سقف های گنبدی شکل در ساخت آلاچیق استفاده می شد ولی امروزه از طراحی های متنوع و شکل های متفاوت برای سقف استفاده می کنند .سقف آلاچیق ها را با ترکیب با چارچوب های چوبی پوشش می دهند در بعضی از مناطق باتوجه به نوع اقلیم و شرایط مصالح بومی  موج
پی دی اف پاورپوینت فصل سوم ریاضی پایه دهم توان های گویا و عبارت های جبری
Get the most current student files around پاورپوینت فصل سوم ریاضی پایه دهم توان های گویا و عبارت های جبری here.
پرسرعت ترین سایت برای دانلود پاورپوینت فصل سوم ریاضی پایه دهم توان های گویا و عبارت های جبری سایت ماست.
کارآمدترین روش برای جمع آوری مطالبتان راجع به مطالعه پروژه های این سایت می باشند.
آیا میدانید معنی و مفهوم پاورپوینت فصل سوم ریاضی پایه دهم توان های گویا و عبارت های جبری چیس
گفت:
خوش‌به‌حالش که مامانش بهش اجازه می‌ده تا خیلی از کارهایی که لذت‌بخشه براش، انجام بده، بدون ترس. اون طعم بچگی رو بیشتر و کامل‌تر از ما می‌چشه، مگه نه؟!

جواب گرفت:
نه! این‌که راحت بتونی کارهایی که لذت‌بخشه رو انجام بدی، خوبه، اما وقتی مجوز نداری و انجام می‌دی چندبرابر شیرین‌تره! 
این قانون‌شکنیه‌ست که شیرین‌تره؛این رد کردن حصارها که فقط و فقط با اراده‌ی خودت اتفاق می‌افته، شیرین‌تره.
اون لذت شيطنت‌های مجوز دارش رو یادش نمی
چشم هايم را بستم و در خیالم، به چیزهای لذت بخشی که این روزها لازمشان دارم، جان بخشیدم . تخیل! چه حس سرشار خوبی داشت. ناخودآگاه یکی از آن لبخندهای کجِ تو، وقتی در خوابی، بر لبم نشست. پس ماجرای خنده هایت این بوده! پسرم فقط پنج روز است از راه رسیده ای اما با قدرت، در کارِ چیز یاد دادن، به مامان هستی. از حالا دلم برای تمام لحظه های دیگری که قرار است از تو، جورِ دیگر زندگی کردن را بیاموزم غنج می زند .
معشوق پاییزی من، سلام!
احتمالا هنگامی که این نامه به دستت می‌رسد اولین سئوالی که می‌پرسی "این دو هفته کجا بودی؟" خواهد بود! پس بگذار در همین ابتدا برایت از ماجرای صبح سه‌شنبه بگویم.
صبح سه‌شنبه در حالی که گرد و خاک نشسته بر قاب عکس‌ها و گلدان‌های کلبه‌ را می‌گرفتم دستم به گلدان سفالی یادگاری‌ات خورد، همان گلدان میخکی که در ۱۳ ژانویه هدیه داده بودی؛ قبل از انجام هر عکس‌العملی گلدان روی زمین افتاد و شکست، واقعه‌ی تلخی بود، احساس کردم نی
خوبمن برگشتم امدم که شاید صداهای درون مغزم را خفه کنم تکه تکه به قلم بیاورم و حلقه حلقه زنجیر های اسارتم از خودم را بشکافماگر بتوانم البته.که بعید میدانم .قبل تر ها که در دفتر می نوشتم همه ی نوشته هايم را میسوزاندم.آن هم با کبریتمیخواستم بوی گوگردش ریه هايم را بخراشد و چوب کبریت گر گرفته با تنها چشم اتشینش حرص و هراسش را با سوزاندن ناخن هايم بیرون بریزد
آمده ام بگویم باز هم آن کار را تکرار کردم:/دوباره دوباره و دوباره.به خودم آمدم
نه سری هست و نه صدایی ! 
انگار در اینجا  خاک مرده پاشیدند . نه کسی می آید و نه کسی می رود . نکند سال ها از مراسم ترحیم من گذشته و من بی خبرم.  شاید اصلا زندگی نکرده ام . ریه هايم رنگ هوا را له خود دیده اند ؟ چشم هايم غیر از چهار دیواری تنهایی چیز دیگری دیده است؟ 
شاید من در اعماق زمینم در اوج آسمان به دنبال خود می گردم ؟ 

پ.ن: 
برم دکتر حالم خیلی بد شده . این وقت روز که زمان هذیان گفتن نیست . 
تب دارم.  چشمام سیاهی میره . نکنه باید دخیل ببندم ؟ اصلا به ک
سالها پیش، همان روزهای خوش و ناب کودکی وقتی ترنم لطیف بهار در دقایقم
جاری می شد؛
می دانستم امسال سال بهتری خواهد بود. بدون اینکه کاری
متفاوت انجام دهم؛ آن سال بهتر از سال های قبل می شد.
شاید آن روزها تنها
تفکر خوب بودنِ سال نو می توانست سالی خوش را برایم رقم بزند و اما این
سال ها، دیگر مثل روزهای کودکی هايم شاد و خوب نیست.
دیگر این "من" دیروز
بزرگتر شده و حالا می فهمد این خوبی های دیروز هم شاید به خاطر همان کوچکی
خیالش بوده.
می خواهم بغض
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;}


آزمون در سطح مدارس خاص به همراه پاسخنامۀ تشریحی پایۀ هشتم فصل هفتم توان و جذر

فرمت: پی دی اف تعداد صفحات:5   آزمون­ در سطح مدارس خاص   به همراه پاسخنامۀ تشریحی   پایۀ هشتم       فصل هفتم توان و جذر .
دریافت فایل
مرجع نمونه پروژه و فایل
نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم تو بدیدنم بیاییمنم و ترانه هايم شب و بغض گریه هايمتو فقط اشاره ای کن تو بدرد من دواییدل من اسیر زلفت سر من فدای لطفتاگرم چه کفر باشد تو برای من خداییبسراغ تو بیایم سوی باغ تو بیایم که به پای گل نشینم بکنم غزلسرایینه ز بند تو گریزم نه به جنگ تو ستیزمتو بیا عنایتی کن که تو آن گره گشاییدل من بخون کشیدی من و به جنون کشیدیشده ام چو مرغ در دام که ندیده است رهایی(به کدام مکتب هستیم به کدام مذهب هستیم
انگار کن که شب، در ظلمت دریا، در میانه آب، تخته پاره‌ایست بر موج.
کجاست و به کجا می‌رود؟ نمی‌‌داند. 
ایستادن و ماندن و فهمیدن هم نمی‌تواند که توان و اختیار ندارد. که بی‌معنی است در آب یک جا ماندن، که می‌برد تو را به هر کجا که خواهد.
آن تخته پاره، منم. گیج و گنگ و منگ. پریشان و گم‌شده و غرق.
نه به این سویم نه به آن سو. و نه توان ماندن دارم در میان این دو سو.
طوفان است و گرداب و شب و وحشت.
خورشید را در کجا جست‌وجو کنم؟
این شب چرا سحر نمی‌شود؟
 
  …اینك به سویت آمده ام.
 
اول)
خدای مهربان من!
اینك آمده ام كه گفتی بیا .  
به نجوا نشسته ام كه گفتی بخواه .    
نامت را می برم كه گفتی بگو.  
می گریم كه گفتی ببار .
امیدوارم كه گفتی مایوس مباش.  
ای آموزگار درس لَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ !  
ای گوینده ان الله یحب التوابین !
اینك پاسخم بده كه به ندای ادعونی استجب لکم سرمستم.
تو آن قدر مهربانی كه حساب ندارد و آنقدر كریمی كه اندازه ای  برای آن نمی یابم .
تو آنقدر با من " تا " كرده ای كه تصو
دانلود فیلم ایرانی سلام علیکم حاج آقا با کیفیت بالااول از همه بگم برای دانلود فیلم سلام علیکم حاج آقا می توانید یک سر به وبسایت های مختلف فیلم بزنید و ورژن های مختلف آن را دانلود نماییدبه یاد داشته باشید که فیلم سلام علیکم حاج آقا یک فیلم طنز بسیار مفرح و تاثیر گذار است
که از تاثیر آن نمی توان غافل بود.
از جمله نکات مثبتی که در این فیلم وجود دارد ساخت آن توسط کارگردان بزرگ میهنمان حسین تبریزی است.
حسین تبریزی می تواند نا ممکن ها را ممکن کند
عل
بسم الله
دوستش داشتم. وقتی شروع شد یک کارشناس پژوهشی پاره وقت اداره ای دولتی بودم، آن زمان مرتب می نوشتم و بعد از اتمام کارم در آن اداره، تق و لق شد و سرانجام آمدم اینجا.
شاید اگر از اول می دانستم نرم افزار مهاجرتِ بیان، به بلاگ اسکای نمی رسد، در آمدنم تجدیدنظر می کردم، چه اینکه یکی از دلایل آمدنم غیر از امکاناتِ خوبِ بیان، همین بود که می توان  همه پست ها را آورد.
نامش پرینت های ذهن بود و با نام، جوهر می نوشتم.
بعدها آنقدر کربلارفتن و رسیدن، برا
سیب زمینی بیشتر در کجای کشور کشت می شود؟
در داخل کشور
خرگوشی از جنوب جنگل به سمت شمال در حال حرکت است.یک شکارچی در سمت جنوب غربی جنگل قرار دارد.اگر از سرعت باد صرف نظر کنیم بهترین راه حل برای شکار خرگوش کدام است؟
شلیک کردن به ان
زرافه ها کجا زندگی می کنند؟
در باغ وحش
برای دیدن یک جسم چه چیزی به جز نور لازم است؟
یک جسم
محمدخان قاجار که بود و چه کرد؟
پادشاه بود و حکومت کرد
درهنگام پرواز بال های خود را تکان نمی دهد؟
خلبان
چگونه می توان نیم ساز یک زا
 محسن جان ! دیروز که نمی دانم حوالیِ چه ساعتی بود آمدی کنارم.آمدی کنارم و من که مدت ها بود فقط شنونده ی خوبی شده بودم حرف می زدم و تو گوش می کردی.دیروز که بغض تا پشت پلکم آمده بود تو آمدی کنارم و آرام گفتی با من حرف بزن.نه که دور و برم پر باشد از آدم های بی معرفت که گوشی برای شنیدنِ حرف هايم نداشتند نه!خیلی وقت ها سراپا گوش بودند که من حرفی بزنم، خیلی وقت ها با بی تابی هايم بی تاب تر شده بودند تو که خوب می شناسی عزیزانِ مرا، ما جانمان برای هم می ر
صدایش را میشنوم.در روزهای نیمه سردِ زمستان،گاهی من چشم‌هايم را جا میگذارم میان پَرهای نرمِ ابرها و صدایت در عوض لای بوته‌های عشق پنهان میشود و دست‌های نقره‌ای‌اش را موازی با زلف‌های لَختِ درختان بید مجنون،روی شانه‌هايم میکشد.گاهی دست‌هايم،پاهايم و حتی صدایم خش برمیدارد.از بس که زمین مرا به خود می‌کوباند و بجای نوازش،سنگ‌ریزه‌هایش را در بافتِ نرمِ بدنم فرو میبرد.من هیچ نمیکنم جز یک لبخند.معنایی عظیم میتواند پشتِ هر منحنیِ باز و ب
دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده
برای شيطنت های بی وقفه،
بیخیالی های هر روزه،
ناز و کرشمه های من و آینه
خنده های بلند و بی دلیل،
برای آن احساسات مهار نشدنی،
حالا اما،
دخترک حساس و نازک نارنجی درونم چه بی هوا این همه بزرگ شده!
چه قدی کشیده طاقتم !
ضرباهنگ قلبم چه آرام و منطقی میزند !
چه شیشه ای بودم روزی،
حالا اما به سخت شدن هم رضا نمیدهم !
به سنگ شدن می اندیشم،
اینگونه اطمینانش بیشتر است !
جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را
قهوه های تلخ و پر سکو
وقتی می توان با نوشتن حال بهتری داشت و شاید حالِ دنیا را بهتر کرد دلیل برای ننوشتم نمی بینم. این همه حساسیت روی نوشتن و وسواس روی کلمات و محتوا لازم است؟ آن هم درست در زمانی که می توان با نوشتن تغییرات زیادی پدید آورد، در مورد تغییرات گسترده ی بیرونی صحبت نمی کنم، دارم از حال درون خودم می گویم، از تاثیر شگرف نوشتن بر روی روند شکل گیری و نظم یافتن تفکراتم صحبت می کنم.نوشتن برای من ابزار اندیشیدن است. پیشنهاد می کنم شما هم این ابزار را تجربه کنید
مهمان ها رفته بودند. خسته از روزهای شلوغی که گذشته بود دراز کشیده بودم انتهایِ هالِ خانه ی دا. ساعت از دوازده شب هم گذشته بود. هندزفری ام را چپانده بودم توی گوش هايم و آهنگ گوش می‌دادم که همهمه ها را بشورد ببرد. با اینکه دا در دیدم بود اما او هیچ دیدی به من نداشت. داشت رخت خوابش را مرتب می‌کرد. همزمان م هم حرف می‌زد.صدای آهنگم بلند بود‌‌‌. برای همین هیچ صدایی از دا نداشتم. فقط تصویرش را داشتم . یک آن شکستگی های دا در نظرم پر رنگ شد. یکی ی
رفع تاول پاتاول پا را با چه روش هایی می توانیم درمان کنیم این عارضه چگونه پدید می آید و چه روش هایی برای برطرف کردن آن موثر خواهند بود
 دردناک، سوک، آزار دهنده و طاقت فرسا؛ صحبت از تاول پا است. ضایعه ای که با وجود کوچکی به خوبی توان خانه نشین کردن ما را دارد؛ اما این تاول های کوچک چه هستند؟
چه طور می شود با آنها مبارزه کرد؟ چگونه می توان درد آنها را کاهش داد؟
 
ادامه مطلب
همراه با php 5 یک روش جدید شیء گرا برای کار با خطاها ارائه شده است.
استثنا یا Exception چیست؟
اگر در حین اجرای عادی اسکریبت، یک خطای خاص رخ دهد، بررسی
کننده استثنا، راه اندازی شده و ادامه اجرای اسکریبت را تغییر می دهد، این
خطا را می توان با دستورات شرطی، مشخص کرد، این شرط در حقیقت همان استثنای
ماست.
برای استفاده از استثناها می توان مستقیماً از کلاس Exception استفاده کرد و آنرا به صورت زیر راه اندازی یا پرتاب (throw) کرد:
<?phpif($error)  {     throw new Exception("خط
از سنت رسول اللّه در تاریخ اسلام ، حتی یک نمونه نمی‌توان پیدا کرد که در آن مسلمان‌ها سر یک آدم زنده را که به زبان اسلام و توحید است بریده باشند و رسول اللّه هم از این کار راضی بوده باشند.
نمی‌توان حتی یک مورد پیدا کردکه رسول اللّه یا دستور به این کار داده باشند ویا به این کار راضی باشند. حتی رسول اللّه این کار را نسبت به کسی که مدعی علنی کفر بوده و خدا را باور نداشته هم روانمی‌دانست چه برسد به مسلمانی که زنده است و دارد نفس می‌کشد.
این کار مطا
یکی از اصطلاحات رایج در دندانپزشکی که اکثر افراد نمی دانند انکیلوز شدن فک و دندان است.
تنها علامت ظاهری از بین رفتن این فاصله، کوتاه شدن دندان نسبت به دندان های دیگر یا جا به جایی آن می باشد. برای تشخیص درست انکیلوز شدن دندان و فک به عکس رادیوگرافی نیاز است. وقتی دندانی نسبت به دندان های دیگر آرایش درستی نداشته باشد می توان حدس زد که میان آن دندان و استخوان فک اتصال صورت گرفته است.
از جمله عللی که باعث به وجود آمدن این پدیده می شود می توان به
1) 
پای این دکمه ها ک می نشینم، ذهن قفل کرده ای دارم. می نویسم، تنها برای شادی دلم. می نویسم چون ک تنهایی زیاد دیده ام و می آیم اینجا، چون گوشی برای گفتن کلمات را با دهان ندارم و می گویم اینها را با دست هايم، ک شاید ببیند چشمی. و شاید نبیند اما اینگونه لیک، تنها فقط نمی دانم، ک چقدر اینجا تنهايم. و ندانستنش زنده نگه می دارد من را، ک ساعت ها می نشینم پای وبلاگ خالی ـم، ک شاید کسی اتفاقی باز کند اینجا را. و دلم برای خودم می سوزد، ک اندکی کم کند احساس تنفر
خدایا؛تو تنها روزنه ی امیدی هستی که ؛ هیچگاه بسته نمی شود.تو تنها کسی هستی که ؛ با دهان بسته هم می توان صدایش کرد.تو تنها کسی هستی که ؛ با پای شکسته هم می توان سراغش رفت.تو تنها خریداری هستی که ؛ اجناس شکسته را بهتر برمی دارد.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه رفتند ، می ماند.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی هم پشت کردند ، آغوش می گشاید.تو تنها کسی هستی که ؛ وقتی همه تنهایت گذاشتند ، محرمت می شود.وتو تنها سلطانی هستی که ؛ دلش با بخشیدن آرام می گیرد ، نه با تن
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربین !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بیاید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هايم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابی که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هايم، خدای خستگی هايم ، خدای  دلتنگی هايم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
چگونه می توان پیروز شد؟ فرمت فایل دانلودی: .pdfفرمت فایل اصلی: pdfتعداد صفحات: 13حجم فایل: 2034 کیلوبایت
چگونه می توان پیروز شد؟
 در این فایل راه کارهای عملی و پیشنهادی برای موفقیت در زندگی ارائه شده است
تعداد صفحات : 13 


ادامه مطلب
اولش فکر کردم لابد حالم خوب نیست.
کم خوابیده ام
شانه ام شکستهلپ تاپ باتری خالی کرده
بیست تا لباس از زور سرما پوشیده ام و دست و پایم را گرفته
خلاصه یک چیزی هست که خلقم تنگ شده
اما فردایش هم همین بود
و پس فردایش
و ماه بعدش هم. حتی وقت هایی که لباس تنم را دوست داشتم، شانه نو خریده بودم و لپ تاپم تا خرخره شارژ داشت.
حقیقت این بود که بدم آمده بود یا شاید بدتر از آن، دچار زدگی شده بودم.
از تمام دخترها و پسرهایِ خوش رنگِ کتاب خوانِ دوربین به دستِ کافه نشی
ذات رفتن دلهره آوره است؛ مضاف برآن مقصدت هم معلوم نباشد. صبح برمیخیزی بی هیچ برنامه ای، شب خودت را درحال میابی که مشغول کوله بستن هستی، برای رفتن، برای جاری شدن. سر به سنگ زدن هايم بیشتر شده است، مقصدهايم نامعلوم تر. فردا را نمیدانم چشم هايم چه منظره ای میبیند شاید یک دشت شاید یک مه شاید هم یک دره. هر روز در رفتن زندگی کردن اما کار من نیست من نمیتوانم هر روز جاری شوم. برای جاری شدن باید بین مبدا و مقصد اختلاف پتانسیل برقرار باشد پس س هم جزئی
فراهم آوردن ابزاری برای دسترسی افراد کم توان به سیستم عامل(در کل کامپیوتر های شخصی و حتی سرور ها)
AccessX: (معلولیت‌های جسمی) ابزار دسترسی به X (یعنی محیط گرافیکی) مثل موسو و کیبوردVisual Settings: معلولیت های بینایی text-to-speech (TTS): خواندن نوشته‌هاتمام محیط های x ابزاری را برای افراد کم توان در نظر دارند
بعنوان مثال در گنوم:موارد زیر موجود است(در آدرس Settings > Universal Access):
High ContrastZoomLarge textScreen ReaderScreen Keyboard (show a keyboard on screen)Visual Alerts (instead Beeps, flash the screen )Sticky Keys (Press shift, t
ملین - بادشکن - مدر - ضداحتقان - دفع ادرار - دفع اسید اوریک - درمان یبوست - ورم کلیه - رماتیسم - نقرس - بیماری پوستی - ضد سفلیس - درد مفاصل - سیاتیک - فلج و سستی اعضاء - بی‌نظمی عادت ماهانه و.* نام دیگر آن رجل الذئب می‌باشد.1. ملین می‌باشد.2. بادشکن است.4. مدر می‌باشد.5. ضد احتقان است.6. برای درمان عدم دفع ادرار که همراه با تشنج باشد و نزله مثانه در بزرگسالان بیشتر از هاگ آن که گرد لیکوپود نام دارد استفاده می‌گردد لیکوپود در آب سرد حل نمی‌گردد ولی در آبجو
همانطور که می دانید در مقاله قبلی در مورد مزایا گلسبردها توضیحاتی داده ایم می توان گفت از دیگر مزایای آن به کم جا بودن,قابلیت استفاده در همه مکانها، کیفیت و دوام طولانی و غیره اشاره کرد 
اکثرا افرادی که از وایت بردهای شیشه ای استفاده می کنند از انتخاب خود کاملا راضی هستند. ولی به هر حال هر محصولی به غیر از مزایایی که دارد، دارای معایبی هم می بادش که از معایت گلسبردها می توان به قیمت نسبتا بالا،رنگ بندی کم و شفاف بودن گلسبردها که باعث انعکاس ن
چند وقتی میشود که آنچنان که دلخواه و دلچسبم باشد؛ دست و دلم به قلم نمی رود و می اندیشم به آنچه گذشته و در حال گذر است. انگار کن رهایی ام را قفلی زده اند به وسعت تمام جسم و جانم. به گذر این روزها سخت، امیدی نیست و در حالی گرفتار مانده ام که به شدت نیازمند ترکش هستم. دنیاست دیگر یک روز با ماست و روزی دیگر بر ما. و آدمیست و دلــــ .اصلا وقتی فکر می کنم دل را برای چه  آفریده اند می مانم در حکمت خلقتش. حسابش را کرده ام چند وقت یکبار که هواییِ دلخوش
من از خودم هم بریده ام.

نوشتن تنها راهی بود که میتوانست آرامم کندزمانی که دل تنگی هايم زیاد میشدزمانی که گلویم از بغض های گاه و  بی گاه پر میشد، از بغض های شبانه تا بغض های وسط خند هايماما الآن به این نتیجه رسیده ام که باید همه حرفایم را قورت بدهم و نباید بنویسم مگر اینکه خواستنی در کار باشد.از خودم دیوانه ای ساخته ام که باید بنویسد و بنویسد وزمان آن رسیده که دیوانگی ام را در خود نگه دارم.خدا به دلم صبر بدهداز تمام لحظه های با
آیا می توان از آایمر پیشگیری کرد ؟ 
بیماری آایمر ( Alzheimer’s disease ) عبارت‌ است‌ از یک‌ بیماری‌ مغزی‌ که‌ مشخصه‌ آن‌ رو به‌ زوال‌ گذاشتن‌ تدریجی‌ توانایی‌های‌ ذهنی‌ است‌. نوع‌ سریعاً پیش‌رونده‌ آن‌ در سنین‌ 
۴۵-۳۶ سالگی‌ بروز پیدا می‌کند. نوع‌ تدریجاً پیش‌رونده‌ آن‌ که‌ در آن‌ علایم‌ به‌ کندی‌ حدوداً در سنین‌ ۷۰-۶۵ سالگی‌ شروع‌ می‌شود.

ادامه مطلب
 » با نام تو



سلام؛

بعد از سه سال نوشتن در جایی دیگر، پناه آورده ام به اینجا.

حالا اینجا قرار است تمام دلمشغولی ها، افکار، احساسات و علاقه مندی هايم را خط به خط

به اشتراک بگذارم.

شروع دوباره، در جایی دیگر شاید سخت باشد، اما خوب است :)

فعلا این پست سرآغاز، کوتاه باشد تا پرحرفی هايم :)


روزگار خوش

آبی عمیق
9/ دیماه/97
حالا که رفته ای
حالا که رفته ایپرنده ای آمده استدر حوالی همین باغ روبروهیچ نمی خواهد،فقط می گوید: کو کو.
*****
اگر تو نبودیاین کوچهبا کدام بهانه بیدار می‌شدو این شببا کدام قصه می‌خوابید؟
*****
حالا که آمده ایباز هم به گیلاس آباد می رویمبه آن باغبان بگو نگران نباشدما گیلاس ها را نمی چینیمما فقط با گیلاس ها حرف می زنیم!
*****
با هرچه عشقنام تو را می توان نوشتبا هر چه رودراه تو را می توان سرودبیم از حصار نیستکه هر قفل کهنه رابا دست های روشن توم
طراحی و کیفیت ساخت
شاید شما هم متوجه شده باشید که طراحی گوشی‌های میان‌رده این روزها بسیار
شبیه به یکدیگر شده است. به راحتی می‌توان بیش از 10 مدل از هواوی و آنر را
مثال زد که طراحی بسیار نزدیک به هم و یکسانی دارند.
Y9 2019 هم از این قاعده تبعیت می‌کند و بسیار شبیه به دیگر محصولات هواوی طراحی شده است. نزدیک‌ترین مدلی که می‌توان مثال زد گوشی Nova 3 است که سال گذشته توسط هواوی معرفی و روانه بازار شد.
ادامه مطلب
پدر مرده و مادر در بستر بیماری افتاده است.من تنها و با گوش هایی اویزان روی مبل لم داده ام.خانه مان چند صباحی ست که مهد پیرها و کودکستان فامیلهای نزدیک شده است.زنها پی صله ارحام می روند و کودکان و مسن ترها را تحویل من می دهند تا زمانی که برگردند و انها را دوباره بازپس بگیرند.من زمانی را که برای کنکاش در کتابها برنامه ریزی کرده ام به راحتی از دست می دهم.امروز جمع انها جمع بود.من وصله اضافه جمعشان بودم كه روزگاری به زور یا رضا بهشان وصل شده بودم.به
در مقالات قبلی خود راجع به اینکه بیت کوین چیست و چه مزیت‌هایی دارد صحبت کردیم و به این موضوع اشاره کردیم که این ارز رمزنگاری شده
با داشتن ویژگی‌های زیادی نسبت به پول رایج، قابلیت این را دارد که در
آینده جایگزین آن شود. در این مقاله سعی داریم به شما آموزش دهیم چگونه می
توان بیت کوین خریداری و در صورت وم آن را بفروشیم.
بیت
کوین هیچ نهاد مرکزی ندارد و هیچ دولت یا کشوری اداره کننده آن نیست.
بنابراین مردم در تمام دنیا راه‌های تقریبا یکسانی ب
خروج از ریل انصاف و
منطق»، خوشبینانه‌ترین عنوانی است که می‌توان برای برخی رسانه‌ها و بعضی افراد که
این روزها گفته‌ها و نوشته‌های‌شان در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود، برگزید! خروجی‌
که نمونه بسیار ساده و روشن آن را می‌توان در موضوع مهاجرت یکی از گزارشگران ورزشی
از کشور به وضوح مشاهده کرد!
ادامه مطلب
گمان کردی نفهمیدم ؟ من همه چیز را می دانم . خونِ روی دیوار را دیدم . آخرین زوزه ی دردناکش را شنیدم و لرزیدم . تکان تکان خوردن مردمک های نمناکش را به خاطر سپردم ، من پنجه هایی که آخرین رمق را بر گلوگاه زمین ریختند و فشردند ، و فشردند ، و فشردند ؛ بر حنجره ی جهان حس کردم
و چشم های تو را ؛ ای محبوب ترین من !
و اشک هایت را . اشک هایت ؟ 
از آنها وام دار کدام ابر بودی ؟ کدام آسمان را بازیچه‌ی زنشِ آرام پلک هایت کردی که می باریدی و داشتی جهان را در بارانی غری
دنیایم بزرگ شده و بسیار محدود انتظارم انقدر پایین آمده که حدی ندارد مثل سال گذشته پرشور نیستم مقل سال گذشته دلم پر امید نیست امیدم شده همان دانشگاه همان درسها همان هایی که فقط برایم مانده دوستانم دوستانی که هنوز رفیق رده هستند کسانی که از بودنشان حرف زدنشان آرامش میگیرم و کتابهايم وقتی بی قرارم و راهی بدای ارامش نیست پناهم میشوند و خدایی که کنار تگ تک لحظه هايم هست وقتی بی صبرم و فریاد میزنم چرا کسی میگوید ارام باش ارام یگیر چه بیقرار باشی
به گزارش الف، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران به دنبال تحریم وی از سوی آمریکا در پیامی توییتری نوشت: ما می‌دانیم که دعوت به گفتمان و صلح برای موجودیت تیم "ب" یک تهدید به حساب می‌آید. از آن‌جا که دلیل تحریم شدن من کلماتم هستند، آیا اشخاص آمریکایی» برای سروکار داشتن» با من از طریق خواندن نوشته‌هايم و گوش کردن به مصاحبه‌هايم به مجوز اوفک احتیاج خواهند داشت؟»
منبع : جامعه خبری تحلیلی الف | " جذاب ترین " نقشی در تولید محتوای این مطلب ند
بهبود متابولیسم بدن را نیز می توان یکی دیگر
از مزایای مصرف زیره سیاه دانست چرا که این نوع زیره به دلیل برخورداری از
مقادیر بالای منگنز خود می تواند باعث افزایش میزان متابولیسم بدن شود از
این رو کارشناسان تغذیه به افرادی که قصد کاهش وزن دارند مصرف این نوع زیره
را بسیار توصیه می کنند.
گفتنی است که زیره سیاه یکی از گیاهان بومی آسیا می باشد که به
دلیل عطر و مزه منحصر به فرد آن در تهیه برخی از انواع غذاهای  هندی آلمانی
و یا روسی به کار می رود. و
گردنبند فیلادلفیا طب و صنعت
نکات قابل توجه در گردنبند فیلادلفیا طب و صنعت
هنگام بروز بیماری ها و صدمات مهره های گردنی یا ضایعات ایجاد شده در بافت نرم گردن، گردنبند طبی فیلادلفیا طب و صنعت ، به نا به تجویز پزشک مورد استفاده قرار می گیرد.
1- به دلیل قابل شستشو بودن گردنبند طبی فیلادلفیا طب و صنعت ، می توان با آب ولرم استحمام نمود.2- هنگام خواب با این گردنبند از بالشت استفاده نکنید.3- بعد از مدتی استفاده از آن، برخلاف ایجاد محدودیت حرکتی ، عادت
غم هايم را پشت تلاش هايم پنهان میکنم نه پشت لبخند هايم
غم هايم را درآغوش میکشم،
شب که میشود تقویتشان میکنم، آنها انگیزه من برای جنگیدن‌اَند
غذای من اند،، هضمشان میکنم و با انرژی ای که میدهند مسیرم را پایدار ادامه میدهم
___________________________
نمیدونم دقیقا دنبال چی ام
نمیخوام هم بهش فکر کنم
فقط میخوام بُدواَم و روپایی بزنم
فقط برم
دور شم ازون فاطمه از اون زندگیه کثافت
انقدر این یه هفته دویدم و روپایی زدم که تمامه بدنم درد میکنه
بزور میشینم و پا میش
سلام.سلام بر تو که بی نهایتی. یکتایی و مهربان. تو که بقول مولانا  خود دعا و استجابتی"  هم ز اول تو دهی میل دعا  /   تو دهی آخر دعاها را جزا  " می نویسم  ، از هرآنچه که پیش می آید ، میدانم میدانی  آرزوهای آدمی تمامی ندارند اما گاه هیچ آرزوی در میان نیست ، صرفا نوشتن است که آرامم میکند، بی هیچ خواهش و تمنا و آرزویی ، صرفا میخواهم برایت بنویسم میدانم ، نگفته و ننوشته میدانی ،  این نوشتن  بخاطر فراموشکاری خودم هست و لاغیر مینویسم فراموش نکنم
امروز خودم را ورق زدم و آدمی را یافتم که من نبودم.
من آدمی بودم که در لابه لای شلوغی ذهن و قلب ادما گم شدم.
زندگی من درست مثل کشیدن ناخن روی تخنه سیاه مدرسه آزار دهنده بود. و روحمم همینطور. روحم به همون اندازه آسیب دیده بود.
من خودم رو از بین قضاوت آدما بیرون کشیدم.
من خودم رو از دست آدما نجات دادم. 
من امروز آدمی رو دیدم که دور از من ایستاده بود. نفس میکشید و زندگی میکرد. و من او را نمی شناختم.
من هر روز از توانایی هام دور میشم و به نقطه ضعف هايم نزد
فافای من.
پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را و خواستنت شيطنت میکرد، در مسیر نبض رگهايم بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهايم همه روزه، میشنیدم صدای عشق را حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی همه شب; پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر و در مجادله ناکوک دل و عشق، کوچکتر از باخته شده بود "عقلم" تو میدانستی; رویای شیرینم، یخیست "هایش" کردی چه ساده تبخیر شد از گرمی ن
گفتم رو کی کراش داری؟
سکوت کرده بود
تو صدام شيطنت ریختم و هی گفتم هان؟ هان؟ هان؟ :))
گفت کراش چیه من به کسی کراش ندارم این مسخره بازیا مال اوناس که با هم دوستن. 
گفتم خب به کی علاقه داری؟
گفت یکی!
یکیو تو دانشکده‌شون دوس داشت. ولی میگفت دوس ندارم به حسم پروبال بدم. حرف زدن از اون آدم بنظرش پروبال دادن بود.
یعنی یه روز اونم همینجوری ترک میکنه؟ گاهی فک میکنم واقعا چقدر خودخواه بودم که نذاشتم با پرهام ازدواج کنه :/  هرچند اشتباه بود بنظر من. ولی هیچ
ﺩﺭ ﺸﻤﻬﺎ ﺍﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﻗﻬﻮﻩ ﺑﻮﺩ
ﻪ ﺑﺧﻮﺍﺑ ﻣﺮﺍ ﺗﻌﺒﺮ ﻣﻧﻤﻮﺩ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻪ ﻣﺑﺎﺭﺪ
ﻭ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﻔﺖ
ﻭ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ ﻪ ﻣﺷﻨﻮﺩ
ﺍﻭ ﻣﻔﺖ : ﺑﺎﺪ ﻗﻠﺐﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﻋﺸﻖ ﺑﺎﻣﻮﺯﻢ
ﻭ ﻣﻦ ﻣﻔﺖ : ﻋﺸﻖ ﻏﻮﻟ ﺍﺳﺖ
ﻪ ﺩﺭ ﺷﺸﻪ ﻧﻤﻨﺠﺪ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻪ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ ﻪ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻮﻣﺮﺙ ﻣﻨﺸﺯﺍﺩﻩ
به کامنت تو زیر پست دوستت نگاه میکنم.
مضمون پست نفرت دوست خوابگاهی تو از شهر من و مردمانش‌ست. کامنت تو که نوشتی مرسی که تموم شدی شهر شخمی» پشت پلک‌هايم خراشیده شده. برق می‌زند. نور می‌دهد. همه جا را در پس تاریکی چشمم روشن می‌کند. کور می‌شوم. کور شود، دنیایی که تو را کنار من ندید.
از باد هم می توان برای انجام کار استفاده کرد. انرژی جنبشی باد را می توان به صورت های دیگر انرژی، اعم از انرژی مکانیکی یا الکتریکی، تبدیل کرد. وقتی قایق بادبانی را روی سطح آب قرار می دهیم، از انرژی باد برای حرکت قایق در آب بهره می بریم.
 سال هاست که کشاورزان، با استفاده از آسیاب بادی، از انرژی باد برای استخراج آب از درون چاه استفاده می کنند. به تصویر سمت چپ توجه کنید. درهلند، سال هاست که از آسیاب های بادی برای پمپ کردن آب از زمین های پست تر است
از باد هم می توان برای انجام کار استفاده کرد. انرژی جنبشی باد را می توان به صورت های دیگر انرژی، اعم از انرژی مکانیکی یا الکتریکی، تبدیل کرد. وقتی قایق بادبانی را روی سطح آب قرار می دهیم، از انرژی باد برای حرکت قایق در آب بهره می بریم.
 سال هاست که کشاورزان، با استفاده از آسیاب بادی، از انرژی باد برای استخراج آب از درون چاه استفاده می کنند. به تصویر سمت چپ توجه کنید. درهلند، سال هاست که از آسیاب های بادی برای پمپ کردن آب از زمین های پست تر است
هو سمیع
.
#قسمت_دهم
.
خلاصه حتی تو پروفایل هام هم نمی تونستم خودم باشم
اما با زهره ۵۰ درصد خودم بودم و این حس خوبی بود
وقتی دیدمش با به جیغ کوتاه پریدم بغلش 
با این که تو این سن پاگذاشته بودم اما هنوز هیجانات و کودک درون و شيطنت هام زیادی فعال ان 
حرف واسه زدن زیاد بود
ادامه مطلب
یکی از اساسی ترین مشخصه های هر زیان برنامه نویسی مجموعه انواع داده است که پشتیبانی می کند. زبان دارت انواع زیر را پشتیبانی می کند:
اعداد
رشته ها
بولین
لیست ها
مپ ها
اعداد
نوع عددی در دارت برای نمایش ثابت های عددی استفاده می شود. این نوع خود به دو زیر نوع تقسیم می شود

نوع صحیح: این نوع برای نمایش اعداد بدون بخش اعشاری استفاده می شود. مثلا عدد ۱۰ کلمه ی کلیدی int معرف این نوع در دارت است.
نوع اعشاری: این نوه برای نمایش اعداد با بخش اعشاری استفاده می
در حال گردگیری عکس‌های قدیمی هستم و به این فکر می‌کنم که اگر در 16 سالگی صاحب صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی بودم قطعا دیگران را با فیگورها و دیوانه بازی‌هايم تحت تاثیر قرار می‌دادم! و البته غصه‌ی موهای پرپشتی را می‌خورم که این روزها حسابی می‌ریزند.
در این پست به بیان یکی از کاربردهای بهینه‌سازی در علوم مهندسی می‌پردازیم. مسئله‌ی توزیع اقتصادی بار، یکی از مسائل مهم در حوزه‌ی بهره‌برداری از سیستم‌های قدرت (نیروگاه‌ها) است. هدف این مسئله، تأمین بار مورد نیاز با کمترین هزینه توسط نیروگاه‌های تولید برق می‌باشد.
تعریف مسئله:در یک سیستم قدرت شامل $n$ واحد تولیدی که توسط تعدادی خطوط انتقال به مراکز مصرف متصل شد‌ه‌اند، مسئله‌ی توزیع اقتصادی بار به‌صورت تعیین میزان تولید توان هر نیرو
خواستگار صوری برای دختران در قبال دریافت پول!
خراسان نوشت:
به تازگی صفحاتی در فضای مجازی در حال فعالیت هستند که خدمتی غریب و بدیع ارائه می‌دهند؛ ارسال خواستگار صوری به تمام شهرهای ایران!
بهانه این اجاره خواستگار، که با هزینه‌ای بالای صدهزار تومان انجام می‌شود نیز کسب آبرو و اعتبار بین اقوام و آشنایان بیان شده است.
در واقع فردی به عنوان خواستگار پا پیش می‌گذارد تا خانواده دختر بتوانند به دیگران اعلام کنند که دختر آن‌ها نیز خواستگار دار
قسمت‌های پایینی شکمم درد می‌کند. از خواب که بیدار شدم دردش را حس کردم. آیا وبلاگم را باز کردم که درباره‌ی این موضوع بنویسم؟ نه. از خواب که بیدار شدم و دردش را حس کردم، همزمان پیام ایمان را هم دیدم و غم عالم آمد به سراغم. هماهنگی با آدم‌ها یکی از سخت‌ترین و اعصاب‌خردکن‌ترین کارهای دنیاست. یا من وقت ندارم، یا او وقت ندارد، یا آن‌ها وقت ندارند، یا شما وقت ندارید و یا ایشان وقت ندارند. ناامید شدم. انگار نمی‌شود! در حال حاضر قید عکس‌های هنری ر
 دستانی که ردشان روی گلوی خیال مانده و صدای تپش چیزی شبیه به قلب در کف پاها که جا باز کنند برای عقل . این چیزی بود که از من خواسته بودنند. جایی که تنها حیات غیرمادی در زندگیم رویا بود؛ اما رویاهای آشفته ی گرگ و میش صبح چیزی را بازگو می کرد که تا مدتها آن را جایی دور تر از گوش هايم دفن کردم که مبدا خیالاتی شوند. 
"اما عشق راهش را پیدا میکند" . این چیزی که بود که چشم هايم خواندند و من نمیدانم چرا قلبم تندتر زد و چشم هايم پر از اشک شد.  انگار صدای تپش ها
گسترش تکنولوژی در مصالح ساختمان سازی نیز رخنه کرده است. قطعا نمی توان از مصالح ساختمانی جدید چشم پوشی کرد. ساندویچ پانل ها نوعی از پشرفته ترین مصالح ساختمانی هستند و به قدری کاربرد دارند که نمی توان وجود آن ها را نادیده گرفت.
دیوار پیش ساخته
دیوار پیش ساخته، دیوار هایی هستند که از مواد محکم و عایق ساخته شده اند که در سازه های صنعتی و غیر صنعتی کاربرد دارند و معمولا هم به راحتی نصب می شوند. البته نا گفته نماند که یکی از جدید ترین مصالح ساختمان
بگذارید همین اول بگویمتان که من گم شده‌ام! یک جایی وسط راه خودم را گم کرده ام. من گم شده‌ام و این گزاره انقدر قطعی و بی بازگشت است که توان گفتن چیزی برایم‌ نمی‌گذارد فقط میدانم‌ که روزی هزاربار به تمام گوشه‌های این شهر سرک کشیده‌ام‌ پی خودم و بازنیافتم آن جسم بی جان را، آن چشم‌های افتاده ته کاسه سر را و حتی آن سایه‌ی کمرنگ و بی جانی را که در تمنای آفتاب دم‌ غروب کش آمده در خیابان‌های همین تابستان. من یک چمدان دلتنگیم که روز به روز سنگین‌
وقتی خدا به قلم قسم می‌خورد، چرا ما دوستش نداشته باشیم؟ مگر نه این است که به آنچه مهم و دوست داشتنی است، قسم خورده می‌شود؟پس وقتی قلمی به رنگ خون در آید، مگر می‌توان عاشقش نشد؟
جمله‌‌ی زیر که قسمتی از آن در عنوان قرار دارد، از قلمی است که به رنگ خون درآمده است؛حلقوم‌ها را می‌توان برید، امّا فریاد‌ها را هرگزفریادی که از حلقوم بریده برمی‌آید، تا ابد جاودانه است.
شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی
پیشنهادم به همه کسانی که دوست دارند در راستای
دلم لحظه ای را می خواهد !که تو باشی …همین کنار نزدیک به مندرست روبروی چشم هايمهمنفس نفسهايمخیره شوم به لبهایتدست بکشم به تک تک اعضای صورتتبعد چشمهايم را ببندم و …” ببوسمت ”آن لحظه دنیای من تمام می شود .” به خدا که واقعاً تمام می شود
مدام بنشین حساب و کتاب کن،
سراغی از خودت نگیر، تا شاید یادت برود این روزها در خودت هم گم شدی.مگر گم شدن هم خبر می کند؟ رنگ و صدا هم که ندارد.تو از کجا میدانی گم نشده ای؟
سکوت نگار؛ که می شوی معلوم است اوضاع چندان خوب نیست. ب
از انگار، دست و دلت قدم می زند در کوچه های دلتنگی .
پیام می دهد صادقانه این است که، تنها آنچه می توان بگویمت به راستی ،به یادت هستم.
جوابی ندارم برایش؛ جز این که پیام بدهم برایش به این مضمون که: سپاس از این که بیاد کسی ه
سه گانه بتمن » به کارگردانی کریستوفر نولان را می توان آغاز کننده جریانی تازه در فیلمهای اَبَر قهرمانی در هالیوود دانست. شخصیتی1 که کریستوفر نولان از بتمن در اولین سه گانه خودش به نام بتمن آغاز می کند/ Batman Begins » ارائه داد چنان متحول شده و غیرمنتظره بود که تا مدتها پس از اکران این فیلم همگان منتظر بودند تا ببینند آیا می توان قهرمانان را در چنین قالب شکننده ای پذیرفت یا خیر! بحث بر سر تغییر و تحول اَبَر قهرمانان ادامه داشت تا اینکه قسمت دوم با
 
پژوهشگران در ارتباط با تفکر خلاق، بین پتانسیل خلاقیت و نتایج خلاقانه واقعی تمایز قائل شده اند . از طرفی بین مهارت حل مسئله و تفکر انتقادی نیز تفاوت قائل هستندبرای کسب نتیجه مطلوب در هر یک از موارد گفته شده ، فرد به پتانسیل تفکر خلاق نیاز دارد.این مهارت در بستر مدارس قابل اندازه گیری است. تحقیقات در ارتباط با حل مسائل پیچیده نشان می دهد که می توان اجزای آن را ارزیابی کرد.همچنین برای ارزیابی تفکر خلاق می توان از آزمون تورنس استفاده کرد. به عل
کلید های اتوماتیک کمپکت (بدنه تزریقی)(MCCB) :بدنه
این نوع از کلید ها از نوع خاصی از قالبهای تزریقی ساخته می شود و از جمله
خصوصیات آنها کوچک بودن ابعاد آنها و از معایب آنها می توان به عدم امکان
سرویس و تعمیر آنها و کمتر بودن قدرت قطع آنها نسبت به کلید های هوایی
اشاره نمود .کلید های اتوماتیک تا رنج 1250 آمپر از نوع کمپکت و کلید های با جریان نامی بالاتر از نوع هوایی می باشند.مزایای استفاده از کلید های اتوماتیک :1- کلید های اتوماتیک پس از قطع مدار در اث
معلم علوم اجتماعی چهار سال دبیرستانم را خیلی دوست داشتم. خانم جعفری محبوب نبود. خیلی از هم مدرسه ای هايم او را به سخت گیری می شناختند اما من جور دیگری دوستش داشتم. او هم مرا دوست داشت. آن سال ها برخلاف الان برونگرا و اهل گپ و گفت و خنده و شوخی بودم. همین می شد که احتمالا تا از چیزی ناراحت می شدم همه می فهمیدند. روزهای سوم دبیرستان بود که در حیاط مدرسه به مریم گفتم که به پوچی رسیدم. مریم خندید. من هم الان به آن روز و آن حرف می خندم. چه می دانستم پوچی
میگه : مامان دلم برات تنگ میشه
میگم منم دلم برات تنگ میشه عزیزم
میخنده و با شيطنت میگه پس نرووووو
راحت ترین و بهترین راه حل
نان برداشتم و داشتم پنیر میذاشتم ک دید با همون ناراحتی توی صداش از رفتنم و همون چند قطره اشکی ک هنوز خشک نشده بود گفت: مامان شما برو اونجا ساندویچ بخرید بخورید تا گرسنه نمونیداااا (دقیقا افعال را جمع ب کار میبرد )
چند روزیه روی بازوش ی دونه کوچولو زده؛ با خوشحالی فراوان ب همه میگه جووووش زدممممم دارم بزرگگگگ میشمممم. چند ر
روزهای قدیم،حتی میترسیدم که به برداشتنِ یک هندوانه با دو دستم فکر کنم!ترس از اینکه همان یک هندوانه‌ی در دسترس را بلند کنم و همان هندوانه با ضعف و دست و پاچلفتی‌‌بازی‌هايم،لیز بخورد و جلوی چشمانم و در یک لحظه، روی زمین متلاشی شود!اما در روزهای جدید این ترس تقریباً از بین رفت.واقعیتش،روزهای جدید هیچوقت نیامدند و من همان روزهای دود گرفته‌ی قدیم، دست بکار شدم و سعی کردم آجرهایش را بیشتر به سلیقه‌ی خودم،آرام و با دقتِ نسبی روی همدیگر بچینم
۱۱ روز دیگر استفاده از کارت سوخت شخصی در کلان شهرهای تهران، کرج، تبریز و اصفهان اامی و سوخت‌گیری تنها از این طریق امکان‌پذیر می‌شود. برای این مهم نیز تدابیر متعددی در نظر گرفته شده و آن‌طور که وزیر نفت نیز اعلام کرده، اجرای این طرح در تاریخ مقرر حتمی خواهد بود.عبدالرضا امینی، کارشناس ارشد حوزه انرژی درباره دلایل اجبار این طرح و مزایای آن گفت: به اعتقاد من این طرح ابتدا به منظور ارزیابی میزان مصرف اجرایی می‌شود، چرا که از این طریق می‌ت
می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.
برای همین بعضی از نوشته‌هايم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!
و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.
البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!
با مداد رنگی هايم آمدنت را نقاشی و جاده ی رفتنت را خط خطی کرده امگذر عمر با کسی تعارف ندارد.دیدی آنچه نمی خواستی بگذرد،گذشت.اما ببین قلب بهانه گیرم چگونه لجوجانه پای بر زمین می کوبدو هر روز تو را از من می خواهد و بادکنک بغضم را می ترکاندو به هر بهانه باران تمنا را روی صورتم می ریزد
تقدیم به همسر عزیزم 

مرا در شعر هايم پیدا کن ای زن
و عشقت را بیا حاشا کن ای زن 
بیا در خلوتم تنها ی تنها 
کم امروز و فردا کن ای زن
بیا با من بزن بر طبل مستی 
بیا در من هی تو غوغا کن ای زن 
بکن عاشق ترین بدنام شهرم
نمی ترسم مرا رسوا کن ای زن 
بیا قافیه ی اشعار من باش
عشق را پشت هم معنا کن ای زن
برایت سورپرایز دارم امشب
بیا و تو کم بد تا کن ای زن

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)
جایابی بهینه STATCOM در سیستم قدرت
فرمت فایل دانلودی: .docxفرمت فایل اصلی: docxتعداد صفحات: 52حجم فایل: 1485 کیلوبایت  
جایابی بهینه STATCOM در سیستم قدرت
تعداد صفحات : 52 فایل ورد و قابل ویرایش با منابع
مقدمه
به دلیل چندین مورد از رخداد فروپاشی ولتاژ در سال­های اخیر، مشخصه ولتاژ یک نگرانی اصلی برای شرکت­های سیستم­های قدرت است. سیستم­های انتقال جریان متناوب انعطاف پذیر(FACTS) برای بهبود مشخصه ولتاژ و کنترل پخش توان در شرکت­های مختلف به سرعت در حال افزایش هست
گفتم: نمی دانم چه کنم، تو بگو؟پرسید: از چه؟گفتم: از همه تقلاهايم، از همه خواسته هايم، از همه رویاها، از همه از دست دادن ها، از همه. او فقط میخندید.گفت: گاهی از دست می دهی که بدست آوری و گاهی بدست می آوری که از دست بدهی.خنده ام چیزی شبیه به کنایه بود، گفتم: ولی از دست دادن همیشه بدست آوردن نیست، گاهی باختن است که با هیچ بردی نمی توان جبران کرد.انتظار نداشت این حرف را بزنم، بلند شد، آفتاب را با چشم هایش بدرقه کرد، گفت: آنچه به تو داده می شود مصلحت د
یکی از اولین غزل هايم : کسی یادت افتاد و بر باد رفت جهان برده از یاد و از یاد رفت ز عالم که بیچاره بیگانه بود چون از چشم یک دوست افتاد رفت جفا کرد و کار از تحمل گذشت چو از من به قدری که فریاد رفت به ره توشه اش برده با خود خیال غریبی که با قلب ناشاد رفت سکوتت مرا کشت , حرفی نماند چه گویم به ما از تو بیداد رفت تو خوش می خرامی نداری خبر ز صیدی که در دام و صیاد رفت . #الهام_ملک_محمدی
این بغض سر خرابی دارد فرو ریخته ام , فرو ریخته ام . آوار تر از اینم که بشود تکه هايم را کنار هم گذاشت آه مسیح اگر معجزه ی پیامبری ات زنده کردن من می بود شکست می خوردی زنده کردن کسی که نفس نمی کشد آسان تر از زندگی دادن به کسی است که نمی خواهد نفس بکشد . #الهام_ملک_محمدی
با استفاده از این دستور می توان دریافت که فایل اجرایی یک برنامه ( execute ) برای اجرا به چه کتابخانه (ها) ای وابسطه است.برای دیدن وابستگی برنامه ی ls که به چه کتابخانه‌هایی وابستگی دارد،  ابتدا مسیر اجرایی را پیدا نموده و سپس با ldd توابع را جستجو میکنیم.
# which ls
خروجی دستور:
# /bin/ls
سپس دستور را به ldd میدهیم
# ldd /bin/ls
برای راحتی می توان به صورت زیر عمل کرد(خلاصه سازی دو مرحله در یک مرحله)
# ldd `which ls`
در مثال بالا ابتدا دستور داخل ‘` اجرا شده سپس خروجی آن دقیقا
خلاصه ای از کتاب بازیگری به شیوه ی متد- لی استراسبرگ
منتشر شده توسط Payamseidi در مرداد ۱۵, ۱۳۹۸
رهایی سازی مقدمه ای است برای موضوع مهم تر که تمرکز باشد. هر آنچه بازیگر انجام می دهد ناشی از ارتباطی دو سویه است. ارتباطی بین رهایی و تمرکز. یکی از وظایف او این است که باید بتواند کاری که قبلا در صحنه انجام داده ، تکرار کند، اما به شیوه ای بداهه. برخلاف این عقیده ی عمومی که می گویند بازیگر در حین اجرا متمرکز بر انجام یک کار است، او با شماری از مسائل و کار
یا حبیب
ساعت 2:30 شب
هنوز بیدارم، خودم را با این جمله که "دیروز 4:20 خوابیدی، 2 خوابیدن پیشرفته" گول میزنم، اما "خودم"، گول نمیخورد.
تصمیم داشتم امشب زود بخوابم مثلا !
امروز مهمان داشتیم
اتفاقاتی که افتاده، فکر هايم، برنامه هايم در ذهنم ردیف میشود
توی ذهنم بوی قورمه سبزی شامِ دیشب پخش میشود، لبخندِ بچه ی مهمانمان، صدایِ آن بچه دیگر که داشت برایم از مشاهداتش زیر میکروسکوپ میگفت هم در یادم سرک میکشند
از آن طرف انقدر ماندالای جدیدم به دلم نشسته است
جهانی در سرم گام برمی داردو گام هایشدر دردهايم می پیچدکه مشت بی رحمش رودهای قلبم را بی راه کردخالی جیبم را پر از دردنگاهم را پر از غمچشم به راه انتظاری آویخته استکه کورم کردو توفان دلتنگی اش از دریایم دورحالا چشم هايم به قدم هایش چسبیدهنگاهم سبکبار است واز بار عشق .تهی !می خواهم ریسمان دستی که بسته ایبگشایمشاید پروانه ای گرد یاس دلت رقصیدیاس های دیوان شمس همسبز شد 
مدل تاپ تابستانی نه 2020-2019
در زبان انگلیسی به تاپ دو بندی (tank top) ، تاپ بند گردنی (halter top) ، تاپ بدون بند (tube top) و به تاپ نیم تنه (crop top) گفته می شود.
تاپ های ساده را می توان در زیر لباس های تور یا با بلوزهای دکمه باز پوشید.
تاپ های مدل دار را می توان با دامن های کوتاه یا تنگ، شلوارهای چسبان، شلوار جین و کتان، پاچه دار جین و کتان پوشید.
 
نیمه روز
کاش می شد تو
را از حافظه ی دلتنگی ها پاک کرد، گفته بودم انقدر مهربانی ات را خرجم نکن تا لطافتش دلم را ببرد که وقتی نباشی، این گونه سخت تر
می گذرد بی تویی هايم.
حالا تو
نیستی و من مانده ام و یک دنیا بغض و حسرتی به خاکستر نشسته،
کاش می شد یک
بار دیگر به خواب های هر شبم بیایی و چون رویایی بازگردی به تمامِ هستی
من! و من بخوانمت و بگویم، می شود بخواهم که دیگر نروی و بمانی؟ یا حداقل
انصاف این است که بی من.
یا لااقل اگر قصد سفر داری، بی خبر چشم نبندی
۱) خوب یادم هست که تا کلاس سوم یا چهارم دبستان نمی‌توانستم بند کفش‌هايم را با گره پروانه‌ای ببندم، مادرم صبح به صبح جلوی پا‌هايم زانو زده و کفش‌هايم را می‌بست!
 دیشب وقتی که بعد از اتمام سِرُم پدر جلوی پایش زانو زدم تا کفش‌هایش را گره بزنم انگار آن روزهای کودکی مقابل چشمانم رژه رفت، احساس عجیبی بود، با وجود اینکه بارها این‌کار را انجام داده بودم ولی دیشب . احساس عجیبی بود!
۲) آدمی‌زاد گاهی چیزی را می‌فهمد ولی بعد دقت که می‌کنی می‌بینی
گاهی چنان از تو نا امیدم که مدام حضورت را انکار می کنم، اما گاهی چنان شگفت زده ام می  کنی که سرم را بالا  میگرم و بی درنگ  رو به آسمان لبخندی سراسر عشق می زنم ، می دانم که گاهی چه اندازه از من و کار هايم ناامید  ،خسته و دلتنگ می  شوی .
این من هستم که همیشه تنهاپناهگاه زندگی ام تو هستی ، گاهی از خودم می پرسم من چ کار میکنم چه کار میتوانم انجام بدهم ؟ برای او که آن بالا است و عاشق من است و هر کاری انجام می دهد تا من لبخند بزنم خودش گفته آن هم نه یک بار
اول از هیپنوتیزمم بگم! در یک کلام او مای گاد :)) استاد پرسید داوطلب داریم و من هیجان زده و دست ها گره در هم انگار نه انگار بیست و سه سالمه و سنگین باش یکم، گفتم من من من و با مظلوم نمایی و من فوبی گربه دارم خودمو به سمت صندلی مورد نظر پرتاب کردم! یک دقیقه بعد چشامو بسته بودم و به عقب پرت میشدم که دو نفری که مسئول بودن من رو بگیرن بهت زده نشوندنم روی صندلی. کمی شيطنت و مقاومت میکردم، اعداد رو نمیتونست از ذهنم پاک کنه و من کاملا آگاه بودم به شيطنت و لج
نکته اولهرگاه در مسئله ای تعدادی رقم داده شود و بخواهند که چند عدد چند رقمی با آنها نوشته شود در این حالت ما به دو طریق می توانیم تعداد  عدد ها را به دست آوریم۱- تکراری::در این روش تعداد ارقام تکراری خواهد بود یعنی ما می توانیم ارقام را به صورت تکراری در کنار هم نوشته و تعداد اعداد را به دست آوریم. ۲- غیر تکراری::در این روش ما ارقام را فقط در جایگاه و مرتبه خودشان می توانیم قرار دهیم و تکرار ارقام جایز نیست و تعداد اعداد به دست آمده در این حالت خی
یا اول الاولین و یا آخرالآخرین
مغزم انبان ایده های فراوان برای داستان کوتاه است اما دستم به نوشتن هیچ کدام نمی‌رود. داستان کوتاه مخاطب ندارد متاسفانه و هر چقدر هم که استادانه و خوب بنویسی ناشرها بهش اقبالی ندارند. چون مخاطب ندارد و این یک واقعیت است. این چند سال که خودم در ایام نمایشگاه کتاب دو سه روزی در غرفه شهرستان ادب می ایستادم و کتاب میفروختم این مسئله را دیده م. 
حتی بدتر از آن دستم به بازنویسی کردن تنها داستانی که امسال نوشتم هم نمی‌
قرار بود دو هفته پیش داستان‌هايم را برای استاد بفرستم. تا امروز و الان، یک کلمه هم ننوشتم. آن قبلی‌ها را هم، ویرایش نکرده‌ام. 
آن قدیم‌ترها بیشتر و به‌تر می‌نوشتم. راحت‌تر و روان‌تر و دل‌نشین‌تر.
شاید این سال‌ها، هفت سال خشک‌سالی است. کاش این بار آبادانی در پیش باشد، باشد که طراوت و تازگی و شکوفایی نوشتن، دوباره بازگردد به این سرزمین.
 درای شب اندوهان را از من بپرس که در کوچه تا سحرگاه رقصیده‌ام و سنگ‌فرش‌های حوصله را به شیون عبث گام‌هايم آغشته‌ام‌. از من بپرس که همپای بادها در شهر و کوه و دشت به دنبال تو گشته‌ام و ساعت کوکی کهنه‌ام را به وقت ساحل ابدیت میزان کرده‌ام. جای پاهای کوچکت را بر ماسه‌ها دیدم. صدا زدم الکساندر. دویدی بالای صخره‌ها. مرا نگاه نکردی.
 
معمولا اخطار با دنده‌ سنگین را درنقطه صفر سراشیبی‌ها می‌بینیم. سراشیبی‌ها در زندگی امروزی کم نیست. وقتی فرصتی بیش از ظرفیت و توانمندی خود در اختیار داریم، تقریبا هر جا که یک مانع متعارف برداشته می‌شود، یک سراشیبی پیش روی ما ظاهر می‌شود.
موارد زیر تنها نمونه‌هایی از سراشیبی‌های ممکن در مسیر کار و زندگی هستند:
وقتی مدیر من به علت اعتمادی که به من دارد، دستم را باز می‌گذارد تا خودم، حیطه‌ وظایف و مسئولیت‌هايم را تعیین کنم.
وقتی یک ابز
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب