نتایج مطلب ها برای عبارت :

تتلو قلبم نمیتپه بی تو

دانلود اهنگ تتلو هر وقت نبودی من فقط زدم غر همراه با متن کیفیت خوب جدیدترین آهنگ امیر تتلو به نام هر وقت که بودی هر وقت که بودی همه چی قشنگ شد انقده . هر وقت نبودی من فقط زدم غر هر کجا زدم تو خاکی زدی یه تلنگر
دانلود آهنگ امیر تتلو » هروقت که بودی | Amir Tataloo Harvaght Ke Boodi دانلود آهنگ . قشنگ شد انقده تو خوبي میره بالا توقع هر وقت نبودی من فقط زدم غر هر کجا زدم تو .
دانلود اهنگ هر وقت که بودی از امیر تتلو با لینک مستقیم و پخش آنلاین از رادیو جوان . هر وقت
ولی انصافا وقتی میرید هدفون میخرید تنها نرید، یه نفر رو با خودتون ببرید و امتحانش کنید، که اینجور نباشه که کله ی صبح تتلو تو گوش شما هوار بکشه "من در اختیار تو، بيا این تنو ببر تیمارش کن" ما هم فیض ببریم.
+ ولی سلیقه ی مردم تو مترو بهتر شده، به جای سریال ترکی this is us میبينن با گوشی، جای ملت عشق گاری کوپر و چشم‌هایش و جز از کل میخونن، ولی همچنان تتلو گوش میکنن -_- :)))
دانلود اهنگ ایلیا ای جی میتپه تند قلبم وقتی میزنی دست ب من
دانلود اهنگ ایلیا میتپه تند قلبم
میتپه تند قلبم ایلیا
اهنگ میتپه تند قلبم از ایلیا

دانلود اهنگ ایلیا ای جی میتپه قلبم
دانلود اهنگ میتپه تند قلبم وقتی میزنی دست به من از عرفان کالبد
دانلود اهنگ میتپه تند قلبم وقتی میزنی دست ب من
آهنگ میتپه تند قلبم وقتی میزنی دست به من باتو حاضرم حتی تودریا غرق بشم 
 
یه بار از حاله خوبم بنویسم
بنویسم ک وقتی دیدمش ضربان قلبم رفت بالا
قلبم اومد دهنم
بنویسم ک برا اولین بار برا خندیدنایه ینفر ضعف کردم
تو اون تاریکی چشم تو چشم شدیم
فقط ک حیف ک تاریک بود 
شاید اینا نشانه های عاشق شدنه
هرچی باشه دوس دارم این لحظه هارو
این روزایه من حالروز یه دختر14 سالس ک ک وقتی بهش هم فک میکنم قلبم خودشو میکشه :)
دانلود آهنگ جدید احمد سلو سلطان قلبم
Download New Music Ahmad Solo – Soltan Ghalbam
پخش بزودی – دمو آهنگ اضافه شد

احمد سلو سلطان قلبم

متن آهنگ سلطان قلبم از احمد سلو
 
شدی سلطان قلبم تو این شبهای سردم
شده روزی هزار بار میخوام دورت بگردم
بزار دورت بگردم برم که برنگردم
نیاد روزی ببينم که بي تو سرده دستم
پخش کامل این موزیک زیبا بزودی از لینک بالا برای دانلود به لینک بالا مراجعه کنید
دانلود آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
متن آهنگ جدید امیر تتلو به نام تردمیل
ببخشید من فارسیم یکم ضعیف شده
یه وقتایی هم بحث نیازه یه چی مثل غذا
شماره یک بيداره بيدار ترین آ
بگو از خونه ی گرم و بهشتیمون منو از خود سنگینم بکش بيرون
بگو دنیا وزنشو از من برداره بزار برسم به هوا و حرف عشقمون
بگو خسته ام از تکرار این درسا بگو که تیکه پاره ام من زا این بحثا
من از دلشوره و دلتنگی مرده ام دلم لک زده واسه گرمیه دستات
منو یه عالمه از بودنت
آهنگ میدونی قلبم اروم نداره از هایده و معین
دانلودآهنگ مهتاب با صدای معین
دانلود آهنگ مهتاب از معین با کیفیت 320
دانلود آهنگ جدید میدونی قلبم آروم نداره

مهتاب معین 320
ریمیکس به دیدن من بيا
به دیدن من بيا مهتاب در اومد هایده ویکی صدا
اهنگ میدونی قلبم اروم نداره ریمیکس
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم میریزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نمیدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
و گاهی که قلبم از غم سرشار میشود و درد وجودم را پر میکند. از درد نمیگذرم. اجازه میدم درد با من و وجودم یکی بشه
وقتی قلبم سنگین میشه و دستانم ناتوان
اجازه میدم درد با من همزاد پنداری کنه و بمونه
وقتی آه تو سینم حبس میشه از دردی که مال من نیست. اجازه میدم درد قویترم کنه.
از درد نمی گذرم. چون آدم هایی که درد زیادی تو زندگی کشیدن. قویتر شدند و محکم تر
بعد ها من زنی می شوم میانسال. با موهای سپید و درد هایی عمیق که از چین های روی صورتم پیداست.
و من مرحم فرز
متن آهنگ پادشاه قلبم از کامران مولاییمن آلودتم به چشمات قسم کسی تو دلم جا ندارهمیگی که برم ازت بگذرم به جون تو که راه ندارهخودتو نگیر واسه من یکی این حرفارو بهونه نکنیه سر به هوای بي دست و پا رو اینجوری دیوونه نکن
رز موزیک
امروز دیدمت، بي آن که دیده شوم.
دست خودم نبود، تو تنها کسی هستی که هیچ‌گاه چشمانم از پیداکردنش در میان شلوغی باز نمی‌ایستد. باورت نمی‌شود اما حس کردم که چقدر دلم برای نداشتند تنگ شده. احمقانه نیست دل برای نداشتن کسی تنگ شود؟ دل‌تنگِ نبودنِ کسی هم مگر می‌توان بود؟ نمی‌دانم، فقط می‌دانم که اندازهٔ لغتی که در هیچ لغت‌نامه‌ای نیست دل‌تنگ شدم. سنگین از ثقل کلماتی که حتی نمی‌شود یک‌جا برای یک‌نفر تعریفشان کرد. قلبم برای باز شدن از این دل‌
می‌خواهم برایت بنویسم اما واژه‌ها از قلمم می‌گریزند، جمله‌ها نیمه‌کاره می‌مانند و حرف‌ها ناگفته. دیگر نمی‌توانم از چشمانت بنویسم. اعتراف تلخی است اما انگار تو در من مرده‌ای. قلبم تاریک‌خانه‌ای شده بي‌فانوس؛ می‌تپد اما گرم نیست. خیال آمدنت از سر این همواره مست بيدل، پریده. دیگر به این فکر نمی‌کنم که کجایی، دیگر به این فکر نمی‌کنم که می‌شود از خط لبخندهایت شعر نوشت، دیگر به این فکر نمی‌کنم که من چقدر کنار تو زیباترم. رهایت کرده‌ام
خدا با خودتم 
با خود خود خودت 
۳۶ ساله امروز افتاده مرده 
درسته؟ 
منم دارم ۳۴ ساله میشم 
اون حاجی بوده 
حتتتتمی که زن و بچه هم داشته 
من حاجی نیستم هیچی نیستم زن و بچه هم ندارم 
من بمیرم فقط یه جا خالی میشه یه بيکار بياد سر کار 
یعنی نفع هم داره مردنم 
من زنده بمونم جز مایه خنده و شوخی پسرها چی ام؟ جز اینکه پسره امروز میگه میخوام ازدواج کنم و من ته دلم میگم خوشششششششششش به حالت که می تونی تصمیم بگیری 
نه مثل من که امشب رفتم دم طلافروشی ها انگشت
"رفاقت به کیفیت است نه به کمیت." این جمله را روزی هزار بار باید بگویم تا وقتی از فرط دلتنگی و علاقه به رفیق، به فرزانه، دیوانه شدم و قهر کردم و زدم زیر میز رفاقتمان، نجات دهنده ام باشد.
رفاقت دقیقا همان جاست که آنقدر سرتان شلوغ باشد که هرکاری میکنید نتوانید یک روز از هفته را، حتی در وسط تابستان، برای دیدن هم خالی کنید.حتی نتوانید مثل قبل تلفن های طولانی داشته باشید و از نظریه پردازی ی برسید به صحبت راجع به فلان چیز و فلان کس و بعد خودتان هم
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شیرین اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بيشتر ترسیدم بيشتر خندیدم بيشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بيشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
تموم شد یک سال پر هیاهو یک سال عجیب یک دوره ی جدید زندگیم یک سالش تموم شـد انگار هنوز دیروز بود که درگیر انتخاب رشته بودم انگار دیروز بود همه چی مثه برق گذشت اگه بخام از این یه سال بگم میگم که سخت بود اما شیرین اما جدید خیلی ماجراهای جدیدی رو با چشم خودم دیدم خیلی خیلی دیدم به همه چیز عوض شد بيشتر ترسیدم بيشتر خندیدم بيشتر حواسم رو به خودم به خودم به خودم و دنیام جمع کردم از ترس بگم ا از ترسـام که بيشتر شد امـا بعد یاد گرفتم
این روزها حتی نسبت به آدم های بزرگتر از خودم هم حس مادری دارم. مثلا همین امروز که پست وبلاگ آسیاب را می خواندم،  دلم حس مادری را داشت که فرزندش را گذاشته توی دنیا و رفته پی ادامه ی مسیر جاودانگی اش. می خواستم به فرزندم بگویم، آرام باش فرزندم، با قوت ادامه بده، عشق جاری شده بين ما تنها شمه ای از عشق بي کران خدا به مابوده و هست.
به تو از این جهت که مادری عاشقانه همه جوانب جسم و جانت را در آغوش پر مهر پرورانده تا قد و قواره ات از هیکل نه ی او درشت
مادر

سلام ؛ سلام میدهم برای سلامتی ات ، برای پایدار بودنت برای استوار بودنت
سلام عزیزتر از جانم ،
ملکه ی ، قلب تپنده ام ،
خوب میدانم ، که میدانی ، دوست داشتنم ، عشقم ، در هیچ کلمه ای گنجانده نمیشود ،
پس حرفی نمیزنم ،
فقط میخواهم بدانی که این روز ، روز شادی من است 
اخر میدانی؟ قلب من به قلب تو متصل است ، لبخند که میزنی ، قلبت که شاد میشود ، در قلب من هم همهمه ای از شوق برپامیشود
بر قلبم همیشه فرمانروایی کن، که فرمانروایی، بهتر از تو ، هیچ
به سوال های یه جای کار میلنگه و یه چیزی درست نیست این سوال "داری با خودت چیکار میکنی  " هم اضافه شده .عمیقا قلبم درد میکنه . و دختر بدی میشم اگه بگم . بيخیال نمیگم !ببين ارزش ریسک کردن و داره ؟ اره ؟برو بریم از اول!برای بار آخر . 
خودم دارم به قلبم نقب میزنم.
به روحم هم.
نشستم آهنگ پشت این جنگ ها رو گوش میکنم و میبينم واژه واژه ش منم.
آهای بچه های کوچه های خاطره!
من فقط یک سیگار کم دارم که بشم یک آدم شکست خورده و غمگین کامل.
آخ که نمیدونی این پشتم چه بيوه ست.
دانلود آهنگ جدید امین حبيبي تو دنیامو عوض کردی
دانلود آهنگ امین حبيبي به نام تو دنیامو عوض کردی کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده تو دنیامو عوض کردی با صدای امین حبيبي از جوان ریمیکس
ترانه, موزیک و تنظیم: امین حبيبي
Download New Music Amin Habibi – To Donyamo Avaz Kardi

امید حبيبي عزیز موزیک جدید خود را منتشر کرد.
ساخته جدید امین حبيبي در تاریخ، ۳۰ تیر منتشر شد.
این موزیک، تو دنیامو عوض کردی نام گرفته است و در سب
قلبم هزار تیکه شده . هر چی دست و پا بزنم فایده ای نداره.تو سهم من ازین دنیا نیستی
وچه ظالمانه س .و انگار من با حسرت زاده شدم .اینکه ازین به بعد تو نیستیو من نمیتونم باهات حرف بزنمو ده تا کوفت و زهر مار دیگه رو اه اه اه گندش بزنن که هیچی من مثل آدمیزاد نیست
خیلی حالم گرفتست چشمام شده بارون بهار
اگه این متن رو میخونید برام کامنت بذارید
واقعا چه کار کنم ؟مدتهاست که قلبم از عشق یک طرفه میسوزه یه جورایی بي رگ شدم و احساس میکنم دیگه هرگز نمیخوام ازدواج کنم .
کاش خدا برای من و این حجم اندوه یه کاری کنه.
خدایا منم دل دارم
امضا سکوتی که تبدیل به اشک شد.
متن آهنگ امین حبيبي بنام تو دنیامو عوض کردی
من اینجوری نبودم تو منو دیوونه کردی تو بودی که منو مست شبو پیمونه کردی
من اینجوری نبودم تو شدی بلای جونم تو باعث شدی من عاشق بشم از عشق بخونم
تو دنیامو عوض کردی من اهل عشق نبودم بخاطر تو و چشماته که انقدر حسودم
حسادت میکنم حتی به عطر رو لباست دلم میخواد فقط یک عمر به من باشه حواست
هر بار که میبينم تو رو قلبم تند تر میزنه این دل برای دیدنت هر روز پر پر میزنه
هربار که میبينم تو رو انگار تو رویا گم شدم از
تناقض دردناکی ست 
بالای ورودی مقبره ی تو، کمی آن طرف تر از قتلگاه، بالای سر پیکری که حق سوگواری برایش نبود، بزرگ نوشته اند " ادخلوها بسلام آمنین"
آیه را که آنجا دیدم قلبم لرزید. 
پناه عالمیان. زینبت پناه ندارد 

السلام علیک یا اباعبدالله
یادت به ما هست؟ 
بعضی روزا خیلی همه چی خراب میشه
به قول چاووشی
و مـن فرو رفتم به قعر دریـا ها
 به زمین و زمان گیر دادم ، حس کردم مـُردم حس کردم نفسی نیست برای ادامه دادن بيخود و بي جهت اشک می ریختم نگم از بعدش دنیا تیره شد تار شد من بودم و صورت قرمز گفتم تموم گفتم تمـوم شم باشه ؟ هیچ درکی نداشتم هیچ درکی تو این لحظه گفتم آخ که چقدر ضعیف شدی چقـدر من بودم من ِِ لِـه منی که بيخود قلبم رو به درد آورده بودم مَـنی که تحمل یک بچه رو هم نداشتـم دَرد هم
جهانی در سرم گام برمی داردو گام هایشدر دردهایم می پیچدکه مشت بي رحمش رودهای قلبم را بي راه کردخالی جیبم را پر از دردنگاهم را پر از غمچشم به راه انتظاری آویخته استکه کورم کردو توفان دلتنگی اش از دریایم دورحالا چشم هایم به قدم هایش چسبيدهنگاهم سبکبار است واز بار عشق .تهی !می خواهم ریسمان دستی که بسته ایبگشایمشاید پروانه ای گرد یاس دلت رقصیدیاس های دیوان شمس همسبز شد 
نشسته ام روی صندلی، دست هایم را به هم گره زده ام .
هرچه فیلم جلوتر می‌رود حس می‌کنم قلبم  تند تر می‌زند، بعد یک هویی از یک جایی به بعد بغض می‌گیرتم، بعدِ بعدِ بعد تر آن جا که مامانِ  از تلوزیون صحنه ی کشته شدن پسرش را می‌بنید، بغضم می‌ترکد و اشک هایم سرازیر می‌شود
فیلم تمام شده ولی هنوز توی فکر فائزه و شهاب داستان هستم.
خدایا یه کم درد و دل کنیم خدایا از مهر79با من سر نساختن گذاشتییادته یادته چه بلاهایی سرم اوردی؟لازم نیست بگم خودت میدونی بهتراز منم میدونی بعد چندوقتتتتتتت داشتم ادم سابق میشدم که باز زندگیم از این رو به اون رو شدش اونم نمیگم چون خودت میدونی جه بدبختی هایی سرم اوردی کفتم اشکال نداره دوستمه ولی نذاشتی این حس مزخرفو به وجود اوردی واقعا نمیخام دیگه بسمه خدایا سنمو ببين یه نگاه به منو هم سنام بنداز این همه درد برام زیاد نیستش این همه بدبختی ا
من را نگاه کن که دلم شعله ور شودبگذار در من این هیجان بيشتر شود قلبم هنوز زیر غزل لرزه های توستبگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود من سعدی م اگر گلستان من شویمن مولوی سماع تو برپا اگر شود من حافظم تو اگر نگاه کنی اگرشیراز چشم های تو پر شور و شر شود ترسم که اشک در غم ما پرده در شودوین راز سر به مهر به عام سمر شود آنقدر واضح است غ بي تو بودنماصلا بعید نیست که دنیا باخبر شود دیگر سپرده م به تو خود را که زندگیهرگونه که تو خواستی آنگونه به سر شود  
الهی شکر
کربلا و اربعین و معجزه
معجزه . . هر گاه ذهن را درگیر می بينم به قلبم که مراجعه می کنم مطمئمن است. چرا نباشد اکر در مسیر باشد و توکل به الله اکبر با همه ی تجربه ها و دیده ها در این سال سی.
و باز هم معجزه از پی معجزه های پی در پی که شمارش دیگر از دست خارج است. همیشگی است . صبح و شام
خدایا دوستت دارم.
خدایا شکر
پنل آمار و وبلاگ‌هایی رو که دنبال می‌کنم از صفحه‌ی مدیریت وبلاگم حذف کردم. به خودم می‌آم و نور از ترک‌های روی پوستم گذشته و قلبم رو روشن کرده؛ به خودم می‌آم و قلبم شبيه حیاط کوچک پاییز در زندانیه که اخوان حرفش رو می‌زد. خسته شدم از این بازی امید و ناامیدی. اون روز دفتر فیروزه‌ای رو که آرزوهام رو می‌نوشتم، برداشتم و نشستم روی تاب. دفتر رو باز کردم، دونه دونه آرزوهام رو خوندم تا بلکه جون بگیرم. ولی دلم هیچ کدوم رو نمی‌خواست دیگه. نمی‌دونم؛
دلم میخواد تهران خونمو عوض کنم
از صمیم قلبم دلم میخواد عوضش کنم ،اما اجاره ها داره بالا میره و دلم نمیهواد به خونواده فشار بيارم ، و حتی اگه بهشون فشارم نیاد دلم نمیخواد دیگه بيشتر از اینا خودمو خرد کنم و منت بکشم 
تنها چیزی که میخوام اینه که این سه سال باقی مونده زودتر بگذره و امتحان ارشد بدم 
 مرا به خانه‌ی قدیمی‌ام ببر. حس‌های قدیمی را در من تازه کن. شاید به یاد بياورم که بودم و قلبم برای چه می‌تپیده. 
بگو آن شب که نشستیم در پیاده‌رو و درز دلمان را گشودیم و همه چیز را ریختیم روی آسفالت سرد، چه می‌درخشیده در چشم‌های من که خودم را ستاره‌ی مسافری تصور می‌کردم که به جان این خاک آشنا گشته و محبت زیستن در همه ذرات تنش تپیدن گرفته. 
شیره‌ی زندگی را گوارای جان من کن. 
سلام به همه عزیزان امیدوارم روزتون به خیر و پر ازشادی باشه

من هروقت با خدا درددل می کنم قرآن رو میذارم کنارم و آخر حرفام قرآن رو باز می کنم و حرف خدا رو می خونم؛ حرف هایی که کاملا مربوطه به حال و هوای من در اون لحظه. و در پایان وقتی قرآن رو میبندم اون رو روی قلبم میذارم و کلی انرژی می گیرم.
ادامه مطلب
روز آخر مدرسه ها امسال؛ یازده تیر ماه بغضم گرفت. تک تکشون رو بغل کردم. آخرین نفر پرنیا بود که گریه م گرفت وقت رفتنش.چهارشنبه 9 مرداد بود. داشتم لیست حضور غیاب پر میکردم یکباره کسی از پشت بغلم کرد. برگشتم دیدم الهام بود و کنارش تینا و پرنیا و حانیه و آتنا و مهرناز و بقیه. گفتن خانوم دیدین یک ماه نشده برگشتیم. دلم پر از نور شد با دیدنشون.
سلام 
سلام میکنم به اندازه تمام سال های دوری
با اینکه دوتا بچه دارم اما ته خوابهای خوشبختیم خواب بچه گی هامه
 
خواب وقتی که بچه بودیم،وقتی همه چیز چرخ میخورد تا به زمین برسه
فقط تو خداب بچه گی هامه که ضربان قلبم گلوم گلوم حس میکنم
مجرم شناخته شدم،اما من.خوشحال بودم 
میگفتم مجرمم و با افتخار به جرمم اعتراف میکنم.
ولی چیزی شنیدم که فرو ریختم، خنده هایم تمام شد و میدانم که تا مرز جنون آنی رفتم.
میخواستند مجازاتم کنند.ترسی از مجازات نداشتم، ترسم از نوع مجازاتی بود که میخواستند برایم بنویسند.
گفتند مجازات تو فرق دارد،مانند جُرمت.
سکوت کرده بودم، قلبم میتپید و.
گفتند جُرم تو آسمانیست چون خطای تو دوست داشتن است.عشق به غیر انسان.به فرشته.فرشته ای که بودنش در میان انسا
تظاهر کردن و لبخند زدن و با سیلی صورت رو سرخ نگه داشتن دردناکه.
سخته از درون متلاشی باشی و ظاهرت، دل بسوزونه.
کاش میشد دست خودم رو بگیرم و برگردم عقب برم پیش نلیِ بي تجربه و بزنم توی گوششیا برم به آینده و ببينم این کابوس تموم شده.
این برهه از زندگیم خیلی بد و سخت و مزخرفه.
هر روز بي حس تر و بي روح تر از قبلم و قلبم مچاله میشه از این همه دور شدن از رویاهام و هر روز من، سوگوار آرزوهای نلیِ ۱۸ ساله ام.
یکشنبه ساعت دو بعد از ظهر چهار سال زندگی و خاطره بعلاوه یه تیکه از قلبم رو جا گذاشتمجا گذاشتم و برگشتم به همون نقطه ای که تو هیجده سالگی داشتم.حالا من همون دختر پیش دانشگاهیم که داداشش بهش گف اگر دانشگاه قبول نشی سرنوشتت اینه که تهش شوهر کنی!این بار سختتر.خیلی سختتر.من دیگه نه هیجده سالمه و نه اونقدر بي تجربه ام.
نمیدونم چرا ، چرا یهو دلم از عالم و ادم گرفت گرمم شد قلبم تند تند زد ! 
چه اشتباهی کردم من ! ولی اشتباه نکردم یه نوع اعتماد بنفسه بذار بدونه منم دارم تلاش میکنم منم میخوام اونی بشم ک میخوام .
نمیدونم چرا اینجوری شدم یهو *_*
خیلی بده از ی سری ادما بدت بياد خیلییییی خیلییی بده ! کاش اصلا اینجور نشه واقعا ! ولی عجیب از ی سریا بدم امد چراشو خودمم نمیدونم 
نمیدونم چرا دلم نمیخواد دیگه پر مفهوم بنویسمش!
برای با تو بودن همه راکشتم
کودک درونم را کشتم
شهوت درونم را کشتم 
احساسم را کشتم
انسان بودنم را کشتم
آرزوهایم را کشتم
آدم های اطراف را کشتم
همه را کشتم
هیچکس در قلب من زنده نیست
قلب من تهی است
تهی از همه چیز
میدانستم تو آنقدر بزرگی که در قلب اشغال شده جا نمیگیری
آیا میتوانم تورا در قلبم داشته باشم؟
.
.
.
.
پ.ن : مخاطب خدا هست فکر بد نکنین
وقتی مساله ای به قلبم فشار می آورد، سعی میکنم حواسم را پرت میکنم تا قلبم توی دهانم نیاید. با اینکه به هیچ وجه اعصاب ونگ ونگ بچه را ندارم، ولی آنقدر بچه های معصوم جاذبه دارند که دلم برایشان می‌رود. حالا دو سه تا بچه ی کوچک خوردنی توی خانه داشته باشی و چندماه نبينی شان، یعنی دلتنگی تا سرحد عذاب. 
مثل عاشق هایی که با یادآوری خاطرات معشوق، مرهمی بر دلتنگی شان می‌گذارند، سعی میکنم گاهی اوقات شیرین کاری های الهه، امیر صالح و عارف را به یاد بياورم ت
صبح که اومدم خونه
دیدم عشقم خوابه .بي سرو صدا یه دوش گرفتم و رفتم تو تخت پیش عزیز ترین
موجود زندگیم.اول نشستم و یه دل سیر نگاش کردم آخه از دیشب تا حالا که ازش
دور بودم دلم براش تنگ شده بود. همه زندگیم بود.همه وجودم وقتی میرفتم سر
کار یا بيرون که خانمیم باهام نبود یه تکه از وجودم که نه همه قلبم پیشش جا
میموند.
دراز کشیدم رو تخت و نفسم رو بغل کردم . الهی قربونش برم
بيدار شد.همونجوری یه لبخند بهم زد.یه لبخندی که حاضر بودم همه جونمو براش
بدم.اصلا و
دانلود آهنگ احمد سلو به نام سلطان قلبم
ترانه و موزیک: احمد سلو, تنظیم: اشکان عزتی
Download Music Ahmad Solo – Soltane Ghalbam
شدی سلطان قلبم تو این شبای سردم شده روزی هزار بار میخوام دورت بگردمبذار دورت بگردم برم که بر نگردم نیاد روزی ببينم که بي تو سرده دستم
می توانید این آهنگ را به صورت آنلاین گوش کنید و لذت ببرید
به صورت اختصاصی از سایت ام اس بي موزیک
 
ادامه مطلب
قلبم کمی مریض شده، ولی حالم خوب است. رفتن از شهری که در آن بزرگ شده‌ام، خیلی جدّی دارد اتّفاق می‌افتد. باران امسال زودتر باریدن گرفته تا خواستنی‌ترین قابِ شهرم را به آخرین تصویرهایم برچسب کند. به خاکِ کودکی‌ام قول داده‌ام، که اگر برگشتنی باشد، شاد و لبریز از خوش‌خبری باشد. قول داده‌ام خستگی‌ها و دلتنگی‌هایم را به باد بسپارم و پُر از نشانه‌های خوب باشم، در وعده‌های دیدارهای زود.
تو می‌شنوی صدامو
خودت گفتی تو دلای نگرانیتو دل آدمای ناامیدی که جز تو کسی رو ندارن.
منم الآن جز تو کسی رو ندارم.
امروز که قرآن خوندم همون چیزایی که تا الآن حفظ کرده بودم ازشون خواستم از کلمه‌ها خواستم دعام کنن، ازشون خواستم بگن که یه روزی من بهشون متوسل شدم و الآن کمکم کنن به خاطر همون روزای هرچند کم و بيتوجه.
نیمه‌ی شعبانهمی‌گن اماما جشن و شادی رو بيشتر دوست دارن، و بيشتر حاجت می‌دن.الآن که عیده و دلتون شاده دل مارم شاد کنیدخواسته‌ی
آرزوی مرگ میکنم . 

چه روزهای تلخی میگذرونم از سیاهی دور چشمانم.و زرد بودن رنگم. جسمی که تحلیل میره ,نگران نیستم.  قلبم ,روحم و روانم و احساس بي کسی و تنهایی شدید که وجودم رو در هم کوبيده و لحظه ای راحتم نمیگذاره. 
دلم میخواد دنیا تموم بشه و هیچ وقت وجود نداشته باشم. 
دیگه حتی نگران نتیجه ی کنکور هم نیستم ,چه اهمیتی داره وقتی که حتی ذره ای امید به ادامه ی زندگی ندارم .
امروز از صبح تا شب مشغول عکاسی و فیلمبرداری بودیم و تمام این مدت با کفش پاشنه بلند سرپا بودیم و خب بذارید از تاول های کف پام چیزی نگم.
عکسهامون عالی شدن.خوشحالم که دست از لجبازی برداشتم و تصمیم گرفتم برم جشن.مطمئنم یک روزی حسرتش رو میخوردم.
*همکلاسی مون رضا گفت یه عکس دوتایی از من و گلی بگیرین?!بچه ها شاکی شدن که چرا با گلی?گفت میخوام سال آینده وقتی نتایج دستیاری اومدن بذارمش اینستاگرام و بهش تبریک بگم و بنویسم رفیق منه دیگه.این حرفش خوشح
ای ارحم الراحمین! ای غفار الذنوب ! ای خدای مشرقین و مغربين !
ای که میگفتند شکسته های دلمان که نزد بازار تو بياید خودت با دل و جان میخریشان. کجایی؟؟
شکسته های قلبم دارد خودم را تکه تکه میکند! نفس هایم همچون طناب داری دست بر گلویم انداخته اند خدا جان! دارند جانم را میدرند!
کاش نجاتم دهی از منجلابي که در آن دست و پا میزنم، خدای تنهایی هایم، خدای خستگی هایم ، خدای  دلتنگی هایم راست بگو، دل کدام بنده ات را شکسته ام که دلم را به بند تازیانه گرفتار کرد
آقا یه هفته مونده
من قلبم داره منفجر میشه!
از استرس
آره دیگه
همین



برام دعا کنین خوب بدم!
خاسدین برا حال روان پریشمم دعاکنین ولی من همینجوری بيشتر میپسندم ک خب صد البته نظر شما ام برام مهمه!
چی دارم میگم
نمیدونم آقا ولم کنین فلن تا آخر همین هفته
ایشالا خوب میشم.
بعدم اینک
چرا انقد این پستای اخیرم رو عصاب بوده!
رو عصاب شماهاعم بوده؟!
ببخشید خلاصه!
خب دیگ من برم استرس دارم✋
تمام روز های دلتنگی م را با قلمم گذراندمو به خدای احد و واحد سوگندهیچ کسی مانند قلمم این گونه به من وفادار نبود زمانی که رهایش کردم .و حتی انگاه که از شدت عصبانیت فراموشش کردم و یا حتی ان لحظه ای که تلاش برای گم کردنش داشتمچیزی از خودش ، که در قلبم به یادگار گذاشته بود . جوانه میزد و سکوت کرده بود قلمم ؛همان که میبينی نیست .دنیایی هم از او در درونم پنهان است ولی کسی نمیبيند قلمم وفا دار استوقتی دوستش نداشتم هم من را دوست داشت وبين تم
از در و دیوار سیاهی میبارید و دقیقا در همان ثانیه ای بودم که چاوشی میگفت: ""بباف "دار"م را و روزگارم را.سیاه کن انگاه مرا بکش بالا.چنان که."" نمیدانم به پاداش کدامین کار از قعر دریا مرا بالاکشیدی.اما فکر کنم،تو نیز عاشق شده ای.با اینکه هوای اینجا به من نمیسازد اما دل کندنی نیستقلبم میتپد به یاد ثانیه به ثانیه اش.و لبخند پاک نشدنی روی لب هایت به ناگاه طعم گیلاس رسیده ای را میگیرد که گوشواره گوش های تو میشوند تا پشت موهای بلندت پنهان شوند
بِ من كششِ اینهمه بي مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرما میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر بش
در دل خویش مجموعه ای از نفرت دارم. یک بوته ی عظیم تنفر در قلبم روییده است، منی که همیشه جز محبت مرام دیگری نمی دانستم. چه بر من رفته ای استاد؟ چه بر من اورده ای استاد؟‌این حجم از تنفر در من ای استاد . 
و منی که کهیر می زنم از حرف زدن با تو. و تویی که هیچ چیز برایت مهم نیست. و تویی که لم می دهی و نان سنگک گنده را از ان زیر میز در می اوری و فرو می کنی توی ارده -جلوی لپتاپت -. و تویی که دو لوپی می خوری و هیچ چیز این جهان برایت مهم نیست. 
و منی که در تنفر مست
بِ من كششِ اینهمه بي مهریُ نداره، عینِ برجِ زهرمار میمونه، یه جو منطق تو وجودش نیست، همه یِ حرف هاشُ براساسِ نظریه هایِ شخصی با تحكم میخواد به كرسی بنشونه، دِ هركس یه اعتقادی داره پدرِ من، ولم كن، كاری نكن عینِ بعضی ها ارزویِ مرگتُ كنم، تو باید ازون دخترهایی میداشتی كه پدرشونُ میشورن میذارن كنار، نه منِ بدخت كه هرچی تا الان گفتی گفتم چشم، چشممُ رو همه یِ علایقم بستم، بازیگری نمونه یِ بارزشِ، كه به خاطرِ افكارِ پوسیده یِ تو كه هر كی بازیگر ب
من راست دستم ولى بيشتر از هر چپ دستى،
قلبم سوىِ شما میلِ نوشتن دارد
سلام :)
چندتا از دوستان سوالاتی پرسیده بودن که با اجازتون میخوام عمومی پاسخ بدم 
اولین سوال : شما عرب هستید؟ 
+خیر دوست عزیز :(
دومین سوال : با تبادل موافق هستین ؟
+بله ،موافقم و تمایل دارم 
سومین سوال: دنبال شوندگی میکنی ؟ 
+معلومه ،قطعا :)
 تا از چیز هایی که من دوستشون دارم . . . .
من توی این پست میخوام چند تا از چیز هایی رو که خیلی دوستشون دارم بذارم اون طرف قلبم که مامان و بابام جاشون کم نشه خخخخخخ
ولی خب من چند تا از چیز هایی رو که واقعا دوست دارم میخوام بهتون بگم . . .
ادامه مطلب
بازم حسش کردم.
مرگ رو.
برای من نبود.اما برای کسی بود ک باهاش زندگی کرده بودم.
همون حس سرد و بي رحم.
هرموقع یه مرگ اتفاق میفته٬یادم میاد ب فوت مادر٬خاله ها٬.
چرا؟
چرا انقدر زیاد؟
ای کاش میشد فقط یه بار دیگه داشته باشمشون.
دلم تنگه و نمیدونم چجوری تحمل کردم.
یجوری شده ک انگار هیچوقت نبودن.عشقشون توی قلبم هست و کمبودشون.
اما یادم‌ نمیاد خیلی ک بودنشون چ شکلی بوده.
طبق معمول تنهایی اشک میریزم.
طبق معمول هیچکس نیست ک بشنوه.
ما تنها به دنیا میایم و
دارم ذوب میشم از استرس. میدونین؟ اینجا نوشتنم توی این لحظه برای فرار از اضطرابه. اصلا برای فرار کردن از همه چیه. دارم موزیک گوش میدم. گوشامو حواسمو چشامو بستم از دنیای بيرون، دلم میخواد بخزم توی خودم که از همه جا امن‌تره. دلم میخواد بخوابم تا گذر زمان و نفهمم ولی وقتی بيدار شم میدونم میترسم از اینکه اینهمه وقت از دستم رفته، یدفه قلبم داغ میشه و همین یه تیکه ماهیچه‌ای که مایه‌ی زندگیمه میشه یه عضو اضافه توی بدنم که با بي‌قراریش عذابم میده.
ت
.
موهام بلند شدن.چن روزی میشی ک عادت کندنشونو ع سر گرفتم:)باید برم دوباره کچل کنم تولد دلاراس فردا .شاید براش تولد گرفتم .قلبم پره خونه و نمیتونم حتی یه لبخند بزنممن اشتباه کردم.تو رابطه رفتنم اشتباه بود.راه برگشتنی نیس و خودمم دیگه فقد میخوام بگذرم.من همینم همیشه ادم بده منم .همیشه بدترین کارا رو من میکنم :)حقمه:)مدارا کردنمه ک بم ضربه میزنهباید صگ شم .خیلی بدتر ع ادمای دورم :)باید صگ شم ک بفمی صگا ن تنا زوزه میکشن حتی ادم میدرن :) م
گرد خاکستری را پاشیدم امروز بر جهانم!
و در نقطه ای در تاریک ترین و عمیق ترین جای دریایی ک ماورای سیاه است، زانوی غم بغل گرفته و زیر فشار آب. یکی شده ام با غم.!
اجسام جانداری شناورند اینجا.
با چشمهای خاکستری و قلبهایی ک ب دست گرفته اند و از آن خون میچکد!
از احساس، چیزی جز نقطه ی گندیده ای گوشه ی مغزها باقی نمانده.
اما من.
اینجا عجیب احساس آرامش میکنم!
قلبم را دادم ب عزاداری ک قلبش شکسته بود.
و چشمهایم را به کودکی ک عاشقانه خیال میکرد اینجا نور
دیشب
اتفاق خیلی خوبي افتاد
چون ینفر که دوستم نداشت خودش منو ترک کرد . همیشه من بودم که گله و شکایت میکردم که چرا نیست  و ترکش میکردم کمی بعد قلبم میگفت چرا ترکش کردی. ولی ایندفعه خودش رفت قلبم به شدت شکست ولی الان خوابي دیدم که ماجرایی رو برام یادآوری کرد. 
خواب اون پسری رو دیدم که تو ۱۸ سالگی عاشقش بودم . اون موقع  از تبریز اومده بود تهران دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه تهران بود. خونه ما روبروی خوابگاه دانشجویان بود . باهم دوست شدیم . مدت طولانی ا
نیستی،نبودنت آزاردهنده ترین درد دنیاست، کاش نبودنت درمان داشت اما دردِ بي درمانم شدی تو.
خودمو تو اتاق حبس کردم مثل قلبم که تو عشق تو حبس شده، در و دیوار اتاق هم نبودنت رو به رخم میکشه اما تنها چاره ام اشکه.اشک و اشک و اشک.اما نه.
تند تند اشکامو پاک میکنم،من نباید گریه کنم.تو عاشق مردای قوی بودی.نباید گریه کنم چون نمیخوام وقت اومدنت تار ببينمت‌.
آخ.گفتم اومدنت.کاش این محالِ ناممکن،ممکن می شد. اونوقت می دیدی که چجوری جونمو  فرش زیر پات
چن روزی میشی ک عادت کندنشونو ع سر گرفتم:)
باید برم دوباره کچل کنم
تولد دلاراس فردا .
شاید براش تولد گرفتم .
قلبم پره خونه و نمیتونم حتی یه لبخند بزنم
من اشتباه کردم.
تو رابطه رفتنم اشتباه بود.
راه برگشتنی نیس و خودمم دیگه فقد میخوام بگذرم.
من همینم
همیشه ادم بده منم .
همیشه بدترین کارا رو من میکنم :)
حقمه:)
مدارا کردنمه ک بم ضربه میزنه
باید صگ شم .خیلی بدتر ع ادمای دورم :)
باید صگ شم ک بفمی صگا ن تنا زوزه میکشن 
حتی ادم میدرن :)
 
متنفرم ع
داشتن حس و حال خوب هم آرزوست! 
مدتیه که حالم اصلا خوب نیست اما حدودای یه هفته ای هست که خیلی حالم بده، اونقدر حالم بده که احساس میکنم قلبم داره از جاش کنده میشه خودمم اصلا نا ندارم و بي حوصلم :|
یه حس مثل دست و پا زدن برای رسیدن به سطح آب از یه عمق ده متری واسه یه آدم ناشی که هر چقدر هم تلاش میکنه بازم نوک انگشت های پاش زمین رو حس میکنه .
پر از خشم، دلهره و نگرانی ام.
از ثبات مزخرفی ک این اقتصاد کوفتی مملکت نداره عصبانی ام. از اینکه هی دارم میبينم چیزایی ک بهش دل بسته بودم داره دود میشه میره هوا ناراحت و خشمگینم. لعنت به همه شون!
از اینکه هس میکنم دست کم گرفته میشم و اون قدری ک اهمیت میدم بهم اهمیت داده نمیشه بدم میاد و ناراحت و غمگینم.
برای رفیقی ک حالش بد بوده و هی خبرای مختلف تایید نشده ای ازش بهم میرسه نگرانم.
و اینکه فردا اعلام نتایجه. لعنت بهشون. قلبم داره میاد تو دهنم.
آشفته
طی چند هفته ی اخیر وقتی موبایلم زنگ میخوره تمام دلشوره ی عالم به قلبم فشار میاره.انگار منتظر خبر بدی باشم.مدام گوش به زنگم و میترسم تلفنم رو خاموش کنم.دلهره ی این رو دارم که کسی بخواد خبری بهم بده و نتونه پیدام کنه
وقتی دوستی برام مینویسه"سلام،کجایی"،نمیتونم به روال سابق لوکیشن خودم رو اعلام کنم و اول با دلشوره مینویسم"چی شده?"
توی روانپزشکی این علائم مهم هستن.اما نه.نه.من فقط کمی خسته ام،فشار زیادی روی دوشمه،خوب میشم.
*بعد از اونهمه
۱. بابام هر سال که نفرات برتر اعلام می‌شه، با یه شوق و ذوق خاصی همه‌ی نفرات رو نگاه می‌کنه… باور کنید برق توی آسمون چشماش رو می‌شه کامل دید… بعدش می‌گه: یادش به خیر! منم یه روزی مثل همینا بودم…»
[هر سال نگاه می‌کنه ها… :| حتی زمانی که من خوندم کنکوری نبودم!]
و من با شنیدن این جمله غمگین‌ترین موجود دنیا می‌شم… این که هیچ‌وقت نمی‌تونم به دخترم / پسرم همچین جمله‌ای رو بگم… :(
۲. شارژ گوشیم تموم شد و از اون جایی که کاملا گوش به زنگِ اعلام نتا
خواب بودم که صدایم زدندکه15دقیقه بيشترنمانده که سال کهنه رو بدن وسال جدید رو تحویل بگیرن.
تنهاکاری که تونستم بکنم قران رو برداشتم ودر قلبم فشردمش وبه خداهزاران بار گفتم فقط سلامتی بده،فقط سلامتی،اخر بعد ازان زمستان سرد و سیاه ومصیبت بار یک عمر ارامش وسلامتی رو میخواستم برای امسال نه بلکه برای تااخر عمر،نه فقط برای خودم بلکه برای خانواده م.
راستش را بگو امسال از ته قلبت چه ارزویی کردی؟
امسال رو باید خیلی سبزوبه رنگ سلامتی شروع کنی وبه پای
نمیدونم میدونی چقد سخته یا نهولی خوندن معماری کامپیوتر و همزمان فکر کردن به اینکه چجوری بهش بگم ازش دلخورم چجوری بگم دارم از حسودی میترکم چجوری بگم دلم میخواد یکی محکم بزنم تو صورتش و علاوه بر همه ی اینا حواسم باشه اشکم نریزه چون حوصله جواب پس دادن ندارم، باعث میشه احساس کنم سلول های قلبم داره دونه دونه از هم جدا میشه.
.
.
به تک تک آدمایی که هرروز میبيننش حسودیم میشه.
به هم کلاسیاش، به هم اتاقیاش، به استاداش، به همشون.
از همشون سخت تر اینکه هی
امشب دوباره خیلی یهویی شروع کردم به شعر نوشتن.‌ البته اسمشو که نمیشه شعر گذاشت، بهتره بگم نوشته های هم قافیه. من کجا، شعر کجا. من هرچی که از دلم بيرون اومد نوشتم. لیلی بي عشقت شدم، مجنون بي تابم بشووابسته عشقت شدم، آرام و دلدارم بشواین دل دگر بي عشق تو، هم خانه حزن و غم استاین قلب من بي روی تو، شبگرد و بي تاب تو استای یار دیرین جفا، پادشه این دنیاقلبم دگر آشوب نکن؛ بامن بيا، بامن بيامهرت فتاده در دلم، ای یار تابان دلمدوری ز تو آتش زده بر دا
دیر به دیر که مینویسم اینگاری غریبه میشم با اینجا،یه اتفاقایی داره میوفته که خودمم نمیدونم مدیریتش دست کیه!و خب مثل همیشه قلبم اون استرس همیشگی رو داره ترسی که از عقلم سرچشمه میگیره.کتاب "کنار رود پیدرا نشستم و گریستم"رو همون 20 م ماه تمومش کردم و خیلی خوب بود و روم کلی اثر گذاشت.
مفتونش شدم.
احتمالا دوشنبه اقدام کنم برای خریدن چند تا جلد دیگه از پائولو.
به تازگی با کسی اشنا شدم که راجبش حس گنگی دارم،اینبار نمیخوام بازم محدود کنم خودم رو و بگذ
مامان‌بزرگم مرد. من نمی‌دونم چطور باید خودم رو خالی کنم. غمگینم. قلبم تندتند می‌زنه. بهت‌زده‌م. منتظرم صبح بشه که بریم بهشت زهرا همه گریه کنن؛ من هم شاید بتونم. نمی‌دونم باید با چشمام چی‌کار کنم. چون -صدالبته- نمی‌تونم گریه کنم.
ولی بيشتر از همه‌ی اینا دلم می‌خواد با یکی حرف بزنم. نمی‌دونم می‌خوام چی بگم. دلم می‌خواد یکی باهام حرف بزنه من سکوت کنم.
بابابزرگم که مرد، باید توی پزشکی قانونی می‌موند تا چندتا آزمایش روش بشه. نمی‌تونستیم هم
رو تو گیرم رو کسی نیستم ولی هیچی تو دلم نی تو. دلم جز تو کسی نیست نه تو دلم نیستی بفهمی رو هوا میبرنت بس که نمک داری ولی من عاشقتم خب مگه شک داری
من سختگیرم ولی سخت میرم تو نباش و ببين چجوری میمیرم قلبم گیره خوبيم اینه که تو دنیا فقط روی تو گیرم
♫♫♫♫♫♫
♫♫♫♫♫♫
نفسم بسته به چشمات و دلم وصل بهت فکر میکردم احتیاجی نیست ولی هست بهت وای امون از دلت آی امون از دلت اومدم دلو یهو اول ندم از قصد به تو حالا حسم از همیشه بيشترم هست به تو آخ که از دست ا
چندروزی بود که داشت یکنواخت میرفت جلو. به دور از هیچگونه خبر جدید. دوروز هرچی انتظار کشیدم که زنگ بزنه، نزد. دیروز بعدازظهر زنگ زدم به گوشی خاله که با خالم حرف بزنم. یهو محمد جواب داد. قلبم هری ریخت پایین. گفتم سلام خوبي؟ گفت گوشی الان خاله جونت میاد. گفتم یه لحظه صبرکن خب، بذار باهات حرف بزنم، گفت ببخشید من کار دارم، باید برم. قلبم به درد اومد. اونقدر بغضم گرفته بود که نتونستم بيش از یک دقیقه حرف بزنم. از این طرز برخورد کردن
طی یک اقدام ناگهانی پا می‌شیم می‌ریم بيرون که مثلا یکم یادمون بره فردا/پس‌فردا نتایج رو می‌خوان بزنن،ولی دوباره مثل الان می‌رسم خونه و می‌شینم سر تخت و قلبم تند می‌زنه خیلی تند.داشتیم فکر می‌کردیم چه‌قدر خوب می‌شد اگر می‌تونستیم چندین سال آینده‌مون رو با هم باشیم،چه‌قدر تصورشم دوست‌ داشتنی بود ولی کی می‌دونه؟!
چه‌قدر از آخرین باری که دوتایی بيرون رفته بودیم گذشته بود.هرچه‌قدر بيشتر می‌گذره می‌بينم تصمیمای ۱۶-۱۷ سالگی‌مون چه
     این روزها حال خیلی خوبي دارم. انگار که یه فشاری از روی قلبم برداشته شده؛ با خودم مهربان تر شدم؛ بيشتر به خودم حق میدم؛ بيشتر به خودم کمک میکنم که رشد کنم؛ کمتر سرزنش یا گله میکنم از خودم؛ بيشتر به حس و حالم توجه میکنم تا حجم کارهای مونده در خانه و از همه مهمتر بيشتر حق اشتباه و ایده آل عمل نکردن به خودم میدم.
     بيشتر پسر و همسرم رو دوست دارم. کمتر میزان نخوابيدن پسرم برام دغدغه اس؛ کمتر کارهای نکرده همسرم آزارم میده.
     از همه مهمتر دوت
در آیینه به چشم‌های قرمزم نگاه می‌کنم. به بينی و لب‌های ورم کرده‌م. اما باز هم هیچکدوم نمی‌تونن راویِ حقیقیِ قلبِ شکسته‌م باشن. هر چند دقیقه یک بار، تصاویرِ اون روز هجوم میارن به مغزم. تکه تکه‌ان اما هر بار به خودم می‌لرزم. اون روز به روحم شد. به اعتمادم به آدم‌ها. 
تیر اول جایی شلیک شد که روی صندلی مقابلم تو کافه نشست و گفت :چطور نفهمیدی که شما دو تا اصلا مناسب هم نبودین؟» و بعد لیستی از تفکرات "اون" رو برام ردیف کرد. بالاخره خیلی وق
طبيعتِ اینجا همون سبزی رو داره که من دوست دارم. سبزِ روشنِ اول اردی‌بهشت. یاد حرف چند سال پیشم میفتم که "هر سال اردی‌بهشت سفر کنیم". هم‌سفر ها سر و صدا راه انداختن و میخندن. دوست داشتنی‌ن. یه کم دور میشم ازشون. رو یه سنگ، وسط جنگل، تنها. هوا یه کم بادی‌ه. صدای درخت ها وحشت رو به جونم میندازه. پیش خودم میگم "من قوی هستم، من قوی هستم، من قوی هستم."بلند میشم، قدم برمیدارم. تپش قلبم رو حس میکنم. هر لحظه محکم تر. هر لحظه تندتر. مصمم هستم که جلو برم. نمی
دو قدم تا صبح: ویژه نامه امام مهربانی
معرفی:
دینِ نصفه نیمه می شود: هیچ،اگر، هم دوستی با دوستان خدا و هم دشمنی با دشمنان خدا باشد ، می شود دین …دو قدم تا صبحقدم اول: دوستیقدم دوم: دشمنی
 
بریده کتاب(۱):
ناگهان دیدم که آقای بزرگواری در بيابان، کنار من راه می رود. اول خیلی تعجب کردم ومقداری هم ترسیدم ولی وقتی دیدم او با کمال ملاطفت و مهربانی اسم مرا می برد و می گوید:ناراحت نباش، خدا تو را می بخشد.» و چند کلمه دیگر در این رابطه به من فرمود، قلبم آرام
تصمیمی که گرفته و قراره چندماه دیگه اجرا بشه خیلی روی زندگی من و همسر تاثیر میذاره اون لحظه که داشت راجع بهش حرف میزد با هر جمله اش من ناامیدتر و غمگین تر میشدم ولی بروز ندادم و سکوت کردم 
فقط تو دلم گفتم پس ما چی ؟
بعدشم تا همین چند لحظه پیش کلی غصه خوردم و از آینده ی مبهمی که پیش رومونه ترسیدم
یه لیوان چایی ریختم برای خودم برای رفع خستگی و پیشگیری از سردرد احتمالی 
حین خوردن چای رفتم تو فکر
به این که چندبار از وقتی من و همسر به هم رسیدیم این ا
نشسته بودم کنار تخت و سعی می‌کردم بي‌صدا اشک بریزم. خوب نبودم و تمام غصه‌های عالم ریخته بود در دلم. میان اشک‌ریختن‌هایم، صدای اشک‌ریختن‌های او را هم می‌شنیدم؛ یک صدای میومیوی ضعیف. حدودا یک‌ساعت پیش پسرعمه‌ام او را برده بود و انداخته بود در خیابان؛ یک بچه گربهٔ لاغروی نحیف و بيمار را! آدم‌های بي‌رحم. از آدم‌هایی که با حیوانات دشمن‌اند می‌ترسم، از آدم‌هایی که نسبت به موجودات ضعیف‌تر از خودشان رحمی ندارند می‌ترسم، از آدم‌هایی که
بسهپاک شو
توروخدا پاک شو
نمیخام هروقت اسمتو میشنوم قلبم بایسته.
نمیخام حالم بد شه.
نمیخام بشینم گریه کنم تا ساعت ها.
نمیخام صدای جیغ ممتد بشنوم تو سرم.
نمیخام نمیخام نمیخام
پاک شو از تو ذهنم.
پاک شو از خاطراتم.
پاک شو از همه زندگیم.
نمیخام مجبور شم هی خودمو دیسترکت کنم وقتی چیزی ازت میشنوم.
نمیخام انقد اذیت شم.
نمیخام. نمیخام. نمیخام.
پاک شو.
لطفن.
پاک شو.
گاهی باید خدا را به خاطر وجود خودش شکر کرد 
باید گفت الهی، پروردگارا، مهربانا، از این که آفریننده ای چون تو داریم تو را سپاس. 
از این که حرفهای ما را می شنوی ممنونیم. 
از این که امید وجودت ما را به زندگی و تب و تابش باز می گرداند، از این که در اوج سختی تو را داریم که پناهمان باشی از تو سپاس گزاریم. 
دیروز نور امیدی در قلبم زنده شد، به خدا امید بسته ام و امیدوارم. 
اتفاق دیروز بار دیگر به من ثابت کرد که او حرف هایم را می شنود. 
خدایا بودنت را شکر. 
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشی، باید مراقب خودت باشی. که خدایا بس بشه دیگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستیمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجایی و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتی
دانلود آهنگ جدید تیمار از محسن ابراهیم زاده به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های محسن ابراهیم زاده بازدید کنید.
Download Music Mohsen Ebrahimzadeh–Timar + Lyrics
 وای که بيمار بشم تو بشی طبيبم منو تیمار کنی و بشی حبيبم
چشمات منو ویرونه و ویرونم کرد حرفات منو دیوونه و مجنونم کرد

وای که بيمار بشم تو بشی طبيبم منو تیمار کنی و بشی حبيبم
چشمات منو ویرونه و ویرونم کرد حرفات منو دیوونه و مجنونم کرد
آره این دل میت
دانلود اهنگ علی پارسا عشقت دنیامه

حسم به تو بي اندازست یه امید تازست
دانلود آهنگ جدید علی پارسا به نام میشه

بمون واسم علی پارسا دانلود

دانلود اهنگ علی پارسا قلبم

متن اهنگ تو بمون واسم علی پارسا
دانلود اهنگ علی پارسا بمون واسم

متن اهنگ علی پارسا بمون واسم
این فشار ترک اینستاگرام اذیت که میکنه 
 دوباره نصب میکنم ازش خسته میشم باز حدفش میکنم
منی که عاشقه مَمَد بودم اما وقتی بود، حوصلشو نداشتم میپروندمش بره
منی که عاشق زبان یاد گرفتنم اما چن روزه حالم بهم میخوره  دلم میخواد بذارم کنار کلاً
حتی گاهی از آهنگ هایی که عااااششقشونم هم خسته میشم و عق میزنم
دو هفتس هیییچی زبان نخوندم
کلاس هامم یه خط درمیون میرم
دیگه لپ تاپ و اینترنت و چت و فوتوشاپ و با کدها ور رفتن و اینا بم حال نمیده
کاش حداقل  هوا ان
متن آهنگ گروه سون بنام وقتو بي وقت
 
وقت و بي وقت دلم برای تو تنگ میشه
سر چشمای تو زندگیم جنگ میشه
وقتو بي وقت همش دلم تو رو میخوادت
تو نمیدونی ولی همش میرم تو یادت
بي تو یک شبم نشد یه لحظه خوابم ببره
حسی که دادی به من از سرم نمیپره
عشق همین یک کلمه است یعنی دوست دارم
یعنی اصلا نمیخوام چشم ازت بردارم
درد یعنی یه دنیا حرف تو قلبم هست
که اگه بهت نگم میدمت از دست
تو کی هستی که دلم واسه چشمات رفت
گم شدم توی نگات زندگیم پات رفت
اولین باره دلم به کسی دل
 در فیلم لیلا ، وقتی هووی لیلا با لباس عروس، وارد خونه میشه ، لیلا چادر سیاه سر می کنه و می دود تو خیابان .
تو تاریکی .و برنمی گردد تا اخر فیلم که عروس رفته و کودکی مانده
حالا من لیلام .که دلم می خواهد چادر سیاهم سر کنم و تو سیاهی گم بشم .
 تصور اینکه روزها و شبهایی که دارم اشک می ریزم ،میم و  خانوده اش تو مهمونی های بعد عقد خواهرش شادند.دلم را اشوب می کنه.شاید دارم حسود می شم ولی من صدای داد زدن های خواهرش را فراموش نمی کنم.عکس هایی که از میم
گاهی چنان از تو نا امیدم که مدام حضورت را انکار می کنم، اما گاهی چنان شگفت زده ام می  کنی که سرم را بالا  میگرم و بي درنگ  رو به آسمان لبخندی سراسر عشق می زنم ، می دانم که گاهی چه اندازه از من و کار هایم ناامید  ،خسته و دلتنگ می  شوی .
این من هستم که همیشه تنهاپناهگاه زندگی ام تو هستی ، گاهی از خودم می پرسم من چ کار میکنم چه کار میتوانم انجام بدهم ؟ برای او که آن بالا است و عاشق من است و هر کاری انجام می دهد تا من لبخند بزنم خودش گفته آن هم نه یک بار
دانلود اهنگ الو سلام کیه حامد پهلان
اهنگ تق تق تق کیه حامد پهلان
دانلود اهنگ خال لبت از حامد پهلان
دانلود اهنگ حامد پهلان بگو بينم توی بندر

الو کیه حامد پهلانه
دانلود اهنگ تق تق کیه حامد پهلانه
دانلود اهنگ میره بالا ضربان قلبم از حامد پهلان
دانلود اهنگ خال لبت از ارین یاری
امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنم جشنی به استقبال ِتو درکوچه برپا میکنم درب ِدلم را بعدتو بر روی ِهرکس بسته ام ماندم به دیدار ِتو و امروز و فردا میکنم
گردو غبار رفتنت خوابيده روی شیشه ها روی غبار ِ شیشه ها از شوق تو ها میکنم
قلبم درون سینه ام بي تاب ِدیدارت شده چندان فشارم میدهداین پا و آن پا میکنم چندین زمستان میشود دلتنگِ دیدارِ توام پیشم بمانی جان به تو،جانانه اهدامیکنم
ششدانگ ِقلبم رافقط بهرِتو پنهان کرده ام اکنون که برگشتی سَنَد
شین بعد از اون ماجراها و حرف و حدیث ها کلا قطع رابطه کرده با ما.حالا این چیزی نیست و خدا کنه خوش باشن و دوری و دوستی.مشکل اینه که ایندفعه دخترش رو هم منع کرده از داشتن کوچکترین ارتباط با ما.دختری که تمام بچگیش بين ماها گذشته و به پدربزرگ و مادر بزرگ و خاله ها و داییش حتی بيشتر از پدر و مادری که هیچوقت کنارش نبودن، وابسته بوده و هست.
این روزا خیلی تو دعواهای ذهنی که داشتم به مرز تنفر رسیدم ازشون.چون باعث و بانی شکستن دل پدر ومادرم شدن و این قابل بخ
برای چه باید می گریستم؟
برای از دست دادن یک زندگی که هرگز نداشتم؟
برای ترک مردی که نه دوستم داشت نه دوست داشتن مرا می فهمید؟
یا برای آرزو هایی که مدت ها قبل به عشق رسیدن به او زیرپا گذاشته بودم،بي آنکه به عشقی رسیده باشم؟
درحقیقت باید می خندیدم.
بایداز اعماق قلبم خوشحالم می بودم و شادی می کردم.
ولی زخم های مکرر آنچنان مرا دچار بي وزنی کرده بود که مانند گمشده ای در بيابانی مه گرفته،بي اختیار،به خیال سرد مرگ چنگ می زدم ودر سوگ خود می گریستم.
می گ
بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟            با منِ تنهاتر از ستار خانِ بي سپاه!
جام جهانی چشم هایت به میزبانی حصارِ آغوشت در حالِ برگزاری است و من تنها راه یافته به مرحله ی نهایی این مسابقاتِ ناعادلانه ام. منی که باید با دستِ خالی در مقابلِ چشمانِ سیاهِ عاشق کُشَت مقاومت کنم.به یاد دارم که در مراحل قبل چگونه حریفان را مغلوب کردی و حال دلهره ی مواجه شدن با دو منبع آرامشی که آشوب گرانی قهارند سراپایم را فرا گرفته است. میدانی، آخر حکم چشمانت
اسمورودینکا، یک عاشق تا کجا می‌‌تواند کلمات نه، به هیچ‌وجه و ابداً» معشوق را بشنود و دلسرد نشود؟ تا کجا می‌تواند با همه چیز کنار بياید؟ از خود می‌پرسیدم که تا کِی در مقابل اظهار علاقه‌ی من بي‌تفاوت و ساکت خواهی بود؟ و من با چه ترفندی باید دیدن تو را التماس کنم؟ کلمات تو مثل ضربه‌های مرگ‌بار به سرم کوبيده می‌شد و در همین بين احساسِ فقط تو را و جز تو، هیچکس را» در من کشته می‌شد. اسمورودینکا، من مرگ عشقم را به نظاره بودم و استقبال سرد و
-زیرا که من وقتی تلاشی برای نوشتن نکنم بيشتر نوشتنم می آید!-
 
من زمستان را دوست ندارم.اصلا دوست ندارم.نه فقط چون سرمایی‌م و زمستان دائم پهلو درد دارم یا در حال لرزیدنم، چون زمستان زود شب می‌شود و قلبم میخواهد ساعت ۵ غروب بایستد از فرط گرفتگی.من شب را دوست دارم.خیلی زیاد.اما بيشتر از آن که باید به آن نیازی ندارم.سه چهار ساعت شب کافی‌ست.از ۱ تا ۴. آن طور که شب است و واقعا شب است و حتی ویژ ویژ گاه به گاه ماشین ها هم باعث نمیشود شک کنی که شاید کسی جز
زمان همیشه به تغییر آدم ها کمک کرده! زمانی نمیگذره که میبينیم دیگه اون آدم قبلی نیستیم و یه جورایی فرق کردیم؛ گاهی بهتر و گاهی متاسفانه بدتر!
ولی تو همه ی این تغییرها همیشه حسابم با او فرق داشته و داره و ان شاءالله خواهد داشت!
من هیچ وقت حس و حالم با امام رئوفم عوض نشده 
هیچ وقت دوست نداشتم تو حرم عکس بندازم چون حس میکردم وقتم تلف میشه
هیچ وقت دوست نداشتم جز برای غذا و استراحت و استحمام تو هتل باشم
هیچ وقت دوست نداشتم فقط یه جا بشینم و بعدش پاشم
سلام 
تمام شد . البته میخواهم که تمام شود، باید قدرت نداشته ام را جمع کنم، لاشه ی ضعیفی را که هرروز با خودم به دوش میکشم را جمع کنم، افکار و آرزوها و عقایدم را سامان دهم، به جای مهمل بافتن در مجاز و سیاه کردن کاغذ کمی جامه ی عمل بپوشم و در نهایت خدا را خدا را خدا را ‌.
خدا را برگردانم . 
به دنبالت نمی آیم، چون میخواهم به دنبال او بروم .
میخواهم از تو هجرت کنم، خودت میگفتی انسان برای پیشرفت هجرت میخواهد، پیامبر (ص) هم هجرت کرد تا رسالتش را تکمیل ک
گوشیش کنارم بود._میدونی اسمت چیه؟
_نه!
_زنگ بزن
زنگ زدم، اسمم افتاد، قلبم مچاله شد!
شش‌ سالم بود، تازه اومده بود، تازه داشتم حروف الفبا یاد می‌گرفتم، گفت بنویس "ق" ، سرِ گردِ ق رو نوشتم و پایینش رو مثل "خ" دور دادم! گفت "این چیه؟ ق پیچه؟" و قهقهه زد!
اسمم افتاده بود روی صفحه "ق پیچ " ؛ قهقهه‌هاش توی گوشم پیچید .
+ نمیدونم حالا اسمم چیه، دنیاست دیگه، حتی شاید نوشته باشه "خانم ع"!
++ می‌کَنَم الفبا را ، روی لوحه‌ی سنگی ‌‌‌. واو مثل ویرانی، دال مثل د
 
 
 
من، شباهت های دردآلود با در» داشتماز فشار بي کسی دیوار، در بر داشتمتکیه ام بر شانه ی دیوار بود و مثل دراز عبور او دلی در سینه پرپر داشتممی گذشت از من، عبورش درد و درمان بود و منسخت بر اعجاز چشمی ناز، باور داشتمدست در دست یکی که من نبود، از من گذشتقژقژی در سینه انگاری ترک برداشتمچینی قلبم ترک برداشت، ویران تر شدمدردهایی بود و من، یک درد دیگر داشتممی رود با یاری جز من، می رود با رفتنشمثل زلف او به باد آنچه که در سر داشتممن گذرگاهی برایش
راه را روشن و واضح ساختی و جانشینانی اختیار کردی و نگهبانی پس از نگهبان و از زمانی تا زمانی دیگر و برای برپا داشتن دینت و حجتی بر بندگانت برای اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود و باطل بر اهل حق پیروز نگردد.(فرازی از دعای ندبه)حواست هست و خیالم راحت است.حواست هست و من بدون نگرانی کتاب می خوانم و داستان می نویسم و با دوستانم می خندم.به گلدان ها اب می دهم و شب قبل از امدن پدر به خانه برای خستگی هایش چای دم می کنم.
وقتی حواست هست ته دلم ارام است.همه چی
امروز حالم خیلی بد بود در جریانید که وقتی از اتاق اومدم یکیشون پیله کرد که چته ولی چیزی نگفتم آماده شدم رفتیم بيرون ی جفت گوشواره و کیف خریدم دیگه بيخیالش شدم هر چی میخواد بشه بشه ولی چرا اینو صد دفعه گفتم با هر کیم حرف زدم گفتم چرا ی اتفاق باید تکرار بشه وقتی داشتم به شفق میگفتم داشتم با صدای لرزون حرف میزدم صددفعه گفتم بهش گفتم خودت دیدی حالمو دیدی ی سال زندگی نکردم دیدی ی سال مردم خودت دیدی دیدی چیشد دوباره گریه میکردم هی تکرار شد این دیالو
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب