نتایج مطلب ها برای عبارت :

بیکلام شاید این جمعه بیاید

عکس نوشته غروب جمعه چون غروبهای جمعه معمولا یجور عجیبی دلگیره
میتونید از اين عکسا برای پرفایل مجازیتون استفاده کنید
حال و روز جمعه ها از خود جمعه غم انگیز تره
همش تو لینک زیر
 
http://bilmek.ir/pic-friday/مجله خبری سرگرمی فانوس
میگردى بین مخاطب هایى که،
تمامِ هفته را کنارشان گذراندى.
میگردى بین تمامِ آنهایى که،
کِیفَت کنارشان کوک است.
میگردى بین صمیمى ترین ها
با معرفت ترین ها.
تا پیدا کنى یک نفر را؛
که جمعه ات را
غروبِ جمعه ات را
برایت بسازد
برایت شیرین بسازد.
نیست!
نه اين هفته
تا آخرِعمرت هم بگردى،
پیدا نمى شود
جمعه یار میخواهد.
غروبِ جمعه یار میخواهد.
یار اگر نباشد،
تمامِ دلتنگى ها
تمامِ خستگى ها
تمامِ نا امیدى هاى هفته ات،
بغض میشود در گلویت و
نمیترکد که نمی
بعضی روزها کلا جمعه ان .
یعنی اصلا ربط نداره اول هفته باشه یا وسطش یا اخرش ، بعضی روزها کلا بوی جمعه میدن
روزهایی که مثلا اصلا انگار دلت نمیخواد از تختت کنده شی ، یعنی انگار دلت میخواد فقط تو تخت خنکت بمونیو از اين پهلو به اون پهلو بری ، از اونایی که دلت میخواد ژولیده باشی موهاتو شونه نزنی ، اتاقتو مرتب نکنی . 
کلا بعضی روزها جمعه ان مثل او روزهایی که بدون دلیل کم حرف میشی ، غمگین میشی !
 نه اينکه واقعا ناراحت باشیا نه !
انگار دلیلی برای خندید
نماينده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر،در شهر آب پخش حضور یافت و با مردم دیدار و گفتگو کرد.
به گزارش سفیر جنوب؛شامگاه پنج شنبه آیت الله غلامعلی صفایی بوشهری نماينده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر با حضور در شهر آب پخش،دفتر امام جمعه بخش و حسینیه اباعبدالله الحسین(ع) اين شهر را افتتاح کرد و سپس در محل حسینیه و در حضور مردم به سخنرانی پرداخت.
ادامه مطلب
در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور: در بین اين توقعات بی مورد [اروپاییها]، انگلیس خبیث ی دریایی میکند و کِشتی ما را مید؛ جنایت میکنند و شکل قانونی به آن میدهند.جمهوری اسلامی و عناصر مؤمن نظام، اين خباثتها را بی جواب نمیگذارند.۳/سر سفره اصحاب ثروت و قدرت تا میتوانیم حاضر نشویم. اين موجب دور شدن از توده و عامه مردم است/ از رفتن سمت صاحبان قدرت و ثروت و کسانی که زبان چرب و نرم دارند پرهیز کنید. بعضی از اين نودولتها که به ثروت رسیده اند و دنبال یک
دل ها به سوی قرآن ، اندر نماز جمعه
یا هم غریق عـــرفان ، اندر نماز جمعه
دستور آسمانی ، از سوی کردگار است
نیکی  برای انسان ، اندر نماز جمــــــعه
اندر نماز جمعه ، دل ها به اتــــحاد است
شیطان زبـــــون و نالان ، اندر نماز جمعه
اين قدرت خدا هست ، جاری ز شور ملت
تا جمعیت شتابان ، اندر نمــــــــــاز جمعه
یارب سعادتی ده ، اندر کنار مهدی(عج)
ما جملگــــــــــی بیک آن ، اندر نماز جمعه
به مناسبت  چهلمین سال  برگذاری نماز جمعه -نمار عبادی ی


یَ
حق دارد دلگیر باشد 
جمعه‌ای که به جای دامان طبیعت 
کنج خانه‌ای چندمتری سپری شد !
جمعه دلگیر نیست ، ما گوشه گیریم .
نرگس‌ صرافیان‌ طوفان
"متن‌های کپی شده"
عنوان: جمعه‌ها شرح دلم یک غزل کوتاه است . که ردیفش همه دلتنگ توأم می‌آید (فاضل خانِ نظری)
بیدار شى اول یه دوش خنك بگیرى (آخه كولر خرابه) بعد آقا رو بفرستى دنبال نون سنگك خاشخاشى! میز صبحانه رو بچینى كره عسل مربا آلبالوى خونگى، پنیر با گردو رادیو رو روشن كنى دنبال برنامه صبح جمعه با شما برى دم تراس به فكرت برسه تراس رو پر گل و گیاه كنى و یه جا براى هواخورى خودتو درست كنى . كاش زودتر به فكرم رسیده بود لااقل میتونسنیم الان اينجا صبحانه رو بخوریم ! دیروز تا تونسته بودم سرش غر زدم آسمون رو نگاه میكنم. اما امروز آرومم. دارم به یه
                                                                       من عاشق حرمتم                                                                         دیوونه کرمتم                                                                       عمری پای علمتم                                                                             یاحسین                                                                    
قسمت دهم مسابقه عصر جدید | قسمت 10 مسابقه عصر جدید جمعه 3 فروردین 97
قسمت دهم مسابقه عصر جدید | قسمت 10 مسابقه عصر جدید جمعه 3 فروردین 97 دانلود عصر جدید با کیفیت عالی
دانلود مسابقه عصر جدید قسمت دهم با لینک مستقیم دانلود رایگان مسابقه استعدادیابی عصر جدید با اجرا احسان علیخانی با کیفیت عالی
ادامه مطلب
 

حجت الاسلام والمسلمین محمدزاده امام جمعه محبوب شبستر با صدور پیام مهمی مردم و باغداران را دعوت به پرداخت زکات و دستگیری از نیازمندان کرد:
پرداخت زکات با نیت شکرگذاری از درگاه الهی موجب تداوم نزول برکات آسمانی و ازدیاد محصولات می شود
همه مردم در نهضت احیاء و ترویج زکات سهیم باشند
من فکر می‌کنم در غیاب تو همه‌ی خانه‌های جهان خالی است ، همه‌ی پنجره‌ها بسته است ، اصلاً کسی حوصله‌ی آمدن به ایوان عصر جمعه را ندارد‌!
"سیدعلی صالحی"
پ‌ن۱: جمعه‌ات بخیر ای آرزوی نداشته‌ی تمام هفته‌ی من .
"متن‌های کپی شده"
پ‌ن۲: عصر جمعه‌‌‌تون در چه حاله؟ :)
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
لا تَقومُ السّاعَةُ حتّی یذهَبَ الحیاءُ مِنَ الصّبیان و النّساءِ؛
روز قیامت بر پا نخواهد شد مگر اين که شرم و حیاء از ن و کودکان رخت بربندد.
بحار الانوار، ج 6، ص 315 --------------------------------- پ.ن:میگن یه زمانی آدما فقط یه رو داشتن. ظاهر و باطنا یکی بود. میگن اولین و آخرین ابراز علاقه فقط مال همسر بود. اما الان. آدما شدن فقط یه نقاب. راست گفتن که آدمای اين دوره فقط از دور دوست داشتنین. باز هم یه غروب ج
تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مقبره احمد ابن موسی
اطلاعی نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گلی بیش به نظر نمی‌رسید
که در اطراف آن، خانه‌های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود. از جمله پیرزنی در
پایین آن تل، خانه‌ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می‌دید چراغی
در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می‌درخشد و تا طلوع صبح روشن است، چند
شب جمعه مراقب می‌بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت با خود
اندیشید شايد در اين مکان، مقبره
مریضم.سه هفته س مریضم و دل درد و حالت تهوع و غیره دارم .غذا هم هیچی.سمیر میگه حامله شدی.خدا روشكر.خدا رو شكربهراد یه هفته س رفته سركار.كارش توی مترو تهران است.توكل به خدابعد از ماهها دوباره موزیك گوش میدمتنوع موزیكهام هم باحاله،سیاوش قمیشی و محسن چاووشی.شايدم زند وكیلی.تمامآخر هفته ها میریم طالقان و جمعه بعدظهر میریم مهرآباد خونه بابام .شبش هم جنازه میرسیم خونه.ببین چیه كه توی هفته استراحت میكنم.طالقان هم همیشه كار واسه انج
مکبّر گفت آخرین جمعه ماه رمضانه. تازه به خودم اومدم دیدم چی شده! انگار
همین دیروز بود که اومدم نوشتم منبر شب سوم رمضان و بعد دکمه ذخیره و
انتشار رو زدم. رومه همراهم داشتم. پهنش کردم. کف پام روی آسفالت داغ نزدیک میدون فلسطین، مثل زمینای صاحب اسمش میسوخت. نماز جمعه رو با جماعت با صفایی که توی خیابون نشسته بودن، خوندم. منتظرموندم تا نماز عصر رو بخونیم. به مصرف داخلی و تاثیر خارجی (داشتن یا نداشتن) اين راهپیمایی فکر نکردم. امروز روز اسلام بود.
روز 24 خرداد ماه 98 که با ماشین شخصی به سمت نماز جمعه تهران حرکت می کردم، برنامه را به طور مستقیم از رادیو تهران دنبال می کردم.
یکی از برنامه های پیش از خطبه ها، سخنرانی علی اسکندری، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی بود.
وی در
بخش های پایانی اين سخنان، مراتب اعتراض خود را بابت حذف رحیم پورها و
مطیعی ها از تریبون نماز جمعه و نماز عید فطر تحت فشار دولتی ها و مجلسی ها
اعلام کرد.
امّا
نکته قابل تأمّل اين بود که پس از پایان اين سخنرانی کوتاه،
ابن الرضا یاد عاشورا
یاد عاشورا، یاحسین بر لب رفته از دنیا
تشنه لب جون داده مثل شاه کرببلا
جسم پاکش زیر آفتاب بوده واویلتا
اما کربلانعل تازه بود
نعل تازه بود یه جنازه بود
صوت شب جمعه اين هفته را از دست ندهید (اينجا) 
التماس دعا
بسم‌الله الرحمن الرحیم
امروز پنجم مرداد سالروز اقامه‌ی نخستین نماز جمعه به فرمان حضرت امام خمینی و به امامت حضرت آیت‌الله طالقانی است. نماز جمعه بیتردید از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی مردم ایران است که نقشی بی‌بدیل در ترویج فرهنگ دینی در سطح جامعه داشته است. نماز جمعه در کلام رهبر انقلاب جزء موضوعات کهنه نشدنی است، نماز اجتماع است، نماز آگاه‌سازی و روشنگری آحاد مردم است. فریضه‌ی نماز جمعه به عنوان نمادی از عزت، اقتدار و وحدت م
دیدار امام جمعه محترم شهرستان طبس ، مسئول دفتر امام
جمعه، رئیس اداره اوقاف و جمعی از ت معزز با ریاست دادگستری، دادستان  شهرستان بمناسبت هفته قوه قضائیه و شهادت شهید
دکتر بهشتی و72 تن از یاران امام خمینی ره
 
در اين دیدار امام جمعه محترم ضمن عرض خدا قوت  و تبریک بمناسبت هفته قوه قضائیه  به قضات و کارکنان  دادگستری از تلاش های اين مجموعه  قدردانی نمود.
به گزارش عصرحباد؛ سید محمد مومنی، امام جمعه ی محترم حبیب آباد، شب گذشته در مراسم تکریم و معارفه ی فرماندهی حوزه مقاومت بسیج (علیه السلام) حبیب آباد اظهار کرد: سرلوحه ی کار ما در همه جا، باید محقق کردن بیانیه گام دوم انقلاب باشد و شما عزیزان بسیجی باید خط مقدم اين کار باشید.وی با اشاره به اهمیت بیانیه گام دوم انقلاب گفت: بیانیه گام دوم انقلاب بسیار پر محتوا است و بار ها آنرا مطالعه کنید و در راستای تحقق اين بیانیه برنامه ارائه کنید.ام
بدینوسیله به اطلاع کلیه متقاضیان اخذ پروانه اشتغال به‌کار مهندسی می‌رساند اولین دوره آزمون‌های ورود به حرفه مهندسان سال ۱۳۹۸ در روزهای پنجشنبه و جمعه مورخ ۱۸ و ۱۹ مهرماه بطور هماهنگ و همزمان در کلیه رشته‌های مهندسی مذکور در قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان شامل رشته‌های معماری (طراحی، نظارت و اجرا)، عمران (محاسبات، نظارت و اجرا)، تاسیسات مکانیکی (طراحی و نظارت)، تاسیسات برقی (طراحی و نظارت) شهرسازی، نقشه‌برداری و ترافیک برگزار می‌شو
موضع فرمانده پلیس کشور درخصوص مقابله جدی با انواع ناهنجاری‌ها و
قانون‌شکنی‌ها به ویژه مقابله با بی‌حجابی، علاوه‌بر حمایت اقشار مختلف
مردم، تقدیر ائمه جمعه سراسر کشور و فرماندهان ارشد سپاه در استان‌های
مختلف را در پی داشته است.
کشکول عناوین مذهبی ، فرهنگی وی
|محمدكاظم انبارلویی| ائمه جمعه، یك جریان نیرومند و عظیم انسانی و
الهی در كشور هستند كه به همراه ائمه جماعات مساجد و حوزه‌های علمیه شاهرگ
اصلی هدایت الهی در جامعه اسلامی ما می‌باشند. آنها پیام‌آور همدلی و بصیرت
افزایی و توجه دادن دل‌های مردم به ذكر الهی می‌باشند.
کشکول عناوین مذهبی ، فرهنگی وی
بسم الله
خدا رحمت کند بی‌بی را؛ از آن وقتی که من به یاد دارم بی‌بی پیرزن بود. یکی از تکراری‌ترین و البته شیرین‌ترین خاطرات کودکی ساده‌ی ما - آن موقعی که نه تلفن داشتیم، نه ماشین، نه قوم و خویشی که خانه‌شان نزدیک باشد - اين بود که عصر پنج‌شنبه راه می‌افتادیم و سه اتوبوس خط واحد را سوار می‌شدیم و می‌رسیدیم خانه‌ی بی‌بی و می‌ماندیم تا بعدازظهر جمعه. خانه‌ی بی‌بی چه‌قدر درس‌هایی از قرآن» آقای قرائتی را دیدیم و چه‌قدر سرزمین نور» و
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه و سرما باهاتون بدرفتاری نکرده باشه :)
آذری که گذشت برای بنده همراه با بیماری بود. هفته دوم آذر فقط سرفه بود. خیلی عادی بعد از چند روز تبدیل شد به گرفتگی صدا و بینی که کیپ می شد و رسماً شدم سرماخورده. هفته ی بعدش راس جمعه سردرد رحم نکرد، فکر کردم روز بعد میره ولی روز بعد نرفت که هیچ تبدیل شد به لرز و بعد تب و کلاً تا دوشنبه درگیرش بود. سه شنبه بفهمی نفهمی خوب شدم ولی سردرد به قوه خودش باقی ماند. راس یلدا هم سردرد داشتم،
لحظۀ دیدار پسربر پا بشود م کبری شب جمعه
آید ز حرم نالۀ زهرا شب جمعه یک هفته نگه داشته غم‌های دلش را
تا لحظۀ دیدار پسر، تا شب جمعه زیر بغل فاطمه را فضّه گرفته
با مریم و آسیه و حوّا شب جمعه با قامت خم، چادر خاکی، رخ نیلی
تا صبح کند زمزمه برپا شب جمعه پیراهن خونی شده بر دست بگیرد
آشفته شود عرش معلّا شب جمعه مادر گرۀ معجر خود باز نموده
در لحظۀ بوسیدن رگ‌ها شب جمعه آن موی به هم ریخته که در پس در سوخت
گردد ته گودال هویدا شب جمعه اين بوسه کجا! بو
فکر کنم اين نقل قول از بیهقی هست که میگه: " من هر موقع روز شنبه برای کار به دیوان میرفتم، نقصانی در کارم حس میکردم، دلیلش هم تعطیلی روز جمعه بود"
حالا من هم چند هفته ای بود به دلایلی کار رو تعطیل کرده بودم, حالا که میخوام دوباره کارها رو شروع کنم، مثل بیهقی شدم و خیلی دست و دلم به کار نمیره.
اما خب درستش اين بود که عصر جمعه‌ای یه جمعی بودیم که حالیمون می‌شد و بحث‌های فلسفی و جامعه شناسی طور می‌کردیم.نه اينکه من بشینم نمودار آهن-کربن نحلیل کنم و به اين فکر کنم که روسو چه معیار خوبی ارائه داده برای تمیز انسان از حیوان! و هی فکر کنم به خوندن کتاب فعلی و ذوق کنم برای کتابای جدید. برای بیشتر دونستن!
ظرفها رو میشورم که فردایی که فقط و فقط مال خودم است وقتم بابتش نرود و صد البته خانه مرتب سرحالترم کند. نورها رو کم میکنم شجریان میگذارم. بوی کباب تابه ای ساعت ۱۲ شب میچسبد.
قرار است فردا و پس فردا بابت استعلاجی بمانم منزل و بچسبانمش به جمعه. خوب است با حال نزارم عاشق حال فردایم هستم.
دلیل اينکه بعد از سه چهار سال دوباره به فکر ادامه دادن زبان افتادم شايد اين بود که تابستون بود و من از فرط بیکاری فقط مینشستم و مینشینم پشت لپتاب تا به تل دسترسی داشته باشم چون گوشیم باتری نداره.در واقع یک تلاش بود برای پیدا کردن آدمهای جدید و حس جزوی از یک جمع بودن پیدا کردن چون در تابستون اصولا دانشگاه تعطیله و تو نمیتونی با رفقای دانشگاه بپری چون نیستن.من از اين طرز نوشتن نفرت دارم و دارم بالا میارم.اينقدر و شه ولی خب ادامه پیدا میکن
سکوت و سکوت و سکوت
شايد جایی در میان اين جاده ی تاریک کسی ایستاده باشد به تماشا
به تماشای جان دادن من 
شايد کسی باشد که بخواهد جلو بيايد و ببیند از درون مردمک های حیرانم دلیل اين همه سکوت را 
شايد صدای فریاد مرا شنیده باشد
شايد کسی در تاریکی ایستاده باشد 
ساعت نزدیک هفته غروبه ولی انگار تازه سر ظهره. جمعه هم که هست مثل اين که خاک مرده ریختن تو کوچه خیابون.حالا هی هر سال گرمتر میشه هیچکسم ککش نمیگزه که خودمون داریم اين بلا رو سر زمین بدبخت بی زبون میاریم.حالا یه فلش بک بزنید به دوران بچگی. من که یادمه دقیقا سر ظهر همش تو کوچه بودم و بازی میکردم ولی اصلا اونوقتا گرم نبود. الان که شب هم باد گرم میزنه تو صورت ادم. 
کتابخونه چند وقته هر جمعه یه فیلم سینمایی پخش میکنه
از هفته پیش هری پاتر را شروع کرده
الان ردیف جلویی ما دو تا دختر بچه هستن که همراهشون یه پتو آوردن و جاهایی که فیلم ترسناک میشه سرسونو میبرن زیر پتوهه سبب شادی ما را فراهم کردند هرچند خودم هم بعضی قسمت هاش روسرینو آوردم جلوی چشمام و الان واسه اين که حواسم پرت بشه از فیلم دارم پست میذارم
سلام.
جمعه ظهر ها همیشه برایم یادآور بوی غذای خونه ی مادربزرگم و سر و کله زدن با پسرخاله ها و خوراکی گرفتن از دست خاله هایم است.حالا که خیلی دور شدم از اين فضا دلم میخواهد دوباره شروع کنم و هر جمعه یک آهنگ با حال و هوای خوش اينجا بگذارم و غرقش بشوم.به یاد روزهایِ سرخوشیِ بی انتها!
اگه عمری باشه میخوام مرتب تر بنویسم.یه روز از شعر یه روز از فیلم یه روز از کتاب و مجله یه روز از. و با هم بیشتر حرف بزنیم راجع بهشون!
امروز رویاها از مرجان فرساد
میتونی
الان یادم افتاد ک 14 تیر سالروز عقدکوچولومون بود اما من یادم رفت.که فکرکنم پنجشنبه صبح ک رفتم پیشش اما امسال شده جمعه.داشتم فکرمیکردم چرا یادم رفت ؟نگاه کردم ب تقویم دیدم من تو هفته قبلش منفجرترین بودم. جاب جایی خونه ، رفتنش.حالی ک بدش و بعداز اون تا آخر هفته ی بعدیش من افقی بودم و.مناسبات ب همین جالبی جایگزین سالهای قبلشون میشن. پارسال من خوشحالترین آدم روی زمین و امسال تنهاترین آدم.
"آیین‌نامه خدمات مشاوره بازاریابی فروش و برند " مشاور بازاریابی marketing consulting خود را چگونه انتخاب می کنید  انواع بیماری های بازاریابی و تکنیک های درمان آن یک مشاور و مدرس بازاریابی و فروش باید یک مشاور بازاریابی کیست؟ مشاوره بازاریابی چیست؟ وظایف مشاور بازاریابی چیست؟ اهمیت و ضرورت آموزش در محل شرکت و محل کسب و کار شما چرا مشاوره و آموزش در محل کسب و کار شما؟! در استخدام پرسنل خود دقیق تر باشید. به مشاور خود اعتماد کنید. علی خوبه مشاور و
آرزوی مرگ میکنم . 

چه روزهای تلخی میگذرونم از سیاهی دور چشمانم.و زرد بودن رنگم. جسمی که تحلیل میره ,نگران نیستم.  قلبم ,روحم و روانم و احساس بی کسی و تنهایی شدید که وجودم رو در هم کوبیده و لحظه ای راحتم نمیگذاره. 
دلم میخواد دنیا تموم بشه و هیچ وقت وجود نداشته باشم. 
دیگه حتی نگران نتیجه ی کنکور هم نیستم ,چه اهمیتی داره وقتی که حتی ذره ای امید به ادامه ی زندگی ندارم .
حالت که خراب شد به هر دلیلی! رو بقیه خرابش نکن
بشین نویس. یه عالمه هرچی به ذهنت میرسه.  حتی بد و بیراه بعدم همه کاغذارو پاره کن بریز دور!
اگه خوب نشدی برو بیرون ترجیحا پارک راه برو راه برو راه برو
اگه بازم نشد یه جا پیدا کن و با خدا داد و بیداد کن هرچی فریاد داری بزن خدا مهربونه به دل نمیگیره ترکتم نمیکنه حتی محکمتر بغلت میکنه
گریه کن
یه جایی خلوت کن و با خدا حرف بزن یا سر سجاده یا با یه موزیک بی کلام
گفتم موزیک بی کلام وقتی حالتون خراب
باورم نمیشه کتاب انقدر گرون شده باشه. من و بره‌ی ناقلا رفته بودیم جمعه‌بازار کتاب. با دیدن قیمت‌ها خیلی شوکه و ناراحت شدم. می‌خواستم آخر سالی کلی کتاب بخرم، ولی نشد. یعنی دلم نمی‌اومد مثلا ۱۴۵ تومن برای برادران کارامازوف بدم، یا شصت و پنج تومن برای یک عاشقانه‌ی آرام :( چهار اثر، جزء از کل، انسان در جستجوی معنا، ساربان سرگردان و.
عوضش چند تا کتاب کودک خریدم. یکیشو دادم بره‌ی ناقلا، یکیشم به انضمام لباس می‌برم تولد جوجه، شیش تای دیگه‌شم م
به نام آنکه به ما گفتن آموخت
نیامده بود که برای همیشه بماند
آمده بود تا فرصتی دوباره بدهد
آنقدر زود گذشت که ندانستیم تمام شدنش را
کاش دوباره بيايد و باز به یادمان بیاورد حال بینوایان را، روزگار فقرا را و حال گرسنگان را.
کاش باز هم بيايد
برنامه دیدارهای تیم ملی فوتبال کشورمان در جام ملت‌های ۲۰۱۹ امارات مشخص شد.طرفداری- مراسم قرعه کشی جام ملت‌های آسیا 2019 امارات روز گذشته (جمعه، 14 اردیبهشت) در دبی
برگزار شد و 24 تیم حاضر در اين رقابت‌ها رقبای خود را در مرحله گروهی
شناختند.
یک استکان چای داغ
به مناسبت فرارسیدن چهلمین سالگرد برگزاری اولین نماز جمعه در دوران انقلاب اسلامی ایران در پنجم مرداد ۱۳۵۸، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR، متن و صوت خطبه‌های نماز جمعه‌ی حضرت آیت‌الله ‌ای در چهلم شهدای قیام مردم یزد را که در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی(۱۳۵۷/۲/۲۲) در مسجد آل‌الرسول(ص) ایرانشهر در دوران تبعید ایشان ایراد شده است، برای اولین بار منتشر می‌کند.
صوت خطبه اول



صوت خطبه دوم


دریافت غیر مستقیم
مبارز و تبعیدشده از
جمعه صبح که از خواب بیدار شدم گلوم میسوخت و یکم متورم شده بود. طبق روال همیشه که با خوردن آب گرم و لیمو خود بخود خوب میشدم، خیلی گلو درد رو جدی نگرفتم . شنبه وقتی از سرکار رفتم خونه‌ی مامانم، خیلی بی حال بودم و علایم سرماخوردگی داشت خودش رو نشون میداد. تا عصر یکم استراحت کردم اما بی فایده بود برای همین به پرویز زنگ زدم که بیاد با هم بریم دکتر. دکتر هم گفت بله آنفولانزا گرفتی و دوتا آمپول نوشت با یه سری داروی سرماخوردگی و یک روز استراحت کامل. برا
سه شنبه
صبح کسل بودم   تا ظهر کار خاصی نکردم   یه ریزه گردگیری و جمع و جور کردم که ظاهر خونه مرتب باشه برای عصر که قرار بود شاگردام حضور به هم برسانند    بعد ناهار یه چرت کوچولو موچولو زدم عصر هم از ده دقیقه قبل از ساعت موعود تا نیم ساعت بعد ساعت موعود منتظر تشریف فرمایی شاگردان محترم بودم   نیم ساعت دیر اومدن میگم چرا انقد دیر اومدید زوم کردن به من میگند دیر اومدیم؟          من: اونا ساعت دیواری من‍♀️      مبحث و روش آموزش و عوض کردم که راح
شنبه عصر با مامان رفتیم خرید،کلییی راه رفتیم و خسته شدیم علاوه اينکه فهمیدم مامان خیلی هم دلش پیر نیست،برام کتاب خرید برای خودشم خرید،پیشنهاد کرد میخوام مثنوی معنوی رو برام بخره؟[ازماهیانه م کم کنه]،رد کردم.کلاسم یکشنبه تشکیل نشد،دوشنبه هم به خیر گذشت و امروز هم کلاس تشکیل نشد.
یکم بد عادت شدم.
"ناطور دشت"و"عطیه برتر"و"غرور و تعصب" کتابایی بودن که مامان برام گرفت‌.
جمعه عصر چند صفحه از "آیین دوست یابی"رو خوندم،یادتون هست اخرین باری که دست گر
سلام
تا به حال اسم همایش که می اومد فکر می کردم فقط یه عده آدمِ رسمی، جمع میشن دور هم و یه گزارش بیخود بهم میدن و چند تا حرف بی فایده زده میشه و تمام! خلاصه از نظرم همه مدل همایش و کنفرانس و سمیناری، الکی و فرمالیته بود!
اما اين بار از خیلی وقت پیش که شنیدم قراره مدرسه ی ولی امر همایش بزارن، با اينکه موضوعش رو نمی دونستم تلاش کردم شرکت کنم، چون رویکرد کاریشون رو می دونستم.
هفته پیش که شروع کردن به ثبت نام، متوجه شدم موضوع " نقد نظام آموزشیِ موجود
سلام دوستان عزیزم.
همنطور که گفته بودم چهارشنبه صبح,من امتحان کتبیم رو دادم و بعد از ظهرش اورال یکی از دانشگاه ها رو داشتم(دانشگاه سین.گاف)همون روز به من گفته شد که جمعه یعنی 24 می ,شما اورال دانشگاه دوم(یعنی دانشگاه سین.میم) رو داری که اشتباه به عرضمون رسونده بودن و 31ام می یعنی اين جمعه ای که داره میاد,ما امتحان داریم.
حالا از دانشگاه اول بگم که من چهارشنبه امتحانشو دادمپروفسوره هم اونقدررررر از من سوال پرسیییید اونقدررررر پرسید که منو خ
به گزارش خبرگزاری فارس از اسفراين با حضور امام‌جمعه، فرماندار، ت و اعضای حزب موتلفه شهرستان مراسم ترحیم و یادبود محمد نبی حبیبی دبیر کل فقید حزب موتلفه اسلامی در محل دفتر حزب موتلفه اين شهرستان برگزار شد.امام‌جمعه اسفراين در اين مراسم با گرامیداشت یاد و خاطره تمامی مبارزین انقلاب اسلامی از محمد نبی حبیبی به‌عنوان شخصیتی ی درعین‌حال مذهبی یادکرد و گفت: مرحوم حبیبی، از چهره‌های مؤثر و پیشکسوت در خدمت‌رسانی به مردم و از افراد
تا چند هفته دیگر ساعت ۱۲ روز جمعه از جا می‌پرم که وااای
من الان در اتاق عمل بودم و داشتم با خیال راحت که هیچ‌کدام از عزیزانم صدایم را
نمی‌شنوند و بدون سانسور از درد وحشتناکی که ۱۲ ساعت بود شروع شده بود فریاد می‌زدم!
و همه جزییات را به یاد می‌آورم که وقتی یکی از دردها ساکت
شد آمپول را تزریق کردند و بعد دست‌هایم را صلیب‌وار با یک تسمه سیاه محکم بستند و
بعد پرده‌ آبی را جلوی صورتم نصب کردند و اکسیژن و اين سوال که پاهایت را حس می‌کنی؟
حس نمی‌ک
حالش بد بود. خیلی بد. سردرد و سرگیجه و حالت تهوع و دل درد امونش رو بریده بود و فکر میکرد داره میمیره. قرار بود پنج شنبه چندتا فصل رواعصاب فیزیک رو جمع و جور کنه ولی نتونسته بود. تنها کار مفیدی که کرده بود، مرور چند درس ادبیات بود. جمعه به زور خودشو از تخت کنده بود و علیرغم اصرارای مامانش، میخواست بره آزمون. چون دلش نمیومد یه جمعه شو بدون هیجان آزمون و تراز بذاره :) سر آزمون حسابی گیج زد و هر سوالو ده بار خوند و کلی از سوالا رو نفهمید و رد شد. برگشت خ
ساعت 6:36 صب از خماری خواب دارم کم کم ول میشم خوبم. فقط نتوسم بخوابممیدونی قوربونت بشم به همه چی فک کردم. .دلم واست تنگ شده از همه بیشتر همین موضوع من را داره از پا در میاره خیلی دلم واست تنگ شده تقریبا قوربونت بشم 4 بار آهنگ هایی که دوست داشتم را با هندسفری مرور کردم. .بالاخره هوا روشن شد و باید کم کم آماده خواب بشم خیلی دوستت دارم خیلی زیاد. .دورت بگردم خانمم؟ جمعه را اجازه نمیدم ثانیه ای ازش را پیشم نباشی الهی قوربونت بشم دلم واست تنگ ش
انگار کوهی از شانه‌هایمان کم شده باشد. انگار بغضی سنگین، اشکْ نشده، بیخ گلویمان را رها کرده باشد، انگار باری به منزل رسیده باشد.
روز جمعه بود، نشسته بودیم کنارش. نه حرف می‌زد، نه صدایمان را می‌شنید و نه غذایی می‌خورد. سعی می‌کردیم سرمی وصل کنیم که جبران سه روز بی‌غذایی را بکند. موقع نماز ظهر بود. بلند شدم که نماز بخوانم و برگردم. چادرم را گرفت، دوباره زانو زدیم کنارش. تمام قوایش را جمع کرد و به هردویمان اشاره کرد و گفت، "ازتون خیلی راضیم.
صبح امروز در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور: در قضایای بین ما و اروپاییها، علت اينکه مشکلات باقی میماند، تکبر آنهاست. به گفته وزیر خارجه ما که زحمت هم میکشد، اروپا ۱۱ تعهد داشته و به هیچکدام عمل نکرده. وزیر خارجه که ملاحظات دیپلماتیک دارد، بصراحت اين را دارد میگوید.حالا که ما شروع کردیم به کاهش تعهدات، آنها می آیند جلو. خب پرروها! شما که به ۱۱ تعهدتان عمل نکردید؛ حالا ما تازه شروع کردیم به کم کردن تعهدات و اين فرايند قطعا ادامه پیدا خواهد کرد.
کسی که با صدای بلند تهدید میکند، قوه واقعی اش آنقدر نیست. آمریکاییها احتیاج دارند به اينکه هارت و پورت کنند. میگویند رفتار ما ایران را تغییر داد! بله، تغییرش اين بود که نفرت مردم ایران از آمریکا 10 برابر و نزدیک شدن آنها به منافع جمهوری اسلامی برایشان دست نیافتنی تر شده؟رئیس جمهور آمریکا می گوید هر جمعهدر تهران علیه نظام راهپیمایی است.اولا جمعه نیست و شنبه است؛ثانیا تهران نیست و پاریس است!
سلام
یه سوال از دختران دارم؛
اگه خواستگاری رو رد کرده باشید، اما اون بیاد مجلس ختم یکی از اعضای خانواده تون نسبت بهش نرم میشین یا ازش عصبانی میشید؟، من دو بار ازشون جواب رد شنیدم. مقصرش خانواده م بودن. خودم میدونم.
از اقوام شنیدم یکی از برادرانش تصادف کرده فوت شده، جمعه مجلس ختمش هست به بابام گفتم بیا بریم. شايد خدا خواست و نظرشون عوض شد. بابام میگه نمیاد. مجبورم تنها برم. بالاخره از اقوام دور ما هستن. فکر نکنم ایرادی داشته باشه، داداش خدا بیام
اين پست شايد اصلا جذاب نباشه،گرچه بقیه ی پست ها هم جذاب نیستن!"سووشون"رو خانواده برام از تهران خریدن،تعریفش رو از چندین نفر که با سلایق شون خوب آشنا نبودم شنیدم،من از نویسنده های ایرانی کتابای خیلی کمی خوندم،علاقه حکم میکنه دست به خریدِ چه سبکی بشیم و من مطمئنم الان تایم مناسبی برای خوندن سووشون نیست!.
23 صفحه با فونت خیلی ریز و عذاب دهنده از سووشون رو عصر جمعه خوندم،سیمین خیلی یه طوری مینویسه!حسش عجیب غریبه کلا سبک خاصی بود شايد چون خیلی کتا
امام جمعه محله سورو خبر داد؟؟
شیخ فهیمی گفت: همایش بزرگ تجلیل از حافظان و قرآن آموزان اهل سنت کشور به میزبانی محله سورو در بندرعباس برگزار می شود.
به گزارش شریعت نیوز شیخ  محمد صدیق فهیمی »، امام جمعه اهل سنت محله سورو  اظهار کرد: در اين همایش از 100 نفر از حافظان و قرآن آموزان اهل سنت استان های هرمزگان، گلستان، مازنداران، گیلان و خراسان تجلیل خواهد شد.
وی، شناسایی و تکریم حافظان و قرآن آموزان، ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه و تشویق افراد به وی
پیشنهاد میکنم یکی از شبهای هفته به جز پنج شنبه جمعه که جوجه بازها هجوم میارن، برای تفریح به دریاچه چیتگر برید و از تفریحات مهیجش استفاده کنید و توصیه میکنم اصلا سمت خرید یا غذاخوری های گرون و بی کیفیتش نرید. قایق تندرو را فراموش نکنید اونم توی تاریکی و خنکای شب عالیه. هرجا هم خسته شدید میتونید منتظر اتوبوس برقی بشین تا ادامه مسیر را سواره طی کنید. 
با سلام و ادب و احترام
امروز شنبه 12 مرداد است.
هفته ای که گذشت را در اين مطلب خواهم نوشت.
ظهر جمعه هفته گذشته (چهارم) بابا و ریحانه و زهرا از یزد برگشتند و الهه خانم و خواهرشان همانجا ماندند.
ظهر همه خانه ما بودند. عصر جمعه برای سرکشی از خونه ای که می سازیم به همراه خانم و بچه ها رفتیم تا هم دیوارها را آب بدهیم و هم صبحانه فرای کارگران را تهیه نماییم و شب خانه کمیل ماندیم.
روز شنبه کمیل خونه بابا بود. شب نیز ما رفتیم و ماندیم و بعد شام رفتیم امامزاد
✍ به گزارش مدیر مرکز فرهنگی قرآنی آستان مقدس امامزاده عبدالله (ع) 
با استعانت از خداوند متعال و به یمن میلاد با سعادت کریم اهل بیت (ع) و با استقبال مردم مؤمن و خداجوی کدکن نخستین محفل انس با قرآن کریم با سخنرانی امام جمعه محترم کدکن و تلاوت زیبای قاری گرامی جناب آقای عربی همراه با اجرای بی نظیر حافظ کل قرآن مجید جناب آقای فیوضی (نفر دوم کشوری در رشته حفظ کل) در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع ) در صحن آستان مقدس امامز
۳.مردی پیر و تنها در خانه‌ای در حومه‌ شهر زندگی می‌کرد. او هرگز خانه را برای مدت طولانی ترک نمی‌کرد. اواسط تابستان روز جمعه نامه‌رسان به خانه‌ی او آمد و پیرمرد را صدا کرد. اما هیچ جوابی نشنید. از پنجره داخل خانه را نگاه کرد و پیرمرد را غرق در خون دید. وقتی پلیس رسید، یک رومه‌ی سه‌شنبه، دو بطری شیر گرم و یک بطری شیر سرد پیدا کرد و روز بعد، قاتل دستگیر شد. پلیس چطور آنقدر سریع او را پیدا کرد؟
شايد زمان آن رسیده باشد که بنشینیم و برای آدمِ رفته آرزوی خوشبختی کنیم.بگذاریم شبیه عشاق دنیای ادبیات، برای هم از روسِ اصیلِ مغرور و بارانی‌های انگلیسی بگویند و جعبه‌ی کوچک کادوپیچ شده‌ی توی جیب چپش و قاصدک‌هایی که به امید رسیدن به هم فوت می‌کنند.
می‌دانی چیست؟ احساس دختربچه‌ی پنج شش ساله‌ای را دارم که ناگهان از دنیای کوچک و رنگی رنگی زیبایی که خودش با دستان کوچکش برای خودش ساخته، بیرونش انداخته‌اند و پرتش کرده‌اند توی دنیای خاکست
مثل همیشه سر ساعت دو ونصف شب جمعه قتل رخ داده بود.گهگداری جملات شاهدین بااين عبارت آغازمیشد.فردعصبی وحواسپرتی بوداصلاباورش برایم سخته فردی که کم از خانه فاصله می گرفت جلوی در منزل به قتل برسه.
شواهدعینی همه اش میگفت قتل کاربردی در پروژه قاتل داشته وگرنه چرافردمقتول که پشتیبانی هم نداشته که ثروتی جمع کندوریشه در جامعه بزن بکوب لندن بدواند بایدبه قتل برسد.
نگاه کارشناس تیلرسون به همه چیزاينگونه بود.اوبه سودقتل اهمیت میداد.اينکه یک فرد به م
سلام
امروز روز سختی بود
خیلی جاها رفتم واسه فروش ولی حاصلی نداشت
مسخرم کردن.اذیتم کردن
دقیقا تکی اوج گرما میخواستم یه گوشه بشینم و گریه کنم
هم تنها.هم خودم
اگه بگم روز بدی بود ؛بی راه نگفتم
سرشب باز یه اتفاقی افتاد که تلنگر اينکه باید شاکر باشم رو دریافت کردم
امروز حجت کاظمی دوستم رو دیدم کلی مسخرم کرد و کلاس ماشین و راحت بودنش رو داد
شب جمعه و شب زیارتی امام حسین
آقا جان از طرف مور به سلیمان زمان سلام
فردا میخوام برم دعای ندبه سیدمهدی میرد
سلام.یکم طول میکشه به اينجا عادت کنم و جاهای مختلفشو بفهمم کجاست. با اين حال شروع میکنیم.خیلی حرفا دارم از جمعه. از هرچیزی که روال دعواهای روزانه ی خونه رو تغییر میده متنفرم! میخاد عروسی باشه یا شهربازی یا هر کوفت و درد دیگه ای. جمعه رفتیم عروسی و چون راهش دور بود نیاز به ماشین داشت و بابام سر لج افتاده بود ماشین نمیگیره. جلوی پسرداییم مامان و بابام داشتند دعوا میکردند خخخ.  بیخیال عروسی که غرامو تو وبلاگ قبلی زدم ولی اينو بگم که آخر سر زفه ر
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام کس بی کسان
آفریننده زیبا آفرین
خدا
جمعه، ۲۸ دی سال ۱۳۹۷
ٔدونالد ترامپ رفتنی است!!!
سعی خواهیم کرد به شما آرتیکلی از یک نوع دیگر ارائه دهیم.
مارتین لاو از کارولینای شمالی آمریکا
بعضی ها ادعا دارند که تا پایان سال ۲۰۱۹ دونلاد ترامپ استعفا می دهد یا کشته می شود.
و قسمتی از متن کامل نیز بدین گونه است
دیگر متخصصان باور دارند دونالد ترامپ ت مداران آمریکا را بسیار عصبانی کرده است، چه در طرف لیبرال و دموکرات و چه در ط
عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم/ حاصلش خون جگری بود نمی‌دانستیم/
پرگرفتیم، ولی باز به دام افتادیم/ شرط، بی بال و پری بود نمی‌دانستیم/
آسمان از تو خبر داشت، ولی ما از تو/ سهممان بی خبری بود نمی‌دانستیم/
آب و جاروی در خانه ما شاهد بود/ از تو بر ما گذری بود نمی‌دانستیم/
 اين‌همه چشم به راهی نگرانم کرده/ عاشقی دردسری بود نمی‌دانستیم/
تا ظهورت چقدر فاصله داریم آقا؟/ آه از جمعه‌ی بی تو گله داریم آقا/
 رفته بودی که بیایی چقدر طول کشید؟/ عرض کردیم نبو
امروز کنکور داشتم. فک میکنم اين میتونه توجیه خوبی برای تمام اين غیبت هام باشه! نمیخوام بگم توی اين مدت درس میخوندم. ابدا. فقط از اينکه بیام اينجا و کلا وقتمو توی دنیای مجازی بگذرونم یکم عذاب وجدان میگرفتم! کل زمان مفیدی که برا کنکور اختصاص دادم همین یه هفته ی اخیر بود که مثل یه بچه ی درسخون نشستم خلاصه هایی که سالهای قبل نوشته بودمو خوندم و تست های سه سال اخیر رو بررسی کردم. همین و تمام! مسخره س اگه بگم رضایت بخش بود! 
دریافت
هفت روز مانده به
مامان و خاله و دایی معمولا آخر هفته ها میرن دماوند،به با ما هم همیشه میگن که بیایید آخرین باری که رفتم خیلی خسته شدم علاوه بر اينکه شلوغه و نمیشه آدم بیکار باشه، آخرشب جمعه خسته و کوفته میرسی خونه و صبح شنبه باید بری سر کار و اين خیلی سخته برام
اين هفته هم گفتن بیایید و من دوباره گفتم نه، به شدت نیاز به تنهایی و خلوت دارم چیزی که اونجا امکان پذیر نیست و کلا هم جو بعد از فوت دایی برای من غمگینه
ولی از طرفی وقتی یاد آخرین دماوندی که دایی محمد
ثبت‌نام آزمون استخدامی آتش‌نشانی
 : تقویم آزمون استخدامی:
.
1. زمان ثبت نام : تا 19 تیرماه 1398
2. زمان کارت ورود به جلسه : از روز دوشنبه 14 مردادماه 1398
3. برگزاری آزمون : ساعت 9 صبح روز جمعه 18 مردادماه 1398
مدارک مورد نیاز:
عکس
کارت ملی
شناسنامه
کارت پایان خدمت یا معافیت غیر پزشکی
گواهینامه رانندگی
مدرک تحصیلی
کد پستی محل ست .
__________
. کافی نت فرزاد
دوست خوبم، هاتف، به مناسبت روز وبلاگ نویسی فارسی با من یه مصاحبه انجام داده که امیدوارم بشنوید و لذت ببرید:)
اين مصاحبه به من که خیلی چسبید و کلی کیف کردم، خوشحال میشم بشنوید و نظر بدید.
+ من سعی کردم برای همه آدرس جدید رو بفرستم، اگه کسی رو فراموش کردم، بگه تا براش بفرستم، چون احتمالا جمعه اين وبلاگ رو کامل میبندم.
++تیتر از سید علی صالحی
+نیلوفر جان نمیتونم ایمیل بفرستم،اگه میشه یه راه دیگه بذار تا آدرس رو برات بفرستم.
انتخاب سنتر نماينده فروش آنلاين محصولات تی سی ال در طرحی اقدام به فروش تلویزیون های تی سی ال با بهترین قیمت کمرد است در اين طرح که به مناسبت عید سعید فطر بود انتخاب سنتر در جهت ت های  کحنترل قیمت بازار اقدام به عرضه ال ای دی های تی سی ال با بهترین قیمت کرد است . اين طرح شامل انواع ال ای دی های تی سی ال موجود در انتخاب سنتر می باشد و فقط تا پایان روز جمعه 17 خرداد ماه اعتبار دارد . 
برای اطلاعات بیشضتر به صفحه ال ای دی تی سی ال در انتخاب سنتر مر
اللهم اهل الکبریاء والعظمه
واهل الجود والجبروت و اهل العفو و الرحمه .

با آرزوی قبولی اعمال و عبادات در ماه ضیافت الهی و تبریک عید سعید فطر به اطلاع کلیه برادران و خواهران ایمانی می رساند نماز عید سعید فطر صبح روز عید ساعت 6:30دقیقه صبح در محل گار شهدای شهر کدکن به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین بوژمهرانی امام جمعه محترم کدکن برگزار خواهد شد.
اين چند وقته کلی چیزا تو مغزم پر پر میزد که بنویسمشون.دلم میخواست بشینم یه گوشه و تمام ایده هامو منظم کنم و بنویسم.امروز بیشتر از هر روز دلم میخواد.ولی متاسفانه جمعه است و داداش خیلی فضولم خونس و نمیتونم بشینم و با خیال راحت بنویسم.دلم میخواست لپ تاپو بر میداشتم و میرفتم یه کافه ساکت و خلوت یه مدت زیادی تنها میموندم و مینوشتم.ولی خب مشکل اول اينه که صد نفرمیپرسن کجا میری با کی میری کی میای تنهایی ماهم میایم چرا تنها میری واز اون طرفم ن
چاره چیست بجز اينکه خودت را مجبور کنی که بعضی از کارها را
انجام بدهی، مثل همین نوشتن.
تعطیلات تابستانی مثل یک بمب ساعتی شروع شده. سی‌ روز کارگاه
تعطیل است و آخرین امتحانم را دوشنبه داده‌ام. سه‌شنبه رفتم خانه‌ی برادرم، ناهار
آنجا دعوت بودیم. بعد از ناهار صادق کتابهایی که تازه خریده بود را آورد نشانم
بدهد. ایلیاد و ادیسه هومر با ترجمه جلال‌الدین کزازی. "ایلیاد و ادیسه؟
اينها رو برا چی خریدی؟" گفت که اين دو تا را نخریده و از انباری خانه‌ی
دوس
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ چرا آب به گلدان نرسیده است؟ چرا لحظه باران نرسیده است؟ به هر کس که در اين خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بيايد بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است، چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است، دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد زمان بر سر دوشش غم و اندوه ب
برنامه «کودک شو» به روزهای پایانی تولید و پخش نزدیک می‌شود.
برنامه «کودک شو» در فصل سوم خود شاهد حضور ۹۶ خانواده به عنوان شرکت‌کننده بود که ۲۴ خانواده از بین آنها با کسب آرای مردمی به مرحله پایانی رسیدند.فناوری و تلویزیون دیجیتال
اطرافم خالیه خیلی خالی،امشب شنیدم یکی از نزدیکان تخصص رادیولوژی قبول شده،دانشگاهی که من دوست دارم اگه بشه عمومی رو اون‌جا بخونم.
خدایا صدای اين بنده کوچولوت رو می‌شنوی؟اون‌جا هم نشد نشد!نهایتا دوره‌ی بعدش رو اون‌جا قبول می‌شم ولی لطفا  رشته‌ی مورد علاقه‌م بشه.دیگه نمی‌خوام بشینم فکر بد کنم!اصلا چرا نباید بشه؟!خیلی خب لورا تا اين‌جارو درس خوندی بقیه‌ش رو کم نیار.دقیقا همین چند روز مهمه کم‌ نیار و به کم قانع نشو.
یکم دیگه مونده :) به ا
دلتنگ گذشته‌
دلتنگ خونه مادربزرگ 
دلتنگ جمعه هایی که همه تو خونه مادربزرگ جمع می‌شدیم
دلتنگ بازی با بچه‌های فامیل
دلتنگ آب‌تنی تو حوض
دلتنگ خوابیدن تو پشه‌بند
دلتنگ یه سفره از اين سر تا اون سر خونه
و کلی آدم که حالشون خوبه 
که با دیدن هم حالشون بهتر میشه
دلتنگ اون ‌سال ‌هام 
دلتنگ اون روزام
دلم کمی قدیم می خواهد❣️
،نمی‌فهمن چون اگه می‌فهمیدن بعد چند وقت نشست و
برخاست حالی‌شون می‌شد من چقدر رو کلمات حساسم،من چقد حواسم جمعه تو پیامی
که بهم دادی فعلت چیه منو چی خطاب کردی چطور خواسته اتو گفتی ولی بروز
نمی‌دم مریم راست می‌گفت ناراحتیاتو بروز نده که بعدا پشیمون نشی من از هر
حرف و گله ای که نزدم بعدا احساس رضایت کردم، مریم، مریم رو کاش می شد برای
همیشه کنار خودم نگه دارم کنار بغلم کنار گوشام
بعد خیلی تخمی
ناراحت میشم، بعد کنار میام اما به اون هیچوقت
قدیم ها هوای بهار با الان فرق داشت، یک لحظه ابر بود یک لحظه آفتاب، دلچسب بود اونم واسه ما که بچه بودیم و شوق تعطیلات بهاری را داشتیم. پاچه های شلوارمون را بالا میزدیم و با کاسه و جارو مشغول شستن فرش میشدیم، فرش های شسته شده از دیوار حیاط خونه ها آویزون بود و آفتاب میخورد، همه چیز بوی نو و تازگی میداد اما اومدن بهار برای من همیشه با یک غمی همراه بود مثل غم غروب جمعه، غمِ عصر روز سیزده بدر! گاهی فکر کردن به پایان جلوی لذت بردن از لحظات را میگیره. 
بسم الله الرحمن الرحیم
خوبیِ آدمایی که یکم از لحاظ ذهنی با ما متفاوتن می دونین چیه؟ اين که خیلی راحت و رو راست حرف دلشون رو می زنن.
بعد از کشیک بیمارستان، صبح ساعت 6 دیگه آف بودم. خواستم برم خونه یادم افتاد دوشنبس. فرهاد یه بار دوشنبه منو برده بود یه جا روضه (صبح) و به اين امید که هر هفته هست راه افتادم برم صبحانه مو اونجا بخورم :)
رفتم و دیدم که بـــــله. خیابونِ شلوغ نشون از برپاییِ مجلس داره. خلاصه ماشین رو پارک کردم و رفتم. یه خونه ی قدیمی توی ی
سرگرمی یه آدم بیکاری که روز جمعه اطرافیانش رفتن پی کار و گردش خودشون و اونو تو خونه تنها گذاشتن، می‌تونه اين باشه که بره تو دیوار بگرده و بخونه که ملت به چه دلایلی لوازم نوی تازه خریده‌ی خودشونو می‌خوان بفروشن.
جا ندارم
کادویی بوده، دوستش ندارم
اسباب‌کشی دارم
مهاجرت در پیش دارم
جهیزیه‌م بوده، بلااستفاده مونده
.
برام جالبه که برام جالبه.
تعداد صفحات : 21
خلاصه داستان :
دیروزش را فریاد زدم شايد یادش بيايد ، ولی رفت و دیروز و امروز و فردا را با هم از یاد برد 
او به اغما رفت که شايد بازگردد ، من جایی میان عشق و باور معلق ماندم شايد بيايد و ببخشد دستهای تردیدم را
رمان سنتر
حزب الله هم الغالبون
نشریه تحلیلی تبیینی نماز جمعه
سحن سردبیر:
در هفتمین شماره دو هفته نامه میتوانیم بگوییم که نشریه به یک ثبات خاصی رسیده است و باید گام های بعدی خود را بلند تر بردارد.اين سبک نشریات و رسانه های شناسنامه دار علاوه بر اين که به فضای شفاف سازی کمک می کند خود نیز شفافیت لازم و کافی را دارند . متاسفانه بعضی از مسئولین در حال به حاشیه کشاندن اين گونه مطبوعات هستند و تلاش دارند ابن گونه فعالیت ها را در قالب های مجازی پیاده کنند که ا
هو الرحمن الرحیمخیابان جمهوری من و غلام علی داشتیم جایی می رفتیممن از یک مغازه برایش بستنی خریدمولی غلام علی لب به بستنی نزدبستنیش رو تو آستینش قایم کرد آورد خونهگفتم چرا مادر بستنی ات را نمی خوری؟گفت: شايد بچه ای بستنی را دست من ببیندخودش پول نداشته باشد بستنی بخرددلش بشکندحالا همه اش 7 سال داشت
شهید غلام علی پیچکحالا الان ما آدم های همین مملکت به جایی رسیدیم کهعکس غذاها و نوشیدنی ها و بستنی ها و وسایل خونه و پوشیدنی هامونو لحظه به لحظه م
امروز یكشنبه 12 خرداد 98 است و در استانه تعطیلی 14و15 خرداد و تعطیلی عید فطر 98 و یعنی باقی هفته تعطیله.قرقی پیدا شد.سه شنبه بردنش و شنبه بعدش پیداش كردن توو كن سولقون.بدون باطری و وسایل داشبورد.باطری خردیدیم عوارض شهرداری رو دادیم خلافی ها رو دادیم و پول جرثقیل تا پاركینگ سرستاری كنار بازار گل و ماشین رو گرفتیم،حدود 1.6 میلیونتومان خرجمون شد.10 روز بعدش جمعه صبح هم شیشه 206 رو شكوندن .كلافه بودیم و رفتیم واسه شیشه طرشت و قفل كاپوت.بعدش رفتیم
دیشب با برنامه درس مثنوی» از رادیو فرهنگ آشنا شدم. مزیت توضیحات آقای حداد عادل اين است که قابل فهم عموم تفسیر می‌کند. مزیت دوم برنامه اين که حداد توانایی خوبی در ترجمه کلمات دارد و تقریبا ترجمه همه کلمات یک بیت را به فارسی امروز بیان می‌کند. درس مثنوی» جمعه‌شبها ساعت 22پخش می‌شود.  آرشیو صوت
فرقی نمیکند که چرا فرق میکند!شبهای جمعه کرب و بلا، فرق میکندبی شک گدای کرب و بلا، هر چه هم نداربا یک گدای بی سر و پا فرق میکنداصلا گدای شاه شدن، پادشاهی است!اينجا حساب شاه و گدا فرق میکندهر روضه خوان اهل دلی لمس کرده استدر اين دیار، سوز صدا فرق میکندهر جای کربلا فوران اجابت استاما به زیر قبه دعا فرق میکند. .با مکّه و مدینه و مشهد ، قم و نجف.اينجا خلاصه با همه جا فرق میکند.

 شب اربعین و شب زیارتی،
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السل
چشم انداز هفتگی بازار فارکس؛ 5-9 اوت 2019
تمرکز و پرداختن به درام بازار و ارزهای کالایی
دلارآمریکا یک هفته پرتب و تاب با فدرال رزرو داشت. بعد چه می شود؟
PMI غیرتولیدی ISM، تصمیم گیری نرخ استرالیا و نیوزلند و GDP انگلیس موارد مورد توجه معامله گران هستند. در ادامه موارد برجسته هفته بعد را می آوریم:
دوشنبه 5 اوت 2019
PMI غیرتولیدی ISM آمریکا: دوشنبه، ساعت 14:00اين بررسی پیش رونده برای بزرگترین بخش آمریکا معمولا بااشاره ای به دستمزدهای غیرکشاورزی همراه است. اک
جمعه‌ی پیش رفته بودیم بیرون، خییییلی سرسبز بود همه‌جا. امسال فوق‌العاده شده، علف‌ها تا گردنمون بود، توشون گم می‌شدیم :) همه با گوشی من کلی عکس گرفتن، عکس‌های بسی زیبا که حتی من بدعکس هم ذوق داشتم واسشون. عکسام تو مموری ذخیره میشه. مموری 32 رو یکی دو ماهی میشه خریدم، حدود صد تومن. چند روز پیش که بقیه عکساشونو ازم می‌خواستن، نگاه کردم دیدم اصلا خبری از عکس‌ها نیست! مموریم به دلیل نامعلومی بالا نمیاد. انقد ناراحت شدن که عکساشون پاک شده، کلی غ
دیروز وقتی مطمئن شدم مامان اومد خونه زود خوابیدم و بعد بیدار شدم و ناهار خوردم و .حدود ساعت چهار حالا نوبت مانیاستبرای اولین بار دندانش درد می کند
من قرار است کلاس برومآهنگ، غمی که نداره چاره،نگفتنش بهتره  را می خواند و من تند تند نقاشی می کشمقبل از اينکه حاضر شوم برای "س" پیام می فرستم.[من: امروز میای کلاس دیگه؟  و "س"جواب می دهد:فااااطمهههه کلاس صبح بود!!!!!]
جلسه قبل به استادل گفتم شايد من پنج شنبه نیایم چون قرار بود برویم سفر و اگر نشد رو
از یک اخلاق اقایون خوشم میاد و ادن اينه هیچیییی براشون مهم نیست :) ینی دنبال جیگول پینگول نیستن مثلا من الان  با قالب وبلاگم درگیری پیدا کردم حوصله جیگول پینگول ندارم و با جمله "زیبایی در سادگی" اين قالب همینجوری گذاشتم.
دیگه عوضش نکنم صلوات :/
بابام نی رفت شیراز  مامانمم سرکار منم حوصلم سر رفته. پنج شنبه و جمعه عصرهاش خیلی کوفت. الان بیکارم و هیچ کار خاصی نکردم که بنویسم ولی تا بتونم چرت و پرت میتونم بگم :| کانال تلگرام زدم نمیدونم چرا ولی زدم س
دفعه قبل که به مشهد الرضا علیه السلام مشرف شده بودیم در راه برگشت یکی از همراهان مریض شد
نزدیک شاهرود گفتم ببریمش دکتر
گفتند که خدا را شکر بهتر شده
از شاهرود که گذشتیم یهویی تبش بالا رفت و تصمیم گرفتیم شهر بعدی که دامغان بود ببریمش دکتر
قبل از نماز مغرب و عشا جمعه بود که رسیدیم دامغان
رفتیم درمانگاه و وقتی بیرون اومدیم اذان شده بود
نزدیک درمانگاه مرقد شریف دو امامزاده بود برای نماز به آنجا رفتیم
موقع نماز یادم افتاد که اينجا دامغان است شهر
دنیای عجیبی شده انگار دیگه توی دنیای ما آدما از محبت خاری گل نمیشهآدما پیچیده و پیچیده تر شدن آدمایی که حتی سکوتشون هم صدای دروغ میدهتوی اين روزایی که هر لحظه اش باید منتظر یه خبر بد باشی و مدام دلت میگیره و باز خودتو آروم میکنی و به خودت میگی که ناشکری نکن شايد از اين لحظه ای که الان توش افتادی یه لحظه ی بدتری هم وجود داره که احتمال داره نصیب تو بشه مدام در حال قیاس کردن خودت و شرایطتت با آدما وشرایطشونیبه یه حس کلافگی دچار شدی که نه دیگه او
شايد اين فرق من و صبر و یه مشت زمزمه است
شايد اين حسرت یک نگفتن درد دل است
شايد اين آتش یک کوه پر از غم باشد
شايد اين ترس نگاه از همه ی تن باشد
آتشی از نفسم میگذرد
بی دلیلم بی دلیلم پی خود
شايد اين در پی خود بودن یک تن باشد
یا فراری ز تنی پژمرده
یا که احساس نفهمیدن اين تن باشد 
شايد آن حس غریب نقطه ی امیدی بود
که زمین را به نگاهی وصل کرد
و سپهر را به دو دستم می داد
و مرا از همه ی اين شايد ها دور کرد
سایه ام را همراهم کرد
بار ترس را از دوشم برداشت
 و ته
داشتم همین چند لحظه پیشیک فلش بک میزدم به قبل از شروع بخش و تمام کارهایی که قرار بوده انجام بدم اما به بیشترشون نرسیدم. یک نگاهی هم کردم به لیستی که برای خودم نوشته بودم و دیدم و افسوس خوردم و هی تو خودم رفتم و دوباره فکر کردم و یه چندتا فحش کوچیکم دادم ، رفتم پای لپ تابم یه فیلم دیدم . یعنی تا یکم حالت افسردگی و بغض منو میگیره میرم سراغ فیلم . فیلم pianist رومن پولانسکی رو دیدم و بازم بیشتر احساس بدبختی بهم دست داد.الان میخوام فیلم جدید رو شروع کنم
حوالی ساعت ۲۳:۲۰ پنجشنبه ۲۰ تیر به‌وقت تهران، دسترسی به وب‌سایت توییتر ازطریق اپلیکیشن و مرورگرهای دسکتاپ، موبایل دچار اخلال شد و پیغام «Something is technically wrong» برای کاربران به نمایش درمی‌آمد. مشکل حوالی ۱۵ دقیقه بامداد جمعه ۲۱ تیر برطرف شد و وضعیت اين شبکه‌ی اجتماعی به حالت عادی بازگشت. خوشبختانه مهندسان توییتر سریع‌تر از همکاران خود در فیسبوک مشکل اين شبکه‌ی اجتماعی را حل کردند و حدود یک ساعت بعد از ایجاد مشکل، توییتر به ف
4شنبه غروب رفتیم طالقانطالقان رو واسه استراحتش دوست دارم،چند هفته س قبل از طالقان رفتن كار اسكله و مصیبت های بنادر رو دارم و میرم طالقان فقط میخوام فراموشش كنم و بس.دوشب خوب خوابیدم و با پشه گزیدگی و خوردگی كنه برگشتم و تمام بدنم میخاره اما می ارزه.زمین رو هنوز درست نكردم و پول هم دستم نبوده اما ایشالله تا 2 هفته دیگه یه حركتهایی میزنم.5شنبه قربونی كشتیم واسه نفس و گوشتش رو قسمت كردیم،كله و سیرابی رو هم تمیز كردم اما دلم نبود خودمون بخوریم
با سینا و عمو پدرام قرار بود بریم کوهنوردی ولی مسیری که می خواستیم بریم رو نمی دونستم ، خلاصه دلهره داشتم و همین کافی بود!
خوشبختانه عمو شهرام هم اومد و یک تیم چهار نفره شدیم و رفتیم سمت پریشان، آقا مازیار زحمت کشیدن و ما رو تا قبل از روستای نعمت آباد رسوند.
هوا تاریک بود و به سمت پناهگاه پریشان حرکت کردیم، به پناهگاه که رسیدیم استراحت خلیلی کوتاهی کردیم و به سمت یال بالای پناهگاه حرکت کردیم 
تا جای مناسبی برای چادر زدن پیدا کنیم. 7س از چادر زد
 عصر جمعه بر می‌گردم _ دیده‌بانی در سال ۱۳۶۴ 
او آخرین روزهای سربازی را می‌گذراند و من آش خور» بودم. روی دیدگاه شاخ شمیران مثل عقاب می‌ایستاد و هیچ جنبده‌ای از زیر ذره‌بین نگاهش پنهان نمی‌ماند. سرتاسر خط از چپ تا راست و تا عمق را مثل کف دستش می‌شناخت.
   چشم‌بسته روی ارتفاعات را فرز و سریع می‌رفت و می‌آمد. گرما طاقتش را نمی‌برید و آتش دشمن زمین‌گیرش نمی‌کرد. دیده‌بانی تنها و تنها کار او نبود، تا فرصت پیدا می‌کرد از کوه سرازیر می‌شد
باسمه تعالی
اما کن جهانگردی
اصفهان
غزل۱
در کنار ساحلی پر آب باشد اصفهان
لیک رودش دائما مسدود گردد ناگهان
بنگر اين پل های زیبای همانند نگین
بهترین نوع است و مانندی ندارد در جهان 

حیف باشد شهر تاریخی ما گشته چنین
آب آن در شهرهای دیگری باشد روان
شهر تاریخی و صدها مرکز گردشگری
مسجد جمعه و ده ها نقش زیبنده در آن
وه چه زیبا مسجدی دارد، نگر از روی شوق
مردم دنیا همه مبهوت در نقش جهان
سازه های ماندگار اصفهان هم دیدنی است
چل ستون و دو منار بی نظیر اصف
26 تیرماه سالروز تشکیل شورای نگهبان با:
تبلیغات مناسب در سطح شهرستان
جلسه ی ناطران امین شهرستان بابل
سخنرانی آقای جمشید آقاجانزاده سرپرست دفتر بازرسی شورای نگهبان شهرستان بابل در نماز جمعه امروز و دوستان بزرگوار رابط در شهرهای تابعه
و انعکاس خوب خبرها در فضای مجازی همراه بوده است . 
شناخت مردم و حتی کاندیداهای مجلس از وظایف شورای نگهبان، می تواند امر نظارت  و رسیدگی به احراز صلاحیت ها را، تسهیل نماید.
 خدا قوت به دست اندرکاران، خصوص ناظرا
على هذه الصفحه جمعناها لک جمیع المعلومات
حول کتاب سحر العشاق فی جلب المشتاق کتاب ، التقطت الکتب والمراجعات
والاستعراضات وروابط مماثله للتنزیل المجانی ، وقراءه ممتعه قراءه القراء.
تأمل البوابه – مکتبه الاتجاه کتب أن تعجبک المحتوى الذی جمعه محررونا على
کتاب سحر العشاق فی جلب المشتاق وأنظر إلینا مره أخرى ، فضلاً عن تقدیم
النصح لأصدقائک. وبالتقلید – فقط الکتب الجیده لک ، أیها القراء الأعزاء.
ادامه مطلب
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب