نتایج مطلب ها برای عبارت :

بچه خرگوش چی میخوره

عید نوروز همه اتفاقاتش شیرینه و به یاد میمونه. قسمت شیرین ترش عیدی دادن و عیدی گرفتنه… مگه نه؟ خوب برای این که عیدی دادن امسالمون یه کم متنوع تر باشه یه ایده خیلی خیلی جالب واستون دارم که هم یه عیدی بدیم هم اینکه یه یادگاری از این بهترم مگه میشه؟ البته این عروسک […]
نوشته آموزش ساخت عروسک خرگوش نمدی برای هدیه پول اولین بار در مجله سرگرمی. پدیدار شد.
لینک منبع و پست :آموزش ساخت عروسک خرگوش نمدی برای هدیه پولhttp://s1g.ir/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%
اگر کسی بیند تتماج به گوشت بره یا بر گوشت گوسفند و ماست شیرین میخورد دلیل که به قدر آن از مردم سپاهی منفعت و خیر رسد واگر بیند با گوشت گاو یا با گوشت خرگوش و کشک و ماست ترش می خورد دلیل که منفعت اندک از مردم  سفله دون بدو رسد .
جابر مغربی گوید:تتماج با گوشت خرگوش یا چيزی ترش دلیل بر غم و اندوه استتعبیر تیوب | بزرگترین سایت تعبیر خواب
دانلود فیلم خرگوش جوجو Jojo Rabbit 2019
دانلود رایگان فیلم Jojo Rabbit 2019 با کیفیت عالی
دانلود فیلم خرگوش جوجو Jojo Rabbit 2019
نام فیلم: خرگوش جوجو
ژانر: کمدی، درام، جنگی
زبان: انگلیسی
کارگردان: Taika Waititi
ستارگان: Roman Griffin Davis, Thomasin McKenzie, Scarlett Johansson
محصول کشور: آمریکا، آلمان
سال انتشار: 2019
امتیاز کاربران: نامشخص
امتیاز منتقدین: نامشخص
مدت زمان: نامشخص
خلاصه داستان:
داستان این فیلم درباره‌ی یک پسر نوجوان و خجالتی آلمانی به نام
بچه بودم و نمی‌دانم چطور تب ِ عاشقی‌ به جانم افتاد، عاشق
خرگوش‌ شده بودم، آن‌موقع‌ها هنوز داشتن حیوان خانگی به این صورت مُد نشده
بود، پایم را توی یک کفش کرده بودم که من خرگوش می‌خواهم. با تصور اینکه
یک خرگوش سفید و بامزه توی بغلم آرام خوابیده و نوازشش می‌کنم قند توی دلم
آب می‌شد. تا مدت‌ها خانواده مخالف سرسخت خریدن خرگوش بودند. نمی‌دانم از
کجا شنیده بودند که نگهداری از خرگوش در خانه باعث نازایی می‌شود.
آن‌موقع‌ها اینترنت به این صو
دانلود انیمیشن Rabbit School – Guardians of the Golden Egg 2017
انیمیشن Rabbit School با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p
برنده 2 جایزه و کاندیدای دریافت 1 جایزه دیگر
نام: مدرسه خرگوش ها: محافظان تخم مرغ طلایی | ژانر: ماجراجویی، کمدی | انتشار: 2017
زبان: آلمانی | مدت زمان: 75 دقیقه | زیرنویس فارسی: ندارد | کیفیت: WEB-DL
حجم: 1.2 گیگابایت + 621 مگابایت | محصول آلمان | امتیاز: 5.7 از 10
خلاصه داستان: خرگوشی بنام مکس که در جهت محافظت از یک تخم مرغ طلایی در یک مدرسه قدیمی گیر می‌افتد، با دخ
پارک جنگلی خرگوش دره یکی از پارک های پر از درخت و سر سبز مانند پارک جنگلی چيتگر در تهران است این پارک جنگلی در منطقه 22 واقع شده که در کنار اتوبان تهران کرج و روبروی استادیوم آزادی است
هدف از ساخت پارک جنگلی خرگوش دره
دلیل اصلی ساخت این پارک به علت نزیک بودن به استادیوم آزادی برای استراحت تماشاگران فوتبال  بوده  و محل استراحت کسانی که از سمت غرب کشور به تهران می آیند و یا خارج میشوند است . همچنین این بوستان جزء کمربند سبز تهران محسوب شده و به
کاش هر چه زودتر برن از اینجا، راحت بشم ازشون ، راحت بشم از این آدمای عهد قجری و احمق . 
گلی به خودت قول بده روزی که قرار شد برن ، حتی واسه خداحافظی هم نری. 
این بند عاطفی رو پاره کن بنداز دور داری خفه میشی . حالم ازشون بهم ميخوره 
از اون دخترای فامیلی هم که زود و توی سن کم نامزد میکنن چندشم میشه و حالم بهم ميخوره چون یک مشت احمق و بیشعورن که کل هنرشون شوهر کردن و باعث میشن پدر و مادر بی فرهنگ ما هی اونا رو بکوبن تو سرمون. حالم از همشون بهم ميخوره عو
از وقتی یادم میاد از هر گونه جک و جونِوَری میترسم. به جز مورچه کوچولو و پشه. از مگس هم نمی ترسم ولی گاهی که یه مستندی ببینم از اینکه فلان و بهمون بیماری از مگس منتقل میشه از اونم وحشت میکنم. نمی دونم این ترس لعنتی از کجا نشات گرفته. مثلا حتی از جوجه کوچولو ها هم میترسم‌ حتی تو روز عروسی که میخواستیم برای کلیپ کبوتر آزاد کنیم من دست نگرفتم و مستر که یه کبوتر دست گرفت من به صورت نمادین و (الکی پلکی) دستم رو گرفتم رو دست مستر   یا مثلا هانا که جوجه رن
نماد این سال را در ویتنام، گربه و در ژاپن خرگوش می‌دانند. حالا گربه باشد یا خرگوش، مهم این است که هر دو هنگام سقوط روی چهار دست و پای خود فرود می‌آیند. متولدان سال گربه شادترین انسان‌ها هستند. آن‌ها اشخاصی خوش‌ذوق، اهل معاشرت، عاقل، بردبار و کمی بلند‌پرواز هستند که هنگام برخورد با دیگران بسیار شرافتمندانه رفتار می‌کنند. هیچ‌کس نمی‌تواند آن‌ها را دست کم بگیرد، چون همراهان خوبی هستند و می‌دانند چگونه و کجا به درد آدم بخورند.اما بعد منف
امان از این نخوابیدن های الکی . داره حالم از خودم بهم ميخوره برنامم به هم ریخته از همینجا میگم از فردا به این وضع مسخره خاتمه میدم دیگه واقعا حالم از خودم بهم ميخوره اونم بخاطر این بیدار بودنا و صبح خوابیدن . درضمن بیدار موندنم کلا پوچ شده و هیچ کاره مفیدی نمیکنم فقط pes بازی میکنم روانی شدم از این وضع . از فردا کلا خوابمو تنظیم میکنم میرم سراغ برنامه هام و به این وضع تخماتیک خاتمه میدم . رمان کوری هم چند روز پیش بدستم رسیده باید شروع کنم . ح
سیب زمینی بیشتر در کجای کشور کشت می شود؟
در داخل کشور
خرگوشی از جنوب جنگل به سمت شمال در حال حرکت است.یک شکارچي در سمت جنوب غربی جنگل قرار دارد.اگر از سرعت باد صرف نظر کنیم بهترین راه حل برای شکار خرگوش کدام است؟
شلیک کردن به ان
زرافه ها کجا زندگی می کنند؟
در باغ وحش
برای دیدن یک جسم چه چيزی به جز نور لازم است؟
یک جسم
محمدخان قاجار که بود و چه کرد؟
پادشاه بود و حکومت کرد
درهنگام پرواز بال های خود را تکان نمی دهد؟
خلبان
چگونه می توان نیم ساز یک زا
زندگی.
#مهم نیست که شیری یا غزل.با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن
 

#میدونی چرا وقتی تو چشمای بچه ات نگا میکنی احساس میکنی بیشتر دوسش داری؟
-چون خودتو تو چشمانش میبینی!
 

# "بی بی"ها یه روزی "نی نی"بودندکه گذر زمان باعث جابجایی نقطه های نامشان شد.
 

#هرروز صبح وقتی خورشید طلوع میکنه.یک خرگوش شروع به دویدن میکنه و میدونه که برای 
زنده موندن باید سرعتش از شیر بیشتر باشه.!
 

#(شوخی):
نگاهت چون عقاب                            دلت چون دریا
دستانت چون شعله   
1.امروز آخرین روز مرخصی بیست و یک روزه میم بود و از فردا ایشون مجدد میره سرکار.وضعیت شرکت هنوز در همون حالت بیم و امید هست.جایی که میم کار میکنه یک مجموعه بزرگ قطعه ساز هست که زیر نظر بخش خصوصیه و موسسش کلی دغدغه کارآفرینی و تولید با بهترین کیفیت رو داشته و داره.بطوری که مدیران مجموعه با کلی تلاش و دوندگی تو این سالها موفق شدن همه استانداردها و لیسانس های مورد قبول شرکت های اروپایی در زمینه کیفیت این محصول رو بدست بیارن.بعد چي شد؟ طی یکی دو سال
دوباره  رفتم اموزش پرورش بگم بابا،انسان،ادم.این همه ازمون استخدامی برگزار میشهیکاری بکنین. چرا  نیرو جدید نمیگیرین شما ؟
چرا هیچ وقت توی دفترچه های لعنتی، رشته ها ما رو نمخواین؛ بعد از استان ها دیگه نیرو میگیرینآقا میارین سرکلاس دخترا!نمیذارین بقیه باز نشست بشن تا ما هم احساس وجود کنیم خب!
بعد اینکه غرام تموم شد و  اونم گفت نیرو نمیخوایم و شما دخترا میرین درس میخونین انتظارتون میره بالا میخواین بشینین پشت میز(خودش خانم بود طرف!)میخواست
عاقا ما پست نمیذاریم ولی هنوز زنده ایم
اصن وقتی میخوام وسط درس خوندن استراحت کنم عذاب وجدان میگیرم و دوباره میشینم سرجام و میخونم =]]]
هیچوقت فکرشو نمیکردم انقدر زود بگذره و همون بهتر که گذشت
منتظر همین ۳ ماه بودم (۳ ماه چيه !! فقط ۲ ماه مونده)
خونه جدیدمون هستیم و من هم در اتاق مستر master مسقر هستم =) حمام دستشویی به همراه جکوزی شخصی در اتاق =))
داداچمان طرح تشریف دارند 
مادرمان صبح ها مدرسه بعد از ظهرها خونه خاله مان درحال کمک برای اثاث کشی
پدرمان
سوگند نامه ای برای حفظ طبیعت و محیط زیست ایران
من یک ایرانی ام.
فرق طبیعت را با زباله میدانم میدانم که رودخانه ها وسیله ایاب وذهاب
زباله های من نیست میدانم که رودخانه شاهرگ حیات بخش کوهستان است
من هنگام ترک طبیعت به پشت سر خود نگاه میکنم که مبادا آتشی روشن و
زباله ای بر جای مانده باشد.من به دوستان و هموطنانم که نسبت به پاک نگه داشتن
طبیعت بی تفاوت هستن با لبخند تذکر میدهم
من یک ایرانی ام.
دوستدار طبیعتم وقتی آن را ترک میکنم نه چيزی به آن اضا
خرید ارزان کارت پستال تبریک تولد
چگونه کارت پستال تبریک تولد را برای موبایل دانلود کنیم.
تنوع کار قدرت انتخاب شما را بالا می برد. ما در این وبسایت مقالات متنوعی درمورد کارت پستال تبریک تولد عرضه نموده ایم.
با ما باشید و از مقالات پیرامون کارت پستال تبریک تولد استفاده نمایید.
با پرداخت هزینه به صورت اینترنتی کارت پستال تبریک تولد را دریافت نمایید.
کی گفته مطالبی پیرامون کارت پستال تبریک تولد وجود نداره؟ پس معلومه اینجا رو نگشتی!
پی دی اف
تاثیرات منفی امواج
موبایل بر بدن انسان به اندازه کافی اثبات شده است. اما با وجود این، این وسیله‌ی
کوچک این قدر تمام زندگی ما را تحت‌الشعاع خود قرار داده که نمی‌توان استفاده از
موبایل را کنار گذاشت و بدون آن زندگی کرد. حتی به فرض اینکه خودمان از موبایل
استفاده نکنیم و به سال‌های بی موبایلی برگردیم، همسایه‌مان استفاده خواهد کرد و
این امواج خواه و ناخواه در اطراف ما وجود دارند. اثرات
منفی امواج گوشی های همراه به چشم دیده نمی‌شوند، اما همه ا
ترم دوم یکی از اساتید آزمایشگاه‌مون در وصف پروژه‌ی کارشناسی اینطور میگفت زمانی میرسه که دیگه از این دکمه‌ی استارت سیستم حالتون بهم ميخوره. خواستم بگم اگه اون موقع تو دلم مسخره‌ت کردم و خندیدم بهت، شکر اضافه خورده بودم. 
 
اصطلاحات نوعی زبان تلویحی و ضمنی است. عبارت
تلویحی به سخنی گفته می شود که معنی آن هیچ ارتباطی با کلمات استفاده شده در آن
عبارت ندارد. این عبارات از زبانی خلاقانه برای به اشتراک گذاشتن ایده یا احساس
استفاده می کنند.
در این مقاله می خواهیم شما را با اصطلاحاتی در
زبان انگلیسی آشنا کنیم که نام حیوانات در آنها استفاده شده است. با این کار هم با
اصطلاحات جالب آشنا می شوید و هم  نام
حیوانات را بهتر به خاطر می سپارید. استفاده از این اصطلاحات، راهی با
جناب تدبیر و امید! هه. امید رو که تو جامعه کشتی تدبیری هم که ازت ندیدیم خواهشا" دیگه اون خنده ی مسخره رو نزن و بگو ما از نزدیک حواسمون ب مشکلات مردم هست! یکم جدی باش! منه جوون حالم از دولتت بهم ميخوره میفهمی؟ توی دولت شما توی زمان ریاست جمهوری شما زندگی سخت شد و واسه خیلی ها غیر ممکن خیلی از جوون ها رو بی تدبیری شماها ب ناامیدی کشونده من هنوزم میگم که حالم از دولتت بهم ميخوره.و اصلا ایمان ندارم ب اینکه بتونی چيزی رو درست کنی!
 
+ ما هر چي بخوا
 
راهنمای شهری منطقه 22 تهران
منطقه ۲۲ شهرداری تهران جدیدترین منطقه شهری تهران است که در شمال غرب تهران واقع شده‌است .این منطقه از شمال به ارتفاعات البرز، از شرق به منطقه ۵ شهرداری تهران، از غرب به محدوده وردآورد شمالی و از جنوب به آزادراه تهران-کرج محدود می‌گردد. مساحت این منطقه حدود ۶۲۰۰ هکتار است که از این مساحت حدود ۱۳۰۰ هکتار متعلق به فضای سبز می‌باشد   در وب سایت محله ما امکانات منطقه 22 بصورت یک راهنمای شهری به همراه آدرس
4خرداد 98هر روز توی زندگیم اتفاقاتی میفته كه من قبلا" خوابشو دیدم.یه دوره های پرفشار كه بیشتر میشه و بعضی وقتها لحظه لحظه شو خواب دیدم.انگار توی یه دوره دیگه توی زندگیم همه اینها رخ داده،حتی بعد از اون لحظه رو یادم میاد كه چي میشد.فشار كار شركت و كار بیرون و بورس و بچه ها روی من زیاده و گوشیم كه زنگ ميخوره میترسم.ترسامروز سه شنبه 4 خرداد است و من مثل 16 سال گذشته اومدم شركتامسال هم مثل باد گذشت،مثل ماهها و سالهای پیش.خدا،چرا اینجوریه؟ شب و
عصبیم ، از همه چي ، از همه آدما ، از خودم ، از زندگی میخوام تنها باشم !تنها باشم تا بتونم برگردم به روال عادی ، خسته شدم از اینکه به همه توضیح دادم تک به تک ! از سوال اینکه جوابا اومده نتیجه چيه دیگه حالم بهم ميخوره .کاش درک کنن و نپرسن
-بعضی وقتا حقیقت جوری مثل پتک تو سرت ميخوره که ممکنه دلت بشکنه.ولی مهم نیست.همین که حقیقت رو فهمیدی یعنی بردی.هرچند که حقیقتش به تلخی زهرمار باشه و هیچوقت مزه ش از یادت نره! هیچوقت !

-لعنت به همه ی شرطی های دنیا که با دیدنشون . دلت میخواد انقدر فریاد بزنی تاهمه ی دنیا بفهمن تو دلت چي میگذره
بوی کولر که بهم ميخوره دلشوره میگیرم
فکر میکنم باید با کسی حرف بزنم که نیست
فکر میکنم شبهای تابستون رو باید عاشق میبودم و نیستم
شاید یه روزی اینطوری بوده و حالا داره یادم میاد

#همین
پ.ن: شبهای تابستون_پشه بند روی پشت بوم_قرارهای شبانه_خنده های یواشکی
. گفتم که تلویزیون زیر نویس میکرد دحو الارضه. بابا خسته تر از اونی بود که مفصل جواب مو بده ولی گفت همون روزیه که زمین این شکلی شد :) منم اندک سرچي کردم و دیدم بله نوشته روزی عه که زمین گسترده شد و اینا . به بابا میگم من که روزه ی قضا دارم تو روز مستحب روزه بگیرم به درد عمم ميخوره روزه گرفتنم؟ میگه دقیق ترش اینه که به درد شوهر عمت ميخوره . گفتم از م و اینکه کسی نیست . خیلی سر بسته به لبخند گفتم !داشتم میمردم از خفقان . گفت نه :) همین که
سه ماه بود موهامو رنگ نکرده بودم سفید ها سلام و علیک میکردن و به جز ریشه بقیه قسمتها دو یا سه رنگ شده بود اما خوشحال بودم تصمیم داشتم یه کم که بلند تر بشه کوتاه کوتاهش کنم تا رنگ ها بره.
اما مجبور شدم همین امروز رنگ کنم .هر وقت موهامو رنگ میکنم حالم از خودم بهم ميخوره.
یادم میفته که نمیتونم در مقابل پیری و مرگ مقاومت کنم.
اینکه پوست صورتم به زودی چروک میشه و همه چيز از بین میره.
فکرکنم که امروز شلوغی خواهم داشت.چندروز قبل بود که متوجه شدم بهزاد از همه جا لفت داده. نه تو اینستا بود، نه واتساپ؛ نه تلگرام. برامم اصلا اهمیتی نداشت.ولی امروز صبح یهویی بهم خبر رسید که انگار از ایران رفته. همونموقعم میخواست که بره، ولی فکر نمیکردم به این سرعت.درواقع نمیدونم؛ تونست آخرش اقامت بگیره، یا پناهنده شد‌‌. فقط میدونم رفت؛ حتی چه کشوری هم نمیدونم.بهزاد رفت، ولی بعد از اینکه قلب منو لگدمال کرد. رفت و یه تیکه از خاطرات تلخ
کاشکی وقتی دارم چراغ خاموش، مخفیانه، بدون ترس و واهمه، بدون اندیشیدن به عواقبش، و حتی بدون ذره ای انگیزه مرزهای غم و اندوهگین بودن رو رد میکنم یکی باشه مث پدافند مرزهای یه کشور منو هم سرنگون کنه.خوب میشد. نه؟!کاش مرزهای غم حصاربندی، دیواری، یا حتی خطی داشتن که بگن نیا، وارد نشو، که اگه اینکارو کنی نابود میشی.چرا داخل جزیره ی غم اخطار معنایی نداره چرا خودشون ما رو میکشونن اون تو و آخرش حبس ابد بهمون ميخوره.کاشکی حبس ابد می‌خورد نه حرص ابد.کا
مامان صبح باز نظرش عوض شدو قراره بره مراسم عقد کنان دختر عمو منو ابجی نریم چقد دلم میخواست برماا ولی درست نیس نریم بهتره الانم ارایشگر اومده خونه و داره مامان و درست میکنه منو ابجی هم همینطور نشستیم و نگاه میکنیم ابجی انقده حرص ميخوره ک چرا زودتر نگفتی میریم کارامونو میکردیم همش تقصیر توهه دیگ غرغرمیکنه همشمنم ازحرصم رفتم ارایش کردم و نشستم  
فردا یکى دیگه از ارزوهام تیک ميخوره :)نباید بزارم اخرین سال مدرسم نابود بشه  :)
خدایا با تمام وجود ازت خواهش میکن کمکم کن
مبادا دستمو ول کنیا خودت خوبِ خوب میدونى تنها کسى که دارم تویى و تو :))))
- اخرین روز اول ^____*  
هم ناراحت کنندس هم بسى بسیار خوشحال کننده
سلام .امروز می خوام براتون سایت پیش بینی معتبر معرفی کنم بهترین سایت در این زمینه سایت betbaz club هست که خود من هم از  اون استفاده میکنم و به شما اطمینان میدم که از این سایت قابل اعتماد تر نیست.حتی تو سایت های دیگه هم اسم بت باز کلاب تو بهترینها به چشم ميخوره. برای ورود به سایت روی عکس زیر کلیک کنید.
سلام دوستان
من یه دخترم که یه ساله ازدواج کردم، یه برادر بزرگتر از خودم دارم که اون هم متاهله و برادر *2 ساله دارم که مجرده، مشکل خونواده ی ما همین برادر کوچيکه است، ایشون تو بچگی به خاطر تشنج و زردی دچار اختلال ذهنی شدند، البته از نوع خفیف، به لحاظ حرکتی مشکلی نذارن ولی خب یه مقدار شیرین عقله.
تا سوم راهنمایی هم بیشتر نتونست بخونه، کاری هم که بلد نیست، نه راننده است نه خیلی اجتماعیه، فقط در این حد که بره از سر مغازه برای خونه وسیله بخره، البت
چيزی که تو این حدود یکسال جدا شدن از خانومی که مثلن عاشقش بودم نه مثلن نه انگار واقعن عاشقش بودم نمیدونم چرا واقعن ولی حسی بود که احتمالن قراره یبار تو زندگی تکرار بشه اونم بعد اونهمه تجربه پس واقعن عاشقش بودم فهمیدم این ب‌ود که دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم به هیچ دختری تو دنیا نمیتونم اعتماد کنم و احتمالن تمام ابعاد روابط ایندم با جنس مخالف جنسی باشه که حتا دیگه حالم از همونم بهم ميخوره و این ترین فهمیدن زندگیم بود
ده دوازده سالم بود
سر پله هاى خونه داییم نشسته بودم و یواشکى گریه میکردم
دختر داییم که از من کوچيکتر بود توى راه مدرسه با یه پسره دوست شده بود و کلا روى ابرا سیر میکرد، منم داشتم خودمو سرزنش میکردم که خاک بر سرت کنن اونى که داره قاه قاه میخنده عاشق شده،تو غلط میکنى بخندى،واسه چى بخندى اصلا!
بعدها فکر کردم اونایى که اهنگ عاشقانه گوش میکنن حتما عاشقن
اما الان مث وقتى شدم که کلى غذا خوردى و حالت از هرچى غذاس به هم ميخوره
عشق تا وقتى عشقه که دوره
ن
سلام 
ساعت ۱:۵۱ دقیقه بامداد شنبه ۱۸ خرداد ۹۸ در مسیر برگشت از سفر ۴ روزه مشهد هستم
بلیط اینترنتی گرفتم یا ماشین مرتضی دارم میام ،
ماشین خیلی شلوغه بخاطر اینکه چند تا مسافر دختر تو ماشین هستن من و محدثه الان جدا از هم نشستیم !
واقعیتش اینکه به آدم بر ميخوره اینکه بخاطر مسافرای دیگه مجبور بشی از همسرت دور بشینی اونم توی ماشین پسرخالت !
نمیدونم رفتار درست چي بوده و باید چيکار میکردم اما اصلا حرکت خوشایندی نبود ، اصلا .
امروز تمومش کردم دیدم کار کرد گفتم حیفه این دستاورد ملی رو با شما به اشتراک نذارم 
خیلی خوبه به درد ميخوره نه روزانه بیشتر بین ما مهندسااااا زیاد کاربرد داره :)
نام ؛مدار اسیلاتور نوسان ساز 

شوخی کردم خیلی هم سخت نیست طراحی این مدار ولی خب از،شما که توقعی نیست که از این سر در بیارید فقط اگه دوست داشتید لطفا بگید به نظرتون این مدار از رو شکل همین  ( قیافه)  به نظرتون چند؟ 
سلام
شب تولد امام رضاست
اما دل من ناآروم ترینه
تنهای تنها
امشب رفتم هیات و توی مراسم مولودی برای دل غم زده خودم گریه کردم
ولی باز دلم داغونه
انگار با هر باد دلم ت ميخوره
دلتنگی گاهی نفس رو توی سینم حبس میکنه
هنوز با آهنگ های قدیمی و یا غمگین بی هوا دل من می پاشه از هم.
رفتم داروخانه-!
امروز رفتیم واسه فروش و بد نبود
خیلی کلافه ام
خیلی دلم میخواد مسیری و دری برام باز بشه
سرده.حال دلمو میگمسرد و تاریکه
خیلی دیرهچرا خواب نمیرم.
بیخیال
دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی پرپر
Download New Music Mehdi Jahani – Par Par
پخش بزودی – تیزر آهنگ اضافه شد
 
مهدی جهانی پرپر
 
تو چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمهیادمه که چشات فرق داره با همه به تو وابسته ام من یه عالمهتورو من تا همیشه یادمه یادمهپرپر کن این دلو من هر وقت دل زدم با هرکی بد باشی منم باهاش بدمغصه ميخوره دلم واست تو یه کاری کن نرم راحتپرپر کن این دلو من هر وقت دل زدم با هرکی بد باشی منم باهاش بدمغصه ميخوره دلم و
_
داستان ک نمیدونم دقیقا از کجا شروع شد ولی خیلی تابلو بود
اولین دیالوگ توی راهرو یادمه یه چيزی تو این مایه ها بود که گفت شما هم محله ای مایین و اینا و من یه لحظه از ذهنم گذشت که از کجا فهمیده
ولی خودش میگه از زمان نمایشگاه داخلی حواسش بهم بوده هیچ مکالمه یا برخوردی از اون روز یادم نیس
بالاخره راضی شدم بریم بیرون صحبت کنیم چون نمیدونم نیت اش واقعا چيه. میگه دوستی. اگه همون دوستی که همه میدونن باشه به چه دردی ميخوره
پسر خوبی به نظر میرسه. یه کم مغر
این مطلب، ترجمه‌ی نوشته‌ی کلار فریدمن‌ توی بخش تک‌صفحه‌ای Shouts & Murmurs شماره‌ی 22 جولای 2019 مجله‌ی نیویورکر، با عنوان This Password is Invalid»ئه. شاید خوندن متن اصلی برای بعضی‌ها دوست‌داشتنی‌تر باشه.
 
سایت: از این‌که تصمیم گرفتید عضو سایت ما بشید بسیار ممنون‌یم. لطفن رمز حساب کاربری خودتون رو انتخاب کنید.
رمز: lovedogs
خطا: رمز باید حداقل دارای 9 کاراکتر باشه. استفاده از یه عدد هم اامی‌ه.
 
رمز: ilovemydog2
خطا: رمز باید شامل عددی باشه که به‌راحتی
طی چند هفته ی اخیر وقتی موبایلم زنگ ميخوره تمام دلشوره ی عالم به قلبم فشار میاره.انگار منتظر خبر بدی باشم.مدام گوش به زنگم و میترسم تلفنم رو خاموش کنم.دلهره ی این رو دارم که کسی بخواد خبری بهم بده و نتونه پیدام کنه
وقتی دوستی برام مینویسه"سلام،کجایی"،نمیتونم به روال سابق لوکیشن خودم رو اعلام کنم و اول با دلشوره مینویسم"چي شده?"
توی روانپزشکی این علائم مهم هستن.اما نه.نه.من فقط کمی خسته ام،فشار زیادی روی دوشمه،خوب میشم.
*بعد از اونهمه
حتی اگر نقاش هم باشی؛ برخی از حس ها را نه می توانی بکشی و نه می توانی بنویسی.
گاهی باید بغض را خورد.و  اشک را ریخت.
و فریاد را با سکوت پایان داد.
گاهی تمام احساست میمیرد . . .
بغض نوشت:
همیشه اونی که برام عزیز بوده فقط منتظر بهانه ایست تا برود
حالم بهم ميخوره از احوال این روزها .بسی ناجوانمردانه است هوای روزگارم.
من رها خواهم شد . به همین زودی . . 
این روزا خونه نشین شدن برام خیلی عذاب آور شده. شما تصور کنید دختری که از 7 تا 26 سالگی حتی یک روز کامل رو توی خونه نمونده! دختری که تمام زندگیش تلاش و دویدن بوده. دویدن برای مدرسه، چون باید فرزانگان میخونده. دویدن برای دانشگاه، چون باید شریف میخونده. دویدن برای دکتری، برای مهاجرت، چون مثلا باید با کیفیت بهتری زندگی میکرده. دویدن برای راحت شدن از یک اشتباه، اشتباهی که به خاطر تنها موندن تو یه کشور زبون نفهم انجام داده. آووکادو راست میگه که "زی
یوقتا باید با پشت دست بزنی تو دهن بعضیا -__- خب بیشعور اگه جوابتو نمیدم شاید حوصله ندارم چرا پیامتو پاک میکنی میخونم جواب میدم دیگ بعدم یه پشت دستی هم باید بزنی تو صورتشون و بگی بیشعور اون موقع که پیام دادم رید زدی جواب ندادی میخواستی التماست کنم و زر و زر پی ام بدم که الاغ چرا میخونی جواب نمیدی ؟ -__- خب باید بگم که الان مودم اینطوریه عصبانی نمیشم ینی میشما بیرون نمیتونم بریزم حوصله جنگ و دعوا ندارم وگرنه اگه مثه قبل بودم که هیچي .اصن من از ای
خو کسی از شهر ما نیس الحمدلله!
چرا ریاضیا اینجورین؟فقط یه دختر!اغا چرا اجازه  خودنمایی ندادین!!
این رتبه برترا.بعضیاشون اسماشون باکلاسه ها!!اینا حتی به اسمشونم ميخوره یه چيزی بشن!اخه آرشان!!:)
وی با پرداختن به این موضوعات چرت و پرت استرس خود را پنهان میکند!
 
میگه ما ایرانیا  افسرده ایم چون همش میخایم ضجه بزنیم و .  لذا اینا خودکشی میاره!
گفتم آخه به این بابا چي بگی؟ . بازم حرفای کلیشه ای؟ . ببین افسرگی و . خودکشی توی مذهبیا بیشتره یا غیر مذهبیا و دورتر تر از مذهبیا؟
خلاصه دیدم حالم بهم ميخوره از کسایی و حرفایی که بیخودی تنش بی مورد به جامعه تحمیل میکنه اونم با حرفای کلیشه ای شونصد سال پیش گفته شده و جواب داده شده.
ویدیوهای تولد 4 سال پیشم رو دیروز نگاه کردم چهره ام یه عالم عوض شده,پیرتر شدم
مامان میگفت نه پیرتر نشدی خوشگلتر شدی اما چيزی که حس میشه همونه! بزرگتر شدن،آگاه تر شدن،پیرتر شدن
الان که ویدیوهای جدیدم رو میبینم میفهمم که سرخوشی و بی مبالاتی قبل رو ندارم
دریغ از یه ذره صبوری
و حالا نمونه ی کامل ایوب فقط با این باگ که ایوبش بیشتر حرص ميخوره و زن و بچه نداره و مونثِ
Your browser does not support the audio element.
صبر میکنم صبر و صبر و صبرچشمام ميخوره بهش:)))
خودشه! نکنه رویاس؟ خواب؟ توهم؟؟ :|
ولی نه خواب نیست!
خودمو کنترل میکنم و یه ساعت بعد میگم قبوله!
هیچ حرکت دیگه ای نمیکنم و فقط و فقط زل میزنم و نگاه میکنم
بعدم میرم پیش خانوادم با شادی:/ جوگیر شدم باز! :)) خداروشکر میکنم و اینبار از ته دل میخندم 
مونا بهم پیام میده و شوخی میکنه و منم و جوگیری دوباره و تمام و تمام
به وقتِ20ام! مینویسم ک یادم بمونه
 پ.ن: میدونم خیلیی گنگه این پست ولی من نمیتونم الان باز کنم
دیشب اول رفتیم دور نعل من یه دونات گرفتم بعد رفتیم تو یه کافه دور نعل بخوریم ، عاقا من و انسی تو این کافی شاپه از دست شاگرده مرده بودیم از خنده :)))))) . پسره انگار چيزی زده بود اصن ی حالی بود‌ . هی ب انسی گفتم جلو خنده شو بگیره ، انسی هم ضایع نگاه می کرد اصن ی وضعی بود . پسره ب سقف نگاه می کرد با سقف حرف میزد =)). بعد اقا داشتیم بر میگشتیم ابی بم پیام داده بود خوابی :(. عاقا من فهمیدم باز یکی آمار منو بش میده :/ . واقعا کارش خیلی زشتع همش برا من به پا میذاره
مهدی کوچولو تیزهوشان قبول شده و من جون میدم برای دیدن خوشحالیش. دیروز داشته والیبال بازی میکرده که ميخوره به میله (!) بینیش و زیر چشش جمعا هفتا بخیه ميخوره و من دل دل میزنم برای دیدنش. برای دیدنشون و تسکین دادن نگرانیشون. همه عکس ها و آزمایش هارو از همونجا برام میفرستن. سه بار بالا آورده و سی تی گرفتن و شکر خدا هیچي نبوده. میگم خون سردیتونو حفظ کنین و دنبال جراح زیبایی باشین برای بخیه زدن. با تک تکشون حرف میزنم و تهش بهم میگن خدارو شکر دکتری! میگ
نام وبتون:اشتهاژانر: #فانتزی ، #عاشقانهمنتشر شده از #lezhinوضعیت: #پایان_یافتهخلاصه:درمورد پسری درمورد دوهیونه که از طرف بچه های کلاس مورد آزار قرار می گیره و همچنین خوب نمی تونه راه بره .یه شب که داشته به خونه بر می گشته همکلاسیش بنام آجی رو می بینه که داره یه مرد رو ميخوره. فردای اون روز که میخواسته خودکشی کنه (به خاطر زورگویی و اینجور چيزایی که براش پیش اومده ) که آجی نجاتش میده و بهش میگه که تو خونی داری که اگه بخورمت قدرتمند میشم و برای اینکه ب
در 120 کیلومتری شیراز؛ در ناحیه‌ای خوش آب‌وهوا به نام کام فیروز، تنگی موسوم به بستانک قرار دارد که به بهشت گمشده معروف است.
بهشت گمشده 1740 متر از سطح دریا فاصله دارد و در منطقه‌ای با وسعت 20000 هکتار واقع‌شده است.
تنگ کوهستانی دارای پوششی جنگلی است و زمستان‌های بسیار سردش با بارش برف و یخبندان همراه است.
این منطقه حفاظت‌شده در حوزه آبخیز رود کر قرار دارد.
توپوگرافی منطقه در کنار ارتباط جاده‌ای با تخت جمشید و نقش رستم و پاسارگاد و همچنین چشم
میگه : مامان دلم برات تنگ میشه
میگم منم دلم برات تنگ میشه عزیزم
میخنده و با شیطنت میگه پس نرووووو
راحت ترین و بهترین راه حل
نان برداشتم و داشتم پنیر میذاشتم ک دید با همون ناراحتی توی صداش از رفتنم و همون چند قطره اشکی ک هنوز خشک نشده بود گفت: مامان شما برو اونجا ساندویچ بخرید بخورید تا گرسنه نمونیداااا (دقیقا افعال را جمع ب کار میبرد )
چند روزیه روی بازوش ی دونه کوچولو زده؛ با خوشحالی فراوان ب همه میگه جووووش زدممممم دارم بزرگگگگ میشمممم. چند ر
گفته بودم که ترس بین احساساتی که میشناسم از همشون کشنده تره . از شنبه قراره برم پانسیون تو خونه نمیتونم درس بخونم خودشون بمونن و خونشون از بس نگران بودم براشون  ولی الان میگم به من چه اصلا .دوروزه قفسه سینم درد میکنه گوشمم همینطور تو گوگل سرچ کردم به چيزای جالبی نرسیدم حس میکنم انگشتم کج شده و میترسم ، وقتهایی که خونمون تو سکوته رو دوست دارم کاش میتونستم مغزمم ساکت کنم جدیدا متوجه شدم شستن دستام بهم ارامش میده ولی به نظرم بهتره یه جایگزین د
فردا روز جهانی هتروکرومیا س.
وقتی پنج سالم بود آرزو داشتم یه دختر داشته باشم که چشماش عین چشمای بابا باشه.بابا یه قصه برای چشماش داشت .میگفت چشم عسلیش مال یه سرباز جوان اس راییل یه میگفت وقتی بچه بوده چشمش سنگ ميخوره و میبرنش اونجا برای درمان چون تو ایران نمیشد درمانش کرد بزرگتر که شدم دیدم فقط بابا نیس که چشماش انقدر جذاب و تا به تاس. کسای دیگه هم بودن توی فامیل.
من هنوزم آرزو دارم یه بچه با چشمای تابه تا داشته باشم 
روز این آدمای خیلییییی
سلام 
بالاخره موفق شدم رها رو آن بلاک کنم با کلی زحمت و دردسر 
۳ تا عکس می‌آورد ۶ تا اسم، هر کدوم از اسم ها رو بر میداشتم با پروفایل واقعی خودم جستجو میکردم عکس‌هاشون رو میدیدیم و دوباره از اول 
یه چيزی رو متوجه شدم که فیس بوک فقط یه تعدادی خاص از دوستان رو میاره برای پیشنهاد اسم یه جورایی هی ۱۰ ۱۲ نفر بیشتر نبودند که خب ضرب در ۶ میشه ۶۰ ۷۰ نفر :)) 
پروفایل همه رو چک کردم و اسم ها رو در آوردم و در یک حرکت انتحاری ۵ تا سوال رو درست جواب دادم و رها آ
 

 

1-    1- کتاب زرتشت عاری از خشونت است!!

در آئین
زرتشت، بیش از 500 جرم وجود دارد که مجازات آنها اعدام است.

جرائم
مسخره ای همچون:  تطهیر
مرده، کشتن خرگوش، استحمام با آب پاک، دفن مرده سگ در خاک و

حتی در
آیین زرتشت، اگر کسی یک سگ آبی را بکشد، باید 20 هزار
تازیانه بخورد. 10 هزار مار، 10 هزار گربه، ولاک پشت و قورباغه وووو را بکشد تا گناهش پاک شود!! http://yon.ir/O3GN


 

2-    2- کتیبه کوروش، منشور حقوق بشر است!!

منشور
کوروش یک استوانه گلی مربوط به تسخیر بابل
صبح زنگ زده میگه من نمیتونم بعد از ظهر بیام سر کار. این چه وضعیه ؟؟؟؟شما رفتید سر کار از اینکار و نکنین . زشتهبنابراین رفتم تو لیستا ببینم کی دیگه به درد ميخوره 
یه مورد دیدم  اوکازیون همون زمینه ای که میخوام. قیمتم توافقی :)
+سلام 
-سلام 
+ واس کار زنگ زدم (توضیحات لازمه رو دادم)
- اکی هس 
+ فقط من n تومن می تونم بدم 
- اما من n+1 تومن کار میکنم با این قیمت نمی تونم بیام 
+ اکی مشکلی نیست . پس چرا رو فرم زدین توافقی!؟! الان مینویسم  n+1 
شما ها فرمم پر
یه غمی هست که حسادت نیست، غبطه نیست، حسرت، نه کاملا، نه، نیست؛ غمه. و بی نهایت سنگینه. چگاله و تا بیاد حل شه، ساعت ها و بلکه روزها رفته. غمِ دیدن یه زندگی استیبل، امن، آروم، پایدار، عاشقانه، منطقی، میوه دار، ریشه دار. که اگه یه آدم معمولی باشی و عاشق نباشی این غم میشه حسادت. اگه عاشقیت تلخ و پوچ باشه این غم میشه غبطه و حسرت. اما تو عاشقی، و این غمه که داره وجودتو ميخوره، و هر آن بهت یادآور میشه که معشوق نیست، زندگی ای که می تونست در جریان باشه، عا
جنگل ابر ملاقات زمین و آسمان | جنگل ابر شاهرود یکی از معروف ترین و زیباترین جاذبه های طبیعی ایران به شمار می رود و برای اقیانوسی از ابر که در زمان های مختلف سال، آن را در بر می گیرد، شهرت زیادی پیدا کرده است.
اجاره سوئیت در جنگل ابر
09114481870جنگل ابر شاهرود قسمتی از قدیمی ترین جنگل های هیرکانی است و گونه های نادر و منحصر به فرد گیاهی و جانوری را در خود جای داده است و با مناظر خارق العاده خود، هر ساله گردشگران و طبیعت گردان زیادی را به سوی خود می کشا
یک روز بالشتم و بر میدارم ، جای خوابمو جمع میکنم ،
میندازم رو کولم و خودمو میبرم یه جای دور
از روزای سخت و کسل کننده ای که دمار از
حس قلب و روحم در اورده بیدار میشم
| فرگل_مشتاقی |
نمیدونم اصن کسی میفهمه چقد اشوبِ درونمـ حل شدم به رو خودم نمیارم هی میگم بابا بیخیال میگذرعه تو فقط بلند شو بعد یه جا نیست برم خودمو گم و گور کنم و داد بکشم و بگم بریدم اینقدر سعی کردم چيزای بد رو فراموش کنم و قوی باشم حالم داره از قوی بودن بهم ميخوره میگ
گاهی فکر  میکنم 
شاید  این آخر کاری خیلی بی حوصله شدم 
اما 
دوروبر من هیچ کی حالش خوب نیست 
زندگی هم برای هیچ کی خوشایند نیست
منم خوب نیستم
خدایا آدمات چقد بالا و پایین دارند
روزگار دلسرد کننده ای شده
وقتی بزرگترا  می خوان دنیای بزرگی  برای خودشان بسازند 
منم دنیای کوچک خودمو  دارم
ودلخوشی های خاص خودم
 که شاید هیچ ارزشی برای دیگران ندارند  
یاد گرفتم که به هیچ چي فکر نکنم 
اما بعضی وقتها یه چيزی مثل خوره وجود آدمو ميخوره 
آخه عقل که این چي
نصفِ شبی درست وقتی که بهمن داره با همه خدافظی میکنه که درِ خونه ـشُ ببنده و بره، پامُ گذاشتم لایِ در و خودمُ چپوندم تـــو که عقب نمونم و جای اسمِشُ تویِ لیستم خالی نذارم!!
خیلی سرم شلوغ شده این مدت
خیلی دور و بی معرفت شدم، میدونم!
مطمئن َم نیستم اسفند بتونه اوقاتِ فراغتِ زیادی با خودش برام بیاره
با اینکه فقط یکی دو هفته دیگه باید برم سرِ کار!! ولی اسفنده و درگیریا و بدو بدوهایِ دوس داشتنی ـش
کارم توی شرکت هر روزِ هقته شده و دیگه فرصتِ سر خاروندن
سلام  . 
خب ، همونطور که خیلیاتون میدونین و در اخبارها هم میگن ، چند روز دیگه رتبه ها میاد و سوای از استرس بدی که داره ، خیلی ها درگیر انتخاب رشته میشن و من هم از این قاعده مستثنا نیستم . اما خب هیچ نظری در رابطه با رتبه کنکور ندارم ، چون کنکور عجیب و غریبی بود و اصلن نمیدونم چند میشم . من رشته ام تجربی بوده و الان به شدت به کمک کسانی که در این رشته بودن و در رشته های دیگه بودن نیاز دارم و میخوام بدونم انتخاب رشته چجوری هست ؟
کارنامه سبز چيه و کاربر
وقتی کار میپیچه بهم ؛ میپیچه ها ! جوری که نتونی سر سیم زندگیت رو پیدا کنی و هر وقت میای سعی کنی که این سیم زندگی رو باز کنی گره هاش رو باز کنی مرتب کنی بیشتر از قبل و بدتر بهم میپیچه ؛ این کلاف زندگی رو نمیشه انداخت دور ؛ دور انداختن کلاف یعنی مرگ یعنی خودکشی ؛ از طرفی ام خیلی دشواره از هم بازش کردن مرتبش کردن ؛ میمونه رو دستت نه میتونی ادامه بدی نه میتونی کلا ولش کنی ؛ این بلا تکلیفی به مرور از داخل مثل موریانه وجودت رو ميخوره و نابود میکنه ؛ هم
سلام
ساعت 4 صبح بیدار شدم داشتم یه خواب میدیدم. گفتم بزار این دفعه تو یه ویس بگم چي داشتم میدیدم بعدا بررسی‌ اش کنم. شاید باورتون نشه ولی 10 دقیقه حرف زدم و با این که این همه حرف زدم ارتباط بین سکانس های مختلف که توضیح دادم رو اصلا یادم نمیاد. خودم فکر میکردم خیلی چيز روتینی تو خواب دیدم که یه دیقه میگم تموم میشه. 
البته با هدف lucid dream خوابیدم شب و قبلش یکم تمریناتش رو کردم. ولی انتظارم انقدر نبود!
دو مرحله خواب تو هم بود که تو مرحله دوم لوسید شدم ک
چه اسم خوبی برای توصیف امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده "واجب فراموش شده" چطور میتونیم چيزی که مثل نماز واجبه انجام ندیم و بذاریم فراموش بشه. من فکر میکنم الان به جایی رسیدیم اول باید امر به امر به معروف کنیم! چون خودش هم واجبیه که انجامش نمیدیم و فرقی با بی نماز نداریم.
گاهی برام سوال میشه که امر به معروف چرا واجب شد؟ و چرا انقدر انجامش سخت شد؟ 
فرق جامعه اسلامی با جامعه غیر اسلامی فقط تو همین واجبه. خیلی برای من جالبه که همه مون تو مراسم ام
داشتم یه فیلم از دوران دفاع مقدس میدیدم،.
سید جواد هاشمی یه نقش داشت به اسم اسماعیل
توی سکانس های آخر حاجی که جهانبخش سلطانی بود میخواست یه هلیکوپتر عراقی رو بزنه که دست و پاش تیر ميخوره.
اونوقت اسماعیل می ایسته پشت حاجی که نخوره زمین و بتونه با یه دست هلیکوپتر رو بزنه
وقتی حاجی شروع به تیراندازی می‌کنه ،هلیکوپتر هم شلیک می‌کنه وسط آب.
بعد از تیراندازی حاجی ،هلیکوپتر تعادلش رو از دست میده و یکم جلوتر منفجر میشه.
و اسماعیل و حاجی لبخن
چقدر دلم میخواد حرف بزنم چقدر دلم میخواد بشینم تا صبح بنویسم و درد و دل کنم‌. ولی نمیدونم چجوری سر حرف دلم باز کنم. امشب یک چيیزی فهمیدم که با بولد کردن خوبیای طرف اونو خواه و ناخواه مجبور میکنین و بهش انرژی میدین که خودش هی بهتر و بهتر کنه. با توجه و محبت.
داشتم با یه دوستی حرف میزدم بهش گفتم همه ما بدیای خودمون داریم حالا شما بدیای من برات اهمیت نداره ولی یکیم هس که اونقدر این بدیای من براش غیرقابل تحمل که حالش ازم بهم ميخوره! ینی همه جور ادمی
وقتى اسم وبلاگ رو اینجورى انتخاب کردم دیگه از دیگران چه انتظاریه منو ببینن! من واقعیم منظورمه، نه مادر کسى یا دختر کسى ، منى که کلى احساس تلنبار شده ى تاریخ گذشته رو با خودم اینور اونور میکشم، منى که تمام تلاشمو میکنم خواسته هامو توى مشکلات همیشگى زندگى گم و گور کنم! منى که وقتى دلم میگیره به رگ زدن فکر میکنم بس که نا امیدم از بودن! منى که یه روزى عاشق شده بود ولى .
نمیدونم انتخابم اشتباه بود یا همه ى اون تلاشهایى که واسه تایید شدن میکردم، اون
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چيزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اینجوری شبیه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چيکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بیوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
دوست دارم برم باشـ(ون) حرف بزنم ولی خب نمیشه، بیش از پیش بینمون دیواره
اقلا حالا حالا ها نمیشه، و خب بعد ازینم دیگه اونقد فاصله‌ست که نمیشه
حیف شد.
-
بابا هر وقت کلّه ظهر میخواستم برم بیرون همینو میگف، میگف آفتاب ميخوره فرق سرت ازینی که هست خرابتر میشه :))
-
از حرفا و رفتارام میترسم گاهی، نشونه چند رنگی میبینم توشون چون شاید، خودمم با خودم غریبه‌م و نمیدونم چي منم چي نیستم
-
حس بر باد رفتگی هویت دارم 
کدوم هویت؟ :))

بدون وجود قواعد از هم می‌پاش
گاهی هوا یه جوریه که انگار بهاره و همون لحظه به هزار دلیل نامعلوم غمگینی تلنبار شنیدن یک واقعیت شرم اور حتی به شوخی، مهمونی های ناخوانده و عقب ماندن از برنامه، جا ماندن گوشی همسر جان و رفتنش به ماموریت، به صدا دراومدن زنگ خانه و باز هم عقب ماندن، دلتنگی برای همسر، دلتنگی برای یک دل سیر بازی با بچه ها،  دلتنگی برای یه دل سیر حرف زدن با رفیق جانم، بهانه ها و تزهای من دراوردی مهد بچه ها و چه و چه و چه جمع میشوند که من همه اشان را با تفت دادن زرشک ت
ساعت 13:05 "آیین دوست یابی"رو تموم کردم.نمیدونم چرا حال خوبی ندارم خیلی عصبی و سرخورده م نیاز به آرامش و سکوت دارم،بی دلیل عصبی نیستم اما دلایلم خیلی چنگی به دل نمیزنه،از حرفای اعضای خانواده و سر و صداهاشون تهوع گرفتم دلم نمیخواد صداشونو بشنوم،فشار بدی رومه و نمیدونم باید چيکار کنم.اولین باره که از نوشتن حالم بهم ميخوره از خودم و نوشتن و از وبلاگ.
برشی از کتاب :
فراموش نکنید که کسی ممکن است کاملا در اشتباه باشد اما خودش نداند.او را محکوم نکنید.ه
دلتنگی بدترین دردیه که وقتی به جون آدم میوفته هیچ درمونی نداره لعنتی مث خوره از سر انگشتات و هوس تایپ کردن براش شروع میشه میاد جلو میاد تو دستات و هی هجوم میاره سمت شمارش که دقیقه نود عقلت یقش و میگیره می ره تو پاهات و ذوق میشه برا رفتن پیشش که ارادت دستور ایست میده دلتنگی وول ميخوره تو صدات و میشه هزارتا حرفی که زده میشه و مهم نیس که حضور فیزیکی داره و میشنوه الان یا نه فقط مهمه که اون تو قلب تو همیشه حاضر حاضر حاضرهتا اینجا همه چي خوبه میخو
یه مطلبی از ایمه روایت شده بود که کسی که پدر خودش رو به قتل برسونه عمرش کوتاه میشه. من این جمله رو خیلی  سال پیش مطالعه کردم و از اون به بعد همیشه این جمله رو دیدم که تو فیلما اتفاق میفته! تو نود و نه درصد فیلمای ایرانی و خارجی که دیدم پسرانی که پدرشونو کشتن تو فیلم کشته شدن! 
روایت بعدی درباره احترام به والدینه که شنیده بودم کسی که به توصیه والدین عمل نکنه شکست ميخوره؛ بازم نودونه درصد فیلما ازدواج هایی که والدین مخالفن به ضررشون تموم میشه.
ج
"بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن #خوبم. وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی! میگن بیداربودم !! یا میگن خوب شدزنگ زدیوقتی میبینن یه #گنجشک داره رو زمین غذا ميخوره راهشون روکج میکنن که اون نپرهاگه یخ ام بزنن،دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشونادم هایی که با صد تا #غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن!همینها هستند که دنیارا جای بهتری میکنند؛مثل آن راننده تاکسی که حتی اگردر ماشینش رامحکم ببندی بل
حقیقتش حالا که اینستا و تلگرام و توییترم بلاکه:( دلم میخواد اینجا بیشتر حرف بزنم. حرف خاصی ندارم. ولی همش اینجا رو باز میکنم و از کامنتای شما ذوق میکنم:)
مرسی که همچنان هستید و میخونید. 
امروز از صبح کسلم! ساعت ۱۱ به زور بیدارم کردن! و تنها کاری که انجام دادم، خوندن مثلث فمورال و اجزاش مثل شاخه های شریان و عصب فمورال بوده:/ این هفته باید آناتومی اندام رو تموم میکردم ولی حتی اندام فوقانی رو شروع نکردم:/ و اندام تحتانی رو هم حتی نصف نکردم:| . فیزیولو
 متن آهنگ هوروش باند تو مرا دیوانه کردی
رفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیکاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو کاشکی که پیدات نمیشد بد دلمو شدی تو نموندی تورفتم از قلب تو انگار فکرتم هرشبو هرجا میره این دل واست هر بار تو مرا دیوانه کردیماهی برکه برقص کام دنیام شده تلخ بیخیال هرچي غصه اس دل به دریا بون همه خاطره رو میبرم غرق کنم به چه درد ميخوره دریا با کی خلوت کنم.کاشکی نداشتم تورو از اولشم ن
+به وقت یکشنبه حوالی ساعت هشت و نیم صبح
به نظرم باید سمتی خوابید ،  که صبح نور خورشید بزنه تو چشممون  بیدارمون کنه، چيه این آلارم گوشیا یا زنگِ کرکننده‌ی کوک ساعتا.
وقتی جایی بخوابی که صبح نور خورشید  حکم آلارم گوشی پیدا کنه ،  نور خورشید از لا به لای پرده خودشُ برسونه به صورتمون و با حس گرما بخش و انرژی خاصی بیدارمون کنه ، باید  به اندازه‌ سهم خودمون  از اون نور ، به دیگران و زندگیشون ببخشیم، شاید اگه می‌دونستیم بخشش معنوی چقدر تأثیر گذار
بعد عمری پدر دختری تنها شدیم
آی گریه کردم آی.
که عمه غذا اورد گفت فردا نیستم بیارم ناهارتون :)
عمه گریه کن :) برادر زاده گریه کن :)
هی میگفت :عمت بمیره تورو اینجور نبینه
پدر :خدا نکنه ، شلوغش نکن فاطمه :/
حالا منو عمه همجین عمه و برادر زاده نیستیما 
ولی شب خوبی بود :) مامانم اگه بود بیشتر گریمو درمیاورد :/
میگرنمه چيه پدرمو دراورده مغزم سوت میکشه، خون دماغ میشم ، مغزم انگار ت خورده
هیشکدوم زنگای بچه هارو جواب ندادم
دیروز دیدم پ بیش از حد مغزمو
ب رو میشناسید؟ ب همون دختر خاله امه که یه کمی مشکل ذهنی داره و دقیقا همسن منه.
مادر ب یک ماه قبل خونه کلنگی رو سپرد به بساز و بفروش که براشون بسازه .وقتی کل اسباب کشی تموم شد و مستقر شدن بابای من تو خیابون دیده بودشون که دارن خرده ریز میبرن بالاخره گفته بودن آره یهویی شد دادیم خونه رو بساز بفروش بسازه برامون! 
خواهر ب ما رو عروسیش دعوت نکرد.خواهر ب ما رو برای جشن سیسمونی و جهازش دعوت نکرد. ب وقتی تازه رفته بود سر کار هر وقت سراغش رو میگرفتیم ماما
حالم دیگه از هواپیما بهم ميخوره یعنی حاااالم به هم ميخورهفکر اینکه سه ساعت دیگه باز مجبورم سوار شم گریه ام میاره.
یک ساعت و‌نیمه رسیدیم کیف و باید چهارساعت و نیم الاف باشیم تا پرواز تهران:/
الان قاعدتا باید صبحونه میخوردیم ولی رسیدیم اینجا ساعت سه و نیم بود دیگه مجبور شدیم ناهار بخوریم البته منکه تابستونا عادت دارم صبحونه نخورم ،ولی بابام صبحونه اش بین اختلاف ساعتا پرید
+ بابام عادت داره یه جای جدید میره موقع سفارش غذا معروف ترین غذای ا
 
سى سالمه
تازه یاد گرفتم تختمو مرتب کنم اکثر اوقات
تازه چندسالیه مسواک زدن رو یاد گرفتم انجام بدم اکثر اوقات
تازه یکى دو سالیه میفهمم باید چطور لباس پوشید و مرتب بود 
تازه چندسالیه مرتب حموم میرم 
تازه چندماهیه به پوستم و موهام رسیدگى میکنم
تازه یک سالیه مرتب موهامو کوتاه مى کنم و مرتبشون میکنم
تازه چند روزیه لوازم آرایش خریدم
تازه مدتیه تمام دوستهامو از دست دادم و داروى خوش طعمِ تنهایى رو دارم مینوشم.
 
تازه دارم کم کم بزرگ میشم.
و حالم از
مجوس» اثر جان فاو.
نیکلاس مرد انگلیسی جوانیه که هرگز توی روابطش با زن‌ها دچار وابستگی نمیشه و خیلی راحت اون‌ها رو رها میکنه. نیکلاس به عنوان معلم انگلیسی در مدرسه‌ای در یونان استخدام میشه و این آغاز حوادث پیچيده‌ایه که برای اون رقم ميخوره.
با توجه به تبلیغات، حجم و البته قیمت کتاب که به طرز ناجوان‌مردانه‌ای گرونه، انتظار خیلی زیادی از این کتاب داشتم که براورده نشد. نیمه‌ی اول کتاب واسم جذاب بود و بنظر میرسید کتاب قراره خیلی هیجان‌ا
سعدی تو بوستان به باب داره در فواید خاموشی.کلی توصیه کرده صحبت نکنی خیلی بهتره تا اینکه دهن باز کنی و چرت بگی
کم گوی و گزیده گوی چون در                    تا ز اندک تو جهان شود پر
ولی این استراتژی بدرد همون زمانا ميخوره نه الان.
الان دیگه مهم نیست حرفی بزنی یا نه،چون لباسهای تو قبل از باز کردن دهنت ، میزان سلیقه، وضعیت اقتصادی ، اعتقادی و فرهنگی ات رو با زبان گویا شرح میدن.
چشم ها و حرکاتت ،تن صدا نوع راه رفتن و اندامت بدون حرف زدن، میتونه درص
از آدمای دورم خسته شدم، و ازشون حالم بهم ميخوره! جمله تکراریه؟ به درک. وقتی ده سال دیگه برگشتم اینارو بخونم عمقشو میفهمم (:
امروز با یکی که فکر میکردم ازم بدش میاد بیرون بودیم، و بعد که میخواستیم جدا شیم نمیدونستیم بریم کافه یا نه (باورم نمیشه! حاضر بود باهام بره کافه! کن یو بیلیو ایت؟) ولی خب اینقدر کارا کرده که باعث شه منم چندان باهاش اوکی نباشم! بعد که خواستیم جدا شیم گفت خوش گذشت! من تو شوک بودم و فقط بهش چشمک زدم. کل مسیری که تنها بودمو داشتم
شهید آوینی میگه یه زمانی واسه اینکه خودم رو روشن فکر جلوه بودم، کتاب های فلسفی غربی میزدم زیر بغل و می چرخیدم. اون روزا نشانه ی روشن فکر بودن دور دور کردن با کتاب فلسفی بود. امروز اما نشانه ی روشن فکر بودن یه مریضی خطرناک هست یعنی نق زدن، آه و ناله کردن، غر زدن، داد و بیداد کردن، آه و فغان و واویلا گفتن از دست تمام مخلوقات.

خواستم بگم این روشن فکری نیست، این یه مریضیه که اول از همه دودش تو چشم خودت میره و خودت از لحاظ روحی زندگی تلخ تری رو تجربه
کشتن شوالیه دلیر» اثر هاروکی موراکامی.
یک نقاش پرتره، بعد از اینکه همسرش اونو ترک میکنه، در یه خونه‌ی کوهستانی که قبلا متعلق به نقاش معروفی به نام توموهیکو آمادا بوده، ساکن میشه. بعد از اینکه خیلی اتفاقی تابلوی کشتن شوالیه دلیر» رو در اتاق زیر شیروانی خونه پیدا میکنه، اتفاقات عجیب و متفاوتی واسش رقم ميخوره. با افراد جدید و عجیبی آشنا میشه و درگیر ماجراهای پیچيده‌ای میشه.
جلد اول کتاب به شدت جذاب بود. همون لحن و فضاسازی خاص موراکامی و پیچ
هفت هشت ماهی است که عضو شبکه‌ی اجتماعی توییتر شده‌ام. البته خیلی کج‌دار و مریز. بارها یک ماه یک ماه حضورم را در این شبکه لغو کرده‌ام. حتی یک‌بار انقدر پسوردم را اشتباه زدم تا اکانتم خودش غیرفعال شد و من هم پی نگرفتم. 

جذابیت این شبکه برای من شنیدن صحبت بعضی دوستان و سرعت نشر اخبار در آن بود،‌اما آرام آرام متوجه شدم در سرزمین شبکه‌ی توییتر، علف‌ها و نظرهای بسیار تند و نپخته بسیار بسیار بیشتر دیده می‌شوند تا نظرات پخته‌ و سریع. انگار زمین
چيزی که همیشه تعجب من رو واداشته دخالت بی حد و حصر آدما در زندگی بقیه و نظر دادن درباره اون هاست(در شرایطی که کسی نظرسنجی نکرده) و عجیب ترینش نظر دادن درباره ظاهر بقیه است. (به بهانه دوستی و صمیمیت)
در مواردی که کسی درباره ظاهر کسی حرف زده و نظراتی داده که جالب نبوده همیشه سعی کردم دفاع کنم اما متاسفانه درمورد خودم یا خندیدم/یا گفتم خودم متوجه ام/یا سکوت کردم که همه این ها تا موقع رسیدن به اتاقم دووم میاره و واکنش اصلی در خلوت اتفاق میوفته.
در یک
اصولا آدم علم گرایی هستم و اگه بخوام چيزی رو بپذیرم ترجیح میدم اون موضوع پایه های علمی داشته باشه.مثلا الان بیایم به فلسفه فکر کنیم میبینیم تماما پیش فرض هایی هستن که یکسری آدم نشستن به یه موضوعی فکر کردن و ترشحات ذهنشونو گفتن و دوس داشتن که اون مطلب حقیقت میبود.در فلسفه هر کسی میتونه نظری داشته باشه و چندان نیاز به اثبات کردن نداره یا کلا قابلیت اثبات ندارن.بخاطر همینه هر کی از راه فلسفه به سبک خودش اومده و طرف مقابل رو به چالش کشیده.
اینجاس
موافقین بخش آشپزیم رو دوباره راه بندازم؟؟؟ 
همونجور که میدونین من فرصت زیادی برای آشپزی ندارم ! برای همین اگر دنبال غذاهای سریع السیرین بخش آشپزی من به دردتون ميخوره
غذای امروزمون که نهایتا ازتون نیم ساعت وقت ببره : 
پاستا(ماکارونی) فیله مرغ و گوجه فرنگی !!! 
مواد لازم :
۱)فیله مرغ یا سینه مرغ خرد شده 
۲)ماکارونی 
۳)رب گوجه فرنگی 
۴)گوجه فرنگی 
۵)پیاز
۶)سیر
۷)نمک و فلفل و زردچوبه و آویشن ! 
+همزمان که پیازتون رو میریزین تو تابه ، و تفت میدین ، ق
داشتم با پشمک حرف میزدم،بهم گفت تو که خیلی مهربونی تو که خیلی قشنگی گوگولی ای،هنوز داشت میگفت بهش گفتم پشمک میخوای گولم بزنی چي میخوای بگی،گفت تو دست منو همیشه رو میکنی گفتم هاهاها گفت ببین داری این مدت خودتو خر میکنی گفتم پشمک درست حرف بزن باتوام قهر میکنما گفت خب قهر کنی تنهاتر میشی که گفتم فاک پشمک توام دیگه یاد گرفتی گفت خب من که خودتم خب خودت که میدونی تنهای گفتم پشمک بس کن گفت ببین این همه کینه مینه ای نباش تقی به توقی ميخوره قهرجون میک
این متن رو ۶ ماه پیش، برای تبریک تولد بیست‌سالگیِ "ی" نوشتم، که خوندنش تو آخرین روزهای بیست‌سالگی‌ام، خالی از لطف نیست:)
 بیست‌سالگی همون شربت خاکشیرِ خنک و پر از تکه‌های یخ کوچولوییه که ظهر تابستون، خسته و کلافه از بیرون میای و چشماتو می‌بندی و یه سره میخوری‌اش. همونی که وقتی دستت ميخوره به قطره‌های ریز سرد آب روی لیوانش، حالت جا میاد. بیست‌سالگی همون شربته است؛ همون‌قدر گوارا، همون‌قدر به اندازه و کافی و همون‌قدر کوتاه و گذرا حتی. ب
بعضی وقتا دلم پر میشه ها، واقعا تا خرخره پر میشه. احساس می کنم دور و برم پر شده از آدما ی اشتباهی. نمی دونم، شایدم زود رنجیم عود کرده بازم:(
نحوه ی برخوردا، بعضی از حرفا، بعضی از رفتارا ميخوره تو ذوقم واقعا.
وقتی که میبینم بعضیا با بی چشم و رویی تمام در مورد همه چي نظر میدن، از مدل رفتاری خودشون تعریف می کنن، وسط هر حرفی نپرن روزشون شب نمیشه؛ بقیه هم بره بدست آوردن دلشون شروع میکنن به تعریف کردن ازشون و هر حرفی که از دهان مبارکشون بیرون میادم تای
چرا شعر؟
چون بدون موسیقى و شعر و کتاب "توان" ادامه دادن ندارم.
به محض قطع شدن این سه تا، احساس مى کنم احساساتم توان ابراز ندارند، احساس مى کنم روحم داره خفه میشه و نمیتونه پرواز کنه.
احساس مى کنم توى بتن ها و ماده ها گیر میفتم.
به جز اینها تنها چيزى که میتونه کمکم کنه طبیعته؛ نور، مه ، بارون، درخت، هواى خنک، آسمون، 
و البته عشق.
 
چرا مینویسم؟
به خدا و پیغمبر قسم که خودم اونقدرا دلم نمیخواد بنویسم. اصلاً "نمى تونم" بنویسم؛ ناتوان و عاجزم. علیر
بدتون نمیومده از زندگی؟شما چقده قوی این!من خودمم نمیدونم دارم چه غلطی میکنم اصلا چمه چي میخوام چرا اینطوری ام میخواین بگم مثلا توی یه روزم چيکار میکنم؟کاش حوصله داشتم واستون الگوریتمشو میکشیدم.اگر روز تعطیل باشه که یا خیلی میخوابم یا نمیذارن خیلی بخوابم و خب کل روز رو یا روی مبل دو نفره میشینم و میخوابم و تلفن به دست چت میکنم و وول میخورم توی اپلیکیشن ها و غر میزنم و اگرم حالم خوب باشه شاید یه غذایی هم درست کنم این روزا به علت کاروبارای هنرس
با عوض شدن خونمون حس عجیبی دارم
احساس میکنم اینجا فضای بیشتره برای ارامش ذهنیم وجود داره
اتاقم بهم ارامش خاصی میده ک توی اتاقای قبلیم نبوده
بعد مدت ها به نوشتن روی اوردم
نمیدونم اما هرچي با ادما بیشتر معاشرت میکنم بیشتر دوست دارم ازشون فاصله بگیرم چون شخصیت واقعیشون خیلی ترسناک هستش
دوستی با رفیقای اکیپ داره منو اذیت میکنه شوخی هاشون ، رفتاراشون خیلی اذیتم میکنه جوری ک دیگه دوست ندارم بهشون نزدیک بشم دوست دارم از دور فقط یه دوست عادی باشی
وان شستشوی دامپزشکی وان شستشو حیوانات وان شستشوی سگ 09128599078



​​​
وان شستشوی دامپزشکی مورد استفاده در مطب های دامپزشکی
مناسب برای شستشوی حیواناتی مثل سگ ، گربه ، خرگوش
ساخته شده از استیل ضد زنگ آلیاژ 304 به دلیل شستشو و ضد عفونی کردن وان
ضخامت استیل کار شده 0.8 میل
دارای دریچه خروجی حیوان - کف وان دارای آبراه استیل جهت نماندن آب در کف وان و خروج آب از خروجی فاضلاب وان
در طرح ها و مدل های متفاوت با توجه با نیاز دکتر دامپزشک
ساخت انواع میز
یه چيزی رو فهمیدم حدود چند روز پیش از اون موقع حالم بده دیروز به حدی رسید که تو دسشویی شرکت 2 بار بالا آوردم 1 بار هم توی خونه بالا آوردم
بعدم یکم زودتر از شرکت رفتم خونه  تو اسنپ بودم یه تاکسی سبز خدا خدا میکردم حالم دوباره بد نشه تا برسم خونه حداقل چند دیقه مونده بود برسیم که فهمیدم دوباره آب دهنم تندتند جمع میشه، خیلی خیلی سال بود بالا نیاورده بودم و حالتاشو یادم رفته بود!
تو ترافیک بودیم تو اتوبان! به راننده گفتم من حالم داره بهم می
خواب بد دیدم
میان تعقیب و گریز و فرار از ادم قاتل و نجات خانواده ام خصوصا مامانم ک میفته و پاش در میره و فداکاری من ک ببریدش تا من مشغولش کنم این قاتل روانی .
از خواب میپرم
میرم نزدیکش اروم دم گوشش میگم خواب بد دیدم.
هیچ عکس العملی نداره فکر میکنم خوابه یهو ت ميخوره میفهمم بیداره
میگم تو بیداری و هیچکاری نکردی و خودتو بخاب زدی
روشو میکنه بهم میخنده
عصبانی میشم
دستشو میاره بغلم کنه
دور میشم
میگه خب ببخشید نشد خابالو بودم
تکرار میکنم : تو شن
+حقیقتا هیچوقت نمیتونستم زندگیِ امروزم رو تصور کنم، هیچوقت فکر نمیکردم بمونم پشت کنکور اون هم این همه مدت.
دروغ چرا، حسودیم میشه به همه اونایی که با پول پزشکی میخونن، میرن خارج از کشور و به رویاشون میرسن.
+حس می کنم افسردگی دارم، برای همه کار بی حسم و انگار نه انگار که کنکور نزدیکه . دوست ندارم هیچکس رو اطرافم ببینم، میخوام تنها باشم فقط:(
از وضع خودم راضیم؟ اصلا.
خودمو دوست دارم؟ خیلی کم.
چقدر جای یه دوست تو زندگیم خالیه، چقدر دلم کسی رو میخوا
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب