نتایج مطلب ها برای عبارت :

به هر راه میروی خدا دل میبری تو Mp3

نوشته ی خاصی نیس. دوس نداشتید نخونید.
چند سالِ بعد عصر یک روزِ ابری دلت برای مادربزرگ و پدربزرگت تنگ میشود و بی هوا تصمیم میگیری به دیدنشان بیایی. بنیامین که بیشتر از هرکس وابسته به توست دنبالت راه می افتد و تو دلت نمی آید دلِ کوچکش را بشکنی و او را هم با خودت همراه میکنی. مسیر هشتاد کیلومتری بینمان را طی میکنی. مستقیم راه منزل مادربزرگ را در پیش میگیری. زنگ میزنی ولی خودت را معرفی نمیکنی. درِ حیاط که باز میشود مادربزرگت سرک میکشد تا ببیند کیس
 
دانلود آهنگ جدید گروه ایهام به نام تنها شدم
Download New Music Ehaam – Tanha Shodam
گروه ایهام تنها شدم
هر نفس آشفته ام تو سر به راهم میکنی تا نگاهت میکنم تا نگاهم میکنی من بگردم دور آن چشمان مست و روشنت تا مرا میبینی و تا تو را میبینمت من به تو دل داده ام عشق و دل ساده ام تنها کجا ميروي بی من کجا ميروي چشم تو جادوی من ماه زیباروی من تنها کجا ميروي بی من کجا ميروي من قرارم میرود یار از کنارم میرود تنها شدم نو بهارم میرود صبر و قرارم میرود رسوا شدم
برای دا
یادت هست؟
شبی گفته بودی
که هیچ وقت نرو
که وقت ميروي دلتنگ میشوم
همان موفع عهد کردم که اینجا پاک نخواهد شد
که مرگ من است روزی که اینجا ستاره اش برای همیشه خاموش شود
اما
تو رفتی
حالا چه کنم؟
عهد من پابرجاست
اما
رطب خورده منع رطب خوردن خطاست.
بیندیش که گویی شبی سرد و زمستانی با همسر آبستن ات در بیابان تاریکی راه گم کرده باشی. شب بی مهتابی است و بیابان آنچنان تاریک که اگر اندکی از هم دور شوید جز با صدا کردن هم، یکدیگر را نمی یابید. در چنین ظلمات محضی سوسوی شعله ای را میبینی و همسرت را همانجا در تاریکی و سرما رها میکنی و به امید یافتن راه به سمت نور ميروي. به شعله که میرسی از ترس نزدیک است قالب تهی کنی: شعله ای نیست، آتشی است بدون دود که از لابه لای شاخه های درخت تا دل آسمان پیوسته است. و
وقتی می رویاین خودنویس یادگاری ات را هم با خودت ببروقتی می رویاین عطر رااین همه خاطره رااین یاد تو را که همیشه با من است .وقتی می رویاین دوستت دارم را .این بوسه را هم .با خودت ببرمی روی ! برو ولی وقتی ميرويمن را هم با خودت ببر !
باور دارم باران 
اشک آسمان است
آسمان تحمل بغض را ندارد
برای سبک شدن میبارد
برای همین باران را دوست دارم
من هم میبارم تا شوری اشک هایم
در شیرینی باران گم شود
و چه زیباست سبک شدن.
زیر باران که ميروي تمام احساست سرازیر میشود.
خدایا! شکرت بخاطر این بارش زیبایت.
#زیر_بارون_داره_بارون_میباره
مشکل از من بود. من نتونستم رنگی به زندگیت بدم. آره شروع همه ی ماجرا دست من بود. اولین نفس رو من کشیدم. من بودم که جون گرفتم از تو. اما دیگه ریش و قیچی دست توعه. دیگه این توئی که ميبري و میدوزی. پایانش با توعه. تویی که جون میگیری، جون منو. میدونم حال خودت خوب نیست، میدونم دنیات سوخت و خاکستری شد، میدونم آرزوهاتو پر دادی رفت، فقط یه چیزی: امید رو از من نگیر. یک جایی از زمان منتظرت میمونم. شاید عاشق موندن اینجاها معنی پیدا میکنه. منو ببخش پس.
بعدها تاریخ می‌گوید که چشمانت چه کرد؟            با منِ تنهاتر از ستار خانِ بی سپاه!
جام جهانی چشم هایت به میزبانی حصارِ آغوشت در حالِ برگزاری است و من تنها راه یافته به مرحله ی نهایی این مسابقاتِ ناعادلانه ام. منی که باید با دستِ خالی در مقابلِ چشمانِ سیاهِ عاشق کُشَت مقاومت کنم.به یاد دارم که در مراحل قبل چگونه حریفان را مغلوب کردی و حال دلهره ی مواجه شدن با دو منبع آرامشی که آشوب گرانی قهارند سراپایم را فرا گرفته است. میدانی، آخر حکم چشمانت
آخرای جزوه از همه جاش قشنگ تره:
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی
چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست 
شعر میخوانم برایت واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دست هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟
وقت رفتن می شود با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم در ایوانی که نیست
ميروي و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها می
امید را آغشته ی ایام می کنی که بتوانی آن دو قدم مانده به آینده را با صد وصله صبر بگذرانی؛ گذراندن که چه بگویم بیشتر شبیه به هُل دادن است. هُل دادنی که تو را به هِن و هِن می اندازد که بیشتر شبیه به عادت شده است. هر قدر به جلو ميروي امید را شبیه به مترسکی میبینی در مزرعه آمال که هر از گاهی کلاغ های یأس بر آن نوک می زنند و او را سوراخ می کنند و جامه اش را میدرند و تو هر بار به داد امید میرسی و آنها غارغار کنان از او دور می شوند. امید را با چند وصله صبر می
وسط حرف زدن میگه: تو بعضی وقتها هم هیجان زده و مضطربی ولی تظاهر میکنی که مشکلی نداری. تایید میکنم ولی تاکید میکنم که اون استثناست که متوجه این موضوع شده وگرنه خیلی ها متوجه نمیشن. میگه: خودت لو میدی، لرزش نامحسوس صدات، فراز و فرودهات حین حرف زدن لوت میده. میگه: تو اینجور مواقع انگشت کوچیکه و انگشت حلقه دست راستت رو جمع میکنی و با دست چپت باهاشون بازی میکنی، در یه دقیقه بیشتر از پنجاه بار انگشترت رو تا نوک ناخنت میاری و ميبري جای اصلیش. به اینجو
گاهی آدم فکر می کند دوام نمی آورد، فکر می کند این بار را طاقت نمی آورد، به خودت می گویی "این یک بار را دیگر دوام نمی آورم!" . میگویی "این بار را دیگر نع!" میگویی "این یکی را دیگر امکان ندارد!" . اما دوام می آوری، همه دوام می آورند! همه و همیشه . هر اتفاقی که باشد هر چقدر هم تلخ هر چقدر هم وحشتناک . من این را دیگر باور کرده ام! فقط باید اجازه بدهی زمان دست های خشن و زبرش را بکشد روی تنت با همان دست های زبر، زخم هات را مرهم بگذارد گیرم کمی هم بسوزد
اعتقادات جدید بهنام:
من جدیدا به این نتیجه رسیدم که Work Hard, be Honest, Believe in God and Enjoy Your Life، تو الان چقدر از زندگی لذت ميبري؟ تو که تازه الان در وضعیت نسبتا بهتری نسبت به دیگر هم سن و سال­های خودت هستی. حال ببین بقیه مردم چی کار میکنند.
من که الان به زندگی گذشته خودم نگاه میکنم میبینم که توی تمام مراحل زندگی در اضطراب و دلهره چیزهایی که برای اون میجنگیدم بودم در حالی که دوستانی دارم که در مقایسه با من هیچ چیز ندارند ولی خیلی خیلی بیشتر از من از زندگی ل
" فروغ فرخزاد "" رفتن "رفتن که بهانه نمیخواهد، یک چمدان میخواهد از دلخور یهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیها ی انکار شده. رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی، با چمدان که هیچ بی چمدان هم ميروي! " ماندن "ماندن اما بهانه می خواهد، دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی، دوستت دارم هایی که می شنوی اما باور نمی کنی، یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین وقتی بخواهی بمانی، حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی
ریمیکس امید حاجیلی اگه تو دلبری
دانلود آهنگ دلبر امید حاجیلی کنسرت
دانلود اهنگ امید حاجیلی دلبر لایو
آهنگ امید حاجیلی یار یار


دانلود آهنگ امید حاجیلی
امید حاجیلی دلبر کنسرت
دانلود آهنگ امید حاجیلی یار یار
امید حاجیلی باریکلا
دانلود آهنگ جدید آرون افشار یار جونی
Download New Music Aron Afshar – Yare Jooni

آرون افشار یار جونی
دانلود این موزیک زیبا اختصاصی از لینک بالا کلیک کنید

متن آهنگ یار جونی از آرون افشار
 
می روی و من از رفتنت بی قرارم
طاقت بی تو بودن ندارم ندارم
ميروي و مرا می کشد فصل دوری
ابر بارانیم بی تو باید ببارد
یار جونی یار جونی
هم درد و درمان واسه جونی
گاهی چیزهایی را جدی میگیریم و خودمان را میکشیم که به آن برسیم،  اما وصالش که دست میدهد شوق و اشتیاقش هم میرود!  این یعنی آنچه میجستی و خودت را در هوایش میکشتی آنی نبود که تصورش میکردی و میخواستی. 
آدم ها، مکان ها، شأن ها، کارها و. این گونه اند. گاهی همان را که داری باید بچسبی و بخواهی و توسعه و تعمیقش بدهی که موفقیت و رشد و فرج تو در آن است.  اما خستگی ها، تلقین ها، جو گیری ها و تحولات دیگران تو را به هیجان و ریسک میکشاند و رها میکنی آن چه را که د
Hoorosh Band
Shabhaye Niloofari
#HooroshBand
صدا بزن منو بگیر ازم غمو 
شانه به شانه پا به پا
بیا بگیر دست مرا 
ببر تو رویای شبونت
نوازشم کن و 
دوباره عاشقم کن و 
برای روییدن خنده رو لبات
دلم میخواد خودم بشم بازم بهونت
نیست بجز هوای تو در سرم
با تو خوشم ای همه باورم
آرام جان من تویی
 بمان کنار من همیشه
منو از این شبای نیلوفری
از خواب خوش تا به کجا ميبري
نفس تویی و بس فقط بمان کنار من همیشه

چشمانت 
منو سپرده دست رویا
بیا بشین در بر من تا 
خیره بشم به موج گیسوی 
چو در
از سم به من به تو و خاصه به همه انهایی که منتظر اعلام نتایج اند: 
همه مان به نوعی در ماشین قانونمند قرن ۲۱ اسیر شده ایم. دنیایی که برای همه چیز اولتیماتوم های خاص خودش را دارد. برای موفق بودن، برای شاد بودن، برای ادم معقولی در جامعه شدن و در انتها برای رسیدن. رسیدن به هر چه! اگر رویایتان آنی است که برای رسیدنش گرفتار سد متعفن و نجس آموزش این مملکت شده اید، آه فرزندانم! آغوش سم از شما دریغ مباد! کارتان به پدرکشی سهراب بی شباهت نیست از شدت تراژدیک
یک لحظه اگر حواسمان پرت شود
یک لحظه اگر یادمان برود برای اوییم
یک لحظه اگر حواسمان نباشد
دشمن قسم خورده یمان و نفس از دشمن بدترمان
میدانید کی را میگویم؟
همان لحظه که به احترام عظمتش،دو ثانیه بیشتر رکوعمان را طول میدهیم. و حواسمان هم از زمین و زمان پرت است.دوستی مارا میبیند و تعریفی ازنماز خواندمان میکند و میرود
و یک لحظه! شیرینی تعریفش.
و اگر همان لحظه نگوییم اشهد ان لا اله الی الله
اگربه یاد دل سربه هوایمان نیاوریم که جز او دلبری ندا
بسم الله
اول وادی حیرانی آن است که ضمیری جز او نباشد و هر چه هست و نیست همه اوست 
حیرت از مقامات عالیه عرفان اسلامی است .بر خلاف آنچه در عرف به حیرت یاد میگردد و آن ظلالت و سرگردانی است ،در عرفان حیرت بدیهه ای است که بر قلب عارف وارد میشود و این نهایت معرفت او به ذات اقدس الهی است .
برخی حیرت را نهایت دین ورزی میدانند . در حدیث از قول حضرت محمد مصطفی (صلوات الله علیه) میخوانیم : اللهم زدنی تحیرا فیک
ابن عربی معتقد است عقل عاجز از ادراک ذات اقدس اله
بیایید میخواهم باز برایتان بدگویی دنیا را بکنم.
هنوز رخت چرک سیاه را از تن نوشته هایم درنیاورده ام، دلم نمیخواهد.
فکر میکنم بی آنکه خود بدانم این روزها و نه تنها همین روزهای دم دست که دوره ای طولانی، زیاد اذیت شده ام.
کاشتم و برنداشتم.
اهمیت دادم و بی اعتنایی گرفتم.
بماند که میپذیرم اگر بگویید تو هم کم ناامید نکرده ای آدم ها را.
کم بی تفاوت نبوده ای به مهم هایشان.
خب همین است، همیشه هم دلم نمیخواهد بکارم. هیچکس نمیخواهد.
حرفم روی مود ها نیست، رو
سفر که ميروي به قرآن در سینی نیازی نیست، و نه به کاسه آب پر از گلبرگ،

کاسه چشمان من کافیست، جاده ها را خیس میکنم پشت قدمهایت تا رفتنت شگون داشته
باشد و زود برگردی

چار قل از لبم نمیرود، سلا مت باشی و شاد آن روز که می آیی

آن روز که دیر مباد!

من همه ابرها را به آیت الکرسی میسایم تا قرآن باشند بر سرت

چه پیامک قشنگی است: دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت، کی شود پیش قدمهای تو
اسفند شوم.

سفرت بخیر.

من.ساده 3 مرداد 92
چند وقتیست درگیر انتقال پرونده و درگیر بعضی بچه بازی های فرمانده پایگاه شدم
به اسم تربیت من میخوام برم جایی که می دونم تربیتش یعنی هر کدوم از بچه هاش یه حوزه بدی بهشون بهتر از خیلی فرمانده حوزه ها کار می کنن البته بعضا فرمانده حوزه ای سراغ دارم که تا ساعت 2 شب توی حوزه کار می کنه و خونه نمیره ولی زنگ میزنه زن و بچش میان دم در حوزه یکساعت باهم شام می خورن و دوباره کار !
فرمانده حوزه ای رو هم میشناسم که ساعت 2 شب بهش خبر دادن بسیجیت رو فلان جا توی گ
چشم زیبای تو شلتاقی رگبار بهار
می زند سلسله ی موی تو عشّاقت دار
خوش تراشیده تر از سنگ برلیان هستی
سرخوشی میوه ی چشمان تو در هر دیدار
قامتت طعنه به راش کهن جنگلهاست
می کند لرزش اندام تو شهری ناکار
قرص زیبای قمر هستی و مهتاب شبی
میگذارد ز تماشای تو غم پا بفرار
بت افسونگری و میل پرستش داری
از تو لات و هبل اکنون شده اند بیمقدار
می رسی ميبري همراه خودت دل ها را
شده عشّاق تو خارج ز شمار و آمار
نازنین لعبت طنّاز محل ، زیبائی
خفته هر خانه جوانی ز خیالت
سرم رو تکیه دادم به شیشه اتوبوس،هنذفری توی گوشم هست و محمد معتمدی میخونه"جا ماندی آه ای دل، ای موجِ بی ساحل"
با ت خوردنِ بغل دستیم به زمان حال برمیگردم و میبینم دوتا پسر بچه ی تخس کنارم نشستن،خسته تر از اونیم که ذوق کنم و باهاشون معاشرت کنم!
دوباره سرم رو تکیه میدم به پنجره و دل میدم به محمد معتمدی"حالا که ميروي همراهِ جاده ها،برگرد و پس بده تنهایی مرا"
از گوشه ی چشم میبینم که پسرک بزرگتر زرورقِ شکلات رو میندازه کفِ اتوبوس،سریع واکنش نشون م
درست مثل روزشماری که تا تمام شدن دنیا نصب کرده اند و مردم بعد از چند روز غم داری و سوگ فهمیده اند که کاری جز "زندگی کردن" ندارند ؛ نشسته ام و گذر روزها را می نگرم و زندگی میکنم ، منظورم این است که بعد از مدت ها دیشب در خانه ی مادربزرگه جمع مجردهای بدون شوهر را تشکیل دادیم و تا نصف شب به صرف آجیل صحبت میکردیم و از هر دری سخنی بود . به مامان به خاله و به "ر" و بقیه ی بچه ها نگاه کردم ؛ زندگی جریان داشت . به روزهایی که من نبودم و این جمع ها بر پا بود ، به ش
1_ اونی که گفتم فکر کردم مردست خداروشکر زندست و اینا ! الان دوباره فکر میکنم مرده یا حداقل یه چیزیش شده :| مرز گرفته :))
2_همونقدری که دوست دارم  اونی که بعضی پستامو دیس میزنه بشناسم :) همونقدرم دوست دارم اونی که خاموش دنبال میکنه رو بدونم
فضول بازی دوست :))))))
3_چهل مین تردمیل در نوردیدم :) بعدم 10 مین دمبل زدم :) بعدم حلقه ! خب الان هیچی احساس نمیشه ! اما فردااااااا ! بخوابم پاشم
گرفتگی ها نمایان میشه :/ من میدونم دیگه !!!!!!!!!
4_لپ بچه ر گرفتم :| کشیدم و کشید
به نام خدای امام رئوف

باز من و باز باب الجواد آقا و باز زمزمه شعر خانم فاطمه نالی زاد ،
باب الجواد راه ورودی به قلب توست
حاجت رواست هر که از این راه میرود
راستش را بخواهید از همان موقع نوشتن آخرین پست ؛ تصمیمم بر این بود هر وقت اومدم مشهد پست بعدی رو ارسال میکنم.منتها به دلیل ضیق وقت این متن بامداد دوشنبه پشت میز کامپیوتر نوشته شده و در مشهد فرصت انتشار را یافته.
سه سال پیش ، مابین فرجه هایِ امتحاناتِ دانشگاه ، فرصتی یافتم و اومدم مشهد . همان سف
تصمیم گرفتم این پست رو با توجه به سوال هایی که توی پست قبل مطرح شد پیش ببرم :
شما چه چیزی را مصداق خشونت می‌دانید؟
به نظر من خشونت و به خصوص خشونت علیه ن فقط و فقط شامل کتک و تنبیه های جسمی نمیشه . نگاه جنسی نسبت به زن ، انتساب القاب و انواع صفت ها به زن اونم به خاطر نوع پوشش و یا حتی نوع تفکر ، ایجاد انواع محدودیتها با عناوینی همچون غیرت » و ساخت جُک های جنسی ، خود مصداق بارزی از خشونت علیه ن هست . گرچه تعریف کلی جامعه از خشونت علیه ن هم
حدود 5 ماه پیش ازتون پرسیدم که اگه با خانوادتون از نظر اعتقادات و تفکرات در تضاد باشید چه میکنید! (فقط عدد آدرس همین پست رو بکنید 459 تا اون پست رو ببینید!) اون موقع هیچ فکر نمیکردم روزی بیام و این پست رو بذارم!
یکی دو هفته بعد از پرسیدن اون سوال، رفتم به مامان گفتم که. آره مامی ببین! آدما متفاوتن. از خیلی جهات. اوکی؟ گفت اوکی. حرفتو بزن. گفتم خب من دوست دختر دارم. گفت میدونم. گفتم اوه سیریسلی؟ چطور؟ گفت بالاخره بزرگت کردم مثلا! بعد گفتم خب مادرجان
عکس نوشته های عاشقانه سیاه و سفید دختر
 
اس ام اس عاشقانه با مضمون تنهایی و دلشکسته سال ۹۵
نوازش از من می خواهی و من
پرم از جای خالی
همه نوازش های نشده . . .
نگاه از من می خواهی
از دو چشمم
و من
سراپا نگاهم و
اینهمه مردمک انتظار را در من
نمی یابی . . . .
 
اس ام اس عاشقانه با مضمون تنهایی و دلشکسته ۹۵
 
 
اس ام اس عاشقانه با مضمون تنهایی و دلشکسته ۹۵
سکوت که می کنی
وزن جهان را تنها به دوش می کشم!
و کم که می آورم
زمین آنقدر کند می چرخد
که
دانلود صوت جلسه هشتم:
تقسیم بندی بیماری ها از لحاظ درمان پذیر بودن بیماری:
سوال: آیا نوع بیماری داریم که درمان نداشته باشد؟
پاسخ اول: باتوجه به اینکه رسول خدا  ص فرمودند: برای هر بیماری درمانی وجود دارد، پس می‌توان نتیجه گرفت که برای هر بیماری، درمانی نیز وجود دارد.پاسخ دوم: همچنین برخی موارد در روایات مشاهده می‌شود که فرمودند برای برخی بیماری‌ها درمانی نیست[البته در ادامه خواهیم گفت که حتی مرگ هم با دعا می‌تواند دفع شود]) نظیر:

حضرت رسول
طولانیه و خوندنش یا نخوندنش فرقی به حالتون نداره! ولی جانِ خودتون کپی نکنید دیگه:/
از صبح کلافه دورِ خودم میچرخم. هزار بار صفحه ی گوشیو برای پیامی یا تماسِ از دست رفته ای چک میکنم. حتی بلاک لیست گوشیو چک میکنم و احتمال میدم شمارتو اشتباهی فرستادم اونجا که خبری ازت نشده ولی نه. دیشب که تا صبح خواب به چشمام نیومد و الانم حتی با وجودِ بی خوابی دیشب نمیتونم بخوابم. از دیروز هزار بار شمارتو دونه دونه روی صفحه تایپ کردم ولی آخرش قبل از اینکه تماسو بز
سلام.
به هیچ وجه، مقدمه چینی ام نمی آید و ترجیح می دهم یک دفعه بزنم به دل مطلب!
چیزهایی که غالب مردم در مورد جذب می دانند شامل یک سری کلیات ناقص و چند تکنیک است؛ اما اینها همه ماجرا نیست. برای این که بتوانیم خواسته هایمان را جذب کنیم و کائنات را با خودمان همراه سازیم، لازم است که در شروع ما با کائنات همراه شویم و این، همان قدر که ساده نیست، ضروری و مهم است. 

یکی از اساسی ترین کارهایی که در این زمینه باید انجام داد، تلاش برای پاکی ظاهری و باطنی اس
بسم الله الرحمن الرحیم-نظریات شخصی است—چند نکته-
فیلمی  دربی بی سی درانگلستان من دیدم  که یک محقق انگیسی  از کشور مراکش تهیه کرده  بود بخشی از ان را قبلابیان کردم- بخش دیگر این
است که مردم مراکش بیشتر برای تحصیل به فرانسه میروند هم فرانسه بورس میدهد وهم دولت
بورس میدهد وهم کسانی مقداری وضع مالی انهاخوب است به فرانسه میروند بیشترافارد
بخصوص خانم ها تالیسانس بیشنر نیمی مانند اعراب میخواهند زود تشکیل خانواده بدهند-
یک خانی به فرانسه میرود و
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب