نتایج مطلب ها برای عبارت :

بشین گوه نخور

بسم الله الرحمن الرحیم
شیرینی رو نخور» یک آزمایش معروف روانشناسی هست که روی چند کودک آزمایش کردند. بچه ها را به همراه یک شیرینی در اتاقی گذاشتند و بهشون گفتند:
اگر این را تا 15 دقیقه دیگه نخورید یک شیرینی دیگه بهتون میدیم.
ادامه مطلب
از بدی های دانشگاه میشه به سرکوب کردن انگیزه و خلاقیت با ارائه درسای چرت و به درد نخور و صد البته سخت با استاد عقده ای اشاره کرد . یعنی جوری هست که یا باید مثل خر درس بخونی و یا هم بچسبی به کارت و یه فنی چیزی یاد بگیری و این دو با هم هیچ موقع اتفاق نمیوفته مگر اینکه قید یکی دیگه رو بزنی . که دومی رو ترجیح میدم
#بدی_های_دانشگاه
چرا انقدر می خوابم من؟
توانایی اینو دارم یه هفته بدون آب و غذا فقط بخوابم:/
همت کن نلی.همتهمتهمت
میشه یه نفر هر روز منو به زور بیدار کنه؟!؟من حریف پر خوابیم نمیشم:(
من باید بتونم، باید بهشون ثابت کنم که میتونم.
منتظر شکست من هستید؟ هه،شیرینی پیروزیمو براتون میارم
انقدر حرص نخور، دوست دارم سالم بمونی تا موفقیت هامو به چشم ببینی
خواب می دود برای نشستن در چشمانت،من غصه می خورم!کلمات می رقصند وقتی طعم لبهایت را می چشند،من غصه می خورم!دکمه ها به خط می شوند برای در آغوش کشیدن تنت،من غصه می خورم!کفش ها برای تو جفتند!بهار برای تو زیباست!"شعر برای تو نازل می شود"و من.غصه می خورم که چرا نمی گویی.لباس کم می پوشی وقتی شعر بارید من در آغوشت بگیرم!چرا نمی گویی.دستم چقدر به دور کمرت می آید!جای لبهام روی پیشانی ت خالی ست!چرا نمی گویی غصه نخور دوستت دارم؟نمی گویی و من.غصه می خورم!
هیچ وقت حسرت زندگی آدمایی رو که از درونشون خبر نداری نخور!حسادت نوعی اعتراف به حقیر بودن خویش است. هر قلبی دردی داردفقط نحوه ابراز آن فرق دارد. بعضی ها آن را در چشمانشان پنهان می‌کنندبعضی ها در لبخندشان!
خنده را معنی به سر مستی مکن
آنکه میخندد غمش بی انتهاست
نه سفیدی بیانگر زیبایی ستو نه سیاهی نشانه زشتی.کفن سفید اما ترساننده است و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشتنی است. انسان به اخلاقش سنجیده می شود نه به مظهرش.قبل از اینکه سرت را بالا ببر
دیوانه و دلبسته ی اقبال خودت باش!
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش!
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد!  
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش!
پرواز قشنگ است ولی بی غم ومنّت
منّت نکش از غیر و پر و بال خودت باش!
صدسال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش!
فیاب BC60
با سطوح مختلف تفکیک فات ، به کاربر این امکان را میدهد تا از قطعات فی به درد نخور دوری و فقط اهداف با ارزش را پیدا کند و دارای کویل جستجو 8 اینچی S2 است.

توضیحات محصول
– خروجی صدا: اسپیکر و هدفون های 1/8 اینچی
– باتری: شش عدد باتری قلمی
– تعداد تنظیمات پیش فرض: 1
– فرکانس: 6.59 kHz
– سایز: 8 اینچی
– تنظیمات: مرکزی
فیاب و طلایاب کرج و تهران 09362131009
فیاب BC60
با سطوح مختلف تفکیک فات ، به کاربر این امکان را میدهد تا از قطعات فی به درد نخور دوری و فقط اهداف با ارزش را پیدا کند و دارای کویل جستجو 8 اینچی S2 است.

توضیحات محصول
– خروجی صدا: اسپیکر و هدفون های 1/8 اینچی
– باتری: شش عدد باتری قلمی
– تعداد تنظیمات پیش فرض: 1
– فرکانس: 6.59 kHz
– سایز: 8 اینچی
– تنظیمات: مرکزی
لیست قیمت های فیاب در تهران 09102181088
درد جزئی از زندگیم شده. 
خدااااااااااا تحملم داره تموم میشه.
به معنای واقعی تمام تنم درد میکنه. 
خدایا بخاطر اون روزهایی که درد نداشتم و یادم رفت شکرت و بجا بیارم هزاران بار شکر
اگه همزمان کلیه و سر و دل و روده ومعده مفصل و چشم و قلبتون 
درد نمیکنه از ته دلتون خداروشکر کنید
همه اینها عوارض یه درد کوفتیِ!!! همه با هم حمله میکنن!!!
دارم کم کم، کم میارم. 
چیزی نمونده یه سال بشه.
صبح نوشت:
یکم از اون دردها رفتن پی کارشون الان. 
دلم میخواد به خود
مردم شهر به گوشید .؟
امشب همه ی میکده را سیر بنوشید .
با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید .

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید .
در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر و فلان بسته به زنجیر و زن و مرد بکوشید .
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت .
نخور جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است . مردم شهر به هوشید .؟
هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست .
روی دیوار دل خود بنویسید خ
مدت طولانیست که متنی ننوشتم،نه اینکه حرفی برای گفتن نداشته باشم،نه، اتفاقا گاهی انقدر جملات توی ذهن پخش و پلا هستند که یک فرمانده ی جدی نیاز داری برای به خط کردنشان!!!
نخواستم احوالاتِ پریشان را ثبت کنم و شما را شریکِ ملال این روزهایم.
حال با خوشحالی و مسرت نیامدم بگویم که "رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند" اتفاقا این غم مثل همزادیست که بیخیال ما نخواهد شد و هردوره ای از شکلی به شکلِ دیگر رخ می نمایاند!
سعی دارم طرحِ رفاقتی با او بریزم،هووووم
هیچوقت، به زندگی هیچکس غبطه نخور.
تو نمیدونی اون چه سختی هایی رو توی زندگی از سر گذرونده
نمیدونی چه شبایی رو با اشک به صبح رسونده
نمیدونی چه لحظاتی رو ترسیده، یا چه سالهایی رو تنها مونده
شاید اون عادت نداره از رنج هاش برای کسی بگه
شاید اگه تو جای اون بودی، اونه مه رنج و غصه رو طاقت نمی آوردی.
هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودت مقایسه نکن.

وقتی دوستی رو که فک میکردم از خوشبخت ترین آدمای کره زمینه بعد از چندسال تو خیابون دیدم، چنا
خیلی سریع رفتم تهران و خیلی سریع برگشتم.
حالم خوب نبود،از پارک ملت سه تا کتاب خریدم،بابا قبلش واسم یه کتاب خریده بود.
تو راه برگشت به خونه هم از قم یه کتاب خریدم.
سر جمع ۵ تا کتاب،که یکی شون بارها خونده م.
مامان صبح زنگ زد و پرسید فلان کتاب داری؟گفتم اره.
متاسفانه یا خوشبختانه کتابِ رو خریده بود،بهش گفتم غصه نخور هدیه ش میکنیم به کسی.
من امسال توی این فصل گرم فعالیتهای مفیدم خیلی کم بود،با اومدن پاییز فعالیت هام در زمینه کتاب خیلی کمتر میشه ول
 گمان می کنم میزان پرداختن آدم ها به مسایل مهم تر و ضروری تر نشان دهنده ی خرد آنها باشد، و به میزانی که به امورات بی اهمیت اصرار کرده اند، بلاهت بیشتری ورزیده اند. برای مثال، استاد بنده از ابتدای هفته ۵۰ بار به من گفته فلان فایل را برایم بفرست، که از نظر من به غایت بی اهمیت و بی محتوا و به درد نخور است - ولی یک بار هم نپرسیده است که آن ماده ی لعنتی تاریخ گذشته که به تو دادم چه جوابی روی ازمایش های تو داد‌؟ یا مثلا نپرسیده که آنالیزهایت را چطور گر
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت اقبال لاهوری این گونه زیبا می سرایند:
سنگ صبور
یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری راضی به همین چند قلم مال خودت باش دنبال کسی باش که دنبال تو باشد اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت محنت نکش از غیر و پروبال خودت باش صد سال اگر زنده بمانی، گذرانیپس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش
اجرای قطعه جدید کرمانجی|دسمال بشيناز ساخته های استاد صادق آدینهکه با ترانه های دلنشین ' زیبایی خاص و شیرینی به اصالت کورد کرمانج خراسان بخشیده✌️از طرف یکی‌ از کوردهای خراسان تقدیر و تشکر میکنم ، بابت این همه زیبایی وصف ناپذیر جناب آدینه بزرگوار_______________________با هنرمندی #جمشید_مهنانیموزیک : مجتبی مهدیانتصویر : محمد آرتین لوکیشن : باغ تالار مینو ، بجنورد تیر98جشن خاندان بزرگ محمدی و جهانی
-----------------------------------
سایت اختصاصی جمشید مهنانی
دیدید میگن فحش هرچی رکیک تر دوستی صمیمی تر؟ من این مدلی نیستم اصلا! یعنی وقتهایی ک قرار باشه حرف بد بزنم خودم بیشتر از همه اذیت میشم و واقعا حالم بد میشه!!!مثلا با شقایق ک دیگه میگیم ما هیــــــــــــــچ رودروایسی ای با هم نداریم اصلا تو زبونم نمیچرخه حتی از کلمات کنایه ای استفاده کنم!!!مثلا با زهرا نهایتا تو اوج خنده و اینا بیشور تهشِ!!! مثلا پارسال ک گ**ه نخور 2 بار یهو بش گفتم بعدش واقعا ی جوری شده بودم:/ بیشتر از 2-3 بار پشت سر هم بهش بگم شفته !مع
منصور ضابطیان استوری گذاشته از مراسم فارغ التحصیلی دانشجوهای پزشکی دانشگاه تهران
بعد دارم مقایسه میکنم با سالها پیش و مراسم فارغ التحصیلی مزخرف و به درد نخور خودمون که من هیچ برنامه ای واسه رفتن نداشتم از بسکه متنفر بودم از اون دانشکده و آدماش فقط پولمو داده بودم که بچه ها تندیسمو بهم بدن مثلا یادگاری که خسته و کوفته از باشگاه اومدم خونه و مامانم به زور فرستادم برم. از سر تا ته هزینه پذیرایی و مجری و تندیس و فلان رو که خودمون دادیم یه کمدین
و آنکه دیرتر آمد: یک کتاب بشدت جذاب و گیرا درباره مرد مهربان غایب
 
و آنکه دیرتر آمد: الهه بهشتی
معرفی:
هر وقت کسی از ما بپرسه که یک کتاب زیبا و خوندنی معرفی کنیا، بگه من حوصله ی کتاب خوندن ندارم کتاب خوبی بده…ما این کتابو معرفی می کنیم تا حالاهزاران نفر کتاب و آنکه دیرتر آمد» رو از ما گرفتن و آخرش گفتن:خییییلی جذاب بود!
بریده کتاب(۱):
احمد گفت تکان نخور. عقرب روی پایت است. گیج خواب اما فهمیدم پایم از شیار بیرون آمده و عقرب بزرگی روی آن راه می رو
طراحی گرافیک امروزه تبدیل به یک هنر عمومی شده است. علاقه مندان به این رشته هر روز زیادتر می شوند اما چگونگی طراحی هم بسیار مهم است.هنر گرافیک شاخه های متعدد و متنوعی دارد، از یک طرف به عرصه تبلیغات فرهنگی و تجاری و صنعت و از سوی دیگر در سینما و تلویزیون کاربرد دارد.این هنر با معماری و موضوعات ارتباط محیطی نظیر علائم راهنمایی و رانندگی و کمک به زیباسازی فضاهای شهری نیز ورود پیدا کرده و از دیگر سو مواردی چون طراحی تمبر و اسکناس،طراحی کاشی،کاغذ
بسم الله الرحمن الرحیم
دلم به این خوشی های چندروزه دلخوش نیست .
وقتی که این دنیا نه خوشیش موندگاره و نه غمش .نه لبخندش میمونه نه اشکش
مبادا این چند روزه راحتی دوباره ضعیفم کنه 
مبادا عادت کنم
 راه سخت تری پیش رو داریم 
کاش غافل نشم.
درهمه لحظات به خودم تلنگر میزنم که یوقت دلخوش نشیا حواست باشه اماده شو اماده شو برای روزهای سخت تر.
خدایا کمکم کن 
خدایا توی سختی ها راحت میشه بهت رسید اما توی راحتی ها خیلی سخت میشه همه چیزو کنارگذاشت و
                                         بسم الله الرحمن الرحیم
حق الناس نخور نماز نخواندی نخواندی، روزه نگرفتی نگرفتی⁉️
تو شغلت درستکار باش حق الله را خدا می بخشد⁉️
گفت می بخور منبر بسوزان مردم آزاری نکن⁉️
یک سئوال چه کسی چنین اجازه ای به شما داد!؟
اگر پیشوا و جلودار به شما گفته بله درسته
اگر غیر از او هرکه گفته مگه به گفته هرکسی باید ترتیب اثر داد!؟
مگه فقط اذیت و آزار مردم ممنوع و حرام
شما یا مسلمان هستید یا نیستید
اگر نیستید شما
وقتی از دور به هدفت نگا میکنی همه چی آسونه، همه چی دم دسته، همه چی راحته.
مث من که میگفتم خب یه کارگاه میگیریم و اره رو میبندیم روی میز و یه عالمه چیزای خوشکل میسازیم. حالا برای اینکه بدنم هم آماده باشه هر روز ورزش هم میکنم. کتاب هم میخونم که سر در بیارم چی به چیه.
اما خب واقعیت یه جور دیگه س.
کارگاه کوچیک ما، قبلنا تعمیرگاه ماشین بوده. و یه چاله هم داره وسطش! :)) یه مدت هم جوشکاری بوده، یه مدت هم تعمیرگاه کولر. کلا مدلش مدل تعمیرگاهی طوره. و خب
یا نور

خیلی زشته تا میشنون معدل یکی بالا شده (19 یا 20) میگن خب، لابد درسا آسونه. استادا خیلی کمک کردن و .
مورد داشتیم بهم گفتن :اینجا که تو میری، همچین فرقی هم با دبیرستان نداره البته. عجیب نیست معدلت بالا میشه.»
 زشته کوچیک دیدن کار کسی که نه حتی درس هاشو دقیق میدونین چیه و نه سختی های رشته شو

یکی بهم میگفت درسای شما که کاری نداره! معلومه معدلت خوب میشه
گفتم چقدر با درسامون آشنایی داری که اینجوری میگی؟
گفت همون عربی و فلان و بهمانه دیگه. اوووه.
فعل وایمیستم» در یک مثال در گۊیش‌های مختلف زبان گیلکی:
(فارسی: شما برید من وایمیستم)
ساری: شِما/شِمان بۊرین مِن اِستِمبِه».
آمل: شِما بۊرین من اسامه».
اشکور: شمۊ بشين مۊ هیسم».
سختسر: شمۊ بیشین مۊ هسنم».
کلأچئه: شۊمۊ بشين مۊ هیسنم».
لاجؤن: شمه بشين مۊ ایسنم».
پاشاکی: شۊمۊ بیشید مۊ ایسمه».
رشت: شۊما بیشید من ایسم».
رۊبار: شما بشَن مؤ ایشتُم».
المۊت: شمه بَشین مِن اِشتِم».
( تشکر عزیزان أجی که زحمت بکشئن خۊ گۊیش ٚ برابر' أمره بؤگۊتن)
از غربتت، چشمان ما را اختیاری نیست
بر روی قبرِ خاکی ات، سنگ مزاری نیست
کاشانه ام آباد باشد، قبر تو خاکی؟!
جانم به قربانت مرا دیگر قراری نیست
با این همه شاگرد، ماندم از چه در کوچه.
در شام فتنه، عاشقی و جان نثاری نیست
اشرار یثرب، ناسزا و هیزم و آتش
این رسم، رسم بردنِ پرهیزکاری نیست
در هست، آتش هست اما میخِ بر در نه
ضرب لگد نه، هول دادن نه، فشاری نیست
غصه نخور، این دود می خوابد، خدا را شکر.
پشت در این خانه یار بارداری نیست
شیخ و بزرگ شهر را وقتی ک
+ خانم، خانم، خانم، آدم صبح و شب ریس یک و دو بخوره، برای بچه‌ش ضرر داره؟
× بچه؟
+ آره اگه بچه‌دار بشه.
× یعنی تو حاملگی؟
+ آره.
× o_O مگه می‌خوای حامله بشی؟
+ می‌پرسم اگه یه‌وقت خواستم!
(مرکز بانوانه و اصلا اجازه‌ی خروج هم ندارن مددجوها!)

+ خانم مددیار بهم جایزه بدین.
_ چی بدم بهت؟
+ اجازه بدین موهای خانم تسنیم رو ببینم!
× o_OO_o

+ خانم شما به پوستتون چی می‌زنین؟
× هیچی.
+ یعنی اصلا کرم نمی‌زنین؟
+ نه.
× چقدرررر پوستتون خوووووبه!
+ همچنان o_O

مجموعا دویس
اصلا فکرش را هم نمیکردم نمره ی کافی را بیاورم. ولی وقتی صدایم کردند و گفتند برو اتاق 101. با ترس و اشتیاق رفتم. اتاق خالی بود و خانمی روی یک صندلی روبروی یک مونیتور نشسته بود. در را باز کردم و لبخند زدم، نمیدانستم باید بگویم سلام یا های! در بستن را لفتش دادم که گفت های! نفس راحتی کشیدم و گفتم های!. نشستم، سوال اولش سخت نبود پرسید از خانواده ی بزرگی می آیم یا کوچک. گفتم کوچک، من فقط یک داداش دارم. خانم گویا که موضوع خوبی پیدا کرده بود گفت راجع برادرت
من هرجای دنیا هم که برم، هرچقدر هم که زمان بگذره و هرچقدر هم که بیشتر بفهمم علاقم به آدم این مدت کم عمق و به درد نخور بوده. باز نمیتونم ذوق لحظه های دیدنش (حتی از دور)، ذوق احساس حضورش (به فاصله ی چند قدم، زیر یه سقف، حتی زیر یه آسمون)، ذوق کنارش نشستن (حتی وقتی نمیشناختم)، ذوق همکلام شدن باهاش (حتی یه کلمه، حتی یه سلام)، ذوق کنارش راه رفتن (موقع گز کردن ولیعصر، حتی بدون نگاه کردن به هم)، ذوق شنیدن اسمم برای اولین بار از زبونش (حتی وقتی موقع حرف زد
رسیدم به این نوشته توی کتابی که خودت بهم هدیه دادی:
وقتی تو تمام سعی ات را میکنی تا کسی را فراموش کنی این یعنی اینکه او شدیدا فراموش نشدنی است!
من خوب میفهممش دقیقا مث تو.

میدونی خیلی مهمی واسم و اگه قرار بود توی دنیا فقط یک نفر حالِ منو درک نکنه دعا میکردم تو باشی و هیچوقت چیزی که من تجربه کردم رو تجربه نکنی ولی خب همیشه همه چیز اونطوری که میخوایم نیست و نمیشه:/
وقتی جز از کل رو میخونم سطر به سطرش جلوی چشامی و لحظه به لحظه دلتنگت میشم.
کاش میشد
شروع کسب و کار برای خودتان می‌تواند بسیار وسوسه‌انگیز باشد آن هم زمانی که از شغل‌تان نفرت دارید، یا از این‌که هر روز به اداره بروید واقعا خسته شده‌اید و این فکر که باید ۳۰ سال دیگر هم هر روز جدید را همان حس و حال به درد نخور را تجربه کنید، شما را به هراس وا می‌دارد. در ادامه این نوشتار با ما همراه باشید تا قبل از اینکه به فکر راه اندازی شغل جدید مخصوص خودتان بیفتید از مهمترین مزایا، معایب و دلایل شروع کسب و کار برای خودتان
دیگه خوراکی خوردن بهم مزه نمیده مثلا قبلاً در هفته یه عالمه پاپ کورن و یه عالمه شکلات و بستی و بیسکوییت و قبل ن یه عالمه پفک و خرت و پرت میخوردم با اومدن ن چون هی بهم میگفت پفک نخور و بدش می اومد پفکو کم کم کنار گذاشتم اما الان گرایشم به میوه و غذا های سنتی بیشر شده مخصوصا آبگوشت و آش و حلیم .
فکر کنم دلیلش اینه که چند هفته قبل وقتی رفته بودم نونوایی داخل مغازشون یه موش بزرگِ سیاهِ زشت دیدم و دیگه دوست ندارم غدایی بخورم که بیرون خونمون درست میشه
هنوز سر
قرارم هستم و با کسی حرف نمی‌زنم. مدتها بود همچین آرزویی داشتم ولی همیشه یه
مانعی وجود داشت، بعضی وقتا سعی می‌کردم حرف‌هایی که تو یه روز زدم رو روی یک کاغذ
بنویسم تا حواسم به تعداد کلماتی که از دهنم بیرون میاد باشه ولی معمولا از کنترلم
خارج می‌شد، این روزا خیلی آسون می‌تونم این کارو بکنم. راستش تو محل کارمون یه
پسره‌ست که ساده‌ست یا حداقل اینطوری به نظر میاد. به هر حال پسر خوبیه و چند سالی
هم از ما جوون‌تره، خوبم می‌خنده، یعنی جوک
Hoorosh Band
Shabhaye Niloofari
#HooroshBand
صدا بزن منو بگیر ازم غمو 
شانه به شانه پا به پا
بیا بگیر دست مرا 
ببر تو رویای شبونت
نوازشم کن و 
دوباره عاشقم کن و 
برای روییدن خنده رو لبات
دلم میخواد خودم بشم بازم بهونت
نیست بجز هوای تو در سرم
با تو خوشم ای همه باورم
آرام جان من تویی
 بمان کنار من همیشه
منو از این شبای نیلوفری
از خواب خوش تا به کجا میبری
نفس تویی و بس فقط بمان کنار من همیشه

چشمانت 
منو سپرده دست رویا
بیا بشين در بر من تا 
خیره بشم به موج گیسوی 
چو در
 
مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی تشرفاتی به طور مکرر به محضر مقدس حضرت ولی عصر ( ارواحنا فداه) داشته اند و این تشرف در مسجد مقدس جمکران اتفاق افتاده است:
در حیاط مسجد مقدس جمکران مشغول دعا و مناجات و توسل به محضر حضرت بقیه الله (روحی فداه) بودم که ناگهان سیدی با عظمت را دیدم با خود گفتم این سید از راه رسیده و شاید تشنه باشد به طرف او رفتم و لیوان آبی که در دستم بود به ایشان دادم . . .
وقتی لیوان را به ایشان دادم از او خواستم برای فرج امام زمان (ع) دع
وقت هایی که پیشم نیستی عزیزم به سختی همین طور میگذره و چه برسه ببینم ناراحت هم هستیناراحت از این نظر که فلان احمق که دوست اسمش را گذاشتی باعث اعصاب خوردی هر 2 ما میشه راسش عزیزم بهت گفته بودم پرو دپ را اصلا باهاش میونه خوبی ندارم متاسفانه از اونجایی که داخل این خراب شده به دنیا اومدیم نمی تونیم توقع زیادی از ادمهایی داشته باشیم که سراسر عقده و کینه اند پس چه کاری داخل گروه موجودات زنده حسابشون کنیم؟؟؟خیلی راحت باید بتونیم بزاریم کنار ک
بشين رفیق، بشين بخندیم به ریش این زمونه که هر روز صبح ما رو با وعده های خوشکل راهی میکنه و شب به ریش خوش باوری ما میخنده
دیالوگ سریال شهرزاد
+تازه فصل اول شهرزاد رو تموم کردم. مه. یه سریال بی نظیر ایرانی! برعکس تمام سریال های وقت گذران بی مصرفی که تو این چندساله ساخته شده
+ بچه های دانشگاه اصرار دارن که بیا اینستاگرام، ولی بهشون میگم من یه بلاگ دارم که خیلی بیشتر از این مضخرفات دوستش دارم!. به همین صراحت!
+ چندماهه که ذهنم درست کار نمیکنه،
بوقول همون روزی که گفتم جوجه در نمیاره 6تا جوجه درآورده امیدوارم اینا دیگه نمیرن.جوجه هاش خیلی خیلی هم کوچولو هم نازن
هر بار میبینمشون بهشون میگم خیلی امیدوارم زودتر بزرگ بشين در حدی که بشه به سیخ کشیدتون:)))) اصا جوجه کباب میبینمشون:))))
این شکلی هستن:
ادامه مطلب
شنبه صبح ها به گمانم از تعیین کننده ترین لحظه های هفته هستند. یک نوع ملال ِ بیدار شدن داری، یک نوع "آیا کاری که می کنم ارزشش را دارد" ِ خاص، یک آن انگیزه ها و بی انگیزگی ها برای اغاز هفته جلوی چشمت می آیند. این لحظه ها به تو نشان می دهند چقدر از پیشه ای که در پیش گرفته ای رضایتمندی. مثلا دلت می خواهد زار زار گریه کنی که می خواهی باز بروی دانشگاه و درب زنگ زده ی ازمایشگاه را باز کنی و داده های به درد نخور ثبت کنی، یا هیجان انجام یک کار مفید داری. من ک
روز جمعه خونه پدرم بودم بخاطر این که مادرم حالش خوب نبود.
تقریبا ساعت دو عشقم زنگ زد گفت میام دنبالت میدیم خونه خودمون منم خیلی بی طاقت بودم و در حالی که دوس نداشتم دارم رو تنها بزارم.
ولی توی دلم حسی بود که میگفتم سالگرد ازداجم دوس دارم پیش عشقم باشم.
گفتم باشه بهادین جون بیا دنبالم.اومد توی ماشین گفتم خیلی بی حوصله هستم سال گرد ازدواج خوبی نداشتیم.
بهادینم گفت غصه نخور ظرف هارو شستم واست خونه رو همش مرتب کردم. 
منم که توی دلم میگفتم اینم خو
- آقای بوکوفسکی متاسفم ولی شما باید این قرصا رو بخورید
- من اون آشغالا رو نمی خورم احمق من نویسندم تو می خوای تنها چیز سالم منو هم بزنی داغون کنی؟
- نه آقای بوکوفسکی نگران نباشید این ها کمک می کنن تا حالتون بهتر باشه و آسیبی به مغزتون نمی رسونن
- کی از مغز حرف زد عقب افتاده دارم در مورد افکارم حرف می زنم. تو هیچکدوم از کتابای منو خوندی؟
- خوب نه آقای بوکوفسکی ولی خوب من فقط مسئول مراقبت از شمام و شما تنها موردی نیستید که من باید ازش مراقبت کنم ما م
و چنین بود که تمامی وبلاگ های فارسی زبان سطح کشور .پر از ناله نوشته های نتایج کنکور کنکوری های ۹۸ شد .
بیخیال بابا!وارد دانشگاه که بشين .رتبه یکش با رتبه ۱۰ هزارش هییییییییییییییییییییچ فرقی نمیکنن.!
حتی از نظر اساتید .
البته که شاید اونایی که رتبه های بهتری دارن تا چن وقت مغرور باشن جلو خودشون و منفور باشن جلو چشم بقیه‌شایدم امتحان ترم یک رو از همه بهتر بدن اما از ترم دو همه عین چی تو چی گیر میکنین.به راحتی !
تجربه یک رتبه برتری رو جدی ب
حالا من هی به خونواده میگم منتظر چی یید؟ میگن نتیجه -_- این هیچ. میگن بشين درس بخون امسال خوب بدی. میگم ضعف من مدیریت آزمون بود نه درس. میگن اگه بخونی آزمون خوب میدی. چی بگم اگه بگم تو کنکور تمرین کتاب درسی رو دیدم و رد کردم باز میگن تو درس نخوندی.نیست خب به درس نیست فقط. یه نفر اندازه رتبه یک میخوند و میفهمید ولی ترازش 4000 میشد. بعضی روزا پاسخبرگشو میدیدم فاجعه بود؛ من پاسخبرگمو داده بودم ولی هنوز نشسته بود دینی میزد و پاسخبرگش مثل قلب مومن. من ای
هو الغنی
شما برای ارسال مقاله به یک نشریه خارجی به دانستن این اطلاعات نیاز دارید:
اولا؛ چرا صرف هزینه؟! اصلا نیاز نیست بگردید و موسسه یا آگهی مرتبطی پیدا کنید تا این کار بسیااار راحت را براتون انجام بدن! خودتون هم می تونید.
سرچ کنید تا وارد سایت مجله بشين. به محض ورود به سایت بگردید دنبال Login یعنی اول عضو سایت بشين تا بتونید وارد مراحل بعدی بشين
 بعد که login  شدید، بگردید دنبال کلمه: Submission یا  Submit
از اینجا به بعد با این اصطلاحات مواجه میشین:
Abstract
باران تازه تمام شده است و نم‌نم باقی‌ مانده آرام آرام می‌بارد؛ مادر از شوق باران هوس قلیه ماهی و لَلَک کرده است و حتی با چهره‌ی در هم شده‌ی من هم تغییر عقیده نمی‌دهد.
 به هوای خرید از ی جواد از خانه بیرون می‌زنم تا قدمی هم در کوچه‌های باران خورده بزنم؛ باران هنوز نم‌نم در کوچه می‌بارد و سبز پر‌رنگ درختان را پررنگ‌تر می‌کند!
بوی قلیه ماهی و آش رشته و لخ‌لاخ و شله ماهی از اجاق خانه‌ها می‌آید و روز بارانی را دلچسب‌تر می‌کند.
 در س
فقط میخوام بهتون بگم کنکور یکی از هزاران سختی هستش که قراره تو زندگی باهاش روبرو بشين و همه چی به این ختم نمیشه چون به تعداد آدمهای روی زمین البته یه چیز بزرگتر راه برای موفقیت تو زندگی وجود داره خیلی جدیش نگیرین که باعث استرستون بشه.
آدمهای موفق زیادی تو دنیا هستن و بودن که تحصیلات آکادمیک نداشتن
،راه موفقیت رو پیدا کنین.
براتون آرزوی موفقیت دارم

#همین
پ.ن: راستی یادم رفت بگم دخترم روزت مبارک:)
تبریک به همه دختر خانومهای عزیز ایران
پیرمردی حدودا نود ساله در اتوبوس شلوغ و پرهیاهوی پنج بعدازظهر، کنار من نشسته بود. گاهی دستش را به ابروهای بلندش میکشید و گاهی هم خرناسه میکرد. چشم هایش درخشندگی کمیابی داشت.
در یک ایستگاه پیرزنی وارد اتوبوس شد و از قضا روبروی پیرمرد ایستاد. ضعیف تر از آن بود که بتواند شلوغی اتوبوس را تاب بیاورد و با هر ترمز به یک سو پرتاب میشد. به محضی که او را دیدم قصد کردم از جایم بلند شوم اما پیرمرد با همان دستی که از عرق ابروهایش ج شده بود، دستم را با تحک
قاضی بعد از شش سال مشاجره و نزاع، حکم به خلع ید زمین داده است.
زمین توسط شهرداری منطقه غصب شده و الان ترمینال اتوبوسرانی افتتاح شده. ما برای جلوگیری از بهره برداری و اجرای حکم خلع ید، با خاک ساختمانی، زمین را مسدود کردیم.
امروز خاک ها را برداشتند، دوباره از زمین بهره برداری کردند. تمرد از قانون و حکم قاضی توسط شهردار.
رفتم ایستادم جلوی بلدوزر، گفتم:حکم قانونیت رو نشون بده تا بگذارم این خاک ها را برداری.
راننده گفت:بشين ببینم بابا حال نداریم! ب
امشب ددلاین آخرین پروژه‌ی این ترمه و فردا قراره برم دانشگاه که استاد منو ذبح کنه به دلیل غیبت طولانی و بی‌خبرم. البته که استاد خیلی مهربون‌تر از این حرفاس، ولی خودم نسبت به این که این چند روز نرفتم دانشگاه اصلا حس خوبی ندارم.
پروژه‌هه این جوریه که تقریبا ۶ سری داده به ما دادن(مربوط به تمرین‌های طی ترم) بعد الان گفتن برای یکی از داده‌ها یه مدل مناسب پیشنهاد بدید و استدلال کنید چرا مناسبه و نتیجه رو هم تحلیل کنید و با تمرینی که قبلا انجام دا
پیشنهاد میکنم یکی از شبهای هفته به جز پنج شنبه جمعه که جوجه بازها هجوم میارن، برای تفریح به دریاچه چیتگر برید و از تفریحات مهیجش استفاده کنید و توصیه میکنم اصلا سمت خرید یا غذاخوری های گرون و بی کیفیتش نرید. قایق تندرو را فراموش نکنید اونم توی تاریکی و خنکای شب عالیه. هرجا هم خسته شدید میتونید منتظر اتوبوس برقی بشين تا ادامه مسیر را سواره طی کنید. 
         
أَلَمْ یَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى
موضوع: اخلاق در رسانه

یک مادر است؛

و قبل از آن یک زن.

طبیعی است حساس باشد.

طبیعی است خط­ کش به دست بگیرد و همه­ جای زندگی را سانت بزند، حدود و ثغور
تعیین کند.

طبیعی است چراغ راهنما»یی در خانه­ اش تعبیه کند با سه رنگ توقف! عبور!
احتیاط!

طبیعی است در قامت پلیس خانه ­اش باشد: پلیس فتای خانه ­اش تا حواسش به همه
چیز باشد.

دقایقی با تلفن همراهش مشغول وبگردی و مطالعه­ ی اخبار روز می­ شود که به
یکباره
چرا موندم بین عقلوقلبم
بعدسالهاتازه متوجه شدم چی سرم اومده
ولی بازم هولم دادین وسط
بازم مجبورم کردین برگردم عقب
همه ی اینا توان اینو داشتن ازم 
کسی بسازن که هرگز نبودم ونمیخوام باشم
من میتونستم خیلی چیزا باشم خیلی چیزا بشم
ولی ترجیح دادمو به خودم قول دادم فقط خودم باشم
تااینجاش که پاک زندگی کردم زندگیی که فقط توش
نفس کشیدم ازین جابه بعدشم میخوام پاک زندگی کنم
امازندگی کنم نه فقط نفس بکشم من نمیخوام کسی
برای من دلسوزی کنه چه برسه بخوادگریه
حالت که خراب شد به هر دلیلی! رو بقیه خرابش نکن
بشين نویس. یه عالمه هرچی به ذهنت میرسه.  حتی بد و بیراه بعدم همه کاغذارو پاره کن بریز دور!
اگه خوب نشدی برو بیرون ترجیحا پارک راه برو راه برو راه برو
اگه بازم نشد یه جا پیدا کن و با خدا داد و بیداد کن هرچی فریاد داری بزن خدا مهربونه به دل نمیگیره ترکتم نمیکنه حتی محکمتر بغلت میکنه
گریه کن
یه جایی خلوت کن و با خدا حرف بزن یا سر سجاده یا با یه موزیک بی کلام
گفتم موزیک بی کلام وقتی حالتون خراب
متن آهنگ موهات محسن یگانه تقدیم به شما کاربران عزیز موزیک تونزدلتنگت میشم بکش دست نوازش رو سرم پیشم بشين درد دلاتو میخرممیشم پناهت غصه هات مال خودم با من مدارا کن که بد عاشق شدمچشمات قرارم رو گرفت از من به من رحم کن بهم خیره نشو اصلاموهات رنگ دنیای منه روی موهات رد دستای منه تو میتونی منو آرومم کنیادامه متن آهنگ در ادامه مطلب
ادامه مطلب
امروز رو نمیدونم چجور سازمان دهیش کنم دوتا کلاسا رو لغو کردم :/
اول تمیز کاری بعدشم به خودم رسیدن !خودمم در عجبم چجور وقت میکنم به خودم برسم چند روز پیش موهام اذیتم میکرد واقعا وقت ارایشگاه رفتنم نداشتم یه قیچی ورداشتم موهامو زدم بعدشم نشستم به موهام نگاه کردم ^_^ از خود راضی یا خود شیفته نیستم ولی قشنگ بود خدایش :')
من برم به کارام برسم که خیلیییی زیاده خیلییییی !!
کاش من همه فنه حریف بودم کاش منم یکی داشتم کمکم میکرد کاش یکی بود که بگه بهم تو بشی
بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ایبرای من فقط بگو خواب بدی که دیده ایاگر که اعتماد تو به دست این و آن کم استتکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم استبه پای صحبتم بشين فقط ترانه گوش کنجام به جام من بزن جام مرا تو نوش کنترا به شعر می کشم چو واژه پیش می رویمرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شویتو در شب تولدت به شعله فوت می کنیبه چشم من که می رسی فقط سکوت می کنیاگر کسی در دل توست بگو کنار می رومگناه کن به جای تو بر سر دار می رومشاعر: افشین مقدم 
باید بنویسم تا هیجانم تخلیه بشه 
امروز اتفاقی افتاد که مدت ها بود منتظرش بودم اما وقتی اتفاق افتاد من تمام بدنم داشت میلرزید از خجالت داشتم منفجر میشدم و دلم میخواست بلند بلند بخندم و به طور کلی هیچ کدوم از واکنش هام دست خودم نبود و خیلیییی خوشحالم که وقتی اتفاق افتاد تنها نبودم وگرنه قطعا افتضاح تاریخی به بار میومد D:
+من هیچ کاری رو پنهانی نمیتونم انجام بدم هیچ وقت کلا بلد نیستم و بشدت ادم ضایعی هستم و همیشه اولین کسایی که متوجه میشن ادم ها
ساعت یک و پنجاه دقیقه‌ی بامداد است که یکدفعه، بی دلیل و بی آنکه بفهمم، ذهنم از جزوه‌ی ARDS پرت میشود سمت خانم تیموری، معلم ریاضی سال پیش‌دانشگاهی‌مان، که آن اوایل از ترس و ابهت‌اش نفس همه بند می‌آمد. اما کم‌کم فهمیدیم قلبی از طلا دارد پشت ظاهر مردانه‌اش. خانم تیموری یک اخلاق جالب داشت. درصدهای آزمون‌مان که می‌آمد، دانه‌دانه بچه‌ها را بلند می‌کرد و برای هر کدام‌مان اصطلاحا کامنتی می‌گذاشت. به آن‌هایی که صفر درصد زده بودند با خنده می
یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اینکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته باید یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشين درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اینکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی این که سوالایی که از کسی میپرسیدی و حرفایی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها برای من یا بقیه اتفاق افتا
نوشته بود:
اگر توی فروشگاه استارباکس کار می‌کردم، به جای نوشتن اسم مردم
روی فنجان قهوه‌شان، جملات زیر را می‌نوشتم:
شما و تمام کسانی که دوست‌شان دارید، روزی خواهید مُرد. تنها بخش
کوچکی از چیزهایی که گفته‌اید یا کارهایی که انجام داده‌اید برای تعداد کمی از
مردم، اهمیت خواهند داشت، آن هم صرفاً برای یک مدت کوتاه. این حقیقتِ ناخوشایندِ
زندگی‌ست. تمام مسائلی که به آن‌ها فکر می‌کنید یا کارهایی که انجام می‌دهید، تنها
گریزِ استادانه‌ای از
امروز فهمیدم وقتی میام و اینجا مینویسم(فقط اینجا)دلم آروم میشه.
بهم میگه تو خودت خودتو عذاب میدی خودت همش چیزای بی ارزش بزرگ کردی پیش چشمت،آدمای بی ارزش اتفاقای بی ارزش.
درست میگه.
گفت بشين کتابای نخونده ت تموم کن بیا برامون از جذابیت هاش بگو،بیا بگو کدوم خط و کدوم صفحه ش تورو تحت تاثیر قرارداد!
بیا برگرد به خودِ قبلیت؛
خودِ هفته ی قبلُ و ماه قبلُ و سالِ قبلت نه!خودِ سالها قبلت!
خودِ سرخوشُ و شادت خودِ خودت!
اینکه این همه توانمندم تحسین برانگی
۱) صبح با عجله تو کمد دنبال لباسم می‌گشتم و پیدا نمی‌شد، ناچاراً سارافون آبی آسمونیم که خیلی وقت بود دیگه نمی‌پوشیدم و حتی برام تنگ شده بود رو پوشیدم و رفتم تو حیاط ؛ به محض دیدنم با تعجب میگه "چقدر لاغر شدی دختر!" یه نگاهی به خودم انداختم و تازه یادم اومد که این لباسه برام تنگ شده بود ولی الان نه تنها تنگ نیست کم‌کم داره گشاد هم میشه! بهم میگه:
_چکار کردی که لاغرتر و سفید‌تر شدی؟! _ برای سفید شدن که الان چند روزه همش تو اتاق خوابیدم و کمتر حتی
یعنی ممکنه یه شوهری گیرم بیاد که بگه پاییز دیگه مجبور نیستی بری سرکار 
بشين خونه و از این به بعد خانمی کن 
هوای خونه رو داشته باش مواظب بچه هامون باش کار بیرون هم با من؟ 
میشه یعنی؟ 
 
 
 
 
 
 
بعد نوشت 
حتما میشه 
تو برو از تو گوه وسواس اگه تونستی خودتو دربیاری بعد زر بزن 
الان واقعا حس s رو درک میکنم. واقعا درک میکنم. ولی هنوز ازش متنفرم به خاطر کاری که بام کرد. هیچ دلیلی نمیتونه قانع کننده باشه کاری که بام کرد رو.
یکی رو میخام سفره ی مغزمو براش باز کنم و برنامه ریزی کنم نمیخاد کاری کنه فقط گوش کنه باشه و یک انگیزه بشه که برنامه ریزی کنم بعد یک ماه تمام از صبح تا شب بیاد دنبالم بزنه پس کلم:/ بزنه پس کلم بگه پاشو بیدار شو برو بیرون. بزنه پس کلم نرو تو تلگرام بشين کار کن بزنه پس کلم و. 
ابجیم فقط دیروز اومد دعوا کرد چر
1.امروز آخرین روز مرخصی بیست و یک روزه میم بود و از فردا ایشون مجدد میره سرکار.وضعیت شرکت هنوز در همون حالت بیم و امید هست.جایی که میم کار میکنه یک مجموعه بزرگ قطعه ساز هست که زیر نظر بخش خصوصیه و موسسش کلی دغدغه کارآفرینی و تولید با بهترین کیفیت رو داشته و داره.بطوری که مدیران مجموعه با کلی تلاش و دوندگی تو این سالها موفق شدن همه استانداردها و لیسانس های مورد قبول شرکت های اروپایی در زمینه کیفیت این محصول رو بدست بیارن.بعد چی شد؟ طی یکی دو سال
شنبه ها : پادکست های تاریخ شفاهی ایران + culips podcast 
یکشنبه ها: پادکست های چنل بی + culips podcast
دوشنبه ها: پادکست های بی پلاس + culips podcast
سه شنبه ها: تد تاک + culips podcast
چهارشنبه ها و پنج شنبه ها : باقی پادکست چنل هایی که سابسکرایب کردم تو گوگل پادکست رو دل بخواهی گوش بدم + کیولیپس پادکست
•من جزو کسایی بودم که اصلا با کتاب های صوتی یا هرچیزی که تصویری یا قابل لمس نباشه میونه خوبی نداشتم مثل پادکست ( پادکست یه فایل صوتی هست که طولانی تر از موزیکه و معمولا از ۲
وقتی که به ابتدایی رفتم؛ برای اولین بار فهمیدم نمره چیست. قبل از آن در برگه‌های امتحانی تنها خوب؛ بد؛ عالی؛ را دیده بودم که گاهی چندین صدآفرین اضافی هم به پایش چسبیده شده بود. اما ابتدایی فرق می‌کرد. یک عدد را بالای برگه می‌نوشتند و می‌گفتند که نمره‌ات این است. دیگر خبری از خوب؛ بد؛ عالی؛ نبود، ولی می‌شد فهمید اگر بیست شوی یعنی همان عالی» و هر چیزی پایین‌تر از آن دیگر عالی نیست. بیست گرفتن همان‌قدر که عالی گرفتن لذت می‌داد، لذت‌بخش بود
امروز ساعت ده دندونای عقل سمت راستم رو کشیدم موقعی که آمپور بی حسی رو می زد اینقدر درد داشت که میخواستم دست دکتر رو بگیرم دکترم با اخم گفت دست من رو نگیر دیگه دستهای صندلی رو زیر دستم فشار میدادم وقتی آمپور بی حسی رو زد ده دقیقه گفت منتظر بشين تمام بدنم میلرزید انقدر ناجور میلرزیدم که دختر داییم همراهم اومده بود دندون عقل بکشه گذاشت رفت گفت من بعدا میکشم منم موندم بعد صدا کرد احساس میکردم الانه که سرم رو ببرن رفتم داخل کشیدشون پایینی درد ندا
 
طب اسلامی آقای تبریزیان جلسه نوزدهم
خلاصه جلسه نوزدهم: 
 
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و صل علی محمد و آل الطاهرین و لعنت داعمه علی اعدائهم اجمعین من الآن  الی قیام یوم دین
 
دومین اسباب و علل مستقیم بیماری نوشیدن زیاد است(اسراف در نوشیدن)
ماده یعنی اصل واساس
اسراف در نوشیدن  و زیاد آب خوردن که یکی از اسباب و علل بیماری است
زیاد آب خوردن بیماری زا و سبب بیماری و اصل هر بیماری است
بهتر است که آب را به تلذذ خورده بشود و نه این
طی این 1-2 روز یه پسری اومد و به من پیشنهاد داد که صرفا دوست معمولی باشیم
هه انگار من بچم . گفتم نه آقا جان این دوست های معمولی آخرش میشه همون رابطه و وابستگی و چه و چه .
از اون اصرار و از من انکار که نخیر 
خلاصه که یک کلام گفتم نهههههه
از خودم راضیم خیلی راضیم که گفتم نه چون دیگه حالیمه که اینجور رابطه ها همش کشک و آخرش اشک و آه و گریه و زاری پس چه بهتر که همین اولش بگم نه و از غصه خوردن های احتمالی خودمو نجات بدم :)
میدونید پسرا چه موجوداتی اند ؟ موج
پیش از اینکه مراقبه جدید رو شروع کنیم، چند جلسه باید تمرین کنیم، در این جلسات چندین دستورالعمل جداگانه وجود داره تا بتونید این مراقبه رو مرحله به مرحله یاد بگیرید. وقتی بر روی هر مرحله تسلط پیدا کردید، می تونیم همه رو با هم جمع کنیم. برای شروع روی صندلی خود صاف بنشینید (یاحتی بر روی زمین دراز بکشید ، هر طور که راحت هستین ) و هر دو پاهاتون رو صاف روی زمین بگذارین و یا در حالت نیلوفری (پاها به صورت ی) بنشینید بالشی زیر تان بگذارین دستات
دیروز یه اقای خیلی محترمی یه چیز تازه بهم یاد داد
من نمیدونستم ولی ایشون گفتن فاطمه یعنی جدا شده از آتش :)
مطمئنا که معنای اسم، تضمین نمیکنه عاقبت منم خوب باشه
من اگه درست زندگی کنم و بلد بشم به خدا چشم بگم(اینم ازون رمان عقیق یاد گرفتم میگفت خدا نمیخواد ما خوب باشیم میخواد ما چشم بگیم) در اونصورت عاقبت به خیر میشم
 
یه چیز دیگه هم بهم یاد دادن ایشون
اونم این بود که ما اجازه نداریم قوانین دیگرانو بشکنیم باور میکنید اینو اصا نگفتن؟ ولی بهم یاد د
 
همین که پیرمرد قامت بست و ایستاد ب نماز پسر بچه ی بازیگوش شروع کرد ب سر و صدا کردن پیرمرد سر نماز دستشو ت داد و گفت الله اکبر همه مون میدونستیم که این حرکت ینی بچه بشين سر و صدا نکن ما بچه بودیم این حرکتو میدیدم همه ساکت می نشستیم اما پسر بچه ی امروزی تا الله اکبر پیرمرد رو شنید گفت ای رهبر♡ :)) همه زدیم زیر خنده آخه پیرمرد مخالف بود با این حرفا :)) نه پیرمرد کوتاه می اومد از الله اکبر گفتن نه پسر بچه ی شیطون از کامل کردن شعار خخخ الله
دیروز از صبح تا ۲ یک سره داشتم کار میکردم ‌.
ساعت دو پام رسید پاویون تا اومدم نهار بخورم باز زنگ زدن که بیا اورژانس ویزیت خوردی .
خلاصه نهار نخورده رفتم کارها رو انجام دادم .
برگشتم سریع نهارم رو خوردم و رفتم اورژانس پیش پزشک اورژانسش نشستم و با هم مریض دیدیم .
تا ساعت ۱۲ شب .
مریض میدیدیم و دفترچه ها دست من بود و میگفت تو تجویز کن بنویس ، منم سریع میگفتم فلان دارو و . اگر لازم بود دارو اضافه میکرد ، کم میکرد و بعد من مینوشتم
کلی دستم راه
دنبال یه راهی می گردین که زبان انگلیسی خودتون رو تو منزل تقویت کنین؟ ولی
پیشرفت چشمگیری با برنامه ای که در پیش گرفتین احساس نمی کنین؟ تو این
مطلب می خوایم شما رو با 22 راهکار موثر برای یادگیری زبان انگلیسی در خانه
آشنا کنیم تا سریعتر به نتیجه دلخواهتون برسین. آماده این؟
یه جای راحت و دنج انتخاب کنین
یه برنامه زمان بندی برای خودتون درست کنین
کتابخونه انگلیسی خودتون رو بسازین
فیلم ها رو با زیرنویس انگلیسی ببینین
اخبار انگلیسی رو دنبال کنین
ا
شبها و غروبها میرم پیاده روی کنار اقیانوس،
و فروب آفتاب رو تماشا میکنم،
و اینقدر پشه منو زده که تمام دستام دون دونه.
ببینین،
اینجور ادمها، آدمهایی که "پیر درون" دارن،
آدمهای خوبی هستن معمولا، خوبن، سالمن، کاملا میدونن چی درسته و چی غلطه، معمولا آدمهای تنهایی هستن،
معمولا سطح فکر خوبی دارن،
معمولا سعی میکنن خلاف جریان حرکت کنن، خیلی فکر میکنن، توی تنهاییای خودشونن،
کنار خونه شون ممکنه بهترین و زیباترین بارها و کلاب ها باشه ولی اینها اونجا
سهمیه دادن ! تقلب شد ! تراز مشترک ! و . بسه دیگه این حرفا ! 
به جا اینکارو بشين فکر کن ببین اونایی که امسال زیر 1000 شدن از فضا اومدن آیا؟! به این فکرکن که اونی که پارسال شده 150 هزار امسال شده 800 بدون هیچ سهمیه ای چیکار کرده؟! مگه تراز مشترک واسه اونم نبود؟! مگه تقلب به رتبه ی اونم ضربه نزده!
من امروز بغضم گرفت چند دیقه ولی اشک گریه و زاری و ناراحتی رو ریختم دوررر !
امسال سوالات آسون بود و نمیشه انکار کرد ! خب همه خوب زده بودن مشخصه رتبه ها بد میشه بخاط
خب بچه‌های گلم! نتایج اومده و درحال حاضر یا رتبهٔ خوبی آوردین و تو دلتون عروسی برپاست، یا رتبهٔ خوبی نیاوردین و تو دلتون عزاست.
به اون‌هایی که رتبه‌هاشون خوب شده تبریک می‌گم. ایشالا همینطوری پله‌های ترقی رو دوتا-یکی کنین برین بالا. (اگر هم ما رو در جریان حس و حالتون بذارین که ذوق کنیم، ممنون می‌شم).
به اون‌هایی که رتبه‌هاشون بد شده هم تبریک می‌گم. چون الان یه درس و تجربه به کوله‌پشتی زندگیشون اضافه شده. می‌دونم ناراحتین و دنیا واستون به
پنج شنبه 30 خرداد 98
ساعت 6 غروب از قروه به سمت همدان
حرکت کردیم، ماشین رو توی پارکینگ سینا همدان پارک کردیم و با تاکسی به سمت
دره مراد بیگ حرکت کردیم، ابتدا قصد داشتیم وانت بگیریم که تقاضای 70 هزار
تومن میکردن ولی با تاکسی که گرفتم فقط 20 هزار تومن دادیم.
با
توجه به اینکه دیر شده بود با ماشین کوچه باغ ها را طی کردیم، حدود یک ربع
به 9 حرکتمون رو از انتهای کوچه باغ های دره مراد بیگ به سمت پناهگاه شروع
کردیم، از آخرین باری که یخچال اومده بودم چند سا
قرار بود نوبتی بگیرم که سایتش هشت صبح باز میشه و خیلی سریع نوبت‌ها پر میشه. هفت و پنجاه و پنج دقیقه مدارک رو آماده کردم و بعد سرخوشانه اینور اونور می‌رفتم. آقای هم هی می‌گفتن بیا بشين پای گوشیت که آماده باشی. منم می‌گفتم آماده‌ام بابا! سایتم که هنوز باز نشده. بعد هم گفتم من تا فلان‌جا برم زود میام. آقای گفتن اگه تو تونستی امروز نوبت بگیری! منم در حالی که داشتم می‌رفتم با خنده دستی به محاسنم! کشیدم و گفتم آ این ریشم، اگه من امروز نوبت نگرفتم!
چند وقته من ساعت هفت صبح رو ندیدم اصلا؟! :)
از خوبی های صبح زود بیدار شدن اینه که، صبح زود هیچ کانالی یا بلاگی آپ نشده معمولا. آدم ترغیب میشه همون چند تا کانالی که نگاه میکنه(من جوین نمیشم معمولا) رو هم دیگه کلا ول کنه و بگه اه اصلا چه کاریه؟ چرا این همه بطالت؟! من کارای مهم تری دارم (دو نقطه قلب قلب)
امروز میخوام برم یکی از دوستان دوره دبیرستانم رو ببینم. راستش احساس خاصی ندارم، خوشحالم. صرفا میگم اون اضطرابی که قبلا برای بیرون رفتن داشتم رو ندار
محمدامین فکر میکنه خریدهای مهم رو باید از تبریز کرد. ساعت نزدیک های هشت شب رسیدم خونه، محمدامین خونه خودشون حموم بود، نیم ساعت بعد اومد خونه ما، اولین جمله ای که قبل سلام کردن گفت این بود: پری کو؟! تو کیفته؟! من برا محمدامین چیزی خریدنی قبلش هماهنگ میشیم دوتایی تو نت سرچ میکنیم و مشخص میکنیم که این قراره خریداری شه، البته به اصل سورپرایز هم اعتقاد داریم بعضی وقتها. اینبار قرار بود محمدامین رو لاکپشت نینجا کنیم. دیروز صبح رفتم تبریز و امروز عص
دلایل عدم موفقیت ما در پول درآوردن چیست؟
چرا ما ثروتمند نمیشویم؟
این سوالی هست که خیلی ها از خودون میپرسن.دلایل عدم موفقیت در کسب ثروت چیست؟
چرا بعضی ها روز به روز پولدار میشن و خیلی ها همیشه درجا میزنن و نمیتونن به موفقیت برسن؟
هیچ چیز در دنیا بی دلیل نیست و هر اتفاقی که میوفته دلیل داره.در این مقاله میخواهیم به دلایل عدم موفقیت در کسب ثروت بپردازیم.
دلایلی که باعث شدن ما به
چیزهایی که میخواهیم نرسیم و در مقابل بعضی ها با به کار گیری نکاتی ب
دانلود آهنگ و بسیار زیبای احمد سعیدی به نام وابستت شدم
متن آهنگ وابستت شدم از احمد سعیدی
این قدر چهرت پر احساس که دردمو میبره حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتره این قد زیباست لبخندت که اخم منو میشکنه من خموشم اما مطمئنم که قلب تو روشنه واسه یک بار بشين به پای حرفم از ته قلبم تو رو می‌خوام وابستت شدم و به تو کردم عادت دیونتم عشقم تو باید مال من باشی‌ این قدر مهربونی که هیچ کی‌ نمیخواد از تو بگذره حسی که من دارم به تو از یک عشق ساده بیشتر
در صورتی که بیماری خاصی نداشته باشین و توان خام گیاهخواری فعلا در شما نیست میتونید با این برنامه شروع کنید :
ابتدا برای شروع مصرف نان و برنج رو کم کنید تا بتونین آروم آروم قطعش کنین .❗️در کنار غذاتون سالاد بدون ❗️سس یا آبغوره بخورین ، سالاد رو حتما قبل از غذا بخورین .
 صبح که از خواب بیدار میشین حتما  آب بخورید آب با دمای محیط نه آب سرد یخچال آب معدنی هم ممنوع هست ❗️ اولویت اول آب چشمه دوم آب تصفیه شده و سوم آب لوله کشیآب رو بذارین چند دقیق
اصولا هر کسی که وارد ماراتن کنکور میشه دوست داره یک دونده ی خوب باشه و از همه جلو بزنه و زود تر به خط پایان برسه اما این خوبه یا بد؟
تند خوانی مثل هر مهارت دیگه ای که انسان کسب میکنه اکتسابیه و چیزی نیست که از اول همه بتونن به درستی انجامش بدن پس اگه بخوایم از اول ادای تند خوان ها رو در بیاریم ممکنه ضرر کنیم و چیزی از درس متوجه نشیم
چند تا نکته بهتون میگم تا با رعایتش بتونین سرعتتون رو توی خوندن افزایش بدید
۱- خط بردن و خط کشی زیر جملات کاریه که
با وجود خستگی سفر ، دارم سعی میکنم از نصف روز تعطیل باقیمونده م استفاده کنم. در حال جاروبرقی کشیدنم که صداشو بالا میبره و صدام میکنه. متوجهش میشم ، میرم بالا سرش و مانیتورو نگاه میکنم. داره ایمیلشو چک میکنه. میگه اینو ببین:
یکی از دانشجوهاش با یه ایمیل واقعی و با اسم و رسم خودش این عکس + رو فرستاده و مثلا از قول مصطفی نوشته فعلا امتحانتونو بدین و سرویس شین بچه ها. منم چند سال بعد اگه حوصله کردم نمره‌هاتونو میزنم تو سایت.»
میخندم و اونم با خنده
قسمت پنجم 
 
{30 دقیقه بعد }
 ×ممنون
که با هام همکاری کردین ، میشه باهاتون عکس بندازم ؟؟
 + حتما ، بچه ها بیاید عکس بندازیم !!
 × 1،
2،3،ممنون .
 اعضا :
خواهش می کنیم
 بک :
خواهش می کنم
+ بک خودتو نگیر !!
 کای :
اوه بک !! بلدی ها
 بک :
دیگه در این حد بلدم !!!
+ می خوای بلد نباشی !! مثلا تو راهنمایی و
دبیرستان خوندی !!
 بک :
راست میگه خخخخخ
 دی او :
اگه اینو به من گفته بود همین جا حسابشو می رسیدم !!
 +هیچ
وقت هم چین چیزی رو نمیگم !! مگه از جونم سیر شدم !!البته اینم بگ
همان گونه که در گذشته یاد کردیم، برنج از جمله ی کهن ترین دانه های غذایی است که به مدت پنج هزار سال، شکم بشر را سیر کرده است. سهولت کاشت و تهیه ی این دانه ی پربرکت و مقوی سبب شده تا مردم سراسر جهان، از آن در کنار گندم و ذرت، به عنوان یکی از گزینه های اصلی تامین خوراک خود یاد کنند.
با این همه، بر خلاف شهرت و محبوبیت جهان گیر این دانه ی چند رنگ، روش های مختلف پخت برنج چندان شناخته شده نیستند. به همین جهت بر آن شدیم تا با پرداختن به روش های مختلف پخت بر
استحقاقی چی میدن؟

استحقاقی یه سری وسایل مورد نیاز سربازان است که ادعا می کند به صورت رایگان به سربازان میدن ولی بعدا که حقوق شما رو واریز می کنن می بینید که کم کردن ! استحقاقی ما که نیروی انتظامی بودیم به شرح زیر بود:
کوله نظامی بزرگ = که همه چیز رو میریزین توش و بعدا اگه چیزی رو بخواین دوباره باید همه رو بیرون بیارید !دو عدد لباس نظامی بزرگ = دو تا کوچک بودن و مجبور شدم با کلی لابی بگم برام از انبار لباس مناسب بیارن .
دو عدد شلوار بزرگ = دو تا اند
دانلود آهنگ جدید فرشید هلالی بمونی برام
Download new Music Farshid Helali Bemooni Baram
آهنگ جدید فرشید هلالی بنام بمونی برام
پیش من بشين آخ حالمو ببین یه حسی دارم که مثل حال جنونه
همه حرفاتو بزن فقط توی گوش من دلم میخوادت همیشه یادت بمونه
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ بمونی برام
 
آهنگ های فرشید هلالی
1. 
یه دختر تین ایجر امریکایی تو اینستاگرام بود از مدل میکاپ هایی که میکرد خوشم میومد یه مدت کوتاهی فالوش کرده بودم خیلی mess بود پدرش معلوم نبود کجاست، مامانش هم نمیخواستش، و پیش مادر بزرگش زندگی میکرد، ماریجوانا میکشید و شاید چیزهای دیگه که نمیدونم من اسمشونو. یه روز لایو گذاشته بود و میگفت مادربزرگم هم از خونه بیرونم کرده و الان هوم لِس ام و در ماشین می زی ام، و همزمان هم داشت ماریجوانا میکشید، براش کامنت گذاشتم واقعا بیوتیفولی تو، با
دلیل نمیخواد باید یه مداد برداری, تنبلی رو هم بزاری کنار و شروع کنی به نوشتن ! البته عصر تکنولوژیه پس باید لپتابت رو روشن کنی, بشينی پشتش و زور بزنی به مخت تا یه موضوعی برای نوشتن پیدا کنی بعد مانور بدی روش و بشه یه نوشته که بفرستی برای گروه نویسندگان متواضع تا دوستانی بهتر از آب روان  بخونن و به به چه چهی نثارت کنن و یا نقدی بفرماین تا شاید به خود آیی و به خدایی رسی ،بزارین حالاکه بحث نوشتن شد یه سرکی بزنیم به خاطره ی چند سال پبش دوره ی دبیرستان
صوت: URL
خلاصه جلسه هفدهم:  علل مستقیم بیماری

موارد ابتلا و گناه و اجل که در جلسه قبل گفت شد علت اول (بین علت‌ها علل اول) غیر مستقیم ببوده و علل مستقیم نیست باید چیز دیگری (غذا و نوشیدنی و هوا و فضا و ژن و اختلاف طبایع و مواردی )باشد تا علت تحقق بیماری باشد و بدن بواسطه آن بیماری شود
گناه موجب می‌شود که ساعت بیولوژیکی بدن به هم بریزد
بیشتر صحبت در پزشکی در حول این علل مستقیم است
اولین علل مستقیم:  زیاد خوردن (اسراف در خوردن)

اصل اول طب اسلامی است 
ایمان نامی رو داشتیم کارشناسی که همیشه بود. عذر میخوام به خاطر این صراحت بیان ولی هروقت میخوام ایمان رو توصیف کنم نمیتونم به عنوان اولین و مهمترین ویژگی بارزش این رو عنوان نکنم. این بشر همیشه رها و عریان تردد میکرد و ما هم روزی هزار بار  سجده شکر به جا میاوریدیم که اون یه قلم پوشش رو رعایت میکرد و مارو بیشتر از این عذاب نمیداد . پسر عجیبی بود. یه جور کولی خوابگاهی بود. خودش یه اتاق دونفره داشت ولی نمیدونم چرا همش اتاق ما پلاس بود و وقتی خیلی
خانوم خونه ت یعنی همونی که :) . اخرشب کرم مرطوب کننده
میزنه به دستاش ،،
چون از صبح که بیدار میشه
مشغول کار های خونه س و
دستاش خشک میشن و 
کرم نرم کننده میزنه ! 
و توی مرد فقط بوی اون
کرم رو متوجه میشی و
میگی چ بوی خوبی دارع این کرم
و متوجه درد و خشکی دستش
نیستی !! فقط دستای یک زن نیستک چروک و خشک میشن و با نرم کنندهمیپوشونه خشکی دستشو که مردش نفهمه :)قلب یک زن هم چروک و زخم میشهـ با محبت
 میپوشونه روشو ک مردش نفهمه ‌:)هیچ گاه یک مردمتوجه اندوه های پ
رژه یکی از بیخودترین بخش های سربازی محسوب میشه. حتما رژه نیروهای مسلح رو در تلویزیون دیدین. هفته اول آموزشی بودیم که جناب سروان فلانی (اسم نمیارم ، از اسرار پادگانه) ما رو برای رژه برد. نحوه کار چنین بود که باید به جلو می رفتیم و با فرمان گردان حرکات مختلف رژه رو انجام می دادیم که بیشتر به بالا آوردن پای چپ مربوط می شد. قبل از اینکه بیشتر بحث رو ادامه بدم یه نصیحت دارم. جوگیر نشید و پاهای خودتون رو به زمین نکوبید و گرنه مشکلات زیادی از جمله کمر د
من باب ارتحالیدیِ خودمون که امسال افتاد رو 15 16 خرداد و هدر رفت، عرض کنم خدمتِ شما که امروز در کانادا Victoria Day هست و تعطیل. بدین دلیل که ملکه ویکتوریا 24 می دنیا اومده. و اینا اولین دوشنبه ی قبل از 25 می رو به عنوان روز گرامیداشتِ این بزرگوار جشن میگیرن. جهتِ اینکه حتما بیفته رو دوشنبه. یعنی اول اینطوری بوده که 24 می رو تحت هر شرایطی تعطیل می کردن، مگر اینکه یکشنبه باشه که در اون صورت 25 می تعطیل می شده. بعد تصمیم میگیرن که اولین دوشنبه ی قبل از 25 می رو
این روزا، برام روزای عجیبیه. عجیب و منحصربفرد. پر از سرخوشی و تعلیق. پر از امید و ناامیدی. قبل از کنکور میدونستم که تا مدتها ازم میپرسن: خب. چیکار کردی؟ ولی اینقد مطمئن بودم که اگر خوب نباشم بد هم نیستم، که به جواب این سوال خیلی فکر نمی‌کردم.همیشه توی هر آزمونی که تو عمرم دادم، مهمترین هدفم این بوده که نارو نخورم. این که اگه یه درسی رو خوندم و رفتم سر جلسه، هر چقدر که بلد بودم، (حتی خیلی کم) بتونم خوب بیارمش روی صحنه. یعنی از همونی که بلدم بهتری
یک:
فروشنده ی سیب توی خواب من !.
گفت:
نخور!می فرستندت .بیداری!
دو:
کلوچه های داغ و فنجان چای انگلیسی .
من انتخاب مب کنم .
کمر باریک ناصرالدین شاهی .چای لاهیجان!
سه:
قدیم .
دوستم داشتی .
میان جمله های کوتاه .
امیدم می دادی به عشق!
جدید.
هی حرف می زنی .هی حرف می زنی .
مردم.
کو؟
جمله ای درباره ی عشق!
چهار:
دستت را بریده ام و پسبانده ام .به مغز سپیدم!.
نوازش و داشتن و دست .
همه با هم . توی شادی من . دست دارند!
پنج:
به زور وادارم کرده ای به خداحافظی .
آموزش ساخت استیکر متحرک تلگرام

تلگرام تو نسخه جدید خودش قابلیت استیکر متحرک رو اضافه کرده که مورد استقبال کاربراش قرار گرفته. ما تو این آموزش قصد داریم روش ساخت این نوع از استیکر ها رو آموزش بدیم.
 
نحوه ساخت استیکر متحرک در تلگرام
شما برای این کار باید از نرم افزار هایی استفاده کنین که قابلیت طراحی وکتوری داشته باشن و بعد از اون باید خروجی رو از اون نرم افزار وارد برنامه افترافکت کنین که کار با اون نرم افزار از اهداف این آموزش نیست! پس مستق
مکالمه ی اینجانب(اینترن اطفالی که فردا مورنینگ داره) با مجتبی اینترن طب اورژانس!
_سلاااام بر آقای دکتر خوشتیپ گرل کیلر!
+بگو?(به حالتی به تخمم وار)!
_میگم چیزه.خوبی?
+کاری داری بگو،میشنوم.
_مجتبی جون مادرت تا صبح برا اطفال ویزیت نذارین ما مورنینگ داریم.
+اوه،گرون تموم میشه.
_تو جون بخواه عزیزم.بعد اتمام کشیکت قرار دم بوفه:D
+حالا تا فکرامو بکنم.
_مجتبی لوس نشو خداوکیلی نذارینا.
+دیگه داری وقتمو میگیری خانم دکتر.
:////
*تو بیمارستان اصولا خر ا
یکی از موضوعاتی که در موردش زیاد بهم پیام میدن
موندن سرلاک در چینه دان و هضم نشدنشه
دوستان این مشکل دلایل مختلفی داره
من جمله فاسد بودن سرلاک
متاسفانه آمار سرلاک های تقلبی تو بازار خیلی زیاد شده و تنها راه تشخیص سرلاک اصل از قلابی اینه که تو اب حل بگیرید
اگر سرلاک ته نشین شد بدونید سرلاک فاسده
ورم روده از دیگر دلایله
ورم روده هضم و جذب غذارو به شدت کاهش میده
ناوارد بودن در آماده کردن سرلاک از دیگر دلایله
این مشکل از اونجایی شروع شد
که چیزی به
من سه تا خواهرزاده دارم؛۶ساله و ۲ ساله و ۶ماهه که ۶ساله و ۶ ماهه برادرن و ۲ ساله پسر خاله اشون.
تو منطقه ی ما پیشوندهای خاله و دایی و. به صورت پسوند میاد.
۶ساله منو سعیده خاله صدا میکنه.
۲ ساله میخواست بگه سعیده خاله بلد نبود، یه بار شنید سعیده حاجی ( که همسایمونه) فک کرد به من میگن برا همین سعیده حاجی صدام میکنه.
حالا یکم از ماجراهامون بگم:
چند روز خواهرم به ج (۶ساله) میگه تنبیهت اینه بری تو اتاقت از تختت پایین نیای تا صبح.
ج میگه اگه من تنبیه بشم
     سلام! خوبین؟ چه طور مِطورین؟!     امروز دیگه آخرین روزِ اُلمپیک بود، و آخرین روزِ انتخاب رشته :دی و من بعد از بازگشت از تعطیلات هاوایی و یک ماه و اندی دوری از میادین لازم دیدم کار رو از سر بگیرم!!     الان فقطِ فقط میخوام یه توصیه بکنم بهتون و اونم شرکتِ هر چه زودتر توی آزمونای آزمایشیه. نسخه ی خاصی واسه هیچ کس ندارم و نیست، ولی اگه تونستین هم سنجش رو بدین هم قلمچی رو، به شرط این که واقعاً با تصمیم خودتون باشه و بدونین که میرسین. اگر هم تداخل
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب