نتایج مطلب ها برای عبارت :

بازگشت عششقم با پشیمانی میشه زود اتفاق میافته

چرک مرده شدن یه اصطلاحیه که برای لباس ها یا به طور کلی پارچه ها به کار میره وقتی که از یه لکه ای که روی یه پارچه ست مدت زیادی بگذره و اون لکه به بافت پارچه بشینه پاک کردنش سخت تر ميشه .
حالا شما قلب و روح بشر رودر نظر بگیر روزانه چقدر این اتفاق براش ميافته؟  هرکدوم ما چقدر زخم های قدیمی روحمون چرک مرده شدن؟ 
خلاصه که روحتون چرک مرده نشه عزیزانم لباس فدای سرتون .
استوری هاشُچك میكنم حالم بد ميشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت ميشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب ميشه؟
استوری هاشُ چك میكنم حالم بد ميشه بدم میاد هی بیش از پیش بهم ثابت ميشه كه عاشق بوده شكستِ عشقی خورده دِ خب لعنتی یه نگاه به منم بنداز منم ادمم احساس دارم دوستت دارم چرا منُ نمیبینی؟ چرا منُ میبینیُ به رویِ خودت نمیاری؟ میدونی قدرتت در برابرِ قلبِ من در حدیه كه اگه بهم شماره ندی شكستِ عشقی محسوب ميشه؟
بعضی‌ چیزها از دور قشنگه!
اینقدر خواستنی که همه هوش و حواست رو میبره؛
اما وقتی‌ نزدیکش میشی میبینی نه!. 
اونقدرها هم که به نظر میرسید برات جذابیتی نداره.
گاهی عشق هم همینطوره!
از دور یه رویای شیرینه؛خواستنی و ملموس.
دلت میخواد برات اتفاق بیفته؛
که اگه بیفته .اگه لمسش کنی.اگه بلد باشی مثل نسیمی خنک رو تنِ داغِ آشفتگی هات میشینه و همه وجودت رو جونی دوباره میبخشه.
اما اگه اتفاق بیفته و بلد نباشیش،جای اینکه به دِلِت” بیفته،از سَرِت" میفت
سلام
هیچوقت فکر نمیکردم روزگاری به اینجا برگردم
و این بازگشت دلیلش تنهایی و دوری از همه دور و بری هام باشه
مطمئنم اینجارو کسی سرنمیزنه برای همین امن ترین جاست برای حرفای دلی که ته نشین شده اند
خلاصه من برگشتم به امید بهتر شدن حالم.
17تیرماه1398
ساعت03:50بامداد
#جاوید
الان یه جور نبردی درونم داره اتفاق میوفته اسمشو میزارم نبرد من
چون جنگی درون من اما بی سرو صدا داره اتفاق میوفته درون تفکراتم
افکارم در یک لحظه به هم میریزن و در لحظه ای دیگه سرشار از سکوت میشن
تشنه پیشرفتم اما تمایل برای بازگشت به حالت س منو داره از حرکت باز میداره
میخوام قدم بردارم به سمت رویاهام
اولین قدم!
اهسته و بی سروصدا
حال این روزهام من رو یاد وقتى میندازه تو سن تعیین كننده ى زندگیم بودمو و مات و مبهوت مونده بودم از بى پشتوانگى و كوتاهى دستم چه روزهاى افسردگى سختى بود چجورى اون افسردگى رو پشت سر گذاشتم؟!.مگه ميشه؟! مگه ميشه یكم این زندگى براى ما نچرخه؟! خدایا مى خوام زندگى كنم . مى خوام زندگى كنم.همه انرژى ام پاى حسرت هام داره تلف ميشه متنفرم از این شرایط . متنففففففر! بخدا این زندگى نیست خدایا حالا میگم سخت ترش رو نذار تو دامنم لطفا! كمى كوتاه بیا! 
کاری به پیشرفته‌تر بودن یا نبودن جوامع غربی نسبت به خودمان نداریم. واقعیّت این است که آنها به هر حال نسبت به ما تسلّط دارند. راه نجات از این تسلّط چیست؟ پاسخ سنّت‌گرایان مشخّص است: بازگشت به داشته‌های خود و مقابله با داده‌های بیگانه؛ امّا سؤال مهم این است که: مگر ما در ابتدای تسلّط غربی‌ها بر خودمان، از داشته‌های فرهنگ و تمدّن بومی‌مان بیگانه شده و به غربی‌ها گرایش داشتیم که حالا با بازگشت به آن بخواهیم از چنگال غرب خلاص شویم؟؟
موضوع، ک
هر سال موقع اعلام نتایج کنکور حالم گرفته ميشه؛ به طور نامحسوس. هر سال یادم ميافته نتیجه من چیزی نبوده که در شان من باشه. هرسال حس شکست کنکور تازه ميشه. و هر سال کنار همه‌ی اینا دلم میخواد رشته مورد علاقه م رو میخوندم  من یه رتبه خوب کنکور ریاضی به دلم بدهکارم. 
بازگشت شیرین برده جنسی داعش به زادگاهش، یک زن ایزدی که بیش از دو سال در بند گروه تروریستی داعش بود اکنون به زادگاه خود شهر سنجار بازگشته است.
به گزارش چفچفک، شیرین که اکنون 25 سال دارد دو سال و هشت ماه به عنوان برده جنسی در دست گروه تروریستی داعش بود تا اینکه در جریان آزادسازی شهر موصل توسط نیروهای ارتش موفق به فرار شد.
پدر و مادر شیرین سال 2014 به دست عناصر تروریستی داعش کشته شدند قتل عامی که سازمان ملل از آن به عنوان نسل کشی ایزدی ها نام برده ا
ماه رمضان 1398 یه 8 روز ميشه شروع ميشه و من كه روزه نمیگیرم و مصیبت دارم كه سیگار كجا بكشم و نهار رو چه كنمروزه دارها راحت ترن نسبت به كسایی كه روزه نمیگیرن.دیروز ساعت 17 تا 18 ماشین روزه دارمون بهراد رو یدن.پراید دست بهراد همون قرقی خودمه ،مدل 1380.از صبح امروز درگیر دادسرا و كلانتری بودم ماشین رو بردن و كاری نمیتونیم بكنیماینم شانسمون.توكل به خدا. 
ساعات کاری ادارات استان گلستان طبق رویه قبلی از ساعت ۷:۳۰ صبح آغاز می‌شود.سرپرست معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری، استان گلستان طی اطلاعیه ای از بازگشت ساعت کاری ادارات استان به رویه قبلی خبر داد و اعلام کرد: از روز دوشنبه هفدهم تیرماه ساعات کاری ادارات از ساعت ۷:۳۰ آغاز و تا ۱۴:۳۰ ادامه خواهد داشت.نودیجه آنلاین
نکته شماره ۱
-------------------------------------------------------------
ارزش فعلی خالص یا NPV چیست ؟
جو نایت می‌گوید: ارزش فعلی خالص یعنی ارزش فعلی جریان‌های نقدی با نرخ بازدهی موردنظر در پروژه‌ی شما، در مقایسه با سرمایه‌گذاری اولیه.» در عمل، ارزش فعلی خالص روشی برای محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه یا ROI مربوط به یک پروژه یا سرمایه‌گذاری است. با درنظرگرفتنِ تمام پولی که انتظار دارید از آن سرمایه‌گذاری به دست بیاورید و بیان آن بازگشت سرمایه براساس ارزش پول امروز، می
عید = باز گشت
فطر = طبیعت؛ خلقت اولیه
عید فطر = بازگشت به طبیعت اولیه = بازگشت به تنظیمات کارخانه
علیه السلام:
انّ ادنی ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان ابشروا عباداللَّه فقد غفرلکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تون فی ما تستأنفون»
براستی کمترین پاداش مردان و ن روزه‌دار این است که فرشته‌ای در آخرین روز ماه رمضان آنها را ندا دهد: بشارت باد بر شما ای بندگان خدا! که گناهان سابق شما به تحقیق آمرزیده شد،
لشگرکشی کوروش کوچک یا بازگشت ده هزار نفر (آناباسیس) نوشته گزنفون اثرى است درباره لشکرکشى کوروش کوچک بر ضد برادر خود اردشیر دوم به امید دستیابى بر تخت و تاج شاهنشاهى ایران. 
چون کوروش در میدان نبرد کشته شده بود این کتاب در واقع شرح عقب نشینى ده هزار نفر چریک یونانى است که جزو سپاهیان او بودند. این عده از حوالى شوش از راه کردستان و آذربایجان غربى ابتدا به کرانه دریاى سیاه و سرانجام به مبداء عزیمت خویش در حدود غربى آسیاى صغیر بازگشتند.
از قرا
از بیرون اومدم ماسك موهامو گذاشتم منتظرم تایمش تموم شه برم دوش بگیرم.تازه رسیدم خونه.اومدم تو اتاقم در بستم كه صدای هیچكس نشنوم.خیلی ناراحت شدم امشب.خیلی زیاد.دلم به حال خودم سوخت كه باید همچین وضعیتی رو تحمل كنم.خیلی خسته ام از این وضعیت.ولی میدونم میگذره تموم ميشه راحت میشم از همه این سختی ها.دختر خالم سالها قبل یه حرفی زد كه هنوز تو ذهنمه.اونشبی كه این حرف زد با خودم فكر كردم مگه ميشه ادم همچین حسی داشته باشه؟ اصن امكان ندارهول
به نظرتون چه شکلی ميشه که پسری از دختری که ازش بزرگتره خواستگاری میکنه؟؟؟برای یکی از آشناها پیش اومده مغزم داره همینطور ارور میده!
دارم به این اتفاق فکر میکنم و بیسکویت ساقه طلایی سق میزنم و نوشته روی جعبه بیسکویت بدجور مخمه .ساندویچی و نرم!خیلی دوست دارم تعریفشونو از نرم بدونم.!
همین 
هزار سال منتظر یه اتفاق خوب باش ، عمرا اگه اتفاق بیفته!بعد اتفاق هایی که اصلا احتمالش رو نمیدی بیفته ، چنان طوری از اون بالا میوفته رو مَلاجِت که دیگه نمیتونی راه بری.
یه توصیه برادرانه می کنم بهتون.جزئی از جامعه منتظر نباشید.هیچ کس قرار نیست بیاد . قرار نیست یکی  بیاد و زندگی ما رو گل و بلبل کنه و با انتظار هیچ چیز درست نميشه.در مواقع سختی ،  یکی از راه های تسکین روح ، پناه آوردن به واژه انتظار هست  ولی انتظار مثل ماده مخدر میمونه و جز توهم و تب
  سلام خوبید ؟
  عجب زندگی شده نمیدونم حکمت خدا چیه که تویه هر شری یه خیری قرار داده تویه هر غصه ی یه شادی قرار داده نمیدونم بهتون چی بگم ؟یه اتفاق خوبی افتاد که پشت سرش یه اتفاق هم خوب بود هم بد ،این روزا حال و حوصله ندارم همش بی حسم بی جونم به شدت کاهش وزن داشتم و نمیدونم چیکار کنم به حرف کی گوش کنم ؟دلم یا.تاحالا شده برا شمام اتفاق بدی بیوفته که داخلش شادی باشه ؟چیکار کردید اون موقعه به بدش فکرکردید یا خوبش ؟اگه خوبش پس با بخش بدش چیکار کردی
ما خیلی از اوقات مخاطب رو نادیده می‌گیریم. شاید ذهنتون بره به سمت تلویزیون و به طور کلی صداوسیما؛ که از نگاه قشر خاصی، تبدیل شده به نماد جایی که مخاطب رو نادیده گرفته و هر کاری دلش می‌خواد، می‌کنه.اما اگر دقت کنیم می‌بینیم که تقریباً بیشتر رسانه‌ها، بیشتر تولیدکنندگان محتوا، توی این مملکت به مخاطب خودشون احترام نمی‌ذارن. از رادیو و تلویزیون تا رومه‌ها، از شبکه نمایش خانگی تا تلویزیون‌های اینترنتی، از سایت‌ها تا کتاب‌ها و. و این
به خودم میگم رو چه حسابی من صرف این که به این دنیا اومدم باید تصور کنم از نظر علمی تو بدنی باهوش، تاثیرگذار و استثنایی قرار گرفتم؟ چه ومی داره حضورم در این دنیا حتما در چنین موقعیتی اتفاق افتاده باشه؟ میفهمید؟ چه ومی داره فکر کنم حالا که هستم لابد اتفاق خاصیه برای دنیا و باید کار مهمی انجام بدم؟
اگر بگویم اکثر روز های غیر تعطیل دو سال گذشته را در
کتابخانه گذراندم اغراق نکرده ام. از صبح به سالن مطالعه یا به قول رئیس
کتابخانه ی شهر " قرائت خانه" میرفتم و بر سر میز معینی مینشستم و تا
وقتی زنگ پایان به صدا درنمیامد رغبتی به بازگشت به خانه نداشتم. با چند
نفر از افراد درس خوان - شما بخوانید خرخوان- که پای ثابت قرائت خانه بودند
رفاقت و انسی پیدا کرده بودم و تجدید دیدار هر روزه، بر دوستیمان می
افزود. مراجعه کنندگان بسیاری می آمدند و می رفتند
قهرمان هرکس تو زندگی اش خودشه! چه بخواد چه نخواد چون داره خودشو کنترل میکنه نه قهرمانای دیگه رو! امیدوارم رسما با قدرت قهرمان زندگی خودمون بشیم، چیزی که باید اتفاق بیفته!
فضای وبلاگ نویسی به طور محسوسی تو این گرمای تابستون داره سرد ميشه؛ وبلاگ ها حذف میشن! نویسنده ها خداحافظی میکنن!what's ing on!?
اصولا هر کسی که وارد ماراتن کنکور ميشه دوست داره یک دونده ی خوب باشه و از همه جلو بزنه و زود تر به خط پایان برسه اما این خوبه یا بد؟
تند خوانی مثل هر مهارت دیگه ای که انسان کسب میکنه اکتسابیه و چیزی نیست که از اول همه بتونن به درستی انجامش بدن پس اگه بخوایم از اول ادای تند خوان ها رو در بیاریم ممکنه ضرر کنیم و چیزی از درس متوجه نشیم
چند تا نکته بهتون میگم تا با رعایتش بتونین سرعتتون رو توی خوندن افزایش بدید
۱- خط بردن و خط کشی زیر جملات کاریه که
دانلود آهنگ جدید محمد اسدی اتفاق خوب
Download New Music Mohammad Asadi Etefaghe Khob
آهنگ جدید محمد اسدی بنام اتفاق خوب
تو برام یه اتفاق خوبی که تکرار نميشه جز تو هر عشقی بیاد توی دلم تکراری ميشه
تا تهش با من بمون تا عشقمون همیشگی شه سر بذار رو شونه هام از عشق بگو مثل هميشه
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ اتفاق خوب
 
آهنگ های محمد اسدی
به قول دوستی، همه قوانین و اصول فیزیک تو زندگی روزمره مون هم مصداق داره!

یکی از کمیت های فیزیکی، گرمای نهان» هستش.
به طور خلاصه گرمای نهان، به مقدار انرژی لازم جهت تغییر فاز یک ماده اطلاق ميشه.
به عبارتی، مثلا برای اینکه یه تکه یخ با دمای صفر درجه سلسیوس، به آب صفر درجه تبدیل بشه، مقداری گرما(انرژی) نیاز داره که به اون انرژی، گرمای نهان میگن.
وجه تسمیه‌ش هم به این دلیله که انرژی داده شده به ماده باعث تغییر دمای ملموس ماده نميشه، اما این انر
بگذارید همین اول بگویمتان که من گم شده‌ام! یک جایی وسط راه خودم را گم کرده ام. من گم شده‌ام و این گزاره انقدر قطعی و بی بازگشت است که توان گفتن چیزی برایم‌ نمی‌گذارد فقط میدانم‌ که روزی هزاربار به تمام گوشه‌های این شهر سرک کشیده‌ام‌ پی خودم و بازنیافتم آن جسم بی جان را، آن چشم‌های افتاده ته کاسه سر را و حتی آن سایه‌ی کمرنگ و بی جانی را که در تمنای آفتاب دم‌ غروب کش آمده در خیابان‌های همین تابستان. من یک چمدان دلتنگیم که روز به روز سنگین‌
دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی به نام اتفاق
Roozbeh Bemani - Etefagh
ترانه : روزبه بمانی ؛ موزیک : احسان نی زن ؛ تنظیم : سعید زمانی
+ متن ترانه اتفاق از روزبه بمانی
مثه چشامی / مثه نفس کشیدن شدی برام هَوامی
برو به هر کی پرسید ازت، چرا باهامی / بگو خدامی

ادامه مطلب
یکی از چالش های بزرگ بشر، بحث جبر و اختیار بوده و است. و از ابد تا ازل نیز خواهد بود. ولی جدای از جواب این چالش بی جواب، درست در زمانی که همه چیز خوبه و سرجاشه، باید منتظر یک اتفاق یا خبر بد بود. و یا بالعکس! این است جبر زندگی! و جدای از داوری در مورد خوب یا بد بودن این اتفاق، هرکسی یک نوع برداشت از این ماجرا دارد. بهرحال بشریت هزاران سال است که در پی یافتن معمای زندگی، جبر و اختیار و مرگ است. و شاید هیچ وقت نتواند جوابی برای این موضوع پیدا کند.
به طور رسمی ، دو روز دیگه تا فارغ‌التحصیلیم مونده . البته ۳تیر یه امتحان جامع داریم ولی خب حس جالبیه که در جواب سوال تموم نکردی ؟ بگی دو روز مونده 
از چهارسال اتفاق‌های عجیب و دیدن آدم‌های جورواجور و تحقیر شدن‌ها به دست استاد و پرسنل بیمارستان و همه همه، حالا فقط دو روز مونده و میدونم که این چهارسال فقط نمونه‌ای بود از اتفاق‌ها و آدم‌هایی که تو سال‌های آینده زندگی پیش روم قرار میده  
بی‌انصاف نباشم ، روزهای خوب ، حس‌های خوب و آدم‌های
هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت،باید آنهارا همانگونه که یکبار اتفاق افتاده اند تنها به خاطر آورد.
*
آنطور که دوست داشتم تمام نشد!
دوست داشتم ماری برگردد یا اتفاق بهتری برای هانس بیوفتد.
از کتاب هایی بود که شاید پاراگراف به پاراگرافش را دوست داشتم.
چرا عده‌ای با خوردن "آب" هم چاق می‌شوند + راهکارهای لاغریچرا عده‌ای اصلاً چاق نمی‌شوند و عده‌ای هم به‌قول خودشان با خوردن آب چاق می‌شوند؟ بهترین راه‌ لاغرشدن بدون بازگشت، خارج‌کردن رطوبت از بدن و در نتیجه تحصیل سلامتی است. در دنیای امروز، کاهش وزن و درمان چاقی برای بسیاری به یک معضل تبدیل شده است؛ بسیاری از بیماری‌ها رابطه مستقیم با ازدیاد وزن دارند که از جمله می‌توان به کبد چرب، دیابت، فشار خون، درد مفاصل، تنگی نفس، برخی از مشکلات گ
از بدی های دانشگاه ميشه به سرکوب کردن انگیزه و خلاقیت با ارائه درسای چرت و به درد نخور و صد البته سخت با استاد عقده ای اشاره کرد . یعنی جوری هست که یا باید مثل خر درس بخونی و یا هم بچسبی به کارت و یه فنی چیزی یاد بگیری و این دو با هم هیچ موقع اتفاق نمیوفته مگر اینکه قید یکی دیگه رو بزنی . که دومی رو ترجیح میدم
#بدی_های_دانشگاه
خلاصه داستان:
داستان از آن قرار است که لیدا به همراه همسرش به یک مهمانی دعوت می شوند. کیوان دوست این دو نفر،
با فرد جدیدی به اسم رها آشنا می شود و او را هم به مهمانی می آورد. این
چهار نفر در راه بازگشت به منزل با یک چیز یا کسی تصادف  می کنند و فرا
ادامه مطلب
#پارت_20
#متغیر
ماقراره کل روزو باهم باشیم و آیا قراره که کل روز اینقدر کسل کننده باشه؟؟؟!
بی تفاوت،به کارش ادامه داد. عصبی چاقو رها کردم
 +ای بابا
ترسیده برگشت سمتم دلم میخواست خفش کنم انگار عقده کرده بودم و باکارهای این درحال فوران کردن بود
-هیسس اروم باش دختر من فوقش تا فردا اینجا باشم.
+چی!!؟
-قانون همینه 
آهی کشید و ادامه داد باآمدن خدمتکار جدید اون قبلی میره دیگه.
 +یعیعنی من داخل این خونه که اندازه یک شهر هست تنها میشم؟! 
با سر حرفمو تا
سلام
بعد از مدت ها خودم رو مجبور کردم بنویسم.هرچقدر که تونستم و از هر چیزی که به ذهنم اومد.
از همین حالا هم خسته شدم! اونقد حرف ننوشته و نگفته دارم که کلا قر وقاطی شده ذهنم ولی خب ميشه نوشت کم کم.و از همین الانم هم بنویسم باز خوبه موضوع جدید دیگه اضافه نميشه به نگفته ها
ده روزی ميشه که داداش رفته تهران برای کارش و خب کار پیدا کرد و موندگار شد. دو سه روز پیش هم چمدون وسایلشو فرستادیم براش و این روزا هممون دلتنگشیم. این هم یه مرحله زندگی ما سه تا بو
فردا قراره یه تصمیم بزرگ بگیرم. یه اتفاق بزرگ تو زندگیم قراره بیفته.
بعد از اون همه روزهای سخت و طاقت فرسا، چند روز خوب به لطف خدا رسید. حالا که اون مشکلات حل شده و امیدوارم آتش زیر خاکستر نباشه، فردا باید یه تصمیم بزرگتر بگیرم.
اینجا می نویسم که یادم باشه
خب بعد 2 ماه و نیم به شهر لعنتیم برگشتم . البته دیگه فقط شهر خودم لعنتی نیست کل این کشور شده لعنتی بنا به دلایلی بعضی وقتا احساس خفگی بهم دست میده . ولی تا وقتی که اینجام سعی میکنم از جامعه فاصله بگیرم و طبق معمول تنها چیزی که میتونه منو سرگرم کنه کد زدن و تمرین برای حرفه ای شدنه .
خب از اینجا بگم براتون تا ظهر خوابم . ساعتا 2 ظهر خوابم بعدش با رفیقم میریم و توی مغازش من مشغول آموزشام میشم . اونم کارا طراحیشو انجام میده . فک کنم کل تابستون همی
به زودی فریادش بلند میشود که ای وای بر من که هلاک شدم ! و در شعله های سوزان اتش دوزخ می سوزد او در میان خانواده اش پیوسته (از کفر و گناه خود ) مسرور بود! او گمان می کرد که هرگز بازگشت نمی کند اری پروردگارش نسبت به او بینا بود (و اعمالش را برای حساب ثبت کرد ) سوگند به شفق .
از ان جهت رمضان (رمض) نامیده شده که سوزاننده ی گناهان هست
و تو چه میدانی شب قدر چیست
رئیس ناپولی در گفتگو با اسکای گفت:" اگر یک مهاجم مناسب پیدا کنیم حاضریم برای جذب او از خود گذشتگی نشان بدهیم. در مورد کوالیارلا، کسانی که خواهان بازگشت او هستند دلیل‌شان علاقه و دلبستگی همیشگی بین اهالی ناپل است ولی خب همه می‌دانند او به خاطر چه مسائلی باشگاه را ترک کرد". دی‌لورنتیس در ادامه گفت:" من روز دوشنبه خبرهای خوبی درباره تابستان امسال به شما خواهم داد".
ای تپل های روی زمین دانلود فیلم تپلی و من رو از سایت شب دی ال پیگیری کنید
این فیلم یک فیلم کودکانه به حساب می آید.
اما اینکه چه کسی همچین نامی رو برای فیلم مذکور انتخاب کرده هنوز مشخص نیست.
تپل به آدمی اتلاق می شه که نه خیلی لاغر هست و نه خیلی چاق
اما در فیلمی که ما میبینیم اون بچه که بازی میکنه تپل نیست بلکه چاقه
اونم نه یه ذره و دو ذزه هزار ذره
راستش ميشه گفت یه جورایی آدم هم ميافته توی شک و نمی تونه فرق سره رو از ناسره تشخیص بده
در هر صورت
برای د
#شرح_اسم
زندگی نامه آیت الله سید علی حسینی ای
#هدایت_الله_بهبودی
در قسمتی از کتاب، علی آقا(مادر اینطور صدایشان می زده) گرفتار تصمیمی می شود که گرفتنش سخت و شاید برایشان آن زمان سرنوشت ساز بوده، ادامه ی حضورشان در قم و تحصیل در آنجا و‌ یا بازگشت به مشهد برای مونس پدر کم بینایشان شدن!
پاسخی شنید که او ‌را به فکر فرو‌ برد، تا جایی که تصمیم گیری را برایش آسان کرد. او‌گفت: از قم دست بکش و به مشهد برو، می دانم که دنیا و آخرتت در قم است و نمی توا
این چیزی که میخوام بنویسم برای خودم اتفاق نیفتاده و دوستم برام تعریف کرده.
این دوستم یه عمو داشت که تو بچگی از بلندی افتاده بود پایین و از نظر ذهنی یکمی مشکل داشت اما به شدت آدم بامزه‌ای بود و کارهای عجیبی می‌کرد.اسمش مثلا عمو حسن بود. باری عموی بزرگترش و زن عموش ( که یجورایی سرپرست عمو حسن بودن) میرن مشهد و اون رو هم با خودشون میبرن. توی حرم عموهه میره زیارت و حسن رو میسپاره به زنش. زن عموهه هم مشغول نماز و زیارت خوندن ميشه. حسن هم همون اطراف می
چندساعتی می‌شود که صفحه شخصی  صدف طاهریان » هنرمند ایرانی بسته شده است و مانند هميشه هر کسی به‌دنبال دلیل و علت اصلی این ماجرا است. اما به‌راستی علت اصلی این اتفاق چیست؟ با ما همراه باشید تا با هم گزینه‌های ممکن را بررسی کنیم تا به دلیل اصلی این اتفاق برسیم.


1. احتمال نخست: او شخصا پیج خودش را دی‌اکتیو کرده باشد. در این احتمال که درصد صحیح بودنش بیش از گزینه‌‌ی سوم است، این احتمال می‌رود که بنابه‌دلایلی وی تا مدتی نامعلوم صفحه شخصی‌اش
عاشق چمدون جمع کردنم!
اصلا یه حس خوبی داره که نگوووو و نپرس!!
وقت بازگشت ما به شهر دانشجویی ست!!
طبق معمول دوباره کتابام بیشتر از لباسام شد!!
من عاااااشق این کتابامم
نودالیتم که لاینفک خوابگاه ست!!یه موقعایی از گشنگی واقعا 
نمیدونی چی بخوری!! البته با چاپستیک میچسبه
پیش از این هم اعلام شده بود که ناپولی برای حضور هر چه قوی‌تر در فصل آینده به دنبال اضافه کردن یک مهاجم به ترکیب خود است. مهاجم سابق ناپولی فابیو کوالیارلا امسال آقای گل لیگ ایتالیا شد تا هواداران ناپولی حسرت از دست دادن او را بخورند. اما دی‌لورنتیس، احتمال بازگشت کوالیارلای 36ساله به ناپولی را رد کرد ولی گفت امروز دوشنبه خبر خیلی خوبی برای باشگاه در پیش خواهد بود و اعلام خواهد شد.
کلی اتفاق خوب و کلی اتفاق بد افتاده و من مثل کسی که پیمانه به دسته گیجم ومنگ. از اتفاقات خوب خوشحال باشم یا غصه دار اتفاقات بد.راستش دلتنگم دلتنگ آرامش و مهربانی بی چشمداشت.تولد دختری و عروسی خانواده همسر باهرسختی بود خوب برگزار شد .اما فشار اقتصادیش کمرشکن شد.ابزار نقاشی برای کلاس دختری کلی هزینه برداشت که خوب دختری با معلم زبانش نیمه دعوایی کرده که چون میدانم علت چیست حف رابه دختری دادم و تصمیم گرفتم ازکلاس عمومی استفاده کنم براش.و ات
سلام
امروز سردردم بهتر شده
چند ساعتی با دوستم بیرون بودم
راستشو بخواید لذتی نمی برم منتهی چون حواسم رو پرت میکنه دوس دارم
نمیدونم شایدم اشتباهه
در درون و تفکر خودم دارم تغییرات و تفکراتی حس میکنم 
چیزهایی که باعث پیشرفتم ميشه
به دعای تک تک شماهایی که شابد این مطالبم رو میخونی نیاز دارم
زندگیم عجیب به یک اتفاق خوب نیاز دارد
کاش میشد برم مشهد
بیخیال
میخوابم
خدا نگاهم میکنی؟؟
شب بخیر
حق‌شناسان، خود را ممنون خداوندی منّان» می‌دانند
که روش بالندگی را به ایشان آموخته است و به‌خوبی آگاهند که
سرمستی شوخ چشمان از گردنکشی نسبت به پروردگارشان ناپایدار است.
خوب است
ناآگاهانی که تصور می‌کنند به کار بستن رسم نیکخواهی به نیکی‌های خداوند محسن» می‌افزاید
یا ایستادگی در برابر راستی‌ها از جلال خداوند صمد» می‌کاهد با نگرشی حاجتمندانه
به رسوم یکتاپرستی بنگرند.
ولی چقدر
گول‌اند کانایان بی‌برکتی که چاکری‌اشان در برابر خداون
معجزه، معجزه، معجزه! معجزه محمد (ص)، معجزه عیسی (ع)، معجزه ابراهیم (ع)، معجزه موسی(ع)
تعریفمون از معجزه‌ها چیه؟ معجزه‌ها کی اتفاق می‌افتند؟ آیا تا به حال در زندگیتون معجزه رخ داده؟ 
تعریف من از معجزه در زندگی اینه: " افتادن یک اتفاق درست در زمانی که امیدی به رخ دادنش نیست!" 
به نظر من قرار نیست توی زندگی معمولی ما، عصایی تبدیل به اژدها بشه، ماه از وسط نصف بشه یا آب رودی شکافته بشه! چون من یک ولی نیستم، من یک آدم معمولی‌ام. همین که صبحت رو با صدای
۱۹ اردیبهشت هر سال برا من یاد آور دوتا اتفاق خیلی مهم تو زندگیمه!
یکیش شیرینه شیرین و اون یکی تلخه تلخ!
نمیدونم چرا هميشه چربش تلخی تو همه چیز بیشتر از شیرینیه و بیشتر ذهن رو درگیر میکنه تا شیرینی، به همین خاطر تلخیه اون اتفاق، شیرینیه اتفاق دیگه رو از بین برده.
۱۹ اردیبهشت ۸۶ بود که از یه ماه قبلش حال بابا به وخیم ترین حالت ممکن خودش رسیده بود و تو بخش مراقبتهای ویژه بستری شده بود ، حتی برای یه لحظه هم تو طول بیماریش به رفتنش فکر نکرده بودم حتی
اومد
الان که دارم مینویسم استخونای صورتم درد میکنه .
خراب بود حتی خیلی خراب تر از چیزیکه فکرشو میکردم
از اون موقه تا الان دارم گریه میکنم . فکر کنم تا یه سال دیگه این وضع ادامه داره
از اون موقه تا الان نخندیدم  و فکر نکنم به هیچ دلیلی تا سال دیگه هم بخندم
(البته اینجوری شبیه کسی میشم که خیلی ازش بدم میاد ولی چیکار کنم ؟  حالم داغونه)
هرجور فکر میکنم  هیچ اتفاق خوشحال کننده ای ممکن نیست بیوفته . اما نا راحتت کنندهه هاهیچ وقت تموم نمیشن
خودمو تو ا
غر زدن ممنوع تا اطلاع ثانوى! حالا كه دارمش عشق رو میگمحسرت بى حسرت ! همه چى حل ميشه .به قدرتش ایمان دارم. باز هم عشق رو میگم تنها معجزه اى هست كه دستهایت رو محكم میگیره و از منجلاب كرختى بیرون میكشه و دستهامو میذاره تو دست هاى مهربان تو باید زندگى رو ساخت من زندگى رو با تو میسازماى عشق
اخیرا چندین پست نوشتم که هم مبهم بوده هم ظاهرا مهم بوده نقشش واسم که اینجا باعث سوبرداشت شده و از اونجایی که مخاطبینم بهم لطف دارن و نگرانم میشن نمیخواستم بی جواب بذارم
اولین و مهمترین نکته اینه که میم همچنان با همون نقش و اهمیت توی زندگی من هست(خواهد بود)و پستها هیچ ربطی به اون نداشتن. راستش ماجرایی که اتفاق افتاد بین دوست مشترکمون با من و میم و مادرم بود
و راجع به خود اتفاق هم بگم که صرفا یک مکالمه بین دو نفر دیگه بوده و من و میم فقط تماشاگر
حالم خوبه. اینو فکر کنم از توی همین روزنوشت‌ها هم ميشه فهمید. ماه رمضون امسال تقریباً هر روز یه اتفاق داشت. (غیر از اتفاقِ بدِ جمعه، بقیه خوب بودن.) اتفاقاتی که باعث شدن حالم خوب باشه.خیلی جالبه که بیشتر از تعطیلات نوروز، مهمونی‌ها و دیدوبازدیدهامون رو امسال توی ماه رمضون تجربه کردیم. تقریباً هر روز مهمونی رفتن، مهمون اومدن، بیرون رفتن و. یه جورایی انگار داره به فرهنگ تبدیل ميشه. حتی اگه روزه نباشی، می‌بینی که اونقدر افطاری دعوتت می‌کن
ادامه اصلاح یا بازگشت به صعود؟دیده‌بان بورس یکشنبه (۱۵ تیر)
روز گذشته شاخص کل بورس بیشترین میزان افت از ۲۳ اردیبهشت ماه را به ثبت رساند و به میانه کانال ۲۴۵ هزار واحدی بازگشت. با این وجود حجم محدود معاملات و رصد جزییات دادوستدها گواه آن بود که فشارهای فروش همچنان محدود است و عجله‌ای برای خروج از فضای عمومی سهام به چشم نمی‌خورد. در حالی که باقیمانده مجامع بزرگ و انتشار گزارش‌های ۳ ماهه همچنان محرک‌هایی جدی برای پیشروی سهام هستند
باید بنویسم تا هیجانم تخلیه بشه 
امروز اتفاقی افتاد که مدت ها بود منتظرش بودم اما وقتی اتفاق افتاد من تمام بدنم داشت میلرزید از خجالت داشتم منفجر میشدم و دلم میخواست بلند بلند بخندم و به طور کلی هیچ کدوم از واکنش هام دست خودم نبود و خیلیییی خوشحالم که وقتی اتفاق افتاد تنها نبودم وگرنه قطعا افتضاح تاریخی به بار میومد D:
+من هیچ کاری رو پنهانی نمیتونم انجام بدم هیچ وقت کلا بلد نیستم و بشدت ادم ضایعی هستم و هميشه اولین کسایی که متوجه میشن ادم ها
هوالرئوف الرحیم
زیارت آقا شب تولد اتفاق افتاد.
همه کارهام رو تو صحن کوثر انجام دادم. نماز مغرب و زیارتنامه و نماز زیارت. 
وقتی وارد حرم شدیم به خودم و بچه ها و رضا نگاه کردم. که تنهایی آروم آروم تو اون جمعیت وارد صحنها می شدیم. اونم شب تولد. به رضا گفتم :
می دونی اینهایی که الان داره اتفاق می افته همه ی عمر آرزوم بوده؟
یه لبخند کجی زد و باز برگشت به رفتار اعصاب خرد کن قبلش.
تمام کارهام رو کردم. رضوان رو دستشویی بردم. بعد با ریحانه که رضوان دستش  بو
برایان تریسی تو کتاب مدیریت بحرانش میگه در برابر بحران‌ها جوری رفتار کنید که انگار همه دارن نگاه‌تون میکنن. انگار قراره نشون بدید واقعا کی هستید و چی هستید!
من اگه همه نگام کنن مطمئنا این همه شکننده نبودم!! این همه زود رنج.
برایان تریسی میگه هر آدمی به طور میانگین هر سه ماه یه بار با یه بحران روبه‌رو ميشه. ما تو این دو ماه با چند تا بحران روبه‌رو شده باشیم خوبه؟!! :)))
یکی از این بحرانا بد بحرانی‌ه. خدا کنه اتفاق نیوفته.
چقدر سوال. چقدر سوال بی جواب!
می نویسم تا یادم نره که باید بهشون جواب بدم، دست کم یه روزی شاید بشه جوابشونو پیدا کرد.
اینکه واقعا من وجود داره؟ یا بازخورد همه ی اتفاق هایی هست که داره برام می افته؟ آیا پشتِ این منی که تحت تاثیر اتفاق ها داره حرکت می کنه، خودی اصیل هست که اتفاق ها رو معنی می کنه؟ که می فهمه؟ یا چی؟
مثلا اون بچه ی ۱۰ ساله، چی داره می فهمه که با این همه انگیزه شده فعال محیط زیست؟ البته که اون هنوز به اندازه ی این منی که چند ماه تا سی
چیزی که دنیای بزرگسالی به من آموخته است " اتفاقی بودن " است. جادویی در کار نیست، هیچ دلیل پیچیده‌ای پشتش نیست، اتفاق‌ها مثل تاس می‌افتند و در دایره‌ی زندگی تقسیم می‌شوند. 
یادم هست یک‌بار احسان علیخانی یک مرد " از مرگ برگشته " را آورده بود. مرد جمله‌ای گفت که به شدت با آن مخالف بودم. وقتی از او پرسیدند هرگز نگفتی چرا من ؟ گفت زندگی مثل یک صفحه‌ی بازی است، کسی تاس‌ها را می‌ریزد و طبیعی است بعضی‌ها خوب و بعضی بد می‌آورند. آن‌زمان خیلی با حر
مزیت استفاده از دستگاه GD-322LCD
 
کمک به بازگرداندن عملکرد سرعت گیربکس؛ کاهش لرزش و مصرف روغن
 
مشخصات دستگاه تعویض روغن گیربکس اتوماتیک مدل GD-322LCD
 
* کاربرد : خارج کردن ، تمیز کردن و جایگزین کردن روغن انواع مدلهای گیربکس موتور / انتقال گشتاور هیدرولیکی / رادیاتور گیربکس ها / کمک به بازگرداندن عملکرد سرعت گیربکس / کاهش لرزش و مصرف روغن* منبع تغذیه : AC 220V, 50HZ * قدرت پمپ : تکفاز 350 W شامل :* شیلنگ های ورودی و بازگشت روغن : دو عدد شیلنگ به طول -
-فقط بیست سالم بود و از آن به بعد دیگر، درباره همه چیزم دیگران تصمیم گرفتند. در آن لحظه اشتباهی کردم، اشتباهی که توضیح دادنش مشکل است. غیر قابل درک است، اما لحظه ی تعیین کننده‌ی تمام زندگیم بود و دیگر هرگز نتوانستم به عقب برگردم. -اشتباهی بازگشت ناپذیر در سن و سال جهالت! -بله. -در این سن و سال است که آدم‌ها ازدواج می کنند، اولین بچه‌شان را می‌آورند، شغل خودشان را انتخاب می کنند. یک روز خیلی چیزها را می‌فهمند و درک می کنند اما دیگر خیلی دیر است
+اگه فرصت پیدا کنی، قبل رفتنت، ایندت رو ببینی یا بشنوی، حاضری باهاش روبرو بشی؟
_پیشگویی؟
+خیلی ها بهش میگن پیشگویی، ولی من دوست دارم اینجوری بهش نگاه کنم : کسی که خیلی خوب از تاریخ درس میگیره و می‌دونه سناریو های دنیا به عدد انگشت های دسته
_من دارم میرم تا یک اتفاق جدید باشم
+تو این شکی ندارم، تو قطعا یک اتفاق جدیدی، نه تنها تو همتون، همه شما که می‌رید
_پس قبول داری که از انگشت های دست بیشتره
+من درباره ی آیندت صحبت کردم نه کاری که می‌کنی
_کاری
بیماری بواسیر با نام علمی هموروئید به صورت تورم و التهاب مویرگ‌های موجود در خروجی دستگاه گوارش یعنی بروز می‌کند. دیواره‌ها‌ی درونی چهار سانتی‌متر انتهایی روده‌ی بزرگ به دلیل داشتن خاصیت ارتجاعی و عملکرد دریچه‌ای آن از رگهای بالشتکی با دیواره‌های حساس تشکیل شده است . مویرگ‌های بخش ‌انتهایی دستگاه گوارش که موظف به مراقبت از کانال هستند، در هنگام دفع مدفوع خشک دچار کشش و ملتهب خواهند شد. کشیدگی دیواره‌ی سیاهرگ‌ها با ک
سلام :) 
دیشب بعد از ۹ روز دوری از خونه برگشتیم به خونمون، چقدر من دلم تنگ شده بود برای خونمون 
همسر میگه من این دلتنگیتو درک نمیکنم، دقیقا برای چی دلت تنگ ميشه :/ 
توی این ۹ روز فرصت نشد بیام بنویسم ازین اتفاق قشنگ :))
پنجم مرداد شب بود که متوجه شدم اولین دندون پسر به ما افتخار دادن و از لثه مبارک اومدن بیرون 
فکرشو نمیکردم اینقدر ذوق کنم و خوشحال بشم
پسر از ذوق کردن من خوشحال بود بدون این که دلیلشو بدونه :)) 
دندون دراوردن بچه ها هم مشکلات خودشو
از روزی که پای محیا دچار جراحت شد، دغدغه اصلیم این بود که توی سفر هفتم خرداد به استان گلستان، پاش اذیتش نکنه و سفر بهش خوش بگذره. یکشنبه که برای اولین بار ظاهر زخم‌ه بهتر شده بود، کمی خیالم راحت شد که می‌تونه بی‌دردسرتر این سفر رو بره.خودش که خیلی درباره‌ش نمی‌نویسه! ولی برای من جالب بود که تجربه متفاوتی رو داره از سر می‌گذرونه. همکاری با یونیسف برای رسوندن اقلام بهداشتی مورد نیاز مردم به مناطق سیل زده استان گلستان و همراهی با مهتاب کرامت
اما نباید این جمال و صورت مایه ایجاد تکبر شود متاسفانه برخی از جمال و صورت به عنوان برتری نژاد و قوم بهره گرفته و بازهم بازگشت به دوران و آثار جاهلیت هیچ جمال و زیبایی بدون چروک نمی ماند هیچ جمال و زیبایی از پیری فرار نمی کند و هیچ جمال وزیبایی جلوی مرگ را نمی گیرد به خود ائیم که تقوی معیار است نه رنگ و نزادابادی (روستا ) در سیستان ----نهور
باور کنم؟
که این تویی؟
که این کبوتر راه بازگشت را بلد بود و بر نمی گشت؟
کم کم باور کرده بودم که از تو برای من نامی مانده؛
و در جایی، برای زنی، مادری، آرزومندی،
یا برای شهری. شهید گمنامی!
باور نمی کنم
تو باور می کنی؟
که این منم، این چنین آرام؟
منتظری که ساعتی از نبودنت را تاب نمی آورد.
زبانم گلایه دارد اما تو باز آرام چشم هایم را گوش کن
رواق منظر چشم من آشیانه توست،
کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست
من اوصولا سالی ی بار شاید خواب ببینم . شاید دو بار ! اتفاق عجیب این بود که همه ی چیزایی ک به اصطلاح خواب میدیدم اتفاق میوفتادن ! حالا یا مستقیم یا به نحوی . وقتی میچیندی کنار هم میدیدی بی ربط نیستن .اوایل خب ترسناک بود !چون من خواب ادمایی رو میدیدم که روز های بعدش طی اتفاقی فوت میشدن ! یا مریضی ای براشون پیش اومده بود . یا یه خبری از این دست .فکر کنم اولین اتفاق جدی این بود که چند روز بعد از خوابی که دیدم طاقت نیوردم و به مامانم رفتم گفتم خال
حتما براتون اتفاق افتاده که سیم سه تارتون پاره بشه . اگر که تعویض سیم رو یاد گرفته باشید . به راحتی خودتون عوضش میکنید . معمولا نوازندگانی که تازه شروع به نواختن سه تار کرده اند با این موضوع مشکل دارند . و براشون عذاب آوره چون واقعا از درس هاشون عقب می افتند و حالا باید ساز رو ببرن پیش استادشون یا کسی که این کارو کرده و براشون انجام بده . اما من به شما یاد میدم چطور خودتون به راحتی سیم سازتون رو عوض کنید .
چرا سیم ساز پاره میشود ؟
دوستان در ابتدا ب
امروز صبح فهمیدم همکلاسی قدیمیم بارداره، من هنوزم تو بهتم
هی به خودم میگم واقعا؟ کی انقدر بزرگ شدیم ما؟ وااای داره مامان ميشه!!! چه ترسناک!
هی با ناباوری عکس سونوگرافیش رو نگاه میکنم و میگم مامان بنظرت راسته؟
مامانمم میخنده میگه آخه چرا باید دروغ باشه؟!
گرچه یه همکلاسیم بچه ی چند ساله داره اما من هنوز تو شوکم:|
چند روز پیش هم عکس بچه ی ۴ماهه ی دوستم رو دیدم، به اون یکی دوستم میگم: چه دل و جراتی داره، مامان شده:||
چقدر این اتفاق برام ترسناک و عجیب
نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرین دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرین دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها ميشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچیکه پتو را میکشی
روغن ار کارتل توسط پمپ روغن (اویل پمپ)کشیده شده وبه کانال های ثابت میل لنگ(یاتاقان های ثابت)منتقل میگرددوبه سر تاسر یاتاقان ها انتقال پیدا کرده وسپس به فیلتر روغن رفته و تصفیه میشود.سپس از طریق کانال متحرک و کانال اصلی به سمت میل سوپاپ رفته و پس از چرب کاری میل سوپاپ به روی سر سیلندر میرود و باعث چرب و روان کاری اسبک های سوپاپ می گردد و سپس از طریق مجراهای بازگشت سرسیلندر به درون کارتل بر میگردد.
 یا تفکر به تفکر یا حس به حس
خلاصه نبرد در واقع تقابل دو نفر با هم یا دو تفکر متضاد هست که میتونه
نشات گرفته از یک اتفاق کوچیک باشه یا حسی ناخوشایند ولی باید به قلب نبرد
رفت وحس کرد که واقعا اون دو متضاد قلبا قادر به نبرد هستند یا در ظاهر
کودکانه به خاطر غرور کاذب اینکار رو میکنن وچه شیرین هستند متفکرانی که به
واقعیت ان پی برده و واقف شوند عشقی عمیق وجود داره که ميشه با کمی درایت
جمع کرد ودوباره ساخت که چه زیباست ساختنی که دوباره باشه ومیتون
۱- من تا دو سه سال پیش هیچ چیز را دور نمی‌ریختم. وقتی تو عادت به دور ریختن هیچ شیئی حتی یک تکه کاغذ کوچک نداری و همه را نگه می‌داری، اتفاق جالبی رخ می‌ده: در تمام سال‌های زندگیت آدم‌هایی وارد و خارج شده‌اند، اتفاق‌های خوب و بد زیادی افتاده و تو همه را فراموش کرده‌ای. حالا از سر تصادف روزی مشغول جستجوی چیزی هستی و یادداشتی از گذشته، هدیه‌ای کوچک، شیئی جا گذاشته‌شده، کاغذی، کتابی، شماره تلفنی ثبت شده بر پشت کارتی  یا حتی اس ام اس پاک نکرده
یادمه ترم هفت بودم و بایکی از سال پایینی هام منتظر بودیم تو ایستگاه اتوبوس و در حال گفتگوبا اینکه سال پایینی بود ولی از نظر سنی از من بزرگتر بود. داشتیم درباره ی اینکه من تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل بجای ادبیات انگلیسی روانشناسی بخونم صحبت می کردیم و یهو گفت من خیلی خوب میتونم شخصیت آدمهارو ببینم.
منم با خنده گفتم خب ميشه شخصیت من رو هم تعریف کنی؟!
یه لحظه جدی شد و تو فکر فرو رفت
بعد گفت میدونی شخصیت تو رو بخوام تو ساده ترین حالت ممکن توصیف کن
دلم گرفته امشب.
از کجا و از چه کس نمیدونم
کلاس ها تمامی ندارند انگار . خدا رو شکر امروز بعد از ظهر خوابم برد تا برای ساعاتی هرچند اندک متوجه این دل گرفتگی نباشم !!!
اتاق با وجود حضور بچه ها در خوابگاه ، خالی از سکنه است ؛ تقصیری ندارند دوستان ؛ یکی فردا امتحان داره ، یکی هم به دنبال انجام پروژه های روزهای آتی در حال دویدن! . انگار خوابگاه هم از قاعده ی دل گرفتگی مستثنا نیست؛ و همه انتظار این رو می کشند که بالاخره شب آخر حضورشان در آن فرا رسد ، و
دفترش را برمیدارد و ورق میزند بر خاطراتش، آن روز ها شاید ، آن قدر که فکر میکرد هم بد نبود، شاید نیازی به آنهمه غصه خوردن نبود، شاید امسال غصه نخورد یا اگر میخورد، کمتر بخورد،به هر حال باید تفاوتی باشد میان سال های زندگانی اش، مدتی تصمیم داشت وبش را پاک کند، فکر می کرد بس است با این اسم نوشتن، بس است انقدر مزخرف نوشتن و تذکر شنیدن، پابوس آقا که رفت، برای همه دعا کرد، حتی آدم های مجازی، حتی آنهایی که رفته بودند و حتی آن هایی که بودند و نبودند، وق
در روز شانزده هم خرداد ماه 1308 در تهران دیده به جهان گشود. او فرزند تقی میرزا» از نوادگان رضاقلی میرزا، فرزند ارشد نادرشاه افشار بود.   تحصیلات مقدماتی را در شهر تهران در دبیرستان ایرانشهر گذراند و در سال 1328 برای تکمیل معلومات خود به فرانسه سفر کردو سه سال در آنجا اقامت کرد . در سال ۱۳۳۱ پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت
پس از بازگشت به تهران در طی 9 سال  - 1333 تا 1342 - چهار مجموعه خود به نامه
سلام و شب همگی بخیر
امروز اتفاق خاصی نیافتاد به جز
طناز و کیانا دوستان مدرسه ی قبلیم بهم تبریک گفتن:طناز امروز ظهر و کیانا همین امروز،ساعت دوازده و ربع،یعنی هر دوشون یک روز بعدش تبریک گفتن ولی خب خیلی خوشحال شدم
کلاس یوگامو رفتم و خیلی آرامش گرفتم
خواستیم برای آخر هفته بلیط بگیریم برای کیش و هتل رزرو کنیم که دیدیم هتل ترنج و بقیه ی هتل های خوب ، جا ندارن،خلاصه خیلی خورد توی ذوقمون!
من و سینا هنوز کادو نگرفتیم ولی تصمیممون گرفتن پوله
کیانا من
بسم الله الرحمن الرحیم 
کوزه ای که نباید بشکند.
با گام هایی آرام، وارد دکان کوزه گری شد. سرش را بلند و کرد و گفت یک کوزه می خواهم.
نوح کوزه ای به او فروخت.
مشتری غریبه هنوز از دکان خارج نشده بود که ترق.! صدای شکستن کوزه آمد.
مشتری عجیب و غریب نوح بازگشت و گفت: یک کوزه دیگر بده!
نوح کوزه ای دیگر به او داد و باز صدای خرد شدن سفال و شگفتی بیش تر نوح! با خود گفت یک بار حواسش نبود اما این بار چه؟
باز هم مرد غریبه کوزه ای دیگر گرفت و این بار جلوی خود نوح زد
دانلود فیلم افسانه عقاب دندان نقره ای با کیفیت 1080p و لینک مستقیمکارگردان: رسول سلیمانیان | تهیه کننده: علیرضا رنجی پور | نویسنده: رسول سلیمانیان | بازیگران: بابک نهرین ، علیرضا رنجی پور ، بهمن تقی پور ، رسول سلیمانیان ، پرویز ظرافت ، فاطمه اسمعیلی ، رضا پرتوی ، عباداله اکبری ، علی محمودیسال تولید: 1398     |     تاریخ انتشار: 1398     |     مدت زمان: 110 دقیقهداستان فیلم:این فیلم به نام عقاب دندان نقره ای و افسانه عقاب دندان
چندتا کوچه پایین تر از کوچه ما یه آقایی خواب میبینه پسرش تو تصادف مرده. از خواب بیدار ميشه احساس بدی داره اما چیز دقیقی از اون خوابه یادش نمیاد هر چی فکر میکنه این خوابه چی بوده انقدر پریشونش کرده یادش به نتیجه نمیرسه. میره اداره میبینه رفیقاش درباره تصادف حرف میزنن متوجه ميشه خوابه درباره پسرش بوده و باقی جریانات به زنش تو خونه زنگ میزنه و میگه اگه میلاد (پسرشون که 20 سال داشت) خواست بیرون بره اجازه نده. زنه میگه چرا؟ مرده هم میگه خواب بد دیدم
باید در قواعد زبان تجدید نظر کنند؛ این چیزی که نامش زبان حال است، یک کوه گذشته با خود دارد. و همین می شود که بعضیها زبان مادریشان با ما یکی ست، اما فهمیدنشان سخت است.از این هم که بگذریم، وجه تسمیه "حال" چیست؟ اسمش را اینگونه گذاشته اند که فکر کنیم چون اکنون است باید "حال" کنیم؟!یا مثلا جمله "او رفته است".کجایش گذشته است؟! امید و وعده بازگشت پیش کش این زبان، اما اقلا چرا آینده نباید قانونا هیچ درکی از این رفتن داشته باشد؟نمی دانم این از نفهمی زب
عبرت از حوادث دنیا

از جملۀ آن چیزهایی که در دنیا هست، مثلاتِ دنیاست. مثلات جمع مثله است، به معنای حوادث تلخ و بلایا و مشکلاتی که اتفاق افتاده است و از آنها مطلع میشوید، حوادثی که اتفاق افتاده، مایۀ عبرت و تجربه است.
دیدن فیلم
بسیار آموزنده
 منبع/www.leader.ir/fa/content/22976
کلا سعی میکنم اتفاقات رو تو ذهنم نگه ندارم دانشگاه جای عجیبیه و گاهی مغزم تحلیل چند تا اتفاق رو باهم نمیتونه انجام بده ، از بدترین اتفاق امروز میتونم غش کردن یکی از دانشجو ها رو بگم ، با سر رو زمین فرود اومد و جیغ من بود که تو کل سالن پیچید ، سعی کردم نقش کمک کننده داشته باشم تا یه ادم هول . هرچند که دیدم از من هول ترم هست ، طرف زد در قمقمه ی جدیدم رو شد و من هی اون وسط میگفتم کشیدنی نیست بچرخونش و در نهایت تق . شد |: خیلی غصه خوردم ، نو بود ا
یک سری مطالب سبک زندگی طور داشتم تهیه می‌ردم برای فضای وبلاگ
با همسرم درمیون گذاشتم تا نظرشون رو بدونم.
بعد از چند روز،که مجدد فرصت شد درباره انتشار مطالب صحبت کنیم، خیلی صادقانه حرف دلشون رو زدن.
گفتن خودت عاقلی و من از عملکردت راضی ام. ولی. درمورد این مطالب، پیش میاد که آقایون هم بخوان سوال بپرسن، نظر بدن، یا حنی ارتباط بگیرن. پیش نمیاد؟
گفتم چرا. و حتی تو دلم گفتم تا الان هم بوده آقا! 
دیگه چیزی نگفتن. همین. یعنی دلشون نمیخواد این اتفاق بیف
، زیادی بزرگ و خشن بود ولی
به هر حال ازش استفاده میکردم. چند وقت پیش رفتم سفر، از سفر که برگشتم
دیدم شونه نیست. توو اتاق هتل جا گذاشته بودمش. رفتم یه شونه دیگه خریدم،
این یکی خیلی بهتر بود خوش دست بود اندازه اش مناسب تر بود خیلی از خریدش
راضی بودم.چند روز پیش که کوله پشتیمو می گشتم شونه قبلیم توو یکی از
جیباش پیدا شد، یه نگاهی بهش انداختم: بد شکل تر و نامناسب تر از قبل به
نظر میومد. با خودم فکر کردم اگر این شونه گم نشده بود ازش همچنان
استفاده
فصد خون هموکروماتوز چیست؟
روش فصد خون هموکروماتوز در زمانی که بدن آهن بیش از حد می سازد اتفاق می افتد. بدن شما برای ساختن هموگلوبین به آهن نیاز دارد بخشی از خون که اکسیژن را به تمام
 سلول های بدن حمل می کند.
 روش فصد خون هموکروماتوز در زمانی که بدن آهن بیش از حد می سازد اتفاق می افتد. بدن شما برای ساختن هموگلوبین به آهن نیاز دارد بخشی از خون که اکسیژن را به تمام
 سلول های بدن حمل می کند.
اما زمانی که آهن بیش از حد وجود دارد می تواند به کبد، قلب و
تقویم شیعه
۱ ذی الحجه
۱- عزل ابو بکر از تبلیغ سوره برائت
در این روز در سال نهم هجرت، ابو بکر از تبلیغ سوره برائت عزل شد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله امیر المومنین علیه السلام را روانه فرمود که آیات برائت را از ابو بکر بگیرد و خود بر اهل مکه قرائت فرماید. آغاز ماجرا این بود که در سال ۹ هجری قمری پیامبر صلی الله علیه و آله ابو بکر را به مکه فرستاد تا آیات اوایل سوره برائت را بر کفار بخواند. پس از رفتن او جبرئیل نازل شد: یا رسول الله، ادای این امر ب
سلام 
دختری هستم تقریبا 20 ساله و طبق اون چیزهایی که  واسه م رخ میده و به بقیه گفتم میگن که بختک داری. اوایل متوجه داشتن بختک نبودم و این موضوع به سال های خیلی قبل برمیگرده، وقتی که دبستان بودم خوب خاطرم نیست فکر کنم سوم دبستان تا کمی بزرگتر شدم و دیدم بیشتر ميشه، به مامانم گفتم گفت بختک داری.
در خواب حالت هایی واسه م اتفاق می افتاد و هیچی دست خودم نبود، نه میتونستم ت بخورم نه کسی رو صدا بزنم، واقعا نمیتونم چه جوری توصیفش کنم، همین الان الب
تصویرهای سیاه و تاریکی که در مغزَت می لولنکله ات که از حجم هر خبر و اتفاق بدی هشدار می دهد،تاریکی هایی که در خودت خفه می کنیو دنیایِ متفاوتت.انقدر متفاوت که از ترس درک نشدن و طرد شدن به زبان نمی آوری هیچ کدام از ابعادش را !!و مغزی که تک تک سلول هایش در آهنگ های متال حل می شود
بعضی مستی ها باهم جور در نمیاد
بهتر بگم ادم خیلی میره بالا
دوست نداشتم دیگه مشروب بهورم ولی نمیدونم چی شد فکر کردم راه خلاصی از فکر مستی هست
خوردم تا بیفکر بشم، خوردم که خواب برم ولی یک اتفاق خوب افتاد، تو اومدی دیشم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
#نقد_شعر_سپید پشيماني از سلول،سلولانسان ضجه میکشد.آرزو دردوردست اینتصویرسایه مرگ دارد.وقت رفتن ازچنگال زندگیجایی که میان بد وبد هبوطمیکنیم،وفریادهادرلجن دنیامیپوسدوهمچیزفلسفه ای بدون سانسورکه میتراود وبنظرشهدیست.شکوه#شهر_آشوب#نقد_شعر_سپید بنام خداوند مهر از آنجایی که معتقدم اثر ارائه شده گویای تمام ویژگی های خواسته و ناخواسته خود خواهد بود ،بنابراین آن را بدون در نظر گرفتن نام صاحبش نقد و بررسی خواهم کرد . ☑️ قبل از اینکه بخواهم به
بنا به شرایطی چند صباحی مهمانِ خانه خواهر بزرگ بزرگه هستم.از روی میل و رغبت نیست چراکه سفر به این شهر کویری در این ماهِ سال اصلا عاقلانه نیست!
سعی میکنم با خواهرزاده های دهه هشتادی کنار بیایم و خاله ی خوشرویی باشم،از کنارِ هر اتفاق با لبخند رد میشوم و توی دلم مدام ذکر " این نیز بگذرد" را تکرار میکنم.
وقتی در تاریکی و سکوت شب روزم را مرور میکنم،شگفت زده میشوم از این حجم از صبوری و رد شدن از کنارِ مسائل.هر کدام از این اتفاق ها اگر در خانه خودمان ات
من هم مثل خیلی از شماها کتاب خوندن رو با داستان‌ها و قصه‌ها شروع کردم. بعد آروم آروم کشیده شدم سمت رمان‌های ایرانی و خارجی. دوران نوجوانی بیشتر به رمان‌ها و داستان‌های فانتزی و علمی تخیلی علاقه داشتم. بعدها گوش به زنگ بودم ببینم کی چه کتابی می‌خونه تا من هم اون رو بخونم. توی دانشگاه بیشتر از هرچیزی کتاب شعر و رمان می‌خوندم. تا اینکه یه روز به نظرم رسید چه کار بیهوده‌ای! چرا به جای این همه داستان ماجرایی، نباید بشینم و یک کتاب علمی‌تر بخون
معنی شعر اتفاق ساده چهارم ابتدایی
ترجمه شعر اتفاق ساده کلاس چهارم
فرمت PDF + لینک دانلود مستقیم قرار گرفت
نام درس : فارسی بخوانیم | موضوع : معنی شعر | نویسنده : نمره برتر
منتشر شده در نمره برتر | پایه و رشته : چهارم ابتدایی
ترجمه شعر اتفاق ساده : در ادامه برای شما قصد داریم تا معنی یکی دیگر از شعر های فارسی چهارم را قرار دهیم. معنی شعر اتفاق ساده به صورت زیر است.
پیشنهادی : معنی شعر اتفاق ساده چهارم ابتدایی

ادامه مطلب
اگر به دنبال یافتن علت جوش آوردن ماشین
پراید هستید، با خواندن این مطلب تا انتها می توانید این علل را شناسایی کنید و
برای جلوگیری از این اتفاق پیشگیری های لازم را انجام دهید. بررسی مشکلات پراید به
عنوان متداول ترین خودرو مصرفی داخلی، می تواند مشکل بسیاری از رانندگان این خودرو
را حل کند. یکی از این مشکلات مربوط به بالا رفتن آمپر و جوش آوردن ماشین است. این
اتفاق معمولا در فصل گرما گریبانگیر می شود. عدم رسیدگی به موقع بخ خودرو و انجام ندادن
سرویس
تو شعر تازه میسرایی دلمسر به هوای باغ رویا ميشهبه واژه واژه های این شعرزخمی وعده های فردا ميشههردفعه مرهم امیدی به زخمهردفعه زخم با غمی واميشهآواره ی خاطره و غزلهاستبسکه به جرم عشق رسوا ميشههردوتا پای دل و میشکنم تاکه نگی دوباره پیدا ميشهایندفعه عاشق تو و شعر بشهقول میدم می برپا ميشهخ سعادتی_پامچال
چند وقت پیش دیدم که بچه ها دارن از یه مستند حرف میزنن که برای مهراد هیدنه!
من هیچ وقت از همچین مصاحبه هایی خوشم نمیومد اما این.!جالب بود!
نمیدونم چند بار از اون روز دیدمش!
وقتی شروع میکنه به حرف زدن میگه که چقد دویدن براش سخت بوده!و شاید سخت ترین کار واسش دویدن بوده!
بعد اخر مستند میره ماراتن!نمیگم مقام میاره و اینا که اصلا این چیزا مهم نیست!
این مهمه که میدوعه!کاری که براش سخت ترین بوده!نه دوی عادی!42 کیلومتر میدوعه!
یه سری حرفا میزنه که دوست دار
سال ها است از دست حرکات احساسی بعضی از افراد که فقط خود را در دایره انقلاب می دانند و دو قطبی خودی و غیر خودی را ایجاد کرده اند ،تاسف می خوریم.
این روزها بحث بر سر خوانننده ای جوان به نام حامد زمانی داغ است که علت آن دسنیگیری پر حاشیه او در تاریخ پنجشنبه 4 مرداد 1398 در فرودگاه مهرآباد توسط عوامل انتظامی انتظامی است.
بنده خود را در محق نمی دانم که بخواهم از ایشان حمایت کنم یا از عمل عوامل انتظامی ، اما روی صحبت من با جوانانی است که خود را شیفته و مج
سلام سال نو مبارک
برای شما البته نمیدونم چرا حس میکنم برای من مبارک نیس
میدونی چن ساله ک دیگه مبارک نیس
ازسالی ک بزرگ شدم
از وقتی بزرگ شدم ننه طاهره مرد
بابا ممد و ننه خدیجه هم مردن
دیگه روز اول عید بابام با دوتا جعبه شیرینی نیومد دنبالمون ک بریم خونشون
بریم خونه ی ننه ایشون بشینیم دور سفره ای ک خیلیم هفت سین نبود چیزایی بود ک تو خونشون بود فقط ولی بچگی بود خندیدن ب کارای ننه بود کل کلای ننه ایو باباممد بود  وقتی بزرگ شدم دیگه بدش نرفتیم خونهی
3
تصمیم گرفته بودم که از هیچ و صفر شروع کنم بسازم برم بالااما یه اتفاق خیلی بد برام افتاد  واقعا صفرشدم
تمام پس اندازم یدهشد
من هميشه اعتقاد داشتم که خدا ز حکمت ببندد دری زرحمت گشاید در دیگری ، اما این بار نمیدونم چی شد چی نشد که این شد 
من الان صفرم صفر صفر
روزی این صفر بزرگ به اندازه یدنیا خواهد شد این شعار گذشته ام بود و حالا هم هست!
یه مطلبی از ایمه روایت شده بود که کسی که پدر خودش رو به قتل برسونه عمرش کوتاه ميشه. من این جمله رو خیلی  سال پیش مطالعه کردم و از اون به بعد هميشه این جمله رو دیدم که تو فیلما اتفاق میفته! تو نود و نه درصد فیلمای ایرانی و خارجی که دیدم پسرانی که پدرشونو کشتن تو فیلم کشته شدن! 
روایت بعدی درباره احترام به والدینه که شنیده بودم کسی که به توصیه والدین عمل نکنه شکست میخوره؛ بازم نودونه درصد فیلما ازدواج هایی که والدین مخالفن به ضررشون تموم ميشه.
ج
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب