نتایج مطلب ها برای عبارت :

بازپروری انشا مگر دیده باشی که در باغ راغ

سلام
یادمه تو دوران راهنمایی انشا داشتیم و من همش 17 اینا میگرفتم. پسر همسایمون که پنج سال ازم بزرگتر بود برام یه بار نوشت تا نمره بهتری بگیرم اینبار 13 گرفتم. اصلا شاخ دراوردم چون واقعا زیبا بود. چند ماه پیش گفتم بهش که اون انشایی که برام نوشتی 13 شدم گفت دبیرش کی بود گفتم فلانی. گفت اون به انشاهای خوب نمره خوب نمیده. یه روز که باهاش کلاس داشتیم من تو موقع درس داددنش یه کم حرف زدم منو کشید بیرون و من فهمیدم که الان تو گوشی بهم میزنه سرمو انداختم زی
فکرش را هم نمی کردم که این قدر زود تمام شوند؛ انگار همین دیروز بود که در کلاس می نشستیم و از پشت پنجره ، پاییز را تماشا می کردیم و زنگ های انشا معلم مان آهنگ پاییز عاشق است را می گذاشت و از ما می خواست انشا بنویسیم و  تازه آن زمان بود که واقعا دوستش می داشتم حتی با اینکه غروب هایش غم سنگینی را بر دلم می گذاشت، با این همه در آن زمان بسیار عاشقش بودم ؛ و آنقدر زود به اتمام رسید که نفهمیدم چه گونه شروع شد واقعا با گوش دادن آهنگ پاییز عاشق است دلم تنگ
آزمون‌های پایان‌ترم مدتی است که شروع شده. تابحال سه آزمون داده‌ایم. آخرین‌شان همین امروز بود. درس -نه چندان برای من- به یاد ماندنیِ انشا. البته انشا در نظام جدید، جایش را به نگارش» داده است و کتاب هم دارد. کتابی که نحوه‌ی نوشتن را درس می‌دهد و آزمون پایانی‌اش صرفاً یک انشای بیست نمره‌ای نیست. گمان می‌کنم فقط ده نمره به انشای اصلی اختصاص دارد.به هرصورت، امروز که انشایم را نوشتم و البته با استرسِ کم‌ آمدن وقت و تند تند پاک‌نویس کردن برگه
سلام دوستان
 یه موضوع انشا دارم برای رفقای خفن و اهل قلم، با موضوعات کلاسیک‌طور:
- به یاد موندنی‌ترین کمکی که انجام دادین.- موردی که خودتون چیزی رو دوست داشتید، ولی به کسی بخشیدینش. - روایت داستانی که کسی به نیازمندی کمک کرده و شما در جریان بودین.- اگر جایی واسطۀ کمک شدین و به نتیجه رسیده. 
فقط اینکه متن خیلی بلند نباشه (حدود 15 خط) ، لحنش ترجیحاً محاوره باشه و اگر دوست دارید عکسی براش در نظر بگیرید و بفرستید، یا تو وبلاگ خودتون بنویسید و لینک ب
چند سا ل پیش دوستم یه دفتر کاهی خوشگل بهم هدیه داد که صفحاتش خط کشی نبود و روی جلدش هم طرح ساده و زیبایی داشت
تصمیم گرفتم چیزایی توی اون بنویسم که هرگز از نوشتن اونا و بعدا اگر احیانا موند بعد از مرگم از افشا شدنش، شرمنده و یا پشیمان نشم.
این شد که دفتر دوسال خالی موند
دیدم اوراق زیبا دارن به بطالت می گذرونن
اومدم و نوشتم
گاهی خوشگل
گاهی خرچنگ قورباغه
گاهی قطرات اشک روش چکید
گاهی چیزایی نوشتم که پشیمان شدم
این دفتر عمرم که الآن اییییینهمه از ا
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفَس های بیقرارت عشق
تو که عمری به پای من موندی
آخرِ عشقِ موندگارت عشق
عشق وقتی تورو تماشا کرد
خود زنی کرد و عشقو حاشا کرد
باورش شد سرش کُلا  رفته
باز، عشقو دوباره انشا  کرد
منو تو اولِ یه آغازیم
روی خطِّ نجات پروازیم
تو حواست به هر دومون باشه
تو بگو همدلیم و همرازیم
برق چشمای انتظارت عشق
اون نفس های بیقرارت عشق
محمد رحیمی 
بسم الله الرحمن الرحیم
رحلت اشرف اشرف مخلوقات ،پیامبر خداوند(ص) و شهادت فرزندان غریبش امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام بر اهل بیت عصمت و طهارت و ماسوا و عموم ملت جهان تسلیت باد 


خداوند مارا با خاندان پیامبر(ص) مشهور گرداند انشا الله و دشمنانشان را لعنت بنمایید.
میگن،زندگی مثل یه تاس میمونه.هرکی از یه طرف میبیندش ولی اصل اتفاق تغیر نمیکنه.هیچکس درست نمیبینه.
 
معلم انشا به هر کدام از بچه ها گفت که دوست دارن چی بپوشن.نوشتن از احساسات،مهم ترین ویژگی یه متن خوبه.پس میخوام با احساساتتون بنویسید.
همه دخترها اون رو به سخره گفتن و داشتن میخندیدن.
میان دخترا کسی بود که نوشتنش از همه بدتر بود.با خود گفت مینویسم تا شاید نمره ای بگیرم.از پنجر به ابر ها داشت نگاه میکرد که چیزی ذهنش را مشغول کرد و شروع به نوشتن کرد
میشه پرنده باشي اما رها نباشي
میشه دلت بگیره 
اسیر غصه ها شی
حالا که اسمونم‌دنیاس تازه ای نیست 
اونوقت ی جا بشینی محو گذشته ها شی‌
ترسیده باشي از کوچ
اوج رو‌نديده باشي
واسه ی مشت دونه اهلی آدما شی
تو سایه ها بمونی 
در گیر سایه ها شی 
مفهوم زندگی رو‌از یاد برده باشي 
دلت بخواد دوباره از ته دل بخونی 
از ترس ریزش اشک غمگین و بیصدا شی.
تسخیر هانا گریس ، فیلمی ترسناک و مهیج محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی دیدریک ون روین می‎باشد. در خلاصه داستان این فیلم آمده است ، پلیسی که به تازگی از یک مرکز بازپروري برگشته است ، وارد شیفت شبانه در سردخانه‎ی یک بیمارستان می‎شود. اما او در آنجا با حوادث عجیب و ترسناکی مواجه می‎گردد که…اپیزو فیلم | دانلود رایگان فیلم و سریال با لینک مستقیم
دختر که باشي این‌گونه‌ای.
گاهی میان بلبشوهای هجده‌ سالگی‌ات دلت می‌خواهد مادر باشي.
کنکوری که باشي این‌گونه‌ای.
گاهی وقتا دلت می‌خواد سرتو بکوبی توی دیوار.
 
پ‌.ن: نتایج اعلام شد. کی قدرت اینو داره که از زیر زبونم حرف بکشه؟! :دی
باسمه تعالی 
سلام دوست عزیز و بازدید کننده محترم 
زمین شناسی در حال حاضر ( دیماه هشتادو هفت) در کنکور رشته تجربی لحاظ شده است و بر خلاف تصور خیلی از دانش آموزان عزیز و اولیاء محترم , دارای ضریب می باشد , گذشته از اینکه در رتبه کل دانش آموز موثر است , نقش مهمی در قبولی دانش آموز در رشته های داروسازی , ناوبری و فرماندهی کشتی , دبیری شیمی , شیمی ( محض و کاربردی ) حسابداری , هوانوردی , خلبانی , مدیریت , مهندسی کشاورزی , تکنولوژی تولیدات گیاهی , جنگلداری ,
دم غروب که می‌شود، باید دست گرمی هم باشد که در این سردی پاییز، آن را بگیری و بی آنکه چیزی جز یک جرعه نگاه نوشیده باشي، تلو تلو خوران و خنده کنان، کور باشي و خیابان را با او تا ته بروی. به انتهای خیابان که رسیدید، روی بچرخانی و بی‌اعتنا، لب‌هایش را ببوسی و بی اهمیت به دستی که شانه‌ات را تکان می‌دهد، خودت را از او جدا نکنی. آن وقت می‌توانی منتظر باشي تا همان دستی که بر شانه‌ات بود، به سمت باتومش برود و عین سگ بزندت تا تو باشي دیگه تو ایران از ا
جرأت میخواد ؛ باید جربزه داشته باشي باید مرد باشي که تو گرما و سرما بهترین سالهای عمرت رو جای حروم کردن پای این دختر اون دختر ؛ قمار بازی تو قهوه خونه و غیره ؛ بزاری پای کار کردن و پسر بودن و طلاق بدی و مرد باشي ؛ همسر آینده ام کسی خواهد بود ان شاءالله که بفهمه درک کنه یه جوون قید چه چیزایی رو زده تا الان که بشه مرد زندگی یک زن !
 در این لیست برای شما قصد داریم تا گام به گام هشتم را به صورت رایگان به شما معرفی کنیم 
جواب فعالیت های ریاضی هشتم  
در این قسمت گام به گام ریاضی هشتم را برای شما قرار داده ایم . در گام به گام ریاضی هشتم جواب تمام فعالیت ها و پرسش های درسی داده شده است.
همچنین شما میتوانید جواب فعالیت های ریاضی هشتم را به صورت رایگان و PDF دریافت نمایید
 
جواب فعالیت های علوم هشتم 
 مطلب دیگری که میخواهیم به آن بپردازیم مربوط به درس علوم میباشد
بارِ کَج به مَنزِل نِمی‌رِسَد : روزی از روزهای غریبِ همین روزگار، در جمعی نشسته بودیم ، کارخانه داری ، از سرگذشتش برایم میگفت ، از سرگذشتی که حال آیینه ی عبرت ، هم برای خود و هم برای ما شده بود میگفت: روزهایی در زندگیم بود که به دلیل بی شغلی ، نیاز مالی سختی داشتم ، روزی در پی یافتن کاری بودم ، که کیفی را ، رو به روی درب مغازه ای دیدم ، ابتدا ، میخواستم ، کیف را به مغازه دار بدهم شاید صاحبش بیاید و بگیرد اما وقتی زیپ کیف را باز کردم و وسایل داخل
نوشته بودم: . ولی تو خوب باش. خوب که نباشي خیالم جمع نیست.بعد فکر کردم مهم نیست با من باشي یا نباشي، مهم نیست این‌جا باشي یا نباشي، مهم نیست دیگری را به من ترجیح بدهی یا ندهی، مهم نیست من خوشبخت و خوشحال باشم یا نباشم. هیچ کدام این‌ها مهم نیست. همین که تو خوب باشي کفایت می‌کند.بعد فکر کردم دوست داشتنِ زیاد، آدم را تا کجاها که نمی‌تواند بکشاند. فکر کردم که تو یک انسان مستقلی و می‌توانی گاهی خوب نباشي. می‌توانی ناراحت باشي، عصبانی باشي، مستاص
+ امكان ایجاد فولیكولیت در محل درمان بعد از ورزش و عرق كردن شدید وجود دارد. خطر ایجاد فولیكولیت با شنا كردن یا استفاده از گرم كننده‌ها در محل درمان افزایش می‌یابد. در صورت استفاده از شدت مناسب لیزر برای درمان و بیمار ایده‌آل برای درمان، تغییرات گذاری رنگدانه‌ای پوست از قبیل هیپوپیگمانتاسیون و هیپرپیگمانتاسیون رخ نمی‌دهد. این مشكل بیشتر در بیماران با پوست تیره‌تر، یا بیمارانی كه اخیرا برنزه شده‌اند به صورت شایع‌تری ديده می‌شود. تغیی
همیشه معتقد بودم و خواهم بود که بدترین عذابی که یه نفر می‌تونه متحمل بشه، فرزند اول بودنه.خیلی سخته که همه ازت توقع داشته باشن که سنگ صبور خواهر برادارای کوچیک‌ترت باشي، اما خودت ندونی سنگ صبور چیه. ازت بخوان تکیه‌گاه باشي واسشون اما خودت پشتت خالی باشه. محرم راز باشي در حالی‌که همه نامحرمن واست. مرهم زخماشون باشي در شرایطی که وقتی خودت زخمی می‌شی، جای زخمو بیشتر فشار می‌دی تا انقدر خون بیاد که بالاخره بند بیاد. رفیق باشي وقتی رفیق خودت
پسرم محمد! تو در این زمانه و این سرزمین-این زمانه تاریک و این زمانه شلوغ- اگر بخواهی کف حادثه ها نشوی و حادثه ساز باشي، باید بینات، کتاب و میزان» را داشته باشيو با این سه وسیله، در تمامی جریان های فکری و ی و اجتماعی، در برابر فریب ها و شیطان ها، قائم و بر پا باشي، آن هم قائم به قسط و بر روی ساقه ها و ریشه های محکم.نامه های بلوغ، ص 18
شده دلبسته ی یک سنگ باشي ؟
شهیدِ زنده ی یک جنگ باشي 
شده روزِ تو باشد ، او نباشد
برای دیدنش دلتنگ باشي ؟
شده وقتی که دردِ پا امانت .
پیاده راهیِ فرسنگ باشي ؟
چه حسی داری آن عیدی که با شوق
  به امّید صدای ِ زنگ باشي 
 
تو مادرنیستی ، مادرنبودی 
که با آلاله ها همرنگ باشي 
نه اینکه قافیه ، تنگ آمده ، نه
نه اینکه در ردیفت لنگ باشي
نمی فهمم ، نمی فهمیم ، باید
شهید زنده ی یک جنگ باشي
                                           ع.شیرخانی (ابر)
میدونی یه حسی هست به اسم حسه خلا !حسه تهی شدن!شایدم اسمش یه چیز دیگه باشهاما یهو خالی میشی!انگار قلب نداشته باشي اصن! یا شایدم خیلی داشته باشي!نمیدونم!دلت میخواد با کسی حرف بزنیو دلت نمیخواد با کسی حرف بزنی!آهنگ گوش میکنی ولی حسشو نداریگریه میکنی ولی حسشو نداریزندگی میکنی ولی حسشو نداری!دوس داری حرف بزنیاما حال نداری زبونت رو بچرخونیحتی نه حال نوشتن داری و نه تایپ کردنشاید اصن حرف خاصی هم نداشته باشي!این حسه ممکنه یه مدتی ذهنت،روحت و جسمت ر
خرید ارزان زندگینامه امام محمد تقی ع
آیا توانستید از مقالات مرتبط با زندگینامه امام محمد تقی ع استفاده نمایید؟
دانلود زندگینامه امام محمد تقی ع با فرمت jar برای گوشی.
Receiving زندگینامه امام محمد تقی ع from our site will succeed.
نحوه استفاده از زندگینامه امام محمد تقی ع چگونه است؟
Get the most current student files around زندگینامه امام محمد تقی ع here.
زندگینامه امام محمد تقی ع را چگونه دانلود کنیم؟
To get زندگینامه امام محمد تقی ع high quality scientific click above.
Download the زندگینامه اما
حالت خط
خطوط اصلی (كه قبلاً توضیح داده شدند) می‌توانند در مسیر حركت خود به حالت‌های مختلفی ديده شوند:
1- ضخیم‌ یا نازك، قوی یا ضعیف، تیره یا روشن شوند.
2- به صورت خطوط باریك و یا ضخیم یكنواخت باشند.
3- در مسیر اصلی خود، به‌صورت بریده بریده و یا ممتد باشند.
4- در مسیر اصلی خود به شكل زیگزاگ، شكسته و یا موجی باشند.
5- در مسیر اصلی خود، به‌صورت منظم و یا نامنظم باشند.
كاربرد خط
- عنصر اصلی طراحی، خط است.
- تراكم و انبساط هاشورها، حجم و سایه
نه به جهنم خواهی رفت، نه مجازات دیگری خواهی دید اما گیرم کسی ندید و نفهمید تو که خودت را ديده‌ای و می‌دانی چه می‌کردی. تو باید از خودت خجالت بکشی، برای اینکه زورت به خودت نرسیده و عهدشکنی کرده‌ای. تو بزرگ خواهی شد. مَرد خواهی شد و هزار جور سختی و بلا به تو رو خواهد آورد. تو باید زورِ جنگیدن با آن‌ها را داشته باشي و مردی که زورش به خودش نرسد، زورش به هیچ چیز دیگر هم نخواهد رسید» 
منبع: https://t.me/atrafpublication/760
لازم نیست انسان بزرگی باشي .جثه ای عظیم داشته باشي ،شغلی مهم داشته باشي،خود انسانیت بزرگترین اتفاق آفرینش است کافی است که انسان باشيم و انسان بودن در انجام ،اعمالی است که غریزی نیست ،عادت نشده است ،تکراری نیست و خلاقانه استتمام جانوران برای غریزه ی جنسی به جنس مقابل خود توجه میکنند یا توجه را جلب میکنند اما انسان است که لذت جنسی را در همراهی با فردی جستجو میکند که ارتعاش اگاهی و احساس و ادراکش قابل تحسین باشدهمه ی جانوران بدنبال ارتزاق
چقدر یه شب می تونه سخت بگذره وقتی پیشم نباشي چه قدر. الهی فدات بشم امیدوارم خواب بخوابی و آروم باشي الهی فدات بشم عزیزم. .دوستت دارم زندگیم نمی تونم الان حال خودم را وصف کنم الهی قوربونت بشم فقط امیدوارم که امشب زودتر تموم بشه الهی قوربونت بشم نازنینم .دورت بگردم زندگیم سخت گذشته تا الان خوب بخوابی الهی قوربونت بشم نازنینم. .عاشقتمممممممممممممممممم عارفه من امیدوارم خوب و آروم خوابیده باشي خانمم،لاقعن این تنها چیزی که الان می
به گزارش عصرحباد؛_ به قلم محمد نیسانی/ باید خبرنگار باشي تا واقعا درد را همانگونه که هست بنویسی، با تبعیض درجنگ باشي و بیراهه ها رابشناسی و ورودی آنها تمام عمر نگهبانی بدهی.
باید خبرنگار باشي که قلمت جوهره ی شجاعت داشته باشد تا از بی عدالتی ها و نابرابری ها بنویسی و ترس از اینکه اژدهای مافیا تورا ببلعد نداشته باشي!
باید خبرنگار باشي تا بهترین ها را برای همه بخواهی و هیچ کس حتی به تو فکر هم نکند؛ همه جا باشي و ازحق همه دفاع کنی و هیچ کسی راندا
کد دعوت کوییزشو:
javadth
javadth2
ساعت برگذاری : فعلا 22.30 هر شب
کوییزشو یک مسابقه زنده اطلاعات عمومیه که شرکت تو اون کاملا رایگانه. فقط کافیه که سر ساعت مشخص وارد اپلیکیشن بشی و با جواب‌دادن به ‍‍۱۲ سوال مسابقه، بدون قرعه‌کشی جز برندگان جایزه نقدی هر مسابقه باشي.
سر ساعت بیا و مسابقه بده‫هر روز سر یه ساعت مشخصی بهت خبر میدیم که خودتو به مسابقه برسونی، فقط حواست باشه دیر نکنی‬سرعت عملت مهمهبرای جواب دادن به هر سوال فقط ۱۲ ثانیه وقت دارییک اشتباه
متن آهنگ مهدی یغمایی بنام شهر آشوب
دل از ما میبرد دائم نگاری که تو باشي
جهان خلاصه است به کناری که تو باشي
برایت به جز عشق چه شعری بسرایم
که از شوق تو ای عشق غم از دل بزدایم
من برایت بی قرارم فدایت هر چه دارم
چه حالی بهتر از این که باشي در کنارم
بخند آرام جانم چه کردی مهربانم
که جاری می شود اسم تو دائم بر زبانم
عاشق منم باور کن ای جان فقط لب تر کن
با خنده هایت جانا حال مرا بهتر کن
شیرین شهر آشوبم تا با تو هستم خوبم
تنها تویی محبوبم ای جان
من برایت ب
مهراز را در آغوش گرفتم به خیال اینکه شاید آرامم کند. چند زخمه ای بر تارهایش کشیدم صدای ناخوشایندی برآمد. انگشتان دستانم بی هدف  پرده ها را طی می کرد. هیچ ملودی دلنشینی شنیده نمیشد. ذهنم متمرکز نبود. غم درونم را با که باید میگفتم. مهراز هم یاریم نکرد. در همان وضعیت خیره شدم به صفحه ی نت  و از خاطر گذراندم  تمام حرفهایی را که به او گفته بود. قلبم درد گرفت. بغضم با یادآوری حرفهایش ترکید. چشمانم بارانی شد. مهراز خیس اشک شد. مانده بودم بیشتر دوستش بدا
شاید بتونی به همه دروغ بگی اما به خودت نه! پس بهتره با خودت روراست باشي
تو اونقدر قوی نیستی که بتونی جلوی یک سری اتفاقات را بگیری پس بهتره چشماتو باز کنی و باورشون کنی. 
تو هم گند میزنی، مثل خیلی دیگه از آدمها پس بهتره به خودت سخت نگیری. 
پایان قصه یعنی مردن، اگه میخوای زنده باشي بهتره یک داستان جدید را شروع کنی یک داستان قشنگتر. 
------------------------------------------------
آخرین سنگر سکوت نیست، آخرین سنگر بلاگه :) 
قوه قضائیه باید سال ها پیش دستور استعفاى مسئولانى كه فرزندان آنها در خارج از كشور تحصیل میكنند را  میداد ، ولى اكنون كه جاسوسان اسرائیلى و روسى ، فرزندان خود را جهت همان آموزش هاى اطلاعات و جاسوسى ، به كشورهاى اروپایى و آمریكا فرستاده اند و در طول این مدت آموزش هاى سازمان هاى موساد و ساواك را ديده اند وقت بازگشت جاسوسان و خائنان آموزش ديده به جمهورى اسلامى ایران فرا رسیده است و رؤساى قوه قضائیه هم با سازمان هاى موساد و ساواك تا به پایان رسید
چخوف یه معلم نیست نمیخواد چیزی رو که نمیدونستی بهت درس بده* یا چیزی رو باهات در میون بذاره که هیچکی تا حالا  نگفته ،ولی یه رفیق ِ همدرده! دستش رو می ندازه دور گردنت و باهات همدردی میکنه و حتی گاهی اگه خوب به داستاناش دل بدی میتونی صدای گریه هاشو بر درد های مشترکتون بشنوی . 
*اصلا اگه درد ها و حرف های اصلی ای که میگه رو تا قبل این نچشیده باشي داستاناش برات یه مشت مزخرف میشن و مطلقا فایده ای برات ندارن اما اگه باهاشون جان آشنا باشي.
تو خواب های اخیرم مکان هایی رو میبینم که هیچ وقت ندیدم. وارد خونه هایی میشم که تا حالا ندیدم. آدم های دور هم زیادن تو خوابام. مثلا خواب دیدم دبیرِ دوستم داییِ سال پایینیمونه :| و کلی چیزای عجیب.
دیشب خواب دیدم میریم گردش. جاهایی که تو خوابای قبل ديده بودم و من با دهن باز از شگفتی میگم خدااای من. من اینا رو تو خواب ديده بودمممم.
فک کن! تو خوابم خواب ديده بودم :)
دختر که باشي;
درسته که همیشه
 دلت
 به وجودِ یه مرد قرصه!
که اگه نباشه;
تصمیم های زندگیت با شک و شبهه پیش میره!
پدرکه نباشه
نگهبون که نباشه
یابهتربگم دلت که قرص نباشه
ممکنه اشتباه بری راهو;درست!
پدرکه نباشه امنیتِ خونه نیست;درست!
ولی همیشه خدا یه روزی یه جایی
یه مرد جاش برات جایگزین میکنه
که باز دلت قرص بمونه!
که اون مرد میتونه برادرت باشه
یا حتی همسرت!
ولی مادر که نباشه
هیچکس نیست که براش ناز کنی
و برات فدا بشه.
مادر که نباشه 
هیچکس نیست که براش
یک وقت هایی با تو حرف می زنم توی اتاقم توی پارک توی خیابان اما نمی دانم چرا وقتی با تو حرف می زنم مردم طوری که انگار دیوانه ديده اند به من نگاه می کنند . آی مردم : کسی که با خودش حرف می زند دیوانه نیست او کسی را همراهش دارد که با چشم ديده نمی شود . #الهام_ملک_محمدی
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی،کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست،تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت ،نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشي ،
ازجمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
وچون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزو مندم که دشمن نی
پنجره ی اتاقم تا ته بازه.پرده ها با وزش باد بالا و پایین میرن .قطرات بارون رو بروی صورتم حس میکنم.هوا بی نهایت خنک و دلچسبه.عطر گلهای یاسى که تو اتاقمه با عطر بارون قاطی شده و هوش از سرم میبره.یه مصرعى داره تو سرم مدام تکرار میشه:
دل تو را می طلبد
ديده تو را می جوید
دل تو را می طلبد
ديده تو را میجوید
سلام ریچارد عزیز!
امروز سالگرد تولدت بود. صد و یکمین سالگردِ تولدت، اگر بخوایم دقیق باشيم. صد و یک سال از روزی که به این دنیا پا گذاشتی می‌گذره. امروز توی نوشته‌ها به عنوان فیزیکدانِ افسانه‌ای» ازت یاد می‌کنن. اگر بودی؛ می‌دیدی که چطور الکترودینامیکِ کوانتومی‌ای که توسعه‌ش دادی هنوز با قدرت پديده‌های طبیعت رو توجیه می‌کنه. چطور بعد از اون سخنرانیِ تاریخیت؛ توجه‌ها به ابعاد کوچک معطوف شد و نانوتکنولوژی رونق گرفت. دیاگرام‌هایی که تو
آکورد آهنگ هرجا که باشي از امو بند
علی یوسفی عزیز زحمت کشیدن و از این ترانه زیبا برامون ویدیو ارسال کردن که از این دوست خوبمون تشکر میکنیم بخاطر ارسال این ویدیو
 
برای دانلود آکورد اینجا یا روی آکورد کلیک کنید
 
 
گیتارستان
عکس نوشته عاشقانه برای پروفایل – مجموعه ای از زیباترین و جدیدترین عکس نوشته های عاشقانه، احساسی و دو نفره برای عکس پروفایل تلگرام و اینستاگرام
عکس نوشته عاشقانه دوست دارم باشي برای پروفایل
دوست دارم باشي تا من زندگی کنم…چون تو خود خود خود زندگی من هستی…دوست دارم باشي…نه اینکه نگاهت کنم و لذت ببرم از این همه زیبایی….نه اینکه بفهمم معنای همه رنگ ها را از چشمات…نه اینکه باشي و بگویی تا صدایت ارامم کند…نه اینکه دستانت را بگیرم…نه اینکه ح
[In reply to My music]
Mehraad Jam
Shiko Pik
#MehraadJam
تورو ديده رد داده قلبم 
نباشي میمیرم حتماً
آخه یه جایی از قلبموُ زدی
که نزده بود هیچکی قبلاً
دلم می خواد یه جای شیک و پیکو 
تو باشي و تو باشي و من و یه موزیک هیتو
زبونم بگیره بخوام بگم می خوامت!
میمیرم من بی بی تو
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
نیاد روزی که چشماتو نبینم
هنوزم یه تار موتو به دنیا نمیدم
همین دیشب بازم خوابتو دیدم 
چشام قفلی زده بازم رو عکسات
به گزارش خبرگزاری نودیجه آنلاین به زودی  پرداخت مرحله دوم غرامت به کشاورزان گلستانی آسیب‌ديده از سیل انجام می گیرد.سرپرست معاونت اقتصادی استانداری:۱۵۰۰ پرونده کشاورزان خسارت‎ديده از سیل در مرحله دوم کارگروه استانی از کمک بلاعوض سیل فروردین ۹۸ بهره‎مند می‎شوند.مبلغ ۱۱۹ میلیارد و ۳۵۴ میلیون ریال کمک بلاعوض به این تعداد پرداخت می شود.بیشترین پرونده‎های تشکیل شده مربوط به شهرستان‎های گمیشان با ۵۹۴ پرونده، کردکوی با ۳۵۵ پروند
اگه این سوال رو ازم بپرسید میگم بستگی داره.
یه روزهایی که میری تو پیله ی تنهاییت و نمیخوای کسی کنارت باشه، غربت خوبه. روزهایی که با شهر و فرهنگش آشنا میشی خیلی خوبه، مثل یه دنیای جديده که هی کشفش می کنی و تموم نمیشه.
اما نگم از بقیه ی روزها
روزهایی که مریض میشی و همسرت هم سرکاره و کسی نیست برات سوپ داغ بیاره و ازت پرستاری کنه روزهایی که دلت خونه ی بابا رو میخواد و نمیتونی بری، فقط زل میزنی به تقویم و روزهای ندیدنشون رو میشماری. روزهایی
میدونی چرا‌خونه های قدیمی شیشه رنگی دارن؟
واسه اینکه هر نامحرمی به راحتی از حیاط نتونه داخل اتاق رو ببینه،
 اما وقتی تو زاویه درست قرار میگیری، وقتی محرم باشي و داخل اتاق باشي هم از احوال خبر داری هم از حیاط
شیشه رنگیارو دوست دارم عین هستن
مثلا هر زنی که دوست نداره بشنوه دوستت دارم»،
به بعضیاشون باید بگی خندت بود که گرفتارم کرد» تا مستیشو ببینی
از هر شیشه ای شفاف ترن، تُو توْ زاویه ی درست قرار گرفتی؟
"اگر بت ها را واژگون کرده باشي کاری نکرده ای ،وقتی واقعا شهامت خواهی داشت که خوی بت پرستی را در درون خویش از میان برداشته باشي‌."
نیچه
کسی هست که خیلی دوستش دارم، هم از بودن باهاش لذت میبرم هم رنج می کشم، هر نگاهم و هر حرفم مملو از علاقه و حسادت به طور همزمانه. مگه میشه دوتا حس همزمان نسبت به یکنفر وجود داشته باشه، هم عشق و هم نفرت :/
در واقع هر وقت میبینمش دلم می خواد جامو باهاش عوض کنم، موقعیت، خانواده، ظاهر و هر چیزی که داره رو داشته باشم، اینج
آدم در تنهایی است که می پوسد و پوک می شود و خودش هم حالیش نیست.
می دانی؟ تنهایی مثل ته کفش می ماند، یکباره نگاه می کنی می بینی سوراخ شده.
یکباره می فهمی که یک چیزی دیگر نیست.
بیشتر آدم های دنیا در هر شغلی که باشند از خودشان هرگز نمی پرسند چرا چنین شغلی دارند.
چیزهای دیگری هم هست که آدم دنبال دلیلش نمی گردد.
یکیش مثل تنهایی است.
خیلی ها فکر می کنند که سلامتی بزرگ ترین نعمت است، ولی سخت دراشتباهند،
وقتی سالم باشي و در تنهایی دست و پا بزنی ، آنی مر
چند وقت پیش، بالاخره سکوتشو شکست و برام از اینکه رابطه اش با همسرش چقدر به بن بست خورده گفت. از تمام جزییات آزار دهنده. چند روز بعدش یجا یهو وسط مکالمه ای صدام لرزیده بود که تو باید خوشحال باشي، باید مراقب خودت باشي. که خدایا بس بشه دیگه لطفا. دخترک معصومی که کلاس اول بغل دستم مینشست و دوستیمون ۱۵ سال به طول کشیده باید حالش خوب باشه.  امروز بعد مدت ها این پیام رو برام فرستاده:"نمیدونم الان کجایی و داری چیکار میکنی فقط خواستم بگم همه چی خوبه, حتی
مدتها بود که والس خداحافظی من را به خود می خواند. دبشی اجابتش کردم.
عالیست
 میلان درا قصه پرداز بی نظیری است. البته به پای عشق اولم آقای رومن گاری نمی رسد
اما چیز ارزشمندی که دارد ایمان یک مومن با هوش متوسط و ذکاوت یک مدیر گادفادر است
اینجا بود گه آهی از لذت برآوردممیلان کوچولوی من را چیزی به تب و تاب واداشته بود و نویسنده اش کرده بود که از زمان نوشتن شوخی با او مانده بود.شور وشوق یک انقلابی سرخورده که دارد در سالهای زندگی کردنش بر اثر  تج
عکس نوشته عاشقانه برای پروفایل – مجموعه ای از زیباترین و جدیدترین عکس نوشته های عاشقانه، احساسی و دو نفره برای عکس پروفایل تلگرام و اینستاگرام 
بهترین عکس نوشته های عاشقانه در کافه =یکس
عکس نوشته عاشقانه دوست دارم باشي برای پروفایل
دوست دارم باشي تا من زندگی کنم…چون تو خود خود خود زندگی من هستی…دوست دارم باشي…نه اینکه نگاهت کنم و لذت ببرم از این همه زیبایی….نه اینکه بفهمم معنای همه رنگ ها را از چشمات…نه اینکه باشي و بگویی تا صدایت ارام
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب ديده و درد میکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب ديده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم میکنه
مابین هال و پذیراییمون دو تا
پله خورده که اون دو فضا رو از هم مجزا کرده . دمپایی پام بود .
میخواستم پله رو رد کنم قسمت جلوی دمپاییم گیر کرد به پله خوردم زمین
انگشت پام ضرب ديده و درد میکنه . رفتیم بیمارستان عکس گرفتن از پام و
دکتر گفت فقط ضرب ديده 
پام باد کرده و نمیتونم بذارم زمین . شانسو ببین
حالا از شنبه قرار بود برم سرکار . خداکنه تا اون موقع خوب بشه 
 
دختر بدشانس روزگار  کاش بغضم بترکه . داره خفم میکنه
کومولونیمبوس:کومولونیمبوس ابر تیره ومتراکم بوده وضخامت عمودی آن نسبتا زیاد است.این ابر به شکل کوه یابرج عظیمی ديده میشود.قسمتهای فوقانی آن معمولا صاف ویابه شکل رشته ای یا مخطط ديده می شود که تقریبا در همه ی حالات قله سندان ویک دسته پر گستره میشود.ودر اکثر مواقع خبر از یک هوای بسیار ملتهب همراه با صاعقه وباران های رگباری وعمدتا تا شدید رامی دهد.www.Meteorolog/Iran.com
جلسۀ آخر کلاس آنلاین مهارت رسانه بود. تکلیف این بود که ارتباطی بین آیات 20 تا 30 سورۀ فرقان با مباحث تدریس شده و مرتبط با مهارت رسانه بنویسیم. یکی از بچه‌ها فی‌البداهه نکتۀ به‌جایی تایپ و ارسال کرد و استاد چون درگیر شرح آیۀ 30 بودند، در جوابش فرمودند: با قرآن مهجور باشيد ان‌شاءالله!
اولش خنده‌دار بود. چند نفری هم به نشستن واژۀ مهجور به جای محشور خندیدند.
استاد بعد از اعتراف به اشتباه املایی و معنایی گفتند، بد هم نیست با قرآن مهجور بودن. جایی ب
زندگی کردن با معیارهای حال حاضر جامعه و بقیه‌ی آدم‌ها خیلی سخت باید باشه. تصور کن برای این که مورد قبولشون قرار بگیری مجبوری انقدر استرس بکشی تا بهترین دانشگاه قبول بشی! مجبوری شغلی داشته باشي که از نظر اون‌ها مناسبه! مجبوری عمل جراحی کنی که به نظرشون زیبا به نظر برسی! رژیم‌های سخت بگیری که اندامت رو بپسندن! مجبوری با زن یا مردی زندگی کنی که از نظر بقیه مناسبه و یا سبک زندگی رو دنبال کنی که جامعه ازت میخواد! شاید متوجهش نشده باشي پس گاهی یه
از روزی که در بلاگ تازه‌‌های بیان معرفی وبلاگ‌ها رو شروع کردم سعی کردم این کار را ماشینی انجام ندم تا بتونیم یک مجموعه‌ای از خوب‌ها را کنار هم داشته باشيم و از خوندن نوشته‌های آنها لذت ببریم و محتوای ناب و دست‌اول کلی وبلاگ خوب رو در اختیار داشته باشيم.
از طرفی با وسواس خاص خودم سعی کردم تمام مطالب پست‌های تازه‌های بیان نوشته‌های خودم باشند. بنابراین، برای اینکه زمان‌بر بودن معرفی وبلاگ‌ها جبران بشه در این پست دائمی وبلاگ‌ها را به
 سخت ترین دو راهی…دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است.گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی.و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که.میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .راه هایی که همیشه بی پایانند، گاهی به دو راهی هم می رسند.و دشوار است راه بی پایان را پیمودن، و دشوارتر این که_ این راه برسد به دو راهی.در دو راهی های سکوتم ، دوباره تو را گم کرده ام. با حساب من، باز هم این منم که گم شدم نه تو .باز هم خودم را گم کرد
دوست داشتم اگر همه صبح به صبح یکبار زنگ میزدند و حالم را می‌پرسیدند، تو روزی سه بار زنگ میزدی تا جویای حالم بشوی!دوست
داشتم وقتی مریض میشوم اگر همه با یک پیام بهم توصیه میکردند که زودتر
دکتر بروم، تو سریع خودت را می‌رسوندی جلوی در خونه و زنگ میزدی میگفتی
"بیا پایین، با خودم میریم دکتر"
راستش دلم میخواست وقتی همه هفته‌ای یک بار از سر دلتنگی به من سر میزدند، تو هفته‌ای هفت بار دلتنگم میشدی و به دیدنم می‌آمدی!
دلم میخواست وقتی تولدم میشدبه ج
زهرا جان سلام
هنوز چهلمت نشده بود که با عمو صحبت می کردم. عمو می گفت:
" حول و حوش 4 صبح دمدمای اذان صبح بود که خواب می دیدم در یک خانه بزرگ هستم. دور تا دور خانه زنها نشسته بودند و یک خانم با چادر و پوشش تمام سفید چهار زانو نشسته بود. من هم دم در ایستاده بودم. زهرا روی پای آن خانم نشسته بود و پشتش را به سینه او تکیه داده بود. با دستم به زهرا اشاره می کردم که بیاید پیشم ولی زهرا با تکان دادن سرش به من می گفت : نه نمیام."
نمی دانم چه حکمتی است در همه این  و
سلام عزیزای دلم،
امروز از پایان یه دنیا و شروع دنیای جدید براتون حرف میزنم.راستش دیگه از مدیریت خسته شده بودم .یه روز یه ایمیل به دستم رسید که تو دیگه مدیر نیستی منم که تمام زحمات این چند وقت رو بی ثمر ديده بودم از این تصمیم بدون قید و شرط استقبال کردم .کاش میتونستم متن ایمیل رو براتون کپی کنم تا بفهمید آدمها چه طوری کارهای غلط رو توجیه میکنند .بعد از چند روز مدیرعامل صدام کرد و گفت حقوقت خیلی زیاده یه کاری کن که ارزشش رو داشته باشي ومن  نمیتون
از تو کشو یه شلوار برای دختر سه ساله‌تون بردارین، تنش کنین و همین که رفت پی بازی ببینین روش یه همچین موجودی چسبیده چیکار می‌کنین؟
من اول فرار می‌کنم نه شوخی کردم، اول موبایل و کلیدو برمی‌دارم، بعد فرار می‌کنم، درم قفل می‌کنم که دنبالم نیاد
واقعا مادر شدن یکی از روش‌هاییست که آدمی با آن، داوطلبانه از خطر استقبال می‌کند، به مبارزه‌ی عقرب می‌رود، درون آتش می‌پرد، به آغوش گلوله می‌دود و.
شاید اون کلیپ فرنگی رو ديده باشين که تو مصاحبه
نه سری هست و نه صدایی ! 
انگار در اینجا  خاک مرده پاشیدند . نه کسی می آید و نه کسی می رود . نکند سال ها از مراسم ترحیم من گذشته و من بی خبرم.  شاید اصلا زندگی نکرده ام . ریه هایم رنگ هوا را له خود ديده اند ؟ چشم هایم غیر از چهار دیواری تنهایی چیز دیگری ديده است؟ 
شاید من در اعماق زمینم در اوج آسمان به دنبال خود می گردم ؟ 

پ.ن: 
برم دکتر حالم خیلی بد شده . این وقت روز که زمان هذیان گفتن نیست . 
تب دارم.  چشمام سیاهی میره . نکنه باید دخیل ببندم ؟ اصلا به ک
توطئه زبان در فرانسه طراحى شد و به بسیارى از كشورها صادر شد كه كشور عزیزمان هم یكى از همان كشورهایى بوده كه این توطئه جهت سرقت تاریخ و تمدن ایران باستان در آن اجرا شد و كلمات اصیل آریایى یا ژرمن از كتاب هایى مانند شاهنامه فردوسى و دیگر كتاب هاى مهم ایران حذف گردید و بجاى این كلمات ، لغات روسى و اسرائیلى و از زبان هاى سرخپوستان و مغول ها را قرار دادند و پیرو این توطئه زبان ، با تعریف و محترم شمردن زبان فارسى از طرف توطئه گران ، باصطلاح هندوانه ا
وی در سالهایی ن چندان دور ، در چنین روزی ديده ب جهان گشود!
گویا پروردگار از همان ابتدای خلقتش، سرنوشت اورا با خودکار سبز نوشت!!!
ب سبزی برگ گل.
ب سبزی چمن.
ب سبزی انسیتی!
.
خوشحالم ک ب دنیا اومدی و بخشی از دنیای من شدی.
آیینا. مکنه ی کوچولوی کیوت دوس داشتنی فوروای. نونا خیلی خیلی خیلی دوستت داره.
نونا رو ببخش ک امسالم نتونست پیشت باشه.
سعی کن روز تولدت شادترین آدم دنیا باشي! مگ آدم چند بار ب دنیا میاد آخه؟ ب این فک کن ک چقدر خوب شد ک ب دنیا اوم
از پنجره‌‌ی پاویون طبقه‌ی ششم بیمارستان فرخی زل زده بودم به نورهای زرد و نارنجی شهر، به گرگ و میش هوا. بعد فکر کردم چند ماه دیگر من هم روی این تخت‌ها و خوشخواب‌های فنری جوری خوابم می‌برد که دخترهای تخت‌های کناری. فکر کردم چند ماه دیگر این شب تا صبح بیدار ماندن‌ها جوری برایم عادی می‌شود که بیدار بودن در طول روز. فکر کردم چند روز دیگر که بگذرد من هم عادت می‌کنم به صدای ناله‌‌ی آدم‌ها، به بوی خون، به رفتارهای ناخوشایند پرسنل بیمارستان، ب
متن زیر رو که از کتاب رسوایی در بوهم است بخونید.
*      *      *      *      *
-تو می بینی ولی توجه نمی کنی.تفاوت روشنی بین این دو حالت وجود دارد.مثلا تو پلکانی را که از سرسرای پایین به این اتاق می رسد بارها ديده ای.
-بله،بارها و بارها.
-چند بار؟
-صدها بار.
-پس بگو این پلکان چند پله دارد؟
-چند پله؟نمی دانم.
-نگفتم؟تو توجه نکرده ای.ولی بارها ديده ای.نکته ای که می خواستم روی آن تکیه کنم همین است.من می دانم که هفده پله دارد،چون هم ديده ام و هم توجه کرده ام.
*   
خیلی وقته انگاری نبودم اینجا، حتی یکم نگران بودم نشه برش گردوند.
توی توییتر بود. واقعیتش برام خیلی جالب بود. چون میشد هوایی زد. چیزهای بامزه نوشت. چیزهای بامزه خوند. دوست پیدا کرد. دوست واقعی که بری خونش و بیاد خونت. واسه دوستت زید جور کنی اونجا. اشنا شی. دعوا کنن پس تو هم بلاک انبلاک کنی. وقتی زید جدید زدی بیای اعلام کنی.  
ولی.
از یه جایی دیگه ناراحت و مضطرب بودم. اشنا زیاد شد. برای بعضی از توییتام بازخواست میشدم. خودسانسوری شروع شد. ولع ديده شدن
سلام دوستای عزیز کنکوری!!
اولا که امیدوارم هر جای کشور عزیزم هستید حالتون خوب باشه و سرشار از انرژی مثبت باشيد.
امروز میخوام دوکلام!! راجع برنامه مطالعاتی باهاتون حرف بزنم.
اولا که کم کم لطفا شروع کنید!! . شما داخل یه ماراتن بزرگ قراره وارد بشید . هرچی انرژی و انگیزه بالاتری داشته باشيد موفق ترید.تو این رقابت شما باید در نظر داشته باشيد که همین الان یه عده هستن که ممکنه از شما جلوتر باشن و یه عده هم هستن که ممکنه از شما عقب تر باشن. این شمایید که
اینکه گاهی دریافت عجیب و بزرگی از یک کتاب نداشته باشي و باز هم حس دوست داشتنت نسبت به آن روان باشد، چیز عجیبی نیست. من عاشق تکه های پازلم. عاشق کنجکاوی کردن و تصویرسازیِ ذهنی. مجموعه نامه هایی که راه طولانی رو طی میکنند و دوستی رو برقرار میکنند با بوی صفحات کتاب. کتابی که جمله هایی که بخواهی زیرشان خط بکشی و برای دیگران نقل قول کنی نداشت اما حس داشت.محض رضای خدا، من باید با یک کتاب فروشی شروع کنم به مکاتبه ی کاغذی. تمبر، پاکت نامه، صندوق پستی، پ
دلم لحظه ای را می خواهد !که تو باشي …همین کنار نزدیک به مندرست روبروی چشم هایمهمنفس نفسهایمخیره شوم به لبهایتدست بکشم به تک تک اعضای صورتتبعد چشمهایم را ببندم و …” ببوسمت ”آن لحظه دنیای من تمام می شود .” به خدا که واقعاً تمام می شود
بیرون خوابیدیم تو حیاط چهارتایی.اون سه تا خواب رفتن و من از شدت نور زیاد ماه که امشب همه جا رو روشن کرده نتونستم بخوابم.اومدم داخل و الان یه باد خنکی میاد و دارم تو تاریکی عزیزِ جانِ فریدون رو گوش میکنم؛ ديده بر رهت دارم، در دل شب تارم، در غم تو بیمارم، تا دوباره برگردی، بر هر کرانه رفته ای، به یک بهانه رفته ای، دلم نشانه رفته ای، بجویمت ز بی نشان ها، دوباره پیش من بیا، ببین که میشود به پا، نوای شور و نغمه ها، ز کوه و دشت و آسمان ها.
شبها چه قدر ه
مژده بده، مژده بده، یار پسندید مراسایه او گشتم و او برد به خورشید مرا
جانِ دل و ديده منم، گریه خنديده منمیارِ پسنديده منم، یار پسندید مرا
کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نمازکان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا
پرتو دیدار خوشش تافته در ديده منآینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا
آینه خورشید شود پیش رخ روشن اوتابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا
گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلکگوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا
نور چو فواره زند بوسه بر این باره زندرشک
من اما برترین آدم‌ها را از نگاه خود در دو دسته ديده‌ام. آن قدر که شده بود گاهی می خواستم دنیا را از این کشف غیر تازه‌ام که اخلاق ورزشی» واقعا وجود دارد، خبر کنم. بله دسته‌ی اول ورزشکاران‌اند. هرچه جلوی ایشان تواضع بورزی، نه تنها ذره‌ای غرور نمی‌گیرند بلکه در کمال تحیّر، در عین قدرت متواضع تر برخورد می‌کنند. بیشترین حس امنیت روحی را -حتی اگر اختلافات عقیدتی زیادی داشته باشيم- زمانی دارم که با دوستان ورزشکارم هستم. در مقابلشان می‌توانی خ
اصلا بیا و این چند صباح را هم بیخیال من شو.
تو زندگی خودت را بکن و من
زندگی خودم را. انگار نه انگار که رونق جانم از توست.
راستش را بخواهی
اصلا گاهی فکر می کنم تو در منی اما با من نیستی .
هوا برم می دارد وقتی در خیالم،
خسته، روبرویت می نشینم و مبهوت نگاهت می شوم.
دست بر شقیقه ات میکشم و
موهای صبوری ات را از لابلای بپیشانی بیرون میکشم، چقدر مرا
تحمل می کنی؟
این روزها که بگذرد می ترسم. می ترسم تو هم بروی و تنهایم
بگذاری مثل.
اصلا آدم را ان
یک سال از اولین نفس‌های این وبلاگ می‌گذرد و من -به‌شیوهٔ خود- لال تر شده‌ام. ابتدا شور نوشتن داشتم، تند می نوشتم، دوست داشتم بگویم که من هم می‌توانم بنویسم. من هم می‌توانم مثل دیگر نویسنده‌ها باشم. و هزار من هم» دیگر‌. اما دیگر نه. نه قلم کمک می‌کند، و نه کاغذ سفید شوری برمی‌انگیزد.
زمان که گذشت فهمیدم برای آنکه یک خط بنویسی، یا باید یکسال درد کشیده باشي یا یکسال لذت برده باشي. هر واژه بایستی پشتوانه عمیقی داشته باشد؛ از درون تو. نمی‌توا
 نمی‌فهمم، هر چه بیشتر سعی می‌کنم که بفهمم، بیشتر نمی‌فهمم. بیشتر به آدم‌ها زل می‌زنم. بیشتر زیر نظرشان می‌گیرم. چرا تا به حال اینگونه نشناخته بودمشان. مگر تاکنون در فضا زندگی می‌کردم که نمی‌دیدمشان. 
مادرم همیشه می‌‌گوید: تو در خواب و خیال زندگی می‌کنی، دختر! ما بین همین مردم هستیم، چرا سعی می‌کنی خودت را به خریت بزنی، ناديده‌شان بگیری و به قوانین خود سرگرم باشي؟!
 الان می‌فهمم که راست می‌گوید. من همیشه در خیالات و اوهام بوده‌ام. م
رسیدم به این نوشته توی کتابی که خودت بهم هدیه دادی:
وقتی تو تمام سعی ات را میکنی تا کسی را فراموش کنی این یعنی اینکه او شدیدا فراموش نشدنی است!
من خوب میفهممش دقیقا مث تو.

میدونی خیلی مهمی واسم و اگه قرار بود توی دنیا فقط یک نفر حالِ منو درک نکنه دعا میکردم تو باشي و هیچوقت چیزی که من تجربه کردم رو تجربه نکنی ولی خب همیشه همه چیز اونطوری که میخوایم نیست و نمیشه:/
وقتی جز از کل رو میخونم سطر به سطرش جلوی چشامی و لحظه به لحظه دلتنگت میشم.
کاش میشد
قبل اینکه دوباره بخوام وبلاگ بسازم فکر نمیکردم واسم خوبیای دیگه ای جز حس شدن به بلاگر بودن رو داشته باشه.اما الان میبینم نه،میتونه خوبیای دیگه ای هم داشته باشه.مثلا:
میگن اگه تو هر جمعی باشي از اون جمع اثر میپذیری،حالا یا خودآگاه یا ناخودآگاه.
من مدت خیلی زیادی بود (هنوزم هست -_- ) که از کتاب خوندن فاصله گرفته بودم.حالا که توی یه جمع کتابخون اومدم (پروردگار کتاباتونو بیشتر کنه) میبینم چقدر ضایست دور و ورت همه کتابخون باشن اما خودت خیلی وقت
روز هشتم
نمیدونم شمایی که داری این مطلب رو میخونی تا حالا عاشق کسی شدی که دوستتون نداره ؟
کسی که میخوای کنارش باشي اما اون نمیخواد کنارت باشه
کسی که وقتی پیش اون هستی احساس خوشبختی میکنی ولی اون وقتی کنار تو هست حتی ذره ایی احساس نمیکنه خوشبخته
کسی که هر لحظه و هر ثانیه باهاش حرف میزنی جلو اینه ،حین راه رفتن ،بیدار شدن اما اون حتی لحظه ایی هم بهت فکر نمیکنه
کسی که میخوای تا اخر عمرت باهاش باشي اما اون نمیخوادت
نمیدونم تا حالا برای شما هم پیش ا
خوبی موتورسواری برای خانما اینه که پارک دوبل ندارهبدیش اینه که به جاش تک چرخ داره، همزمان هم باید چرخ جلو رو بالا نگه داری هم حواست به سرعتت باشه هم به آینه نگاه کنی ماشین عقبی نزنه بهت هم مواظب باشي نری تو ماشین جلویی  :)))))) 
وقتی قبول می‌کنی دنیا همونطوریه که باید باشه، آدما همون‌طوری هستن که باید باشن و نمی‌تونی عوضشون کنی، اون موقع‌س که با خیال راحت می‌تونی "خودت" باشي. یه نفس عمیق با خیال راحت می‌کشی و می‌دونی همه چیز سرجاشه. فقط نکته اینه که تو جای اونا رو تعیین نمی‌کنی.تو فقط می‌تونی خودت رو تغییر بدی. اون‌هارو باید قبول کرد. چیزی که می‌تونی قبول نکنی خودتی.مثل این می‌مونه که در حال رانندگی باشي، ماشین جلوییت تو جای اشتباهی و در حالی که حق با توعه کامل
سئو چیست و سئو چیست pdf پاسخ کوتاه دارد و پاسخی بلند. اگر بخواهیم به دنبال اصول سئو برویم و اصول سئو را بشناسیم, پاسخی کوتاه برای این پرسش نیست. ما مانند کورانی هستیم در اتاق که بر این فیل دست می‌کشیم و ناگهان فریاد می‌زنیم که بخشی از آن را شناختیم. در ادامه به اصول سئو شناخته شده بازخواهیم گشت. بازگردیم به سئو.
سئو چیست؟ سئو به مفهوم Search Engine Optimization است. ما وبسایت خودمان را به شکلی بهینه می‌کنیم (سئو سایت) که مثلا اگر در حوزه فروش پازل فعالیت می
سئو چیست و سئو چیست pdf پاسخ کوتاه دارد و پاسخی بلند. اگر بخواهیم به دنبال اصول سئو برویم و اصول سئو را بشناسیم, پاسخی کوتاه برای این پرسش نیست. ما مانند کورانی هستیم در اتاق که بر این فیل دست می‌کشیم و ناگهان فریاد می‌زنیم که بخشی از آن را شناختیم. در ادامه به اصول سئو شناخته شده بازخواهیم گشت. بازگردیم به سئو.
سئو چیست؟ سئو به مفهوم Search Engine Optimization است. ما وبسایت خودمان را به شکلی بهینه می‌کنیم (سئو سایت) که مثلا اگر در حوزه فروش پازل فعالیت می
سئو چیست و سئو چیست pdf پاسخ کوتاه دارد و پاسخی بلند. اگر بخواهیم به دنبال اصول سئو برویم و اصول سئو را بشناسیم, پاسخی کوتاه برای این پرسش نیست. ما مانند کورانی هستیم در اتاق که بر این فیل دست می‌کشیم و ناگهان فریاد می‌زنیم که بخشی از آن را شناختیم. در ادامه به اصول سئو شناخته شده بازخواهیم گشت. بازگردیم به سئو.
سئو چیست؟ سئو به مفهوم Search Engine Optimization است. ما وبسایت خودمان را به شکلی بهینه می‌کنیم (سئو سایت) که مثلا اگر در حوزه فروش پازل فعالیت می
سئو چیست و سئو چیست pdf پاسخ کوتاه دارد و پاسخی بلند. اگر بخواهیم به دنبال اصول سئو برویم و اصول سئو را بشناسیم, پاسخی کوتاه برای این پرسش نیست. ما مانند کورانی هستیم در اتاق که بر این فیل دست می‌کشیم و ناگهان فریاد می‌زنیم که بخشی از آن را شناختیم. در ادامه به اصول سئو شناخته شده بازخواهیم گشت. بازگردیم به سئو.
سئو چیست؟ سئو به مفهوم Search Engine Optimization است. ما وبسایت خودمان را به شکلی بهینه می‌کنیم (سئو سایت) که مثلا اگر در حوزه فروش پازل فعالیت می
"بعضی آدمها دنیارو زیبامیکنند"؛آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن #خوبم. وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی! میگن بیداربودم !! یا میگن خوب شدزنگ زدیوقتی میبینن یه #گنجشک داره رو زمین غذا میخوره راهشون روکج میکنن که اون نپرهاگه یخ ام بزنن،دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشونادم هایی که با صد تا #غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شینن!همینها هستند که دنیارا جای بهتری میکنند؛مثل آن راننده تاکسی که حتی اگردر ماشینش رامحکم ببندی بل
وحشی ترین هم باشي .باز هم یکی را میخواهی که بیاید و رامت کند .تنها ترین هم باشي باز هم یکی را میخواهی تا خلوتت را پر کند .بی نیاز ترین هم باشي .باز هم یکی را میخواهی تا مرحمت باشد سالم ترین هم باشي گاهی دلت سیگار میخواهد .عاقل ترین هم باشي گاهی دلت دیوانگی میخواهد این طبیعت این دنیاست چرا بر مبنای قانون هایی بی اساس زندگی میکنی ؟فکر نکن جانا !یک بار هم که شده دلت را به دریا بزن و دیوانگی کن .جیغ بزن ، برقص ، گریه کن ، تند تند حرف بز
عن الرضا علیه السلام عن أبیه موسی بن جعفر علیه السلام قال جاء رجل إلی الصادق علیه السلام فقال: قد سَئِمتُ الدنیا فأتمنّی علی الله الموت. فقال: تَمَنّ الحیاة لتطیع لالتعصی، فَلَأَنْ تعیش فتُطیع خیرٌ لک من [أنْ] تموت فلاتعصی و لاتطیع.
عیون اخبار الرضا علیه السلام، للشیخ الصدوق، ج2، ص3، باب فیما جاء عن الرضا علیه السلام من الأخبار المنثورة، ح2
از حضرت رضا علیه السلام از پدرش موسی بن جعفر علیه السلام روایت شده که می فرماید: مردی نزد امام صادق علی
از صبح تا حالا این مصرع توی ذهنم پشت سر هم تکرار میشه: 
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو ديده*
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو ديده
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو ديده
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو ديده
 
این تفکر که اگه ما خوب باشيم و خوبی کنیم، دنیا بر وفق مراد ما می چرخه و همه قدرمون رو می دونن؛ اگه نگم هیچ وقت باید بگم خیلی وقت ها درست نیست. این دنیای بی وفا اونقدر که با شیادهاست با بقیه نیست!
درسته خدا عادله ولی به عینه بهم ثابت شده که برخلاف ما صبوره؛ خیلی خ
شنبه صبح ها به گمانم از تعیین کننده ترین لحظه های هفته هستند. یک نوع ملال ِ بیدار شدن داری، یک نوع "آیا کاری که می کنم ارزشش را دارد" ِ خاص، یک آن انگیزه ها و بی انگیزگی ها برای اغاز هفته جلوی چشمت می آیند. این لحظه ها به تو نشان می دهند چقدر از پیشه ای که در پیش گرفته ای رضایتمندی. مثلا دلت می خواهد زار زار گریه کنی که می خواهی باز بروی دانشگاه و درب زنگ زده ی ازمایشگاه را باز کنی و داده های به درد نخور ثبت کنی، یا هیجان انجام یک کار مفید داری. من ک
درک صداقت میاره. تو وقتی  حرف دلتو راست و پوست کنده به طرف مقابلت می‌گی که مطمئن باشي اون شخص برای حرف تو ذره‌ای هر چند اندک تره خورد می‌کنه و دائم برای فرو کردن عقاید خودش تو ذهن تو تلاش نمی‌کنه. وگرنه که شروع می‌کنی به پیچوندن و ایگنور کردن. اما مرگ به اون لحظه‌ای که قفل دهنت باز بشه و حرف دلت به اون آدمی که نباید گفته بشه. اون موقع است که تازه می‌شی مثل من!
امروز دیدمت، بی آن که ديده شوم.
دست خودم نبود، تو تنها کسی هستی که هیچ‌گاه چشمانم از پیداکردنش در میان شلوغی باز نمی‌ایستد. باورت نمی‌شود اما حس کردم که چقدر دلم برای نداشتند تنگ شده. احمقانه نیست دل برای نداشتن کسی تنگ شود؟ دل‌تنگِ نبودنِ کسی هم مگر می‌توان بود؟ نمی‌دانم، فقط می‌دانم که اندازهٔ لغتی که در هیچ لغت‌نامه‌ای نیست دل‌تنگ شدم. سنگین از ثقل کلماتی که حتی نمی‌شود یک‌جا برای یک‌نفر تعریفشان کرد. قلبم برای باز شدن از این دل‌
نمی‌دونم حالا که هوا گرم شده و پنجره‌ها باز، شما هم با گردهمایی ات دور لامپ مشکل دارین یا نه. امشب وقتی دیوار رو نگاه کردم و اون سیاهیِ حاصل از اجماع حضور رو دیدم، اولش با خودم گفتم چه غریزه‌ی خوبی، هر کجا که باشي تو رو به سمت نور رهنمون می‌کنه. ولی بعد فکر کردم حتی اگه تو رو دور یه مهتابی گیر بندازه.؟ 
چندین سال پیش به زندگی‌ای که در بطن هر هسته و دونه‌ای نهفته‌اس جذب شده بودم، این‌که بالقوه بدونی مسیر رشدت چطور باید باشه و فقط منتظر ف
اگه بین دو تا مسیر تو زندگیت شک داری، کافیه یکیش رو انتخاب کنی و درعین ناباوری میفهمی چقد اون یکی رو دوست داشتی :)بذار یه مثال واضح بزنم
امروز (تقریبا رسما) کاراموزیم شروع شد، چی یادمیگیرم؟
امیدوارم HTML,CSS,PHP بعد دیدم چقد دارم حال نمیکنم
به یه جایی رسید که شبیه کدهای برنامه نویسی شد، دیدم جقد دارم حال میکنم  :)
دیدی؟
به همین راحتی فمیدم اصلا از طراحی سایت خوشم نمیاد
یه کم این وسط تایم از دست میره که فدای سرم مگه نه؟
دو ماه کاراموزی، بعد حیف نیس یا
عناصر بصری (قسمت اول)
 
 نقطه (اولین عنصر بصری)
تعریف نقطه در هنر تجسمی: چیزی است دارای تیرگی یا روشنی، اندازه و گاهی جرم و در عین حال قابل لمس و قابل دیدن.
تعریف نقطه در ریاضیات: موضوعی ذهنی است که در فضا یا بر صفحه تصور می شود، بدون این که قابل دیدن و لمس شدن باشد. مانند؛ نشان دادن مرکز یک دایره یا محل تقاطع دو پاره خط.
نکته: اگر بخواهیم بر یك صفحه خطی ترسیم کنیم، اولین تماس ابزار ما با صفحه، یک نقطه خواهد بود.
 نکته: اثر یک وس
پلنگ ماده در جنگل النگدره گرگان ديده شدرئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش اداره کل محیط زیست گلستان گفت: یک ماده پلنگ به همراه دو توله اش پس از گذشت دو ماه همچنان در هزارپیچ و النگدره حضور دارند.محمود شکیبا افزود: جنگل زیستگاه حیات وحش است و حضور پلنگ در هزارپیچ و النگدره عجیب نیست و ماهم نمی توانیم مانع حضور وی در زیستگاهش شویم؛ فقط تعداد ماموران حفاظت را در هزارپیچ افزایش داده ایم تا بیشتر بررسی و مراقبت کنند که مشکلی پیش نیاید.نودیجه آنلای
دوشبه زود میخوابم ساعت ده اما خوابای اشفته میبینم ساعت دو و پنج بیدار میشم چقدر سخته پنج وقتی بلند میشی کلی سرحال باشي حالا که فکرشو میکنم من فقط دارم فرار میکنم از کابوس از .
دلم براخودم تنگه نه هیچ کس دیگه ی دیروز خواب باباجون دیدم خدا بیامزردش هیییی.
الان 2 روزه که بازی کامپیوتریم به دلایل نامعلومی خراب شده و بالا نمیاد و منم هرچی بازی رو پاک و نصب میکنم فایده نداره. حوصله هم ندارم ویندوز عوض کنم.
و در آخرین حرکت نمی‌دونم کی و چه موقع دستم به چه دکمه‌ای خورده ولی یه دفعه دیدم rosseta stone بعد از چند ماه اجرا شده. قشنگ لپ‌تاپم داره در نقش motivator عمل می‌کنه.
دوست عزیز چندین و چند ساله‌ام. می‌دونم نگرانی، خودم هم نگرانم دیگر اطرافیانم هم نگرانند :)) به هر حال قدردانی می‎کنم و تشکر می‌کنم بابت تما
سوزن عشقت را به دستان لرزانم میگیرم و نخی تیره رنگ جلوی چشمانم خودنمایی
می کند.
آرام نگاه خسته ام را می دوزم به روزهای پرخاطره ی بودنت. یاد
تو و خاطراتت تمام دل و جانم را گرفته است.
دارم شکاف هایی را که از
روزهای نبودنت در دلم ایجاد شده آهسته آهسته رفو می کنم.

با خودم می گویم کاش بود و مثل آن روزها، دست دلم را میگرفت و هر دو با هم
دلتنگی های خاموش روزگار را مرور می کردیم از غم های انباشته شده بر روی
دلم می شنید و تمام اندوه سینه ام را بر ش
پسرم همه ما مردها موجودات پرادعایی هستیم. حتی بداخلاقترین، زشت ترین، فقیرترین، ضعیف ترین و بی عرضه ترین مردها فکر می کنند موجودات خیلی مهمی هستند و اگر نباشند کمیت دنیا قطعا لنگ می زند. همین خودپنداره نامعقول در کنار پیشینه فرهنگی مردسالاری باعث شده است همه ما بدون توجه به اینکه خودمان چه قدر خوش اخلاق، زیبا، قوی و باعرضه هستیم به این فکر کنیم که همسر ما باید همیشه زیبا، مهربان، قوی و باکفایت باشد. تصویر ذهنی عموم ما از همسر مطلوب زنی است ز
گاهی باید خودت برای خودت وسط یک عالمه چیز های مختلف یک نقطه بگذاری جلوی همه چی و در انتهای راه آغاز کنی.
زندگی راه بی نهایتی است که رفتنت نا گذیر است و شکست و خم شدن از آن ناگذیر تر ولی هر جا دلت نخواست باشي از میان آن یک عالمه نقطه ای که داری یکی را خرج کن. نقطه ات را بگذار و از همان جایی که میخواهی شروع کن
پسراش جیگرطلاس
ادمیناش رقاص
با ادب باشي جات رو تخم چشم ماست
بی ادب باشي قبرستون گپ منتظر شماست
بالای ۲۳سال لطفا
لینگ گروه

https://t.me/joinchat/AAAAAFAB-8NTqKM6Q2z-Dg
دانلود رایگان نمونه سوالات راهنمایی و رانندگی 98 pdf, مهم ترین و پر تکرار ترین
از یه جایی به بعد دیگه ناخن هات رو قد بیل نگه نمیداری ، دیگه خودتو با آرایش خفه نمیکنی ، هر لباسی رو نمیپوشی ، اگه اهل رنگ کردن مو باشي دیگه رنگای مختلف رو امتحان نمیکنی ، سبک خودتو توی زندگی ، لباس پوشیدن و استایل پیدا کردی . از اونجا شروع میکنی به بزرگ شدن .
چند وقتی بود که سریال”دیوار به دیوار رو شبکه تماشا پخش می کرد. خیلی ایده ی فیلم رو دوست داشتم.
فیلم  از این قراره که داستان پنج خانواده رو روایت میکنه که به دلایلی مجبور میشن ۳ ماه تو یه خونه باهم زندگی کنند.این خانواده ها تعدادی خونه رو پیش خرید کردن ولی مورد ی قرار گرفتن و چون جایی برای زندگی کردن نداشتن از سازنده ی خونه ها میخوان که خونش رو در اختیارشون بذاره و اون هم، بنا به درخواست قاضی قبول میکنه و بقیه ی داستان روند اتفاقاتی
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب