نتایج مطلب ها برای عبارت :

از فراقت من فراغت را نمی جویم هنوز

زیبای من ! چه حکایت از فراقت؟! 
چه بگویم که دیگر توانی برایم نمانده است، تسلیم شده ام ‌. تسلیم همین ناچاری  . تسلیم همین تکرار مکررات . تسلیم بی تابی های تو . تسلیم ناتوانی ات در حرف زدن . مدل تو همین است و من می فهمم. کاش . هیچ. هیچ نمي خواهم جز بودنت . جز صدای خنده هایت ‌. اگر برایت قابل تحمل بود بیا تا ببینمت . اگر نتوانستی هم هیچ . 
مفهوم شناسی
اوقات فراغت


فراغت، در لغت
به آسایش و آسوده شدن از کار روزانه معنا شده است. در لغت لاتین نیز فراغت، معادل
leisure» به
معنای رخصت و رهایی از اشتغال و کار آمده است. در اصل، اوقات فراغت، فرصت هایی است
که انسان مسئولیت پذیر هیچ گونه تکلیف یا کار موظفی را عهده دار نیست و زمان در اختیار
اوست تا با میل و انگیزه شخصی به امر حاضر بپردازد.


 در تعریف اوقات
فراغت، مفهوم رضایت، انگیزه و عامل انتخاب، نقش اساسی دارد. در حقیقت برجسته ترین ویژگی
اوق
اوقات فراغت زمانی برای فرهنگ سازی


یکی از مهم ترین جهات اهمیت آن این است که بهترین زمان ها برای القای فکر
و اندیشه و فرهنگ مورد قبول خود به افراد و جامعه، اوقات فراغت آنان است. با مدیریت
اوقات فراغت افراد می توان باورها، ارزش ها، رفتارها و امیال و خواسته های شان را به
سمت و سوی مورد نظر سوق داد. بیشترین سرمایه گذاری های فرهنگی در بسیاری از کشورهای
پیشرفته در روزگار حاضر بر روی ساخت فیلم و سریال و کارتون و انیمیشن و اسباب بازی
و سرگرمی های مختل
از تو پنهان می کنم رنگ صدایم را هنوزپیش چشمت می کنم گم دست و پایم را هنوز غربتم را با تو قسمت می کنم از راه دورمی پذیری دست های بینوایم را هنوز ؟ بشنو آواز مرا از سایه ها و سنگ هامردم اما نیست پایان ، ماجرایم را هنوز چیست آیا جرم انسان جز به دنیا آمدن؟آنکه می آرد نمي بخشد خطایم را هنوز؟ در زمین جایی ندارم آرزویم مردن استآسمان نشنیده می گیرد دعایم راهنور 
نعیم نژاد مدیر محترم کانون فرهنگی هنری امیر عرب شهر کاشمر از برگزاری اردوی طرح اوقات فراغت تابستانه "اخلاق ، نشاط و معنویت " ویژه جوانان و نوجوانان کانون و پایگاه مقاومت بسیج مسجد به اردوگاه شهید آیت الله سید حسن مدرس (ره ) (( اردوگاه قدس )) سپاه ناحیه کاشمر خبر داد ؛
ادامه مطلب
فراغت در دعای امام سجاد(ع)
دریافت

در فرهنگ و اندیشه اسلامی، اوقات فراغت با بیهودگی و معطّلی یا آلودگی
و روزمرگی همسو نیست، بلکه فراغت، فرصت دوباره ای برای تلاش و فعالیت های فکری و جوشش
شناخت و بینش است که در آن گرچه فعالیت های ظاهری فیزیکی تعطیل می شود، کوششی درونی
و سفر به دیار قرب و قرار الهی، با پاکی نیّت و تابناکی اندیشه آغاز می گردد. سوغات
این سفر نیز تا هفته ها و ماه ها و گاه سال های بسیار، روشنی بخش شب ها و روزهای زندگی
خواهد بود. ازاین ر
مثل نیلوفر اسیر خواب مردابم هنوز
یا که آن مرداب پیری در تب خوابم هنوز
شاید آوای شباهنگی میان جنگلم
یا شبیه آسمان در دست مهتابم هنوز
یا که شاید تکه ابری سرد و بارانی شدم
یا که در دریای چشمی مثل گردابم هنوز
ماهی ام ، فکر فرار از تنگ های شیشه ای
در تمنای خیال رود پر آبم هنوز
رودم اما، یک مسافر، میروم تا مرز عشق
مثل نیزاری ولی در فکر تالابم هنوز
موجهای خسته ی دریا کنار ساحلم
بی قرار خواهش دریای بیتابم هنوز
هر کسی باشم و یا در هر کجای این جهان
من به د
جمعه رفتیم سالن و کمی فوتسال بازی کردیم. حالا یک هفته ای می شود که کل بدنم درد میکند. حتی کیسۀ صفرای بیچاره ام هم درد میکند.
فردا میرویم استخر. تمام خستگی این دوران را از تنم درخواهد کرد. خیلی کیف میدهد از آب داغ در بیایی و مثل پنگوئن خودت را بیندازی توی آب سرد.
احتمالا در هفته پنج شش ساعت اوقات فراغت کافی باشد.
یک کلاس خصوصی فتوشاپ دارم و یک شاگردِ تقریبا زرنگ. سخت مشغول ضبط دوره طراحی سایت هستم و همچنین در حال آماده کردن جزوه دوره جامع آموزش فت
راستش من هنوز از آن آدمها نشده‌ام که از تنهایی و خلوتشان لذت ببرند و استفاده‌ای مفید کنند. من هنوز برای رابطه‌ای دست و پا میزنم، هنوز دلم را به مخاطب‌های واهی توییتر و اینستا خوش کرده‌ام، هنوز از خودم فرار می‌کنم. اما من این آدم نخواهم ماند. من تغییر می‌کنم و یک روز واقعا تنهایی‌ام را بغل می‌کنم و با یک خروار کتاب و سوال و ایده خلوت می‌کنم.
اسلام و اهتمام به اوقات فراغت 
در دین اسلام به مساله وقت » توجه زیادی شده، تا جایی که خداوند در قرآن به مفردات و اجزاء وقت و زمان از جمله به شب »، روز»، فجر»، صبح »، نیم روز» و عصر» قسم یاد کرده است.  قسم یاد کردن خداوند به یکی از این اجزاء و مفردات زمان، نشانه عظمت و اهمیت آن است; یعنی خداوند بدین وسیله می خواهد فوائد و آثار و اهمیت زمان را به انسان متذکر شود.  ائمه اطهارعلیهم السلام نیز برای چگونگی گذراندن اوقات شبانه روز، دستورالعمل
اگرچه دل به کسی داد،جان ماست هنوز           به جان او که دلم بر سرِ وفاست هنوز
ندانم از پی چندین جفا که با من کرد                  نشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز؟
به راز گفتم با دل،ز خاطرش بگذار                            جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
چو مرده باشم اگر بگذرد به خاک لحد                به بانگ نعره برآید که جان ماست هنوز
عداوت از طرف آن شکسته پیمانست                  وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز
بتا تو روی ز من برمتاب و دستم گیر             
 باید که ره بپویمو هنوز نمي دانمنام رمز شب را.باید که عشق بورزمو هنوز نمي دانممعمای بوسه هایت را.باید که زندگی کنمو هنوز نمي دانمآیا خطر کردنچون و چرایی بی پایان داردیا یک گُل پَرپَر است.بی شک باید که بمیرمو هنوز نمي دانمآیا آن شعله پرانبه خواب رفته و برای ابدبه خاموشی گراییدهیا راهی دیگرو رویای نوری دیگردست ما را گرفتهبه پیش می بردپیشبه فراسوی این باد تهی.
شب های قدر همیشه یاد آور لحظه های ناب تقرب به خداست .
همونطور که میدونین چن تا از دوستان خوبمون تو بیان شدیدا نیازمند دعای خیر شما هستن .
تو این شبا هرکس یه جوری احیا میگیره
بعضیا تو اماکن متبرکه ، مساجد و هیئات و بعضیاهم تو خونه و در خلوت خودشون با خدا ارتباط برقرار میکنن .
هرجا که بودین یاد همدیگه باشیم و برای همدیگه دعا کنیم .
خدایا به حقیقت شب قدر ، یعنی حضرت زهرا سلام الله علیها نظر لطفت رو از دوستان بیانی ما دریغ مفرما .
مسجد کوفه ز داغ رف
بعد اینهمه سال هنوز وقتی اسمش میاد گوشام تیز میشه قلبم میریزه پایین اشک توو چشام جمع میشه که چند ساله گم شده و هنوز نتونستن پیداش کنن و هیچکس نميدونه کجاس زنده س مرده س خودش رفته یا بلایی سرش آوردن
هنوز ته قلبم و ذهنم منتظرشم حتی اگه مال من نباشه
× و بالاخره روز موعود رسید. اسباب کشی. اگر خدا بخواد امشب وسایلم رو میبرم جای جدید. البته که هنوز توش پر از کارگره و جا هنوز مرتب نیست و ممکنه چند روزی رو توی یک آشفته بازار به سر ببرم، تنها دغدغه ی من اتاقیه که باید دو تخته باشه و هنوز آماده نیست و کلی آدم براش دندون تیز کردن. کله ی صبح رفتیم اسمامونو چسبوندیم به درش ":)))) ولی خب دیگه خوابگاهه و قانون جنگلش.
×× روم نميشه بگم ولی میگم، برام دعا کنید به انرژی مثبتش احتیاج دارم.
از لحظه ای که خبرداده اند پسرک از دوچرخه پرت شده پایین تا امروز چند روز میگذرد ؟ پسرک هنوز روی تخت بیمارستان است و من هنوز احساس میکنم در یکی از سریال های آبکی صدا و سیما گیرافتادم  و اینقدر سناریو اش آبکی ست که دکتر ها مثل همه ی دکتر های سینمایی میگویند فقط معجزه 
میشود برای پسرکمان دعا کنید؟ خواهش میکنم :( 
+میترسم خیلی زیاد سین اگه چیزی برای داداشش اتفاق بی افته دووم نمياره
گوشی های هوشمند بلک بری یک نام تجاری مشهور است که در حال حاضر کاهش یافته است
مسلما بعد از امدن و طوفان های اندروید کم رنگ تر شده است
بله در سال های قبل شرکت بلک بری درخواست های زیادی داشت و جز بهترین گوشی های سال بود ولی با امدن اندروید کم رنگ تر شده است
وفاداران زیادی هنوز هم به شاه توت یا بلک بری هنوز هم وابسته اند 
یکی از چیز هاییی که هنوز هم شاه توت توانسته پابرپا باشد پشتیبانی عالی برنامه های بلک بری است.
تا حدود زیادی کمک می وند تا در بازار
دختره هرروز داره یه آرزوش و زنده به گور میکنه، هرروز خوشیا مثل ماهی از زیر دستش سر میخورن و غما جا رو براش پر میکنن و هرروز با بعد جدیدی از غصه آشنا میشه ولی هنوز به مضخرف ترین شکل ممکن امیدواره و نميخواد شرایط و بپذیره. یکی نیست بهش بگه لعنتی هنوز چن روز ازش نگذشته که به وضوح تهش و دیدی و گفتی اگه این جهنم نست پس چیه.
دختره خله.
این همه راه جلوی پاش بود و با انتخابا و تصمیمیای غلط گند زذ به همشون.
این همه خوشی داشت و کاسهی صبرش بد جایی لبریز شد
آدم ها کنار تو قیمتی میشن
من اگه حالم خوبه،چون هنوز دخترتم
چون خدا گفته بدترین گناهه ناامیدی
من وقتی میدونم تو هنوز دوستم داری، وقتی غلط میرم زودی بلد میشم.
اشتباه کردم ولی همین که پیشمی یعنی قوت قلب.
حضرت زهرای خدا.
سلام.
خوبین؟
هنوز فکر میکنی برایم مهم نیستی؟ كه به تو فکر نميکنم؟!از بویِ لباسهایم می فهمند که عطر تو را میزنماز عطر تنم می فهمند که در خاطره هایم قدم می زنیاز محو نگاهم به ماه می فهمند كه دلتنگ توامدیگر نمي توانم پنهانت كنماز نوشته هایم می فهمند هنوز از تو می نویسم .
در مدرسه، به بچه هامون
هنوز زندگی کردن را یاد نداده
هنوز عادی ترین مفاهیمی مثل اهمیت دادن به دیگران را یاد نداده
.
دنیایی از اطلاعات را به سمت او سرازیر می کنیم
 
و نهایتا موجودی خودخواه و بی اخلاق را پرت می کنیم تو دانشگاه یا جامعه
شعار امسال دهه کرامت خدمت کریمانه، مهربانی به رسم اهل بیت (ع)” است.
ارزانی تصریح کرد : شعار امسال دهه کرامت خدمت کریمانه، مهربانی به رسم اهل بیت (ع)” است و برای تمام روزهای دهه کرامت از ابتدا تا انتها نامگذاری صورت گرفته و تکالیف و برنامه دستگاه‌ها کاملا مشخص شده است.
 
ادامه مطلب
وسط طوفان افکارم به این نتیجه رسیدم از بس همیشه تو سایه ایستادم و جسارت حرف زدن و دیده شدن نداشتم، هیچ‌وقت و هیچ‌جا آدم مهمی نخواهم‌شد و این حقیقت تلخ چند ساعتی دنیای من رو به تاریکی فرو برد. باید چراغی روشن کنم، باید محکم‌تر بایستم، باید صدام رو به گوش دیگران برسونم قبل از اینکه دیر بشه. جرات این رو دارم که بگم من تو یه زمینه حرفی برای زدن دارم؟ هنوز نه، هنوز نه.
اشعار سعدیاشعار سعدیدر این مطلب مجموعه ای برگزیده از اشعار زیبای شاعر بزرگ ایرانی سعدی شیرازی را جمع آوری کرده ایم ، برای مطالعه این اشعار زیبا در ادامه با وبسایت پارسی سرا همراه باشید.اشعار سعدیشبها گذرد که دیده نتوانم بستمردم همه از خواب و من از فکر تو مستباشد که به دست خویش خونم ریزیتا جان بدهم دامن مقصود به دستمن بی مایه که باشم که خریدار تو باشمحیف باشد که تو یار من و من یار تو باشمتو مگر سایه لطفی به سر وقت من آریکه من آن مایه ندارم که ب
آدم عاشق تر از عاشق
درست نميدانم ولى میگویند :
حوا بود که سیب را تعارف کرد
و چرا آدم خورد ؟؟
ساده نبود ، عاشق بود 
نميدانم اما حوا برایش با ارزش بود
با ارزش تر از بهشتى که ﻣﻮﻨﺪ :
مفت از دست داد
سیب هنوز شیرین است
هنوز هم ادم بهشت را
به لبخند حوا میفروشد
فقط اگر
حوایش ، هوایش را داشته باشد .
مذهبی، اسلامگرا، انقلابی و میهن‌دوست قطعاً هستم؛
سنّتی، پان‌اسلامیست، محافظه‌کار و ناسیونالیست قطعاً نیستم؛
حزب‌اللهی، اصولگرا، اصلاح‌طلب و روشنفکر هم نمي‌دانم هستم یا نیستم؛ شاید باشم، شاید نه. چرا که متأسّفانه هنوز که هنوز است، تعاریف روشنی ازشان ارائه نشده است که مورد قبول همۀ موافقان و مخالفانش باشد.
دوست دارم تنها باشم و نباشم. دوست دارم دوستانی داشته باشم و دوست ندارم. دوست ندارم تنها باشم یا در واقع ازش میترسم اما دوستش هم دارم، ازش لذت هم میبرم. آدم های جدید رو دوست دارم، ازشون بدم هم میاد و گارد میگیرم. عاشقی رو دوست دارم و دوست هم ندارم. با نقص هام کنار میام و نميام. دلم میسوزه برا آدم ها و نميسوزه، حقشونه. دلم میگیره از غروب و تاریکی و صدای باد و نبودن یار و ضعف ها و اتوبوس های زشت و شلوغ و بوهای بد تو مترو و پیری و گذر عمر و غم و عدمِ شاد
کانون در روز سه شنبه 24 تیرماه 98 میزبان کارشناسان معاونت پرورشی اداره کل آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی بود. در این بازدید که معاون پرورشی و تربیت بدنی معاونت اداره کل و مدیریت آموزش و پرورش طبس و کارشناس حوزه پرورشی این معاونت نیز حضور داشتند ، مدیر کانون گزارشی از روند فعالیتهای جاری کانون بویژه طرح غنی سازی اوقات فراغت ارائه داد. کارشناسان استانی ، در ادامه از بخشهای مختلف کانون بازدید بعمل آوردند.
این روز ها، مثل شیشه ای شکسته ام و دلم هزارن قطعه .
دیر زمانی ست در اوج به سکوت نشسته ام، بی آنکه شوقی برای لب گشودن در من موج زند.
چهره ام را با نقاب لبخندهای مصنوعی پوشانده ام تا از قاب رُخم، کسی درون خسته ی مرا نخواند.
 و هنوز که هنوز است؛ چشمان خسته ام در عمق دلتنگی ها، غرق در بی خوابی است.
و این سحرها که در میان انبوه خاکسترِ خاطرات تلخ نشسته ام،
و در میان بغض ها. گاه و بی گاه، دلم می شکند،
به یاد می آورم که بی تو،
سال های سال است، من در دری
فکر کنم این را یک‌دفعه اشاره کرده‌ام، اما دوباره چشمم به مصاحبه اکبر عالمی
خورد، دوباره به ذهنم رسید و دوباره می‌نویسم.
ابراهیم حقیقی، از گرافیست‌های مطرحی ایرانی، روزگاری در مراسم بزرگداشت اکبر
عالمی، مجری معروف ایرانی و مستندساز و استاد دانشگاه و نویسنده، جمله جالبی گفته
بود. او به چیزی شبیه این اشاره کرده بود که:
جایی می‌خواندم درباره علم بهتر است یا ثروت، که گفته بود هیچ‌کدام، فقط
مدیریت عمر. افرادی نظیر اکبر عالمی به شدت عمرشان ر
روستا بودیم.با همسر و داداش رفتیم کوه باد خیییلی شدید بود چند بار نزدیک بود بیفتم.
 باد بدتر شد منم فقط چشمامو بستم و وایسادم حس کردم باد تموم شد ولی صداشو هنوز میشنیدم
چشامو بازکردم و دیدم داداشم روبروم وایساده
اینم از فوائد داداش 100 کیلویی :)
+ امشب هم از ساعت 8شب تا 1 شیفتم دیر رسیدم و با نیم ساعت تاخیر لاگین کردم ولی ساعت کاری خوبیه معلومه مردم هنوز از سیزده بدر برنگشتن یا خستن و زود خوابیدن :)
وقتی بچه بودم شوهر خاله ام که بهش می گیم دایی برای من و خواهرم دوتا عروسک کادو گرفته بود؛عروسک من بزرگ بود با موهای طلایی و لباس توری صورتی.حتی با عروسکهای الان مقایسه اش می کنم هم واقعا چیز تکی بود.یادمه همه بچه ها عاشقش بودند و کلی اصرار می کردند تا باهاش بازی کنند.گم شد یا شاید یدنش.هنوز که هنوز مثل یه چیز تموم نشده توی ذهنم هست.
امروز یکی از بچه ها یه عروسک با خودش آورده بود که یه لباس توری کرم رنگ تنش بود اون که دیدم یاد عروسک خودم افتادم
تنها به دنبال توام؛ در انتهاهای ناکجا. کاج، فریاد ساکت زمین، آسمان را نشانه گرفته؛ آسمان بیدادگر را. و مدتهاست که دیگر دلبستهٔ آبی آسمان نیست. آب هنوز ساکت است اما باد هیاهویی بی سر و ته به‌پا کرده است: هیاهویی به رنگِ بی‌رنگیِ خود. اینجا ناکجاست و آب هنوز آبی است. اینجا سپیداری احساس سستی می‌کند. و شقایقی را آشنایم که در هر غروب، زیر باریکه‌های گرم شفق، همواره داغ خود را می‌فراموشد و تا فلقِ فردا- چه‌قدر بچگانه - خود را می‌فریبد.
ای نشان د
احراز بومی بودن : ملاک تعیین استان بومی داوطلب مندرج در صفحه ۵ بخش گزینش بومی فصل اول دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون سراسری سال ۹۷ است که در کارنامه داوطلب درج می‌شود. براساس مصوبه دوازدهمین جلسه شورای سنجش و پذیرش دانشجو ملاک تعیین بخش بومی داوطلب تطابق حداقل دو بخش از چهار بخش محل اخذ مدرک تحصیلی سال آخر، محل اخذ مدرک تحصیلی سال ما قبل آخر، محل اخذ مدرک تحصیلی دو سال ماقبل آخر، محل تولد با بخش رشته است.
در صورت وجود مجوز استخدامی، محل صد
     روزهای بَدی را گذراندم و گذشتم.، شایدم هم نَه، هنوز.نگذشته ام. تردیدهایم کَم تر شده اما باز هم می گویم صبرم می باید. دیگر چه می خواهد بر سرِ این آوار بیاید؟می گردم و می جويم و نمي یابم، نمي بینم؟!، نمي دانم. 2:44هیچ چیز نیست که به من بگوید،خواهم رسید. رسیدن یک چیزِ دور و بعید می نماید اما من، عمرم را داده ام و این اصلا و ابدا، شوخی نیست.وقتی به مرگ نزدیک شویم، خواهیم فهمید که نَه، شوخی نبوده و نیست.اما همین من، مرگ را نفهمیده ام؛ تنها همین ک
اینجا همان زمین است و رسم آدم ها، هنوز هم فراموشی.اما زمان ِ دلـــــــِ من به وقت دلتنگی؛همیشه . صبح، عصر، شب. دوباره بامداد و صبح و.شامگاهِ دلتنگی .گویی همه ی هستیِ مرا، در انجمادی چون قندیل بسته اند، و به سقف آسمانِ غم ها آویخته اند!گلو بغض آلود و چشم هایم تَر،اما، هنوز تو در خاطری.بهانه ی من، دوباره بهار می رسد از راه، بگو چگونه زیستن آغاز کنم بی تو!؟وقتی هرگز، در توانِ من، رسم، فراموشی نیست.راستی شاید؛من آدم نیستم. وقتی فراموش نمي
کلا نميتونم بگم که سال خوبی بود یا نه همه چی داشت 
از یه نظر یه جورایی خیلی رفتم جلو  ولی از یه نظر تو یه مورد دیگه هنوز موفق نشدم به این شکل!! 
جلوتر های زیادی مونده 
آدم تا زندست اصلا نميتونه امیدوار نباشه 
خلاصه مثل همه و مثل همه ی سال های قبل و سال هایی که خواهند آمد زندگی پر از اتفاقات ریز و درشت است  که جاشون فقط تو ذهنه نه تو پست و کاغذ و قلم اصلا گفتنش یعنی چی! 
:) مگه نه؟ 
اما سال جدید اگر خدا فرصت و اجازه ش رو بده با قدرت پیش به جلو خواهیم
دیشب حدود ساعت۴ونیم، زله ی ۳/۳ریشتری اومده و من و همسرم نفهمیدیم:/
همه میگن خیلی وحشتناک بود،از خواب بیدار شدن و فرار کردن:/
مگه میشه خوابمون انقدر سنگین باشه؟؟؟!!!!
خدایا،لطفا اگه قرار شد بازم زمین بلرزه،وقتی باشه که بیدار باشم تا فرار کنم.
من خیلی از زیر آوار موندن می ترسم،کم کم داره به فوبیا تبدیل میشه.
خداجون من جوونم هنوز،اون قضایا مونده هنوز:)
دانلود آهنگ سامان جلیلی عاشقتم | متن و بهترین کیفیت موزیک
ترانه ای بسیار زیبا و شنیدنی از خواننده سامان جلیلی با نام عاشقتم همینک از رسانه بزرگ جاز موزیک
Exclusive Song: Saman Jalili – Asheghetam With Text And Direct Links In jazzMusics
متن آهنگ عاشقتم سامان جلیلی»───♫♫●|●|●♫♫───
این که هنوز عاشِقَم و این که هنوز به یادتم … !این که هنوز یه جا دارم حتی توی خیالتماین که دارم غرورمو بدون تو میبازم … !من که هنوز با همه چی به خاطرت میسازم … !»──|♫●|──هنوزم بهت وفادارم ه
جان بی جمال جانان میل جهان ندارد هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد هر شبنمي در این ره صد بحر آتشین است دردا که این معما شرح و بیان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ای ساربان فروکش کاین ره کران ندارد چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز مست است و در حق او کس این گمان ندارد احوال گنج قارون کایام داد بر باد در گوش دل فر
اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارمتورا نمي دهم از دست، تا توان دارمسری به مستی نیلوفران صحراییدلی به روشنی باغ ارغوان دارم»اگرچه مرده ای، ای عشق! نعش نامت راهنوز هم که هنوز است بر زبان دارمچراغ یاد تو را در کجا بیاویزمکز این کبود نفس گیر در امان دارم؟میان سینه من آتشی است چون فانوساگرچه خواستم این شعله را نهان دارمعبدالجبار کاکایی
سوالی که برام پیش میاد اینه که هنوز هستن آدمایی که وبلاگ بنویسن و وبلاگ بخونن؟ یا همه توعیتر و اینستاگرام باز شدن؟ این خاصیت نسل ماست که زود به زود یه چیزایی دلمون رو میزنه؟ 
گوشیای قدیمی دلمون رو میزنه! راه های ارتباطی قدیمی برامون راه ارتباطی املی ای محسوب میشه. با کلاس اونیه که فالوعر بالای اینستاگرام داشته باشه! با کلاس اونیه که توعیت هاش ریتوعیت بشه هزاران بار. با کلاس اونیه که رابطه هاش به روز باشه! نه فقط شکلش حتی فرد مقابل ش. 
این خاصی
آقای عراقچی در تازه‌ترین شاهکارشون فرمودن آمریکا که با ما فشار بیاره، باید افغان‌ها رو از کشور اخراج کنیم آقای عراقچی، شما احتمالا درد پناهنده بودنو نميدونی، ویزای مالی داری به حال
احتمالا هرگز افغان های ایران هارو از نزدیک ندیدی و نميدونی اون پنج ملیون نفری که میگی چندنفرشون تو همین خاک نکبت زده به دنیا اومدن
وقتی با دهن پرباد میگید ما برای افغان‌ها هزینه کردیم خبر ندارید آموزش رایگان برای افغان‌ها که حکم رهبر انقلابتونه هنوز یه جوک
دیدین چطور کلی از زمستون گذشت،چطور این ترم تموم شد،دی که رفت یادم اومد چطور خودمو از کتاب خوندن عقب کشیده بودم،جز کتابای درسی دست به هیچ کتابی نزدم و راستش زیاد به خودم بابت امتحانا سختی ندادم هنوز نتیجه ی تنبلیام نیومده و نميدونم چه کردم من هنوز امیددارم که اتفاق خوبی قراره بیوفته اما از تایمش اطلاعی ندارم،خیلی کارا انجام دادم،از دیدن ح.ه و آشنایی با م.آ و و ونوشتمشون ازم رمز نخواین من خجالت میکشم.
به زودی قراره استارت یه کتاب رو بزنم که حس
 این روزها که تورنمنت ویمبلدون 2019 به نیمه نهایی رسیده است، به طور اتفاقی در حال مطالعه کتاب " این هم مثالی دیگر، چهار جستار از حقایق زندگی رومزه/ نوشته دیوید فاستر والاس/ ترجمه بسیار خوب معین فرخی/ نشر اطراف " بودم. اخرین جستار این کتاب درباره موشکافی والاس از سبک بازی راجر فدرر است و بسیار زیاد روایت او دلنشین و جذاب است؛ خصوصا اگر صبح مقاله اش را بخوانی و عصر بازی فدرر را تماشا کنی. 
کتاب شامل 4 جستار( همان essay) است؛ به ترتیب با عنوان های:- آب ای
×هر کسی تو زندگیش یه جوری به چالش کشیده میشه، انسان اومده تا با رنج رشد کنه، نه اینکه الان بخوام شکایت کنم ها نه، نميخوام بگم بابا خداجان گیر آوردی منو هی دم به دقیقه یه چیزی میذاری تو کاسه ام؟ نه اینم نمي خوام بگم، من میخوام اینو بگم فقط: خداجان لطفا بینش، درک و شعورش رو هم بذار تو کاسه! مبهم نوشتم؟ نميدونم شاید، ولی حال باز کردن مطلب رو ندارم!
 
××اسباب کشی انجام شد ولی هنوز من له لهم، هنوز نتونستم یه دل سیر بعدش استراحت کنم که بخواد این خستگی
هنوز مینویسم و هنوز امیدوارمهنوز دست از بودن میان کلمه هایی که حاصلم رو توصیف میکنند برنداشتم هنوز دست از کاغذ و قلمی که سستی انگشتام رو بیشتر میکنه دست بر نداشتم.نميدوتنم دقیق بگم چه حالی دارم وچرا به این حال روزی که الان منوآشفته کرده دچار شدم.چرا ؟مقصرش خودم بودم؟زیادی در اوهام داخل شدم که خروجش سخت بود یا اینکه خیلی از پس با مهر بودنش دچار تشویش شدم؟اصلا چرا ذره ذره کلماتش رو بوجودم خریدم؟چرا خودم رو در در و دیوار اتاقی گم کردم که نميتو
باید از اول شروع کنی. همه همین را میگویند. اما زندگی که شطرنج نیست؛ آدم وقتی محبوبش را از دست میدهد که دیگر واقعاً نميتواند از اول شروع کند بیش‌تر چیزی است شبیه ادامه دادن بدون او.
+اولین تماس تلفنی از بهشت
در تاریکى متوجه نشده بودم پدرم کنارم نشسته است
با حسى شبیه گناهکاران زمزمه کردم:
این اواخر بعضى شب ها بى خواب مى شم.
با مهربانى زمزمه کرد: مى گذره. هنوز جوونى. هنوز خیلى زوده که به خاطر غصه هات بى خواب بشى. نترس. اما وقتى به سن من برسى چیزهایى
بسم الله

صدای
پاهایش را می‌شنوم. خودم را جمع می‌کنم. من از صدای پا می‌ترسم. من از ترسیدن از
صدای پا می‌ترسم. من از همه‌‌ی پاهای روی زمین، می‌ترسم. دوست دارم آدم‌ها با دست‌هایشان
راه بروند. صدای پاهایش نزدیک‌تر می‌شود. من می‌میرم. می‌دانم. می‌دانم. آخ» آنقدر
صدایش نزدیک بود که فکر کردم خودم آخی گفتم. سرم را چند سانتی جلو بردم. پایش روی
تکه شیشه‌ای رفته بود. شیشه‌های پنجره‌ی اتاق من بود. هنوز به یاد دارم. روزهایی که
برنامه‌ی هفتگی درس
بمنظور کمک به کودکان آسیب دیده، کاهش آسیب‌های اجتماعی
در مناطق سیل‌زده، پرکردن اوقات فراغت و سرگرمی کودکان در میان هیاهوی
آواربرداری و امداد رسانی ، کتابخانه ها  اقدام به جمع آوری این اقلام  مذکور می کند.


علاقه مندان می‌توانند کتاب‌ها، اسباب بازی‌ها و سایر
هدایای فرهنگی خود را برای ارسال به مناطق سیل زده کشور  به نزدیکترین کتابخانه عمومی تحویل دهند.  فهرست کتابخانه‌های عمومی استان در پرتال اداره کل کتابخانه‌های عمومی همدان به ن
خیلی ها هستند، توی زندگی آدم ها می آیند و می روند. ذوب میشوند و حل، و دریغ از ذره ای که دیده شوند. تمام بودن و عظمت و بزرگی آنها، خلاصه می شود در پشتِ خاطراتی که بعدها هر بغض کال را به اشک می رساند و عطر خیس گونه های تبدار را، در خلوتِ شبانه های تار، به التماسِ بارانی آسمان آشنا می کند. و در میان این همه رفته هایی که رفته اند، هنوز مانده عطر تو ، توی خانه، توی کوچه، توی تمام روزگارِ من.گاهی می اندیشم، گرچه رفته ای اما هنوز که هنوز است، هست تر ا
به روال زندگیم نگاه میکنم
همیشه این موضوع که معلولیت خواهر بزرگترم باعث شده هنوز در خانه باشد آزارم میداد ، همه ما انسان ها به دنبال بهترین ها هستیم و غالبا هیچ وقت خواهر نخواهد توانست طعم یک زندگی شیرین و ناب را تجربه کند ، تا مدت ها دوست نداشتم زودتر از او ازدواج کنم یا در عالم کودکی با خودم مثال میزدم که دختر فلان خاله یا عمه همسن خواهرم هستندو هنوز خواستگاری نداشته اند و با این حرف ها باری از روی دوش خودم برمیداشتم اما هیچکس نميتواند درک
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، به دنبال برگزاری موفق پویش بهار مهربانی» که با هدف کاهش آلام مردم به ویژه کودکان، کاهش آسیب‌های اجتماعی، پرکردن اوقات فراغت و سرگرمی کودکان در مناطق سیل‌زده اجرا شد، طرح مهربانی در مهر» به منظور تهیه نوشت افزار اسلامی- ایرانی و کتاب های کمک درسی برای کودکان و دانش آموزان از سوی نهاد کتابخانه های عمومی کشور برگزار می شود.
ادامه مطلب
تو این هفته خیلی حالم بد بود و همش عصبی بودم.دلم میخواست یکی رو بزنم و فکر میکردم با این کار اروم میشم.
تا دیروز که تصمیم به یه سفر خارج از شهر تو طبیعت گرفتیم :)
یکی از بهترین سفرهام و با ارامش ترین سفر هام بود ولی من دقیقا اون موقع هایی که تنهاییروی تاب نشسته بودم یه کم نور خورشید و یه باد ملایم هم بود و شعر های فاضل نظری را بیت به بیت میخواندم فهمیدم هنوز زندگی پر از قشنگیه و امیده.
پ ن :ولی یه گربه اونجا بود کلی بهم استرس وارد میکرد میترسیدم
ما دخترا هیچوقت برای رسیدن به آرزو هایمان منتظر کسی نبودیم هیچوقت خودمان باورمان نشده جنس دومیم ضعیفیم هیچوقت نتوانستیم  خودمان را قانع کنیم بخاطر نگاه کسی توی خیابون نخندیم  لباس های رنگی نپوشیم آزادانه و باشوق روی جدول راه نرویم  ما دخترها تا دلتان بخواهد چیزی هایی که حقمان بوده را نداشتیم  به اسم دختر بودن کار هایی که دوست داشتیم را نکردیم و برای چیزی به نام آبرو خیلی دخترانگی ها نکردیم ولی هنوز دلمان خوش است به گل های روی لباسمان
 به
اخرای ساله و کلی کار ریخته سرم،دوشنبه با دوستام تا دیر وقت کنسرت بودیم حال روزم عوض شد بهتر شدم،خوب بودما بهتر شدم.
یکی از ارزوهای نصفه نیمه م رفتن به کنسرت پازل باند بود که خب رفتم D:
اونقده سرد بود که تا مغزاستخونم یخ کرد بود،اثرات سرما رو هم الان دارم حس میکنم گلو درد و سردرد و کوفتگی بدن.
"کیمیاگر" رو تا صفحه 205 خوندم و سخت علاقه مندم ادامه ش رو بخونم اما سردرد ولم نميکنه،بهتر که بشم تمومش میکنم.
شاید باورش مشکل باشه اما هنوز کتابای مسابقه رو
بسم الله الرحمن الرحیم.
درواقع دنیا یکجوری هست که یکهو چشم باز میکنی و به خودت میایی و میبینی  یک برگه ی ازمایش در دست همسرت جاخوش میکند و باخوشحاالی فراوان لبخند میزند و می گوید؛چطوری مامان دوقلو ها((البته این دوقلوها ارزوی همسراست والا خبرخوشحالی برای یک قل است))
هنوز باورم نشده
خیلی وقت ها اتفاق های جالب زندگی وقتی می افتد که انتظارش را نداری
هنوز خودم از خودم خجالت میکشم بگویم مامان شدم
 چند روزی بیشتر نمانده ست تا اتمام بیست و دو سالگی ام. من اما هنوز هم که هنوز است گیج و گنگ و مبهوت نشسته ام به تماشای دنیا. امروز داشتم فکر میکردم این که آرام نیستم یعنی باید از نو شروع کنم. از نو درباره ی انسان فکر کنم. درباره ی انسانیت. خدا را  از نو بجويم. حق را. باطل را. درست را. غلط را. دین را. کفر را. ممات را. حیات را. حرام را. حلال را. راه را. بی راه را. دنیا را. آخرت را. نور را. ظلمت را. خودم را. دیگران را. همه چیز را. همه چیز را از نو بخوانم. همه چیز ر
در کوچه پس کوچه‌های ذهن ول می‌گردم و دنبال یک نشانه‌ام که شوق و میلی برای زندگی در دستانم بگذارد. خسته‌ام، خیلی خسته، دلم هیجان و آدرنالین و جوانی می‌خواد‌. هنوز با خودم و سنم و محدودیتم کنار نیامده‌ام. خسته‌ام از این اوضاع و سردرگمم و افسردگیم بیش از آنکه هورمونی باشد ناشی از بی‌هدفی و بی‌انگیزگی‌ست.
راستی من از زندگی چه می‌خواهم؟ شاید هنوز امیدوارم که شق القمری کنم و این عذابم می‌دهد. راضی نمي‌شوم و این پرفکشنالیسم خود اشتباه زندگ
درست بعد از گذشت 6 ماه نه تنها یادم نرفته، سیر از دیدار نیستم، برای مسافرت های دیگری برنامه ریزی نکرده ام، بلکه همه اش با خودم دو دو تا چهار تا می کنم ببینم می شود بزودی باز هم عازم کربلا شوم!؟
فکر می کنم کم گذاشته ام،
شاید هم دلتنگی را بهانه کرده ام،
اصلا شاید دردی دارم که درمانم تویی امام حسین جانم!
بین تمام خبرهای شبکه ی خبر، هنوز واژه ی عتبات دانشگاهیان را خوب می بینم و خبرش را می خوانم و دلم می لرزد و وسوسه می شوم و یک آن، ترس تمام وجودم را می
خدا این قابلیت رو به پسرا داده که از یه دختری خوششون بیاد،راجبش فکر کنند،بررسی کنند،یه نگاه به سرتا پای خودشونم نندازن حتی!و سرشونو بندازن پایین برن به دختره پیشنهاد ازدواج بدن.
تازه همون لحظه هم از دختره جواب مثبت یا منفی یا نظرشو بخوان!!
دخترِ بیچاره هم دو راه داره.یا عصبی بشه (که قطعا میشه) و بروزش بده و سرتا پای پسره رو قهوه ای کنه.یا اینکه بروز نده و محترمانه طرفو بپیچونه که بره رد کارش.
بعد از سالها به این درجه از عرفان رسیدم به خودم مسلط
قبلاً اینجا پرسیده بودم که دوست دارید جای چه شخصیتی در چه داستانی باشید، حالا دارم فکر می‌کنم شاید هر کدوم از ما توی برهه‌ای از زندگی شبیه یه شخصیت باشیم، شاید هنوز اون داستان رو نخوندیم یا حتی شاید هنوز اون داستان نوشته نشده باشه. اگه بخوام شخصی به این قضیه نگاه کنم در حال حاضر دارم چیزی شبیه جان ری‌ورز در داستان جین ایر می‌شم. شاید چند ماه دیگه بیام بگم نه این نیستم، شاید هم چند سال دیگه نویسندۀ داستانی باشم که واقعاً دارم از سر می‌گذرو
از انتهای خیابان‌های پاییز زده تا ابتدای کوچه‌های بهاری تو را می‌خوانم ، در برکه‌ی نقاشی روی دیوار ، کنار ماهی گلی‌های سرخ نشسته در حوض تو را می‌بینم که آرام در آرامشِ حوض آب را نوارش می‌کنی!
تو از نسل کدام فصلی ، زاده‌ی کدام ماهی ، اهل کدام سرزمینی که شوق پرواز را در قلب کوچک پرستو‌ها و امید رویش را به جان برگ‌های خزان زده می‌بری؟ 
تو از کجا آمده‌ای که عطر سیب و گل‌های بهارنارنج می‌دهی؟
پاییز رسیده، کجایی؟ 
عصرهای سرد عاشقانه سلام م
کتابفروش کیهان که دید دنبال ادبیات مللم، کتاب کارت‌پستال‌هایی از گور» را بهم معرفی کرد. بی‌اطلاعیم از نسل‌کشی سربرنیتسا و ذوقم از کمک ایرانی‌ها در آن برهه مرا به خریدش سوق داد. نویسنده، امیر سولیاگیچ خود آن زمان 17 ساله بوده و کارت زرد مترجمی سازمان مللش او را از آن مهلکه می‌رهاند تا اکنون روایت‌گر سال‌های محاصره باشد. این کتاب که پایان یافت، خواندن کتاب ر» را که قبلا رها کرده بودم از سر گرفتم. کتابی که پشت جلدش از رسول حیدری‌ای می‌گ
سلام
روزتون بخیر 
با توجه به فصل تابستان و ایام فراغت بچه ها
و اینکه مامانای مهربون هم سرشون خلوت تره و میتونن مشغول  تغییر و ساخت لوازم  هنری برای منزل بشن
امروز آموزش تصویری ساخت یک آویز قلب با مزه مناسب برای آشپز خانه براتون تهیه کردم
که میتونید به جای قهوه از انواع حبوبات ،دگمه و حتی گلهای خشک ریز و یا سنگ ریزه یا ماسه های رنگی و خلاصه هر چیزی که دم دستتون هست در ساخت اون استفاده کنید

انجمن بانوان هنرمند مهگل
⭕️ چند روزی صدای تیر و تفنگ از منطقه شیعه‌نشین کشمیر می‌آید، ارتش چند هزار نفره‌ی وحشی هند برای گرفتن به ناحق منطقه شیعه‌نشین کشمیر که در پاکستان قرار دارد، این شهر را اشغال کرده‌اند.
هنوز خون شیعیان #میانمار داغ است، هر روز خون شیعیان و زیدیان یمن بر زمین ریخته می‌شود، هنوز که هنوزه وقتی در کوچه‌های سوریه قدم ‌می‌زنیم خانه‌هایی می‌بینیم که ویرانه هستند، آنوقت چنین جنایتی نمکی روی زخم پیکر جهان اسلام می‌شود.
⭕️ چه زمانی قرار است
گمانم یک هفته‌ای بود که ستاره‌ی کسی روشن نشده بود. دیروز با خودم گفتم نکند که این حرف‌ها را برای خودم تایپ می‌کنم؟! نکند که کسی به این خانه سر نمي‌زند و مجبور شوم که درش را تخته کنم؟! دروغ چرا؛ دلسرد شده بودم. از تمام دنیا عصبانی بودم و حس کردم که بیهوده تایپ می‌کنم. غمگینم. از سکوت وبلاگ‌ها غمگینم. ما وبلاگی‌ها باید کاری کنیم که وبلاگ دوباره رونق بگیرد. چه کار؟ نمي‌دانم. هنوز نمي‌دانم. ولی اگر هنوز مرا می‌خوانید جمله‌ای برایم بنویسید که
متن آهنگ بابک مافی به عشق تو
میخوام که فکر کنم الان تو فکرمی میخوام که فکر کنم دلتنگی یه کمیمیخوام که فکر کنم دلگیر شدی ازم ولی دلت میخواد که برگردی بازمهنوز با عکس تو سرگرم سرگرمم رفتی نفهمیدم انگار هنوز گرمموقتی تو زندگیم انقدر اثر داری چه فکری میکنی که تنهام میذاریای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونم.ای عشقم ای جونم به عشق تو جوون میمونممعروفم من به تنهایی معروفی تو به زیباییت معروفم من که دلتنگم نیستی ولی اینجاییصدات کردم نميشنیدی نگا
چه عجیب درخاطرم میمانی، اگرچه جا نميشوی و میدانم که میدانی عذرم موجه است در این تنگی.چه عجیب مطلوبی مینمایی که راهِ دور شدنم از تو برایم زود بن بست میشود اما راه نزدیک شدنم دراز و بی منتهاست.وای بر من!یعنی چقدر دور شده ام که صدایم هنوز به تو نرسیده از دیشب!دیشب زیر اشکهایم دراز کشیده بودم و خسته از بیداری، که پرسیدم آیا دیگری هم خدایی چون تو خوب دارد؟میدانم که شنیدی و تقصیر از دوری من است که هنوز پژواکی نگرفته ام.چه غم دارد اینکه حتی میفهمم می
اک بنداک بند یعنی چه؟ همه فک میکنند اک بند یعنی کالایی کا مستقیما از شرکت سازنده امده و هنوز باز نشده. در واقع اینطور نیست!در زمان حکومت شاه ایران از انگلستان خیلی کالا دریافت میکرد و همه در بندر ابادان تخلیه میشد.در ان زمان کالاهایی که از کشور انگلستان به ایران وارد میشد یک برچسب روی هر جهبه میزدن که رو اون برچسب به انگلیسی نوشته شده UK BAND که UK به معنای مخفف UNITED KINGDOM که یعنی پادشاهی متحد.کارگران تخلیه در بندر این نوشته را اک بند میخواندند و فک
گاهی این بزرگتر های اطرافم را درک نمي کنم ، آن زمان که بچه بودم عروسکی داشتم که بی اندازه دوستش داشتم و همه جا با خودم می بردمش مثلا کلاس دوم سوم ، اما همه اش مورد تهاجم بزرگتر ها قرار می گرفتم که تو آخر دیگر بزرگ شده ای چرا عروسک به دست می گیری خجالت نمي کشی؟؟ و من عمیقا به فکر می رفتم که آیا واقعا بزرگ شده ام؟؟ و به خاطر همین همیشه با خودم فکر می کردم پس دیگر به سنی که الان دارم برسم بزرگ بزرگ می شوم .اما حقیقت این بود که من هنوز آن زمان بچه بودم
#filesell_pps_div1{margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;}


آموزش ساخت ماسک حیوانات همراه با رنگ آمیزی ( و ایفای نقش )

والدین ، معلمان و مربیان مهد همواره دغدغه اوقات فراغت کودکان و دانش آموزان را دارند .براحتی می توانید با ساخت ماسک های کاغذی برای آن ها سرگرمی مهیج و جذابی را تدارک ببینید .  به همین دلیل برای شما محصولی را آما
خوراک روح که عوض شود
هربلایی برسرت می آید
جوری که دیگر نمي فهمی 
چرا همان آدمِ سابق نیستی!!!!
برسرِ روح هایمان چه آمده
که بهترین شب و روزهایِ سال
می آید ومی رود
و ما نفهمانه رد می شویم
از تک تکِ خوراکی های روح!
روحِ آلوده خور
ناپاک تر از آن است که
اینگونه واردِ رمضان الکریم شود.
شنیده های روح مان غیرالهی
گفته هایش شیطانی و عبث;
نگاه هایش حسرت و حسادت
و فکروخیالش افسار گریخته
اینهمه را چقدر به دوش باید کشید؟!
اما بااین همه وصف
استغفار وغفران
سف
 مگر نمي گویند جلوه ی تو، در آینه های شکسته هویداتر است؟من اگر آینه هم نباشم برای تو، در تو که این روزها شکسته ام.سنگ را در دستانم بنگر.با خود؛ خویش را شکستم.هنوز هم مات این شکستنم.شکسته هایش را هنوز به هم نیاویخته ام، که سنگی دگرباره به دستم داده ای.چگونه تحمل کنم؟مگر نه این که تو منی و من تو ؟و من همه از تو هستم .و تو در من، گاه نهانی و گه آشکار.یا کدر شده آینه دلم یا ترک ندارد. که تو نظر نمي کنی.ترک بردار ای دل، تا خریدارت شوند.شده ام
حوالی ساعت ۲۳:۲۰ پنجشنبه ۲۰ تیر به‌وقت تهران، دسترسی به وب‌سایت توییتر ازطریق اپلیکیشن و مرورگرهای دسکتاپ، موبایل دچار اخلال شد و پیغام «Something is technically wrong» برای کاربران به نمایش درمی‌آمد. مشکل حوالی ۱۵ دقیقه بامداد جمعه ۲۱ تیر برطرف شد و وضعیت این شبکه‌ی اجتماعی به حالت عادی بازگشت. خوشبختانه مهندسان توییتر سریع‌تر از همکاران خود در فیسبوک مشکل این شبکه‌ی اجتماعی را حل کردند و حدود یک ساعت بعد از ایجاد مشکل، توییتر به ف
از طرفداران فیلم ها مرد عنکبوتی هستید؟!
پس بازی آن را هم تجربه کنید.با دانلود بازی مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۲
گرافیک واقعی را تجربه کنید. در صورتی که به دنبال یک بازی اکشن و مهیج
برای پر کردن اوقات فراغت خود می گردید ما به شما بازی زیبا و هیجان انگیز
مرد عنکبوتی ۲ را پیشنهاد می کنیم در بازی The Amazing Spider-Man 2 که به
تازگی توسط کمپانی مشهور بازی ساز گیم لافت ارائه شده است شما خواهید
توانست لذت واقعی یک بازی اکشن را با استفاده از این بازی احساس نمایی
از وقتی رفتم کلاس اول مادرم به شدت روی دیکته وسواس داشت و اگرچه نمره ای به جز ۲۰ هیچوقت براش قابل قبول نبوده و نیست اما در مورد دیکته و غلط های املایی همیشه می‌گفت اگر میخوای آدمی بشی که غلط غلوط بنویسی ترجیح میدم دیگه نری مدرسه اصلا! و این جوری شد که من هم به شدت حساسم نسبت به غلط های دیکته ای و نگارشی و تلفظ مثل امروز که توی مترو آقایی که سفره یکبار مصرف می‌فروخت و داد می‌زد که پُرفَراژ هم داره و شرایط طوری نبود بهش تذکر بدم و فقط حرص خوردم ی
سوالی که برای خودم خیلی بدیهی بود اما برای همه عجیب وا مگه میشه؟ عروسی مثلا جدا از مسئله با کلاسی یا بی کلاسی، جدا از مسئله غرب زدگی و تعاریف اشتباه از زیبایی من فکر میکنم مهم ترین دلیلم اینه، موی رنگ شده سنو بالا میبره و تو ذهن من کسی که موهاش رنگ شده دیگه بزرگ شده و زن خونه اس من نميخوام زن خونه باشم، من میخوام همون دختر بچه ای باشم که کتونی میپو‌شه، میدونی چرا چون نميخوام مرگ ارزو هامو باور کنم چون میخوام فکر کنم هنوز وقت دارم واسه تلا
متن آهنگ جدید شاهین میری به نام وقت رفتن
ترانه و موزیک: ایمین, تنظیم: هومن آزما
Download New Music Shahin Miri – Vaghte Raftan
متن ترانه شاهین میری به نام وقت رفتنبا خودم گفتم برگردم تا برگردیهر کاری تونستم کردم تا برگردیروزای تلخمو تنهایی شب کردممن تا جایی که میتونستم صبر کردمتازه قلب من کنارت آروم گرفته بودوقت رفتنت تو خونه بارون گرفته بودتازه داشت دلم دوباره پا میگرفت که تورفتی و هنوز نميدونم واقعا چطوراین همه سال رد شد اما من هنوز همون جوری میخوامت عمق عش
اینکه بگویی که ایاک نعبد و ایاک نستعین» (1) و با نگاهی ساده لوحانه بگویی من از هیچ کس جز خدا طلب استعانت نمي جويم؛ پس به پزشک نمي رم و از دیگران درخواست چیزی ندارم و کار هم نمي کنم؛ چرا که من فقط خدا را می پرستم و فقط از او یاری می طلبم و این ها همگی شرک است و مخالف آیه، سخنی نادرست است.
ادامه مطلب
طرح کیف در مدرسه
 
طرح کیف در مدرسه که توسط روانشناسان کودک پرفسور ویگوتسکی و ژان پیاژه تحت عنوان روش آموزش (( داربست )) طراحی گردیده و از سال ۱۹۵۰ میلادی در اروپا و آمریکا  اجرایی شده که پیشرفت های علمی ، فرهنگی و اقتصادی امروز آنان حاصل این طرح است .
هدف طرح : تربیت کودکان خلاق ، مسئولیت پذیر ، با اعتمادبه نفس همراه با دانش عمیق و گسترده روز است .
درطرح کیف در مدرسه : انجام تمامی امور آموزشی اعم از خواندن و نوشتن و یادگیری … در مدرسه و
بدنبال روزنه‌ای ام. هرچقدر که می‌خواهد کوچک باشد. از آفتاب آموخته‌ام که چگونه باید از ریزترین روزنه‌ها خود را به تو رساند و دستهایت را به گرمی گرفت. چگونه باید روی موهایت مکث کرد و آخرسر صورتت را بوسه باران کرد. من همهٔ اینها را از آفتاب آموخته‌ام. از کسی که هیچوقت نمي‌تواند تو را روی پاهایش بنشاند و هر روزِ خدا، صبح زود، می‌آید و روی پاهایت می‌نشیند. و تو می‌گذاری‌اش. تو می‌گذاری‌اش اما مرا نه!؟
بگذریم. غیر از گذر راهی نیست. آسمانم را ب
آآآآخ کخ 
تا همین چند دقیقه پیش بارون می‌بارید. فکر می‌کردی تا شب نشده آسمون از خجالت زمین درمیاد و حسابی سیرابش می‌کنه. اما نشد.
به همون سرعتی که بارون شروع‌شد، یه دفعه تموم شد و فقط سرماش موند. بی‌هیچ اثری. بی‌هیچ تغییری.
چند سال پیش مدیری داشتم که درست مثل بارون امروز باریدن می‌گرفت. 
تبلیغ تلویزیونی که می‌رفت آرام و قرارش هم می‌رفت و فردا صبح که وارد موسسه می‌شد قشنگ می‌فهمیدی چند هزار بار خواب تبلیغش رو دیده
و بی‌صبرانه منتظر می‌
 
پس از خدایان چند تن از آدمیان توانستند در هنر سرآمد روزگار خود شوند و در نوازندگی در ردیف نوازندگان آسمانی و ملکوتی قرار گیرند.اورفئوس بزرگترین و مشهورترینشان بود.او از تبار مادری والاگهر تر از آدمیان بود. او پسر یکی از موزها و شاهزاده ای اهل تراس بود.استعداد موسیقی را از مادر خود به ارث برده بود،و استعدادش را در تراس،یعنی در همان جایی که به بار آمده بود شکوفا کرد.مردم تراس بیش از یونانیان دیگر به موسیقی ارج می نهادند.امّا اورفئوس غیر از خ
جلسه‌ی دادگاه بود. دو متهم رو که به اتهام ضرب و جرح دستگیر شده بودن وارد جلسه کردن.
قاضی که هنوز پرونده رو باز نکرده بود گفت: آقایون! من هنوز پرونده‌ی شما رو که از کلانتری -یا آگاهی- فرستادن باز نکردم، پس از محتواش خبر ندارم، فقط عنوان پرونده روش نوشته شده. تا قبل از این‌که پرونده رو باز کنم، خودتون داستان رو صادقانه تعریف کنین، بنده هم قول می‌دم تا جایی که قانون اجازه می‌ده به خاطر صداقت در گفتارتون، بهتون کمک کنم.»
دو متهم شروع کردن به حرف
. دریافت فایل pdf .

وقتی در تاریخ به دنبال بهترین سبک‍‌های زندگی می‌گردیم یکی از بهترین گزینه‌ها را سبک زندگی شهدا پیدا می‌کنیم. شهدایی که در زمانی نزدیک به زمان ما زیسته اند و در شرایطی مشابه با شرایط زندگی ما زندگی به سبک اسلامی را تجربه کرده‌اند. از طرفی با نگاه به توصیه‌ها و تأکیدات امام خامنه‌ای در مورد خانواده و نقش خانواده در شکل‌گیری جامعه اسلامی، بر آن شدیم تا الگوهایی از زندگی خانوادگی شهدا دستچین ک
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، به دنبال برگزاری موفق پویش بهار مهربانی» که با هدف کاهش آلام مردم به ویژه کودکان، کاهش آسیب‌های اجتماعی، پرکردن اوقات فراغت و سرگرمی کودکان در مناطق سیل‌زده اجرا شد، طرح مهربانی در مهر» به منظور تهیه نوشت افزار اسلامی- ایرانی و کتاب های کمک درسی برای کودکان و دانش آموزان از سوی نهاد کتابخانه های عمومی کشور برگزار می شود.
این اقدام با توجه به نزدیک شدن به سال تحصیلی جدید و به منظو
تو درس‌هامون یک قانون قشنگ حکم‌فرمایی میکنه که اینه؛
form follows function
چند وقت پیش برای معاینه حالت کلی بدنم به یک متخصص رجوع کردم. خانم دکتری که جز به جز ماهیچه ها استخوان‌ها اتصالات، زاویه ها، چرخش ها و ضعف و قدرت و را بررسی کرده بود و چیزهایی برایم تعریف کرد از حالاتی که در روزمره احتمالا با آن مواجه میشوم و علت هایشان. و من هنوز که هنوز است جزئیات آن را در اتفاقات روزمره و وجود خودم متوجه میشم. این یک اتفاق جالبه که هر عملی که به نظرتون پیش پا
سال‌ها پیش گفته بود اگر پسردار شدم اسمش را "سعید" می‌گذارم، وقتی خبر پسردار شدنش رسید منتظر بودیم یک سعید کوچولو به جمع خانواده اضافه شود؛ هنوز چند ماهی نگذشته بود که گفتند اسم تغییر کرد، مادرش خواب دیده و حالا شده سبحان! دوباره چند وقت بعد سارا گفت:_عمه! میدونی اسم نی‌نی‌مون چیه؟
_اره! سبحان کوچولو
_نه! اون قبلا بود الان قراره یه چیز دیگه بذاریم!
_شما هم اخر برا این بچه اسم نمي‌ذارین!
احمد: حالا اگه ندیدی اخرش هم دنیا اومد تا به جای پسر، دختر
دلم میخواد برم رو پشت بوم. 
و سیگار بکشم
و سیگار بکشم و اشک بریزم
تا وقتی که بتونم خورشید رو ببینم.
ببینم که آسمون سیاه، سورمه ای میشه، بعد کمرنگ تر، و بعد آبی میشه و بعد با زرد ترکیب میشه.
دیده بودی؟ 
وقت غروب
تو پاییز و زمستون. دیدی؟ 
ابرا قرمز میشن. دیدی چقدر قشنگه؟
دیدی بعضی وقتا، صبحا؟ ماه پیداست. تو آسمونه. دیدیش؟ 
دوست دارم بشینم رو پشت بوم و اشک بریزم.
سیگار ندارم.
نميدونم، شاید خوابم نبره.
و خب، رو پشت بومم نميرم.
فقط اشک میریزم
 خیال می کردم کارم با دمپایی ابری هم راه میفتد ولی باید کفش آهنی به پا می کردم."خب راستش ف تا چکش نخورد شکل نميگیرد ولی باید حواست باشد ضربه را کی و کجا می زنی. ممکن است فرم بدی بگیرد، خراش بردارد و خلاصه آنطور که باید نشود."مدتیست دستانم را دور خودم حلقه زده ام. بیشتر به خودم حق میدهم. کمتر خودم را سرزنش میکنم و دارم آرام آرام یاد میگیرم چه ضربه ای را چگونه باید مهار کنم تا شکل بگیرم. فکر میکردم کار ساده ایست. اما یک وجه انکار ناپذیر دارد. در مو
۱ - بر طبل شادانه بکوب، یار پسندید مرا
هرچند که ح. من ُ توی یک مخمصه‌ی جدید انداخت، ولی ارزش‌ش ُ داشت. 
 
 
۲- روش‌های تربیتی صددرصد موثر.
برادرم به م. که نه‌سالشه، می‌گفت که توی کارتون پاندا گ‌فوکار» بازی کرده و استاد شیفو هم به‌ش هنرهای رزمی ُ یاد داده. م. هم می‌گفت اگه راست می‌گی، چرا تا حالا نشون‌ت ندادن؟» من‌م گفتم هنوز وارد داستان نشده؛ توی قسمت‌های آینده نشون‌ش می‌دن.» باور کرد.
امروز هم ناخن‌هاش، اندازه‌ی ناخن‌های من ش
با اینکه ده سالی می شود که در زمینه بهینه سازی سایت ها برای حضور در رتبه های بالاتر رقابت بالا گرفته اما شواهد نشان دهنده اینه که این مبحث از خیلی وقت ها پیش وجود داشته اما نه به شکل امروزی که بیشتر به میدان جنگ شبیه است تا رقابت سالم.
اول برای اثبات گفته هایم تاریخ درج شده در بالای این صفحه را ببینید بعد به ادامه بحث بپردازیم.
متاسفانه امروز با اینکه بهینه سازی اهمیت بیشتری یافته اما هنوز هم بسیاری سعی دارند تا با روش های غیر قانونی به جایگاه
به نام خدا
پنج شنبه 98/1/22
سختی هایی که وعده داده بودن از همون لحظه ی بیدار شدن شروع شد.
آب خرم آباد قطع شده بود.
بعد از صبحونه راه افتادیم تا از یه جاده ی فرعی به "معمولان" برسیم.کنار رودِ با صلابتی که هنوز هم قدرت داشت، روستاهای تخریب شده و پل های شکسته به چشم می خوردن.
بعد از حدودا یک ساعت به معمولان رسیدیم.
اکثر جهادی ها جمع شده بودن توی مسجد شهر که مسجد جامع خرمشهر رو به ذهن تداعی می کرد.
بیل به دست به سمت خونه ای که باید برای کار تحویل می گرفتی
واسه بهراد دنبال كار هستم،هنوز جور نشدهعذاب وجدان دارم،باید توی این سه سال كه بابا فوت شده یه كاری براش میكردم.دو جا كار جور كردم كه یكی 4 ماه و یكی 2 ماه و چند روز سركار بود و بعدش دنبال پولش بدو.هنوز از عروجی پول كاركرد پاییز و زمستون پارسال رو نتونستم بگیرم.سمیر چند جا سپرده.به رضا پروین هم سپردم و هفته پیش كلی باهاش حرف زدم.الان درگیر پایان نامه ش است بهرادزبان رو هم باید دوباره شروع كنه.با قرقی (پرایدمون)میره دانشگاه و میاد.امروز ص
عشق ضعیفه
بادی بر غبغب دستی بر شارب ابروبالا                                            این ضعیفه چه ساده زود گرددعاشق بی پروا
این ضعیفه ساده و بر هیبت تو عاشق                                             تو چرا با دل صد ضعیفه خود را خواندی لایق
دل برده ای با ترفند و زبان بازی                                                    ضعیفه مانده سر قول تو بدون هوس بازی
 این ضعیفه یک دل دارد و یک دلبر                                  
بسم‌الله
هنوز ناامید نشدم از خوبی.
از آدم‌هایی که بی‌چشمداشت خوبند،
بی‌توقع می‌بخشند
و بی‌دلیل مهربانی می‌کنند.
الحمدلله که خدا گاهی اوقات در کارهایی که مردانگی می‌خواهد، مردانی را سر راهم قرار داده که رسم مردانگی بلدند.
بیوگرافی و زندگی نامه ی انگین اکیورک
بیومیو : انگین اکیورک به انگلیسی Engin Akyürek در 12 اکتبر 1981 در شهر آنکارا، ترکیه متولد شد.
پدرش کارمند دولت و مادرش خانه‌دار است.
قد او 187 سانتیمتر است.
ثروا او حدود یک میلیون دلار تخمین زده می شود.
انگین
در سال 2002 در رشته تاریخ و زبان از دانشگاه آنکارا فارق التحصیل شد. او
پس از فراغت از تحصیل به امور خیریه از جمله کمپین کمک به قربانیان زله
ترکیه پرداخت. او در سال 2004 تنها دو سال بعد از فارق التحصیلی از
دانشگاه
چطوریه که دلت برام تنگ نمي شه؟! نمي بینی منو.؟! نمي خوای؟!! نمي شناسی.؟! این همه برف اومد. بارون اومد. . یه بار صدام نکردی ببینیم، اِسمِمونو بلدی هنوز یا نه؟. اصلاً یادت رفته.! اونقدر که جا نبود منم بمونم گوشه دلت!.
چهار شب پیش به پرستار گفتم:  دستامو نبنده به تخت!. قول دادم، پیشونیمو دیگه با پیچ گوشتی زخم نکنم!!! که مورچه ها بریزن بیرون!. پرستار پیره مثل همه پیرا مهربونه. قبول کرد.
اومدم نشستم تو محوطه، با عکس تو!.
آتیش و صدای دور یه جغدِ بدبخت ک
یه چیزی که برام مونده خواب‌هامن. لذت عمیق تو خواب رو هنوز از دست ندادم. آخرین باری که کابوس دیدم یادم نمياد و معمولا بدخواب نمي‌شم. ناخودآگاهم خلاقیت‌های زیادی نشون می‌ده در ساختن رویاهام که بی‌خلاقیتِ بیداریم رو میشوره میبره. 
یادت هست؟
شبی گفته بودی
که هیچ وقت نرو
که وقت میروی دلتنگ میشوم
همان موفع عهد کردم که اینجا پاک نخواهد شد
که مرگ من است روزی که اینجا ستاره اش برای همیشه خاموش شود
اما
تو رفتی
حالا چه کنم؟
عهد من پابرجاست
اما
رطب خورده منع رطب خوردن خطاست.
خیلی مختصر، دوستانی که نوشتۀ وبلاگ هیولای درون دربارۀ دورهمی وبلاگی نمایشگاه کتاب رو خوندن از این مطلب بگذرن؛ دوستانی هم که هنوز درباره‌اش اطلاع ندارن لطف کنن به این لینک برن (راستش هرجور حساب کردم دیدم باتوجه به خود نوشته و نظرات بچه‌ها گذاشتن لینک بهتر از اینه که من درباره‌اش بنویسم).
برنامۀ خودم هنوز مشخص نیست؛ ولی همه‌جوره دارم سعی می‌کنم که به این برنامه‌ برسم.
پنجشنبه نوشت: به امید خدا فردا می‌آم.
نشستم تو یکی از دهنه های  پل خواجو ، هنوز جای دندون عقلی که دیروز کشیدم درد می کنه .درد نبودنش تا مدت ها توی دهانت حس میشه ،
در این لحظه به تمام شدن نیازمندم ،تمام شدن هرچیز ،هرکس
 وفکر می کنم هیچ وقت تمام نميشود .
پ .ن:غول سیاه افسردگیتو بردی .
انتصاب حجت الاسلام رئیسی به ریاست قوه قضائیه توسط رهبری معظم، سبب شد تا بعد از چند سال ،سرعت مبارزه با رانت و اختلاس بیشر شود نمونه آن پرونده پدیده مشهد است که امروز بسته شد!.
اماآقای صادق لاریجانی در حالی قوه ی قضائیه را ترک کرد که هنوز شبهات و ابهامات زیادی در خصوص نزدیکانش بدون پاسخ رها شده است.
انتصاب پرویز فتاح به ریاست بنیاد مستضعفان یکی دیگر از انتصابهای انجام شده ی این روزهای رهبر  انقلاب است .
آقای سعیدی کیا در حالی بنیاد مستضعفان ر
خب ب سلامتی و میمنت ظاهرا مامانم رتبه امو ب هرکی ازش پرسیده گفته تازه احتمالا رتبه های پرسال و پیلارسال رو هم گفته و خب چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ـــــــــــــــــهنوز فکر اینکه ب S راستش رو بگم یا نه دارم!ــــــبین هزار راهی گیر افتادم:/ـــــــــبریم ببینیم ب چی میرسیم:(
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب