نتایج مطلب ها برای عبارت :

آن چه بچه ایست که به مادرش میرسد ناپدید میشود

عکس علی ضیا و مادرش
عکس علی ضیا و مادرش
علی ضیا مجری خوب و دوست داشتنی تلویزیون ضمن تبریک تولد مادرش ، عکس از خود و مادرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با سایت تفریحی پارسی سرا همراه باشید.
علی ضیا و مادرش
علی ضیا با انتشار تصویر بالا نوشت : مادر بودن واژه ی عجیبی است حضرت اغوش حضرت مادر حضرت لبخند های دور غصه های زیاد تولدت شب قدر من است احیا میگیرم و خدا رو شکر میکنم که مرا در دامن تو به دنیا اورد و پرورش داد تولدت مبارک حضرت مادر
عکس شبنم قلی خانی و مادرش
عکس شبنم قلی خانی و مادرش
شبنم قلی خانی بازیگر خوب و بی حاشیه سینما و تلویزیون ضمن تبریک تولد مادرش ، عکسی دونفره از خود و مادرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با سایت سرگرمی پارسی سرا همراه باشید.
شبنم قلی خانی در کنار مادرش
شبنم قلی خانی با انتشار تصویر بالا نوشت : مامان خوبم! مهم نیست کجا بروم، چه کاری انجام دهم و چقدر با تو فاصله داشته باشم بخش بزرگی از قلب من همیشه جایی هست که تو هستی و آن جا بی شک بهشت
هنوز زمانی از تنها شدنش نگذشته بود که دلش برای ویکتور تنگ شد.
گویی مرگ مادر بزرگش هم مثل زندگی اش از او حمایت می کرد. حالا حتی بیشتر از قبل برای مردن او ناراحت بود. گلدان که اهمیتی نداشت. وقتی صاحب گلدان مرده.
آه ویکتور» با صدای ناله مانندش به خودش آمد و دید که خیلی وقت است نشسته و به ویکتور و گلدان مادر بزرگش فکر میکند.
مارگاریتا؟» صدای مادرش بود. بیا ببین برای این یکشنبه چی میخوای بپوشی؟» قرار بود یکشنبه در کلیسا به یاد مادر بزرگش باشند و
عکس متین ستوده و پدر و مادرش
عکس متین ستوده و پدر و مادرش
متین ستوده بازیگر خوب و بی حاشیه سینما و تلویزیون عکسی از خود در کنار پدر و مادرش منتشر کرد ، برای مشاهده این تصویر در ادامه با پارسی سرا همراه باشید.
متین ستوده در کنار پدر و مادرش
متین ستوده با انتشار تصویر خود و پدر و مادرش نوشت : الهی قربونتون برم من ❤️❤️وب تفریحی یادگاری
 عکس آرام جعفری و مادرشعکس آرام جعفری و مادرشآرام جعفری بازیگر خوب و بی حاشیه سینما ، تئاتر و تلویزیون ضمن تبریک روز مادر ، عکسی دونفره از خود و مادرش منتشر کرد ، براش مشاهده این تصویر در ادامه با سایت پارسی سرا همراه باشید.آرام جعفری در کنار مادرشآرام جعفری با انتشار تصویر بالا نوشت : مادرم بانوى نجابت و مهر روزت مبارک،عمرى هم پدر بودى هم مادر،با روح جریحه دارت تو زندگى کم نزاشتى برامون دستت رو میبوسم و سایت الهى ١٠٠ ساله بالا سرمونمنبع : par
یکی از باهوش ترین دخترهایی بود که میشناختم.مطالبی که ما یک روز تمام سر حفظ کردنش پدر خودمون رو در میاوردیم،طی نیم ساعت قبل از شروع کلاس میخوند و همون نمره ای رو میگرفت که ما میگرفتیم.پدر و مادرش جدا شده بودن.در ظاهر با مادرش زندگی میکرد اما مادرش شاغل و دانشجو بود و عملا وقت رسیدگی به دخترش رو نداشت.یادمه هیچوقت کتابهای برنامه ی روزانه رو همراهش نداشت.
سوم راهنمایی جزو تاپ های شهر بود و رقیب درسی کسی بود که الان داره دانشگاه تهران پزشکی می
شاید سی سال دیگر 
یک دختر نوزده ساله داشته باشم.
شاید نامش تارا باشد
شاید هم باران!
شکلش نمی دانم شبیه چه کسی باشد.
قدش هم نمی دانم چند سانت است.
نمی دانم مانند مادرش 
موهایش فر و پر پیچ و تاب است 
یا صاف و بی حال.
نمی دانم تک فرزند پدر و مادرش است 
یا خواهر و برادر کوچک تر هم دارد.
اما می دانم دوستش دارم.
می دانم دوستم دارد.
می دانم یادش داده ام در تمام طول روز حداقل یک بار پدرش را ببوسد.
یادش داده ام گل های اتاقش را دوست بدارد.
و هرچند شب یکبار 
دفت
حامدهرجاخواستگاری میرفت دختر خانواده دلش میخواست با خودش توله سگ خود راهم بیاورد.مادرش هروقت ازمحل دورمیشدتف برزمین میانداخت میگفت دختر که به هر دانشگاهی رفت بعدش توله سگ پرورمیشه.
تااینکه حامدمجبورشددورازدواج راباافرادی که توله سگ دارند خط قرمزبکشد.به مرور زمان سن اوبالامیرفت و متوجه میشدگهگداری  وقتی پیرميشودنیازبه فرزندداردکه عصای دستش باشد. گرنباشدبایدباتوله سگ زندگی کند.
خانه اودردهات نیازبه سگ نگهبان داشت.هرباریک سگ میخریدآن
یکی از خصلت های بنیامین ناز کردن و لوس بودنش هست اونم بخاطر اینکه 
بچه آخر خانوادشونه، پیش پدر و مادرش خودشو لوس کرده گفته تو این شرایط نمی خوام برم ایران و می خوام با چنور بهم بزنم(اینا همش الکی گفته فقط خواسته واکنششون رو بسنجه)
اونا هم دعواش کردن گفتن زر نزن ، برو ایران با عروسمان برگرد (دقیقا تم حرف زدنشون عین منه برای همین بنیامین همیشه میگه تو چرا عین اینا صحبت می کنی خخخخخ)
بنده های خدا نمیدونن ترامپ چ سنگ بزرگی پای ما گذاشته و همینجوری
نیمه شب برخیزچون برکت به ایمان ميرسد/عزت و رحمت به آنجا بس فراوان ميرسد/باوضویی عاشقانه خویش راآماده ساز/درسر سجاده ات گوهرچه آسان ميرسد/وصل کن سوی پرستش قلب رابامعرفت/تا ببینی لطفهایی سوی جانان ميرسد/اشک راجاری بفرما درسپهربندگی/کن تهجدنیمه شبهاعشق واحسان ميرسد/زمزم آل محمد قلب را مملو کند/لذتی از عاشقیها سوی هرجان ميرسد/اتصال حق بیاید با ولایت محوری/لشکری بانائب او سوی ایران ميرسد/وقت هم عهدی شیعه باامام و هرشهید/ازبر رهبر و امت وقت پیم
وقتی کسی از نزدیکان که ازقضا چهارده سال از شما کوچکتر است، در جمع به شما بی احترامی کند و شما را مسخره کند، و شما یک بار بخندید و چیزی نگویید و دوبار به روی خودتان نیاورید و منتظر تذکر والدینش شوید و سه بار رعایت جمع را بکنید، ولی آخر از کوره در می روید! نمی روید؟
حالا عکس العمل مادرش چیست؟ "بچه های این دوره و زمونه به حرف آدم گوش نمیدن" و وقتی بگویی "این همه بچه دورمان هست که آدم از ادب فراوانشان انگشت به دهان میماند!" بگوید: "خود تو به آن یکی فرزن
دوست دوران دبیرستانم زنگ زد با حال خراب .
حال و احوال کردیم و فهمیدم مادرش بدحاله و بیمارستانه و با چیزهایی که گفت امیدی نبود .
یه کم حرف زد ؛ گفت تو بودی چه میکردی ؟ 
گفتم واقعیتش من خیلی بی رحمم‌.
من تحمل دیدن رنج عزیزانم رو ندارم.
حتی تحمل رنج مریض های بدحال رو ندارم.
یه کم سکوت کردم و گفتم دعا میکردم. 
ولی نگفتم چه دعایی.
آخرین بار برای مادربزرگم دعای مرگ میکردم ! 
و اگر دستم باز بود نمیذاشتم اونقدر عذاب بکشه .
حتی به پرستارش هم زنگ زد
اولش که وارد شدم و رفتم قسمت اساتید نشستم چشمم افتاد بهش
مادرش بدون توجه به من با منشی حرف میزدیه چیزایی شنیدم ولی سرمو کردم تو گوشیم و حواسمو ازونا پرت کردم
بعد که گذشت دیدم رفتن پیش پسرا و راهنماییش کردن به سمت کلاس مناول بلند اعتراض کرد نمیخوام!
من نمیرم،بعد بهش گفتن ببین این یه کلاس دیگست معلمتونم یکی دیگست
و بعد یکم بعد خانم منشی اومد و گفت: رامین آوردم سرکلاس شمایکم مشکل ذهنی داره سر اونیکی کلاس بوده گویا یه چیزیو بد میگه،بچه ها ب
پسرم یک ماهه شده. یک ماه گذشت! یک ماه سخت با کلی خستگی و خوابالودگی و غش و ضعف رفتن دل من و تاج سر برای بیرون رفتن و خوش گذرانی کردن. در این یک ماهی اتفاقات زیادی افتاده است. در یک روز و نیمی عمرش در بیمارستان بستری شد. بیلی روبین های خونش بازی درآورند و هجوم آوردند به پسرک بیچاره ی من. در سه روز و نیمی عمرش بند نافش افتاد. در شش روز و نیمی هم کمی رنگ و رویش بهتر شد و از آن بیمارستان کوفتی کودکان فلان جا نجات پیدا کردیم. در طول این مدت کارهای زیادی ان
پسر بچه ها وقتی هم تخس باشند هم تنبل ، ملغمه ای می شوند غیر قابل توصیف . یکی شان دو سه روز پیش جلوی 20 بچه ی دیگر به من با صدای بلند گفت : بی تربیت ! خیلی هم قاطع گفت . به نحوی که خنده ام گرفته بود و مجبور بودم برای حفظ وجهه ی معلم و شاگردی مان خوددار باشم . من فقط آهسته به او گفتم: عزیزم ! کمی واضح تر و خوش خط تر بنویس و بعد او بلادرنگ وسط جمع با صدای بلند به من گفت : بی تربیت ! از خدا که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد که این بی تربیت» را فقط پدرم به من ز
کلمبوس شاید برای مخاطب عام ساخته نشده باشد. اما اگر از مخاطبین فیلم باشید قطعا فیلمی است که مدت ها در ذهن شما ماندگار ميشود. کلمبوس اولین فیلم کوگونادا است. هلی لو ریچاردسون که او را قبلا در یک نقش فرعی در فیلم the edge of seventeen دیدیم، اینجا در نقش اصلی، درخشان و پر رنگ میبینیم. به اختمال زیاد در همان دقایق اول فیلم متوجه اتمسفر متفاوت فیلم میشوید. دقایق اولی که بجای کمی پر انرژی بودن و یکسری دیالوگ برای معرفی کاراکتر ها قبل از شروع روایت داستان خی
از کجا شروع کنم؟ 
از همینجا؟ 
که دوستم برادر حسین رو دید و چشماش برق زد و گفت حسین اینه؟ و گفتم نه داداششه خوشگله نه؟ گفت نه گفتم آره چشات داره برق می زنه 
گفتم این ۴۰ سالشه 
گفت عه! چه خوب مونده گفتم بله دو تا هم بچه داره 
چشم در چشم شده بودیم 
باباش نشسته بود 
مادرش کنارش وايستاده بود 
سلام کردم و انگار هر دوشون یا شایدم مادرش جواب داد 
اومدم نشستم که مادرش اومد جلو و احوالپرسی کرد! بعد دید به خودم نمیارم گفت کاری ندارین؟ 
که یهو گفتم بیام بب
وارد محوطه ی باشگاه که شدم صدای داد و فریاد شنیدم، نگران شدم . صدا از دفتر مدیریت بود.مدیر و یه خانم دیگه با نهایت صداشون با هم حرف میزدن و هی میکوبیدن روی میزاون خانم مادر یکی از بچه های کاراته بود، مدعی بود دیروز دخترش رو بخاطر اینکه شهریه نداده راه ندادن و آواره ی خیابونش کردن.اما مدیر می گفت دیروز دخترش رو اصلا ندیده و حتی وارد باشگاه هم نشدهمدیر با خونسردی رفت دختر اون خانم رو آورد و اول بوسش کرد و خیلی مهربون ازش پرسید: دخترم دیروز ا
"من یک تبعیدی ام".
به جایی که.
به دنیایی که.
سکوت فریاد میزند آنقدر که حنجره اش خش برمیدارد
سرزمینی که صدا در آن جریان ندارد،هیچ چیزسکوت مطلق.
روحم در این بی رحمی عمیق زنجیر شده!!
صدایی که در گلو خفه ميشود و گوشی که گدای کلمات ميشود
بغضی که به خاک میسپرد شکستنش را.
دنیایی که نه چشم میبیند ونه نگاهی خوانده ميشودمثل اینکه زل زده باشی به یک فصل نرسیده.وانتظاری که هیچ کس در آن سویش نیست،یک انتظار مطلقا یک طرفه‍‍.واشکی متبلور ميشود اما به بل
برایش در مدت ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه توضیح دادم که اهل تلاش برای نگه داشتن چیزی نیستم.نمونه خواست.دفتر یادداشت‌هایم را مثال زدم.توضیح بیشتر خواست.یه دخترک بیماری هست که همیشه میاد اینجا.اتفاقی ساعتامون تنظیم شده.عاشق درست کردن هواپیمای کاغذیه(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه).و اغلب با مادرش دعوا دارن.چون دخترک میخواهد از مجله‌های روی میز هواپیمای کاغذی(آ،معتقد است اسم صحیح این شی موشک کاغذیه)بسازد،اما به اعتقاد مادرش این کار بی‌تربیت
دانلود فیلم ایرانی لازانیا
کارگردان: حسین قناعت
ژانر: کمدی، خانوادگی
سال تولید: 1396
تاریخ انتشار: سال 1397
مدت زمان: 90 دقیقه
کیفیت: عالی
تهیه کننده: احمد
 
خلاصه داستان:
پارسیا که شیطنتش همه مدرسه را عاصی کرده، ناظم جدید در اولین روز کاری‌اش در مدرسه از او می‌خواهد مادرش را فردا به مدرسه بیاورد اما پارسیا که متوجه شرایط بحرانی زندگی مادرش در غیاب پدر هست، دایی‌اش را راضی می‌کند تا با شکل و شمایل یک زن به مدرسه بیاید و قضیه
من داشتم گریه میکردم، داشتم گریه میکردم و تو چشمات رو بسته بودی 
برام از مزه و بوی هُلو میگفتی
نمیخواستم گوش بدم
تو برام از موزیک هُلو گفتی
یه قوطی عطر هُلو بهم دادی و گفتی که برای همیشه شاد باش
قرار بود من برم،اما تو رفتی
حالا من هرروز در اون قوطی رو باز میکنم و میبویم؛
من اون قوطی رو دارم اما برای همیشه شاد نیستم,تو فقط میخواستی عذاب بکشم،وقتی به مهمونی میرم و هُلو میبینم،وقتی دوشیزه ای با لباس صورتی و سفید نزدیکم میشه و گونه هاش شبیه هُلو س
دورترها صدای فریاد،پژواک زجر نیست، که دخترم کشیدروز مرگ بی صدای مادرشمیان واق واق بمب!دورترها انعکاس نور و آب،اشک نیستکه دل بریده از دو چشم منبرای ه های خون صورت یتیم دخترمصدا، صدای مرگ زوزه ها و پارس های جاهلانه هاست،که خنجرم به دادشان رسیده است!و انعکاس، سراب شور احمقانه ايست، توی مغز خشک توبا توام ریاض!تویی که اصل یک نجاستی، به سینه لباسهای عاشقانه حجاز!دریغ، مجال گردش شغال نیست خاک من!دریغ، خاک من یمن.به گوش! خانواده سگان "حرب سا
یه فامیل دارم پسر شوته کلا، الان ۳۰ سالشه و دارن براش زن میگیرن، دختره ۲۲ ساله و پدر و مادرش کله گنده و مایه دار، نمیدونم این شوتا چرا اینقد خوش شانسن خخخخ البته اینم وضع مالیشون خووبه اما خرج صفر تا صدشو ننه باباش میدن، پسره اینقد نچسبه که مثلا شارژرشو میاره خونه شما تا موبایلشو شارژ کنه، فک میکنه اینطوری یه چیزی افتاده جلو :)))آدم گدا صفتیه، چون کامل میشناسمش واقعا همینه ، بیچاره اون دختره :/
یه دوست لازم دارم. دختر باشه. بیست و شیش هفت ساله. ترجیحا پولدار باشه، نبود هم نبود حالا. مجرد باشه و تنها زندگی کنه، یا فوقش با مادرش مثلا. دختر باخدا و پاکی هم باشه. 
آهان، مشکلی هم نداشته باشه که من این سه سال باقی‌مونده رو برم پیشش زندگی کنم. 
قدیمیا یه چیزی حالی‌شون بوده که گفتن دوری و دوستی. 
فیلم صلح شکن با دوبله فارسی Peace Breaker 2017 BluRay
فیلم صلح شکن با لینک مستقیم و کیفیت 1080p & 720p & 480p
نامزد یک جایزه از جشنواره Golden Trailer Awards
نام فیلم: صلح شکن – Peace Breaker | ژانر: جنایی | محصول چین | تاریخ انتشار: سال 2017
زبان: دوبله فارسی + چینی | مدت زمان پخش: 01:52:12 | زیرنویس فارسی: دارد
حجم: 2.23 گیگابایت + 1.04 گیگابایت + 501 مگابایت | امتیاز: 6.0 از 10
خلاصه داستان: یک پلیس که در حال رفتن به مراسم خاکسپاری مادرش هست، به طور اتفاقی با مردی ناشناس در جاده تصادف می‎
+ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم؟!
- خسته است. شبها دیر میخوابه!
× آدم فقط تو آغوش مادرش تنها نیست!
+ حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم.
× دیالوگ حمید جبلی‌ـه!
- سرش شلوغه!
+ شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی.؟!
- ولی خدایی بیکاره! بی کار، بی عار، خسته، مشغول.!
× پ بده!
- حالا یهویی همین وسط؟! دارن نگامون میکنن!
+ پروانه‌ی او باشم و او شمع جماعت.
~ استعاره است.
- پِ یا پَ ؟!
+ تو ز ما فارغ و 
ما از تو پریشان
تا چند؟!
~ تا نیمه‌ی شب!
- زدی تو کار نو
نیک در سال ۱۹۸۲در استرالیا به دنیا آمد فرزند اول خانواده بود و نیک بدون دست و پا به دنیا آمد مادرش حاضر نبود او را ببیند و پدرش با شنیدن به دنیا آمدن فرزندش بدون هیچ دست و پا کاملا گیج شده بود و موضوع را باور نمی کرد نه تنها پدرش بلکه تمام اقوام و بستگانشان با به دنیا آمدن او عزادار شده بودند آن ها شبانه روز از خود می پرسیدند چرا خداوند چنین چیزی را برای آن ها خواسته است نیک از لحضه ی اول تولدش تا سن سیزده سالگی خجالت می کشید که درباره ی روزهای پ
در خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود دارد که به قبر حمال معروفه.فرد بیسوادی در تبریز زندگی می کرد و تمام عمر خود را در بازار به حمالی و بارکشی می گذراند تا از این راه رزق حلالی بدست آورد. یک روز که مثل همیشه در کوچه پس کوچه های شلوغ بازار مشغول حمل بار بود، برای آنکه نفسی تازه کند، بارش را روی زمین می گذارد و کمر راست می کند. صدایی توجه اش را جلب می کند؛ می بیند بچه ای روی پشت بام مشغول بازی است و مادرش مدام بچه را دعوا می کند که ورجه وور
دیگه حوصله ی هیچی رو ندارم .دوس دارم مامان بابام زودتر جدا شن.و دنیا به آسایش برسه.دوس دارم زودتر درسم تموم شه و من بتونم احساس آزادی کنم . دوس دارم یکی رو داشته باشم که حوصله ی منُ داشته باشه . فقط یکی.فقط همون یدونه رو میخوام. دوس دارم به کامک بگم یه نازپروده ی لوسِ گریه اوی آب دماغیه و مادرش گند زده با تربیتش.و بهش بگم ازین ضعیف بودنش متنفرم. و اونم بدش بیاد و ناراحت شه و بیشتر به قول خودش احساس خشم و نفرت کنه .
در مورد ذات خدا گفتیم که قابل شناخت نیست و سئوال مطرح شد که وقتی ذات خدا قابل شناخت نیست اصلا چگونه ما خدایی را میشناسیم یا خدا شناخته ميشود؟پاسخ هم این بود که از طریق تجلی صفات.
صفت چیست؟ صفت کلمه ايست که اسم را توصیف میکند.در مورد خداوند هم این صفات هستند که به ما شناخت می دهند خداوند کیست و چیست.
اهل ایمان به دونوع صفات در مورد خداوند اعتقاد دارند:صفات ذاتصفات فعل(فاعلی)
"صفات ذات" یعنی هرآنچه که با خودِ خدا سنجیده ميشود بدون اینکه چیزی در مق
كاغذ دیواری های سه بعدی چند سالی است كه به عنوان یك دیوارپوش محبوب در كشور ما بفروش ميرسد و از طرح های برجسته بر روی خود برخوردار هستند كه از عمده دلایل جذابیت آن نیز همین طرح های برجسته هستند. كاغذ دیواری سه بعدی در دو نوع با طرح های آماده و همچنین بصورت سفارشی به فروش ميرسد كه نوع سفارشی آن از متقاضیان زیادی برخوردار است. چاپ كاغذ دیواری سه بعدی بصورت سفارشی انجام ميشود و مشتری میتواند طرح مورد علاقه خود را به چاپخانه ارسال كند تا بر ر
تا حالا شده پیام اشتباهى یا جک اشتباهى بفرستین واسه یکی ؟ 
چشتون روز بد نبینه چند سال پیش واتس و تل نبود همه اس ام اس بازى میکردن منم ی روز اومدم ی جک 18+ بفرستم واس دوستم اشتباه فروارد شد واسه زن عموم بلافاصله پیام دادم عذرخواهی کردم اونم هیچ جوابی نداد ( بسکه پیام بدجور بود ) 
بعد چند روز دیدمش فقط از جلو چشمش خودمو دور نگه می داشتم
ی بار دیگه ی جک فرستادم واسه پسرداییم همون لحظه گوشیش دست مادرش بوده خونده  
بعد چند روز دیدمش گف چی فرستادی برا
كاغذ دیواری های سه بعدی چند سالی است كه به عنوان یك دیوارپوش محبوب در كشور ما بفروش ميرسد و از طرح های برجسته بر روی خود برخوردار هستند كه از عمده دلایل جذابیت آن نیز همین طرح های برجسته هستند. كاغذ دیواری سه بعدی در دو نوع با طرح های آماده و همچنین بصورت سفارشی به فروش ميرسد كه نوع سفارشی آن از متقاضیان زیادی برخوردار است. چاپ كاغذ دیواری سه بعدی بصورت سفارشی انجام ميشود و مشتری میتواند طرح مورد علاقه خود را به چاپخانه ارسال كند تا بر ر
به محض تولد یافتن انسان تمام توجه ها به سمت او جلب ميشود .او بزرگتر ميشود و تا مدتها در این اندیشه است که همه ی توجه ها به سمت اوست .پس رفتارها و گفته ها و اندیشه های خود را بگونه ای انجام میدهد که این توجه ها را جلب کرده به توجه کنندگان بیشتری برسد.سپس بعد از میانسالی در میابد که بهتر است توجه دیگران را کنار بگذارد و برای خود زندگی کند ،کم کم به بلوغ اندیشه ميرسد و تلاش میکند اندیشه ها و رفتارهای خاص خود را به ظهور برساندبزرگتر که ميشود در میاب
سلامسرکار بدلیل حقوق کم دیگه نمیرم
کارم شده پخش یه سری لواشک و آلوچه
وضع مالی عجیب دغدغه ام شده و نمیدونم چیکارکنم
بین دوراهی مهاجرت به تهران و یا ماندن در رفسنجان مانده ام
کاش توی زمین و زندگیمون گاهی یه کلیدهایی داشتیم که میتونستیم با فشار دادنشون از گزینه کمک استفاده کنیم و راه درست و غلط رو تشخیص بدیم
امروز نمیدونم چرا حال غریبی داشتم
بااینکه کنار خانوادم بودم و امروز حتی محمدرضا دوستمم دیدم باز حالم یه جوری بود
انگار کنارشونم ولی دل ت
سه‎شنبه شب رفته بودیم خانه‎ی شهید عبد الصالح زارع» مدافعِ اسلام، زیاد گذشت و خوش؛ یک چیزی که می‎خواهم بگویمش این است که به خواب مادرش و حرفی زده: از بس که بابا می‎گفته دارم عباس بزرگ می‌کنم برای حضرت زینب کبری، این‎ جا عباس صدایم می‌کنند.»توی فکرم، بابای من دارد مرا برای چه بزرگ می‎کند و آن جا چه صدایم می‎کنند؟
علی بود صدف عشق و گوهرش زهراست
علی است اهل کسائی که محورش زهراست
 
علی است صاحب بیت شرافت و عظمت
علی ابوالحسنین است و همسرش زهراست
 
کسی که سینه سپر می‌کند برای علی
یقین،که دادرس روز مش زهراست
 
قسم به صاحب م که تشنه لب نشویم
علی است ساقی حوضی که کوثرش زهراست
 
شناسنامه‌ی ما روشن است هم چون صبح
علی بود پدر شیعه،مادرش زهراست
 
غمی نداشت نبی تا که مرتضی را داشت
غمی ندارد علی تا که یاورش زهراست
 
علی است حیدر کرّار خیبر و احزاب
میان کوچه بب
دانلود فیلم ایرانی هزارپا
قسمت دوم افزوده شد. حجم مصرفی برای کاربران سایت نیم بها محسوب ميشود.
کارگردان: ابوالحسن داودی
ژانر: کمدی
تاریخ تولید: سال 1396
تاریخ انتشار: پاییز 1397
مدت زمان: 90 + 90
کیفیت: فول اچ دی
تهیه کننده: رضا رخشان
امتیاز: 6.1 از 10
 
خلاصه داستان:
رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتی) که به کیف‌قاپی مشغول هستند از طریق مادرش متوجه می‌شود که دختر فردی پولدار نذر کرده که با یک جانباز ازدواج کند به همین دلیل رضا که در تص
یکی از معروفترین چای های سبز که در حال حاضر نیز به عنوان مهمترین چای سبز در ایران به فروش ميرسد، چای سبز نیوشا می باشد که شما برای تهیه این چای متوانید از طلنوش اقدام کنید.
چای سبز نیوشا هم به صورت بسته بندی 20 تایی و به صورت تی بگ و کیسه ای فروخته ميشود و هم اینکه شما میتوانید آنرا در قالب فعله ای و در بسته بندی 350 گرمی تهیه کنید.
چای سبز دارای خواص بیشماری می باشد که بیشتر افراد به خاطر لاغری از این چای استفاده میکنند و به ان چای لاغری هم گفته می
نشسته بود توی تخت آبی و مطابق معمول خودزنی میکرد .شصت سال از عمرش میگذشت و هنوز موهای جوگندمیش نریخته بود.پرستار جوان آمد و روی تخت نشست. به پیرمرد باباحاجی میگفتند درست قبل از اینکه دیوانه شود توی بازار حجره داشت .آجیل و خشکبار میفروخت به خاطر وضع مزاجش هیچوقت ازدواج نکرده بود .
میگفتند دعايست و هیچکس حاضر نبود دخترش را عروس او کند .میگفتند هر چند صباحی یک بار سیمهایش قاطی میکند .اما باباحاجی مهربان بود با یک قلب بزرگ. پرنده ها و گربه ها دم حج
فرزندِ #شهید بودن حتما خاص است و ویژه و مایه مباهات در دنیا و آخرت است. افتخار کن و بناز و ببال که پدرت خونش را فی سبیل الله تقدیم خدا کرده و در نزد خدای مهربان زنده است و روزی می گیرد و شبانه روز به تو توجه می کند و دعایت می کند و دستش #باز است.
شاید بارها خوابش را دیده ای اما فراموش کرده ای. به زیارتش برو و او را شریک در ثواب عبادت ها و زیارت هایت کن و گاهی برایش هدایایی #معنوی بفرست تلاوت قرآن و صدقات و .که شاد می شود. هوای مادرت و مادرش را داشته ب
برای دانلود سریال دلدار -ایرانی ابتدا به وبسایت شب دی ال بپیوندید
این سریال دلدار روایتی از عشق یک جوان ایرانی به نام آرش است که به خاطر بیماری
مادرش از دانشگاه انصراف می دهد تا سخت کار کند
در گیرو دار انصراف آرش در دانشگاه او با رونا آشنا می شود
و عشقی جگر سوز مجددا رقم می خورد
عشقی که آن ها را به سمتی خاص سوق می دهد
از قدیم گفتن دل به دل راه داره
مجموعه تلویزیونی دلدار یک سریال ایرانی وِیژه شب های ماه مبارک رمضان 98 است که توسط آزیتا ایرایی و م

.
عکس متعلق است به این بخش از کتاب #دلتنگ_نباش
.
وقتی برای عیددیدنی به خانۀ رضا رفته بودند، [روح‌الله]پیشنهاد داد همه با هم به خانۀ رسول بروند و عید را به پدر و مادرش تبریک بگویند. همه از پیشنهادش استقبال کردند. .
رضا با پدر رسول هماهنگ کرد و راهی خانۀ#شهید_رسول_خلیلی شدند. روح‌الله و زینب به‌همراه رضا و پدر و مادرش. زینب خیلی هیجان داشت. دوست داشت مجدداً مادر رسول را از نزدیک ببیند.
وارد خانه که شدند، عکس بزرگ رسول اولین چیزی بود که به چشم می
یه بنده خدا بعد از چند سال بعد از اینکه بچه هاش رفتن دانشگاه ؛ دوباره میخاد ادامه تحصیل بده . بر حسب تصادف یکی از معلماش همون معلم دخترش بوده. دخترش گفته باید یه روز بیام مدرسه درستو بپرسم! علاوه بر اون هرکاری که مادرش میخاد انجام بده بهش میگه مگه تو درس نداری؟؟ بشین درستو بخون مگه امتحان نداری؟!
اینکه میگن چرخ زمونه برمیگرده یعنی این که سوالایی که از کسی میپرسیدی و حرفایی که بهش میزدی یه روز به خودت برمیگرده. 
بارها برای من یا بقیه اتفاق افتا
سلام دوستان 
این اواخر که به خودم میرسم ادمای بیشتری بهم علاقمند میشن خخخخ 
سر قضیه همون باغ ، پسر مالک از بنده حقیر خوشش اومد و به مادرش گفته بود و مادرشم م در میان گذاشته بود.خب درسته وضعیت مالی شون به علت مالک بودنشون در گذشته عالیه،  ولی پسره از اینایی بود که دماغش عملی نصف سرش کچل کرده بود و موهای اون نصف دیگه رو اینور ریخته بدد و ابروهاشم پهن و کوتاه برداشته بود مخلص کلام از من دخترتر بود و خواهرم زنگ زد و قضیه خواستگاری رو تعری
تماشای آنلاین فیلم سرگردان Stray 2019 با دوبله فارسی
دانلود فیلم سرگردان Stray 2019 با دوبله فارسی
نام فیلم: سرگردان – Stray
ژانر: اکشن، جنایی، فانتزی، هیجان انگیز
تاریخ انتشار: 2019 مدت زمان: 01:27:15 محصول کشور آمریکا خلاصه داستان: نوجوانی بی‌سرپرست با یک کارآگاه، رابطه‌ای دوستانه برقرار می‌کند و با راهنمایی‌های او، پرونده قتل مادرش را مورد کاوش و بررسی قرار می‌دهد. او نیرویی ماوراء طبیعه را کشف می‌کند که تهدیدی جدی برای خانواده‌اش ب
پائول نه ساله، بعد از آمدن از مدرسه برای بازی با دوستش بیرون رفته و دیروقت به‌خانه بازگشت، او دیگر زمانی برای انجام دادن تکالیف خویش نداشت. در طی هفته این مسئله دومین بار بود که رخ می‌داد. مادر پائول، با عصبانیت به‌او گفت: اگر این کار را دوباره تکرار کنی دیگر حق نداری یک هفته با دوستات بازی کنی.
پائول در حالیکه صورتش قرمز شده بود، چشمانش را ریز کرد و در جواب گفت: مامی ازت متنفرم ! دنیا روی سر فران خراب شد. شنیدن کلمۀ تنفر از دهان پسرش می‌توانس
هوالرئوف الرحیم
گفتم حالا که نهم هست و چهارشنبه هم هست برم گوشش رو سوراخ کنم.
دختر سی ساله ای که وقتی دیده هام رو تو خونه تعریف کردم، مامان گفت احتمالا خودکشی کرده بوده، تو CPR بود و انقدر جو متشنج بود که منصرف شدم و گذاشتم سر فرصت با آرامش.
رفتیم خونه مامان جون مهربون. اونجا هم اون بنده ی خدا می خواست بیاد و باز انقدر جو اون طرف هم متشنج بود که زود جمع کردیم و اومدیم.

پی نوشت:
به رضا میگم، اینهمه زحمت بکش بچه بزرگ کن تو سی سالگی که تازه می خوای ثمر
روایت جذاب از زندگی سخت و پر مشقت ن و نقش آنان در مقاومت بسیار خواندنی و تاثرانگیز است. رساندن خبر شهادت مرزوق به مادرش را، عجیب ‌ترین و سخت ‌ترین ماموریت دوران حضورش در آبادان می‌ داند. این‌ بار اگر گذارتان به آبادان افتاد به نیت مادر مرزوق به مزارش سر بزنید. این وصیت مادری است که دوست داشت پسرش را در لباس دامادی ببیند. مرزوق در آبادان غریب است. برایش برادری و خواهری کنید.

ادامه مطلب
گریه امان نمیدهد بهر شهادت تقی/شیعه همیشه میبردفیض وعنایت تقی/داغ جوادآمده بردل عاشقان او/قلب تمام مومنین پرز ولایت تقی/پوررضا برای ما حجت ایزدی بود/گلشن جودومرحمت روح امامت تقی/علم وسخای حضرتش گنج تمام مسلمین/روزجزاکه ميرسد وقت شفاعت تقی/زمزم کاظمین اومثل فرات پرخروش/عشق تمام شیعیان گشته کرامت تقی/سوی زیارت تقی تابه عراق میرویم/تاکه بگیرم ازخدا گنج رضایت تقی/حضرت ثامن الحجج عاشق ویژه جواد/بردل شیعه ميرسد رنگ سعادت تقی/گریه مهدوی نگر روز
یه پسره بود که باهم رفیق بودیم چند سال قبل ماشین زد به مادرش و فوت کرد، این دیه مادرشو گرفت و یه مغازه طلافروشی زد، البته نه فروش طلا و جواهر، از این مغازه هایی که طلای دست دوم میخرن و این چیزا.خلاصه بعدا فهمیدم این اصلا کار طلا نمیکنه، از کسایی که پول لازم دارن طلا میگیره و بهشون پول نزول میده، از اونجاییم که میگن سود طلافروشی ۷ درصده، پولو با بهره ماهی هفت درصد میداده به مردم، پارسال بهم گفت بیا یه مغازه یه جای پرت تو پاساژ بگیر که اجاره مغ
مدرسه‌ی کوچک روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و هم‌کلاسی‌هایش، کلاس گرم شود. روزی، وقتی شاگردان وارد محوطه‌ی مدرسه شدند، دیدند مدرسه در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آنان بدن نیمه بی‌هوش هم‌کلاسی خود را که دیگر رمقی در او باقی نمانده بود، پیدا کردند و بی‌درنگ به بیمارستان رساندند.
 
پسرک با بدنی سوخته و نیمه جان روی تخت بیمار
داستان جشن تولد دخترک ما از اینجا شروع می‌شود که وقتی برای درمان دندان درد خود به درمانگاه ارتش مراجعه می‌کند آن قدر مورد سیل محبت دکتر قرار می‌گیرد که او را به جشن تولد ساده‌ای که مادرش، تنها پناهگاهش، برایش تدارک دیده بود دعوت می‌کند. دکتر هم برایش سنگ تمام می‌گذارد و با هماهنگی فرماندهش و همکاری رفقایش جشن تولد مفصلی در سالن تئاتر شهرستان پلدختر‌[١] برگزار می‌کند و دل و جان دخترک را صفا می‌دهد.١. قسمت شرقی شهرستان #پلدختر از سیل در ا
دانلود انیمیشن کاپیتان سوباسا
زبان: دوبله فارسی + ژاپنی
قسمت 52 افزوده شد
زیرنویس فارسی: دارد
مدت هر قسمت: 24 دقیقه
کیفیت: web dl
 
خلاصه داستان:
داستان سوباسا اوزارا، پسر 11 ساله‌ای را روایت می‌کند که در کودکی، به لطف داشتن یک توپ فوتبال در دستانش از تصادف با یک ماشین جان سالم به در برده و همواره، علاقه خاصی به فوتبال داشته است. پدر سوباسا یک کاپیتان کشتی و معمولا در سفر است و همین هم باعث شده تا سوباسا، معمولا با مادرش زندگی کند. این دو زمان
سارا:وا مامان این رفتارارو چرا میکنی دیگه سنی
از شما گذشته ایـ .

شادی خانم نذاشت حرفشو ادامه بده باعصبانیت گفت
ساکت شو دختره ی خیره سر این چه طرز صحبت کردن ته ؟من سنی ازم گذشته؟مگه من
چندسالمه

تو اوج جونی پیرم کردی رفت؟کدوم رفتارهان؟من که
نگرانم شوهرمو ازم بگیرن کار نادرستی میکنم؟این تویی که  خرس گنده ای مثل بچه ها میمونی رفتارت.

بابات راست میگه باید تو تربیتت تجدید نظر کنم
وسفت وسخت تربیتت کنم .

دردونه که هم از تعجب دهانش باز موند
                  
به یاد ایام قدیم چکمه را دانلود کردیم و به تماشایش نشستیم. فکر نمی کردم که این فیلم یک اثر اقتباسی از داستانی از هوشنگ مرادی کرمانی باشد!
خیلی از سکانس ها و حتی آخر داستان یادم نبود اما می دانستم در بچگی تماشایش کرده ایم و می دانم احتمالا خیلی از دهه شصتی ها و  هفتادی ها دیدنش ولی اگر جزو آن کسانی هستید که هنوز ندیدیدش، حتما در اولین فرصت بشینید پای این فیلم زیبا.
+ داستانش هم درباره دختربچه ایه که با مادرش زندگی می کنه و مادر تو
*عوامل اصلی تلفات:
1) عفونت های داخلی
2) بیماری های والدین
3) اسهال ومشکلات گوارشی
4) عدم تغذیه جوجه توسط والدین
5) تغذیه غلط (صاحبان پرنده)
6) نامتعادل بودن دما
7) اختلاف سن زیاد بین جوجه ها
* بامصرف یک دوره آنتی بیوتیک وسیع الطیف(TNT) قبل ازجفت وحتی تخم گذاری احتمال بیماری والدین به صفر ميرسد.
* بامصرف(سریا آنتی)در روزهای اول تولد احتمال مرگ ومیر بعلت عفونت های داخلی درجوجه ها نزدیک به صفر ميرسد.
* بامصرف(سریا)از اسهال ومشکلات گوارشی نیز جلوگیری میکنی
 بینوایان
- ویکتور هوگو، شاعر، نمایشنامه و رمان‎نویس فرانسوی در قرن نوزدهم (۱۸۸۵ ـ ۱۸۰۲) یکی از مشهورترین داستان‎نویسان رمانتیک این قرن است.
پدر وی از فرماندهان ارتش ناپلئون بود. ده ساله بود که مادرش از پدرش طلاق گرفت. چند سال بعد با اینکه مادر هوگو می‎خواست او وکیل شود اما ویکتور دنبال نویسندگی رفت.
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیمگلوله های بی امان دشمن، امانمان را بریده بودو کاری از ما بر نمی آمدالله یار جابری گفتمتوسل شویم به حضرت زهرا (س) تا باران بیاید و عملیات دشمن قطع شودهنوز یک ربع از توسل مان به حضرت نگذشته بود که باران آمدجابری از خوشحالی گریه می کرد. می گفت:یادتان باشد از حضرت زهرا (س) برندارید هر وقت گرفتار شدیدچاره کار قسم دادن امام زمان (عج) به جان مادرش فاطمه زهرا (س) راوی علی رضا حق گوکتاب خط عاشقی ۲ (خاطرات عشق شهدا به حضرت زهرا س)شهید الل
زندگی راه درازی است که هر کسی یکبار میتواند از آن گذر کند. خردمند بودن و استفاده از تجربه ی دیگران که گاهی در قالب سخنان کوتاه به ما میرسند باعث پیشرفت بیشتر و گریز از آنچه بدشانسی و بدبختی خوانده ميشود می تواند بود.- در زندگی لحظاتی هست که انسان نزدیکترین دوستان خود را بیگانه می یابد.- یک قرص نان چیزی نیست ولی برای کسی که شبها و روزها گرسنگی کشیده همه چیز است.- هنگامی که موفق هستیم همیشه در دیدگاه دیگران خوب جلوه میکنیم ولی وقتی که خوب هستیم هم
دانلود فیلم خوک
کارگردان: مانی حقیقی
ژانر: کمدی، جنایی، درام
سال تولید: 1396
تاریخ انتشار: 1397
مدت زمان: 108 دقیقه
کیفیت: فول اچ دی
فرمت: MP4
امتیاز فیلم: 6.4 از 10
 
درباره فیلم:
حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام
آقای گرجی پور بعد از خوردن ناهار تشکر بسیار
گرمی از همسرش کردوبه اتاقش رفت برای رسیدگی به کاراش برعکس دردونه اصلا لب به
غذاش نزده بود

میترسید مادرش از پودرا به خوردش بده وقتی شادی
خانم متوجه شد بشقاب رو جلو دردونه برداشت وچندتا قاشق ازاون خورد وگفت خیالت راحت
بخور من

چیزی نریختم دردونه که خیالش راحت شد سمت مادرش
رفت وگونه هاشو بوسید وبعد تند تند شروع به خوردن کرد مثل قحطی زده ها .

شادی خانم چشم غره ای بهش رفت و گفت وا دختر از
قحطی اومدی؟

هن
فرشید قد بلند و لاغر اندام است. پوست روشن و حساسی دارد؛ همینطور ریش‌هایی کم‌پشت و موهایی که چندسالی‌ست به جوگندمی می‌زند. چشم‌هایش شفاف و زنده‌ است، با مژه‌هایی بلند و زیبا، وقتی می‌خندد، چشم‌هایش هم به وضوح می‌خندد. طرز حرف زدنش، بی‌نظیر، دوست‌داشتنی‌‌ و برای کسانی که فرمول بیانش را ندانند، تا حدودی نامفهوم است. در بیان او، ث، چ، س، ش و ص همه‌شان ث تلفظ می‌شوند و ج، ذ، ز، ژ، ض و ظ همگی ذ تلفظ می‌شوند.
فرشید از کره متنفر است، تا آن‌ح
دانلود فیلم Helicopter Eela 2018I
امتیاز فیلم: 5.2
ژانر: درام،
فرمت:MKV
کیفیت: WEB-DL
مدت زمان: 135 دقیقه
محصول کشور: هند
سال ساخت: 2018
کارگردان: Pradeep Sarkar
بازیگران فیلم Helicopter Eela 2018: Kajol,Riddhi Sen,Tota Roy Chowdhury,Neha Dhupia,Ila Arun,Amitabh Bachchan,Mahesh Bhatt,Alisha Chinoi,Shataf Figar,Daanish Gandhi,Za Hussain,Atul Kulkarni,Intekhab Mahmood,Rashi Mal,Chirag Malhotra
خلاصه داستان فیلم Helicopter Eela 2018: ایلا (کاجول) یک خواننده میباشد و یک مادر نیز میباشد که دوست دارد وظایفش رو خوب انجام دهد او سعی میکند به پسرش که به تنهایی او را بزرگ کرده نزدیک
Million dollar baby فیلمی که مدتی زیادی توی هادر کامپیوترم خاک میخورد و هر دفعه قبل از نگا کردنش توی گوگل درباره ش سرچ می کردم
و بخاطر اینکه ژانر بوکس بود از دیدنش منصرف میشدم. از ژانر بوکس بدم نمی‌آید اما گاهی تکراری بودنشان باعث می‌شود خیلی به طرفشان نروم
فیلم نه تنها خیلی از انتظارات من رو درباره یک فیلم ژانر بوکس برآورده کرد بلکه هر چه بیشتر پیش میرفت من رو شگفت زده تر میکرد. علاوه بر فیلمنامه و فیلمبرداری بی نظیرش و خلق اکشن هایی که نفس شما را ب
وقتی خسته ام و داغان ، و از یک بیرونِ پر هیاهو به آرامش خانه پناه می آورم ، با لبخند گرمی مواجه می شوم که ارزشش وصف ناشدنی است . یک نفر هست که در کنارش می توانم غصه هایم را فراموش کنم . اما گاهی غصه ها هردویمان را احاطه کرده است و سنگِ صبور بودن تبدیل می شود به یک دورِ باطل . یک نفر باید از خودگذشتگی کند و این دور باطل را بشکند .دیر وقت بود که به خانه رسیدم . همه خواب بودند . جز یک نفر که به انتظار نشسته بود . نه به انتظار یک لبخند ، یک محبت و یا یک آغوش
با سلام و درود
امروز جمعه هفتم تیرماه 98
گاهی اوقات بزرگترها کودکان را بر اثر انجام بعضی کارهای اشتباه دعوا یا حتی کتک می زنند تا به خیال خود کودک را ادب یا تربیت کنند.
نمیدانم چرا به این نکته توجه نمی کنند که کودک که شخصا چیزی بلد نیست و همه رفتارهای خود را الگوبرداری می کند . منظورم این است که ذهن کودک شبیه یه دستگاه کپی است که هرچه بهش بدهی عینا تحویل می دهد. این تحویل دادن فقط مال همان لحظه نیست بلکه در زمانهای آینده نیز در موقعیت مشابه همان
سلام.
دیگه کتابای مجموعه دارن شان رو نمینویسم.:/
عاخه خیلی زیادنیک راست وقتی تموم شد کلشو مینویسم که تمومه:)
کتاب عروسک پدر رو تموم کردم.:)
معرفی میشه.:)
البته خودم به اندازه ای که انتظار داشتم دوسش نداشتم ولی درکل قشنگ بود:)
داستان:
درمورد یه دختریه به نام گِلِنّیس که توی یه خونواده خیلی پولدار زندگی میکرده و حالا پدرش به جرم ی زندانی شده و مادرش هم بعد از زندانی شدن پدرش از نظر روحی و روانی مریض شده و بچه ها بین فامیل تقسیم شدن
نمیدونم چی میشه که گاهی اوقات فکرهای ناراحت کننده و بیمار گونه میاد سراغم و بیخ گلوم و میچسبه
تا نزنم زیر گریه و دیوونه نشم و نگم خدایا نجاتم بده از دست این فکرای عذاب آور نمیرن و حتی بعدش هم نمیرن
اونقدر باقی میمونن که نابودم کنن و مثل آسفالتی بشم که انقدر آفتاب خورده و ماشین از روش رد شده وا رفته و له شده
وقتی همکارم از مادرش که سرطان گرفته حرف میزنه ناخودآگاه فکر میکنم اگر یه روز خدای ناکرده مامان منم بیمار بشه من میمیرم
یا وقتی پدر دانش آم
دانلود فیلم Helicopter Eela 2018
اطلاعات فیلم: IMDB
امتیاز فیلم: 5.2
ژانر: درام،
فرمت:MKV
کیفیت: WEB-DL
مدت زمان: 135 دقیقه
محصول کشور: هند
سال ساخت: 2018
کارگردان: Pradeep Sarkar
بازیگران فیلم Helicopter Eela 2018: Kajol,Riddhi Sen,Tota Roy Chowdhury,Neha Dhupia,Ila Arun,Amitabh Bachchan,Mahesh Bhatt,Alisha Chinoi,Shataf Figar,Daanish Gandhi,Za Hussain,Atul Kulkarni,Intekhab Mahmood,Rashi Mal,Chirag Malhotra
خلاصه داستان فیلم Helicopter Eela 2018: ایلا (کاجول) یک خواننده میباشد و یک مادر نیز میباشد که دوست دارد وظایفش رو خوب انجام دهد او سعی میکند به پسرش که به تنهایی او را
ترم دوم یکی از اساتید آزمایشگاه‌مون در وصف پروژه‌ی کارشناسی اینطور میگفت زمانی میرسه که دیگه از این دکمه‌ی استارت سیستم حالتون بهم میخوره. خواستم بگم اگه اون موقع تو دلم مسخره‌ت کردم و خندیدم بهت، شکر اضافه خورده بودم. 
بیش از 30 سال است که کمپانی Eset به عنوان یکی از بزرگترین شرکت های IT در سطح جهان مطرح است. ايست به طور
فعال در زمینه ارائه خدمات امنیت اینترنت و سیستم های رایانه ای فعالیت می کند. این
شرکت اسلواکیایی امروز یکی از موفق ترین نهادهای عرضه و فروش پکیج های امنیت اینترنت
به شمار می رود. یکی از اصلی ترین تولیدات مجموعه Eset،
نرم افزارهای آنتی ویروس این شرکت هستند. در کشور ما، محصولات ضدویروس و آنتی ویروس
های Eset محبوبیت 4زیادی دارند. سوال این جا است که با وج
حجت الاسلام سید احمد خمینى ( ره )  و خواننده آمریكایى الویس پریسلى ؛ بعبارت دیگر ،  هر دو آنها را یهودیان كشتند و روش كشتن هر دو آنها كاملا مشابه یكدیگر بوده كه ظاهرأ به بیمارى چاقى مبتلا شدند و سپس سكته كردند ، ولى مشكوك بودن مرگ كسى باید دلیل داشته باشد و وقتى یهودیان درون دولت ، كسى را میكشند از عقده اسرائیلى ها نسبت به آن شخص بوده ؛ بنابر این در مورد مرگ مشكوك هر كسى باید تحقیق نمود و حقیقت را كشف نموده و براى ملت قهرمان ایران افشا كرد كه مر
 
 
 و روش های برطرف كردن آنیكی از مشكلاتی كه معمولا افراد در مورد یخچال فریرز هایشان مطرح میكنند صدای بلند و شنیده شدن صدای نویز از آن است، شنیده شدن صدای نویز از یخچال فریزر یك مسئله معمول است كه هیچ كاری برای كمتر شدن این صداها نمیتوان كرد، اما اگر صدا از حد طبیعی بیشتر باشد به معنی وجود یك مشكل در آن است كه میتوان آن را رفع كرد. در ادامه این نوشته به برخی نكات برای برطرف كردن این صداها اشاره میكنیم.
نمایندگی تعمیر یخچال دووعلت صدای
کیسه برنج حتی از چکمه هم می تواند جذاب تر باشد با سکانس هایی واقعا به یاد ماندنی. دارم جلوی خودم را می گیرم که عکس جالب توجهی به این پست سنجاق نکنم که حکم اسپویل را داشته باشد ؛)  انقدر که این فسقلی های بامزه به جای نقش بازی کردن، توی فیلم زندگی می کنند، آدم لذت می برد.
داستان فیلم هم از این قرار است که پیرزنی به نام معصومه خانم در حالی که نای چندانی هم برای راه رفتن ندارد، تصمیم می گیرد خودش برای تهیه برنج کوپنی راهی شود و در راه دخترکوچولوی همس
    ارنست همینگوی Ernest Hemingway در ایلینـویز در غـرب آمریکازاده شد. پدرش پزشک و مادرش آموزگار پیانو و بسیـار مـذهبی بود.   در حالی که مادرش او را در کلیسا و سرودهای مذهبی مشارکتمی‌داد، پدر او را به ماهی‌گیری می‌برد و استفاده از اسلـحه را به اومی‌آموخت.     همینگوی در مدرسه، شیفتـه ی آموزگار ادبیاتش بود: از قیافـه وبیانش خوشم می‌ آمـد. احساس می‌کـردم چیـزی در من هست کهاو در قالب ادبیات و شعرهایـی که می‌خوانـد خوب بازگو می‌کند.»   نخستین ن
تعداد صفحات : 620
خلاصه رمان :  
داستان درباره دختری به اسم هلنا هستش که بعد از تحویل مادرش به اسایشگاه پسر صاحب خونه از خونش ی میکنه و با گفتن خبر ی به صاحب خونه , صاحب خونه اونو میندازه بیرون و تا اینکه با اشنا شدن با یک خانم….
رمان سنتر
توطئه زبان در فرانسه طراحى شد و به بسیارى از كشورها صادر شد كه كشور عزیزمان هم یكى از همان كشورهایى بوده كه این توطئه جهت سرقت تاریخ و تمدن ایران باستان در آن اجرا شد و كلمات اصیل آریایى یا ژرمن از كتاب هایى مانند شاهنامه فردوسى و دیگر كتاب هاى مهم ایران حذف گردید و بجاى این كلمات ، لغات روسى و اسرائیلى و از زبان هاى سرخپوستان و مغول ها را قرار دادند و پیرو این توطئه زبان ، با تعریف و محترم شمردن زبان فارسى از طرف توطئه گران ، باصطلاح هندوانه ا
این برای دومین بار در یک ماه اخیر است که منتظر می‌مانم. جواب اولی را دو هفته پیش گرفتم. نه بود. با ده روز این دست و آن دست کردن گفتندش. مادرش زنگ زد و گفت علی‌رغم میل خودش و پدرش به این وصلت خودشان به هیچ وجه مایل به ازدواج نیستند. با اینکه این یکی بلکل جنس متفاوتی دارد- کاری است- فرض کرده‌ام جواب این هم نه. آقای افرازی زنگ زده بود و شرایط شرکت را گفته بود و می‌خواست ببیند می‌توانم باهاشان کار کنم. پرسیدم کارهای من را دیده؟ برایشان فرستاده بودم.
بیوگرافی و زندگینامه سرنای ساریکایا
بیومیو : سرنای ساریکایا به انگلیسی Serenay Sarıkaya در 1 ژوئیه 1991در آنکارا، ترکیه متولد شد.
سرنای تا هفت سالگی با پدر و مادر خود در آنتالیا اقامت داشت اما بعد از جدایی آنها، با مادرش زندگی کرد.
قد او 176 سانتیمتر است.
ثروت او حدود 5 دلار می باشد.
سرنای در سن 15 سالگی در یک رقابت زیبایی شرکت کرد و جایزه ویژه ای دریافت کرد. اولین نقش اصلی او در سریال باغ لیمو رقم خورد.
سرنای در مسابقه دختر شايسته ترکیه در سال 2010 دوم شد. باز
دلتنگی

گاهی دلم برای خودم تنگ ميشود

گاهی میان من ، و ، دلم جنگ ميشود

گاهی من از حضور خودم بی خبر ترم

این قلب شیشه ای من از سنگ ميشود

گاهی صدای زمزمه ای ميرسد به من

گاهی تپش تپش دلم آهنگ ميشود

گاهی زمان به دست دلم ميشود اسیر

گاهی به دست عقربه ها زنگ ميشود

گاهی هوای هیچ کسی را نمیکنم

بی عشق قلب خسته ی من لنگ ميشود

گاهی حواس پرت خودم میشوم و گاه

در لابه لای موی خودم چنگ میشوم

گاهی صدای ناله ی یک ارغنونم و

گاهی شبیه زخمه ی اورنگ میشوم

من مثل ر
فردا
فردا
کارگردان ایمان افشاریان،مهدی پاکدل
تهیه کننده حسین صابری
داستان فیلم

داستان دختری است که علاقه به عکاسی دارد و همراه با مادرش راهی سفر عکاسی می‌شود که در این سفر اتفاقاتی برای او پیش می‌آید.

1) دانلود با کیفیت 480

2) دانلود با کیفیت 720

3) دانلود با کیفیت 1080

4) دانلود با کیفیت HQ-1080
شاید براری شما هم این سوال پیش آمده باشد که ویژگیهای گیتار فلامنکو و کلاسیک چیست؟ با ما در ادامه همراه باشید تا هر کدام را به صورت مختصر برایتان توضیح دهیم. اگر یک نوازنده مبتدی باشید در نگاه اول نمیتوانید تفاوت این گیتارهای را در صدا تشخیص بدهید، هرچند که فلامنکو مقداری در ظاهر با ساز کلاسیک تفاوت دارد. بدنه ی گیتار فلامنکو قوس و تاب بیشتری داشته و گیتار کلاسیک بیشتر شبیه آتیک به نظر ميرسد. با این حال شاید بجز مقداری تفاوت در ظاهر، نتوان
روی پای خانم مُسنی که جلوی تاکسی نشسته بود، سبدی حصیری بود که گربه لاغری وسط آن نشسته بود و به خانم مسن نگاه می‌کرد ! پسربچه‌ای که با مادرش عقب تاکسی نشسته بود از خانم مسن پرسید : چرا گربه‌تون اینقدر زشته؟» زن گفت : اینکه خیلی خوشگله، تازه نابغه هم هست!» مادر پسربچه گفت : نابغه است؟» زن مُسن با افتخار گفت : بله. جدول ضرب رو حفظه.» پسربچه گفت : دروغ نگو.» زن مسن رو به گربه گفت : دو دو تا؟» گربه چهار تا میو گفت. زن مسن گربه را ناز کرد و گفت : س
تعداد صفحات : 304
خلاصه رمان : 
 داستان در مورد زندگی شمیمه.دختری که پدر و مادرش واز دست داده و اش زندگی میکنه. سختی های زندگی از یه طرف و سخت گیری های خاله اش هم از یه طرف دیگه باعث میشه که شمیم از اون خونه فراری بشه.ولی دست تقدیر سرنوشت دیگه ای روبراش رقم زده.زندگی میخواد روی خوبش و بهش نشون بده. روزگار اون و سر راه خانوم بزرگ قرار میده کسی که خونه اش قراره برای شمیم تبدیل به یه کلبه امن بشه و سرنوشتش طور دیگه ای رقم بخوره
پایان
چند روز پیش، خواستگاری دختری رفتم، که سخت دل بسته من بود. مرا بخاطر ایمان و اعتقاداتم انتخاب کرد و من نیز شخصیت او را دوست داشتم، نگی داشت.خواستگاری مختصری بود، از طرف ما خواهرم نبود و برادر ارشدم. از طرف عروس هم، خواهرش نبود و دو برادر بزرگترش. خواهرش و مادرش هم مرا پسندیده بودند.من یک کارمند حقوقی و او نیز یک دبیر، بحث ها از خواستگاری کشیده شد به ی و اعتقاداتی. گویا خدا می خواست، چشم من زا همین اول کار باز کند. بحث تا جایی پیش رفت، که م
#پارت_21
#متغیر
با نجوایی که درگوشم زمزمه میشد چشم بازکردم به حدی خسته و کوفته بودم که صدایش برایم حکم لالایی داشت وقتی صدای بسته شدن در اتاق3.4 که دراختیار داشتم به گوشم رسید مثل برق گرفته هادرجایم نشستم .یورش بردم به سمت درو بیرون رفتم پایین پله ها خانومی چمدان به دست درحال رفتن بود-کتی(خدمتکار) کتتتی خانم صبر کنید چمدانش زمین گذاشت لبخندی زد که چهره سردش حتی با لبخندی که زد گرم و صمیمی نشد
+دارین میرین؟!!
-اره
+سری به من نمیزنید؟!!
 -. 
سرمو کج ک
نامه‌های یک دختر دانشجو به مادرش
کوثر که برای ادامه‌ی تحصیل به تهران آمده، و ناگهان وارد فضایی با تفاوت فرهنگی و اعتقادی زیادی شده است(چیزی که اکثر ما با ورود به شهری دیگر با آن مواجه می‌شویم!)، با شبهات و سوالات زیادی در زمینه حجاب روبه‌رو می‌شود؛ در این زمان برای حل این شبهاتش، سراغ بهترین پاسخ‌دهنده‌ی زندگی‌اش می‌رود، و به پدر و مادرش نامه می‌نویسد و سوالات اعتقادی خود را درمورد حجاب و عفاف از آن‌ها می‌پرسد، مادر کوثر هم از شیرا
جلد اول .قسمت یازدهم
شروع به بررسی اطراف کردم دیدم که از پشت درختان چیزی با سرعت
زیادی رد شد ، بعد ناپديد شد خیلی سریع بود و نمیتوانستم تشخیص بدم چیه ،
سریع به این طرف و اونطرف میرفت .ترسیده بودم چند قدمی به عقب رفتم و به سث رسیدم خودمو بهش فشار میدادم تا از خطر رو به رو در اما باشم.سث گفت: چرا به من چسبیدی کمی فاصله بگیر این همه جا هست برای رفتن.گفتم : تو خطری احساس نمیکنی؟
ادامه.
یه روز مسؤول فروش، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند. یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و غول چراغ ظاهر می شه. غول میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!… من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم … پوووف! منشی ناپديد می شه…


ادامه مطلب
دوست داشتن #تُ
تنها برنامه ايست
که قلبِ من می تواند اجرا کند❤️
درست مثل یک ربات
بی چون و چرا
و بی اندازه "دوستت دارم !!☺️
بی اندازه دوست تون دارم دنبال کننده ها و نظر دهنده ها 
این شعرم . گفته از خودش هست شعر هایی که میگه .
شعری خواستید هستن دوستان.
انیمیشن آنا و برونو Ana and Bruno 2017 WEB-DL
کارتون Ana and Bruno 2018 با کیفیت 1080p & 720p
برنده 2 جایزه از جشنواره های فیلم
نام کارتون: آنا و برونو – Ana y Bruno | ژانر: انیمیشن، ماجراجویی | تاریخ انتشار: سال 2017
زبان: انگلیسی | مدت زمان: 96 دقیقه | زیرنویس فارسی: ندارد | کیفیت: WEB-DL
فرمت: MKV | حجم: 1.6 گیگابایت + 800 مگابایت | امتیاز: 7.0 از 10
خلاصه داستان: دختر بچه ای افسرده به اسم آنا در زندگی مشکلات زیادی را تحمل کرده است. حال در زندگی خود با چالش مرگ مادرش روبرو است و برای نج
بسم الله
یادداشت یک دوستقاتل در میانه‌ی دادگاه ايستاده بود و لبخند نفرت انگیزی بر لب داشت. می‌دانست قاضی و دادستان و بازپرس و. جرات محاکمه اش را ندارند. مقتول دختر خردسالی بود که بعد از کشته شدن، به آتش کشیده بود و باقی‌مانده‌ی جسدش را در آب ریخته بودند. مادرش ضجه می زد، پدرش اما خاموش بود و مات و مبهوت در و دیوار را نگاه می‌کرد. قاتل ادعا می‌کرد پشیمان نیست اما متاسف است. در عین حال همین را هم با خنده میگفت. او می‌گفت دختربچه را با یک شرور
بخون من که اشکم در اومد
☺وقتی یک سالت بود مشغول شد به غذا دادن و شستنت.
و تو با گریه های طولانی   شب از او تشکر کردی.
☺وقتی دو سالت بود مشغول شد به اموزش دادنت به راه رفتن 
اما تو با فرار از ان هنگامی که صدایت میکرد از او تشکر کردی

 ☺وقتی سه سالت بود مشغول شد به غذاهای خوشمزه برایت پختن
و تو با ریختن غذا بر روی زمین ازش تشکر کردی
☺وقتی چهار سالت بود مشغول شد به دادن مداد به دستت تا نوشتن را یاد بگیری
و تو با خط خطی کردن روی دیوار از او تشکر کردی
پیشگفتار.
این رمان صرفابراساس تخیل میباشدواحتمال اینکه دراین بازه زمانی رخ بدهدغیرممکن هست.تحلیلگران براین باورهستنداین اتفاق درآینده ای دوررخ میدهد.تمامی شخصیت هاوخصلت های اخلاقی افرادبرپایه تخیل نویسنده نوشته شده است.بااحترام به مخاطبان ازهرگونه کپی برداری ازسایت رمان ویژه بپرهیزید.

صبح شده بیدارشونورابیدارشونورا!!!
نوراچشمان آبی خودرابازکردوبه حال خمیازه کشیدن گفت عح من نمیخواهم مهدکودک بروم.اونجاخاله فاطمه وخا
دانلود سریال نهنگ آبی قسمت بیست و سوم با لینک مستقیم
دانلود قسمت 23 سریال نهنگ آبی با کیفیت عالی 1080p
لینک دانلود قرار گرفت
گروه فیلم : معمایی
سال تولید : 1397
کارگردان : فریدون جیرانی
بازیگران: لیلا حاتمی, ساعد سهیلی, ماهور الوند, ویشکا آسایش, حسین یاری, آزاده صمدی, پریوش نظریه, مجید مظفری, حمیدرضا آذرنگ, الهام کردا, ستاره پسیانی, دیبا زاهدی, مصطفی زمانی, فرهاد آئیش
خلاصه داستان :آرمین دانشجوی تیزهوش و درونگرای رشته امنیت شبکه است که بیشت
با وجود بیش از 20 شرکت خصوصی و دولتی که خدمات بیمه عمر ارائه میدهند و ده ها هزار نماینده فروش آنها ، هنوز هم اکثر مردم درک درستی از بیمه عمر ندارند و اغلب تصور میکنند که بیمه عمر سرمایه ايست که فقط پس از مرگ آنها به ذینفعان ميرسد در صورتی که این یک اشتباه بزرگ است و این تنها بخشی از بیمه عمر است که به آن سرمایه فوت میگویند و بخش دیگر "سرمایه حیات" در صورت زنده بودن فرد در پایان مدت قرارداد به او پرداخت خواهد شد. در کنار این دو سرمایه ، بیمه عمر انو
و من هیچوقت از زندگی سیر نمیشوم.یک دختربچه‌ی دوازده ساله درونم نفس میکشد و من جانانه او را بزرگ میکنم.میگذارم وسط خیابان رقص‌پا کند بدون آنکه از نگاه پیرمردانِ شکاک بترسد.میگذارم وسطِ رانندگی کردنش پنجره را پایین بیاورد و از هوای خنکِ زمستانی که لای موهای ش میپیچد لذت ببرد و دلهره‌ی شالِ افتاده‌اش را نداشته باشد.میگذارم وقتی بچه‌های کوچکتر را دید،مارمولک‌بازی در بیاورد و به زور هم که شده لبخند بچسباند گوشه‌ی لب‌های مات‌زده‌
رقابت در وضع اقتصادى و موقعیت اجتماعى و ازدواج و تشكیل خانواده و رقابت در نشان دادن قدرت ى و ثروت ، بمعناى وجود رژیم اسرائیل در دولت جمهورى اسلامى ایران میباشد و غارت و چپاول ثروت كشور كه بیت المال است از امورى است كه یهودیان بهائى رقیب ملت قهرمان ایران به آن علاقمند هستند و میگویند كه اگر این ملت بداند چه اشخاصى در دولت و مجلس هستند ، دولتى اسلامى و آریایى روى كار مى آید كه همه اعضاء دولت ها و مجالس از زمان آقاى خاتمى ببعد را بازداشت كرد
برای خرید بهترین لایسنس ها با قیمت مناسب و مدت یکساله اصلی نود32 و شرکت eset به فروشگاه 
http://shop313.ir مراجعه فرمایید این فروشگاه قیمت های مناسب لایسنس هارا ضمانت میکند . 

خرید لایسنس اورجینال نود 32 ورژن 12 ناد مارکت تخصصی ترین تخفیف .
تخصصی ترین و متنوع ترین ارائه دهنده لایسنس اورجینال نود 32 ، قیمت های رقابتی منحصر به فرد ، خرید نود 32 ورژن 11 و 12 ، دانلود نرم افزار اورجینال Eset. بهریت نلایسنس یک ساله را دریافت کنید
لایسنس آنتی ویروس نود 32 | خرید لایسن
من دوست ندارم توی غذاخوری بشینم. از پنجره به کلاغ‌های کنار جوب نگاه می‌کنم که انگار دنبال غذا می‌گردن و فکر می‌کنم که بیشتر از همه دوست دارم سه تا کلرودیازپوکساید رو بذارم لای یه دستمال کاغذی تمیز، با پشت قاشق چایخوری روی دستمال کاغذی رو فشار بدم قرص‌ها پودر بشن، بریزمشون توی چای و سر بکشم و توی بزرگمهر و فلسطین پیاده‌روی کنم و به همه لبخند بزنم. چه رنگِ سبزِ قشنگ و عجیبی داره کلرودیازپوکساید، مخصوصن با پس‌زمینه سفید دستمال‌کاغذی، شبی
یه استاد داشتیم که فامیلیش انیران بود. اواسط ترم مادرش فوت کرد و دقیقا اولین روز کاریش بعد از سوگواری، جلسه‌ی ما بود. توی فتوکپی دانشگاه بودم که چندتا از دانشجوهای ارشدش داشتن آگهی تسلیت چاپ می‌کردن تا مراتب احترام و همدردی خودشون رو ابراز کنن. مسئول دستگاه به خاطر شلوغی و سر و صدا نتونست درست و واضح اسم مورد نظر رو بشنوه و تایپ کرده بود امیران. پرینت که گرفت پسرا دادشون دراومد که آقا اشتباه زدی، انیران نه امیران، ولی اون همچنان باور داشت ک
آرامشی که به خودم میدم کاملا موقتیه
اولش خیلی حالم خوب میشه ولی چند ساعت بعد دوباره همونم
23 روز گذشته اما هنوز انگار زیر بار این نرفتم که پیش هم نیستیم.!
به هر بهانه ی کوچیک و نامربوطی بهم می‌ریزم.
با اینهمه، توی این 23 روز فقط سه بار گریه کردم ها
ولی درونم آروم نیست.
مخصوصا از وقتی همسر هم دیگه دلتنگی هاش معلوم شد.
امشب اولین شب قدره
بجای این‌که 4 صفحه قرآن بخونم و با معبود خودم حرف بزنم و ارتباطم رو قوی کنم، تا قوی بشم،
دارم شکایت می‌کنم که چر
بعضی وقتا نفس‌های آدم به قدری سنگین می‌شن که صدای خراشی که به سینه‌ات وارد میکنن رو می‌شنوی.
اونقدرا دنیا کثیف شده که میپذیرم باید ايستاد تا نمرد. تا جایی مه فقط بتونم ثابت کنم میشه نمرد و زنده موند. همین!غایت دنیا به همین خلاصه می‌شه.
عکس آقای خامنه ای

تبلیغات

آخرین مطالب